رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی گفت: اعضای کابینه یازدهم با یکدیگر همراه و همدل نبودند برخی از آن‌ها به ظاهر با آقای روحانی بودند ولی در اردوی دیگری سینه می‌زدند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، اشرف بروجردی رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی در گفت‌وگو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در خصوص ویژگی‌های کابینه دولت دوازدهم اظهار داشت: در شرایط زمانی فعلی که دولت هم تحت فشار است؛ آنچه می تواند یک کابینه را کارآمد کند، همدلی و هفکری اعضای کابینه با رئیس جمهوری و با یکدیگر است.

 

وی افزود: اعضای کابینه دولت دوازدهم قطعا باید با هم همفکری داشته باشند تا بتوانند به اهدافی که برنامه‌ریزی می‌شود دست‌یابند.

 

رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ادامه داد: کابینه باید از خبرگی و تخصص لازم برخوردار باشد، افراد باید در حوزه‌هایی بکارگیری شوند که در آن حوزه‌ها تخصص و تجربه لازم را داشته باشند؛ این تجربه از طریق کار و فعالیت در آن حوزه بدست آمده باشد و افراد باید دارای تخصص فکری و آموزشی هم باشند.

 

بروجردی گفت: اعضای کابینه همچنین باید به قانون پایبند باشند؛ چه قانون اساسی، چه قوانینی که در مجلس مصوب می‌شود و چه دستورالعمل‌هایی که از سوی دولت اعلام می‌شود؛ پایبندی اعضای کابینه به قانون و قانون‌مداری باید یک اصل برای انتخاب آن‌ها باشد.

 

وی در ادامه با اشاره به برخی شاخصه‌ها که می‌تواند مکمل شاخصه‌های اصلی باشند، عنوان کرد: افرادی که برای حضور در کابینه انتخاب می‌شوند باید "برخوردار" باشند؛ یعنی اینکه به جایگاه وزارت به چشم سکوی پرتاب و سکوی پرش نگاه نکنند و به دنبال حل مشکلات مردم باشند.

 

رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی گفت: نکته دیگری که به عنوان یک نکته مکمل باید به آن نگاه کرد و معیار صددرصد نیست، خصوصیت فردی و شخصیتی افراد است؛ اعضای کابینه باید دارای اخلاق اسلامی باشند و به اخلاق پایبند باشند؛ تواضع و فروتنی را رویه کاری خود قرار دهند و به خواسته‌های مردم توجه کنند؛ هماهنگونه که پیامبر اسلام هم چنین دستوری به ما می‌دهند.

 

بروجردی با اشاره به لزوم استفاده از کارشناسان متخصص اظهار داشت: حضور کارشناسان متخصص در کنار وزرا باید یک اصل برای آن‌ها باشد، هر کس در هر منصبی قرار می‌گیرد خود را عقل کل نداند و از نظرات نیروهای متخصص استفاده کند هر چند نظرات آنان معارض با نظرات خودش باشد.

 

وی در خصوص حضور جوانان و زنان در کابینه دولت دوازدهم عنوان کرد: جوان‌گرایی در حوزه وزارت و مسئولیت مدیریتی یک اصل و توجه به نیازهای هر حوزه بدون توجه به جنسیت دامنه انتخاب افراد شایسته و لایق را برای مدیریت گسترده می‌کند؛ متاسفانه عرصه برای حضور زنان در چنین فضاهایی تنگ بوده و زنان دیده‌ نشده‌اند و آقای روحانی باید در کابینه دولت دوازدهم به زنان و جوانان توجه ویژه‌ای کند.

 

رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه "مهم‌ترین نقطه ضعف دولت دوازدهم را چه می‌دانید" گفت: دولت یازدهم به نیروهایی اعتماد کرد که درون مجموعه فعالیت می‌کردند؛ نمی‌گویم همه باید حذف شوند اما اعضای کابینه یازدهم با یکدیگر همراه و همدل نبودند برخی از آن‌ها به ظاهر با آقای روحانی بودند ولی در اردوی دیگری سینه می‌زدند.

 

وی در پایان اظهار داشت: به نظر من کابینه دولت دوازدهم باید دستخوش تغییرات 40 درصدی نسبت به دولت یازدهم شود.

 

انتهای پیام/چ

آقای تاج، عنان کنترل رفتار کی‌روش، از کف شما رفته است؛ اما به هر حال شما مدیر مهم‌ترین فدراسیون ورزشی کشور هستید؛ برای این خارج از ادب شدن‌ها، خود رایی‌ها و حواشی دیگر کارلوس کی‌روش، فکری کنید

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از تهران نیوز ، با همه احترام، آیا زمان آن نیست که رئیس فدراسیون ما تاج، به قولش عمل کند، قولی که یک سال و نیم پیش داد و هماهنگی و آرامش را به فدراسیون فوتبال ایران برگرداند و همه آن‌هایی که به طور سیستماتیک منافع تیم ملی ایران را به خطر می‌اندازند، اخراج کند؟ فدراسیون فوتبال ایران نمی‌تواند بدون این‌که به وظایفش عمل کند، به‌دنبال حمایت و کسب احترام از بیرون باشد. در این لحظه ویژه، هواداران فوتبال ایران به‌دنبال یک موقعیت قوی و با ثبات هستند؛ براساس منافع تیم ملی.

پاره‌ای از تازه‌ترین حرف‌های کارلوس کی‌‍‌‌روش است که در فضای مجازی منتشر کرده است و ضمن تهدید رییس فدراسیون فوتبال، از قول و قراری پرده برداشته که یک سال و نیم قبل بعد از تهدید به استعفایش اتفاق افتاده است.

در این یادداشت به بخش‌های دیگر بیانیه سرمربی تیم ملی فوتبال که تا توانسته به یکی از مقام‌های فدراسیون تاخته، پرداخته نخواهد شد؛ بلکه به مدیریت ضعیف و فاجعه بار فدراسیون فوتبالی که اجازه می‌دهد، کارلوس کی‌روش که تنها حق اظهار‌ نظر در چارچوب مسایل فنی تیم ملی را دارد؛ پرداخته می‌شود.

هنگامی که مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال در جلسه یک سال و اندی پیش خود، برای منصرف کردن کی‌روش از استعفا، تدبیر لازم را نداشت و با وعده ی تغییر دبیرکل فدراسیون، کی‌روش را حفظ می کند، حالا صدور چنین بیانیه‌هایی از سوی سرمربی پرتغالی تیم ملی، علیه هر مقامی در فدراسیون تعجب برانگیز نیست. مهدی تاج با دستان خود، مجوز این تاخت و تازها به کی‌روش را داده است. به نظر می‌رسد شخص رِئیس فدراسیون فوتبال به جایگاه خود، همکاران و این فوتبال چوب حراج زده است.

عذر از رئیس فدراسیونی است که شان و جایگاه دبیرکل خود را حفظ نمی کند و به سبب این‌که منتقد رفتارهای نامعقول کی‌روش است، صورت مسئله را پاک کرده و به راحتی او را قربانی می کند، مشخص است که سرمربی هر فردی را در بدنه فدراسیون منتقد خود ببیند، به او خواهد تاخت و به خود اجازه می‌دهد در مورد آینده‌ برای او تصمیم بگیرد.

آقای تاج؛ هنگامی که شما بر صندلی ریاست فدراسیون تکیه زدید؛ اهالی فوتبال امیدوار بودند که شان و منزلت فوتبال و فوتبالی‌ها حفظ شود ولی تصمیمات اخیر شما نشان می‌دهد این امید، وهمی بیش نبود؛ چرا که نتیجه مدیریت ضعیف و اسفبار شما بر فدراسیون، به همین رفتارهای غیرمعقول و بیانیه های سراسر توهین، خشم و نفرت و پرخاشگری کی‌روش ختم شده است. قطعاً شما در مدیریت ناکارآمدی که در قبال رفتارهای کی‌روش داشته‌اید، مقصرید. در اخراج شدن کادر پزشکی، کادر فنی و دستیاران ایرانی سهیم هستید.

آقای رئییس فوتبال؛ کی روش برای فوتبال ما زحمت کشیده و درصد بالایی از موفقیت و شرایط کنونی فوتبال ملی ایران، اعم از شکست ناپذیری، ساختن تیمی جوان با مهره‌های کارآمد و صعود مجدد و متناوب به جام‌جهانی را مدیون دانش او و استعداد جوان‌هایمان هستیم اما نباید سرمربی محترم تیم ملی همه‌ موفقیت‌ها را به نام خود مصادره کند و هر بار با این بهانه، تلاش‌های فدراسیون و سایر عوامل را نادیده و حتی پا را فراتر گذاشته و به سخره بگیرد.

جناب تاج؛ هرچند به نظر می‌رسد کار از کار گذشته و دیگر عنان کنترل رفتار کی‌روش، از کف شما رفته است؛ اما به هر حال شما مدیر مهم‌ترین فدراسیون ورزشی کشور هستید؛ برای این خارج از ادب شدن‌ها، خود رایی‌ها و حواشی دیگر کارلوس کی‌روش، فکری کنید؛ هر‌چند باید همان یک سال و نیم قبل مقابل زیاده‌خواهی و دخالت‌های کی‌روش در مدیریت فدراسیون، ایستادگی می‌کردید و قدرت فدراسیون را به رخ‌اش می‌کشیدید اما اگر به همین منوال پیش بروید و جلوی رفتارهای کی‌روش سکوت کنید و عکس‌العملی نشان ندهید، بی‌شک مخاطب بیانیه بعدی سرمربی تیم ملی کسی نخواهد بود جز شخص رئیس فدراسیون.

آقای رئیس؛ لطفا هشدار کی‌روش را جدی بگیرید؛ او عنوان کرده: «فدراسیون فوتبال ایران نمی‌تواند بدون این‌که به وظایفش عمل کند، به دنبال حمایت و کسب احترام از بیرون باشد.» یعنی به زعم کی‌روش اگر به وظیفه‌ای عمل نکنید؛ نباید توقع احترام برای خود و هم مسلکانتان را در فدراسیون داشته باشید؛ پس بیایید و برای یک‌بار هم شده به ابتدایی‌ترین وظیفه خود که حفظ شان فدراسیون است؛ عمل کنید؛ فراموش نکنید؛ اگر توهینی شد و شما به عنوان شخص اول مدیریت فوتبال کشور سکوت کردید، روزی هم با شما هم چنین خواهد شد؛ «آسیاب به نوبت است».

انتهای پیام/چ

علی‌اکبر ناطق نوری درباره نقش لباس شخصی‌ها در حادثه کوی دانشگاه می‌گوید: من یقین دارم در ماجرای کوی دانشگاه، لباس شخصی‌هایی که می‌گویند سازمان‌یافته و از جناح راست هستند، اصلاً وجود خارجی نداشتند، کما این‌که دادگاه هم به همین جمع‌بندی رسید. تحلیلم این است که خود این‌ها ممکن است از جریانی باشند که خواستند بروند آنجا، شلوغ کنند، به هم بریزند و آشوب به وجود بیاورند که بعد بهره‌برداری کنند؛ ممکن است این‌طوری باشد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، در تجمع غیرقانونی به ظاهر دانشجویی کوی دانشگاه که در اعتراض به توقیف روزنامه سلام در 18 تیر 78 کلید خورد٬ طراحان سناریوی عملیات روانی این فتنه در صدد بودند با سازمان‌دهی نیروهای به اصطلاح "لباس شخصی" پازل پروژه "مظلوم نمایی" را هدایت کنند و از سوی دیگر نیز هزینه‌هایی را به نظام و دستگاه‌های انتظامی٬ امنیتی و دانشجویی کشور تحمیل کنند.

تئوریسین‌های فتنه 18 تیر 78 در این سناریو سعی داشتند "لباس شخصی‌ها" را به نام نیروهای انقلابی و حزب‌اللهی و عوامل نیروی انتظامی معرفی کنند و اقدامات آنها را در کارنامه نیروهای حافظ امنیت مردم ثبت کنند اما خاطرات، اعترافات و اسناد مربوط به واقعه کوی دانشگاه پرده از واقعیت برداشت و سناریوسازی‌های تئوریسین‌های فتنه 18 تیر 78 را عیان کرد و مشخص شد نه تنها عناصر "لباس شخصی" هیچ وابستگی به جریان انقلاب٬ دستگاه‌های امنیتی٬ انتظامی و دانشجویان دانشگاه نداشتند بلکه با صنه گردانی عوامل فتنه به ضرب و شتم دانشجویان پرداختند.

 

 

***روایت ناطق‌نوری از هویت لباس‌شخصی‌ها***

علی‌اکبر ناطق نوری در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره نقش لباس شخصی‌ها در حادثه کوی دانشگاه می‌گوید: «خبر نداشتم در کوی دانشگاه تظاهراتی اتفاق افتاده و لباس شخصی‌ها در خوابگاه جمع شدند. قراینی که هست نشان می‌دهد –کسانی که آنجا سخنرانی کردند- از قبل خبر داشتند چنین حادثه‌ای رخ می‌دهد. من و دوستانم از وقوع حادثه خبر نداشتیم، صبح که به مجلس آمدم؛ خبردار شدم کوی دانشگاه شلوغ شده. اگر دوستان ما جلسه یا تصمیمی داشتند، چون در رأس این فراکسیون بوده و هستم، خبردار می‌شدم. چنین چیزی که این‌ها نشسته و طرحی ریخته باشند و بعد هم با هماهنگی سپاه و بسیج، نیرویی به آنجا بفرستند، هرگز نبوده است.

من یقین دارم در ماجرای کوی دانشگاه، لباس شخصی‌هایی که می‌گویند سازمان‌یافته و از جناح راست هستند، اصلاً وجود خارجی نداشتند، کما این‌که دادگاه هم به همین جمع‌بندی رسید.

جناح راست جامعه روحانیت، جامعه مدرسین، جامعه مهندسین، جامعه فرهنگیان، جامعه دانشگاهیان و جامعه دانشجویان و امثال آن‌ها هستند و یقیناً هیچ‌یک از این‌ها در این جریان نبودند. آن لباس شخصی‌هایی هم که داخل کوی دانشگاه رفتند، معلوم نیست از کدام گروه بودند، یکی از ابهام‌ها هم همین است که اصلاً این لباس شخصی‌ها چه کسانی هستند؟ تحلیلم این است که خود این‌ها ممکن است از جریانی باشند که خواستند بروند آنجا، شلوغ کنند، به هم بریزند و آشوب به وجود بیاورند که بعد بهره‌برداری کنند؛ ممکن است این‌طوری باشد.

در ماجرای فیضیه سال 1342، پای منبر مرحوم «انصاری» یک‌مشت لباس شخصی ریختند و شلوغ کردند، برای این‌که بتوانند فرصتی به وجود بیاورند که طلبه‌ها را بزنند و زهرچشمی بگیرند. شاید این لباس شخصی‌های حادثه کوی دانشگاه از همین آقایانی بودند که آشوب راه انداختند؟ یا این‌که گفتند کسی کلت داشته و تیراندازی کرده، او چه کسی بوده؟ چه کسی او را فرستاده؟ از قراین برمی‌آید آمادگی مقابله از آن‌طرف بوده![1]

 

 

***اعتراف عزت‌اله‌ سحابی به سازماندهی لباس‌شخصی‌ها***

با دستگیری آشوبگران 1379، اسرار پشت پرده این وقایع آشکار شد. دادگاه انقلاب اسلامی پس از دستگیری لباس شخصی‌ها و دانشجونماها، در قسمتی از اطلاعیه خود چنین آورده است:«متهم دیگری اعتراف می‌کند که برای بدبین کردن مردم به حاکمیت دینی، فردی را در نیروهای منتسب به حزب‌الله نفوذ داده تا برای ایجاد تشنج، به اقدامات تهدیدآمیز و حملات فیزیکی تحریک نماید.»[2]

این متهم کسی جز عزت‌الله سحابی، از فعالان و رهبران ملی- مذهبی نیست. در نامه‌هایی که سحابی از زندان به دختر خود نوشته بود و توسط نیروهای امنیتی کشف شد وی اعتراف می‌کند که:«اگر مردم بفهمند که من به یک جوان به ظاهر حزب‌اللهی پول دادم تا در جهت مقاصد و نیات من کار کند... آیا برای من آبرویی می‌ماند.»[3]

 

 

***اعتراف لباس‌شخصی‌ها به ارتباط با بنگاه‌های خبری امریکا ***

اطلاعیه دوم دادگاه انقلاب اسلامی، از ابعاد دیگر فعالیت لباس‌شخصی‌ها پرده برمی‌دارد، بنابر این اطلاعیه متهم دیگری اعتراف می‌کند: « کار ما نفوذ فرهنگی در دانشجویان و هدایت آن‌ها به سمت رادیکالیسم بوده است. در لایه‌های عمیق‌تر، و دیگر گروه‌های وابسته به ائتلاف، حرکت به سمت خشونت و اقدام مسلحانه بوده است»؛ در واقع حضور مسلحانه این اشخاص در جریان حادثه کوی دانشگاه باعث ضرب و شتم دانشجویان شده بود.

یکی دیگر از متهمین ضمن اعتراف به نقش خود در اغتشاشات خیابانی روز 21 تیرماه 1378 می‌گوید: خود من در سنگ پراکنی شرکت داشتم و یکی از اعضای حزب ملت که اسم مستعار داشت، با موبایل گزارش درگیری‌ها را هر لحظه به رادیوی ضدانقلابی لس‌آنجلس در امریکا می‌داد. عده‌ای نیز نقاب داشتند و ماشین‌های نیروی انتظامی را به آتش می‌کشیدند.[4]

 

 

پی نوشت ها:

1- خاطرات علی‌اکبر ناطق‌نوری٬ جلد دوم٬ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلاممی٬ ص 306 و 307

 

2- روزنامه جمهوری اسلامی، 19/2/1380

3- روزنامه جمهوری اسلامی، 13/3/1380

 

4- روزنامه کیهان، 27/2/1380

 

منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

انتهای پیام/چ

معاون سابق وزیر نفت با بیان اینکه توتال به جهت مأموریتی خاص به ایران آمده است گفت: مأموریت توتال حداکثر کردن بهره برداری قطری ها از پارس جنوبی است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از تسنیم، اصغر ابراهیمی اصل، معاون سابق وزیر نفت در برنامه دیشب «جهان آرا» شبکه افق که با موضوع «قرارداد با توتال از منظر اقتصاد مقاومتی» برگزار شد با اشاره به اینکه در تمام فازهای پارس جنوبی طراحی پایه مهندسی توسط شرکتی بین المللی انجام شده است گفت: ایتالیایی ها گفتند تلاش کردیم به ایران بیاییم ولی آمریکا فقط به توتال این اجازه را داد.

اصغر ابراهیمی اصل با بیان اینکه توتال با مأموریت خاصی به ایران آمده است گفت: کسانی IPC را امضا کردند که کرسنت را امضا کردند.

وی با بیان اینکه هر آنچه توتال بخواهد در پارس جنوبی انجام دهد از عهده شرکت های ایرانی هم بر می آید گفت: مأموریت توتال ماکزیمایز کردن بهره برداری قطری ها از پارس جنوبی است.

ابراهیمی اصل با بیان اینکه الگوی IPC خلاف قانون اساسی بوده و به مصحلت کشور نیست گفت: توتال حداقل 12 میلیارد دلار سود می کند.

وی با بیان اینکه ویژگی IPC این است که اول نافذ می شود بعد برای تایید در اختیار مقامات کشور قرار می گیرد گفت: قراردادهای ipc قدرت شرکت ملی نفت ایران را در حد یک شریک کوچک برای خارجی ها پایین می آورد.

 

انتهای پیام/چ

بی توجهی به حل واقعی مشکلات عینی خسارات بسیاری بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است، به طوری که در دهه 90 مقوله قاچاق خُرد و جزیی به یک جریان سازمان یافته منسجم فراگیر تبدیل شده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از پایگاه بصیرت، قاچاق یکی از اصلی‌ترین عوامل رکود و بیکاری در سال‌های اخیر است، برعکس ادعای دولت‌ها مبنی بر کاهش این پدیده شوم، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و کارشناسان اما نظری متفاوت دارند.
 

«کاهش 50 درصدی حجم کالای قاچاق در دولت یازدهم» یکی از ادعاهای مطرح شده در ایام منتهی به انتخابات دوازدهم بود که از سوی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و بوسیله رسانه‌های همسو با دولت به جامعه مخابره شد.
به چند دلیل واضح می‌توان صحت این ادعا را مورد تردید قرار داد: «نبود اراده جدی و عزم راسخ در میان وزرای دولت یازدهم برای مبارزه با قاچاق کالا»  را می‌توان به عنوان اولین و اصلی ترین دلیل بیان کرد.
برای نمونه می‌توان به نامه‌های جداگانه سه وزیر راه و شهرسازی، اقتصاد و دارایی و صنعت، معدن و تجارت که با بیان ایرادهای محتوایی به قانون و مشکلات اجرایی آن خواستار توقف اجرای قانون «مبارزه با قاچاق کالا و ارز» شدند، اشاره کرد.
این در صورتی است که وقتی یک قانون به تصویب مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان می‌رسد و توسط رئیس جمهور به دستگاه‌های دولتی ابلاغ می‌شود، لازم الاجرا است و باید توسط قوه مجریه اجرا شود و اگر ایرادی در اجرا وجود داشت، دولت لایحه اصلاحی را به مجلس می‌فرستد، اما تا زمان اصلاح باید همان قانون اجرا شود. در ضمن هنگام تصویب هر بند از هر قانون در مجلس، نمایندگان موافق، مخالف، نماینده کمیسیون تخصصی، مرکز پژوهش‌های مجلس و نماینده دولت نظرشان را می‌گویند و قانون در ملاء و منظر همگان تصویب می‌شود.

 

نبود عزم و اراده جدی در مبارزه با قاچاق اما از سوی وزرای دولت یازدهم به همین جا ختم نشد و در ادامه این روند دو وزیر دیگر کابینه دولت  نیز خواستار انحلال ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز شدند. در حالی که بر اساس قانون جامع مبارزه با قاچاق کالا و ارز با توجه تکلیف قانونی بیش از 20 نهاد و دستگاه اجرایی برای مقابله با این معضل ریشه دار در اقتصاد ایران، قانونگذار ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز را به سیاستگذاری، برنامه ریزی، هماهنگی و نظارت در روند مبارزه با قاچاق مکلف کرده است.
جالب است بدانید که بنا به گفته پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس، در اوایل تشکیل دولت یازدهم برگزاری کمیته ماده 76 قانون برنامه پنجم پیگیری شد که مفاد این کمیته این‌چنین است: «اگر نمایندگان دستگاه اجرایی یعنی مقننه، قضاییه و اجرائی به این جمع بندی رسیدند که قانونی مخل کار اقتصاد کشور است، می توانند آن قانون را تعطیل کنند»، یعنی دولت یازدهم کار را تا جایی پیش برد که برای ملغی کردن قانون جامع مبارزه با قاچاق کالا و ارز، آن را به رای گذاشت، اما خوشبختانه منجر به ادامه کار قانون شد.
دومین دلیل رد ادعای کاهش 50 درصدی قاچاق کالا و ارز طی سال های اخیر، «روی زمین ماندن نزدیک به 4 سال اجرای قانون جامع مبارزه با قاچاق کالا و ارز» است.
به علت اهمیت لایحه این قانون، حدود 2 سال و نیم صرف تدوین، اصلاح و تکمیل  آن شد و چندین بار از سوی شورای نگهبان  مورد ایراد قرار گرفت، اما سرانجام  در 3 دی ماه 1392  در مجلس تصویب شد. 18 دی ماه 1392 شورای نگهبان آن را تایید کرد و در 19 دی ماه ریاست محترم جمهور، قانون را به دستگاه‌های دولتی ابلاغ کرد. 
برای اجرای قانون جامع مبارزه با قاچاق کالا و ارز به 13 آیین نامه و دستورالعمل اجرایی مصوب هیئت وزرا  نیاز بود. با بررسی‌های انجام گرفته  سال 93 تقریبا هیچ آیین نامه‌ اجرایی در هیئت وزرا مصوب نشد، سال 94 تبصره ماده 77 قانون به دلیل اینکه در مورد برنامه بودجه آن سال بود، اجبارا دولت آن را تدوین کرد و می بایست ماده 73 نیز توسط قوه قضاییه نوشته شود، که این کار را انجام گرفت. 
بر این اساس با توجه به قانون، دولت موظف بود 3 ماهه آیین نامه‌های اجرایی قانون را تصویب کند، اما  اکثر آنان با تاخیر 31 ماهه و از اواسط سال 95 در هیئت دولت تصویب شد و تاکنون نیز برای تبصره 3 ماده 18 و تبصره 3 ماده 20 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز،  آیین نامه اجرایی تدوین  نشده است. 
با این وضعیت چگونه می‌ِشود هر روز شعار قانون و قانونگرایی از  تربیون‌های دولت به گوش رسد، اما شواهدی از التزام عملی به قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز به چشم نمی‌خورد؟ چگونه امکان دارد نزدیک به 4 سال اجرای قانون معطل بماند، اما در عرصه عمل با کاهش 50 درصدی کالای قاچاق مواجه شویم!؟ 
 سومین دلیل «عدم شفافیت در مبنا محاسبات آماری میزان کالا قاچاق» به طوری که ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، حجم کالای قاچاق سال 95 را 12.6 میلیارد دلار اعلام کرده است، اما از سوی دیگر رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس میزان آن را 20 تا 25 میلیارد دلار عنوان کرد و به تازگی نیز دبیر کمیته تحقیق و تفحص در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز با رد آمار ستاد، میزان قاچاق در سال گذشته را بیش از 30 میلیارد دلار مطرح می‌کند. 
«محسوس نبودن آثار نصف شدن حجم کالا‌ی قاچاق بر اقتصاد بحران زده از رکود» را می‌توان به عنوان آخرین دلیل برای رد ادعای کاهش نصف شدن کالای قاچاق در دولت یازدهم بیان کرد.
آنچه مشخص است این که چنین آمارهایی صرفا به درد طرح در رسانه‌ها می‌خورد و در نهایت در دروان انتخابات می‌تواند مُسکّنی بر دردهای اقتصادی کشور باشد، اما باید توجه کرد بی توجهی به حل واقعی مشکلات عینی خسارات بسیاری بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است، به طوری که در دهه 90 مقوله قاچاق خُرد و جزیی به یک جریان سازمان یافته منسجم فراگیر تبدیل شده است.
با رجوع به بیانات رهبر معظم انقلاب وضعیت دولت‌های گذشته و دولت یازدهم در مبارزه با قاچاق مشخص می‌شود. بخشی از بیانات مهم ایشان در سال های اخیر چنین است: «مسئله‌ی مبارزه‌ی با قاچاق را این‌ همه ما تأکید کردیم؛ دولت های مختلف از سالها پیش همین‌طور مرتّب آمده‌اند رفته‌اند؛ خب، این کار یک کاری است که باید تحقّق پیدا کند و این هم ممکن است؛ نگویند نمی شود، کاملاً می شود؛ جلوی قاچاق را به‌طور قاطع بگیرند».
این جملات که از فرمایشات رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از کارگزان کشور در تاریخ نهم اردیبهشت سال 94 است، نشان می‌دهد که در طول 13 سال گذشته دولت‌های مختلف در امر مبارزه با قاچاق کالا، نتوانسته‌اند کارنامه قابل قبولی از خود برجای گذارند و معلوم نیست قفل مبارزه با قاچاق کالا تا کی همچنان بسته خواهد ماند؟

 

انتهای پیام/چ

زنگنه گفت: بهترین قرارداد عالم، قرارداد امتیازی است که میدانی را به شرکتی برای درازمدت و مالکیت میدان را برای ۴۰، ۵۰ سال بدهیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از عصر ایران، وزیر نفت گفت: بهترین قرارداد عالم، قرارداد امتیازی است که میدانی را به شرکتی برای درازمدت و مالکیت میدان را برای ۴۰، ۵۰ سال بدهیم. اما به دلایل سیاسی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی‌ نمی‌توانیم این کار را انجام بدهیم. چیزی که‌ نمی‌توان از لجاظ اجتماعی و فرهنگی در آن عمل کرد، تلاش بیهوده‌ می‌کنیم و‌ نمی‌توانیم، ممکن است به طور مثال ۴۰ سال دیگر بپذیرند.
به گزارش عصر ایران به نقل از ایلنا؛ بیژن زنگنه در مراسم اکران خصوصی مستند نامه‌های  یک جاسوس نفتی، ساخته مهدی افشارنیک، گفت: این فیلم قطعا بسیار دیده خواهد شد و امیدواریم اثر گذار باشد. من به شخصه به مسایل فرهنگی علاقه مند هستم  و مباحث بسیاری درباره تاریخ نفت دارم که بازگو کنم اما‌ نمی‌توانم چیزی بنویسم و یا بگویم، به این خاطر که اکنون همه چیز زنده است، و افراد هستند و برای گفتن حرف‌هایم باید آنقدر مراقبت کنم که تقریبا باید سکوت کنم! به این دلیل که بسیاری از روایت‌های رایج را قبول ندارم و اعتقادم با آن روایت رایج متفاوت است؛ بنابراین فعلا مصلحت نیست چیزی بگویم.
 
متاسفانه همه نشسته ایم و منتظریم نفت کشور را زنده کند، نفت مگر چقدر درآمد دارد؟! نفت‌ می‌تواند موتور محرک باشد بخصوص در مرحله توسعه، اما برای آینده تنها‌ نمی‌توان به نفت فکر کرد.
 
درباره شاه و مصدق و شوروی حرف دارم
 
اوادامه داد: صحبت‌های بسیاری دارم در مورد نقشی که در آن زمان شاه در نفت داشته است، کارهایی که کرده‌اند برنامه‌ها، راهبردهایی که در زمان مصدق بوده، جاهایی که رفتند، کارهایی که شد، نقشی که روس‌ها و اتحاد جماهیر شوروی داشتند و کارهایی که کردند. بحث‌های بسیاری وجود دارد و اینکه باید ببینیم اکنون افکار ما کجاست و چه کسانی برآن تاثیرگذارند.
 
وزیر نفت افزود: این فیلم شروعی بود و امیدواریم ادامه پیدا کند. حضور نخبگان و کارشناسان را در این مراسم نشانه خوبی برای تغییر‌ می‌دانم. باید به تحول صنعت نفت فکر کنیم و به صنعت نفت ایران به آن اندازه که اهمیت دارد به آن اهمیت دهیم.
 
او در ادامه گفت: مساله‌‌ای که حدود ۱۶۰ تا۱۷۰ سال است که گرفتار آن هستیم؛ دعوای روس و انگلیس در ایران است، در ابتدا روس و انگلیس، شرق و غرب تلقی‌ نمی‌شدند و پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷شرق و غرب مطرح شد. پس از دعوای روس و انگلیس، مارکسیسم آمد و از دهم پنجم مارکسیسم اسلامی به ایران وارد شد و بر تفکر مسلمانان تاثیر عمیقی برجا گذاشت و بی شک تعیین کننده ترین و اثرگذارترین تفکرات حتی بیش از تفکرات علوی و فاطمی بوده است. شخصا هم همیشه سعی‌ می‌کنم آثار مارکسیسم اسلامی را از ذهن خود پاک کنم؛ اما‌ نمی‌شود.
 
او با اشاره به صحبت‌های افشارنیک گفت: ما در ایران گرفتار تفکر استخاره‌‌ای هستیم، همه چیز را سریعا‌ می‌خواهیم بدانیم خیر است یا شر. درحالیکه زندگی مانند کامپیوتر صفر و یک نیست، بلکه مجموعه‌‌ای از خیر و شر است. جامعه و روابط انسان و روابط بین الملل بسیار پیچیده است، اصلا‌ نمی‌توان با یک کلمه خوب یا بد، خیر یا شر روابط را حل کرد. اینکه صراحتا بگوییم این کار به نفع است یا به ضرر، خارجی خوب است یا بد را‌ نمی‌توان در قالب یک کلمه پاسخ داد. پاسخ دادن به این گونه سوالات عقلانیت‌ می‌خواهد و سخت ترین کار عالم عقلانیت و فکر کردن است، باید یاد بگیریم بیش از پیش فکر کنیم؛ چراکه با احساس‌ نمی‌توان تصمیم گیری کرد.
 
اینکه «فلان کشور برادر ماست» یعنی چه؟!
 
وزیر نفت با تاکید بر اینکه «واقعا باید ببینیم منافع ملی ما چیست»، گفت: این حرف ها که «در جهان چه کسی دوست ما است» یا «فلان کشور برادر ماست» یعنی چه؟! به طور کلی برادر، دوست و رفیق همه در برابر منافع ملی تعریف‌ می‌شوند، در زندگی و روابط سیاسی امروز نیز همینطور است؛ چرا که در دنیا نیز ائتلاف بین افراد صورت‌ می‌گیرد. ما بخاطر منافع ملی با برخی افراد و جریان ها دوست‌ می‌شویم، و به خاطر منافع ملی خود از برخی افراد دور‌ می‌شویم. وظیفه ملی ما این است که منافع ملی را در درازمدت درنظر بگیریم؛ همچنانکه حکومت و نظام نیز اکنون همینکار را‌ می‌کند.
 
زنگنه عناصر فرهنگی را جزو اثرگذارترین عوامل دانست و افزود: باید افراد را به فکر بیندازیم تا درست تصمیم بگیرند و با احساسات تصمیم نگیرند. اطلاعات باید فرآورش شوند و فکر شوند و با نظریه و تئوری سنجیده بشود؛ بنابراین باید تصمیم بگیریم، سپس آثار آن را ببینیم و درصورت لزوم اصلاح کنیم و بر آن تعصبی نداشته باشیم. هیچ چیزی در رابطه‌های مادی زندگی و حوزه حکومتی مقدس نیست.
 
بهترین نوع قرارداد «امتیاز» است؛ اما الان در ایران عملی نیست
 
او اظهار کرد: جایی گفتم بهترین قرارداد عالم، قرارداد امتیازی است که میدانی را به شرکتی برای درازمدت و مالکیت میدان را برای ۴۰، ۵۰ سال بدهیم. اما به دلایل سیاسی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی‌ نمی‌توانیم این کار را انجام بدهیم. چیزی که‌ نمی‌توان از لجاظ اجتماعی و فرهنگی در آن عمل کرد، تلاش بیهوده‌ می‌کنیم و‌ نمی‌توانیم، ممکن است به طور مثال ۴۰ سال دیگر بپذیرند. اما اگر چیزی اشکال دارد اصلاح‌ می‌کنیم، تغییر‌ می‌دهیم. همچنانکه الگوب قراردادهای جدید نفتی را تغییرات بسیاری دادیم و با این کار، نشان داده ایم انسان‌های متحجری نبودیم، اهل اصلاح و تعامل هستیم. اصولا اینکه ۴۰ یا ۵۰ سال بر سر حرف خود بمانیم درست نیست؛ اگر چیزی اشتباه است، باید آن را اصلاح کنیم.
 
زنگنه با تاکید بر اینکه «کلید حل مشکلات کشور تعقل و فکر کردن است»، تصریح کرد: بسیاری از چیزها نسبی است، خوبی‌ها و بدی‌ها در کنار هم هستند. لازم نیست حتما با طرف مقابل خود دشمن و یا دوست باشیم. جاهایی که با هم مشترکات داریم کار‌ می‌کنیم و به جلو‌ می‌رویم و جاهایی که اختلاف داریم خیر، برخی مواقع با هم دوستیم و گاهی هم با هم اختلاف داریم.
 
او با تاکید بر اینکه «نباید استدلال ما این باشد که یا باهم جنگ‌ می‌کنیم و یا برادر هستیم»، اذعان داشت: عده‌‌ای یا شعار‌ می‌دهند «آزاد باید گردد» و یا «اعدام باید گردد»؛ درحالیکه بین آزادی و تعدام هزاران حکم دیگر وجود دارد. به قول بازیگر فیلم «مارمولک»، هزاران راه و مسیر برای رسیدن به خدا وجود دارد. در مسایل سیاسی و اجتماعی هم، فرد نخبه جوگیر فضا‌ نمی‌شود و سعی‌ می‌کند اثرگذار باشد.
 
درآمد سرانه ما با نفت به ۵ هزار دلارهم ‌ نمی‌رسد
 
وزیر نفت با انتقاد به صحبت‌های برخی افراد در مورد منابع نفتی ایران گفت:‌ می‌گویند ارزش ایران به این است که ثروت‌های بیکران زیرزمینی دارد، اما من چون مهندس هستم و با اعداد و ارقام سروکار دارم این مسایل و حرف‌هایی مبالغه آمیز همچون بیکران، عظیم، بسیار زیاد را‌ نمی‌پذیرم!
 
او اظهار کرد: جمع کل مخازن ما به ۱۵ هزار میلیارد دلار‌ نمی‌رسد، بنابراین درآمد سرانه به ۵ هزار دلارهم ‌ نمی‌رسد، خود این ۱۵ هزار میلیارد دلار درآمد سرانه یک سال آمریکاست. پس ما ملت ثروتمندی نیستیم توهم ثروتمندی داریم، امابه این معنا نیست که نفت‌ نمی‌تواند بر راه انداختن موتور توسعه کشور بی اثر باشد.
 
زنگنه با انتقاد از برخی افراد درخصوص درآمدهای نفتی گفت: برخی‌ می‌گویند نفت پنجاه دلاری ما را‌ می‌گیرند با محصولات پتروشیمی ۱۰۰۰دلاری به ما پس‌ می‌دهند. حرفی بی منطق تر از این وجود ندارد. آن پتروشیمی ۴ میلیارد دلار سرمایه گذاری کرده است. پس اینطور نگوییم، عوام‌ می‌گویند پس ۹۵۰ دلار در این میان چه‌ می‌شود؟ لابد آنها را‌ می‌خورند!
 
او ادامه داد: با نفت‌ نمی‌توان سی هزار دلار درآمد سرانه داشت، بلکه موتور اصلی  کشور کارآفرینی و خلاقیت است نه اینکه همه نشستیم و منتظریم نفت کشور را زنده کند. نفت مگر چقدر درآمد دارد؟ ما اگر روزانه شش میلیون بشکه نفت تولید کنیم، و به ازای این دو میلیون بشکه ۱۰۰ هزار میلیارد تومان هم درآمد اضافه شد، اتفاقی‌ نمی‌افتد. یک مصوبه افزایش ۲۰ درصدی حقوق‌ می‌دهند و کل پول تمام‌ می‌شود! پس نفت‌ می‌تواند موتور محرک باشد بخصوص در مرحله توسعه، اما برای آینده تنها به نفت‌ نمی‌توان فکر کرد.
 
زنگنه با اشاره به صحبت‌های رییس جمهور فرانسه گفت: ماکرون گفت من‌ می‌خواهم فرانسه‌‌ای بسازم که مردم برای دیدن آینده اش به آنجا بیایند نه برای دیدن تاریخ و گذشته اش. اکنون مردم به پاریس و فرانسه‌ می‌آیند که تاریخ ما راببینند، ما آینده‌‌ای نداریم فقط گذشته ما را‌ می‌بینند، آنچه که گذشتگان برای ما میراث گذاشته اند، ما برای آینده هیچ چیزی نداریم به دنیا بدهیم. این صحبت بسیار مهمی است و ما هم باید چنین نگاهی به روند توسعه کشور داشته باشیم.
 
او تاکید بر اینکه «باید با تکنولوژی‌های نو و زمینه‌های دیگر برای آینده کشور برنامه‌ریزی کنیم»، اظهار کرد: نفت فقط‌ می‌تواند به عنوان یک بخش سنتی اقتصاد مانند یک موتور استارت حرکت را بزند و موتور اصلی اقتصاد را در کشور تحرک بدهد.
 
زنگنه اذعان داشت: کشورهای دیگر نیز نفت دارند؛ اما تاثیر تعیین‌کننده‌‌ای بر اقتصادشان ندارد و با عقل و خلاقیت خود به پیشرفت‌ می‌رسند.
 
وزیر نفت در پایان اظهار کرد: باید سعی کنیم تمام مسایل را فقط خیر و شر را نبینیم بلکه شر عامل رشد آگاهانه و هوشمندانه به سمت خیر شود؛ همچنین منافع ملی را اصل درنظر بگیریم، خدمتگذار مردم و جوانان کشور باشیم و از هر امکانی با ملاحظه عقلانیت برای توسعه کشور استفاده کنیم.
 
 
انتهای پیام/چ

 

شورای عالی آب 80 هزار میلیارد ریال برای لایروبی کارون اختصاص داده بود اما این اعتبارات حذف شد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از رهیاب، هوشنگ حسونی زاده سوم تیر امسال در نشست کارگروه حفاظت کیفی رودخانه رودخانه کارون درباره ساماندهی و لایروبی رودخانه کارون، نی زدائی و ساماندهی ورودی های فاضلاب گفت: از اهواز تا خرمشهر ۲۲ میلیون مترمکعب باید لایروبی شود که برنامه جامعی در ذیل بحث کاهش آلودگی رودخانه کارون ارائه دادیم ولی متاسفانه اعتبار هشت هزار میلیارد تومانی که در شورای عالی آب اختصاص داده شده بود، حذف شد.

معاون مطالعات پایه و طرح های جامع منابع آب سازمان آب و برق خوزستان عنوان می‌کند: در نقاط بحرانی خرمشهر این لایروبی صورت گرفته ولی کل مسیر اهواز تا خرمشهر۳۸۰ میلیارد تومان اعتبار لازم دارد که در حال تلاش هستیم تا در قالب موافقتنامه ها کار جامعی در این زمینه انجام دهیم.

اعلام خبر حذف اعتبارات 8 هزار میلیارد تومانی لایروبی کارون، خبرنگار رهیاب را برآن داشت که موضوع را از طریق نمایندگان خوزستان در مجلس شورای اسلامی پیگیری کند.

خبرنگار رهیاب در تماس تلفنی با 6 نفر از نمایندگان خوزستان در مجلس موضوع را پیگیری کرد اما نمایندگان مردم در خانه ملت با اظهار بی اطلاعی نسبت به این موضوع گفتند: نخستین بار است که از این موضوع مطلع می‌شوند و باید در این باره پیگیری کنند.

این بی اطلاعی نمایندگان در حالی است که از 18 نماینده خوزستان در مجلس، 9 نماینده در کمیسیون انرژی و 3 نماینده در کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی هستند.

همچنین مسیر رودخانه کارون به گونه‌ای است که حوزه انتخابیه 8 نماینده خوزستان در مجلس به صورت مستقیم مرتبط با کارون است.

انتهای پیام/چ

با زمزمه های شنیده شده، مبنی بر قطع شدن یارنه های وصل شده، برخی کارشناسان حوزه اقتصادی کشور معتقد هستند که این قبیل رفتارها و وعده ها تنها منحصر به زمان انتخابات بود و جزء یک پیامک، پیام دیگری نداشت، یعنی یارانه کسی وصل نشد و دولت جز برای استفاده انتخاباتی از آن بهره دیگری نبرد و به مردم هم چیزی نرسید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از رودآور؛ در جریان انتخابات و تنها در حدود سه روز مانده به انتخابات شاهد بودیم که از سوی سازمان هدفمندسازی پیامک هایی مبنی بر وصل شدن یارانه های آن دست از افرادی که قطع شده بود، ارسال شد و تعدادی از سیاسیون کشور از آن رفتار دولتی ها به عنوان یک عملکرد پوپولیستی یاد کردند.

نمونه دیگری از این دست پیامک ها: 

وعده های انتخاباتی با رویکرد پوپولیستی

گفته می شود که مطابق با قانون هدف مندسازی یارانه ها، همین دولت سابق بر آن با شناسایی  دهک‌های پردرآمد، یارانه یشان را قطع کرده بود و البته همان روزهای قطع شدن یارانه این افراد، اعتراض و گلایه مندی هایی شد و گوش کسی بدهکار این اعتراضات نشد تا زمان انتخابات! و به نظر به رسید در آن روزها دولت با این رفتارها تنها به دنبال یک بهره وری پوپولیستی بود و بس.

وصل شدن یارانه های قطع شده، تنها وعده انتخاباتی بود و در حد یک پیامک

از این رو «حجت‌الاسلام سید ناصر موسوی لارگانی» نایب رییس کمیسیون اقتصادی مجلس در گفت و گو با خبرنگار رودآور؛ گفت: در جریان انتخابات وعده و وعیده های زیادی داده شده و برای تعداد بسیاری پیامک وصل شدن یارانه آمد و حتی این گونه پیامک ها برای کسانی که اصلاً برای دریافت یارانه ثبت نام نکرده بودند، هم آمده بود با این مضمون که یارانه شما به طور مثال از یک تاریخ مشخص وصل می شود.

وی اظهار کرد: این قبیل رفتارها و وعده ها تنها منحصر به زمان انتخابات بود و جزء یک پیامک، پیام دیگری نداشت، یعنی یارانه کسی وصل نشد و دولت جز برای استفاده انتخاباتی از آن بهره دیگری نبرد و به مردم هم چیزی نرسید.

انتهای پیام/چ

پلیس انگلیس امروز شنبه از عجیب ترین منبع مالی عملیات های تروریستی در انگلیس پرده برداشت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از هرمز؛پلیس انگلیس امروز شنبه از عجیب ترین منبع مالی عملیات های تروریستی در انگلیس پرده برداشت.

پلیس انگلیس اعلام کرد: سلمان العبیدی،متهم ردیف اول عملیات تروریستی منچستر در ماه می گذشته،هزینه عملیات تروریستی و ساخت بمب  را از طریق صندوق های وام دانشجویی دولت انگلیس تامین کرده است.

پلیس افزود : العبیدی،برای یک دوره تحصیلی با وام دانشجویی به مبلغ  ۱۰۰ پوند انگلیس زندگی کرده است.وی در همین دوره در حال برنامه ریزی برای انجام عملیات تروریستی در انگلیس بوده است.

در عملیات تروریستی منچستر ۲۲  تن کشته و ۲۵۰  نفر دیگر مجروح شدند.

منبع: اسپوتنیک

انتهای پیام/چ

قاضی مقیسه خطاب به شمس گفت: با توجه به کیفرخواست قرائت شده، شما نقش مؤثری در تشکیل باند اخلالگران در نظام اقتصادی و فسادی که در نظام اقتصادی کشور به همراه زنجانی ایجاد کرده‌اید، دارید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، اولین جلسه رسیدگی به اتهامات دو نفر از همدستان بابک زنجانی صبح امروز در شعبه 28 دادگاه انقلاب (شعبه هم عرض) به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد.

در ابتدای این جلسه نجفی نماینده دادستان به قرائت کیفرخواست پرونده پرداخت و پس از آن قاضی از متهم ردیف دوم پرونده فساد نفتی خواست تا با حضور در جایگاه از خود دفاع کند.

قاضی مقیسه خطاب به مهدی شمس گفت: با توجه به کیفرخواست قرائت شده از سوی نماینده دادستان شما نقش مؤثری در تشکیل باند اخلالگران در نظام اقتصادی و فسادی که در نظام اقتصادی کشور به همراه زنجانی ایجاد کردید، دارید.

وی افزود: شما کسی بودید که همه محموله‌های نفتی را فروختید. پول‌ها در اختیار شما بوده و جلساتی که با بابک زنجانی داشته‌اید حکایت از این دارد که بابک به همراه شما همه کارها را پیش می‌برده است. 

قاضی مقیسه افزود: این فساد بزرگ مالی در زمانی اتفاق افتاد که نظام برای پیشبرد پروژه‌های نفتی خود نیاز به پول داشت اما شما با اقداماتی که انجام دادید باعث شد آن پروژه‌ها مختل شود.

وی خطاب به متهم ردیف دوم گفت: شما به همراه زنجانی و متهم ردیف سوم باند بزرگی هستید که در غارت بیت‌المال نقش بزرگی داشته‌اید. در دفاع از خود اگر مطلبی دارید، بیان کنید. 

مهدی شمس پس از قرار گرفتن در جایگاه اظهار داشت: این کیفرخواست همان کیفرخواست سابق است در صورتی که من فکر می‌کردم کیفرخواست جدیدی صادر شده است.

وی افزود:‌من ملاقاتی با وکلای خود نداشتم و اطلاعی از پرونده ندارم به همین جهت از دادگاه می‌خواهم تا اجازه دهد من چند جلسه‌ای را با وکلای خود ملاقات داشته باشم تا دفاعیه‌ای جامع را ارائه دهم. 

قاضی مقیسه در واکنش به این صحبت متهم ردیف دوم گفت: شما خودتان می‌گویید این کیفرخواست تغییر نکرده و همان کیفرخواست قبلی است. شمس گفت اما پرونده به دیوان عالی کشور رفته است

وی پاسخ داد: دیوان چیز جدیدی ندارد. اتهام شما همان اتهام قبلی است. بنابراین وقت را تلف نکنید و هر دفاعی که دارید انجام دهید و اگر خودتان قادر به دفاع نیستید وکلای شما این کار را انجام دهند. تقاضای استمحال معنایی ندارد.

قاضی مقیسه گفت: شما به راحتی می‌توانید پاسخ دهید زنجانی را چگونه پیدا کردید. شما با کسی که سابقه بدی داشته و هیچ مالی از خودش نداشته و تنها یک تبدیل کننده ارز بوده همکاری داشتید و این شما بودید که به او یک شخصیت جعلی و دروغین دادید. زنجانی را بزرگ کردید و اموال مملکت را به غارت بردید.

وی ادامه داد: شما شب و روز با این اعمال محشور بودید و این چیزی نیست که نتوانید به آن پاسخ دهید. 

مهدی شمس در پاسخ گفت:‌ا ین طور که شما صحبت می‌کنید انگار از پیش محاکمه شده‌ایم. فرض بر دفاع است اما الان ظاهرا فرض بر محکومیت است.

قاضی مقیسه گفت: این حرف اتهام شما به دادگاه است. شما بیش از یک ساعت کیفرخواست را شنیدید، این کیفرخواست برای در و دیوار خوانده نشد. در تمام این چند سال کارتان این بوده و معلوم نیست الان پول‌ها کجاست. مدام دروغ می‌گویید بنابراین الان دفاع کنید.

مهدی شمس در ارائه دفاعیات خود خطاب به قاضی گفت: نماینده دادستان اظهار داشتند که این پرونده دارای ابعاد بسیار اقتصادی و اخلال‌گری در نظام اقتصادی است منتها در ارائه توضیحات خود اصلاً شرایط اضطرار کشور در آن زمان را در رابطه کارگزار و کارفرما را در نظر نگرفتند.

وی افزود: تمامی کیفرخواست براسا اظهارات زنجانی است در حالیکه شخص نماینده دادستان بیش از 90 بار زنجانی را کذاب خواندند اما وقتی که نوبت به من می‌رسد اظهارات زنجانی درست است. این حرکت نشان از انتخاب گزینشی و مصادره به‌مطلوب کیفرخواست دارد. 

قاضی خطاب به متهم گفت: خواهشاً حاشیه نروید و بگویید چقدر به زنجانی بدهکارید.

متهم گفت: هیچی ، هیچی.

قاضی گفت: پس حتماً وجود خارجی هم نداشته‌اید، چرا مظلوم‌نمایی می‌کنی؟ تا شب هم بخواهی حرف بزنی من مشکلی ندارم اما باید در دفاع از کیفرخواست صحبت کنی و در مورد مشارکت خود با هیولای توخالی زنجانی که چگونه از او یک شخصیت واقعی ساختی. 

شمس گفت: در هر محکمه هر ادعایی باید مستند باشد.

قاضی گفت: شما بگو با زنجانی شراکت داشتی یا نداشتی؟ نفت فروخته‌ای یا نه؟ 

متهم گفت: من همه اینها را با سند و مدرک توضیح می‌دهم. 

وی ادامه داد: متاسفانه با سندسازی‌هایی که از سوی شرکت هلدینگ سورینت انجام شده تلاش بر این است که من را متهم کنید در حالیکه این سندسازی‌ها حتی در تاریخ حسابداری هم بی‌سابقه است.

وی ادامه داد: اگر یک مدرک بیاورید که من سهمی در این شرکت‌ها دارم، گردن من را بزنید. من نه عضو هیأت مدیره بودم و نه سهامی داشتم.

مهدی شمس در ادامه دفاعیات خود اظهار داشت: من در کارهای زنجانی حکم واسطه را داشتم.

قاضی خطاب به شمس گفت: سؤال من این است که آیا شما از محل پول نفت آنول ایر را خریدی؟ 

متهم گفت: من کارگزار بودم و وساطت کردم. 

قاضی گفت:‌ واسطه این کارها را نمی‌کند. شما عضو هستید و به همراه 2 متهم دیگر به عنوان سه نفر راس باند اخلالگران درصدد شکار پول‌های مملکت برآمدید. آقای شمس نگو من واسطه بودم این ادعای شما ادعای درستی نیست و با اعمال شما نمی‌خواند.

مهدی شمس گفت: من هیچ نفتی نگرفتم و به فروش نرساندم و از این طریق پولی به دست نیاوردم. من فقط واسطه بودم.

قاضی گفت: یادت هست من به تو و فلاح گفتم اموال بیت‌المال را برگردانید. گفتم این نظام بچه‌هایشان را دادند و مملکت ما شهید داده است. شما در غارت اموال نقش داشتید و باید آن را برگردانید. آن روزها گفتید اموال را بازمی‌گردانید الان هم همین حرف را می‌زنید اما به حاشیه می‌روید. 

در این لحظه هم نماینده دادستان گفت:‌بعید به نظر می‌رسد شما توبه کنید، برگردید و نظام را در بازگشت اموال یاری کنید. 

قاضی هم خطاب به متهم گفت:‌ روز اول به من گفتی من خودم شاکی هستم. من را رها کنید تا پول‌ها را بگیرم اما الان می‌گویی هیچ کاری نکردی. اگر شما و آقای فلاح نبودی و همدستان‌تان در بیرون نبودند بابک زنجانی همان ارز فروش بازار بود و آهی در بساط نداشت. شما زنجانی را زنجانی کردید.

در ادامه اولین جلسه رسیدگی به اتهامات همدستان بابک زنجانی مهدی شمس متهم ردیف دوم این پرونده گفت: من حتی یک بار هم به کلانتری نرفته بودم و مستقیم از لندن راهی اوین شدم. همانطور که نماینده دادستان گفت این پرونده پیچیده است اما چگونه بازپرس پرونده بدون حتی مشاوره این پرونده را تنظیم کرده است؟

وی افزود: علی‌رغم درخواست‌های اطلاعات سپاه برای گفت‌وگو با من بازپرس پرونده اجازه مصاحبه نداد چگونه اسنادی که در کیفرخواست جعلی تلقی می‌شود درباره من صحت دارد.

شمس تصریح کرد: در کیفرخواست عنوان شده که من 40 میلیارد دلار از زنجانی طلب دارم ما چند صفحه بعد عنوان شده که 863 میلیون دلار به زنجانی بدهکارم.

قاضی مقیسه خطاب به متهم گفت: به جای اینکه بگویید از لندن به اوین آمده‌اید از خودتان دفاع کنید. البته لندن‌نشینان مقابل نظام هم قطعاً اوین‌نشین می‌شوند.

وی به متهم افزود: به جای اینکه بگویید از لندن به اوین آمده‌اید از خودتان دفاع کنید قطعاً لندن‌نشنیان مقابل نظام هم اوین‌نشین خواهند شد.

قاضی مقیسه گفت: متأسفانه شما به مسئولان نظام به گونه‌ای زنجانی را معرفی کردید و طوری القا کردید که شرکتی که به آن نفت فروخته‌اید شرکت معتبری است و متأسفانه این مسئولان هم بدون تحقیقات لازم در این خصوص گام برداشتند.

وی ادامه داد: مسئولان گول شما را خوردند و تحقیق‌ نکرده در دام شما افتادند این در حالی است که بانک کنت که بارها از آن نام بردید فقط یک مؤسسه است. بنابراین در شناخت و معرفی شرکت‌ها و بانک‌ها به مسئولان اغراق کردید و از بابک زنجانی و شرکت‌های وابسته به او غولی ساختید که مسئولان فریب بخورند.

شمس در ادامه گفت: رقمی به من پرداخت نشده که بخواهم بدهکار باشم. من به نظر خودم به نظام خدمت کردم و اسناد آن هم مشخص است و اگر یک ریال برداشته بودم چرا از من برای رفع مشکلات نفتی کمک گرفته شد.

وی افزود: نمی‌دانم چرا اصرار دارم که من زنجانی را به مجموعه نفت معرفی کردم زنجانی خودش با وزیر نفت رفاقت داشت.

منبع: فارس
انتهای پیام/چ

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS