یک کارشناس مسائل سیاسی گفت: هیچ موردی در برجام وجود نداشت که ایران را ملزم به توافق با سازمان جهانی FATF کند؛ حتی در توافق اولیه و پیمان نامه مشترک برجام تسهیل شرایط مالی و رفع تحریم ها علیه ایران بر عهده طرف غربی گذاشته شده بود و نیازی به اقدامات ثانویه ایران مانند توافق FATF نبود.

به گزارش صدای دانشجو، هادی ثروتی کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در خصوص خود تحریمی به وجود آمده از سوی برخی از بانک ها در راستای توافق با FATF اظهار داشت: امروز بانک های ما هم از وظایف اصلی و حوزه اختیارات خود خارج شده اند و به سمت کاسبی روی آورده اند.

 

وی با بیان اینکه برخی از بانک ها شرکت های سرمایه گذاری ایجاد کرده و برای خود محل کسب و کار فراهم کرده اند تصریح کرد: امروز بانک ها از محل حقوق ها استفاده کرده و در گردش داخلی خود از پول های انباشته مردم استفاده کرده و درصدهای بالایی سود دریافت می کنند و از طرف دیگر به واسطه شرکت های خود برای خود سودآوری فراهم می کنند.

 

این کارشناس مسائل سیاسی افزود: امروز سودهای داخلی توقع بانک ها را براورده نکرده و به سمت سرمایه گذاری خارجی گرایش پیدا کرده اند به طوری که مدیر عامل بانک سپه چندی پیش اعلام کرد که منابع خود را به سمت سرمایه گذاری خارجی خواهد برد.

برخی از بانک ها منافع ملی را به خطر انداخته اند

ثروتی با بیان این نکته که با توجه به شرایط اقتصادی کشور لازم است سرمایه های بانک ها در داخل به کار گرفته شوند خاطر نشان کرد: ناشی گری برخی از بانک ها باعث شده است که منافع ملی هم به خطر بیفتد.

 

وی تصریح کرد: بانک های داخلی از ترس سیستم های بین المللی و برای هماهنگی بیشتر با بانک های جهانی به تبعیت کورکورانه از آنها روی آورده اند که در این میان نقض حاکمیت ملی صورت گرفته است.

 

تحریم های داخلی از تبعات جلسات خصوصی آقای سیف است

این کارشناس مسائل سیاسی همچنین بیان داشت: رئیس بانک مرکزی و تیم همراه خود در سفری که چندی پیش به سوئیس داشت در آنجا به صورت خصوصی موافقت خود را با پیوستن به سازمان جهانی FATF اعلام کرده بودند و امروز ما شاهد تبعات جلسات خصوصی و موافقت های خصوصی این شخص هستیم.

 

ثروتی در ادامه گفت: اگرچه ظاهراً تعهدی که امضا شده درباره نرفتن ایران به سمت اقدامات مرتبط با پولشویی و عدم ارتباط با سازمان های حامی تروریسم در دنیا است اما متأسفانه زمانی نهادهای نظارتی در داخل متوجه شدند که دیگر کار از کار گذشته بود؛ لیست حامیان تروریسم در دنیا شامل برخی از نهادهای ایرانی هم بوده است.

 

وی با تأکید بر اینکه آقای سیف خود تحریمی در ایران را امضا کرده است خاطر نشان کرد: رئیس بانک مرکزی کشور با ندانم کاری و یا مشورت با برخی در داخل کشور شرایطی را برای اقتصاد فراهم کرد که نه تنها تحریم های خارجی برداشته نشد بلکه تحریم های داخلی نیز رقم خورد.

 

دولت و بانک مرکزی پاسخگو باشد

این کارشناس مسائل سیاسی افزود: دولت به عنوان بالاترین نهاد اجرایی باید نسبت به این اقدام بانک مرکزی پاسخگو باشد؛ هیچ کشوری نقض حاکمیت ملی خود را نمی پذیرد و هنوز برای کارشناسان جای سوال است که چرا آقایان در جلسات محرمانه چنین توافق ذلت باری را امضا کرده اند.

 

ثروتی با بیان اینکه مسئولین می توانستند آثار و تبعات این توافق را با توجه به زرنگی ها و بندهایی خنثی کنند اما این کار را انجام ندادند خاطرنشان کرد: امروز شاهد اولین نتیجه از توافق بانک مرکزی با سازمان جهانی FATF هستیم که مسائل مالی برخی از نهادهای کشور به مشکل برخورد کرده است.

 

با وجود بند رفع تحریم ها در برجام نیازی به توافق با FATF وجود نداشت

وی ضمن یادآوری این نکته که به دلیل اینکه تعهدات بین المللی لازم الاجراست تقریباً مسیر برگشت از این توافق بسیار سخت است بیان داشت: هیچ موردی در برجام وجود نداشت که ایران را ملزم به توافق با سازمان جهانی FATF کند؛ حتی در توافق اولیه و پیمان نامه مشترک برجام تسهیل شرایط مالی و رفع تحریم ها علیه ایران بر عهده طرف غربی گذاشته شده بود و نیازی به اقدامات ثانویه ایران مانند توافق FATF نبود.

 

این کارشناس مسائل سیاسی در پایان یادآور شد: مسئولین به جای اینکه از طرف غربی و آمریکا بخواهند به تعهدات خود در برجام پایبند باشد، تن به تعهدات دیگری در قالب FATF دادند که مشکلات زیادی برای اقتصاد کشور به وجود خواهد آورد و به زودی آثار و تبعات آن مشخص می شود.

 

انتهای پیام/

فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت: اصلاح‌طلبان و آقای روحانی مثل زن و شوهری هستند که به‌رغم همه دلخوری‌هایی که از همدیگر دارند مجبورند به‌خاطر بچه‌ها با همدیگر زندگی کنند. اصلاح‌طلبان مجبورند با آقای روحانی همراهی کنند چون آلترناتیو دیگری ندارند.

به گزارش صدای دانشجو؛ صادق زیباکلام از تئوریسین های اصلاح طلبان گفت و گویی با شماره جدید هفته‌نامه مثلث انجام داده است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

آقای روحانی چه نسبتی را بین خود و جناح‌های سیاسی تعریف کرده است؟

 به نظر من آقای روحانی در مدت سه سال سعی کرد در مرکز یا وسط طیف سیاسی کشور حرکت کند. به‌عبارت دیگر عمده مناسبات او متوجه دو بخش میانه‌رو اصولگرایان و اصلاح‌طلبان بود. یعنی عملا مناسب‌ترین رابطه را سعی کرد با اصولگرایان معتدل و میانه‌رو و اصلاح‌طلبان معتدل و میانه‌رو داشته باشد. در عین حال مخالفت و انتقاد از او عمدتا از ناحیه اصولگرایان‌ رادیکال جبهه پایداری و طرفداران آقای احمدی‌نژاد و اصلاح‌طلبان رادیکال بود چون این دو گروه کارنامه او را خیلی مثبت ارزیابی نمی‌کنند بنابراین می‌شود گفت که بیشترین حمایت و تلاش و موفقیت را در زمینه ایجاد ارتباط سیاسی با بخش میانه‌رو داشت.

الان نه اصولگرایان و نه اصلاح‌طلبان هیچ کدام از آقای روحانی راضی نیستند، اصلاح‌طلبان که برای حمایت از آقای روحانی در انتخابات سال 96 بحث تعیین شرط و شروط را مطرح می‌کنند، جریان آقای عارف که کلا منتقد آقای روحانی هستند. از این طرف اصولگرایان سنتی معتقدند آقای روحانی برعکس شعار اعتدالی که داد از نیروهای اصولگرا استفاده نکرد بلکه خودش را به همکاری با آقای لاریجانی محدود کرد و فقط از برخی نیروهای همسو با رئیس مجلس بهره‌برد؛ شما این نظر را قبول دارید؟

 وقتی موضوع حرکت آقای روحانی گام برداشتن در مرکز ثقل میانه طیف سیاسی ایران است طبیعتا مجبور می‌شود امتیازاتی را هر چند که خیلی با آن موافق نیستند به هر دو جریان میانه‌رو کشور بدهد. براساس این خط‌‌‌مشی آقای روحانی تلاش کرد فاصله خودش را با اصلاح‌طلبان حفظ کند و خیلی اظهار نزدیکی با اصلاح‌طلبان نداشته باشد چون نگران این است که شاید اصولگرایان معتدل و میانه‌رو ناراحت شوند. در عین حال خیلی نیز به اصولگرایان نزدیک نشد چون نگران این است که داد اصلاح‌طلبان در‌بیاید. این استراتژی کلی آقای روحانی بود اما در عمل طبیعی است که هم اصلاح‌طلبان از او رضایت کاملی نداشته باشند و هم اصولگرایان؛ منتها باید یادمان باشد که این عدم رضایت هر چقدر که به طرف رادیکال‌ها و تندروهای دو جناح سیاسی نزدیکتر می‌شویم تشدید می‌شود. ضمن آنکه اضافه کنم در سال 92 هم آقای روحانی هیچ وقت اصلاح‌طلب تعریف نشد و هم اصلاح‌طلبان هیچ وقت‌ ‌او را به چشم و عنوان یک شخصیت اصلاح‌طلب نگاه نکردند. حتی می‌گویم اگر به اصلاح‌طلبی، میانه‌روی، اعتدال، خواسته باشیم نمره دهیم قطعا نمره ناطق‌نوری از آقای روحانی خیلی بیشتر می‌شود، منتها آقای ناطق‌نوری مسئولیت نداشت، اگر آقای ناطق‌نوری مسئولیت داشت و مجبور بود بده‌‌بستان‌هایی هم با جریان اصلاح‌طلب و هم با جریان اصولگرا داشته باشد آن وقت این نگاه و این نظر متبوعی که نسبت به او وجود دارد نسبت به آقای ناطق‌نوری هم مقداری خدشه‌دار می‌شد، بنابراین در بهترین حالت باید اصطلاحی را که غربی‌ها به کار می‌برند مطرح کنم، غربی‌ها از اصطلاح راست میانه استفاده می‌کنند، به عبارت بهتر ما یک راست، یک چپ، یک راست میانه و یک چپ میانه داریم. به گمان من آقای روحانی را می‌توانیم در بهترین حالت راست میانه تعریف کنیم به همین دلیل گفته می‌شود اصلاح‌طلبان که سمت چپ سیاسی ایران هستند از دست آقای روحانی دلخورند که درست هم ‌هست و بعد اضافه می‌شود که راست‌های ‌رادیکال هم از آقای روحانی رضایت ندارند که این حرف هم درست است چون جایگاه سیاسی آقای روحانی راست میانه است و بر‌اساس همین خط‌ مشی حرکت می‌کند.

فکر می‌کنید آقای روحانی در سه سال بعد از قرار گرفتن در جایگاه ریاست‌جمهوری هر چه زمان گذشت محافظه‌کارتر شد یا صریح‌تر حرف می‌زند؟

 من فکر می‌کنم کارنامه آقای روحانی در مجموع از این نظر مثبت بود. بعضی جاها او موضعگیری‌اش خیلی شفاف و درست و اصولی و شجاعانه و تا حدودی رادیکال بود که باعث خشم و غضب اصولگرایان ‌رادیکال نسبت به او شد و آنها عصبانیت و ناراحتی خود را به سوی دولت یازدهم سرازیر کردند، در عین حال یک جاهایی نیز او پرهیز کرد و خیلی رادیکال نبود که باعث دلخوری اصلاح‌طلبان شد. حالا می‌توانم مثال بزنم در جریان ایستادگی و اصرارش روی رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی اصلاح‌طلبان خیلی به آقای روحانی انتقاد دارند و معتقدند به‌رغم اینکه تلویحا رفع حصر و تلاش در جهت رفع حصر یکی از تعهدات و وعده‌های او بود ولی در عمل آقای روحانی ظرف سه سال گذشته‌ ‌ترجیح داد کاری به حصر نداشته باشد و جوری رفتار کرد که اساسا حصر در یک کشور دیگری اتفاق افتاده و ادامه دارد و به ایران ارتباط پیدا نمی‌کند. این مساله خیلی باعث رنجش بسیاری از اصلاح‌طلبان از او شد.

این تحلیل را که برخی می‌گویند وزرای آقای روحانی مقابل ‌برخی‌اصولگرایان در حال عقب‌‌نشینی هستند، قبول دارید؟ از دولت آقای هاشمی نقل می‌شود که او به وزرای خود گفت شما به سیاست کاری نداشته باشید و سیاست با من؛ این جمله معروفی است. آیا آقای روحانی نیز همین جمله را به وزرای خودش گفت یا خیر وزرا با او همراهی و هماهنگی ندارند و دائم مقابل انتقاد ‌برخی‌اصولگرایان عقب‌نشینی می‌کنند؟

 خیر. ‌تفاوتی میان آقای هاشمی و کابینه‌اش با آقای روحانی و کابینه‌اش وجود دارد و آن اینکه صرف‌نظر از اینکه دولتمردان و اعضای کابینه آقای هاشمی چقدر رادیکال بودند و چقدر می‌خواستند در مسائل سیاسی موضعگیری کنند اما آقای هاشمی عملا موافق این مساله نبود و آنها را بیشتر تشویق می‌کرد که به کارهای وزارتخانه‌شان بپردازند. یک بار هم آقای هاشمی گفت: «کابینه من، کابینه تکنوکرات است». حالا اگر هم خیلی اعضای کابینه آقای هاشمی تکنوکرات نبودند، آقای هاشمی انتظار داشت مثل تکنوکرات‌ها رفتار کنند. درباره آقای روحانی این‌طور نیست که از وزرایش خواسته باشد ‌به مسائل سیاسی کاری نداشته باشند. ذاتا و خصلتا نزدیکان و اطرافیان و وزرای آقای روحانی آدم‌های محافظه‌کاری هستند. شاید رادیکال‌ترین آنها آقای مهندس زنگنه و آقای آخوندی و با مقداری فاصله آقای دکتر ظریف و مهندس اکبر ترکان هستند. اگر اینها استثنا شوند مابقی چه آقای روحانی به آنها می‌گفتند که دست از پا خطا نکنند و چه نمی‌گفتند فرقی نمی‌کرد. چون کسانی نبودند که یک مقدار ‌جسارت سیاسی داشته باشند که یکسری مباحث را بگویند و یکسری موضعگیری‌ها را انجام دهند. نمونه بارزش همین آقای جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است که می‌بینیم با کوچکترین نهیبی که‌ به او می‌زنند، او فوری دست‌هایش را بالا می‌برد و تسلیم می‌شود. آقای نوبخت از آقای جنتی بدتر، آقای نهاوندیان از هر دوی آنها بدتر، آقای نعمت‌‌‌زاده از همه بدتر. هیچ کدام جسارت و شهامت اینکه سر مواضع اصولی ‌خود بایستند ندارند. خیلی جالب است من فکر می‌کنم آقای رحمانی‌‌فضلی که یک اصولگرای به تمام معنا‌ست جسارت و شهامت و ایستادگی او روی مواضع اصولی و عقل‌‌مدارانه دولت خیلی از آقای نوبخت، نعمت‌زاده، اسحاق جهانگیری، نهاوندیان و حسام‌الدین آشنا بیشتر است و نگرانی از اینکه واکنش جناح راست چه باشد ندارد.

شما این تحلیل را قبول دارید که دولتمردان آقای روحانی و نه شخص آقای روحانی حاضر هستند به هر قیمتی در قدرت بمانند، بر همین اساس وزرا در مقابل انتقادهایی که به آنها وارد می‌شود پله‌پله از اصول و مواضع خود عقب می‌نشینند تا همچنان بر کرسی وزارت تکیه بزنند و هیچ تهدیدی متوجه جایگاه آنها نشود؟

 حداقل ظاهرش این‌طور است، حتی یک مورد در سه سال گذشته نمی‌توان یافت که مثلا آقای نوبخت، جهانگیری، نعمت‌زاده و نهاوندیان موضعگیری کرده باشند که این موضعگیری بر‌حق باشد و جسارت آنها را نشان دهد. هیچ‌کدام آنها از گل نازکتر نگفتند چون خوف این را داشتند که مبادا اصولگرایان از دست ما ناراحت شوند و برنجند. همه همّ و غم‌شان این بود که مبادا کاری کنیم یا حرفی بزنیم که به‌ تریج قبای اصولگرایان بر‌بخورد و این خیلی برای دولتی که از پشتوانه رای 19 میلیونی برخوردار است جای تأسف دارد.

یکسری همچون شما معتقد بود‌‌‌ند بعد از برجام آقای روحانی باید تغییری در ترکیب کابینه‌اش بدهد، حتی در اردیبهشت امسال خیلی قوی خبر تغییرات کابینه مطرح شد که با روی کار آمدن مجلس دهم این کار انجام می‌شود، به نظر شما چرا آقای روحانی این کار را انجام نداد‌؛ ‌ترجیح داد تا آخر دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش با همین ترکیب کابینه کار کند با این استدلال که مبادا تغییرات در ماه‌های پایانی دولت خللی در کارهای اجرایی ایجاد کند و همین مساله دستاویز منتقدان و مخالفان برای هجمه بیشتر به دولت یازدهم شود؟

 همان‌طور که گفتم کابینه و دولت آقای روحانی، یک کابینه ائتلافی راست میانه است و همه هم‌و‌غم‌شان این است که دل اصولگرایان را به‌دست بیاورند و هر کاری می‌کنند تا مبادا اصولگرایان از دست آنها ناراحت شوند. حالا این ترکیب و ساختار اصلی دولت آقای روحانی است. اگر او خواسته باشد این ساختار و پارادایم و رویکرد کلی دولت را عوض کند آن وقت خیلی‌ها را او باید عوض کند یعنی از آقای نهاوندیان گرفته تا خیلی‌های دیگر. یعنی مجبور است دست به یک خانه‌تکانی وسیع در کابینه بزند. در واقع جز آقای ظریف، زنگنه، ترکان، رحمانی‌فضلی، آخوندی و خانم ابتکار بقیه باید تغییر کنند و این مساله هم عملا نشدنی است.

اما شما یک زمانی می‌گفتید آقای روحانی در اولین گام بعد از اجرای برجام حتما باید وزیر کشور خود را عوض کند، چه طور امروز او را حتی برای دیگر وزرا الگو می‌خوانید؟

 من سال 92 و 93 برای سخنرانی به شهرستان‌های مختلف می‌رفتم، کسانی که مدعو بودند، اصلاح‌طلبان یا اعضای ستادهای انتخاباتی آقای روحانی خیلی شاکی بودند از اینکه تغییری در مسئولیت‌های استانی به وجود نیامده است. می‌گفتند مدیران استانی احمدی‌نژاد همچنان در استان مدیر هستند و آقای رحمانی‌فضلی و سایر وزرا مدیران استانی خود را تغییر ندادند. من فکر می‌کردم آقای رحمانی‌فضلی اگر واقعا نمی‌خواهد با دولت آقای روحانی همراه شود، ‌چرا اصرار داشت که او وزیر کشور باشد اما به تدریج متوجه شدم درست است که آقای رحمانی‌فضلی خیلی دست به تغییر نزد و خیلی از مدیران استانی دولت احمدی‌نژاد‌ همچنان بر سر کار بودند و حتی یکسری از منصوبانش اصلاح‌طلب یا در طیف سیاسی آقای روحانی تعریف نمی‌شوند اما باز صد‌رحمت به آقای رحمانی‌فضلی. یعنی وقتی عملکرد آقایان نوبخت، نهاوندیان، نعمت‌زاده و سیف را دیدم، متوجه شدم من اشتباه می‌کردم و اتفاقا شاگرد اول کابینه همان رحمانی‌فضلی اصولگرا‌ست که من می‌گفتم چرا او باید وزیر کشور شود، بنابراین درست است من در یک مقطعی حد انتظارات و توقعاتم خیلی بالا بود ولی به تدریج متوجه شدم، اشتباه می‌کنم و ارزیابی‌ام از شهامت و جسارت دولتمردان آقای روحانی زیاد است و باید انتظاراتم را پایین بیاورم. در این صورت آقای رحمانی‌فضلی نه تنها مشمول کنار رفتن نمی‌شود بلکه او یک سر و گردن از نوبخت، نهاوندیان، نعمت‌زاده و سیف از نظر ایستادگی روی اصول بالاتر است.

اصلاح‌طلبان گلایه‌هایی  از آقای روحانی دارند و بحث حمایت مشروط از او را در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 مطرح می‌کنند، می‌گویند او باید یکسری استانداران و فرمانداران را عوض کند تا ما بتوانیم دوباره بدنه رای‌مان را دعوت کنیم، بیایند و به آقای روحانی رای بدهند، فکر می‌کنید چرا آقای روحانی این کار را انجام نمی‌دهد‌؟ آقای علی صوفی، عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان می‌گوید «ما دیگر دلسرد شدیم از اینکه آقای روحانی این شجاعت را به خرج دهد»، آیا ایستادگی آقای روحانی مقابل این خواسته به خاطر شجاعت نداشتن است یا می‌خواهد در چند ماه باقیمانده تزلزل در بحث مدیریت‌های استانی ایجاد نشود؟

 واقع مطلب این است که اصلاح‌طلبان چاره‌ای ندارند جز آنکه از آقای روحانی دفاع و حمایت کنند. من یک مرحله جلوتر می‌آیم و برخلاف آنچه آقای صوفی گفت یا برخی نزدیکان آقای عارف یا سایر اصلاح‌طلبان می‌گویند معتقدم ما همچنان باید تمام‌قد از آقای روحانی دفاع کنیم و در کنارش بایستیم. دلیلش هم واضح است چون در شرایطی که آقای روحانی زیر‌سنگین‌ترین حملات از جانب اصولگرایان قرار دارد و ما شاهد هستیم بعد از هفتم اسفند 94 شبانه روز دارند به دولت روحانی حمله می‌کنند و دارند تخریبش می‌کنند و حتی اصولگرایان معتدل و میانه‌رو هم حاضر نیستند‌ از او به دفاع برخیزند ما نمی‌توانیم واقعیت‌های جامعه را نادیده بگیریم و بگوییم که ما دست از روحانی شستیم یا یکسری شروط بگذاریم و بگوییم آقای روحانی باید به این شروط و بحث‌های ما تن دهد. واقعیت امر این است که اصلاح‌طلبان و آقای روحانی مثل زن و شوهری هستند که به‌رغم همه دلخوری‌هایی که از همدیگر دارند مجبورند به‌خاطر بچه‌ها با همدیگر زندگی کنند. اصلاح‌طلبان با وجود همه گلایه‌هایی که دارند مجبورند با آقای روحانی همراهی کنند چون آلترناتیو دیگری ندارند. به فرض شورای راهبردی یا سیاستگذاری یا هر مجموعه تصمیم‌گیر دیگری در جناح اصلاحات به جمع‌بندی برسد که دیگر حاضر به حمایت از آقای روحانی نیست چون حرف‌ها را به رئیس‌جمهور منتقل کرده و رئیس‌جمهور حاضر نشده شرط‌های حداقلی را بپذیرد و بر همین اساس اصلاح‌طلبان رسما اعلام کنند دیگر از آقای روحانی در انتخابات اردیبهشت 96 حمایت نمی‌کنند، سوال این است که از چه کسی می‌خواهند حمایت کنند؟ یا باید بگویند مردم جریان اصلاحات در انتخابات شرکت نمی‌کند و نامزدی ندارد یا باید بگویند آقای روحانی نه ولی مردم بیایید به این گزینه که رهبری اصلاحات می‌گوید رای بدهید که هیچ کدام از این دو حالت نمی‌شود.

امکان دارد آقای ظریف یا آقای جهانگیری به صحنه بیایند؟

 آقای جهانگیری هیچ فرقی با آقای روحانی ندارد و رئیس‌جمهور شدن او هیچ تغییری به وجود نمی‌آورد اما گزینه دم دستی‌تر و شناخته‌تر را می‌گویم که آقای دکتر عارف است. واقع امر بر این است که اگر اصلاح‌طلبان روحانی را کنار بگذارند و نامزد خود را در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 عارف انتخاب کنند، جریان اصلاحات از چاله در‌می‌آید و به چاه می‌افتد. دستاوردهای اصلاحات در شرایطی که آقای عارف رئیس‌جمهور شود به مراتب بدتر و محدودتر از دوران ریاست‌جمهوری آقای روحانی خواهد شد. مثال می‌زنم؛ در جریان انتخابات مجلس دهم ‌کدورت‌هایی بین من و اصلاح‌طلبان بر سر ریاست مجلس به وجود آمد چون من می‌گفتم ریاست مجلس باید همچنان در دست آقای علی لاریجانی بماند اما دوستان اصلاح‌طلب می‌گفتند، نباید این اتفاق رخ دهد ما از مردم دعوت کردیم مردم به پای صندوق‌های رای آمدند حماسه 7 اسفند 94 و 10 اردیبهشت 95 خلق شد و بیش از یک صد نماینده جدید اصلاح‌طلب وارد مجلس شدند، پس آقای عارف حتما باید رئیس مجلس شود اما من مخالف این تحلیل بودم و می‌گفتم خیر آقای عارف نباید رئیس مجلس شود، همچنان باید علی لاریجانی بر کرسی ریاست مجلس باقی بماند. الان نزدیک به سه ماه گذشته آقای عارف و بیش از یکصد نماینده جدید اصلاح‌طلب راه یافته به مجلس واقعا چه کار کردند؟ یعنی عملکرد آقای عارف و یکصد نماینده اصلاح‌طلب بهترین دلیلی است که من می‌توانم بگویم آن روزها درست فکر می‌کردم و درست ماجرا را دیده بودم. آقای عارف یا یکی دیگر از نمایندگان ائتلاف امید حتی یک سخنرانی و یک نطق ‌پنج‌دقیقه‌ای قوی میان دستور نکردند که ما همان را برای مردم مصداق و دلیل بیاوریم که این نتیجه مثبت بارز و ملموس رای دادن به لیست امید بود، دیدید فلانی چه نطقی کرد شجاعت و شهامتش را مشاهده کردید. ما حتی عُرضه نداشتیم یک کمیسیون ابتدایی و ساده را هم بگیریم. یعنی مایی که مدعی گرفتن ریاست مجلس بودیم حتی عُرضه نداشتیم مدیریت یک کمیسیون ساده و ابتدایی را بگیریم. بنابراین هنوز اصلاح‌طلب‌ترین نماینده مجلس علی مطهری است و تنها صدای اصلاح‌طلبی اوست. الان خیلی‌ها دارند متوجه می‌شوند که صادق زیباکلام درست می‌گفت ما قدرت نداریم، ما کسی را نداریم که بایستیم و مدعی شویم و خواسته باشیم که ریاست مجلس را بگیرد. بنابراین اگر بیاییم و روحانی را کنار بگذاریم کسی را نداریم که به مردم بگوییم روحانی دیگر تحت حمایت اصلاح‌طلبان نیست چون عملکردش خوب نبود بیایید به این فرد رای دهید. حالا دیگر مساله ردصلاحیت و مسائلی از این دست بماند. فرض کنید شورای نگهبان نوشته بدهد که شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان هر کسی را نامزد کرد، تایید صلاحیت می‌شود، آن وقت چه کسی را می‌خواهیم جای آقای روحانی بگذاریم تا حداقل انسجام و مدیریتی که ما در دولت یازدهم و شخص آقای روحانی سراغ داریم بتواند همان را به اجرا بگذارد. اگر گزینه اصلاح‌طلبان آقای عارف است، ما نزدیک به سه ماه گذشته توانایی‌های اجرایی و عملی آقای عارف را در مجلس دهم دیدیم. انگار نه انگار اصلا آقای عارف در مجلس حضور دارد نه آقای عارف بلکه هیچ‌یک از نمایندگانی که با این همه تلاش و تقلّای مردم وارد مجلس شدند اقدام و حرکت محسوس و ملموسی انجام ندادند.

آقای حجاریان گفته اصولگرایان در نهایت سمت آقای روحانی می‌آیند، منطق حرف او چیست؟

 آقای حجاریان در حقیقت اصولگرایان معتدل و میانه‌رو را می‌گوید. در واقع جریانات میانه‌رو اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا هیچ آلترناتیو دیگری به جز حمایت از آقای روحانی ندارند. یعنی همان سوالی که مطرح کردم که اگر اصلاح‌طلبان نخواهند از آقای روحانی حمایت کنند از چه کسی می‌توانند حمایت کنند؟ این سوال اتفاقا درباره اصولگرایان معتدل و میانه‌رو هم مطرح است. اصولگرایان معتدل و میانه‌رو اگر از آقای روحانی حمایت نکنند واقعا از چه شخصیت اصولگرایی می‌خواهند حمایت کنند که حداقل شانس موفقیت داشته باشد؛ قالیباف، رضایی، احمدی‌نژاد، جلیلی و پرویز فتاح کسانی نیستند که اصولگرایان معتدل و میانه‌رو بخواهند از او حمایت کنند بنابراین حرفی که آقای حجاریان می‌گوید در تجزیه و تحلیل نهایی چه اصولگرایان معتدل و میانه‌رو و چه اصلاح‌طلبان معتدل و میانه‌رو چاره‌ای جز حمایت از آقای روحانی و ایستادن پشت سر او ندارند، چون بدیل آقای روحانی چه برای اصلاح‌طلبان و چه برای اصولگرایان فردی نیست که از او بهتر باشد بلکه بدیلش فردی خواهد بود که در حقیقت می‌گوییم صد‌رحمت به خود آقای روحانی.

به نظر شما آقای هاشمی حاضر است بعد از سال‌ها به جلسه جامعه روحانیت مبارز برود و آنها را مجاب کند که از آقای روحانی حمایت کنند؟

 آقای هاشمی‌‌رفسنجانی نشان داده برای نظام و انقلاب و پیشرفت کشور و پیشبرد اعتدال و میانه‌روی هر کاری که لازم باشد می‌کند. بالاترین کاری که کرد سکوت و همراهی با نظام بود وقتی آن توهین بزرگ به او شد و او را ردصلاحیت کردند، با‌وجود این اتفاق هاشمی حاضر نشد دست از همکاری و همیاری و کمک به نظام بکشد بنابراین اگر ضرورت پیدا کند که او در جلسه روحانیت مبارز حاضر شود این کار را خواهد کرد و غرورش را به‌خاطر نظام و انقلاب زیر پا می‌گذارد و می‌روند با روحانیت مبارز می‌نشیند تا آنها را مجاب کند پشت آقای روحانی قرار بگیرند.

آقای روحانی به آقای هاشمی در این سه سال نزدیک‌تر شد یا دورتر‌؟

 آقای روحانی سعی کرد خودش را از آقای هاشمی دور نشان دهد‌، فقط و فقط برای اینکه دلربایی و دل‌فریبی از اصولگرایان کند. یعنی این طور جلوه داد که ببینید من چقدر خوبم، ببینید من با آقای هاشمی کاری ندارم ببینید من با او مراوده و رفت و آمدی ندارم چون آقای روحانی می‌داند بغض و کینه اصولگرایان ‌رادیکال از آقای هاشمی رفسنجانی به مراتب بیشتر از خاتمی است. ممکن است آقای روحانی با آقای خاتمی سلام وعلیک کند و اصولگرایان ‌رادیکال این مساله را هضم کنند اما اگر ببینند آقای روحانی حشر و نشر و سر و سری با آقای هاشمی دارد به هیچ وجه از گناه آقای روحانی نمی‌گذرند.

آقای مسیح‌مهاجری گفته آقای روحانی برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96‌تردید داشت اما راضی‌اش کردیم، این ‌تردید از کجا ناشی می‌شود؟

 نه من فکر نمی‌کنم این روایت خیلی درست باشد و خود آقای روحانی تمایل دارد دوباره نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری شود.

 رأی آقای روحانی نسبت به سال 92 کمتر یا بیشتر می‌شود؟

به هر حال نارضایتی از آقای روحانی کم نیست. در میان کسانی که در سال 92 به او رای دادند‌، فکر می‌کنم که به هر حال آنها هم به این نقطه خواهند رسید که چاره‌ای جز رای دادن مجدد به آقای روحانی ندارند.

از کابینه کسی رقیب او می‌شود، مثل آقایان قاضی‌زاده، رحمانی‌فضلی، ظریف یا جهانگیری؟

 خیر شاید دلشان بخواهد ولی هیچ کدام نامزد نمی‌شوند چون می‌دانند هیچ شانسی ندارند. البته ممکن است برخی اصولگرایان با وعده حمایت دکتر‌ قاضی‌زاده، او را وسوسه کنند که بیاید.

انتها پیام/

خادمی با بیان اینکه تمام اظهاراتی که در خصوص اصلاح قراردادهای نفتی زده مطرح می شود در حد حرف است، بیان داشت: برخی از مسئولان وزارت نفت و دولتی ها می گویند اصلاحات اساسی بر قراردادهای نفتی صورت گرفته است ولی تمام این ها در حد حرف باقی مانده و تاکنون گزارشی در این خصوص به ما ارائه نشده است.

به گزارش صدای دانشجو هدایت الله خادمی، عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ با اشاره به موضوع قراردادهای جدید نفتی موسوم به (IPC) گفت: بعد از جلسه غیرعلنی که در مجلس برگزار شد اعلام کردند که برخی تغییرات در این قراردادها رخ داده است؛ تغییراتی که ظاهرا گفته می شود لحاظ شده نکات 15 گانه رهبری و  کزارشات هیات تطبیق بوده که اگر بنا به گفته مسئولان وزارت نفت اگر این تغییرات لحاظ شده باشد مطلوب مجلس، منتقدان و کارشناسان است ولی در غیر اینصورت فایده ای ندارد.

 

** تمام اظهارات در خصوص اصلاح قراردادهای نفتی در حد حرف است

وی با بیان اینکه تمام اظهارات در خصوص اصلاح قراردادهای نفتی در حد حرف است، بیان داشت: برخی از مسئولان وزارت نفت و دولتی ها می گویند اصلاحات اساسی بر قراردادهای نفتی صورت گرفته است ولی تمام این ها در حد حرف باقی مانده و تاکنون گزارشی در این خصوص به ما ارائه نشده است.

 

** اجازه ادامه مسیر قراردادها تنها در صورت رفع نکات 15 گانه رهبری در خصوص قراردادهای نفتی

عضو کمیسیون انرژی مجلس در خصوص نکات 15 گانه رهبری درباره الگوی قراردادهای جدید نفتی، عنوان کرد: اگر نکات 15 گانه ای را که رهبر معظم انقلاب درباره الگوی قراردادهای جدید نفتی اعلام کردند به آنها توجه و نکات رهبری در الگوی قراردادهای جدید نفتی لحاظ شود، قراردادها می تواند مسیر قانونی خود را طی کنند ولی در غیر اینصورت نمی توان قراردادهای جدید نفتی را تصویب کرد.

 

** عدم رعایت نکات 15 گانه رهبری در خصوص قراردادهای نفتی؛ خیانت بزرگ به مردم کشور

خادمی با بیان اینکه اگر نکات 15 گانه رهبری در خصوص قراردادهای جدید نفتی رعایت نشود و در قراردادها لحاظ نشود، این امر خیانت بزرگی برای مردم ایران است، تصریح کرد: قراردادهای جدید نفتی دارای مشکلات و ایرادات فراوانی هستند که باید تمام آنها رفع شوند و همچنین نکات 15 گانه رهبری باید در الگوی قراردادهای جدید لحاظ شود و ایرادات آن مرتفع شود که در صورت عدم توجه به نکات رهبری و ایرادات اساسی موجود در قراردادهای جدید نفتی این امر خیانت بزرگی برای مردم کشور محسوب می شود که مسئولان باید پاسخگوی این امر باشند.

 

** هیچ مسئله محرمانه ای در جلسه غیر علنی مطرح نشد

وی در خصوص اینکه گفته می شود به دلیل محرمانه بودن قراردادهای جدید نفتی جلسه مجلس غیر علنی برگزار شد، گفت: در جلسه ای که با حضور وزیر نفت برگزار شد هیچگونه مسئله محرمانه ای بیان نشد و اینکه می گویند مسائل محرمانه ای در جلسه مطرح شد صحیح نیست.

 

نماینده مردم ایذه و باغملک افزود: آقایانی که می گویند باید جلسه محرمانه شود، در صورتی جلسه محرمانه می شود که درباره مسائلی از قبیل شرکتی که با آن قرارداد بسته شده، میزان مبلغی که با شرکت مورد نظر توافق شده و سایر موضوعات از این دست، صحبت شود ولی در جلسه غیر علنی بررسی قراردادهای نفتی چنین صحبت هایی مطرح نشد و موضوعات محرمانه ای هم در کار نبوده است.

 

** الگوی قراردادهای جدید نفتی؛ الگوی من در آوردی غربی دولتی ها/ هیچ کسی از جزئیات قراردادهای نفتی اطلاعی ندارد

خادمی با بیان اینکه جلسه غیر غلنی به صورت یک دفعه و ناگهانی شد، گفت: جلسه بدون برنامه ریزی و بصورت یکدفعه برگزار شد ضمن اینکه نمایندگان نیز اطلاعی از الگوی قراردادهای جدید نفتی نداشتند، زیرا این الگوها یک الگوی من در آوردی غربی دولتی هاست برای انعقاد قرارداد با طرف های خارجی و هیچ کسی جز دولتی ها از این قراردادها اطلاعی ندارد.

 

** روش مجلس برای تصویب الگوی قراردادهای جدید نفتی، روش تصویب برجام در مجلس است

وی با بیان اینکه مجلس روشی را که برای تصویب برجام اتخاذ کرد برای تصویب الگوی قراردادهای جدید نفتی نیز در پیش گرفته است، اظهار کرد: با توجه به اقداماتی که در برگزاری جلسه غیر علنی صورت گرفت و جلسه ای را که قراربود در آن مسائل دیگری مطرح شود یک دفعه موضوع جلسه تغییر می یابد و به مسئله دیگری پرداخته می شود که این امر غیر طبیعی است.

 

عضو کمیسیون انرژی مجلس در بخش پایانی اظهارات خود در خصوص اینکه گفته می شود وقتی که به منتقدان  دادند با وقتی که به وزیر دادند برابری می کند، گفت: این حرف به کلی اشتباه و دروغ است و انصافا زمانی که به بنده و آقای دهقان برای ارائه توضیحات دادند در مجموع 8 دقیقه و زمانی که در اختیار وزیر قرارگرفت بیش از یک ساعت بود، اینکه برخی نمایندگان چنین اظهاراتی را مطرح می کنند نشان از نفوذ دولت در مجلس و چیدمان کمیسیون ها است.

 

انتهای پیام/

در نشریه غیرقانونی انجمن منحله دانشگاه نوشیروانی بابل مطرح شد؛
تحریف تاریخ به سبک انجمن منحله/ داستان همیشگی جریانات شکست خورده و توهین به شعور دانشجو!
«28 مرداد سالروز کودتایی است که حاصل ائتلاف منحوس هواداران مرتجع حکومت پهلوی و برخی از مذهبیان به رهبری کاشانی و با دخالت سازمان های امنیتی آمریکا و انگلیس علیه دولت مرحوم مصدق رقم خورد.»

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران؛ انجمن منحله دانشگاه نوشیروانی بابل که به دلیل اقدامات ساختارشکنانه خصوصا در ایام فتنه 88 در دانشگاه صنعتی بابل، منحل و ممنوع الفعالیت شد و با گذشت سه سال از دولتی که تلاش بسیاری برای روی کارآوردن آن انجام دادند، باز هم به دلیل همان سابقه سیاه (که البته خود به آن افتخار می کنند و در سالگرد فتنه تصاویر اقداماتشان را در کانال تلگرامی خود منتشر می کنند) هنوز هم نتوانستند مجوز فعالیت دریافت کنند، گاهنامه ایی را هر دوره تهیه و در کانال تلگرامی خود منتشر می کند.

این انجمن در آخرین شماره نشریه خود که اوایل هفته جاری منتشر شد، در اقدامی قابل تامل، با نوشتن مطلبی با عنوان «از چاله به چاه» دست به تحریف آشکار تاریخ زد.

نویسنده این یادداشت کوتاه به رسم هم مسلکان اصلاح طلب خود که همواره برای تحریف تاریخ مفروضات اشتباهی را آغاز و همان مفروضات را توضیح داده و تشریح می‌کنند و سپس بر اساس همان مفروضات ناقص، نتیجه گیری نادرست و معیوبی را صورت بندی می کنند، اقدام کرده است و در ابتدای نوشتار خود آورده است: «28 مرداد سالروز کودتایی است که حاصل ائتلاف منحوس هواداران مرتجع حکومت پهلوی و برخی از مذهبیان به رهبری کاشانی و با دخالت سازمان های امنیتی آمریکا و انگلیس علیه دولت مرحوم مصدق رقم خورد.»

البته قبل از اینکه بخواهیم با اسناد متقن و نامه های نگارش شده خود آقای مصدق به رئیس جمهور آمریکا، ثابت کنیم که عامل و رهبری کودتا نه آیت الله کاشانی، بلکه اعتماد بی جا به آمریکا و عوامل شاه بوده است، باید گفت، اینکه انجمن منحله ایی  همواره زبان تند توهین و تخریب را علیه روسای قبلی و جدید دانشگاه (که بازهم خود برای روی کار آمدنش، گریبان دریدند) به کار می گیرد، بدون هیچ سندی اقدام به چاپ مطلب و ایجاد شبهه در ذهن دانشجویان کند، چیزی جز توهین به شعور دانشجویان و خوانندگان نشریه نیست.

و اما چرا کودتا شد و چه کسی عامل کودتا بود...
بسیاری از کارشناسان تاریخ مشروطه بزرگ‌ترین اشتباه مصدق را دوری از مرجعیت و روحانیون و در عین حال اعتماد به آمریکایی‌ها دانستند. به همین دلیل نیز روز ملی شدن صنعت نفت را روز جدا ساختن انگلستان از این صنعت و وابسته ساختن آن به آمریکایی‌ها می‌دانند.

نزدیک‌شدن و اعتماد مصدق به آمریکا در کنار دشمنی عمیقش با انگلیس، باعث شد که وی بدون توجه به مشی مشترک این دو کشور، از این ارتباط صمیمی با آمریکا متضرر شده و در واقع تمام نهضت را دچار اضمحلال کند. یکی دیگر از اشتباهات مصدق آن بود که برای مقابله با دو قدرت سنتی انگلیس و روسیه، به قدرت سوم یعنی امریکا گرایش پیدا کرد.

از نظر وی ملّت آمریکا «شرافتمند، ارجمند، نجیب و نوع‌پرور» بوده و «طرفدار جدی آزادی و حاکمیت ملل» هستند به‌طوری که «فداکاری‌های آن ملتِ نیک‌نهاد در دو جنگ جهانی، بهترین گواه این معنی است».

نامه مصدق به آیزنهاور و درخواست کمک از دولت آمریکا
مصدق حتی آنقدر خوش خیال و خوش‌بین بود که به «آیزنهاور» نامه نوشته و از او درخواست کمک و مساعدت کرد! او در نامه خود چنین می‌نویسد: «ملت ایران امیدوار است که با کمک و مساعدت حکومت آمریکا موانع به‌وجود آمده در کار فروش نفت ایران برطرف گردیده و چنانچه حکومت آمریکا قادر نیست چنین موانعی را مرتفع سازد، می‌تواند کمک‌های اقتصادی را در اختیار ایران قرار دهد تا این کشور بتواند سایر منابع طبیعی خود را مورد بهره‌برداری قرار دهد. ایران، سوای نفت، منابع طبیعی دیگری نیز دارد که بهره‌برداری از آن‌ها به حل مشکلات آن کمک می‌نماید، لکن تحقق این منظور بدون کمک اقتصادی خارجی مقدور نیست. در خاتمه، توجه مساعد و مثبت آن جناب را به وضعیت خطرناک کنونی ایران جلب نموده و اطمینان دارم که جنابعالی نسبت به کلیه نکات این پیام توجه لازم مبذول خواهید داشت».

گرچه جواب دولت امریکا به نامه مصدق منفی بود اما مصدق گویا تا آخرین لحظات دولتش، همچنان به امریکا امیدوار بود. همین هم بود که در نهایت موجب سقوط دولت مصدق و کودتا علیه وی شد به طوری که بعد از گذشت شصت سال از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، ایالات متحده اسناد دخالت خود در کودتا علیه دولت مصدق را منتشر ساخت. در حقیقت بزرگ‌ترین اشتباه مصدق همانی بود که رهبر انقلاب، در دیدار با دانش آموزان و دانشجویان در تاریخ ۱۲ آبان ماه سال ۹۲ فرمودند:

مصدّق اعتماد کرد، کتکش را [هم] خورد
«هر ملّتی به آمریکا اعتماد کرد، ضربه خورد؛ حتّی آن کسانی که دوست آمریکا بودند. حالا در کشور ما دکتر مصدّق به آمریکایی‌ها اعتماد کرد؛ برای اینکه بتواند خود را از زیر فشار انگلیس‌ها نجات بدهد، به آمریکایی‌ها متوسّل شد؛ آمریکایی‌ها به جای اینکه به دکتر مصدّق که به آن‌ها حسن ظن پیدا کرده بود کمک کنند، با انگلیس‌ها همدست شدند، مأمور خودشان را فرستادند اینجا و کودتای ۲۸ مرداد را راه انداختند. مصدّق اعتماد کرد، کتکش را [هم] خورد؛ حتّی کسانی که با آمریکا میانه‌شان هم خوب بود و به آمریکا اعتماد کردند، ضربه‌اش را خوردند».

هشدار آیت‌ الله‌ کاشانی‌ به‌ مصدق‌
در روز بیست‌ و هفتم‌ مرداد، آیت‌ الله‌ کاشانی‌ طی‌ نامه‌ای‌ به‌ دکتر مصدق‌ او را از شرایط‌ جدیدی‌ که‌ کودتاچیان‌ تدارک‌ دیده‌ بودند، مطلع‌ ساخت‌ و از او خواست‌ که‌ با همکاری‌ با او تصمیمات‌ لازم‌ برای‌ جلوگیری‌ از کودتا را تدارک‌ ببیند.

متن‌ نامه‌ بدین‌ شرح‌ است:
حضرت‌ نخست‌ وزیر معظم‌ جناب‌ آقای‌ دکتر مصدق‌ دام‌ اقباله‌

«گرچه‌ امکانی‌ برای‌ عرایضم‌ باقی‌ نمانده‌ است‌ ولی‌ صلاح‌ دین‌ و ملت‌ برای‌ این‌ خادم‌ اسلام‌ بالاتر از احساسات‌ شخصی‌ است.... خودتان‌ بهتر از هر کسی‌ می‌دانید که‌ تمام‌ هم‌ و غمم‌ در نگهداری‌ دولت‌ جنابعالی‌ است‌ که‌ خودتان‌ به‌ بقای‌ آن‌ مایل‌ نیستید از تجربیات‌ روی‌ کار آمدن‌ قوام‌ و لجبازی‌های‌ اخیر بر من‌ مسلم‌ است‌ که‌ می‌خواهید مانند سی‌ام‌ تیر کذائی‌ یکبار دیگر ملت‌ را تنها گذاشته‌ و قهرمانانه‌ بروید. حرف‌ اینجانب‌ را درخصوص‌ اصرارم‌ در عدم‌ اجرای‌ رفراندم‌ نشنیدید مرا لکه‌ حیض‌ کردید خانه‌ام‌ را سنگ‌ باران‌ و یاران‌ و فرزندانم‌ را زندانی‌ فرمودید و مجلس‌ را که‌ ترس‌ داشتید شما را ببرد بستید حالا نه‌ مجلسی‌ هست‌ و نه‌ تکیه‌ گاهی‌ برای‌ این‌ ملت‌ گذاشته‌اید. زاهدی‌ را که‌ من‌ با زحمت‌ در مجلس‌ تحت‌ نظر و قابل‌ کنترل‌ نگه‌ داشته‌ بودم‌ با لطایف‌ الحیل‌ خارج‌ کردید و حالا همانطور که‌ واضح‌ بود درصدد به‌ اصطلاح‌ کودتا است.

اگر نقشه‌ شما نیست‌ که‌ مانند سی‌ ام‌ تیرماه‌ عقب‌ نشینی‌ کنید و به‌ ظاهر قهرمان‌ بمانید... همان‌ طور که‌ گفتم‌ آمریکا ما را در گرفتن‌ نفت‌ از انگلیسی‌ها کمک‌ کرد حالا به‌ صورت‌ ملی‌ و دنیاپسندی‌ می‌خواهد به‌ دست‌ جنابعالی‌ این‌ ثروت‌ ما را به‌ چنگ‌ آورد و اگر واقعاً‌ با دیپلماسی‌ نمی‌خواهید کنار بروید این‌ نامه‌ من‌ سندی‌ است‌ در تاریخ‌ ملت‌ ایران‌ که‌ من‌ شما را با وجود همه‌ بدی‌های‌ خصوصی‌تان‌ نسبت‌ به‌ خودم‌ از وقوع‌ حتمی‌ یک‌ کودتا توسط‌ زاهدی‌ که‌ مطابق‌ با نقشه‌های‌ خود شماست‌ آگاه‌ کردم‌ که‌ فردا جای‌ هیچ‌ گونه‌ عذری‌ نباشد اگر براستی‌ در این‌ فکر اشتباه‌ می‌کند با اظهار تمایل‌ شما.... سید مصطفی‌ و ناصر خان‌ قشقایی‌ را برای‌ مذاکره، خدمت‌ می‌فرستم. سیدابوالقاسم‌ کاشانی»

مصدق خطاب به آیت الله کاشانی: اینجانب‌ مستظهر به‌ پشتیبانی‌ ملت‌ ایران‌ هستم

دکتر مصدق‌ در پاسخ‌ نامه‌ آیت‌ الله‌ کاشانی‌ نوشت:
27 مرداد ماه‌ مرقومة‌ حضرت‌ آقا توسط‌ آقای‌ حسن‌ سالمی‌ زیارت‌ شد اینجانب‌ مستظهر به‌ پشتیبانی‌ ملت‌ ایران‌ هستم. والسلام. دکتر محمد مصدق.

کودتای ۲۸ مرداد در شرایطی رخ داد که مصدق تمام تلاش خود را کرده بود تا بر موجی که در دنیا به راه افتاده بود سوار شده و به جای انگلستان، آمریکا را به عنوان ابرقدرت نوین به رسمیت بشناسد. او می‌خواست با توسل به آمریکایی‌ها زمینه ای از قدرت و اختیارات را برای خود فراهم سازد که دیگر هیچ قدرتی توان تغییر آن را نداشته باشد. با این حال مدرس در آخرین دقایق تنها ماند.

لزوم مطالعه تاریخ نسل سوم و چهارم انقلاب
در پایان باید گفت، نکته تاسف آور اینجاست که جریان تجریه طلب و رفورمیت آنقدر روی عدم مطالعه و عدم آشنایی با تاریخ قشر دانشجو و نسل چهارم انقلاب حساب باز کرده است که حتی این جسارت را به خود می دهد تا برخی از محکمات تاریخی این کشور را صرفا با چند جمله به ظاهر روایت تاریخی ولی بدون ارائه حتی ارائه یک استناد به کتب تاریخی تحریف کند.

انتها پیام/

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق به بیان چند محور که دانشجویان باید به آن توجه کنند پرداخت.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرگزاری دانشجو از مشهد حجت الاسلام پناهیان در جمع فعالین نشریات دانشجویی که در اولین نشست رسانه انقلابی در مشهد حضور داشتند گفت: به شما تبریک می‌گویم که در مقام تبیین حق و حقیقت قرار گرفتید و در خطوط مواجهه حق و باطل به عنوان مجاهد حضور دارید.

 

وی به بیان چند نکته پرداخت و افزود: اولین نکته این است که بدانیم خداوند هر کسی را نمیپذیرد تا برایش کار کند اما ابلیس این اجاز را می‌دهد. برای کار کردن برای خدا، باید توفیق داشت اما هر کس توفیق کار کردن برای ابلیس را دارد.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق ادامه داد: این را بدانید اگر بخواهید برای خدا کارکنید با مشکلات و دشواری هایی مواجه خواهید شد پیامبر گرامی اسلام مشکلاتی را که برایشان پیش می آمد تحمل می کردند و من به سختی میتوانم مشکلاتی که ایشان تحمل کردند را باور کنم.

 

حجت الاسلام پناهیان گفت: شما دانشجویان باید به حرم امام رضا(ع) بروید و از ایشان بخواهید تا به شما توفیق بدهند برای خدا کار کنید اگر شما توفیق پیدا نکنید اسلام ضربه بدی می خورد و جبهه حق نابه جا شکست می خورد.

 

وی ادامه داد: روزی امام علی گفتند جوانی در روستاها برای شما سرباز جمع می کند امام دستشان را بالا بردند و برای او دعا کردند و فرمودند خدایا شهادت در راه خودت را نصیب او بکن اگر کسی برای اهل بیت کار کند عزیز خواهد شد به طوری که ما نمونه هایی مانند شهید برونسی را داریم که در راه دفاع از حق فعالیت مخلصانه داشت.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق ادامه داد: خانم شهید برونسی باردار بود و به او می گویند خانمت زایمان می کند قابله ای بیاور او هنگام بیرون آمدن از خانه به دلیل شلوغی کار از یادش می رود فردا هنگامی که یادش می آید به خانه برمی گردد و به او می گویند قابله ای که دیروز فرستادی خیلی خوب کار کرد شهید برونسی سر به سجده گذاشت و گفت خدایا با من چه می کنی.

 

حجت الاسلام پناهیان بیان کرد: زمانی که برای تبلیغ می رفتم همسرم و چهار فرزندم تنها بودند گرفتاری ها نیز بسیار بود جالب بود زمانی که همسرم از دوری من گله مند می شد و من در خانه برای کمک می ماندم مریضی های عجیب و غریبی سراغ ما می آمد و خانمم می گفت تو برو و خانه نباش .

 

وی خطاب به دانشجویان تاکید کرد: برای خدا کار کردن دل شیر می خواهد که به خط بزنیم و تحمل سختی ها را داشته باشید کسانی که می خواهند برای باطل کار کنند نیاز به دعا به در خانه شیطان ندارند اما برای خدا کار کردن باید در خانه اش التماس کرد.

 

**چند محور برای فعالیت دانشجویان

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق با بیان اینکه ما تعداد امکاناتمان بیشتر از دشمن است و در آستانه پیروزی هستیم گفت: زحمت ما برای پیروزی کمتر از دشمن است اگر ما جبهه حق هستیم حقانیت ما از ابعاد مختلف می گذرد جبهه باطل دارای خلاقیت اندک و امکانات کم است.

 

وی با اشاره به نقش شهدا در فرهنگ سازی گفت: برای جذاب کردن داستان شهدا نیاز به هنر نداریم بلکه این شهدا هستند که در کار ما هنر می آفرینند.

 

حجت الاسلام پناهیان تاکید کرد: اگر باور این که خدا دشمن ما را از احمق ها قرار داده نداشته باشیم می بازیم ببینید دشمن 200 سال روی جریان وهابیت کار می کند سی سال سازماندهی می کند و آخر به جریان تکفیری ها می رسد اما باز هم نتوانستند به اهدافشان برسند و در همه جای دنیا شکست خوردند.

این کارشناس ادامه داد: این که ما از فرصت ها استفاده نمی کنیم و کار نمی کنیم از ضعف ماست ما می توانیم به اسلحه دشمن که ادبیات واقع گرایانه است نه واقع بینانه حمله کنیم.

 

وی تاکید کرد: ما بزرگترین ارتش سازماندهی شده جهان در خاورمیانه را داریم حال ببینید که اگر حمایت آمریکا از تروریست ها نبود و مدام با آنها کمک تزریق نمی کردند آیا می توانستند اینقدر دوام بیاورند.

 

وی خطاب به دانشجویان تصریح کرد: شما باید از ادبیات واقع بینانه استفاده کنید می گوییم چرا به دنبال مذاکره با آمریکا هستید می گویند می خواهیم چرخ کارخانه ها بچرخد. چرخ کدام کارخانه چرخید؟ من گفتم اگر انرژی هستهای بخوابد چرخ کارخانه ها نمی چرخد.

 

وی ادامه داد: اگر شما ادبیات واقع بینانه را تیتر کنید دشمن دیگر اسلحهای ندارد. ما باید جامعه را اصلاح کنیم و این را بدانید که ما تحولخواهیم نه محافظه کار.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق ادامه داد: ما هم اکنون در متن واقعیت های نهایی هستیم و آرمان ها دیگر آرمان نیستند با دیدن چهره خودمان می ترسم بعد از ظهور هم بگوییم مراسم دعای ندبه داریم هنوز در مجالس مذهبی زیارت کربلا را آرزو می کنم و این در حالی است که به جای آرزو کردن باید به زیارت امام حسین رفت.

 

وی گفت: امام صادق(ع) فرمودند شنیده ام که بعضی شیعیان ما بیش از 4 سال است که به کربلا نرفته اند عده ای گفتند چهار سال چیزی نیست حتی بیشتر از آن، ایشان فرمودند نباید فاصله زیارتی زیارت امام حسین از سه سال بیشتر شود هم اکنون راه کربلا باز است اما در هیئت های ما می گویند خدایا ما را کربلایی کن باید برنامه ریزی داشته باشیم و واقع بینانه حرف بزنیم.

 

حجت الاسلام پناهیان تاکید کرد: عده ای می گویند ما می خواهیم از عزت خودمان در مقابل استکبار دفاع کنیم در صورتی که چرخ کارخانه ها را برده اند شما باید با ادبیات واقع بینانه در مورد افتتاح کارخانه سونی در ایران و تعطیلی کارخانه های خودمان صحبت کنید.

 

وی خاطر نشان کرد: نوبت استیضاح دشمن رسیده، گذشت آن دوره ای که حرف پیامبران استیضاح میشد اگر امروز آمریکا بگوید دمکراسی همه باید از خنده روده بر شوند.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق ادامه داد: نمی دانم چرا آمریکا در عراق و افغانستان احمقانه عمل کرد حتی در مورد کشور خودشان نیز احمقانه عمل می کنند اگر فقط افغانستان و عراق را ناامن نمی کردند آن گاه حتی اگر نفت عراق را به غارت می بردند خود عراقی ها می توانستند با فروش خرمایشان کشورشان را اداره کنند.

 

حجت الاسلام پناهیان گفت: آمریکا 20 سال پیش در شاخص امنیت از ایران قوی تر بود اما اکنون این ایران است که در این شاخص از او قوی تر است این را بدانید مدیریت کلان در آمریکا ضعیف و در ایران قوی است.

 

وی در ادامه استفاده از ادبیات پیروزمندانه را به دانشجویان متذکر شد و گفت: نمی دانم چه طور با شما درد و دل کنم ما هم اکنون مظلوم نیستیم چون تعداد ما از دشمن بیشتر است اما هنوز با ادبیات مظلومانه حرف می زنیم این را بدانید ما محروم از عرضه، خلاقیت و درک شرایط هستیم.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق خاطر نشان کرد: هر کس در مملکت ما خیانت کند زود ضایع می شود چند سطل در کشور ما آتش زدند هر کشوری که خوشحال شد سلطنتش در معرض آتش قرار گرفت.

 

حجت الاسلام پناهیان با طرح این پرسش که چرا شما همیشه دفاع می کنید نه حمله بیان کرد: شما امکانات حمله کردن را دارید چرا در مورد حقوق بشر، دمکراسی غربی و فمنیست و سرفصل های غرب زده دانشگاه ها مطالب نمی کنید.

 

وی خطاب به دانشجویان گفت: شما باید طرح اقتصاد انگشت و تسبیح را در بیاورید و ببینید دست چه کسانی است، چین با مطالعه فرهنگ ما برای ما تصویر می سازد این را بدانید دفاع از انقلاب یعنی دفاع از کارخانه هایی که کارگران ایرانی را به کار می گیرند دشمنان ما تمنا می کنند که در رسانه هایمان 24 ساعته از انقلاب دفاع کنیم اما سراغ واقعیت ها نرویم من نمی گویم از انقلاب در رسانه ها دفاع نکنیم یک جمله بگویید اما مرد واقعیت ها باشید.

 

حجت الاسلام پناهیان ادامه داد: چرا فرهنگ غربی را تمسخر نمی کنید؟ و یا دختری که نگاهش به ازدواج لطیف باشد ازدواج سفید را قبول می کند؟ این ها برای ما فرصت است و بسیاری از تهدیدها برای همه ما فرصت سازند.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق کلان نگری را از موضوعاتی دانست که دانشجویان باید به آن توجه کنند و گفت: اگر درگیر مسئل کلان نگری مردم را کردید دزدها مشخص می شوند.

 

وی فضای سیاسی کشور را پنجمین محور مورد توجه دانشجویان دانست و بیان کرد: فضای سیاسی کشور فضای غلطی است یک دو قطبی درست کرده اند و همه را سر کار گذاشته اند.

 

حجت الاسلام پناهیان با بیان اینکه نفوذ در هر دو قطب وجود دارد گفت: ته دو قطبی در کشور ما به این ختم می شود که کشور ما نیز مانند فرانسه و آمریکا توسط صهیونیست ها اداره شود شما ساده اید اگر باور کنید می توان با چهار نفر بی حجاب کشور را زمین بزنند آنها نمی توانند بلکه با دو قطبی این کار را می کنند.

 

وی در پایان خاطر نشان کرد: فضای سیاسی پر از میکروب است و شما دانشجویان باید جامعه را آگاه کنید.

انتها پیام/

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر به مناسبت هفته دولت، تصویر شهید رجایی را به سفارت سوئیس به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران ارسال کرد تا به اوباما تحویل داده شود.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران؛ در گوشه‌ای از این تصویر متنی به زبان انگلیسی نوشته شده که ترجمه آن به شرح زیر است:

رئیس جمهور آمریکا، مستاجر کاخ سفید، موجر کوخ‌های سیاه

پیشنهاد می‌کنیم این قاب عکس را در دفتر کار خود نصب کنید تا بدانید که با چه سیاستی از سوی مردم و دولت ایران روبرو هستید.

ما وارثان همان رئیس جمهوری هستیم که با سوغات شکنجه مزدوران آمریکا بر تن و جان خود در شورای امنیت سازمان ملل حاضر شد تا درس آزادگی و ایستادگی را به تمام ملل مستضعف و مظلوم جهان سرمشق کند.

ما پیروان رئیس جمهوری هستیم که به تبع «حسین‌بن‌علی» مسیر عزت را بر مسیل ذلت اعلی دانست و مقتدرانه گفت: «اگر آمریکا و همفکرانش به ما بگویند، سازش کنید تا گندم به شما بدهیم، ما یک نان را 36 میلیون نفری خواهیم خورد ولی زیر بار این ذلت نخواهیم رفت»

امروز طنین پر شور آن مرد «محمدعلی رجایی» در تریبون شورای امنیت سازمان ملل را پرشورتر و از عمق جان دوباره تکرار می‌کنیم تا کنه وجودتان را در نوردد.

در این مقام بار دیگر به ابرقدرتها و مستکبرین جهانی اخطار می‌کنیم که با توجه به شکست‌های پیاپی دست از تلاش‌های مذبوحانه وتوطئه علیه انقلاب اسلامی ایران برداشته و بدانند که رشد انقلاب الهی ما را که با خون شصت و پنج هزار شهید به ثمر رسیده و با خون هزاران شهید پس از انقلاب بارور گردیده هرگز نخواهند توانست متوقف کنند.

متن انگلیسی نامه نیز بدین شرح است:

To the next president of the united states!

the next renter of the white house, and the landlord of black ruins!

We advise you to put this picture in your office to see what kind of policy you’ll see from Iran’s government and people towards you

We are the inheritors of the president that went to the security council of the UN, while he was injured by the torchers of َ America’s puppets, to teach the lesson of freedom and resistance to all poor and oppressed nations

We are the followers of the president who, like Hussain ebn Ali (PBUH), found the path of honor better than the path of abjection and strongly said: ((if the US and his fellows tell us to compromise and gain wheat, we will share a piece of bread between 36 million people but we will not bear this abjection.))

Today we will repeat the exciting Reverberation of that man-Mohammadali Rajaei – in the tribune of the security council of the UN till you feel it with your souls :( (in this position once again I warn the superpowers and oppressors of the world, due to their consecutive defeats, to stop their resultless   efforts against the Islamic revolution of Iran, and they should know that they can never stop the growth of our Divine revolution which has been gained by the blood of 65 thousand martyrs

((And We wanted to confer favor upon those who were oppressed in the land and make them leaders and make them inheritors))

 

 

انتها پیام/

در نامه سرگشاده اساتید بسیجی به شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شد
روز تصویب برجام روز بدعهدی آمریکا نامگذاری شود + متن نامه
اساتید بسیجی کشور در نامه سرگشاده به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام کردند نامگذاری روز تصویب برجام به عنوان روز تعامل توهین به فرهنگ ایران است، این روز باید روز بدعهدی آمریکا نامگذاری شود.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرگزاری فارس، دومین روز برگزاری هفدهمین اجلاس سالانه بسیج اساتید با عنوان همایش اقتصاد مقاومتی و جایگاه بین‌المللی ایران در سالن صبای شهر مشهد در حال برگزاری است.

اساتید شرکت‌کننده در این اجلاس نامه سرگشاده‌ای را پیرامون اعتراض به نامگذاری روز تصویب برجام به عنوان روز تعامل و گفت‌وگو به رئیس و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی نوشتند.

متن این نامه به شرح ذیل است:

رئیس و اعضای محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی

شنیدن این خبر که اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی بر آنند تا روز 23 تیرماه یعنی روز تصویب برجام را به عنوان روز تعامل و گفت‌وگوی سازنده با جهان در تقویم کشور ثبت کنند باعث تعجب و تأسف شدید شد.

ما اساتید شرکت‌کننده در اجلاس هفدهم بسیج اساتید چنین اقدامی را از سوی هر شخص و مقامی توهین به تاریخ و فرهنگ متمدن ایران به خصوص دانشگاهیان عزیز می‌دانیم.

چنانچه آمریکایی‌ها چنین تصمیمی برای ثبت در تقویم خود اتخاذ می‌کردند هم به این لحاظ که تاریخ تولد آنها به 250 سال نمی‌رسد و هم به این علت که اساسا به مسئله تعامل و گفت‌وگو جز برای خواسته‌های نامشروع اعتقادی ندارند جای تعجب نبود اما نه برای ملت متمدن ایران که در طول تاریخ خود نیمی از جهان را اداره می‌کرد و پس از اسلام در 7 تمدن بزرگ اسلامی پیش‌قراول بوده و دانشمندان، تجار، بازرگانان آن با تعامل و گفت‌وگو اسلام عزیز را در سراسر جهان نشر دادند.

شایسته است با رویکردی واقع‌گرا و بر اساس منویات امام خمینی این روز را به نام روز بدعهدی آمریکا در تقویم رسمی کشور نامگذاری کنیم تا یادآور همیشگی سلطه‌گری آمریکا باشد.

انتهای پیام/

اتهامات واهی و ادعاهای بی اساس مقامات سعودی به خصوص آقای عادل الجبیر علیه نقش و تلاش های سازنده و مثبت جمهوری اسلامی ایران در منطقه متاسفانه بی اندازه تکراری و ملال انگیز شده است.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرگزاری دانشجو، بهرام قاسمی سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای وزارت امور خارجه در واکنش به تازه ترین سخنان عادل الجبیر وزیر خارجه سعودی اظهار داشت:

 

اتهامات واهی و ادعاهای بی اساس مقامات سعودی به خصوص آقای عادل الجبیر علیه نقش و تلاش های سازنده و مثبت جمهوری اسلامی ایران در منطقه متاسفانه بی اندازه تکراری و  ملال انگیز شده است.

 

وی افزود: حضور مستشاری جمهوری اسلامی ایران در سوریه و حمایت معنوی و سیاسی از مردم بی گناه برخی کشور های اسلامی منطقه که دستخوش توحش و خشونت افسار گسیخته گروه های تروریستی - تکفیری شده اند در راستای حفظ ثبات و امنیت منطقه و جهان می باشد و انتظار آن است که تمامی کشورهای منطقه با رویکردی مثبت و اقدامات عملی و سازنده در جهت بازگشت امنیت و آرامش و ممانعت از کشتار بیشتر مردم بی گناه تلاش نمایند.

 

سخنگوی وزارت امور خارجه خاطر نشان ساخت: امروز بیش از هر زمان واقعیات پنهان منطقه و عوامل اصلی بی ثباتی و نا امنی برای افکار عمومی آشکار شده است و فرافکنی و قلب حقایق موجود قادر نیستند همچون گذشته وجدان های بیدار و آگاه را فریب دهند.

 

قاسمی تاکید کرد: به نظر می رسد کشوری که باید رویکرد نادرست و غیرسازنده اش را در منطقه و جهان تغییر دهد دولت سعودی است و باید این کشور ضمن قطع حملات نظامی خود علیه زنان و کودکان بی دفاع یمن از اقدامات غیر اصولی و حمایت از گروه های تروریستی در کشورهای منطقه بویژه سوریه دست بردارد.

 

سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در ادامه اعلام کرد: برای جمهوری اسلامی ایران امنیت در منطقه، ریشه کن کردن تروریسم، حفظ تمامیت ارضی کشورها و اتحاد جهان اسلام و صلح و ثبات و جلوگیری از  تهدید دشمنان مشترک جهان اسلام بیش و پیش از هر چیز در اولویت نخست قرار دارد.

 

بهرام قاسمی گفت: بهتر آن است عربستان در رفتار خود در منطقه تجدید نظر جدی نماید و ضروری است تعقل جایگزین توهم گردد.

انتها پیام/

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران/

به عنوان یکی از افرادی که ناخواسته با فاجعه منا درگیر شده ام باید به این معاون وزیر دولت نهم تا یازدهم عرض کنم که اگر ایشان تصور میکنند وزارت متبوع شان در این ماجرا فعال بوده است یا تعریف "فعال" را مجددا باید بررسی نمایند یا آنکه ما باید بپذیریم اولویت وزارت خارجه تنها همان برجام است و بس!

مسئول سازمان بسیج دانشجویی گفت: 6 ماه از اجرای برجام می‌گذرد و تنها دستاورد اصلی، مثبت و بزرگ برجام برای ملت ایران این بود که آنها بار دیگر متوجه شدند به آمریکا نمی‌توان اعتماد کرد و ملت بیش از گذشته از آمریکا متنفر شده است.

به گزارش صدای دانشجو، داوودگودرزی مسئول سازمان بسیج دانشجویی کشور در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، با اشاره به بدعهدی‌های آمریکا در رابطه با برجام، گفت: دولت در ابتدای شکل‌گیری یک فرمول 3 ضلعی را ارائه کرد که با همین فرمول می‌توان 4 سوال منصفانه و کارشناسانه پرسید و خواهش ما از دولت و همه کسانی که می‌گویند برجام دست‌آورد مثبت داشته و موافق برجام هستند این است که این سوال‌ها را پاسخ دهند.

وی ادامه داد: دولت در این فرمولی که ارائه کرد گفت می‌خواهیم مشکلات اقتصاد کشور را حل کنیم و برای این کار راهی جز این‌که تحریم‌ها را برداریم نداریم و تحریم‌ها را هم فقط با مذاکره می‌شود، برداشت.

گودرزی تأکید کرد: اعتقاد آقای روحانی، ظریف و سایر مسئولان مربوطه در دولت این بود که ما می‌رویم مذاکره کنیم تا تحریم‌ها را برداریم که به این وسیله اقتصاد را شکوفا کنیم.

مسئول سازمان بسیج دانشجویی تصریح کرد: ما بارها گفتیم در مسئله برجام نه حرف و دعوای سیاسی داریم و نه مخالفتی، اصل مذاکره و اصل برداشتن تحریم‌ها. ولی 4 سوال داریم که امید داریم پاسخ مناسبی به آنها داده شود.

گودرزی خاطرنشان کرد: سوال اول ما از مسئولان این است که بگویند تحریم‌ها در اقتصاد ایران و مسئله‌دار کردن اقتصاد کشور و معیشت مردم چقدر نقش داشته است؟ دوم اینکه با فرض بر اینکه همه تحریم‌ها آن طوری که وعده داده شده بود، برداشته می‌شود چقدر این مسئله در اقتصاد ایران اثر می‌گذاشت، آیا می‌شد اقتصاد را شکوفا کرد؟

وی اضافه کرد: سوال سوم این است که در متن برجام چه تضمینی برای برداشته شدن تحریم‌ها وجود دارد؟ ما وقتی متن را خواندیم گفتیم که در این متن اینگونه نیست که همه تحریم‌ها برداشته شود ولی باز می‌گفتند نه، تحریم‌ها برداشته می‌شود. ما می‌خواهیم بدانیم در کدام بند و قسمت برجام نوشته شده بود همه تحریم‌ها در روز اول اجرای برجام برداشته می‌شود.

مسئول سازمان بسیج دانشجویی خاطرنشان کرد: و در آخر هم سوال چهارم ما این است که آیا همان مقدار کمی که در متن آمده بود تحریم‌ها برداشته شده است، امیدواریم به این سوالات پاسخ داده شود که در این صورت خیلی از مسائل روشن خواهد شد.

وی افزود: اکنون حدود 6 ماه از اجرای برجام می‌گذرد و فضا در این مسئله خیلی شفاف است، تنها دستاورد اصلی، مثبت و بزرگ برجام برای ملت ایران این بود که بار دیگر متوجه شدند به آمریکا نمی‌توان اعتماد کرد و ملت بیش از گذشته از آمریکا متنفر شده است.

گودرزی خاطرنشان کرد: خواسته ملت ایران و جنبش دانشجویی این است که دولت با ملت همراه شود و همین نگاهی که ملت امروز به آمریکا دارند را داشته باشد و به بدعهدی و گستاخی‌های آمریکا سرپوش نگذارد.

وی خاطرنشان کرد: ملت امروز فهمیده است که آمریکا به ما امتیاز نمی‌دهد و تنها کسی باید این را بفهمد دولت است و کافی است دولت هم متوجه این مسئله شود و بگوید روشی را که رفتیم درست نبوده است. 

گودرزی گفت: اگر دولتمردان روزی صد بار هم مصاحبه کنند و بگویند برجام دستاورد داشته، تا این مسئله ملموس نباشد این مصاحبه‌ها فایده‌ای ندارد خود آقای روحانی هم گفت با شعار چیزی درست نمی‌شود.

مسئول سازمان بسیج دانشجویی کشور خاطرنشان کرد: مسائل مختلف امروز نشان می‌دهد که تحریم‌ها برداشته شده یا نه و یا برجام برای ما گشایش داشته یا نداشته است، مردم به خوبی این مسائل را می‌دانند و تنها کافیست دولت هم با مردم همراه شود.

وی افزود: برجام بسیاری از فرصت‌ها را از ما گرفت و آسیب‌های بسیاری به ما زد، ولی اگر امروز دولت متوجه شود برجام دستاوردی نداشته است و نمی‌شود به آمریکا اعتماد کرد همین کافی است.

انتهای پیام/

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS