
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از ایلام بیدار، استان ایلام با دارا داشتن 421 کیلومتر مرز با کشور عراق در غربی ترین نقطه کشور قرار دارد؛ این استان دارای ظرفیت های مناسب والبته بسیاری ذست نخورده است.
استان ایلام یک استان استراتژیک که دارای بیشترین ذخایر نفت و گاز کشوربه همراه استان خوزستان و طولانیترین مرز بینالمللی با کشور عراق است.
ایلام از 11 درصد منابع نفت و گاز کشور برخوردار است که می توان نقش بسیار تعیین کننده در توسعه و اشتغال استان داشته باشد.
این استان با دارا بودن ذخائر ۱۴ تریلیون مترمکعبی گاز، استعدادها، ظرفیت ها و قابلیت های بی نظیری دارد به طوری که همه باید با توجه به برخورداری استان از نیروهای متخصص بومی و کارآمد منطقه برای تولید و برداشت بیشتر از ظرفیت نفت و گاز استان تلاش کنند.
استان ایلام دارای بیش از 17 میلیارد شبکه ذخائر نفتی است و با توجه به این میزان ذخائر نفتی باید مقدمات ساخت پالایشگاه در این استان را هر چه زودتر فراهم شود تا تولیدات نفتی در همین استان پالایش و عرضه شود.
واحد بهره برداری چشمه خوش واقع در 52 کیلو متری شهرستان دهلران از توابع استان ایلام است که با ظرفیت اسمی 55 هزار بشکه در روز نفت تولیدی میادین چشمه خوش، پایدار، پایدار غرب و دالپری را فرآورش و به وسیله یک خط لوله 18 اینچ به طول 153 کیلومتر به واحد بهره برداری شماره 3 اهواز و تلمبه خانه شهید چمران ارسال می کند.
نفت ارسالی واحد چشمه خوش در نهایت به منظور تأمین خوراک پالایشگاه ها و یا صادرات از طریق پایانه نفتی به جزیره خارک ارسال می شود.
ظرفیت های نفتی و گازی در استان ایلام
همچنین واحد نمک زدایی چشمه خوش در سال 1385 با ظرفیت اسمی 75 هزار بشکه راه اندازی شده است و خوراک واحد نمک زدایی چشمه خوش از نفت نمکی میادین دهلران، دانان، پایدار غرب و سایر چاه های نمکی تأمین می شود.
مرکز بهره برداری تنگ بیجار و کمانکوه در فاصله 70 کیلومتری شهرستان ایلام قرار دارد؛ فاز اول این مرکز در سال 1386 به بهره برداری رسیده است و دارای ظرفیت فعلی فرآورشی هفت میلیون متر مکعب گاز را در روز دارا ست.
این موارد تنها بخش هایی از ظرفیت های عظیم نفت و گاز استان ایلام است و پتروشیمی ایلام و پالایشگاه گاز از جمله موارد دیگر این حوزه نیز به شمار می روند.
میادین نفتی در دست سرمایه گذاری ایلام
از جمله ظرفیت های دیگر می توان به طرح توسعه میادین نفتی آذر و چنگوله که مرز ایلام قرار داند از مهمترین طرحهای در دست اقدام وزارت نفت است.در مرحله اول بهره برداری 36 ماهه، 30 هزار بشکه و در مراحل بعدی 65 هزار بشکه از میادین آذر تولید خواهد شد که در مجموع با احتساب میدان نفتی چنگوله از هردو میدان 130 هزار بشکه نفت خام و تولید از طریق خط لوله به به دهلران انتقال می یابد.
کل ذخائر نفتی میدان آذر 2.5 میلیارد بشکه و میدان نفتی چنگوله 3.5 میلیارد بشکه نفت بوده و برای اجرای طرح توسعه میدان های نفتی آذر و چنگوله دو میلیارد دلار اعتبار اختصاص یافته است.
میدان های نفتی آذر و چنگوله با 22 هزار هکتار وسعت در 20 کیلومتری جنوب شرقی مهران واقع شده است.
ارز آوری 12 میلیارد دلاری با راه اندازی کامل میادین نفتی آذر ایلام
پیگیری نهایی این طرح در مجموع سودآوری های مهمی را در سطح ملی به دنبال خواهد داشت به طوریکه مناطق مختلف دیگری از سهم گاز تولید شده در این واحدها بهره مند می شوند موضوعی که وزیر نفت نیز به آن اشاره داشته است.
"بیژن زنگنه"، وزیر نفت در این خصوص می گوید: با توجه به فاصله یک هزار کیلومتری میدان گازی عسلویه، انتقال گاز این نقطه به مناطق شمالی کشور بسیار پرهزینه خواهد بود لذا با توسعه میدان تنگ بیجار و بهره برداری از این طرح در استان ایلام می توانیم از گاز استحصال شده این طرح برای تامین مناطق دیگر استفاده کنیم.
وی اظهار کرد: براساس آخرین ارزیابی ها، ظرفیت توسعه میدان نفتی آذر به چهار میلیارد بشکه افزایش خواهد یافت که از این میزان 16 درصد قابل استصحال است که اگر بتوانیم یک درصد از این میزان را افزایش دهیم میزان برداشت به 40 میلیون بشکه خواهد رسید که 12 میلیارد دلار برای کشور ارز آوری خواهد داشت.
زنگنه افزود: هر دکل نفتی 200 نفر اشتغالزایی خواهد کرد که امیدواریم با توسعه این دکل های نفتی در میدان آذر ضمن اشتغالزایی شاهد رونق فضای کسب و کار در این استان و منطقه باشیم.
سهم ناچیز اشتغال بومی ها در نفت و گاز استان
وزیر نفت در این خصوص حتی به میزان اشتغالزایی با راه اندازی هر دکل نیز اشاره کرده اما متاسفانه در این خصوص مشکلاتی وجود دارد؛ این در حالی بوده که با وجود این همه منابع نفت و گاز خدادادی اما جوانان و متخصصین ایلامی از کمترین نقش در این حوزه برخوردار هستند.
یکی از مهمترین مسئلی طی سالهای گذشته مطرح بوده این است چرا در حالی که 90 درصد تولیدات نفت و گاز غرب در استان ایلام تولید می شود ولی دفتر نفت و گاز غرب کشور در استان کرمانشاه است.
این نمونه بارز بی عدالتی برای به وجود آمدن تبعیض است به دلیل اینکه این استان ایلام است که باید از وجود این دفتر و مزابای آن جهت توسعه استان بهره ببرد.
در استان ایلام که بیکاری به عنوان یک مشکل اساسی به شمار می رود باید از جوانان این استان در طرح های نفتی و گازی استفاده شود که البته این کار منوط به تکمیل دانشکده نفت و گاز استان ایلام برای تربیت نیروی متخصص است.
وجود دفتر نفت و گاز غرب کشور هم برای توسعه فعالیت های نفتی به خصوص در بخش میادین مشترک و هم برای ساماندهی نیروی های بومی ایلام در صنعت نفت و گاز استان و پروژه های دست ضروری است.
سهم تک رقمی ایلام از نفت و گاز
وزیر نفت همچنین در خصوص پرداخت سهم سه درصدی نفت و گاز به استان ایلام یادآور شد: این اقدام زیر نظر سازمان مدیریت و برنامه ریزی است که اطلاعات میدان نفتی و میزان تولید را گرفته و بعد سهم پرداختی را اعلام می کند.
وزیر نفت تاکید کرد: وزارت نفت هیچ گونه برنامه ای برای احداث راه، بیمارستان و مدرسه در مناطق مختلف کشور ندارد اما تا حد امکان و در حد توان و بضاعت خود به استان های محروم برای ایجاد این زیرساخت ها کمک خواهد کرد.
موضوعی که در این میان باید متذکر شد اینکه اگر چه سهم های پایین و تک رقمی از منابع نفت و گاز استان برای توسعه استان رقم های بزرگی است اما باید توجه کرد که با توجه به اینکه استان ایلام جزو استان های کمتر توسعه یافته و کم برخوردار است این میزان باید بیش از سه درصد باشد.
اگر چه هنوز رقم دقیق این سه درصد تاکنون احضا و رسانه ای نشده اما می طلبد تا قبل از به نتیجه رسیدن به این رقم این سه درصد حداقل دو رقمی شود.
انتهای پیام/
«حسین شریعتمداری» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:
چند روزی است که اظهار نظر آقای محسن رضایی درباره عملیات کربلای ۴ با واکنشهای گسترده و پیدرپی یک جریان خاص روبرو شده و ایشان را به باد انتقاد گرفتهاند که چرا گفتهای عملیات کربلای ۴ یک «عملیات فریب» بوده است؟! و اگر عملیات فریب بود چرا به خاطر انجام آن، شماری از رزمندگان اسلام جان باخته و به شهادت رسیدهاند؟!

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، محمد مهدی طهرانچی در بخش خبر شبکه یک گفت: در ابتدا لازم میدانم به بازماندگان این حادثه و خانواده بزرگ دانشگاه ازاد که در این مصیبت به عزا نشسته است، تسلیت عرض کنم. حادثه ابعاد مختلفی داشت که بخشی از ابعادش این عزیزان دانشجو بودند که به حق ما باید در بین آنها حضور مییافتیم امروز سه ساعت صحبتهایشان را شنیدم.
وی افزود: علاوه بر ۱۰ نفری که از دست دادیم ۲۵ مجروح داشتیم در این پنج روز گذشته همه دانشگاه باید با تمام توان به اینها خدمت میکرد که انجام شد، ۹ نفر ترخیص شدند و ۱۶ نفر در بیمارستان هستند. از ملت ایران میخواهم که برای ۲ نفر از آنها که حال وخیمی دارند دعا کنند.
رئیس دانشگاه آزاد ادامه داد: این دانشجویان شنیدند که دانشگاه چگونه در یک سال اخیر شفافیت مالی به وحود اورده و دغدغه بچهها دغدغه اول دانشگاه شده است.
وی خاطرنشان کرد: حادثه به ما فرصت نداد، در ۶ آذر کار مناقصه انجام شده بود و فردای حادثه قرار بود کار جا به جایی ترابری انجام شود. خانواده بزرگ دانشگاه ازاد داغدار این عزیزان هستند ۵ نفر از این عزیزان شهرستان هستند و ما در میان خانوادهها حضور یافتیم ابراز همدردی کردیم.
رئیس دانشگاه آزاد با بیان اینکه باید پاسخگو باشیم و با شجاعت اعلام میکنیم که عذر میخواهیم، گفت: باید تلاش خود را مضاعف کنیم و به زودی اقدامات لازم انجام میشود. پاسخگویی خاصیت دانشگاه است و پس از حادثه ابعاد دقیق حادثه بررسی شد و با هماهنگی دادستان و قوه قضائیه پیش رفتیم.
وی گفت: کسانی که در نظارت قصور داشتند و افراد متولی و پیمانکاران برای پاسخگویی به مردم و شفاف سازی احضار شدند و به دلیل آنکه مطالبه جمعی بود به سرعت وارد عمل شدیم. مرحله اول برخورد لازم انجام گرفت، سپس کمیته ویژه و کمیتههای قانونی دیگر وارد عمل شدند تا ابعاد حادثه به صورت کامل بررسی شود.
طهرانچی گفت: کوتاهیهای ۳۰ ساله در واحد علوم و تحقیقات سبب بروز مشکل شد و البته قرارداد پیمانکاری برای بهبود اوضاع انجام گرفته است همچنین دستورالعملهای متعددی تدوین شد تا فضای دانشگاههای آزاد ایمن شوند.
وی در پایان گفت: به تک تک دانشجویان میگویم شما امانتهای ما هستید و با تمام توان ایستادهایم تا محیط امن برای درس خواندن داشته باشید ما اجازه نخواهیم داد که قصور گذشته ادامه پیدا کند.
انتهای پیام

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ که به درستی «فتنه» خوانده شد پس از گذشت ۹ سال همچنان نیازمند تحلیل و بررسی است و باید همچنان فتنه پیچیده و چندلایه ۸۸ را از زوایای مختلف زیر ذره بین قرار داد و درسها و عبرتهای مختلف از آن گرفت.
مهمترین و تاثیرگذارترین خسارت فتنه، خسارت اقتصادی بود؛ زیرا اردوکشیهای خیابانی در آن مقطع که منجر به ناآرامی و اغتشاش در جامعه شده بود اقتصاد کشور را متزلزل کرد و ساختمان شیشه ای اقتصاد تَرک خورد.
آثار سوء فتنه سال ۸۸ باعث افت تولید در کشور شد و به موازات کاهش تولید و تحریمهای تحمیل شده بر ایران، گریبان بخش صادرات کشور را نیز گرفت. آنچنان که آمار "اداره بررسیها و سیاستهای اقتصادی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران" نشان میدهد، ارزش کل صادرات کشور در سال ۱۳۸۸ نسبت به سال ۸۷، ۱۳/۶ درصد کاهش داشت.
فتنه ۸۸ و آغاز دور جدیدی از تحریم ها علیه ملت ایران
با اعمال تحریمهای همه جانبه، اقتصاد ایران از سال ۸۸ پویایی سابق خود را از دست داد و رشد اقتصادی ایران وارد یک مرحله رکود شد. کاهش چشمگیر صادرات نفتی و تحریم بانکی ایران که موجب جلوگیری از هرگونه صادرات و واردات جز در اقلامی خاص شد، تاثیر چشمگیری بر رشد اقتصادی داشت تا جایی که رشد ۳۶/۶ درصد ایران در سال ۸۷ بعد از آن روند نزولی به خود گرفته و در سال آخر دولت دهم به منفی ۶/۴ رسید.
آشوبهای فتنه باعث شد در آن برهه، بسیاری از سرمایهگذاران خارجی رغبتی برای سرمایهگذاری در ایران نداشته باشند. از جمله تبعات جدی فتنه ۸۸ تشدید تحریمهای گسترده برای متوقف ساختن روند حرکتی اقتصاد ایران است. طبق گزارشی که مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر کرده است، اگرچه سابقه اولین تحریم اقتصادی ایران پس از انقلاب به بعد از تسخیر لانه جاسوسی امریکا برمی گردد، اما قطعاً نباید مقطع زمانی فتنه ۸۸ و بعد از آن را در تشدید تحریمها علیه جمهوری اسلامی باید به عنوان نقطه عطفی دانست.
مسعود میرکاظمی که در دوران فتنه ۸۸ وزیر نفت بود درباره تاثیر فتنه ۸۸ در تحمیل تحریمهای ناعادلانه به جمهوری اسلامی ایران، میگوید: «اگر آمریکا یا اروپا در سالهای قبل از فتنه ۸۸ میخواستند قطعنامهای را علیه ایران اجرا کنند و مصوبه آن را بگیرند، باید زحمات زیادی میکشیدند تا بتوانند اجماع آن را بگیرند. در فتنه ۸۸ زمینهای فراهم شد و آمریکاییها و اروپاییها به گونهای فضاسازی کردند که آمریکا با کمترین مشکل میتوانست برای صدور قطعنامهها علیه ما اقدام کند.»
از این رو، باراک اوباما رئیس جمهور امریکا در ابتدای دوران ریاست جمهوری خود و علیرغم شعار تمایل به دوستی با ایران در مارس ۲۰۰۹، تحریمهای ایالات متحده علیه تهران را که به موجب قانون (IEEPA) یا همان "اعمال قدرت اقتصادی در شرایط اضطراری بین المللی" عمل میکرد، به مدت یکسال دیگر تمدید کرد. بر اساس گزارش مرکز اسناد انقلاب اسلامی، در تاریخ ۲۰۱۰/۱۰/۱ نیز (CISADA) یا "قانون جامع تحریمها، مسئولیت پذیری و محرومیت ایران" در کنگره آمریکا تصویب و به اجرا گذاشته شد که شامل تحریم انرژی، تحریم بانکی و تحریم فروش بنزین به ایران میشد.
در اواخر سال ۱۳۹۰ نیز اتحادیه اروپا در راستای اعمال فشار بیشتر بر ایران، با اعمال تحریمهای تدریجی بر نفت ایران و بانک مرکزی موافقت کرد. طبق توافق اعضای اتحادیه اروپا، از این تاریخ به بعد انعقاد هرگونه قرارداد جدید از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا با بخش نفتی ایران ممنوع اعلام شد و تمامی قراردادهای جاری میان اروپا و ایران در زمینه مسائل مربوط به نفت لغو شد.
افزایش قیمت ها بعد از فتنه ۸۸
احمد توکلی، در سال ۸۸ عضو کمیسیون برنامه بودجه مجلس و رییس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی بود و اطلاعاتش نسبتاً از خسارتهای اقتصادی فتنه ۸۸ کافی است. او پیرامون خسارت های اقتصادی در دوران پسا انتخابات ۸۸، گفته بود: وقتی بیثباتی سیاسی حس شود و دشمن امید پیدا کند که میتوانند تأثیر بگذارد، فشار را زیاد میکند. بعد از فتنه ۸۸ هم تحریمها زیاد شد. تحریمها که زیاد میشود هزینه ارگانهای کشور هم بالا میرود و هزینه تمام شده کالا افزایش پیدا میکند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به افزایش تحریمها پس از بروز فتنه تاریک ۸۸ اشاره و خاطرنشان کرد: من سرانگشتی حساب کردم که تحریمها ۳۰ درصد قیمتها را بالا برد. ۳۰ درصد خیلی است؛ اینها باعث میشود قیمت تمام شده کالا هم بالا برود. این موضوع تورم چند درصدی را در پی دارد و طبیعتا شما نمیتوانید جنسهای خودتان را صادر کنید.
توکلی می گوید: همچنین تحریمها باعث میشود قیمت واردات هم گرانتر تمام میشود و "به موقع" رسیدن و "باقیمت" رسیدن ناگهان تبدیل میشود به "بیموقع" رسیدن و "بالاتر از قیمت" رسیدن و در نتیجه مردم گرفتار میشوند.
موضوع دیگر که در این مجمل باید به آن پرداخت رابطه «امنیت با اقتصاد» است، نکات مطرح شده در گذاره های بالا نشان میدهد عدم امنیت و ایجاد تنش در سال ۸۸ چه تبعاتی در زمین اقتصاد ایران به همراه داشت.
حجت الاسلام مصباحی مقدم نماینده ادوار مجلس، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و اقتصاددان به تبیین ارتباط امنیت با اقتصاد پرداخت و گفت: یکی از مسائلی که همین امروز با آن روبرو هستیم این است که آمریکاییها میخواهند ایران را یک کشور ناامن معرفی کنند تا سرمایهگذاران خارجی در اینجا سرمایهگذاری نکنند و تفکرشان این باشد که اگر برویم و در ایران سرمایهگذاری کنیم ممکن است چند ماه دیگر جنگی رخ بدهد یا تحریم جدیدی پدید بیاید و با آن جنگ یا تحریم ما نتوانیم آن سرمایهگذاری خودمان را ادامه بدهیم یا اگر به نتیجه رسیده باشد به بهرهبرداری برسانیم. بنابراین "امنیت" در تصمیمگیری برای فعالیتهای اقتصادی خیلی مؤثر است.
در تکمیل مواضع مصباحی مقدم، مرتضی طلایی فرمانده اسبق نیروی انتظامی تهران بزرگ و عضو پیشین شورای شهر تهران گفت: اطلاعاتی که ما همان زمان جمعآوری و پالایش کردیم و تقریباً بهصورت اطلاعات پایهای درباره خسارات وارده به شهر در آن مقطع است، البته بخشی از آن پیامدهایی است که در سطح بینالمللی جمعبندی کردیم. از نظر مادی در حدود ۳۲۴ میلیارد تومان به کشور خسارت وارد شد، اگر افکار عمومی دقت کنند، با این رقم چیزی حدود ۲ میلیون و ۱۶۰ شغل میتوانستیم تولید کنیم و این خسارت جفایی است که جریان فتنه در حق مردم و کشور کرد، اگر با این منظر نگاه کنیم، چیزی حدود ۲ میلیون فرصت شغلی را جریان فتنه از بین برد اما خسارات وارده در سطح شهر تهران ۶۳ میلیارد تومان بود که به اموال عمومی شهر تهران وارد شد.
با مُرور خسارت های سنگین که به واسطه فتنه ۸۸ گریبان گیر ساختار اقتصاد کشور شد و بخشی از آن را در گزارش یادآوری کردیم، این پرسش قابل طرح است که «حماسه ۹ دی چه نقشی در خنثی کردن پازل دشمن و فتنه گران ایفاء کرد؟» و «اقتصاد کشور پس از حماسه ۹ دی در چه جایگاهی قرار گرفت؟»
آمریکا و کشورهای غربی که در سال ۸۸ از فتنه گران حمایت و برای آنها دلسوزی میکردند پس از خروش ملت در ۹ دی ماه تغییر استراتژی داده و خواهان مذاکره با ایران درقبال پرونده هسته ای شدند، مساله دیگر آنکه آنها دولت ایران را به عنوان طرف مقابل مذاکره به رسمیت شناخته بودند، در حالی که قبل و بعد از انتخابات عزم خود را جزم کرده بودند تا کشور فشل شود اما این بار حاضر به مذاکره با نمایندگان جمهوری اسلامی ایران شدند.
* دستاورد حماسه ۹ دی؛ «سلام» دوباره به پیکره اقتصاد کشور
نکته دیگر که به مناسبت سالروز حماسه ۹ دی باید یادآوری کرد تغییر شاخصه های اقتصادی بود؛ در دوران فتنه ۸۸ شاخص های اقتصادی افول کرد اما پس از خلق ۹ دی ماه بود که ثبات به پیکره اقتصاد «سلام» کرد و شاخص ها نسبت به گذشته روندی بهتری را پیش گرفت. این مطلب از سوی جعفر قادری نماینده ادوار مجلس و اقتصادان در گفتگو با خبرنگار مهر، مطرح شد.
وی با بیان اینکه حضور مردم در ۹ دی نشان دهنده اجماع و وحدت مردم در کشور بود، خاطرنشان کرد: جریان هایی تمام تلاش خود را به کار بسته بودند تا وضعیت کشور را ملتهب نشان دهند و در آن هم مقطع فشارها و تحریم ها نیز تشدیده شده بود اما حضور مردم برنامه های از پیش تعیین شده را خنثی کرد.
این اقتصاددان اضافه کرد: همگرایی که مردم در ۹ دی نشان دادند به اقتصاد کشور خیلی کمک کرد، پیش از این نسبت به سرمایه گذاری ها و فعالیت های اقتصادی تردید وارد می کردند اما این تردیدها با حضور مردم و خلق حماسه ۹ دی از بین رفت و به ثبات و آرامش در کشور کمک کرد.
قادری به پیام دیگر ۹ دی اشاره می کند و می گوید: وقتی آرامش ایجاد شد امید به سرمایه گذاری افزایش پیدا کرد و تردیدهایی که نسبت به آینده سرمایه گذاری و فعالیت های اقتصادی ایجاد شده بود رنگ باخت و ثبات به کشور برگشت.
وی با تاکید براینکه در فضای فتنه شاخص های اقتصادی دچار افول می شود، گفت: وقتی بی ثباتی ایجاد می شود بسیاری از شاخصه های اقتصادی افول می کند اما پس از آنکه آرامش و امنیت حاکم شود طبیعی است که شاخصه ها هم رشد و بهبود پیدا می کند، فتنه ۸۸ نمونه بارز این اتفاق بود.
این اقتصاددان خاطرنشان کرد: بعد از حضور مردم در ۹ دی و حتی قبل از آن در ۸ و ۱۰ دی ماه خیلی از معادلات به هم ریخت و نشان داد، کشور با ثبات است.
قادری نتیجه گیری کرد که، با حضور مردم ناآرامی ها کنار گذاشته شد و کشور از لحاظ اقتصادی بهبود پیدا کرد از این رو در حال حاضر هم این کشوری که از مشکلات و فتنه های سنگینی عبور کرده است می تواند مشکلات اقتصادی که اکنون ایجاد شده را برطرف و به رشد و موفقیت بیشتری دست یابد.
آیت الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری هم در گفتگو با خبرنگار مهر، به ابعاد دیگری از پیام حماسه ۹ دی اشاره کرد و گفت: اگر مانند ۹ دی به صحنه بیاییم و پشت سر رهبری باشیم و بر تقویت تولید، اقتصاد مقاومتی و وحدت و انسجام در داخل کشور تاکید کنیم قطعا مشکلات اقتصادی حل می شود.
عضو مجلس خبرگان رهبری می گوید: در سال ۸۸، شش قطع نامه علیه ایران توسط کنگره تصویب شد؛ برای همین باید فتنه ۸۸ و حماسه ۹ دی پیش روی ما قرار گیرد؛ ۹ دی ۸۸ مردم در حمایت از انقلاب و مرز بندی با هتاکان به عاشورای حسینی وارد صحنه شدند، به همین جهت در حال حاضر پیام ۹ دی حل مشکلات اقتصادی با تکیه بر رهنمودهای رهبری است.
وی گفت: پس از حماسه ۹ دی، غربی ها و آمریکایی ها احساس کردند ما قوی تر شدیم چرا که پی بردند قدرت ایران مردمی است به همین جهت به مذاکره روی آوردند و باز می خواهند برنامه هایشان را از طریق مذاکره پیش ببرند اما کارنامه برجام رو به روی ما قرار دارد و آنها خود را به خوبی نشان داده اند.
آنچه مسلم است، «حماسه ۹ دی در تقویم سیاسی ایران ثبت شده است و فراموش نخواهد شد چرا که دستاوردهای زیادی برای داخل و خارج از کشور به همراه داشت که قطعاً تقویت اقتصاد کشور می تواند از مهمترین دستاوردهای آن باشد.»
منبع: مهر

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،«حمایت تام و تمام از آقای روحانی اشتباه تاریخی اصلاحطلبان بود.»؛ این اصلیترین گزاره آقای محمدرضا تاجیک است. اعتراف تاریخی ایدهپرداز طیف هویتگرای اصلاحات از «تکرار» تحکمی رأس اصلاحات. تاجیک مقطع فعلی را هنگامه نقد آگاهانه و شجاعانه برای شناخت کجراهه و بیراهه میداند.
کجراهه اصلاحات از خرداد ۱۳۹۲ آغاز شد و در حالیکه نزدیکان رییس دولت اصلاحات بستر سیاسی را برای فرار از مسوولیت ناکارآمدی دولت دوازدهم فراهم میسازند؛ محمدرضا تاجیک از اشتباه تاریخی اصلاحات روایت میکند. او اصلیترین مخالفان اصلاحات را «شبه اصلاحطلبان» معرفی میکند و مختصات آنان را «منفعتطلبی» میداند؛ هرچند نوک پیکان انتقادات او به سمت طیف تندرو اصلاحات نشانه رفته است. درگیری دو طیف اصلی اصلاحات نشانگر نابسامانیهای تصمیمگیری و فقدان سامان سیاسی در اردوگاه چپنشینان است.
طراح بازسازی اصلاحات
خیانت؛ واژه رسای محمدرضا تاجیک برای پذیرش اصلاحات به پیشنهاد جریان اعتدال در انتخابات پیشین است. این ایدهپرداز اصلاحات تبعات این اقدام را این چنین بیان میکند: «این تدبیر جای عبور اصلاحطلبی از خودش بود یا بهتر است بگویم خیانت اصلاحطلبی به خودش بود.
چرا که به نظر من اگر اصلاحطلبی یک نقطه گرهای داشته باشد این نقطه گرهای چیزی نیست جز نقد. یعنی اصلاحطلبی یک جریان نقادانه است که نه میتواند هویتش بیرون قدرت معنا پیدا کند و نه در درون قدرت بلکه جایی در میانه این دو قرار میگیرد.» و سپس در اظهار بعدی، آدرس خیانتکاران را با کنایهگویی نشان میدهد و میگوید: «نه معتقدم که باید اصلاحطلبی را از انحصار عدهای خاص بیرون کشید.
هم به لحاظ گفتمانی و هم به لحاظ راهبری، باید واقعاً اجازه داد که این بدنه شاداب، فراخ و گسترده اصلاحطلبی در تدبیر جریان اصلاحطلبی، در راهبری جریان اصلاحات و در بازتولید اصلاحات حضور فعال داشته باشند.» سرانجام محمدرضا تاجیک خواهان بازسازی گفتمانی اصلاحات است؛ طراح نوسازی اصلاحات از تعبیر «نواصلاحطلبی» بهره میجوید. در پروژه «نواصلاحطلبی» اصالت رفتار بر هویت نهادینه شده است.
تقابل راهبردی ایدهپردازان اصلاحات
محمدرضا در برابر سعید؛ نبرد میان تئوریپردازان جریان اصلاحات جدی شده است. این تقابل برساخت جدال دو طیف اصلی جریان اصلاحات است. سعید حجاریان نماد طیف تندرو و پژواک هویتخواهان محمدرضا تاجیک است. هویتخواهان پیروزی اصلاحات را در بستر جامعه محوری تلقی کرده و عطش کسب قدرت را تقبیح میکنند؛ اما طیف تندرو متناسب با وضعیت حاکم در ساخت سیاسی تغییر موضع میدهند؛ آنان گاهی در تکاپوی رسیدن به قدرت به هر قیمت هستند و در برهه زمانی دیگر کسب قدرت را گدایی میدانند.
نخستین تقابل راهبردی دو طیف اصلی اصلاحات پیرامون شکلگیری «هسته سخت» رخ داد. سعید حجاریان مبدع هسته سخت، مختصات اعضای آن را چنین بیان میکند: «قرار شده یه هسته سخت شکل بگیره؛ هسته آدمهایی هستن که برای اصلاحات هزینه دادن؛ کار کردن؛ فهمیدن اصلاحات یعنیچی و چشمی هم به قدرت ندارن.» و مزیت نسبی آنان را «هزینه برای اصلاحات» میداند و سپس در تبیین بیشتر اعضای هسته سخت میگوید: «صفت سخت به این معناست که تعداد افراد این هسته نباید زیاد باشد؛ مثلاً در حدود یازده نفر.
البته در صورتی که افراد زیادی از آزمون سربلند خارج شدند، میتوان رأیگیری محدود انجام داد. حال ممکن است این پرسش مطرح شود که تفاوت این جمع با سایر جمعهایی که تا امروز وجود داشته و دارد، چیست؟ در پاسخ باید گفت، افرادی که در این هسته قرار گرفتهاند، مترومعیار هستند. البته اعضای این هسته نمیگویند سایرین بد یا بدلی هستند، ولی به ترتیب باید اختلاف مرکز و پیرامون هسته شفاف و مدرج شود؛ آنگونه که هسته یازده نفره در مرکز قرار بگیرد و سایرین در لایههای بعدی بایستند.»
سعید حجاریان برای ایجاد فضای سیاستورزی ائتلافی با طیف نزدیک به دولت و رییس مجلس شورای اسلامی، از امکان جایابی آنان نیز خبر داد و اظهار داشت: «این هسته و هالههای پیرامونیاش که تا بخشی از جناح راست امتداد مییابد، میتواند در شرایط بغرنج و بحرانی بهخصوص در قبال میلیتاریسم داخلی و خارجی چون سدی عمل کند و نیز مانع شود که فشارهای اقتصادی، مردم را در مقابل مردم قرار دهد.» در برابر این اظهارات سعید حجاریان، محمدرضا تاجیک صفآرایی کرد؛ او ایده «هسته نرم» با چرخش نخبگانی را پیشنهاد میدهد و در همین راستا میگوید: «من فکر میکنم اتفاقاً این هسته باید هسته نرم باشد. منظورم از هسته نرم این است که باید از پوسته مرکزی ژنرالهای اصلاحطلبی عبور و برای ورود یک نسیم، فکر جدید و نخبگان جدید فضایی باز کنیم؛ اجازه دهیم در آن هسته چرخش نخبگان صورت بگیرد و فکر و گفتمان تازه به وجود آید و نیروهای باطراوت و شاداب وارد قضیه شوند.» و سپس با نقد صریح ایده طیف تندرو افزود: «بسیار معتقد هستم که آن هسته سخت دیگر جواب نمیدهد. در واقع سختتر و سنگینپاتر از آن است که بتواند برای شرایط کنونی الگوی مناسب ارائه کند. اگرچه حضور آنها را پاس میدارم و مغتنم میدانم؛ اما کاملاً معتقدم که باید یک نوع امتزاج و اختلاط ایجاد شود تا نیرویهای جوان و با طراوت ضمیمه شوند و این ترکیب میان نیروهای جوان و نیروهایی با تجربیات گذشته بتوانند همدیگر را تکمیل کنند. بنابراین به نظر من چنین چیزی باید به هسته اصلاحطلبی امروز بنشیند.»
تقابل دوم طیف هویتخواه با طیف تندرو، پیرامون سیاستورزی در ماههای آتی است. جریان تندرو خواهان «استمرار پروژه دوم خرداد» با کلیدواژه «نافرمانی مدنی» است. سعید حجاریان برای سرمشق شب کنش سیاسی آنان اظهار داشت: «نافرمانی مدنی در خلأ شکل نمیگیرد. پیش از آن، ابتدا باید تجمع سلولی داشت و اقداماتی مانند کتابخوانی، جزوهخوانی و… صورت داد و سپس تجمعهای موضوعی و بعد هم تجمعهای سراسری انجام شود. بعد از اینهاست که نوبت نافرمانی فرامیرسد. در نافرمانی مدنی، افراد با علم به جریمه شدن دست به عمل میزنند.» اما در برابر این اظهارات محمدرضا تاجیک به قصارگویی اکتفا کرد و اظهار داشت: «رادیکالیزم در جامعه ایران جواب نمیدهد.»
منبع:صبح نو

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،محمدحسن زدا سرپرست سازمان تأمین اجتماعی در گفتوگو18:30 شبکه خبر در خصوص بستههای حمایتی بازنشستگان تأمین اجتماعی و نحوه توزیع آنها، اظهار داشت: این بسته حمایتی پول نقد است که به حساب بازنشستگان واریز میشود و 2 میلیون و 600 هزار نفر از مستمریبگیران ما که دریافتی آنها زیر 3 میلیون تومان است مشمول این دریافت هستند.
وی در خصوص نحوه اطلاعرسانی به بازنشستگان در خصوص پرداختها،گفت: یکی از روشها اطلاعرسانی از سوی رسانههای عمومی است و فکر میکنم از طریق بانک هم پیامک واریز برای افراد ارسال میشود.
زدا در پاسخ به این سوال که بازنشستگان چطور متوجه میشوند که مشمول دریافت این بستههای حمایتی شدهاند افزود: به هر حال کسانی که زیر 3 میلیون تومان دریافت ماهیانه دارند شک نکنند که مشمول این طرح هستند، اینها شامل سه گروه هستند، گروه بازنشستگان، از کار افتادگان و بازماندگان که این سه گروه در مجموع 2 میلیون و 600 هزار نفر هستند و ما برای اطمینان خاطر بیشتر از همین امشب واریزها را آغاز کردهایم. که مبلغ واریزی برای هر خانواده 200 هزار تومان خواهد بود.
سرپرست سازمان تأمین اجتماعی گفت: در صورتی که تا فردا بعدازظهر این مبلغ به حساب افراد واجد شرایط واریز نشد میتوانند با شماره 1420 تماس گرفته و پیگیر موضوع شوند.از آنجایی که گاهی اوقات مشکلاتی همچون قطعی شبکه پیش میآید و ممکن است مشکلات اینترنتی وجود داشته باشد، ما زمان فردا بعدازظهر را نهایی کردهایم.
وی ادامه داد: تمامی پرداختها از تهران به صورت متمرکز انجام میشود و با توجه به اینکه تأمین مالی صورت گرفته ما واریزها را از همین امشب آغاز کردهایم و امیدواریم تا فردا صبح پیامک خوشحالکننده واریز به دست افراد مشمول برسد.
سرپرست سازمان تأمین اجتماعی ادامه داد: قرار بر این است که دو بار دیگر این طرح تمدید شود و تا پایان سال هر خانواده 600 هزار تومان دریافت میکنند.البته هنوز برای تاریخ واریز سری بعدی تصمیم قطعی گرفته نشده است.
وی در پاسخ به این سوال که چرا بستههای حمایتی که قرار بود در قالب کالا باشد به پول نقد تبدیل شد، گفت: با توجه به اینکه قرارداد بستن با فروشگاههای زنجیرهای یک مقدار زمانبر بود این تصمیم گرفته شد که بار اول به صورت نقدی پرداخت شود و شاید در مراحل بعدی کالا به افراد داده شود اما فکر میکنم باز هم بیشتر پول نقد در نظر گرفته شود که افراد بتوانند با دست بازتری آنچه که لازم دارند را خریداری کنند.
زدا در خصوص بستههای حمایتی کارگران هم گفت: این موضوع هم در دستور کار قرار دارد ما حدود 13 میلیون و 800 هزار نفر بیمهشده تأمین اجتماعی داشتیم که زیر 3 میلیون تومان دریافت ماهیانهشان بود اما این افراد دارای همپوشانی مالی هستند یعنی این کارگران برخی اوقات از طریق سیستمهایی که پرداخت شده ممکن است این بسته را دریافت کرده باشند برای مثال ایثارگران، هدفمندی یا کمیته حضرت امام (ره) و بهزیستی این همپوشانیها بررسی شده و این رقم به 6 میلیون و 500 هزار نفر رسیده است.
سرپرست سازمان تأمین اجتماعی افزود: این افراد جزو گروههای بعدی هستند که به محض تأمین مالی از سوی سازمان مدیریت و برنامهریزی واریز برای این افراد هم آغاز میشود.
وی ادامه داد: ما برای اجرا به عنوان مجری برنامه آمادگی پرداخت داریم و تمام گروههای دریافتکننده طی سه مرحله این بستهها را دریافت میکنند.
زدا با بیان اینکه برای 2 میلیون و 600 هزار نفر مشمول بستههای حمایتی بازنشستگان رقمی بالغ بر 540 میلیارد تومان هزینه شده است، گفت: یکی از دلایلی که در توزیع بستههای حمایتی تأخیر ایجاد شد رقم بالای این بستهها بود.
زدا در پاسخ به این سوال که کارگران فصلی و خویشفرما چگونه از این بستهها بهرهمند میشوند گفت:تمام افرادی که ما اطلاعاتشان را داریم که دریافتیشان زیر 3 میلیون تومان است فارغ از اینکه بیمه اجباری، توافقی، مشاغل آزاد، اختیاری، باشند تحت پوشش قرار خواهند گرفت.
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،محمد جواد لاریجانی معاون بینالملل قوه قضائیه و دبیر ستاد حقوق بشر و مدیر پژوهشگاه دانشها بنیادی در برنامه دست خط حاضر شد.
او به سوالات مختلف مجری این برنامه پاسخ داد که متن کامل این اظهارات بدین شرح است:
بعضیها صحبتهای شما را در مورد برجام مرور میکنند و میگویند آقای دکتر لاریجانی همیشه منتقد برجام بودند و برخی از منتقدین شما میگویند، الان آقای لاریجانی و امثال ایشان خوشحال هستند که برجام به نتیجه نرسیده است. واقعا اینگونه است؟
لاریجانی: ما برای توفیق دولت و همهی نهادهای کشور هم دعا میکنیم و هم موقعی خیلی خوشحال هستیم که اینها موفق باشند. دولت محترم مثل قوه قضائیه و مجلس و سایر نهادها، نهادهای جمهوری اسلامی هستند که محصول مهم انقلاب اسلامی است. پس هیچ ایرانی مسلمان و حتی ایرانی غیرمسلمان که کشورش را دوست داشته باشد، از عدم توفیق هیچ بخشی از دستگاههای حکومتی خوشحال نمیشود. من انتقاداتم عمدتاً انتقادهای حرفهای بوده، من کاری ندارم که مابقی انتقادها و یا به به و چه چه گفتنها چگونه بوده است.
از معدود افرادی بودید که به معنای واقعی خوانده بودید.
لاریجانی: یک مشکل عمده همین است. برجام همیشه به عنوان یک ... درب آن بسته است؛ یک عده میگویند خیلی خوب است و یک عده دیگر میگویند خیلی بد است و عدهای میگویند گاهی خوب و گاهی بد است. فکر میکنم یک جمعی در کشور به خصوص مسئولین مهم کشور باید این را ده بار خوانده باشند.
ما از اولین برنامهها دوست داشتیم در خدمت شما باشیم ولی شما فرصت نداشتید.
لاریجانی: بنده علاقهمند بودم.
شما هفتاد و دومین نفری هستید که ما در خدمتتان هستیم. تفکرات مختلفی آمدند و همین اخیراً هم آقای مجید انصاری اینجا بودند. مثلاً در مورد برجام که صحبت میشود، امثال ایشان و هم تفکرات ایشان معتقد هستند که اگر برجام نبود، دست ترامپ برای خیلی از کارها بازتر بود و به نوعی معتقد هستند که برجام جلوی خیلی از این داستانها را گرفته است.
به رغم اینکه ما داریم میبینیم آمریکاییها زیر برجام زدهاند و از طرفی دیگر به نوعی ما همچنان در چهارچوب برجام ماندهایم. شما واقعاً اینطور میبینید؟ من یاد دارم که شما از ابتدا تاکید میکردید من برجام را یک کج راهه میبینم و یک چیزی که به نتیجه آخر نخواهد رسید. الان که آمریکا بیرون آمده است و البته اروپاییها هم فکر کنم که 7 ماهی شده است که ما را نگه داشتهاند که به یک نتیجه ای برسند.
لاریجانی: بفرمایید ما را سر کار گذاشتهاند. "نگه داشتن" خیلی لطیف و مودبانه بود. بحث ما سر همین است. یک وقتی میگویند اگر ما برجام را قبول نمیکردیم به ما حمله میشد و آمریکاییها در عرض چند دقیقه تمام سیستم ما را بهم میزنند. حالا بعد از آن میگویند این جسدی که روی زمین افتاده است اگر این هم نبود، دست ترامپ باز بود.
در حقیقت آمریکاییها چه در زمان اوباما و چه الان و اروپاییهای عمده که همکلوپ آمریکا هستند، اینها در عدم انجام برجام و در دشمنی با ما هیچگاه فروگذار نکردهاند. منتها آنها به روش خودشان و اینها هم به روش خودشان بوده است. اگر فکر کنیم که از اوباما تا ترامپیک جهشی در دشمنی با ایران پیدا کردهاند 100 درصد اشتباه میکنیم. ما با توافق لفظی با برجام دشمنی را اندازه نمیگیریم و با عمل این کار را میکنیم. در عمل اقلاً دو شاخصه را مقام معظم رهبری مطرح نمودهاند که خیلی قابل اندازهگیری است و بسیار شاخصههای فعال است.
یک؛ ما بتوانیم نفت خودمان را به راحتی به فروش برسانیم. دو؛ پول نفت و سایر درآمدهای مالی ما در مسیرهای بانکی گیر نکند و به راحتی برای ما وصول شود؛ این دوتا روشن است. چه در زمان اوباما و چه در زمان کنونی و چه با اروپا و چه با آمریکاییها این ملاک این است که مذاکراتی که تحت عنوان برجام انجام دادهایم این مذاکرات به چه مقدار موفق بوده است.
من حتی از لحاظ قانونی فکر میکنم رفرنس، ارجاع و استناد ما به برجام محمل قانونی ندارد؛ چون برجام یک قراردادی بود که اطراف داشت و حتی در برجام بندهای زیادی وجود دارد که دقیقا مخصوص آمریکا است. حالا اشکال این سند چیست، بحثی است که همیشه گفتهام و حالا نمیدانم که شما دوست دارید در برنامه شما هم بازگو کنم یا نه.
به اشکالاتش میرسیم، اما وقتی بخشی از یک قرارداد که 8 یا 10 بند از آن بیرون میآید آن دیگر قرارداد قبلی نیست. ما در قراردادهای بینالمللی یک ویرگول را بالا و پایین میکنیم، دوباره باید این را تائید بگیریم. پس ما چیزی به عنوان برجام نداریم. یک جسدی روی زمین قرار دارد و یک توافق دیگری به نام "برجام پریم" است. حالا این برجام پریم برای ما منفعتی دارد یا ندارد. در مقابل ما و در عمل باز هم دشمنی آمریکا است. اروپایی ها در واقع طرف سنتیمانتال مذاکره ما هستند. آن کسی که جلوی کار را گرفته است آمریکاییها هستند.
برای ما منفعت دارد یا ندارد؟ میتوانست برای ما منفعت داشته باشد و خیلی خوشحال میشدیم که برای ما منفعت داشته باشد، ولی باید واقع بین بود و حتی اگر این مذاکرات را بخواهیم همین طور شل کن و سفت کن با اینها ادامه دهیم باید عملی و بر مبنای عملیاتی فرض کنیم برجام تمام شده است؛ خودمان را با شرایط پس از برجام عملیاتی کنیم، آنوقت آنها سیگنال را میگیرند.
پیش فرض مهم جناب آقای دکتر روحانی این بود که چرخهای سانتریفیوژها را شل کنیم تا چرخ اقتصاد بهتر بچرخد؛ سوال مهم اینجا است که آیا این فرض درستی است؟ به نظر من اشتباه بوده است و از همان روز اول معلوم بود که اشتباه بوده است.
نکته دوم، یک استراتژی برای این مذاکره است. استراتژی برد- برد در مذاکرات بینالمللی هست، اما برای جاهایی است که برای منافع همدیگر مشروعیت قائل هستیم. بعد میگوییم این دوتا برای تو و آن یکی دیگر برای من باشد. دو نفری هستند که بر سر جایی با هم مذاکره میکنند و هر دو قبول دارند که هر کدام از طرفین یک سهم مشروعی دارد؛ سر سایز این سهم میخواهند که اختلاف خود را حل نمایند. اما در اینجا شرایط ما شبیه آن ماجرا نیست. شرایط ما اینگونه است که دزدی به خانه ما زده است، چون تمام این حصرهای اقتصادی و این تحریمها تجاوز مسلم به حقوق ملت ما است.
نکته سوم تکنیک مذاکره است؛ تکنیک مذاکره خیلی مهم است. مذاکرات در صحنه بین المللی با تکنیکهای مختلفی انجام میشود. گاهی با یک تکنیک تا نیمه راه میرویم و جواب نمیدهد و باید تکنیک را تغییر دهیم. در اینجا تکنیک "همه یا هیچ" بود. همه یا هیچ یا تکنیک بیگ بنگ بود. یعنی ما یکباره کار را حل کنیم. یکباره کار را حل کنیم برای جاهایی است که همه به هم اعتماد دارند. یعنی میگوییم استخوان لای زخم نگذارید، این مال تو و این مال من و بحث را تمام کنیم.
تکنیک همه یا هیچ برای شرایطی نیست که به طرف مقابل اصلاً اعتماد نداریم. اتفاقاً اینجا تکنیک اطمینانبخشی باید بکار گرفته شود. ما حاضر بودیم قدم کوچک برداریم ولی قدمهای .... که اگر آن جرزنی کرد، ما هم به نقطه اول برگردیم و بعد صبر کنیم و ببینیم قدم بعدی او چیست. اگر قدم بعدی او خوب بود، ما به جای قدم معادل یک و دو دهم میرویم.
مسئله چهارم، سندنویسی و تضمینات است. در هر صورت مذاکره با کسی میکنیم باید تضمینی در آن باشد. مانند این که اگر زیر این بندها زدید این چیزها را دارد و حل اختلاف چطور باشد. خود سند هم باید دقیق باشد؛ هر چه سند دقیقتر باشد منافع طرفین بهتر تامین میشود، به خصوص ما که مظلوم هستیم و با اطرافیان غداری روبرو هستیم، باید سند ما محکم میبود و هر چه میخواستیم بدهیم بدهیم ولی چهار میخه باشد؛ این سند پر از سوراخ و سمبه بود.
حالا تازه مکانیزم دیگری برای رفع اختلاف گذاشتیم که در آن به نظر من اشتباه فاحش بود، از دوستان مذاکره کننده در رفته است؛ به نام "مکانیزم ماشه"
2231 ؟
لاریجانی: بله. مکانیزم ماشه این است که هر کسی از این 1+5 اعتراضی دارد، اعتراض خود را به سازمان ملل بدهد و آن طرف بررسی میکند و میگوید با هم بنشینید و با هم مینشینند و بررسی میکنند. بعد نهایتاً وقت میدهند که اگر در این مدت اختلافات ما با طرف حل نشد، سر نقطه اول برمیگردیم! یعنی همه تحریمها برمیگردد! این نقطه اول فاجعه است یعنی اگر خود ایران اعتراض میکرد، اگر با امریکا به توافق نمیرسیدیم باید به نقطه اول برگردیم؛ ما نقطه اول نداریم. چرا باید به نقطه اول برگردیم؟
یعنی ما برای این که اعتراض کردیم دوباره تحریم میشدیم.
لاریجانی: یعنی اگر خود ما هم اعتراض میکردیم.
بله. چرا باید به نقطه اول برگردیم؟ باید بنویسند این چنین بررسی شود و اگر اشکالات ما وارد است دولت امریکا یا هر دولت دیگر باید خسارت دهد. باید جریمه دهد. نقطه اول معنی ندارد. اما درباره استناد به نظرات رهبری، این دوستان ما در دفاع از برجام یک زمانی مرتب میگفتند رهبری از ابتدا تا آخر این را تائید کرده است. من کاری به بحثهای خصوصی ندارم. شما کافی است بیانات مقام معظم رهبری را مرور کنید و یک جا علامت خرسندی میبینید؟
خب حکومتی آمده و دولت است و مسئولیت دارد و مجلس باید کار آن را برسد و دولت باید انجام دهد و همه با هم این سیستم باید کار کند؛ نباید این سیستم زنگ بخورد. اخیراً شنیدهام گفته میشود این مذاکرات برای مردم بوده است و مردم مذاکره میکردند. چرا این طور صحبت میکنیم؟ این برای تبلیغات ریاست جمهوری خوب است، ولی برای یک فرد حرفهای خوب نیست.
یک چیزی را از ابتدا در برجام بیان میکردید و الان هم در چند جا از صحبتها اشاره کردید. بحران استیصال یا تئوری استیصال که به این تکیه کنیم و کار را جلو ببریم. این را زمان برجام هم بیان میکردید و شاهد بودیم با همین صحبتهایی که اشاره کردید اتفاق افتاد. الان هم فکر میکنید یا این چطور حس میشود این تجربه جا نیفتاده است و سراغ FATF با همین فرمول رفته ایم.
لاریجانی: وقتی با دوستان از هر دو جناح صحبت میکردیم، چه مذاکره کننده و چه جناح دیگر، میگفتیم چرا این طور شد میگفتند از این بهتر نمیشد. این را به نام بحران استیصال مینامم. یعنی اشتباه میکردید بهتر نمیشد و احساس استیصال کردید و به این دلیل، این را پذیرفتید؛ این خیلی بد است. آن زمان باید پرسید چرا احساس استیصال کردید؟ استیصال مذاکرهای بود یا استیصال کشور بود.
اگر در کشور بود و فکر می کردید دنیا به زمین میآید و همه چیز به هم میخورد، اشتباه میکردید. اگر مذاکرهای بوده، آدم در مذاکره نباید هیچگاه احساس استیصال کند. این بحران استیصال متاسفانه توسط برخی از دوستان ما در دولت دامن زده میشود. چطور؟ مثلا الان وقتی میخواهند علیه آمریکا صحبت کنند میگویند ای امریکای غدار شما سبب شدید بچههای ما الان در شیر خشک مشکل دارند و بیماران ما در خیابان میمیرند و در دارو مشکل دارند. این نحوه صحبت است؟
سر FATF چطور؟
لاریجانی: دو جور است. یک این که استیصالا این را بپذیریم که ۱۰۰ درصد غلط است و دیگر این که بگوییم ما با اینها میخواهیم کار کنیم، لازم نیست الان بپذیریم. یک نهادی است که هزار و ۷۰۰ تا توصیه دارد. پولشویی، پالرمو و غیره دارد. میگوید به اینها بپیوندید؛ هر کدام از اینها کار دارد. ما میگوییم شما میخواهید با تروریسم مبارزه کنید دو نمونه مبارزه کنید ببینیم چطور مبارزه میکنید. دو نمونه خوب باشد. اگر عملیات و نتیجه خوب بود ما در دو نمونه دیگر هم همکاری میکنیم.
نه اینکه دربست چند نفر آدم آنجا بنشینند، الان تعداد ...های FATF را نگاه کنید، از زمین تا آسمان است. برای چه کسی اینها را نوشتهاند؟ چه کسی اینها را نوشته است؟ من میخواهم بگویم بین ریجکشن 100 درصد و بین این که همین طور بپیوندیم و استیصالا باشد، هر دو بد است. ما راه دیگری داریم. ما میتوانیم با FATF وارد مذاکره شویم و بگوییم مورد به ما معرفی کنید. اگر دیدیم وضع خوب است 5 مورد دیگر را وارد میشویم. اگر دیدیم در مبارزه با تروریسم جدی هستند ما آمادگی داریم، هم وارد شویم و حتی عضو شویم و همه کار هم کنیم.
اول باید دو سه مورد را انجام بدهیم. اینها همان اول میخواهند هر اطلاعاتی بدهیم و ما به عنوان یتیم آنجا بنشینیم و به ما دستور بدهند. چنین چیزی امکانپذیر نیست.
یعنی با این توصیفی که شما دارید فکر میکنم نظام تصمیم خودش را در این زمینه گرفته است.
لاریجانی: اگر از لحاظ کارشناسی بخواهید نظر من این است.
الان در مجمع تشخیص رفته است.
لاریجانی: بله. به نظر من خیلی خام است؛ استیصالاً این را بپذیریم یا از روی خوشبینی این را بپذیریم؟ هر دو.
باید خیلی روی این فکر شود.
لاریجانی: تعامل غیر از پذیرفتن است؛ ما باید از صحنه جهانی یاد بگیریم. ما میتوانیم با خیلی جاها تعامل کنیم، این به معنای پذیرفتن نیست. ما میتوانیم 5 تا مطلب جلوی اینها بگذاریم. برای شما مثال بزنیم؛ مثلا اروپائیان میخواهند با ما در امر حقوق بشر تعامل کنند؛ خیلی خب. در ستاد عالی حقوق بشر که وزرا حضور دارند، ریاست محترم قوه هم حضور دارند، چهارچوب آن هم نوشته شد البته استفسار هم کردیم و چهارچوبها مشخص شد و وزارت خارجه را مسئول کردیم که دیپلماسیاش را قدم به قدم پیش ببرد. چیز در بسته نداریم.
گفتیم موانع مذاکرات و تعاملات فعال و سازنده در امر حقوق بشر چیست. یک، مسئله استاندارد دوگانه است. دو؛ تبعیض، یعنی کسی خودش را گنده ببیند و بگوید اینها با آنها فرق دارند. سوم؛ تحمیل. به هر صورت تفکر سکولار لیبرال برای شما باشد، اما ملت ایران و هر ملتی اعم از مصر، مراکش و غیره حق مسلم دارند که زندگی مدنی خودشان را بر اساس عقلانیت اسلامی بنا کنند.
نکته بعدی مبارزه با تروریسم و عدم استفاده از پوشش حقوق بشر است. درباره اینها میخواستیم صحبت کنیم که هیچ کدام قبول نکردند.
این برای چه تاریخی است؟
لاریجانی: برای چند ماه پیش است.
یعنی پیشنهاد دادید و قبول نکردند.
لاریجانی: تعامل کردیم. تعامل یعنی هر چه گفتند بپذیریم؟ ما میگوییم چرا نمیشود در امر حقوق بشر سازنده بحث کرد. ما میدانیم آنها چکار میکنند. آنها نقطهچین میگذارند و بعد میخواهد بگوید چرا اعدام دارید. ما حاضر هستیم درباره اعدام صحبت کنیم ولی این دیگر تعامل نیست.
نفر جدیدی که درباره کشور ما گذاشتند چطور است؟
لاریجانی: اوضاع این هم با آن قبلی فرقی ندارد. اولاً معتقد هستیم نصب گزارشگر ویژه برای ایران استاندارد دوگانه و نامشروع است. ایران که بزرگترین دموکراسی غرب آسیا است. از لحاظ فانکشنال دموکراسی قابل مقایسه با دموکراسی کشورهای پیشرفته دنیا هستیم.
الان کدام کشورها گزارشگر ویژه دارند؟
لاریجانی: 6-5 کشور مثل میانمار، کوبا، کره شمالی و غیره دارند. کوبا البته الان برداشته شده است. مهم این است که چرا استاندارد دوگانه دارند؟ نکته بعد این است کسی که گزارشگر ویژه است باید در چهارچوب کار کند. اولاً از تبلیغات و موضعگیری خودداری کند. همین جناب مستطاب رفته با BBC فارسی صحبت کرده و در سازمان ملل علیه ما سخن گفته و بیانات خیلی مشعشعی هم دارد. میگوید مشکل ایران مشکل ایدئولوژیک است؛ اینها اسلام را بد فهمیدهاند و من میخواهم کمک کنم که اینها اسلام را خوب بفهمند.
چنین آدمی میخواهد گزارشگر باشد. گزارش اولی که نوشته است همان گزارش قبلی است و حتی ادبیاتش را اصلاح نکرده است و مدعی اسکالرشیپ و استادی است. ضمناً در همین گزارش دفاع جانانهای از منافقین کرده است! اصلاً به نظر من گزارشگری که با منافقین فالوده بخورد و در گزارش از منافقین دفاع کند، این به طور اتوماتیک از حیثیت افتاده است. لازم نیست بحثی درباره این کنیم.
منتهی ما تعامل داریم، هر وقت ایشان علاقهمند بود، در ژنو افراد ما با ایشان نشسته اند و کارشناسان ما حضور داشته اند و صحبت کردهاند. تعامل این است.
با علی آقای لاریجانی در قضیه برجام اختلاف نظراتی از قبل داشتید.
لاریجانی: بین ما دعوای خانوادگی درست نکن خداوکیلی. (میخندد)
نه، میخواهم بدانم در مورد FATF با هم مخالف هستید یا هم نظرید؟
لاریجانی: دقیقاً نظر ایشان را به طور دقیق و حرفهای نمیدانم چیست، به طور کلی احساس میکنم برهان دولت را ایشان تا حدی قبول کرده که علیالاصول امروز برای این که خرمان از پل بگذرد باید توصیههای FATF را بپذیریم؛ لااقل من با این جمعبندی کلاً موافق نیستم، اما در خانواده لاریجانیها ما نظرات خودمان را داریم.
همه هم بحاث هستید.
لاریجانی: بله، اینطور است.
فکر میکردید به عنوان یک آدم با تجربه سیاسی که آقای ظریف چنین صحبت صریحی درباره پولشویی داشته باشند؟
لاریجانی: به نظرم آقای ظریف الان بیشتر به مباحث داخلی علاقهمند است، چون یک سخنرانی هم اخیراً از ایشان دیدم که میتوان گفت سخنرانی تبلیغات ریاست جمهوری بیشتر بود، تا یک وزیر خارجه که باید کم و حرفهای سخن بگوید. اگر ناظر به سیاست داخلی هستند، آن یک بحث جدایی است.
یعنی ممکن است ایشان برای 1400 برنامهای داشته باشند؟
لاریجانی: من نمیدانم. اگر هم باشد ما خوشحال هستیم. دوست عزیز ما است و جزو کاندیداها باشد چیز بدی نیست، منتهی میخواهم بگویم این صحبتها اگر برای داخل است در زمان تصدی وزارت خارجه به مصلحت نیست.
چون میدانم شما ناراحت نمیشوید و به من لطف دارید سوالات را راحت میپرسم. برخی چنین حرفی را درباره اخوی شما علی آقا میزنند که هم درباره برجام و هم درباره FATF و چیزهای دیگر با دولت همراهی میکند، برای 1400 یک فکرهایی دارد.
لاریجانی: ببینید، آقای دکتر علی یک مدیر توانمند اجرایی است. من از این که برادرم هست ابایی ندارم از ایشان تعریف کنم؛ واقعا فرد تیزهوش و توانمندی است. سیاستهای مختلف همانطور که اشاره کردید، برخی از مشی ایشان را من خیلی صریحاً نظر متفاوت دارم. ولی من فکر کنم در یک عملیات اجرایی، شاید ایشان تصمیمات دیگری را بگیرد. ایشان برای اینکه در انتخابات پیروز شود، لازم ندارد با دولت اینقدر کنار بیاید. کار با دولت را شاید برای تسهیل کار دولت انجام میدهد.
منفعت ملی ما این است که جناب آقای روحانی حمایت شود، مدیران جهادی را به میدان بیاورد و کشور را در مقابل امریکا قوی کنیم.
الان هم تا ریاست جمهوری واقعا فاصله داریم. در این فضا بخواهیم بیفتیم خیلی سخت میشود.
لاریجانی: حالا من هم حدس زدم.
بله، این پرسش من بود. شاید برخی دوست نداشته باشند درباره دی صحبت کنیم ولی شما جزو اولین افرادی بودید که در فتنه 88 صحبت کردید و صحبتهای شما ماندگار شده است.
لاریجانی: ببینید، شرایط اقتصادی فعلی ما چیست؟ شرایط اقتصادی فعلی ما یک فتنه اقتصادی است که روی یک افت کارآمدی چشمگیری قرار گرفته است. این فتنه اقتصادی با فتنه 88 تفاوت ماهوی ندارد؛ یک اتاق فرمان مجهزی در بیرون دارد که این بار آشکار است و یک هدف گیری واحد است.
در فتنه 88 آمریکا و رژیم صهیونیستی و اروپائیان با یک جناح سیاسی داخل کشور و عوامل میخواستند مردم را به خیابان بکشند و تحت این شرایط که رای من کو؟ هدف هم رای من نبود، دنبال دیکتاتوری سکولار بودند.
در فتنه امروز اقتصادی باز هم میخواهند مردم را به خیابان بکشانند اما به جای اینکه بگویند رای من کو، میگویند پول من کو؟ باز همان هدف را دنبال میکنند. پس این فتنه همان فتنه است. اتفاقاً چیزی که جالب است، این است که برخی کسانی که در فتنه 88 نقش کلیدی داشتند در این جریانات اقتصادی هم آدمهای کلیدی بودند و شاید هم هستند. مقابله با فتنه با مقابله با کارآمدی دو بحث است. در مورد فتنه باید با قدرت چشم فتنه را درآورد؛ این تعبیر مولا علی (ع) است. لذا قوه قضائیه وارد شده، نیروهای امنیتی وارد شدند، تا حدی هم الحمدالله موفق بودند.
ولی افت شدید کارآمدی را با نیروی قهریه نمیتوان افزایش داد. آن جا باید دیدگاه ما عوض شود؛ یعنی دو مطلب باید عوض شود، خیلی کلی بیان نکنم. اگر فکر میکردیم با برجام سرمایه عظیم اروپای غربی وارد کشور میشد و تکنولوژی وارد میشود و کارخانههای عظیمی راه می افتاد، این را کنار بگذاریم، این را دنبال نکنیم. من میگویم غلط است و برخی میگویند این درست است. این عملیاتی نیست.
دوم باید به خودمان برگردیم؛ ما مدیرانی نمیخواهیم که بالای ابر باشند. گاهی نگاه میکنم مدیران عالی سخنرانان خیلی جالبی شدند. باید... باید ... باید... خب مخاطب کیست؟ شما باید انجام دهید. شما به من میگویید باید، من هم شهروند هستم میگویم باید. الان چطور شد؟ همه بایدی شدیم که!
باید مدیران مایکرو باشند نه مدیران مکرو! من توهین به کسی نمیکنم و برخی ایدههای خوبی هم دارند ولی بالای ابرها است. شرایط کشور ما مدیریت در میدان میخواهد.
اتاق فرماندهی که غرب در فتنه 88 داشت احتمال نمیداد فتنه شکست بخورد. 100 درصد معتقد بود پیروز است و این را به داخل هم القا کرده بود و حتی در داخل برخی کسانی که در انقلاب زحمت کشیده بودند، میگفتند که مراقب باشید، شرایط مثل قبل نیست.
اما سه نکته کلیدی وجود دارد. یکی اینکه گفتند رهبری ایران یک رهبری شجاع است و این طور نیست که پشت حادثه بایستد و جلوی حادثه میایستد. این تعبیر هاتسون است. یعنی میگویند اگر رهبری بود که میترسید و جا میخورد، ما پیروز میشدیم اما رهبری شجاعی است و جلوی فتنه استاد و سینه خود را جلوی فتنه سپر کرد. علت ناکامی فتنه شجاعت رهبری و صداقت ایشان بود. قوت تشکیلات امنیتی و قضائی ما و همچنین بصیرت مردم بود. این سرمایه را باید ما نگه داریم.
9 دی هر سه مورد را به منصه ظهور آورد. حالا در فتنه امروز اقتصادی دقیقاً باید روی این 3 مورد تکیه کنیم. این طور نباشد که به شعار پول من کو، جای دیگر را خراب کنند که عزت ما است. وضع اقتصادی مردم باید سامان پیدا کند، کشور باید سامان پیدا کند و دولت باید واقعا پی این برود و خطی که مقام معظم رهبری ترسیم کردند همین خطی است که من بیان کردم.
و وسط میدان بیایند.
لاریجانی: بله؛ به میدان بیایند. ولی فتنه را با انشالله و ماشاالله نمیتوانیم حل کنیم. نسبت به فتنه باید حساس باشیم. دشمنشناسی رکن بصیرت است. دشمن خودش را سعی میکند در لسان دوست قالب کند. آنهایی که در داخل آدمهایی دقیقی نیستند و یا خدایی نکرده وابسته باشند، دشمن را رنگ دوست میزنند و آنهایی که دلسوز نظام هستند و هر چه رنگ دشمنی است را میپاشند. دشمنشناسی خیلی مهم است و این رکن بصیرت است. این سه نکته ای است که باید از فتنه 88 یاد بگیریم.
چه سالی ازدواج کردید؟
لاریجانی: خودم هم نمیدانم. من فکر کنم 17-16 ساله بودم که ازدواج کردم.
عجب؛ تهران بودید یا نجف؟
لاریجانی: در قم بودم.
چطور آشنا شدید؟
لاریجانی: فامیل هستیم. دختر عمه من هستند.
خطبه عقد را چه کسی خوانده است؟
لاریجانی: مرحوم والد ما خواندهاند. آن چیزی که من فکر میکنم مهم است و میراث تعلیم مرحوم پدر ماست، این است که اولاً بچهها دین درست و درمانی داشته باشند و ضمناً مرحوم والد ما مطالب نظر خودشان را میفرمودند ولی ما را در انتخاب اهداف آزاد میگذاشتند؛ این خیلی مهم است. اینطور نبود که همینطور در خلا باشد. ایشان نظرات را بیان میکردند و راهنماییها را میکردند و در خیلی از امورات اینچنین بود. یکی از چیزهای خیلی مهم در تعلیم ایشان این بود که فضای خانواده را رقابت در علم گذاشته بودند.
یعنی چطور؟
لاریجانی: یعنی وقتی در قم خدمت ایشان جمع میشدیم، اگر حرفهای ساده و معمولی میزدیم، ایشان استقبال نمیکرد و خودشان موضوعی را مطرح میکردند که ابعاد فکری، سیاسی، فلسفی و گاهی فقهی داشت و ما اخوان به جان هم میافتادیم؛ ساعتها بحثهای داغ داشتیم و ایشان لذت میبرد که در بحث نظری خوبی وارد شدهایم. گاهی والده جیغ میزد که حالا وقت نهار است و من هم خسته شدم و بحث را تمام کنید.
در بین اخوان ما، حضرت آیتالله شیخ صادق آملی یک فرد بسیار سخت بحث کنی است، یعنی با ایشان سخت میتوان بحث کرد، چون بحثهای دقیق دارند و فرد با حوصلهای هستند. یعنی کسی میخواهد با ایشان مباحثهای را ادامه دهد، باید تحمل بالایی داشته باشد چون خیلی دقیق و ریزبین و دقیقالنظر هستند.
شما چند سال بزرگتر از ایشان هستید؟
لاریجانی: ما برادرها هر کدام دو سال با هم تفاوت داریم. من با ایشان 8-7 سالی اختلاف سنی دارم.
آقای دکتر جواد لاریجانی چقدر در کارهای منزل کمک میکنند؟
لاریجانی: خیلی کم.
چون نیستید؟
لاریجانی: بله. اصلاً کم پیدا هستم. به شوخی گفتند کم پیدایی، گفتم مقدمه ناپیدایی است. البته دوست دارم کمک کنم، ولی اگر برسم حتماً کمک میکنم. فرمایش زیاد دارم. (میخندد)
اهل غذا درست کردن هستید؟
لاریجانی: اهل غذا خوردن هستم. خیلی هم در غذا سختگیر هستم.
یعنی چطور؟
لاریجانی: یعنی باید خیلی خوشمزه و خوشطعم باشد.
چه غذایی را بیشتر دوست دارید؟
لاریجانی: من غذاهای مازندرانی را خیلی دوست دارم؛ به خصوص ماکیان اعم از اردک که فارسها زیاد نمیخورند، چون بلد نیستند درست کنند، چون پختن اینها برای این که بوی زُخم را نداشته باشد کار زیادی دارد. غذاهای مازندرانی را دوست دارم.
ما یک زمانی اردک خوردیم و ...
لاریجانی: نه، باید خانم من برای شما درست کند، آنوقت میبینید که استخوانهایش را آدم میخورد.
با خانواده اهل بحث سیاسی هستید؟
لاریجانی: خانواده ما همه سیاسی هستند.
دامادها و عروسها از اهالی سیاست هستند یا معمولی هستند؟
لاریجانی: همه اهل علم هستند. هر دو اینطور هستند.
تفکرات به شما نزدیک است یا مخالف هستند؟
لاریجانی: ما تحمیلی نیستیم ولی همه فرزندان من در خط ولایت هستند.
مزرعه معروف شما هم داستانی دارد.
لاریجانی: مزرعه من معروفترین مزرعه جهان است و به برکت رئیسجمهور سابق و بحثهایی که شده است. من دو الی سه کلیپ دیدم که من و تو و صدای آمریکا پخش میکردند، دوست داشتم مزرعه من باشد ولی معلوم شد در سومالی و جاهای مختلف است.
این مزرعه را چه کسی خریداری کرده است؟
لاریجانی: تقریباً برای 27 سال پیش است. من در کار کشاورزی خودم فنّان هستم و این طور نیست که از تهران و تلفنی اقدام میکنم. بیلم گلی است.
یعنی بیل میزنید؟
لاریجانی: در فیلد هستم. عمدتاً تولید گندم میکنم. این کار برای من چنان روحیهدار است که وقتی احساس میکنم این گندم نان میشود و مردم این را می خورند کیف میکنم. هر چند از نظر اقتصادی صرف نمیکند ولی این خیلی مزه دارد.
این چیزهایی که درآوردند برای شما که این زمین را چطور گرفتید...
لاریجانی: این را از مردم خریدیم. دهی که داشتیم 150 سال پیش خیلی آباد بود. آرام آرام متروکه شد و رها کردند. پایینترین نقطه است، دشت ورامین از بالا تا پائین مرغوب از بین میرود. ما در ته دشت ورامین هستیم. چون ارزان بود و میشد خریداری کردیم و بعد مناقشاتی ایجاد شد. ما همیشه گفتیم همه را بررسی کنید و هر چقدر برای هر کسی هست بردارد؛ ما شاکی خصوصی نداریم.
این تصویری که دوستان پخش کردند برای چند سال پیش بود؟
لاریجانی: نمیدانم ولی فکر کنم برای 25-20 سال پیش است.
فکر میکنم تقریباً 20 سال پیش است و صحبتهایی که به درد امروز میخورد.
لاریجانی: نگران بودم چیزی را پخش کنید که الان بگویم عوض کردم. من ابایی ندارم و حرف مرد باید حق باشد.
تقریباً مواضع همان مواضع است.
لاریجانی: بله.
آقای دکتر جواد لاریجانی خیلی مقاطع مختلفی را گذراندهاند و من فکر میکنم مقاطع مجلس شما مجلس دوم، چهارم و پنجم بود.
لاریجانی: چهارم و پنجم بود.
دوم تشریف داشتید؟
لاریجانی: خیر. من نبودم.
مقاطع خاصی بود و شما پایهگذار مرکز پژوهشهای مجلس هستید.
لاریجانی: بله. مرکز پژوهشهای مجلس با پیشنهاد من و حمایت وسیع آقای ناطق نوری ایجاد شد. آقای سید مرتضی نبوی انصافاً در این قسمت سهم عمدهای داشت. به نظر میرسید که من در دو چیز تمرکز کردم. یکی ایجاد مرکز پژوهشها و دیگری کار روی لایحه بودجه بود.
کار منظور همان رایگیری سابق است.
لاریجانی: بله. لایحه بودجه به نوعی کارنامه کارآمدی کل نظام است که بودجهها را با چه دقتی تهیه میکنیم و چطور مصرف میکنیم، چطور تصمیمگیری میکنیم.
که محصول این از مجلس می آید.
لاریجانی: بله. کار بزرگ مجلس است. به نظرم تاسیس مرکز پژوهشها فرصت خیلی خوبی بود و تاثیرات خیلی خوبی داشت یعنی ما در دوره مجلس چهارم و پنجم اگر چیزی در مرکز پژوهش ها رد میکردیم، یا گزارش منفی درباره آن لایحه میآمد یا طرح، تقریباً بالای 80 درصد رد میشد، البته اگر چیزی را تائید میکردیم 65 درصد احتمال داشت قبول شود ولی مهم بود آنها به اشکالات ما توجه میکردند.
نکته بعد این بود که مرکز پژوهشهای مجلس قبل از اینکه لایحه به مجلس بیاید، گاهی که نیاز بود ما همراه آقای ناطق نزد آقای رئیسجمهور که آقای هاشمی بودند میرفتیم و برای این بحث میکردیم. مثلاً درباره افزایش قیمت بنزین، ایشان معتقد بودند یکباره باید افزایش داشته باشد و ما گزارش خوبی تهیه کردیم و مخالفت میکردیم.
در صحبتهای خودتان هم به آقای ناطق اشاره کردید و هم به رقیب انتخاباتی سال 76 ایشان که شما در تیم آقای ناطق بودید. فکر میکردید بعد از 20 سال این دو رقیب به نوعی خیلی به هم نزدیک شوند؟
لاریجانی: البته من معتقد نیستم آقای ناطق به آقای خاتمی از لحاظ سیاسی نزدیک شدهاند. به آقای ناطق در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سابق توهین شد و این توهین ایشان را زخمی کرد. ایشان انتظار نداشت آدمی که در انقلاب بود و فداکاری داشته این طور به او توهین شود و شاید از امثال ما هم گلهمند بود که چرا در میدان نیامدیم و دفاع نکردیم؛ ایشان دفاع نیاز داشت.
یعنی گله ایشان وارد است؟
لاریجانی: خیر. گله در اینجا وارد است که نباید به ایشان توهین میشد. چون معرکه دیگری وارد شده بود و فتنه 88 و مسائل بعدش بود، ما فکر میکردیم مسئله اصلی نباید به شخص باشد. باید مدیرانمان را قدرشناسی کنیم. یک ویژگی آقای ناطق دارد و در زمان مجلس داشتند و الان هم دارند، ایشان به مشورت خیلی اهمیت میدهند. هیچ ابایی ندارند، ما جوان بودیم و نظر میدادیم، هیچ ابایی ندارند که این نکته خوبی است و بدهید من نگاه کنم و بخوانم. یکی از کسانی که گزارشات مرکز پژوهشها را خوب میخواند، خود آقای ناطق بود.
این که این دو نفر به هم نزدیک شدند را قبول ندارید.
لاریجانی: خیر؛ آقای ناطق پای کار انقلاب است. ممکن است برخی مواضع ایشان را من قبول نداشته باشم که میدانید.
اخیراً با هم ملاقاتی نداشتید؟
لاریجانی: بله؛ ملاقات هم میکنیم اما نه زیاد. تنبلی از من است.
باید به لواسان بروید.
لاریجانی: جای خوبی است و حوزه علمیهای که درست کردند، رفته ام و خیلی به ایشان علاقه هم دارم. سجایای اخلاقی آقای ناطق بالا است. افراد را نباید صفر و صد نگاه کنیم.
ماجرای اختلاف شما با آقای دکتر ولایتی در وزارت امور خارجه چه بود؟ این اختلاف همچنان ادامه دارد؟
لاریجانی: من به آقای دکتر ولایتی بسیار احترام میگذارم. یک شخصیت دوستداشتنی است و در کار انقلاب بوده و مورد اعتماد حضرت امام (ره) و مورد اعتماد مقام معظم رهبری بوده است. ژانر کاری ما با هم فرق دارد. من طور دیگری نگاه میکنم. مثلاً من دیپلماسی صوری را علاقه ندارم؛ یعنی خیلی از بحثهای دیپلماسی و رفتوآمد و خوش و بش کردنها با این که ضروری است، در حد 20 درصد اهمیت میدهم.
من دیپلماسی تعاملی را که در آن چیزی را باید بماسونیم، قبول دارم. حتی برای مذاکره و صحبت با سفیری که به ایران میآیند از قبل باید گزارشات را بخوانم و یادداشت تهیه کنم که این آدم میاید، من میخواهم چه چیزی از او بفهمم و چه چیزی به او منتقل کنم.
این سوال ایجاد میشود که با هم از لحاظ روشی مخالف هستید چطور قطعنامه 598 را کنار هم جلو بردید؟
لاریجانی: آقای ولایتی تا تصویب آن، پای این قطعنامه نبوده است، علاقه هم نداشت و مخالفت هم داشت، ولی تصویب این را خود حضرت امام (ره) مصلحت میدید. قطعنامه 598 یک تجربه است و 100 درصد توفیق نیست، ولی تجربهای است که خواستههای امام را داشت.
امام (ره) در امر تعیین مسئول آغاز جنگ بسیار دقت داشت. ایشان تاکید داشت که باید در تاریخ ثبت شود که این تجاوز از طرف عراق صورت گرفته و ما ملت متجاوزی نیستیم. در جایی هم فرمودند این از مسئله خسارت جنگ هم بالاتر است ولی خیلی قضیه بالا و پائین داشت. نحوه ختم جنگ مسائل زیادی دارد و من نمیخواهم فداکاریهایی که نیروهای مسلح ما انجام دادند خدشهدار شود.
نیروهای مسلح ما، چه سپاه، چه بسیج و نیروهای ارتش در جنگ کارستان کردند. یک زمانی مذاکرات 598 شروع شد که بالغ بر هزار کیلومتر مربع عراق ما در بودیم. خوشبختانه جنگ طوری ختم شد که چه ما و چه ملت عراق دچار یک گرفتاری دائم نشدیم؛ سرزمین هایی که صدام از ما گرفته بود را پس گرفتیم و حقوق ما استیفا شد.
این مسئله در مذاکرات هم به شما کمک کرد.
لاریجانی: بله، در مذاکرات خیلی مهم بود. من میخواهم بگویم اختلاف بود درباره این که مذاکرات خوب است یا خیر. ما در تمام این مذاکرات، خدا حاج احمد آقا را رحمت کند که همراه آیتالله خامنه ای به طور دقیق گزارشها را خدمت امام میدادند و ما متعهد بودیم ریز و خرد را امام در جریان باشند. در برخی مواقع اختلاف نظر بود.
آقای محتشمی وزیر کشور بود و من تازه از نیویورک آمده بودم و ایشان به شدت مخالف بود. ایشان مصاحبه کرده بود که این لاریجانی عین یاسر عرفات است و چیزها را هدر میدهد. من خدمت امام یادداشتی را فرستادم که البته اشکالات ایشان پاسخ دارد و یک زمان مصلحت نیست و اگر مصلحت هست باید پاسخ داده شود، چون واقعاً این مسیر یاسر عرفات نیست و مسیر دیگری است و با اشراف کاملی انجام میشود. مسئولین قوا روی این نظارت دارند و هر جا اشتباه شود ما قبول میکنیم، اشتباه را جبران کنیم.
حاج احمد آقا به من فرمودند که امام فرمودند شما به نماز جمعه بروید و پیش از خطبهها پاسخ آن حرفها را بدهید. من رفتم و پاسخ حرفها را به تفصیل دادم. یک روزی آقای محتشمی گفت نامردی کردی؛ یعنی قرار بود پاسخ بدهید ولی چند مطلب اضافه هم گفتید. گفتم اگر شد اشتباه کردیم.
یا در یک لحظهای امریکا میخواست اینجا تشویش ایجاد کند و قطعنامهای علیه ما برای اعمال اقدامات نظامی بگیرد، گفت ایرانیها وقتکشی میکنند و میگویند قبول داریم و قبول نداریم، دِدلاین گذاشتند. لازم بود ما پاسخ بدهیم. از خدمت حضرت امام پرسیدیم. آن زمان آقای شیخالاسلام معاون سیاسی بود و دفتر ایشان همه جمع شدیم و آقای ولایتی خیلی درباره این مسئله تند بود و گفت این همانند ترکمنچای است و ما تا وزیر باشم اجازه نمیدهم این ادامه یابد.
من قبل از این پیغامی از امام بود که ایشان فرمودند به نیویورک بروید و جوری صحبت کنید که آنها تلقی کنند که ما قبول داریم تا این توطئه امریکا خنثی شود. این را در جلسه بیان نکردم و بعداً خدمت آقای ولایتی رسیدم و گفتم این نظری که بیان کردید با نظر امام فاصله دارد. نظر امام این است.
دیداری با رئیسجمهور شوروی داشتید؛ گورومیکو.
لاریجانی: بله.
و صحبتی درباره کمک ایران به درماندگی آنها در افغانستان و کمک آنها به ما در قضیه عراق کردید که احمد شاه مسعود ظاهراً نفری بود که با او صحبت کردیم. امام ظاهراً تاکید داشتند که حق مردم افغانستان در این امر ضایع نشود.
لاریجانی: این درست است. گزارشاتی برادران سپاه داده بودند که شوروی سابق موشکهایی به عراق داده است که اینها میتوانند برخی از شهرهای ما را بزنند. من از طرف دولت رفتم و پیام حضرت امام (ره) این بود که به آنها بگویید ما با این موشکها شکست نمیخوریم، ولی شما در این جنایات شریک میشوید و این آینده روابط را خراب میکند.
حضرت امام میدید که سیستم بولشویکی دارد سقوط میکند و باید گفت امام طراح روابط ایران با روسیه پسامارکسیسم بود.
یعنی این پیشبینی را که کردند.
لاریجانی: بله. پیشبینی داشت و به این هم عمل کردند. ما به آنجا رفتیم و گورومیکو تقریباً 30 و خردهای سال وزیر خارجه شوروی بود. دیپلمات کارکشتهای در سیستم خودشان بود و تازه رئیسجمهور شده بود. گورباچف رئیس پولیکبرو شده بود. پولیکبرو جنبهای مانند رهبری برای آنجا داشت.
ما نشستیم و هنوز ننشسته بودیم، گورومیکو شروع کرد ما را نصیحت کردن که شما چرا جنگ را ادامه میدهیم و آتشبس کنید و قبول کنید. داشت سرفه میکرد، من یک لیوان آب به او دادم و گفتم گلویی تازه کنید، راستی بپرسم چرا افغانستان را رها نمیکنید؟
گفتم شما آنجا هم شکست خوردید این همه هزینه کردید ملت افغانستان پیروز شدند و اینها را رها کنید. اینها چیزی از شما نمیخواهند و شما به آنجا رفتید. قدری بحث داغ شد و ایشان به من گفت تو همسن نوه من هستی و این طور با من صحبت نکنید. من متوجه شدم کلماتی قدری تند بود. معکوس کردم و گفتم من احترام میگذارم. در نهایت بعد از یک ساعت و نیم کل کل کردن، گفت بیاییم به سرخط! ما در افغانستان شکست خوردیم و یکی از دلایل شکست ما هم انقلاب شماست و هم کمک شما به مجاهدین است.
انقلاب کردید و اینها روحیه گرفتند، اما کمک مجاهدین که دست شما هست. ما از این جهت به صدام کمک میکنیم؛ یعنی کاملاً معادله را طراحی کرد. گفت اگر شما اینجا ما را کمک کنید، ما هم آن ور شما را کمک میکنیم. گفتم چه کمکی در افغانستان میخواهید؟ چیزهایی گفت و ما اینها را رد کردیم و رسید به این که علیالاصول قشون سرخ میخواهد از افغانستان رد شود؛ اولین خواسته بود. در پنجشیر در اختیار اینها نبود. مرحوم احمد شاه مسعود که فرد شجاعی بود و قسم خورده بود من یک نفر از قشون سرخ را سالم نمی گذارم از اینجا برود.
قشون سرخ هم منحزم شده بود و روحیه جنگ نداشت و آسیبپذیر شده بود. حتی تانکها را گذاشته بودند و حتی پوتینها را میگذاشتند و فرار میکردند. خواسته دومش این بود که یک کمکی کنیم که دیپلمات های شوروی سابق بتوانند از کابل به دهلی بروند. از آن ور هم ما چیزهایی ما در تاسیسات و کارهای مختلف نیاز داشتیم. من در واقع خیلی خوشحال بودم که این معادله قابل حلی است.
صبح اول وقت گزارشی که خدمت امام رفت، آنجا روسای قوا حضور داشتند و گزارش داده شد و حضرت امام گوش کردند و یک جمله فرمودند که ما در امری وارد نمیشویم که به ضرر ملت افغانستان باشد و رفتند. یعنی گزارشات دقیق را گوش کردند و این جمله را گفتند و رفتند. اختلاف سر این جمله شد؛ آقای موسوی میگفت معنی این است که ایشان موافق نیستند، ولی مرحوم آقای هاشمی و جناب آقای خامنهای گفتند اگر ایشان موافق نبودند، با کسی شوخی نداشتند ولی چهارچوب گذاشتند و گفتند هر موافقتی میکنید منافع ملت افغانستان را به خاطر منافع خودمان زیرپا نمیگذاریم.
فکر کنم سال دیگر مرداد ماه دوره آیتالله آملی لاریجانی تمام میشود. البته توقع این است که شما از عملکرد اخوی خود دفاع کنید. از ده سال عملکرد ایشان راضی بودید؟ چون خیلیها نقد دارند.
لاریجانی: نقد که خوب است. من میخواهم بگویم با قوه قضائیه از زمان مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی تاکنون همکاری دارم. حضرت آیتالله شیخ صادق آملی نوآوریهای زیادی در داخل این قوه ایجاد کردند، تحویل گرفتند و با اضافات خوبی به رئیس بعدی تحویل میدهند، لذا من بسیار امیدوار به رشد معقول قوه قضائیه هستم.
نوآوریهای ایشان خیلی ارزشمند است. یکی در سیستم قوانین و تنقیح قوانین است که اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و خود اجرای قانون مجازات اسلامی که تنقیحاتی دارد و باید به آنجا برود. تحولاتی که در سیستم تصمیمگیری داخل قوه پیدا شد. مبارزه با فسادهای سنگین بیسابقه بود. همه میگفتند قوه قضائیه گردنکلفتها را نزدیک نمیشوم؛ ایشان مرز را برداشتند.
گفتند هر کسی در سیستم حکومتی ما تخلف کند، برادر رئیسجمهور و برادر رئیس قوه باشد، باید با قانون روبرو شود.
چون مرتبط با این پروندههای کلان بود، خواستم بپرسم؛ اینکه مثلاً به قوه قضائیه این انتقاد وارد است که طرف را آن لحظه که باید محاکمه میکرد، نمیکند. مثلاً رئیس دولت آن زمان میگفت این خط قرمز من است و آن زمان رها میکند و وقتی دولت کنار میرود، این اتفاق رخ میدهد. این انتقاد وارد است.
لاریجانی: برخی از پروندهها ماهیتاً طول میکشد. من منکر این نیستم که برخی از مصلحتاندیشیها لازمهاش این است که پرونده را در زمان خاصی باز کنیم ولی جریان داشت. اینها کارهای آسانی نیست؛ ضمناً مفهوم مصلحت در فقه اسلامی و نظام حکومت ما برای همین است، ما نظام عقلگرا داریم.
بعد از قوه قضائیه فکر کردند، چه کاری میخواهند انجام دهند؟
لاریجانی: اولین چیز مورد علاقه ایشان حوزه علمیه است. یعنی گمشده ایشان و آن چه در فراغ آن میسوزند، طلابی است که ایشان تربیت کردند و طلابی است که باید پرورش بدهند. یک موسوعه عظیمی ایشان در علم اصول دارند مینویسند که شاید 40-30 جلد شود و تعدادی چاپ شده است. کارهای بزرگی ایشان در پیش دارند.
من خیلی سوال پرسیدم و آخرین سوال من، به عنوان یکی از اعضای شورای نظارت برصداوسیما هستید. صداوسیمای ما را چطور میبینید
لاریجانی: من از زمان حضرت امام شورای سرپرستی بودم و الان هم در شورای نظارت هستم. شورای سرپرستی صداوسیما را اداره میکرد. بعد به دلایلی این تغییر کرد و شورای نظارت شد.
شورای نظارت هیچگاه نتوانست پا بگیرد، اما آقای دکتر عسگری همکاری خیلی خوبی با شورا دارند. این که دوستان ما در مجلس لایحهای بردند که من در جریان هستم. طرحی بردند و دولت هم لایحهای داشته است. اینکه اخیراً منتشر شده است قدیمی است.
من اشکالات عمدهای به محصول نهایی کمیسیون دارم، ما هم اتفاقاً همین امروز جلسه شورای نظارت داشتیم قرار بود مجدداً این محورها را در نظر بگیریم و نظرات خود را به مجلس و نمایندگان محترم منعکس کنیم.
جای کار دارد، اما کار صداوسیما را بیان کنم. ما در موضع شورا به صداوسیما هم انتقاداتی داریم و هم تشویق و کمک و همیاری داریم. ما برای کمک به صداوسیما هستیم. صداوسیمامورد تهاجم است. این را فراموش نکنیم. همین که میگویند مخاطب ندارید و مشتری ندارید، پس چرا این میزان از صداوسیما میترسند؟ اتفاقاً در بزنگاهها و جاهای مهم نشان داده که مردم به صداوسیما اعتقاد دارند.
صداوسیما باید به عنوان پرچم حقمداری هم در کشور ما، هم در جهان اسلام باشد و مسئله بصیرت را دامن بزند. هنر یک مسئله بسیار مهمی است. موسیقی مسئله بسیار مهمی است. من مخالف جدی موسیقی لمپنی هستم که اینها تعبیر خیلی پائین را بکار نمیبرم که اینها افت موسیقی ایجاد کردند. در کشوری که میراث موسیقیاش فارابی و موسیقیالکبیر است، نباید موسیقی درپیت داشته باشیم.
یک زمانی مطلبی نوشتم که مورد مناقشه شد. ما گاهی آواز را بر موسیقی ترجیح دادیم. باید دقیقاً معکوس شود. در صداوسیما آقای عسگری هم نیروی با تجربه دارد و هم باید برای نیروهای جوان باز شود. الان مجموعه وسیعی از نیروهای توانمند در برنامههای مختلف داریم. حالا من انتقاد را هم بیان کنم؛ ما مدیران برنامه را به اندازه کافی تربیت نکرده ایم. مدیران برنامه نباید عروسک باشند. باید خودشان شخصیتهای خلاق و پرجوشی باشند. ما هم به آنها میدان دهیم و ضمناً از آنها حمایت کنیم و انتقادات را هم برطرف کنیم.
برخی از مدیریتهای برنامه که مثلاً نمونه آن را در برنامه ورزشی دیدم، یکی دو برنامه دیگر هم دیدم، اینها نشان میدهد مدیری که از طرف صداوسیما برنامه را اجرا میکند آن توانمندی لازم را ندارد. من واقعاً از ته دل بچههای صداوسیما را دوست دارم و خودم را هم تا حدی صداوسیمایی میدانم.
خیلی سپاسگزارم و خیلی وقت شما را گرفتیم و استفاده کردیم. من از شما خداحافظی میکنم ولی برنامه با دستخط شما به یادگار تمام میشود.
«بسمالله الرحمن الرحیم
برنامه دستخط یکی از برنامههای جالب و از نوآوریهای نسل انقلابی و مسلمان رسانه عمومی است. آقای رنجبران و امثال ایشان از رویشهای انقلاب هستند و از خداوند متعال توفیق مدیران و همکاران عزیز صداوسیما را خواستارم.
صداوسیما پرچمدار حقمداری در دنیای باطلمحور است».
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،مستند «هاشمی زنده است» صاف و مستقیم سراغ موضوعی رفته که این روزها یکی از مهمترین بحثهای سیاسی اجتماعی ایران است؛ اینکه از سال ۶۸ به بعد، مسیر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور وارد ریل جدیدی شد و دولتهای مختلف پس از آن، همه روی همین ریل حرکت کردهاند و کسی که این ریلگذاری جدید را انجام داد، هاشمیرفسنجانی بود. اما خانواده و دوستداران هاشمیرفسنجانی دوست نداشتند که بیان شود او زنده است.
زندهبودن هاشمی اجازه نمیداد از او اسطورهسازی شود و بهعلاوه، بهانههای جریانی که مدعی بودند اگر کار به آنها سپرده شود، همه امور را اصلاح میکنند، از آنها گرفته میشد. اما بهرغم درستبودن انتخاب سوژهای که علی طالبی سراغ آن رفت، این اثر را در پرداخت و موضعگیریهایش نمیتواند خالی از ایراد دانست و البته هجمههایی که از طرف مقابل به سمت علاقهمندان و خانواده هاشمی به فیلم شده هم متوجه این نکات ریز و ظریف نیست و بهطور مطلق و بدون دیدن مستند میگویند که «هر کس بگوید هاشمی زنده است لابد دارد دروغ میگوید…» آنچه در ادامه میخوانید گزارشی است که توسط گفتوگوی ما با علی طالبیطادی، کارگردان مستند «هاشمی زنده است» تنظیم شده است.
۱ علی طالبیطادی، فرزند ابوالقاسم طالبیطادی کارگردان سینما و تلویزیون ایران است. او در اکثر جاهایی که برای نمایش مستند «هاشمی زنده است» رفت و آمد داشته، خودش را علی طادی معرفی میکند؛ چون اکثر افراد پدرش را بهعنوان «ابوالقاسم طالبی» میشناسند و حتی در ویکیپدیای برای این کارگردان سینما هم پسوند طادی ذکر نشده است. شاید علی به این شکل میخواسته از زیر سایه پدرش بیرون بیاید و بهعنوان فیلمسازی مستقل شناخته شود.
«ایستادگی در آسمان» را ساخته بودم، تهیهکنندگی مستند «محیط امن»، «دوستان و خانواده»، «کربلای ۹۴» که برای شهدای غواص بود. مستند دیگر «بعد از ۲۵۰۰ سال» بحث دریانوردی ایران بود که از زمان هخامنشیان چنین چیزی را نداشتیم. با ورود انگلیسیها به ایران و دولت قاجار که پای ما را از دریا بریدند. یک مجموعه ۳۰ قسمتی کوتاه با عنوان «آمپاس» کار کردیم که طنز اجتماعی بود. اما مستند «هاشمی زنده است» اولین کار بلند ۱۰۰ دقیقهای من است.
۲ اکبر هاشمیرفسنجانی یکی از مهمترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران است که درباره او کتابها، مقالات و گزارشهای مختلفی نوشته شده و فیلمهای متعددی هم راجعبه او ساختهاند. با این وصف، دیگر لازم نیست کسی که در این حوزه ورود میکند صرفاً این شخصیت را از بیخ و بن معرفی کند و دلایل اهمیت داشتن او برای قرار گرفتن در کانون یک پژوهش جدید بیان شود. حالا باید هر نویسنده و کارگردانی بگوید که چرا هاشمی؟ چرا سراغ این شخصیت رفته و قصد دارد از چه زاویهای او را ببیند.
ابتدای فیلم دو سوال میپرسیم. یک اینکه چطور هاشمیرفسنجانی در فاصله سالهای بعد از انقلاب اسلامی تا آخرین روزهای زندگیاش، بهعنوان یکی از قدرتمندترین مردان سیاسی ایران بدل شد و دیگر اینکه چرا در دورههای مختلف سیاسی، آقای هاشمی برای جریانات سیاسی مهم بود؟ به نظر من این دو سوالی است که نسل آینده روی آن بحث دارند و قرائتهای متفاوتی از آن مطرح خواهد شد. بنا را روی این گذاشتیم که این دو سوال را در مستند جواب دهیم و البته در حواشی مسائل دیگری را هم بیان کنیم. البته در مستند، خط سومی هم در نظر داشتیم؛ اینکه به اذعان اطرافیان آقای هاشمی، او در دوره ریاستجمهوریاش، سازندگیهای زیادی داشته از جمله پل، جاده، سد و… ساخته است. ضمن اینکه اقدامات او تاثیرات بسیاری در فضای اجتماعی کشور داشت که نقدهایی هم به آن وارد است مانند نقدهایی مثل کتاب «توسعه و تضاد» آقای فرامرز رفیعپور که همراه با آمار و ارقام، نقد اجتماعی دوران سازندگی است.
میخواستیم بگوییم که در دوره سازندگی، نوع جدیدی از اقتصاد، ریلگذاری شد که با دهه اول انقلاب متفاوت بود و در دوره آقای هاشمی، بهیکباره کل اقتصاد تغییر کرد. کوپنها عوض شد و یک سری قیمتها تغییر کرد و یک سری به این سمت رفت که به سرمایهداران بهای بیشتری داده شود و آنها پستهای مهم را بگیرند و جاهای استراتژیک را سرمایهگذاری کنند. نمونه عینی این مساله را بخواهیم بگوییم، وزرای آقای هاشمی هستند که در اصطلاح سیاسی بهعنوان تکنوکراتها از آنها یاد میشود؛ آقای هاشمی سال ۶۸، وزرا را به مجلس معرفی کردند که نمایندگان مجلس هم گفتند این وزرا سابقه مکتبی و انقلابی ندارند. اینها را از کجا میآورید که پستهای استراتژیک به آنها میدهید؟ اما آقای هاشمی در مقابل سوال نمایندگان میگوید اینها سابقه انقلابی ندارند، سابقه مبارزه ندارند، زمان شاه زندان نرفتند، من اینها را دارم. اینها قرار است اینجا کار کنند و من اینها را مدیریت کنم. بدنهای از آدمهای فنسالار در قضیه آمدند و آقای هاشمی از ریاستجمهوری میرود و اینها باقی میمانند و در دولت آقای خاتمی همینها غالباً در آنجا مینشینند. دوباره همینها را در دولت آقای روحانی مشاهده میکنیم. سیر این تفکر اقتصادی، در دولت آقای احمدینژاد هم حضور دارد. بحث آزادسازی قیمتها و یارانهها، از جمله سیاستهایی بود که در دولت آقای هاشمی میخواست پیاده شود و نتوانست و آقای خاتمی هم نتوانست و درنهایت آقای احمدینژاد پیاده کرد. اسم مستند هم برای این انتخاب کردیم که هاشمی زنده است. واقعاً تفکر آقای هاشمی زنده است. جالب است که آقای کواکبیان هم قائل به این امر است و در جماران گفتند، هاشمی زنده است، تفکر هاشمی زنده است و هاشمی نمرده است. تفکر هاشمی زنده است و برای آنها انقلاب است، ولی به نظر من انقلابی که هاشمی تعریف میکرد و انقلابی که امامخمینی (ره) تعریف میکرد دو انقلاب متفاوت است. یکی انقلاب مستضعفان و مقابله کوخنشینان بر کاخنشینان است و دیگری هم انقلاب آقای هاشمی است که فئودالها و سرمایهسالاران باشند. خیلی از این چیزهایی که من میگویم پیوست رسانهای است. وقتی فیلمی ساخته میشود خیلی لایهها دارد و قرار نیست همهچیز را همه بفهمند.
۳ ساختن مستند آرشیوی درشرایطی که یک دوره زمانی طولانی به تصویر کشیده میشود، نیازمند گزینشی هوشمندانه و درعینحال هنرمندانه است. اینکه یک مستندساز کدام صحنههای آرشیوی را برای نمایش انتخاب کند و کدام را حذف، درحقیقت مهمترین وظیفه اوست. پیدا کردن آرشیوها و انتخاب آنهایی که در فیلم نمایش داده میشوند کاری بسیار زمانبر است. علی طالبیطادی میگوید کار پیدا کردن این آرشیوها را قبل از فوت هاشمیرفسنجانی شروع کرده بود.
یک تراژدی در کشور ما این است که خیلی از این آرشیوها را از مستندهای خارجی برداشتیم. من و تو کار میسازد و میدانیم از آرشیو ایران برده و خبر آن در همهجا پیچیده است ولی مجبور هستیم از آن کات کنیم و ما در ایران دسترسی نداریم. این آرشیوها را با موچین جدا کردیم. ما از سایتها و مستندهای خارجی خیلی استفاده کردیم. از مستند ایران و غرب استفاده کردیم. اصل اینها هست ولی باید برویم دست دوم استفاده کنیم چون به ما نمیدهند. اینها را یک سری با بدبختی گرفتیم ولی اینطور نیست که برخی فکر میکنند ما وصل بودیم و همینطور گفتیم آرشیو بدهید و ما مستند بسازیم و آنها هم دادند. ما فیلمنامه داشتیم و ذرهذره میکندیم تا پازل را تکمیل کنیم. ما کار را شهریور سال ۹۵ یعنی ۶ ماه قبل از فوت آقای هاشمی شروع کردیم. کار برای متننویسی و بحث فیلمنامه را انجام دادیم و شروع به گشتن آرشیو کردیم، فکر کنم یک ماه پیش بود که یک آرشیو را پیدا کردیم و سیاه بود و نوشته بود صحبت فلانی! یعنی پروسه دو الی چهار ماهه داشتیم. اینکه میگویم دنبال آرشیو بودیم نه اینکه بگویم فقط یکبار پیگیری کردیم؛ مستمرا پیگیریها و زنگها ادامه داشت.
۴ یکی از عمدهترین حملاتی که به مستند «هاشمی زنده است» صورت گرفت، اعلام رقمهای نجومی برای تهیه این مستند بود. یاسر هاشمیرفسنجانی گفته است که علی طالبیطادی سه میلیارد تومان برای این کار گرفته است و روزنامه «ایران» هنگام نقل قول از یاسر هاشمی، این رقم را ۲۰ میلیارد تومان اعلام کرد که مشخصاً نمیتواند اشتباه تایپی باشد و یک شیطنت رسانهای بهحساب میآید. خود طالبی فکر میکند کارش حدود ۸۰ میلیون تومان هزینه داشته است.
این شوخی است. نمیدانم کسانی که این حرف را میزنند مشاوره رسانهای ندارند یا از خود میگویند. به قول یکی از دوستان که میگفت شاید مستندهایی که برای خودشان در تبلیغات انتخابات خرج میکنند با همین رقمهای میلیاردی است. نمیخواهم خیلی در این مسائل وارد شوم چون در انتها میگویم سه میلیارد نبوده و یک میلیارد بوده و باز در آخر میگویند ۵۰۰ میلیون تومان را که دیگر گرفتید. ولی اگر بخواهم برای این مستند، رقم بگویم زیر ۸۰ میلیون تومان است. یک نکته را بیان کنم که الان خود من پنج ماه است هیچ دریافتیای از این پروژه نداشتم. یعنی پول این پروژه تمام شده و کار میکنیم تا خروجی کار را برسانیم. اینطور که این آقایان میگویند، نیست.
۵ عدهای از افراد جامعه متعلق به نسلهای اول، دوم و سوم انقلاب هستند و دهه ۶۰ را دیدهاند. اینها وقتی به معضلات موجود اعتراض میکنند، میگویند که انقلاب قرار نبود اینچنین شود. انقلاب برای مستضعفان بود و الان اینطور شده است. اما وقتی به جوانترها، مثلاً جوانی که قبل از خاتمی را ندیده است، میگویید کشور فاصله طبقاتی دارد میگوید از اول همین بوده است؛ درحالی که یک نفری پیدا شد و مسیر را به این سمت برد و از یکجایی به بعد بود که انقلاب شکل دیگری پیدا کرد. این نکته را باید توضیح داد و شاید در مستند «هاشمی زنده است» به آن توجه جدی نشده است.
شاید این ضعفی باشد که خود من هم روی آن فکر نکرده بودم. بالاخره «هاشمی زنده است» اولین تجربه ما در فیلمسازی مستند برای مخاطب دهه هشتادی است. البته مخاطبان دهه ۷۰ یا حتی هشتادی ما هم یک سری چیزها را شنیدهاند. مثلاً اینها را که انقلاب ما طرفدار محرومان است. ما طرفدار مستضعفان هستیم. در همه انتخاباتها کاندیداها این دفاعیه را دارند که ما قرار است قشر ضعیف جامعه را توانمندسازی کنیم. اینها چیزهایی است که همه میدانند و میگویند پس چرا محقق نمیشوند. این شعارها از کجا میآیند؟ چرا در دولتهای ما این شعارها آنقدر زیاد است؟ چون ماهیت انقلاب این را میپذیرد که شما از این جنس مطالب را بیان کنید. برای همین میخواهند خود را به انقلاب ارجاع دهند. همواره میخواهند به چیزهای خوب ارجاع دهند. شاید ضعفی در کار باشد ولی اگر بخواهم چیزی از جهت دفاعیه بگویم که شاید دفاعیه خیلی محکمی هم نباشد، این است که خیلی از مردم میدانند این چیزها هدف انقلاب بوده است؛ یعنی بحث عدالتطلبی، فقرستیزی و… منظور است.
۶ مطابق هدفی که مستند «هاشمی زنده است» برای خودش تعریف کرده، ابتدا باید از پرتره مدنظرش شخصیتپردازی میکرد و هاشمی را بهعنوان پدرخواندهای نشان میداد که با صورتکهای مختلف وارد عرصه میشود. صورتکهایی مثل خاتمی، احمدینژاد، روحانی و…. این، البته هدف خود فیلمساز بوده نه چیزی که مطلقاً یک مستند درباره زندگی هاشمیرفسنجانی باید در قالب آن قرار بگیرد. اما میشود حرف و حدیثهایی مطرح کرد درباره اینکه آیا علی طالبیطادی، توانسته است مستندش را به این هدف برساند یا نه او خودش فکر میکند که اگر این کار را میکرد، چیزی شبیه چهره مخوفی که از این شخصیت تابهحال ارائه شده را تکرار کرده بود.
هاشمی یک کلاف سردرگم است. تمام مستندهایی که در جبهه انقلاب راجعبه او ساخته شده، یک نکته را خیلی برجسته کردهاند و آن اینکه هاشمی از اول یک شخصیت مخوف و شخصیتی است که مشکوک است و حتی در این کارها موسیقی هم لایههای پنهانی دارد. شما خیلی کم هاشمی را در مستندات خوب دیدهاید. ما در این مستند این سوی هاشمی را هم بیان میکنیم. بنا نبود از ابتدا هاشمی را شخصیت مخوف نشان دهیم. به نظر من مستند ما فتح بابی در این زمینه است. من اصلاً نمیگویم یک هاشمی ساختم و این هاشمی اصلی است و دیگر نیست. کار ما این بود که یکبار هاشمی را بازخوانی کنیم. باید برای هاشمی ۱۰، ۲۰ مستند ساخته شود. اگر بگوییم ۳۰ مستند هم باید ساخته شود، اغراق نیست چون او تاثیری بسیار جدی در لایههای کشور گذاشته است.
۷ چیزی که درباره مستند علی طالبیطادی، خانواده و هواداران آقای هاشمی را آزار داده، ترس از جاافتادن همین یک جمله در ذهن افراد جامعه است؛ این جمله که «هاشمی زنده است». آنها ترجیح میدهند که هاشمی زنده نباشد تا بشود از او اسطوره ساخت و بهعلاوه، بشود ایرادهایی که بر اثر تداوم اجرای تفکر هاشمی در جامعه ایجاد شدهاند را انکار کرد. پس آنها تمایل دارند که تداوم اجرای تفکر هاشمی در جامعه را انکار کنند.
آقای یاسر هاشمی گفتهاند که کل مستند دروغ است. من میدانم که ایشان خودشان مستند را ندیدهاند و خودشان گفتند که آقای فوأد صادقی کار را دیده و برای من گزارشی از آن نوشته است. ایشان بدون اینکه مستند را ببیند میگوید «متاسفانه صحنهها، تصاویر و اطلاعات دروغ در این فیلم بسیار زیاد بود»، اما نگفتند کجاها مشکل داشت. من میخواهم ۱۰ مورد را بیان کنند. در جلسهای که ما با فاطمه هاشمی و یاسر هاشمی داشتیم به آنها گفتیم که شما خودتان ۱۰ درصد از دوره آقای هاشمی انتقاد کنید تا ما همین انتقاد که خودتان قبول دارید را در فیلم بگذاریم. عیناً این حرف را بیان کردند که دوره سازندگی همهاش خوب بود. این حرف وقتی زده میشود یعنی باب گفتوگو بسته است. یعنی در دهان منتقد را گل بگیرید و وقتی حرف میزند، بگویید دروغ میگوید. ما باید میگفتیم هاشمی فوت کرده و او را تمام میکردیم تا اینها راضی شوند. از نظر آنها سکانس بعدی و این قطار که درحال ادامه حرکت نشان داده میشود، اضافه است. اگر قطار در کار نبود و سکانس آخر نبود که نشان میداد هاشمی زنده است، کسی به ما خرده نمیگرفت. چون قطار اقتصاد کشور سالهاست که در همان مسیر قرار داده شده توسط هاشمی حرکت میکند. مسیر اصلی و پیشین این قطار در سال ۱۳۶۸ به سمتی تغییر داده شد که هنوز هم کسی نمیداند مقصد آن کجاست و قرار است کجا برود. این برآشفته شدن به نظر من از این سکانس و فینال کار ماست. اگر این دو را برداریم به نظر من همه این حرفهایی که گفته شده است، آن میزان فشار را برای آنها ندارد. برای آنها این سنگین است که چرا گفتید هاشمی زنده است. هاشمی نباید به این شکل نقد شود.
*فرهیختگان
گفتوگو با کارگردان مستند «هاشمی زنده است» در ۷ اپیزود؛
مستند «هاشمی رفسنجانی»؛ 20 میلیاردی یا 80 میلیونی؟
[مستند هاشمی زنده است]
یاسر هاشمیرفسنجانی گفته است که علی طالبیطادی سه میلیارد تومان برای این کار گرفته است و روزنامه «ایران» هنگام نقل قول از یاسر هاشمی، این رقم را۲۰ میلیارد تومان اعلام کرد.
به گزارش مشرق، مستند «هاشمی زنده است» صاف و مستقیم سراغ موضوعی رفته که این روزها یکی از مهمترین بحثهای سیاسی اجتماعی ایران است؛ اینکه از سال ۶۸ به بعد، مسیر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور وارد ریل جدیدی شد و دولتهای مختلف پس از آن، همه روی همین ریل حرکت کردهاند و کسی که این ریلگذاری جدید را انجام داد، هاشمیرفسنجانی بود. اما خانواده و دوستداران هاشمیرفسنجانی دوست نداشتند که بیان شود او زنده است.
زندهبودن هاشمی اجازه نمیداد از او اسطورهسازی شود و بهعلاوه، بهانههای جریانی که مدعی بودند اگر کار به آنها سپرده شود، همه امور را اصلاح میکنند، از آنها گرفته میشد. اما بهرغم درستبودن انتخاب سوژهای که علی طالبی سراغ آن رفت، این اثر را در پرداخت و موضعگیریهایش نمیتواند خالی از ایراد دانست و البته هجمههایی که از طرف مقابل به سمت علاقهمندان و خانواده هاشمی به فیلم شده هم متوجه این نکات ریز و ظریف نیست و بهطور مطلق و بدون دیدن مستند میگویند که «هر کس بگوید هاشمی زنده است لابد دارد دروغ میگوید…» آنچه در ادامه میخوانید گزارشی است که توسط گفتوگوی ما با علی طالبیطادی، کارگردان مستند «هاشمی زنده است» تنظیم شده است.
۱ علی طالبیطادی، فرزند ابوالقاسم طالبیطادی کارگردان سینما و تلویزیون ایران است. او در اکثر جاهایی که برای نمایش مستند «هاشمی زنده است» رفت و آمد داشته، خودش را علی طادی معرفی میکند؛ چون اکثر افراد پدرش را بهعنوان «ابوالقاسم طالبی» میشناسند و حتی در ویکیپدیای برای این کارگردان سینما هم پسوند طادی ذکر نشده است. شاید علی به این شکل میخواسته از زیر سایه پدرش بیرون بیاید و بهعنوان فیلمسازی مستقل شناخته شود.
بیشتر بخوانیم:
روایتی درباره مستند " هاشمی زنده است"
نظر دهنمکی درباره مستند «هاشمی زنده است»
فیلم / تیزر مستند" هاشمی زنده است"
«ایستادگی در آسمان» را ساخته بودم، تهیهکنندگی مستند «محیط امن»، «دوستان و خانواده»، «کربلای ۹۴» که برای شهدای غواص بود. مستند دیگر «بعد از ۲۵۰۰ سال» بحث دریانوردی ایران بود که از زمان هخامنشیان چنین چیزی را نداشتیم. با ورود انگلیسیها به ایران و دولت قاجار که پای ما را از دریا بریدند. یک مجموعه ۳۰ قسمتی کوتاه با عنوان «آمپاس» کار کردیم که طنز اجتماعی بود. اما مستند «هاشمی زنده است» اولین کار بلند ۱۰۰ دقیقهای من است.
۲ اکبر هاشمیرفسنجانی یکی از مهمترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران است که درباره او کتابها، مقالات و گزارشهای مختلفی نوشته شده و فیلمهای متعددی هم راجعبه او ساختهاند. با این وصف، دیگر لازم نیست کسی که در این حوزه ورود میکند صرفاً این شخصیت را از بیخ و بن معرفی کند و دلایل اهمیت داشتن او برای قرار گرفتن در کانون یک پژوهش جدید بیان شود. حالا باید هر نویسنده و کارگردانی بگوید که چرا هاشمی؟ چرا سراغ این شخصیت رفته و قصد دارد از چه زاویهای او را ببیند.
ابتدای فیلم دو سوال میپرسیم. یک اینکه چطور هاشمیرفسنجانی در فاصله سالهای بعد از انقلاب اسلامی تا آخرین روزهای زندگیاش، بهعنوان یکی از قدرتمندترین مردان سیاسی ایران بدل شد و دیگر اینکه چرا در دورههای مختلف سیاسی، آقای هاشمی برای جریانات سیاسی مهم بود؟ به نظر من این دو سوالی است که نسل آینده روی آن بحث دارند و قرائتهای متفاوتی از آن مطرح خواهد شد. بنا را روی این گذاشتیم که این دو سوال را در مستند جواب دهیم و البته در حواشی مسائل دیگری را هم بیان کنیم. البته در مستند، خط سومی هم در نظر داشتیم؛ اینکه به اذعان اطرافیان آقای هاشمی، او در دوره ریاستجمهوریاش، سازندگیهای زیادی داشته از جمله پل، جاده، سد و… ساخته است. ضمن اینکه اقدامات او تاثیرات بسیاری در فضای اجتماعی کشور داشت که نقدهایی هم به آن وارد است مانند نقدهایی مثل کتاب «توسعه و تضاد» آقای فرامرز رفیعپور که همراه با آمار و ارقام، نقد اجتماعی دوران سازندگی است.
میخواستیم بگوییم که در دوره سازندگی، نوع جدیدی از اقتصاد، ریلگذاری شد که با دهه اول انقلاب متفاوت بود و در دوره آقای هاشمی، بهیکباره کل اقتصاد تغییر کرد. کوپنها عوض شد و یک سری قیمتها تغییر کرد و یک سری به این سمت رفت که به سرمایهداران بهای بیشتری داده شود و آنها پستهای مهم را بگیرند و جاهای استراتژیک را سرمایهگذاری کنند. نمونه عینی این مساله را بخواهیم بگوییم، وزرای آقای هاشمی هستند که در اصطلاح سیاسی بهعنوان تکنوکراتها از آنها یاد میشود؛ آقای هاشمی سال ۶۸، وزرا را به مجلس معرفی کردند که نمایندگان مجلس هم گفتند این وزرا سابقه مکتبی و انقلابی ندارند. اینها را از کجا میآورید که پستهای استراتژیک به آنها میدهید؟ اما آقای هاشمی در مقابل سوال نمایندگان میگوید اینها سابقه انقلابی ندارند، سابقه مبارزه ندارند، زمان شاه زندان نرفتند، من اینها را دارم. اینها قرار است اینجا کار کنند و من اینها را مدیریت کنم. بدنهای از آدمهای فنسالار در قضیه آمدند و آقای هاشمی از ریاستجمهوری میرود و اینها باقی میمانند و در دولت آقای خاتمی همینها غالباً در آنجا مینشینند. دوباره همینها را در دولت آقای روحانی مشاهده میکنیم. سیر این تفکر اقتصادی، در دولت آقای احمدینژاد هم حضور دارد. بحث آزادسازی قیمتها و یارانهها، از جمله سیاستهایی بود که در دولت آقای هاشمی میخواست پیاده شود و نتوانست و آقای خاتمی هم نتوانست و درنهایت آقای احمدینژاد پیاده کرد. اسم مستند هم برای این انتخاب کردیم که هاشمی زنده است. واقعاً تفکر آقای هاشمی زنده است. جالب است که آقای کواکبیان هم قائل به این امر است و در جماران گفتند، هاشمی زنده است، تفکر هاشمی زنده است و هاشمی نمرده است. تفکر هاشمی زنده است و برای آنها انقلاب است، ولی به نظر من انقلابی که هاشمی تعریف میکرد و انقلابی که امامخمینی (ره) تعریف میکرد دو انقلاب متفاوت است. یکی انقلاب مستضعفان و مقابله کوخنشینان بر کاخنشینان است و دیگری هم انقلاب آقای هاشمی است که فئودالها و سرمایهسالاران باشند. خیلی از این چیزهایی که من میگویم پیوست رسانهای است. وقتی فیلمی ساخته میشود خیلی لایهها دارد و قرار نیست همهچیز را همه بفهمند.
۳ ساختن مستند آرشیوی درشرایطی که یک دوره زمانی طولانی به تصویر کشیده میشود، نیازمند گزینشی هوشمندانه و درعینحال هنرمندانه است. اینکه یک مستندساز کدام صحنههای آرشیوی را برای نمایش انتخاب کند و کدام را حذف، درحقیقت مهمترین وظیفه اوست. پیدا کردن آرشیوها و انتخاب آنهایی که در فیلم نمایش داده میشوند کاری بسیار زمانبر است. علی طالبیطادی میگوید کار پیدا کردن این آرشیوها را قبل از فوت هاشمیرفسنجانی شروع کرده بود.
یک تراژدی در کشور ما این است که خیلی از این آرشیوها را از مستندهای خارجی برداشتیم. من و تو کار میسازد و میدانیم از آرشیو ایران برده و خبر آن در همهجا پیچیده است ولی مجبور هستیم از آن کات کنیم و ما در ایران دسترسی نداریم. این آرشیوها را با موچین جدا کردیم. ما از سایتها و مستندهای خارجی خیلی استفاده کردیم. از مستند ایران و غرب استفاده کردیم. اصل اینها هست ولی باید برویم دست دوم استفاده کنیم چون به ما نمیدهند. اینها را یک سری با بدبختی گرفتیم ولی اینطور نیست که برخی فکر میکنند ما وصل بودیم و همینطور گفتیم آرشیو بدهید و ما مستند بسازیم و آنها هم دادند. ما فیلمنامه داشتیم و ذرهذره میکندیم تا پازل را تکمیل کنیم. ما کار را شهریور سال ۹۵ یعنی ۶ ماه قبل از فوت آقای هاشمی شروع کردیم. کار برای متننویسی و بحث فیلمنامه را انجام دادیم و شروع به گشتن آرشیو کردیم، فکر کنم یک ماه پیش بود که یک آرشیو را پیدا کردیم و سیاه بود و نوشته بود صحبت فلانی! یعنی پروسه دو الی چهار ماهه داشتیم. اینکه میگویم دنبال آرشیو بودیم نه اینکه بگویم فقط یکبار پیگیری کردیم؛ مستمرا پیگیریها و زنگها ادامه داشت.
۴ یکی از عمدهترین حملاتی که به مستند «هاشمی زنده است» صورت گرفت، اعلام رقمهای نجومی برای تهیه این مستند بود. یاسر هاشمیرفسنجانی گفته است که علی طالبیطادی سه میلیارد تومان برای این کار گرفته است و روزنامه «ایران» هنگام نقل قول از یاسر هاشمی، این رقم را ۲۰ میلیارد تومان اعلام کرد که مشخصاً نمیتواند اشتباه تایپی باشد و یک شیطنت رسانهای بهحساب میآید. خود طالبی فکر میکند کارش حدود ۸۰ میلیون تومان هزینه داشته است.
این شوخی است. نمیدانم کسانی که این حرف را میزنند مشاوره رسانهای ندارند یا از خود میگویند. به قول یکی از دوستان که میگفت شاید مستندهایی که برای خودشان در تبلیغات انتخابات خرج میکنند با همین رقمهای میلیاردی است. نمیخواهم خیلی در این مسائل وارد شوم چون در انتها میگویم سه میلیارد نبوده و یک میلیارد بوده و باز در آخر میگویند ۵۰۰ میلیون تومان را که دیگر گرفتید. ولی اگر بخواهم برای این مستند، رقم بگویم زیر ۸۰ میلیون تومان است. یک نکته را بیان کنم که الان خود من پنج ماه است هیچ دریافتیای از این پروژه نداشتم. یعنی پول این پروژه تمام شده و کار میکنیم تا خروجی کار را برسانیم. اینطور که این آقایان میگویند، نیست.
۵ عدهای از افراد جامعه متعلق به نسلهای اول، دوم و سوم انقلاب هستند و دهه ۶۰ را دیدهاند. اینها وقتی به معضلات موجود اعتراض میکنند، میگویند که انقلاب قرار نبود اینچنین شود. انقلاب برای مستضعفان بود و الان اینطور شده است. اما وقتی به جوانترها، مثلاً جوانی که قبل از خاتمی را ندیده است، میگویید کشور فاصله طبقاتی دارد میگوید از اول همین بوده است؛ درحالی که یک نفری پیدا شد و مسیر را به این سمت برد و از یکجایی به بعد بود که انقلاب شکل دیگری پیدا کرد. این نکته را باید توضیح داد و شاید در مستند «هاشمی زنده است» به آن توجه جدی نشده است.
شاید این ضعفی باشد که خود من هم روی آن فکر نکرده بودم. بالاخره «هاشمی زنده است» اولین تجربه ما در فیلمسازی مستند برای مخاطب دهه هشتادی است. البته مخاطبان دهه ۷۰ یا حتی هشتادی ما هم یک سری چیزها را شنیدهاند. مثلاً اینها را که انقلاب ما طرفدار محرومان است. ما طرفدار مستضعفان هستیم. در همه انتخاباتها کاندیداها این دفاعیه را دارند که ما قرار است قشر ضعیف جامعه را توانمندسازی کنیم. اینها چیزهایی است که همه میدانند و میگویند پس چرا محقق نمیشوند. این شعارها از کجا میآیند؟ چرا در دولتهای ما این شعارها آنقدر زیاد است؟ چون ماهیت انقلاب این را میپذیرد که شما از این جنس مطالب را بیان کنید. برای همین میخواهند خود را به انقلاب ارجاع دهند. همواره میخواهند به چیزهای خوب ارجاع دهند. شاید ضعفی در کار باشد ولی اگر بخواهم چیزی از جهت دفاعیه بگویم که شاید دفاعیه خیلی محکمی هم نباشد، این است که خیلی از مردم میدانند این چیزها هدف انقلاب بوده است؛ یعنی بحث عدالتطلبی، فقرستیزی و… منظور است.
۶ مطابق هدفی که مستند «هاشمی زنده است» برای خودش تعریف کرده، ابتدا باید از پرتره مدنظرش شخصیتپردازی میکرد و هاشمی را بهعنوان پدرخواندهای نشان میداد که با صورتکهای مختلف وارد عرصه میشود. صورتکهایی مثل خاتمی، احمدینژاد، روحانی و…. این، البته هدف خود فیلمساز بوده نه چیزی که مطلقاً یک مستند درباره زندگی هاشمیرفسنجانی باید در قالب آن قرار بگیرد. اما میشود حرف و حدیثهایی مطرح کرد درباره اینکه آیا علی طالبیطادی، توانسته است مستندش را به این هدف برساند یا نه او خودش فکر میکند که اگر این کار را میکرد، چیزی شبیه چهره مخوفی که از این شخصیت تابهحال ارائه شده را تکرار کرده بود.
هاشمی یک کلاف سردرگم است. تمام مستندهایی که در جبهه انقلاب راجعبه او ساخته شده، یک نکته را خیلی برجسته کردهاند و آن اینکه هاشمی از اول یک شخصیت مخوف و شخصیتی است که مشکوک است و حتی در این کارها موسیقی هم لایههای پنهانی دارد. شما خیلی کم هاشمی را در مستندات خوب دیدهاید. ما در این مستند این سوی هاشمی را هم بیان میکنیم. بنا نبود از ابتدا هاشمی را شخصیت مخوف نشان دهیم. به نظر من مستند ما فتح بابی در این زمینه است. من اصلاً نمیگویم یک هاشمی ساختم و این هاشمی اصلی است و دیگر نیست. کار ما این بود که یکبار هاشمی را بازخوانی کنیم. باید برای هاشمی ۱۰، ۲۰ مستند ساخته شود. اگر بگوییم ۳۰ مستند هم باید ساخته شود، اغراق نیست چون او تاثیری بسیار جدی در لایههای کشور گذاشته است.
۷ چیزی که درباره مستند علی طالبیطادی، خانواده و هواداران آقای هاشمی را آزار داده، ترس از جاافتادن همین یک جمله در ذهن افراد جامعه است؛ این جمله که «هاشمی زنده است». آنها ترجیح میدهند که هاشمی زنده نباشد تا بشود از او اسطوره ساخت و بهعلاوه، بشود ایرادهایی که بر اثر تداوم اجرای تفکر هاشمی در جامعه ایجاد شدهاند را انکار کرد. پس آنها تمایل دارند که تداوم اجرای تفکر هاشمی در جامعه را انکار کنند.
آقای یاسر هاشمی گفتهاند که کل مستند دروغ است. من میدانم که ایشان خودشان مستند را ندیدهاند و خودشان گفتند که آقای فوأد صادقی کار را دیده و برای من گزارشی از آن نوشته است. ایشان بدون اینکه مستند را ببیند میگوید «متاسفانه صحنهها، تصاویر و اطلاعات دروغ در این فیلم بسیار زیاد بود»، اما نگفتند کجاها مشکل داشت. من میخواهم ۱۰ مورد را بیان کنند. در جلسهای که ما با فاطمه هاشمی و یاسر هاشمی داشتیم به آنها گفتیم که شما خودتان ۱۰ درصد از دوره آقای هاشمی انتقاد کنید تا ما همین انتقاد که خودتان قبول دارید را در فیلم بگذاریم. عیناً این حرف را بیان کردند که دوره سازندگی همهاش خوب بود. این حرف وقتی زده میشود یعنی باب گفتوگو بسته است. یعنی در دهان منتقد را گل بگیرید و وقتی حرف میزند، بگویید دروغ میگوید. ما باید میگفتیم هاشمی فوت کرده و او را تمام میکردیم تا اینها راضی شوند. از نظر آنها سکانس بعدی و این قطار که درحال ادامه حرکت نشان داده میشود، اضافه است. اگر قطار در کار نبود و سکانس آخر نبود که نشان میداد هاشمی زنده است، کسی به ما خرده نمیگرفت. چون قطار اقتصاد کشور سالهاست که در همان مسیر قرار داده شده توسط هاشمی حرکت میکند. مسیر اصلی و پیشین این قطار در سال ۱۳۶۸ به سمتی تغییر داده شد که هنوز هم کسی نمیداند مقصد آن کجاست و قرار است کجا برود. این برآشفته شدن به نظر من از این سکانس و فینال کار ماست. اگر این دو را برداریم به نظر من همه این حرفهایی که گفته شده است، آن میزان فشار را برای آنها ندارد. برای آنها این سنگین است که چرا گفتید هاشمی زنده است. هاشمی نباید به این شکل نقد شود.
*فرهیختگان

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، دلیل اثرگذاری تحریمهای نفتی به مدل سنتیفروش نفت ایران ارتباط دارد. در این مدل نفت کشور توسط امور بینالملل شرکت ملی نفت در قالب محمولههای بزرگ (یک میلیون بشکهای) به تعداد محدودی از پالایشگاههای مشخص به فروش می رسد. وجود تنها یک عرضه کننده یعنی شرکت ملی نفت و تعداد محدودی از خریداران و هم چنین بزرگ بودن حجم محمولههای فروخته شده باعث شده است که فرآیند فروش نفت ایران به راحتی برای آمریکا قابل رصد باشد.
کارشناسان معتقدند که می توان با تنوعسازی روشهای فروش نفت، تحریمهای نفتی آمریکا علیه ایران را بیاثر کرد. یکی از راهکارهای موجود عرضه نفت در بورس و استفاده از توانمندی و تجربه شرکتهای خصوصی داخلی و خارجی در صادرات نفت است.
در این روش نفت کشور در سازوکاری معقول و سختگیرانه، با رعایت استانداردهای بورس انرژی و پس از اخذ ضمانتنامههای لازم به شرکتهای خصوصی فروخته میشود و از ظرفیت بخش خصوصی برای فروش نفت در یک شبکه مویرگی استفاده می شود. لازم به ذکر است که شرکتهای خصوصی پس از اعتبارسنجیهای لازم به عنوان تجار نفتی، نفت کشور را از بورس خریداری کرده و در بازارهای جهانی به فروش می رسانند. در این فرآیند به دلیل تنوع و تعدد شرکتهای خصوصی فروشنده نفت ایران و نامشخص بودن مسیر و مقصد فروش امکان شناسایی محمولههای نفتی ایران برای آمریکا غیرممکن می شود فلذا می توان پله پله تا بیاثرکردن تحریمهای آمریکا پیش رفت.
پس از تصویب شورای عالی هماهنگی اقتصادی، عرضه نفت در بورس انرژی به عنوان جدیترین راهکار مقابله با تحریمهای نفتی به صورت آزمایشی در دستور کار وزارت نفت قرار گرفت. در عرضه آزمایشی یک میلیون بشکه نفت خام سبک ایران در بورس عرضه شد که با استقبال گسترده بخش خصوصی همه یک میلیون محموله عرضه شده به فروش رسید. موفقیت این راهکار ضدتحریمی به معنای پایان دوران اعمال فشار آمریکا بر اقتصاد کشور است.
پس از موفقیت ایران در فروش محمولههای نفتی در بورس رسانههای خارجی با محوریت بیبیسی فارسیتلاش کردند تا با ایجاد هجمه سنگین تبلیغاتی علیه این راهکار ضدتحریمی در مسیر اجرای آن سنگ اندازی کنند.
هجمه سنگین رسانههای بیگانه برای تخریب یک راهکار ضدتحریمی
به طور کلی بیبیسی فارسی و سایر رسانههای همراه در یک اقدام مشترک با طرح کلیدواژه "فساد" سعی کردند به مخاطب القا کنند که روش عرضه نفت در بورس باعث بازتولید بابک زنجانیها می شود. این شبهه در حالی مطرح شد که قبلتر بارها توسط کارشناسان حوزه انرژی پاسخ داده شده و تفاوتهای روش عرضه نفت در بورس با راهکار دوره قبلی تحریمها به خوبی تبیین شده است.
در دوره قبلی تحریمها راهکار وزارت نفت برای مقابله با تحریمهای نفتی ایجاد کمیتهای ۵ نفره برای ارتباطگیری با دلالان نفتی مانند بابک زنجانی بود. در این روش نفت ایران در سازوکاری غیر شفاف به فروش می رسید و نحوهی تعیین قیمت نفت هم بر مبنای چانهزنیهای طرفین بوده که عمدتا با اعمال تخفیفهای کلان به خریدار همراه می شد. همچنین شایان ذکر است که دلالان نفتی بر مبنای لابیگری با برخی مسئولان وزارت نفت، نفت کشور را بدون اخذ تضامین لازم در اختیار می گرفتند. فلذا طبیعی است که خروجی چنین سازوکاری امثال بابک زنجانیها خواهند بود.
اما روش فعلی عرضه نفت در بورس هیچ یک از نواقص مطرح شده را دارا نیست. در روش عرضه نفت در بورس، فرآیند خرید نفت توسط بخش خصوصی به طور کاملا شفاف توسط نهادهای نظارتی مورد بازرسی قرار میگیرد. همچنین تعیین قیمت نفت ایران نیز در یک سازوکار رقابتی در بورس کشف می شود؛ فلذا در سازوکار رقابتی بورس، خبری از اعطای تخفیفات ویژه به خریداران نیست. در روش فعلی، طبق اطلاعیه سازمان بورس انرژی شرکتهایی که خواهان خرید نفت ایران از سازوکار بورس هستند ابتدا باید با دریافت کد معاملاتی هویت شرکت خود را مشخص کنند.
در مرحله بعدی پس از پرداخت ۱۰ درصد از بهای محموله تقاضا شده به صورت ریالی، شرکت خصوصی می تواند وارد فرآیند خرید نفت شود. درصورتی که شرکتی قادر به خرید نفت در سازوکار رقابتی کشف قیمت شد آنگاه باید قبل از موعد بارگیری ۱۰ درصد دیگر بهای محموله خریداری شده را به صورت ریالی پرداخت کند و ما به ازای ۸۰ درصد باقیمانده ضمانتنامه بانکی با ارزشی معادل ۱.۲۵ برابر آن را به بورس ارائه دهد. همانطور که مشاهده می شود در سازوکار فعلی هیچ راه فراری برای دلالان نفتی گذاشته نشده و در صورتی که شرکتی بهای نفت تحویل داده شده را به حساب مورد تایید شرکت ملی نفت واریز نکند وثیقه آن (معادل ۱.۲۵ برابر بهای محموله دریافتی) توسط شرکت ملی نفت ضبط می شود در نتیجه تصور ظهور بابک زنجانیها در این سازوکار از اساس باطل است.
سناریو تکراری بیبیسی فارسی برای سنگاندازی در مسیر عرضه نفت در بورس
پس از موفقیت عرضه آزمایشی نفت در بورس و ارائه و بررسی پیشنهادهای تکمیلی برای تداوم موفقیت این راهکار ضدتحریمی، اجرای این روش مجددا در جلسه شورای عالی هماهنگی اقتصادی مطرح شد و با اضافه شدن آپشن "امکان تسویه صددرصد ریالی" توسط این شورا به تصویب رسید. افزودن امکان تسویه ریالی یک اقدام مهم در راستای افزایش حضور شرکتهای خصوصی برای خرید نفت کشور از سازوکار بورس است که بر ظرفیت این روش برای صادرات نفت کشور اضافه می کند. پس از ایجاد بسترهای لازم برای اجرای فاز دوم عرضه نفت در بورس دوباره رسانههای بیگانه با محوریت بیبیسی فارسی فعال شده و با طرح کلیدواژههای تکراری مانند "فساد" و "بروز بابک زنجانی" سعی در تشویش اذهان عمومی و ایجاد بدبینی نسبت به اجرای این راهکار ضدتحریمی داشتند.
آخرین تلاش مذبوحانه بیبیسی فارسی برای توقف این راهکار ضدتحریمی درحالی صورت می گیرد که بیژن زنگنه، وزیر نفت با اشاره به موفقیت عرضه نفت در بورس در فاز آزمایشی برای دور زدن تحریمهای نفتی، خبر از عرضه سوم نفت در هفته آینده داد. زنگنه گفت: "به زودی اطلاعیهای درباره مرحله سوم فروش نفت در بورس صادر میشود که شاید هفته آینده این عرضه رخ دهد. در این راستا مجوز لازم از سران سه قوه اخذ شده تا ۳ میلیون بشکه نفت در بورس به صورت ۱۰۰ درصد ریالی با ارز سنا به فروش برسد".
در مجموع به نظر می رسد که عرضه نفت در بورس و فروش نفت کشور در یک شبکه مویرگی یک راهکار موثر برای دور زدن تحریمهای نفتی آمریکاست که در یک سازوکار شفاف زمینه مشارکت بخش خصوصی داخلی را برای جلوگیری از اُفت میزان صادرات نفت کشور فراهم می کند.
در صورت حمایت از راهکار فوق می توان قدم به قدم تا خنثیسازی کامل تحریمهای آمریکا پیش رفت؛ موضوعی که آمریکاییها خیلی زودتر از موعد به آن اعتراف کردند.
در این راستا سعید قاسمینژاد مشاور بنیاد دفاع از دموکراسی در آمریکا، که از قضا یکی از اهداف این بنیاد اعمال هر چه سختتر تحریمها علیه ایران است، میگوید: فروش نفت در بورس انرژی یک پیروزی برای ایران بود و به جهان راه دور زدن تحریمهای آمریکا را نشان داد. امید است که با بسترسازیهای صورت گرفته هفته آینده این راهکار ضدتحریمی بار دیگر با موفقیت اجرا شود.
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، حجتالاسلام محمد کاروند از برگزاری مراسمی به مناسبت 9 دی در آستان مقدس امامزاده عبدالله(ع) خبر داد و اظهار کرد: شنبه 8 دیماه همراه با اقامه نماز مغرب و عشاء در آستان مقدس امامزاده عبدالله(ع) مراسمی با عنوان روز «بصیرت و میثاق امت با ولایت» به مناسبت سالروز حماسه 9 دی برگزار میشود.
وی با اشاره به اینکه آیتالله محمدی؛ نماینده ولی فقیه در استان همدان سخنران مراسم است گفت: این مراسم همراه با اجرای گروه سرود منتظران مهدی(عج) خواهد بود.
مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان همدان با بیان اینکه یکی از روزهای الهی در جریان انقلاب اسلامی ایران روز نهم دی ماه سال 88 است گفت: در این رو مردم با بصیرت و هوشیاری خود نقشههای دشمنان و فتنهگران را نقش بر آب کردند.
وی با بیان اینکه 9 دی روزی است که ملت ایران یکبار دیگر هویت حسینی خود را به جهانیان نشان دادند خاطرنشان کرد: مردم در روز 9 دی حقشناسی، دشمنشناسی و دشمنستیزی خود را نشان دادند.
کاروند با اشاره به اینکه 9 دی در تاریخ پرحادثه انقلاب اسلامی روز مهمی است بیان کرد: مردم با حضور گسترده خود در راهپیمایی 9 دی نشان دادند تا پای جان برای حفظ آرمانهای انقلاب اسلامی ایستادهاند و این روز را هر سال نیز گرامی میدارند.
منبع:فارس
انتهای پیام/