

طرحی با تاریخ جمهوری اسلامی
وقتی سال 58 چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران «حداقل سود تضمین شده» جای «بهره سپردهها» و «کارمزد» جای «بهره وامها و اعتبارات» را گرفت 3 سال بود موضوع بانکداری اسلامی در کشورهای عربی و اسلامی سر زبانها افتاده بود. از همان روز اول هم مشخص بود که این تعویض نامها نمیتواند یک شبکه بانکی پویا و منطبق با قواعد شرعی ایجاد کند لذا سال 62 قانون عملیات بانکداری بدون ربا در مجلس به تصویب رسید و بنا شد تا طرح مذکور از فروردین 63 به صورت موقت اجرا شود و پس از مشخص شدن نقاط ضعف و قوت قانونی نهایی تدوین شود.
فروردین امسال 32 سال از اجرایی شدن این مصوبه میگذرد و هنوز همان طرح خام اولیه مبنای کارهای بانکی ما است. قوانینی که در عمل نه اسلامی است و نه بانکها را در خدمت پیشرفت اقتصادی کشور قرار میدهد. ضرورت تدوین قوانین جدید بانکی مسئلهای است که بارها مورد تأکید قرار گرفته است. نزدیک به 8 سال پیش دولت وقت از آمادهسازی لایحه قوانین جدید بانکداری خبر داد. لایحهای که هیچگاه به مجلس نرسید. این روند در دولت جدید هم ادامه داشت و وعده ارائه لایحه مذکور بیش از 2 سال است که از سوی دولت تدبیر و امید هم عملی نشده است.
با این اوضاع برخی از نمایندگان مجلس تصمیم گرفتند تا به جای اینکه منتظر ارائه لایحه از سوی دولت باشد خودشان دست به کار شده و فکری به حال اوضاع نابهسامان بانکی کشور کنند. مصباحی مقدم از طراحان طرح عملیاتی بانکی بدون ربا در این خصوص میگوید: «این طرح از بیش از یک سال قبل در 2 کمیته تخصصی در تهران و قم مورد بررسی قرار گرفت که کمیته قم مربوط به مرکز تحقیقات مجلس و کمیته تهران ترکیبی از نمایندگان عضو کمیسیون برنامه و بودجه و اقتصادی مجلس بود که به صورت جامع روی این طرح کار کردند.»
دوشنبه هفته گذشته بالآخره این طرح به صحن علنی مجلس آمد. تدوین کنندگان طرح پیشنهاد دادند تا با توجه به فرصت کوتاه تا پایان مجلس بر اساس اصل 85 اختیارات صحن علنی به کمیسیون اقتصادی واگذار شود.
مخالفان دست به کار میشوند!
پس از این رایگیری، مخالفان طرح که حمایت مراجع قم را بزرگترین پشتوانه آن میدانستند، «همتی» رئیس بانک ملی را به قم فرستاند تا بتوانند نظر آیات عظام را درباره این طرح عوض کنند. سفری که با پافشاری مراجع تقلید به خصوص آیات عظام مکارم شیرازی، نوری همدانی و جوادی آملی ناکام ماند. در بین مراجع آیت الله نوری همدانی محکمترین موضع را اتخاذ کرد. وی در سخنانی با تاکید بر اینکه کسی که قرض بدهد و سود بگیرد عمل حرام مرتکب شده و این کار ربا است؛ گفت: قرآن هفت مرتبه ربا را حرام عنوان کرده است. وی اصل نظام بانکی را غربی دانست و افزود: غربیها بانکها را براساس ربا ایجاد کردهاند و قرض میدهند و سود میگیرند. آیتالله نوری همدانی با بیان اینکه مسؤولان باید به داد مردم برسند چراکه دیرکرد و سود برای جامعه مخرب و حرام است، گفت: اگر میخواهید به مردم خدمت کنید ربا را از بانکها حذف کنید.

پس از بازگشت ناکام همتی از قم، بیشتر ناظران منتظر تشکیل جلسه کمیسیون اقتصادی و بررسی نهایی طرح بودند. اما تا پایان هفته گذشته هیچ جلسهای برگزار نشد. جمعه خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه فاش کرد که لابیهای گستردهای در جریان است که مانع برگزاری این جلسه میشوند. این منبع آگاه مدعی شده یکی از مراجع تقلید در نامهای به هیئت رئیسه مجلس خواستار تشکیل فوری این جلسه شده و در نتیجه اعضای کمیسیون اقتصادی این هفته دور یک میز خواهند نشست.
چرا مخالفند؟
سوالی که در این میان باقی میماند این است که چرا عدهای اینقدر سرسختانه با طرح عملیات بانکداری بدون ربا مخالفت میکنند. پاسخ این سوال را باید در محتوای این طرح جستوجو کرد. حجت الاسلام مصباحی مقدم اسفند 94 در مصاحبهای با خبرگزاری دانشجو در خصوص وضعیت بانکهای کشور و تأثیر آن بر اقتصاد ایران گفت: «در تعابیر برخی از بانکی های ما آمده که قیمت پول بالاست. این کلمه دقیقا از واژگان برآمده از بانکداری ربوی است! چون ما برای پول قیمت تعیین کردهایم. پول عنصری نیست که خودش قیمت داشته باشد. ما سودی که به سپرده گذاران می دهیم باید تابع سود بازار کالاها و خدمات باشد. اگر این بود به نفع کل اقتصاد است. اگر غیر از این بود به زیان کل اقتصاد است. این پاشنه آشیل نظام بانکی ما است. بانکهای ما سود میکنند و سپرده گذاران ما در بانک سود میکنند ولی تولید کننده ما زیان میکند. معلوم است که به اقتصاد ملی صدمه میزند و تولید کنندگان الان ترجیح میدهند به جای سرمایه گذاری در تولید پولشان را در سیستم بانکی و موسسات غیرمجاز بگذارند. چه طور شده که موسسات مالی غیرمجاز اینقدر تعداد شعبش رشد کرده به دلیل اینکه پول از تولید شیفت کرده به سمت این موسسات. ما باید سود پول را از بانکمان برداریم و مبنا را این قرار دهیم که بانک ها منابع را از مردم بگیرند و به تولید کنندگان بدهند.»
وی در بخش دیگری با اشاره به همین طرح اضافه میکند: «راه حل این است که سیستم بانکی را اصلاح کنیم. یک عامل رکود فعلی این است که منابع خرد مردم به جای اینکه در بازار تبدیل به قدرت خرید شود در موسسات مالی و اعتباری است، وقتی بین مردم میرویم بعضیها در گوشی می گویند اگر نرخ سود بانکها را کاهش دهید ما متضرر میشویم اینها صاحبان وجوه خرد هستند. طرف مثلاً ده میلیون تومان در بانک دارد و معیشت او از این طریق تأمین میشود. اینگونه افراد خیلی تعدادشان زیاد است ولی منابعشان اندک است. باید کاری کنیم در عین این که اینها متضرر نمیشوند آنهایی که منابع درشت و کلان دارند از این طریق نتوانند خیلی رشد کنند. این مسائل مربوط به اصلاح سیستم بانکی است. اگر سودی که بانکها به سپرده گذاران میدهند کمتر از سود تولید باشد، منابع به سمت تولید میرود و اشتغال ایجاد میکند و آن توده بیکار را به کار میگیرد و بازار شاهد عرضه محصولات او میشود و در نتیجه قیمت ها متعادل میشوند و تورم کاهش مییابد. البته برای اصلاح نظام بانکی دو سال است که کار کرده ایم و باید در همین مجلس نتیجهاش را بگیریم و منتظر مجلس بعدی نیستیم.»
هفته سرنوشت
به خوبی مشخص است که وجود حفرههای فراوان در نظام بانکداری کشور و سوء استفاده برخی از دلالان از این ضعف نظام بانکی چه ثروتهای بادآورده عظیمی را به جیب برخیها ریخته است. افرادی که طبیعتاً با داشتن چنین ثروتهایی سراغ قدرت هم خواهند رفت و باید به آنها حق بدهیم از هیچ کاری برای مقابله با این طرح دریغ نکنند. البته بی شک با وجود اینکه بسیاری از کارشناسان اقتصادی دولتی و بخش خصوصی در تدوین این طرح حضور داشتهاند؛ ممکن است برخی ایرادات موردی هم بر آن وارد باشد که با ارسال نظرات کارشناسانه قابل حل است.
با این حساب هفته آینده، هفته سرنوشت سازی برای اقتصاد ایران خواهد بود. باید ببینیم آیا مافیای قدرت و ثروت میتوانند مانع برگزاری جلسه کمیسیون اقتصادی شوند تا عملا بررسی آن به مجلس بعدی موکول شده و طبیعتاً تا مدت زیادی به تعویق بیفتد یا اینکه نمایندگان طراح موفق میشوند در آخرین روزهای مجلس نهم اقدامی تاریخی بکنند؟
انتهای پیام/م

در حالی که تنها 3 ماه از اجرایی شدن برجام گذشته و مشکلات زیادی برای ورود کالاهای ضروری به کشور و حتی آزاد شدن اموال بلوکه شده ایران بر سر راه برجام به وجود آمده است اما این کارخانه با سرعت بسیار چشمگیری افتتاح و فعالیت خود را آغاز کرده است.
مسئولین دولتی و مدیران گفتند که روند اجرایی ساخت و انتقال این واحد 18 ماه زمان برده است و سرمایه گذاری نزدیک به سی میلیون پوند نیز توسط شرکت بریتیش آمریکن توباکو صورت گرفت؛ به عبارت دیگر یک سال و نیم پیش از اجرایی شدن برجام، این شرکت به توافقات خود درباره تولید سیگار در ایران با دولت دست پیدا کرده بود.
حاشیههای بهداشتی افتتاح کارخانه سیگار
برخی از کارشناسان معتقد هستند با افتتاح این کارخانه سیگار جلوی قاچاق این محصول گرفته میشود اما بسیاری دیگر از کارشناسان عقیده دارند در چنین شرایطی که آمار سرطان در کشور ما در حال رشد است نباید سرمایه کشور را در راستای به خطر انداختن سلامت مردم هدر داد.
در همین راستا استاندار البرز نیز در اظهاراتی عجیب افتتاح این کارخانه را مصداق اقتصاد مقاومتی میداند و معتقد است این کار در راستای افزایش تولید داخل صورت گرفته است، طهایی مدعی شده است که اگر ما بتوانیم این امکان را فراهم کنیم که این محصول در داخل تولید شود میلیارد ها دلار ارز صرفه جویی را در داخل کشور می آوریم.
اگر از مضرات سیگار و مصرف آن بگذریم، صنعت تولید دخانیات همواره از پرسودترین صنعت ها در جهان است و سیگار از پرفروش ترین کالاها در سبد مصرف مردم می باشد که به همین علت همواره مورد توجه سرمایه گذاران و تجار بوده است و در کشور نیز شرکت دخانیات ایران از واحد های پر بازدهی بوده که دولت سالها حاضر نبود به خاطر منافع مالی خود آنرا به بخش خصوصی واگذار کند.
حال در وضعیتی که مهمترین و استراتژیک ترین نیازهای خارجی کشور یا تامین نشده و یا با دلال بازی و روش های غیر معمول با چند برابر قیمت وارد کشور می شود، یکی از بزرگترین سرمایه گذاری های خارجی در صنعتی سود ده صورت می گیرد تا ثابت کند وقتی که پای درآمد چشمگیر وسط باشد هیچ تحریم و محدودیتی نمی تواند جلوی بنگاه های بین المللی را بگیرد. این روند البته فقط در زمینه دخانیات صادق نیست بلکه نمونه های فراوانی چون لوازم رایانه ای، تلفن همراه، لوازم خانگی و کالاهای لوکس نیز دارد و اگر نگاهی به بازار چهار سال اخیر داشته باشیم مشاهده میکنیم که انواع سیگار های خارجی و برندهای معروف تولید کننده لوازم الکترونیکی و... حضور خود را در ایران حفظ کرده اند.
تولید سیگار B.A.T در ایران پای چه کسانی را به کشور باز کرده؟
سال 1387 خبری در خبرگزاری ایرنا درباره تلاش کمپانی انگلیسی B.A.T (بریتیش امریکن توباکو) برای انجام مذاکرات محرمانه با بعضی عناصر سیاسی مدعی اصلاحات با هدف اثرگذاری احتمالی بر نتیجه انتخابات ریاستجمهوری سال 88 منتشر شد که البته در آن زمان چندان پیگیری و دنبال نشد. این خبر برمبنای اطلاعاتی استوار بود که شرکت بریتیش امریکن توباکو در چند دوره از انتخابات ایران با برخی چهره های دوم خردادی مذاکرات محرمانه داشته که خبر آن البته رسانه ای نشد.
ارتباط این کمپانی با ایران از طریق موسسه مطالعات اقتصادی و بین المللی " روند" برقرار می شده است.
روزنامه ایران در همین راستا نوشته بود: «موسسه مطالعات اقتصادی و بینالمللی "روند" به ریاست محمد حسین عادلی - سفیر سابق ایران در کشورهای ژاپن و انگلیس و کانادا و عنصر نزدیک به حزب کارگزاران - بر اساس قراردادی که با شرکت سهامی خاص B.A.T پارسی امضا کرد، به عنوان مشاور کمپانی مذکور، در ازای دریافت مبالغ هنگفت دلاری، مامور جمع آوری اخبار و اطلاعات ازکشورمان و انتقال آنها به این شرکت - به عنوان بزرگترین تولیدکننده سیگار انگلیسی در جهان- شد تا به توسعه نفوذ و فعالیت تجاری B.A.T در ایران کمک کند».
محمد حسین عادلی کیست؟
سید محمدحسین عادلی از مردان اقتصادی کارگزاران است که هم اکنون عضو شورای اقتصاد و سرمایهگذاری دانشبنیان دانشگاه آزاد اسلامی و دبیر کل فعلی مجمع کشورهای صادر کننده گاز و بنیانگذار موسسه مطالعات روند اقتصادی است .

وی در سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ رئیس کل بانک مرکزی در دوره هاشمی و سفیر ایران در لندن در دوره خاتمی بود.او سفیر ایران در ژاپن، کانادا، معاون اقتصادی وزارت خارجه نیز بوده است.

نام عادلی در جریان نشست های غیر رسمی تیم سابق مذاکره کننده هسته ای در کنار نام سیروس ناصری و حسین موسویان دیده می شود که ماموریت رساندن پیام حسن روحانی به اروپایی ها را در لندن بر عهده داشته است.

عادلی در وزارت نفت به عنوان مشاور بینالمللی وزیر خدمت کرده است. وی به عنوان نماینده و مذاکره کنندهٔ ارشد در بسیاری از پروژههای انرژی ایران از جمله خط لوله ایران با پاکستان و هند، خط ایران و ارمنستان، همکاری گازی ایران با کشورهای حوزه خلیج فارس و به خصوص کویت و عربستان، همکاری انرژی ایران و اتحادیه اروپا فعالیت داشته است.


وی همچنین در آبان 86 ریاست نشست جانبی اجلاس سران اوپک را در ریاض عهده دار بود.

موسسه مطالعات "روند"
موسسه مطالعات "روند" اولین موسسهٔ خصوصی غیر دولتی است که با هدف مطالعه در زمینهٔ اقتصادی و بینالمللی تاسیس شده است.
این موسسه به دنبال ایجاد یک شبکهٔ از دانشگاهیان، شرکتها و افراد دیپلمات می باشد و از طرفی زمینه را برای ارتباط سیاست گذاران، مدیران شرکتها، سازمانهای غیر دولتی، تجار، دانشگاهیان و رسانهها جهانی و بین المللی فراهم کرده است. روند متعهد به ارتقای همکاری با کنفرانسها و همایشهای بینالمللی است.

این موسسه در سال 87 با انتشار آگهی در روزنامه همشهری با عنوان "اتحادیه اروپایی را بهتر بشناسیم" از نشست مشترک موسسه روند و اتحادیه اروپا در تهران برای بررسی اقتصاد، تجارت و انرژی منطقه و جهان خبر داده بود اما پس از انتشار خبری از سوی برخی رسانه های کشورمان درباره ماهیت و ماموریت قابل تامل موسسه یادشده، اتحادیه اروپا به شریک ایرانی خود اطلاع داد که به علت شرایط غیر قابل پیش بینی برنامه مشترک در زمان مقرر لغو می شود.
با توجه به سابقه این موسسه و ارتباطات گسترده بین المللی که در زمینه های مختلف اقتصادی و تجاری دارد و همچنین فعالیت های سیاسی نزدیک به کارگزاران و اصلاحات این مسئله ایجاد می شود که آیا با یکی از مصادیق پروژه نفوذ روبه رو هستیم؟
ارتباط شرکت B.A.T با محافل کارگزارانی و موسسه روند حداقل از سال 87 جریان داشته که در خبر روزنامه ایران و خبرگزاری ایرنا ذکر شد و از طرفی شایعه سرمایه گذاری این کمپانی در انتخابات مختلف و فعالیت های سیاسی ایران نیز طی سالهای اخیر همواره مطرح بوده است. برخی شنیده ها حاکی از این است که بعضی از بنگاه های اقتصادی با سرمایه گذاری بر روی فعالیت های سیاسی و انتخاباتی ایران سعی داشتند جریان به اصطلاح میانه رو و متمایل به غرب را تقویت کنند تا با روی کار آمدن آنها به منافع سیاسی- اقتصادی خود دست یابند.
حال اینکه چطور این شرکت توانسته سرمایه خود را در زمان تحریم وارد کشور کند و با وجود مشکلات فراوان تولید کنندگان داخلی دخانیات که آنها را به سرحد ورشکستگی کشانده، می تواند با توافقات سطح کلان یکی از بزرگترین واحد های تولیدی سیگار کشور را ایجاد کند، آن هم به گفته مسئولان اجرایی دقیقاً در ماه های اولیه سرکار آمدن دولت یازدهم، شاید دیگر نیاز به دقت فراوانی نداشته باشد. هنگامی که سال 87 اخباری مبنی بر مذاکرات محرمانه با این شرکت به جهت اثرگذاری بر انتخابات سال88 مطرح بود آیا این رویه در انتخابات سال 92 نیز ادامه یافته است؟
با توجه به اینکه این کمپانی درست در مقطعی که بزرگترین محدودیت ها برای تجارت بین المللی ایران ایجاد شده، یعنی حدود شش ماه بعد از مرداد 92 ، سرمایه خود را وارد کشور کرده آیا این شائبه تقویت نمی شود؟ این سوال ها و مسائلی از این دست متاسفانه زمانی مطرح می شود که عملاً دولت اکثر بنیه و توان خود را بر توجه به خارج از مرزها معطوف داشته و برنامه جدی برای حمایت از تولید داخل ندارد.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، به همت جنبش عدالتخواه دانشجویی جمعی از دانشجویان و نمازگزاران تهرانی دیروز در اعتراض به ویژهخواری و زندگی اشرافی عرفی شده در میان برخی از مدیران و مسئولان کشور بعد از نماز عبادی سیاسی جمعه تجمع کردند.
بنابراین گزارش دانشجویان و نمازگزاران تهرانی در این تجمع اعتراضی با درست داشت دستنوشتههایی همچون « شبها آسوده بخوابید، ناوهای آمریکایی به استخرهایتان را کاری ندارند، با این زندگی اشرافی چگونه رویتان میشود از مردم سخن بگوئید؟، شما این پولها را چگونه خرج میکنید؟ و مولایمان ویلا نداشت» اعتراض خود را به پرداخت حقوقهای نجومی به برخی از مدیران و نحوه زندگی اشرافی آنها نشان دادند.
گفتنی است در این تجمع پلاکاردهایی در دست معترضان بود که روی آن فیش حقوقی چند ده میلیونی برخی مدیران در معرض دید عموم قرار گرفته بود.

* نادری: مدیرانی که حقوق نجومی میگیرند نمیتوانند درد مردم را بفهمند/ تغییر رئیس بیمه فقط صورت مسئله را پاک کرد
شایان نادری عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، در حاشیه تجمع امروز دانشجویان که در اعتراض به «حقوق نجومی مدیران دولتی» برگزار شد، گفت: انتشار حقوق چند ده میلیونی مسئولان که اخیرا در رسانهها منتشر شد نشان میدهد مسئولان دولت دردی از مردم محروم و مستضعف نچشیدهاند و به همین دلیل هم نمیتوانند درد مردم را دوا کنند.
وی افزود: دولت تدبیر و امید در این شرایط بد اقتصادی چنین حقوقهایی را به مدیران پرداخت میکند و این باعث بیاعتمادی مردم به نظام میشود.

نادری تصریح کرد: مردم همواره به نظام وفادار بوده و همیشه پشتیبان نظام بودهاند ولی وقتی این حقوقیهای چند ده میلیونی را میبینند از مسئولان ناامید خواهند شد.
این فعال دانشجویی تصریح کرد: کسانی که حقوقهای نجومی میگیرند باید در اذهان عمومی رسوا شوند.
وی گفت: دولت باید پاسخ مناسبی به مردم بدهد. با عوض کردن یک مدیر و جایگزین کردن فردی که آن هم حقوقهای نجومی دریافت میکرده است دردی را دوا نمیکند. با این کار فقط صورت مسئله را پاک میکند و اصل فساد هنوز باقی است.
نادری اظهار داشت: گرفتن حقوق چند 10 میلیونی عین فساد است. یک مسئول نباید صد برابر یک کارمند حقوق بگیرد. آیا میتوان به بهانه اینکه فردی مدیری است به وی 50 الی 60 میلیون حقوق بدهد. این تبعیض است و مردم چنین چیزی را نمیپسندند.
* حقوقهای نجومی چگونه از گلوی مدیران پایین میرود
علی محمدی یکی از معترضان در حاشیه این تجمع در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، گفت: مردم ما امروز از بیکاری و وضعیت بد اقتصادی در رنج هستند ولی برخی مدیران حقوقی به انداره ده سال یک کارمند میگیرند.

وی افزود: واقعا مدیرانی که چنین حقوقی میگیرند از مردم شرم نمیکنند، چگونه این پولها از گلویشان پائین میرود. این بار وقتی خواستند چنین پولی را خرج کنند حتما به مردمی که برای نان شب هم محتاج هستند فکر کنند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: خواسته ما و مردم این است که قوه قضائیه و مجلس با چنین مدیرانی برخورد کند.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، ابراهیم کارخانهای ظهر دیروز در سخنرانی پیش از خطبههای نماز عبادی سیاسی جمعه همدان با بیان اینکه ملت ایران در 37 سال گذشته در مواجهه با دشمن نمره قبولی گرفتهاند، اظهار کرد: باید از انقلاب اسلامی پاسداری کنیم، چراکه این انقلاب متأثر از دین مبین اسلام است.
وی با اشاره به تأکید مقام معظم رهبری بر بصیرت گفت: بصیرت زمینه دشمنشناسی و تصمیمگیری به موقع است که ملت ما با تجهیز به این اصل مهم همواره در مسیر ایستادگی و ولایت حرکت کردهاند.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس با بیان اینکه ولایت دژ محکم انقلاب اسلامی است، تبیین کرد: دشمن 37 سال تلاش کرده بر این دژ مستحکم نفوذ کند، اما موفق نشده است و هرگز نیز موفق نخواهد شد، چراکه ملت ما بیدار است.
وی با اشاره به تلاش دشمن برای دوقطبی کردن جامعه، گفت: ما یک خط بیشتر نداریم که آن خط صراط مستقیم است و هر خط دیگری غیر از آن باطل است.
کارخانهای با بیان اینکه مقام معظم رهبری فرمودند «من یک انقلابی هستم و انقلابی یعنی کسی که از اسلام ناب استفاده میکند»، افزود: مردم دو گروه بیشتر نیستند؛ یا انقلابی هستند و از ولایت فقیه دفاع میکنند و یا غیر انقلابیاند و از اسلام آمریکایی تبعیت میکنند.
وی با بیان اینکه اقتدار جمهوری اسلامی ایران به خاطر ایستادگی در مقابل استکبار است، بیان کرد: دشمن تلاش کرده جلوی قدرت جمهوری اسلامی را بگیرد، امای امروز ایران قدرت اول منطقه است.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس با اشاره به وحشت آمریکا از تونلهای موشکی ایران، در ادامه سخنانش گفت: فرمانده نیروی دریایی کشور عنوان کرده که تونل دریایی نیز داریم که دشمن نمیتواند آنها را پیدا کند.
* اگر امنیت کشور به خطر بیفتد، تنگه هرمز را میبندیم
وی با بیان اینکه اگر امنیت کشور به خطر بیفتد، تنگه هرمز را میبندیم، اظهار کرد: در مواجهه با دشمن باید با قدرت ایستادگی کرد.
کارخانهای با اشاره به تلاش دشمن برای مقابله با قدرت علمی ایران، تبیین کرد: این در حالی است که ایران امروز در 40 مورد، رتبه علمی تکرقمی دارد.
وی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران نخستین تولیدکننده نانو ذرات کوانتومی برای درمان مغز و اعصاب است، تشریح کرد: این دستاوردها به برکت عزت و اقتدار نخبگان ایرانی و نه با معامله و مصالحه با دشمن به دست آمده است.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس با تأکید بر اینکه بیشتر افتخارات در دوران تحریم ایجاد شده است، اضافه کرد: باید مسیر اقتدار خود را قدرتمندانه در تمام عرصهها پیش ببریم.
وی در ادامه در خصوص مسئله هستهای گفت: 20 خردادماه 88 اوباما به مقام معظم رهبری نامه نوشت و در آن اعتراف کرد که حاضریم به شروطی که شما میگویید مذاکره کنیم اما وقتی فتنه 88 ایجاد شد دشمن از موضع قدرت وارد شد و بعد از فتنه 88 با اطلاعاتی که به دشمن داده شد، علیه ما قطعنامه صادر کردند.
کارخانهای با بیان اینکه اگر فتنه 88 نبود این قطعنامهها و شدت تحریمها ایجاد نمیشد، افزود: در ارتباط با برجام نیز مقام معظم رهبری خطوط قرمز را تعیین فرمودند و هشدار دادند که آمریکاییها بدعهد هستند.
وی ادامه داد: مقام معظم رهبری فرمودند که باید اول آمریکا تعهدات خود را انجام دهد و بعد ما تعهدات خود را انجام دهیم که این امر اجرایی نشد.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه آمریکا تعهدات خود را فقط روی کاغذ اجرا کرد، اما ما در عمل آن را اجرایی کردیم، تأکید کرد: آنها باید دو ماه قبل از اجرا تمام موانع را برمیداشتند نه اینکه بگویند موانع وجود دارد و شرکتها و بانکهای بزرگ میترسند با شما معامله کنند!
وی با اشاره به اینکه رهبری اجرای برجام را با 28 شرط قبول کردند، در ادامه سخنانش بیان کرد: جالب آن است که روز بعد از اجرای برجام، 15 شخصیت حقیقی و حقوقی از سوی آمریکا تحریم شدند و اموال جمهوری اسلامی نیز مصادره شد!
* آمریکا 80 میلیارد دلار از داراییهای بلوکه شده را مصادره کرده نه 2 میلیارد دلار!
کارخانهای با بیان اینکه ما در جریان 11 سپتامبر دخالتی نداشتیم اما ما را محکوم کردند که 11 میلیارد دلار به یهودیها بپردازیم، بیان کرد: دادگاههای آمریکا تاکنون 80 میلیارد دلار از داراییهای بلوکه شده را مصادره کردهاند که فقط 2 میلیارد تومان آن سر و صدا کرده است و گفته میشود که ما در دادگاه لاهه این را از حلقوم آنها بیرون خواهیم کشید!
وی با بیان اینکه باید قدرتمندانه در برابر دشمن ایستادگی کنیم، اظهار کرد: در سال 2008 به بهانه هستهای مسئله چرخه دلار را از ملت ایران برداشتند.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس گفت: اگر داراییها را آزاد نکنند باید غنیسازی 20 درصد و فعالیتهای هستهای خود را آغاز کنیم.
کارخانهای با بیان اینکه این توافق انجام شد تا تحریمها برداشته شود و مشکلات اقتصادی حل شود اما نشد، ادامه داد: نیروهای خلاق و مبتکر داخل کشور باید استعداد خود را در راستای حل مشکلات داخل به کار ببندند.
وی با اشاره به ایجاد ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی، معنای آن را این دانست که در حال حاضر در یک جنگ بزرگ اقتصادی قرار داریم.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس با بیان اینکه باید مشکلات اقتصادی کشور را شناسایی کرده و به صورت هدفمند آنها را حل کنیم، افزود: باید همه دست در دست هم عملیاتهای مختلفی را در رابطه با حل رکود و بیکاری در برنامه قرار دهیم.
*مسئله اقتصادی با 60 یا 70 پروژه حل نمیشود
وی با بیان اینکه مسئله و معضل اقتصادی با 60 یا 70 پروژه برطرف نمیشود، اظهار کرد: باید روشها را عوض کرد چراکه با این روش نمیتوان مدیریت جهادی داشت.
کارخانهای اظهار کرد: برخی عنوان میکنند زمانی نفت بشکهای 110 دلار بود و اکنون به 30 دلار رسیده است؛ در صورتی که در هشت سال دولت قبل میانگین متوسط نفت هر بشکه 79 دلار بوده و در دولت جدید تا پایان آذرماه میانگین قیمت نفت 78 الی 79 دلار بوده است.
وی عنوان کرد: کل بودجه جاری در هشت سال گذشته 470 هزار میلیارد تومان بوده و کل بودجه این دولت که در سه سال هزینه کرده 430 هزار میلیارد تومان بوده است.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس تأکید کرد: دولت باید پولها را مدیریت کند و مدیریت آن یعنی اینکه به جای ورود مبالغ به عرصه دلالی به تولید تزریق شود.
وی با اشاره به تلاش دشمن برای نفوذ در کشور به ویژه نخبگان گفت: طرح اخذ غرامت و جبران خسارت از آمریکا را به عنوان بزرگترین طرح مجلس ارائه کردهام.
کارخانهای با بیان اینکه در مجلس 70 نطق انجام دادهام افزود: یکهزار و 300 صفحه مصاحبه با رسانهها داشتم که فقط 50 صفحه مربوط به رسانههای همدان میشود.
وی در پایان در خصوص سد تالوار گفت: اگر سد تالوار در زنجان آب لازم را نداشته باشد، باید همین خط را حفظ کنند تا از سد دیگری در خوزستان استفاده شود.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، «ژرارد آروئاد»، سفیر فرانسه در آمریکا روز جمعه از پایبندی افراطی بانکها به قوانین آمریکا و اجتناب از مبادله با ایران انتقاد کرد.
وی در حساب کاربریاش در توئیتر نوشت: «توافق هستهای، تنها به موضوع هستهای مربوط میشود. تا زمانی که ایرانیها، تعهداتشان را اجرا کنند، ما هم باید به وعدههایمان عمل کنیم.»
آروئاد، علاوه بر این به امتناع بانکهای اروپایی از مبادله با ایران به دلیل هراس از نقض تحریمهای امریکا هم اشاره کرد و در ادامه نوشت: «پایبندی افراطی بانکها، (وعده) رفع تحریمها را تا اندازه زیادی از محتوا خالی کرده است.»
آروئاد همچنین نوشت: «اگر ایرانیها از مزایای رفع تحریمها برخوردار نشوند، چرا باید به برجام پایبند باشند؟»

سفیر فرانسه در آمریکا علاوه بر این خاطرنشان کرد: «باید انتخاب کرد؛ توافق یا عدم توافق؛ بهای حالت دوم، رفع تحریمها است.»
وی این اظهارات را در پاسخ به «جفری گلدبرگ»، خبرنگار نزدیک به رژیم صهیونیستی نوشت که روز جمعه در حساب کاربریاش در توئیتر مقالهای تند علیه برجام در والاستریتژورنال را به اشتراک گذاشته بود.
«گلدبرگ» در پاسخ به سفیر فرانسوی نوشت: «چرا باید آمریکا به رونق گرفتن ایران که حامی تروریسم است، کمک کند؟ اگر ایرانیها میخواهند به بانکهای اروپایی کمک کنند، باید آزمایشهای موشکی را متوقف کنند.»
کری، پنجشنبه با مدیران ارشد هشت بانک بزرگ اروپایی در لندن، پایتخت انگلیس دیدار کرد. وی گفت: «بانکها، تا آنجا که احتیاطات لازم را به کار میبندند و میدانند که با چه کسی مبادله میکنند با معیارهای (قانونی) نامناسب و غیرمشخص روبه رو نخواهند شد.»
مقامهای بانکهای اروپایی بعد از دیدار پنجشنبه با جان کری، وزیر خارجه آمریکا گفتهاند اظهارات وی آنها را درباره از سرگیری مبادله با ایران متقاعد نکرده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس روز پنجشنبه در گزارشی نوشت: «دولتها، بانکها و سایر شرکتهای خارجی خواستار توضیح کتبی از وزارت خزانهداری آمریکا - یعنی اساساً ضمانتی مبنی بر عدم مواجه شدن با تحریمهای آمریکا - هستند. اما واشنگتن تمایلی به انجام این کار ندارد، زیرا نمیخواهد اینطور به نظر برسد که در زمینه جریمههای قاطعانهاش درباره رفتارهای غیرهستهای، نرمش به خرج میدهد.»
با آنکه بعد از اجرایی شدن توافق هستهای بین ایران و گروه 1+5 شرکتهای اروپایی برای بازگشت به بازار جذاب ایران اعلام آمادگی کردهاند، اکراه بانکهای اروپایی از انجام تراکنشهای بانکی مربوط به قراردادهای این شرکتها به مانعی عمده برای سرمایهگذاری آنها در ایران تبدیل شده است.
جریمههای سنگینی که آمریکا در سالهای گذشته به بهانه نقض تحریمهای ایران علیه بانکهای بینالمللی وضع کرده، موجب شده است که این بانکها از انجام هر تراکنش مربوط به ایران هراس داشته باشند؛ این امر به نوبه خود موجب محدود شدن گزینههای مالی برای شرکتهای اروپایی خواستار تجارت با ایران میشود.
انتهای پیام/ م

به گزارش صدای دانشجو، فوآد ایزدی کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با خبرگزاری فارس، با اشاره به سخنان هاشمی رفسنجانی در دانشگاه آزاد قزوین مبنی براینکه اگر دولت دستاوردهای برجام را منتشر کند جلوی خانواده شرمنده میشوید، اظهار داشت: در برجام قرار شد ایران تعهداتی را صورت دهد و طرف مقابل نیز تحریمهای هستهای را لغو کند.
وی افزود: زمانی که به توافق لوزان و برجام رسیدیم آن محدودیتهای گسترده ایران در مورد هستهای برجای خود ماند و تعهدات طرف مقابل نیز تقلیل یافت و به رفع ت حریمهای مالی، بانکی و نفتی بسنده شد اما همین نیز قید خورد.
کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: در عمل طرف مقابل تعهدات گستردهای گرفت و ما بر روی کاغذ امتیازهای محدودی گرفتیم و در حقیقت قیدهایی بر روی کاغذ دریافت کردیم که در عمل همانها را نیز نگرفتیم.
ایزدی به فرمایش مقام معظم رهبری در فروردین امسال اشاره و خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری درباره برجام فرمودند که برجام دارد تبدیل به یک خسارت محض میشود و این خسارت محض به این معنی است که ما بر روی کاغذ امتیازهای محدودی بگیریم و در عمل همان امتیازها را نیز نگیریم.
وی با بیان اینکه گرفتن این امتیازهای محدود صحبت منتقدین عملکرد دولت در حوزه مذاکرات نیست، تصریح کرد: خود مسئولان دولتی و مقامات آمریکایی نیز بر عدم محقق شدن این امتیازهای محدود اذعان دارد. زمانی که آقای کری (وزیر امور خارجه آمریکا) میگوید که ایران قرار بود 100 میلیارد دلار بگیرد و با دست اشاره میکند که سه میلیارد دلار هم نگرفته صحه بر صحبتهای آقای سیف است که میگوید ایران تقریبا هیچ چیز از برجام عایدش نشده.
این کارشناس مسائل بین الملل معتقد است که مشکلی که امروز در قضیه برجام به وجود آمده این است که بعضی از افراد مثل آقای هاشمی بر روی برجام سرمایهگذاری حیثیتی کردند و نمیتوانند اذعان کنند که برجام دارد تبدیل به یک خسارت محض میشود چون احساس میکنند آبروریزی میشود.
ایزدی اضافه کرد: آمریکاییها نیز متوجه شدهاند که هرچقدر برجام توسط منتقدین نقد شود چون برای بعضیها جنبه حیثیتی پیدا کرده است بنابراین طرف ایرانی در قوه مجریه اعتراض خیلی جدی نمیکند و در عمل عملکرد آمریکاییها را توجیه میکند.
وی یادآور شد: وقتی از آقای عراقچی درباره برجام میپرسند میگوید که متن برجام نقض نشده بلکه روحش نقض شده است در حالی که در بند 24، 26، 28 و 29 مقدمه برجام و در پیوست دو بند 4، 1، 4 که مربوط به نقل و انتقالات مالی است برجام نقض شده است. بنابراین دولتیها در عمل کار خود را توجیه میکنند.
این کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه خود مقامات آمریکایی میگفتند که ما برجام را نقض خواهیم کرد، گفت: خود آقای کری میگوید که برجام ضمانت اجرایی ندارد و از نظر حقوقی الزامآور نیست و کنگره نیز میگوید بگذارید برجام تثبیت شود تا ما در اراک بتن بریزیم و اورانیومهای غنیشده را از ایران خراج کنیم بعد هر کاری که میخواهید صورت دهید.
ایزدی ادامه داد: دولت آمریکا و دیگر قوای این کشور هر هفته یک قانون ضد ایرانی علیه ایران مصوب میکنند یا پولهای ایران را میدزدند و یا فعالیت دیگری صورت میدهند و این به دلیل این است که بعضیها در داخل به جای توجه به منافع ملی منافع شخصی و حزبی را در نظر گرفتهاند که در راس آنها آقای هاشمی قرار دارد.
وی ادامه داد: همین افراد به جای اینکه به آمریکاییها اعتراض کنند به افرادی اعتراض میکنند که پیشبینیهایشان قبل از برجام الان درست تعبیر شده است بنابراین برای آقای هاشمی حیف است که سخنگوی وزارت خارجه آمریکا باشد.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، «ماهر مرهج»، دبیر کل حزب معارض «جوانان ملی سوریه» در گفتوگو با خبرگزاری فارس، پیروزیهای ارتش سوریه بر دشمن داعشی را که دست پرورده سرویسهای اطلاعاتی جهان است، عامل تاثیرگذار در تغییر سیاست غربیها دانست.
وی تاکید کرد: اروپا و آمریکا با تغییر سیاستهای خود در برهه کنونی منافع خود را در سرکوب داعش میبینند چیزی که ارتش سوریه هم اینک مشغول آن است.
مرهج با بیان اینکه غربیها به بیشتر اهداف خود در مشغول کردن جبهه مقاومت، دور کردن نگاه آن از رژیم صهیونیستی و تضعیف سوریه و ارتش آن دست یافتند، گفت: هم اینک، غرب، منافع خود را در مبارزه ارتش سوریه با داعش به نیابت از ارتشهای خود میبیند و به همین رو شاهد دگرگونی سیاستهای غرب و تمایل آن به ناکام گذاشتن هرگونه راه حل سیاسی در سوریه بودیم.
این معارض سوری با تاکید بر اینکه غرب برای آزادی و دموکراسی در سوریه اهمیت زیادی قائل نیست، گفت: غربیها می خواهند بازارهای سرمایه گذاری جدیدی در زمینههای گاز، نفت و اقتصاد در سوریه باز کرده و ضمن حفظ منافع رژیم صهیونیستی رویکرد مقاومت را که از 45 سال پیش تاکنون ادامه داشته تغییر بدهند.
وی افزود: با این حساب هرگونه تغییری در ساختار نظامی سیاسی سوریه بخصوص اگر مخالفان خارجنشین وابسته به سرویسهای اطلاعاتی غربی در آن حضور داشته باشد، به نفع کشورهای غربی تمام میشود.
المرهج درباره توافق آمریکا و روسیه بر سر آتشبس در سوریه نیز گفت: به نظر نمیرسد روسها آتشبس را اشتباه بدانند، چرا که آنها برای دفاع از سوریه یا نظام آن اقدامی نمیکنند، بلکه از منافع خود در سوریه دفاع میکنند.
این معارض سوری با اشاره به هماهنگی روسیه و آمریکا در خصوص سوریه گفت: ما به رغم شکستهای متوالی آتشبس در سوریه به کرّار شاهد توافق جدید مسکو-واشنگتن برای تمدید آتشبس هستیم.
المرهج گفت: توافق روسیه و آمریکا در نهایت به موفقیت کنفرانس ژنو و تصویب رای انتقال سیاسی قدرت در ماه آگوست منجر میشود.
وزیر خارجه آمریکا یک هفته پیش از بشار اسد و متحدین وی خواست تا برای انجام انتقال سیاسی در ماه آگوست تلاش کنند.
وی تاکید کرد اگر انتقال (قدرت) صورت نگیرد، جنگ در سوریه ادامه خواهد یافت.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به بهانه انتخابات ریاستجمهوری 96 «آرمان» تصمیم گرفت میزگردی میان صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل سیاسی و عبدالرضا داوری که از چهرههای نزدیک به رئیسجمهور سابق است و این روزها بیش از هر شخصیت سیاسی درباره انتخابات سال96 و نیز از احتمال کاندیداتوری احمدینژاد سخن میگوید، برگزار نماید. آنچه در ادامه میخوانید متن نظرات این دو فعال سیاسی در میزگرد «آرمان» است:
صادق زیبا کلام: در ابتدا و قبل از هر چیزی لازم میدانم برنکتهای تاکید کنم. درعالم سیاست و درایران زمانی که فعالان سیاسی بنا به هر دلیلی از قدرت دور میشوند نشان میدهند که دارای صفت وفاداری نیستند. البته و به صورت نادرآقای دکتر داوری از این خصیصه بد مستثنا هستند. لشکر بزرگی در طول هشت سال ریاستجمهوری احمدینژاد با وی همراه بودند ولی بعد از 24 خرداد 92 به گونهای رفتار میکنند که گویا هیچگاه احمدینژاد را نمیشناسند و از وی حمایت نکردند، درصورتی که مردم به یاد دارند که آنها سینه چاکان وی بودند. آقای دکتر داوری نقطه مقابل این صفت هستند و وفادارند، صفتی که همانطور که گفتم در میان فعالان سیاسی اصولگرا دیده نمیشود. واقعیت این است که تعداد وفاداران به احمدینژاد بسیارکم و تعداد آنها به اندازه انگشتان دست هم نمیرسد و آقای داوری از جمله این افراد است.
آرمان: احمدینژاد هشت سال رئیسجمهور ایران بود. آیا در این هشت سال تغییری در اصولگرایی ایجاد نکرد؟
عبدالرضا داوری: برای دریافت نسبت آقای احمدینژاد با اصولگرایی به نظر میرسد باید نوعی بازخوانش از جریان اصولگرایی ارائه شود. اینکه اصولگرایی چگونه شکل گرفت؟ چگونه عمل کرد و به کدام سمت در حال حرکت است؟ جریان اصلاحات بعد ازسال76 به تدریج شکلگرفت و درحدود سال 77 کلیدواژه اصلاحات وارد فضای سیاسی ایران شد. اگرگفتمان رئیس دولت اصلاحات را در سال76 بررسی کنیم به یقین کلید واژه اصلاحات را در ادبیات ایشان نمیبینیم. اینکلید واژه از حدود سال 77 از طریق مطبوعات اصلاحات وارد صحنه سیاسی ایران شد و یک فضای گفتمانی به وجود آورد. جریان مشهوراصولگرایی ازحدود سال 78 و بعد از واقعه کوی دانشگاه به عنوان واکنش در برابر جریان تجدیدنظر طلبی که در جریان دوم خرداد 76 ایجاد شده بود شکل گرفت. حدود پاییز 78 نخستین جلسات جریان اصولگرایی در روزنامه کیهان تشکیل شد و طیف رسانهای نزدیک به گفتمان اصولگرایی مانند جریان روزنامه رسالت و شلمچه و با حضور آقای محمدعلی رامین و سجادپور جلساتی را برگزار میکردند و بنده از ایسنا درآن جلسات شرکت میکردم و مسئولیت جلسه هم با آقای حسین شریعتمداری بود. لایه اولیه گفتمان اصولگرایی در این جلسات و در پاییز 78 شروع شد وحدود سالهای 79 و 80 این واژه پررنگ شد. بنابراین، جریان اصولگرایی درابتدای شکلگیری خود یک جریان واکنشی بود. اگر به مبانی شانزده گانه این جریان نگاه کنید این مبانی براساس اسلام، انقلاب و رهبری است؛ زیرا احساس میشد جریان مقابل به این چند عنصر بیتوجه است. این جریان واکنشی اصولگرایی دارای رویکردهای امنیتی بود. اما درسال 81 با پیروزی جریان آبادگران درانتخابات شورای شهر دوم و فعال شدن جریان اصولگرایی در صحنه سیاسی، آقای احمدینژاد تلاش کرد که گفتمان اصولگرایی را از کانال راهبردها و رویکردهای امنیتی به راهبردها و رویکردهای اجتماعی وارد کند. در این معنا که عنصر مردم توسط احمدینژاد درگفتمان اصولگرایی پررنگ شد. من اعتقاد دارم تفاوت گفتمان احمدینژاد با سایرگفتمانهای اصولگرایی تفاوت در رویکردهاست. جریان اصولگرایی ابتدایی در این اندیشه بود که مسائل و مشکلات را باید با رویکرد امنیتی حل کرد. این جریان به تدریج توانست کمک کند که مجلس هفتم تا حدودی دراختیار اصولگرایان قرار بگیرد و بعد در ریاستجمهوری نهم آقای احمدینژاد با اینگفتمان پیروز شدند. در این روند رویکرد امنیتی و اجتماعی در چالش با هم بودند. البته جریان اصولگرایی به بن بست رسیده است. دراواخر دهه دوم انقلاب چیزی به عنوان ادبیات اصولگرایی و اصلاحطلبی به وجود آمد که هر دوی این جریانات به آخر راه رسیدهاند. اما نکته قابل اهمیت این است که در سال 90 بخشی ازاصولگرایی علیه احمدینژاد متحد شد، با این تصور که بعد از 9 دی چیزی از جریان هاشمی واصلاحطلبی باقی نمانده، لذا باید احمدینژاد را هم حذف کرد اما از آنجایی که این دسته از اصولگرایان شناخت درستی از رقیب خود آقای هاشمی نداشتند در انتخابات 92 به سادگی صحنه را به آقای هاشمی واگذار کردند و و در روندهای بعد از 92 آخرین جلوههای جریان اصولگرایی را مشاهده کردیم چون در انتخابات هفتم اسفند اصولگرایان باختند؛ زیرا در انتخابات هفتم اسفند فروپاشی جریان اصولگرایی در لیست آنها دیده میشد، این لیست نه بخش انقلابی و نه بخش میانه روی جریان اصولگرایی را نتوانست رهبری کند و لیستهای متعدد دیگری هم ارائه شد. البته جریان اصلاحطلب هم به فروپاشی رسید ولی آقای هاشمی این جریان را بازسازی کرد. جریان اصولگرایی قدر احمدینژاد را به عنوان یک ظرفیت اجتماعی ندانست و عبور از احمدینژاد آغاز شکست اصولگرایی شروع شد. جریان اصولگرایی هیچگاه بدون احمدینژاد پیروز نبوده است.
صادق زیبا کلام: لازم است این بحث از منظر چپ و راست بررسی شود که آقای احمدینژاد و جریان چپ و راست هم در این دوگانگی جای میگیرند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از مسئولان و متفکران نظام و حتی دانشگاهیان یکی از بحثهایی که مطرح کردند مخالفت با انگارهها و ابزار غربی بود. ازجمله این بحث را مطرح کردند که چپ و راست مفهوم غربی است و در ایران نمیتوانیم این مفهوم را با وجود گفتمان اسلامی به کار برد. این اعتقاد وجود داشت که در ایران چپ و راست نداریم و به جای آن یک گفتمان کلان اسلامی داریم که ممکن است تفاوتهایی در نگاهها در این گفتمان کلان وجود داشته باشد. همچنین اعلام شد که حزب درنظام ما معنی ندارد و مفهوم حزب غربی است. اساسا نگاه اسلام با نگاه غرب به سیاست تفاوت دارد. غربیها سیاست را برای قدرت رسیدن میخواهند درحالی که ما در اسلام قدرت را برای خدمت میخواهیم. در غرب قدرت ارزش دارد و در اسلام تمام تلاش این است که به قدرت برسید تا خدمت کنید. من اعتقاد دارم آنچه به نام تحزب، سیاست و مفهوم قدرت در غرب میشناسیم ارتباطی با غرب ندارد. چنین مواردی مولود برخی شرایط تاریخی است که مدرنیته به وجود آورده است. زمانیکه چنین مواردی مثل صنعتی شدن اتفاق میافتد با خود سازوکار و ابزار خود را هم به همراه میآورد، هر کاری ابزار مخصوص به خود را دارد، مدرنیته هم ابزاری مثل تحزب دارد، ما نمیتوانیم مدرنیته را داشته باشیم و ابزار آن را نداشته باشیم. بنده اعتقاد دارم اتفاقا چپ و راست (اصلاحطلب و اصولگرایی) مفهوم دقیقتری در جامعه ما دارند. درغرب و هرجا چپ و راست معنی دارد چپها در آنجا ویژگی خاص دارند. اصولا چپها در ایران با طبقات جدید مانند طبقه کارگر، بورژواها و دانشجویان پیوند دارند. راستها و محافظهکاران نیز اصولا به طبقات قدیمیتر، مدیران مالی صاحبان صنایع، اشراف و زمینداران نزدیک میشوند. موضعگیری سیاسی چپ و راست با یکدیگر در دنیا تفاوت دارد، محافظهکاران چندان علاقهای به تغییر و تحول ندارند و از آن استقبال نمیکنند؛ زیرا تغییر و تحول باعث میشود که منافع آنها به مقدار بسیار زیادی کاهش پیدا کند، به عکس چپ و جریانات جدید، تحولخواه هستند. اگر از همین دریچه به فضای سیاسی ایران نگاه کنیم، میتوانیم همین موارد را در گروههای سیاسی داخلی ببینیم، جریانی که به عنوان راست، محافظهکار و اصولگرا وجود دارد متعلق به طبقات سیاسیای است که خیلی با تغییر و تحول موافق نیستند و با اساس مدرنیته مانند حقوق بشر و زنان و فعالیتهای اتحادیه کارگری، آزادی مطبوعات و... سازگاری ندارند، محافظهکاران در ایران از نظر طبقاتی شامل روحانیون، بازار -که در هیات موتلفه خلاصه میشود- همچنین زمینداران و صاحبان ثروت میشوند. محافظهکاران در ایران شعار اقتصادی میدهند ولی حاضر نیستند اقتصاد به سمت برابری و توازن حرکت کند. درمقابل آنها چپها قرار دارند که با هر عنوانی طرفدار آزادی، برابری زنان و مردان و تامین حقوق اجتماعی زنان و استقلال دانشگاهها هستند و به حاکمیت قانون و آزادی مطبوعات علاقهمندند. اصولگرایان در ایران مانند جناح راست در تمام دنیا به دنبال وسعت دادن به امور نظامی هستند، در صورتی که اصلاحطلبان به توسعه سیاسی و امور اقتصادی توجه بیشتری دارند. لذا تقسیمبندی جناحهای سیاسی در تمام دنیا به یک شکل است و اینکه اعلام شود اصلاحطلبی و اصولگرایی دیگر در ایران بیمعناست، درست نیست، لذا حتی اگر تحلیل آقای داوری درباره اصلاحطلبی و اصولگرایی درست باشد و دیگر مفهومی اینچنینی وجود نداشته باشد ولی واقعیت این است که جریانات سیاسی واجتماعی را کسانی هدایت میکنند که یک گروه از آنها به مساله آزادی همانند گروه مقابل اعتقادی ندارند. افرادی هم وجود دارند که با حقوق بشر موافقند و به حاکمیت قانون اعتقاد دارند. به عنوان یک جریان سیاسی و اجتماعی این دو رویکرد در جامعه ایران وجود دارد. در ایران نامهای گرایشات تغییر کرده است ولی ازمنظر مفاهیم شرح داده شده همواره این دوگانگی در وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران وجود دارد و لذا تحلیل آقای داوری درباره پایان اصلاحطلبی و اصولگرایی در ایران تحلیل علمیای نیست.
آرمان: آقای داوری اعتقاد دارند که احمدینژاد به رویکرد امنیتی جناح اصولگرا رویکرد مردمی داده است به نظر شما احمدینژاد چنین تاثیری در اصولگرایی ایجاد کرده است؟
صادق زیبا کلام: آقای احمدینژاد ترس و نگرانی ندارد، اگر به احمدینژاد بگویید که شخصی مانند زیبا کلام علیه شما حرف میزند و لازم است با وی درصورت لزوم برخورد قضائی صورت بگیرد، احمدینژاد به دلیل داشتن روحیات خاص این مساله را نمیپذیرد وتاثیرگذاری فردی مانند زیبا کلام را اساسا قبول نمیکند چه برسد از وی شکایت کند. احمدینژاد اینگونه نگاهی دارد، مثلا اگر بگوییدکه هاشمی نباید به نماز جمعه برود و لازم است فلانی ممنوع التصویر شود، او قبول نمیکند؛ زیرا اعتقاد دارد که این افراد اساسا تاثیرگذار نیستند. درحالی که عدهای اعتقاد دارند که فردی ممنوع التصویر باشد یا هاشمی نباید به نماز جمعه برود. آقای احمدینژاد اعتقاد دارد اگر یکسال تمامی سران اصلاحات علیه وی و اصولگرایان با سند و مدرک سخنرانی کنند، اگر وی تنها یک سخنرانی انجام دهد تمام شرایط را به نفع خود تغییر میدهد.
عبدالرضا داوری: تحلیل آقای زیبا کلام جای بررسی دارد و اگر به این تحلیل پرداخته شود بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. دکتر زیبا کلام ازمنظرتحولات سیاسی تعریف ارائه میدهند که کاملا درست است ولی باید نکتهای را به بیانات ایشان افزود. اگر بنده اعلام میکنم که دیگر اصلاحطلبی و اصولگرایی وجود ندارد باید جایگزینی برای آن تعریف کنم. من اعتقاد دارم جایگزین اصلاحطلبی و اصولگرایی را باید اینگونه اعلام کرد، جایگزین این دو جریان یک جریان انقلابی و یک جریان غیرانقلابی است با این تعریف که اصلاحطلبان سابق در داخل تحولخواه هستند ولی درسطح بینالمللی اعتقادی به تحولندارند و به دنبال همگرایی با نظام بینالمللی هستند. لذا اصلاحطلبان در داخل تحول خواه هستند و در سطح بینالمللی به دنبال برهم زدن مناسبات بینالمللی نیستند. آقای هاشمی و رئیس دولت اصلاحات به دنبال تغییر در داخل هستند ولی مطلقا در سطح بینالمللی به دنبال بر هم زدن مناسبات بینالمللی نیستند این دسته همان جریان غیرانقلابی هستند. درمقابل آنها جریان انقلابی است که در داخل میل به محافظهکاری دارد و راهکارهای عدم تغییر را جستوجو میکند و تمایل دارد رویکردهای مدیریت کشور را حفظ کند ولی همین جریان در سطح جهانی به دنبال تغییر و تحول در مناسبات بینالمللی است. به نظر من این تفاوت رفتاری را باید درتحلیل سیاسی آورد. آقای دکتر زیبا کلام در بخش قبل اعلام کردند که اصلاحطلبان از آزادی دفاع میکنند اصلاحطلبان در آن هشت سال هیچگاه از این آزادی دفاع نکردند. دولت اصلاحات همواره درمقابل آن بود به این علت که خاستگاه طبقاتی دولت اصلاحات همواره دهکهای بالای جامعه بود. یکی از ویژگیهای احمدینژاد این بود که در واقع پایگاه طبقاتی خود را بر شش دهک پایین جامعه قرار داده است. در هفت اسفند در دهکهای بالای جامعه اصلاحطلبان رای آوردند. لذا باید پایگاه طبقاتی را در جناحبندیها درنظرگرفت، جریان اصلاحات خاستگاه سه دهک بالا درجامعه ایران است ولی جریان حامی احمدینژاد شش دهک پایین جامعه را هدایت میکند. آقای دکتر زیبا کلام تضاد موجود در ایران را اقتدار گرایی - مردم سالاری میدانند و براساس آن تحلیل میکنند ولی زمانی که تضاد امروز جامعه ایران را به صورت حاشیه - مرکز تحلیل کنید به مجموعه دیگری از دادهها دست مییابید. احمدینژاد مساله اصلی ایران را تضاد انتقال منابع کشور از حاشیه به مرکز و از مرکز به بیرون میداند.
صادق زیبا کلام: من اعتقاد دارم شکل تقسیمبندی سیاسی در ایران تضاد طبقاتی نیست و حتی این تضاد، تضاد ایران اسلامی با غرب مرتجع هم نیست. تضاد امروز جامعه ایران دموکراسی خواهی و اقتدارگرایی است و جریان راست دنبال آن است و جریان اصلاحطلب دموکراسیخواه است. زمانی که این تقسیمبندی درباره هاشمی و احمدینژاد در نظرگرفته میشود تصویر درستی را منعکس نمیکند. این تصور که هاشمیرفسنجانی نماینده پولداران و آقازادگان است و در مقابل احمدینژاد محرومان را نمایندگی میکند، درست نیست. این صحنه آرایی بیش از اینکه در عالم واقعی باشد بیشتر یک ابزار سیاسی است که احمدینژاد و اصولگرایان سعی کردند، چنین تصوری را درانتخابات 84 ایجاد کنند که انتخابات را دو قطبی کنند که دریک قطب مرفهان و آقازادگان هستند و قطب دیگر احمدینژاد است که سینه سوختگان و مستضعفان را نمایندگی میکند. این تصویر کمک زیادی به احمدینژاد در پیروزی 84 کرد با این تصویر وی توانست 17 میلیون رای جمع کند. البته 10 میلیون هم این تصور را نخریدند، 10 میلیون همچنان به آقای هاشمی رای دادند. البته این 10 میلیون علاوه بر اینکه از طبقات بالای جامعه بودند که آقای داوری بر آن تاکید میکنند، تحصیلکردگان هم بودند؛ چون این 17میلیون این تصویر را خریدند که هاشمی سمبل نابرابری اجتماعی است و احمدینژاد رابین هود است. احمدینژاد سعی داشت این تصویر را ادامه دهد وی مرتبا در سخنرانیهای خود اعلام میکرد که لیست مفسدان در جیب وی است و اگر ساکت نشوند، رسوا خواهند شد. اما من اعتقاد دارم گفتمان احمدینژاد از اساس قلابی بود.
آقای دکتر زیباکلام! اعتقاد دارید که گفتمان احمدینژاد هواداران خود را از دست داده است، پس به چه علت بارها اعلام کردهاید که او 96 خواهد آمد؟
صادق زیبا کلام: من اعتقاد دارم همین الان که اردیبهشت 95 است، اگر انتخاباتی با حضور احمدینژاد برگزار شود وی حدود ده تا پانزده میلیون رای خواهد آورد و این رای مطلقا ربطی به عملکرد احمدینژاد ندارد. احمدینژاد دارای کاریزمای مخصوص به خود است و در جوامع توسعه نیافته کاریزما بسیار مهم است. درآمریکا بخش عمدهای از محبوبیت دونالد ترامپ به دلیل کاریزمایی است که ایجاد کرده است. هرمقدار جوامع توسعه نیافتهتر باشند، کاریزما در آن جوامع تاثیرگذارتر است و من اعتقاد دارم بحث سیاسی یک مساله است ولی قدرت، مساله دیگری است. واقعیت این است که اگر اصولگرایان میخواهند در 96 حضور جدی داشته باشند، میدانند تنها کسی که میتواند درسال96 به رقابت با روحانی برخیزد و برای وی چالش ایجاد کند، احمدینژاد است. البته من منظورم این نیست که وی پیروز میشود. اعتقاد دارم که حضور وی میتواند صحنه انتخابات را جدی کند. اگر احمدینژاد بیاید از نخستین مواردی که مطرح خواهدکرد وضعیت اقتصادی است. احمدینژاد صراحتا در مقابل روحانی خواهد گفت که وضعیت مردم بهتر نشده است. واقعیت این است با وجود اینکه شکاف زیادی بین اصولگرایان و احمدینژاد وجود دارد، چاراهای ندارند جز اینکه همهچیز را کنار بگذارند و از وی حمایت کنند. البته اگر آینده ایران برای آنها مهم باشد به دنبال احمدینژاد نخواهند رفت. مشخصا تا این لحظه اصولگرایان صحنه انتخابات 96 را باختهاند.
اگراحمدینژاد بیاید اصولگرایان از وی حمایت خواهند کرد؟
عبدالرضا داوری: از هفتم اسفند به بعد اصولگرایان اهرم تعیینکنندهای در فضای آینده سیاسی ایران نیستند. درجمهوری اسلامی چهار منبع قدرت وجود دارد. نخستین منبع قدرت روحانیون عالیرتبه هستند. منبع قدرت دوم منبع قدرت حزب ا... است که حدود 7 میلیون از جمعیت ایران را شامل میشود که گفتمان انقلاب را نمایندگی میکنند، منبع قدرت بعدی شبکه بوروکراتیکی است که اصلاحطلبان به وجود آوردهاند، دو الی سه دهک از جمعیت ایران را شامل میشوند و منبع قدرت آخر نیز تودههای مردم هستند. آقای روحانی عموما پایگاه قدرت خود را در روحانیت عالیرتبه و شبکه بوروکراتیک اصلاحات و هاشمی قرار دادهاند. منبع قدرت حزب ا... تا این لحظه فردی را ندارد که بتواند آنها را نمایندگی کند. از طرف دیگر رهبری تودههای مردم نیز همیشه توسط احمدینژاد در یک دهه گذشته صورت گرفته است و اگر آقای احمدینژاد نیاید منبع قدرتی وجود ندارد که درمقابل منبع قدرت روحانی و هاشمی بتواند قدعلم کند. تنها کسی که این توان را دارد که منبع قدرت حزب ا... و تودههای مردم را همزمان به هم پیوند بزند، احمدینژاد است که اگر احمدینژاد در 96 نیاید به اعتقاد بنده جریان منتسب به روحانی و هاشمی تا دو دهه در راس قدرت خواهند بود و این فقط هم به قوه مجریه محدود نخواهد شد. اینکه احمدینژاد شخصا رغبت به حضور در صحنه 96 ندارد شرایط وی را مجاب به آمدن خواهد کرد.
آرمان: دکتر زیبا کلام اذعان دارند که احمدینژاد به برخورد اعتقادی ندارد. احمدینژاد به آزادی تا چه اندازه اعتقاد دارد؟
عبدالرضا داوری: چه من و چه آقای دکتر زیبا کلام اعتقاد داریم که احمدینژاد به آزادی احترام میگذارند. احمدینژاد اعتقاد دارد که عدالت بدون آزادی تحقق پیدا نمیکند. خروجی آقای احمدینژاد هیچگاه مانع کارهای رسانهای نشده است.
زیبا کلام: اگر احمدینژاد در خرداد 96 بیاید بدین معناست که با اصولگرایان به توافق رسیده است و سایر اصولگرایان هم نخواهند آمد و باز بدین معناست که رهبری اصولگرایان با ایشان به توافق رسیدهاند و آن گاه انتخابات بسیار جدی خواهد شد و چیزی شبیه به سال 84 را شاهد خواهیم بود. اصولگرایان با تمام توان پشت احمدینژاد خواهند بود. درغیر این صورت احتمال پیروزی نخواهند داشت. احمدینژاد ده تا پانزده میلیون رای دارد که آرای اصولگرایان هم به وی اضافه خواهد شد. اتفاقا شاید بتوانند برنده شوند و آقای روحانی را در دور دوم شکست دهند، مخصوصا اگر روحانی نتواند گامهای مثبت درعرصه اقتصاد بردارد به این معنا که اگر همچنان هشت میلیون بیکار باقی بماند و رکود کاهش نیابد و مفاسد اقتصادی باقی بماند، آن گاه شانس احمدینژاد و اصولگرایان بیشتر خواهد بود.
آرمان: اگر احمدینژاد بیاید بر چه نقاطی ازعملکرد روحانی دست خواهد گذاشت؟
عبدالرضا داوری: هر جریانی با روحانی در مساله برجام وارد رقابت شود هم به لحاظ سیاسی و هم به لحاظ ساختاری ضرر کرده است. اتفاقا روحانی تمایل دارد که رقبای وی در سال 96 بر سر برجام با وی رقابت کنند. من فکر میکنم اگر جریان انقلابی و نزدیک به آقای احمدینژاد بخواهد بر سر برجام با روحانی رقابت کند، درهمان تلهای خواهد افتاد که سعید جلیلی در سال 92 افتاد. جلیلی در92 دوگانه سازش- مقاومت را به روحانی باخت. برجام امروز پدیدهای است که مقام معظم رهبری 9 شرط درباره آن قرار دادهاند. گفتمان نیروهای انقلابی باید براساس این مساله شکل بگیرد و باید تلاش کرد که این 9 شرط محقق شود، نه اینکه اصل برجام زیر سوال برود. روحانی چون دستاوردهای دیگری نداشته است که بتواند به آنها تکیه کند لذا دوست دارد 96 در زمین برجام بازی کند. آمارهای اقتصادی شرایط خوبی را نشان نمیدهد وگشایشی در اقتصاد در نتیجه برجام به وجود نیامده است. روحانی به دلیل اینکه به تودههای مردم توجه کافی ندارد، ضربه خواهد خورد. حذف یارانهها، بیتوجهی به وام ازدواج جوانان و کاهش شدید بودجه توسعه روستاها باعث خواهد شد که وی ضرر کند. دولتیها درسفرهای استانی مشکلات زیادی برای آوردن مردم پای سخنرانی ایشان دارند، این بحران مخصوص شخص آقای روحانی است. البته اگر اصلاحطلبان گزینههای دیگری را داشته باشند، ممکن است این خلأ ارتباط تودهای را جبران کنند. روحانی اگر درصحنه انتخابات حضور داشته باشد، پای وی در مواجهه با تودههای مردم میلنگد. لذا هر کس بخواهد با روحانی رقابت کند به جای انتقاد از برجام باید بر انشقاق میان مردم و دولت کار کند.
آرمان: سال 92 نخستین صندوقها که باز شد مشخص شد آیت ا... هاشمیرفسنجانی به خوبی توانسته است در روستاها آرای خود را به صندوق روحانی بریزد، اگر روحانی نتواند در اقتصاد تحولی ایجاد کند هاشمی باز میتواند مردم را به نفع روحانی به صحنه بیاورد؟
صادق زیبا کلام: بسیاری از روشهای روحانی مورد تایید بنده نیست. به یاد دارم نخستین سفر استانی ایشان به خوزستان بود. در آن سفر استانی مانند احمدینژاد به تودههای مردم پیوست و مردم را دنبال خود میکشید و وی دست تکان میداد. من در آن زمان یادداشتی نوشتم و وی را نصیحت کردم که امور پوپولیستی را کنار بگذارد. باید اینگونه وارد صحنه 96 شد که آیا روحانی میخواهد رئیسجمهور شود یا نه و آیا اصلاحطلبان مجددا از وی حمایت خواهند کرد؟ شاید بهتر باشد که روحانی اعلام کند که من رسالتی داشتم به نام برجام که آن را انجام دادم بنابراین در تکلیفی که مردم بر عهده من گذاشتند موفق بودم و دیگر علاقهای به کاندیدا شدن ندارم و شخصی را به مردم معرفی کنند و خود مشغول فعالیت در خبرگان شوند، اگر ایشان چنین برنامهای را اجرایی کنند رئیسجمهورساز خواهند شد. روحانی بهتر است یا عارف یا ظریف را به مردم در 96 معرفی کند. اگر این اتفاق بیفتد شانس اصلاحطلبان بیشتر میشود. البته اگر احمدینژاد نیاید اصلاحطلبان در هر صورت پیروز مطلق هستند. ولی اگر احمدینژاد بیاید کار روحانی سخت خواهد بود. البته اگر حمایت هاشمی و اصلاحطلبان نباشد که روحانی شکست خواهد خورد ولی با حمایت این افراد هم جای بررسی دارد. احمدینژاد در مرکزیت اقتصاد به روحانی حمله خواهد کرد. احمدینژاد اگر روحانی را محکوم به تسلیم شدن هم بکند رای طبقه متوسط را هم نخواهد داشت. البته احمدینژاد زیر بار هم نخواهد رفت و نخواهد پذیرفت که عملکرد وی منجر به وضعیت بد اقتصادی ایران شده است. احمدینژاد همهچیز را پای روحانی خواهد انداخت. احمدینژاد موج به راه خواهد انداخت و آن موج را نباید دست کم گرفت.
آرمان: اقتصاد ایران در زمان احمدینژاد آسیب جدی دید، نمونه آن تورم افسار گسیخته و بیکاری و رکود اقتصادی بود. احمدینژاد چگونه میخواهد با این پرونده وارد فضای انتخابات 96 شود؟
عبدالرضا داوری: پیش فرض شما این است که احمدینژاد خواهد آمد. واقعیت این است که من در آمدن احمدینژاد تردید دارم و باید زمینه آن فراهم شود. واقعیت این است که وی درمجموع هشت سال عملکرد اقتصادی مثبتی داشته است. رشد اقتصادی بخش کوچکی از واقعیتهای اقتصادی است. کاهش رشد اقتصادی به خاطر کاهش قیمت نفت بود و زمانی که 50 درصد درآمد کاهش مییابد رشد اقتصادی نیز کاهش خواهد یافت. آمار بانک مرکزی میگوید که متوسط رشد هشت ساله اقتصادی در دولت احمدینژاد سه دهم درصد کمتر از دولت اصلاحات بود. درحوزه بیکاری تمام دولتها یک نرخ بیکاری بین یازده تا چهارده درصد داشتند. بنابراین اتفاقا یکی از دلایل مهم حضور احمدینژاد مقابله با سیاهنمایی است که از عملکرد وی نشان داده شده است. تریبون تبلیغاتی سال 96 فرصتی به وی خواهد داد تا از عملکرد هشت ساله خود دفاع کند.
صادق زیبا کلام: جدا از آماری که آقای داوری میدهند فکر میکنم فضای سال 96 در صورت ورود احمدینژاد آن قدر دو قطبی، متلاطم و احساسی خواهد بود که تنها چیزی که مطرح نخواهد شد آمار و بحثهای تحلیلی است و به تنها چیزی که احمدینژاد اشاره نخواهند کرد عملکرد دولتهای نهم و دهم خواهد بود؛ زیرا وارد بحثهایی خواهد شد که کمتر ریشهای است. بحث ریشهای کار احمدینژاد نیست، احمدینژاد اگر بیاید مانند تانک همهچیز را نابود میکند. احمدینژاد میآید و میگوید که رقیب من دارای بدنهای است که منابع ملت را به غارت برده است. روحانی جایگاهی ندارد و هاشمی پشت روحانی و اصلاحطلبان است. این انتخابات نبرد هاشمی با من است و سعی میکند خود را رابین هود نشان دهد.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، ششمين يادواره شهداي گمنام دانشگاه بوعلی سینا و بزرگداشت شهداي دانشجوي استان همدان، برگزار خواهد شد.
این برنامه به همت بسیج دانشجویی دانشگاه دوشنبه 27 ارديبهشت ماه همزمان با برگزاری نماز مغرب و عشا برگزار می شود.
این برنامه با سخنرانی سردار اهوازيان ومداحی حاج امير عباسي در مسجد دانشگاه بوعلي سينا همدان برگزار می گردد.
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، بتازگی بر اساس گزارشی که از سوی سازمان بهداشت جهانی منتشر شد، شهر زابل ایران به عنوان آلودهترین شهر جهان ثبت شد، زابل شهری که در آن مردم ماهها از وجود طوفانهای غباری در تابستان رنج میبرند.
در این میان کاربران ایرانی با راه اندازی هشتگ «#زابل_را_نجات_دهیم» و «#هموطنم_هوا_ندارد» خواستار رسیدگی هر چه سریعتر مسئولان ذیربط به وضعیت بهداشتی هموطنان این منطقه از کشور شدند.
علاقمندان برای پیوستن به کمپین حمایت از مردم مظلوم زابل در مقابل آلودگیهای زیست محیطی میتوانند با انتشار تصاویر و عکسنوشتها در شبکههای اجتماعی درخواست خود از مسئولان ذیربط را برای مواجهه و رفع این معضل مطرح کنند.
در ادامه بخشی از واکنشهای مردم ایران نسبت به لقب گرفتن شهر زابل به عنوان آلودهترین شهر جهان، میآید:









به گزارش فارس، بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی که پنجشنبه 23 اردیبهشت منتشر شد، شهر زابل ایران آلودهترین شهر جهان ثبت شده است که در آن مردم ماهها از وجود طوفانهای غباری در تابستان رنج میبرند.
همچنین این گزارش تاکید کرده است که 4 شهر آلوده دیگر در هند هستند که اسامی آنها به ترتیب گوالیور، اللهآباد، پاتنا و رایفور است.
این گزارش تصریح کرده است که وجود ذرات معلق و هوای آلوده باعث سرطان ریه، مشکلات تنفسی و بیماریها قلبی و ریوی میشود و نیز حملات قلبی که به سرعت کشنده هستند را با خود همراه خواهد داشت.
گزارش سازمان بهداشت تصریح میکند بیش از 7 میلیون مرگ زودرس که سالانه در جهان اتفاق میافتد به خاطر آلودگی هوا است.
انتهای پیام/م