به بهانه‌ی قتل میرزاده عشقی؛
سرانجام مخالفت با رضاخان
رضاشاه حتی به مورد وثوق‌ترین نزدیک خود، محمدعلی فروغی، مغز متفکر حکومت خود و تاج‌بخش حکومت پسرش محمدرضا هم رحم نکرد و با قتل ناجوانمردانه‌ی دکتر اسدی، داماد فروغی، تنها دختر وی را به کام مرگ کشاند و مخوف‌ترین و جنایتکارانه‌ترین حکومت‌های دوران معاصر را رقم زد.
تاریخ ایران همواره حقایق بزرگی را بی‌رحمانه در زیر لایه‌های عوام‌گرایی و عوام‌فریبی مدفون کرده است که دوره‌ی رضاشاه پهلوی نیز یکی از همان دوره‌های تدفین حقایق است. اینکه چه کسانی و با چه اهدافی و چگونه، هم در روزگار پهلوی و هم تا به امروز، فریب‌های تاریخی بزرگ این دوره را با تیزبینی ترویج می‌کنند، بحث مهمی است. جریانی که علاوه بر تاریخ‌نویسان سلطنت‌طلب و برخی تاریخ‌گویان داخلی ظاهراً مستقل، با رشد شبکه‌های ماهواره‌ای، شتاب بیشتری گرفته و با برجسته کردن بعضی خدمات صورت‌گرفته در عصر رضاشاه، همچون ساخت راه‌آهن سراسری، پل ورسک، ایجاد ارتش مدرن و... به تطهیر عصر سیاه پهلوی می‌پردازد.[1]
 
رضاشاه طبق این روایت‌های انگلیسی، فردی دموکرات، آزادی‌خواه، روشن‌فکر و متجدد، طرفدار مذهب، مدیر بسیار لایق، معمار ایران نوین، ضدبیگانه مخصوصاً شدیداً ضدانگلیسی، طرفدار حقوق زنان، وطن‌پرست واقعی و در یک کلام یک منجی و فردی که کوچک‌ترین نقطه‌ی منفی‌ای در سرتاسر عمر خود ندارد، معرفی می‌شود. اما عصر پهلوی، بیش از آنکه با چنین عباراتی قابل وصف باشد، با کلیدواژه‌هایی چون پزشک احمدی، قتل خاموش بیش از 200 شاعر و نویسنده بنام ایرانی، قتل خاموش فداکارترین فرزندان این آب‌وخاک، تقدیم بحرین و 32 جزیره‌ی بی‌نظیر آن به انگلیس آن هم در صلح کامل و تقدیم بخش‌های استراتژیکی از هامون و آرارات و بخشی از زرخیزترین نواحی ایران، همراه است. حکومتی که نه در دموکراسی و آزادی‌های سیاسی و نه حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور و نه ارتقای رفاه عمومی، نه تنها خدمتی نکرده که حتی از شاهان عقب‌مانده‌ی قاجار نیز پسرفته‌تر بوده است.
 
این مقاله تلاش می‌کند بخشی از سیاست‌ها و عملکرد رضاشاه در قبال آزادی‌خواهان و روشن‌فکرمسلکان، نخبگان و منتقدان و جنبش‌های مردمی را بیان کند.
 
پس از کودتای انگلیسی اسفند 1299، سلسله‌ای از ترورها و آشوب‌های هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده طراحی شد که تا پایان عصر رضاشاهی و پس از آن، در دوران حکومت پهلوی دوم ادامه یافت.
 
سرکوب و کشتارهای دسته‌جمعی
 
سردار سپه در این هنگام، به تجدید نفوذ و قدرت حاکمان محلی اقدام نمود و شماری از آنان را به مرکز جلب کرد یا از میان برداشت تا در آینده، نیروی مخالفی در داخل کشور نداشته باشد. سرکوب‌های وحشیانه‌ی قیام‌های مردمی، بخش مهمی از تاریخ دوران سردارسپهی رضاخان است که همگی با کمک انگلیسی‌ها و برای تحقق اهداف آن‌ها صورت پذیرفت. سرکوب قیام کلنل پسیان در خراسان، قیام خیابانی در تبریز و همچنین ​نهضت ضدانگلیسی جنگل به رهبری میرزا کوچک‌خان، به‌واسطه‌ی برخورداری از نیروی ارتش وابسته‌ی رضاخانی میسر شد. ارتشی تا بن دندان وابسته به بیگانگان و عامل زور و اجحاف به عموم مردم که علی‌رغم سال‌ها هزینه و تبلیغات و رعب‌افکنی، بیست سال بعد از این در جنگ جهانی دوم، حتی 24 ساعت نتوانست در برابر قشون متفقین مقاومت کند.
 
قلع‌وقمع عشایر ایران که یکی از مهم‌ترین ارکان مبارزه با بیگانگان در طول تاریخ در کشور بوده‌اند، از دیگر اقدامات سرکوبگرانه و رعب‌انگیز رضاخان بوده است. ایلات در طول تاریخ اثبات کرده‌اند که پاسداران واقعی مرزوبوم ایران بوده‌اند. سلحشورانی که در تاریخ معاصر ایران، بدون چشمداشت از حکومت‌های مرکزی، در جنوب کشور بارها با بیگانگان علی‌الخصوص انگلیسی‌ها جنگیده‌اند و دارای چنان قدرتی بودند که انگلیسی‌ها از آنان به شدت بیم و وحشت داشتند.
 
رضاخان در دوران سلطنت خود، براساس مأموریتی که داشت، تلاش فراوانی کرد تا در راستای تأمین منافع و مطامع اربابان قدرت خود حرکت کند. از همین رو، علاوه بر سیاست تخته قاپو کردن (یکجانشینی اجباری) و خلع سلاح عشایر، به کشتار دسته‌جمعی عشایر و قتل و ترور سران ایلیاتی به‌ویژه بختیاری‌ها و قشقایی‌ها پرداخت. قتل 25 تن از دلیرترین سران قشقایی و بویراحمدی و ممسنی از این جمله‌اند. روایت رفتارهای غیرانسانی و کشتارهای وحشیانه‌ی ارتش خشن و بی‌رحم رضاخانی در برخورد با عشایر، روایتی بسیار تلخ و دردآور است.
 
رضاشاه طبق این روایت‌های انگلیسی، فردی دموکرات، آزادی‌خواه، روشن‌فکر و متجدد، طرفدار مذهب، مدیر بسیار لایق، معمار ایران نوین، ضدبیگانه مخصوصاً شدیداً ضدانگلیسی، طرفدار حقوق زنان، وطن‌پرست واقعی و در یک کلام، یک منجی و فردی که کوچک‌ترین نقطه‌ی منفی در سرتاسر عمر خود ندارد، معرفی می‌شود.
 
قتل عام و مجروح شدن بیش از 1500 تن از مردم عادی مشهد در مسجد گوهرشاد به جرم اعتراض به بخشنامه‌ی اجباری شدن کلاه‌فرنگی برای ایرانیان (کلاه‌شاپوی فرانسوی)[2] و اقدامات ضداسلامی رضاشاه علیه حجاب (شش ماه پیش از کشف حجاب رسمی)، از دیگر صحنه‌های غم‌انگیز و دردآور تاریخ عصر پهلوی اول است. رعب‌افکنی و وحشت‌آفرینی مأموران رضاخان در اجرای قانون کشف حجاب و ممنوعیت عزاداری سالار شهیدان در ماه محرم و صفر نیز نقطه‌ی اوج خشونت و سرکوبگری این دوران است که با کمال بی‌رحمی و تحقیر ملی صورت پذیرفت.
 
مأموران رضاخان شب و روز در کوچه‌ها و خیابان‌ها می‌گشتند و هرجا زن باحجابی را می‌یافتند، با خشونت چادر و روسری‌اش را برمی‌داشتند و مردها را مجبور می‌کردند تا زن‌هایشان را سربرهنه به خیابان‌ها و مجالس ببرند. رفتارهای قساوت‌آفرینی که بسیاری از مادران غیورمان را سال‌ها گوشه‌نشین خانه‌ها ساخت و سوگمندانه سبب مرگ بسیاری از زنان عفیف ایرانی شد. توجیه عجیب این اقدامات، موضوعی است که متأسفانه توسط برخی تاریخ‌گویان جیره‌خوار، به‌عنوان الزامات مدرن‌سازی ایران مطرح و تئوریزه می‌شود و پس از آن از طریق شبکه‌های عامه‌پسند ماهواره‌ای در ذهن زنان و مردان این مرزوبوم تصویرسازی می‌گردد.
 
 
ترور و قتل آزادی‌خواهان برجسته
 
در دوران شانزده‌ساله‌ی حکومت رضاخان، رعب و وحشتی مثال‌زدنی و کم‌نظیر در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی کشور سایه افکند و دستاوردهای چندده‌ساله‌ی مردم ایران که در مشروطیتی هرچند کم‌فروغ، ولی امیدبخش متبلور شده بود، مورد تعدی و تجاوزی نابکارانه قرار گرفت. در این میان، به‌ویژه آزادی‌خواهان و رجال و شخصیت‌های سیاسی، ادبی و هنری کشور، سخت تحت تعقیب قرار گرفتند و به سرعت از عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی کشور حذف شدند. رضاشاه برای تقویت پایه‌های سلطنت دودمان پهلوی و افزایش ثروت و اقتدار خود، بسیاری از آزادی‌خواهان را که برای حاکمیت حکومت قانون مبارزه می‌کردند، به شیوه‌های ناجوانمردانه‌ای به قتل می‌رساند.
 
ترور، قتل در زندان، قتل در تبعید، اعدام و به دار کشیدن مخالفان و... شیوه های مختلفی است که حکومت وحشت و اختناق رضاخان، منتقدان و مخالفان خود را با آن از بین می‌برد و با این روش، صدای معترضان را در طول حکومت خویش خاموش می‌کرد.
 
قتل میرزاده عشقی، نویسنده، روزنامه‌نگار و شاعر پرآوازه‌ی انقلاب مشروطه، از این جمله است. محمدرضا کردستانی، معروف به میرزاده عشقی از شاعران و روزنامه‌نگاران عصر رضاشاه پهلوی است که از اشعار او نوروزی ‌نامه، سه تابلو مریم، احتیاج و رستاخیز بسیار معروف است.
 
عشقی از مخالفان قرارداد ننگین وثوق‌الدوله (1919) با انگلیسی‌ها بود و به همین دلیل، مدتی زندانی شد.وی سپس در تهران، روزنامه‌ی «قرن بیستم» را که حاوی مقالات و اشعار تندِ ضد هیئت حاکمه بود، انتشار داد. عشقی در شماره‌ی اول این روزنامه، کاریکاتورها، اشعار و مقالات تندی را مبنی بر هزل جمهوری و جمهوری‌خواهان اختصاص داد که بلافاصله از طرف شهربانی، شماره‏های آن، جمع و سانسور شد و سپس در سال 1303 در حالی که تنها 31سال داشت، به دست عوامل رضاخان در منزل خود ترور شد.
 
چند بیت از شعر «جمهوری‌نامه» میرزاده عشقی، فضای اختناق رضاخانی و جمهوری قلابی او را به‌خوبی تصویر می‌کند:
 
«ببین آن کهنه الدنگ قلندر/ نموده نوحه‌ی جمهوری از بر
حقیقت بارک‌الله‌، چشم بد دور/ مبارک باد این جمهوری زور
ازین پس گوش‌ها کر چشم‌ها کور/ چنین ‌جمهوری ‌بر ضد جمهور
ز کمپانی نماید حق‌شناسی/ زند تیپا به قانون اساسی
دریغ از راه دور و رنج بسیار/ موافق گشته لندن این سخن را
به قدری این سخن‌ها کارگر شد/ که سردار سپه عقلش ز سر شد
که آمد در میان خلق سردار/ برای ضرب‌ و شتم و خشم و کشتار»[3]
 
 
محمد فرخی یزدی، شاعر، نویسنده و نماینده‌ی مجلس، از دیگر مقتولین این دوره است. فرخی یزدی هم که مانند عشقی شاعر و روزنامه‌نگار و همین‌طور نماینده‌ی مردم یزد در مجلس بود، در زندان قصر به قتل رسید. فرخی نیز از مخالفان قرارداد وثوق‌الدوله بود و به همین سبب، مدت‌ها در زندان شهربانی محبوس شد. با وقوع کودتای سوم اسفند، همراه با بقیه‌ی آزادی‌خواهان، باز هم مدتی را در باغ سردار اعتماد زندانی شد. او که از مخالفان جمهوری رضاخانی بود، در سال 1300ش روزنامه‌ی «طوفان» را منتشر ساخت و نسبت به اوضاع سیاسی کشور انتقاد می‌کرد.
 
در این روزنامه، رباعی‏هایی که او هر روز درباره‌ی مسائل جاری کشور در چهار بیت می‏سرود، فوق‏العاده مورد توجه قرار گرفت و روزنامه‏اش بین توده‌ی مردم، طرفداران زیادی یافت؛ به‌طوری‌که مقام اجتماعی فرخی به‌عنوان یک شاعر ملی و روشن‌فکر شهرت یافت. غزل «آزادی» از معروف‌ترین غزل‌های فرخی است. وی در دوره‌ی هفتم از طرف مردم یزد به وکالت مجلس شورای ملی انتخاب شد و مبارزاتش را ادامه داد، ولی بعدها به دلیل فقدان امنیت جانی به مسکو و از آنجا به آلمان گریخت. وی روزنامه‏نگار و شاعری توانا، ملی و سیاسی بود که خود را عاشق آزادی می‏نامید و در تمام اشعار خود، از این عشق مقدس دفاع و حمایت می‏کرد. فرخی بعدها به ایران بازگشت، ولی به جرم مخالفت و مبارزه با سلطنت به زندان محکوم شد و در 25 مهر 1318ش در 51سالگی، در زندان قصر با آمپول هوای پزشک احمدی به قتل رسید. مزارش تا کنون شناخته نشده است.
 
 
آخرین شعری که از او ثبت شده، شعری در زندان است که بعد از شنیدن خبر ازدواج ولیعهد با فوزیه‌ی مصری و قانون مجلس در ایرانیکردن فوزیه به دستور رضاشاه سرود. وی در این اشعار، این اقدام را نشانه‌ای از نزدیک شدن حکومت پهلوی به آخر کار معرفی می‌کند. رضاشاه پس از شنیدن این ابیات، به‌شدت عصبانی شده و دستور قتل او راصادر کرد.[4] چند بیت از این اشعار چنین است:
«دلم از این خرابی‌ها بود خوش زانکه می‌دانمخرابی چون‌که از حد بگذرد، آباد می‌گردد
دلم از این عروسی سخت می‌لرزد که قاسم همچنان‌که نینوا نزدیک شد، داماد می‌گردد
به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن زآن روکه بنیان جفا و جور بی‌بنیاد می‌گردد»
واعظ قزوینی، شاعر و روحانی چپ‌گرا و ضدسرمایه‌داری، مدیر و سردبیر روزنامه‌ی «نصیحت» و نویسنده‌ی مقالات انتقادی علیه سردار سپه، نویسنده‌ی دیگری بود که در آبان 1304 در ساختمان مجلس در بهارستان، به ‌دست عمال رضاخان ترور شد.
 
 
کمال‌الملک، نقاش صاحب سبک و هنرمند برجسته‌‌ی ایران، دیگر شخصیتی بود که به تیغ خشم رضاشاه گرفتار شد و وی او را به دهکده‌ای در نیشابور تبعید کرد. جرم کمال‌الملک، این نقاش بی‌نظیر ایرانی، نقاشی در دربار ناصرالدین‌شاه و اخذ بورس تحصیلی از حکومت قاجار در سال‌های پیش از مشروطه بود.[5]
 
شهادت روحانیون باتقوایی نظیر آیت‌الله سید حسن مدرس به‌عنوان محور مخالفان رضاخان، از دیگر اقدامات حکومت پهلوی اول در خشکاندن ریشه‌ی آزادی و آزادی‌خواهی در این دوره بوده است.
 
 
اگرچه مربع چهارضلعی تیمورتاش، نصرت‌الدوله فیروز، داور و سردار اسعد بختیاری در کنار فروغی، نقش مهمی در زمینه‌سازی برای به قدرت رسیدن رضاشاه و تحکیم سلطنت شبه‌مدرنیستی او برعهده داشته‌اند، اما در نهایت رضاشاه با بی‌رحمی، سرنوشتی فاجعه‌آلود برای هر یک از این مزدوران رقم زد.

 

 
قتل و حذف نزدیکان و معتمدان
 
علاوه بر قتل و قلع‌وقمع منتقدان و مخالفان سیاسی، رضاشاه از سال‌های 1312ش به بعد، که به مستبدی مطلق‌العنان بدل گردید، مایل به نابودی هر کانون قدرتی جز خودش (حتی در زیردستانش) گردید و در ایجاد حکومت اختناق و وحشت، حتی به نوکران خود نیز رحم نکرد و بی‌رحمانه‌ترین جنایت‌ها را علیه نزدیک‌ترین معتمدان و دوستان خود صورت داد. چنین شد که بسیاری از کسانی که در روند صعود نهایی رضاخان به سریر قدرت و سلطنت سهمی درخور برعهده داشتند، از گزند و تعقیب و آزار دیکتاتور رهایی نیافتند. اگرچه مربع چهارضلعی تیمورتاش، نصرت‌الدوله فیروز، علی‌اکبر داور و سردار اسعد بختیاری، در کنار محمدعلی فروغی، بزرگ فراماسونر لژ بیداری، نقش مهمی در زمینه‌سازی برای به قدرت رسیدن رضاشاه و تحکیم سلطنت شبه‌مدرنیستی او برعهده داشت، اما در نهایت رضاشاه با بی‌رحمی ذاتی‌اش، سرنوشتی فاجعه‌آلود برای هر یک از این مزدوران خود رقم زد.
 
[6] تیمورتاش مرد شماره‌ دو ایران پس از رضاشاه و از کسانی بود که در برانداختن قاجارها و برآوردن پهلوی‌ها کوشش بسیار کرد. او آن‌قدر مورد اعتماد رضاشاه بود که نخستین وزیر دربار وی منصوب شد و نقش مهمی را در سیاست خارجی ایران بازی می‌کرد. ظاهراً انگلیسی‌ها با ارائه‌ی اسنادی، جاسوسی و یا تمایل تیمورتاش به دولت شوروی را آشکار نمودند و این مسئله موجب تشدید نگرانی‌های رضاشاه از نفوذ تیمورتاش و نهایتاً منتهی به برکناری و دستگیری تیمورتاش و قتل فجیع او در زندان قصر به دست شکنجه‌گر معروف عصر رضاشاه، یعنی پزشک احمدی شد.
 
سردار اسعد بختیاری هم صاحب منصب دیگری بود (وزیر جنگ در دوران نخست‌وزیری محمدعلی فروغی) که پس از اینکه مورد غضب رضاشاه قرار گرفت، به زندان افتاد و سرانجام در سال 1312 در زندان قصر با آمپول پزشک احمدی کشته شد.
 
نصرت‌الدوله فیروز نیز از مشاوران رضاشاه و از دیگر نزدیکان وی بود که به شکل فجیعی در زندان سمنان به دستور او به قتل رسید.
 
از میان این‌ها، سرنوشت علی‌اکبر داور هم بسیار جالب توجه است. او که معمار دادگستری نوین ایران بود و چند پروژه‌ی مهم مانند تأسیس «اداره‌ی ثبت احوال»، تدوین «قانون ثبت اسناد»، «قانون ثبت املاک»، «قانون ازدواج و طلاق» و تأسیس بیمه‌ی ایران را در کارنامه داشت، در حالی که مورد غضب رضاشاه قرار گرفته بود و بسیار تحت فشار بود، چند روز پس از قتل تیمورتاش، قبل از آنکه رضاشاه او را به زندان افکنده و به شکل مفتضحانه و فجیع به قتل برساند، با خوردن معجون تریاک و الکل در سال 1315 دست به خودکشی زد.[7]
 
رضاشاه حتی به مورد وثوق‌ترین نزدیک خود، محمدعلی فروغی، مغز متفکر حکومت خود و تاج‌بخش حکومت پسرش محمدرضا هم رحم نکرد و با قتل ناجوانمردانه‌ی دکتر اسدی، داماد فروغی، تنها دختر وی را به کام مرگ کشاند و مخوف‌ترین و جنایتکارانه‌ترین حکومت‌های دوران معاصر را رقم زد.
 
با اعمال چنین فشارهایی بود که زندان قصر و سایر بازداشتگاه‌ها و زندان‌های دوره‌ی رضاشاه عمدتاً به کشتارگاهی غیررسمی تبدیل شدند که در آنجا هزاران تن به جرم کوچک‌ترین انتقادی از حکومت، به قتل رسیدند، هیچ دادگاه سیاسی علنی با حضور وکیل تشکیل نشد و بدون اینکه هیچ مسئولی به داوری در قبال این رفتارهای غیرانسانی حکومتش تن در دهد، فجیع‌ترین قتل‌ها صورت پذیرفت. جو استبدادی و دیکتاتورمنشانه‌ی حکومت پهلوی اول چنان بوده است که در دوران سلطنت رضاشاه، بیش از 24 هزار تن به انحای گوناگون به دست مأموران امنیتی شهربانی، جان خود را از دست داده‌اند و سربه‌نیست شده‌اند و اکثرِ به‌قتل‌رسیدگان هیچ‌گاه هویت‌شان آشکار نشده است.[8] موضوعی که تریبون‌ها و رسانه‌های ظاهراً آزادی‌خواه، همیشه بر آن سرپوش نهاده و حتی آن را توجیه کرده‌اند.
 
آنچه به‌عنوان کلام آخر قابل بیان است، تلاش هدفمند مستندهای تلویزیونی رسانه‌های معارض برای انکار حقایق تاریخی است. موضوعی که شبکه‌های ماهواره‌ای تطهیرکننده‌ی عصر پهلوی، با انگشت گذاردن بر آن، بر مطالعه و حافظه‌ی تاریخی ضعیف بینندگان این شبکه‌ها سوار شده و به‌ویژه با استفاده از تاکتیک «دروغ معقول» به شست‌وشوی کارنامه‌ی ننگین ضددینی و ضدفرهنگی این عصر می‌پردازند. لذا تولید آثار تصویری مستدل و مستند در کنار آثار مکتوب و علمی، یکی از مهم‌ترین الزامات جلوگیری از فریب‌های تاریخی و تدفین حقایق است.(*)
 
 پی‌نوشت‌ها:


 
 
[2]. داود قاسم‌پور، قیام مسجد گوهرشاد به روایت اسناد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1386.
[3]. حسین مکی، تاریخ بیست‌ساله‌ی ایران، جلد سوم، ص 70.
[6]. شهریار زرشناس، روشن‌فکری در عصر پهلوی اول (2)، باشگاه اندیشه.
[8]. کریستین دلانوا، ساواک، ترجمه‌ی عبدالحسین نیک‌گهر، تهران، طرح نو، 1371، ص 21.
 
*الهه خانی؛ محقق و پژوهشگر تاریخ معاصر
تبیین بیانات رهبر انقلاب در جمع اساتید دانشگاه‌ها؛
دیالکتیک مطلوب سیاست و دانشگاه کدام است؟
بایسته‌های دانشگاه معیار چیست؟ کدام فعالیت سیاسی در دانشگاه مطلوب و کدام فعالیت سیاسی در دانشگاه نامطلوب است؟ چه کسانی حق فعالیت سیاسی در دانشگاه را دارند مدیران دانشگاه، جریانات سیاسی یا مجموعه‌های دانشجویی؟
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در بیانات خود در جمع مسئولان و اساتید دانشگاه بیاناتی در خصوص نسبت دانشگاه و سیاست بیان داشتند که نظر به اهمیت آن در این مختصر می‌کوشیم تا با استفاده از سایر منویات معظم له، تبیینی بر موضوع فعالیت سیاسی در دانشگاه و نیل و اجتناب آن داشته باشیم.
 
رهبر معظم انقلاب در دیدار با اساتید دانشگاه با اشاره به خطر سیاست‌زدگی دانشگاه‌ها برای پیشبرد علمی اهداف این نهاد می‌فرمایند: «محیط علمی کشور را از حاشیه‌سازی‌ها برکنار نگه دارید. اشتباه نشود؛ من نمی‌گویم در دانشگاه‌ها سیاست نباشد (شاید خیلی‌ها یادشان است که من سال‌ها پیش در همین جلسه‌ی ماه رمضان در حضور اساتید، تعبیر تندی کردم نسبت به آن کسانی که می‌خواستند دست‌وپای سیاست را از دانشگاه‌ها و میان دانشجوها جمع کنند که مایه‌ی گله‌ی خیلی‌ها شد) نه، بنده معتقدم محیط دانشگاه، محیط فهم سیاسی، تحلیل سیاسی، دانش سیاسی، آگاهی سیاسی است. این را من مانع نیستم. نه، [بلکه می‌گویم‌] سیاست‌بازی نشود، سیاسی‌کاری نشود، حاشیه‌سازی نشود. این حاشیه‌سازی‌ها به کار اصلی که عبارت است از کار علم و پیشرفت علم با همه‌ی خصوصیاتی که این مسئله دارد، لطمه می‌زند.»[1]
 
با توجه به گزاره فوق، با طرح دو سؤال اساسی، ابعاد فعالیت سیاسی در دانشگاه ها از نگاه رهبر معظم انقلاب را به طور نظام مند بررسی می نماییم.
 
الف) جایگاه فعالیت سیاسی در «دانشگاه تراز» انقلاب اسلامی چیست؟
 
برای تبیین نقش فعالیت سیاسی در دانشگاه به طور کلان، ابتدا باید به مؤلفه‌های اساسی پویایی در «دانشگاه ایده‌آل تراز» انقلاب از نگاه رهبر معظم انقلاب اشاره کرد. دانشگاه آرمانی مدنظر انقلاب اسلامی، دانشگاهی است که از رکود و خمودگی فاصله دارد و چنین فضایی عمدتاً دارای سه پارامتر اساسی است که می‌توان آنها را به مثابه اضلاع یک سه وجهی تصور نمود که هر یک از وجوه این سه وجهی مکمل دیگری به حساب می‌آیند. با نگاهی به بیانات متعدد رهبر فرزانه انقلاب در سال‌های اخیر در جمع دانشگاهیان می‌توان سه ضلع دانشگاه بانشاط را که متشکل از نشاط علمی، نشاط معنوی و نشاط سیاسی می‌باشد را این‌گونه تعریف نمود:
 
1-    نشاط علمی:
 
نشاط علمی در دانشگاه اساسی‌ترین وجه تمیز آن از سایر محیط‌های اجتماعی است. دانشگاه‌های کشور در صورتی که دارای پویایی و خودباوری در عرصه علم باشند، یقیناً محصول چنین نشاطی را می‌توان در پیشرفت‌ها و دستاوردهای علمی آن کشور جست‌و‌جو کرد. از این روست که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند:
 
 
«یک عرصه [در دانشگاه‌ها] عرصه‌ی نشاط علمی است. من به شما عرض بکنم؛ امروز یکی از نیازهای اساسی و درجه‌ی یک کشور، نیاز علمی است. اگر چنان چه ما توانستیم در عرصه‌ی علمی، پیشرفت‌هائی را که تا امروز بحمدالله به دست آمده است، با همین سرعت دنبال کنیم، هم در زمینه‌ی مشکلات اقتصادی، هم در زمینه‌ی مشکلات سیاسی، هم در زمینه‌ی مشکلات اجتماعی، هم در زمینه‌ی مسائل بین‌المللی، مطمئناً گره‌گشائی‌های بزرگی خواهد شد».[2]
 
باید در نظر داشت هر مقوله‌ای که به عرصه نشاط علمی در دانشگاه خلل وارد نماید، یقیناً عنصری نامطلوب در فضای دانشگاه به حساب آمده و بایستی فضای دانشگاه را از آن پرهیز داد.
 
2-   نشاط معنوی:
 
نشاط معنوی در دانشگاه‌ها در حقیقت وجه ممیز دانشگاه تراز انقلاب اسلامی با سایر محیط‌های آکادمیک و دانشگاهی سکولار و غیرمذهبی است. معنویت در حقیقت به رویکرد علمی دانشگاه نیز جهت‌دهی می‌کند و آن را با اهداف عالی نظام هم‌راستا می‌سازد.
 
البته معنویت به معنای انزوا و گوشه‌نشینی نیست، بلکه معنویتی به عنوان ایده‌آل در فضای دانشگاه مدنظر است که واجد پویایی لازم برای تحرک در عرصه‌های علمی و سیاسی انقلاب باشد.
 
رهبر انقلاب اسلامی در این زمینه می‌فرمایند:
 
«دانشگاه باید یک محیط دینی باشد. در دانشگاه باید متدیّنین احساس کنند که فضای عمومی آن‌جا به آنها کمک می‌کند. البته تدیّن، دین، معنویّت و اخلاق، و از جمله شعب این معنویّت، همین احساسات انقلابی است. امروز کسی نمی‌تواند بگوید من متدیّن هستم، اما درتضاد با انقلابی باشد که براساس دین است».[3]
 
دانشگاهی که تهی از جهت‌گیری معنوی باشد، حتی در صورتی که نشاط علمی و سیاسی در آن به اوج خود برسد، نمی‌تواند از ظرفیت خود ملازم با اهداف عالیه انقلاب اسلامی بهره‌برداری نماید و ثمره فعالیت‌های علمی در چنین فضایی لاجرم در خدمت نظام نخواهد بود.
 
3- نشاط سیاسی:
 
ضلع سوم مورد نیاز برای تحرک دانشگاه، وجود نشاط سیاسی در این محیط علمی است. ایجاد فضای نشاط سیاسی در دانشگاه دو نتیجه مهم در بر دارد. اول آن که سبب افزایش تحلیل سیاسی و بصیرت بخشی عمومی در قشر دانشگاهیان می‌گردد و زمینه را برای تولید گفتمان سیاسی از درون دانشگاه برای جامعه فراهم می‌آورد. رهبر معظم انقلاب در خصوص افزایش تحلیل سیاسی در دانشگاه می‌فرمایند:
 
«یک نکته‌ی اساسی مطرح می‌شود که من همیشه در مواجهه‌ی با دانشجویان، روی آن تکیه می‌کنم؛ و آن، پیدا کردن قدرت تحلیل مسائل و جریان‌های مهم کشور است. سیاست در دانشگاه‌ها - که بنده همیشه روی آن تأکید کرده‌ام - به این معناست. ما دو کار سیاسی داریم: سیاست‌زدگی و سیاست‌بازی؛ این یک‌جور کار است. این را من به هیچ‌وجه تأیید نمی‌کنم؛ نه در دانشگاه و نه در بیرون دانشگاه؛ بخصوص در دانشگاه. یکی هم سیاستگری است؛ یعنی حقیقتاً فهم و قدرت تحلیل سیاسی پیدا کردن؛ که یکی از وظایف تشکل‌های دانشجویی این است. من تأکید می‌کنم، تشکل‌های دانشجویی - که عمده نمایندگان آنها، در اینجا تشریف دارید - نوع برنامه‌ریزی و کار را به کیفیتی قرار دهید که دانشجو قدرت تحلیل سیاسی پیدا کند؛ هر حرفی را به آسانی نپذیرد و هر احتمالی را به‌آسانی در ذهن خودش راه ندهد یا رد نکند؛ این قدرتِ تحلیل سیاسی، خیلی مهم است. ما غالباً چوب این را خورده‌ایم؛ نه ما، بلکه ملت‌های دیگر هم بر اثر خطاها و خبط‌هایی در فهم سیاسی‌شان، گاهی مشکلات بزرگی را از سر گذرانده‌اند. این، یک مسئله‌ی مهم است».[4]
 
نتیجه دوم فعالیت‌های سیاسی در دانشگاه‌ها که مورد تأکید رهبری نیز می‌باشد، تربیت کادر نخبه سیاسی برای آینده کشور است. ایشان در دیدار با فعالین تشکل‌های دانشجویی به همین نکته اشاره می‌فرمایند:
 
«بخشی از نخبه‌پروری هم مربوط به شماست؛ یعنی در محیط تشکل‌های دانشجوئی، نخبه‌های سیاسی پرورش پیدا کنند؛ فضا را آماده کنید ... از فکر، از ذهن استفاده کنید، ببینید چگونه می‌توانید محیط بحث و استدلال و ارزیابی فکری و تقویت روحیه و تقویت امید و محکم کردن پایه‌های فکر سیاسی را در این طبقه‌ی جدیدی که بعد از شما می‌آیند، برنامه‌ریزی کنید».[5]
 
 
فعالیت سیاسی در دانشگاه‌ها باید منافاتی با دو وجه دیگر نشاط دانشگاه‌ها نداشته باشد؛ لذا ضلع نشاط سیاسی در دانشگاه باید به گونه‌ای تعریف شود که از طرفی نه تنها برخلاف اصول معنوی و ملاحظات دینی نباشد؛ بلکه هرگونه فعالیت سیاسی تنها در راستای افزایش بصیرت معنوی و درک جایگاه اجتماعی دانشجویان به عنوان موتور محرک جامعه دینی انجام شود و از طرف دیگر به هیچ عنوان مخل آرامش مورد نیاز برای ارتقا و پیشرفت علمی این محیط نباشد.
 
 
ب) فعالیت سیاسی در دانشگاه به عهده چه کسانی است؟
 
از مطالب فوق‌الذکر می‌توان ضرورت فعالیت و پویایی سیاسی در دانشگاه تراز انقلاب را هماهنگ با سایر ابعاد، استخراج کرد. اما نکته مهم در این زمینه آن است که بار مسئولیت ایجاد نشاط سیاسی در دانشگاه بر دوش چه کسانی است؟ در دسته‌بندی فعالیت‌های سیاسی که ممکن است در دانشگاه انجام پذیرد، عمدتاً به نقش سه گروه پی می‌بریم که:
 
1-    فعالیت سیاسی از سوی مدیران و مسئولین
 
فعالیت سیاسی در دانشگاه‌ها توسط مدیران دانشگاهی و تبدیل دانشگاه به مرکز جولان سیاسی خطری اساسی است که در کمین فضای سیاسی دانشگاه می‌باشد. بنا به تعبیری که ابتدای متن از بیانات رهبر معظم انقلاب اشاره شد، فعالیت سیاسی از سوی مسئولین و مدیران به منزله سم مهلک برای دانشگاه است.
 
دلیل این امر آن است که اساساً مدیران دانشگاهی به دلیل جایگاهی که در آن قرار دارند نمی‌توانند مستقل و بی‌طرف عمل کنند و بالاجبار در صورت ورود به چنین آوردگاهی، تابع و مقهور فضای سیاسی دولت و جریان حاکم بر آن خواهند بود. همچنین مسئولان دانشگاهی باید برنامه‌ریزی خود را کاملاً معطوف به چشم‌انداز علمی و اهداف اساسی دانشگاه نمایند و در صورتی که فکر مدیران دانشگاهی درگیر مسائلی نظیر گروکشی دانشجویان در دسته‌بندی‌های سیاسی شود، این مسائل اساسی به حاشیه کشیده خواهند شد.
 
نمونه عینی چنین رویکردی را در همراهی مدیران اصلاحات با جریان افراطی حاکم بر فضای سیاسی کشور در آن ایام و بازکردن میدان دانشگاه برای گروه‌های سیاسی اغتشاش‌طلب شاهد بودیم که عملاً برای چندین سال، آرامش فضای دانشگاه و اهداف اساسی آن را دستخوش مناسبات سیاسی نموده بود.
لذا در بهترین حالت، وظیفه مدیران دانشگاهی، عدم ورود به میدان فعالیت‌های سیاسی و از طرفی حمایت از دانشجویان و مجموعه‌های دانشجویی جهت فعالیت‌های بصیرت بخش سیاسی در دانشگاه می‌باشد.
 
 
2-   فعالیت سیاسی از سوی احزاب و جریان‌های سیاسی
 
مهمترین تهدید برای محیط دانشگاه‌ها و فعالیت سیاسی در دانشگاه حضور و ظهور احزاب و جریان‌های سیاسی و سواری گرفتن از جنبش دانشجویی جهت اجرای مقاصد قدرت‌طلبانه خویش است. فعال شدن گروه‌های سیاسی در دانشگاه‌ها یادآور خاطرات تلخی است که ابتدای انقلاب در دانشگاه‌ها رخ داد و دانشگاه‌های کشور را عملاً به سنگری برای جنگ احزاب و خشونت‌طلبی فرقه‌های گوناگون از چپ مارکسیست گرفته تا ملی‌گرای لیبرال تبدیل کرده بود. مشابه این اتفاق در حضور پررنگ جریانات سیاسی در دانشگاه‌ها در غائله 18 تیر سال 87 و سعی در به اغتشاش کشانیدن فضای دانشگاه با یارکشی از دانشجویان صورت گرفت.
 
رهبر معظم انقلاب حضور احزاب و گروه‌های سیاسی در دانشگاه‌ها را به اختاپوسی خطرناک تعبیر می‌کنند و می‌فرمایند: «یکی دیگر از آفات، به دام احزاب و گروه‌ها افتادن است؛ که این را قبلاً هم گفتم. مواظب باشید، اختاپوس خطرناک احزاب و گروه‌های مختلف به سراغتان نیاید و شما را به دام نیندازد. از آن مجموعه آزاداندیش، اغلبِ خصوصیات مثبت را خواهند گرفت؛ که اگر این شد، آن وقت انسان در خدمت دشمنان انقلاب قرار میگیرد و چیز خطرناکی می شود». [6]
 
3- فعالیت سیاسی از سوی مجموعه‌های دانشجویی
 
 
تنها گروهی که شایسته است منادی بصیرت سیاسی در دانشگاه‌ها باشند و آن را از رکود و خمودگی به نشاط سیاسی هدایت کنند، مجموعه‌های دانشجوییهستند. این امر به واسطه استقلال وعدم وابستگی دانشجویان به مراکز حزبی و گروهی خارج از دانشگاه است و تا زمانی که مجموعه‌های دانشجویی دانشگاه چنین استقلال رأی و عملی داشته باشند، صلاحیت لازم برای فعالیت سیاسی در دانشگاه را دارا می‌باشند. رهبر معظم انقلاب بارها و بارها در دیدار دانشجویان بر لزوم فعالیت سیاسی از سوی دانشجویان تأکید نموده‌اند:
 
«من سه، چهار سال قبل از این گفتم که دانشجویان بایستی سیاسی شوند؛ و بعد هم علیه کسانی که دانشگاه را از سیاست دور کردند، تعبیر تندی کردم ... فعّالیت سیاسی، برای پیدا شدن قدرت تحلیل در دانشجوست. این دانشجو اگر قدرت تحلیل سیاسی نداشته باشد، فریب می‌خورد و فریب خوردن دانشجو، درد بزرگی است که تحمّلش خیلی سخت است. بالاخره اگر دانشجویان بخواهند قدرت تحلیل پیدا کنند، باید فعّالیت سیاسی بکنند؛ باید سیاست را بخوانند، بنویسند، بگویند، مذاکره و مباحثه کنند. تا این کار نشود، دانشجویان توانایی پیدا نمی‌کنند. عقیده من، هنوز هم همین است».[7]
 
نکته اساسی در فعالیت سیاسی که باید از سوی مجموعه‌های دانشجویی دنبال شود آن است که فعالیت سیاسی توسط این گروه به آن معنا نیست که میدانی جهت حضور و تبلیغ جریان‌های سیاسی کشور در دانشگاه فراهم شود. بلکه جنس فعالیت‌های دانشجویی سیاسی از جنس ارائه مباحث سیاسی به دور از سیاست‌زدگی و در شأن فضای علمی دانشگاه است. در صورتی که فضای آرامش منطقی و علمی بر دانشگاه‌های کشور حاکم باشد، دانشگاه به جای میدان جنگ سیاسی، می‌تواند آوردگاه مشرب‌ها و مرام‌های مختلف و حتی متضاد فکری باشد که نتیجه آزاداندیشی از این نوع، نه تنها نشاط حقیقی سیاسی که بلکه ساخت پشتوانه علمی و ایدئولوژیک برای فضای سیاسی کشور و همین جریان‌های سیاسی باشد. از این‌رو حتی اگر در دانشگاه در کنار کرسی‌های نظریه‌پردازی انقلابی و اسلامی، کرسی‌هایی جهت نقد و نظریه‌پردازی لیبرال و ... وجود داشته باشد، هیچگاه از وجود چنین مباحثی نمی‌توان و نباید به خود هراس راه داد. اما آن جا که این اختلافات به سطوح جاری سیاسی و زد و خوردهای جریانات و گروه‌ها می‌رسد در تقابل جدی با اصل آزاداندیشی و آزادفکری در دانشگاه می‌باشد.
 
 
 
بهره کلام:
 
این بحث را می‌توان این‌گونه جمع‌بندی نمود؛ خطری که رهبر معظم انقلاب در این زمان به آن اشاره می‌کنند، آن است که از سویی مدیران دولتی دانشگاه‌ها و از طرف دیگر جریانات و احزاب سیاسی کشور پس از مدتی که آرامش نسبی سیاسی بر فضای دانشگاه حاکم بود مجدداً بخواهند، از دانشگاه به عنوان ابزار قدرت نرم و فشار از پایین بر مجموعه حاکمیت استفاده کنند (نظیر بهره‌کشی از فضای دانشگاه در ایام اصلاحات) و از این روست که پرهیز دادن رهبری، مجموعه مدیران و جریان‌های سیاسی را از جولان سیاسی در دانشگاه‌ها، فضایی را می‌طلبد که مجموعه‌های دانشجویی که شایسته‌ترین مجموعه برای فعالیت دانشجویی می‌باشند، ضمن استقلال کامل از این احزاب و گروه‌های سیاسی، جریان سیاسی دانشگاه‌ها را با فعالیت دو چندان خود در قبضه دانشجویی و هم‌راستا با هدف اساسی ایجاد «نشاط علمی» و ارتقای «نشاط معنوی» نگاه دارند. (*)
 
 
پی‌نوشت‌ها:
[1] بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اساتید دانشگاه‌ها – 13/4/94
[2] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان – 6/5/1392
[3] بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان و طلاب - 1372/09/24
[4] بیانات در دیدار تشکل‌های دانشجویی - 25/7/85
[5] بیانات رهبر انقلاب در دیدار دانشجویان نخبه و فعالین تشکل‌های دانشجویی - 17/7/86
[6] بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف - 1/9/87
[7] بیانات رهبر معظم انقلاب در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران - 22/2/77
 
 *محمد حسن صادق پور؛ دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت، دانشگاه تهران
تبیین بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشجویان:
چرا استکبارستیزی تعطیل‌بردار نیست؟
چه در سطح مبانی نظری، چه در افق‌های راهبردی و چه در سطح سیاست‌های ملی، تعمیم تنش‌زدایی و پایان تخاصم با نظام سلطه ممکن نیست و نیز واقعیت‌های عرصه‌ی میدانی نیز وقوع چنین حالتی را از سوی دو طرف عملاً غیرممکن می‌سازد.
این روزها و در کوران تحولات مربوط به مذاکرات هسته‌ای، نگاه‌های تحلیل‌گران به آینده‌ی روابط جمهوری اسلامی ایران و غرب و به‌طور مشخص ایالات‌متحده‌ی آمریکا دوخته‌شده است. به‌ویژه آنکه گاه شنیده می‌شود مسیر مذاکرات هسته‌ای، آغازی است برای تنش‌زدایی و کاهش تخاصم با آمریکا و نکته‌ی قابل‌تأمل آنکه گاه چنین سخنانی از زبان برخی افراد مسئول نیز کم‌وبیش شنیده می‌شود. برای پاسخ به این پرسش‌ها که «آیا به‌واقع مذاکرات هسته‌ای پله‌ی اول برای رسیدن به بام تعامل سازنده با جهان است؟» و اینکه «ادامه‌ی این مسیر به پایان خصومت و تنش ختم خواهد شد یا خیر؟» باید از جنبه‌های گوناگون به بررسی این موضوع پرداخت که در این یادداشت تلاش خواهد شد در چهار سطح تحلیل، به پاسخ این پرسش‌ها پرداخته شود.
 
الف) سیاست‌های رسمی و کلان نظام
 
آن‌چنان‌که در مواضع رسمی نظام جمهوری اسلامی بارها مورد تأکید قرار گرفته است، مذاکرات اخیر در سطح حداکثر وزیر امور خارجه و منحصراً در موضوع «پرونده‌ی هسته‌ای ایران» است و هیچ‌گونه برنامه و تصمیمی برای مذاکره در موضوعات دیگر از ‌جمله تحولات منطقه، مسائل داخلی و... مشاهده نمی‌شود.
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین این سیاست نظام می‌فرمایند: «مذاکراتی که امروز در جریان است، که با دولت‌های اروپایی و با آمریکا مذاکره می‌کنند،مذاکره‌ی با آمریکا صرفاً در قضیه‌ی هسته‌ای است ولاغیر. این را همه بدانند. ما درباره‌ی مسائل منطقه‌ای با آمریکا مذاکره‌ای نمی‌کنیم. هدف‌های آمریکا در مسائل منطقه‌ای، درست نقطه‌ی مقابل هدف‌های ماست. ما در منطقه امنیت و آرامش می‌خواهیم، تسلط ملت‌ها را می‌خواهیم. سیاست آمریکا در منطقه ایجاد ناامنی است.
 
شما به مصر نگاه کنید، به لیبی نگاه کنید، به سوریه نگاه کنید. دستگاه‌های استکباری و در رأس آن‌ها آمریکا، در مقابل بیداری اسلامی‌ای که به‌وسیله‌ی ملت‌ها به ‌وجود آمد، یک ضدحمله را شروع کردند که هنوز ادامه دارد و ملت‌ها را در منطقه دارد به‌تدریج بدبخت می‌کند. هدف آن‌ها این است. این درست نقطه‌ی مقابل هدف‌های ماست. ما نه در مسائل منطقه‌ای، نه در مسائل داخلی و نه در مسئله‌ی تسلیحات، با آمریکا مطلقاً صحبت و مذاکره‌ای نداریم. مذاکره صرفاً در قضیه‌ی هسته‌ای است و اینکه ما در موضوع هسته‌ای با روش دیپلماسی چگونه می‌توانیم به نتیجه برسیم.»
طبعاً بر اساس اصول منطقی حکمرانی، انتظار می‌رود همه‌ی مدیران اجرایی کشور در چارچوب سیاست‌های اعلام‌شده‌ی رسمی سخن بگویند و عمل کنند.
 
ب) تضاد اهداف راهبردی
 
حتی اگر سیاست‌های رسمی نظام نیز در خصوص مذاکره با آمریکا در مسائل غیرهسته‌ای، ساکت مانده بود، اندکی تأمل در وضعیت و واقعیت‌های میان ایران و آمریکا در موضوعات مختلف، پاسخ را روشن می‌ساخت. در تحولات منطقه به‌طور مشخص دو محور (بازیگر) اصلی وجود دارد: نخست محور مقاومت که کانون آن جمهوری اسلامی ایران است و دوم محور عبری-عربی-غربی که با هدایت‌های آشکار و پنهان آمریکا، اروپا و رژیم صهیونیستی، در حال شعله‌ور ساختن منطقه است. این محور گاه در قالب جنگ نیابتی از طریق «تکفیری‌های بی‌وطن» ظهور و بروز می‌یابد و گاه در شکل حمله‌ی نظامی رژیم سعودی به مردم بی‌پناه یمن رخ می‌نماید. در مقابل توطئه‌های این محور سلطه‌گر، تنها این جمهوری اسلامی ایران است که پناه مظلومان و حامی مقاومت در منطقه است و اتفاقاً در این نبرد نابرابر به‌خوبی توانمندی خود را به اثبات رسانده است.
 
خلاصه آنکه عرصه‌ی تحولات منطقه نه‌تنها عرصه‌ی اشتراک و یا تعامل منافع ایران و غرب نیست، که آشکارا می‌توان آن‌ را عرصه‌ی تضاد اهداف راهبردی دو طرف دانست. نقطه‌ی مشترکی میان ایران و غرب وجود ندارد که بتوانند بر روی آن مذاکره و تفاهم بکنند. در چنین شرایطی، نشستن ایران و غرب بر پشت میز مذاکره در موضوعات منطقه‌ای، یک امتیاز بزرگ برای غرب به‌شمار می‌آید که در مقابل، آورده‌ای برای ایران اسلامی نخواهد داشت.
 
برای مثال، حضرت امام خامنه‌ای در خصوص یکی از مصادیق مورد تأکید آمریکا می‌فرمایند: «می‌گوید امنیت اسرائیل باید حفظ شود. اولاً اسرائیل روزبهروز ناامنتر خواهد شد؛ چه توافق هستهای بشود، چه نشود. این را بدانید. امنیت اسرائیل تأمین نخواهد شد؛ چه توافق هستهای بشود و چه نشود.»
مذاکره در موضوعات داخلی ایران (مشابه آنچه اروپا در دهه‌ی هفتاد در قالب گفت‌وگوهای انتقادی دنبال نمود) نیز نه‌تنها انفعالی و برخلاف استقلال سیاسی و منافع و عزت ملی جمهوری اسلامی ایران است، بلکه در تضاد با نص توافقنامه‌ی الجزایر است که آمریکا را از دخالت در مسائل داخلی جمهوری اسلامی ایران نهی کرده است.
 
عرصه‌ی تحولات منطقه نه‌تنها عرصه‌ی اشتراک و یا تعامل منافع ایران و غرب نیست، که آشکارا می‌توان آن‌ را عرصه‌ی تضاد اهداف راهبردی دو طرف دانست. نقطه‌ی مشترکی میان ایران و غرب وجود ندارد که بتوانند بر روی آن مذاکره و تفاهم بکنند. در چنین شرایطی، نشستن ایران و غرب بر پشت میز مذاکره در موضوعات منطقه‌ای، یک امتیاز بزرگ برای غرب به‌شمار می‌آید که در مقابل، آورده‌ای برای ایران اسلامی نخواهد داشت.
 
ج) تنازع گفتمانی-معرفتی
 
فارغ از مسائل سیاسی که در آن تضاد ایران و غرب آشکار است، باید به کسانی که به دنبال تنش‌زدایی و کاهش تخاصم با غرب هستند، خاطرنشان کرد ریشه‌های منازعه و تخاصم ایران اسلامی و نظام سلطه در مسائل سیاسی، بلکه در مبانی معرفتی-گفتمانی و خاستگاه‌های فکری است. غرب سلطه‌گر بر پایه‌ی انسانِ خودبنیادِ زیاده‌خواه، بنا نهاده شده است که لذت‌جویی‌های بی‌پایان، او را به ستم به دیگر ملت‌های مظلوم و مستضعف کشانده و در قالب استعمار، استعمار نو و استعمار فرانو به دنبال به بند اسارت حیوانیت کشاندن انسان معاصر است؛ درحالی‌که انقلاب اسلامی بر پایه‌ی گفتمان اسلام ناب محمدی (ص)، دعوت توحید و رهایی بشر از یوغ طواغیت، سلطه‌گران و شیاطین را پیگیری می‌کند.
 
باید دانست این‌ها صرفاً یک‌سری گزاره‌های گفتمانی-آرمانی نیست و اتفاقاً همین تفاوت خاستگاه‌ها و نظرگاه‌های معرفتی است که نظام اسلامی و نظام سلطه را به دو گونه رفتار کاملاً متضاد و غیرقابل‌جمع کشانده است. آیا غرب از مبانی نظری خویش عدول می‌کند و از زورگویی به ملل مستضعف و زیاده‌خواهی در اقصا نقاط عالم دست می‌کشد؟ و یا خدای‌ناکرده، عده‌ای گمان کرده‌اند که ملت عزت‌خواه و غیرت‌مند ایران اسلامی، در مقابل کفر سر تعظیم فرومی‌آوردند و سابقه‌ی چهارده قرن توحید و ولایت‌مداری را به ثمن بخس معامله می‌کنند!
 
برمبنای منطق الهی که در کلام‌الله مجید مشهود است، «وَلَن تَرضی عَنک الیهودُ وَلَا النَّصاریحَتّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم قُل إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الهُدی وَلَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَهُم بَعدَ الَّذی جاءَک مِنَ العِلمِ ما لَک مِنَ اللَّهِ مِن وَلِی وَلا نَصیرٍ»؛ هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد (تا به‌طور کامل، تسلیم خواسته‌های آن‌ها شوی و) از آیین (و روش) آنان پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هواوهوس‌های آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود. (بقره: 120)
 
ترجمان همین گفتمان را می‌توان در پیام الهی حضرت امام راحل (ره) ملاحظه نمود که «بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و کینه‌توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می‌دهند و با دلسوزی‌های بی‌مورد و اعتراض‌های کودکانه می‌گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنی‌ها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادی‌شان افتاده است! که چه خوب است [به] این سؤال پاسخ داده شود که ملت‌های جهان سوم و مسلمانان و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی‌ها و شرقی‌ها احترام و اعتبار داشته‌اند که امروز بی‌اعتبار شده‌اند!
 
آری، اگر ملت ایران از همه‌ی اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه‌ی عزت و اعتبار پیامبر و ائمه‌ی معصومین (علیهم‌السلام) را با دست‌های خود ویران نماید، آن‌وقت ممکن است جهان‌خواران او را به‌عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی‌فرهنگ به رسمیت بشناسند، ولی در همان حدی که آن‌ها آقا باشند، ما نوکر؛ آن‌ها ابرقدرت باشند، ما ضعیف؛ آن‌ها ولی و قیم باشند، ما جیره‌خوار و حافظ منافع آن‌ها؛ نه یک ایران با هویت ایرانی-اسلامی، بلکه ایرانی که شناسنامه‌اش را آمریکا و شوروی صادر کند، ایرانی که ارابه‌ی سیاست آمریکا یا شوروی را بکشد و امروز همه‌ی مصیبت و عزای آمریکا و شوروی شرق و غرب در این است که نه‌تنها ملت ایران از تحت‌الحمایگی آنان خارج‌ شده است، که دیگران را هم به خروج از سلطه‌ی جباران دعوت می‌کند. کنترل و حذف سلاح‌های مخرب از جهان اگر با حقیقت و صداقت همراه بود، خواسته‌ی همه ملت‌هاست، ولی این نیز یک فریب قدیمی است.» (صحیفه‌ی امام، ج 21، ص90 و 91)
 
خلاصه‌ی کلام آنکه ریشه‌های تخاصم ایران اسلامی با غرب سلطه‌جو، نه چنان سطحی، کم‌اهمیت و بی‌بنیاد است که ساده‌اندیشانه گمان کنیم با یک مذاکره در موضوع خاص به فراموشی سپرده می‌شود و نه اهداف راهبردی طرفین در محیط‌های گوناگون ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی دارای نقاط مشترک است که بتوان از «تنش‌زدایی» و «کاهش سطح تخاصم» سخن به میان آورد.
 
د) چشم‌انداز مذاکرات هسته‌ای
 
آخرین سطح تحلیل که می‌توان از آن منظر به این موضوع نگریست، مسیر پیش رو در مذاکرات هسته‌ای و چشم‌انداز آتی آن است. می‌دانیم که مسیر دستیابی ملت ایران به حقوق خود از طریق مذاکره با دشواری‌هایی جدی مواجه است که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به خدعه‌گری‌های آمریکا، فشارهای رژیم صهیونیستی و نیز رقابت درونی هیئت حاکمه‌ی ایالات‌متحده و... اشاره نمود.
 
به بیان رهبر معظم انقلاب، «طرف مقابل، طرف حیله‌گری است. از جمله‌ی چیزهایی که غالباً پنهان می‌ماند از چشم‌ها، حیله‌گری اشخاص یا جهاتی است که دارای ظاهر بزرگ و فربهی هستند. آدم فکر نمی‌کند که این‌ها هم حیله‌گر باشند. خب امروز آمریکا ظاهر فربهی دارد؛ قدرت مالی، قدرت اقتصادی، قدرت سیاسی، قدرت نظامی، قدرت امنیتی و غفلت می‌شود از اینکه همین دستگاه صاحب قدرت، اهل موذی‌گری‌های آدم‌های ضعیف هم باشد، ولی هست. اهل حیله‌گری است، اهل خدعه است، اهل خنجر از پشت زدن است.
 
این‌جوری است. ما نباید این‌جور تصور بکنیم که حالا این‌ها چون مثلاً بمب اتم دارند یا وسایل نظامی قدرتمندی دارند، بنابراین احتیاجی ندارند به اینکه دست به حیله و خدعه بزنند. نه، اتفاقاً احتیاجشان هم زیاد است و عمل هم می‌کنند و واقعاً خدعه‌گری می‌کنند. این ما را نگران می‌کند. باید مراقب شگردهای دشمن باشیم. هر وقتی‌که یک‌ زمان معین شده است برای پایان مذاکرات و ما به این زمان نزدیک می‌شویم، لحن طرف مقابل (به‌خصوص لحن آمریکایی‌ها) تندتر، سخت‌تر، خشن‌تر می‌شود. این برای این است که جزء شگردهای این‌هاست، جزء حیله‌ها و خدعه‌های این‌هاست.»
 
ریشه‌های تخاصم ایران اسلامی با غرب سلطه‌جو، نه چنان سطحی، کم‌اهمیت و بی‌بنیاد است که ساده‌اندیشانه گمان کنیم با یک مذاکره در موضوع خاص به فراموشی سپرده می‌شود و نه اهداف راهبردی طرفین در محیط‌های گوناگون ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی دارای نقاط مشترک است که بتوان از «تنش‌زدایی» و «کاهش سطح تخاصم» سخن به میان آورد.
 
چنین عواملی علاوه بر آنکه دستیابی به توافق خوب و واقعی و نیز حصول نتایج ملموس برای جامعه‌ی ایرانی را دشوار می‌سازد، در موضوعات دیگر مورد مناقشه‌ی ایران و غرب، به‌مراتب پررنگ‌تر و برجسته‌تر ظهور می‌یابد و بدین‌ترتیب می‌توان حدس زد اصولاً ورود به تنش‌زدایی در این حوزه مستلزم امتیازدهی‌های غیرعادلانه و مخالف منافع ملی است که ملت ایران هیچ‌گاه زیر بار آن نخواهد رفت.
 
جمع‌بندی
 
در مجموع، با توجه به چهار سطح تحلیل فوق، می‌توان چنین جمع‌بندی نمود که چه در سطح مبانی نظری، چه در افق‌های راهبردی و چه در سطح سیاست‌های ملی، تعمیم تنش‌زدایی و پایان تخاصم با نظام سلطه ممکن نیست و نیز واقعیت‌های عرصه‌ی میدانی نیز وقوع چنین حالتی را از سوی دو طرف عملاً غیرممکن می‌سازد.
 
بر همین اساس بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان درباره‌ی «تکلیف استکبارستیزی بعد از مذاکرات» فرمودند: مگر مبارزه با استکبار تعطیل‌بردار است؟ این [استکبارستیزی] از مبانی انقلاب است. اگر مبارزه با استکبار نباشد ما تابع قرآن نیستیم.»*
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با دانشجویان در ماه مبارک رمضان، مهم‌ترین وظیفه‌ی تشکل‌های دانشجویی را «آرمان‌خواهی» دانستند و فرمودند اگر آرمان‌ها با جدیت و پیگیری دنبال شود به گفتمان‌سازی و تصمیم‌سازی در جامعه تبدیل خواهد شد.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از «خبرنامه دانشجویان ایران»، رهبر انقلاب در این دیدار الزاماتی را برای تأثیرگذاری تشکل‌های دانشجویی بر آینده‌ی کشور برشمردند که در جدول زیر مرور شده است:

۱. کار عمقی روی معارف اسلامی و پرهیز از سطحی‌نگری
اگر تشکّلهای دانشجویی و جریان دانشجویی بخواهند یک چنین تأثیرگذاری‌ای را به‌دست بیاورند، الزاماتی دارد؛ این الزامات را باید رعایت کنند. یکی از این الزامات عبارت است از کار بر روی مفاهیم اسلامی، یعنی عمقی روی مسائل کار کردن؛ سطحی‌نگری ضرر میزند. من البتّه امروز در صحبتهایی که این دوستان کردند -در بعضی از صحبتها، حالا نمیگویم در همه‌ی آنها- نشانه‌های تعمّق را مشاهده کردم. دیدم خوشبختانه جوان دانشجو به مسائل، با نگاه عمقی نگاه میکند. این شرط اوّل است...

تشکلّهای دانشجویی، روی معارف اسلامی کار کنند. کتاب هم کم نداریم؛ کتاب خیلی داریم. یک‌روزی ما ناچار بودیم فقط به کتابهای شهید مطهّری ارجاع بدهیم -البتّه آن کتابها باز هم همچنان در قلّه است و خیلی باارزش است- امّا امروز غیر از آنها هم کتابهای زیادی داریم؛ [دانشجویان] میتوانند شیوه‌ها و روشهای مطالعاتی انتخاب بکنند، مطالعه کنند، کار کنند، بحث کنند، جلسه‌ی خطابه بگذارند، به‌اصطلاح کنفرانس بگذارند، میزگرد بگذارند؛ یعنی سطح را [بالا ببرند]. یکی از الزامات این است.

۲. جذب بدنه دانشجویی
 یکی از الزاماتِ اثرگذاری این است که بتوانید بدنه‌ی دانشجویی را جذب کنید. تشکلّها یک اقلّیّت دانشجویی‌اند. مجموع شما تشکلّها را که جمع کنند، در بین خِیل انبوه دانشجوها اکثریّت نیستید. باید بتوانید جاذبه در خودتان ایجاد کنید که دانشجو را جذب کند. جاذبه چگونه به‌وجود می‌آید؟ تصوّر من این است که راه‌های زیادی وجود دارد؛ شماها جوانید، ابتکاراتتان بیش از ما است -ما هم البتّه دوره‌ی جوانی همین‌طور برای هر مسئله‌ای ده‌جور روش و راه کار به ذهنمان می‌آمد، امّا حالاها ذهن شما بهتر کار میکند- ابتکارهایی را پیدا کنید برای جذّاب کردنِ مجموعه‌های دانشجویی.

* اینکه ما بیاییم دانشجوها را به خیال خودمان برای نشاط بخشیدن به محیط دانشجویی، به اردوی مختلط ببریم یا کنسرت موسیقی در دانشگاه تشکیل بدهیم، جزو غلط‌ترین کارها است. برای تحرّک دانشجویی و تلاش دانشجویی و نشاط دانشجویی، راه‌های دیگری وجود دارد؛ آنها را به گناه نباید کشاند، آنها را به سمت شکستن پرده‌های تقوا -که خوشبختانه جوان متدیّن امروزی بر حفظ آن اصرار دارد- نباید کشاند؛ آنها را به سمت بهشت باید برد، نه به سمت دوزخ...

یک مجموعه‌ی دانشجویی، حالا یا به‌عنوان پُرطمطراقِ مجموعه‌ی صنفی و علمی و تخصّصی، یا حتّی زیر عنوان اسلامی، دختر و پسر را با هم بردارند ببرند کوه، بردارند ببرند سفر، بردارند ببرند اروپا؛ اردوهای خارج از کشور! اینها قطعاً خیانت به محیط دانشجویی است و خیانت به نسل آینده‌ی کشور است؛ بدون تردید. راه جذّابیّت اینها نیست. همچنان‌که گفتند، بنده هم تأکید کردم، راه جذّاب‌کردن مجموعه‌های شما این نیست که کنسرت موسیقی راه بیندازید. گفتم که یک‌روزی -سالها پیش البتّه- تشکّلهای دانشجویی یک‌چنین کاری را کردند. برای ما سؤال ایجاد شد که این مجموعه‌ی دانشجویی چرا این کار را میکند؟ خیلی برای من تعجّب‌آور بود. [وقتی که] پرسیدیم، گفتند میخواهیم دانشجوها را جذب کنیم. خب چوبش را بعداً خوردیم.

* یکی از انواع ایجاد جاذبه این است که حرف نو پیدا کنید: «سخن نو آر که نو را حلاوتیست دگر»؛ حرفهای نو. حرفهای نو به معنای حرفهای من‌درآوردی نیست، خیلی از حقایق هست که با مطالعه‌ی در قرآن، با مطالعه‌ی در نهج‌البلاغه و در روایات، انسان به آنها برخورد میکند... خیلی حرفهای تازه وجود دارد؛ بگردند حرفهای تازه را پیدا کنند؛ منتها آدمهایی باشند که اهلیّت این کار را داشته باشند؛ بتوانند. حرف نو [هم] فقط حرف نو دینی نیست، حرف نو سیاسی هم هست، حرف نو اجتماعی هم هست، حرف نو در زمینه‌ی مسائل بین‌الملل هم هست. شما وقتی‌که در تشکّل خودتان حرف نو، سخن نو مطرح کردید، جوان جذب میشود؛ جاذبه دارد دیگر؛ حرف نو جاذبه دارد.

* یکی دیگر از روشها استفاده از بخشی از شیوه‌های هنری است که کمتر مورد توجّه قرار گرفته؛ [مثلاً] تئاتر؛ تئاتر دانشجویی. متأسّفانه در محیط هنری ما، تئاتر از اوّل هم بد متولّد شده... گروه‌های هنرمند بنشینند واقعاً مفاهیم حقیقی اسلامی را [بیان کنند]. در همین حسینیّه سالها پیش -شاید بیست سال پیش- یک تئاتری اجرا کردند برای ما، مربوط به حضرت ایّوب پیغمبر که طول هم کشید؛ یک ساعت، دو ساعت، طول کشید. بعد که تمام شد، من به آن کارگردان گفتم که من داستان ایّوب را در قرآن، شاید صدبار یا صدها بار تا حالا خوانده‌ام امّا این فهمی را که امشب از ماجرای ایّوب از تئاتر تو فهمیدم، در این مدّت از خواندن قرآن، این فهم را پیدا نکرده بودم. این چیز کمی است؟

کاریکاتور یکی از شیوه‌های هنری بسیار مؤثّر است. طنز. کارهای طنز که جوانها خوشبختانه در این زمینه‌ها کارهای خوبی کرده‌اند و میکنند. اینها کارهای خیلی خوبی است... مثل فرض بفرمایید که سرود، یا نشریّه‌های صوتی؛ بحث سرود، بحث شعر، یک کار هنری است؛ واقعاً بپردازند. مسائلی وجود دارد که با شعر، با اجرای شعری و هنری، تأثیرِ چند برابر پیدا میکند. از این روشها استفاده کنند. البتّه من حالا عرض کردم که بنده اگر بخواهم ابتکارات را ذکر کنم، ممکن است همین هفت هشت مورد [را بگویم]، شما که جوانید، بنشینید فکر کنید، ممکن است بیست مورد، سی مورد ابتکارات جدیدی به ذهنتان برسد. از اینها استفاده کنید تا جاذبه پیدا بکند.

* یکی از راه‌های تأثیرگذاری و جذّاب شدن تشکّلها، اقناع فکری است؛ اقناع فکری؛ طرف را بتوانید قانع کنید. این، فرع بر این است که خودتان درست کار کرده باشید. خودتان درست کار کنید؛ حقیقتاً [وقتی] یک حقیقتی جزو فکر شما و ذهن شما شد، میتوانید، قدرت اقناع پیدا میکنید، مخاطبتان را اقناع میکنید؛ اقناع فکری. اگر چنانچه ما بخواهیم با تشر و تُشور و تهدید و ضرب و زور، یک چیزی را به ذهن طرف تحمیل بکنیم، ممکن هم هست مثلاً فرض کنید که تحت تأثیر هیجانات، [به‌صورت] لحظه‌ای قبول هم بکند امّا ماندگار نیست.

* یکی از چیزهای دیگر حضور اساتید ارزشی است. از این اساتید ارزشی استفاده کنید. آن‌روز در جمعِ استادان دانشگاه که اینجا تشریف داشتند گفتم؛ اوایل انقلاب، یک‌روزی بود که همه‌ی اعضای هیئت علمی ما در سراسر کشور حدود چهار پنج‌هزار نفر تخمین زده میشد که امروز خوشبختانه نزدیک به هشتادهزار نفر یا بیشتر، اعضای هیئت علمی ما هستند. اکثر این هشتادهزار نفر، بچّه‌های مسلمان و انقلابی و علاقه‌مند و خوبند. البتّه بعضی هم هستند بی‌تفاوتند -این را هم در همین دانشگاه خودمان داریم؛ بی‌اطّلاع هم نیستیم- آدمهایی را هم داشتیم که حالا امیدوارم دیگر نباشند که دانشجوهای زبده را نشان میکردند، اینها را میخواستند، تشویق میکردند به مهاجرت از کشور؛ [میگفتند] آقا! اینجا مانده‌ای چه کار کنی؟ اینجا چه فایده دارد؟ برو. یعنی استاد، دانشجو را به جای اینکه تشویق کند که در کشور بماند، تشویق میکرد که از کشور مهاجرت کند برود؛ از اینها هم داریم، امّا خب اینها اقلّیّتند؛ اکثراً اساتید ارزشی، اساتید مؤمن؛ هم در وزارت علوم، هم در وزارت آموزش پزشکی همین‌جور است، عناصر بسیار خوبی هستند؛ از اینها استفاده کنید در تشکّلها؛ از اینها بخواهید بیایند وقت بگذارند؛ [حتّی] از خارج از دانشگاه. اینجا اسم آوردند از یکی از برادران خیلی خوب ما که در خطبه‌های نماز جمعه صحبت میکردند؛ خیلی خوب، از ایشان، از امثال ایشان استفاده کنید، اینها را در تشکّلها بخواهید.

* البتّه این جنبه‌ی اثباتی قضیّه است، جنبه‌ی سلبی هم این است که از عناصری که نامطمئن بودنِ خودشان را اثبات کردند، مطلقاً استفاده نکنید؛ مطلقاً استفاده نکنید. بعضی‌ها هستند که نشان دادند و ثابت کردند که عناصر نامطمئنّی‌اند. برای چه کسی نامطمئنند؟ برای شخص حقیر؟ نه -من که خیلی راحتم در برخورد با این و آن؛ با همه‌جور آدمی میتوانم برخورد کنم؛ ارتباط‌گیری من خوب است؛ میتواند کسی با من هیچ مشکلی نداشته باشد، جز از لحاظ عقیده- بی‌اعتمادی خودشان را برای نظام ثابت کردند، برای کشور ثابت کردند، برای جمهوری اسلامی ثابت کردند؛ هم برای اسلامیّتش، هم برای جمهوریّتش. همین‌هایی که سال ۸۸ آن بازی را راه انداختند، خب اینها با جمهوریّت نظام جمهوری اسلامی مخالفت کردند، بدون هیچ منطقی، بدون هیچ حرف قابل قبول و پسندیده‌ی در مقابل آدمهای باانصاف. اینها نامطمئنند؛ من استفاده‌ی از اینها را مطلقاً توصیه نمیکنم، به‌هیچ‌وجه؛ نه به شماها و نه به هیچ دانشجویی و نه به هیچ دانشگاهی توصیه نمیکنم. اساتید خوب هستند، از اینها استفاده کنید.

۳. فهم واقعیات کشور
یکی از چیزهایی که برای تشکّلها به نظر من خیلی لازم است و خوب است، فهم وضع کنونی کشور است. وضع کشور، منظور فقط وضع داخلی و مشکلات موجود و همین مطالبی که گفتند -مسائل مربوط به روستاها، عدالت‌خواهی، اقتصاد مقاومتی، مشکلاتی که هست، مشکلات مدیریّتی، مدیریّت جهادی و مانند اینها- نیست؛ اینها البتّه جزئی از واقعیّتها است. چند واقعیّت مهم دیگر وجود دارد:

* یک واقعیّت این است که در این کشور از بعد از رحلت امام، سعی یک مجموعه‌ی مصمّمی بر این شد که آرمانهای انقلاب را بکلّ بشویند بگذارند کنار... علی‌رغمِ و به کوری چشم کسانی که میخواستند آرمانها در کشور نابود بشود و از بین برود، آرمانها از بعد از رحلت امام تا امروز اوج گرفته. این یکی از واقعیّتهای کشور است.

* یکی از واقعیّتهای کشور، حضور شگفت‌آور جمهوری اسلامی در این منطقه است؛ نه حضور مادّی و جسمانی و حضور فیزیکی، بلکه حضور معنوی. یکی از چیزها [این] که آمریکایی‌ها در مذاکراتشان -در مذاکرات پنهانشان، مذاکرات پشت پرده‌شان- در نشست‌هایی که با عناصرِ دولتی‌های این منطقه و با بعضی از همین مرتجعین عرب دارند که می‌نشینند حرف میزنند، گپ میزنند و در واقع با هم درددل میکنند، آنها از ایران شکایت میکنند و از آمریکا توقّع دارند که اعمال فشار کند، او هم میگوید خب چه کار کنم، نمیتوانم! خلاصه‌ی بگوبشنوشان این است! همه‌ی این گله‌ها و ناراحتی‌ها و شِکوه‌ها از این است که نفوذ ایران گسترده شده. الان بیش از صد روز است که سعودی‌ها دارند یمن را بمباران میکنند؛ نه مراکز نظامی یمن را که خیلی دسترسی به آنها ندارند؛ بیمارستان را، مسجد را، خانه را، بازار را، میدان عمومی را، و گروه گروه زن و مرد و کوچک و بزرگ را میکُشند؛ صد روز؛ صد روز شوخی نیست! جنگ ۳۳ روزه در لبنان، ۳۳ روز طول کشید. بلندترین جنگ منطقه در این چند سال که رژیم صهیونیستی راه انداخته، جنگ پارسال با غزّه بود که پنجاه‌وچند روز طول کشید. اینها صد روز است دارند میکوبند.

بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان ۱۳۹۴/۰۴/۲۰

* منبع: پایگاه رهبر معظم انقلاب

فرمانده کل سپاه پاسداران گفت: در مورد جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای و پیش‌نویس قطعنامه شورای امنیت نگرانی‌هایی وجود دارد.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از فارس، سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران در حاشیه نماز عید سعید فطر در مصلای تهران، درخصوص موضوع مذاکرات هسته‌ای، با بیان اینکه نگرانی‌هایی در این زمینه وجود دارد، گفت: انشاالله باید ببینیم نتیجه در عمل چه می‌شود

وی که در کنار آقای صالحی رئیس سازمان انرژی هسته‌ای نشسته بود، افزود: الان با ایشان هم همین صحبت‌ها را می‌کردم و به خصوص در قطعنامه، نگرانی وجود دارد که امیدواریم به فضل خدا برطرف شود.

فرمانده کل سپاه خاطرنشان کرد: انشاالله استقامت و پایداری در برابر زورگویی دشمنان، نظام استکبار و سلطه بیشتر و محکم تر باشد و عزم مردم نیز راسخ تر شود.

سرلشکر جعفری گفت: امیدواریم همدلی و همزبانی دولت و ملت کارها را بیشتر جلو ببرد و سختی ها را پشت سر بگذاریم.

انتهای پیام/ح

رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: هر کس از مسئولان امنیت ملی و همچنین نمایندگان مجلس شورای اسلامی و صاحبنظران کشور قبل از مطالعه کامل جمع بندی وین و پیش نویس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل اظهار نظر مثبت یا منفی داشته باشند، پشیمان خواهند شد.

سردار محمدرضا نقدی پس از نماز جمعه امروز تهران در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس با تأکید بر پاسخ مقام معظم رهبری به نامه رئیس جمهور گفت: همانگونه که مقام معظم رهبری فرموده اند باید وحدت را حفظ کنیم و با متانت و تدبیر به جمع بندی مذاکرات وین رسیدگی کنیم.
وی افزود: آنچه در جمع بندی مذاکرات وین و همچنین پیشنویس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل آمده است یک مسئله بسیار جدی برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و سرنوشت انقلاب اسلامی است و به هیچ وجه نمی توان آن را سرسری گرفت.
نقدی مجددا تأکید کرد: تدبیر روشن مقام معظم رهبری بررسی این مسائل در مراجع قانونی است.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین تصریح کرد: اگر هر یک از اعضای شورای عالی امنیت ملی بدون مطالعه سطر به سطر جمع بندی مذاکرات و همچنین بدون در نظر گرفتن تبعات آن در امنیت ملی کشور اظهار نظری کنند، چه مثبت و چه منفی، امنیت ملی را به بازی گرفته اند.
وی همچنین خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی گفت: اگر نمایندگان مجلس شورای اسلامی بدون مطالعه دقیق متن 159 صفحه ای و ضمائم برجام و متن پیش نویس قطعنامه سازمان ملل در مورد این مسئله حساس اظهار نظر کنند، چه مثبت و چه منفی، آنها نیز به موکلان خود جفا کرده اند.
نقدی تصریح کرد: همه باید مصالح امنیت ملی را به دقت در نظر داشته باشیم. هر موضع گیری ولو کوچک در این شرایط سرنوشت ساز و حساس کنونی می تواند آثار بسیار بزرگی در سرنوشت انقلاب اسلامی داشته باشد.
وی اضافه کرد: همه باید مراقب گفتارها و اقدامات خود باشیم و بدور از احساسات و شعار با تدبیر و تعمیق روی کلمه به کلمه توافقات و سنجیدن آثار آن بر کشور و سرنوشت ملت ایران در این مورد تصمیم بگیریم و وحدت یکپارچگی و متانت را حفظ کنیم.
رئیس سازمان بسیح مستضعفین در ادامه افزود: با جمع بندی های که ارائه شده نباید برخورد صفر یا صدی کرد لذا باید همه موارد جزء به جزء بررسی شود و اگر خدای نکرده جایی امنیت ملی ما به خطر افتاده است به همان اندازه دستگاه های مسئول وظیفه قانونی خود را انجام دهند.
وی تأکید کرد: اینکه بخواهیم دربست و بدون دقت در جزئیات همه چیز را بپذیریم یا بخاطر وجود برخی اشکالات همه چیز را رد کنیم ، صحیح نیست.
نقدی با تأکید بر اینکه تصمیم دستگاه های مسئول ما به هیچ عنوان نباید تحت تأثیر فضای رسانه ای و اظهار نظرهای این مقام و آن مقام کشورهای 5+1 یا رژیم صهیونیستی و امثال آنها باشد، گفت: اظهار نظر مثبت یا منفی مستند به مقامات خارجی به هیچ وجه قابل قبول نیست.
نقدی در پایان افزود: آنچه مهم است و در پایان سرنوشت خواهد بود سطر به سطر متنی است که قرار است اجرا شود نه فضای رسانه ای.
به گزارش فارس در پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه رئیس جمهور در خصوص پایان جمع بندی مذاکرات هسته ای آمده بود:

به سرانجام رسیدن این مذاکرات، گام مهمی است، با این حال لازم است متنی که فراهم آمده با دقت ملاحظه و در مسیر قانونی پیش‌بینی شده قرار گیرد و آنگاه در صورت تصویب، مراقبت از نقض عهدهای محتمل طرف مقابل صورت گرفته و راه آن بسته شود. به خوبی میدانید که برخی از شش دولت طرف مقابل به هیچ رو قابل اعتماد نیستند.
از ملت عزیز انتظار دارم که همچنان وحدت و متانت خود را حفظ کنند تا بتوان در فضای آرام و خردمندانه به منافع ملی دست یافت.

انتهای پیام/ح

مسئول تربیت و آموزش بسیج دانشجویی همدان از برگزاری طرح ولایت استانی در دهه اول مرداد خبر داد.

به گزارش صدای دانشجو، حجت الاسلام مرتضی ناطقی، مسئول تربیت و آموزش بسیج دانشجویی همدان در گفتگو با خبرنگار ما، با بیان اینکه سازمان بسیج دانشجویی کشور با طراحی دوره های خط امام در راستای صیانت از ارزش های نظام جمهوری اسلامی گام بلندی در ترویج آرمان های امام راحل برداشته است، گفت: یکی از این دوره ها تحت عنوان طرح ولایت، آموزش مبانی اسلامی می باشد.

 

وی تصریح کرد: دانشجویان در دوره طرح ولایت در چهار سطح بصیرتی، تربیتی، معرفتی و مهارتی-تشکیلاتی آموزش می بینند. دوره امسال طرح ولایت استانی به مدت ۱۰ روز در دهه اول مرداد در پردیس دانشگاه بوعلی سینا برگزار خواهد شد و از وجود اساتیدی همچون زاکانی، سروری، حیدری، گودرزی و حجت الاسلام حسن پور بهره مند خواهیم شد. آموزش های طرح ولایت در چهار برنامه همایش، کلاس، کارگاه و حلقه برگزار خواهد شد.

 

مسئول تربیت و آموزش بسیج دانشجویی همدان با بیان این که از سطح استان همدان تعداد ۲۵۰ نفر بعد از طی مراحل گزینش برای دوره استانی انتخاب شده اند، گفت: سعی بر این است که این افراد پس از آموزش های این دوره در سطح دانشگاه و محل زندگی خود افراد تاثیرگذاری باشند.

 

ناطقی افزود: افرادی که موفق به گذراندن مرحله استانی و قبولی در آزمون آن شوند، به دوره کشوری طرح ولایت معرفی خواهند شد.

 

وی ادامه داد: همچنین در برنامه‌های جانبی همچون برگزاری یادواره شهدا، بازدید از باغ موزه همدان و جلسه طب قرآنی با حضور جلیل بابایی وجود خواهد داشت.

 

مسئول تربیت و آموزش بسیج دانشجویی همدان در پایان خاطر نشان کرد: در دوره های امسال طرح ولایت از قواره نظام جدید حلقه های صالحین دانشجویی رونمایی خواهد شد.

نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی گفت: دانشگاه‌ها نقش اساسی و تعیین کننده‌ای در کاهش و افزایش رشد علمی کشور دارند که در نهایت موجب به دست آوردن جایگاه و قدرت علمی کشور می‌شود.

ابراهیم کارخانه‌ای  در گفتگو با خبرنگار نافع، با اشاره به تاکیدات مقام معظم رهبری در خصوص کاهش شتاب رشد علمی در کشور خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری پایه‌گذار نهضت علمی در کشور هستند و باتوجه به ژرف‌نگری که ایشان در حوزه‌های مختلف دارند مجموعه نظام را در راستای سیاست‌های کلی همواره به بهترین شکل ممکن هدایت می‌کنند.

وی اضافه کرد: مطرح‌کردن مساله جنبش نرم افزاری و نهضت علمی در دهه هفتاد از جمله حرکت‌های اساسی در راستای رشد و پیشرفت علمی در کشور بود که در این راستا نشست‌ها و هم اندیشی با اساتید علمی کشورصورت گرفت  که در نهایت موجب رسیدن ایران به جایگاه مطلوبی از لحاظ علمی شد و در واقع می‌توان گفت ایشان عملا شرایطی را به وجود آورند تا رشد علمی کشور شتاب و سرعت گیرد.

وی ادامه داد: فضای عمومی دانشگاه‌ها در دهه گذشته به گونه‌ای بود که موتور حرکت توسعه علمی کشور را سرعت ببخشید تا جایی که در طول یک دهه گذشته جایگاه علمی ایران تا حد قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت.

وی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اخیر ایشان با اساتید دانشگاه ها در خصوص کاهش شتاب رشد علمی در کشور  یادآور شد: در آخرین آمارها بعضی از کشورها از کشورمان پیشی گرفته‌اند و رتبه علمی ایران را از رتبه ۱۵ علمی دنیا به رتبه ۱۷ رسانده‌اند که این مساله از دغدغه‌های مهم علمی در کشور شده است که باید مورد توجه واقع شود.

وی ادامه داد: از آنجا که امروزه کشوری که دارای قدرت علمی بالاتری باشد از قدرت چانه‌زنی بالاتری نیز برخوردار است و می‌توان گفت قدرت علمی نقش تعیین‌کننده‌ای در جایگاه کشور‌ها دارد از اینرو کاهش رشد علمی نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است.

کارخانه‌ای یادآور شد: باید تمامی ساز و کارها و ظرفیت‌ها، توان و ابزارها را در جهت رشد علمی به کار گرفته شود و از اینرو وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی باید تلاششان را برای شتاب گرفتن روند رشد علمی و دستیابی به جایگاه والای ایران اسلامی داشته و با شناسایی و رفع موانع و مشکلات بستر های مناسب را در این راستا فراهم سازند.

وی با اشاره به اینکه مسائل سیاسی در دانشگاه ها نباید مانعی بر سرعت علمی کشور شود بیان کرد: فضای دانشگاه‌ها باید به سمت تحقیقات و پژوهش علمی هدایت شود و دانشگاه باید تمام توان و ظرفیتش را برای اینکه یک محیط علمی مناسب ایجاد کند به کار گیرد چرا که وظیفه و رسالت اصلی دانشگاه توسعه و پیشرفت علمی است و اگر دانشگاه و دانشگاهیان دچار سیاست زدگی شوند عملا از وظیفه اصلی خود که توسعه و پیشرفت علمی کشور است غافل شده‌اند البته این به آن معنی نیست که دانشگاه نباید در صحنه سیاست حضور داشته باشد بلکه حضور دانشگاه و دانشگاهیان در میدان سیاست امری ضروری و واضح است اما آنچه در این زمینه باید مورد توجه واقع شود این است که ورود به عرصه و میدان سیاست دانشگاه را از هدف و رسالت اصلی خود دور نکند.

مسئول بسیج دانشجویی استان همدان با تأکید بر کنار گذاشتن سیاسی‌کاری در دانشگاه‌ها گفت: عدم تمایز در فهم سیاسی و سیاسی‌کاری موجب انسداد سیاسی در دانشگاه می‌شود.
مسئول بسیج دانشجویی استان همدان

طیب فریادرس امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در همدان، با اشاره به فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر جایگاه علمی کشور در جهان اظهار کرد: از مجموع فرمایشات رهبری چنین استنباط می‌شود که آنچه به عنوان مبنای شکل‌دهی به تمدن جدید اسلامی، حول محور انقلاب اسلامی مد نظر دارند، مجموع نخبگانی از اساتید و جوانان مومن انقلابی است که باید در این زمینه فعال باشند.

وی ادامه داد: مقام معظم رهبری در بحث برنامه پنج ساله ششم، سه محور رشد تعالی فرهنگی، اقتصاد مقاومتی و پیشتازی در عرصه علم و فناوری را به عنوان محور شکل‌گیری مطرح کردند.

مسئول بسیج دانشجویی استان همدان تصریح کرد: جریان علمی که شامل اساتید مومن انقلابی است، شکل‌دهنده این محورها بوده و این امر ضامن اجرای اقتصاد مقاومتی و برنامه پنج ساله توسعه است.

وی خاطرنشان کرد: جریانات علمی ضامن پیشتازی علمی ما در برنامه پنج ساله ششم و شکل‌دهی به تمدن اسلامی است و سهم عمده‌ای را در تعالی علمی به خود اختصاص می‌دهد.

*فعالیت‌های جریان فتنه متمرکز بر دانشگاه است

فریادرس با بیان اینکه جریان فتنه که هدف آن براندازی نظام است، ریشه و آغاز تمام فعالیت‌های خود را بر دانشگاه گذاشته است، افزود: پافشاری در موضوع انتخاب وزیر علوم در طول دو سال گذشته یکی از مهمترین اقدامات آنها بود.

وی با اشاره به تغییرات گسترده در انتخاب رؤسای دانشگاه خاطرنشان کرد: بر این اساس 40 مورد از دانشگاه‌های کشور به مدت دو سال بدون رئیس اداره شدند که این موارد نشان‌دهنده مجموع اقدامات جریان فتنه در دانشگاه‌ها است.

مسئول بسیج دانشجویی استان همدان یادآور شد: جریان فتنه با امید بستن به دانشگاه به دنبال توقف روند پیشرفت علمی کشور بوده که رهبری از این نکته به عنوان سیاسی‌کاری در دانشگاه یاد کردند.

وی تأکید کرد: اگر دولت به دنبال عمل به وظایف خود در حیطه دانشگاه بوده تا بتواند مجموعه انقلاب اسلامی را رشد دهد، باید به این نکات توجه کند که رهبری بین فهم سیاسی و سیاسی‌کاری تمایز قائل شده‌اند.

فریادرس با بیان اینکه عدم تمایز در فهم سیاسی و سیاسی‌کاری موجب یک انسداد سیاسی در دانشگاه می‌شود، افزود: در حال حاضر برای جریان ارزشی دانشگاه فشار سیاسی در حال شکل‌گیری است که این امر موجب کاهش فعالیت‌ها و تحرکات آنها می‌شود.

*سهم پژوهش در بودجه عمومی کشور مشخص شود

وی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه در طول سال گذشته مجوز فعالیت و تحرک به جریانات ارزشی در سطح دانشگاه‌ها داده نشد، افزود: اگر دولت به دنبال موفقیت در دانشگاه‌هاست باید سیاسی‌کاری در دانشگاه را کنار گذاشته و به نکات رهبری در توجه به سهم پژوهش در بودجه عمومی کشور توجه داشته باشد.

مسئول بسیج دانشجویی استان همدان با تأکید بر توجه دولت به نقشه جامع علمی که از منویات بسیار موثر رهبری است، خاطرنشان کرد: بر این اساس دانشگاه‌های استان‌ها نیز می‌توانند نقش فعالی را داشته باشند و از ظرفیت‌های آنها استفاده شود.

وی با تأکید بر اینکه دولت به جای توجه صرف به بورسیه‌ها و امثالهم باید به نکات کلیدی سخنان رهبری متمرکز شود، اظهار کرد: با توجه به نکات رهبری جایگاه علمی کشور رو به رشد می‌رود و با عدم توقف در سرعت علمی کشور می‌توان به جایگاه علمی مدنظر دست یافت.

فریادرس تغییر متناوب گزینه‌های تصدی وزارت علوم و فشار سیاسی در دانشگاه‌ها را موجب عدم ثبات علمی دانست و گفت: در برخی دانشگاه‌ها اصرار بر ریاست فرد خاصی می‌شود که آن فرد سابقه خوبی در فضای سیاسی نداشت و معلوم بود که برای سیاست‌بازی در دانشگاه مدنظر قرار دارد.

وی یادآور شد: یکی از دلایل اصلی عدم ثبات در رؤسای دانشگاه‌ها، پیگیری جریان فتنه برای گسترش نقش نفوذ خود در دانشگاه‌ها بود.

مسئول بسیج دانشجویی استان همدان در پایان با تأکید بر اینکه نقش روشنگری بسیج را نباید نادیده گرفت، افزود: بسیج دانشجویی در مباحث و مطالبه‌گری علمی اقداماتی داشته و همواره مواضع خود را اعلام کرده و در آینده نیز خواهد داشت.

عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا گفت: بازی سیاسی در دانشگاه ها مهمترین آفت علمی کشور محسوب می شود.
دکتر علی یلفانی

به گزارش صدای دانشجو، دکتر یلفانی در گفتگو با خبرنگار همدان ورزش؛ با اشاره به پیشرفت های چشمگیر جمهوری اسلامی ایران در سال های گذشته، اظهارداشت: پیشرفت هر جامعه ای قطعا در گرو تحقیق و پژوهش رغم خواهد خورد.

وی افزود: اگر می خواهیم در تمامی زمینه ها پیشرفت های چشمگیری داشته باشیم قطعا باید به مسائل علمی به صورت ویژه و استراتژیک نگاه کنیم.

عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینای همدان با اشاره به سخنان رهبری مبنی بر عدم سیاسی کاری در دانشگاه ها، تصریح کرد: متاسفانه در وزارت علوم اولویت پژوهش ها را کنار گذاشتند و سیاست بازی در داخل دانشگاهها رنگ بیشتری به خود گرفت.

رییس شورای راهبردی فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای اضافه کرد: با همین رویکرد اشتباه بود که مباحث سیاسی در بین دانشگاهیان پر رنگ تر شد و مسائل علمی نه تنها کم رنگ تر بلکه در برخی از موارد به حاشیه رانده شد .

دکتر یلفانی توجه نکردن به نقاط قوت و رفع نقاط ضعف مدیران قبلی از سوی مدیران جدید در هر دولتی را یکی دیگر از مشکلات پیش روی پیشرفت علمی کشور عنوان کرد.

وی با انتقاد از عملکرد برخی دولت ها در تجلیل از چهره های علمی در کشور، گفت: تشویق پژوهشگران و دانشمندان کشور می تواند  ایجاد انگیزه بیشتری را دربین این قشر فراهم آورد که این مهم در سال های اخیر بسیار کم رنگ شده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینای همدان در بخش دیگری از سخنان خود با طرح این موضوع که باید ارتباط دانشگاهیان با مراکزفرهنگی صنعتی اقتصادی و ... بیشتر گردد، اظهارکرد: عدم این ارتباطات باعث می شود تا رشد علمی کشور کند تر شود چرا که مراکز خارج از دانشگاه ها پتانسیل خوبی را به منظور انجام تحقیقات علمی دارا می باشد.

رییس شورای راهبردی فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای افزود: به منظور افزایش تحقیقات باید محققین ما بتوانند سوالات خود را به دانشگاهها به سادگی ارئه کنند و دانشگاهها در قالب کارهای پژوهشی بر روی این موضوعات فعالیت نمایند.

دکتر یلفانی در پاسخ به این سوال که راه صعود از رتبه 16 چیست؛ عنوان داشت: به نظر بنده قراردادن اولویت پژوهش در دانشگاهها، قائل شدن امتیازات ویژه برای محققین نخسین و مهم ترین راه پیشرفت علمی کشور است.

عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینای همدان با تاکید بر راه اندازی استخر علمی در کشور، گفت: عدم وجود این مهم در کشور باعث شده است تا  محققی از کار محقق دیگر خبرنداشته باشد.

وی اضافه کرد: 5 تار تحقیقی در کشور به یک شیوه انجام می شود و متاسفانه فقط یکی از آنها در دنیا به چاپ می رسد و عدم وجود این استخر علمی است که باعث دوباره کاری در کارهای پژوهشی می شود.

رییس شورای راهبردی فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای در بخش دیگری از سخنانش گفت: آمایش رشته های دانشگاهی کشور  خود می تواند نقش بسایر مهمی را در تولید علم ایفا کند.

دکتر یلفانی عنوان کرد: لزومی ندارد که در همه دانشگاه ها همه رشته ها وجود داشته باشد و بهتر این است که دانشگاه های ما به صورت تخصصی کار خود را پیش ببرند.

عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینای همدان همچنین با اشاره به هدف مند نبودن استفاده از بودجه های علمی، گفت:  عدم استفاده از بودجه در محل مناسب خود باعث شده است که شتاب علمی اندکی کند شود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: تا زمانی که ما به دانشگاهها به عنوان مصرف کننده نگاه می کنیم و به دستگاههایی همانند وزارت نفت به عنوان تولید کننده، با این تفکر جامعه پیشرفت نمی کند ؛ در کشورهای پیشرفته بیشتر به تحقیقات توجه می کنند و نتیجه تحقیقات را عملی می کنند  و این درحالی است که ما بیشتر مصرف کننده هستیم.

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS