دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان با بیان اینکه متاسفانه برخی‌ اجازه نمی‌دهند رئیس‌جمهور در مراسم روز دانشجو صدای دانشجویان را بشنود، گفت: روحانی باید در مقابل این جریان بایستد.
برخی‌ نمی‌خواهند رئیس‌جمهور صدای دانشجویان را بشنود

به گزارش صدای دانشجو علی پهلوان دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در گفت‌وگو با گروه دانشگاه خبرگزاری فارس با اشاره به سخنرانی رئیس جمهور در مراسم روز دانشجو گفت: آقای روحانی در گذشته مراسم و جلسه‌ای با دانشجویان داشت و در سخنرانی‌های خود از اینکه بنابر دلایلی فرصت نمی‌شود به نظرات و انتقادات دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی مستقل گوش بدهد، احساس ناراحتی کرد.

وی گفت: با توجه به اینکه رئیس جمهور در آن جلسه وعده داد که دفعه بعد که در جمع دانشجویان حاضر می‌شود صدای دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی را  می‌شنود ما نیز منتظر بودیم تا در یک فضای باز بتوانیم با آقای روحانی دیداری دوطرفه داشته باشیم و نمایندگان تشکل‌ها و اتحادیه‌های دانشجویی سیاسی بتوانند حرف‌های خود را بزنند.

پهلوان تاکید کرد: متاسفانه‌ مسئولان برگزاری مراسم روز دانشجو خبرهایی در رابطه با اینکه تقسیم بندی‌هایی انجام داده‌اند و به خاطر این مسئله همه اتحادیه‌ها نمی‌توانند در مراسم روز دانشجو نماینده داشته‌باشند، منتشر شد و به ما خبر دادند که به غیر از بسیج دانشجویی تنها نماینده یک اتحادیه می‌تواند در این مراسم اظهار نظر کند و این مسئله به شدت باعث ناراحتی ما شده‌است.

این فعال دانشجویی اضافه کرد: متاسفانه برخی‌ها با قائل شدن یکسری از محدویت‌ها نمی‌خواهند اجازه بدهند تا رئیس جمهور صدای دانشجویان را بشنود. آقای روحانی باید در مقابل این جریان بایستد.

وی گفت: شیوه و مشی اعتدال می‌طلبد که رئیس جمهور نقدپذیر باشد و اگر مسئولان برگزاری هم تلاش می‌کنند که نگذارند صدای دانشجویان انقلابی شنیده شود رئیس جمهور نباید اجازه چنین‌کاری را به آنها بدهد.

برچسب‌ها: 
یک فعال سیاسی در واکنش به لغو سخنرانی حسین شریعتمداری در دانشگاه امیرکبیر گفت: این عملکرد و ممانعت از سخنرانی شریعتمداری با ادعای تدبیر، سعه صدر و آزادی منافات دارد و در تناقض است.
ممانعت از سخنرانی شریعتمداری با ادعای تدبیر تناقض دارد

به گزارش صدای دانشجو حجت‌الاسلام والمسلمین سیدیدالله شیرمردی فعال سیاسی و رئیس ستاد نماز جمعه تهران در گفت‌وگو با فارس، به تبیین اهداف روز دانشجو و آرمان‌های این قشر پرداخت و گفت: دانشجوی ایرانی مسلمان باید بنا بر چارچوب‌های کشور ، تاثیرگذاری و اثرگذاری فرهنگی خود را به دنیا  انجام دهد.

وی به تاثیرگذاری انقلاب اسلامی در جهان پرداخت و گفت: ‌امروز شاهدیم که انقلاب اسلامی ایران گسترش پیدا کرده و اهداف راهبردی آن مشخص است و دانشجویان نیز باید بر آن مبنا حرکت کنند

رئیس ستاد نماز جمعه تهران تصریح کرد:‌ دانشجویانی که در کشورمان زندگی می‌کنند باید با نگاهی راهبردی و همان اهداف ارمانی نو والای انقلاب اسلامی پیش بروند.

شیرمردی اضافه کرد: دانشجو می‌تواند حقیقت را که فطرت انسان‌ها است،‌ به جهان انعکاس دهد و دانشجوی مسلمان ایرانی نباید تنها به دانشگاه و محدوده خود، محدود شود.

این فعال سیاسی یکی از ضعف‌های تشکل‌های دانشجویی را محدود شدن خود دانست و گفت: یکی از عمده ضعف‌های تشکل‌های دانشجویی فقط به شهر خود می‌نگرند و این اشتباه است چرا که دانشجو باید به عالم نگاه کند و به فکر بیداری همگان باشد.

رئیس ستاد نماز جمعه تهران از مسئولان وزارت علوم خواست که به فکر گسترش فعالیت‌های فرهنگی دانشجویان به سایر کشورها باشند و در این باره گفت:  امور بین‌المللی وزارت علوم می‌تواند ارتباط دانشجویان با جهان را گسترش دهد.

شیرمردی همچنین درباره سخنرانان مراسم 16 آذر و نحوه برخورد آنها با دانشجویان گفت: سخنرانان باید انصاف را رعایت کنند.

وی ادامه داد: ‌دانشجو روحیه علم‌آموزی، عدالتخواهی و آزادنگری دارد و سخنرانان دانشجو باید به روحیه این دانشجو ضربه نزنند و با بیان حقایق درست منصفانه سخن بگویند.

شیرمردی در پایان تاکید کرد: سخنرانان در مراسم روز دانشجو به دنبال مطرح کردن بحث‌های حزبی و جناحی خود نباشند و دانشجویان نیز تحت تاثیر احزاب واقع نشوند و به همان رویکرد علم‌آموزی،‌کسب دانش و عدالتخواهی برسند.

برچسب‌ها: 
برنامه‌های توسعه کارآفرینی دفتر توسعه کارآفرینی دانش‌بنیان سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران اعلام شد.
آئین‌نامه دانشگاه کارآفرین تدوین می‌شود

به گزارش صدای دانشجو به نقل از فارس، برنامه‌های توسعه کارآفرینی دفتر توسعه کارآفرینی دانش‌بنیان سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران اعلام شد. علیرضا اللهیاری مدیر کل دفتر توسعه کارآفرینی دانش‌بنیان در این رابطه گفت: با توجه به فعالیت‌های جاری در این دفتر، شتاب در اجرای سیاست‌های تبدیل به دانشگاه کارآفرین برای افزایش سهم کارآفرینان دانشگاهی در تولید ثروت ملی از جمله برنامه‌های مهم و اساسی در این دفتر است.

وی از تدوین آئین‌نامه دانشگاه کارآفرین خبر داد و افزود: این برنامه در حال حاضر در دست اجرا است و انتخاب دانشگاه کارآفرین و اهدای جایزه سالانه در همین رابطه از دیگر اقداماتی است که به زودی انجام می‌شود.

اللهیاری همچنین اصلاح شاخص‌های ارزیابی دانشگاه‌ها با توجه به شاخص‌های کارآفرینی، نظارت و ارزشیابی مستمر بر وظایف و عملکرد کمیته‌ها و مراکز کارآفرینی دانشگاه‌های کشور، ایجاد هماهنگی بین مراکز کارآفرینی دانشگاه‌ها و گسترش فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی و ترویجی در سطح دانشگاه‌های کشور را از دیگر وظایف دفتر توسعه کارآفرینی دانست.

مدیر کل دفتر توسعه کارآفرینی دانش بنیان افزود: در این دفتر هماهنگی با دستگاه‌های دولتی و بخش خصوصی در زمینه کارآفرینی دانش بنیان نیز به صورت مستمر انجام می‌شود

پروفسور غلامی، ریاست دانشگاه بوعلی سینا به مناسب روز دانشجو پیامی صادر کردند، متن پیام بدین شرح است...
دکتر غلامی

با سلام خدمت دانشجویان عزیز و امیدهای فردای ایران بزرگ اسلامی.

بدون شکّ، نعمت بزرگ استقلال و آزادی و امنیت پایدار امروز کشور عزیزمان ایران مرهون مجاهدت و فداکاری جوانان و دانشمندان بزرگواری است که با خون خود نهال پر خیر و برکت انقلاب اسلامی را آبیاری کردند. آن نهال که امروزه به درختی تنومند و استوار تبدیل گردیده، حال به دست شما عزیزان سپرده شده است و این مسئولیتی است بس سنگین و بزرگ که همه ملّت و بخصوص شما دانشجویانمسلمان که به حق سردمداران پیشرفت و ترقّی این کشور هستید، در قبال آن وظیفه دارید. دانشجوي آگاه با الهام از سيره سياسي الهي امام امت، نصايح و رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب و حركت در خط سرخ شهادت، توانسته است دور از هياهوي تبليغاتي دشمنان، استقلال طلبي، آزادي خواهي و استكبار ستيزي خود را حفظ كند.

16 آذر كه نشان از پايمردي و ايستادگي دانشجوي مسلمان در برابر نظام سلطه دارد ياد آور رشادت دانشجويان شهیدی است كه سينه خود را در برابر تيرهاي سرسپردگان به دشمن سپر كردند و با خون خود از کیان کشور در برابر استعمار، استکبار و دخالت بیگانگان در امور داخلی کشورمان دفاع کردند و در گذر زمان فرياد ضد استكباري ملت ايران را به گوش جهانيان رسانده و بر پایمردی ایرانیان در برابر ظلم و ستم و جانفشانی در راه استقلال کشور، گواهی دادند. اگرچه از شهادت دانشجویان شهید مهدی شریعت رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ نیا سال ها می گذرد اما هنوز طراوت آرمان خواهی، نقد و پرسشگري بر فضای دانشگاهها و مراکز آموزش عالی حاکم است. بدون شك، لازمه نقد و پرسشگري، صيانت از آزادی بیان، حمایت از آزاداندیشی و فراهم آوردن زمينه هاي مشاركت فرهیختگان در تغییرات و اصلاحات ساختاری مجموعه آموزش عالی است.

