
به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، نمایشگاه دومین مسابقه بینالمللی کارتون و کاریکاتور هولوکاست، همراه با رونمایی از پوستر و تندیس این رویداد هنری ساعت 9:30 روز شنبه 25 اردیبهشت ماه در تالار سوره حوزه هنری برگزار میشود.
در این نمایشگاه 100 اثر کارتون و 50 اثر کاریکاتور چهره با محوریت نتانیاهو دیده خواهد شد؛ ضمن اینکه آثار برتر معرفی میشود.
در ادامه تعدادی از آثار هنرمندان دنیا برای این رویداد میآید که میتوان به اثر «مازیار بیژنی» اشاره کرد.

کارتون چهره نتانیاهو اثر «مازیار بیژنی». وی در این اثر نقش نتانیاهو را در تشکیل گروهک تروریستی داعش به تصویر کشیده است. فردی که عامل هولوکاستهای معاصر است.


بر اساس این گزارش، در پی انتشار اثر توهین آمیز به ساحت مقدس پیامبر اسلام(ص) در نشریه شارلی ابدو، دومین مسابقه بینالمللی کاریکاتور آزادی بیان از سوی مؤسسه راه، انجمن هنرهای تجسمی انقلاب و دفاع مقدس و موسسه رسانهای اوج با موضوع هولوکاست برگزار شد.
پس از اعلام فراخوان دومین مسابقه بینالمللی «هولوکاست»، هنرمندان 50 کشور با 845 اثر در این رویداد هنری شرکت کردند که با واکنش شدیدی از سوی رژیم صهیونیستی مواجه شد؛ طوری که این رژیم از دبیر کل سازمان ملل خواست تا مسابقه کاریکاتور هولوکاست را محکوم کند.



شایان ذکر است، همزمان با روز نکبت در 25 اردیبهشت (14 می) دومین دوره نمایشگاه کاریکاتور «هولوکاست» در حوزه هنری برگزار میشود. یوم النکبة (روز مصیبت)، از نظر فلسطینیها یادآور روزهای تلخ یعنی اشغال سرزمینشان و مصادره اراضی توسط صهیونیستها و اولین موج آوارگی و اخراج بیش از 800 هزار فلسطینی از خانه و کاشانهشان است.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، اعضای کمیته تخصیص بودجه مجلس نمایندگان آمریکا در طرح پیشنهادی خود برای بودجه 2017 رقمی را برای کمک به سامانه دفاع موشکی اسرائیل در نظر گرفتهاند که در صورت تصویب نهایی رکورد تازهای در حمایتهای بیدریغ واشنگتن از تلآویو خواهد بود.
بر اساس این پیشنویس که روز سهشنبه در دسترس عموم قرار گرفت، اعضای این کمیته مبلغ 601,735,000 دلار بودجه برای کمک به توسعه سپر دفاع موشکی رژیمصهیونیستی پیشنهاد کردهاند. این در حالی است که رقم پیشنهادی وزارت دفاع آمریکا 145.8 میلیون دلار بوده و این یعنی اعضای مجلس نمایندگان در اقدامی بیسابقه این رقم را 4 برابر افزایش دادهاند.
این بودجه برای توسعه سپر دفاع موشکی چند لایه اسرائیل شامل «گنبد آهنین»، «فلاخن داوود» و «پیکان» که به ترتیب برای مقابله با راکتهای کوتاه برد، موشکهای کوتاهبرد و موشکهای میان و دوربرد طراحی شدهاند، تخصیص خواهد یافت.
بودجه نهایی بعد از رایزنی با دولت و سنا تصویب میشود و به همین جهت احتمال تغییر این ارقام وجود دارد.
| کاربری | بودجه (دلار) |
| گنبد آهنین | 62,000,000 |
| سامانه دفاع موشکهای بالستیک کوتاهبرد (SRBMD) | 266,511,000 |
| پیکان 3 | 204,893,000 |
| توسعه سامانه پیکان | 67,331,000 |
آمریکا بر اساس توافقنامهای ده ساله با اسرائیل که دو سال دیگر به پایان میرسد، سالانه 3.1 میلیارد دلار به تلآویو کمک نظامی میکند. پروژه مشترک سپر دفاع موشکی از این بسته مجزا است.
تلآویو به بهانه توافق هستهای ایران و گروه 1+5، تلاش میکند تا واشنگتن را متقاعد کند که بسته حمایت نظامی بعدی به میزان قابل توجهی تقویت شود.
گفته میشود کاخ سفید به دنبال توافق بر سر بستهای 40 میلیارد دلاری برای یک دهه است، اما اسرائیل خواستار افزایش این رقم به 50 میلیارد دلار است.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، «سعدالله زارعی» در سرمقاله امروز«کیهان»نوشت:
مقابله با «تروریزم تکفیری»، مبارزهای از نوع «سهل و ممتنع» است و از این رو پیچیدگیهایی دارد که آن را از انواع دیگر متمایز میکند در عین حال میتوان گفت در چنین مبارزهای، هیچ نظامی به اندازه جمهوری اسلامی توان مقابله و کسب موفقیت در مقابل آن ندارد.
«خان طومان» یک صحنه از پرونده «تروریزم تکفیری» است که میتواند تا حد زیادی از یک سو پیچیدگیها و از سوی دیگر موفقیت ایران و بطور کلی جبهه مقاومت را تبیین کند. برای بررسی این موضوع توجه به نکات زیر ضروری است:
خانطومان یک منطقه خاص در جنوب غرب شهر استراتژیک حلب است که حدود 12 کیلومترمربع مساحت دارد و اطراف آن را کوهها و تپههایی فرا گرفتهاند و این شهرک با حدود ده هزار نفر جمعیت - که مدتهاست محل زندگی خود را ترک کردهاند - در واقع یک دره به حساب میآید. اهمیت این منطقه عمدتا به قرار داشتن در مجاورت مهمترین اتوبان سوریه است که حلب را به دمشق و بقیه مناطق جنوبی سوریه وصل میکند.
خانطومان در اوایل 1392 به تصرف «جبههًًْْالنصره» درآمد و به نقطه بارانداز تجهیزات تروریستی و مدیریت نیروهای این گروه تبدیل شد و از آنجا که بهطور کامل خالی از سکنه مردمی بود، نقش مهمی در تثبیت موفقیت آنان داشت. تروریستهای جبههًْالنصره از طریق اشراف بر اتوبان «اعزاز» عملا بر منطقه وسیعی از حلب تا زبدانی سیطره داشتند در این مدت چند مورد عملیات نظامی از سوی ارتش سوریه صورت گرفت ولی همه آنها بینتیجه ماند تا اینکه قرارگاه شمالی سوریه به مرور یک طرح پیچیده و در عین حال شجاعانهای را آماده کرد پیچیدگیهای این عملیات به این نکته بازمیگشت که در چهارطرف این منطقه به گروههای تروریستی آلوده شده بود.
عملیات آزادسازی این منطقه حساس بالاخره از اول محرم- نیمه آبان - سال گذشته آغاز شد و مرحله به مرحله تا نیمه بهمنماه پیش رفت. در این عملیات که به نصر1 و 2 موسوم بود رزمندگان اسلام نزدیک به 3000 کیلومترمربع از دل منطقه دشمن را آزاد کردند که آزادی خانطومان بخشی از این عملیات بود. در عملیات رزمندگان اسلام در واقع منطقهای آزاد شد که اطراف آن هنوز در دست دشمن باقی مانده بود و از این جهت تاثیر تعیینکنندهای در تقویت روحیه نیروهای خودی و تضعیف روحیه دشمن داشت به گونهای که دشمن در بخشهای شمالی، غربی و جنوبی منطقه عملیاتی پا به فرار گذاشته و یا تسلیم شد. در واقع در عملیات نصر1 و 2 که حدود 3 ماه به درازا کشید دست کم 1500 نفر از تروریستها کشته شدند و رقم زخمیهای آنان هم از مرز 3000 نفر گذشت که بعضی از فرماندهان برجسته آنها مثل «عبدالله ممیسنی» فرمانده تروریست عملیات حلب از جمله آنان بود. کشته شدن فرماندهان تاثیر زیادی در فروپاشی درونی نیروهای موسوم به «جیشالفتح» داشت. از آن طرف هم این عملیات روحیه کشورهای حامی تروریستها را بشدت تضعیف کرد در چنین فضایی آمریکاییها با زیرکی خاصی روسیه را پای میز مذاکره آورده و با طرح این مسئله که قبلا روسیه طرحی با محوریت آتشبس ارائه کرده و الان زمینه اجرایی شدن آن فراهم شده است، مسکو را واداشت که به مذاکره پیرامون آینده سیاسی سوریه تن دهد. روسیه درست در زمانی که نیروهای مدافع دمشق در بهترین وضعیت بودند، «آتشبس» را پذیرفت و آمریکاییها و کشورهایی نظیر ترکیه و عربستان که تا پیش از این حاضر به مذاکره درباره بشاراسد نبودند و اعلام میکردند که سرنوشت اسد در میدان جنگ تعیین میشود، بعد از عملیات بسیار موفق حلب، از لزوم حل پرونده امنیتی سوریه از طریق سیاسی حرف زدند و میز مذاکرات «وین» را چیدند. در دور اول مذاکرات، طرفین روی یک فرمول که آمریکاییها از آن به «فرمول جایگزینی» در سوریه یاد میکردند و روسها آن را «آسانسازی» غلبه بر تروریزم میخواندند، به توافق رسیدند. در این بین یک مقام ارشد روسیه از تبدیل سوریه واحد به یک سوریه فدرالی صحبت کرد و پس از آن آمریکاییها اگرچه با فدرالی موافقت نکردند اما بر بازگشت مخالفان اسد و کنار رفتن بشار اسد تاکید نمودند که خود این میتواند دولت دمشق را به دولتی تحت حاکمیت جداییطلبان و فدرالی تبدیل نماید.
آرامآرام روسها باور کردند که آمریکا و جبهه منطقهای آمریکا به توافق میاندیشند که تداوم حضور نیروهای حزب بعث در قدرت و حاکم بودن آنان و نیز تا حد زیادی باقی ماندن بشار در قدرت را پذیرفتهاند. آمریکاییها در مذاکرات مفصل بعدی روی برقراری آتشبس صحبت کردند. نمای ظاهری آتشبس این بود که وقتی مخالفان آتشبس را میپذیرند به معنای آن خواهد بود که کاهش تنش علیه دمشق تا حد زیادی به دولت این کشور کمک میکند تا حاکمیت خود را تثبیت نماید. بر این اساس روسیه با جدیت تمام از موفق شدن آتشبس صحبت میکرد و این در حالی بود که ایران با نگاه شناختی به تجربه خود، چنین امتیازی را غیرقابل تحقق ارزیابی میکرد.
آتشبس که برقرار شد دولت سوریه و نیروهای سوری و غیرسوری بطور طبیعی به آن پایبند بودند هر چند این نیروها برای تثبیت موقعیت خود به زمان احتیاج داشتند چرا که فاصله چندان میان زمان غلبه بر جبههًْالنصره و زمان آتشبس وجود نداشت از آن طرف گروههایی مثل احرارالشام، فیلقالشام زیر ورقه آتشبس را امضا کردند در حالی که هیچکس بطور رسمی اجرای آتشبس توسط این گروهها را تضمین نکرد حتی داعش و جبههًْالنصره با صراحت علیه مذاکرات سیاسی صحبت و اعلام کردند آتشبس را به رسمیت نمیشناسند. از آن طرف دولتهای عربستان، قطر و ترکیه روی حضور نیروهایی در مذاکرات وین تاکید میکردند که مذاکره با دولت را نپذیرفته و آن را قانونی نمیدانستند! کاملا واضح بود که طرف مقابل - چه گروههای تروریستی و چه دولتهای حامی آنان - به آتشبس پایبند نخواهند ماند.
در این بین دولت سوریه بر سر دو راهی قرار داشت از یک طرف میدانست که این آتشبس دست او و متحدانش را میبندد و از سوی دیگر موقعیت تضعیف شده گروههای تروریستی را ترمیم میکند با این جمعبندی دولت و متحدان آن نباید آتشبس را میپذیرفتند نتیجه نپذیرفتن این بود که پیروزیهای نصر1 و 2 محفوظ میماندند اما در عین حال از اعتبار خارجی دولت بشدت کاسته میشد و مناسبات دمشق مسکو هم بهم میریخت و این در حالی بود که بخشی از موفقیتها در عملیاتهای سه ماهه نصر محصول همکاری نزدیک نظامی-امنیتی ایران، روسیه و سوریه بود. دولت سوریه بعد از بررسیهای زیاد پذیرفت که با طرح سیاسی که دو وجه امنیتی و سیاسی داشت، همراه شود. دولت آتشبس و تشکیل دولت وحدت ملی به گونهای که بعضی از مخالفان هم در آن حضور داشته باشند را پذیرفت و گفتوگوها را آغاز کرد. ایران از همان آغاز نسبت به آتشبس و میز وین بدبین بود و آن را در نهایت به ضرر دولت سوریه ارزیابی میکرد. یک بار در حین مذاکرات وین، وزیر امور خارجه ایران وقتی صحبت از توافق بر سر آتشبس جلو آمد، پرسید ما از طرف همه متحدین خود تضمین میدهیم که آتشبس رعایت شود اما حالا چه کسی قرار است از طرف داعش، جبههًًْْالنصره و گروههای دیگر تضمین بدهد که آتشبس رعایت خواهد شد. جان کری وزیر خارجه آمریکا در پاسخ گفته بود ترکیه و عربستان هم از سوی این گروهها تضمین میدهند. این اگرچه یک اعلان رسمی مبنی بر نقش محوری عربستان و ترکیه در تقویت و مدیریت این گروههای تروریستی بود در عین حال آشکار میکرد که اگر شکسته شدن آتشبس به ضرر دولت سوریه باشد چرا که نه؟
آتشبس از نیمه فروردینماه به اجرا درآمد. چند روز پس از آن یعنی در روز 18 فروردین گروهک تروریستی «جیشالفتح» که در واقع همان جبههًْالنصره است روستاهای منطقه «العیس» را تصرف کرد و درست دو روز پساز آنکه نمایندگان آمریکا و روسیه روی «خان طومان» به عنوان منطقه آتشبس موافقت کردند خانطومان به تصرف درآمد.
اما آنچه در این ماجرا پیش آمد تاکیدی بر چند موضوع میباشد:
1- آمریکاییها حسننیتی در چیدن میز مذاکره نداشتهاند چرا که اگر حسننیت داشتند، همزمان فکری برای ناقضین آتشبس میکردند ولی در واقع هم در العیس و هم در خانطومان آمریکاییها در عمل دست دولت سوریه را بستند.
2- استفاده بسیار گسترده تروریستها از سلاحهای پیشرفتهای مثل «موشک تاو» که همه به آمریکاییها تعلق دارند و نقل و انتقال این سلاحها از مناطق دیگر به سمت منطقه خانطومان و در عین حال عدم واکنش آمریکا- با وجود اشراف اطلاعاتی آن- بیطرفی آمریکا و صداقت آن در مبارزه با تروریزم را بشدت زیر سؤال میبرد.
3- همانگونه که رزمندگان اسلام خان طومان را در نیمه آبان سال قبل از دست تروریستها آزاد کردند امروز قادرند بار دیگر این منطقه را آزاد نمایند و این در حالی است که آزادسازی خانطومان امروز آسانتر از دیروز است.
4- خانطومان آئینهای است که نشان میدهد امکانات جهانی برای به شکست کشاندن یک دولت بسیج شده است. به عنوان مثال اسرائیلیها که خیلی سعی میکنند، دخیل در پرونده سوریه دیده نشوند، دو روز پیش با صراحت اعلام کردند نمیخواهیم سوریهای وجود داشته باشد به این معنا که شرایط ناامنی باید تداوم یابد تا دولتی و جنبشی ضدصهیونیستی را در خود پرورش ندهد.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، مسعود رشید عضو شورای مرکزی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در گفتوگو با خبرگزاری فارس، با اشاره به نشست اصلاحطلبان و اصولگرایان که با حضور منتخبان مجلس دهم به صورت جداگانه برگزار شد، گفت: بعد از پایان دور دوم انتخابات مجلس جبهه اصلاحات و اصلاحطلبان با راه انداختن جو هیجانی سعی داشتند خودشان را پیروز انتخابات معرفی کنند در صورتی که واقعیت چیز دیگری بود و اصلاحطلبان دروغ بزرگی را گفتند.
رشید ادامه داد: واقعیت این بود که اکثریت کرسیهای مجلس در اختیار اصولگرایان و مستقلین قرار گرفت، البته اکثر افراد منتخب مستقل کسانی بودهاند که در لیست اصولگرایان قرار نگرفته بودند و بعد از آن که رای آورده بودند مجدد زیر پرچم اصولگرایی قرار گرفتند.
وی تصریح کرد: این موضوع برای اصلاح طلبان هم کاملا روشن و مشخص بود اما اصلاحات با دروغ خیانت و دعوا عجین شده است. جلسه فراکسیونهای امید و فراگیر نشان دهنده واقعیت ترکیب مجلس بوده است.
این فعال دانشجویی خاطرنشان کرد: عدهای در این کشور سعی دارند مردم را بازیچه اهداف سیاسی خود کنند و با دروغهای متعدد سعی دارند واقعیت را طور دیگری جلوه دهند. این عده همیشه ضربه خواهند خورد و مسلما با این رفتار مشت اساسی را در انتخابات 96 از مردم میخورند.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از شبکه اخبار وزارت امور اقتصادی و دارایی، هفته گذشته به دنبال گزارش های واصله در مورد فیش های حقوقی برخی از مدیران بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران با دستور سریع وزیر امور اقتصادی و دارایی، کمیته ویژهای تشکیل و مامور بررسی موضوع شد.
بنا به دستور وزیر به سبب همزمان شدن این موضوع با انتشار فیش های یادشده در رسانه ها، کمیته مامور شد، طی بیانیه ای نتایج حاصله را برای اطلاع افکار عمومی منتشر نماید.
لذا بدین وسیله نتایج بررسی های کمیته به شرح زیر اعلام میشود:
1- کمیته با نشست ها و بررسی های فشرده طی روزهای گذشته تمامی فیش ها و پرداخت های صورت گرفته به کارکنان، مدیران و هیات عامل بیمه مرکزی را بررسی نمود. مستندات موجود نشان می دهد ، آنچه در رسانه ها به عنوان حقوق "چند ده میلیون تومانی" از آن یاد شده است، برداشتی نادرست بوده و در تمام سال های 1392 تا کنون متوسط پرداخت مدیران بیمه مرکزی رقمی معادل یک پنجم تا یک دهم مبلغی بوده که در فیش اسفندماه 1394 منظور شده است، لذا اطلاق عناوینی چون "حقوق 80 میلیون تومانی" و "چند ده میلیونی" برداشتهایی نادرست و شتاب زده بوده است.
2- بر اساس بررسی های انجام شده آنچه سبب ایجاد این سوء تفاهم در فضای رسانه ای شده ، توجه نکردن به عناوین پرداختی مشتمل بر سه دسته پرداخت برای فیش حقوقی اسفندماه 1394 است.
بخش اول شامل حقوق واقعی و ماهانه ایشان می باشد که حدود 10 تا 20 درصد کل مبلغ را شامل می شود.
بخش دوم شامل معوقات 84 ماهه (از فروردین ماه 1387تا اسفندماه 1394) مربوط به معوقات " ارتقاء شغلی" و سایر مزایای مرتبط بوده که پرداخت آن مستظهر به رای دیوان محترم عدالت اداری است و
بخش سوم مربوط به پرداخت بابت اضافه کار فوق العاده خاص بوده که در برخی از فیش های حقوقی منتشره تا 50درصد کل مبلغ پرداختی را شامل می شود، لذا تصریح می نماید که پرداخت های دسته دوم و سوم یک باره و به شرحی که گفته شد صورت گرفته و در هیچ فیش حقوقی دیگری - در دوره زمانی اشاره شده - چنین پرداختی مشاهده نشد.
3- به دنبال گزارش اولیه کمیته یاد شده به وزیر امور اقتصادی و دارایی مبنی بر تشکیک ایجاد شده درباره درست یا نادرست بودن پرداخت های صورت گرفته بابت فوق العاده ویژه اعضای هیات عامل بیمه مرکزی (شامل 5 عضو)، با دستور فوری وزیر اقتصاد و هماهنگی دیوان محاسبات تمامی مبلغ دریافتی (مجموعا دویست و ده میلیون و ششصد و هفتاد و یک هزار تومان) برای اثبات حسن نیت اعضای هیات عامل و رفع شبهات احتمالی به حساب بیمه مرکزی برگردانده شد که موضوع مورد تایید دیوان محاسبات کشور نیز قرار گرفت.
4- کمیته ویژه، ضمن قدردانی از دیوان محاسبات کشور که همواره همکاری نزدیک و سازنده ای با این وزارت خانه داشته است، با احترام به بیانیه صادره از سوی آن نهاد نظارتی اعلام می دارد، نسبت به رای نهایی صادره آن نهاد درباره وقوع یا عدم وقوع تخلف در این پرداخت تابع قانون بوده و قطعا پس از صدور رای نهایی و ابلاغ به اعضای هیات عامل بیمه مرکزی نسبت به سطح مواجهه با آن تصمیم گیری خواهد کرد.
لازم به تصریح است که بر اساس بیانیه رسمی دیوان محاسبات درباره اینکه تخلفی محرز شده باشد، رایی از سوی دادسرای مربوطه صادر نشده است.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، به منظور جلوگیری از گسترش شایعات مجازی در شبکههای اجتماعی، مهمترین و جدیدترین شایعه منتشر شده در فضای مجازی که توسط کاربران شبکههای اجتماعی نقل میشود را بررسی میکند.
**شایعه**
تصویری که در زیر مشاهده میکنید با عنوان «تنبیه شدید دانشآموز از سوی معلم پرورشی برای آموزش نماز» در شبکههای اجتماعی و از سوی برخی سایتها در حال انتشار است. در ادامه ماجرای ادعایی فوق را میخوانیم:
«چند روز قبل دبیر پرورشی دبستان شهید نادر مشغول یاد دادن اجباری نماز برای دانش آموزان بود که در حین آموزش وضو صحیح به اشتباه به جای مسح سر، ابتدا مسح بر رو پا را انجام داد ولی چون دانش اموزان از معلم خود زرنگتر و فهمیدهتر بودن به معلم گوشزد کردن که اشتباه کرده و شروع به تمسخر معلم کردن.
از آنجایی که دانش آموزان پایه چهارم بودن و نمیتوانستن جلوی خندیدن خود را بگیرن، با حمله وحشیانه معلم روبرو شدند.
معلم بعد از اینکه چند نفر از آنها رو کتک زد به زرنگ ترین شاگرد کلاس حمله کرده و همانند ابوبکر بغدادی و شاید هم بدتر و وحشیانهتر از تمام اعضای داعش کودک بیچاره را مورد ضرب و شتم قرار داده و کودک را بر زمین انداخته و با لگدهای محکم به شکم و کمر و سر و صورت او ضربه زده و بعد که کودک از زمین بلند شده تا برای کمک گرفتن از بقیه معلمها به بیرون از کلاس برود.
این معلم همانند توپ فوتبال چنان لگدی به شکم بچه زده بود که به دیوار برخورد کرد و نقش بر زمین شد و یک ساعت بیهوش شد. با سروصدای بقیه دانش آموزان مدیر سر رسیده و کودک را نجات داد؛ که اگر دیر رسیده بود معلوم نبود کودک زنده بماند.»

**واقعیت**
یک روایت دیگری نیز از با این موضوع مطرح شده است که ادعا میکند این دانشآموز به دلیل بد نوشتن مشقهایش از سوی معلم مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. و اما معلم مدرسه این موضوع را به شدت تکذیب کرده ولی در مقابل دانشآموز و خانواده وی مدعی ضرب شتم این معلم هستند.
علی قربانی رییس اداره اطلاعرسانی آموزش و پرورش لرستان در خصوص آسیب دانشآموز لرستانی از طریق تنبیه بدنی گفت: این وضعیت در حال پیگیری است و هنوز به طور قطع نمیتوان آن را به معلم نسبت داد.
وی ادامه داد: طی یک هفته گذشته که این اتفاق برای دانشآموز افتاده همچنان پیگیر هستیم تا از حقوق دانشآموز و یا معلم دفاع کنیم. به محض وقوع حادثه خواستار توضیحاتی از سوی معلم شدیم که وی این اتفاق را تکذیب کرد.
*جراحات روی بدن دانشآموز اثر ضربه نبوده و بیشتر شبیه حساسیت پوستی است
قربانی اظهار داشت: شواهد حاکی از آن است که جراحات روی بدن دانشآموز اثر ضربه نبوده و بیشتر شبیه حساسیت پوستی و یا فصلی است و با توجه به اینکه خانواده دانشآموز اقدامی برای بررسی تخصصی این مشکل نمیکنند هنوز تصمیمگیری جدی نکردیم.
رییس اداره اطلاعرسانی آموزش و پرورش لرستان بیان کرد: شواهد حاکی از غلبه مسائل قومی- قبیلهای و مسئله آموزشی بوده و با توجه به پیگیریهای هر روز آموزش و پرورش به محض آنکه خانواده دانشآموز تمایل به بررسی تخصصی این وضعیت داشته باشند به کمک مراجع مربوطه و پزشک قانونی از منشأ جراحات آگاه میشویم و در صورت بروز تخلف با فرد خاطی به طور جدی برخورد میشود.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، متین منتظمی دبیر سیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در گفتوگو با خبرگزاری فارس، با اشاره به انتشار اخباری مبنی بر دستگیری ادمین یک کانال خبری به جرم انتشار تصاویر منتخب رد صلاحیت شده اصفهان گفت: خانم خالقی عکس خودش را با میل خودش منتشر کرده است و این عکس بعد از آنکه توسط صاحب آن به صورت گسترده منتشر شده است در کانالهای تلگرامی مختلف قرار گرفت. عجیب است که شنیده میشود فقط یک جوان انقلابی را دستگیر میکنند.
وی افزود: اگر این کار زشت، خطا و اشتباه است چرا آن زمانی که اصلاحطلبان فیلمی دستکاری شده از آقای قاضیپور نماینده ارومیه را بصورت گسترده منتشر کردند یا آن زمانی که در یک کاریکاتور جانبازی را با ترامپ مقایسه کردند و آن را در کانالهای خود قرار دادند برخوردی با ادمین کانالهای اصلاحطلب نشد.
منتظمی تصریح کرد: مسلما خانم خالقی وقتی تصاویرش را در فیسبوک قرارداد آن را از حالت خصوصی خارج کرد. پس اینطور نیست که بگوییم این کانال خبری عکسهای خصوصی یک فرد را منتشر کرده است. البته تصاویری که منتشر شده در یک مجلس عمومی بوده است.
دبیر سیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در خاتمه اظهار داشت: اقدام مسئولان وزارت کشور در بازداشت ادمین یک کانال خبری بسیار شتابزده بود. چگونه میشود که مسئولان امروز سریعا با ادمین این کانال برخورد میکنند ولی در مقابل هزاران کانالی که به نظام و بزرگان این انقلاب توهین میکنند سکوت کردهاند و این کانالها آزادنه به کار خود ادامه میدهند.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، «محمد سلمان السلمان»، فرمانده نظامی یمن در گفتوگو با خبرگزاری فارس، از آمادگی عربستان برای تدارک عملیات نظامی بزرگی با پشتیبانی مستقیم آمریکا در جنوب این کشور خبر داد.
وی با اشاره به سرازیر شدن چند صد نیروی آمریکایی به یمن طی روزهای اخیر و استقرار آنها در پایگاه العند و مناطق همجوار در استانهای جنوبی این کشور گفت: حضور آمریکاییها در یمن موجب گسترش حضور شبه نظامیان تروریست و مزدوران یمنی در استانهای همجوار محل استقرار آنها شده است.
این فرمانده نظامی یمن تاکید کرد: بعد از اینکه طی 13 ماه گذشته از آغاز تجاوز نظامی ائتلاف عربی به یمن، آمریکا عربستان را در فرماندهی این جنگ یاری میکرد و جنگ در برابر مقاومت ملت یمن به شکست انجامید، این بار مقامات واشنگتن تصمیم به حضور مستقیم نظامیان خود در میدان و ساماندهی صفوف نظامیان ائتلاف عربی و مزدوران آن در این کشور گرفته است.
به گزارش فارس، در چارچوب تشدید تنش نظامی ائتلاف سعودی-آمریکایی در یمن همزمان با ورود ناو هواپیمابر «روزولت» و شش ناوچه آمریکا به خلیج عدن، بیش از 200 سرباز آمریکایی همراه با خودروها و جنگ افزارهای نظامی خود روز شنبه وارد شهر بندری «المکلا» مرکز استان حضرموت در جنوب یمن شدند.
جمعه گذشته نیز 15 فروند بالگرد آپاچی و پنج فروند بالگرد «بلک هاوک» ارتش آمریکا وارد پایگاه «العند» شدند و در پی آن، مقادیری سلاح و مهمات از این پایگاه به استان الضالع در شرق استان تعز منتقل شد.
یک فروند هواپیمای نظامی آمریکایی نیز چهارشنبه گذشته در فرودگاه «العند» با حدود 100 نیروی تکاور آمریکایی به زمین نشست و پس از آن چند فروند هواپیمای باری حامل تجهیزات نظامی متعلق به نیروهای متجاوز آمریکایی وارد این پایگاه شدند.
کاپیتان جف دیویس سخنگوی پنتاگون روز جمعه گفته بود: القاعده شبه جزیره عربی یک تهدید امنیتی مهم برای امریکا و شرکای منطقه ای ما محسوب می شود و ما با قصد داریم با پشتیبانی اطلاعاتی، القاعده را از مکلا بیرون کنیم و در کل برای تضعیف، مختل ساختن و انهدام عملیات آن در یمن اقدام کنیم.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، امیدعلی مسعودی در گفتوگو با خبرگزاری فارس، در پاسخ به این سوال که آیا قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات هم اکنون در کشور رعایت میشود یا خیر، گفت: خیر، متاسفانه ما به دلیل اینکه خیلی از کارهایمان نیاز به فرهنگسازی دارد و بسیاری از قوانینمان نیازمند قوانین یا آئیننامههای اجرایی هستند که به آن جامعیت ببخشند نمیتوانیم قانونی مانند انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات را اجرایی کنیم.
این مدرس علوم ارتباطات با مقایسه این قانون با قانون منع استفاده از ماهواره، گفت: شما در آن موضوع نیز مشاهده میکنید که ما در اجرای قانون به دلایل مختلف مشکلاتی داریم، ما میگوییم قانون حق دسترسی آزادانه شهروندان به اطلاعات در همه جای دنیا وجود دارد و مردم میتوانند آزادانه به اطلاعات دسترسی داشته باشند و برای این کار به آنها اجازه میدهند تا در انتشار هر نوع مطلبی نیز آزادانه عمل کنند.
وی خاطر نشان کرد: آنها در انتشار هر نوع اطلاعاتی آزاد هستند مگر آنکه منع قانونی داشته باشد که ما مثال آن را میتوانیم اطلاعات مربوط به خانواده خود بدانیم که به علت امنیت و حریم خصوصی خانواده هیچگاه آن را در جامعه بازگو نمیکنیم. جامعه نیز به مانند خانواده میماند و ما نمیتوانیم تمام اطلاعات را در اختیار عموم مردم قرار دهیم چرا که امنیت روانی و نظامی آن به خطر میافتد.
مسعودی با مقایسه میزان دسترسی آزاد به اطلاعات در زمان حاضر با اوایل انقلاب گفت: من قانون مطبوعات را که بررسی میکنم میبینم سال 64 که این قانون به تصویب رسید ما خبرنگاران آزادی بیشتری در دسترسی به اطلاعات داشتیم و خیلی جاها مسئولیتهای اجتماعی سبب میشد که خودمان دست به خودسانسوری بزنیم اما اکنون جزو معدود کشورهایی هستیم که برای انتشار مجله، کتاب و روزنامه باید مجوزهای لازم را اخذ کنیم در حالی که تمام کشورها به سمت حذف مجوز انتشار رفتهاند.
این مدرس علوم ارتباطات یادآور شد: یکی از مبانی مهم قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات این است که شما بتوانید اطلاعاتی که به دست میآورید را آزادانه منتشر کنید.
وی در پاسخ به این سوال که آیا رسانهها میتوانند با وجود داشتن مجوز به اطلاعات دسترسی پیدا کنند یا خیر، گفت: شما در این ارتباطات دو مسئله در پیش دارید که اولین آن این است که مجوزهای شما باید به تأئید برسد تا شما بتوانید اطلاعات را منتشر کنید. همین که اشخاصی که دارای مجوز هستند میتوانند به اطلاعات دسترسی داشته باشند، یعنی محدودیت. حق دسترسی آزادانه به اطلاعات و حق انتشار آزادانه آن دو روی یک سکه هستند و به عبارتی لازم و ملزوم همدیگر، بهتر بگویم یکی از آنها بدون دیگری فایدهای ندارد.
این مدرس علوم ارتباطات افزود: اگر شما به اطلاعاتی دسترسی داشته باشید اما نتوانید آن را منتشر کنید و یا حق انتشار داشته باشید اما اطلاعاتی نداشته باشید هیچ فایدهای ندارد. بخشی از مشکلات ما برمیگردد به نداشتن قانون جامع رسانهای در کشور.
مسعودی خاطر نشان کرد: مثلاً همین تلویزیون که رسانه ملی ما است از نظر حقوقی مطابق قانون مطبوعات عمل نمیکند.
وی در مورد اشکالات قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات گفت: اولین اشکال این قانون این است که از زمان تدوین تا اصلاح ابلاغ و نگارش آئیننامه اجرایی آن مدت زمان بسیاری طی شده است به خاطر دارم که نگارش این قانون در زمان دولت اصلاحات آغاز شد و مجلس آن را در اواخر سال 88، به تصویب رساند و آئیننامه اجرایی آن نیز در دولت یازدهم و توسط معاون اول روحانی ابلاغ گردید. همین روند طولانی سبب شد تا قانون به صورت کلی تصویب شده و فاقد قدرت اجرایی باشد.
مسعودی یادآور شد: این قانون قدیمی شده و هر دوره که از آن گذشته تغییر کرده است حتی اخیراً بسیاری از همکاران ما در زمان ابلاغ آن ، آن را نفی کرده و از آن ایراد گرفتند اما به هر حال مسئولان همین قانون پر ایراد را ابلاغ کردند.
وی در پاسخ به این سوال که آیا قانون طبقهبندی اسناد در کشور وجود دارد و آیا دستگاهها بر طبق این قانون اسناد خود را طبقهبندی میکنند یا خیر، گفت: از زمان قبل از انقلاب قانون طبقهبندی در کشور وجود داشت و اسناد به صورت سری، فوق سری، محرمانه و فوقمحرمانه طبقهبندی میشدند.
این مدرس علوم ارتباطات تأکید کرد: قاعدتاً طبقهبندی اسناد باید مطابق قانون باشد اما دیده شده که گاهی مدیران مباحث عمومی که هیچ نیازی به طبقهبندی ندارد را طبقهبندی میکنند که این نشان میدهد برخورد آنها بیشتر سلیقهای است.
وی با بیان اینکه با این برخورد سلیقهای بسیاری از اطلاعات عادی نیز اجازه انتشار پیدا نمیکند، گفت: اگر اطلاعات منتشر نشوند منجر به ایجاد رانت اطلاعاتی میشود که این موضوع مغایر با قانون شهروندی است که میگوید همه شهروندان باید دسترسی آزادانه به اطلاعات داشته باشند.
مسعودی قانونهای دیگری را که در کشور اجرایی نمیشود برشمرد و گفت: به طور مثال اعلام کردهاند که مدیرکلهای ادارات دولتی باید لیست اموال خود را به مسئولان قضایی اعلام کنند اما چه کسی میتواند فهرست 24 هزار مدیرکل شاغل در ادارات دولتی را بررسی کند؟ ما قوانینی میگذاریم که بسیار خوب است اما توان اجرایی کردن آن را نداریم.
وی ادامه داد: همین موضوع طبقهبندی اسناد قانون بسیار خوبی است اما برخورد سلیقهای در طبقهبندی و نداشتن تاریخ امحاء و افشای اطلاعات طبقهبندی شده نقاط ضعفی است که باید برطرف شود. شما ملاحظه میکنید که در کشورهای غربی اطلاعات بعد از 20 یا 30 سال به چاپ میرسد اما در ایران اینگونه نیست.
این مدرس علوم ارتباطات با تأکید بر این نکته که حقوق خبرنگاران دارای خلاء قانونی است،گفت: بخشی از این موضوع صنفی است و بخش بیشتر آن عمومی. اگر خبرنگاری رفت و از روابط عمومی اطلاعاتی درخواست کرد و به او ندادند قانون میگوید آن کارمند روابط عموی باید 6 ماه از خدمت منفصل شود، اما این قانون کجا اجرایی شده است؟
وی در پایان خاطر نشان کرد: مجلس آینده باید در اصلاح این قانون بکوشد و قوه قضائیه نیز کمک کند تا آن اجرایی شود.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، ششمین برنامه «در کوچه آفتاب» با بررسی کتاب "در پایتخت فراموشی" با حضور محمدسرور رجایی، محمدحسین جعفریان، نویسنده اثر و محمود اکرامی فر در سالن یاس نمایشگاه کتاب برگزار شد.
اکرامی فر در ابتدای برنامه با بیان اینکه صحبت از جعفریان ویژه نامه یا هفته نامه لازم دارد، گفت: ما هم ماتند جعفریان از مکتب شعر خراسان هستیم و بنده جعفریان را 30 سال است که می شناسیم و از محضر وی استفاده زیادی کردیم.
وی ادامه داد: کتاب "در پایتخت فراموشی" رهاورد سفر جعفریان به افغانستان در سال 81 است و در اولین بزرگداشت احمد شاه مسعود این سفر اتفاق میافتد و اولین پیشنهادم خواندن این اثر است، چرا که "در پایتخت فراموشی" اثر شریفی است.
وی ادامه داد: از منظر زبانی، نثری و نحوه نگارش محمدحسین جعفریان یک روزنامه نگار است نه خبرنگار و به عبارت دیگر وی فرد آگاه به خبر است و در اثر نیز نثر جعفریان، نثر روزنامه نگاری است، البته این نثر به معنی خوب یا بد نیست.
اکرامی فر تصریح کرد: جعفریان در این اثر از واژه های درست و به جا اصیل فارسی استفاده کرده است.
وی اظهار داشت: یادداشت مشاهدات از دو دید است، یک از دید عامل و دیگری مشاهده از دید ناظر، ولی چون جعفریان سال های است در افغانستان زیسته است مشاهداتش از دید عامل است.
اکرامی فر تصریح کرد: همچنین جعفریان در این اثر وقتی از کوه ها، دشت ها، روابط مردم صحبت می کند، مانند شاعران عمل کرده و از استعاره استفاده می کند.
وی با بیان اینکه گاهی این سفرنامه، خودنوشت و خاطره بین نثر گفتار و نثر معیار در حرکت است، تصریح کرد: وقتی این کتاب را خواندم یاد سفرنامه ناصرخسرو افتادم. شخصیت پردازی درست از دیگر ویژگی های این اثر است.
اکرامی فر افزود: گاهی در این کتاب جعفریان به گونه ای از آنها تعریف کرده است که احساس می شود وی در این اثر بی طرفی ندارد و کمی طرفدار افغانستان بوده است.
در ادامه محمدسرور رجایی گفت: سخن گفتن درباره جعفریان بسیار سخت است، چرا که وی را یک رسانه ای می دانم که در همه عرصه ها به وظیفه اش به درستی عمل کرده است.
وی ادامه داد: در سال 73 روزنامه ای را خریداری کردم که شعر بلندی از جعفریان در آن چاپ شده بود و هر چه ابیات آن را می خواندم از بس شعر از دردهای افغانستانی ها می گفت، صدای گریه ام بیشتر می شد.
وی درباره کتاب "پایتخت فراموشی" افزود: فکر می کنم جفاکارانه است که با فعالیت های فرهنگی جعفریان و اثارش وی را بسنجیم، بلکه وی به خاطر ارتباطی که با مسؤلان افغانستانی داشته نقش زیادی در کارهای فرهنگی و سیاسی این کشور داشته است.
رجایی تصریح کرد: گاهی جعفریان به خاطر دوستی های فراوانش ضربه هایی هم خورده است و البته گویی وی در این کتاب یک جانبه گویی را رعایت نکرده و حتی شک می شود که شاید وی خود افغانستانی باشد.
وی افزود: بارها به احترام کارهای جعفریان به پا خواسته و به آن آفرین گفته ام و جعفریان با تحمل پ شناختی که افغانستانی ها دارد هیچگاه به دنبال شهرت نبوده و نخواهد بود.
رجایی گفت: هنوز هم از رسانه های جمهوری اسلامی ابران گله مند هستم چرا که چهره افغانستانی ها را آن گونه که باید به تصویر نکشیده اند و برای همین است که جعفریان را دوست دارم، چرا که وی تصویر درستی را ارایه کرده است.
در بخش پایانی مراسم محمدحسین جعفریان گفت: در بیشتر از 10 تا 15 جنگ در طول سال های گذشته بودم و مستندهایی نیز درباره آنها ساخته ام که می خواهم دو خاطره از آنها بگویم.
وی ادامه داد: در طول زندگی ام تنها 2 بار شعر سفارشی ساخته ام که یکی از آنها به سفارش یکی از مجریان تلویزیون که عاقبت به خیر هم نشد را سرودم.
محمد حسین جعفریان در بخش دیگری از این مراسم با اشاره به جنگهایی که در طول سال های اخیر دیده گفت: روایت فتح میخواست گروهی را به کوزو بفرستد و من در زابل بودم و قرار بود گفتار متن را من بنویسم و گفتم من باید با گروه اعزام شوم گفتند نمیشود گفتم پس من هم نمی نویسم گفتند خوب تو هم برو. بعد از رسیدن به تهران به عنوان فیلمبردار همراه با رضا گرجی به یونان رفتیم و از انجا به مقدونیه سفر کردیم اما موفق نشدیم وارد کوزو بشویم از همین رو به آلبانی رفته و در انجا مستقر شدیم. در سفارت ایران برای ما دو مترجم آوردند که من آنجا دیدم دنیا چقدر کوچک است زیرا در دوران نوجوانی پدرم رادیویی خرید تا اخبار را پیگیری کند و من گاهی شبکههای رادیویی را با آن گوش میکردم. در یکی از این شبکهها دو خانم از انور خجه در آلبانی حرف میزدند که به شدت هم فارسی را بد صحبت میکردند روزی که در سفارت ایران ان دو نفر امدند دیدم همان دو گوینده رادیو هستند.
وی در ادامه گفت: در یکی از سفرهای ما به افغانستان میخواستیم از مزار شریف به بامیان برویم که الن جانسون از انگلستان،رضا برجی دو خبرنگار هندی و دو خبرنگار روسی با هم بودیم که آلن جانسون بعدها وزیر خارجه انگلستان شد اما در ایران خبرنگارهای بحران میآیند برای شما خاطره میگویند.
انتهای پیام/م