دشمن از طریق فرزندان مسئولان جلو می‌آید و می‌خواهد قبح قضیه را از طریق این خانواده‌های مسئولان بشکند.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از روابط عمومی حوزه علمیه امام مهدی(عج)، آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در ابتدای درس خارج فقه و اصول خود بیاناتی پیرامون ملاقات فائزه هاشمی رفسنجانی با یکی از سران فرقه‌ ضاله‌ بهائیت ایراد کرد که در ادامه می‌آید:

*هر کس از خط امامت و ولایت دور شد، در آخر، این‌گونه منحرف می‌شود!

قبل از اینکه بحثمان را در مورد تفاوت دیه‌ مرد و زن به فضل و کرم الهی ادامه بدهیم، نکاتی هست که اگر بیان نکنیم به نظر می‌رسد اجحاف کردیم و فردای قیامت، نبی مکرم و همه‌ حضرات معصومین(ع) و بالأخص وجود مقدس امام زمان(اروحنا فداه) ما را مؤاخذه خواهند کرد. آن هم اهانت و جسارتی است که مع‌الأسف در نظامی که به نام نظام مهدوی است، در نظام جمهوری اسلامی ایران، صورت گرفته است، در حالی که در نظام طاغوت چنین جسارتی نبود.

در نظام طاغوت، کسی علنی نمی‌توانست چنین کاری کند. می‌گفتند که مثلاً فلان وزیر، بهائی است و مخفیانه کارهایی انجام می‌دادند، اما امروز در نظام مقدس جمهوری اسلامی، آن هم توسط فرزندان مسئولین این نظام چنین اتفاقی افتاده که این درد و مصیبت بزرگی است.

بهائیت، زاییده یهود است و من امروز می‌خواهم این مطلب را با سند بیان کنم. همان‌ طور که می‌دانید این‌ گروه طبق فتوای همه اعاظم و بزرگان نجس و مرتد هستند. اصلاً بهائیت دین نیست و یک فرقه‌ ساختگی می‌باشد که صهیونیست‌ها آن‌ها را پرورش دادند و پیوند دیرینه‌ای با هم دارند. در اینجا می‌خواهم نمونه‌های از آن را بیان کنم که باید خوب دقّت بفرمایید.

بعد از سقوط و تجزیه‌ امپراتوری عثمانی، فلسطین (این ارض اشغال شده که امروزه صهیونیست‌ها آن را در دست دارند) را تحت قیمومیت انگلیس خبیث - که در آن زمان به عنوان بریتانیا نام داشت - قرار دادند. اتفاقاً تحت نظر چرچیل - که بعدها نخست‌وزیر شد - قرار گرفت. چرچیل در آن موقع، وزیر مستعمرات انگلیس بود. جالب است که کابینه سلطنتی انگلستان بین وزرایش، وزیری به نام وزیر مستعمرات داشت تا به آن سرزمین‌هایی که گرفته بودند، رسیدگی کند!

خود چرچیل هم علنی اعلان کرده بود که من صهیونیست هستم. لذا او یهودی بود. حالا فلسطین را در اختیار او قرار دادند. تشکیلات بهائیت در فلسطین در این موقع از تسهیلات بسیار فراوانی برخوردار شد. این هم یکی از نکات بسیار عجیب است.

از جمله تسهیلات بهائیت که خود شوقی افندی بیان می‌کند؛ این بود که شعبه‌ای به نام موقوفات بهائی در فلسطین دایر گشت و هر چیزی که به نام مقام متبرّکه بهائیت در اقصی نقاط عالم به آنجا می‌رسید، از پرداخت عوارض و حقوق گمرکی و ... معاف بود.

نکته دیگری که خیلی جالب است، این است: شوقی افندی به صراحت در کتاب قرن بدیع خود اشاره می‌کند: جمال پاشا، فرمانده‌ کلّ قوای عثمانی تصمیم می‌گیرد که عباس افندی را به جرم جاسوسی اعدام کند. دولت خبیث انگلیس به حمایت از این پیشوای بهائیان می‌آید و دولت انگلستان نیز متقابلاً به حمایت جدی از پیشوای بهائیان بر می‌خیزد و لرد بالفور تلگرافی به ژنرال آللنبی، فرمانده ارتش بریتانیا (در جنگ با جمال پاشا در منطقه فلسطین) دستور می‌دهد که در حفظ و صیانت عبدالبهاء و عائله و دوستانش تلاش کند، جالب است که امپراتوری بریتانیا توسط همین ژنرالشان به عباس افندی، لقب سر(Sir) و نشان شوالیه‌گری اعطا می کند.

بعدها عباس افندی از دنیا می‌رود و در حیفا به خاک سپرده می‌شود. با انتشار خبر مرگش، سفارتخانه‌ها و کنسول‌گری‌های انگلیس در خاورمیانه، اظهار تأسف و همدردی می‌کنند و چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس) تلگرامی برای سر هربرت ساموئل (صهیونیست سرشناس و کمیسر عالی انگلیس در فلسطین) صادر می‌کند - خوب دقت کنید که چرچیل برای یک یهودی و صهیونیست این پیام را صادر می‌کند - و از او می‌خواهد مراتب همدردی و تسلیت حکومت انگلیس را به خانواده عباس افندی برساند.

ساموئل با دستیارانش در تشییع جنازه عبدالبهاء حاضر می‌شود و جلوتر از همه، در تشییع جنازه، حرکت می کند.

پس این گوشه‌ای از حالات این خبیث‌هایی بود که فقط و فقط با صهیونیست‌ها رفیق هستند.

در سال 1947، سازمان ملل، کمیته‌ای را برای رسیدگی به مسأله فلسطین تشکیل می‌دهد. شوقی هم در 14 جولای 1947 در نامه‌ای به رئیس این کمیته به مطالب جالب توجهی از منافع مشترک بهائیت و صهیونیسم تأکید می‌کند و منافع بهائیت با مسلمانان و مسیحیها و یهودی‌ها در فلسطین را مقایسه می‌کند و نتیجه می‌گیرد که تنها یهودیان هستند که علاقه آن‌ها نسبت به فلسطین، تا اندازه‌ای قابل قیاس با علاقه بهائیان به این کشور است. چون بقایای معبد مقدسشان، در اورشلیم، قرار دارد و ... .

در 14 می 1948 انگلستان به قیمومت فلسطین پایان می‌دهد و همان روز، شورای ملی یهود در تل آویو تشکیل می‌شود و تأسیس دولت اسرائیل را اعلام می‌کند.

جالب است که در جهان، همه، مخالف هستند و هنوز کسی جرأت حمایت ندارد که بگوید کشوری به نام اسرائیل موجودیت دارد. اما شوقی افندی، اولین کسی است که اعلان حمایت می‌کند. او در پیام نوروز سال 1330 ه.ش و به قول خودشان، 108 بدیع، می‌گوید: «...مصداق وعده‌ی الهی به ابناء خلیل و وارث کلیم، ظاهر و باهر، و دولت اسرائیل در ارض اقدس، مستقر و به استقلال و اصالت آیین بهائی، مقر، و به ثبت عقدنامه بهائی و معافیت کافه‌ موقوفات بهائی در عکا و جبل کرمل و لوازم ضروریه‌ بنای مرقد باب از رسوم؛ یعنی عوارض و مالیات دولت و اقرار به رسمیت ایام تعطیلی بهائیان، موفق و مؤیّد شده است ...».

شوقی افندی همچنین در تلگراف مربوط به تشکیل هیأت بین‌المللی بهائی (بیت العدل بعدی)، مورخ 9 ژانویه 1951 (1329ش)، تأسیس اسرائیل را تحقق پیشگویی‌های حسینعلی بهاء و عباس افندی می‌شمارد و سپس بین ایجاد این هیئت و تأسیس اسرائیل، ارتباط مستقیم برقرار کرده و سه علت برای تأسیس این هیئت بیان می‌کند که در راس آنها، تأسیس اسرائیل بوده است.

این مطلب بسیار عجیب و قابل توجه است، زیرا چه رابطه‌ای است میان مؤسسه ای که قرار است به عنوان بیت العدل، رهبری بهائیان را بر عهده گیرد با تأسیس یک رژیم نامشروع و جعلی؟!

ببینید بهائیت ملعون یک رژیم نامشروع را تأیید می‌کند که اصلاً می‌دانید آن‌ها پیشوای خود را اول به عنوان نائب امام زمان می‌دانستند و بعد به پیامبری او هم رسیدند!

هیأت بین المللی بهائی در نامه‌ای که 1 ژوئیه 1952 برای محفل ملی بهائیان ایران ارسال کرد، به رابطه صمیمانه شوقی با دولت اشغالگر صهیونیستی اذعان می‌کند و می‌گوید: «روابط حکومت [اسرائیل] با حضرت ولی امرالله (شوقی افندی) و هیأت بین المللی بهائی، دوستانه و صمیمانه است و فی الحقیقه، جای بسی خوشوقتی است که راجع به شناسایی امر (بهائیت) در ارض اقدس (فلسطین اشغالی) موفقیت‌هایی حاصل گردیده است».

از این ناگفته‌هایی که مردم باید مطلع شوند، خیلی زیاد است. اسرائیل، فرقه‌ ضاله‌ بهائیت را به رسمیت می‌شناسد و به آن‌ها کمک می‌کند و امکانات زیادی در اختیارشان قرار می‌دهد و فعالیت آن‌ها را به عنوان یک دین رسمی به حساب می‌آورد.

جالب است که شوقی در پیام آوریل 1954 (1333) به گوشه‌ای از این اهتمام رژیم صهیونیستی برای بهائیت اشاره می‌کند و می‌گوید: «با رئیس جمهور اسرائیل و نخست وزیر و 5 تن از وزرای کابینه و همچنین رئیس پارلمان آن کشور تماس و ارتباط حاصل گردید و در نتیجه اداره‌ی مخصوصی به نام اداره‌ بهائی در وزارت ادیان تأسیس گردید و وزیر ادیان بیانات رسمی در پارلمان ایراد کرد و جنبه‌ بین المللی امروز اهمیت مرکز جهانی بهائی را تصریح نمود و در اثر این جریانات، رئیس جمهور اسرائیل مصمم گردید در اوایل عید رضوان رسماً مقام مقدس اعلی را زیارت نماید».

این‌ها نکات عجیبی است و باید به آن‌ها دقت کرد. لذا در تقویت بهائیت، سران رژیم صهیونیستی نقش داشتند. مثلاً پروفسور نرمان نیویچ از شخصیتهای سیاسی و حقوقی دولت اسرائیل و دادستان اسبق حکومت فلسطینی، در زمان مسئولیتش، بهائیت را در شمار سه دین ابراهیمی (اسلام ــ مسیحیت و یهودی) به رسمیت شناخت.

بنده هم همیشه تعبیرم این است که وهابیت و بهائیت، دو بازوی یهود هستند و دائم دعا می‌کنم و می‌گویم: إن‌شاءالله خداوند این دو بازوی یهود، وهابیّت و بهائیت را قلع و قمع و نیست و نابود بگرداند.

لذا بهائیت، فرقه‌ ضالّه‌ای است که بحمدلله به واسطه هشداری روحانیت شیعه نتوانست در شیعه جا باز کند. امّا مع‌الأسف وهابیت توانست، چون روحانیت اهل جماعت کوتاهی کردند. البته ناگفته نماند، می‌توانید مطالعه بفرمایید، علمای الازهر مصر و خیلی دیگر از آقایان به وهابیت اعتراض کردند، منتها دیگر کوتاه آمدند. اما در مورد بهائیت، روحانیّت تشیّع کوتاه نیامد و نتوانستند اظهار وجود کنند و کارشان به همان صهیونیست‌ها کشید.

حالا امروز دختر یکی از مسئولین، با پررویی و بی‌حیایی به دیدار آن‌ها برود و بگوید: مسأله‌ای ندارد. جالب است که پدر این شخص هم مدام خود را به امام منتسب می‌کند. امّا اگر امام راحل عظیم‌الشّأن بود، به طور قاطع و شدید با این‌ها برخورد می‌کرد، هم خودش و هم پدرش!

علنی کردن چنین دیداری چه هدفی دارد؟! بعد می‌گوید: من نگفتم! وقتی در فضاهای مجازی، عکس پخش می‌شود، نشان می‌دهد که این‌ها نکته‌ای دارند و می‌خواهند آرام آرام جلو بیایند و مردم را بسنجند و ببینند که مردم سکوت می‌کنند یا خیر؟ این‌ها می‌خواهند حرمت‌ها را از بین بردارند.

اگر از همان روزی که این دختر خانم دوچرخه سوار شد و لباس چنین و چنان پوشیده بود، پدرش گوشش را گرفته بود و او را طرد می‌کرد، چنین جرأت نمی‌کرد که کارش به فتنه 88 و حالا امروز به چنین کاری برسد. خیلی از مسئولین ما این کار را انجام دادند، آیت‌الله خزعلی، آیت‌الله جنتی، آیت‌الله محمدی گیلانی و ... فرزندانشان را طرد کردند و گفتند: از ما نیستند.

چرا آقایان سکوت می‌کنند؟! ما از مراجع بزرگوار تشکر می‌کنیم و دستشان را می‌بوسیم که به خروش درآمدند. اما چرا فقط این بزرگواران باید بگویند و دیگران سکوت کردند؟

نباید بگذاریم حرمت‌ها در نظام مقدس جمهوری اسلامی شکسته شود. الآن ببینید تا دیروز اصلاً خیلی‌ها اسم بهائیت را هم نمی‌دانستند، اما بلافاصله دیدیم که بی‌بی‌سی و ... در شبکه‌هایشان شروع کردند با بهائی‌ها صحبت کردند. باید با آن‌ها برخورد کرد تا نام بهائیت را در دهان‌ها نیاندازند.

هر کس از این انقلاب، انحراف پیدا کند، عاقبت به خیر نمی‌شود و در آخر به سراغ همین این‌ها می‌رود. هر کس از خط ولایت دور شد و به سمت آن طرفی‌ها رفت، ولو در دفتر خود حضرت امام هم باشد، خراب می‌شود. یک عده نشستند و خودشان را باد می‌زنند و رفاه‌طلب هستند، آن‌ها انسان‌های حاسدی هستند که در آخر هم زمین می‌خورند. بعضی از این‌ها را می‌بینیم که در برخی مواقع هم می‌خواهند از حامیان ولایت انتقام بگیرند که کور خواندند و ما تا آخرین قطره‌ی خونمان برای این نظام و ولایت می‌ایستیم.

هر کس از خط ولایت دور شد، طبعاً دچار گرفتاری خواهد شد و به هیچ عنوان عاقبت به خیر نخواهد شد. من اشدّ مجازات را برای چنین فردی از قوه‌ قضائیه تقاضا می‌کنم، تا کسی جرأت نکند این‌طور بی‌ادبی کند. اتفاقاً دشمن از همین طریق، یعنی فرزندان مسئولین جلو می‌آید. امروز که نمی‌آید از من و شما که کاره‌ای نیستیم و مسئولیتی نداریم، جلو بیاید. دشمن از طریق مسئولین و خانواده‌هایشان جلو می‌آید. لذا می‌خواهند قبح قضیه را از طریق این خانواده‌های مسئولین بشکانند. اگر چند نفر از این‌ها در همین میادین اعدام شوند، دیگر هیچ کسی غلطی نمی‌تواند بکند. قوه‌ قضائیه باید این کار را انجام دهد.

این مسأله در همه‌ موارد هم هست، یعنی بعد اقتصادی را هم شامل می‌شود. هر کس به اموال بیت المال دست برد، باید دستش را قطع کنند و او را اعدام کنند. از چه چیزی می‌ترسیم؟! مگر این که خودشان هم وابسته باشند و خدای ناکرده این‌طور باشد که: گر حکم کنند که مست گیرند، در شهر هر آنچه هست، گیرند. که الحمدلله رئیس قوه قضائیه ما این‌گونه نیست. من ایشان را می‌شناسم، یک عالم فاضل آگاه شجاع خوب است.

إن‌شاءالله خدای متعال به زودی آقا جانمان را برساند و مشکلات ما را بر طرف بگرداند. به خصوص که ما الآن با داعش ملعون و ... درگیر هستیم و این‌ها می‌خواهند ما را به چیزهای دیگر هم مشغول کنند. لذا باید در نطفه، خاموشش کنند و انتظار اولیه مردم این است که قوه قضائیه با این‌ها برخورد کند تا دیگر چنین مواردی رخ ندهد. إن‌شاءالله در این مورد، دادستان محترم که باید داد مردم را بستاند و رئیس قوه قضائیه دستور کافی و وافی را خواهند داد.

انتهای پیام/م

معاون پارلمانی رئیس‌جمهور با بیان اینکه ناامن کردن خلیج فارس به زیان ایران و خواست صهیونیست‌هاست، گفت: دولت نمی‌تواند به نیروهای مسلح، سپاه یا ارتش فرمان دهد.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، مجید انصاری معاون پارلمانی رئیس‌جمهور در نشست علنی صبح امروز سه‌شنبه پارلمان و در جریان بررسی پیشنهاد حمید رسایی برای ضبط اموال ایالات متحده آمریکا در تنگه هرمز در واکنش به اقدام آنان در غارت 2 میلیارد دلار از اموال ایران، ضمن اعلام مخالفت دولت با این پیشنهاد، گفت: اینکه در این پیشنهاد آمده «دولت می‌تواند نسبت به ضبط اموال آمریکا در تنگه هرمز اقدام کند»، این نیازی به قانون ندارد.

وی افزود: دولت نمی‌تواند به عنوان قوه مجریه به نیروهای مسلح، سپاه و ارتش فرمان دهد که بروند در خلیج فارس عملیات انجام دهند، این موضوع از اختیارات فرمانده کل قواست، اگر بخواهد به مرحله عمل هم درآید در حوزه اختیارات شورای عالی امنیت ملی است.

معاون پارلمانی رئیس‌جمهور اضافه کرد: دشمنان ملت ایران در خلیج فارس تمایل دارند که این تنگه و آبراه را به محلی برای جنگ نفتکش‌ها تغییر دهند، کشورهای دیگر خطوط انتقال نفتشان را با لوله به آن طرف خلیج فارس منتقل کردند، ناامن کردن خلیج فارس به زیان ایران و هدف صهیونیست‌هاست.

انصاری یادآور شد: اگر قرار باشد کاری انجام دهیم باید در شورای عالی امنیت ملی مطرح شود، دولت نمی‌تواند به نیروهای نظامی دستور دهد، پیشنهاد آقای رسایی علی‌رغم ظاهر انقلابی، علیه منافع ملی و خلاف قانون اساسی است.

وی با بیان اینکه این پیشنهاد بهانه دادن به دست افرادی است که خلیج فارس را ناامن می‌خواهند، گفت: با تصویب این پیشنهاد ممکن است خدایی ناکرده به دست افرادی، مستمسکی بدهند که در گذشته با چنین شعارها و مستمسک‌هایی بر خلاف منافع ملی به سفارت عربستان حمله کردند و بهانه به دست این رژیم دادند که علیه جمهوری اسلامی ایران در دنیا توطئه می‌کنند.

انصاری با بیان اینکه ما نباید بستر و مسیر را برای بدخواهان جمهوری اسلامی ایران به دست خودمان هموار کنیم، تصریح کرد: آیا حمله به سفارت عربستان سعودی با شعارهای انقلابی به نفع جمهوری اسلامی ایران بود؟ اگر منظورتان از دولت در این پیشنهاد نظام جمهوری اسلامی ایران است که باید بگویم این نظام می‌تواند چنین کاری انجام دهد و در این زمینه احتیاجی به مجوز مجلس ندارد، رهبر انقلاب طبق اصل 110 قانون اساسی اختیاراتی دارند که می‌توانند از آن استفاده کنند.

معاون پارلمانی رئیس‌جمهور در بخش دیگری از سخنانش یادآور شد: اگر منظورتان از دولت «شورای عالی امنیت ملی» است، باز هم احتیاجی به مجوز مجلس وجود ندارد، منظورتان از دولت کیست؟ آیا منظورتان رئیس‌جمهور است؟ آیا منظورتان وزیر کشور، سپاه یا ارتش است؟

انصاری در پایان خاطرنشان کرد: پیشنهاد آقای رسایی بر خلاف منافع ملی و قانون اساسی است و بهانه به دست بدخواهان جمهوری اسلامی ایران می‌دهد که علیه ما توطئه کنند.

انتهای پیام/م

معاون اروپا و آمریکای وزارت خارجه با بیان اینکه بانک‌های اروپایی نباید بیش از حد مته به خشخاش بگذارند، گفت: این امر به معنی از دست رفتن فرصت‌هاست، ضمن اینکه برخی از بانک‌های اروپایی اطلاع ندارند که تحریم‌ها لغو شدند.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، مجید تخت‌روانچی معاون اروپا و آمریکای وزارت خارجه در نخستین همایش مشترک ایران و ایتالیا در خصوص مسائل بانکی و وضعیت اجرای برجام اظهار داشت: آن چیزی که مدنظر ایران بوده تا به امروز به‌طور کامل مشاهده نشده و ما اجرای برجام را به‌طور کامل ندیده‌ایم.

وی افزود: محافظه‌کاری بانک‌های بزرگ اروپایی در این ارتباط وجود دارد که همه این موارد دست به دست هم داده و اثرات برجام به‌طور کامل مشاهده نمی‌شود، گرچه اخیراً تحولات خوبی نیز صورت گرفته است.

معاون وزیر امور خارجه ایران در ادامه سخنان خود در نشست ایران و ایتالیا گفت: 200 سال است که با ایتالیا روابط سیاسی داریم و ایتالیا یکی از دوستان نزدیک ما در اروپا است و هیچ مشکلی برای توسعه روابط وجود ندارد.

وی با بیان اینکه در سال‌های گذشته روابط اقتصادی 2 کشور به 7 میلیارد دلار رسید که به‌دلیل تحریم‌های ظالمانه سطح روابط تجاری کاهش یافت، اما آینده روشنی در روابط دو کشور وجود دارد، ادامه داد: همکاری با کشورهای دیگر، سرمایه‌گذاری در پروژه‌های مشترک مدنظر ایران است که این امر باید با همراه انتقال فناوری صورت گیرد.

تخت‌روانچی گفت: بازار ایران علاوه بر 80 میلیون نفر موجود، جمعیت کشورهای اطراف و پیرامونی را نیز شامل می‌شود که از این طریق می‌توان ایران را به‌عنوان هاب اقتصادی منطقه در نظر گرفت.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، وی ادامه داد: تروریست‌ها در اطراف ایران فعالیت‌های زیادی دارند، اما کشور ما امن و باثبات است که این امر مورد توجه تجار قرار می‌گیرد.

معاون وزیر امور خارجه ایران با تاکید بر اینکه مبارزه با پولشویی مورد توجه دولت یازدهم قرار دارد که در این ارتباط قانونی به تصویب مجلس رسیده و شورای نگهبان نیز آن را تأیید کرده است، تصریح کرد: معافیت‌های مالیاتی و ایجاد شرایط‌ مناسب برای سرمایه‌گذاری‌ از جمله دیگر مواردی است که برای ورود سرمایه‌گذاران خارجی انجام شده است.

تخت‌روانچی با بیان اینکه براساس گزارش صندوق بین‌المللی پول ایران نوزدهمین اقتصاد بزرگ دنیاست، گفت: با توجه به امر حضور سرمایه‌گذاران خارجی و قوانین موجود در کشور و اقتصاد مقاومتی در ایران امکان همکاری‌های خوبی با ایتالیا وجود دارد.

وی در ادامه سخنان خود در خصوص مبادلات بانکی ایران با کشورهای اروپایی خاطرنشان کرد: بانک‌های اروپایی نباید بیش از حد مته به خشخاش بگذارند که این امر به معنی از دست رفتن فرصت‌هاست، ضمن اینکه برخی از بانک‌های اروپایی اطلاع ندارند که تحریم‌ها لغو شدند.

انتهای پیام/م

جناب سید حسن خمینی شما نمی دانید با انتخاب محمدآفریده به عنوان دبیر جشنواره چه بر سر امام خمینی (ره) و گفتمان ایشان آورده اید. میدانیم به آقای رفسنجانی ارادت دارید، حداقل به شیوه ایشان عمل کنید.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، در آخرین روز هفته گذشته سید حسن خمینی در دیدار با سازندگان فیلم کوتاه به نکاتی اشاره کرد که با توجه به نزدیک شدن به جشنواره«روح الله» جای تامل بیشتری دارد.

ایشان در بخشی از سخنان خود با استفاده از کلام بزرگان فلسفه اخلاق گفتند: «توهم علت بی اخلاقی است و در مقابل تخیل به زیست اخلاقی کمک می کند. توهم به این معناست که تصور کنیم خودمان در مرکز هستی قرار داریم. با این وضع توهم نمی دانیم چه بر سر دیگران می آوریم و به عنوان مثال مقاله ای می نویسیم و نمی دانیم چه مصیبتی بر سر دیگران می آید».

و در بخش دیگری با اشاره به فیلمسازان گفتند: «تا زمانی که تعیین نکنید برای چه کسی فیلم می سازید، ذهن خلاق به کار نمی افتد چون باید مشخص کرد که قرار است خیال چه کسی را به کار بگیریم».

سید حسن خمینی در این نشست به نکات دقیقی اشاره کردند که این دقت در کلام بیشتر ما را از عمل ایشان و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) متعجب می کند. ایشان نکاتی از بزرگان فلسفه اخلاق به فیلمسازان گفتند و ای کاش کارشناسی از عرصه مدیریت فرهنگی در مجموعه وی وجود داشت تا به یادگار حضرت روح الله عرض میکرد برای راهبری یک جشنواره هنری باید دقت کرد تا دبیری جشنواره ای که قرار است اعتلای گفتمان امام را رقم بزند به دست تحریف کننده امام خمینی نسپارند. 

جناب سید حسن شما در بخشی از سخنان خود به درستی با بیان «توهم» به عنوان مثال از نوشتن مقاله سخن گفتند و اینکه نمی دانیم چه مصیبتی بر سر دیگران می آید، حالا نسبت شما و جشنواره ای که بنام پدربزرگ شما و امام و پیشوای مردم ایران و بنیان گزار انقلاب براه افتاده همینگونه است. 

شما مثل نویسنده مقاله ای که نمی داند چه بر سر طرف مقابل می آورد نمی دانید با انتخاب تحریف کننده امام به عنوان دبیر جشنواره چه بر سر امام خمینی (ره) و گفتمان ایشان آورده اید. در این مسئله بزرگان فلسفه اخلاق، اساتید علم مدیریت فرهنگی، اندیشمندان جامعه شناسی و ... همگی اتفاق نظر دارند که خسارت های انتخاب آفریده به عنوان دبیر جشنواره «روح الله» جبران ناپذیر است. 

حاج حسن آقا، شما فیلم یک خانواده محترم را دیده اید؟ اگر دیده اید و بازهم محمد آفریده در کنار شما می نشیند و از تپش قلبش در هنگام ورود به جماران سخن می گوید که هیچ اما اگر ندیده اید به شما عرض میکنم یکبار این فیلم ضد گفتمان انقلاب و راه پدربزرگتان را با بزرگان فلسفه اخلاق که شما قبولشان دارید ببینید تا به دقت متوجه فاجعه ای که در حال رقم زدن آن هستید بشوید.

چهره خشنی که فیلم «یک خانواده محترم » به تهیه کنندگی ایشان از بنیانگذار انقلاب در برخی صحنه ها نشان می دهد آنقدر واضح و روشن است که جای شک و شبهه ای در انتخاب نادرست شما و موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) باقی نمی گذارد. 

وی درباره سوژه هایی که فیلمسازان می توانند به آن بپردازند نیز گفت: «لازم نیست هر فیلمسازی راجع به خود امام خمینی فیلم بسازد بلکه می تواند اتفاقی در حاشیه زندگی امام را بگیرد و از آن فیلم بسازد».

تصور می کنید فیلم هایی که مورد انتخاب جشنواره قرار گرفته همگی مرتبط با شخصیت امام (ره) است؟ برخی از فیلم هایی که در جشنواره انتخاب شده اند در فضای مجازی قابل دانلود هستند و بنابر مشاهدات ما نسبت آنچنانی با امام(ره) ندارند و براحتی می توانستند در جشنواره های دیگری مثل جشنواره «شهر»، «سماء» و ... به نمایش در بیایند. برخی از آثار هم که پس از انتخاب توسط جشنواره ترجیح دادند برای احترام به اهداف بنیانگزار انقلاب از جشنواره ای به دبیری فردی معلوم الحال انصراف بدهند.

میدانیم که شما به آقای رفسنجانی ارادت دارید، لذا می خواهم حداقل به شیوه ایشان عمل کنید. در همین چند روز گذشته کار فائزه هاشمی در دیدارش با آن خانواده بهایی و انتشار عکس هایش آنقدر شنیع و غیر قابل اغماض بود که آقای رفسنجانی پدر ایشان را به نکوهش از دخترش وادار کرد. به جرات می توان گفت انتخاب آفریده به عنوان دبیر جشنواره«روح الله» به همین اندازه غیر قابل گذشت و خسارت های معنوی و فرهنگی آن غیر قابل پیش بینی است. آیا شما کار آقای رفسنجانی را تکرار خواهید کرد؟ آیا شجاعت جبران اشتباه خود را دارید؟ 

 

«هنرمند هر جا رود قدر بیند و بر صدر نشیند» 

و اما یک نکته در حاشیه بحث اصلی عرض میکنیم و آن اینکه:«هنرمند هر جا رود قدر بیند و بر صدر نشیند». تاکنون به میزانسن دیدارهای های رهبر انقلاب با شاعران و اهالی هنر دقت کرده اید؟ انشاا... در آینده اگر میهمانانی از اهالی هنر به دیدارتان آمدند آنها را پایین پای دیگران ننشانید. 

مخاطبانی که فیلم کثیف «یک خانواده محترم» به تهیه کنندگی محمدآفریده، دبیر فعلی جشنواره «روح الله» را ندیده اند می توانند خلاصه داستان آن را در ادامه مطالعه نمایند:  

«آرش مرد جوانیست که بعد از 22 سال از پاریس به ایران برای تدریس در دانشگاه شیراز آمده است، اما از دست حراست و نیروهای لباس شخصی زجر می‌کشد و حتی کتاب ساده‌اش درباره‌ی فردوسی مجوز نگرفته است و مجبور است به دانشجویانش در خانه درس بدهد؛ وضعیت به قدری تنگ است که در کلاسش دوربین مخفی کار گذاشته‌اند و جزوات تکثیر شده از درسش توسط لباس شخصی‌ها جمع می‌شود.

آرش از خفقان موجود به تنگ آمده و تصمیم می‌گیرد به کشور فرانسه بازگردد، اما به علت نداشتن پایان خدمت مجبور است در ایران بماند؛ آرش برادر شهیدی به نام امیر دارد. این نسبت می‌تواند برایش معافی بیاورد.

نکته‌ای که برادر زاده‌اش به او می‌گوید؛ برادر زاده‌ی آرش از تهران به دیدنش آمده است؛ او پسر برادر ناتنی آرش است و آمده است تا او را به دیدن پدربزرگ (پدر آرش) ببرد؛ پدربزرگ (پدر آرش) در بستر بیماری است. همین اتفاق کلید فلاشبک‌هایی است که گذشته‌ آرش را باز می‌کند؛ آرش و امیر فرزندان مردی هستند که دائماً پای سخنرانی‌های امام است.

همه‌جا عکس امام زده، حتی جلوی در بقالی و همواره آهنگ‌های انقلابی پخش می‌کند، اما محتکری است کثیف؛ فرزندانش را کتک می‌زند و همسرش را به عنوان دیوانه به بیمارستان می‌سپرد؛ امیر نوجوان (برادر بزرگتر آرش) از این فشار پدر می‌گریزد؛ اما به جای آنکه بنا به سفارش مادر به شیراز برود، سر از جبهه در‌آورده و شهید می‌شود.

پدر زن دیگری اختیار می‌کند و آرش صاحب یک برادر ناتنیِ لنگ می‌شود؛ برادری که در همان سنین نوجوانی به دوست و عشق کودکیِ آرش تجاوز می‌کند و تصاحبش می‌نماید.؛بعد از این اتفاق آرش راهی فرانسه شده و مقیم می‌شود و مادر نیز با مرخصی از تیمارستان پدر را ترک می‌کند و به شیراز می‌رود.

در آینده و با بازگشت آرش از فرانسه می‌بینیم که برادر ناتنیِ لنگ خودش را جانباز معرفی کرده و از همین طریق و همچنین با سوءاستفاده از برادر شهیدش(امیر) صاحب سرمایه‌ هنگفتی شده و زهره (دختری که در کودکی مورد تعارض قرار گرفت) نیز زن برادر ناتنی شده است؛ در خانه‌ برادرنانتی و زهره نیز پر است از عکس امام و رهبری و کعبه! و از ظواهر امر پیداست که زهره به شدت به شرعیات و اصول دینی پایبند است؛ اما مریض است و مبتلا به وسواس و دائما به شکل حقارت‌باری مشغول شستن خانه(به نجسی و پاکی خیلی معتقد است!)

در ادامه متوجه می‌شویم که پدر آرش برایش پنجاه میلیارد ارث گذاشته است؛ برادر ناتنی و پسرش، آرش را دزدیده و زندانی می‌کنند؛ از ظاهر زندان هم پیداست که جایی دولتیست و از وضعیت آرش هم چنین به نظر می‌رسد که مورد تجاوز قرارگرفته است؛ در نهایت آرش مجبور می‌شود وکالت داده و از خیر ارثیه بگذرد تا زنده بماند اما در مسیر فرودگاه از خیر پاسپورت جمهوری اسلامی می‌گذرد و به اجتماع مردمی می‌پیوندد که گویا به اعتراض آمده‌اند؛ اعتراضی که به شدت خلاف اعتقاد برادر ناتنی است.»

انتهای پیام/م

عرضه بی سابقه اوراق قرضه آمریکا با قیمت پایین توسط طلبکاران، روی آوردن کشورها به ترتیبات تجاری جایگزین WTO، تاسیس بانک AIIB به عنوان بدیل IMF، انعقاد ده ها پیمان پولی دوجانبه برای رهایی از وابستگی به ارز ثالث و... نشان می‌دهد کشورها در حال آماده کردن خود برای ورود به نظم جدید هستند.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس در بیشکک، دیروز (27 اردیبهشت ماه) نمایندگی خبرگزاری فارس در قرقیزستان با مشارکت دانشگاه دولتی «آرابایف» کنفرانس علمی- عملی با موضوع «مناسبات و همکاری‌ها در جهان متغیر» را بین جمهوری اسلامی ایران، جمهوری قرقیزستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی برگزار ‌کرد.

در این کنفرانس که با هدف بررسی و مباحثه سازنده استراتژی‌ها و مکانیسم‌های همکاری‌های جمهوری قرقیرستان، جمهوری اسلامی ایران و کشورهای آسیای مرکزی و طرح توصیه‌های دقیق در جهت حل مشکلات در این حوزه برگزار شد، «سید یاسر جبرائیلی» معاون پژوهش و آموزش خبرگزاری فارس به تشریح تحول در نظم اقتصاد بین الملل و مقتضیات آن برای اعضای سازمان همکاری های شانگهای پرداخت.


 

ثبات هژمونیک با محوریت آمریکا به مرحله زوال رسیده و جهان در حال گذار به یک نظم جدید است

وی در سخنرانی خود اینگونه عنوان کرد که نظم اقتصاد جهانی به سرعت در حال تغییر است و تحول در آن، توزیع قدرت در نظام بین‌الملل را نیز متحول خواهد ساخت. کسانی چون «امانوئل» والراشتاین» بر این باورند که از سال 1970،‌ نظم برخاسته از جنگ جهانی دوم به رهبری آمریکا دچار بحران شده و حوادث 11 سپتامبر 2001 آخرین نشانه‌های زوال هژمونی آمریکاست. اما وقایع متعدد سیاسی، اقتصادی و نظامی که پس از سال 2001 تا به امروز رخ داده‌اند، به ما می‌گویند نظم موجود از مقطع بحران خارج به مرحله زوال وارد شده و هم اکنون در دوره گذار به یک نظم جدید هستیم.

جبرائیلی افزود: آمریکا به عنوان قدرت هژمونیک که رابطه متقابل با نظم موجود دارد، امروز فاقد بنیه اقتصادی،‌ سیاسی و نظامی لازم برای تحمیل امیال، قواعد و هنجارهای دلخواه خود در مسائل و حوزه‌های راهبردی بین‌المللی است و علت اصلی وضع امروز آن که ثبات هژمونیک ناشی از قدرت آن را در مرحله زوال قرار داده، عمدتا به کاهش قدرت اقتصادی آن باز می‌گردد.

وی ادامه داد: اینکه دلایل این کاهش قدرت اقتصادی چیست، نیاز به بررسی جداگانه دارد، اما خانم «آرایانا هافینگتون» در کتاب آمریکای جهان سومی، تصویر دقیقی از وضع اقتصادی آمریکای امروز ارائه می‌دهد: که عبارتند از زیرساخت‌های فرسوده و ناکارآمد، انجام نشدن سرمایه‌گذاری‌های لازم برای نوسازی و به روز شدن، اضمحلال طبقه متوسط به عنوان نیرویی که باعث قدرت گرفتن آمریکا شده بود، فساد سیاسی و اقتصادی سازمان یافته، ناکارآمدی نظام آموزشی و.... از جمله ویژگی‌های آمریکای قرن 21 هستند.

کمتر از یک دهه آینده، دلار ارز رایج جهانی نخواهد بود

جبرائیلی در ادامه سخنرانی افزود: آمریکا بالغ بر 19 هزار میلیارد دلار بدهی دارد که 35 درصد از آن، بدهی به سایر کشورهاست. این بدهی زمانی معنی خواهد یافت که دلار جایگاه خود را به عنوان ارز رایج بین‌المللی از دست بدهد که در این صورت، ایالات متحده که از مزیت بین‌المللی دلار برای واردات ارزان بهره‌مند بود، قادر به این نوع واردات نخواهد بود و وارد یک بحران تورمی خواهد شد.

به گفته وی، مطالعه روندهای مالی جهانی نشان می‌دهد در کمتر از یک دهه آینده، دلار دیگر ارز رایج و غالب جهانی نخواهد بود.

جبرائیلی در ادامه با اشاره به انعقاد ده‌ها پیمان پولی دوجانبه طی دهه اخیر گفت: این قراردادها حکایت از این دارد که کشورها نمی‌خواهند از ارز ثالث در مبادلات تجاری خود استفاده کنند. طی ماه‌های گذشته، ما شاهد واردات انبوه طلا از سوی کشورهای آسیایی به ویژه چین هستیم و طلبکاران آمریکا در حال عرضه اوراق قرضه آمریکا با قیمت پائین (Debt Dumping) هستند و در یک رویداد بی‌سابقه، صرفا طی سال 2015، فقط 225 میلیارد دلار از اوراق قرضه آمریکا را زیر قیمت در بازارهای مالی عرضه کرده‌اند تا خود را از شر این «دارایی بد» خلاص کنند.

به عقیده این تحلیلگر مسائل بین‌الملل، تأثیر نهادهای بین‌المللی در زمینه تزریق رضایتمندانه هنجارها و قواعد هژمونی آمریکا به جوامع پیرامونی به منظور تداوم هژمونی واشنگتن از بین رفته است.

معاون پژوهش و آموزش خبرگزاری فارس، نهادهای بین‌المللی چون بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و سازمان تجارت جهانی(WTO) که وظیفه تزریق رضایتمندانه هنجارها و قواعد هژمونی آمریکا به جوامع پیرامونی به منظور تداوم هژمونی واشنگتن داشتند را‌ امروز تقریبا بی‌اثر دانست و افزود: اگر زمانی ادعا می‌شد که کشورها یا باید عضو WTO شوند و یا از تجارت جهانی محروم بمانند دیگر اینطور نیست.

 

جبرائیلی اضافه کرد: ناکارآمدی WTO حتی کشورهای عضو را به سمت ترتیبات تجاری دوجانبه، چند جانبه و منطقه‌ای سوق داده است که با هنجارها و شرایط ملی و منطقه‌ای سازگاری بیشتری دارند و عملیاتی‌ترند. بانک سرمایه‌گذاری زیربنایی آسیا (Asian Infrastructure Investment Bank) نیز یک نهاد جایگزین برای IMF است که به دلیل مقاومت آمریکا برای حفظ حق وتوی خود در IMF ایجاد شد.

وی افزود: این بانک در روند وام‌دهی خود،‌ هنجارهای صندوق بین‌المللی پول را نیز تحمیل نمی‌کند و با اقبال قابل‌توجهی مواجه شده است. اینها همه نشانه‌هایی هستند که به ما می‌گویند دولت‌ها خود را برای ورود به نظم جدید اقتصادی آماده می‌کنند.

آمریکای فعلی در عرصه سیاسی و نظامی بین‌المللی از قدرت تعیین‌کنندگی برخوردار نیست

جبرائیلی در ادامه سخنان خود به ناتوانی در هدف اعلام شده آمریکا در سرنگونی نظام سیاسی ایران و تسلط مجدد بر منابع این کشور، ناکامی در جلوگیری از الحاق کریمه به روسیه، ناتوانی در سرنگونی دولت قانونی بشار اسد در سوریه اشاره نمود و تصریح کرد: شکل‌گیری جنبش‌های قدرتمند تجزیه‌طلبی در ایالت‌های تگزاس، ورمونت، آلاسکا و هاوایی، نشان از این دارد که حتی اتحاد ایالات در آمریکای شمالی نیز در معرض فروپاشی است و قطب‌های جدید قدرت نقش پیشرو آمریکا را به عنوان هژمون تأیید نمی‌کنند.

وی خاطرنشان کرد: اجماع وسیع سیاسی در حمایت از اهداف و سیاست واشنگتن وجود ندارد. آمریکا هم اکنون قادر به پاسخ‌گویی به منافع متحدین خود نیست و به انگیزه‌های آنان نمی‌تواند توجه کند و می‌توان این بخش را با سخنان اخیر هنری کیسینجر به پایان برد که گفت: «در دوران جنگ سرد، به اندازه‌ای ظرفیت آمریکا در زمینه مواد [و منابع موجود و در اختیار] بالا بود که تخصیص منابع  به اقدامی خاص، یک وظفیه مهم قلمداد می‌شد اما جهان تغییر کرده و راه‌حل‌های گذشته دیگر کاربردی ندارد. با گذشت چندین دهه، ما در وضعیتی قرار گرفتیم که فهمیدیم با شناسایی مشکل نمی‌توانیم به سادگی به آنچه می‌خواهیم، دست پیدا کنیم».

ادغام حاکمیت‌های ملی و کاهش اختیارات حاکمیتی کشورها، موجب شکست و ناکارآمدی ائتلاف است

معاون پژوهش و آموزش خبرگزاری فارس گفت: اما نظم جدید چه مشخصاتی دارد؟ آیا به عنوان مثال، یک ثبات هژمونیک بر مبنای قدرت و هنجارهای چینی شکل خواهد گرفت و ما شاهد یک نظم تک‌قطبی دیگر خواهیم بود؟‌ واقعیت‌های جهان به ما می‌گویند پاسخ این سوال منفی است. ما بازیگران قدرتمند زیادی خواهیم داشت و حتی می‌توان آنها را رتبه‌بندی کرد. اما این بازیگران به تنهایی قادر به تأثیرگذاری در روندهای راهبردی نخواهند بود.

جبرائیلی اظهار داشت: توزیع قدرت  و تجویز هنجارها در نظام بین‌الملل بر مبنای ترجبحات ائتلاف‌ها و اتحادهایی از کشورها خواهد بود. اگر این مفروض را بپذیریم، پرسش مهم دیگر این است که این اتحادها چگونه باید باشند؟‌ تجربه شکست خورده اتحادیه اروپا به ما می‌گوید ادغام حاکمیت‌های ملی در واحدهای بزرگ‌تر و کاهش اختیارات حاکمیتی کشورها، موجب شکست و ناکارآمدی ائتلاف می‌شود. بحران اقتصادی اخیر اروپا به ویژه مسئله یونان، نشان داد نمی‌توان برای کشورهایی که قدرت‌های اقتصادی متفاوتی دارند و سیاست‌های اقتصادی متنوعی دنبال می‌کنند یک ارز واحد تعریف کرد.

وی ادامه داد: نتیجه چنین وضعی، تحمیل هزینه اتحاد به کشورهایی است که قدرت اقتصادی بالایی دارند و امروز، آلمان و فرانسه متحمل این هزینه هستند. تمایل انگلستان به خروج از اتحادیه علیرغم داشتن استقلال از یورو نیز نشان می‌دهد کشورها میل ندارند اتحادها و ائتلاف‌های اقتصادی، به سطح اتحاد سیاسی ارتقاء یافته و امیال سیاسی مستقل آنها را قربانی کند.

جبرائیلی بر این باور است که سازمان همکاری‌های شانگهای، می‌تواند یک الگوی موفق تأمین منافع کشورها در نظم جدید باشد. چرا که رویکرد حفظ استقلال همه‌جانبه اعضا در عین ارتقای منافع مشترک را دنبال می‌کند.

این تحللیگر سیاسی عنوان کرد: می‌توان به اعلامیه پایان نشست سران اعضای شانگهای در سال 2002 در سن‌پترزبورگ اشاره کرد که به خوبی این مسئله را تبیین می‌کند: ‌«صادرکنندگان اعلامیه می‌خواهند روحیه شانگهای را نشان دهند. این روحیه به معنی احترام متقابل تمدن‌های گوناگون به یکدیگر و رفاه مشترک است».

این کارشناس مسائل بین‌المللی گفت: پیروی از اصول منشور ملل متحد، احترام به استقلال، حاکمیت و یکپارچگی سرزمینی یکدیگر، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، عدم به کار بردن زور و حتی تهدید نکردن برای استفاده از زور، بهره‌گیری از از مزایای برابری و منافع مشترک، حل همه مسائل از طریق مشورت و... با اصول و اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همخوانی دارد.

وی بیان داشت: با توجه به اعلامیه سن‌پترزبورگ که بر پذیرش اعضای جدیدی که این اصول و اهداف را بپذیرند، تأکید شده است، ‌پیوستن ایران به شانگهای، هم برای ایران و هم برای این سازمان،‌ منافع متعددی خواهد داشت.

جبرائیلی تصریح کرد: من از تعبیر آقای «دیمتری مزنتسف» دبیر کل سازمان همکاری شانگهای استفاده می‌کنم که «اگر ایران به سازمان همکاری شانگهای بپیوندد، این مسأله کمک زیادی به قدرت سازمان، گسترش همکاری‌های چندجانبه و تقویت نفوذ سازمان در مسائل مهم بین‌المللی خواهد کرد» و اضافه می‌کنم که عضویت ایران، در منازعه بر سر حفظ نظم کنونی و شکل‌دهی یک نظم جدید و مطلوب، موازنه را به نفع سازمان شانگهای تقویت خواهد کرد. ایران هم‌اکنون با همه اعضای سازمان از جمله قرقیزستان روابط اقتصادی رو به رشدی دارد و مهم‌تر اینکه روابط سیاسی دوستانه‌ای با اعضا دارد.

معاون پژوهش و آموزش خبرگزاری فارس افزود: طبق برآورد شورای اطلاعات ملی آمریکا،‌ ایران و روسیه در سال 2025 به سبب داشتن ذخایر عظیم، پادشاهان انرژی جهان خواهند بود. ایران هم‌اکنون علاوه بر منابع عظیم انرژی، در حوزه‌های مختلف علمی و فناوری در رده‌های برتر جهانی قرار دارد.

