معاون پژوهش و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان، بیش از 113 مقاله ISI از ابتدای سال 2014 میلادی در شوراي پژوهشي این دانشگاه بررسي شده است.
علیرضا اسفندیاری

علیرضا اسفندیاری مقدم در گفت و گو با خبرنگار صدای دانشجو: با عنایت به  پیشرفت سریع علم در عصر حاضر و لزوم دستیابی همگان به جدیدترین تحقیقات علمي، پژوهشگران دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان نیز از این غافله جا نمانده اند.

وی با اشاره به پیشرفت روزافزون پژوهشگران این واحد دانشگاهی در چاپ مقالات علمی گفت: تعداد مقاله های ISI ارایه شده به شورای پژوهشی از ابتدای سال 2014 میلادی به بیش از 113 عنوان می رسد که این مبین رشد بسیار مطلوب تولیدات علمی پژوهشگران این واحد دانشگاهی است.

اسفندیاری مقدم اظهار داشت از ابتدای شروع فعالیت دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان 520 عنوان مقاله ISI به نام این دانشگاه در مجلات و پایگاههای معتبر و استنادی دنیا ثبت گردیده است.

وی تصریح کرد: مقاله .منصور اسماعیل پور عضو هیات علمی گروه کامپیوترر دانشگاه آزاد اسلامی همدان با عنوان " کاوش الگوهای طراحی در مهندسی نرم‌افزار با استفاده از ماشین یادگیر توزیع شده و دنباله‌های دی ان ای" در نشریه بین‌المللی PLUS ONE با درجه isi  کشور آمریکا  " با ضریب نفوذ  و تاثیر  سه ونیم  ومقاله مهدی مجلسی  عضو هیات علمی گروه تربیت بدنی با عنوان "تأثیر تمرینات تداخلی حسی  عمقی بر تعادل و الگوی گام برداری کودکان ناشنوا" در نشریه بین‌المللی "Research in Developmental Disabilities" ایالات متحده با درجه ISI  و ضریب تاثیربا دو هشت دهم جز سرامدان این حوزه یاد کرد.

اسفندیاری مقدم گفت: از ابتدای تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان تعداد 474  عنوان مقاله در مجلات علمی پژوهشی توسط پژوهشگران واحد به چاپ رسیده که از این میان تعداد مقالات علمی پژوهشی بررسی شده از ابتدای سال جاری 89 عنوان است

وی بیان کرد: از آغاز تأسیس این واحد دانشگاهی تعداد 58 عنوان کتاب توسط اعضای هیأت علمی واحد همدان به چاپ رسیده است که از دی ماه سال 92 تاکنون تعداد 6  جلد کتاب  با عناوین "راهی به دریا"  (برگزیده متون ادب فارسی) تألیف رضا صادقی شهپر، "شناسایی پایش و مدیریت آلودگی دریا" تألیف مهدی ریاحی خرم، "سازمان و مدیریت موفق" تألیف جلال رحیمی، "توانمندسازی شهروندان در سکونتگاه های تصرفی دولت محلی، جامعه مدنی و کاهش فقر شهری" کیانوش ذاکر حقیقی، "نوسازی محلات و بازار مسکن مشارکت اجتماع در انگلستان و امریکا" ترجمه کیانوش ذاکر حقیقی و "اطلس میراث زمین شناختی ایران" عباس مهرپویا اشاره کرد.

معاون پژوهش و فناوری واحد همدانگفت: با توجه به رویکرد دانشگاه به بحث افزایش کیفیت نیز در سال جاری بیش از 950 پایان نامه کارشناسی ارشد توسط دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی در داحد همدان دفاع شده است.

وی افزود: در 25 آذرماه مصادف با روز پژوهش در مراسمی قرار است از جمعی از پژوهشگران برگزیده این واحد در عناوین مختلف تقدیر بعمل خواهد آمد.

 گفتنی است دانشگاه آزاد اسلامی اسلامي واحد همدان 25 مرداد 1366 تأسيس و هم اکنون  با داشتن بیش از 15 هزارنفر دانشجو در مقاطع مختلف تحصیلی، از کاردانی تا دکترای تخصصی به عنوان بزگترین مرکزآموزش عالی استان همدان در حال فعالیت است.

«اخاذی مدرن» کلاه برداران از دانشجویان برای چاپ مقاله
مراقب «کنفرانس جعلی» باشید
یکی از دغدغه های اصلی دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی برای صعود به مقطع بالاتر «رتبه علمی» آنها است، درجه ای که مهمترین شاخص آن تعداد مقالات ارائه شده در کنفرانس های و یا ژورنال های مهم داخلی و خارجی است. به طوری که هرچه تعداد این مقالات بیشتر باشد شانس قبولی در دوره های بعد مقاطع تحصیلی و قبولی در مراکز استخدامی بیشتر می شود.
کنفرانس

افزایش رتبه علمی اساتید دانشگاه ها، پذیرش راحت تر در مقطع دکتری، گرفتن بورس تحصیلی از دانشگاه های معتبر بین المللی در سراسر جهان، استخدام راحت تر در کلیه ادارات و سایر مراکز دولتی و خصوصی، پذیرفته شدن بسیار راحت تر به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی، افزایش حقوق و مزایای شغلی برای کارکنان بسیاری از ادارات، امکان ادامه تحصیل در مقطع، رشته و دانشگاه دلخواه در تمامی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی بدون آزمون ورودی، امکان گرفتن پروژه های تحقیقاتی با درآمدهایی بسیار بالا از بسیاری از سازمانهای دولتی  و خیلی موارد دیگر از مهمترین دلایلی است که هر دانشجویی را به ارائه مقالات ترغیب می کند.

در این میان گرچه شرکت در کنفرانس های خارجی و چاپ مقالات در ژورنال های بین المللی یک امتیاز بزرگ برای هر محققی محسوب می‌شود اما به دلیل محدودیت هایی که برای پژوهشگرهای کشورمان از جمله  تحریم های علمی و همچنین هزینه بالای شرکت در این کنفرانس ها باعث می شود اغلب پژوهشگر قید شرکت در این همایش های بین المللی را بزند و به ارائه مقاله در مجلات داخلی و حضور در کنفرانس های داخلی بسنده کند.

**  هشدار وزارت علوم به وجود کنفرانس و ژورنال های جعلی
از سوی دیگر افزایش نجومی داوطلبین حضور در مقاطع تحصیلات تکمیلی و به طبع آن افزایش تعداد پایان نامه ها و تقاضا برای ارائه مقالات باعث شده است افرادی از این ظرفیت استفاده کرده و با جعل اسامی کنفرانس های معتبر داخلی و گاهی خارجی اقدام به کلاه برداری از دانشجویان کنند؛ پدیده ای که طی چند سال اخیر افزایش چشمگیری داشته است، بطوری که وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تیرماه امسال با صدور اطلاعیه ضمن هشدار به وجود «نشریات و کنفرانس های جعلی» خواستار دقت دانشجویان و پژوهشگران در ارسال و پرداخت هزینه مقالات خود کرد.

در این اطلاعیه که به معاونان پژوهش و فناوری دانشگاه‌ها و موسسات پژوهشی سراسر کشور درباره «نشریات جعلی» هشدار داده شده آورده شده است: «نشریات جعلی» از طریق وب‌سایت‌های خود که توسط افراد سودجو اداره می‌شوند، با همان هویت نشریات اصلی و معتبر بین‌المللی، اما در واقع بدون اطلاع نشریه اصلی و به صورتی غیرقانونی فعالیت می‌کنند و با فریب دادن نویسندگان و دریافت هزینه‌های بالا، بدون انجام فرآیند داوری و به سرعت مقاله‌های آنها را در وب‌سایت‌های جعلی خود منتشر می‌کنند.

این «نشریات جعلی» معمولاً جعل هویت آن دسته از نشریات معتبری را در دستور کار خود قرار می‌دهند که یا دارای وب‌سایت نیستند، یا فقط در قالب چاپی منتشر می‌شوند.

جالب اینجا است که وزارت علوم  تا کنون 254 عنوان از نشریات نامعتبر داخلی و بین‌المللی از جمله « PENSEE، JOKULL، Bradleya، Afinidad » که توسط سودجویان اقدام به به راه‌اندازی وب‌سایت‌هایی اختصاصی با همان مشخصات نشریات اصلی و معتبر شده را معرفی کرده است. اما سوء استفاده ها تنها به همین چند مورد نبوده و وضعیت کنفرانس ها و ژورنال های داخلی نیز به همین ترتیب است.

** شیوه ناشرن جعلی چگونه است؟
شیوه‌‌ی معمول ناشران ژورنال‌های جعلی بدین صورت است که وب سایتهایی را راه­ اندازی می­‌کنند که کاملا شبیه به ناشران مشروع آنلاین می‌باشد (حداقل از نام‌های مشابه ناشران مطرح استفاده می‌کنند) و به انتشار مجلاتی مشکوک و با کیفیت بسیار کم می­‌پردازند. این ناشران با ارسال ایمیل به محققانی که در یک کنفرانس و یا همایش چکیده مقاله خود را ارسال کرده تمایل خود را به انتشار مقاله اعلام می‌کنند.

در ایـــــن لینـــک نمونه ای از جعل یک مرکز معتبر چاپ ژونال بین المللی آمده است. در این نمونه یکی از مراکز معتبر چاپ ژورنال میل‌ی را حاوی پذیرفته شدن مقاله یک محقق ایرانی به میل این محقق ارسال می کند که با دقت در این میل و مقایسه آن با استاندارهای رایج می توان جعلی بودن آن را مشخص کرد.

** نمونه داخلی کنفرانس داخلی
نمونه بالا یک مثال عینی از پذیرفته شدن یک مقاله در یک کنفرانس بین المللی بود اما همین وضعیت در کنفرانس های داخلی وجود دارد.

اخیرا پایگاهی با عنوان "کنفرانس های با اصطلاح بین المللی" در محیط مجازی راه اندازی شده است که به این مسئله می پردازد. در آخرین معرفی کنفرانس های جعلی، مقاله ای «غیر مرتبط»  به همایشی تحت عنوان "همایش ملی الکترونیکی پیشرفت های تکنولوژی در مهندسی برق، الکترونیک و کامپیوتر" ارسال می شود، طبق خبری که در سایت همایش با آدرس http://tdeconf.ir/fa/ درج گردیده، برگزار کننده دانشگاه خیام معرفی شده است. اما جالب اینجا است که با جستجو در فضای مجازی به این نتیجه میرسیم که هیچ خبری از برگزاری کنفرانس فوق، توسط دانشگاه خیام منتشر نشده است.

همچنین به عنوان نمونه دانشگاه پیام نور به عنوان حامی معرفی گردیده که در این لینک اثری از حمایت دانشگاه پیام نور از این کنفرانس دیده نشد.

جالب اینجا است که فرستنده این مقاله پس از مدتی با میلی با این محتوا که مقاله شما پذیرش شده است مواجه می شود، این درحالی که نویسنده «خوش ذوق!» برای اینکه جعلی بودن این پایگاه را اثبات کند داخل مقاله جملاتی را نوشته است که نشان از مطالعه نشدن آن را میدهد.

این دانشجو درباره این ماجرا می نویسد: ابتدا مقاله ای را که صرفا یک کپی، پیست اینترنتی بود به این همایش ارسال کردیم.

این مقاله نیز طبق روال گذشته دارای نکاتی بود که تنها با مطالعه توسط داور قابل رویت بود. اتفاقی که این بار نیز متاسفانه خبری از آن نبود.

در این باره دو مبحث مطرح است:

* ابتدا اینکه چرا مقاله ای با موضوع خارج از محورهای کنفرانس حائز شرایط پذیرش نهایی می شود.

* دوم اینکه مطالب زیر که مشخصا هایلایت شده اند چگونه توسط یک داور خوانده و تایید شده اند.

"... بنابراین، ریسک به‌صورت کاملاً مشخص متاسفانه این پیپر بدون خوانده شدن مورد پذیرش قرار خواهد گرفت. سعی کنید که در زندگیتان پول حلال کسب کنیدو همچنین ما و روشنی قابل طبقه بندی به‌عنوان سوداگرانه و خطرناک بر مبنای نوع آن نیست، بلکه بر اساس شرایطی که آن ادراک می شود، قابل ..."

"...شرایطی را فرض کنید که مدیریت ارشد در یک مؤسسه مالی در حال بررسی دربار? ورود به یک بازار جدید، مثل ایجاد خدمات بانکداری آنلاین است. از آنجایی که این امر به‌واسط? فرایند تصمیم گیری به اجرا گذاشته می شود، مدیریت می بایست چرا برای کسب پول دست به هرکاری می زنید. آیامی‌دانید که بسیاری از دانشجویان این پولها را به هزار زحمت به دست می آورند؟ متاسفانه خود نمی دانید که این درآمدها را باید در راه دوا و درمان خود و فرزندانتان خرج کنید. از فرصتها و تهدیدهای بالقوه موجود..."

نکته دیگر در این همایش این است که دبیرخانه آن هیچ آدرس و شماره تلفنی ندارد. طی توضیحاتی که در صفحه اصلی سایت داده شده، گفته شده است که: دلیل عدم استفاده از شماره تلفن برای پاسخگویی عدم امکان پاسخ گویی به تمام مکالمات بوده و همچنین با توجه به شفاف بودن اطلاع رسانی نیازی به این امر نخواهد بود.

ضمنا ارائه گواهی بین المللی Euro Science Certificate از کشور انگلستان نیز وعده داده شده است.

** نکته پایانی
به هر حال همانگونه که به آن اشاره شد، افزایش دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی و به طبع آن افزایش تعداد مقالات (هرچند بی کیفیت) باعث می شود که سودجویان از این مسئله استفاده کنند و با وعده های دروغین به پژوهشگر هزینه گزافی را از آنها دریافت می کند که دقت و شناخت صحیح کنفرانس ها و مجلات  معتبر داخلی و خارجی می تواند به کمتر شدن این نوع «کلاه برداری مدرن» کمک کند.

در نوشته های بعد به نمونه بیشتری درباره این نوع «اخاذی» می پردازیم.

برچسب‌ها: 
سردار نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین شامگاه چهارشنبه در بین بسیجیان همدان حاضر شد.

سردار نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین شامگاه چهارشنبه در محل سالن انصار در بین بسیجیان همدان حاضر و به سوالات آنان پاسخ داد.

سردار آزادی فرمانده اسبق سپاه انصار الحسین (ع) همدان سردار نقدی زا در این سفر همراهی می کرد.

بررسی سرنوشت دانشجویان تسخیرکننده سفارت امریکا
سرانجام تسخیرکنندگان لانه جاسوسی
دانشجویان پیرو خط امام پس از تسخیر لانه جاسوسی هرکدام در عرصه‌های مختلف کشور وارد شدند؛ بعضی به شهادت رسیدند، بعضی سیاستمدار شدند، بعضی مدیر شدند، بعضی هنرمند، بعضی نظامی شدند و بعضی هم از کرده خود پشیمان شدند و اظهار ندامت کردند.
تسخیرکننده سفارت امریکا

تسخیرکنندگان حدود چهارصدنفر بودند که هویت تعداد زیادی از آن‌ها به خواست خودشان مشخص نیست. در این مقال ما به شرح حال مختصری از بعضی از آن‌ها که مشهورتر شدند می‌پردازیم. گروه دانشجویان پیرو خط امام از دو قسمت شورای مرکزی و بازو تشکیل می‌شد.

ابراهیم اصغرزاده طراح اصلی تسخیر سفارت امریکا، رضا سیف اللهی، محسن میردامادی، حبیب الله بیطرف و رحیم باطنی شورای مرکزی دانشجویان را تشکیل می دادند. شورای بازو شامل علی اصغر زحمتکش، عباس عبدی، سیدمحمد هاشمی اصفهانی، اکبر رفان، محمدرضا خاتمی، محسن امین زاده، رحمان دادمان، شمس الدین وهابی، وفا تابش، محمد نعیمی پور، حسین شیخ الاسلام و فروز رجایی فر بود.(1)

شهدا

السابقون این گروه شهدا بودند. هنوز گروگان‌های امریکا در ایران بودند که در روز 16 آبان خبر شهادت تعدادی از دانشجویان خط امام منتشر شد. شهید حسین علم‌الهدی اگرچه مستقیماً در تسخیر لانه جاسوسی نقش نداشت اما همکاری مستقیم او با واحد بررسی و انتشار اسناد، سبب شد تا او را نیز دانشجوی پیرو خط امام بخوانند. به همراه حسین علم‌الهدی، محمد فاضل و علی حاتمی از دانشجویان پیرو خط امام بودند که به شهادت رسیدند.

محسن وزوایی از دانشجویان دانشگاه شریف که در لانه مسئولیت اطلاعات- عملیات را برعهده داشت، چند ماه زودتر از آغاز جنگ به سپاه پاسداران پیوست. با  تیپ 10 سیدالشهدا وارد عملیات بیت‌المقدس (فتح خرمشهر) شد و در این عملیات بود که در22 اردیبهشت هنگام هدایت نیروهایش چند کیلومتر مانده به خرمشهر به شهادت رسید.

عباس ورامینی نیز یکی دیگر از دانشجویان خط امام بود که مسئولیت آموزش نظامی دانشجویان را برعهده داشت. ورامینی همانند تعدادی دیگر از دانشجویان در سال 58 با یکی از دختران دانشجوی پیرو خط امام ازدواج کرد و خطبه عقد او را امام خمینی (ره) قرائت کرد. ورامینی سرانجام در 28 آبان 62 در ارتفاعات کانی‌مانگا و در عملیات والفجر 4 به شهادت رسید.

حسین سیف، علی صبوری، علی‌رضا هادی‌پور، حسین شوریده، غلامحسین بسطامی فرمانده سپاه سوسنگرد درابتدای جنگ، عبدالرحمن یا علی مدد، حسین بهادری، فضل‌الله عابدینی، حمید صفایی و جلال شرفی نیز از دیگر شهدای تسخیرکننده سفارت امریکا در تهران هستند.(2)

سرداران

محمدعلی جعفری

محمد علی جعفری یا عزیز جعفری در دانشکده معماری دانشگاه تهران تحصیل کرد و به سپاه پیوست و بزودی با فراگیری فنون رزمی، اولین گردان زرهی سپاه را ایجاد کرد. فرماندهی تیپ عاشورا، قرارگاه قدس و قرارگاه نجف در دوران جنگ و فرماندهی نیروی زمینی سپاه به مدت 13 سال و 5 سال فرماندهی قرارگاه ثارالله تهران از جمله مسئولیت‌های عزیز جعفری بود. وی در زمستان 86 با حکم فرماندهی کل قوا، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد.(3)

رضا سیف الهی

او از دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه صنعتی شریف بود که در شورای مرکزی دانشجویان پیرو خط امام عضویت داشت. سیف الهی بعدها مسئول اطلاعات سپاه شد و با ادغام شهربانی، کمیته و ژاندارمری و تشکیل نیروی انتظامی اولین فرمانده آن شد. وی مدتی فرماندهی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی را بر عهده داشت. او در کنار تحصیلات دانشگاهی تحصیلات حوزوی را نیز پی گرفت و با گذشت بیش از سی سال از اشغال لانه می‌گوید: با تسخیر لانه جاسوسی ثابت شد که خط سازشی با آمریکا و جود ندارد.(4)

 

وزرا و مدیران ارشد

سید عزت الله ضرغامی

دانشجوی مهندسی عمران دانشگاه صنعتی امیرکبیر و یکی از اعضای دانشجویان پیرو خط امام بود. ضرغامی بعد از تسخیر لانه به سپاه رفت، پس از اتمام جنگ معاون سینمایی وزارت ارشاد شد و در سال 1383 به ریاست صدا و سیما منصوب شد و در حال حاضر عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی و فضای مجازی است.

هنگامی که از او پرسیده می‌شود آیا حس پشیمانی و یا حتی فکر اینکه می‌شد به گونه ای دیگر عمل کرد در درونتان پیدا می‌شود، پاسخ می دهد: هرگز نه تنها پشیمان نیستم بلکه همیشه آن را جزو افتخارات بزرگ زندگی سیاسی خود می‌دانم.(5)

حسین دهقان

از دانشجویان تسخیر کننده لانه جاسوسی بودند چهره هایی که به وزارت رسیدند. معروفترین این چهره ها حسین دهقان است. او ابتدا به سپاه پیوست. وی جانشین وزارت دفاع در دولت های هفتم و هشتم و معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در دولت های هشتم و نهم و مشاور رئیس مجلس شورای اسلامی بود. حسین دهقان هم اکنون وزیر دفاع دولت روحانی است.(6)

حبیب الله بی‌طرف

وی فوق لیسانس راه و ساختمان از دانشگاه تهران دارد. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از فعالان حرکتهای سیاسی دانشجویان مسلمان دانشگاه ها و از موسسان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود، پس از انقلاب فعالیت اجرایی خود را در سال ۱۳۵۸ با مشارکت در راه اندازی جهاد سازندگی و سپس به عنوان عضو رسمی سپاه ادامه داد و سه سال استاندار یزد بود. او در دو دولت خاتمی وزیر نیرو شد.(7)

رحمان دادمان

او هم در بین دانشجویان پیرو خط امام کسی است که به وزارت رسید. دادمان هم پس از حادثه تسخیر لانه جاسوسی وارد سپاه شد و بعدها به عنوان اولین مدیرعامل شرکت شیلات جمهوری اسلامی منصوب شد. او در سال ۷۹ به عنوان وزیر راه و ترابری انتخاب شد اما کمتر ۶ ماه بعد و در اردیبهشت سال ۸۰ در سانحه سقوط هواپیما جان خود را از دست.(8)

معصومه ابتکار

معصومه ابتکار یا "خواهر مری" گروگان‌ها، رشته دانشگاهی‌اش را عوض کرد و علوم آزمایشگاهی و ایمنی‌شناسی خواند و زمانی هم سردبیر کیهان انگلیسی شد و هم در دولت اصلاحات و هم در دولت یازدهم، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و معاون رئیس جمهور در این زمینه شد. او به دلیل تسلط به زبان انگلیسی مسئولیت ارتباط با رسانه‌های خارجی را بر عهده داشت. وی نیز در حال حاضر اعلام کرده است که از کارش پشیمان نیست.(9)

دیپلمات‌ها

حمید ابوطالبی

او دارای مدرک دکترای جامعه شناسی تاریخی از دانشگاه لرون فرانسه است. ابوطالبی سفارت جمهوری اسلامی ایران در کشورهایی نظیر ایتالیا، بلژیک، استرالیا و اتحادیه اروپا و مدیر کل سیاسی وزارت امور خارجه را در کارنامه خود دارد او هم اکنون معاونت سیاسی دفتر رئیس جمهور را بر عهده دارد.

اسم او از وقتی بر سر زبان‌ها افتاد که از طرف حسن روحانی به نمایندگی ایران در سازمان ملل منصوب شد. ولی از آن‌جایی که مقر آن در نیویورک قرار دارد، آمریکا به اتهام دست داشتن در جریان تسخیر سفارتش در ایران به او ویزا نداد. در حالی که خودش دخالت مستقیم در آن جریان را انکار می‌کند.

ابوطالبی می‌گوید آن موقع اصلا تهران نبوده و در اهواز به سر می‌برده و فقط به درخواست شهید دادمان چند دفعه‌ای برای بچه‌های تسخیرکننده کار ترجمه انجام داده است. یکبار زمانی که نماینده ویژه پاپ رهبر مسیحیان به تهران می‌آید و یکبار هم ترجمه در زمان آزادی کارکنان زن و سیاه پوستان در کنفرانس مطبوعاتی.(10)

حسین شیخ الاسلام

شاید انتصاب حسین شیخ‌الاسلام، یکی از سخنگویان دانشجویان پیرو خط امام، به معاونت سیاسی وزارت خارجه، اولین انتصاب یکی از دانشجویان به سمتی ارشد در دولت بود. شیخ‌الاسلام 16 سال در این معاونت باقی ماند. او سپس سفیر ایران در سوریه شد و پس از نمایندگی در دور هفتم مجلس، معاون خاورمیانه و قائم مقام وزیر امور خارجه شد. او هم اکنون مشاور امور بین الملل علی لاریجانی است.

شیخ‌الاسلام در باره همقطاران خود در تسخیر لانه جاسوسی می‌گوید: متاسفانه در حال حاضر برخی از دوستان تمایلی ندارند نامشان به عنوان افرادی که در ماجرای سفارت آمریکا مشارکت داشتند، برده شود. علی‌الخصوص آنانی که کار خارجی می‌کنند و به خاطر مشکلاتی که ممکن است برایشان به وجود آید ترجیح می‌دهند، ناشناس بمانند. اما من به صورت علنی فعالیت می‌کردم و خدا را هم شاکرم که در یک حادثه تاریخ‌سازی حضور داشتم.(11)

 

هنرمندان

کمال تبریزی

برخلاف سایر دانشجویان پیرو خط امام، کمال تبریزی وارد عرصه هنر شد و از عرصه سیاست فاصله گرفت. کمال تبریزی فارغ التحصیل رشته‌ی سینما و تلویزیون از دانشگاه هنر است. او تا به حال در رشته‌های تدوین، تهیه و تولید، صحنه و لباس، فیلم‌برداری، فیلمنامه و کارگردانی فعالیت کرده است. لیلی با من است، همیشه پای یک زن در میان است و مارمولک از معروفترین ساخته های اوست.(12)

قیصر امین‌پور

او نیز از تسخیرکنندگانی بود که بعدا شاعر شد، قیصر از دانشجویان مؤثر در تسخیر سفارت آمریکا بود که در تهیه شعارها و اشعار و نیز اجرای برنامه‌ها، صدور برخی از بیانه‌های دانشجویی پیرو خط امام فعال بود. قیصر امین پور در سال ۸۶ به دیدار معبودش شتافت مرام استکبار ستیزی در شعرهایش باقی ماند.(13)

سیاستمداران

ابراهیم اصغرزاده

از او به عنوان طراح اصلی تسخیر سفارت آمریکا نام می‌برند، ابتدا فرمانده سپاه قزوین شد و بعد به مجلس رفت. اصغرزاده زمانی به شورای شهر راه یافت. در آخرین انتخابات شورای شهر حتی حاضر نشد نامش را در لیست اصلاح‌طلبان بگذارد و مستقل وارد شد که البته موفق به ورود نشد.(14)

او درباره عذرخواهی کردن از آمریکا برای تسخیر لانه می‌گوید: اگر منافع ملی کشورم حکم کند حاضرم بابت گروگان‌گیری عذرخواهی کنم(15)

محمدرضا خاتمی

او از دانشجویان تسخیرکننده و برادر سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران است. وی از نمایندگان متحصن مجلس ششم و دبیر کل حزب منحله مشارکت بود.

عباس عبدی

عباس عبدی هم یکی از مشهورترین چهره های حاضر در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی بود که به روزنامه نگاری و کارهای پژوهشی روی آورد. یکی از پرسروصداترین ماجراهای او سفری بود که رد سال 78 به پاریس داشت و با باری روزن آخرین وابسته فرهنگی سفارت آمریکا در تهران دیدار کرد در آن زمان روزنامه لوموند از این واقعه به عنوان آشتی گروگان و گروگانگیر یاد کرد.

برخی از این دیدار به عنوان پشیمانی عبدی از تسخیر کردن لانه جاسوسی یاد کردند البته خودش بعدها اعلام کرد که عذرخواهی نکرده است.

نتیجه گیری

حال که سال‌ها از آن رویداد سرنوشت ساز که تودهنی بزرگی به آمریکا بود و هیمنه پوشالی آن را در نزد افکار عمومی فرو ویخت، می‌گذرد هر کدام از دانشجویان به سبب شهرتی که از پی آن کار بدست آوردند به یک عرصه برای خدمت به انقلاب وارد شدند؛ البته بماند که بعضی از آن‌ها اظهار پشیمانی کردند.

 

منابع

  1. http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3054679
  2. http://alef.ir/vdcgqu9xuak9t74.rpra.html?247817
  3. http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=219899
  4. http://snn.ir/detail/News/155338/256
  5. http://snn.ir/detail/News/155338/256
  6. http://etedalpres.ir/5322/%DB%B1%DB%B3
  7. http://revolution.shirazu.ac.ir/?p=13117
  8. http://etedalpres.ir/5322/%DB%B1%DB%B3
  9. http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=219899
  10. etedalpres.ir/4729
  11. http://namehnews.ir/fa/news/125773
  12. http://etedalpres.ir/5322
  13. http://revolution.shirazu.ac.ir/?p=13932
  14. http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=219899
  15. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930123000109
بررسی نحوه‌ی حضور رