
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از تهران نیوز ، سردار یحیی رحیم صفوی لحظاتی پیش در یادواره شهید شوشتری که در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در حال برگزاری است با بیان اینکه در ابتدای سخنانم سلام رهبر معظم انقلاب را به خانوادههای شهیدان وحدت و سایر شهیدان میرسانم اظهار داشت: از فرمانده دانشگاه افسری امام حسین (ع) که خودشان هم از فرماندهان دلاور دفاع مقدس و برادر شهید هستند، به خاطر برگزاری این مراسم در کنار این مضجع شریف تشکر میکنم، هماکنون سالهای بسیاری از پایان جنگ میگذرد. سوال این است که برگزاری چنین مراسمهایی برای بزرگداشت شهدا چه ضرورتی دارد، چرا باید از حماسه شهدا و مظلومیتشان سخن بگوییم؟
مشاور عالی رهبر معظم انقلاب با تاکید بر اینکه رمز اقتدار، امنیت و پیشرفت انقلاب اسلامی، حفظ فرهنگ جهاد و مقاومت است گفت: اگر روحیه حماسی از یک ملت گرفته شود و جوانانش روحیه ظلمستیزی نداشته باشند، آن گاه مردم آن دیار، فرهنگ زانو زدن و تسلیم شدن در برابر ظالم ترویج پیدا میکند.
وی خاطرنشان کرد: در زمان جنگ هم بسیاری عقیده داشتند که باید با آمریکاییها کنار بیاییم، این تفکر یک تفکر اشتباه بود. تفکر دیگر، ایستادگی و مقاومت در برابر ظلم و استکبار حتی به قیمت شهادت بود و ما دیدیم که تفکر دوم جواب داد.
سردار رحیم صفوی با اشاره به اینکه برگزاری این گونه مراسمها به ما یادآوری میکند که تنها راه برون رفت از فشارهای اقتصادی، مقاومت در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است خاطرنشان کرد: لباس عزتی که امروزه بر تن کشورمان است را مدیون شهدا و صبوری خانوادههایشان هستیم. شهید شوشتری طی ۸ سال دفاع مقدس، کمتر از ۸ ماه در خدمت خانوادهاش بود. بنابراین نمیتوان از نقش پررنگ همسران شهدا چشمپوشی کرد.
مشاور عالی رهبر معظم انقلاب با بیان اینکه ما هنوز نتوانستهایم ابعاد دفاع مقدس و ابعاد روحی شهیدانمان را به نسل جوان معرفی کنیم گفت: شهدا، دفاع مقدس، بسیج، فرزند شهید در دانشگاهها و مدافعان حرم مظلوم هستند. اگر ۲۰۰ هزار شهید نبودند تا به ما درس مقاومت و جهاد بیاموزند، امروز ما قدرت نفوذ کنونی در کشورهای منطقه را نداشتیم.
وی خاطرنشان کرد: استکبار جهانی در سوریه و عراق با شکست مواجه شده است چرا که مردمان این کشورها افرادی مقاوم و شجاع هستند، یمنیها ۲ سال و چند ماه است که خانه و زندگیشان را فدا کردهاند تا در برابر سعودیها شکست نخورند و مقاومت زنان بحرینی در برابر رژیم فاسق کشورشان قابل تحسین است.
سردار رحیم صفوی تاکید کرد: عظمت همسران، مادران، پدران و فرزندان شهیدان را نباید فراموش کنیم. پدر شهیدی در نیمههای شب برای خوردن آب بیدار شده بود که روی زمین افتاده و تا صبح بیهوش مانده بود. ایشان اینطور بیان میکرد که اگر پسرم بود، من اینطوری نمیشدم.
مشاور عالی مقام معظم رهبری با بیان اینکه از جوانان میخواهم که زندگی شهید شوشتری را مطالعه کنند تصریح کرد: باید ببینیم که اندیشه و رفتار شهید شوشتری چگونه بوده که از چوپانی به آن درجه رسید.
وی با اشاره به اینکه شهید شوشتری با قرآن مانوس بود خاطرنشان کرد: ما باید هر روز حداقل یک صفحه قرآن بخوانیم تا شیطان به سراغ ما نیاید. سردار اهل نماز بود و آن را در اول وقت به جای میآورد. من هماکنون ۶۵ سال دارم و فقط دو مرتبه نماز دلچسب خواندم، نخستین بار آن برمیگردد به زمانی که در کردستان بودیم و در حصر نیروهای ضدانقلاب. دومین مورد آن نیز بعد از شکست حصر کارون بود که فقط این دو نماز به دل من نشست.
فرمانده سابق سپاه پاسداران خاطرنشان کرد: سردار شوشتری عظمت ملت ایران را درک کرده بود، بسیاری از سیاسیون جایگاه ملت را درک نمیکنند و از میزان رضایتمندی مردم خبر ندارند. بدترین موضوع برای سیاستمداران این است که متوجه از اظهارنظرهای مردم در مجامع عمومی مختلف خبر نداشته باشند.
سردار رحیم صفوی با اشاره به اینکه شهید شوشتری عظمت مردم سیستان و بلوچستان را به خوبی درک کرده بود اظهار داشت: ایشان برای تقویت وحدت در سیستان، بهترین برنامهریزی را کردند و در هدف خود به موفقیت هم رسیدند.
وی با بیان اینکه پاسداران باید تاریخ حداقل صد سال گذشته ایران را بدانند تا بتوانند از کشور دفاع کنند، اگر تاریخ را بلد نباشید مجبور به تکرار دیدگاههای دیگران میشوید گفت: اخلاق و رفتار شوشتری به معنی واقعی کلمه “بسیجی” بود، بسیجیان در زمان جنگ باید صدای فرمانده را میشنیدند تا جنگ کنند. آقای شوشتری بعد از جنگ با سربازان به صورت انسانی و اسلامی رفتار میکند.
مشاور عالی رهبر معظم انقلاب افزود: من از جنگ کردستان تا مدتی قبل از شهادتشان، از نزدیک با ایشان آشنا و همراه بود. طی این مدت، هیچگاه ندیدم که ایشان عصبانی بشود و یا صدایش را بالا ببرد، ترس در دل ایشان جای نداشت. آرامش ذاتی داشت. در مواقع بمباران، هیچگاه سرش را پایین نمیآورد و حتی چشمهایش را نیز نمیبست چرا که صلابت خاصی داشت. در فاو و سایر مناطقی که حضور داشت اینگونه بود.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از سایت رسمی باشگاه استقلال، پیرو تصمیم کمیته محترم انضباطی فدراسیون فوتبال مبنی بر محرومیت سه بازیکن تیم ملی امید استقلال، صبح امروز سید رضا افتخاری مدیرعامل باشگاه استقلال همراه با علیرضا منصوریان سرمربی تیم، در محل آکادمی فوتبال با جناب آقای تاج ریاست فدراسیون فوتبال دیدار و گفت و گو کردند.
در این نشست آقای منصوریان گزارشی از وضعیت بازیکنان مصدوم استقلال را به آقای تاج ارائه کرده و علت عدم حضور سید مجید حسینی در اردوی تیم ملی امید را به رئیس فدراسیون فوتبال گزارش کرد. در پایان این جلسه مقرر گردید موارد مورد مذاکره به صورت مکتوب برای ریاست فدراسیون فوتبال ارسال شود و با دستور جناب آقای تاج رای صادره توسط کمیته انضباطی مورد بازنگری و تجدید نظر قرار گیرد.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از روابط عمومی جبهه مردمی، نوزدهمین جلسه شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی عصر امروز یکشنبه ۱ مرداد ماه به ریاست حجتالاسلام والمسلمین محمد حسن رحیمیان و با حضور اعضای شورای مرکزی برگزار شد.
در این جلسه درباره برنامههای آینده و سند راهبردی جبهه که به منظور آسیب شناسی نقاط ضعف و قوت جبهه مردمی تهیه شده است، بحث و تبادل نظر صورت گرفت و این سند در جلسه آینده به تصویب نهایی خواهد رسید.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از فارس؛ سخنگوی کاخ سفید روز یکشنبه از طرح مجلس نمایندگان آمریکا برای تحریم ایران، روسیه و کره شمالی حمایت کرد.
«سارا سندرز» که با شبکه «ایبیسی» گفتوگو میکرد، گفت: «ما از نسخه کنونی این طرح حمایت میکنیم و به رایزنی با مجلس نمایندگان و سنا ادامه میدهیم تا آن تحریمهای شدید را تا زمان حل و فصل کامل مسئله اوکراین، علیه روسیه اعمال کنیم.»
سران مجلس نمایندگان آمریکا روز شنبه نسخه اولیه طرح موسوم به «قانون تحریم روسیه، ایران و کره شمالی» را منتشر کردند.
این طرح، نسخه اصلاحشده مصوبه ماه گذشته سنا است که با مقاومتهایی از سوی کاخ سفید روبرو شده بود. مصوبه سنا، ابتدا با عنوان طرح تحریمهای ایران معرفی و پس از مدتی با فشار دموکراتها، تحریمهای روسیه هم به آن اضافه شد.
افزوده شدن تحریمهای روسیه به آن طرح و اینکه این مصوبه دست دولت در برداشتن تحریمهای مسکو را میبست، موجب مخالفت کاخ سفید و گروهی از جمهوریخواهان بود.
نهایتا با انجام اصلاحاتی از جمله تعدیل شدت تحریمهای ضدروسی و افزودن تحریمهایی علیه کره شمالی، سران جمهوریخواه و دموکرات مجلس نمایندگان بر سر این طرح به توافق رسیدند.
سندرز در مورد این طرح گفت: «نسخه اصلی این طرح، درست نوشته نشده بود.»
با وجود اعلام حمایت سخنگوی کاخ سفید، «آنتونی سکاراموچی» رئیس جدید روابط عمومی دولت آمریکا گفت هنوز نمیداند که آیا ترامپ این طرح را امضا میکند یا نه.
وی گفت: «حدس من این است که او به زودی در این رابطه تصمیمگیری میکند.»
با این حال، حتی اگر ترامپ تصمیم بگیرد که این طرح را امضا نکند، سنا و مجلس نمایندگان میتوانند با تصویب مجدد طرح با بیش از دو سوم مجموع آرای نمایندگان، وتوی رئیسجمهور را بیاثر کنند.
«بن کاردین» رهبر دموکراتها در سنا در این مورد به شبکه «فاکسنیوز» گفت: «اگر او این طرح را وتو کند، ما از وتوی او عبور خواهیم کرد.»
نسخه اولیه طرح که در سنا تصویب شد، تنها 2 مخالف داشت و با 98 رأی تصویب شد. قرار است این طرح سهشنبه در مجلس نمایندگان به رأی گذاشته شود. انتظار میرود آنجا هم این طرح با رأی قریب به اتفاق قانونگذاران آمریکایی تصویب شود.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از دانا؛ مهندس محسن هاشمی... مدیرعامل سابق متروی تهران و نفر اول فهرست اصلاحطلبان برای انتخابات شورای شهر پنجم. حائز کسب اکثریت آرای مردم تهران و کسی که از صبح فردای انتخابات همه به او به چشم شهردار اصلاحطلبان نگاه میکردند.
ولی گویا تقدیر، چیز دیگری را برای فرزند ارشد مرحوم هاشمی و شهردار بالقوه اصلاحطلبان رقم زده است...
آبها که از آسیاب انتخابات افتاد، اصلاحطلبان شروع به زمزمههایی کردند مبنی بر اینکه محسن هاشمی چیزی به نام «میثاقنامه» را امضا نکرده است.
خبر موثّقی در این رابطه منعکس نشد اما در محافل گفته میشد اصلاحطلبان از محسن هاشمی خواستهاند که چند تعهد کتبی به ستاد اصلاحات بدهد اما او از این کار امتناع کرده است.
آن زمزمهها و این اخبار محفلی اما به رخداد جالبی انجامید و آن آغاز کنایههای چپها به هاشمی بود.
متحدان او در روزهای انتخابات به یکباره از این گفتند که اگر هاشمی بخواهد شهردار شود، این کار او به معنی خروج از شورای شهر و در نتیجه ورود یک اصولگرای علیالبدل به شوراست!
آنها البته ژست طرفداری از رأی مردم را هم گرفتند و از این گفتند که مردم به آقای هاشمی رأی دادهاند تا در کرسی شورای شهر بنشیند نه اینکه به «بهشت» برود.
و این زمزمهها مثل یک بیماری به جان محسن افتاد و او هر روز در قامت سیاسی و انتخاباتی خود نحیف و نحیفتر شد.
او در اوان شروع زمزمههای اشاره شده چند مصاحبه انجام داد و بر ضرورت حفظ آرامش در فضای سیاسی و جلوگیری از حاشیهسازی برای شورای شهر جدید تأکید کرد. هاشمی حتی دست به انتقاد از قالیباف هم زد تا شاید به رنگ جماعت اصلاحطلبان درآید اما کمکم همین اظهار نظرهای جنتلمنی هم کمرنگ شد و کسی خبر دیگری از محسن هاشمی در رسانهها نخواند.
حالا اصلاحطلبان صراحتاً از این میگفتند که دیگر حتی احتمال شهردار شدن محسن هاشمی هم وجود ندارد و او در شورای شهر خواهد ماند.
جالب آنکه حتی پس از مطرح شدن نام کاندیداها برای شهرداری تهران هم نامی از فرزند ارشد مرحوم هاشمی رفسنجانی به میان نیامد و تحلیلهایی که میگفتند قرار است شهرداری تهران سهم کارگزارانیها باشد، با دیدن پررنگ نام «محمدعلی نجفی» و «حسین مرعشی» به مرحله اثبات رسیدند...
*هاشمی؛ «عارف مجلس دهم» در شورای شهر پنجم
بدون هیچ تعارفی، محسن هاشمی دیگر آن مهندس محسن هاشمی روزهای انتخابات شورای شهر تهران نیست.
مردی تنومند که عکسهایش در کنار مرحوم هاشمی و در حالی که دارد شهر تهران را به او نشان میدهد بر در و دیوار برخی محلات و خیابانها به چشم میخورد و جوانترهای اصلاحطلب نیز با کنایه از این میگفتند که او مسافر بهشت است.
حالا اما با قضایای رخ داده، انگار همه اصلاحطلبان مسافر بهشت شدهاند غیر از «محسن هاشمی»!
او تبدیل به یک ناظر ساکت شده است که انگار هیچ مطالبهای درباره ژستهای انتخاباتیاش ندارد.
جالبتر آنکه گویا زمزمههای مربوط به تکیه زدن او بر ریاست شورای شهر تهران هم دیگر به گوش نمیرسند و مهندس کارکشتهای که حائز بیشترین آرای مردم تهران نیز شد، حالا باید مثل یک عضو معمولی شورای شهر، ۷۰ ساعت موظفی ماهانه یک عضو شورای شهر را انجام بدهد و برود.
محسن هاشمی در یک شوربختی عجیب، قرار است به «عارف مجلس در شورای شهر» تبدیل شود.
مردی بدون هیچگونه تأثیرگذاری خاص که روزگاری تنها امید اصلاحطلبان برای نزدیک شدن به کارنامه اجرایی قالیباف به شمار میرفت اما بنا به دلایل سیاسی چپها، حالا شاید قرار است تقصیر همه رخدادهای شورای شهر اصلاحطلبان و حواشی آن هم به گردن او بیافتد.
البته هاشمی با خطر وراثت هم مواجه است... او بهتر از همه به یاد دارد که اصلاحطلبان با مرحوم هاشمی در مجلس ششم چه معاملهای کردند و شاید این روزها بیش از هرچیزی مشغول تفکر درباره همان معامله باشد.
او نیک میداند که ستاد جریان سیاسی خاص با هرچیزی سازش کند اما «اصلاحطلب یاغی و متداخل در ساختار نظام» را هرگز تحمل نخواهد کرد.
هاشمی از طرفی شورای شهر دوره اول و مجلس ششم را هم به خوبی به خاطر دارد و نیک میداند که اصلاحطلبان هرگاه زیر یک سقف جمع شدهاند، هرگز نتوانستهاند یکدیگر را تحمل کنند.
و شاید قربانی این بازی، کسی جز محسن هاشمی نباشد.
سکوتهای این روزهای محسن، معتدلترین فرزند مرحوم هاشمی و نفر اول آرای مردم تهران معانی زیادی دارد...
برخی رسانههای اصولگرا طی روزهای اخیر از این نوشتهاند که آه محسن هاشمی برای اصلاحطلبان، خانمانسوز خواهد بود. همانطور که آه مرحوم هاشمی برای مجلس ششم دامن اصلاحطلبان را گرفت.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از آناج، اخیرا شایعاتی در فضای مجازی مبنی بر اینکه برخی محصولات شرکتهای ایرانی موجب مرگ و بیماریهای نادر میشود، در حال دست به دست شدن است. نکته جالب این اخبار اغراق بیش از حد و ربط دادن این محصولات به داعش است تا رعب و وحشت را در میان مردم افزایش دهد.
این شایعات که برای تخریب رقبا و کاهش فروش آنها ساخته و در فضای مجازی پخش میشود کذب محض است و تنها برای تخریب شرکتهای ایرانی منتشر میشود، شایعاتی که پخش آنها با نام بردن از عوامل انتظامی و بیمارستانی همراه است و قصد آنها نیز واقعی جلوه دادن این ادعاهاست.
با گسترش فضای مجازی دست به دست شدن شایعات تسریع پیدا کرده است و میزان شایعاتی از این دست نیز افزایش یافته است. شایعاتی مانند ابتلا به سرطان با مصرف محصول شرکت ایکس و یا مرگ کمتر از 48 ساعت با مصرف محصول کارخانه ایگرگ به وفور در فضای مجازی یافت میشود که باید با کسانی که چنین شایعاتی را ساخته و به صورت گسترده پخش میکنند برخورد عملی صورت بگیرد.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از فارس، محمدباقر قالیباف شهردار تهران نامهای خطاب به «جوانان انقلابی و دلسوز ایران» منتشر کرد که در بخشی از آن آمده است: به این باور رسیدم که «تغییرِ اساسی در نحوة کنشِ جریانِ اصولگرایی» یکی از مطالبات اصلیِ امروز شما جوانان مومن و دلسوزِ انقلاب و کشور است. امروز دیگر روشن است که اصولگرایی باید با حفظِ مبانی و ارزشهایِ انقلابیِ جمهوریِ اسلامی، در نگرش و شیوة سیاستورزی خودْ متحوّل شود و با گفتمان و چهرههایی نو، حرکت در راستایِ «نواصولگرایی» را هرچه زودتر آغاز کند.
متن کامل این نامه در ادامه میآید:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
جوانان انقلابی و دلسوز ایران عزیز
در ماههای گذشته بسیاری از شما به صورت حضوری و غیرحضوری با من از دغدغههای جدی خود دربارة آینده کشور و انقلاب سخن گفتید. این شور و شوق و احساسِ مسئولیتِ تحسینبرانگیزِ شما مرا برآن داشت که دست به قلم برده و برخی نگرانیهای خودم را با شما و مردم عزیزمان در میان بگذارم. پایانِ رقابتهایِ انتخاباتی به معنایِ فراموش کردنِ ناکارآمدیهایِ دولتِ مستقر یا نادیدهگرفتن برخی خطاهایِ دوستانِ جبهة انقلاب نیست. ناکارآمدی در حلِ معضلاتِ اقتصادی، گذرانِ زندگیْ همراه با آرامشِ خاطر را برای بسیاری از مردم، روز به روز دشوارتر میکند و این در حالی است که عدهای میخواهند برای فرار از مسئولیت و پاسخگویی، هرگونه انتقادی را با نسبت دادن به رقابتهایِ انتخاباتی نادیده گرفته و کم اهمیت جلوه دهند؛ هر زمان که به سودشان باشد به رقابتهایِ انتخاباتی ارجاع میدهند و هر زمان که به ضررشان باشد میگویند رقابت تمام شده است. این برخورد دوگانه خطر هدررفتن سرمایه اجتماعی و ملّی را به همراه دارد؛ گویی دولت خود را بی نیاز از سایر مردمی میداند که به هر دلیلی به رئیسجمهورِ مستقر رای ندادهاند. کیست که نداند دعواهایِ سیاسیِ غیرِ ضروری چند هفتة گذشته برای آن بوده که معضلات و ناکارآمدیِ اقتصادی به حاشیه برده شود.
در حالی که خبرِ تعطیلیِ بنگاههایِ تولیدی و بیکار شدنِ کارگرانْ یکی پس از دیگری شنیده میشود و مردم، نگرانِ عواقبِ سیاستهایِ بانکی و تداومِ رکود هستند، رئیسجمهورِ محترم حرف از پایانِ دورانِ رکود میزند. این تناقض را ای بسا تنها با راهاندازیِ جنجالهایِ سیاسی بتوان حل کرد؛ وگرنه مردم به چشم خود میبینند که دولتِ مستقر به جای حلِ مشکلاتِ کلانِ اقتصادیِ کشور، بر طبل حاشیهسازی و ایجادِ شکاف در حاکمیت و ادارة کشور میکوبد.
در برابر این نگرانیهای دلسوزانه، دو پرسش بیش از هر چیز، ذهن من را به خود مشغول کرده است: پرسش اول این که ناکارآمدیِ دولت زمینه را برای تغییر در وضع موجود در افکارعمومی کاملا مهیا کرده بود، چه عواملی باعث شد که ما این فرصت بزرگ را هم مانند گذشته از دست بدهیم و در عمل اجازه بدهیم با تثبیت مدیریت خسته، بسته و زاویهدار با گفتمان انقلاب اسلامی و منافع ملی، زندگیِ جاریِ مردم و آرمانهایِ انقلابِ اسلامی چهار سال دیگر در بیم و نگرانی سپری شود؟ و در پی این سوال، پرسش بعدی مطرح می شود که برای اصلاح این روندی که سالهاست ادامه دارد و باعث شده جمهوری اسلامی نتواند در دوران پس از دفاع مقدس حتی یک دولت کارآمد در حل نیازهای مادی و معنوی مردم و نزدیک به افق آرمانهای انقلابِ اسلامی را تشکیل دهد، چه باید کرد؟
در گفتگو با شما جوانانِ مؤمن، دلسوزِ انقلاب و نظام و کشور، جوابهایِ متعددی در پاسخ به این دغدغهها شنیدهام که نشان میدهد بسیاری از شما دلیلِ شکستهای اخیرِ جریانِ اصولگرایی، در جلبِ نظرِ مردم در انتخابات را، نتیجة اشکالاتِ ساختاری، رویکردی و عملکردیْ در سطوحِ کلان و خُرد میدانید. لذا به این باور رسیدم که «تغییرِ اساسی در نحوة کنشِ جریانِ اصولگرایی» یکی از مطالباتِ اصلیِ امروزِ شما جوانانِ مومن و دلسوزِ انقلاب و کشور است. امروز دیگر روشن است که اصولگرایی باید با حفظِ مبانی و ارزشهایِ انقلابیِ جمهوریِ اسلامی، در نگرش و شیوة سیاستورزی خودْ متحوّل شود و با گفتمان و چهرههایی نو، حرکت در راستایِ «نواصولگرایی» را هرچه زودتر آغاز کند.
برادران و خواهران عزیزم
این انقلاب با تکیه بر شور و انگیزه جوانان پیروز شد و این نظام با فداکاری آنها بقای خود را تضمین کرد. در ادامة راه نیز چارهای جز تکیه بر جوانان در انجامِ کارهایِ بزرگ و ماندگار نیست و یکی از کارهای بزرگْ جسارتِ «خودانتقادی» و متحوّل کردن اصولگرایی، بدونِ تضعیفِ این جریان در مقابل رقیبی است که اصلیترینِ هنر آنْ تزریقِ ترسِ مصنوعی به جامعه، به قصدِ فراموش کردنِ وعدهها و ناکارآمدیهایش است. امیدوارم دیگر دوستانِ مسئول و اثرگذار در جبهه اصولگراییْ این پیام و درخواستِ شما را، برای ایجادِ این تحولِ بزرگ و ضروری، بشنوند و بدانند «خودانتقادی» و تغییر نشانه قوت است و نه ضعف.
این مهم زمانی اتفاق خواهد افتاد که شما امیدوارانه، فعالانه و آتشبهاختیار وارد صحنه شده، منتظرِ اقداماتِ از بالا به پایین در جریانِ اصولگرایی نباشید؛ زیرا تحلیلِ رفتارهایِ پس از انتخاباتِ برخی دوستانْ نشان میدهدْ تصمیمگیری در این مورد در رأسِ جریانْ همچنان دچارِ اختلال است.
بدون شک نخستین گام در انجام این رسالتِ مهم و به سر منزل مقصود رساندنِ آن، ترسیم ویژگیها و مبانیِ «نواصولگرایی» است و لذا برآنم که در همین باب چند پرسش و دغدغة جدی را با شما درمیان بگذارم و شما را دعوت کنم در عرصة عمومی، و در صورت تمایل به صورت خصوصی، جواب آنها را به بحث و گفتگو بگذارید:
1 – از یک منظر آسیبشناسانه، «اصولگرایی» چه ضعفهای ساختاری، عملکردی و رویکردی دارد که باید آنها را اصلاح کرد؟ «نواصولگرایی» در این سه مورد کدام دغدغه ها را باید مورد توجه قرار دهد؟ چتر نواصولگرایی باید شامل کدام گروههای جامعه باشد؟
2 – چگونه و با چه روشی میتوان از اصولگرایی به سمت نواصولگرایی حرکت کرد؟ و چهرههای جدیدی که میتوانند این کار را انجام دهند باید چه خصایصی داشته باشند و نقش جوانان در این روند چیست؟
3 – جایگاه مردم در نواصولگرایی چگونه باید باشد؟ آیا ما نیازمند بازگشت به مردم و توجه به مطالبات و نقش آنها در اداره همه امور نیستیم؟ چگونه میتوان بدون چشم پوشی از آرمانها با واقعیتِ تغییرِ سبکِ زندگیِ طبقة متوسط کنار آمد؟
4 – شیوه تعامل نواصولگرایی با دولت چگونه باید باشد؟
5 – نسبت نواصولگرایی با رهبری انقلاب، نهادهای حاکمیتی و جریانهایِ سیاسیِ رقیب چگونه باید باشد؟
محمدباقر قالیباف
31 تیرماه 1396
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، آندرانیک تیموریان در گفت و گو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس درباره درخواست دریافت مطالباتش از باشگاه استقلال اظهار داشت: لازم است جهت تنویر افکار عمومی تاکید کنم که این درخواست به سال ها پیش برمی گردد و من از مدت ها قبل خواستار دریافت مطالباتم شده بودم و این موضوع تازه ای نیست. باشگاه استقلال نیز از مدتها قبل در جریان درخواست های به حق من قرارداشته است. اکنون نیز باید بگویم که درجریان تصمیم های کنفدراسیون فوتبال آسیا و دیگر مراجع درباره باشگاه استقلال نیستم و پاسخ این سوال را باید ازباشگاه استقلال و فدراسیون فوتبال بپرسید.
هافبک سابق تیم ملی ایران درباره اینکه بابت پرداخت نشدن مالیاتش توسط باشگاه استقلال مدتی ممنوع الخروج شده بود گفت: خیلی ها در جریان اتفاقاتی که در زندگی شخصی من رخ داده نیستند. اما برخود واجب می دانم که در این باره شفاف سازی کنم. من به خاطر خودداری باشگاه استقلال از پرداخت مالیاتم مدتی ممنوع الخروج بودم که این موضوع در زندگی شخصیام تاثیر بسیاری داشت و اگر این مالیات توسط خودم پرداخت نمی شد قطعا نمیتوانستم تیم ملی کشورم را در بازی های برون مرزی همراهی کنم اما مالیات حقوقی که نگرفته بودم را پرداخت کردم تا بتوانم تیم ملی فوتبال ایران را دربازی های خارجی همراه کنم. حتی به واسطه پرداخت نشدن این مالیات مدتی حساب شخصی من مسدود شد که تا به امروز حتی یک بار هم درباره این موضوع حرفی نزده بودم، چون نمی خواستم باشگاه استقلال تحت فشارقراربگیرد.
وی با اشاره به میزان طلبی که ازباشگاه استقلال دارد،گفت: حدود 800 میلیون از طلب من باقی مانده است. دراین مدت بارها به صورت کاملا محترمانه از طریق مدیربرنامه هایم باشگاه استقلال را درجریان خواسته ام قراردادم و به آن ها گفتم لااقل طلبی که مالیاتش را هم پرداخت کرده ام را به من برگردانند اما آن ها هیچ توجهی به درخواست های مکرر من نداشتند.
تیموریان در ادامه گفت و گو با فارس با انتقاد از برخی رفتارهای مسئولان باشگاه استقلال گفت: فوتبال حرفه ای شده و کسی که در مسند کارقرار می گیرد باید دیدگاهی کاملا حرفه ای داشته باشد. در این زمان مسئولان باشگاه استقلال حتی جواب نامه های کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال ایران را هم ندادند که این رفتارها کاملا غیرحرفه ای است. لازم است به این موضوع مهم اشاره کنم که در ماه های اخیر چند فقره نامه از طریق مدیربرنامه هایم به کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال و از طریق کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال به باشگاه استقلال ارسال شد که درکمال تعجب و شگفتی، پاسخ هیچ کدام ازاین نامه ها را نداده اند. آن ها حتی جواب تلفن های ما را هم نمی دهند و در کمال ناباوری وقتی مدیربرنامه های من به صورت حضوری درباشگاه حاضرشد تا تکلیف این مسائل مشخص شود، پاسخ قانع کننده ای دریافت نکرد.
تیموریان با ابراز نگرانی از رفتاری که برخی باشگاه ها با بازیکنان ایرانی دارند به فارس گفت: بازیکنان نسبت به باشگاه ها یک تعهدی دارند و باشگاه ها هم موظفند به تعهدات حرفه ای خود نسبت به بازیکنان عمل کنند. بسیاری ازبازیکنان ایرانی ازباشگاه ها طلب دارند اما باشگاه ها همواره نسبت به پرداخت حقوق آن ها کوتاهی می کنند درحالی که مطالبات ضعیف ترین بازیکنان خارجی که وارد فوتبال ایران شده اند وهیچ کارایی فنی مناسبی هم برای فوتبال ایران نداشته اند، تا ریال آخر پرداخت شده است. درقوانین جدید، کنفدراسیون فوتبال آسیا اما درمقابل این مسائل برخورد سختگیرانه ای می شود که کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال ایران نیز درجریان قوانین جدید قراردارد.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از فارس؛ در حالی که باید ظرف چند روز آینده جزئیات صادرات و واردات تیرماه را از سوی گمرک اعلام شود، اما همچنان مسئولان این سازمان از ارائه گزارش حجم تجارت خارجی کشور طی 62 روز گذشته خودداری میکنند.
گمرک ایران طی سه ماه اخیر به دلیل تلاش و گمانهزنیها برای انتخاب وزرای اقتصادی و تعیین تکلیف وزرای کلیدی صنعت معدن، تجارت، احیای وزارت بازرگانی و اقتصاد، آمار صادرات و واردات را حبس کرده و همچنین پروژه انتشار بر خط آمار روزانه نیز متوقف است.
این اقدام در حالی رخ داده که یکی از شعارها و رویکردهای مطرح شده، از سوی گمرک انتشار بر خط اطلاعات روزانه تجارت خارجی و در دسترس بودن برای عموم و خدماتگیرندگان است.
شنیده شده کرباسیان رئیس کل گمرک در پی دریافت برخی مشاورهها و تفسیرهای نادرست از روند تجارت خارجی،دستور داده تا تعیین تکلیف تیم جدید اقتصادی دولت دوازدهم، انتشار آمار تجارت خارجی متوقف شود.
پیشتر البته یکی از بهانهها و توجیه عدم ارائه آمار توسط مسئولان فناوری اطلاعات گمرک به روزرسانی سایت عنوان شده بود که از منطق درستی برخوردار نیست و ارتباطی با یکدیگر ندارند.
چندی پیش نیز وزیر اقتصاد هم در پاسخ به سوال خبرنگار ما مبنی بر علت عدم انتشار آمار تجارت خارجی سکوت اختیار کرد.
شفافیت و انتشار اطلاعات یکی از شعارها اصلی مسئولان وزارت اقتصاد و گمرک بوده، اما در حال حاضر به دلیل مسائل سیاسی تحتالشعاع قرار گرفته است.
بسیاری از کارشناسان و اعضای اتاق بازرگانی دلیل منتشر نشدن تجارت خارجی را منفی شدن تراز تجاری و کاهش صادرات در چند ماه اول سال جاری میدانند که طی یکسال گذشته به لطف محصولات به ظاهر غیرنفتی (بخوانید نفتی) مثبت شده بود.
در ماههای اخیر با بروز مشکل برای نقل و انتقال ارز پتروشیمیها به کشور چین که همچنان نیز پابرجاست صادرات این محصول روند کاهشی داشته است.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، روزنامه شرق امروز شنبه ۹۶/۴/۳۱ گفت و گویی با سیدحسن قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت دولت یازدهم انجام داده استت که بخش هایی از آن را در ادامه میخوانید:
* در مدت اخیر بهیکباره حجم حملات رسانهای به شما زیاد شد. اوایل دولت اینطور نبود. تحلیل خودتان از این حجم تخریبهای هم بادلیل و هم بیدلیل چیست؟ اینکه رسانههای یک جریان خاص سیاسی، شما را زیر ضرب گذاشته و بهشدت حمله میکنند. دلیلش به نظر خودتان چیست؟
حقیقتش اگر بخواهم بگویم، خودم هم نمیدانم، چون با عقل و منطق جور درنمیآید که کسی علاقهمند به کشورش و به انقلاب باشد، وفادار به امام و رهبری و پاسدار خون شهدا باشد و بعد چنین رفتارهایی را با او و کسانی که به میدان آمدند و در کارزار سخت باید حمایت شوند، بکنند. حملاتشان هم اصلا منحصر به فرد نیست، به کلیت دولت است. وقتی با رئیسجمهور که هم قانونا و هم شرعا و منطقا، نفر دوم کشور است، رفتارهای سخیفی را میبینیم، برای بقیه اعضای کابینه و مدیران ارشد دولت در سراسر کشور، دیگر چه انتظاری است. من واقعا خودم پاسخی برای سؤال شما ندارم.
فرض کنید الان به سال ٩٢ برگردیم. دولت روحانی تازه انتخاب شده و برای کابینه با شما صحبت میشود. با وضعیتی که در این چهارسال تجربه شد، آیا دوباره وزارت را قبول میکنید؟
پاسخش خیلی سخت است.
به خاطر همین حملات میگویید؟
اگر بخواهم به خودم و خانوادهام و منافع شخصی فکر نکنم، بله حتما جواب مثبت خواهم داد. به خاطر اینکه خدمات بسیار ارزندهای در این دولت در حوزه سلامت اتفاق افتاد و البته در بقیه حوزهها هم کارهای خیلی خوبی شد که مردم، قدردان آن هستند.
یعنی اگر منافع خودتان و خانواده را در نظر بگیرید پاسختان منفی است؟
اگر بگیریم و درعینحال به عقلمان اعتماد کنیم که طبیعی است ورود به این عرصهها به صلاح نیست. بهخصوص با رفتارهایی که شاهد بودیم. مطمئنا افرادی که توانمند باشند و در این وضعیت آبروی خودشان که هیچ، آبروی بستگانشان را مدنظر داشته باشند، از قبول مسئولیت سرباز میزنند.
کدامیک از حملات و نقدها بیشتر از همه عصبانی یا ناراحتتان کرد؟
من اصلا برای حملات شخصی اهمیتی قائل نیستم. ولی آن چیزی که سخت است، کلیت حملات به دولت است و بدترینش به نظر من این است که میخواهند بگویند اینها اهل مسامحه هستند. اینها جادهصافکن سکولاریسم هستند. چه کسانی؟ کسانی که همه وجودشان را برای اسلام و انقلاب گذاشتند و در خانواده هر کدامشان یکی دو شهید است. به اعضای کابینه نگاه کنید که چه سوابقی داشتند، اما دائم این دروغ را تبلیغ میکنند. درعینحال، بخشی از آن هم، بحث اشرافیگری است که البته به نظر من از سلاحهای نخنماشده است که در این ٣٧، ٣٨ سال علیه خیلیها استفاده شد و مردم این را فهمیدهاند؛ یعنی یکی اینکه بخواهند بگویند اینها جادهصافکن غرب هستند و در همین مسیر سکولار، دنبال دینزدایی هستند. این خیلی دردناک است واقعا و بعد هم بخواهند بگویند که خودشان انقلابی هستند و ماها خیر. باید ببینیم ریشه این افراد چیست و ریشه آنهایی که الان ایستادهاند و برای کشورشان از آبرو و حیثیت خود که مهمترین داشته آنهاست مایه میگذارند، کجاست، سوابق هر کدام را بررسی کنند. بعد هم میخواهند بگویند اینها به فکر محرومان نیستند، ما به فکر محرومان هستیم؛ آن هم با آن کارنامهای که واقعا روزبهروز کشور را به سمت پرتگاه و مردم را به سمت فقر و تهیدستی بیشتر رهنمون کرد.
در صحبتتان گفتید که شما را یعنی دولت را متهم میکنند به سکولاریسم و غربگرایی و اشرافیگری. منتقدان میگویند که دکتر هاشمی خیلی پولدار است، شما پولدار هستید؟
من از روز اول، تأیید کردم که پولدار هستم. نگفتم که ندارم. الان هم نفی نمیکنم. معتقد هستم که اگر کسی سرمایهدار است، اصل باید بر این باشد که از کجا و از چه مسیری آورده. خیلی از کسانی که دیگران را متهم میکنند، این رفتارشان ناشی از تفکراتی است که اسلامی نیست و ما سابقه آن را در بحبوحه انقلاب، بهخوبی میشناسیم و میدانیم و دیدیم. خودشان نگاه کنند به زندگی شخصیشان یا زندگی کسانی که معلمشان هستند. ببینند چه بخشی را از مسیرهای نامشروع کسب کردند که البته خودشان فکر میکنند مشروع است. آنچه در زندگی ما هست، سر سوزنی غیر از مسیر قانونی و شرعی به دست نیامده. برای آن زحمت کشیدیم. درعینحال هم ارزشی برای آن قائل نیستیم. مهم سبک زندگی است که سبک زندگی ماها، تربیت بچههامان و حیطه فعالیت ما، کاملا مشخص است.
همه پول و سرمایهتان را از راه پزشکی به دست آوردید؟
بله. این هم سؤال خیلی خوبی است. من هیچ کار غیر پزشکی نکردم؛ یعنی اگر درآمدی داشتم، پول رفته در بانک و منطق من این بوده که...
یعنی کارهای جانبی مثلا ساختوساز و خریدوفروش و... نداشتید؟
نه هیچچیز. همه همکاران و جامعه پزشکی میدانند. منطق من هم این بود که ما یک بچه شهرستانی بودیم و خدا لطف کرده در این لباس آمدیم. این کشور برای ما هزینه کرده و یک دقیقه آن هم مهم است. نباید وقتمان را به جز کار طبابت و پزشکی و آموزشدیدن و آموزشدادن، صرف چیز دیگر کنیم.
درباره شما میگویند وزیر پورشهسوار، آیا شما پورشه دارید؟
این هم سؤال خیلی خوبی است. من فکر کنم ٨، ٩ سال پیش، نمیدانستم که وزیر میشوم. آن موقع دنبال ماشین میگشتم. ماشین پرادو داشتم، ولی پرادوها زود چپ میکرد. دنبال همین ماشینهای شاسی بلند بودم که گفتند این بهترین ماشین است (پورشه) که من هم خریدم؛ آن موقع حدود ٢٠٠ میلیون تومان.
هنوز آن اتفاقات زمان آقای احمدینژاد نیفتاده بود که قیمتش میلیاردی شود.
نه، قبل از آن تبدیل قیمت ارز بود.
چه مدلی بود همین شاسیبلند؟
کاین است.
تا چه زمانی داشتید؟
هنور هم دارم. داشتنش هم حکایتی جالب است. من از روزی که وزیر شدم تا الان، یک ثانیه هم پشت آن ماشین ننشستهام. معتقدم که مسئولیت، بالاخره ضرورتهایی را ایجاب میکند و یک مسئول نمیتواند آنطوری رفتار کند که قبل از دوران مسئولیتش هست. و از آن طرف باوجود فشاری که همسرم داشت، برای اینکه آن را بفروشم؛ از ابتدا هم راضی نبود و میگفت همین ماشینی که هست خوب است. من میگفتم ما به جاده میرویم و بالاخره باید ماشین امن باشد. من که پول دارم، دلم هم که میخواهد. وقتی نخرم یعنی نفاق دارم، آن هم به خاطر حرف دیگران. این چیزی که متأسفانه در کشور شایع است. بههرحال باوجود اینکه ایشان اصرار میکرد، من تا امروز آن را نفروختم، نمیفروشم هم. دلیلش هم یکی، همسایههاست. اگر من در ابتدای مسئولیتم آن را میفروختم. فکر میکردند من وزیر شدم و حالا میخواهم ریا کنم. یکی از دلایل هم پسرم است. نمیخواستم قضاوتش راجع به پدرش این باشد یا به نحوی آموزش ببیند که باید ریاکاری کند. بالاترین آسیبی که به کسی ممکن است وارد شود، دچار نفاق شدن و ریاکاری است. خیلی گفتند و نوشتند و شاید راه سادهترش هم این بود که من الان پاسخ شما را میدادم که نه، ندارم. شاید خیلی از خوانندگان شما هم قانع میشدند، البته من میفهمم که گفتن این هزینه دارد ولی این هزینه در برابر آن نفاق ارزشش خیلی بیشتر است. آنها که همین اتهامها را میزنند. آنها خودشان از همه ریاکارتر هستند. بنابراین باید جامعه را عادت داد و افراد را و بهخصوص مسئولان را، که آن چیزی که هستند بنمایانند. نه آنی که مردم دوست دارند. اگر خودشان را به آن شکل درآوردند، معنیاش این است که نفاق دارند و این در بزنگاههای مختلف، هزینههای سنگینی را برای دین و برای کشور ایجاد میکند.
دولت دوازدهم در پیش است و رئیسجمهور در حال آمادهسازی و چیدن وزراست، دو سؤال را همزمان مطرح میکنم. شما در دولت بعدی هستید یا نیستید؟ و طرح تحول سلامت در ادامه آیا هست یا نیست؟
آنچه تا امروز مسلم است، طرح تحول سلامت هست، به خاطر اینکه آقای رئیسجمهور بعد از کسب رأی اعتماد ملت، اعلام کردند طرح تحول سلامت در دولت دوازدهم و به عبارتی سلامت ایرانیان جزء مهمترین اولویتهای ایشان است. درباره موضوع ماندن من هم که هنوز مشخص نیست و همه چیز بعد از اراده الهی، منوط به نظر رئیسجمهور و نظر مجلس محترم است.
با شما صحبتی نشده؟
صحبت که با خیلیها شده و من هم ازجمله آن خیلیها. البته آقای رئیسجمهور چند جلسه با من صحبت کردند؛ ولی این را که باشم یا نباشم، هنوز نمیدانم.
خودتان مایل هستید باشید؟
خودم شخصا بههیچوجه علاقهمند نیستم باشم؛ یعنی فکر میکنم آن طرف سکه هم جای خدمت زیادی هست و بالاخره تلاشهایی که ما در سه دهه گذشته در حوزه چشمپزشکی داشتیم، درخورتوجه است و درعینحال آن هم کار خیر بوده. باز امام بزرگوار ما میگفت که مهم نیست شما چه منصب و شغلی دارید. مهم این است که هر کسی در هر کجا که هست، به وظیفه خود درست عمل کند؛ بهاینترتیب تکلیف از او ساقط است. فکر میکنم در آن لباس سفید و دور از سیاست و فاصلهگرفتن از دغلبازیها و رفتارهای غیراخلاقی که در حوزه سیاست است، خیلی راحتتر هستم و میتوانم مشابه اینجا، اگر واقعا خودم بخواهم از فرصتی که خداوند در اختیارم قرار داده، درست استفاده کنم، به مردم کشورم خدمت میکنم.
بهلحاظ سیاسی شما اصلاحطلب هستید، اعتدالی هستید یا چی؟
من هیچکدام از اینها نیستم. فکر میکنم هنوز همان جوان ٢٢، ٢٣ساله اول انقلاب هستم که هیچکدام از این رنگها نبود. هیچکدام از این جریانات فکری و تابلوها وجود نداشت.
انتهای پیام/چ