
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،۲ روز قبل بود که حجت الاسلام محسنی اژهای در تبیین اقدامات دستگاه قضایی کشور در یک ماه گذشته موضوع مهمی را اطلاع رسانی کرد.
وی اعلام کرد سرانجام حکم اعدام صادر شده از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب درخصوص حمید باقری درمنی از سوی دیوان عالی کشور تأیید شده است.
به همین بهانه در زیر به برخی از اقدامات مجرمانه درمنی در این سالها نگاه میاندازیم.
گزارش مرکز عملیات ویژه پلیس آگاهی ناجا حکایت از آن داشت که جرایم صورت گرفته فراتر از آن چیزی است که در ابتدا تصور میشده است.
این در حالی است که براساس اظهارات متهمان و همچنین اسناد و مدارک ارائه شده از سوی شاکی و اسناد و مدارکی که در تحقیقات و ردیابیهای انجام شده از سوی پلیس آگاهی ناجا به دست آمده مشخص شد که جرایم مذکور به صورت باندی و سازمان یافته صورت گرفته است.
اما آنچه بسیار شفاف و واضح است این است که هدایت کننده اصلی این شبکه حمید باقری درمنی بوده است.
این در حالی است که باقری درمنی ۳۲۲ هزار و ۲۴۳ تن قیر در قالب شرکتهای شش گانه از شرکت نفت جی کلاهبرداری کرده است.
براساس اطلاعات موجود و کار کارشناسی انجام شده ارزش فعلی این میزان قیر معادل دو هزار میلیارد تومان است.
نکته بسیار مهم این است که این شرکتها تحت مدیریت مستقیم حمید باقری درمنی و علیرضا مسلمی که یکی از مهرههای درمنی بوده قرار داشت است.
براساس اظهارات متهمان کلیه نامه نگاریها برای خرید قیرها در دفتر شرکت حمید باقری درمنی واقع در شیخ بهایی انجام میشده است.
همچنین نامههای مربوط به شرکت نفت جی در محل یاد شده و توسط منشی وی تهیه میشده است و خریداران با حضور در دفتر مذکور معاملات را انجام میدادند.
اما اطلاعات تکمیلی حکایت از آن دارد که منشی درمنی نیز در اظهارات خود ضمن تایید وجود مدارک شرکتهای شش گانه در دفتر وی بیان داشت: به صورت منشی در شرکت وی فعالیت داشتم.
وی در بازپرسیها میگوید تمام مدارک مربوط به شرکتها در دفتر موجود بود. این در حالی است که در بازرسی از محل کار حمید باقری درمنی مدارک و اسنادی نیز در این خصوص کشف و ضبط شد.
اما همه اقدامات درمنی به اینها خلاصه نمیشده است بلکه براساس اسناد موجود هماهنگی و تبانی حمید باقری درمنی و علیرضا مسلمی با مدیران سابق شرکت نفت جی موجب شد تا املاکی که معرفی شده با قیمت بسیار بالاتر از قیمت واقعی ارزیابی و در وکالت شرکت نفت جی قرار داده شود.
این در حالی بود که با هماهنگیهای انجام شده میان متهمان در امور مالی شرکت نفت جی نیز رسیدهای غیرواقعی نقدی به امور بازرگانی صادر میشده است.
البته نباید فراموش کرد که هیچ گونه وجه نقد دریافت نشده بود و صرفا در خصوص موضوع خرید شرکتها چک دریافت میشده و از طریق بازرگانی حوالهها صادر و قیرها از شرکت با هماهنگی خارج میشده است.
اما تیر خلاص پرونده درمنی این بوده است که مبالغ کلانی که از فروش قیرها حاصل میشده به دستور و با نظر حمید باقری درمنی به افراد مختلف از جمله مدیران سابق شرکت جی پرداخت میشده است که این موضوع در اظهارات متهمان در پرونده و در دفعات مکرر اعلام شده است.
منبع: فارس

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، «عزت الله ضرغامی»، عضو شورای عالی فضای مجازی در حاشیه «اولین گردهمایی فعالان فضای مجازی بسیج» در گفتگو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ درباره حضور بسیج در فضای مجازی گفت: بسیجی ها با فرهنگ خاص خودشان هرجا که وارد شدند، بارهای زمین مانده را برداشته اند. در طول سالهای اخیر که فعالیت حساب شدهای را شروع کردند هم به صورت آفندی و هم پدافندی کارهای بزرگی انجام دادند و کاملا حضور نیروهای انقلاب را در فضای مجازی محسوس کردند.
وی با اشاره به اثرگذاری نیروهای بسیج در فضای مجازی افزود: بسیجیها می روند که عرصه را به ضد انقلاب تنگ کنند و دشمنانی که روی این حوزه برنامه ریزی کرده و سرمایه گذاری کرده اند را عقب راندهاند.
ضرغامی اظهار امیدواری کرد که با برنامه ریزی که واحد فضای مجازی بسیج انجام می دهد و با سازماندهی بهتر، حتما موفقیت های بیشتری حاصل شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،هیأت وزیران به منظور کمک به تولید داخل و حفظ اشتغال، 1400بنگاه تولیدی را در مناطق آزاد 7گانه از ثبت سفارش واردات مواد اولیه معاف کرد؛ این در حالی است که شهرکهای صنعتی سرزمین اصلی، بیش از 30برابر مناطق آزاد، واحد تولیدی دارند و یا آنکه تعداد نیروی انسانیشان، 10برابر نیروی انسانی مشغول به کار در مناطق آزاد است.
«مصوب شده بهدلیل حمایت از تولید داخل و حفظ اشتغال، واردات مواد اولیه و مورد نیاز صنایع در مناطق آزاد بدون ثبت سفارش انجام خواهد شد.»
این گفتههای هفته گذشته وزیر صنعت، معدن و تجارت پیرو جلسه هفتم آذرماه هیئتوزیران بود که در آنجا قرار شد تا به منظور تسهیل در فرآیند تولید داخلی در کشور، واردات مواد اولیه و قطعات مورد نیاز تولید به مناطق آزاد تجاری- صنعتی و ویژه اقتصادی از تشریفات ثبت سفارش در وزارت صنعت، معدن و تجارت معاف شوند.
این درحالی است که از اواخر فروردینماه امسال، دولت برای کنترل بازار و ذخایر ارزی، اقدام به اجرای سیاست جدید ارزی کرد. در این سیاست برای اولین بار و پس از 25 سال بود که معافیت ثبت سفارش برای مناطق آزاد برداشته شد؛ به طوری که در بخشنامه هیأت وزیران به صراحت آمده بود «واردات کلیه کالاها به صورت تجاری به کشور اعم از مناطق آزاد تجاری-صنعتی و ویژه اقتصادی و سایر مبادی ورودی بدون ثبت سفارش ممنوع است». همچنین طبق سیاست تجاری در 2 تیرماه امسال نیز، دولت واردات 1339 قلم کالا به کشور را ممنوع اعلام کرد.
*مروری بر پیگیری رسانهای یک موضوع
بر همین اساس، خبرگزاری فارس با انتشار گزارشاتی، ضمن حمایت از برقراری شفافیت در نظام تجاری مناطق آزاد، پیگیر اجرای سیاست ارزی دولت، مبنی بر الزام ثبت سفارش واردات کالاها به مناطق آزاد شد و در ادامه نیز به رفع ابهام از سیاست تجاری پرداخت.
اولین گزارش در 10تیرماه امسال با عنوان «ابهام در سیاست تجاری جدید دولت/ رانت وارداتی در مناطق آزاد شکل میگیرد؟» روی سایت این خبرگزاری قرار گرفت. در بخشی از آن گزارش گفته شد« نکته جالب تعجب آنجاست که هیچ نامی از مناطق آزاد و ویژه اقتصادی در ابلاغیه جدید دولت در سیاست تجاری خود نیست؛ حال این تردید در ذهن هر مخاطبی ایجاد میشود که مناطق آزاد از لیست ممنوعه واردات معاف شدهاند یا خیر؟»
بی توجهی دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد به بخشنامه هیات دولت، تردیدها نسبت به اجرای سیاست ارزی و تجاری در مناطق آزاد را افزایش داد تا آنجا که دومین گزارش این خبرگزاری با فاصله کمی با عنوان«رانت مناطق آزاد برای واردات کالاهای ممنوعه/ خبری از استقرار گمرک نیست» منتشر شد.
در آن گزارش مشخص شد، به دلیل عدم استقرار گمرک در مبادی ورودی مناطق آزاد، سیاست جدید ارزی دولت در این مناطق اجرا نمیشود و برای عدهای رانت واردات کالا از مناطق آزاد 7گانه ایجاد کرده است.
در ادامه پیگیریهای این خبرگزاری و پس از انتشار گزارشی با عنوان «تعلل 100 روزه دبیرخانه شورایعالی مناطقآزاد در اجرای مصوبه ارزی هیأت وزیران» در مردادماه بود که اولین ثبت سفارش در مناطق آزاد در سامانه جامع تجارت به ثبت رسید.
*توقف در ساماندهی واردات
بررسی خبرنگار ما نشان میدهد، از مردادماه تاکنون بیش از 2800 ثبت سفارش برای واردات کالا به مناطق آزاد انجام شده و میتوان این ادعا را داشت که پس از گذشت 3دهه از زمان تاسیس مناطق آزاد، نظام واردات در این مناطق در حال ساماندهی بود تا اینکه در کمال تعجب و به نام حمایت از تولید، یکبار دیگر مناطق آزاد از فرآیندهای قانونی سرزمین اصلی مستثنی شدند.
*آیا مناطق آزاد می توانند به تولید داخلی کمک کنند؟
طبق گفته محمدرضا عبدالرحیمی، مدیرکل سرمایهگذاری مناطق آزاد، در این مناطق 1400 واحد صنعتی_تولیدی مجوز دارند در حالی که براساس آمار منتشر شده از سوی سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران بنگاههای به بهره برداری رسیده در این شهرکها، نزدیک به 42 هزار و 160 واحد و میزان نیروی کاری شاغل در آنها 827 هزار و 147 نفر است.
جالب آنکه براساس آمارهای دبیرخانه شورایعالی مناطق آزاد از سال 92 تا 95 ، مجموع میزان اشتغال ایجاد شده در این مناطق در کلیه حوزههای تولیدی و خدماتی، 83 هزار و 783 نفر برآورد میشود.
به عبارتی شهرکهای صنعتی سرزمین اصلی، بیش از 30برابر مناطق آزاد، واحد تولیدی دارند و یا آنکه تعداد نیروی انسانیشان، 10برابر نیروی انسانی مشغول به کار در مناطق آزاد است.
*چند سوال جدی درباره مصوبه هیأت وزیران
با آن سابقه نامطلوبی که از این مناطق در عملکرد تولیدیشان سراغ داریم و سهم اندکشان از ارزش افزوده تولید شده در کشور اما به باور دولت معافیت مناطق آزاد از ثبت سفارش میتواند در فرآیند تولید داخلی تسهیل ایجاد کند؛ سوالاتی که باید در ادامه به آنها پرداخت آن است که چرا بنگاههای تولیدی سرزمین اصلی که از نظر تعداد، حجم تولیدات و میزان اشتغال، بسیار بیشتر از واحدهای تولیدی مناطق آزاد دارای مزیت هستند، از این امتیاز ویژه محروم شدهاند؟ چه مکانیسم پایشی در مناطق آزاد وجود دارد تا مواد اولیه وارد شده، حتما در واحدهای تولیدی این مناطق به ارزش افزوده تبدیل شوند و به همان صورت در حاشیه بازارها به فروش نرسند؟
بررسیها نشان میدهد، واحدهای تولیدی مناطق آزاد برای واردات مواد اولیهشان به طور متوسط سالانه به بیش از 300میلیون دلار نیاز ارزی دارند، حال با توجه معافیتشان از ثبت سفارش، قرار است به چه صورتی ارز مورد نیازشان تامین شود؟
براساس مصوبه هیان وزیران، لیست اقلام اولیه برای تولید در مناطق آزاد توسط وزارت صمت اعلام خواهد شد. حال اگر مواد اولیه چند واحد تولیدی خارج از لیست مورد اعلامی وزارت صنعت باشد، آن قت است که بنگاهها باید برای واردات اقلامشان در سامانه جامع تجارت وزارت صنعت ثبت سفارش انجام دهند؛ به این ترتیب باید منتظر اختلافات زیادی میان واحدهای تولیدی بر سر لیست اعلامی از سوی وزارت صنعت باشیم.
نکته قابل توجه دیگر آنکه در مصوبه هیات وزیران گفته شده، مناطق آزاد از ثبت سفارش در سامانه وزارت صنعت معاف هستند، آنچه که از این جمله به ذهن خطور میکند آن است که باید سامانه ثبت سفارش جدیدی راهاندازی شود تا برای تامین ارز در آن ثبت آماری انجام دهند. حال با توجه به آنکه کلیه واردات به کشور از طریق سامانه جامع تجارت ثبت سفارش میشوند چه ضرورتی وجود دارد تا سامانه جدید دیگری تنها برای واردات مناطق آزاد ایجاد شود؟
آنچه به نظر میرسد آن است که استثنا زدن به رویههای تجاری کشور آنهم برای مناطق آزادی که سالهاست از هفت دولت آزاد هستند، علاوه بر آنکه شکافهای آماری، عملیاتی و بروز تخلفات را به وجود میآورد، موجب سرریز شدن رانت های غیرمولد به این مناطق نیز میشود.
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،به گزارش خبرگزاریهای رسمی کشور در جریان سفر استانی رهبر معظم انقلاب اسلامی به کردستان و اطلاع ایشان از عدم پخش اذان اهل سنت از سیمای استان کردستان، معظم له فورا دستور به پخش اذان دادند و برای اولین بار اذان مغرب مسلمانان اهل سنت منطقه از شبکه سیمای استانی پخش شد. در پی دستور رهبر معظم انقلاب، شورای فتوای علمای اهل سنت کردستان نیز با انتشار اطلاعیهای، از موافقت ولی امر مسلمین با پخش اذان اهل سنت بر اساس فقه شافعی از سیمای مرکز کردستان قدردانی کردند.
دقت در کلماتی که در متن این خبر که چیزی در حدود یک دهه پیش به روی سایتها و خبرگزاریهای ایرانی رفته است آمده است، شاید مطلع مناسبی برای ورود به مقدمه پرونده «علیه محافظهکاری» باشد. تصمیمگیران امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و رسانهای مرتبط با این امر به مدت دو دهه مانع از پخش اذان اهل سنت از سیمای کردستان بودهاند و حالا رهبری به محض اطلاع از این اتفاق، شخصا و به سرعت دستور به پخش این اذان میدهند. فاصله ذهنیتی که پخش اذان اهل سنت از سیمای کردستان را باعث تفرقه، پدید آوردن زمینههای ناامنی و... میدانسته است تا ذهنیت رهبری که بدون معطلی «دستور» به پخش اذان میدهند، همه آن چیزی است که پرونده «علیه محافظهکاری» قرار است درباره آن صحبت کند.
فاصله ذهنیتی که پخش اذان اهل سنت را باعث تفرقه، پدید آوردن زمینههای ناامنی و... میدانسته است تا ذهنیت رهبری که بدون معطلی «دستور» به پخش اذان میدهند، همه آن چیزی است که پرونده «علیه محافظهکاری» قرار است درباره آن صحبت کند
این ماجرای جدیدی نیست. در نمونهای دیگر سه سال پیش دستور رهبر معظم انقلاب برای تحصیل همه کودکان افغانستانی در مدارس ایرانی منتشر میشود. نکته جالب این ماجرا اما این است که دستور رهبر انقلاب برای ثبتنام از همه کودکان افغانستانی حتی آنهایی که به صورت غیرقانونی در ایران زندگی میکنند؛ چند سال پیش در توصیه به مرتبطین ماجرا اعلام شده بود و به مدت چند سال با توجه به رسانهای نشدناش، معطل نگه داشته شده بود و حالا با اعلام غیرمنتظره رسانهای آن، همه دستگاههای و عوامل اجرایی به کار میافتند و ۲۰۰ هزار کودک افغانستانی که از تحصیل بازمانده بودند روانه مدارس ایرانی میشوند. فاصله ذهنیتی که مهاجر افغانستانی را، عنصری مخل امنیت ملی، به وجود آوردنده بزهکاریهای مختلف اجتماعی و باری بر دوش ممکلت میداند تا ذهنیت رهبری که حتی برای فرزندان آنهایی که به صورت غیرقانونی وارد ایران شدهاند نیز تسهیلاتی قائل میشوند؛ ایده مرکزی به وجود آورنده این پرونده است.
حضور کودکان افغانستانی در مدارس دولتی ایرانی، برگ زرین رفتار انسانی ایران با مهاجرین است. رهبر انقلاب شخصا وارد این میدان شد
***
رخداد، «امکانی» از پیش نامرئی و نااندیشیده را آشکار می کند. خلق یک «امکان» است و نشان می دهد که امکانی وجود دارد که تا پیش از این نادیده انگاشته شده است. بعد از رخداد همه چیز بستگی به کوششی دارد که در جهت واقعی کردن این امکان صورت میگیرد و انقلاب بزرگترین رخداد آرمانگرایانه تاریخ ایران است. با هر تفسیر و با چارچوب هر نگاهی که انقلاب را بنگریم، این رخداد دعوت به آرمانگرایی بود؛ دعوت به آزادی، جمهوریت، اسلام، عدالت، استقلال و... .اگر سطرها و کتابها در مدح و ستایش انقلاب اسلامی ایران نگاشته شود و اگر روزها و سالها به طرفداری از آن رخداد عجیب سال ۵۷ هیاهو کنیم؛ باز هم حق آن رخداد ادا نمیشود. مقایسه وضعیت پیش از انقلاب با وضعیت امروز ما به یک شوخی شبیه است؛ روزگار زیست تحقیرآمیز و رنجور و حقارتبار ایرانیها سرانجام با این رخداد پایان پذیرفته است و حتی امروز با وجود همه کاستیها و ناراستیها، پیشرفتها و دستاوردهای معنوی و مادی انقلاب به نسبت تاریخ ایران بیسابقه و غیرقابلشمارش است. اما صاحبان همین انقلاب به ما آموختهاند که افق دید ما آنجایی است که صلاح و سعادت بشری در آن رقم خورده است. اکنون چهل سال از انقلاب گذشته است و موقعیت مناسبی برای بازخوانی انتقادی وضعیت امروز آرمانهای انقلاب سال ۵۷ سرزمین ایران که روزگاری قرار بود نجاتدهنده جهان باشد با تکیه بر ایده محوری محافظهکاری است. رخداد انقلاب ۵۷ چگونه در جهت واقعی کردن آرمانهای آن دوره قدم برداشت و چگونه محافظهکاران در ۴۰ سال تلاش کردند که آرمانهای انقلاب خمینی(ره) را متوقف کنند و در مرزهای زمینی این سرزمین محدود کنند و چگونه راهبران بعضاً نادیده و ناشناخته انقلاب، این مسیر را بدون درگیر شدن در ساختارهای سفت و سخت به پیش بردند. پرونده «علیه محافظهکاری » تلاشی برای پاسخ به این سوالات محوری است.
اکنون چهل سال از انقلاب گذشته است و موقعیت مناسبی برای بازخوانی انتقادی وضعیت امروز آرمانهای انقلاب سال ۵۷ سرزمین ایران که روزگاری قرار بود نجاتدهنده جهان باشد با تکیه بر ایده محوری محافظهکاری است
***
وقتی از انقلاب حرف میزنیم از چه حرف میزنیم؟ «شاهین انور زیب» پاکستانی اهل سنتی که به واسطه انقلاب شیعه میشود چند هفته پیش به مهر آمد و برایمان ماجرایی را این گونه تعریف میکند:
روز رحلت امام(ره)، روز باورنکردنیای برای همه ما بود. از دو سه روز پیش که امام(ره) در بیمارستان بستری شده بود و خبرش به ما رسیده بود؛ ترس برمان داشته بود که نکند امام(ره) را از دست بدهیم. اصلا نمیتوانستیم دنیای بعد از امام(ره) را تصور کنیم. اما گریزی از سرنوشت نبود و بالاخره این اتفاق افتاد. به محض اینکه خبر به ما رسید. همه دور هم جمع شدیم و گریهکنان و سینهزنان راه افتادیم سمت دفتر کنسولگری ایران. دوست داشتیم برویم پیش ایرانیها و غم و غصه این فاجعه را با هم قسمت کنیم. یادم میآید که فاصلهمان هم کم نبود. سر راه مردمی که ما را میدیدند و متوجه میشدند که چه خبر است و کجا میرویم به ما میپیوستند، جمعیت عظیمی گرد هم آمدند و یک راهپیمایی چند کیلومتری راهانداختیم تا کنسولگری ایران. خیلی از اهل سنت هم در جمع ما بودند. اینقدر فضا غمبار و مصیبتزده بود که من در فاصله مسیر، یک مرثیه در مدح امام(ره) به زبان پشتو آماده کردم و در مراسمی که بعداً آنجا برگزار شد، خواندم.
عشق و علاقه پاکستانیها و شبهقارهایها به امام و انقلاب زبانزد است اما کسی در ایران نمیداند نه رسانهها و نه مدیریت فرهنگی برون مرزی
اما به آنجا که رسیدیم توقع چیزهای دیگری را داشتیم. این مشاهده عینی خود من بود؛ دیدم که مسئولین ایرانی وقتی دوربین برای فیلمبرداری آمد، شروع به سینهزنی و گریه کردند و وقتی دوربین رفت کل قضیه تمام شد، یک جا دور هم جمع شدند و سیگار میکشیدند و حرف میزدند و انگار نه انگار. آن تاثرات غم و اندوهی که در مردم شیعه و سنی اهل پیشاور دیده میشد، اصلاً در آنها مشاهده نمیشد این خیلی برای ما برخورنده بود. واقعیتش را بگویم اگر عشق ما به خود امام خمینی(ره) اینقدر عمیق و ریشهدار نبود، شاید خیلیها برمیگشتند و از این به بعد جور دیگری فکر میکردند. مسئولین ایرانی، نمایندگان جمهوری اسلامی، اینجور واکنش نشان دادند به رحلت امام و آن وقت من یک پیرمرد اهل تسنن را نمیتوانستم آرام کنم از گریه. این واقعیت تلخی برای همه ما پاکستانیهای حاضر در آن جا بود و خاطره تلخ ۱۴ خرداد سال ۶۸ را تلختر و گزندهتر کرد.
***
یکی دو سال پیش بخش پربینندهای در اخبار صداوسیمای ایران به نام «صرفا جهت اطلاع » پخش میشد. این بخش خبری حاوی انتقادات کنایهآمیز و بعضاً تندی از مسئولین ردههای مختلف بود که با زبان معمولاً طنز بیان میشد. صراحت و کنار زدن پیرایههای معمول خبرگویی در تلویزیون سبب شده بود تا این بخش خبری به سرعت تبدیل به یکی از پرطرفدارترین بخشهای خبری تلویزیون شود. این آیتم خبری در روزهای پنجشنبه در انتهای بخش خبری ۲۰:۳۰ از شبکه دوم پخش میشد. یعنی در حدود ساعت ۲۰:۴۵ دقیقه. «صرفا جهت اطلاع» یک بار دیگر هم از تلویزیون ایران پخش میشد؛ در انتهای بخش خبری ساعت ۲۲ شبکه سوم. یعنی چیزی در حدود یک ساعت تا یک ساعت و نیم بین پخش اولین بار آیتم و پخش دوباره آن فاصله میافتاد.
همه کسانی که موفق میشدند هر دو بار این آیتم کوتاه ده دقیقهای را از تلویزیون ببینید متوجه یک ماجرای جالب میشدند؛ در اکثر موارد زمان پخش دوم آیتم «صرفا جهت اطلاع» کوتاهتر شده بود. یعنی بخشهایی از این آیتم کوتاه خبری حذف شده بود. این یک معنای واضح بیشتر برای داستان ما نداشت؛ در فاصله یک ساعت، یک ساعت و نیم فاصله زمان پخش دوباره آیتم، تلفنهای مسئولین مورد عنایت قرار گرفته در این آیتم خبری، به مسئولین ارشد تلویزیون آغاز میشد و برش تیغ محافظهکاری آنها و پذیرش محافظهکارانهتر مسئولین ارشد تلویزیون به اندازهای بود که در همین زمان کوتاه برنامهای را که یک بار مجوز پخش گرفته است و از نظر تلویزیونیها قابلپخش بوده است را جرح و تعدیل کند. این شاید نمادینترین اتفاق برای گفتوگو از چیزی به نام محافظهکاری در سیستم مدیریتی و رسانهای ایرانی است. برنامه «صرفا جهت اطلاع» بعدها کلاً تعطیل شد!
***
برای محافظهکاران شرایط همواره استثنائی است. ۴۰ سال پیش انقلابی بزرگ در مرزهای سرزمینی کشوری به نام ایران اتفاق افتاد. عالم و آدم زیر و زبر شد، آدمها تعریف دیگری گرفتند و معیارهای نگاه به فرد و جامعه و دین دگرگون شد.
خیلی زود، در شرایطی پیچیده و البته قابل حدس، تعدد و تنوع قومیتی و مذهبی در مناطق پرریسک مرزی، بزرگترین تهدید برای سرزمینی شد که کودکانش از دوران ابتدایی با حسرتی بدوی به نقشههایی از کشورشان در کتابهای درسی خیره میشدند که مرزهای سرزمینی را به تدریج، هر چه به دوران حال نزدیکتر میشدیم، تنگ و تنگتر نشان میداد. از اعراب در جنوب، کردها در غرب و آذریها در شمال غرب، در اوایل انقلاب هر از چند گاهی به شکلی سنتی و البته بیرمق صدای جدایی برمیخاست. آرام نگه داشتن منطقه البته کار سختی نبود، اما ترس از جدایی، رعشه بر اندام میانداخت و این ترس، کم کم جای منشاء ترس را گرفت و «کشور باید آرام بماند» ثمره این ترس بود و جاری شد در زیر پوست همه برنامهریزیهای استانی و ملی و منطقهای و شهری... زیرپوست همه برنامههای تلویزیونی و یادداشتهای روزنامهای و...
اینجا منطقهای استثنائی است و وضعیتی استثنائی بر آن حاکم است! هدف بزرگی به نام «آرام ماندن» خیلی زود اولویتهای دیگر را به حاشیه میبرد. همه چیز موقتی میشود، ترسی بزرگ بر هر چیزی که از ناحیه حکومت قرار است در کشور جاری شود، سایه میاندازد، شیوههای اعمال سیاست «آرام ماندن» نابخردانه است و نامتناسب با تغییرات سریع جامعه ایرانی، لاجرم مدام تغییر میکند و تبعات اجتماعی تغییرات بالادستی بالا میگیرد و حالا ریشههای سست «فقط آرام ماندن» فقط نظارهگر ماجرایند در شرایطی که همه چیز جز امنیت رها شده است. از همان دری که هراس وارد میشود، آرمان بیرون میرود و سیاست «هراس از ناآرام شدن»، ضدانقلابیترین ایده تمام این سالهای جمهوری اسلامی است. هراس از ناامنی، به طرز مشخصی با اصیلترین گزاره انقلاب اسلامی ایران، اینکه جز مشغول بودن به اداره صرف زندگی، آرمانی هم وجود دارد که لایق جان باختن است، در تناقض بود. گویا در ایران هیچ چیزی وجود ندارد که مانع «ناآرامی» شود، آرمان تعهد به ایران، به نظام جمهوری اسلامی، به حفظ وحدت، به همزیستی مسالمتآمیز و... همه، چیزی جز شعار حکومتی برای یک ظاهرسازی مبتنی بر فریب نیست و حالا فقط باید ترسید و مراقب بود!
از همان دری که هراس وارد میشود، آرمان بیرون میرود و سیاست «هراس از ناآرام شدن»، ضدانقلابیترین ایده تمام این سالهای جمهوری اسلامی است. هراس از ناامنی، به طرز مشخصی با اصیلترین گزاره انقلاب اسلامی ایران، اینکه جز مشغول بودن به اداره صرف زندگی، آرمانی هم وجود دارد که لایق جان باختن است، در تناقض بود
واضح است که در موقعیتی که آرمانها و ایدئولوژیهای بزرگ، پایان یافته تصور میشوند، برای انسجام اجتماعی و شوربخشیدن به حفظ حداقلی جامعه در دوران مرزهای خودمان، چیزی جز «ترس» باقی نمیماند و گویی در ایران تصور از این دیار و مردمانش این بود که این مردم لایق آرمانگرا بودن نیستند و جمهوری اسلامی چارهای ندارد جز اینکه به قیمت اداره کردن زندگی، آنهم با کیفیتی حداقلی، به ترساندن همه متوسل شود و این برای انقلابی با مختصات انقلاب ایران که تک شعار اساسیاش ترجیح آرمانگرایی به همه شئون دیگر زندگی است، بسیار ناامیدکننده است.
***
پیرمرد سالهاست که در شهر کوچکی در اطراف کرمان زندگی میکند. از اول انقلاب تا امسال. چندین بار حکمش برای امام جمعه شدن کرمان آمده و قبول نکرده است که مردمان شهرش را رها کند. آنهایی که از وضعیت سالهای پیش این شهرستان کوچک خبر دارند، از مخروبههایی صحبت میکنند که نام خانه بر آنها نهاده بودند و مردمانی مستضعف که قوت غالبشان میوه نخلهایی بود که به صورت خودرو در آن منطقه روییده بود. حاج آقا، انقلاب که میشود یک وانت میخرد، وانت میشود اسباب آبادانی این سرزمین و پیرمرد که آن موقعها جوان رعنایی بوده است میشود حاجی آقای روستا. زندگیاش را وقف مردمان منطقهاش میکند و حالا او یکی از کانونهای کوچک، اما به شدت انقلابی ایران را آنقدری ساخته است که به شهر شبیه شده است. مردمان این منطقه هر سال، موقع هر انتخابات انقلابیترین لیست و نامزدها را انتخاب میکنند و هر سال شمارش آرا در این منطقه کار راحتی است. صد در صد اهالی شهر، جوانان و میانسالها و پیرترها در شرایط مانور قدرت رسانههایی مثل ماهواره و تلگرام و... فقط به شخصی رای میدهند که از نظرشان از همه انقلابیتر و غیرمحافظهکارتر است.
روحانیون، دانشجویان و جوانان ایرانی بیاعتنا به ساختارهای محافظهکار دولتی خود به میان مردم رفتهاند
حاج آقا این روزها تکثیرشده است. چیزی به نام اردوهای جهادی به وجود میآیند و جهادیکارانی که به دور از وسوسههای مدیریتی؛ فراری از ساختارهای بوروکراتیک محافظهکار که تا آنجایی پیش رفتهاند که آبادی یک سرزمین را سبب افزایش مطالبات و پرتوقع شدن آنها میدانند بجنگند و آن چیزی را که انقلاب ۵۷ با نفس خمینی(ره) بر سرزمین ایران جاری کرد؛ حالا به دست بگیرند و روستا به روستا خرابه به خرابه؛ به دنبال آبادی مستضعفان باشند.یک جوان جهادیکار، یک کانون فرهنگی در یک مسجد، یک پایگاه بسیج سرحال و پای کار که جلسات مطهریخوانی به راه انداخته است، یک کتابخانه در یک کوچه باریک که کودکان را دور خودش جمع کرده است؛ یک کارگردان تئاتر که نوجوانان مدرسه روبرو را برای سالگرد آزادی خرمشهر تمرین میدهد؛ یک تیم خاطرات شفاهی که شهر به شهر خاطرات مادران شهدا را ضبط میکنند؛ یک تیم دانشجویی که کودکان کار را آموزش میدهند؛ جمعی از طلاب که به کورههای اطراف تهران آب رساندهاند؛ یک گروه از دانشجویان که برای کارگران هفتتپه تجمع زدند و.... همه و همه راهبران اصلی انقلاب هستند؛ به دور از هر گونه ساختار کمرشکن ایرانی و فاصله گرفته از محافظهکاریهای معمول مدیریت فرهنگی در ایران و انقلاب به یمن وجود آنها زنده است.
***
برگزیدن یک مواجههی نمادین، یادبودی و نوستالژیک با گذشته و امر تاریخی، کمترین و احتمالاً مبتذلترین کاری است که یک نسل میتواند با تاریخش بکند. این نوع از مواجهه کمترین بهره از تاریخ را برای زمان حال و اکنون به همراه دارد و میتواند همهی دستاوردهای گذشته در مقام امور سرنوشتساز تاریخی را به مشتی دستاورد زیباشناسانه، احساسی و هیجانی تقلیل دهد. این نوع تخفیفیافته از مواجهه با امر گذشته، امکان اعاده و بازگشت محتوای اصیل تاریخی و تاریخمند به دوران کنونی را به حداقل میرساند و در نتیجه مسیر بهره گرفتن از آن امکانات تاریخی برای ساختن آینده مطلوب را هم به میزان زیادی مسدود میکنند.
در مقابل این مواجهه، مواجه انتقادی مبتنی بر نوعی بازخوانی و حتی بازسازی گذشته قرار دارد که میتواند امر کهنه را به نحوی بدیع و سرزنده به یکی از مهمترین امکانات موجود در جهان نو و حیات کنونی بدل سازد. اگر چه نیل به این نوع از مواجهه انتقادی و واسازانه بسیار دشوار است، ولی به هر حال حرکت کردن به سمت آن اگر امروز اتفاق بیفتد، بهتر از فردا است. لازمه چنین حرکتی تن دادن به نوعی از عقلانیت انتقادی در برابر خوانش تسلطیافته یادبودی از امر گذشته و مواجه شدن با گفتمانهای متنوع کنونی در خصوص همان امر تاریخی است.
انقلاب سال ۵۷ در ایران فارغ از همه جنبههای نوستالژیک و یادبودی و احساسگرایانهاش که در جای خود کاملاً پذیرفتهشده و قابل قبول است، نیازمند چنین مواجههای است تا بتواند به نحو حداکثری نسبت جامعه کنونی ما را با آن رویداد تاریخی که در کنار همه یادبودهای شیرینش واجد ارزشهای فرهنگی و معنوی و آرمانی بسیاری بود به سنجش بگذارد و در این معنا تکلیف «امروز» را با آن «دیروز» نسبتاً فراموششده، مشخص کند. همچنین این مواجهه باید بتواند تا حد ممکن با یادآوری رخدادهای اصیل ایثارگرانه و آرمانخواهانه، آن واقعه تاریخی را به بستری برای تلنگرزدنهای مداوم به خویشتن خویش و بازگشت به خود تبدیل کند. از این طریق میتوان اعاده و بازگشت امکانات فرهنگی نهفته در آن رخداد آرمانخواهانهی جمعی و همهجانبه را به نحوی ملموس و عینی درک کرد و سپس بر مبنای آنها زیست.
انقلاب سال ۵۷ در ایران فارغ از همه جنبههای نوستالژیک و یادبودی و احساسگرایانهاش که در جای خود کاملاً پذیرفتهشده و قابل قبول است، نیازمند چنین مواجههای است تا بتواند به نحو حداکثری نسبت جامعه کنونی ما را با آن رویداد تاریخی که در کنار همه یادبودهای شیرینش واجد ارزشهای فرهنگی و معنوی و آرمانی بسیاری بود به سنجش بگذارد و در این معنا تکلیف «امروز» را با آن «دیروز» نسبتاً فراموششده، مشخص کندپرونده «علیه محافظهکاری؛ بازخوانی انتقادی آرمانهای انقلاب» که همین روزها در سرویس انقلاب اسلامی و دفاع مقدس خبرگزاری مهرمنتشر خواهد شد، چنین دغدغهای دارد و هدف آن دامن زدن به کنشی سیاسی - اجتماعی در خصوص نسبتسنجی ما با آرمانها و امکانات فرهنگی-معنوی موجود در رخدادی است که همه شئون زندگی مردم ایران تحت تاثیر قرار داد و همه کنشگران آن تصور میکردند بعد از اتمام چنین رویداد عظیمی، جامعه ایرانی برای همیشه تکلیف خود را با آرمانهای اخلاقی و سیاسی نهفته در آن روشن و آشکار خواهد دید. اینطور نشد و امروز بیش از هر روز دیگری فاصله تلخ ما با آن روزهای درخشان آرمان، مقاومت و معنویت بیشتر از هر زمانی است. واقعا چه شد که تنها بعد از ۴۰ سال از گذشت چنان سرچشمهای، رود فرهنگ انسانی، اخلاق و معنویت ایثارگرانه دینی و آرمانخواهی سیاسی اجتماعی آن دوران بیخروش شده است؟
این وضعیت را بیش از همه، کسانی میتوانند تشریح و واکاوی کنند که در بطن رویدادهای گذشته و حال حضوری فعال داشتند و فارغ از قالبهای سازمانی و مدیریتی جزئیات و جوانب آن فاصله فرهنگی معنوی را با پوست و خون و گوشتشان درک کردهاند. در این پرونده هم با روایت این فاصله توسط کسانی مواجه خواهیم بود که خودشان با تجربه امر گذشته، به نحو تاریخمند همواره تلاش کردهاند از حجم این شکاف کم کنند، ولی به هر ترتیب خودشان هم معترفند در این راه چندان موفق نبودهاند.
از قضا تشریح همین عدمموفقیت، خود بهترین راه و گواه برای بیان و نشان دادن آن شکاف عمیق میان دیروز و امروز است و بررسی دلایل این ناکامی خود ما را به مقصد خواهد رساند. چرا اصلا شبیه دیروز نیستیم؟ و چرا عموم تلاشها و بودجههای صرفشده امروز برای تشبه جستن جامعه کنونی به جامعهای که به صورت همه جانبه آرمانخواه بوده، تا حد زیادی ناکام مانده است؟ تلاش و بودجه صرف میکنیم تا کمی شبیه به آن دوره افتخارآمیز شویم، همچنان ناکام میمانیم؟ اینها مسائل اصلی و متن محوری «علیه محافظهکاری» است که پیشبینی میشود حواشی بسیاری به همراه داشته باشد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،مهمترین تغییرات و اصلاحات صورت گرفته در اصلاحیه قانونی فوق الذکر، عبارتست از:
-پیش بینی چک الکترونیکی و لازم الاجرا بودن قوانین و مقررات مربوط در مورد چک های مزبور
-پیش بینی ممنوعیت صدور و اعطای دسته چک برای اشخاص ورشکسته و معر از تادیه محکوم به
-ثبت آنی اطلاعات مربوط به گواهی عدم پرداخت در بانک مرکزی و ارسال گواهی به آدرس صادر کننده
-تکلیف بانک ها و موسسات اعتباری و اعمال محدودیت ها و محرومیت های ذیل نسبت به صاحب حساب، متعاقب ثبت غیر قابل پرداخت بودن یا کسری مبلغ چک در سامانه یکپارچه بانک مرکزی و اطلاع رسانی بر خط مراتب به تمام بانک ها و موسسات اعتباری مزبور
الف- عدم افتتاح هرگونه حساب و صدور کارت بانکی جدید
ب- مسدود کردن وجوه کلیه حساب ها و کارت های بانکی و هر مبلغ متعلق به صادر کننده که تحت هر عنوان نزد بانک یا موسسات اعتباری دارد به میزان کسری مبلغ چک به ترتیب اعلامی از سوی بانک مرکزی
ج - عدم پرداخت هرگونه تسهیلات بانکی یا صدور ضمانت نامه های ارزی یا ریالی
د- عدم گشایش اعتبار اسنادی ارزی یا ریالی
جلوگیری از افتتاح حساب و انسداد تمام حساب های صادرکننده چک در تمام بانک ها و موسسات اعتباری پس گذشت 24 ساعت از ثبت غیر قابل پرداخت بودن
ممنوعیت صدور و پشت نویسی چک در وجه حامل پس از انقضای دوسال از لازم الاجراء شدن قانون و ضرورت ثبت انتقال چک در سامانه صیاد به جای عملیات صدور و ظهر نویسی چک
صدور فوری اجراییه حسب مورد علیه صاحب حساب یا صادر کننده یا هر دو قسط دادگاه ها با ارائه درخواست منضم به گواهی نامه عدم پرداخت از سوی دارنده با تحقق شرایط مقرر در ماده (23) قانون
اشتراک و تبادل بر خط اطلاعات مربوط به چک بین بانک مرکزی و مراجع قضایی
پیش بینی صریح مرور زمان 3 ساله به عنوان یکی از راه های رفع سوء اثر چک برگشتی افراد مشروط به عدم طرح دعوی حقوقی و کیفری
لزوم ثبت تمامی مراحل مربوز به صدور و تخصیص دسته چک و نیز گردش و تسویه چک در سامانه های صیاد، چکاوک تحت نظارت بانک مرکزی
تکلیف بانک ها به احراز صحت مشخصات متقاضی دسته چک با استعلام از سامانه نظام هویت سنجی الکترونیکی بانکی (نهاب)
تکلیف بانک ها به تعیین سقف اعتباری برای متقاضیان واجد شرایط استفاده از دسته چک بر اساس نتایج گزارش اعتباری دریافتی از سامانه های مربوطه و نیز تخصیص شناسه یکتا و مدت اعتبار (حداکثر سه سال) برای هر برگ چک
تعیین مجازات علاوه بر محرومیت 3 ساله از دریافت دسته چک و استفاده از آن برای اشخاص که با توصل به شیوه های متقلبانه مبادرت به دریافت دسته چک غیر متناسب با اوضاع مالی و اعتباری خود کرده یا دریافت آن توسط دیگری را تسهیل نمانید.
در پایان خاطر نشان می سازد، ضوابط و مقررات ابلاغی از سوی اسن بانک در این زمنه از جمله دستورالعمل حساب جاری موضوع بخشنامه شماره 97.93898 مورخ 1397.3.23 با توجه به تغییرات اصلاحیه قانونی مذکور در فرصت مقتضی مورد بازنگری قرار خواهد گرفت و پس از تصویب در مراجع ذیصلاح و پیاده سازی کامل زیر ساخت های اطلاعاتی مروبط به شبکه کشور ابلاغ خواهد شد.
منبع: تسنیم

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،به نقل از بلاغ، برنج از مهمترین غلات و اقلام غذایی است که برای نیمی از جمعیت جهان بهعنوان یک غذای اصلی به شمار میرود. کاشت این محصول پر رنج در استانهای شمالی کشور در اردیبهشت ماه انجام میشود و مرداد با گرمای شرجی و طاقتفرسای خود خبر از زمان برداشت برنج و خوشهها دارد.
برنج، محصول استراتیژیکی است که با توجه به خشکسالی کشور، تولید آن در ایران بر دوش 2 استان گیلان و مازندران است اما با این اوصاف آنچنان که باید و شاید به اهمیت این محصول در کشور پرداخته نشده است.
یکی از راهکارهای مهم برای نزدیک شدن قیمت برنج به آنچه باید توسط کشاورزان خریداری شود، بحث صادرات برنج است که با این امر عنوان "صادراتی" بر روی محصول پرکیفیت مازندران نهادینه و موجب میشود آنچه ارزش واقعی برنج است به آن پرداخته شود.
جمیل علیزاده دبیر انجمن برنج ایران در اختتامیه جشنواره ملی برنج که در مرکز بین المللی تجارت و پایانه صادرات برنج ایران برگزار شد، آمل را قلب تولید برنج کشور نامید و گفت: دلیل برگزاری جشنواره ملی برنج در آمل وجود مرکز بین المللی تجارت و پایانه صادرات برنج است که به تازگی راه اندازی شد.
وی با اشاره به اینکه این پایانه برنج و مرکز مهم باید به تمامیتولیدکنندگان و افرادی که در سراسر کشور در زمینه برنج فعالیت میکنند، معرفی شود، اظهار کرد: پایانه صادرات برنج نباید به کشاورزان آملی محدود شود و کل استانهای تولیدکننده باید در این پایانه شریک باشند.
رییس هییت مدیره و دبیر انجمن برنج ایران با اشاره به اینکه میزان تولید برنج کشور برای مصرف تمامی ایرانیها کافی نیست، گفت: 800 هزار تن کسری برنج در کشور وجود دارد و بار تولید برنج کشور بر روی دوش استانهای گیلان و مازندران است.
دبیر انجمن برنج ایران در پایان خاطرنشان کرد: میزان مصرف سرانه برنج در کشور برای هر ایرانی 36 کیلو است.
مریم حسینی، رییس موسسه تحقیقات برنج کشور با بیان اینکه رقم تیسا رقمی پرمحصول و زودرس که برای استان مازندران معرفی شده و جایگزین مناسبی برای رقم شیرودی است، گفت: 7 تن در هکتار هم تیسا محصول میدهد.
وی با اشاره به اینکه شرق مازندران با بحران خشکسالی مواجه بود، اظهار کرد: ممکن است در چند سال آینده نیز مشکل خشکسالی در گیلان و مازندران مطرح شود که برای سال زراعی 98 و 99 دو رقم که با خشکسالی و کم آبی همخوانی داشته باشند انتخاب کردیم که برنج طارم برای استان مازندران انتخاب شد.
رییس موسسه تحقیقات برنج کشور با بیان اینکه برنج طارم در یک ماهه پایانی نیاز آنچنانی به آب ندارد، افزود: پایانه صادرات برنج علم را وارد صنعت و کشاورزی کرده است که میتواند نخستین بخش خصوصی باشد که بهعنوان پایلوت کارگاههای موسسه تحقیقات برنج مورد استفاده قرار گیرد.
این مسئول با اشاره به اینکه کم کردن کاهش ضایعات پس از برداشت از اهداف مهم موسسه تحقیقات برنج است، ادامه داد: سن کشاورزان بالا است و در آینده کشت برنج جذابیتی برای جوانان ندارد در همین راستا باید به فکر مکانیزه کردن کشت برنج و هوشمندسازی آن باشیم.
وی با بیان اینکه ژاپن در هوشمندسازی کشت برنج اقدامات مهمی انجام داد که با الگوبرداری از آن به دنبال هوشندسازی و کاهش هزینههای تولید هستیم، گفت: کارگاههای آموزشی در این مورذ برگزار میشود.
حسینی با اشاره به صادرات برنج استانهای شمالی به کانادا، سوییس، ترکیه و برخی کشورهای دیگر اروپایی تصریح کرد: کیفیترین ارقام برنج جهان در ایران تولید میشود.
عزیزالله شهیدیفر رئیس سازمان جهادکشاورزی استان مازندران با بیان اینکه گیلان و مازندران بهعنوان پایگاه اصلی تولید برنج کشور هستند، گفت: باتوجه به محدودیتهایی که برای کشت برنج در کشور ایجاد شده و مشکلات کم آبی اخیر، باید نگاه ویژهای به عرصههای کشاورزی داشت.
وی با اشاره به اینکه تامین آب برای کشاورزان در مازندران جدی گرفته شود، اظهار کرد: سال آینده تمامی آببندانهای مازندران با تکنولوژی نوین لایروبی میشود.
شهیدیفر با بیان اینکه کانال آبیاری که تامین آب مزارع کشاورزی را تامین میکند باید جدی گرفته شود، عنوان کرد: در بحثهای تحقیقاتی و علمی برنج در مازندران اقدامات خوبی انجام شده است.
وی با اشاره به اینکه مطالبات کشاورزان در اولویت جهادکشاورزی است، خاطرنشان کرد: استان مازندران ثابت کرد که برنج استانهای شمالی در کشور و دنیا بینظیر است.
رئیس سازمان جهاد کشاورزی مازندران با بیان اینکه در سالهای اخیر بیرحمی خاصی بر برنج استانهای شمالی وارد شده، افزود: برخی با حرف و حدیثهای خاصی به دنبال به چالش کشیدن برنج استانهای شمالی بودند.
این مسول با اشاره به اینکه کسانی که به دنبال به چالش کشیدن برنج ما هستند اقدامی برای خوشحال کردن مذاق واردکنندگان برنج خارجی میکنند، گفت: برخی به دنبال این هستند که به مردم بقبولانند که برنج خارجی مصرف کنند.
شهیدی فر با اشاره به صادرات برنج مازندران و گیلان به اروپا و کانادا خاطرنشان کرد: در سه مرحله این امر انجام شد، این اتفاق ارزش واقعی برنج شمال کشور را نشان میدهد.
وی با بیان اینکه اروپا را قانع کردیم برنج شمال کشور را خریداری کند که این نشان از کیفیت بالای برنج ما دارد، افزود: استقبال کشورهای خارجی از برنج استانهای شمالی بالاخص مازندران نشان از سلامت برنج ما دارد.
رئیس سازمان جهادکشاورزی استان تاکیدکرد: ارزش هر کیلو برنج ایرانی 6 برابر برنج وارداتی در اروپا عرضه شده است یعنی اگر برنج تولیدی آنجا 50 سنت بود برنج وارداتی ما به اروپا 3 دلار عرضه شده است.
این مسئول ادامه داد: در نمایشگاهی که در کشورهای حاشیه خلیج فارس برگزار شد برنج مازندران تا کیلویی 4 دلار عرضه شد.
شهیدیفر با بیان اینکه صادرات برنج دغدغههای کشاورزان را جبران میکند، افزود: میتوانیم امروز با دنیا در زمینه برنج رقابت کنیم.
وی با اشاره به اینکه واردات برنج در حد نیاز کشور مشکلی ندارد اما نکته مهم این است که نگذاریم برنج خارجی با برنج ایرانی ترکیب شود، تصریح کرد: نباید ترکیب برنج خارجی و ایرانی تحت عنوان برنج ایرانی در کشور عرضه شود.
رئیس سازمان جهادکشاورزی مازندران در پایان خاطرنشان کرد: 4 محموله برنج مازندران بزودی به کشورهای دیگر صادرات میشود.
در نهایت باید گفت که صادرات میتواند بخش اعظمی از دغدغههای کشاورزان استانهای شمالی را برطرف و ارزش واقعی این محصول استراتژیک را هویدا و قیمتگذاری کند.
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،سردار غلامحسین غیبپرور رئیس سازمان بسیج مستضعفین در نشست مدیران دانش و پژوهش نیروهای مسلح اظهار داشت: پیام این جلسه خودباوری و انسجام نیروهای مسلح و ملت ایران است.
وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی موجب انسجام و وحدت جامعه ما شد، افزود: مدیریت جهادی و خودباوری موجب پیشرفت میشود؛ در واقع اصل انقلاب اسلامی خودباوری و استقلال طلبی است.
سردار غیب پرور در ادامه با اشاره به دوران دفاع مقدس گفت: خودباوری دینی در دفاع مقدس موجب شد که ملت ایران بعد از قرنها از یک جنگ سربلند بیرون بیایند و ملت ما تا قرنها به این خودباوری و ایستادگی افتخار میکنند و اگر در عرصه های مختلف این خودباوری وجود داشته باشد، قطعا موفق خواهیم بود.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین در ادامه تصریح کرد: دانشمندان و نخبگان ما اگر جوهره خودباوری را حفظ کنند هیچکس بر ما پیروز نمیشود. ما به عنوان مسئولان نیروهای مسلح وظیفه برطرف کردن موانع از سر راه نخبگان را داریم و نخواهیم گذاشت فعالین این عرصه دچار کسالت شوند.
وی با بیان اینکه بسیج برای نخبگان علمی کشور برنامه دارد، افزود: در بسیج با یک اقیانوس از فکر و دانش وانسانهای مومن، انقلابی و دانشمند مواجه هستیم و اگر قادر به حمایت از این افراد نباشیم دچار خسران بزرگی شدهایم. از مسئولان سازمان بسیج علمی میخواهم موضوع حمایت از نخبگان را به عنوان مهمتزین وظیفه مورد توجه قرار دهند.
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،سردار موسی کمالی در گفتوگو با ایسنا، درباره وضعیت سربازی افرادی که تا پایان سال 97 سنوات غیبتشان به هشت سال نمیرسد گفت: پیش از این بارها تاکید شده بود که امسال آخرین سال اجرای طرح جریمه ریالی سربازی است و این طرح در سال آینده اجرایی نخواهد شد.
وی با بیان اینکه افراد دارای هشتسال غیبت تا پایان سال 97 میتوانند از جریمه ریالی سربازی بهرهمند شوند، گفت: همچنین دانشجویان انصرافی و افرادی که اقدام به ترک یگان خدمتی خود کرده باشند نیز اگر چنانچه تا پایان سال 97 هشت سال از آخرین مدرک تحصیلی یا ترک یگان خدمتیشان گذشته باشد میتوانند از این تسهیلات استفاده کنند.
رییس اداره سرمایه انسانی سرباز ستادکل نیروهای مسلح افزود:بنابراین واجدین شرایط باید از هم اکنون برای دریافت این تسهیلات اقدام کنند چرا که در سال آینده امکان بهره مندی از آن وجود ندارد، ضمن اینکه در روزهای پایانی سال نیز ممکن است با توجه به ازدحام جمعیت و مشکلات سامانه امکان استفاده از این طرح فراهم نشود.
کمالی با بیان اینکه ادامه اجرای طرح جریمه ریالی سربازی سبب شده بود تا برخی وارد غیبت شده و به امید بهرهمندی از این تسهیلات در سالهای آتی وضعیت خدمتی خود را مشخص نکنند، گفت: افرادی که واجد شرایط نیستند و برای بهرهمندی از این طرح در سالهای آتی برنامه ریزی کردهاند باید در برنامههای خود تجدید نظر کرده و هرچه سریعتر نسبت به تعیین تکلیف سربازی خود اقدام کنند.
انتهای پیام

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،به نقل از کُردتودی، عصر جمعه گذشته یک دستگاه خودروی سواری در جاده روستای «نیزه رود» از توابع شهرستان بانه و در ۵ کیلومتری شهر بانه به دلیل نامعلومی از جاده منحرف میشود و به دره نه چندان عمیقی در حاشیه این جاده روستایی سقوط کرده و سپس دچار آتش سوزی میشود.
رسول کرمیچگینی فرمانده انتطامی شهرستان بانه ضمن تایید کشتهشدن دو نفر در داخل خودرو، گفت: کارشناسان انتظامی و پلیس راه پس از گزارش این حادثه بلافاصله در محل حاضر شدند و هم اکنون مشغول بررسی علت آن هستند.
در تحقیقات اولیه مشخص شده است که خودرو سوخته متعلق به رحیم ذبیحی فیلمساز و کارگردان نامآشنای بانهای است که سند و مالکیت آن به نام همسرش بوده است و برخی افراد و منابع محلی این احتمال را مطرح میکنند که دو نفر سرنشین خودرو قبل از حادثه به قتل رسیدهاند و سپس در جریان یک صحنهسازی خودروی آنها به دره سقوط کرده است.
در این میان گفته میشود، هر دو سرنشین در بخش عقب کابین سرنشین و به عبارتی در صندلی عقب خودرو بوده و دستهای هر دوی آنها از پشت بسته شده است که این موضوع احتمال قتل آنها را قوت میبخشد.
قتلی که ترور نام نهاده شد!
اما پس از انتشار این خبر، کانالهای معاند بلافاصله دست به کار شدند و کشته شدن این فیلمساز بانه ای و برادرش را ترور قلمداد کردند و در اظهارات عجیبی عنوان کردند؛ «هنرمند رحیم زبیحی فیلمساز کرد اھل بانە و برادرش کیوان روز جمعە پس از کشتە شدن توسط ماموران اطلاعات درون خودرو سوزاندە شدند. ھنرمند رحیم زبیحی کە در فستیوال فیلم دھوک کردستان عراق خوش درخشیدە بود، تحت فشار قرار گرفتە بود تا در ماموریتی برون مرزی مشارکت کند. منبعی نزدیک بە این قربانی می گوید کیوان برادر رحیم جزو ھمکاران ادارە اطلاعات بانە بودە و واسطە شدە بود تا ھمراە با برادرش در کردستان عراق در عملیاتی اطلاعاتی شرکت کنند. ولی رحیم حاضر بە انجام این عملیات نشدە و منابعی در اربیل را از نقشە اطلاعات با خبر کردە بود. صحنە پردازی تصادف و سوختە شدن ماشین کە در تصویر می بینید سناریوی اطلاعات بانە است».
فیلم رحیم ذبیحی نامزد بهترین فیلم مستند دوازدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
رحیم ذبیحی در سال 1381 اولین فیلم کوتاه خود را به نام«هاوار» ساخت که در جشنواره های داخلی و خارجی مورد توجه صاحب نظران و منتقدان سینما قرار گرفت.
دریافت دیپلم های افتخار متعدد از دست سینماگران برجسته کشورمان و کسب جوایز از جشنواره های معتبر بین المللی به خاطر ساخت فیلم هایش در کارنامه کاری این فیلم ساز جوان و متعهد نشانه توانمندی او در ساخت فیلم بوده است.
آخرین ساخته رحیم ذبیحی فیلم مستند «سنگ مزاری برای برادر شهیدم» می باشد که یک فیلم مستند 40 دقیقه ای است و در سال 1390 برای صدا و سیمای مرکز کردستان تهیه و تولید شده بود.
این فیلم نامزد بهترین فیلم مستند دوازدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت (انقلاب و دفاع مقدس) بود که همزمان با هفته دفاع مقدس در روزهای 3 تا 7 مهر ماه جاری به مرکزیت استان کرمان در 64 منطقه مرزی در 16 استان کشور و 9 کشور جهان برگزار شد.
فیلم مستند «سنگ مزاری برای برادر شهیدم» همچنین در هشتمین دوره جشنواره فیلم کوتاه دینی رویش در شهر مشهد مقدس و در بخش مسابقه ملی جایزه ویژه هیات داوران را گرفت و در ششمین دوره جشنواره بینالمللی «سینما حقیقت» تهران 1391 نیز موفق به کسب رتبه برتر در بخش جنگ شد.
همزمان با این رویداد و از عصر جمعه، رحیم ذبیحی هنرمند بانهای و کیوان ذبیحی برادرش مفقود شدند و به عقیده غالب شهروندان، اجساد به جا مانده در خودرو متعلق به این دو برادر بانهای بوده است.
شایان ذکر است، ادارهکل ارشاد اسلامی کردستان هم فوت این هنرمند بانهای را اطلاعرسانی کرده بود و همچنین دو جسد سوخته داخل خودرو برای تشخیص هویت به پزشکی قانونی تحویل داده شد.
دستگیری قاتل رحیم ذبیحی
فرماندار بانه شب گذشته در همین رابطه اعلام کرد: با تلاش و پیگیری نیروهای انتظامی و با همکاری دستگاه قضایی این شهرستان، قاتل رحیم و کیوان ذبیحی در کمتر از ۲۴ ساعت دستگیر شد و به قتل اعتراف کرد.
محمد فلاحی با قدردانی از اقدام سریع و به موقع نیروهای انتظامی و دادستانی شهرستان بانه در این زمینه افزود: قاتل در اعتراف خود دلیل این جنایت را اختلافات مالی عنوان کرده است.
طبق اطلاعات بدست آمده قاتل فردی بنام «اکبر عباسپور مراغه ای» بوده و قبل از به قتل رساندن مقتولین بوسیله مواد بیهوش کننده آنها را بیهوش وسپس مقتولین را به سمت جاده نیزه رود برده وباآتش زدن خودروی مرحوم رحیم ذبیحی و باریختن بنزین روی ماشین، آنها را به قتل می رساند.
رحیم ذبیحی از هنرمندان محبوب کشور
رحیم ذبیحی، کیوان ذبیحی و دیگر برادران وی فرزندان مصطفی ذبیحی از بازاریان قدیمی و خانوادههای سرشناس و خوشنام بانهای هستند؛ به ویژه آنکه موفقیتهای رحیم ذبیحی در زمینه فیلمسازی و پیش از آن در حوزه تئاتر و نمایش از جمله طنز، وی را به عنوان یکی از هنرمندان محبوب و پیشکسوت کرد مطرح نموده است.
مراسم تشیع پیکر برادران ذبیحی امروز (یکشنبه) از مسجد جامع شهر بانه تشییع و در قطعه هنرمندان سلیمانبیگ این شهر به خاک سپرده خواهد شد.
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،به نقل از پایگاه خبری پلیس سردار حسین اشتری فرمانده نیروی انتظامی در حاشیه برگزاری نشست صمیمی با دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین با گرامیداشت 16 آذرماه روز دانشجو اظهار داشت: در این روز در سال 1332، 3 تن از دانشجویان عزیز به شهادت رسیدند و در واقع شهادت این سه دانشجوی عزیز در راستای استکبارستیزی و برای استقلال کشور بود، به همین دلیل هر ساله مراسم های مختلفی در گرامی داشت این روز در سراسر کشور برگزار می شود.
وی افزود: امروز توفیق حضور در جمع دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین را داشتم که در این نشست صمیمی انتظارات و مطالبات خود را مطرح کردند و ما نیز پاسخگو بودیم.
فرمانده نیروی انتظامی ادامه داد: بحمدالله طی سال های اخیر دانشگاه علوم انتظامی امین رشد و پیشرفت خوبی داشته و جایگاه علمی این دانشگاه نیز ارتقاء یافته که این به دلیل دارا بودن دانشکده ، آزمایشگاه و کارگاه های تخصصی است که این ظرفیت ها برای ارتقاء دانش تخصصی و مهارتی دانشجویان بسیار کاربردی است.
سردار اشتری خاطر نشان کرد: دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین؛ دانشجویانی پرتلاش، با انگیزه و دارای روحیه انقلابی و ولایی هستند و این مهم را سرمایه ای بزرگ می دانیم و ان شاءالله این دانشجویان عزیز طی 30 سال برای تأمین و توسعه نظم و امنیت کشور خدمت صادقانه خواهند داشت.
فرمانده نیروی انتظامی در بخش دیگری از سخنان خود در واکنش به حادثه تروریستی چابهار بیان کرد: دو روز قبل، عامل یک گروه تروریستی به دنبال نفوذ به یکی از مقرهای انتظامی شهرستان چابهار بود که با لطف الهی، هوشیاری و واکنش سریع نیروهای پلیس، این عامل انتحاری ناکام ماند.
عالی ترین مقام انتظامی کشور خاطر نشان کرد: دشمنان به دنبال ناامن کردن کشور هستند اما باید بدانند با چنین تحرکات کور و مذبوحانه ای نمی توانند در عزم و اراده نیروهای مسلح و مردم خللی وارد کنند.
سردار اشتری تأکید کرد: نیروهای پلیس با اقتدار روزافزون مأموریت ها را دنبال و اجرایی می کنند و قطعا با عاملان اصلی این تحرک تروریستی نیز قاطعانه برخورد می کنیم و برای خانواده شهدای این حادثه تروریستی نیز از خداوند منان طلب اجر و پاداش داریم .
وی در پاسخ به این سوال که خودروی عامل انتحاری حامل چه میزان مواد منفجره بود؟ گفت: موضوع در حال بررسی است و تحقیقات در این باره ادامه دارد.
انتهای پیام/