اينجانب 16 آذر ماه روز دانشجو را به عنوان نماد آزادگي و استكبار ستيزي دانشجوي مسلمان به تمام دانشجویان فهیم عرصه ی علم و عمل و ایمان تبریک عرض می نمایم و به عنوان خدمتگزار خانواده بزرگ دانشگاه بوعلی سینا، توفیقات روزافزون دانشجویان عزیز را در همه امور فردی و اجتماعی به ویژه در عرصه فعالیت‌های علمی، پژوهشی، فرهنگی واجتماعی از خداوند متعال خواستارم.

بررسی تحولات دفتر تحکیم وحدت از آغاز تا امروز؛
دفتر تحکیم وحدت و چشم طمع سیاسیون
پس از رقابت‌های انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری، جریانی با سوءاستفاده از پتانسیل دانشگاه‌ها، بهترین مجال و تنها راه برای امتیازگیری سیاسی از نظام را دنبال می‌‌نماید و برای چندمین‌بار تئوری به‌بن‌بست‌رفته‌ی فشار از پایین را از کانال دانشگاه تعریف و دنبال می‌کند و ماحصل اتاق‌فکر این جریان، استراتژی سوار شدن دوباره بر دوش دانشگاه را به مرحله‌ی اجرا گذاشته است.
دفتر تحکیم وحدت

در یک نگاه
·با نگاه مساعدت حضرت امام خمینی (ره) به این مجموعه‌ی دانشجویی و سخنان ایشان در جمع دانشجویان و جمله‌ی تاریخی «بروید تحکیم وحدت کنید» باعث گردید در شهریور سال 1359، این دانشجویان با نام «اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور» (دفتر تحکیم وحدت)، به فعالیت خود چهره‌ای منسجم‌تر ببخشند.
 
·دفتر تحکیم وحدت در سال‌های دهه‌ی شصت، به دلیل آنکه به‌عنوان تنها تشکیلات جریان اسلام‌گرا در محیط دانشگاه بروز و ظهور داشت، به جریان یکه‌تاز در دانشگاه‌ها بدل شد.
 
·انتقادات این اتحادیه به دولت سازندگی و گرایش به لیبرالیسم سبب گردید تا آنان در انتخابات دوم خرداد نقشی اساسی در پیروزی سید محمد خاتمی ایفا کنند.
 
·در دوره‌ی زمانی 76 تا 80، فعالین دفتر تحکیم وحدت چنان کردند که شأن جنبش دانشجویی را به‌ اندازه‌ی گروهک‌های اپوزیسیون تنزل دادند.
 
·این انشقاق‌ها در سطح تشکیل دو طیف مدعی دفتر تحکیم وحدت (طیف شیراز و طیف علامه) باقی نماند و این اتحادیه هر روز شاهد تشکیل شاخه‌ها و دسته‌هایی بود که هرکدام داعیه‌ی نام دفتر تحکیم وحدت را داشتند.
 
·غنیمت‌گیرندگان دانشگاه در دولت یازدهم، پس از مواجهه با چنین واقعیتی، به‌سرعت با جمع کردن پس‌مانده‌ی افرادی که در دهه‌ی هفتاد پیاده‌نظام آن‌ها در دانشگاه‌ها بوده‌اند، سخن از احیای انجمن‌های اسلامی به میان آورده‌اند.

-----------------------------------------------------------------------------------------

به گزارش صدای دانشجو پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جامعه‌ی ایران درگیر اتفاقات متعددی شد. جنبش دانشجویی نیز به تبع آن، وارد مراحل گوناگونی گردید. جنبش دانشجویی مسلمان پس از انقلاب اسلامی را می‌توان رفیق جامعه‌ی مدنی و شریک جامعه‌ی سیاسی معرفی کرد که آرمان‌های خود را در آرمان‌های انقلاب اسلامی تحقق‌یافته می‌دید و شرایط روز کشور، علی‌الخصوص دانشگاه‌ها و نیاز به ایجاد نوعی تشکل سراسری در بین دانشجویان، باعث گردید تا هسته‌ی اولیه‌ی یک اتحادیه‌ی مرکزی توسط دانشجویان دانشگاه‌های تهران، صنعتی شریف، علم و صنعت، پلی‌تکنیک (صنعتی امیرکبیر) و ملی (شهید بهشتی) به‌عنوان محور اصلی و چند دانشگاه دیگر، گذاشته شود و متعاقب آن، در مردادماه سال 58، انجمن‌های اسلامی دانشجویان 22 دانشگاه در دانشگاه پلی‌تکنیک گرد هم آمدند و در همین نشست بود که حبیب‌الله بیطرف، محسن میردامادی، ابراهیم اصغرزاده، محمود احمدی‌نژاد و سیدزاده به‌عنوان اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدند. البته پس از تشکیل ابتدایی و قبل از اینکه این اتحادیه رسماً اعلام موجودیت نماید، بحث اشغال لانه‌ی جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام (ره) پدید آمد و با توجه به اینکه این دانشجویان عمدتاً از مؤسسان این اتحادیه بودند، اعلام موجودیت رسمی به تعویق افتاد.
 
 
در خصوص تفکر آن روز مؤسسان دفتر تحکیم وحدت، باید گفت این جریان در دانشگاه‌ها در تقابل با جریان‌های چپ (کمونیست، مارکسیست و...) و چپ‌گرا (التقاط اسلام و سوسیالیسم) نظیر سازمان منافقین (مجاهدین خلق و...) و همچنین جریان راست و التقاط لیبرالی که نگاهی حداقلی و فردی به اسلام داشتند (نظیر نهضت آزادی، جبهه‌ی ملی، انجمن حجتیه و...) در آن دوران در این اتحادیه‌ی دانشجویی و همچنین در سطح دانشگاه‌ها تحت عنوان «انجمن‌ اسلامی دانشجویان» سازمان یافت که با نگاه مساعد حضرت امام خمینی (ره) به این مجموعه‌ی دانشجویی و سخنان ایشان در جمع دانشجویان و جمله‌ی تاریخی «بروید تحکیم وحدت کنید»، در شهریور سال 1359 این دانشجویان با نام «اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور» (دفتر تحکیم وحدت) به فعالیت خود چهره‌ای منسجم‌تر بخشیدند.
 
بدین ترتیب، انجمن‌های اسلامی دانشجویان در کنار اساسنامه‌ی تشکیلاتی خود برای حفظ اصالت و بنیان‌های اعتقادی حاکم بر جریان انجمن‌های اسلامی دانشجویان، اصولی را با عنوان مرامنامه‌ی دفتر تحکیم وحدت به نگارش درآوردند که طبق آن، تمامی اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان می‌بایست به آن معتقد و پایبند باشند که البته هیچ‌یک از بندهای آن نیز قابل حذف نخواهد بود. این مرامنامه پس از تصویب اولیه، مورد تأیید برخی از علما نیز قرار گرفت و سپس به تصویب نهایی رسید. در پیش‌درآمد مرامنامه، در این‌باره چنین آمده است:
 
«مرامنامه‌ی حاضر پس از طی شدن سیر بالا، یعنی بحث و تبادل‌نظر با علما و روحانیون و اعضا، تدوین شد. این مرامنامه به نظر آیت‌الله جوادی آملی، آیت‌الله صانعی و آیت‌الله سید علی خامنه‌ای رسید و در بخش دوم نشست انجمن‌های اسلامی دانشجویان، توسط نمایندگان آن‌ها تصویب شد.»
 
مرامنامه شامل یک مقدمه، اصول کلی، اهداف، خط‌مشی عقیدتی-سیاسی، خط‌مشی فرهنگی و خط‌مشی تشکیلاتی است که با نگاهی به موارد ذکرشده در آن، به‌خوبی می‌توان تصویر روشن و شفافی از وضعیت اعتقادی و همچنین فکری بنیان‌گذاران این دفتر به دست آورد؛ به‌طوری‌که در بخش «حرکت اسلامی دانشجویان»، ضمن اشاره به مبارزات دانشجویی، آمده است: «ضعف اساسی و مهم این حرکت‌های پیشین، جدا بودن از مردم و برکنار ماندن از عوامل و آرمان‌های انگیزاننده‌ی مردم و نیز ضعف در برخورداری از یک تفکر منسجم و صحیح اسلامی بود...»
 
همچنین درباره‌ی دولت موقت آمده است: «در طی حاکمیت دولت موقت، با مشی سازشکارانه‌ای که داشت، دانشجویان مسلمان به دفاع از انقلاب اسلامی در جو مسموم و مغشوشی که گروه‌های رنگارنگ ضدانقلاب در مراکز آموزش عالی ایجاد کرده بودند، مشغول شده و بعضاً در پی‌ریزی و شکل‌گیری نهادهای انقلابی مشارکت جستند...»
 