وی افزود: عضویت در باشگاه فناوری هسته‌ای جهان، رتبه اول فناوری هوا و فضا در منطقه غرب آسیا و رتبه 19 در جهان، رتبه اول بیوتکنولوژی در میان کشورهای اسلامی و رتبه 23 جهان، رتبه اول علم شیمی در منطقه و رتبه 13 جهان، رتبه ششم نانوفناوری در جهان و دستاوردهای متعدد در حوزه اختراعات و اکتشافات، ایران را تبدیل به یک قدرت علمی و اقتصادی کرده است. موقعیت ترانزیتی ایران را نیز باید به این معادلات افزود.

جبرائیلی در پایان تصریح کرد: ایران از سال 2005 عضو ناظر سازمان همکاری‌های شانگهای بوده و اکنون با لغو قطعنامه‌های تحریمی سازمان ملل، زمینه پیوستن نهایی تهران به این سازمان فراهم است. این اتفاق در سال 2016  ممکن است و هر یک روز تأخیر در آن، تأمین منافع این سازمان، اعضاء و خود تهران را به عقب می‌اندازد.

 

انتهای پیام/م

منتخب مردم تهران در مجلس دهم گفت: پیام مجلس دهم تحول‌خواهی و تغییر است و فردی که نماد تغییر و تحول‌خواهی باشد، باید به عنوان رئیس مجلس دهم انتخاب شود که محمدرضا عارف نماد این تحول‌خواهی است.

به گزارش صدای دانشجو، محمود صادقی منتخب اصلاح‌طلب مردم تهران در مجلس دهم، در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، با اشاره به نظرات مطرح‌شده در ارتباط با ریاست مجلس دهم، گفت: مجلس دهم به دنبال ایجاد تغییر و تحول است و به نظر من نماد این تغییر و تحول محمدرضا عارف است که می‌تواند پاسخگوی نیازها در این باره باشد.

وی افزود: آقای عارف از نظر ویژگی‌های شخصی و تجارب کاری، شخصیتی کم‌نظیر در نظام است و به خوبی می‌تواند در جهت خواسته‌های مردم  و هم‌سو و هماهنگ با سیاست‌های کلی نظام حرکت کند.

منتخب مردم تهران در مجلس دهم اظهار داشت: ترکیب مجلس دهم پیام تحول‌خواهی را به همراه دارد و خواهان تغییر است که آقای عارف نماد این تغییر و تحول‌خواهی است.

صادقی در پایان خاطرنشان کرد: امیدوارم مجموعه منتخبین در مجلس دهم اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب به دور از بازی‌های سیاسی به فکر منافع مردم و مصالح ملی و ارزش‌های انقلاب باشند و حرکت در این مسیر را سرلوحه کار خود قرار دهند و حفظ وحدت و هم‌گرایی و همچنین رعایت اخلاق در اولویت کار قرار داشته باشد.

انتهای پیام/م

نماینده مردم تهران در مجلس با اعلام این که در دولت روحانی بیش از 15 هزار واحد تولیدی و صنعتی به طور کامل تعطیل شده‌اند و بقیه فقط با کمتر از 50 درصد ظرفیت فعالیت می کنند گفت دولت از شعار دست برداشته و به اقدام و عمل روی بیاورد.

به گزارش صدای دانشجو، محمد سلیمانی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، درباره وضعیت کارگاه‌های تولیدی و صنعتی در کشور و همچنین چالش‌های پیش روی بخش اشتغال کشور،‌اظهار داشت: طبق گزارشاتی که از تمام استان‌ها به دست ما رسیده، 15 هزار کارگاه و کارخانه به طور کامل تعطیل شده‌اند که این وضعیت در دولت فعلی رخ داده است.

وی افزود: مابقی کارگاه‌ها در صورت ادامه فعالیت با کاهش ظرفیت تولیدی، کمتر از 50 درصد از پتانسیل‌های خود را فعال نگه داشته‌اند چرا که علاوه بر مشکلات رکود اقتصادی با چالش‌هایی نظیر عدم همکاری نظام بانکی و تأمین سرمایه در گردش مواجه هستند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه انبارهای تولید‌کنندگان فولاد و سیمان به طور کامل پر شده است، گفت: در شرایط فعلی بخش مسکن به طور کامل به رکود سنگینی فرو رفته و طرح‌های بزرگی همانند مسکن مهر هم مورد بی‌مهری دولت قرار گرفته است.

سلیمانی با اشاره به اینکه دولت در حوزه اجرا ضعیف عمل کرده است، گفت: برخی صنایع همانند سنگ‌بری‌ها و معادن طبق گزارشات رسیده به وضعیت بحرانی رسیده‌اند و با این حال مالیات‌های سنگینی برایشان وضع شده است و این بخش‌ها مجبور هستند برای جبران کاهش درآمد و افزایش فشارهای ناشی از سمت دولت به تعدیل نیروی کار و اخراج کارگران خود دست بزنند.

وی تأکید کرد: در 3 سال دولت فعلی یک میلیون نفر به سیل بیکاران کشور اضافه شده‌اند که این موضوع مورد تأئید مرکز آمار و وزارت کار است. بنابراین مشکلات پیش آمده ناشی از فعالیت‌های حاشیه‌ای دولت است و مسئولان با گفت‌وگو می‌خواهند مشکلات را حل کنند در حالی که باید هم اکنون وارد صحنه اقدام و عمل شوند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، درباره سفر اخیر روحانی به کرمان نیز گفت: در این استان کشاورزان به دلیل مشکلات جدی خود دست به اعتراض زدند و این موضوع منجر به نارضایتی مردم از سیاست‌های دولت باشد.

سلیمانی گفت: دولت هنوز هم منتظر اجرای برجام است و با وجود گذشت بیش از 4 ماه از اجرای آن هنوز رونقی که در کشور برای مردم ملموس باشد، نمی‌بینیم.

وی درباره وضعیت اشتغال در کشور به مسئولان دولتی هشدار داد و گفت: اشتغال کشور در وضعیت بحرانی و همانطور که اخیراً آقای ربیعی وزیر کار اشاره کرده است، هر 5 دقیقه یک نفر به سیل بیکاران اضافه می‌شود.

انتهای پیام/م

وزیر خزانه‌داری آمریکا بار دیگر تأکید کرد: تحریم‌های غیرهسته‌ای علیه ایران کماکان پابرجاست.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، «جک لو»، وزیر خزانه‌داری آمریکا روز دوشنبه تأکید کرد که تحریم‌های وضع‌شده علیه ایران به بهانه‌های غیرهسته‌ای کماکان پابرجا هستند. 

به گزارش «آژانس جوئیش تلگراف» (جی‌تی‌ای) «جک لو»، علاوه بر این بار دیگر از لزوم پایبندی کشورش به رفع تحریم‌های بانکی علیه ایران که از تعهدات واشنگتن در «برجام» است هم سخن گفت.    

«لو» در کنفرانس سالانه «اتحادیه ضد افتراء» اذعان کرد: « ایران اقداماتی که باید انجام می‌داد را انجام داده است، ما هم باید اقداماتی که به آن متعهد هستیم یعنی رفع تحریم‌های هسته‌ای را انجام دهیم.»

وی افزود: «ضروری است که ما به روشنی بگوییم که منظورمان چه بوده است.»

مقام‌های دولت آمریکا، در روزهای گذشته اعلام کرده‌اند با توضیح اقدامات مجاز برای مبادله با ایران تلاش خواهند کرد بانک‌های هراسان از انجام مبادله با ایران را به از سرگیری تعامل با این کشور، طبق مفاد «برجام» تشویق خواهند کرد. این راهبرد، تاکنون به شکست انجامیده است.

وزیر خارجه آمریکا پنجشنبه هفته گذشته با مدیران ارشد 8 بانک بزرگ اروپایی در لندن، پایتخت انگلیس دیدار کرد. واشنگتن مدعی است این نشست با هدف اطمینان خاطر به این بانک‌ها برای از سر گرفتن مبادله بانکی با ایران انجام شده است. 

با وجود این، بانک‌های اروپایی، بعد از دیدار با «کری» در بیانیه‌هایی جداگانه اعلام کردند که اظهارات دیپلمات آمریکایی نتوانسته آنها را به از سرگیری مبادله با ایران متقاعد کند.

بانک «استاندارد چارترد»، پنجشنبه بعد از نشست لندن در بیانیه‌ای که شبکه خبری «CNN» آن را منتشر کرد گفت مطابق روال گذشته هیچ مشتری ایرانی نخواهد پذیرفت و تراکنش‌های مالی مربوط به هیچ فردی از این کشور انجام نخواهد داد. 

«دویچه‌بانک» آلمان هم پنجشنبه در بیانیه‌ای مشابه اعلام کرد: «این بانک کماکان به محدود کردن مبادلات مربوط به ایران ادامه می‌دهد.»

اما واضح‌ترین دلیل درباره متقاعدکننده نبودن اظهارات «کری» را «استوارت لوی»، مدیر حقوقی بانک «اچ‌اس‌بی‌سی» در مقاله‌ جمعه در وال‌استریت‌ژورنال بیان کرد.

وی دوگانگی‌ در رویکردهای واشنگتن و بیم و امیدهای همزمان مقام‌های این کشور درباره از سرگیری رابطه با ایران را عامل اصلی دوری‌گزینی بانک‌ها از معاملات مربوط به ایران ذکر می‌کند.

«استوارت لوی» با اشاره به «ارزیابی منفی» وزارت دارایی آمریکا و «کارگروه اقدام مالی» (نهاد بین‌المللی مبارزه با پولشویی) از بازار ایران، یادآوری می‌کند که دولت آمریکا مکرراً درباره تسلط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر اقتصاد ایران هشدار می‌دهد- عواملی که در نهایت باعث می‌شوند بانک‌های اروپایی عدم معامله با ایران را ترجیح بدهند. 

«جک لو»، روز دوشنبه در پاسخ به سوالی درباره این اظهارات «لوی» گفت: «مهم است که ایران بداند که تحریم‌های وضع‌شده به بهانه تروریسم و سایر موضوعاتی که ما تشریح کرده‌ایم، کماکان پابرجا هستند.»

شرکت‌های اروپایی، رسانه‌ها و مقامات غربی در ماه‌های گذشته اذعان کرده‌اند بانک‌های بین‌المللی از بیم نقض تحریم‌های رفع‌نشده آمریکا علیه ایران از انجام تراکنش‌های بانکی مربوط به قراردادهای تجاری ایران بیم دارند.

با آنکه بعد از اجرایی شدن توافق هسته‌ای بین ایران و گروه 1+5 شرکت‌های اروپایی برای بازگشت به بازار جذاب ایران اعلام آمادگی کرده‌اند، این اکراه بانک‌های اروپایی به مانعی عمده برای سرمایه‌گذاری آنها در ایران تبدیل شده است.

این در حالی است که دولت آمریکا به موجب برجام متعهد به انجام اقدامات لازم برای اطمینان خاطر به شرکت‌ها و بانک‌ها جهت تجارت با ایران است.

انتهای پیام/ م

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نشست امروز خود دلایل و وظایف دستگاه‌ها را برای اخذ غرامت از آمریکا تعیین کردند.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، کلیات طرح الزام دولت به پیگیری جبران خسارات ناشی از اقدامات و جنایات آمریکا علیه ایران و اتباع ایرانی در نشست امروز پارلمان تصویب شد.

پس از تصویب کلیات، جزئیات طرح هم مورد بررسی قرار گرفت که در نهایت نمایندگان به مواد پنج‌گانه طرح رای مثبت دادند.

طبق ماده 1، به منظور استیفای حقوق ملت ایران، دولت موظف است رأساً یا از طریق حمایت از اشخاص و اتباع جمهوری اسلامی ایران، اقدامات مقتضی از جمله اقدامات حقوقی را جهت جبران خسارت و اخذ غرامت کامل از دولت ایالات متحده آمریکا به جهت نقش این کشور در موارد زیر را به عمل آورد:

1- خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از کودتای 28 مرداد 1332

2- خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از کودتای نوژه

3-خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از جنگ تحمیلی

4- خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از شهادت بیش از 223000 نفر و 600000 نفر ایثارگر (جانباز و آزاده)

5- خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از شهادت بیش از 17000 شهید ترور

6-خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از حمله به سکوهای نفتی

7-خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از جاسوسی علیه ایران توسط ایالات متحده یا با حمایت و نقش‌آفرینی ایالات متحده

8- خسارت‌های مادی و معنوی ناشی از انسداد، مصادره و یا تصرف در اموال و دارایی‌های جمهوری اسلامی ایران، نهادها و مؤسسات دولتی یا عمومی جمهوری اسلامی ایران یا مقامات آن

9- کلیه خسارات مادی و معنوی ناشی از اقدامات رژیم غاصب صهیونیستی که با حمایت یا نقش‌آفرینی آمریکا انجام پذیرفته یا می‌پذیرد.

10- کلیه خسارات مادی و معنوی ناشی از سایر اقدامات یا وقایعی که با حمایت یا نقش‌آفرینی ایالات متحده روی داده است یا در آینده روی خواهد داد.

ماده 2 صراحت دارد، دولت موظف است در مواردی که ایالات متحده تعهدات خود در قبال جمهوری اسلامی ایران، به ویژه در حوزه مصونیت دولت و اموال متعلق به دولت و مقامات جمهوری اسلامی ایران، را نقض می‌نماید در راستای اقدام متقابل کلیه اقدامات از جمله اقدامات حقوقی مقتضی را به عمل آورد.

در ماده 3 آمده است: دولت موظف است اجرای تصمیمات مراجع صالح به نفع جمهوری اسلامی ایران و اتباع آن را در کشورهای ثالثی که اموالی از ایالات متحده در آنها وجود دارد، در چارچوب اقدام متقابل، تعقیب کند در مواردی که دادگاه‌های کشورهای ثالث نسبت به شناسایی و یا اجرای احکام دادگاه‌های داخلی ایالات متحده آمریکا علیه ایران اقدام می‌کنند دولت موظف است اقدام متقابل مقتضی را جهت شناسایی و اجرای احکام دادگاه‌های داخلی ایران در آن کشورها یا سایر کشورها حسب مورد به عمل آورد.

طبق ماده 4، اقدامات حقوقی مذکور در این قانون تا آنجا که در قبال دولت خارجی (ایالات متحده بر اساس ماده 2 این قانون و یا هر کشور دیگر موضوع ماده 3 این قانون) اتخاذ می‌شود و نقض مصونیت آن دولت و یا مقامات آن دولت تلقی شود، باید در چارچوب واکنش به نقض تعهد داخلی آن دولت بوده و محدود به حدود اقدامات متقابل بر اساس حقوق بین‌الملل باشد.

در ماده 5 آمده است: وزارت امور خارجه موظف است گزارش اقدامات به عمل آمده در راستای استیفای حقوق ملت ایران، موضوع این قانون را هر 6 ماه به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و قضایی حقوقی مجلس شورای اسلامی ارائه نماید.

انتهای پیام/م

گفتگوی مرکز رسانه 57 با معاون سابق سیاسی نماینده ولی فقیه در سپاه؛
آیا سپاه پاسداران بعد از جنگ همان سپاه انقلابی است؟+فیلم
مرکز رسانه 57 قرارگاه شهید باقری بسیج دانشجویی به مناسبت روز پاسدار به گفتگو با معاون سابق سیاسی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران پرداخته است.
به گزارش صدای دانشجو، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی،مرکز رسانه 57  قرارگاه شهید باقری بسیج دانشجویی به مناسبت روز پاسدار به گفتگو با معاون سابق سیاسی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران پرداخته است.



در این گفتگو به سوالاتی از قبیل اینکه آیا سپاه بعد از جنگ هم همان سپاه انقلابی است؟ و اینکه رسالت سیاسی بسیج چیست؟ پرداخته شده است.

گفتگو با معاون سیاسی سابق نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران

 

 

دریافت فایل

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS