
به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران؛ هرچند سفرهای راهیان نور پس از چندین سال مطرح شدن بین تمامی افراد جامعه، از جایگاه شناخته شدهای برخوردار شده است و تقریبا به یکی از سفرهای معمول خانوادههای ایرانی در تعطیلات نوروز بدل شده است اما همچنان تفاوتهای ویژه آن با سایر گذراندنیهای عید، شوق زایدالوصفی را برای آگاهی از چگونگی حال و فضای مسافران این سفر معنوی در ذهن کسانی که تابحال به این سفر نرفتهاند میاندازد.
بر همین اساس، قسمتی از دلنوشته یکی از دانشجویان مسافر راهیان نور امسال را منتشر میکنیم تا حس و حال نزدیکتری از سفر به مناطق عملیاتی 8 سال دفاع مقدس به چشم و ذهن مخاطبان روانه شود.
اردوی راهیان نور امسال برایم حس و حال عجیبی داشت. نمی دانم تو هم این رنگ و بوی دوست داشتنی را احساس کردی یا نه؟
یادت هست به اندیمشک که رسیدیم هوا گرگ و میش بود؟ یکی دو ساعتی استراحت کردیم و اولین مقصدمان فکه بود.

فاخلع نعلیک انک بالوادالمقدس طوی. هرگاه اسم فکه می آید نام سیدشهیدان اهل قلم به ذهن می رسد. سید شهیدان اهل قلم چه نام پرمسمی ای است برای شهید آوینی. شهید آوینی را نه فقط به خاطر فراز و نشیب های جذاب زندگی اش، نه فقط به خاطر هنرش، بلکه از همه بیشتر به خاطر جملات زیبایش دوست دارم. جملاتی که از هر کدام از آنها مفاهیمی عمیق و پربار به دست می آید.
جملاتی که به اختصار، تمام آنچه را که در ذهن کسانی چون من و تو هست، به زیباترین شکل، بیان می کند. وقتی می گوید: «در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمی شود.» می توان زیباترین تعبیر از شهادت را دریافت . وقتی سخن از کربلا به میان می آورد و می نویسد: «بسیجی عاشق کربلاست و کربلا را تو مپندار که شهری است در میان شهرها و نامی است در میان نامها. نه، کربلا حرم حق است و هیچکس را جز یاران امام حسین (ع) راهی به سوی حقیقت نیست. کربلا، ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر. ما میآییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آنگاه روانهی دیار قدس شویم.» می توان بهترین و هنرمندانه ترین رهیافت عقلی را درباره کربلا، عاشورا، هدف انقلاب اسلامی ایران، مسئله فلسطین و ... به دست آورد.

یادت هست که همان روز اول سفرمان بود که شهدا را شاد کردیم؟ همان لحظه ای که حواسمان به نماز اول وقتمان بود؟ همان وقتی که زیلو هایمان را بساط کردیم و نماز جماعت اول وقت خواندیم. و چه زیبا بود آن لحظه برای من و تو.
مقصد بعدی مان را نمی توان از یاد برد. چون محل شهادت کسی است که می تواند بهترین الگو برای من و تو باشد. کسی که هم درسخوان بود، هم باخدا. در عین حال که در میان خاکیان برترین بود، در بین افلاکیان هم محبوب شد و شهادت را برگزید. شهید مصطفی چمران که از تمام خوشی هایی که خیلی ها آرزویش را دارند دست شست و جهاد در راه اسلام را برگزید تا به من و تو بفهماند که اصل کدام است و فرع کدام. تا من و تو بفهمیم که هم می توان دکترای پلاسما داشت و هم مجاهد راه خدا بود. تا بفهمیم که دین و دنیا را می توان با هم جمع کرد و از هرکدام، بهترین ها را داشت. هم بهترین دین و هم بهترین دنیا. یادت هست که در مسجد دهلاویه ناهار خوردیم و بعد هر کداممان به سویی پراکنده شدیم و مسئولان اردو در به در به دنبال من و تو می گشتند و بالاخره حدودا یک ساعت برنامه های اردو را به تأخیر انداختیم!!!؟

خدا را شکر که به موقع به هویزه رسیدیم. هنوز یک ساعت به اذان مانده بود. هویزه حال و هوای عجیبی داشت. نمیدانم شهید علم الهدی در هویزه چه کرده که هویزه این چنین گرم و گیرا شده است. نمی دانم تانک های بعثی چه طور از روی بدنهای پاک و نیمه جان رزمندگان رد شده اند که بوی روضه بدن پاره پاره علی اکبر(ع) در هویزه عطرآگین شده است.
نمی دانم تو هم آنقدر که من هویزه را دوست دارم آن را دوست داری یا نه؟ اما هر چه بگویم نمی توانم احساسم را درباره این سرزمین بهشتی بیان کنم. پس بیا بگذریم و راهی اردوگاه شهید شاطری شویم. سوار بر اتوبوسی که در آن به جز من و راننده هیچ کس بیدار نبود! همه خواب بودند. حق هم داشتند. خسته بودند. دیشب را که درست و حسابی نخوابیده بودند و لحظه شماری می کردند که یک جای خواب گرم و نرم پیدا کنند. به اردوگاه شهید شاطری رسیدیم و یک دل سیر خوابیدیم.
ادامه دارد...
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران؛ اواخر بهمن ماه سال 94 بود که ابراهیم خدایی رئیس سازمان سنجش در مراسم تقدیر از برگزیدگان نفرات برتر کنکور سراسری ۹۴ درباره ماجرای عجیب تاثیر معدل در کنکور سراسری گفت: "موضوع رأی کنکوری دیوان عدالت اداری به منظور ابطال تاثیر قطعی ۲۵ درصد سوابق تحصیلی در انتظار استفساریه مجلس است و اگر مجلس نظری نداشته باشد، رأی دیوان را اجرا می کنیم". چیزی که به نظر میرسد با توجه به وضعیت مجلس این مسئله با حاشیه هایی در سال جدید همراه باشد.
نسیم در گزارشی از این پرونده می نویسد: طبق قانون سنجش و پذیرش دانشجو که در سال 1392 مصوب شد، تأثیر سوابق تحصیلی در پذیرش داوطلبان کنکور باید سالانه به صورت تدریجی و صعودی افزایش یابد و پس از پنج سال حداقل 85 درصد ظرفیت پذیرش دانشجو در کل کشور بر مبنای سابقه تحصیلی باشد.
طبق مصوبه شورای سنجش و پذیرش دانشجو، امتحانات نهایی سال سوم دبیرستان در پذیرش کنکور سهم 25 درصدی دارد. اما 16 بهمن سال 94 بود که هیئت عمومی دیوان عدالت اداری بند دوم مصوبه شورای سنجش و پذیرش دانشجو مبنی بر تأثیر 25 درصدی معدل سال سوم متوسطه در کنکور را برای داوطلبانی که طی سالهای 84 تا 92 دیپلم گرفتهاند مغایر قانون دانست و ابطال کرد.
با این حکم دیوان عدالت اداری، سرنوشت اعمال سهم 25 درصدی سوابق تحصیلی در کنکور 95 در هالهای از ابهام قرار گرفت و هماکنون این موضوع برای بسیاری از داوطلبان کنکور جای سؤال است.
صدور حکم دیوان عدالت اداری، واکنشهای مختلفی را در بین خانوادهها و داوطلبان به همراه داشت. برخی خانوادهها با ابراز رضایت از این موضوع میگویند: سهم سوابق تحصیلی باید هر سه سال دوره متوسطه دوم را شامل شود این در حالی است که هماکنون صرفاً امتحانات نهایی برای سال سوم دبیرستان برگزار میشود و نمرات این پایه تحصیلی در پذیرش کنکور تأثیر دارد، این مسئله در نهایت نمیتواند به نفع دانشآموز باشد.
از سوی دیگر خانوادههایی هستند که با ابراز نگرانی از حکم دیوان عدالت اداری معتقدند که فزرندشان به دلیل سهم 25 درصدی نمرات درسی سال سوم دبیرستان، به کلاسهای مختلفی رفته و تمام تلاششان را برای موفقیت در امتحانات نهایی انجام دادهاند و حال که موفق به کسب نمرات خوبی شدهاند، ابطال سهم سوابق تحصیلی به نفعشان نیست.
ابراهیم خدایی - رئیس سازمان سنجش در خصوص رأی دیوان عدالت اداری مبنی بر ابطال سهم 25 درصدی سوابق تحصیلی در کنکور میگوید: این سازمان با امضای رئیس شورای سنجش و پذیرش دانشجو از مجلس استفساریهای را در رابطه با نظر دیوان عدالت اداری انجام داده است، چرا که برداشت ما این است، سوابق تحصیلی باید به صورت تدریجی افزایش یابد و در ابتدای تصویب قانون سنجش و پذیرش دانشجو، سهم سوابق تحصیلی 25 درصد تعیین شد.
وی میافزاید: رأی دیوان عدالت اداری در حکم قانون بوده و لازم الاجراست اما تا زمانی که مجلس پاسخ استفساریه را اعلام نکرده است به سهم 25 درصدی مثبت سوابق تحصیلی در کنکور 95 اکتفا میکنیم همچنین اگر مجلس به استفساریه رای نداده و این موضوع را تغییر ندهد، رای دیوان عدالت اداری در این خصوصا عیناً اجرا خواهد شد چرا که رای دیوان لازمالاجراست.
سال 94 به پایان رسید اما خبری از بررسی استفساریه سازمان سنجش در مجلس نشد و داوطلبان همچنان در بلاتکلیفی به سرمیبرند.
برای مطلع شدن از آخرین روند بررسی استفساریه سازمان سنجش در خصوص سهم 25 درصدی سوابق تحصیلی با عبدالوحید فیاضی سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفتوگو کردیم که وی نیز نسبت به تأخیر در روند بررسی این موضوع ابراز نگرانی و تأسف کرد.
فیاضی در پاسخ به این پرسش که استفساریه سازمان سنجش از مجلس در چه وضعیتی قرار دارد، میگوید: متأسفانه این موضوع هنوز در مجلس بررسی نشده است، این درحالی است که استفساریه سازمان سنجش قبل از برگزاری انتخابات به مجلس ارسال شده و جزو موارد اضطراری بود چرا که بسیاری از دانشآموزان منتظر مشخص شدن وضعیت سهم سوابق تحصیلی در کنکور هستند.
وی افزود: استفساریه به هیئت رئیسه مجلس ارائه شده است اما همزمان با بررسی بودجه در مجلس بود و فرصتی برای رسیدگی به دست نیامد. کمیسیون آموزش و تحقیقات پیگیر بررسی شدن این موضوع در صحن علنی مجلس است چرا که بسیاری از دانشآموزان نگران و بلاتکلیف هستند اما هنوز پیگیریهایمان نتیجهای نداشته است.
فیاضی مطرح میکند: به نظر میرسد در این رابطه حق با دیوان عدالت اداری است.
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ به هر حال آنچیزی که مشخص است ماجرای دادخواست یک دانش آموز دختر از دیوان عدالت برای لغو تاثیر ۲۵ درصد سوابق تحصیلی در مدت باقی مانده به آزمون سراسری که قرار است در اواخر تیرماه برگزار شود، به عنوان یکی از چالش های مهم آموزش عالی کشور در ابتدای سال 95 بدل شود.
انتها پیام/م

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این همه اغراق هم نه، اما شاید با شاخص گذاری های معمول بتوان نوروز 95 یکی از ضعیف ترین نمایش های صداوسیما از جهت برنامه سازی مناسبتی حتی در قیاس با خود تلویزیون در سالهای گذشته دانست.
سالی که حتی ژنرال های طنز تلویزیون به کپی پردازی شهره شده شدند. از بخشهایی از سری جدید "خندوانه" تا "دور همی" مهران مدیری که حتی دکورش نیز نعل به نعل دکور یک برنامه هندی است(که البته بعدتر گفته شد، آن هم کپی یک برنامه آمریکایی بوده است) و "ما میهمان داریم" مهران رجبی، تا چهار مدل کپی برداری از برنامه شبکه ماهواری فارسی زبان که در قالب شوهایی مانند "شب کوک"، "سه شو" و حتی قسمتی از خندوانه بروز و ظهور داشتند، تا حتی مدل برخی برنامه های گفتگو محور که در نوروز از شبکه های سیما پخش شد.

در این بین آنچه مسئله اصلی تلویزیون در نوروز و حتی ماههای اخیر است، کپی برداری متعدد از تلویزیونهای خارجی نیست، چه آن که گاهی تقلیدهای حرفه ای مانند آنچه عادل فردوسی پور در 90 ( و با کپی های گاهاً نعل به نعل از یک برنامه ایتالیایی) انجام می دهد، مخاطب پسند نیز می شود، توی ذوق نمی زند و حتی ایده ای جدید را نیز در خود دارد، اگرچه کپی است.
حتی اینکه کپی برداری های به شدت برابر اصل، به خودی خود، می تواند نمایشی از "دست بسته بودن و تسلیم صدا و سیما" در مقابل شبکه های ماهواره ای دسته چندم، باشد هم مسئله اصلی تلویزیون جمهوری اسلامی نیست. مسئله اصلی مدیران بوروکرات سازمان صدا و سیما هستند و ساختاری که ضد ایده آلیسم انقلابی و ضد ابتکاری است.

به نظر می رسد مسئله اصلی تلویزیون این روزها، بی حوصله گی مدیران و برنامه سازان برای وقت گذاشتن روی ایده های جدید و ابتکارهای تازه است. این موضوع می تواند دلایل متعددی داشته باشد.
صدا و سیما در یکسال گذشته به خصوص با مسئله کمبود بودجه مواجه بوده است. در روزهای پایانی سال حتی به تاثیر عدم تخصیص بودجه از سوی دولت، در تولید برنامه های مناسبتی و حتی مسابقات فوتبال و برنامه های ورزشی نیز اشاره شد.
به همین دلیل به نظر می رسد، صدا وسیمای بی بودجه یا کم بودجه، به دنبال مُسَکِن هایی کوتاه مدت و ارزان قیمت است که جای خالی برنامه های فاخر و فکر شده را پرکند. گاهی اوقات از چینش گروه برنامه ساز به راحتی مشخص می شود که تلویزیون فقط می خواسته برای مناسبت فلان یا موضوع بهمان صرفا برنامه ای سرهم کرده باشد.

دلیل دیگری که جدی تر است، نوع نگاه برخی مدیران میان دستی سازمان است، که جذب مخاطب را از هر اولویتی اولویت تر تلقی می کنند و با ایده یک خطی، در بعضی مواقع صحیح، کلی و البته ناقص" اگر ما جذب نکنیم، ماهواره جذب می کند"، خود به تکرار فرآیندهای برنامه های ماهواره ای می پردازند و به این سوال پاسخ نمی دهند که مخاطب مد نظر مدیران سازمان، برنامه اورجینال و اصلی را رها کند و ذائقه خود را به این کپی پرداری های ضعیف از شبکه های ماهواره ای ناهمسو، تقلیل دهد. به عبارت دیگر ایده و تفکر مطرح شده از سوی برخی مدیران پایین دستی به هیچ وجه حتی هدف مطلوب ایشان را نیز محقق نمی کند!
خالی بودن ایده و ابتکار صرفا در برنامه های طنز، گفتگومحور یا تاک شوها و مجله های تلویزیونی چالشی اتفاق نمی افتد، بلکه در سریال ها و نمایش های تلویزیونی نیز این فقدان "فکر جدید" وجود دارد. نمونه اش سریال هایی که در نوروز از شبکه های سیما پخش شد.

برای مثال همه قسمت های "بیمار استاندارد" با همه ستاره هایش حتی در حد ده دقیقه از یک قسمت از یکی از شماره های "پایتخت" سیروس مقدم هم نبود. با این که سعید آقاخانی به عنوان کارگردان، بهرام توکلی به عنوان نویسنده و دوتن از حرفه ای ترین چهره های بازیگری این سالها (بابک حمیدیان و جواد عزتی) آن را پیش بردند، اما به عنوان یک برنامه مناسبتی برای نوروز نه قابلیت جذب کنندگی داشت و نه ظرفیت سرگرم کنندگی. با آنکه می دانیم، جذابیت و سرگرمی دو مؤلفه مهم، به خصوص، در برنامه های مناسبتی هستند و باید باشند!
تلاش برای بسط بیخود و بی جهت یک نمایش نهایتا یک قسمتی در چند قسمت و به مدد دیالوگ های معطوف به شخصیت های طناز، نشان می داد، چفت و بستی برای ساختن موقعیت ها و پروراندن شخصیت ها وجود ندارد و فقط قرار است قسمتها پر شود.
باقی سریال های پخش شده نیز گلی به گوشه جمال تلویزیون نمی زنند که هیچ، شبکه های پخش کننده سریال ها را به شبکه های ضعیف و ضعیف تر تبدیل می کنند.
شاید دیگر داشتن این انتظار که صدا و سیما مقابل موج تخریبی تهاجم فرهنگی شبکه های ماهواره ای بایستد، توقع فوق ماورایی از این ساختار باشد، وقتی خود به مقلد اصلی بر نامه های ماهواره ای تبدیل شده است؛ اما هرچه هست صدا و سیما این روزها به "مدیریت بحران" بیشتر از باقی امور احتیاج دارد!
* گزارش از محمدرضا کردلو
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، مسعود دهنمکی در اینستاگرام خود به انتقاد از دیدگاهها به ویژه دیدگاه اخیر آقای هاشمی، با عنوان «شاید فیلم هاشمی ها را بسازم» پرداخته است که در زیر می خوانید:
هاشمی ها عنوان فیلمی می تواند باشد که نسل امروز و فردا را با تاریخ معاصر ایران به ویژه نیم قرن اخیر بیشتر آشنا کند، بازیگری توانمند که هم می تواند نقش اپوزیسیون را بازی کند و هم اپوزسیون، هم رئیسی باشد که بادیگاردهای سیاسی اش دنبال مادام العمر کردن حکومتش باشند و هم خودش معلم دموکراسی.
هم می تواند زیر میز بازی باخته بزند و هم می تواند خود را استاد رعایت اخلاق و قواعد بازی سیاسی جا بزند؛ هم می تواند چپ ها و ملی مذهبی ها را در دوران قدرتش آب خنک بخوراند هم می تواند پدرخواندگی آنها را در دوران فترتش بکند و هم قصه شاه و شاه بازی را از افکار عمومی پاک کند.
این بازیگر یک «بند باز سیاسی» است که فلش چپ می زند و به راست می پیچد و بالعکس؛ زیرا او با هیچکس نیست او با خودش است و بقیه ابزارند؛ درست مثل دهه شصت که دوران موشک خوردن ملت بود او دنبال گفتمان بود و «جنگ جنگ تا یک پیروزی» استراتژی اش و امروز که سایه موشک ها و تحریم ها و تهدیدات هسته ای بالای سر ملت است این بازیگر دنبال گفتمان با دشمن است و موشک ها را توهم می پندارد؛ ولی ای کاش این بازیگر سیاست و آدم هایی از این دست، آن موقع که در اوج قدرت بودند به جای بستن دهن منتقدان و سر داده شدن شعار «مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است» دستشان به توییت می رفت و می نوشتند اشدا علی الکفار رحما بینهم.
راستی آقای هاشمی! سال 70 را به خاطر دارید؟ صف اول نماز جمعه، وقتی به جای تملق های همیشگی برخی ها، من شعار اصلاح وضعیت فرهنگی را دادم دولت شما در همان سلولی که شما را در توحید بازجویی کردند چطور با من گفتمان کرد؟ البته نه فقط با من !،اگر رفتار متکبرانه دولت شما در دهه هفتاد نبود چرخه قدرت و نقد ساختارها طبیعی پیش می رفت و جای شاکی و متشاکی عوض نمی شد.
اما مطمئناً تاریخ در توییت خلاصه نمی شود.شاید با ساخت این فیلم جوانان خوش قلب کشورم بفهمند که نباید بازیچه کسانی شد که هم از دیوار لانه جاسوسی بالا می روند و هم پایش بیفتد سر زیر آب می کنند و شهید می سازند و هم نقش معلم دموکراسی و مدارا می شوند.
اگر فیلم هاشمی ها را بسازم شاید دیگر نیازی به ساخت فیلمی تاریخی برای ترسیم انحراف خواص و شکل گیری عاشورای سال 61 هجری نخواهیم داشت چون دوران ما پر شده از کسانی که نقش آقاها و آقازاده های صدر اسلام را بازی می کنند.
خدا کند در این صف بند که هر روز پر رنگ تر می شود، آقایان به فکر دین خود باشند نه دنیای خود.
لازم به توضیح است بعد از نگارش این متن هر اتفاقی و رسوایی برای من افتاد این صفحه حک شده بوده و ارادت خود را به حاجی گرینف ها ثابت کردم.
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، «باراک اوباما»، رئیسجمهور آمریکا، امروز جمعه برجام را موفقیتی قابل توجه و «پیروزی دیپلماسی» توصیف کرد، اما گفت پیوستن دوباره ایران به اقتصاد جهانی، امری زمانبر خواهد بود.
اوباما که بعد از نشست امنیت هستهای در واشنگتن صحبت میکرد گفت: «پیوستن دوباره ایران به اقتصاد جهانی به زمان نیاز دارد، اما ایران در حال حاضر هم از مزیتهای این توافق برخوردار شده است.»
رئیسجمهوری آمریکا گفت که 6 کشور طرف توافق با ایران در سند برجام کماکان نیازمند همکاری برای اجرای کامل آن خواهند بود.
اوباما همچنین این توافق را الگویی برای دیپلماسی در آینده دانست و گفت: «این توافق به ما این موضوع را یادآوری میکند که هر زمان جامعه جهانی موضع مشترک داشته باشد، میتوان امنیت جهانی را ارتقاء داد.»
اوباما در ادامه علیرغم اشاره به اینکه ایران «پیشرفتهایی واقعی» در پایبندی به تعهداتش در برجام داشته یادآوری کرد که برجام تمامی اختلافات واشتگتن با تهران را حل نمیکند.
به گزارش والاستریتژورنال، وی گفت: «فکر میکنم یادآوری این نکته مهم است که این توافق تمامی اختلافات ما با ایران، شامل اقدامات ثباتزدا در منطقه را حل نمیکند.»
وی اضافه کرد: «ممنوعیتهای تجاری آمریکا، به استثنای موارد محدود، پابرجا هستند. ما هم اجرای قاطعانه اجرای تحریمهای مربوط به تروریسم، نقض حقوق بشر و برنامههای موشکی ایران را ادامه میدهیم.»
ایران و گروه موسوم به 1+5 روز 23 تیر ماه سال گذشته به توافقی موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک دست یافتند که قرار بود ضمن محدود کردن برنامه هستهای ایران، تحریمهای مرتبط با این برنامه را نیز رفع کند. اجرای این توافق چند ماهی است که آغاز شده و تهران به طور کامل تعهدات خود را انجام داده است.
رسانههای غربی میگویند هراس شرکتها و بانکهای اروپایی از جریمه شدن از سوی آمریکا موجب شده تا آنها با وجود رفع تحریمها نسبت به همکاری با ایران بیمیل باشند.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، دانشگاه مریلند و موسسه ایرانپل بعد از انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان در نظرسنجی به بررسی نظر مردم ایران درباره توافق هستهای، شخصیتهای سیاسی، فعالیتهای منطقهای ایران، وضعیت مجلس و آزادیهای مدنی پرداختند.
گروه بین الملل خبرگزاری فارس بامداد جمعه متن این نظرسنجی را به طور کامل ترجمه و در دسترس مخاطبان قرار داد.
پایگاه خبری صدای آمریکا نیز که خط خبری آن به طور کامل ضدایرانی است و همواره به دنبال سیاه نمایی و دروغ پردازی از شرایط داخلی سیاسی و اجتماعی ایران میباشد بخشی از این نظرسنجی را در گزارش خود پوشش داده که کاملا با واقعیت و آنچه که در متن اصلی نظرسنجی وجود دارد در تضاد است.
صدای آمریکا در گزارش خود با تیتر «نظرسنجی دانشگاه مریلند: ایرانیها به پایبندی آمریکا به توافق اطمینان دارند»، آورده است: "برپایه جدیدترین نظرسنجی دانشگاه مریلند آمریکا که از بیش از هزار نفر در ایران صورت گرفت، بیش از نیمی از پاسخ دهندگان گفتهاند به پایبندی ایالات متحده به تعهداتش در توافق جامع اتمی با ایران اعتماد دارند."

این آمار در متن اصلی نظرسنجی دانشگاه مریلند کاملا برعکس است. در این نظرسنجی آمده است؛ "اجرایی شدن توافق هستهای نه تنها از حجم بیاعتمادی ایرانیها به آمریکا نکاسته، بلکه موجب افزایش بدبینی شهروندان ایرانی به نیات واشنگتن شده است. در حالی که در ماه ژانویه 34% شرکتکنندگان در نظرسنجی گفته بودند که به اجرای تعهدات از سوی آمریکا اعتماد دارند، در نظرسنجی اخیر تنها 29% افراد گفتهاند که اطمینان دارند که واشنگتن تعهدات خود در برجام را اجرا میکند. مطالعه اخیر نشان میدهد که 66% مردم ایران مطمئن نیستند که آمریکا تعهدات خود را اجرایی کند."

انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از دانشگاه صنعتی همدان، مراسم دیدار نوروزی همکاران دانشگاهی با حضور رئیس محترم دانشگاه، معاونین، مدیران، اعضاء هیأت علمی و کارکنان دانشگاه روز شنبه 14 فروردین 1395 در نمازخانه دانشگاه برگزار شد.
تصویر برنامه را در ادامه مشاهده می فرمایید.



انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران، به معرفی کتاب «بازگشت از نیمه راه» میپردازیم:
پیشنهاد قرآن در مقابل، افراط و تفریط یک چیز است: اعتدال.
متاسفانه سیاسیون ما همیشه از افراط و تفریط به کشور آسیب ها زده اند. یک روز از این ور پشت بام افتاده اند و روز دیگر از آن طرف به شکلی استادانه شیرجه زده اند. اگبر گنجی دهه شصت، پونز در پیشانی زنان بدحجاب می کند، اما آخرین نسخه گنجی حتی امام زمان (عج الله) را هم قبول ندارد. این آدم ها متاسفانه یا بویی از دین و معنویت نبرده اند وفقط دنبال روش و تکنیک و علم بوده اند و یا در دین بسیار مقام بالایی داشتند، اما به شدت ساده لوح بودند و توانایی تحلیل و پیش بینی شرایط و اوضاع را نداشتند. یکی از همین دو عامل هم بالاخره باعث می شود که پرده از چهره خویش بردارند و به همگان نشان دهند که کارهایشان خالصانه برای خدا نبوده و تنها سنگ هوای نفس خویش را به سینه زده اند، حتی اگر به دلیل همان ساده لوحی خودشان هم ندانند.
«بازگشت از نیمه راه» هم از ابتدای انقلاب تا کنون همین روند را برای چهره هایی شاخص که روزگاری در خط ولایت فقیه بودند اما بعدها در مقابل امام خمینی و امام خامنه ای ایستادند، بررسی می کند. از مهندس بازرگان و شیخ حسینعلی منتظری بگیرید تا سعید حجاریان و مهدی کروبی.
پس نتیجه می گیریم که همه ی این ها یک مشکل داشتند و آن هم نداشتن مشی اعتدال بوده است، اما اعتدال داریم تا اعتدال!
چند سی سی از متن کتاب :
آیت الله صانعه ای همچنین 29 سال بعد از انقلاب و 20 سال بعد از اظهارات اولیه خود در دیدار با اعضا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نظر خود را این گونه اعلام می کند: «خداوند در امور سیاسی هیچ کس را قیم بر مردم قرار نداده است و خداوند مردم را حاکم بر سرنوشت خویش قرار داده است و تنها نبی مکرم اسلام و ائمه معصومین علیهم السلام هستند که هر چه فرمودند ما باید بدون سوال و جواب قبول کنیم، چون آنجا پشتوانه عصمت وجود دارد.»
شیخ یوسف صانعی ادعا می کند که امام، علما و امام امت را مصداق اولوالامر نمی دانست در حالی که امام موضع گیری صریحی در این قضیه داشتند:
«ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسول الله هست و این ها از ولایت رسول الله هم می ترسند! شما بدانید که اگر امام زمان سلام الله علیها حالا بیاید، باز این قلم ها مخالفند.»
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرگزاری دانشجو؛ وقتی از خانه بیرون می روم تا به سمت اردوهای جهادی بروم، خانواده می پرسند مطمئن هستی دانشجویان در ایام نوروز مشغول فعالیت های جهادی در نقاط دوردست و محروم هستند، آخر الان موقع مسافرت و سیاحت و آجیل خوردن و مهمانی رفتن است! و واقعا هم همین طور است؛ اما می گویم بله؛ این بچه ها با خیلی از ماها فرق دارند، جنسشان متفاوت است.
با دوستان بسیج دانشجویی به سمت اسفراین و بام و صفی آباد راه می افتیم، اتفاقا نیما ربیعیان، مسئول گروه جهادی عمار دانشگاه آزاد استان هم که برای خرید و کارهای اداری به بجنورد آمده است، همسفر ما تا قراجه بایر است. با او در میان مسیر راجع به مرحله قبلی اردوهای جهادی که در کال ایمانی شهرستان مانه و سملقان خراسان شمالی بود، به گفتگو می نشینم، نیما می گوید نگاه ما به جهادی پروژه محور نیست، بلکه حل مسئله است.
وقتی کال ایمانی به خودباوری و رشد کافی رسید
او توضیح می دهد: مثلا ما حداقل 5 دوره کامل اردو در مناطق محروم کال ایمانی برگزار کردیم و به واسطه پروژه عام المنفعه ساخت مسجد می شود گفت تمام مردم روستا را با خود همراه کرده و از این طریق تاثیرات فرهنگی و انقلابی نیز خود به خود از سمت بچه ها روی اهالی و نیز تاثیر مشاهدات محرومیت های واقعی روی بچه ها انجام شد.
نیما ادامه داد: وقتی دیگر روحیه کار و امید و تلاش در میان مردمان منطقه کال ایمانی با کار شبانه روزی و جهادی بچه ها ایجاد شد و مسئولین مختلفی از جمله آقای نوروزیان، معاون استاندار و فرماندار منطقه نیز از سوی جهادگران به محل اردو دعوت شدند و پای مشکلات مردم نشستند و مردم نحوه صحیح مطالبه گری را آموختند، دیگر احساس کردیم کال ایمانی به یک خودباوری و رشد کافی دست یافته است و این گونه بود که در دوره جدید منطقه بام و روستاهای آن محور قرار گرفت.
مردمانی که نماد اقتصاد مقاومتی اند
در همین حین هستیم که نیما با خوشحالی دست خود را به سمت روستایی که چند خانوار در آن ساکن است و در تاریکی مطلقی که شب بر کویر گسترده است و تعدادی چراغ از آن سو خودنمایی می کند، اشاره می کند و می گوید: اینجا یکی از کلاته هایی است که مردمی مقاوم و بسیار غیور دارد، گرچه تعدادشان کم است و بخشداری معتقد است باید با روستاهای بزرگ اطراف ادغام شود ،اما مردم می گویند با تمام سختی ها می سازیم، اما سرزمین آبا و اجدادی خود را ترک نمی کنیم.
وی تصریح کرد: برای همین از راههای گوناگون و با پشتکار و همکاری که با هم دارند، از پخت نان برای روستاهای اطراف گرفته تا قالیبافی و صنایع دستی مختلف تولید می کنند. علاوه بر تامین نیاز خود آنها را به فروش می رسانند، اما حاضر به نقل مکان نمی شوند. باید گفت این روستا نماد اقتصاد مقاومتی و تکیه به توان داخلی جوانان است، یک مستند زیبا هم خدادادی از کارگردانان توانمند استان هنگامی که ما برای اردوی جهادی به اینجا آمده بودیم، ساخته است که از تلویزیون پخش و مورد اقبال واقع شد.
چراغهای روشن؛ یادگار بچه های جهادی برای روستایی که غرق در تاریکی بود
نیما با خوشحالی می گوید: به واسطه جمعیت کم اینجا، بخشداری برق رسانی به روستا را بدون صرفه اقتصادی می دانست و این بندگان خدا شبها در تاریکی محض گرفتار بودند، اما با پیگیری های که گروه جهادی عمار انجام داد و همکاری های صمیمانه مسئولین، در عین ناباوری شاهد بودیم که نعمت برق شامل حال این مردم غیور و مقاوم شد و هر وقت شب از اینجا عبور می کنم تمام وجودم شادی و مسرت می شود.
تقریبا اواخر شب است که به محل اسکان بچه های جهادی در شهر صفی آباد می رسیم، بچه ها همه خوابند و با دیدن ما بیدار می شوند، البته گویا این خواب قبل از شام بوده! بچه ها آفتاب سوخته شده اند و دستانی که بخاطر کار زمخت شده است، اما چهره ها بشاش و روحیه ها بالا. شام را که می خوریم جلسه شبانه آغاز می شود، جمع بچه ها جمع است از آقای امینی فر، مسئول بسیج دانشجویی خراسان شمالی تا جواد پاک، دبیر شورای تبیین مواضع و چندین تن دیگر از بچه های فعال و اهل فکر این تشکل مقدس.
فارغ از همه هیاهوهای تلگرامی و آجیل خوری این روزهای ما در قلب امکانات شهر، موضوع جلسه دغدغه بچه ها نسبت به تحقق شعار سال است؛ اقتصاد مقاومتی!
بچه ها می خواهند طی سلسله جلساتی که در قلب اردوهای جهادی و در شبهایی که از خستگی محرومیت زدایی فرهنگی و مادی در حوالی «قراجه بایر»، این دور ترین نقاط محروم کشور گرد هم جمع می شوند، چاره ای بیندیشند برای محقق کردن سخن ولایت؛ برنامه ریزی ها هم خیلی دقیق انجام می شود، از برگزاری اردوی تشکیلاتی برای تشکیل یک مرکز مطالعات راهبردی تا کوچک ترین برنامه هایی که می تواند به تحقق اقتصاد مقاومتی کمک کند.
در این حال هستیم که یکی از بچه های قدیمی بسیج دانشجویی خراسان شمالی با طرح این بحث که با توجه به سه رسالت مهم جنبش دانشجویی که همانا مطالبه گری، گفتمان سازی و تربیت عنصر همتراز انقلاب اسلامی است، می گوید: برای گفتمان سازی ابتدا باید خود عامل به آن گفتمان و سخنی باشیم که می خواهیم به جامعه عرضه کنیم. او می گوید: می دانید که مهمترین نقش مردم در تحقق اقتصاد مقاومتی خرید کالای ایرانی است، اگر می خواهیم این نقش را در جامعه ترویج کنیم ابتدا باید خود کالای ایرانی بخریم.
او آنگاه به فتوای رهبر معظم انقلاب اشاره می کند که می فرمایند «ما باید عادت کنیم، برای خودمان فرهنگ کنیم، برای خودمان یک فریضه بدانیم که هر کالائی که مشابه داخلی آن وجود دارد و تولید داخلی متوجه به آن است، آن کالا را از تولید داخلی مصرف کنیم و از مصرف تولیدات خارجی بجد پرهیز کنیم؛ در همه زمینهها: زمینههای مصارف روزمرّه و زمینههای عمدهتر و مهمتر».
بچه ها به فکر فرو می روند، آنگاه در ادامه پیشنهادی مطرح می شود مبنی بر اینکه باید همین جا هم قسم بشویم برای گفتمان سازی این موضوع در جامعه. از همین لحظه عهد ببندیم دیگر هیچ کالای خارجی نخریم و بعد بچه ها دست ها را روی هم می گذارند و قسم یاد می کنند! این یک لحظه زیبا برای یک تشکل دانشجویی است که می خواهد مصداق این حدیث شریف باشد که «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم» یعنی بدون زبان و با عمل می خواهد گفتمان سازی کند و خود پیشقراول بشود.
در این میان یکی از بچه های جهادی می گوید هنوز برایم جا نیفتاده که با شما هم قسم بشویم و می گوید اگر تولید کنندگان ایرانی بتوانند با کیفیت جنس خارجی تولید کنند من هم، هم قسم می شوم. اینجاست که امینی فر با یک جمله دلنشین و منطقی مبنی بر اینکه اگر ابتدا کیفیت جنس داخلی مان به سطح خارجی برسد و بعد بخریم که هنر نکرده ایم، باید تولیدات داخلی را بخریم تا آنها نیز بتوانند با کیفیت بخشی به کالای خود با کالای خارجی رقابت کنند، این حرف چنان تاثیری در او می گذارد که بلافاصله هم قسم می شود.
بعد فهرستی از کارهایی که می توان برای گفتمان سازی خرید کالای ایرانی انجام داد ارائه شد؛ از تهیه لیستی از کالاهای با کیفیت ایرانی برای ارائه به عموم جامعه و تبیین اهمیت شرعی و عقلی این اقدام برای مخاطبان و نیز رایزنی با فروشگاههایی که مربوط به نهاد های دولتی هستند جهت عرضه کالاهای با کیفیت ایرانی و ارائه تسهیلات به خرید کنندگان و همچنین تبلیغ این سبک فروشگاهها در رسانه ها و تریبون های مختلف، و در مجموع این هدف بعنوان یکی از فعالیت های سال جدید بسیج دانشجویی به تصویب جمع می رسد و جلسه ادامه می یابد.
سپس بچه ها به بررسی سایر راهکارهای نقش آفرینی جنبش دانشجویی در تحقق اقتصاد مقاومتی می پردازند و اردوی جهادی را بعنوان یکی از مهمترین عرصه ها محور قرار می دهند. نیما ربیعیان که استخوان خورد کرده و از قدیمی های بسیج دانشجویی در اردوهای جهادی است و تا کنون روستاهای بسیاری را در استان برای بستر شناسی و فعالیت جهادی از نظر گذرانده، وارد بحث می شود و می گوید: باید رویه و ساختار اردوی جهادی را متحول کنیم، او پیشنهاد می کند اردوهای جهادی را به سمت پروژه های اقتصاد مقاومتی ببریم.
نیما می گوید: مثلا می توان برای این اردو ها بر اساس مطالعه و بستر شناسی که از ظرفیت های منطقه هدف صورت می گیرد. افراد دارای فکر اقتصادی را یافته و نسبت به دریافت وام اقتصاد مقاومتی با نهادهای مربوطه رایزنی کنیم، آنگاه بعد از آموزش افراد آن روستا، جهادگران را برای ساخت کارگاههای تولیدی جهت اشتغالزایی بکار بگیریم و در انتها نیز از همین افراد بومی هیئت امنایی تشکیل بدهیم و کار را به خودشان واگذار کنیم. او می گوید همین منطقه از اسفراین استعداد بالایی در پرورش شتر مرغ دارد یا کال ایمانی برای تولید فرش دستباف خیلی مستعد است.
در نهایت هدفمند کردن اردوهای جهادی نیز بعنوان یکی دیگر از برنامه های بسیج دانشجویی برای تحقق شعار سال به تصویب بچه ها می رسد و طرح های خوب دیگری هم در این زمینه با همفکری بچه ها مطرح و ثبت می شود. باید بگویم جنس اردوهای جهادی امسال واقعا متفاوت از قبل است و هر کجا می روی دغدغه جدی بچه ها «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» است نه شعار و حرف!
نا گفته نماند که سال 94 نیز اردوهای جهادی یک روزه با رویکرد اقتصاد مقاومتی و تقویت تولید با محوریت کمک به کشاورزان و باغداران در مناطق محروم از سوی دانشجویان جهادگر خراسان شمالی کلید خورده بود و باغات و زمین های کشاورزی زیادی خصوصا در شهرستان شیروان به دست این بچه ها احیا شده بود.
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو؛ به نقل از فارس، دربخشی از مستند شبکه دوم تلویزیون بیبیسی موسوم به «پشت دیوارهای کاخ سفید» که به بررسی حوادث دوران ریاستجمهوری باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا میپردازد، محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران هم به اظهار نظر در این باره پرداخته است.
بخشی از قسمت سوم این مستند با عنوان «خرابش نکن» مسائل مربوط به دولت اوباما در قبال ایران را بررسی می کند. اظهارنظرها درباره مسائل مربوط به مکالمه تلفنی اوباما و روحانی در همین قسمت مطرح شده است.
در اولین سفر روحانی به نیویورک برای شرکت در شصت و هشتمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مهرماه سال 1392 گمانهزنیهای بسیاری درباره احتمال ملاقات اوباما و روحانی مطرح شده بود.
این ملاقات انجام نشد، اما در لحظات بازگشت روحانی به ایران گفتوگوی تلفنی بین دو طرف انجام شد.
«بن رودز»، معاون مشاور امنیت ملی آمریکا در این مستند بیبیسی در همینباره میگوید: «وقتی به نیویورک رسیدیم، هنوز مشخص نبود که آیا این دیدار قرار است برگزار شود یا خیر. هر بار که بنا بود قرار این ملاقات تنظیم شود، اینطور به نظر میرسید که آنها با فشارهایی از تهران، پا پس میکشند و در نهایت به نظر رسید که برای آنها دشوار است که این ملاقات انجام شود.»
پس از «بنرودز»، محمد جواد ظریف میگوید: «میدانم که هر دو طرف از اینکه این ملاقات انجام نشده بود، ناراحت بودند و دنبال فرصتی بودند که به نوعی آن را جبران کنند.»
گوینده «بیبیسی» در اینجا ادعا میکند که ایران پیشنهاد گفتوگوی تلفنی میان روسای جمهور دو کشور را مطرح میکند.
«جک سالیوان» مشاور امنیتی معاون رئیسجمهور آمریکا که در زمان گفتوگوی تلفنی اوباما در کنار او بود گفت: «این میتوانست لحظهای باشد که من باید هیجانزده میبودم و در این اندیشه که خدای من، قرار است نظارهگر تاریخ باشم. اما اگر بخواهم حقیقت را بگویم فقط مضطرب بودم چون من این مکالمه را طوری ترتیب داده بودم که با تلفن همراه تماس گرفته شود و در یک لحظه ترس بر من غالب شد که اصلا این شماره رئیسجمهور روحانی است یا شخص دیگری.»
«سالیوان» در ادامه میگوید: «وقتی داشتند صحبت میکردند خیالم کمی راحت شد، اما هیچوقت نمیتوانستم کاملاً مطمئن باشم که در پایان تماس آنها نگویند: سلام، من یک رادیو دی.جی از مونترئال هستم.»
سالیوان ادامه میدهد بعد از آنکه روحانی در حساب کاربریاش در توئیتر موضوع مکالمه تلفنی را منتشر کرده از انجام مکالمه اطمینان حاصل کرده است.
«بن رودز» در ادامه واکنش باراک اوباما پس از تماس تلفنی را نقل کرده است: «رئیسجمهور (اوباما) وقتی تلفن را گذاشت به ما نگاه کرد و گفت: "اتفاق بسیار قابل توجهی بود."»
انتهای پیام/م