همچنین در بخش اصول کلی، هفت اصل «اعتقاد به مکتب اسلام»، «ایمان به اصول پنج‌گانه‌ی مکتب اسلام»، «اعتقاد به اسلام فقاهتی به‌عنوان اسلامی راستین»، «اعتقاد به ولایت فقیه به‌عنوان تبلور اسلام راستین»، «اعتقاد به حقانیت جمهوری اسلامی ایران»، «قانون اساسی و اعتقاد به انقلاب فرهنگی» به‌عنوان زیربنای اعتقادی این دفتر آورده شده است.
 
شرکت فعال در انقلاب فرهنگی، شرکت در جبهه‌های جنگ و هدایت بسیاری از عملیات‌ها (عملیات نصر 5 توسط شهید سید حسین علم‌الهدی در هویزه)، مشارکت در تأسیس و تشکیل برخی از نهادهای انقلابی به دستور حضرت امام (ره) همچون جهاد دانشگاهی، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و... از جمله مهم‌ترین فعالیت‌های اعضای دفتر تحکیم وحدت در سال‌های اول انقلاب به‌شمار می‌رود.
 

دهه‌ی 1370 سال‌های آشکار شدن تغییر و تحولات رادیکال در فضا و ذائقه‌ی روشن‌فکری، خصوصاً روشن‌فکری دینی در ایران است. لیبرالیسم در ایران در دامن روشن‌فکری دینی رشد کرد و سوار بر دوش جنبش دانشجویی، خصوصاً با تحرک وسیع دفتر تحکیم وحدت، گسترش یافت.
 
دفتر تحکیم وحدت در سال‌های دهه‌ی شصت، به دلیل آنکه به‌عنوان تنها تشکیلات جریان اسلام‌گرا در محیط دانشگاه بروز و ظهور داشت، به جریان یکه‌تاز در دانشگاه‌ها بدل شد و البته در اواسط این دهه، به دلیل آنکه به‌عنوان جناحی دانشجویی در جریان چپ موسوم به خط امام (ره) حضور یافته بود، کم‌کم نداهای مخالفت با این مجموعه، در بخشی از بدنه‌ی دانشجویی به گوش می‌رسید.
 
از ویژگی‌های بارز تفکرات دفتر تحکیم وحدت در سال‌های دهه‌ی 60 می‌توان به حمایت از دولت میرحسین موسوی، تأکید بر جنگ فقر و غنا از یک سو و حمایت از اسلام ناب محمدی (ص) در مقابل اسلام آمریکایی، از سوی دیگر، اشاره کرد.
 
دفتر تحکیم وحدت، که بخشی از جناح چپ محسوب می‌شد، خیلی زود به دلیل شکست‌های سیاسی و انتخاباتی این جناح طی سال‌های 1368 تا 1372، دچار سرخوردگی شد و فعالین سیاسی آن همانند موج غالب سیاسیون جریان مدعی پیرو خط امام (ره) به‌سوی نوعی ایدئولوژی‌های جایگزین حرکت کردند.
 
دهه‌ی 1370 سال‌های آشکار شدن تغییر و تحولات رادیکال در فضا و ذائقه‌ی روشن‌فکری، خصوصاً روشن‌فکری دینی در ایران است. لیبرالیسم در ایران در دامن روشن‌فکری دینی رشد کرد و سوار بر دوش جنبش دانشجویی، خصوصاً با تحرک وسیع دفتر تحکیم وحدت، گسترش یافت. لذا در فاصله‌ی سال‌های 1370 تا 1376، منازعه‌ای فکری میان جریان چپ انقلابی تحکیم و جریان نوظهور لیبرال در این تشکل جریان داشت.
 
در گفتمان جدید دفتر تحکیم وحدت، عدالت‌خواهی جای خود را به آزادی‌خواهی می‌دهد، اسلام‌گرایی ناب محمدی (ص) با پلورالیسم دینی و نوعی سکولاریسم معاوضه می‌شود، استکبارستیزی تبدیل به تساهل و تسامح و حتی حمایت سخت از رابطه با آمریکا می‌گردد، دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطین تبدیل به لزوم واقع‌گرایی در سیاست خارجی و رهاسازی فلسطینیان به نام تأمین منافع ملی ایران می‌شود و طرفداری از خصوصی‌سازی ناب و خالص لیبرالی جای دفاع از اقتصاد دولتی و تعاونی را می‌گیرد. در این فضای جدید فکری- سیاسی، واژگان کلیدی گفتمان نوین لیبرالی دفتر تحکیم وحدت عبارت‌اند از: آزادی، دموکراسی، جامعه‌ی مدنی، حقوق بشر، پلورالیسم، جامعه‌ی باز، قانون‌گرایی، حقوق شهروندان و...
دفتر تحکیم وحدت ابتدا در راهپیمایی 13 آبان سال 1370، با شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در چگونگی برگزاری مراسم بزرگداشت، اختلاف پیدا کرد و باعث شد در آن سال دفتر تحکیم وحدت از مراسم راهپیمایی عمومی روز 13 آبان جدا شود و مراسم جداگانه‌ای را در روزی دیگر برگزار نماید. اقدام بعدی برخاسته از این تغییر نگرش، دعوت از شخصیت‌هایی برای سخنرانی در مراسم 13 آبان بود که روزگاری خود از رهبران تسخیر لانه‌ی جاسوسی بودند، ولیکن با تجدیدنظرطلبی، از راه رفته‌ی خود اظهار ندامت می‌کردند و آن را اقدامی متعلق به دوران پرآشوب اول انقلاب می‌دانستند. این ماجرا در سال 1375 اتفاق افتاد. در سال‌های بعد، حرکت نمادین به آتش کشیدن پرچم آمریکا از برنامه حذف شد و اقدام نهایی دفتر تحکیم در سال 1377، حذف کلی مراسم راهپیمایی 13 آبان بود. در واقع تغییر موضع و نگاه انجمن‌های اسلامی دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت به ماجرای اشغال لانه‌ی جاسوسی، به نمادی از تغییرات هویتی و نشانه‌ای از دگردیسی سیاسی-فکری در این اتحادیه‌ی دانشجویی بدل شد.
 
انتقادات این اتحادیه به دولت سازندگی و گرایش به لیبرالیسم، سبب گردید تا آنان در انتخابات دوم خرداد، نقشی اساسی در پیروزی سید محمد خاتمی ایفا کنند. بدین‌گونه بود که لیبرالیسم جنبش دانشجویی در ایران با موج‌های کوتاه سال‌های 74-1373 شروع شد و در سال‌های پس از 76 تبدیل به امواج سیاسی-فکری گردید.
 
در میان اعضای دفتر تحکیم وحدت، که با نقش تأثیرگذار خود در خلق دوم خرداد تا حدی دچار خودبزرگ‌بینی شده بودند، به‌ناگاه میل ورود به قدرت شعله‌ور شد و در انتخابات مجلس ششم، برای اولین‌بار لیست انتخاباتی اختصاصی دادند و در لیست اصلی انتخاباتی اصلاح‌طلبان پنج سهمیه به آن‌ها در حوزه‌ی انتخابیه تهران اختصاص یافت که از قضا هر پنج سهمیه‌ی دانشگاهیان هم به مجلس راه یافتند.
 
اما آنچه پاشنه‌ی آشیل دفتر تحکیم وحدت در این دوره شد، همانا حرکات رادیکالی و سیاست‌زدگی مفرط بود. در دوره‌ی زمانی 76 تا 80، فعالین دفتر تحکیم وحدت چنان کردند که شأن جنبش دانشجویی را به اندازه‌ی گروهک‌های اپوزیسیون تنزل دادند. نقش انکارناپذیر دفتر تحکیم وحدت در اغتشاشات 18 تیر 78 نمونه‌ی بارزی است که با وجود تبعات گسترده‌ای که داشت، هیچ‌گاه از ذهن جامعه‌ی دانشگاهی محو نمی‌شود.
 
نکته‌ای که می‌توان از آن به‌عنوان مهم‌ترین دلیل تغییر رویکردها و به مرور زمان، تغییر بنیان‌های فکری دفتر تحکیم وحدت نام برد، همراه شدن با جریان‌های سیاسی خارج از دانشگاه و حتی حضور در عرصه‌ی قدرت و به‌نوعی دنبال نمودن منافع فردی و حزبی بود؛ تا جایی که حتی آشکارا در محدود نمودن اندیشه‌های حضرت امام خمینی (ره) نیز در یک قالب مشخص گام برداشته شد. حرفی که رضا حجتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در روز 21 اردیبهشت‌ماه سال 79 بر زبان جاری ساخت، حقیقتی تلخ از روزگار دفتر تحکیم وحدت بود. در جایی که می‌گفت: «[دفتر تحکیم وحدت] اندیشه‌های امام (ره) را در قالب تفکرات خاتمی دنبال می‌کند...»
 
از آنجایی که تفکر بر جریان دفتر تحکیم وحدت دچار چنین خطای تحلیلی و محصول آن تفکر، دچار رفتاری متناقض با آرمان‌های دفتر تحکیم وحدت شده بود و وابستگی این جریان به جریان‌های سیاسی-فکری شدت گرفته بود، برخی از انجمن‌های اسلامی دانشجویان در 13 آبان‌ماه سال 1378 در قالب «اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل» اعلام موجودیت کردند. این انجمن‌ها معتقد بودند که انتقاد به جریان‌ها و مسئولان، یکی از ضروریات و وظایف جنبش دانشجویی است، اما این به معنای نفی حاکمیت نظام دینی نیست، بلکه در جهت رسیدن به چنین نظامی قابل تعریف است.
 
اعلام موجودیت اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل به‌عنوان اولین انشقاق تشکیلاتی و پس از آن نیز انشقاق به دو طیف شیراز و علامه، باعث شد تا دفتر تحکیم وحدت روزهای افول خود را از سر گیرد.
 
البته این انشعاب به مذاق برخی از سیاست‌گذاران وقت وزارت علوم خوش نیامد؛ به‌طوری‌که در هر دانشگاهی که انجمن اسلامی دانشجویان آن دانشگاه به دلیل رفتارهای خلاف اساسنامه و مرامنامه‌ی اعضای دفتر تحکیم وحدت، دیگر حاضر به فعالیت در آن اتحادیه نبود را به‌زور و به بهانه‌های مختلف می‌بستند و شورای مرکزی چنین انجمن‌هایی را که در دانشگاه‌های مختلف با رأی دیگر دانشجویان انتخاب شده بودند، منحل می‌کردند. با تمام این مشکلات، انجمن‌های اسلامی دانشجویان تشکیل‌دهنده‌ی این اتحادیه، خیلی سریع توانستند براساس حرکت در جهت آرمان‌ها و اصالت‌های جنبش دانشجویی مسلمان و بهره‌مندی از منطق معقول گفتمان انتقادی در دیگر دانشگاه‌ها برای خود جا باز کنند و تا پایان دولت اصلاحات تعداد دفاتر دانشگاهی خود را به حدود سی انجمن اسلامی برسانند تا به این ترتیب، زمینه‌های تشکیل بزرگ‌ترین اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی را پس از دوران ازهم‌پاشیدگی دفتر تحکیم وحدت، ایجاد نمایند.
 
اعلام موجودیت اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل به‌عنوان اولین انشقاق تشکیلاتی و پس از آن نیز انشقاق به دو طیف شیراز و علامه، باعث شد تا دفتر تحکیم وحدت، روزهای افول خود را از سر گیرد. در نهایت، آخرین بازماندگان این دفتر که با هم سر ناسازگاری داشتند، انشقاقی دیگر را در این مجموعه به ثبت رساندند، اما با این تفاوت که هر دو جریان، مدعی عنوان «دفتر تحکیم وحدت» بودند؛ به‌طوری‌که در سال 1380 نشست سراسری انجمن‌های اسلامی دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه شیراز برگزار گردید. اما برخی دفاتر، طی نشستی در دانشگاه علامه طباطبایی، انتخابات برگزار کرده و به «طیف علامه‌ی دفتر تحکیم وحدت» معروف شدند. این طیف تلاش نمود تا با حمایت رسانه‌ای و حکومتی اصلاح‌طلبان رادیکال، به تصاحب سایر دفاتر انجمن اقدام نماید. لذا این‌بار انشعاب، نه در قالب یک اتحادیه‌ی جدید، که به نام «طیف شیراز دفتر تحکیم وحدت» با اکثریت نیروهای مذهبی، در مقابل «طیف علامه‌ی دفتر تحکیم وحدت» شکل گرفت.
 
این انشقاق‌ها در سطح تشکیل دو طیف مدعی دفتر تحکیم وحدت (طیف شیراز و طیف علامه) باقی نماند و این اتحادیه هر روز شاهد تشکیل شاخه‌ها و دسته‌هایی بود که هرکدام داعیه‌ی نام دفتر تحکیم وحدت را داشتند. طیف علامه‌ی دفتر تحکیم وحدت ابتدا به دو فراکسیون «سنتی» و «مدرن» تقسیم شد و بعدها نیز فراکسیون جدیدی به نام «دموکراسی‌خواه ملی» شکل گرفت.
 
در ادامه، طیف علامه نقش شاخه‌ی دانشجویی جریان‌های ملی-مذهبی‌ها را ایفا کرد و شعار عبور از خاتمی را سر داد و بعدها نیز به طراحی و اجرای ناکام رفراندوم قانون اساسی دست زد. طیف علامه البته به جهت ساختارشکنی، از طرف هیئت نظارت مرکزی بر تشکل‌های دانشگاهی در دولت اصلاحات، غیرقانونی اعلام شد. سران این طیف همچون علی افشاری، اکبر عطری، علی‌اکبر موسوی خوئینی و... به آمریکا پناه بردند و جالب آنکه همچنان مدعی اصالت دفتر تحکیم وحدتی هستند که به امر امام خمینی (ره) و با هدف اسلامی کردن دانشگاه تشکیل شد و در کارنامه‌ی فعالیت‌های خود، تسخیر لانه‌ی جاسوسی آمریکا را به خاطر می‌آورد.
 
این طیف در اکثر انتخابات‌ها رویکردی تحریمی داشت. البته در انتخابات نهم ریاست‌جمهوری از مصطفی معین و در دور دوم این انتخابات از اکبر هاشمی رفسنجانی و در انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز از مهدی کروبی اعلام حمایت کرد و در طول این دوران، طیف علامه‌ی تحکیم، در عین حمله به کلیت نظام و اهانت به بسیاری از اعتقادات اسلامی، کوچک‌ترین نقدی را به سمت مصطفی معین (وزیر علوم وقت جمهوری اسلامی) انجام نمی‌دادند و به نظر می‌رسد هنوز بسیاری از ریشه‌های این تضاد مشخص نشده است که چرا کسانی که هیچ ساختاری را در قالب نظام جمهوری اسلامی به رسمیت نمی‌شناسند، از وزیر علوم چنین نظامی در برهه‌های مختلف و حتی در انتخابات نهم ریاست‌جمهوری، حمایت می‌کنند؟
 
در مردادماه 84، پس از شکست کاندیدای مورد حمایت طیف علامه‌ی دفتر تحکیم وحدت در دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری (که روزی در اثر نفی سیاست‌های وی، در دوم خرداد 76 به قدرت رسیده بودند) و در نشستی تحت عنوان سومین فستیوال تابستانی دفتر تحکیم وحدت که در دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار شد، رامین جهانبگلو به‌عنوان یکی از مدعوین نشست، سخنانی را بیان کرد که پرده از بسیاری دیگر از انحرافات به‌وجودآمده در این مجموعه برداشت؛ به‌طوری‌که باید گفت دیگر هیچ‌چیز از اصالت انجمن‌های اسلامی دانشجویان باقی نمانده بود.
 
 
جهانبگلو با جدا کردن حساب روشن‌فکران از مردم، به سطور آغازین بیانیه‌ی موسوم به جنبش ملی نخبگان در حمایت از کاندیداتوری علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی اشاره کرد و گفت: «تاریخ نشان داده که اکثراً حق با روشن‌فکران بوده است. مثل وقایع روی کار آمدن نازی‌ها در آلمان یا انقلاب روسیه که روشن‌فکران قبل از همه خطر را فهمیدند و هشدار دادند.»
 
او آب پاکی را روی دستان کسانی که در لوای اصلاح‌طلبی با وی گفت‌وگو می‌کردند و از او در سمینارهایشان دعوت می‌کردند، ریخت و پا را فراتر گذاشت تا نشان دهد که این حرف‌ها یک اختلاف سیاسی و جناحی ساده‌ای که در دفتر تحکیم وحدت در انتخابات مجلس دوم کلید خورده بود نیست، بلکه حکایت از اختلاف بنیادین فکری دارد و گفت:
 
«در میزگرد و مناظره‌ای که یک روزنامه‌ی دانمارکی بین من و آقای‌‌ [علیرضا] علوی‌تبار گذاشته بود، مجری مراسم سؤالات خیلی جالب و ریزی از من و علوی‌تبار کرد. سؤالات مجری این‌ها بود: آیا با همجنس‌بازی موافقید؟ این حق را به دخترتان می‌دهید که شبی را با مردی بیگانه به سر ببرد؟ آیا موافق حقوق اقلیت‌هایی مثل بهایی‌ها و... هستید؟ پاسخ علوی‌تبار به این سؤالات منفی بود و من آنجا به علوی‌تبار گفتم که شماها به‌دروغ می‌گویید که اصلاح‌طلب هستید. نمی‌شود با این حقوق مخالف باشید و ادعای اصلاح‌طلبی و روشن‌فکری هم بکنید.»
 
پس از رقابت‌های انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری نیز جریانی با برداشت نادرست از پیام انتخابات 24 خرداد 92، قصد دارد تا با سوءاستفاده از پتانسیل دانشگاه‌ها، بهترین مجال و تنها راه برای امتیازگیری سیاسی از نظام را دنبال کند و برای چندمین‌بار تئوری به‌بن‌بست‌رفته‌ی فشار از پایین را از کانال دانشگاه تعریف و دنبال می‌کندو ماحصل اتاق‌فکر این جریان، استراتژی سوار شدن دوباره بر دوش دانشگاه را به مرحله اجرا گذاشته است.
 
این روند به معنای افول و ازهم‌پاشیدگی یک جریان قدرتمند دانشجویی بود که سال‌ها در کشور ما تأثیرگذار بوده است. البته با نگاهی منصفانه، باید این افول را ثمره‌ی ورود برخی از این افراد به جریان‌های سیاسی خارج دانشگاه و متقابل آن ورود و سوءاستفاده‌ی جریان حاکم در دوران دوم خرداد دانست. مسائلی که باعث گردید عملاً دولت اصلاحات در سال 84 و هنگام تحویل مسئولیت به دولت نهم، جریانی غیرمنسجم همراه با گونه‌ای سیاست‌زدگی، که ناشی از افراط جریان رادیکالی اصلاح‌طلبان در تبدیل دانشگاه به حیاط خلوت حزبی و سیاسی بود، از دفتر تحکیم وحدت به یادگار بگذارد.
 
در مقابل، طیف شیراز دفتر تحکیم وحدت با حضور نیروهای اکثراً مذهبی در چارچوب نظام باقی ماند و در سال 1387، پس از آنکه هیئت مرکزی نظارت، طیف علامه‌ی این دفتر را به‌خاطر مواضع غیراصولی و خارج از عرف در دوران دولت اصلاحات، در مورخ 13 بهمن 83 غیرقانونی اعلام کرده بود، عملاً به‌عنوان دفتر تحکیم وحدت قانونی در محیط دانشگاه‌ها شناخته شد.
 
حال پس از رقابت‌های انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری نیز جریانی با برداشت نادرست از پیام انتخابات 24 خرداد 92، قصد دارد تا با سوءاستفاده از پتانسیل دانشگاه‌ها، بهترین مجال و تنها راه برای امتیازگیری سیاسی از نظام را دنبال کند. بنابراین برای چندمین‌بار، تئوری به‌بن‌بست‌رفته‌ی فشار از پایین را از کانال دانشگاه تعریف و دنبال می‌کند و ماحصل اتاق‌فکر این جریان، استراتژی سوار شدن دوباره بر دوش دانشگاه را به مرحله‌ی اجرا گذاشته است.
 
جریان سیاسی مذکور، که از شدت محبوبیت برای ادامه‌ی حیات نباتی و حداقلی خود ناگزیر شده بود تنها کاندیدای گفتمانی خود را به نفع حسن روحانی (که در سوابقش سخنرانی 23 تیرماه 78 علیه اغتشاشگران کوی دانشگاه می‌درخشد) مجاب به کناره‌گیری کند، پس از پیروزی ایشان در انتخابات، تلاش فراوانی در پیش گرفت تا با بهره‌گیری از ظرفیت دولت یازدهم و احیای مجدد خود در محیط دانشگاهی کشور، زمینه‌ی حضور مجدد در عرصه‌های مختلف قدرت را تجربه کند که در این میان، با سهم‌خواهی از کابینه‌ی دولت یازدهم، تاکنون موفق به کسب چندین‌باره‌ی عالی‌ترین سطح وزارت علوم به‌عنوان پایه‌ی این برنامه‌ها و به تبع آن، چینش مدیران همسو با جریان اصلاح‌طلبی در رده‌های مختلف مدیریتی این وزارتخانه و همچنین عزل تعداد قابل توجهی از رؤسای دانشگاه‌ها شده است. در واقع برای جریان مذکور کاملاً هویدا شده که جنبش دانشجویی و خصوصاً انجمن‌های اسلامی دانشجویان، نه تنها همچون گذشته حاضر به ایفای نقش پیاده‌نظام برای این جریان و دیگر جریان‌های سیاسی خارج از دانشگاه نیستند، بلکه به‌عنوان مهم‌ترین مطالبه‌گران عرصه‌ی سیاسی برای حفظ منافع ملی، به چالش برای کسانی تبدیل شده‌اند که قصد سوءاستفاده از دانشگاه را داشته باشند.
 
از همین روست که غنیمت‌گیرندگان دانشگاه در دولت یازدهم، پس از مواجهه با چنین واقعیتی، به‌سرعت با جمع کردن پس‌مانده‌ی افرادی که در دهه‌ی هفتاد پیاده‌نظام آن‌ها در دانشگاه‌ها بوده‌اند، سخن از احیای انجمن‌های اسلامی به میان آورده و در توجیه این اقدامات خود نیز دلایلی همچون عدم دانشجویی بودن انجمن‌های اسلامی موجود را در فضای رسانه‌ای بیان کردند. این در حالی است که سید هادی خامنه‌ای در روزهای پایانی سال و در دیدار با عوامل همین جریان موسوم به احیای انجمن‌های اسلامی، با اعتراف بر اینکه دانشجویان حاضر در انجمن‌های اسلامی «با مکانیسم رأی، انجمن اسلامی را از آن خود کردند» و بیان اینکه «باید اطمینان حاصل کرد طیف فکری اصلاح‌طلب شانس رأی آوردن داشته باشند»، ضمن تذکری جدی به جریان موسوم به احیای انجمن‌های اسلامی در خصوص واقعیات امروز دانشگاه در عدم اقبال به ایفای نقش نردبان به قدرت رسیدن دانشجویان برای جریان‌های سیاسی، ناخواسته تنها دلیل خود برای طرح این مطلب که «جریان گذشته احیا شود و انجمن به دوران رونق خود بازگردد» را عدم حزبی بودن انجمن‌های اسلامی موجود و نداشتن گرایش‌های اصلاح‌طلبانه دانسته و واقعیت اصلی برای جمع کردن افراد مذکور نیز دقیقاً همین مسئله است و اتفاقاً دقیقاً این جریان است که دارای عقبه‌ی دانشجویی نیست. این موضوع در میان سخنان هادی خامنه‌ای، آنجایی که بیان می‌کند: «فعالیت دانشجویی مستلزم دانشجو بودن نیست»، قابل اکتشاف است.
 
به همین دلیل است که باقی‌ماندگان دهه‌ی 70 مجدداً برای پیگیری این پروژه، بارها و بارها از سال 92 از سوی سیاسیون مختلف اصلاح‌طلب، دور یکدیگر جمع شدند و این ازهمه‌جامانده‌ها نیز فرصت را غنیمت شمرده و تمام آمال و آرزوهای اپوزیسیونی خود، همچون تحریم انتخابات، گذر از جمهوری اسلامی و ایده‌ی تشکیل مجلس مؤسسان را کنار گذاشته و یکپارچه در وصف و ثنای دولت یازدهم سخن می‌رانند و این افراطی‌ها امروز بیشترین واژه‌ بر سر زبانشان، اعتدال است.
 
حال سؤال اساسی اینجاست چرا عده‌ای دوباره به دنبال پیاده‌سازی نسخه‌ای چنین شکست‌خورده در محیط علمی دانشگاهی هستند؟ آیا برای کسب محصول انتهایی آن دوره که در جمله‌ی «باید از خاتمی عبور کنیم» مشهود است، به دنبال عبور از حسن روحانی با کمک گرفتن از ظرفیت‌های خود در دولت یازدهم هستند؟
 
16 آذر ماه سال 1332 به دلیل قرار گرفتن در بطن ایام حکومت طاغوت، از تاریخ نگاری بسیار ضعیفی برخوردار است. خفقان حاکم بر آن سال‌ها و سالمند شدن شهود اصلی ماجرا در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی باعث شد که تاریخ شفاهی این حادثه سرنوشت ساز که از آن با عنوان سر آغاز جنبش دانشجویی ایران یاد می شود از ضعف فراوانی برخوردار باشد.
16 آذر

به گزارش صدای دانشجو؛ آن چه خواهید خواند از معدود تک نگاری های بجای مانده از شهود 16 آذر سال 1332 است که به قلم شهید مصطفی چمران و در سال 1341 است که روزنامه کیهان آن به رشته تحریر درآورده است:

از آن روز - یعنی ‌16 آذر ‌32 - نُه سال می گذرد ولی وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه را به چشم می بینم؛ صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می اندازد، سکوت موحش بعد از رگبار بدنم را می لرزاند، آه بلند و ناله‌ جانگذار مجروحین را در میان این سکوت دردناک می شنوم، دانشکده‌ فنی خون آلود را در آن روز و روزهای بعد به رای العین می بینم.

آن روز ساکت ترین روزها بود و چون شواهد و آثار احتمال وقوع حادثه‌ای را نشان می داد، دانشجویان بی اندازه آرام و هوشیار بودند که به هیچ وجه بهانه ای به دست کودتاچیان حادثه ساز ندهند. پس چرا و چگونه دانشگاه گلوله باران شد؟ و چطور سه نفر از بهترین دوستان ما، بزرگ نیا، قندچی و رضوی به شهادت رسیدند؟

جواب به این سؤال مستلزم بررسی شرایط آن زمان و حوادث پی در پی آن روزهاست. وقایع آن ایام چون حلقه های زنجیر به هم مرتبط بوده یکی پس از دیگری پیش می آمد. سفارت انگلستان دوباره افتتاح می شد و «دنیس رایت» کاردار سفارت قرار بود که به ایران بیاید. کمپانی های نفتی برای تصرف مجدد نفت ایران نقشه می کشیدند. نیکسون معاون رییس جمهور آمریکا به ایران می آمد تا نتیجه ‌21 میلیون دلار کودتا را ببیند. ناراحتی و نارضایتی مردم هر روز بیشتر اوج می گرفت.

دکتر مصدق در دوران حکومت ‌27 ماهه خود سیر تاریخ ایران را تغییر داد. پیش از او اداره امور کشور در جهت منافع دول استعمارگر خارجی و به صلاحدید یا فرمان آنان صورت می گرفت. نفت ایران به نفع انگلستان جریان داشت و حتی حدود ‌16 درصد که به موجب قرارداد ظالمانه تحمیلی ‌1933 به دولت ایران می رسید، به عناوین مختلفه دوباره به کیسه آنان برمی گشت.

سیاست خارجی ایران بردگی و دنباله روی از سیاست آنان بود. امپراتوری انگلستان با یک قرن و نیم سیطره وحشت آور خود چنان رعب و وحشتی در دلها ایجاد کرده بود که احدی را جرات مخالفت با آنان نبود. دکتر مصدق نفت را ملی نمود و اولتیماتوم‌ها و کشتی های جنگی و محاصره نظامی انگلستان کوچکترین وحشتی در دل مردم ایجاد نکرد.

محاصره اقتصادی و قطع کمک های خارجی نیز نه تنها توانست مصدق را شکست دهد بلکه مصدق با اقتصاد بدون نفت برای اولین بار توانست بودجه ایران را متعادل کند و این خود یکی از افتخارات بزرگ حکومت اوست.

انگلستان و سایر دول استعماری پس از یاس از مبارزه اقتصادی، شاه و هیات حاکمه ایران را بر ضد مصدق برانگیخت ولی تلاش این عوامل شناخته شده استعمار نیز طی قیام ‌30 تیر و حوادث ‌9 اسفند و ‌28 مرداد مفتضحانه شکست خورد.

سرانجام دولت آمریکا نیز به کمک انگلستان وارد معرکه شد و پس از یک سلسله توطئه چینی اداره جاسوسی آمریکا، اشرف خواهر شاه، جنرال شوارتذکف و هندرسن سفیر آمریکا در ایران کودتای ‌28 مرداد با صرف ‌21 میلیون دلار عملی شد. دکتر مصدق و یاران با وفای وی به زندان افتادند. آزادی مردم سلب شد و به جای آن حکومت نظامی و دیکتاتوری مردم آزاده را تحت فشار گذاشت. آزادیخواهان و وطن پرستان در مخوف ترین شکنجه گاه‌ها زجر می دیدند و به دورترین و بد آب و هواترین نقاط تبعید می شدند.

چند ماه بعد - ‌17 آبان - اولین روز محاکمه دکتر مصدق بود. محاکمه ای که عده ای عمال چشم و گوش بسته و دل سیاه آن را اداره می کردند و اعضای آن بختیارها و آزموده‌ها بودند. محاکمه ای که به قول خود مصدق «قاضی و دادستان و مدعی همه شخص شاه بودند» جوش و خروش مردم به شدت درجه رسید و به عنوان اعتراض به دادگاه قلابی بلخ تظاهرات ‌21 آبان به رهبری نهضت مقاومت ملی در سراسر کشور به وقوع پیوست. ده‌ها هزار مردم در این تظاهرات شرکت کردند و مخصوصا دانشجویان و بازاریان پیشقدمان آن به شمار می رفتند. دولت کودتا سخت به تلاش افتاد و فشار خود را به منتها درجه رسانید. اعمال خائنانه دولت کودتا هر روز بر بغض و کینه مردم می افزود و بر آتش خشم و غضب آنان دامن می زد.

از روز ‌14 آذر تظاهراتی که در گوشه و کنار به وقوع می پیوست وسعت گرفت و در بازار و دانشگاه عده ای دستگیر شدند. روز ‌15 آذر مجددا تظاهرات بی سابقه ای در دانشگاه و بازار صورت گرفت. در دانشکده های پزشکی، حقوق و علوم، داندنپزشکی، تظاهرات موضعی بود و جلوی هر دانشکده مستقلا انجام می گرفت و سرانجام با یورش سربازان خاتمه می یافت و عده ای دستگیر شدند.

در بازار نیز همزمان با تظاهرات دانشجویان، مردم دست به اعتصاب زده شروع به تظاهرات کردند و عده ای به وسیله مامورین نظامی گرفتار شدند. در این تظاهرات مردم و دانشجویان ضمن پشتیبانی از راه مصدق برای دادگاه قلابی سلطنت آباد و افتتاح مجدد لانه جاسوسی انگلستان ابراز نفرت و انزجار می کردند.ضمنا در تاریخ ‌24 آبان اعلام شده بود که نیکسون معاون رییس جمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران می آید. نیکسون به ایران می آمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای ‌28 مرداد) را بیند.

دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا و طرفداری خود را از دکتر مصدق نشان دهند. تظاهرات بر علیه افتتاح مجدد سفارت و اظهار تنفر همه جا به چشم می خورد و وقوع تظاهرات هنگام ورود نیکسون حتمی می نمود.

ولی این تظاهرات برای دولتمردان خیلی گران تمام می شد زیرا تار و پود وجود آنها بستگی به کمک سرشار آمریکا داشت. این بود که دستگاه برای خفه کردن مردم و جلوگیری از تظاهرات از ارتکاب هیچ جنایتی ابا نداشت. روز ‌15 آذر یکی از دربانان دانشگاه شنیده بود که تلفنی به یکی از افسران گارد دانشگاه دستور می رسد که «باید دانشجویی را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیکسون صداها خفه گردد و جنبنده ای نجبند ...»

دولت بغض و کینه شدیدی به دانشگاه داشت زیرا دانشجویان پرچمدار مبارزات ملی بوده و با فعالیت مداوم و موثر خود هیات حاکمه را به خطر نسبی و سقوط تهدید می کردند. این بود که به خاطر انتقام از دانشجویان و بهانه تظاهرات بر علیه تجدید رابطه با انگلستان و برای جلوگیری از تظاهرات در مقابل نیکسون جنایت بزرگ هیات حاکمه ایران در صبح روز دوشنبه شانزده آذرماه ‌1332 در صحن مقدس دانشگاه به وقوع پیوست.

صبح شانزدهم آذر هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیرعادی اطراف دانشگاه شده وقوع حادثه ای را پیش بینی می کردند. نقشه پلید هیات حاکمه بر همه واضح بود و دانشجویان حتی الامکان سعی می کردند که به هیچ وجه بهانه ای به دست بهانه جویان ندهند.

حدود ساعت ‌10 صبح موقعی که دانشجویان در کلاس‌ها بودند، چندین نفر از سربازان دسته «جانباز» به معیت عده زیادی سرباز معمولی رهسپار دانشکده فنی شدند. ما در کلاس دوم دانشکده فنی که در حدود ‌160 دانشجو داشت، مشغول درس بودیم. آقای مهندس شمس استاد نقشه برداری تدریس می کرد. صدای چکمه سربازان از راهرو پشت در به گوش می رسید.

اضطراب و ناراحتی بر همه مستولی شده بود و کسی به درس توجه نمی کرد. در این هنگام پیشخدمت دانشکده مخفیانه وارد کلاس شده به دانشجویان گفت؛ «بسیار مواظب باشید. چون سربازان می خواهند به کلاس حمله کنند اگر اعلامیه یا روزنامه‌ای دارید از خود دور کنید.»

در خلال این احوال مهندس خلیلی و دکتر عابدی رییس و معاون دانشکده فنی با تمام قوا می کوشیدند که از ورود سربازان به کلاس جلوگیری کنند. ولی سربازان نه تنها به حرف آنها اهمیتی ندادند بلکه آنها را تهدید به مرگ کردند. شلوغی بیرون کلاس و صدای شدید چکمه های سربازان از نزدیک شدن حادثه ای حکایت می کرد تا بالاخره در کلاس به شدت به هم خورد و پنج سرباز «جانباز» با مسلسل سبک وارد کلاس شدند.

یکی از آنها لوله مسلسل را به طرف شاگردان عقب کلاس گرفته آماده تیراندازی شد و دیگری به همین نحو مامور قسمت جلوی کلاس گردید. سرباز دیگری پیشخدمت دانشگاه را به داخل کلاس می کشید. سرخی و کبودی صورت و بدن او از ضرب و شکنجه سربازان حکایت می کرد. لحظه ای پس از خروج سربازان، کلاس از شدت جوش و خروش دانشجویان چون بمب منفجر شد.

همهمه و غوغا به شدت رسیده بود. مهندس شمس سعی می کرد که از خروج دانشجویان از کلاس جلوگیری کند ولی موفق نمی شد و دانشجویان چون جرقه های آتش به بیرون پراکنده شدند. رییس و معاون دانشکده فنی که با تمام کوشش و فداکاری خود قادر به جلوگیری از ورود سربازان نشده و ناظر این همه وحشیگری و هتک حرمت کلاس و استاد شده بودند، به ناچار اعلام اعتصاب کردند و گفتند؛ «تا هنگامی که دست نظامیان از دانشگاه کوتاه نشود، دانشکده فنی به اعتصاب خود ادامه خواهد داد» و چون احتمال وقوع حوادث وخیم تری می رفت، لذا برای حفظ جان دانشجویان دانشکده را تعطیل کردند و به آنها دستور دادند به خانه های خود بروند و تا اطلاع ثانوی در خانه بمانند.

دانشجویان نیز به پیروی از تصمیم اولیای دانشکده محوطه دانشکده را ترک می کردند ولی هنوز نیمی از دانشجویان در حال خروج بودند که ناگاه آن سربازان به همراه عده زیادی سرباز عادی به دانشکده فنی حمله کردند. چند کارآگاه بدنام شناخته شده و افسر سیه دل در گوشه و کنار دیده می شدند و شکی نبود که درصدد توطئه و در انتظار نتیجه وحشتناک توطئه هستند.

عده ای از سربازان دانشکده فنی را به کلی محاصره کرده بودند تا کسی از میدان نگریزد. آنگاه دسته ای از سربازان با سرنیزه به همراهی سربازان دسته جانباز از در بزرگ دانشکده وارد شدند و دانشجویان را که در حال خروج و یا در جلوی کتابخانه و کریدور جنوبی دانشکده بودند هدف قرار دادند.

دانشجویان مات و مبهوت به این صحنه تاثرآور می نگریستند. اکثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهای جنوبی و غربی دانشکده خارج شوند. در این میان بغض یکی از دانشجویان ترکید. او که مرگ را به چشم می دید و خود را کشته می دانست دیگر نتوانست این همه فشار درونی را تحمل کند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شکل شعارهای کوتاه بیرون ریخت؛ «دست نظامیان از دانشگاه کوتاه».

هنوز صدای او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند، به کلی غافلگیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند. لحظات موحشی بود. دانشجویان یکی پس از دیگری به زمین می افتادند به خصوص که بین محوطه مرکزی دانشکده فنی و قسمت های جنوبی سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشینی عده زیادی از دانشجویان روی این پله‌ها افتاده نتوانستند خود را نجات دهند.

نکته ای را که هیچ گاه فراموش نمی کنم و از ایمان و فداکاری دانشجویان حکایت می کند، فریاد «یا مرگ یا مصدق» زیر رگبار گلوله است. مصطفی بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پای در آمد. شریعت رضوی که ابتدا هدف سرنیزه قرار گرفته به سختی مجروح شده بود، دوباره هدف گلوله قرار گرفت. ناصر قندچی حتی یک قدم هم به عقب برنداشته و در جای اولیه خود ایستاده بود یکی از جانبازان «دسته جانباز» با رگبار مسلسل سینه او را شکافت و او را شهید کرد.

در این میان چند نفر از دانشجویان دانشکده افسری که دانشجوی دانشکده فنی نیز بودند دوستان دانشجوی خود را هدایت کرده دستور دادند به زمین بخوابند و بدین ترتیب عده زیادی از مرگ حتمی نجات یافتند. دسته ای در آبخوری و عده زیادی در کتابخانه پنهان شدند و افرادی متعددی در پشت ستون های سنگی دانشکده خود را از گلوله حفظ کردند. عده ای نیز به کارخانه های دانشکده فنی پناه برده لباس کارگری به تن کرده از معرکه جان به سلامت بردند.

رگبار گلوله همچنان برای دقیقه های طولانی و مرگبار ادامه داشت. من به اتفاق عده زیادی از دانشجویان از کریدور جنوبی دانشکده رهسپار در جنوبی شده ولی ناگاه در انتهای کریدور به یک دسته سرباز برخورد کردیم که تفنگ‌ها را به سوی ما نشانه گیری کرده دستور ایست می دادند.ولی چون در آن لحظات ایستادن میسر نبود، آنها نیز شروع به تیراندازی کردند. بنابراین محصور شده بودیم که از دو طرف ما را هدف گلوله قرار داده بودند و نه راه رفتن بود و نه جای برگشتن. دسته ای بر روی زمین خوابیدند و دسته ای دیگر به اطاق های اطراف کریدور و پشت در کلاس‌ها و دستشویی پناه بردند.

در یک طرف کریدور پله هایی وجود داشت که به زیرزمین می رفت و آزمایشگاه مقاومت مصالح در آنجا بود. عده زیادی از دانشجویان که از دو طرف تحت فشار و حمله قرار گرفته بودند، به ناچار به این آزمایشگاه پناه بردند. فشار و اضطراب به حدی بود که اغلب دانشجویان از روی پله‌ها غلطیده و به پایین پرت می شدند و چون درهای آزمایشگاه بسته بود و کسی نمی توانست داخل شود، پس از لحظه ای انبوهی از دانشجویان در پایین پله‌ها تشکیل شد و عده ای زیر فشار له شدند.

بالاخره فشار دانشجویان شیشه‌ها را شکست و دانشجویان یکی پس از دیگری از میان شیشه شکسته‌ها ی در وارد آزمایشگاه شدند.

من نیز همراه این عده وارد آزمایشگاه شدم. خون مجروحین آنقدر زیاد بود که پایین پله های گلگون شدن بود. بین دوستان ما، شیشه پای یکی را شکافت. دیگری پایش هدف گلوله قرار گرفته و سوراخ شده بود. گلوله از یک طرف پا وارد شده و از طرف دیگر خارج شده بود. دانشجویان و مستخدمین آزمایشگاه مشغول بستن زخم های دانشجویان مجروح بودند. اولیای دانشکده مستخدمین و چند نفری از دانشکده پزشکی می خواستند مجروحین را به پزشکی برده معالجه کنند. ولی سربازان با تهدید به مرگ مانع از این کار شدند. بدن مجروحین در حدود دو ساعت در وسط دانشکده افتاده بود و خون جاری بود تا بالاخره جان سپردند.

ما همچنان در خفاگاه خود بیش از دو ساعت ماندیم تا بالاخره با لباس مبدل کارگری از دانشکده خارج شده به کارخانه رفتیم و در آنجا ابزار به دست گرفته مشغول کار شدیم تا سربازان ما را کارگر تصور کنند. آن گاه دور از چشم سربازان از در پشت خارج شده و دوستان مجروح خود را به بیمارستان بردیم. مهندس خلیلی رییس دانشکده فنی را نیز بازداشت کرده و دکتر عابدی معاون دانشکده را به جنوب تبعید کردند.

بدین ترتیب سه نفر از دوستان ما بزرگ نیا، قندچی و شریعت رضوی شهید و بیست و هفت نفر دستگیر و عده زیادی مجروح شدند. هنگام تیراندازی بعضی از رادیاتورهای شوفاژ در اثر گلوله سوراخ شد و آب گرم با خون شهدا و مجروحین درآمیخت و سراسر محوطه مرکزی دانشکده فنی را پوشانید، به طوری که حتی پس از ماه‌ها از در و دیوار دانشکده فنی بوی خون می آمد. مامورین انتظامی پس از این عمل جنایتکارانه و ناجوانمردانه از انعکاس خشم و غضب مردم به هراس افتاده برای پوشاندن آثار جرم خود خون‌ها را پاک کردند ولی ماهها اثر خون در گوشه و کنار دیده می شد و سال‌ها جای گلوله‌ها بر در و دیوار دانشکده فنی نمایان بود و تا زمین می گردد و تاریخ وجود دارد، ننگ و رسوایی بر کودتاچیان خواهد بود.

در این حمله ناجوانمردانه، سربازان «جانباز» به دانشجویان تیراندازی کردند و سربازان دیگر به هوا شلیک نمودند و به احتمال قوی قاتل شهدا و مسئول جراحات مجروحین همان جلادان «دسته جانباز» بودند. این واقعه دردناک حتی اکثر سربازان را منقلب کرد.

به طوری که یکی از آنان که از شکنجه وجدان بیدار شده خود رنج می برد، هنگام هدایت صف دانشجویان اسیر به زندان به دانشجویی گفت: «دستور اکید صادر شده بود که همه ما باید تیراندازی کنیم و به ما گفته شده بود که گلوله‌ها و تفنگ سربازان بعد از ماموریت بازرسی خواهد شد و اگر کسی تیراندازی نکرده باشد، تحت تعقیب قرار خواهد گرفت. بنابراین من نیز اجبارا تیراندازی کردم ولی خدا شاهد است که تمام گلوله‌ها را به سقف یا دیوا شلیک کرده ام» جریان این فاجعه دردناک به سرعت منتشر شد و خشم و کینه آزادیخواهان را برافروخت.

دانشگاه تهران به پیروی از دانشکده فنی و به عزای شهدای آن در اعتصاب عمیقی فرو رفت. بعدازظهر آن روز دانشجویان با کراوات سیاه از دانشکده حرکت کرده با سکوت غم آلود و ماتم زده رهسپار خیابان های مرکزی شهر شدند و مخصوصا در خیابان های لاله زار و استانبول انبوه دانشجویان عزادار نظر هر رهگذری را جلب می کرد و او را متوجه این جنایت عظیم می نمود.

بیشتر دانشکده های شهرستان‌ها نیز برای پشتیبانی از دانشگاه تهران اعتصاب کردند. تعداد زیادی از سازمان های دانشجویی خارج از کشور نیز به عمل وحشیانه و خصمانه دولت کودتا به شدت اعتراض نمودند. روز بعد نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی گناه رنگین بود، دکترای افتخاری حقوق دریافت داشت و از سکون و سکوت گورستان خاموشان ابراز مسرت کرد و به دولت کودتا وعده هر گونه مساعدت و کمک نمود و به رییس جمهور آمریکا پیغام برد که آسوده بخوابد چون نگرانی او که نوشته بود؛ «و گو این که مخاطراتی که متوجه ایران بود، تخفیف یافته است. معذالک ابرهایی که ایران را تهدید می کرد، به کلی متلاشی و پراکنده شده و مملکت امن و امان است!» صبح ورود نیکسون یکی از روزنامه‌ها در سرمقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده ای به نیکسون نوشت که فورا توقیف شد. ولی دانشجویان سحرخیزی که خواب و خوراک نداشتند و استراحت در قبل مرگ دوستانشان میسر نبود، زودتر از پلیس روزنامه را خواندند.

در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانی‌ها اشاره شده بود که «هر گاه دوستی از سفر می آید یا کسی از زیارت باز می گردد و یا شخصیتی بزرگ وارد می شود، ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوی یا گوسفندی قربانی می کنیم» آنگاه خطاب به نیکسون گفته شده بود که؛ «آقای نیکسون وجود شما آن قدر گرامی و عزیز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند.»آری حکومت کودتا در قدوم نیکسون سه جوان قربانی کرد تا نیکسون آیزنهاور را مطمئن کند که میلیون‌ها دلار کمک به دولت کودتا به هدر نرفته و این پول‌های گزاف بر گرده مالیات دهندگان آمریکایی نیز سنگینی نمی کند، زیرا در راه استقرار صلح و دموکراسی خرج شده است.

ابراهیم کارخانه ای با اشاره به برگزاری همایش کارآفرینی در همدان بعد از همایش سرمایه‎گذاری، این اقدام را حرکت مطلوبی به منظور استفاده از فرصت‎ها دانست و گفت: با بهره‌گیری از راهبردها می‌توان نهایت استفاده را برای کارآفرینی در استان برد.
دکتر کارخانه ای

به گزارش صدای دانشجو نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس در ادامه با بیان اینکه بیکاری مهمترین مشکل کشور است، ابراز داشت: متأسفانه در این رابطه، شاهد ارائه برنامه کارآمدی از سوی دولت برای حل این مسئله نیستیم.

 

وی با تأکید بر اینکه هماهنگی هدفمند و برنامه‌ریزی شده بین دستگاه‌ها و وزارتخانه‌های مختلف برای حل مشکل بیکاری وجود ندارد، افزود: به طور حتم از رهگذر برگزاری این همایش‎ها و تأکید بر لزوم هم‌افزایی و هماهنگی در حل مشکل بیکاری می‎توان به نتایج قابل قبولی دست یافت.

 

کارخانه‎ای در ادامه با اشاره به ارائه تسهیلات بانکی با سود 22 درصد گفت: تا زمانی که شاهد اخذ سود 22 درصد از تولیدکننده باشیم، نمی‌توان شاهد وقوع جهش و پیشرفت در عرصه تولید بود.

 

وی ابراز داشت: از سوی دیگر نباید به مجرد راه‌اندازی یک واحد تولیدی، دریافت مالیات و پرداخت اقساط تسهیلات مطرح شود زیرا این کار مانع از ثبات کار تولیدکننده خواهد شد.

 

نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی کاهش درصد سود بانکی از یک سو و افزایش زمان تنفس بازپرداخت اقساط از سوی دیگر را کمک بزرگی به تولیدکننده دانست که باید مد نظر قرار گیرد.

 

وی تأکید کرد: افزایش مدت زمان معافیت‌های مالیاتی واحدهای تولیدی تازه‌ راه‌‎اندازی شده نیز باید مورد توجه باشد زیرا این اقدام عامل قوام و استحکام مالی آن واحد تولیدی و افزایش تولید پایدار خواهد بود.

تا زمانی که شاهد اخذ سود 22 درصد بانکی از تولیدکننده باشیم، نمی‌توان شاهد وقوع جهش و پیشرفت در عرصه تولید بود.
دکتر کارخانه ای

به گزارش صدای دانشجو ابراهیم کارخانه‎ای برگزاری همایش ملی کارآفرینی در همدان را زمینه‎ساز ترویج و توسعه فرهنگ کارآفرینی دانست و اظهار کرد: کارآفرینی به معنای ایده‌پردازی، نوآوری و ریسک‌پذیری است که از درون این سه مولفه بستر برای ایجاد شکوفایی اقتصادی میسر می‏‎شود.

وی با بیان اینکه شناسایی فرصت‎های جدید و توجه بهنگام به آنها یکی از عوامل موفقیت کارآفرینان است، گفت: از طریق کارآفرینی شاهد بازدهی بالا و توسعه اشتغالزایی خواهیم بود.

نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه برگزاری همایش سرمایه‌گذاری باید خروجی خوبی داشته باشد، گفت: باید از قبل بر روی طرح‌هایی که در چنین همایش‎هایی مطرح می‏‎شود کار شده باشد تا جنبه عملیاتی به خود بگیرد.

وی عنوان داشت: دستیابی به راهکارهای برون‎رفت از مشکل در حوزه کارآفرینی و توجه به اجرای آن با توجه به مقتضیات کشور و شرایط منطقه‌ای باید مورد بررسی قرار گیرد تا موثر واقع شود.

کارخانه‎ای با تأکید بر لزوم تشکیل کمیته‎ای برای بررسی عملیاتی شدن مصوبات و تصمیمات این همایش، خواستار توجه به این مهم شد.

دکتر محمد فرهادی با صدور پیامی به مناسبت فرارسیدن سالروز شانزدهم آذر و بزرگداشت روز دانشجو، یاد و خاطره شهدای دانشجو را گرامی داشت.
دکتر محمد فرهادی

به گزارش صدای دانشجو؛ متن کامل پیام وزیر علوم بدین شرح است :

شانزدهم آذرماه هرسال یادآور روح استکبارستیزی،‌ استقلال‌خواهی، عدالت‌طلبی و آزادی‌خواهی دانشجوی ایرانی در پرتو آموزه های اسلام عزیز است. خاطره از خودگذشتگی دانشجویان فداکار و مبارزی که در جریان اعتراض به دخالت های بیگانگان در امور ایران در سال 1332 همراه با دیگر دانشجویان انقلابی بپا خاسته، سینه خویش را آماج گلوله‌های اجنبی پرستان قرار دادند، هرگز از یادها نرفته و برای همیشه در تاریخ ثبت شده است. امروز اگرچه از شهادت دانشجویان زنده یاد «مهدی شریعت رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ‌نیا» قریب به 61 سال می‌گذرد اما به برکت خون ایشان و دیگر شهدای دانشجو، هنوز طراوت آرمان‌خواهی، عدالت‌طلبی، نقد و پرسش‌گری بر فضای دانشگاه ها حاکم است.

دانشجویان انقلابی و استکبار ستیز دوران انقلاب شکوهمند اسلامی نیز همان دانشجویان بسیجی و رزمندگان شهید معرکه‌های جهاد و دفاع مقدس اند و دانشجویان خلاق عرصه‌های علم و نوآوری سالیان پس از جنگ، همان پرچم‌داران ابتکار و رصد کننده مرزهای دانش امروز هستند؛ نسل‌هایی که با وجود فشارها، و تحریم ها از مرزهای هویت و اصالت میهن عزیز اسلامی خویش جانانه دفاع کرده و می‌کنند.

بی تردید دانشجویان و دانشگاهیان همواره، از تأثیرگذارترین و پیشروترین اقشار جامعه در آگاهی بخشی، بصیرت افزایی و ایجاد شور و شعور انقلابی بوده، در تاریخ معاصر کشورمان نیز کارنامه ای درخشان از خود به جای گذاشته اند. بگونه ای که امام راحل عظیم الشان (ره)، دانشگاه را مبدا تحولات می دانستند و رهبر معظم انقلاب نیز  به کرّات بر لزوم آگاهی سیاسی دانشجویان و مشارکت در مدیریت جامعه تاکید ورزیده اند. از مهمترین ویژگی های این قشر فرهیخته جامعه، موقعیت شناسی و آگاهی از اقتضائات زمان و مکان است. اگر تا دیروز دانشجویان متعهد، رسالت ستیز با دشمنان خارجی و حاکمان های فاسد داخلی را بر عهده داشتند، امروزه ضمن حفظ موضع انتقادی و حساسیت های لازم در برابر عملکرد مدیران، می باید جهاد علمی را سرلوحه اندیشه و عمل خود قرار داده و بکوشند که در این مقطع تاریخی، در برون رفت کشور از مشکلات فرارو نقشی سازنده و تاثیر گذار ایفا کنند.

اینجانب به عنوان خدمتگزاری در نظام آموزش عالی کشور، ضمن تکریم و بزرگداشت روز دانشجو و گرامیداشت یاد و خاطره امام شهیدان و شهدای دانشجو، خود را ملزم و متعهد به تمهید بسترهای لازم برای ارتقای سطح دانش و فناوری در کشور از طریق احترام به حقوق قانونی دانشجویان و  حفظ کرامت انسانی آنان که آینده سازان این مرزبوم هستند می دانم و در برابر این تعهد از فرزندان خود می خواهم که علاوه بر کسب فضایل دینی و اخلاقی، که جزو لاینفک دانشگاه اسلامی است با درک شرایط ویژه کشور و باور راسخ به ضرورت همدلی در جهت نیل به توسعه پایدار و همه‌جانبه و ارتقای جایگاه علمی ایران عزیز، به ویژه در حوزه فناوری‌های نوین با متانت، شکیبایی و آرامش عزم  خویش را جزم کنند که به حول و قوه الهی  با فتح قله های رفیع علم و فناوری، این کشور با به جایگاهی شایسته در جهان دانش برسانند و الگوی اسلامی، ایرانی پیشرفت را به نحوی ملموس به نمایش بگذارند و با تلاش در راستای حاکمیت علم و دانش حوزه اقتصاد و فرهنگ، کشور خود را در برابر تمامی حوادث و هجمه‌های ناجوانمردانه بیگانگان بیمه کرده، عزت و سربلندی ملت مسلمان کشورمان را فراهم کنند.

دکتر کارخانه ای نماینده مردم همدان و فامنین از سفر رئیس مجلس شورای اسلامی به همدان خبر داد.
علی لاریجانی

به گزارش صدای دانشجو علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی هشتم و نهم بهمن ماه برای انجام سفری دو روزه و شرکت در چند برنامه در سطح استان، عازم همدان می‌شود.

ابراهیم کارخانه‌ای نماینده مردم همدان در مجلس در اختیار خبرنگار فارس قرار داد و افزود: رئیس مجلس در جریان سفر به همدان، در شورای اداری استان نیز شرکت خواهد کرد.

امیدواریم سفر رئیس مجلس به استان منشاء خیر و برکت برای این استان باشد.

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS