
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از دانا؛ محمدباقر قالیباف کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در حاشیه دیدار با جمعی از علما و ائمه جماعت تهران در پاسخ به سوالی درباره شایعه کناره گیری وی از عرصه انتخابات گفت: نقل شده است که عده ای برای مقابله با عالمی مردم دار در جامعه دست به شایعه پراکنی می زدند. این عالم برابر شایعات سکوت میکرد و بعد از اصرار دوست دارانش میگفت اگر به شما گفتند من فاسدم من از خودم دفاعی نمیکنم، فقط میگویم بروید بررسی کنید؛ همین عالم زمانی که حسودان شایعه کردند که وی میخواهد از آن شهر برود به فوریت به مردم گفت همانطور که گفتم اگر شنیدید فلانی فاسد شده، میگویم بروید بررسی کنید اما اگر شنیدید فلانی از این شهر میخواهد برود، بشنوید ولی باور نکنید.
وی اضافه کرد: من کاندیدا نشدم که کناره گیری کنم. من با قدرت آمده ام که بر دولت 4 درصدی مهر پایان بزنم و دولتی تشکیل دهم که با بکارگیری مدیرانی نسل چهاری بتواند کشور را از بحران اقتصادی موجود نجات دهد.
قالیباف همچنین تصریح کرد: تا آغاز تشکیل دولت مردم زمان زیادی باقی نمانده است و شما انشاءالله نصب کنتور ایجاد 5 میلیون شغل در پایتخت را شاهد خواهید بود که از اولین روز آغاز به کار دولت مردم شروع به کار خواهد کرد.
کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری به نماد انتخاباتی خود اشاره کرد و اظهار داشت: ساعت های خود را تنظیم کنید ما بر سر قرارمان خواهیم ماند.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس _ فرشته میرزا، امروز روز جوان است، روزی که این قشر جامعه و مطالباتشان، بیشتر از ایام دیگر دیده می شود. در محله های مختلف تهران گذر کردیم و از مریم ها، رویاها و زهراها پرسیده ایم که به عنوان یک جوان چه انتظاراتی از رئیس جمهور آینده شان دارند. گزارش میدانی زیر حاصل گفت و گوی خبرنگار طنین یاس با چند بانوی جوان ایرانی است.
در کوچه پس کوچه های مولوی قدم می زنم، افراد زیادی برای خرید پارچه به این محله می آیند. در بعضی از کوچه ها هم مغازه تولیدی های شخصی و کوچکی پوشاک قرار گرفته است. گریه های شدید دختری خردسال توجهم را جلب می کند، صبای پنج ساله، امان مریم را بریده است؛ دخترک به فاصله دو متر از مادر با حال نزاری تقریبا در حال دویدن است و مدام فریاد می زند و می گوید: «مامان بریم خونه».
تنها انتظارم مسکن و معیشت است
به مادرش نزدیک می شوم، چهره اش نشان نمی دهد که بیشتر از سی سال سن داشته باشد، ترکیب صورتش بسیار زیباست، به طوری که اگر به جای این مانتو کهنه و نایلون بزرگ مشکی که روی دوش گذاشته یک دست لباس تمیز و مرتب بپوشد، جزو زنان خوش چهره محسوب می شود. می گوید هفته ای یکبار به مولوی می آیم و از یک تولیدی کوچک لباس مجلسی زنانه، ده دوازده دست لباس می گیرم و برای خرج کار و سنگ دوزی به خانه ام می برم. به ازای هر لباس مبلغ ناچیزی می گیرم اما راضی ام، حداقل دستم در جیب خودم است.
مریم می گوید: «۱۳ ساله که بودم عروس عمویم شدم و از شهرستان به یکی از محله های تهران کوچ کردم، شوهرم در شهرک صنعتی کارگر بود و با من رفتار خوبی داشت اما رفیق بازی آخر کار دستش داد و به خاطر اعتیاد شدید از کار بی کار شد و الان من و دو فرزندم در منزل پدرشوهرم زندگی می کنیم، شوهرم هم آواره است و خودش می داند که با زندگی من چه کرده که فقط گاهی سری به خانه پدرش می زند ولی اغلب او را بیرون می کنیم.
مریم جوان است، بسیاری از همسالان او الان مجرد هستند و لیسانسشان را هم گرفته و در خانه های پدرشان زندگی آرامی را می گذرانند اما او حتی دپیلم ندارد و چیزی هم از سیاست نمی داند. حتی برایش اهمیتی ندارد که چه کسی رئیس جمهور شود. مریم فقط دوست دارد زندگی راحتی داشته باشد. خرج دو فرزند و پدرشوهر پیرش را با حقوق ماهی ۳۰۰ هزارتومان از ملیله دوزی روی لباس های مجلسی زنانه و اندک حقوق کمیته امداد امام خمینی (ره) می دهد و یارانه هایشان را هم برای اجاره مسکن می دهند. وقتی از او به عنوان یک جوان می پرسم که چه انتظاری از رئیس جمهور آینده کشور داری، تنها پاسخی که می دهد، تلاش برای کاهش هزینه های زندگی و یک شغل در خانه و برای مناسب مادرانی که نمی توانند از صبح تا شب بیرون از خانه باشند، بود.
رئیس جمهور آینده شعارهای بزرگ و نشدنی ندهد
از مولوی دور می شوم و خود را به خیابان ولی عصر می رسانم، کمی بالاتر از پارک شهر دانشگاه امیرکبیر قرار گرفته است. به سراغ دو دانشجوی دختری که جلوی درب ورودی ایستاده اند می روم. نا خودآگاه به یاد مریم می افتم و در دلم ظاهر این افراد را با او مقایسه می کنم که چقدر باوجود فاصله سنی کمی که با مریم دارند، زندگی مرفه تری را تجربه می کنند. از آن دونفر می خواهم تا به عنوان جوانان کشور نظرشان را درباره انتخابات و انتظاراتشان را از رئیس جمهور آینده مطرح کنند.
یکی از دانشجوها می گوید: «رئیس جمهور باید قدرت زیاد با مسائل کشور برخورد کند. همه ما می دانیم که در حال حاضر مشکلات اقتصادی اولین مسئله کشور است، پس من به کسی رای می دهم که احساس کنم توانایی بیشتری در بهبود اقتصاد کشور دارد. به نظرم یک رئیس جمهور به تنهایی نمی تواند مشکلات را حل کند پس امیدوارم شعارهای بزرگ و نشدنی ندهند، امیدوارم به ما دانشجوها و به خصوص کسانی که در دانشگاه های سطح بالا تحصیل می کنند بیشتر توجه کنند. چون وقتی با بیشتر دوستانم در دانشگاهی مانند صنعتی شریف صحبت می کنم، بیشترین دغدغه شان روی مهاجرت از کشور و تحصیل در کشوری که آینده شغلی آن ها را تضمین کند، حرف می زنند.»
نگاه ویژه به اشتغال جوانان و مبارزه با رانت
رویا دختر دیگر دانشجو هم در حالی که می خندد می گوید: «اگر من هم یک روز رئیس جمهور شوم هیچوقت برای ایجاد شغل برای نزدیکانم پارتی بازی نمی کنم. با این وضع اشتغال وقتی در سایت ها می خوانم که هر رئیس جمهوری که می آید اطرافیان خودش را برسرکار می آورد، دلم برای این همه درس خواندن و تلاش خودم می سوزد که امثال من با این رتبه ها خوب و مدارک علمی باید در شرکت های خصوصی با حقوق وزارت کاری، مشغول شویم اما رانت خواران روابط فامیلی، در شغل های دولتی و مناصب شغل هایی با ساعت کاری کمتر و درآمد بیشتر را برای خودشان بردارند.»
دولت نتوانست برای حل مشکلات مردم کاری کند
زهرا دختر جوان محجبه ای بود که وقتی از او درباره انتظاراتی که از رئیس جمور آینده دارد، پرسش کردم، اظهار داشت: من علاقه زیادی به کشور و هموطنانم دارم اما این دلیل نمی شود که ایراداتی که در دولت وجود دارد را نبینم، در واقع دولت فعلی نتوانست کاری برای حل مشکلات زندگی مردم انجام دهد. به نظرم هر کسی که رئیس جمهور شود می داند که ما جوان ها چه انتظاری از او داریم. مشکل اینجاست که انگار هرکس به این مقام می رسد و مزه قدرت را می چشد، دیگر یادش می رود که برای چه اهدافی قدم در این راه گذاشته بوده است. انگار یادش می رود که مردم چه مشکلاتی دارند. کاهش تورم، کاهش قیمت مسکن، مبارزه با بیکاری و حمایت از اقتصادی مقاومتی مهم ترین انتظار ما جوان ها از رئیس جمهور آینده است.
عدالت در توزیع سهمیه های جنسیتیِ موقعیت های شغلی و تحصیلی
به گزارش طنین یاس، میدان ونک به بالا را می توان جزو محله مرفه نشین شهر دانست. نرگس دختری جوان است که در این خیابان در حال قدم زدن و بررسی اجناس داخل ویترین مغازه ها است. او هم علاوه بر تاکید به رشد اقتصادی و کاهش تورم در کشور، برقراری عدالت در توزیع سهمیه های جنسیتیِ موقعیت های شغلی و تحصیلی را از بزرگترین انتظارات جوانان از رئیس جمهور برشمرد. این دختر جوان نیاز کشور به شکوفایی اقتصادی و حفظ وحدت کشور را هم از دیگر انتظارات خود به رئیس جمهور آینده بیان کرد.
به گفته بسیاری از اساتید اخلاق، جوانی دوره ای است بسیار مفید ، بهترین دوران زندگی و بهار عمر انسان است که در قرآن و روایات، فراوان از آن یاد شده است. جوان علاوه بر توانمندی که در رشد سریع خود و جامعه دارد، دارای استعدادهای فراوانی هم هست که برای هدایت و استفاده درست از آن تواناییها، شناخت ویژگیهای وی لازم است.
به دیگر سخن، نخست باید جوان را شناخت و از خصوصیات او آگاه شد و سپس برای رشد و بالندگی وی برنامهریزی کرد تا در پرورش استعدادهای او به توفیق لازم و شایسته دست یافت. این اصل مهم درباره قشر دختران که مشکلات شایعی در کشور دارند، بیشتر نیازمند توجه است. به نظر می رسد که هرشخصی که در آینده ای نزدیک بر مسند بزرگترین جایگاه اجرایی کشور می نشیند باید هویت و کارایی جوانان را بازیابی کرده و از این سرمایه عظیم انسانی بیشترین سود را ببرد. متاسفانه مسائل مربوط به جوانان، زنان و خانواده نسبت به مسائل دیگر جامعه مهم به نظر نمی رسند. متاسفانه افرادی مانند مریم در کشور ما زیاد هستند که آنقدر مورد ظلم خانواده و شرایط اقتصادی کشور قرار گرفته اند تا شان اصلی خودشان و جوان بودن را از یاد برده اند، چه برسد به بالندگی و پویایی.
در یکی از ایستگاه های مترو صدای آشنایی توجهم را جلب می کند، چهره می چرخانم تا صاحب صدا را پیدا کنم؛ صبای کوچک است که دارد به مادرش غر می زند و می گوید: «مامان تشنمه».
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از دانا؛ رهبر انقلاب روز گذشته در دیدار با جمعی از فرهنگیان فرمودند: این سند ۲۰۳۰ یونسکو چیزی نیست که جمهوری اسلامی تسلیم آن شود. اصل کار غلط است؛ اینکه برویم سندی امضا کنیم و بعد بیسروصدا آن را اجرا کنیم؛ مطلقاً مجاز نیست. بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گلهمندم. باید مراقبت میکردند و نباید میگذاشتند کار به جایی بکشد که ما جلوی آن را بگیریم. اینجا جمهوری اسلامی است.
اما سند یا برنامه 2030 چیست که باعث شده رهبر انقلاب اینگونه از اجرای آن گلایه مند باشند و این برنامه چه معایبی دارد؟؛ قدرت الله رشیدی پور طی مقاله ای به سوالات مهمی درباره برنامه 2030 پاسخ داده است که در ادامه آن را می خوانید:
مقدمه
به منظور اطلاع از این برنامه یونسکو، توضیحاتی را در4بخش زیر جهت اطلاع خوانندگان گرامی و دلسوزان تعلیم و تربیت نسل آینده کشور، بصورت مختصر ارائه می کنم. لازم به ذکر است همچنانکه از عنوان مقاله مشخص است، دو بخش اول و دوم جهت آشنایی با یونسکو و برنامه آموزش2030 می باشد و دو بخش سوم و چهارم با نگاه انتقادی به برنامه مذکور نوشته شده است. این چهار بخش عبارتند از:
الف) آشنایی با یونسکو و اهداف ظاهر و پنهان آن
ب) آشنایی با سابقه برنامه آموزش 2030
ج) وادادگی متولیان تعلیم و تربیت کشور در برنامه 2030
د) انتقادها و ابهام های برنامه 2030
باتوجه به اینکه این برنامه، با مدیریت و هدایت یونسکو تدوین و تصویب گردید و قرار است بر اجرای آن نظارت کند، بنابراین لازم است، آشنایی مختصری با این سازمان و اهداف آن یونسکو داشته باشیم. زیرا تا شناخت دقیقی از سازمان و اهداف ادعایی مفاهیم حقیقی و پنهان آن نداشته باشیم احتمال اتخاذ تصمیم های اشتباه وجود خواهد داشت. همچنانکه در این برنامه ها، برخی اهداف با عبارات و کلماتی پسندیده بیان می شوند، اما باتوجه به ماهیت یونسکو و نحوه شکل گیری آن و تعاملات آن با برخی سازمان های استعماری ، نمی توان به معانی پنهان این عبارات بی توجهی نشان داد و حمل بر خیر و صحت نمود.
الف) آشنایی با یونسکو و اهداف ظاهر و پنهان آن
یونسکو United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization باعنوان مخفف UNESCO، یک سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی وابسته به « سازمان ملل متحد» است که در راستای اهداف نظام فکری مبتنی بر گلوبالیزاسیون (Globalization)، در 16 نوامبر سال 1945 میلادی با هدف ایجاد صلح بر مبنای همبستگی معنوی و فکری تاسیس کردید.
یونسکو شعار« جنگ ها نخست در اذهان بشر آغاز می شود از این رو دفاع از صلح نیز باید در ذهن انسانها شکل گیرد.» راکه در دیباچه این سازمان نیز آمده، سرلوح خود قرارداده است. به همین دلیل در لوگوی سایت یونسکو این جمله نقش بسته است:
« building paece in minds men and women ؛ ایجاد صلح در اذهان مردان و زنان »
یونسکو دو هدف کاملا پیوسته را تعقیب می کند. یکی از این اهداف، «توسعه» است و هدف دیگر آن« برقراری فرهنگ صلح» ، در جامعه جهانی است. البته اینکه تا چه حد خیر خواهانه بدنبال تحقق این اهداف باشد و آیا در پشت این عبارات اهداف دیگری را تعقیب می کند محل تردید جدی است بلکه قرائنی وجود دارد که نشان می دهد این اهداف عالی یعنی توسعه پاید و صلح برای بشریت ، پوششی برای اهداف دیگری است که در ادامه بیان خواهد شد. به هرحال علی رغم این اهداف، فعالیت یونسکو در عرصه آموزش بین المللی در دهه های 50 تا 80 تحت الشعاع، جنگ سرد و منازعات قدرت های بین المللی قرار داشت.
اما در هرصورت در اسنادرسمی، هدف از تاسیس یونسکو، کمک به فرایند صلح و امنیت جهانی، به واسطه همکاری های بینالمللی، در زمینههای آموزشی، علمی و فرهنگی، به منظور افزایش احترام به عدالت، قانونمداری و حقوق بشر، بر پایه «منشور سازمان ملل متحد» ذکر گردید.
یونسکو، با ساختار و اهداف صهیونی
آنچه در مورد یونسکو شائبه برانگیز است، تطابق نُرم فعالیت های این سازمان مهم، با اهداف و آرمان های جماعت و گروهی خاص است. گروهی که مبتنی بر تعالیم قومی خویش سعی در ایجاد نوعی جهان شمولی و غلبه بر نٌرم جهان هستی را دنبال می نمایند. به بیانی صریح، تطابق مانیفستThe Protocols of the Elders of Zion(پروتکل های دانشوران صهیون) در نوع دستورات راهبردی و استراتژیک، با اقدامات صورت گرفته در جهت بستر سازی جهانی، مبین تصور نوعی سلطه جهانی، در پروسه های مشارکتی می باشد. مشارکتی فراقومیتی که اهداف قومی خاص را در قالبی هماهنگ محقق می سازد براین اساس در The Protocols of the Elders of Zion ، منتشر شده در1920میلادی، دقیقا 25 سال قبل از تاسیس رسمی سازمان ملل متحد، حکم به برپایی جهانی یکپارچه یا به تعبیر دقیق(Globalization) میدهد. جهانی یکپارچه با حکومتی واحد و نظاماتی سراسری، حول اهدافی کلی و یکسان. جهت اداره این جهان یکپارچه، در گام اول نیاز به تاسیس سازمانی واحد حول منشوری واحد بود. امری که پس از تجربه و محک اولیه League of Nations جامعه ملل)، در۲۶ ژوئن ۱۹۴۵و با تاسیس رسمی United Nations Organization (سازمان ملل متحد)حولCharter of the United Nations (منشورسازمان ملل متحد) به وقوع پیوست.
سپس بازوان تطابقی هر یک از ارکان قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شکل عینی به خود گرفت. در این راستا می بایست سازمانی به عنوان متولی رکن فرهنگی، جهت برقرارای نظام واحد علمی – آموزشی، و به طور کل فرهنگی، شکل می پذیرفت. براین اساس تاسیس یونسکو (UNESCO) را می توان در این راستا ارزیابی نمود.
ازاین منظر، یونسکو سازمانی فراملیتی جهت ایجاد علقه های واحد فرهنگی و یکسان سازی نوع نگرش جهانیان است. به تعبیری، یونسکو سازمانی فراملیتی است که با تدوین و برنامه ریزی دقیق سعی در تحقق موارد زیر می نماید.
*( جهت اطلاع بیشتر، به مطلب در پشت پرده سازمان یونسکو چه می گذرد؟ ، شبکه اطلاع رسانی راه دانا مراجعه فرمایید)
یونسکو و تعامل با سازمان بین المللی روتاری
روتاری بنا به تعریف مؤسسان آن به مفهوم چرخ های دوار یک کارخانه به هم پیوسته است که با چرخش هر دنده چرخ دنده دیگر نیز به حرکت در می آید و در نتیجه کل سیستم متحرک می شود. با این تعبیر کلوپ روتاری بین المللی به دنبال ایجاد یک نظام به هم پیوسته و متشکل جهانی است که با اراده و حرکت دندانه های کلوپ مادر تمام این سیستم جهانی در جهت منافع غرب به حرکت درآید.
در صفحه33 پیام یونسکو شماره387 مهر ماه 1393 چنین آمده است: « کوئیچیرو ماتسورا، مدیرکل یونسکو و جاناتان ماجیاگبی، رئیس سازمان بین المللی روتاری، روز یازدهم اکتبر 2004 یادداشت تفاهمی امضا کردند تا از این طریق مدیران مناطق مختلف روتاری را به همکاری با کمیسیو نهای ملّی یونسکو در ترویج صلح و تفاهم جهانی تشویق کنند. روتاری، که در سال 1905 در شیکاگو تأسیس شد، یک سازمان بین المللی تشکیل شده از رهبران تجاری و حرفه ای دنیاست که در راستای هدفهای بشردوستانه و نیز برای برقراری صلح در جهان تلاش می کند. این سازمان ، با 31000 باشگاه و نزدیک به 5/ 1 میلیون عضو در 166 کشور فعّال است .ماتسورا و ماجیاگبی در پیام مشترکی اعلام کردند: « هدف مشترک یونسکو و سازمان بین المللی روتاری، به را هاندازی پروژه ها و برنام ههایی با مشارکت سازمان های دولتی، غیردولتی و مدنی دیگر، با هدف استقرار صلح جهانی است. باشگاه های روتاری با همکاری یونسکو م یتوانند از طریق اجرای پروژ ههایی برای ترویج صلح در اجتماعات سراسر دنیا، میزان اثربخشی خود را افزایش دهند.»
در هرصورت با این سابقه شائبه برانگیز، لازم است در مورد برنامه های این گونه سازمان های به ظاهر بین المللی، با وسواس و هوشیاری بیشتری مواجهه شد. بخصوص اینکه این سازمان درحوزه های علمی، فرهنگی و آموزشی فعالیت می کند و قطعا عواقب برنامه های آن در دراز مدت بروز و ظهور می یابند. از تجربه توافق هسته ای برجام، درس گرفتیم که نباید به عبارات و کلمات به ظاهر زیبای سازمان های به اصطلاح خیر اندیش بین المللی اعتماد داشت.
ب ) آشنایی با سابقه برنامه آموزش 2030
آنچه در این بخش بیان می شود، جنبه تاریخچه دو برنامه « توسعه پایدار» و « برنامه آموزش» دارد که یونسکو متولی آن است در این بخش بدون هیچگونه نقد و ارزیابی صرفا جهت اطلاع خوانندگان محترم تاریخچه آن ارائه می گردد.
برنامه آموزش 2030 یکی از اهداف کلان 18 گانه « توسعه پایدار» مصوب یونسکو برای 15 سال آینده یعنی سال 2030 میلادی است. این اهداف که با کلمه مخفف SDGs شناخته می شوند در سال 2015 میلادی یعنی مهرماه 1394 خورشیدی در مجمع عمومی سازمان ملل توسط روسای کشورها به تصویب رسید.
لازم به توضیح است که « توسعه پایدار» بهعنوان اساسىترین موضوع در قرن 21 مورد توجه یونسکو می باشد و در اوایل دهه70 میلادی برای اولین بار از سوی برخی از اندیشمندان حوزه مطالعات اقتصادی و اجتماعی به کار گرفته شد و تا به امروز بهعنوان یکی از اصلیترین موضوعات مورد بحث کنفرانسها، مؤسسات پژوهشی، نهادهای بینالمللی و بخصوص برنامهریزان رشد و توسعه اقتصادی کشورها درآمده است.
بنابه دعوت سازمان ملل، در اجلاس سویس سال ۱۹۷۱ و سپس اجلاس استکهلم سال1972 با هدف ایجاد ارتباط بین توسعه اقتصادی و محیط زیست، توجه به موضوع« توسعه پایدار» قوت بیشتری گرفت و در اعلامیه سال ۱۹۷۴ تفسیرجامع تر و عمیقتری از آن عرضه شد و سازمان ملل متحد، دهه 1991 تا2000 میلادی را به عنوان «دهه توسعه ملل متحد» نام گذاری کرد.
در اجلاس توسعه هزاره (6 تا 8 سپتامبر2000 در نیویورک) که به دعوت سازمان ملل متحد تشکیل شد، سران 189 دولت های جهان و از جمله ایران، بر مجموعه ای از هدف ها، موسوم به « اهداف توسعه هزاره ملل متحدUN MDGs » توافق کردند و مقرر شد با یکدیگر در زمینه ارتقاء توسعه و کاهش فقر تا سال 2015 میلادی همکاری کنند.
با پایان یافتن فرصت زمانی نیل به اهداف توسعه هزاره MDGs و عدم موفقیت در دستیابی به آن اهداف، موضوع تدوین پیش نویس اهداف و شاخصهای «توسعه پایدار SDGs » در اجلاس ریو+20 (ریو دو ژانیروی برزیل سال 2012 ) مطرح شد و مقرر گردید تا این اهداف جایگزین اهداف توسعه هزاره یعنی MDGs شوند تا ملاک و معیاری برای ارزیابی فعالیت افراد و دولتها در خصوص توسعه پایدار در آینده شوند.
«کارگروه توسعه پایدار» مجمع عمومی سازمان ملل، گزارش خود را در19 ژوئیه 2014 ارائه کرد و در آن17 آرمان (هدف کلان) و 169 هدف جزیی را برای برنامه پس از سال2015، یعنی برای« توسعه پایدار 2015 تا 2030 » پیشنهاد نمود که هدف کلی شماره 4 آن در مورد آموزش باکیفیت بود. نهایتا در ۲۵سپتامبر۲۰۱۵ (۳مهر ۱۳۹۴(، همزمان با هفتادمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به تصویب مجمع عمومی رسید.
به موازات این فرآیند طی سالهای گذشته، اولین کنفرنس جهانی "آموزش برای همه EFA " در1990 درجامتین تایلند برگزار شد، در این کنفرانس که با حمایت خاص سازمانهای یونسکو، یونیسف، صندوق عمران ملل متحد، بانک جهانی و صندوق جمعیت ملل متحد تشکیل گردید، روسا و وزرای 155 کشور جهان و نمایندگان سازمانه ای بین المللی و غیر دولتی حضور داشتند و توافق کردند که اهداف کنفرانس را تا پایان سال 2000 به طور جدی در کشورهای متبوع خود تحقق بخشند.
رضایت بخش نبودن نتایج ارزیابی میان دهه ( 1990 الی 2000) و همچنین اهداف اولین کنفرانس، باعث شد که دومین کنفرانس جهانی با عنوان" آموزش برای همه EFA" در آوریل سال2000 میلادی در داکار پایتخت کشور سنگال برگزار شد و سند"چارچوب عمل داکار – آموزش برای همه: عمل به تعهدات جمعی" تصویب گردید. در سند داکار آموزش، کلید توسعه پایدار و عامل صلح و ثبات در درون و بین کشورها تعریف شد که مهمترین تعهد به آموزش در دهه های اخیر است و به روند پیشرفت های قابل توجه در آموزش کمک کرده است.
نتایج ارزیابی های کشورها در اجلاس داکار ارائه شد و نهایتا سران و وزیران آموزش و پرورش کشورها اعلامیه نهایی اجلاس داکار را تصویب کردند و بر اساس آن متعهد شدند، با بسیج تمامی توان خود، در راه دستیابی به اهداف این اعلامیه بکوشند و تا سال 2015 میلادی تمامی مفاد ان را در کشورهای خود جامه عمل بپوشانند.
پس از اجرای برنامه های المللی مانند برنامه « آموزش برای همه EFA» و «توسعه هزاره ملل متحد MDG»، ارزیابی نتایج نشان می داد که این برنامه ها در پوشش اهداف پیش بینی شده توفیقی نداشتند ، بنابراین سازمان ملل متحد را بر آن داشت تا برنامه آموزش2030 را به منظور حصول به اهداف مورد انتظار پیشنهاد دهد .
پیش نویس چارچوب عمل، در مجمع جهانی آموزش در ماه می 2014 در کره جنوبی ارائه شده بود و در اجلاس سران ملل متحد در زمینه دستورکار توسعه پس از 2015مطرح شد که در این اجلاس به تصویب رسید و براساس آن، یکی از اهداف توسعه، باید چارچوب عمل 2030یعنی 'به سوی آموزش و یادگیری مادام العمر فراگیر، برابر و با کیفیت برای همه' باشد که در نهایت، چارچوب عمل مذکور، در میزگرد عالیرتبه آموزش مورد تصویب نهایی قرار گرفت.
در همین راستا، اجلاس جهانی آموزش 2015 (WEF) در اینچئونِ کره جنوبی افتتاح شد. این اجلاس سه روزه که از سهشنبه 19 مه 2015 ( 29اردیبهشت 1394) به منظور تعیین هدف و چارچوبی جدید برای انجام اقدامات مفید و ضروری در عرصه آموزش طی 15سال آینده برگزار شدو حدود1600 شرکت کننده ازجمله 120وزیر آموزش و پرورش، از بیش از160 کشورجهان در این کنفرانس بزرگ آموزشی شرکت کردند تا دستاوردها و همچنین نقاط ضعف خود را درحوزه « آموزش برای همه» طی15 سال گذشته در اجلاس فوق ارائه کرده و در عین حال اهدافی تازه برای این عرصه طی 15 سال آینده تعیین نمایند و بیانیه "اینچئون" برای آموزش 2030 را تصویب نمودند. در اجلاس اینچئون کره(19-21 می ۲۰۱۵) وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران تحفظ خود را نسبت به هر بندی که مغایر "ارزشهای فرهنگی و اخلاقی، حاکمیت ملی، قوانین و اولویت های ملی و نیز نظام های اجتماعی و حقوقی" جمهوری اسلامی باشد اعلام کرد.
در نهایت نیز در سی و هشتمین اجلاس عمومی یونسکو درسطح وزرای کشورهای عضو در۴ نوامبر۲۰15 (۱۳ آبان ۱۳۹۴) در پاریس که با حضور نمایندگان بیش از 195 کشور عضو و ناظر آغاز به کار کرد، چارچوب عمل آموزش جهانی۲۰۳۰ در میزگرد مقامات عالی رتبه آموزش جهان با حضور وزیر آموزش و پرورش ایران و بیش از 90 وزیر از کشورهای مختلف به تصویب رسید. و بدین ترتیب« برنامه آموزش2030» به عنوان هدف کلان شماره 4 از مجموع 17 هدف کلان توسعه پایدار سال 2030 قرارگرفت
ج) وادادگی متولیان تعلیم و تربیت کشور در برنامه آموزش 2030
طرفداران برنامه های آموزشی یونسکو و از جمله برنامه 2030 ، با این استدلال که لازم است ما از شیوه ها و تجربیات سایر کشورها برای رشد نظام تعلیم و تربیت خود استفاده کنیم ، بر تعامل با این سازمان ها ، اصرار دارند اما آنچه در برنامه هایی این چنینی، مشاهده می شود تجربیات و روش ها نیست بلکه تبعیت از اهدافی است که مبانی و اصول آن بر اساس سکولاریسم و اومانیسم نهاده شده است. بخصوص تعریفی که از« انسان» که قرار است آموزش و ببیند و تربیت شود، با مبانی و اصول و اهداف نظام تربیت اسلامی، کاملا متفاوت و بلکه در موارد متعددی مغایر است.
به هر حال پس از تصویب چارچوب عمل آموزش 2030 در کنفرانس پاریس در آبان سال 1394، شاهد تعجیل غیرضروری تصمیم سازان و تصمیم گیران ارشد دستگاه تعلیم و تربیت کشور بودیم
در اسفند 1394 نسبت به برگزاری « کنفرانس ملی بازاندیشی و آینده نگری در نظام آموزش و یادگیری ایران با توجه به تغییرات پرشتاب جهان معاصر» با همکاری وزارت آموزش و پرورش ، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی و کمیسیون ملی یونسکو و سایر نهاد و دستگاهها اقدام شد و گزارش این کنفرانس ملی به یونسکو نیز ارسال گردید
در مرداد 95، دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو، از دریافت نامه رسمی سازمان یونسکو خبر داد که در آن نامه، ایران به عنوان بهترین کشور عضو در منطقه آسیا و اقیانوسیه در هدایت برنامه آموزش 2030 یونسکو در سطح ملی معرفی شد.
وزیر سابق آموزش و پرورش که در اجلاس جهانی "آیچی ناگویای" ژاپن (آموزش، محور توسعه پایدار ) و اجلاس جهانی آموزش در اینچئون کره جنوبی (آموزش با کیفیت، نگاه به آینده و یادگیری مادام العمر) حضورداشت، تقاضای تشکیل« کمیته ملی آموزش 2030 در وزارت آموزش و پرورش» را به دولت تدبیر و امید ارائه نمود که در جلسه مورخ 21 /6 /1395 هیئت وزیران به تصویب رسید و وزارت اموزش و پرورش متولی تدوین « سند ملی اموزش 2030 » شد.
وزیر فعلی آموزش و پرورش ظاهرا تحت تاثیر نظرات تصمیم سازان و تصمیم گیران آموزش و پرورش، در 3 آبان95 ، در بند4 از بخش 4 برنامه های تقدیمی خود به مجلس شورای اسلامی به منظور اخذ رأی اعتماد این گونه می نویسد:
«4- تدوین و تصویب برنامه آموزش و پرورش 2030 جمهوری اسلامی ایران بر اساس تعهد بین المللی کشور» از همین عنوان برنامه مشخص است که این برنامه در راستای یک تعهد بین المللی است و هر چند که در جلسه رأی اعتماد این برنامه مورد انتقاد و اعتراض برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی قرار گرفت، اما وزیر آموزش و پرورش ترجیح داد که این اعتراضات را بدون پاسخ بگذارد و موجب حساسیت بیشتر توسط نمایندگان نشود.
در نهایت در تاریج 20 آذرماه 1395 طی مراسمی، این برنامه که با عنوان« سند ملی آموزش 2030 جمهوری اسلامی ایران» نامیده می شود؛ رونمایی گردید. اینکه یک وزیر در حدود 50 روز از وعده خود، موفق به تدوین و رونمایی از برنامه ای که قرار است آموزش های 4 وزارت خانه را به مدت 15 سال تحت الشعاع قراردهد از عجایب روزگار ما است.
به هر حال ظرف حدود یکسال از تصویب چارجوب عمل آموزش 2030 در مجمع عمومی یونسکو در پاریس یعنی آبان 94 تا رونمایی از سند ملی تدوین شده در آذر 95 در تهران ، تعجیل فراوانی را مشاهده می کنیم . در حالی که با گذشت حدود 4 سال از استقرار مدیران آموزشی دولت تدبیر و امید، این عزم و اراده را درجهت عملیاتی کردن « سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» مصوب سال 1390 شورای عالی انقلاب فرهنگی مشاهده نمی کنیم. بخصوص سند تحول بنیادین، علاوه بر آنکه مصوب نهاد های رسمی کشور مانند شورای عالی آموزش و پرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی می باشد حاصل مطالعات بومی و براساس مبانی تعلیم و تربیت اسلامی و فلسفه تربیت اسلامی تولید شده است که مطالعات اولیه آن از سال 1383 شروع شده بود. درحالی که برنامه ملی آموزش 2030 که به اشتباه« سند » نامیده می شود نه تنها در ظرف زمانی 4 ماه یا در حالت خوشبینانه در مدت زمان 12 ماه تدوین شده، بلکه در هیچیک از مراجع رسمی فرهنگی ؛ آموزشی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی آموزش . پرورش یا مراجع تقنینی کشور مانند مجلس شورای اسلامی به تصویب نرسید.
آیا برنامه ای که قرار است برنامه های آموزشی کوتاه مدت، بلند مدت، رسمی و غیر رسمی 4 وزارتخانه کشور را به مدت 15 سال، تحت الشعاع قرار دهد، ایجاب نمی کند که در یکی از مراجع رسمی کشور مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی که ریاست آن با رئیس جمهور است یا مجلس شورای اسلامی به تصویب برسد؟
از سویی، نسبت« برنامه ملی آموزش 2030 جمهوری اسلامی ایران» که براساس خوست یونسکو تدوین شده و به اشتباه «سند» نامیده می شود، با اسناد بالادستی مانند:« سند چشم انداز20 ساله کشور» ، « سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» ، « سند نقشه جامع علمی کشور» ، « نقشه مهندسی فرهنگی کشور» و ... چگونه است و آیا این برنامه اساسا نسبتی با این اسناد بالا دستی دارد؟ اگر نسبتی با هم دارند، بقول مفاهیم منطق و فلسفه، این نسبت عموم و خصوص مطلق است یا عموم و خصوص من الوجه است؟
در هر صورت، متاسفانه این تعجیل در تدوین برنامه مذکور، را در تصویب توافق هسته ای موسوم به برجام نیز شاهد بودیم که امروزه خسارات های آن و بد عهدهای سازمان های بین المللی و کشورهای طرف مقابل در اجرای تعهدات خود، یکی پس از دیگری آشکار می شود. علاوه بر این همانند برجام، این برنامه نیز در سکوت محض خبری تدوین شد و قبل از رونمایی پر سروصدای آن در 20 آذرماه 95 هیچگونه اطلاعی از مفاد و محتوای آن منتشر نشد. ظاهرا دولت تدبیر و امید، علاقه فراوانی به انجام توافقات بین المللی بصورت پنهانی و محرمانه و دور از چشم ملت و نخبگان عرصه های مختلف دارد.
د) انتقادها و ابهام های برنامه 2030
با توجه به تجارب حاصله از برنامه های ظاهرالصلاح مجامع جهانی و نهادهای بین المللی، برای فتح سنگرهای تعلیم و تربیت و اثر گذاری نامحسوس بر فرایند آموزش کشور، لازم است، متولیان نظام آموزشی کشور، بیش از پیش هوشیار بوده و جهت خنثی کردن برنامههای دشمن، اقدام لازم به عمل آورند به همین منظور ابهامات و انتقاداتی که بر برنامه آموزش 2030 وجود دارد به شرح زیر می توان مطرح نمود. امیداوریم این ابهامات و انتقادات مورد توجه قرارگیرد.
1- یونسکو، در راستای اهداف مبتنی بر«جهانی سازی» و « صلح جهانی» از طریق برنامه« آموزش های مشترک عمومی»، می کوشد ارزشهای لیبرالیستی و سکولاریستی را در نظام تعلیم و تربیت کشورهای مختلف بگنجاند تا به واسطه آن از اصطکاک نسلهای جدید با نظام های استکباری و سرمایه داری، جلوگیری کند.
از جمله میتوان به برنامه های آن سازمان، برای اصلاح بنیادین مفاهیم آموزشی و تربیتی در جوامع اسلامی مانند فلسطین، اردن، امارات، بحرین، عمان، قطر، لبنان و عربستان به نفع رژیم صهیونیستی و به اصطلاح حل« بحران اعراب و اسرائیل» از مسیر تغییرات فرهنگی و ارزش های ملی در قالب برنامه « صلح جهانی» اشاره کرد.
2- از موضوعات و تکالیف مهم اجرایی برنامه آموزش2030، که موجب نگرانی می شود، گردآوری اطلاعات و آمار معتبر از کشورها، توسط یونسکو است و تمام کشورها متعهد هستند که با مرکز آمار و اطلاعات یونسکو(Uis) همکاری کنند تا یونسکو و مجامع بینالمللی به آمار و اطلاعات آموزشی و تربیتی کشور ها به صورت منظم و دورهای دسترسی داشته باشند.
نکته مهمی که در این امر نهفته است این است که ارائه آمار و اطلاعات آموزشی نسل آینده کشور به سازمان های بینالمللی آنهم مطابق با خواست آنها چه نفعی برای کشور دارد؟ آیا این سازمان ها در جهت اعتلا و رشد و پیشرفت کشور ما کاری کرده اند؟
در قضایا مختلف مانند برجام، دیده ایم که نهادهای بین المللی و کشورهای غربی آمار و اطلاعاتی که از خودمان براساس تعهد داده شده، دریافت می کنند و بایست محرمانه تلقی شود، آنها را منتشر می کنند و مسلماً بر علیه منافع ملی خودمان استفاده می کنند. بنابراین، این ساده اندیشی است که ما به راحتی اطلاعات نسل آینده ساز خود را در اختیار آنها قرار دهیم.
3- یکی از برنامه های کلیدی یونسکو « بینالمللیسازی آموزش عالی ایران» است تاآنجا که «کمیسون ملی یونسکو» به صورت متمرکز، بینالمللیسازی آموزش عالی کشور را در دستور کارخود قرار داده است. دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو هم با اظهار تأسف از عدم ورود دانشگاههای ایران به حوزه بینالملل، از تأکید ویژه یونسکو بر« جهانیشدن آموزش عالی» خبر داد.
این موضوع تا جایی پیش رفت که قائم مقام وزیر علوم در امور بینالملل از یونسکو درخواست کرد، برای هماهنگی بیشتر دانشگاه های کشورمان با آن سازمان، زمینه تربیت ایرانیان در یونسکو و سپس بازگشت آنها به کشور را فراهم کند. حسین سالار آملی معتقد است تاکنون مسائل فرهنگی مانعی برای عدم اجرای برنامههای بینالمللیسازی آموزش عالی بوده است و باید در رفع آن کوشید.
4- باوجود اسناد بالادستی متعدد مانند:« سند تحول بنیادین آموزش و پرورش»، « سند نقشه جامع علمی کشور»، « نقشه مهندسی فرهنگی کشور» و ... ، چرا مسئولان مربوط، به جدیت برنامه2030 یونسکو پیگیر اجرای آنها نمی باشند ؟ پذیرش و اجرای برنامههای سازمان های بینالمللی نظیر برنامه آموزش 2030 و درگیر شدن 4 وزارتخانه دولت تدبیر و امید با آن، در سکوت رسانهای و بدون شرح جزییات و منافعی که از اجرای آن نصیب سیستم آموزشی کشور می شود، چه توجیهی دارد؟
5- «جهانیشدن» یکی از مفاهیمی است که مرزهای جغرافیایی کشورها و هنجارهای فرهنگی آموزشی را تحت تأثیر قرار داده است و سازمان های بینالمللی مانند یونسکو، این مفهوم را درحوزه تعلیم و تربیت پیگیری میکنند. به همین جهت شرکتهای چندملیتی برای تصاحب مدارس درکشورهای جهان سوم و خاورمیانه، به بالاترین نهادهای دولتی« نفوذ» کرده و اجرای برنامه آموزش همگانی یونسکو را از ملزومات پیوستن به « سازمان تجارت جهانی» و بهرهمندی از فاکتورهای اقتصادی و سیاسی کشورهای توسعه یافته برمیشمارند.
6- دراسفند94 «کنفرانس بازاندیشی و آینده نگری در نظام آموزش و یادگیری ایران با توجه به تغییرات پرشتاب جهان معاصر»، در تهران برگزار شد. اما منظور از جملاتی نظیر« بازنگری در نظام آموزشی» چیست!؟و طرح این نوع مفاهیم به چه نیتی است؟
7- هدف شماره4 توسعه پایدار یعنی" تضمین آموزش باکیفیت، فراگیر و برابر و ارتقای فرصتهای یادگیری مادامالعمر برای همه "، می باشد، در حالی که تعابیر و برداشت هایی از آموزش باکیفیت وجود دارد که با مبانی آموزش در مدارس و دانشگاههای جمهوری اسلامی مغایر است.
8- برنامه جامع آموزش2030، توصیههای جدی و مؤکد درخصوص ورود بعضی مفاهیم و مطالب به کتاب های درسی به کشور های عضو دارد، که قطعا با فرهنگ اسلامی ما سازگار نیست. این موضوع از اقرارهای صریح برخی مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش است.
9- در برنامه2030، ارتباطات و برنامه های بین المللی شبکه مدارس مرتبط با یونسکو در کشورها از جمله ایران که قبلا راه اندازی شدند، مورد توجه جدی قرار می گیرد که ابهامات فعالیت در مدرسه داری توسط این نهاد را با شک و تردید مواجه می کند
10- در برنامههای توسعه پایدار پس از ۲۰۱۵، از ارزشها و اصول جهان شمول از قبیل همبستگی جهانی، صلح جهانی، احساس همدردی با انسانها و مفاهیمی که ضدیت با رژیم غاصب صهیونیستی را از اذهان محو کند آموزش داده می شود.
11- این برنامه، چه ارتباط و نسبتی با اسناد بالادستی مانند: « سند چشم انداز20 ساله کشور» ، « سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» ، « سند نقشه جامع علمی کشور» ، « نقشه مهندسی فرهنگی کشور» و ... سایر اسناد بالادستی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی دارد؟ اگر نسبتی دارد، کدامیک مرجع است ؟
باتوجه به تفکر حاکم بر یونسکو که تفکری لیبرالیستی و سکولاریستی است و قطعا با تفکر دینی در تقابل یا حداقل غیر همسو است، اجرای این برنامه، چگونه نیازها و شرایط تعلیم و تربیت اسلامی را محقق می کند؟ و آیا این برنامه با اهداف تعلیم و تربیت اسلامی که در اسناد بالادستی تصریح شده است هماهنگ می باشد؟
12- اگرچه اهداف کلان 17 گانه برنامه توسعه پایدار 2030 که هدف شماره 4 آن بصورت مشخص به آموزش مربوط می شود، با واژه های زیبا که برخی از آنها در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نیز آمده است، اما شاخص ها و مفاهیم مدنظر در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در تراز تربیت اسلامی است که با برنامه آموزش 2030 بلکه مغایر است. مانند تاکید بر تعلیم و تربیت اسلامی در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با تاکید بر آموزش غیرایدئولوژیک در برنامه 2030 یا مثلا تربیت انسان خلیفه الله در اسناد بالادستی آموزش و پرورش جمهوری اسلامی با تربیت انسان براساس مکتب اومانیسم در برنامه 2030 که متاسفانه تاکنون این تضادها توسط متولیان امور توضیح داده نشد.
13- در برنامه 2030 تاکید فقط بر آموزش است در حالی که آموزش، شرط لازم برای تغییر و بهبود زندگی است ولی شرط کافی نیست. انسان امروز بیش از گذشته در کنار آموزش، نیازمند معنویات، اخلاق و ارزشها و بطورکلی «تربیت» است، که این موضوع عنصر گمشده در برنامه آموزش 2030 می باشد.
14- باتوجه به مطالب پیش گفته، چگونه امکان دارد« سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» با « برنامه آموزش2030 » تطابق داشته باشد؟ از همین رو، مهم جلوه دادن این برنامه یا تفاهم نامه، که به اشتباه به آن« سند» می گویند، برای تحت الشعاع قرار دادن « سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» است.
15- باتوجه به بندهای 2 و 5 از ماده 2 اساسنامه کمیسیون ملی یونسکو، مصوب هیأت وزیران دولت جمهوری اسلامی ایران در سال 1366، چرا کمیسیون ملی یونسکو در راستای این دو بند از شرح وظایف، اقداماتی را انجام نمی دهد و بصورت منفعل مجری برنامه های یونسکو است؟
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، احمد سبحانی سفیر اسبق ایران در مکزیک و ونزوئلا در گفتگو با خبرنگار فارس درباره اکران آثار سینمای مستقل و فیلمهای جشنواره مردمی عمار در آرژانتین طی روزهای اخیر گفت: مباحث هنری ازجمله فیلم در میان تمامی کشورها ازجمله کشورهای آمریکای لاتین مورد توجه فراوان مردم قرار دارد و با توجه به اینکه نیمی از جمعیت این منطقه در کشورهای مختلف از جریان های انقلابی حمایت می کنند، فیلم های ما نیز که در این راستا است می تواند توجه و علاقه این مردم را به دنبال داشته باشد.
وی با ارائه توضیحاتی در مورد وضعیت کشورهای آمریکای لاتین افزود: اگر شما به کشوری همچون آرژانتین نگاه کنید متوجه می شوید در حال حاضر این کشور و حکومت آن در دست انقلابیون و جریان های چپ نیست ولی نیمی از جمعیت طرفدار گروههای انقلابی هستند که این وضعیت، امروزه در کشورهای اکوادور، کوبا و ونزوئلا هم دیده می شود. با توجه به این مسائل، فیلمهای جشنواره عمار می تواند بسیار مورد توجه مردم این کشورها قرار بگیرد و برای آنها جذاب باشد؛ همچنین این فیلمها می تواند زمینه لازم برای صدور فرهنگ ایرانی را به این کشورها فراهم کرده و پیوندهای دوستی بین مردم دو کشور را گسترش بدهد.
سبحانی خاطرنشان کرد: باید با برنامهریزی برای مخاطبان این کشورها، طیفهای مختلف فیلم از آثار سینمای مستقل و جشنواره عمار را به این کشورها برده و برای مخاطبان جشنواره ای و مردم عادی فیلم های نزدیک به سلیقه آنها را نمایش بدهیم.
وی تلویزیون را مهمتر از سینما در حوزه نمایش فیلم خصوصا فیلم های جشنواره عمار دانست و اضافه کرد: نکته دیگر این است که به جای اینکه ما فیلم های خود را در آنجا در قالب جشنواره نمایش بدهیم بهتر است در تلویزیون آنها نشان بدهیم تا مردم بیشتری بتوانند این فیلم ها را تماشا کنند. البته این در شرایطی است که ما فیلم های خود را به آنها ارائه بدهیم که اگر اینگونه شود آنها مشتری آثار ما هم میشوند.
سفیر اسبق ایران در مکزیک تصریح کرد: از طرف دیگر اگر بخواهیم در ابتدای راه فیلم ها و آثار خود را با هزینه و قیمت های بالا برای نمایش در تلویزیون به آنها عرضه کنیم آنها نمی توانند در این زمینه هزینه زیادی را پرداخت کنند اما اگر بتوانیم فیلمهای خود را با شرایط بهتری به آنها عرضه کنیم موجب می شود تا فیلم های ما جا افتاده و مخاطب خود را در آن منطقه پیدا کند.
سبحانی یادآور شد: برای نمایش و عرضه بهتر فیلم های جشنواره عمار لازم است با موسسات مردمی فعال در این کشورها تماس گرفته شود؛ حتی در برخی از موارد می توانیم از کمک سفارتخانه های خود برای دستیابی به این اهداف استفاده کنیم.
وی در بخش دیگر سخنان خود مردم منطقه آمریکای لاتین را علاقمند به کسب آگاهی در مورد ایران ارزیابی کرد و گفت: مردم زیادی در منطقه آمریکای لاتین به دنبال کسب آگاهی و اطلاع درباره نوع و روش زندگی ما در ایران هستند؛ بر این اساس اگر بر روی این موضوع برنامه ریزی های خوبی انجام شود نتیجه آن جذب مخاطبان فراوانی از این کشورها خواهد شد. سینمای ایران در حال حاضر در میان سینماهای مطرح دنیا قرار دارد؛ اما اینکه چه فیلم هایی از ایران در جشنواره های بین المللی موفق به دریافت جایزه می شوند محل مناقشه است البته نکته مهم و اصلی جا باز کردن فیلم ایرانی در دنیا است که این عامل ایران را به عنوان یکی از کشورهای صاحب سبک در ساخت فیلم های فاخر میشناسد که حرفی برای گفتن دارد.
سبحانی از هنر به عنوان یک ابزار موثر در انتقال فرهنگ نام برد و ادامه داد: ما باید از هنر به عنوان یک ابزار بسیار مفید و موثر برای نشان دادن فرهنگ خود به جهانیان بیشتر استفاده کنیم وکم کاری هایی گذشته را هم جبران کنیم.
وی در پایان سخنان خود تصریح کرد: نمایش فیلمهای جشنواره عمار هرچه گسترش بیشتری در کشورهای امریکای لاتین به ویژه آرژانتین پیدا کند تاثیر بیشتری بر روی این مخاطبان بین المللی خواهد داشت.
انتهای پیام/ چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از فارس؛محمدباقر قالیباف کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حاشیه ضبط برنامههای تبلیغاتی در صدا و سیما، طی سخنانی، اظهار داشت: حق مردم است که بدانند مدیرانشان کجا زندگی میکنند، چه اموالی دارند و چه فعالیتهایی انجام میدهند.
وی افزود: بنده لیست اموالم را در مناظره هم آماده کرده بودم تا نشان دهم. قانون میگوید که این اطلاعات را باید به صورت محرمانه در اختیار قوه قضائیه قرار دهیم؛ البته بنده معتقدم که یک وجه مهم مبارزه با فساد و شفافسازی این است که مردم این مسائل را بدانند.
کاندیدای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری همچنین تصریح کرد: خواهش من از دیگر نامزدها این است که جمعه هفته آینده، همگی داراییهایمان را به اطلاع مردم برسانیم.
قالیباف ادامه داد: باید مشخص باشد خودمان و بستگان درجه اولمان یعنی همسر، فرزندان، خواهران و برادرانمان چه داریم، چه کار انجام میدهیم و کجا زندگی میکنیم.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، متین منتظمی دبیر کل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در گفتگو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا اظهار داشت: برگزاری مناظرات کاندیداها یا حامیان آنها با یکدیگر مسئله ای بود که قرار بود صدا و سیما به آن پرداخته و این فرصت را در اختیار آنها قرار دهد.
وی با بیان اینکه برگزاری این مناظرات منجر به شفافیت بیشتر برای رسیدن به نامزد اصلح است، ادامه داد: متاسفانه صدا و سیما بازیچه دست دولت شده است و دولتی ها هیچ گاه راضی به حضور در مناظرات نیستند، رسانه ملی هم از این تفکر حمایت میکند.
دبیر کل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان عنوان کرد: پس از نامه آقای نادران به مشاور فرهنگی رئیس جمهور و اعلام آمادگی برای مناظره با وی، تشکل های دانشجویی نیز از این اقدام استقبال کرده اند.
منتظمی با اشاره به اینکه اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در سراسر کشور قریب 60 دفتر تشکیلاتی را در دانشگاه های کشور دارد، بیان کرد: ما از این تریبون اعلام میکنیم که آمادگی داریم این مناظره و مناظرات دیگر را برگزار کرده و این ضعف رسانه ملی را جبران کنیم.
وی در ادامه تصریح کرد: بنده به عنوان دبیرکل جامعه اسلامی دانشجویان از آقایان نادران و آشنا دعوت میکنم که با حضور در کف دانشگاه ها و حضور در مناظرات انتخاباتی مردم کشورمان را در رسیدن به نامزد اصلح یاری رسانند.
وی با انتقاد از مستند انتخاباتی حسن روحانی افزود: رییس جمهور دولت یازدهم در مستند انتخاباتی خود ابتدا سخنان و انتقادات دانشجویان را آورده و به آنها پاسخ داده ولی کسی از وی سوال نکرده که این ها همان دانشجویانی هستند که شخص شما دستور بایکوت شدن صدای آنها را صادر کرده بودید.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از تسنیم، حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان و تحلیلگر مسائل سیاسی در تحلیل خود از دومین مناظره نامزدهای دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، اظهار داشت: مناظره روز جمعه ویترین ناتوانیهای 4 ساله دولت بود؛ مناظره جاده یکطرفه نبود که دولتمردان مانند 4 ساله گذشته بدون دغدغه از برخورد مقابل،"تخته گاز" روند و به همین علت در مواجه با پرسشهای منطقی، "وارد شانه خالی جاده" میشدند و گرد و خاک بلند میکردند.
وی افزود: آقای روحانی در سکو ایستاده بود و پایین نمیآمد؛ به این معنی که همه نارساییها و ناکامیهای دولت خود را به حساب عملکرد دولت گذشته قرار داد و دوم همه دستاوردهای دیگران را به حساب دولت خود "فاکتور" میکرد.
شریعتمداری با بیان اینکه سومین سکو که تنها سکوی اختصاصی ایشان بود به "تهدید مردم" اختصاص داشت، تصریح کرد: ایشان بالای این سکو ایستاده بود و مردم را تهدید میکرد که اگر برای بار دوم به ایشان رای ندهند باید منتظر حمله نظامی آمریکا باشند.
مدیرمسئول روزنامه کیهان درباره عملکرد جهانگیری نیز در مناظره دوم گفت: آقای جهانگیری تقریبا بیتوجه به پرسشهای مطرح شده انشاء خود را میخواند و اصرار داشت هرچند دقیقه یکبار یادآوری کند، من اصلاحطلب هستم.
وی با بیان اینکه در جایجای این مناظره تناقض در گفتار دولتمردان به وضوح دیده میشد، خاطرنشان کرد: به عنوان نمونه آقای روحانی از یک طرف حمایت ایران از مقاومت در سوریه را به دولت خود نسبت میداد که البته ربطی به دولت ایشان نداشت و در همان حال به تونل موشکی سپاه حمله میکرد و میگفت روی موشکها شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل مینویسند، برای اینکه برجام را زمین بزنند.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از انقلاب نیوز؛ دیروز 15 اردیبهشت ماه بود که مناظره دوم کاندیداهای ریاست جمهوری از شبکه یک سیما به صورت زنده پخش شد.
مناظره یک ساعت و سی دقیقه ای که پر بود از حواشی که پر رنگ تر از متن آن بود.در بخشی از این مناظره درباره اقلیت های مذهبی و سیاسی صحبت به میان آمد که رئیس جمهور روحانی در آن به نکاتی اشاره کرد که در ذیل این گزارش این نکات به صورت کامل آورده شده که توجه شما مخاطبان را به ان جلب می کنم.
روحانی: همه اقلیت ها باید حقوق مساوی داشته باشند
روحانی درباره اقلیت های مذهبی و سیاسی گفت: اگر مردم انتقاد نکنند یعنی مشارکت نکرده اند و سهم خود را در پیشرفت کشور ایفا نکرده اند. این روشی است که حتما باید اصلاح شود. خودم به آن اعتقاد دارم در این انتخابات کیا هستند که در فضای مجازی آزادند و کیا هستند هر روز احضار می شوند به بهانه های مختلف.
اینجوری می خواهیم در جامعه عدالت گشتری کنیم؟ اگر می خواهیم برسیم به شرایط مناسب سیاسی باید همه احزاب و گروه ها از حقوق مساوی برخوردار باشند. اقوام و اقلیت ها چه؟ آیا در کشور ما همه اقلیت ها دارای حقوق مساوی هستند؟ زمانی که فرماندار خانم اهل سنت در جایی نصب می کنیم از دو طرف مورد حمله ایم. از طرفی چرا خانم؟ و از طرفی چرا یک اهل سنت؟ حقوق شهروندی برای این است.
انشاء نیست. تبدیل می شود به زنگ عمل. به زنگ حساب کشی از بخشهای مختلف در دولت دوازدهم.
ما یک ایران داریم و همه ایرانیها از حقوق مساوی شهروندی باید برخوردار باشند.
متن کامل مناظره دوم را در اینجا بخوانید
در ادامه و پیرو صحبت های حسن روحانی توجه شما را به مصاحبه ای با ژرژیک آبراهامیان نماینده ارامنه اصفهان و اقلیت های مذهبی جنوب کشور در مجلس شورای اسلامی جلب می کنم؛
نارضایتی ارامنه از دولت روحانی همچنان وجود دارد
ژرژیک آبراهامیان در گفتو با انقلاب نیوز گفت: تاثیرات منفی اقتصاد به صورت صد در صدی بر ارامنه نیز تاثیر گذار بوده. متاسفانه مشکلات اقتصادی برای ارامنه در این چهار سال بود و هنوز هم ادامه دارد.
نماینده ارامنه جنوب کشورد اظهار داشت: رای بیشتر ارامنه به صحبت ها، حرکات و سکنات کاندیداها در مناظرات بر می گردد. البته باید گفت که تمام و کمال رای ارامنه به این موضوع بر نمی گردد ولی باید گفت که نارضایتی در ارامنه وجود دارد.
وی درباره اینکه آیا دولت روحانی توانسته به نیازهای اقلیت های مذهبی پاسخی بدهد یا نه گفت: این دولت به هیچ عنوان تغیرات اساسی برای ارامنه نداشته و انتقادات فراوانی نیزمتوجه به این دولت در خصوص رسیدگی مناسب به اقلیت های مذهبی است. تعدادی از وزرای این دولت تا آستانه استیضاح و تعدادی دیگر به استیضاح رسیدند.
برجام آن چیزی نبود که دولت می گفت
آبراهامیان در خصوص برجام نیز اظهار داشت: دولت حتی در این موضوع هم نتوانست به آن چیزی که مد نظرش بود برسد. آن چیزی که دولت در مسئله برجام اعلام می کرد برخلاف چیزی است که ما الان شاهد آن هستیم. مشخص بود که در صحبت هایی که درباره نتیجه برجام شده بود عجله شد.
وی در پاسخ به این سوال که به نظر شما از میان کاندیداها در صحنه رقابت ریاست جمهوری هستند کدام یک می توانند برای رفع مشکلات اقلیت ها کمک بیشتری کند گفت: تمام اقشار جامعه متاثر از دولت ها هستند و ارامنه نیز از این امر مستثنا نیست. نمی شود گفت که چه کسی بیاید برای ارامنه خوب است و فلان شخص بیاید بد است.
ریاست جمهوری برازنده آقای رئیسی است
آبراهامیان در ادامه درباره حجت الاسلام رئیسی نیز اظهار داشت: ایشان بسیار انسان شریف و بزرگواری هستند، گذشته ایشان منشا خدمات فراوانی بوده اند و ریاست جمهوری برازنده شخصیت بسیار سنگین آقای رئیسی است. ایشان جزو ذخایر انسانی ما محسوب می شوند. در مجموع که من درباره زندگی، کار و خدمات ایشان شنیده ام و دیده ام بسیار مثبت است.
حتما در انتخابات شرکت خواهم کرد
آبراهامیان درباره اینکه اقلیت ها رای خود را به نفع چه کسی در صندق می ریزند نیز گفت: انتخابات و رای افراد یک مسئله مخفی است و باید گفت رای ارامنه نیز از طریق بازخوردی که در جامعه اتفاق می افتد مشخص می شود. ولی باید بگویم که حتما در این انتخابات شرکت خواهم کرد و ارامنه نیز آن را در انتخابات آتی ثابت خواهند کرد.
وی بیان داشت: به نظر من برنده این انتخابات کسی نیست جز مردم شریف ایران که با در صحنه حضور دارند. نباید صحنه انتخابات را به مسابقه فوتبال با حواشی مختلف تبدیل کنیم، همه باید بدانند و متوجه این باشند که مردم ایران مردمی هوشمند و با ذکاوت هستند و با شاخص های مثبت انتخاباتی فرد اصلح را انتخاب می کنند.
قالیباف نیز می تواند رئیس جمهور خوبی باشد
نماینده ارامنه جنوب درباره شهردار تهران نیز گفت: ایشان قطعا صلاحیت ریاست جمهوری را داشته اند که شورای نگهبان ایشان را تایید کرده است. ایشان هم منشا خدمات فراوانی در شهر تهران بوده اند و عملکرد آقای قالیباف هم نشان دهنده آن است که می توانند برای مردم رئیس جمهور خوبی باشند.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از فارس؛ پای پرحاشیهترین و جنجالیترین قرارداد صنعت نفت ایران پس از پیروزی انقلاب یعنی قرارداد صادرات گاز ایران به امارات معروف به قرارداد «کرسنت» به مناظره تلویزیونی بین نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری باز شد تا امیدها برای خروج این موضوع از فاز محرمانه بعد از چهار سال افزایش یابد. با این وجود، واکنشهای ابتدایی مقامات ارشد دولتی به این اتفاق نشان داد که همچنان دولت روحانی مردم را در این زمینه محرم نمی داند و اصرار دارد کارنامه خود را پنهان کرد تا در معرض نقد کارشناسان قرار نگیرد و حقایق مهمی برای مردم در این زمینه مشخص نشود.
ماجرا از اینجا شروع شد که اواسط مناظره فرهنگی-سیاسی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در رسانه ملی، سید مصطفی هاشمی طبا، کاندیدای حامی دولت روحانی در یک اقدام عجیب و ناگهانی که به تعبیر بسیاری از کارشناسان «گل به خودی» محسوب می شد، به سراغ قرارداد کرسنت رفت و گفت: «ما قراردادی در کشور به نام کرسنت داشتیم که به خاطر آن 14.5 میلیارد دلار جریمه شدیم. کرسنت بد؛ اما ما بخاطر عدم اجرایش در دولتهای نهم و دهم جریمه شدیم. همه راستها را بگوییم». این صحبت هاشمی طبا، واکنش سریع روحانی را در پی داشت و رئیس دولت یازدهم درباره این موضوع گفت: «یک نکته درباره کرسنت بگویم چون گفتند 14 میلیارد، چون ممکن است ذهن مردم مشوش شود. این نیست هنوز به داوری نرسیده و باید در داوری به نتیجه برسیم و رقمها این رقم ها نیست که در شایعات گفته می شود». چند ساعت بعد هم بیژن زنگنه، وزیر نفت در تلگرام خودش اعلام کرد: «ما در مورد کرسنت هیچ جریمهای نشدهایم و قاطعانه و قدرتمندانه در حال دفاعیم. البته به دلیل ضعف دولت گذشته ما به عدم اجرای قرارداد محکوم شدیم».
اما این پایان کار نبود و زنگنه دیروز در مصاحبه با خبرنگاران در حاشیه بازدید از بیست و دومین نمایشگاه بین المللی نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی با بیان اینکه ایران در زمینه پرونده کرسنت تاکنون هیچ گونه جریمه ای نشده است، گفت: «هنوز هیچ چیز قطعی نیست، از این رو به هیچ وجه خبری از اعداد نجومی گفته شده نیست، بلکه ما در این زمینه مدعی هستیم که چرا یک عده با بی تدبیری اینقدر کشور را در معرض خطر قرار داده اند». همچنین علی کاردر، معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران هم امروز در نشستی خبری در حاشیه بیست و دومین نمایشگاه بین المللی نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی گفت: «امکان اطلاع رسانی در این باره (کرسنت) هم اکنون وجود ندارد زیرا هر اطلاع رسانی به عنوان یک سند در داوری استفاده می شود اما به وقتش، اطلاع رسانی مفصلی در این زمینه صورت خواهد گرفت».
این برخوردهای مسئولان ارشد دولت و وزارت نفت با رای دادگاه لاهه درباره قرارداد کرسنت بار دیگر نشان داد دولت یازدهم هیچ علاقهای به شفاف سازی این موضوع برای مردم ندارد و صرفا تلاش میکند در یک فضای مبهم، از عملکرد خود در این زمینه دفاع کرده و مسئولان دولت قبل را مسئول وضعیت نامطلوب پرونده ایران در دادگاه کرسنت معرفی کنند. این در حالی است که واقعیت چیز دیگری است و محکومیت ایران در دادگاه لاهه برای پرونده کرسنت - فارغ از میزان جریمه احتمالی آن که همچنان به دلیل پنهان کاری دولت نامشخص است - نتیجه عملکرد ضعیف و غیرقابل قبول دولت یازدهم است.
قبل از اینکه نگاهی به واقعیتهای قرارداد کرسنت بیاندازیم، مناسب است تنها اظهارات صریح مقامات ارشد دولت یازدهم درباره قرارداد کرسنت را مرور کنیم. علی کاردر، معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران که جزو امضا کنندگان قرارداد مذکور است، 12 مهرماه 95 در مصاحبه با خبرنگاران، کرسنت را «حرفهایترین قرارداد» نامید و گفت: «کرسنت یک قرارداد درجه یک است؛ اگر به من اجازه بدهند سخنرانی کنم -و شورای عالی امنیت ملی اجازه نمیدهد- من نامردهایی که کشور را ضایع کردند و 7 میلیارد دلار کشور را به باد دادند رسوا میکنم؛ به خدا قسم آنچه گفتند توهم است و توهمی فکر کردند و ضایع کردند».
*داستان قرارداد کرسنت چیست؟
«کرسنت» (Crescent) نام یک شرکت نفتی اماراتی است و در سال 1381 (2001 میلادی) قرارداد «کرسنت» بین این شرکت اماراتی و شرکت ملی نفت ایران امضاء شد و ایران متعهد شد گاز ترش فرآوری نشده میدان سلمان را به مدت 25 سال و از ابتدای سال 2005 به امارات صادر کند. حجم صادرات گاز هم قرار بود از 500 میلیون فوت مکعب در روز آغاز شود و به تدریج به 800 میلیون فوت مکعب در روز برسد. اجرای این پروژه در سال 1384 از سمت ایران با دلایل ارائه شده از سوی دیوان محاسبات و دیگر نهادهای نظارتی متوقف شد. در دولت نهم تلاش شد این قرارداد اصلاح شود و مذاکراتی در این زمینه هم صورت گرفت ولی این امر بخصوص با توجه به حواشی متعدد مربوط به فساد در امضای این قرارداد در اوایل دهه هشتاد محقق نشد و نهایتا با روی کار آمدن دولت دهم و در سال 1388، اجرای قرارداد کرسنت از طرف ایران تعلیق شد و برخی پروندههای قضایی در این رابطه در داخل کشورمان تشکیل شد. علی ترقیجاه و برخی عوامل دیگری که رشوه دریافت کرده بودند، احضار و بازداشت شدند و اعترافات مفصلی نیز در این باره داشتند. شرکت کرسنت نیز از طریق دادگاه لاهه خواستار شد که ایران یا به اجرای قرارداد ملزم شود یا به صورت سالانه خسارت سنگینی به این شرکت پرداخت کند.
لازم است خاطر نشان گردد که برخلاف تصور موجود، تنها مشکل قرارداد کرسنت، فرمول قیمت گذاری نامناسب گاز و ارزانفروشی نیست بلکه همانطور که توسط سازمان بازرسی کل کشور، حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی کشور و حمیدرضا کاتوزیان رئیس کمیسیون انرژی مجلس هشتم بیان شده است، این قرارداد اشکالات دیگری مانند عدم رعایت مصوبه شورای اقتصاد مبنی بر انتقال گاز میدان نفت و گاز سلمان به عسلویه، مورد توجه قرار نگرفتن ابعاد تجاری، اقتصادی، حقوقی، فنی و امنیتی قرارداد و عدم توجه به رفتار فنی چاههای میدان سلمان در قرارداد هم دارد.
*روند پرونده کرسنت در دادگاه لاهه و اشتباه بزرگ دولت روحانی
همانطور که اشاره شد با توقف اجرای قرارداد کرسنت از سوی ایران، مقامات شرکت اماراتی کرسنت از کشورمان به دادگاه لاهه شکایت کردند تا ایران مجبور به اجرای این قرارداد یا پرداخت خسارت سنگین به این شرکت شود. مقامات ایرانی نیز با توجه به اطلاعات گسترده و شفافی که درباره وجود فساد در انعقاد قرارداد کرسنت داشتند، تلاش کردند تا این موضوع را محور تلاشهای خود برای دفاع از منافع ملی در زمینه این قرارداد در دادگاه لاهه قرار دهند. زیرا اگر در دادگاههای بینالمللی ثابت شود که در یک قرارداد بینالمللی، فساد یا رشوهای صورت گرفته است، آن قرارداد لغو خواهد شد.
در دولت دهم با همکاری دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، وزارت نفت و وزارت اطلاعات کلیه مستندات فساد در قرارداد کرسنت همراه با تایید سازمانهای بین المللی از جمله سازمان مبارزه با فساد انگلستان FSO تهیه و به دیوان لاهه ارائه گردید، به طوری که جای هیچ انکاری از فساد باقی نمیگذاشت. جلسات داوری قرارداد کرسنت در اردیبهشت ماه و خرداد ماه 1392 در لاهه برگزار شد. جلسات متعدد دادگاه با توجه به مستندات شفاف، به نفع ایران پیش میرفت. اما با روی کار آمدن دولت یازدهم و انتخاب بیژن زنگنه به عنوان وزیر نفت از سوی رئیس جمهور و رای اعتماد مجلس به ایشان، تمام معادلات تغییر کرد. دلیل این موضوع این نکته بود که در جریان معرفی زنگنه به مجلس برای کسب رای اعتماد، برخی از نزدیکان و حامیان ایشان با هدف ایجاد شرایط لازم برای تصدی مجدد پست وزارت نفت توسط وزیر نفت دولت اصلاحات در مصاحبه با رسانهها، تلاش کردند که مفاسد و نقاط ضعف قرارداد کرسنت را انکار کنند و بر ضرورت اجرایی شدن آن تاکید نمایند.
به عنوان مثال، اکبر ترکان، از مدیران ارشد وزارت نفت در دولت های هشتم و نهم و مشاور ارشد رئیس دولت یازدهم که در مصاحبه با ویژه نامه روزنامه شرق درباره قرارداد کرسنت در سال 90 گفته بود: «کرسنت قراردادی است که که بر ارکان درستی بنیان گذاشته نشده و پایههای این قرارداد کج است»، در مصاحبه با هفته نامه «تجارت فردا» در تابستان 92 گفت: «آنها که کرسنت را اجرا نکردند باید محاکمه شوند».
از سوی دیگر هم زنگنه پس از کسب رای اعتماد مجلس، برخی از نزدیکان خود در دولت اصلاحات را که نقش مهمی در امضای قرارداد کرسنت داشتند و در مراحل عقد این قرارداد در کنار او حضور داشتند را بار دیگر به عنوان مدیران ارشد وزارت نفت منصوب کرد. از آن جمله میتوان به رکن الدین جوادی، مدیرعامل شرکت صادرات گاز ایران در دولت هشتم و اولین مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران در دولت یازدهم (تا اواخر خردادماه 95) و معاون فعلی نظارت بر منابع هیدروکربوری وزیر نفت و همچنین علی کاردر، از امضاکنندگان قرارداد مذکور و معاون فعلی سرمایه گذاری و تامین منابع مالی شرکت ملی نفت ایران در این دولت (تا اواخر خردادماه 95) و مدیرعامل فعلی این شرکت اشاره کرد.
با توجه به همین وضعیت، مدیران شرکت کرسنت و وکلای آن مدعی شدند که در زمینه فساد در امضای قرارداد کرسنت در ایران دودستگی وجود دارد و این سوال را مطرح کردند که اگر ایران معتقد است در این قرارداد فسادی رخ داده است و مفسدینی وجود دارد پس چرا خودش آنها را در راس بزرگترین مناصب صنعت نفت کشورش قرار داده است؟! با توجه به همین موضوع و همچنین عدم تمایل زنگنه به برکناری آن مدیران ارشد وزارت نفت، نهایتا ایران نتوانست در مراحل پایانی دادگاه لاهه به خوبی از ادعای خود مبنی بر وجود فساد در انعقاد قرارداد کرسنت دفاع کند. در نتیجه، نهایتاً اواسط مرداد ماه 1393، شرکت دانا گاز اعلام کرد که دیوان بین المللی در مناقشه شرکت کرسنت با شرکت ملی نفت ایران، به نفع شرکت کرسنت رای داده است.
مقامات ارشد دولت یازدهم اصل خبر محکومیت ایران را در پرونده کرسنت تأیید کردند، اما چیزی در مورد جزئیات آن نگفتند و همچنان مشخص نیست که دقیقا رای دادگاه لاهه چه بوده است و ایران در این دادگاه به پرداخت چه میزان جریمهای به شرکت کرسنت محکوم شده است. صرفا اخبار منتشر شده توسط مقامات شرکت کرسنت یا مقامات ایرانی مانند مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری حاکی از آن است که مذاکره بین مقامات وزارت نفت و مسئولین این شرکت ادامه دارد تا با اصلاح این قرارداد در راستای تأمین رضایت شرکت کرسنت، صادرات گاز به امارات را بدون پرداخت جریمه مصوب دادگاه لاهه به این شرکت عملیاتی کنند.
انتهای پیام/چ

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، به نقل از دانا؛ چند روز قبل بود که خبری در خبرگزاری فارس منتشر شد که حکایت از فرار یکی از متهمان پرونده دانیال زاده داشت.
بر اساس این خبر یکی از متهمان پرونده بدهکار 2600 میلیارد تومانی از کشور گریخته است.
اما حالا پس از گذشت چند روز خبرنگار ما مطلع شد که یکی از افراد و نزدیکان مسئولان دولتی در فرار این فرد از کشور نقش داشته است.
بزودی اطلاعات بیشتری از این فرد و نحوه فرار وی را منتشر می کنیم.
انتهای پیام/چ