
سکولارها میگویند: «زیر پوست شهر» اتفاقاتی در جریان است...
آینده جمهوری اسلامی را این اتفاقات رقم خواهد زد...
در «زیر پوست شهر» شهروندان به دنبال «آزادیخواهی» و «جامعه مدنی» هستند...
میگویم: «زیر پوست شهر» را نمیدانم...
اما میدانم آینده جمهوری اسلامی هماکنون «زیر مغز استخوان روستا» در حال رقم خوردن است...
اردوهای جهادی مصداق بارز خدمترسانی و محرومیتزدایی از پابرهنههاست...
اصلا انقلاب برای پابرهنههاست...
شهر را با انقلاب چه کار؟!
به قول استاد رحیم پورازغدی: «اردوهای جهادی به اعتقاد سکولارها باعث اخلال در جامعه مدنی میشود!»
پس سکولارها «زیر پوست شهر» به دنبال جامعه مدنی باشند. جهادگران در روستاها و مناطق محروم «زیر مغز استخوان روستا» جامعه مدنیشان را با اخلال مواجه خواهند کرد. خداقوت به هزاران نفری که اسفندماه 94 و ایام عید، جهادگونه در «جامعه مدنی» سکولارها اخلال ایجاد کردند تا نشان دهند جامعه مدنی ایرانی از نوع «مدینهالنبی» است.
در جامعه مدنی از نوع «مدینهالنبی» خدمترسانی به محرومان در راس امور قرار دارد. خداقوت به دانشجویان جهادی که در ایام تعطیلات، درس جامعه مدنی را در روستاهای دورافتادهای تمرین کردند که پای عباشکلاتیها در زمانی که رئیسجمهور بودند یکبار هم به آنجا نرسیده بود. خداقوت به کسانی که اقتصاد مقاومتی را در «زیر پوست شهر کیش» با سخنرانی شعار ندادند. از دیدگاه تقیزادههای دوران [«محمود سریعالقلم» و «حسین بشیریه» را میگویم]، توسعه اتفاق نمیافتد مگر اینکه تکلیف مقولههای «زیر پوست شهری» همچون «جامعه مدنی»، «آزادی» و... حل شود تا جامعه ایرانی از «سنت» رهایی یافته و به «مدرنیسم» برسد! آنگاه نقطه شروع توسعه همهجانبه خواهد بود.
این افاضات، آدم را یاد حرف جامعهشناسان غربی و مترجمان داخلی آنها در دوران قبل از انقلاب اسلامی میاندازد که میگفتند: «انقلاب دینی در عصر مدرن، محال است». حضرت امام(ره) بهشان اثبات کردند ما این کار را انجام میدهیم تا ببینید محال نیست...
به این فکر میکردم که اگر دولت تدبیر و امید به جای پرداختن به تئوریهای افرادی همچون سریعالقلم، کمی اقدام و عمل در ساختن کشور را از این گروههای جهادی یاد بگیرد و علاوه بر یاد گرفتن، از ظرفیت هزاران گروه جهادی در سراسر کشور برای جامه عمل پوشاندن به شعار سال استفاده کند، چه تحول عظیمی رخ خواهد داد؟
دولت تدبیر و امید قبل از اقدام و عمل باید سیستم خود را از ویندوزی که امثال سریعالقلمها روی آن نصب کردهاند پاک کند زیرا در سیستم عامل این افراد، «ایرانی، یک لولهنگ [آفتابه] هم نمیتواند بسازد!» یا «ما به جز آبگوشت بزباش و قرمه سبزی در هیچ تکنولوژیای برتری نداریم». نتیجه تفکر همین تقیزادههای دوران است که کار برخی سیاستمداران ما را به جایی رسانده است که میگویند: «آمریکا با یک بمب میتواند کل سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد» تا وزارت دفاع مجبور شود یک تور آشنایی با دستاوردهای دفاعی برایشان بگذارد یا این جمله مضحک: «دنیای فردا دنیای گفتمانهاست، نه موشکها!» یک تور هم برای آشنایی با خدمات جهادگران در مناطق محروم باید بگذارند تا عدهای بفهمند برای اقدام و عمل در اقتصاد نباید ایام عید را در کاخ سعدآباد نشست تا مانند سلاطین و خسروان، مسؤولان برای تبریک عید به محضرمان شرفیاب شوند و از کاخ فرمان اقتصادی به رئیسجمهور تحت امرمان که به لطف ما آرای 3 درصدیاش به بالای 50 درصد رسیده، صادر کنیم! خداقوت به هزاران گروه جهادی که نشان دادند نسل سوم و چهارم انقلاب برای پیشرفت کشور منتظر مسابقه مصرفگرایی و اشرافیگری نمیماند تا مردم با مصرف بیشتر باعث رونق تولید شوند! بچههای جهادی به فضل خدا در حال زنده کردن خاطرات خوش ملت از خدمات جهاد سازندگی در دهه 60 و اوایل دهه 70 هستند. جهاد سازندگیای که «کارگزاران سازندگی» آن را به خاطر خدمات زیاد آن، در دهه 70 منحل کردند و با وزارت کشاورزی ادغام کردند تا امروز بعد از 37 سال واردکننده میوه باشیم و نه جهاد داشته باشیم، نه کشاورزی!
خداقوت به خادمین مستضعفین...
-----------------------------
پی نوشت
- در اینجا شهر، نماد طبقه مرفه و بیدرد و روستا نماد مستضعفین است. منظور شهرنشینان نیست!

به گزارش صدای انشجو، به نقل از سپاه نیوز، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اولین جلسه شورای عالی فرماندهان سپاه در سال 95 با تبیین مسائل جاری کشور و تحولات منطقه و نقشهها و ترفندهای جدید جبهه دشمن علیه انقلاب و نظام اسلامی و چگونگی مقابله با آنها اظهار کرد: حفظ ظرفیت بقا در انقلاب اسلامی متناسب با شرایط منطقه و کمک به پیشرفت آن، اساس پاسداری غیرمحافظه کارانهی ما از انقلاب اسلامی است.
وی افزود: نظام جمهوری اسلامی یک ساخت حقوقی و رسمی دارد که مجلس شورای اسلامی، دولت و قوه قضائیه و سایر دستگاههاست، حفظ این ساخت رسمی لازم و واجب است اما کافی نیست. در دل ساخت حقوقی یک ساخت حقیقی و درونی وجود دارد و باید آن را هم حفظ کرد.
سرلشکر جعفری با بیان اینکه "شاید این ساخت درونی که همان آرمانهای جمهوری اسلامی یعنی عدالت، استقلال، آزادی، کرامت انسان، حفظ ارزشهای انقلاب، ایستادگی در مقابل نفوذ دشمن، دفاع از مظلومین عالم به خصوص جهان اسلام و استکبار ستیزی تعریف و تبیین شده است مهم تر باشد" گفت: سپاه به سهم خود مراقب و پاسدار این آرمانها به منزله مرزهای فکری، اعتقادی و سیاسی است و دائماً در حال برجسته کردن این مرزها متناسب با مقتضیات هر زمان میباشد.
فرمانده کل سپاه در ادامه خاطر نشان کرد: امروز هندسهی انقلاب اسلامی عظیم تر شده و مرزهای آن گسترش یافته است. جامعهی انقلاب اسلامی بینالمللی و قدرت انقلاب جهانی شده است و سپاه، انقلاب اسلامی را برای عبور و گذار از مرحلهی سوم خود، هوشمندانه و غیر محافظه کارانه پاسداری و مراقبت خواهد نمود.
سرلشکر جعفری با اشاره به استحکام ماهیت انقلاب اسلامی و تأثیر آن بر تلاشهای دشمنان برای مقابله با آن افزود: هاضمهی انقلاب اسلامی عظیمتر از بحرانهایی بوده که به آن تحمیل شده است چه جنگ، چه ترورها، چه تحریمها، چه فتنه 88 و چه تحولات سیاسی نظیر روی کارآمدن دولتی مثل دولت اصلاحات و مجلسی مانند مجلس ششم؛ اما تاریخ انقلاب نشان میدهد هرکس به دنبال استحاله نظام و توقف انقلاب اسلامی بوده، ماهیت انقلاب اسلامی او را مضمحل و بی اعتبار کرده است.
فرمانده کل سپاه تصریح کرد: ما شرایط سخت و دشواری را تجربه کردهایم، سِرّ عبور انقلاب از این شرایط سخت همین روح انقلابی مردم ما بوده است که با پرچمداری حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) توانسته است بر عظیم ترین قدرتهای تاریخ غلبه کند.
وی با بیان اینکه نباید نگران رفتارهای ضدانقلابی بعضی از اشخاص منتسب به انقلاب و نظام بود، خاطرنشان کرد: در مسیر انقلاب متأسفانه بزرگانی حتی در مقیاس جانشینی حضرت امام رحمه الله، که بدلیل فقدان درک و موقعیت ممتاز انقلاب و تحریک پذیری از سوی عناصر بیگانه و ضدانقلاب از مسیر انقلاب که توسط رهبری انقلاب تعریف شده بود منحرف شدند، اما انقلاب اسلامی قدرتمندتر از گذشته و به دور از تعلق به اشخاص، شکافتن مسیرهای جدید در جغرافیاهای دوردست را رقم زده و میزند.
فرمانده کل سپاه تأکید کرد: تفکرات سیاسی که در تعارض با انقلاب اسلامی و مسیر حق باشد پایدار نمیماند، این تفکرات حتی اگر هم در مقطعی تشکیل دولت و مجلس بدهند پس از مدتی با اراده مردم از جغرافیای سیاسی کشور و انقلاب کنار گذاشته می شوند.
سرلشکر جعفری افزود: در عین حال نباید از نظر دور داشت که همواره نفوذ آمریکا در کشورهای مختلف از مسیر جریان سازان معارض غربگرا عبور کرده است و این استراتژی موفق را آمریکا در مورد ما نیز دنبال میکند.
وی با تأکید بر ضرورت هوشمندی ملی نسبت به خط نفوذ دشمن در دوره تاریخی نوین انقلاب اسلامی گفت:جریان سازان غرب گرای جدید که عوامل نفوذ راهبرد آمریکا هستند در راهند، اما ملت انقلابی و مؤمن ایران اسلامی اجازهی رشد جوانههای خیانت این جریان، که به دنبال کور کردن راه امام هستند را هرگز نخواهد داد.
سرلشکر جعفری افزود: گرچه شیوههای آمریکا در مقابله با انقلاب اسلامی تحول یافته است اما سپاه و نیروهای انقلاب با رصد و شناسایی به هنگام این شیوهها، مسدود نمودن راه نفوذ آنان را کماکان با قدرت دنبال میکنند.
فرمانده کل سپاه در بخش دیگری از سخنان خود با طرح این سوال که آیا برجام میتواند الگویی برای حل سایر مشکلات محسوب شود؟ گفت: برجام هستهای اگر به عنوان یک الگو تلقی شود، نشانهی کوتاهی فکر و نوعی خود تحقیری است. افرادی هم که امروز از سریال برجامها سخن میگویند، ناخواسته همان مسیر ضدانقلاب را در پیش گرفتهاند و میخواهند مردم بزرگ ما را تحقیر نمایند.
وی تأکید کرد: نتیجهی تفکر ارزش گذارانه به تعامل با جهان بدون محاسبات انقلابی، ایستادگی و مقاومت برای تحقق اهداف و مصالح نظام و کشور، غربزدگی مزمن خواهد بود.
سرلشکر جعفری برجام را نسخهی حداقلی احقاق حق مردم ایران دانست و اظهار کرد: برجام هرگز به عنوان یک سند افتخار تلقی نشده و نخواهد شد. هرچند مقاومت هستهای ملت ایران که دشمن را مجبور به تغییر استراتژی ساخت، یک افتخار بود اما این مقاومت با بخشی از نتیجه آن که برجام بود متفاوت است.
وی تصریح کرد: برجام یک نسخهی دیپلماسی است که با فرجام نامعینی که بخش اعظم آن تعهدات دشمن بدعهد و کینه توز است، نمیتواند مدل رفتار حاکمیتی نظام در موضوعات دیگر قلمداد شود.
سرلشکر جعفری در تشریح عوامل و عناصر اصلی تأثیر گذار در مقاومت هستهای ایران اسلامی گفت: مقاومت هستهای مربوط به شجاعت انقلابی رهبری عزیز در هدایت انقلاب و مواجهه با تهدید نظام سلطه، مجاهدت علمی دانشمندان در آزمایشگاهها و تأسیسات هستهای، صبر انقلابی مردم، ایستادگی برابر تحریمها و بالاخره مربوط به پیوند ناگسستنی مردم و رهبری است.
وی با اشاره به برخی زمزمهها و تلاشها در مطرح ساختن سریال برجامها تصریح کرد: در سالهای دور و نزدیک، ما هرگز به برجامهای دیگر فکر نمیکنیم و به غلبه بر دشمن و خاموش کردن صداهای تهدیدآمیز آنان و ایستادگی روی اصول و ارزشهای انقلابی مان میاندیشیم.
فرمانده کل سپاه تأکید کرد: مردم ما با اکراه این برجام را پذیرفتند مگر این برجام تاکنون چه نتایجی برای مردم داشته که برجامهای دیگری را بپذیریم؟ مردم ما، روحیه و تفکر انقلابی را هرگز با روحیه و تفکر انفعالی عوض نمیکنند، اگر این گونه بود این قدر شهید نمیدادیم، در حالی که هنوز کاروان شهداء در راه است و نوای آنان هر روز شنیده میشود.
سرلشکر جعفری در واکنش به مواضع و اظهارات اخیر دولتمردان آمریکایی در موضوع موشکی کشور نیز گفت: سالهاست ما با فرض جنگ گسترده با آمریکا و متحدینش قدرت ساختهایم و همهی ظرفیتها و توانمندی خود را برای پیروزیهای قاطع در برابر چنین دشمنانی گسترش دادهایم. ما قبل از آن که برای گزینههای سیاسی و دیپلماتیک آماده باشیم برای گزینهی نظامی آماده شدهایم.
فرمانده کل سپاه تأکید کرد:ما از جنگ استقبال نمیکنیم، اما به گزینهی نظامی اگر پیش آید، مانند هشت سال دفاع مقدس به عنوان یک فرصت نگاه میکنیم و آمریکا هم مثل گذشته هیچ غلطی نمیتواند بکند.
وی با اشاره به دستاوردها و توانمندیهای موشکی سپاه و تأکید بر ادامه مسیر توسعه آن تصریح کرد:موشکهایمان که دقیقتر و ویرانگرتر شدهاند بیش از پیش تکثیر خواهند شد و موضع آمریکاییها انفعالی و ناشی از شدت وحشتی است که از توان و آمادگیهای موشکی سپاه پیدا کردهاند لذا دشمنان باید در این وحشت بمانند و دست و پا زدنهای بیشتر، آنها را سریعتر در باتلاق خود ساخته شان فرو خواهد برد.
فرمانده کل سپاه در ادامه پیرامون نگاه و رفتار سپاه در قبال اقدامات اخیر برخی از کشورهای عربی درشورای همکاری خلیج فارس گفت: رژیمهایی نظیر عربستان، بحرین و مانند آنها، مظهر عقب ماندگی سیاسی مدرن هستند و سپاه برای پاسخ به گستاخیها و رفتار سفیهانهی آنها، که ناشی از تکیه به قدرت آمریکاست با طراحی و برنامهریزی، آمادگیهای لازم را ایجاد کرده و منتظر دستور می باشد.
وی تصریح کرد: امروز رفتار ذلیلانه حکام برخی از کشورهای عربی در حمایت از اسرائیل و قتل عام مردم بیگناه یمن و فلسطین توسط حکام آل سعود، آبرو و عزت امت عربی را در معرض خطر قرار داده است، در عین حال مطمئن هستیم مردمان سرزمینهای عربی بزودی تیغ های انتقام را برخواهند کشید.
سرلشکر جعفری با تأکید بر اینکه "ما همچنان از بقای نظام سوریه و حاکمیت و یکپارچگی سرزمینی آن حمایت می کنیم و هرگز اجازه تجزیه هیچ یک از سرزمینهای اسلامی را نخواهیم داد" گفت: ما تجزیه را یک راهبرد انگلیسی، آمریکایی و صهیونیستی میدانیم، لذا هرگز اجازه تضعیف ملتهای مسلمان را نداده و از فلسطین نیز همانند گذشته با همهی توان و قدرتمان دفاع خواهیم کرد.
فرمانده کل سپاه محافظت از آرامش و امنیت لبنان را امری مهم توصیف و خاطرنشان کرد:ما از زیباترین واقعیت شرق مدیترانه یعنی حزب الله لبنان با جان و دل حمایت و دفاع خواهیم کرد و مطمئن هستیم مسلمانان و آزادگان جهان واکنش قدرتمندی به تروریست نامیدن حزب الله - این فخر دنیای اسلام و عرب - به رژیمهای عربی در آستانهی زوال داده و آنها پیامد رفتار جاهلانهی خود را دریافت خواهند کرد.
سرلشکر جعفری تصریح کرد: ما مردم فلسطین و یمن را تنها نخواهیم گذاشت و شمشیر انصار الله به یاری خدای بزرگ برندهتر خواهد شد.
فرمانده کل سپاه در بخش دیگری از سخنان خود با ارزیابی روند اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی در کشور و مسئولیت نهادها و دستگاهها در این عرصه گفت: ارزیابیها نشان میدهد حرکت نهادهای مسئول و دستگاههای اجرایی برای تحقق اقتصاد مقاومتی ضعیف و غیرقابل قبول بوده و نیازمند جهشهای جدی در این عرصه میباشند.
وی با بیان اینکه "مجلس و دولت در عرصه حل مشکلات معیشتی از طریق محقق نمودن اقتصاد مقاومتی به مردم و انقلاب بدهکارند" تأکید کرد: سپاه همهی توان و ظرفیتهای ممکن را برای مشارکت در اقتصاد مقاومتی در اختیار دولت قرار داده و خواهد داد. ما مشکلات اقتصادی مردم را درک میکنیم. لذا همکاری با دولت در این عرصه را یکی از اولویتهای اصلی سپاه و بسیج میدانیم.
فرمانده کل سپاه خاطرنشان کرد: ما مطمئن هستیم با کنار گذاردن اقتصاد عاریتی و تکوین اقتصاد مقاومتی بخش اعظم نقشههای آمریکا برای نفوذ در کشور ابتر و میرا خواهد ماند.
سرلشکر جعفری با تأکید بر اینکه سرنوشت جمهوری اسلامی ایران با اقتصاد مقاومتی گره خورده افزود:متأسفیم بیش از دو سال از فرمان و تأکید مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) بر اجرایی شدن سیاستهای اقتصاد مقاومتی میگذرد و هنوز اقدام عمده و اساسی ای در این رابطه صورت نگرفته است.
وی گفت: گویی هنوز اصول، شاخصهها و مؤلفههای اصلی اقتصاد مقاومتی برای دست اندرکاران اقتصاد کشور، جا نیفتاده و همچنان همه دستگاهها به روشهای سنتی اقتصادی غلط گذشته که در شرایط جنگ اقتصادی اصلاً جواب نمیدهد، عادت کردهاند .
سرلشکر جعفری در پایان بیان داشت: در سال اقدام و عمل اقتصاد مقاومتی، ابتدا بایستی ابعاد و مؤلفههای آن درست فهم شود و سپس برای اجرا، برنامهریزیهای جدی و واقعی صورت گیرد تا به یاری خدای بزرگ مردم نجیب و انقلابی ما بتوانند از تحریمها و فشارهای خصمانهی اقتصاد دشمنان، به سلامت عبور کنند.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی؛ روند تبدیل شدن ایران از یک کشور تولیدکننده فناوری و صاحب سرمایه انسانی کارآمد و نخبه در صنایع فضایی و هستهای به «خرید کنندهای بیهنر» مشابه بعضی از کشورهای عربی منطقه که البته با برپایی جشن و سرور مسئولان دولتی همراه بوده است، متاسفانه شرایط نامساعدی را برای متخصصین و فناوران جوان هستهای کشور ایجاد کرده است.
به گزارش رجانیوز؛ پیگیری این روند که پیش از این در صنعت فضایی سبب شده بود تا بخشی از دانشمندان فضایی ایران هم اکنون پس از برچیدن بخش اعظم ساختار فضایی، در اروپا و آمریکا جذب شده و یا بخشی دیگر نیز به واسطه فشارهای وارده «بیکار» شده و بعضا در مشاغل غیرمرتبط به جهت گذران زندگی مشغول شوند.
در همین حال، سازمان انرژی اتمی نیز به بیش از هزار نفر از دانشمندان هستهای (بخشهای گداخت، لیزر و ...) نامه اخطار جهت تسویه حساب و اخراج به علت تعطیلی مراکز هستهای پس از اجرای برجام، داده است. روند مذکور در حالی صورت میگیرد که ریاست سازمان انرژی اتمی به منظور جلوگیری از تبعات رسانهای این موضوع و پخش رفتار ضدعلمی دولت یازدهم با نخبگان و دانشمندان هستهای کشورمان، از عبارت «اخراج» در نامه اخطار ارسال شده استفاده نکرده است.
پیش از این جمعی از دانشمندان هستهای کشورمان به روزنامه کیهان اعلام داشتند: پس از سر باز زدن از ترک محیط کار خود به واسطه ارسال چند باره نامه اخطار تسویه حساب و تحمل ماهها قطع حقوق، با فشار روانی شدیدی از جانب نهادهای زیرمجموعه سازمان علی اکبر صالحی مواجه شدهاند.
نامه جمعی از متخصصین بخش های پژوهشی صنعت هسته ای کشورمان در واکنش به تعدیلها که در اختیار پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز قرار گرفته است را از نظر می گذرانیم:
پژوهشگاه علوم و فنون هستهای وابسته به سازمان انرژی اتمی در سال 85 تأسیس شد. این مجموعه ظاهراً با اهداف علمی و پژوهشی بنا شده است. پس از سال 81 که پرونده هستهای ایران در رابطه با غنیسازی در آژانس مطرح شد و به دنبال آن تعلیق داوطلبانه غنیسازی از طرف ایران اعلام شد؛ سیاستهای کلان اقتضا میکرد که فعالیتهای سازمان را در قالب تحقیق و پژوهش معرفی کنند تا پاسخی برای جامعه جهانی داشته باشند و بتوانند پرونده هستهای ایران را که با اتهام ساخت سلاح¬های هسته¬ای مطرح شده بود، در قالب یک مجموعه پژوهشی و به دور از این اتهامات معرفی کنند.
به دنبال این تصمیمات و شکلگیری پژوهشگاه، بدنه اصلی نیروهای علمی رسمی و غیر رسمی سازمان انرژی اتمی زیر پرچم پژوهشگاه رفت. از آن زمان با نوسانات پرونده هستهای و با هدفهای سیاسی ، تصمیمات مقطعی و لحظهای زیادی در رابطه با فعالیتهای پژوهشگاه صورت گرفته است که به دنبال آن بخش زیادی از نیروهای تحصیل کرده جوان با تخصصهای مختلف وارد بدنه پژوهشگاه شدند. به طور مثال 100 نفر از افراد نخبه در طرح ملی «گداخت» جذب این مجموعه شدند که اکثراً از دانشجویان ممتاز دانشگاه های مختلف بوده اند .
عموما نیروهایی که در این زمان وارد سیستم پژوهشگاه شدند به صورت نیروهای پروژه ای و کار مشخص خدمت میکردند. این افراد براساس قوانین داخلی پژوهشگاه حقوق و مزایا دریافت میکردند. به طوری که نیروهای پروژه ای تمام وقت حتی بیمه هم نمی شدند. اما در این مدت فعالیت و پروژه ها تقریباً فعال تر بودند.
پس از انتصاب آقای دکتر عباسی شرایط به گونه ای رقم خورد که نیروهای پروژه ای و قراردادی در پژوهشگاه در پروژههای پژوهشگاه کار میکردند اما با قراردادهای صوری با شرکت های تابع سازمان ، حقوق دریافت میکردند. با حضور مجدد آقای دکتر صالحی در سال 92 پژوهشگاه تصمیم گرفت، همه این نیروها را با یک شرایط یکپارچه سازماندهی کند. به دنبال آن کارشناس و تکنسین ها بر اساس سوابق پژوهشی ، مشابه افراد هیأت علمی رتبهبندی و تحت قالب نیروهای قرارداد موقت فعالیت کنند.
بعد از رتبه بندی کارشناسان زمزمههایی به گوش میرسید که بدنه پژوهشگاه بسیار بزرگ شده و بودجه کافی برای تأمین هزینههای این نیروها بیشتر از بودجه اصلی پژوهشگاه است. کم کم در سال 93 پژوهشگاه دیگر پروژههای خیلی جدی و کلان نداشت تا اینکه در اردیبهشت 94 رئیس پژوهشگاه طی یک اطلاعرسانی عمومی داخل پژوهشگاه اعلام کرد که به دلیل کسری بودجه پژوهشگاه تا اطلاع ثانوی حقوق و مزایای کارکنان قرارداد موقت داده نخواهد شد.

نامه اطلاع¬رسانی کسری بودجه از طرف رئیس وقت پژوهشگاه ، آقای دکتر قنادی مراغه
این موضوع در برخی سایتهای خبری اعلام شد و به دلیل شرایط نامساعد سیاسی که در کشور اوج مذاکرات هستهای درگیر بود بایکوت خبری شد و به صورت مقطعی از طرف رییس سازمان آقای دکتر صالحی حل شد.
اما مشکل کسر بودجه پژوهشگاه لاینحل باقی ماند. نهایتاً در شهریور 94 برای تعداد حدود 100 نفر از کارشناسان ارشد قرارداد موقت اتمام قرارداد زده شد. اکثر این کارشناسان افرادی بودند که در رشته های فیزیک هسته ای، مهندسی هسته ای ،برق ، شیمی، مکانیک و ... در پروژه های کلان پژوهشگاه تا آن زمان فعالیت داشتند.

نامه اخراج تعدادی از نیروهای پژوهشگاه در فاز اول در شهریور ماه 94
این مسئله از نظر زمانی با تصمیمگیری مجلس درباره برجام مصادف شده بود. در همان زمان که یکی از سؤالات اصلی کارشناسان و نمایندگان مجلس از هیأت مذاکره کننده این بود که اگر برجام را بپذیریم با این همه محدودیتهایی که در برجام وجود دارد چقدر نیروهای سازمان انرژی اتمی بیکار میشوند که در یک مورد آقای عراقچی با حالتی فرمودند که شما خیال میکنید ما کنار هر یک از سانتریفیوژها یک نفر قرار دادهایم که با اجرای برجام و غیرفعال شدن 19000 سانتریفیوژ همین تعداد نیرو بیکار میشود؟! ( جلسه کمیسیون برجام در مجلس 9 شهریور 94 ). نهایتاً بنا به اهداف سیاسی و حساسیت موضوع در آن شرایط که ممکن بود با واکنشهای جدی برخی نمایندگان مجلس و افکار عمومی مواجه شود دوباره این مساله به صورت مقطعی متوقف شد اما حل نشده باقی ماند. با جابجایی این افراد بخشهای مختلف پژوهشگاه و سازمان دوباره به محیط کار برگشتند.
در راستای هدف کوچک سازی پژوهشگاه و کسری بودجه از ریاست وقت پژوهشگاه (آقای دکتر قنادی ) خواسته شده بود بخش زیادی از این نیروها را تعدیل کنند که با مقاومت جدی ایشان مواجه شده بود که نهایتاً ایشان مجبور به استعفا شدند و تحت حکمی در 7 مهرماه با استعفاء ایشان موافقت شد و برای اینکه ایشان از پایگذاران پروژه غنی سازی اورانیوم بودند و برکناری ایشان ممکن بود سوال برانگیز باشد ایشان به سمت قائممقام آقای دکتر صالحی معرفی شدند و فرد دیگری به نام آقای دکتر خلفی را در پست ریاست پژوهشگاه قرار دادند. به امید آنکه بتوانند موانع تعدیل نیرو را بردارند و این هدف محقق شود.
به نظر می رسید این انتصاب ها اینقدر در سازمان انرژی اتمی کلیدی محسوب می شد که علی رغم عادت غیر متعارف که اخبار داخلی سازمان رسانه ای نمی شد، این مساله در بیشتر سایت های خبری منتشر شد.
پس از عزل آقای دکتر قنادی تعدیل نیروها به طور جدی رقم خورد و تعداد 80 نیروی پروژه ای پژوهشگاه در آبانماه 94 بدون دادن حقوق و مزایای سه ماه آخر کاری آنها اتمام همکاری خوردند. همچنین در تاریخ 18 بهمن ماه 94 تحت حکمی اتمام همکاری نیروهای متخصص قرارداد موقت پژوهشگاه تا پایان سال 94 به تعدادی از این افراد ابلاغ شد . بنا به این حکم افراد ظرف مدت 20 تا یک هفته می توانند در سایر بخش های سازمان کاریابی انجام دهند و سپس از اول اسفند اقدام به تصویه حساب با سازمان بدون پرداخت هیچ گونه حقوق و مزایایی و سنوات. این در حالی است که مسئولین خود بهتر می دانند که در این فاصله زمانی کوتاه و در این موقع از سال کجا نیرو خواهد گرفت ؟! این حکم در حالی داده شده است که حق جذب نیرو تقریباً در سازمان و شرکت های وابسته به سازمان بسته است. اگرچه در متن این حکم اخراج آورده نشده اما با توجه به شرایط موجود همان مفهموم را بدنبال دارد.

نامه اخراج تعدادی از نیروهای پژوهشگاه در فازسوم در بهمن ماه 94
در فاز سوم تعدیل نیرو تا این زمان حدود 200 نفر از افراد متخصص و علمی پژوهشگاه این نامه را دریافت کردهاند و بنا به گفته برخی از مدیران، این تعداد تا حدود 600 یا 1000 نفر خواهد رسید. به نظر می رسد برای اینکه این مساله به عنوان نکات منفی پسابرجام مطرح و رسانه ای نشود سازمان تصمیم دارد این فرآیند را در چند مرحله انجام دهد همانطور که تاکنون برخورد کرده است. پس از دادن حکم تعدیل این 200 نفر، گروهی از کارکنان سازمان اعم از قرارداد موقت و غیره نسبت به این عملکرد معترض شدند. این افراد ابتدا خدمت رئیس پژوهشگاه، آقای دکتر خلفی رسیدند و به دلیل عدم حضورشان با معاون ایشان صحبت کردند. اما آنجا جواب قانع کنندهای دریافت نکردند و به سمت ساختمان دفتر آقای دکتر صالحی رفتند، اما ظاهراً ایشان هم نبودند. یکی از مسئولین دفتر ایشان حاضر شدند و باز نماینده معترضین مطالبی را مطرح کردند ولی پاسخ قانع کنندهای دریافت نکردند.
از همه جالب تر آنکه تمام این موضوعات زمانی اتفاق میافتد که آقای دکتر صالحی در رسانه ملی کشور در 20 فروردین 94 اعلام میکنند که برای راه اندازی دو نیروگاه جدید بوشهر 10 میلیارد دلار بودجه باید صرف کرد که به دنبال این نکته نیروهای تهران که هیچ، نیروهای اصفهان که هیچ، ما نیرو کم هم داریم و باید برای راهاندازی نیروگاههای جدید بوشهر نیرو بگیریم و مشابه همین کلام را در تاریخ 19 بهمن هم میگویند و فردای همان روز برگه تعدیل 200 نفر از متخصصین پژوهشگاه را میدهند. این سخنان و عملکردهای ضد و نقیض آنهم از جانب ریاست سازمان انرژی اتمی پرسنل جوان و متخصص این مجموعه را دچار چالش جدی کرده است.
آیا کسی نیست بپرسد چقدر بودجه تا کنون صرف شده و این تعداد افراد متخصص تربیت شده اند و مدتی در سازمان تجربه هم کسب کرده اند و بعنوان سرمایه های مجموعه محسوب می شوند باید اخراج شوند؟!
آیا می توان مفهوم اقتصادمقاومتی که از مباحث کلیدی و مهم فرمایشات مقام معظم رهبری است ، در این عملکردهای ناپخته دنبال کرد ؟
همه این اقدامات در حالی صورت گرفته که رهبر معظم انقلاب در سخنرانیهای خود راجع به برجام همواره تأکید داشتند که در زمینه فناوری هستهای آنچه نباید متوقف شود، تحقیق و پژوهش است و از موارد مشروط برجام بوده است. اما اقدامی که در سازمان انرژی اتمی و تعدادی دیگر از مراکز تحقیقاتی صورت گرفته، دقیقاً تعطیلی و تعدیل نیرو در بخشهای پژوهشی است.
من الله توفیق
جمعی از متخصصین صنعت هسته ای
اسفند 1394

به گزارش صدای دانشجو، محمد اخباری رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، دانشگاه جامع علمیکاربردی را یک دانشگاه نسل سوم و بزرگترین دانشگاه نظام مهارتی کشور برشمرد و گفت: دورههای دانشگاه جامع علمی کاربردی براساس نیاز روز بازار کار برگزار میشود به طوریکه ما رشتهها را بر مبنای آنالیز شغلی تدوین میکنیم.
به گفته وی، تاکنون 800 رشته در این دانشگاه بر مبنای آنالیز شغلی تدوین شده است و هر رشته 4 شغل را پوشش میدهد.
اخباری با اشاره به تصویب سند راهبردی دانشگاه جامع علمی کاربردی در سال 94 توسط هیات امنای این دانشگاه گفت: تصویب این سند به دانشگاه کمک میکند در جهت پیشبرد اهداف خود قدم بردارد.
رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی با بیان اینکه ارزیابی مدرسان دانشگاه نیز از سال گذشته آغاز شده است، اظهار داشت: مدرسان این دانشگاه از نظر صلاحیت عمومی و تدریس مورد ارزیابی قرار میگیرند و اگر مدرسانی صلاحیت لازم را نداشته باشند کد مدرسی آنها غیرفعال میشود.
وی افزود: افرادی که کد مدرسی آنها فعال است باید در دورههای مهارتی و آزمون شرکت کنند و چنانچه نتوانند نمره لازم را کسب کنند کد آنها نیز غیرفعال میشود.
اخباری پیرامون رتبهبندی واحدهای دانشگاه جامع علمی کاربردی نیز گفت: مرحله خودآزمایی رتبهبندی واحدهای دانشگاه جامع علمی کاربردی به پایان رسیده و اکنون در اواخر مرحله راستی آزمایی این واحدها قرار داریم.
وی با اشاره به چگونگی رتبهبندی واحدها گفت: برای رتبه بندی واحدهای دانشگاه جامع علمی کاربردی 225 شاخص تعیین شده است که هر شاخص دارای وزن مشخصی است به طوریکه پس از انجام راستی آزمایی به هر شاخص توسط نرم افزار وزن داده شده و رتبه بندی واحد براساس آن انجام میشود.
وی گفت: نتایج رتبهبندی واحدها تا اواخر فروردین ماه اعلام و پذیرش مهرماه این دانشگاه براساس نتایج رتبه بندی انجام میشود.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، حجتالاسلام نبوی مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه پیامنور استان تهران در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، با اشاره به مطرح شدن شعار سال توسط مقام معظم رهبری و همچنین سخنان معظمله در ابتدای سال، گفت: « اقتصاد مقامتی، اقدام و عمل» شعاری است که رهبر معظم انقلاب برای سال 95 انتخاباب کردند که در همین راستا همه مسئولان باید برای تحقق اقتصاد مقاومتی تمام تلاش خود را به کار گیرند.
وی در ادامه با اشاره به نگرانیهای مقام معظم رهبری در رابطه با برجام، افزود: برجام بیشتر از اینکه سودی برای مردم ایران داشته باشد سودش برای غربیها و اروپاییها بود، این توافق تاکنون که فقط روی کاغذ بوده و مردم در عمل چیزی از وعدههایی که مسئولان برای بعد از برجام میدادند را حس نکردند.
نبوی ادامه داد: متاسفانه مسئولان ما در رابطه با برجام با مردم شفاف نبودند و با صداقت صحبت نکردند. مردم ما در این انقلاب نشان دادهاند که شفافیت و صداقت میخواهند و اگر چنین چیزی باشد در صحنه حاضر هستند. که نمونه آن را در برگزاری انتخابات و در راهپیماییهای مختلف مشاهده میکنید.
مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه پیامنور استان تهران گفت: دلیل اینکه مقام معظم رهبری میفرمایند نحوه اجرای برجام به این گونه خسارت محض است به دلیل عدم صداقت مسئولین در این موضوع و به دلیل روی کاغذ ماندن و عملی نشدن وعدهها و تعهدات طرف مقابل است.
وی با اشاره موضع انفعالی دستگاه دیپلماسی در برابر بدعهدیهای طرف غربی، تاکید کرد: مسئولین ما باید با شجاعت حرف بزنند. ما انقلاب کردهایم و خون امام حسین(ع) باید در رگهای ما جاری باشد. رهبری انقلاب میخواهند انقلابی بودن در مردم و بهخصوص جوانها حفظ شود و ما در کلام رهبری حماسه و انقلابی بودن را مشاهده می کنیم اما متاسفانه معمولا این موضوع در کلام و رفتار برخی از مسئولین دیده نمیشود. متاسفانه به نظر میآید یک نوع خوف و ترس در برخی از مسئولین فعلی کشور وجود دارد.
نبوی در ادامه با اشاره به ادعای جدید اوباما در مورد عدم عمل ایران به روح توافق برجام، گفت: ایران به تعهدات خود بصورت کامل عمل کرده و آنها در حال اتهام زنی هستند. منظور آمریکا این است که اسلام و انقلاب ما نباشد و آنها به مرور همانطوری که حضرت آقا پیش بینی کرده بودند به سراغ مسائل دیگر از جمله مسائل موشکی و مسائل اصل انقلاب میآیند.
وی در خاتمه گفت: چیزی که آمریکاییها میخواهند این است که مانند زمان پهلوی هرکاری خواستند در این کشور انجام بدهند و هیمنه انقلابی را از مردم ما بگیرند. ایران در عمل به تعهدات خود سنگ تمام گذاشت به حدی که اگر بخواهیم مجدد تاسیسات هستهای خود را بنا کنیم زمان زیادی از ما میگیرد اما متاسفانه غربیها به تعهدات خود عمل نکردند حالا طلبکار هم شدهاند.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای انشجو، مجتبی خسروی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صداوسیما در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس با اشاره به تأکیدات مقام معظم رهبری بر لزوم عمل به اقتصاد مقاومتی، اظهار داشت: دولت باید تمام تلاش و اهتمام خود را برای خیزش عمومی مردم در اجرای اقتصاد مقاومتی بسیج کند.
وی افزود: در راستای اجرای اقتصاد مقاومتی اقدامات فردی راه به جایی نخواهد برد. متأسفانه حرکت جدی نیز در این رابطه از دولتمردان مشاهده نشده است.
این فعال دانشجویی در ادامه تصریح کرد: اینکه تمام دغدغه دولت این باشد که نفت بفروشد و با پول آن به واردات کالاهای لوکس بپردازد، قابل قبول نیست. این روش ادامه همان روشهای گذشته است که راه علاجی برای اقتصاد بیمار کشور نخواهد بود. جبران ضعفها با فروش نفت فایدهای به اقتصاد کشور نخواهد رساند.
خسروی با بیان اینکه از ابتدا هم قرار نبود برجام گرهی از مشکلات اقتصادی کشور باز کند، گفت: در خصوص برجام مشاهده میکنیم که جمهوری اسلامی تمام تعهدات خود را انجام داده است اما طرف مقابل که آمریکا باشد، خیر. در عین اینکه دائما در حال طراحی توطئه و کارشکنی است.
مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صداوسیما اضافه کرد: در این وضعیت مشاهده میکنیم که برخی به دنبال بزک کردن رفتار آمریکا هستند و خوشبینی نسبت به آمریکا را ترویج میکنند. ادامه این مسیر جز نابودی پایه های اقتدار کشور، نتیجه دیگری نخواهد داشت.
وی در پایان خاطرنشان کرد: برجام نشان داد مذاکره با آمریکا یعنی ما باید تمام تعهدات خود را انجام دهیم اما طرف مقابل با هزار خدعه و نیرنگ و تقلب از انجام تعهدات خود سرباز می زند که این وضعیت یعنی خسارت محض. در این فضا سخن گفتن از برجام 2 و 3 نشانه کمخردی در حوزه سیاسی است.
انتهای پیام/م

سید مسعود حسنی در گفتگو با صدای دانشجو گفت: فناوری هسته ای جزء حقوق ثابت شده برای هر کشور و ملتی می باشد و شک و گمان بر اینکه هر کشوری که از همچون فناوری برخوردار است حتما در فکر ساخت بمب هسته ای می باشد فکر بسیار ابلهانه ایست زیرا بر هیچکس پوشیده نیست که سلاح های هسته چیزی جز خرابی و ویرانی به بار نمی آورد.
حسنی گفت: با دانستن این نکته به خوبی متوجه می شویم که مذاکره با کسانی که خود دارای این سلاح ها می باشند و تجربه استفاده از آن علیه مردم غیر نظامی را دارند کاری بسیار اشتباه است.
وی گفت: حالا مذاکره انجام شده، خطوط قرمز رهبری و نظام زیر پا گذاشته شده و بسیاری دروغ های دیگر گفته شده، قلب یکی از بزرگترین راکتور های کشور با بتن پر شده است و یکی از مهم ترین مراکز تحقیقاتی هسته ای (فردو) تعطیل شده است.
حسنی گفت: از آن طرف، طرف های مذاکره کننده که قول رفع تحریم ها را داده بودند به هیچکدام از تعهد های خود عمل نکرده و در صدد افزودن به تعداد تحریم ها هستند.
وی گفت: رئیس محترم دولت یازدهم هم به همراه تیم مذاکره کننده با حمله به منتقدین این سند اجازه هیچ نقدی را نمی دهند و برجام را یکی از دستاورد های بزرگ انقلاب می داند.
حسنی گفت: سند برجام از ابتدا یک شکست بزرگ بود، اما امتحان آن برای ملت ایران لازم بود، شکست بود چون باید بدانیم که مصامحه با استکبار همیشه شکست و سرافکندگی را به دنبال خواهد داشت، اما نکته ای که در این جا قابل تامل است این است که چرا حسن روحانی به همراه هیئت دولت نمی خواهند با وجود تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری (حفظه الله) مبنی بر عدم اعتماد به شیطان بزرگ باز هم به دنبال مذاکره هستند و هنوز برجام هسته ای آن ها نتیجه نگرفته حرف از برجام دو و سه می زنند؟
وی گفت: پاسخ این است که حسن روحانی هیچ برنامه ای برای اداره مناسب کشور ندارد و تنها چشم او دنبال مذاکره با طرف های غربی است و هیچ نگاهی به توان های داخلی ندارد. این دولت از ابتدا بدون ارائه برنامه مناسب برای اصلاح وضعیت اقتصادی و عدم اجرای اقتصاد مقاومتی تنها به دنبال تامین کشور از راه های خارج از کشور است.
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو مهدی صلواتی در گفتوگو با خبرنگار فارس در همدان، از ثبت نام مراسم معنوی اعتکاف از 28 تا 31 فروردین ماه در همدان خبر داد و اظهار کرد: ثبت نام در مسجد جامع انجام میشود و هزینه آن مانند سال قبل 400 هزار ریال است.
وی با بیان اینکه 117 مسجد در سطح استان برای مراسم اعتکاف همدان در نظر گرفته شده است، بیان کرد: در شهرستان همدان 15 مسجد از جمله مسجد جامع، مسجد دانشگاه بوعلی، مسجد شهرک مدرس، مسجد نظربیگ، مسجد شهر مریانج، مسجد امام خمینی (ره) و مسجد امام حسین (ع) در شهرک مدنی و مسجد بنیفاطمه در شهرک بهشتی در نظر گرفته است.
مسئول ستاد اعتکاف استان همدان افزود: مساجد شهرهای جورقان و قهاوند و روستاهای عبدالرحیم، کوزره، هیزج، دیزج و یکنآباد نیز برای برپایی مراسم اعتکاف آماده هستند.
وی تصریح کرد: پیشبینی میشود 18 هزار نفر در مراسم معنوی اعتکاف ایامالبیض ماه رجب حضور یابند در حالی که سال گذشته 15 هزار نفر شرکت کردند.
صلواتی با ابراز گلایه از میراث فرهنگی در عدم آمادهسازی مسجد جامع اظهار کرد: از سال قبل داربستهایی برای مرمت و ایمنسازی گنبد و طاق صحن جلالی مسجد جامع نصب شده که بعد از یک سال هنوز آماده نشده است.
وی بیان کرد: آماده نشدن مسجد جامع، از هزار نفر از معتکفان این مسجد کاسته است در حالی که بیشتر متقاضیان تمایل به اعتکاف در این مسجد دارند.
مسئول ستاد اعتکاف استان همدان با بیان اینکه تاکنون از سوی هیچ نهادی کمکی به ستاد اعتکاف نشده است، گفت: در روستاها مبلغ ثبت نامی اعتکاف کمتر است زیرا اهالی روستا خود در تأمین برخی اقلام مشارکت دارند.
وی به برنامههای ایامالبیض اشاره کرد و گفت: محافل انس با قرآن، مراسم عصر با شهدا و عصری با علما، مراسم میلاد حضرت علی (ع)، مراسم اعمال امداوود، ختم قرآن و ذکر صلوات، برگزاری مسابقه فرهنگی، برپایی غرفه علما و شهدا، طرح مباحثی چون اقتصاد مقاومتی، مهدویت، فرقهشناسی، ولایت فقیه و تاریخ اسلام از جمله این برنامههاست.
صلواتی با تأکید بر اینکه اداره تبلیغات اسلامی در حمایت از مبلغان و بهرهگیری در مراسم اعتکاف نقش دارد، گفت: اساتید حوزه و دانشگاه نیز دعوت شدند تا در مراسم اعتکاف برنامههایی را داشته باشند اما این برنامهها طوری است که به عزلتنشینی معتکف خللی وارد نکند.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، سید مهدی هاشمی،رییس کمیسیون عمران در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در خصوص خرید هواپیمای فلایت چک از سوی شرکت فرودگاه های کشور و عدم استفاده از آن به خاطر نقص مدارک هنگام خرید اظهار داشت: موضوع خرید این هواپیما و حاشیه های ایجاد شده برای آن به اطلاع نمایندگان مجلس رسیده است و کمیسیون عمران پیگیری های لازم جهت دریافت گزارش آن را داشته است.
وی افزود: در صورت تهیه این گزارش از سوی کمیسیون عمران قطعاً نه تنها به موضوع نحوه خرید و مبلغ آن بلکه به تمامی مسائل مربوط به این خرید پرداخته میشود و بررسی های لازم انجام خواهد گرفت.
عضو کمیسیون عمران خاطرنشان کرد: این موضوع قطعاً از سوی کمیسیون عمران در حال پیگیری است و به محض دریافت نتایج حاصل از این پرونده، به اطلاع عموم خواهد رسید.
پیش از این دانا اخبار مختلفی در خصوص خرید فلایت چک ها منتشر کرده بود.
انتهای پیام/م

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سفیرافلاک؛ استعمار و دولتهای استعماری از دیرباز، بنابر بر هویت استعمارگرانه و خودخواهانه خود، همواره در پی سرکوب کردن پیشرفتهای علمی سایر ملل بوده اند؛ تا بازار فروش محصولات و جولان تکنولوژی و در پی آن صدور خرده فرهنگهای خود را از دست ندهند و به آرامی و زیرپوستی، بنای فروپاشی هویت اقوام و ملل را تحت عناوینی نظیر دهکده جهانی، ذیل نامها و القاب خودساخته بگذارند.
یکی از مصادیق پیشرفت در جامعه امروزی، دستیابی کشورها به علم و صنعت امروزی است. بی تردید علمی که بیشترین نقش را در برتری دادن ملتی بر سایر ملل داشته باشد و ضمن صرف کمترین هزینه، بیشترین بازدهی را به ارمغان بیاورد و از منابع تجدیدپذیر باشد، مد نظر همه جوامع خواهد.
امروزه نگاه جامعه جهانی به علم هسته ای و دستاوردهای هسته ای است. دشمنی استعمارگران و اصرارشان بر عدم دستیابی ملل به این علم می تواند از دلایل متقنی باشد که می شود با تکیه بر آن، نقش این علم را در سیطره بخشیدن کشورهای هسته ای بر سایر جوامع تبیین کرد. جهت روشن شدن مطلب، با مروری فهرستوار بر مخالفتها و کارشکنیهای کشورهای استعمارگر، در راستای شکل گیری و تثبیت این دستاورد از سال 1335 تا آذر1386در ایران می پردازیم. در اینجا کارشکنی آمریکایی ها و بدقولیهایشان قابل رویت است.
پس از این که در سال 1335 اولین قدم در زمینه علوم و فن آوری هسته ای در ایران، در این سال اتفاق افتاد. مرکزی تحت عنوان «مرکز اتمی دانشگاه تهران» برای آموزش و پژوهش هسته ای در کشور پایه گذاری شد. در سال 1337 ساخت یک رآکتور اتمی، در دستور کار دولت وقت قرار گرفت.
عملیات ساختمانی رآکتور دانشگاه تهران، از سوی آمریکایی ها در سال1340 آغاز شد. قرارداد میان دانشگاه تهران و کمپانی A.M.F، بسته شد که تمامی عملیات نصب ماشین آلات و وسایل کنترل رآکتور، به عهده این کمپانی و تمامی کارهای ساختمانیِ بنای رآکتور، به عهده مقاطعه کاران ایرانی بود.
در واپسین لحظه های قرارداد، یعنی نصب دستگاه های کنترل رآکتور و همچنین سیستم های تصفیه آب استخر و ماشین آلات تهویه، از ورود کارشناسان ایرانی به محوطه کارگاه جلوگیری به عمل آمد.
قضیه ادامه داشت تا روزی که عملیات نصب ماشین آلات رآکتور پایان پذیرفت و آماده تحویل به مرکز اتمی شد. در این زمان بود که کارشناسان کمپانی A.M.F که برای نصب رآکتور در تهران بودند، بدون دادن کوچک ترین آموزش به کارشناسان مرکز، به کلی خود را کنار کشیدند. آنها امید داشتند که از ناتوانی علمی و فنی کارشناسان مرکز سود جویند و امضای قرارداد دیگری را برای اداره موقت امور رآکتور بر ایران تحمیل کنند.
رآکتور تهران به عنوان نخستین رآکتور اتمی ایران که بیشتر کاربرد آزمایشگاهی و تحقیقاتی داشت، در آبان 1346 مورد بهره برداری قرار گرفت. ظرفیت این رآکتور، پنج مگاوات بود و با سوخت اورانیوم غنی شده 93 درصد که تا سال 1357 از سوی امریکا تأمین می شد، کار می کرد. گروهی کوچک، ولی کارآمد از جوانان باشهامت و آماده به کار ایرانی، قدم پیش نهادند و از مشکلات و امکان مخاطرات نهراسیدند و در مدتی که برای کارشناسان کمپانی امریکایی بسیار غیر منتظره بود، مسائل پیچیده راه اندازی یک رآکتور هسته ای را یکی پس از دیگری پشت سر نهادند. لحظات پرهیجان بهره برداری رآکتور اتمی به دست جوانان ایرانی و بدون کوچک ترین کمک کارشناسان خارجی فرا رسید. با فرا رسیدن این لحظات، فن آوری هسته ای در کشورمان به مرحله جدیدی از گسترش خود پای نهاد.
ایران 1352به عنوان کشوری فاقد فن آوری هسته ای، به پیمان ان پی تی آژانس بین المللی انرژی اتمی پیوست.
یک سال بعد، سازمان انرژی اتمی ایران با نام اختصاری AEOI تأسیس شد و مرکز اتمی دانشگاهی تهران، زیر نظر این سازمان قرار گرفت. در این سال با پرداخت یک میلیارد دلار به فرانسه برای تأسیس غنی سازی اورانیوم، ده درصد سهام شرکت اوردیف خریداری شد. تأسیسات یاد شده، کنسرسیومی از کشورهای فرانسه، بلژیک، اسپانیا و ایتالیا را در برمی گرفت.
آبان همین سال، قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر با دو واحد 1290 مگاواتی با شرکت زیمنس (KWU) آلمان بسته شد و فروردین سال بعد نخستین کشتی حامل مواد و مصالح نیروگاهی، محموله خود را در بوشهر پیاده کرد. این نیروگاه، در دوازده کیلومتری جنوب شهر بوشهر قرار داد.
تعداد نیروهای شاغل در سازمان انرژی اتمی ایران 1357رشد چشمگیری یافت و در این سال به بیش از 4400 نفر رسید. آغاز بدعهدیهای طرفین قرارداد با ایران، فصلی نو در روابط کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه بود که از سال بعد آغاز شد: شرکت آلمانی زیمنس، مجری ساخت نیروگاه اتمی بوشهر، به طور یک طرفه قرارداد ساخت نیروگاه را به حال تعلیق درآورد. این در حالی بود که تا هنگام تعلیق قرارداد، کارهای ساختمانی واحد یک نیروگاه، حدود 85 درصد و کارهای برقی و مکانیکی آن حدود 60 درصد انجام شده بود.
پس از پیروزی انقلاب شکوه مند اسلامی، 1361 با توجه به سیاست های نظام مبنی بر دست یابی به فن آوری صلح آمیز هسته ای، مذاکرات با شرکت زیمنس آلمان برای ادامه تکمیل و راه اندازی نیروگاه ادامه یافت، ولی با وجود آنکه بخش قابل توجهی از هزینه های قرارداد از سوی ایران پرداخت شده بود، آنها اعلام کردند حاضر به ادامه کار نیستند.
ده سال بعد از این ماجرا، آلمانی ها به صراحت اعلام کردند کار در بوشهر را ادامه نخواهند داد، ایران به دنبال جایگزینی برای ادامه کار ساخت نیروگاه روی آورد. این جای گزین، روسیه بود. توافق نامه همکاری های هسته ای ایران و روسیه در سال 1371 (1992) به امضای دو طرف رسید. در ادامه تلاش های کشور برای دست یابی به فن آوری هسته ای، در پی سفر رئیس جمهور وقت، آقای هاشمی رفسنجانی به روسیه، قراردادی برای تأمین مواد اولیه سوخت هسته ای با آن کشور در سال 1372 بسته شد. همچنین قرارداد ساخت دو نیروگاه تحقیقاتی سیصد مگاواتی با چینی ها امضا شد. همچنین چینی ها متعهد شدند برای تأمین مواد اولیه سوخت این نیروگاه ها، پروژه UCF را در اصفهان ایجاد و راه اندازی کنند.
قرارداد ساخت نیروگاه هسته ای هزار مگاواتی آب سبک بوشهر 1374 امضا شد. جالب آنکه مدت اجرای این نیروگاه در قرارداد طرفین پنج سال ذکر شد که متأسفانه تاکنون برای چندین نوبت به تعویق افتاده است.در زمان دولت وقت، جمهوری اسلامی ایران ادامه عضویت در پیمان ان پی تی را پذیرفت. ایران همچنین برای اثبات صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای اش، درخواست بازرسی داوطلبانه از تأسیسات هسته ای را به آژانس بین المللی انرژی اتمی ارائه کرد.
به دلیل فشارهای امریکا، قرارداد تأسیس کارخانه UCF از سوی چینی ها در 1375 فسخ گردید و آنها در مذاکرات فسخ قرارداد حاضر نشدند مبالغی را که به عنوان پیش پرداخت دریافت کرده بودند، بازگردانند. با مذاکرات و پی گیری هایی که انجام شد، توفیق بزرگی برای کشور به دست آمد و ایران افزون بر دریافت اصل پول پرداختی، حدود هفده میلیون دلار نیز به عنوان خسارت و در مجموع 62 میلیون دلار از طرف چینی دریافت کرد.
چهار سال بعد، پس از فسخ قرارداد و با وجود مقاومت های فراوان و نبود باور بسیاری به توانایی متخصصان داخلی، مهندسان و دانشمندان توان گر و مؤمن کشور در یک جهاد علمی شبانه روزی، تصمیم به سرانجام رساندن پروژه UCF گرفتند.
پس از اعلام رسمی دست یابی جمهوری اسلامی ایران به فن آوری هسته ای، در سال 1381 موج تبلیغات روانی بر ضد ایران از سوی امریکا و دیگر متحدان اروپایی اش فزونی یافت. این تبلیغات به باز شدن پرونده ایران در شورای حکّام آژانس بین المللی انرژی اتمی انجامید.

یک سال بعد، پس از گزارش تدوین شده محمد البرادعی، دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی که اصل «بازتاب واقعیت» در آن لحاظ نشده بود و با تأثیرپذیری از جوّ تبلیغاتی امریکا و متحدان اروپایی آن، قطع نامه ای شدیداللحن بر ضد ایران، مبنی بر توقف همه فعالیت های هسته ای و امضای بی قید و شرط و فوری پروتکل الحاقی صادر شد. شورای حکام در 19 ژوئن 2003 (خرداد 82) در بیانیه ای، از تهران خواست پذیرش بدون قید و شرط پروتکل الحاقی 2+93 را در دستور کار قرار دهد. این بیانیه همچنین از ایران خواست ورود مواد هسته ای به سانتریفیوژها را به حالت «تعلیق» درآورد و با بازرسان آژانس برای نمونه برداری های محیطی همکاری کند. بیانیه یاد شده، نخستین درخواست رسمی جامعه جهانی برای «تعلیق» بخشی از فعالیت های هسته ای ایران به شمار می آید.
شهریور همان سال، هم زمان با جنجال آفرینی فراوان غربی ها بر ضد پرونده ایران، در آستانه نشست شورای حکام، گزارش محرمانه ای که قرار بود محمد البرادعی در مورد فعالیت های ایران به شورای حکام ارائه دهد، از پیش در اختیار رسانه های امریکایی ـ صهیونیستی قرار گرفت. با این همه، امریکا موفق نشد حمایتی برای قطع نامه شدیداللحن خود به دست آورد. با مقاومت کشورهای جنبش غیر متعهدها، قطع نامه ملایم تری از سوی امریکا، انگلستان، ژاپن و استرالیا ارائه و تا نهم آبان به ایران فرصت داده شد تا همه موارد خواسته شده از سوی آژانس را برآورده سازد. همچنین از ایران خواسته شد پروتکل الحاقی را بدون قید و شرط امضا و اجرا کند. نیز فعالیت های فرآوری اورانیوم متوقف و اجازه دست رسی نامحدود به اماکن و تأسیسات جمهوری اسلامی ایران به مأموران آژانس داده شود. قطعنامه شهریور 82 (سپتامبر 2003) که آغاز رسمی بحران اتمی ایران شمرده می شود، تهران را ملزم می کرد تمام بخش های چرخه سوخت خود را تعلیق کند. این در حالی است که در مذاکرات سیاسی، هم بلوک اروپا، هم بلوک امریکا و هم روسیه، خواسته ای فراتر از تعلیق را مطرح و بر توقف تمام فعالیت های چرخه سوخت ایران را تأکید می کردند.
15 آبان 1383: سومین دور مذاکره مقامات ایران با مقامات سه کشور اروپایی در پاریس پی گیری شد. برخی دیپلمات های غربی از پذیرش تعلیق مجدد و کوتاه مدت «چند ماهه» از سوی ایران خبر می دادند. این در حالی بود که اروپایی ها خواستار تعلیق نامحدود (دست کم ده سال) از سوی ایران بودند. همین امر سبب شده بود تا گروه مذاکره کننده، از سوی مقامات عالی کشور، صاحب نظران و افکار عمومی تحت فشار باشند.
24آبان 1383: گروه مذاکره کننده، تعلیق کوتاه مدت تأسیسات هسته ای و مجتمع UCF اصفهان را پذیرفت که مورد انتقاد برخی صاحب نظران کشور قرار گرفت. در نامه ای که صبح روز اعلام موافقت ایران با توافق نامه پاریس (24 آبان 1383) به آژانس بین المللی انرژی اتمی نوشته شد، تصریح گردید که ایران، مجتمع اصفهان را به صورت داوطلبانه و کوتاه مدت و صرفا برای «عملیات تبدیل» و نه همه فعالیت های آن «تعلیق» خواهد شد.
تا این که درست همین دو سال پیش بود. یعنی بیستم فروردین 1393 که مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای به مناسبت روز ملی فناوری هستهای، در دیدار با عوامل و مدیران سازمان انرژی اتمی، تقویت اعتماد به نفس ملی عمیق در کشور و زمینه سازی برای پیشرفتهای علمی دیگر را از دستاوردهای هستهای دانستند و تحلیلی حکیمانه از مذاکرات ایران با پنج بعلاوه یک ارائه دادند که در این مقال به بازخوانی بندهایی از آن میپردازیم:
«موافقت با این مذاکرات برای شکستن فضای خصمانه جبهه استکبار بر ضد ایران بود.»
8شهریور 1386بود که گزارش محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای حکّام آژانس، نقطه عطفی در روند موضوع هسته ای ایران در عرصه بین الملل به وجود آورد.
این گزارش از ردّ ادعای دو ساله امریکا مبنی بر بازفرآوری اورانیوم در ایران، بازرسی موفق بازرسان از آب سنگین اراک، به علاوه اجرای موفق طرح اقدام و رفع ابهام های آژانس در خصوص موضوع پلوتونیوم خبر می داد.
گزارش البرادعی، خشم امریکا و متحدانش را از روند موفقیت آمیز حل موضوع هسته ای ایران برانگیخت و حتی به درگیری لفظی مقامات این کشور و مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی انجامید. با این حال، با تقویت جبهه موافقان راه مذاکره در گروه 1+5، کار تدوین قطع نامه تحریم سوم بر ضد تهران به رغم تلاش های مکرر کاخ سفید، با مانع جدی مواجه شد.
این مطلب در ادامه روند مثبت فعالیت_های هسته ای ایران، از سوی رهبری اعلام شد تا سیر تکاملی آن قطع نگردد. آمریکاییها هم ناامید شده بودند از مخدوش کردن چهره ایران در روابط بین الملل، آذر 1386: شورای اطلاعات ملی امریکا که مجموعه ای از شانزده سازمان اطلاعاتی و امنیتی امریکاست، با انتشار نسخه ای از ارزیابی مربوط به برنامه هسته ای ایران، تأکید کرد کشورمان از پاییز سال 2003، برنامه تسلیحات هسته ای خود را متوقف کرده و تا نیمه سال 2007 آن را از سر نگرفته است. پس از انتشار گزارش سازمان های اطلاعاتی امریکا در مورد مسالمت آمیز بودن فعالیت اتمی ایران، رویکرد سخت افزاری امریکا در قبال ایران، در حال حاضر از دست رفته است و در شرایط تحولات جهانی، ضرورت بازبینی دقیق موضع هسته ای امریکا در قبال ایران از سوی سازمان های بین المللی و قدرت های بزرگ مورد تأکید است. ازاین رو، یک جانبه گرایی امریکا در برابر فعالیت هسته ای ایران، دچار چالش شده است.
«این مذاکرات باید ادامه یابد اما همه بدانند که با وجود ادامه مذاکرات، فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران در زمینه تحقیق و توسعه هسته ای به هیچ وجه متوقف نخواهد شد.»
15پیشنه تاریخی و خاستگاه این فرمایش معظم له را باید جستجو کرد در مرداد 1386: در ادامه اجرای طرح اقدام، 15 مرداد هوسویا، مسئول بخش بازرسی های آژانس در رأس هیئتی چهار نفره از کارشناسان فنی آژانس به تهران آمد. در مذاکرات وی با مسئولان سازمان انرژی اتمی، برنامه ای نو برای نحوه نظارت آژانس بر تأسیسات غنی سازی نطنز تدوین شد. موضوعات نظارت بر تأسیسات غنی سازی نطنز، حساس ترین موضوع همکاری های ایران و آژانس است؛ چرا که فعالیت این تأسیسات و موضوع انحراف آن از مسیر صلح آمیز، تنها بهانه کنونی امریکا و هم دستانش برای جنجال آفرینی در پرونده ایران به شمار می آید. بر این اساس، رضایت آژانس از نحوه نظارت بر این تأسیسات، قاعدتا نباید بهانه ای برای بهانه جویان باقی گذارد.
«هیچ یک از دستاوردهای هسته ای نیز تعطیل بردار نیست.ضمن آنکه روابط آژانس بین المللی انرژی اتمی با ایران نیز باید روابط متعارف و غیرفوق العاده باشد.»
مهر 1382: وزیران خارجه سه کشور اروپایی انگلستان، آلمان و فرانسه به تهران آمدند و مذاکرات آنها با طرف ایرانی به «بیانیه سعدآباد» انجامید. بر اساس مفاد این بیانیه، جمهوری اسلامی ایران پذیرفت تا 29 آبان، پروتکل 2+93 را امضا کند. همچنین برای اثبات حسن نیت خود به طرف های اروپایی، فعالیت های غنی سازی را از زمانی که صلاح بداند و برای مدتی که خود تعیین می کند، به حالت تعلیق درآورد. هدف نظام از این توافق، شکستن فشارهای تبلیغاتی امریکا و غرب و کاهش میزان حساسیت جهانی به فعالیت هایش بود. همچنین بدین وسیله، با تشکیل اجماع جهانی بر ضد فعالیت هایش مقابله کرد. گروه مذاکره کننده توانست دامنه تعلیق را از «کل» به «تزریق گاز به سانتریفیوژها» تقلیل دهد. بر اساس توافق نامه سعدآباد، طرف اروپایی اولاً حاضر به پذیرش این اصل شد که حداکثر بر مبنای «تعلیق» کوتاه مدت و نه «توقف» دایمی فعالیت های صلح آمیز ایران مذاکره با تهران را پی گیرد. ثانیا «تعلیق» را به عنوان اقدامی «داوطلبانه» و نه الزام حقوقی قطع نامه بپذیرد و ابعاد آن را بر مبنای «تعریف آژانس» تفسیر کند.
بهمن 1382: کشمکش های تهران، بروکسل، واشینگتن و مسکو، در نهایت به امضای دومین توافق نامه ایران و تروئیکای اروپا در 23 فوریه 2004 انجامید که «توافق نامه بروکسل» نام گرفت. بر اساس این توافق نامه، ایران پذیرفت که ساخت قطعات و مونتاژ سانتریفیوژها را به حالت تعلیق درآورد. در مقابل، تروئیکای اروپا متعهد شد برای بازگشت روابط ایران و آژانس به شرایط عادی و بسته شدن پرونده، در اجلاس ژوئن تمام تلاش خود را به کار گیرد. فراموش نکنیم که ابعاد این «تعلیق گسترده»، در عمل باز هم کمتر از آن چیزی بود که در شهریور 82 از سوی شورای حکام درخواست شده بود.
18اسفند 1382: انتشار مواردی مربوط به سانتریفیوژهای P-2، پلونیوم، پلوتونیوم، آلودگی ها و برخی ابعاد دیگر فعالیت های ایران، نظیر طیف سنج های جرمی، باعث شد تا موج جدید و غیر قابل انتظاری ایجاد شود. در بحران جدید و در شرایطی که اجلاس مارس 2004 (18 اسفند 82) شورای حکّام در پیش بود، بلوک امریکا بار دیگر مسئله ارجاع پرونده به شورای امنیت را تقویت کرد و اتحادیه اروپا و کشورهای بلوک شرق را به انفعال نسبی کشاند. در این وضعیت، آژانس از تهران خواست ابعاد «تعلیق» را گسترش دهد. مدیر کل البته تأکید داشت در صورت گسترش «تعلیق» و همکاری کامل و شفاف ایران با بازرسان، زمینه های فنی و حقوقی لازم برای عادی شدن پرونده در ژوئن 2004 فراهم خواهد شد.

24اسفند 1382: با نظر مسئولان کشور، پروژه تبدیل اکسید اورانیوم (UO2) به کیک زرد و سپس تبدیل آن به تترا فلوراید اورانیوم (UF4) با راه اندازی تأسیسات UCF اصفهان آغاز گردید.
15 فروردین 1383: در نهایت با همت و تلاش شبانه روزی جوانان و دانشمندان ایرانی، ماده UF4 برای نخستین بار در کشور و بدون تکیه بر توان خارجی، به تولید رسید. متخصصان و دانشمندان پرتلاش کشور پس از موفقیت بزرگ در تولید تترافلوراید اورانیوم، با مقام معظم رهبری دیدار کردند و مورد لطف و تفقد ایشان قرار گرفتند و با روحیه مضاعف، مصمم شدند به سرعت به سمت تولید ماده هگزا فلوراید اورانیوم (UF6) که ماده نهایی پروژه UCFاست، حرکت کنند.
خرداد 1383: ایران توانست برای نخستین بار در کشور، ماده UF6 را تولید کند. این کار فوق العاده پیچیده ای بود و به دست یابی به سطوح بالای دانش مهندسی هسته ای نیاز داشت. دست یابی به این فن آوری غرورانگیز، خشم شدید غربی ها را به همراه داشت و حجم سنگینی از تبلیغات بر ضد فعالیت های ایران برپا شد. جالب آنکه در قرارداد فسخ شده با چینی ها، قرار بر این بود که آنها ظرف مدت یازده سال از سال 1372 تا سال 1383 این پروژه را اجرا کنند؛ ولی متخصصان و دانشمندان عزیز کشورمان در جهادی علمی، ظرف مدت چهار سال، از سال 1379 تا سال 1383 این پروژه را اجرا و راه اندازی کردند.
شهریور 1383: تهران در این زمان نه تنها UCF را راه اندازی و قطعه سازی و مونتاژ را آغاز کرد، که در اقدامی، فرآیند تبدیل 37 تن کیک زرد را به گاز هگزافلوراید اورانیوم (مرداد 1383 ـ آگوست 2004) نیز شروع نمود. این تصمیم، چهارمین چالش بزرگ دیپلماسی تعامل گرای ایران با «تعلیق» و مطالبات شورای حکّام بود. بار دیگر شمارش معکوس رسانه های غربی برای گزارش پرونده به نیویورک در اجلاس سپتامبر 2004 آغاز شد. تشدید دوباره بحران، در نهایت به صدور قطع نامه ای در تاریخ 28 شهریور 1383 انجامید که از سوی مدیر کل به عنوان یک «ضرب العجل» معرفی شد. شورای حکام ضمن ابراز «نگرانی عمیق» درباره تصمیمات جدید ایران، از تهران خواست «فورا و به شکل قابل اثبات» تمام فعالیت های مرتبط با غنی سازی را در بخش های گوناگون «تعلیق» کند.
* اگرچه از دانش هسته ای برای تولید انرژی و همچنین در صنعت، بهداشت، کشاورزی، امنیت غذایی و تجارت استفاده می شود اما مهمترین فایده دانش هسته ای در کشور ما تقویت اعتماد به نفس ملی بود.
بهمن 1384: پس از اندکی کش و قوس، با فشار امریکا و با رأی اکثریت کشورهای غربی، در حالی که غیر متعهدها رأی ممتنع دادند، شورای حکام پرونده ایران را به شورای امنیت سازمان ملل فرستاد. پاسخ تهران، بازگشایی تأسیسات نطنز و اراک بود.
بهار 1385: بهار این سال، با یک خبر خوش هسته ای شروع شد. احمدی نژاد در سفر به استان خراسان رضوی و در جوار حرم امام رضا علیه السلام گفت: ایران به چرخه غنی سازی اورانیوم در تأسیسات نطنز دست یافته و این نخستین دستاورد مقاومت است.
تیر 1385: شورای امنیت، مفتضح ترین قطع نامه تاریخ این سازمان بین المللی را صادر کرد. در حالی که کشور لبنان زیر آتش رژیم صهیونیستی می سوخت و امریکا پی در پی قطع نامه های درخواست آتش بس را وتو می کرد، این شورا با اجماع، قطع نامه ای غیر الزام آور برای تعلیق فعالیت های هسته ای ایران صادر کرد و برای این مسئله به ایران اولتیماتوم داد.
دی 1385: شورای امنیت به رهبری امریکا، دومین قطع نامه را بر ضد ایران صادر کرد. در قطع نامه 1737 که در آخرین روزِ کاری سال 2006 میلادی صادر شد، از ایران خواستند فعالیت های هسته ای را تعطیل کند و صنایع هسته ای و موشکی ایران شامل تحریم غرب شد. البته احمدی نژاد این قطع نامه ها را کاغذپاره خواند.
20فرودین 1386: رئیس جمهور برای دومین بار سران نظام را به نطنز فراخواند تا خبر خوش هسته ای را اعلام کند: ایران به غنی سازی صنعتی دست یافته است. در نطنز بود که احمدی نژاد برای نخستین بار مسئله هسته ای را رو به پایان خواند. در حالی که اروپا، امریکا و رسانه های وابسته به آنها به چشم تردید در این موفقیت می نگریستند، گزارش البرادعی مبنی بر راه اندازی هزاران دستگاه سانتریفیوژ در نطنز، فصل الخطاب همه تردیدها گردید.
1 تیر 1386: علی لاریجانی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی در اول تیر در مذاکراتی در وین، بر سر امکان حل ابهام های باقی مانده میان ایران و آژانس در فرصتی دو ماهه به توافق رسیدند. این پیشنهاد که از سوی تهران به عنوان راه کار موضوع هسته ای ایران مطرح شده بود، در سومین دور مذاکرات لاریجانی با خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و نماینده گروه 1+5 نیز مورد توافق دو طرف قرار گرفت.
2 مرداد 1386: در نشست وین، طرف ایرانی به طور داوطلبانه با درخواست آژانس مبنی بر بازدید از رآکتور آب سنگین اراک موافقت کرد.
8 مرداد 1386: بازرسان آژانس پیرو توافق به عمل آمده، در تاریخ 8 مرداد از تأسیسات رآکتور آب سنگین اراک بازدید کردند.
29مرداد 1386: دومین نشست هیئت های ایرانی و آژانس به سرپرستی وعیدی و هاینونن، 29 مرداد در تهران برگزار و در آن جزئیات طرح اقدام تا مرحله پایانی، نهایی شد. مقرر شد آژانس تا تاریخ 9 شهریور (3 اوت) همه پرسش های باقی مانده را درباره مسئله سانتریفیوژهای P1 و P2 به تهران ارائه کند.
2و 3 مهر 1386: در پی گزارش تابستانی البرادعی، موضوع سانتریفیوژها، دومین موضوع محوریِ طرح اقدام، گشوده شد. در این راستا، کارشناسان فنی و حقوقی آژانس دوم و سوم مهرماه در گفت وگو با مسئولان هسته ای ایران در سازمان انرژی اتمی، گام هایی اساسی برای حل این موضوع برداشتند.
7 تا 10 آبان 1386: هیئت آژانس بین المللی انرژی اتمی، روز دوشنبه 7 آبان وارد تهران شد و تا روز پنج شنبه 10 آبان، طولانی ترین دور مذاکرات ایران و آژانس در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی شکل گرفت. مذاکرات تکمیلی وعیدی و هاینونن، با حدود پانزده ساعت گفت وگو در هفت نشست کاری، تا غروب روز پنج شنبه (10 آبان) پایان یافت. مذاکرات ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی در حل موضوع سانتریفیوژها به عنوان دومین مرحله اجرای طرح اقدام در تهران پایان یافت و آغاز مرحله سوم طرح و مذاکره بر سر موضوع منشأ آلودگی های اورانیومی در دانشکده فنی دانشگاه تهران، به بعد از نشست آتی شورای حکّام موکول شد
* هر عاملی که بتواند این ترفند دشمن را باطل کند، عاملی اساسی برای رشد ملی و حرکت عظیم یک ملت خواهد بود.یکی دیگر از برنامه های جبهه جهانیِ مقابل انقلاب اسلامی، که تلاش زیادی هم برای آن انجام داده، تأثیرگذاری بر سیاستهای کلان و مقهور کردن اراده مدیریت سیاسی کشور است اما جبهه استکبار تا به امروز در این برنامه، شکست خورده و در آینده هم به لطف الهی شکست خواهد خورد.
3تیر 1384: در فاصله توافق نامه پاریس و مذاکرات فشرده ایران با آژانس و سه کشور اروپایی، مشخص شد که تروئیکای اروپایی به چیزی کمتر از تعلیق همیشگی فعالیت های هسته ای ایران راضی نمی شود. آنها با پی گیری سیاست چماق و هویج، درصدد تحمیل دیدگاه های خود به ایران و انجام ندادن تعهدات خود در خصوص بستن پرونده ایران بودند. در حالی که غربی ها حضور کم رنگ مردم در انتخابات و انتخاب رئیس جمهوری با پشتوانه آرای ضعیفی را انتظار می کشیدند و ادامه مذاکرات را به بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران موکول کرده بودند، دکتر محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران برگزیده شد. او در نخستین کنفرانس خبری خود گفت: غرب باید از برج عاج پایین بیاید و به ملت ایران احترام بگذارد.
10 مرداد 1384: سه کشور اروپایی با یک هفته تأخیر از مهلت مقرر، بسته پیشنهادی خود را به مقامات ایران ارائه کردند. آنها برای چندمین بار اساسی ترین حقوق ایران را نادیده گرفتند و بر تعلیق بلندمدت تأسیسات هسته ای ایران تأکید کردند. پس از اثبات ناکارآمدی اروپا و بی فایده بودن مذاکرات و اعتمادسازی های صورت گرفته، جمهوری اسلامی ایران در نامه ای به آژانس بین المللی انرژی اتمی، تصمیم خود را به از سرگیری فعالیت تأسیسات UCFاصفهان اعلام کرد. این نامه پس از ارائه تاریخچه ای از پرونده هسته ای کشور، استدلال می کند که ایران پس از انجام همه اقدامات اعتمادساز و نشان دادن حداکثر حسن نیت از خود، به اعمال حقوق خود در چارچوب معاهده «ان پی تی» روی آورده است.
شهریور 1384: دکتر احمدی نژاد به عنوان یک رئیس جمهور ناشناخته به نشست عمومی سازمان ملل رفت. او در نیویورک دعای فرج خواند و پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم هسته ای را در خاک ایران به کشورهای جهان ارائه کرد.
* موضوع هسته ای، یک نمونه از مسائلی است که تلاش کردند، به بهانه آن، بر ضد نظام اسلامی فضاسازی و دروغ پردازی کنند. حتی اکنون که با توجه به حکم شرعی و عقلی و سیاسی، مسلّم شده است که جمهوری اسلامی ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست، مقامات امریکایی هرگاه که در مورد موضوع هسته ای صحبت می کنند، با اشاره و یا تصریح، موضوع سلاح هسته ای را نیز بیان می کنند، در حالیکه خودشان هم می دانند که نداشتن سلاح هسته ای، سیاست قطعی جمهوری اسلامی ایران است. هدف آنها این است که با این بهانه، فضای بین المللی را بر ضد ایران حفظ کنند و بر همین اساس بود که با طراحی جدید دولت برای مذاکره درخصوص موضوع هسته ای موافقت شد تا این جوّ جهانی شکسته و ابتکار عمل از طرف مقابل گرفته شود و حقیقت نیز برای افکار عمومی دنیا مشخص شود. مذاکرات به این معنا نیست که جمهوری اسلامی ایران از حرکت علمی هسته ای خود کوتاه خواهد آمد. پیشرفتها و دستاوردهای هسته ای که تا به امروز به دست آمده اند، در واقع بشارت و مژده ای برای ملت ایران است که می توانند راههای منتهی به قله های رفیع علم و فناوری را بپیمایند، بنابراین حرکت علمی هسته ای، به هیچ وجه نباید متوقف و یا حتی کُند شود. هیچیک از دستاوردهای هسته ای کشور قابل تعطیل شدن نیست و کسی هم حق معامله برروی آنها را ندارد و کسی هم این کار را انجام نخواهد داد.
رهبر انقلاب اسلامی خطاب به متخصصان و دانشمندان هسته ای گفتند: راهی را که شما آغاز کرده اید باید با جدیت و قدرت تمام ادامه یابد زیرا کشور نیازمند پیشرفت در علم و فناوری بویژه فناوری هسته ای است. اگر حرکت علمی در فناوری هسته ای با قدرت و جدیت ادامه یابد، طیف متنوعی از فناوریها، با شتاب، بوجود خواهد آمد، بنابراین مطلقاً در زمینه حرکت علمی هسته ای، امکان توقف و یا کُند شدن وجود ندارد. در هر زمینه ای که زیرساخت های لازم وجود داشته باشد، دانشمندان جوان کشور قادر به کارهای خیره کننده و شگفت آور هستند.
خدا آن ملتی را سروری داد
که تقدیرش بدست خویش بنوشت
به آن ملت سروکاری ندارد
که دهقانش برای دیگران کشت
اقبال لاهوری
انتهای پیام/م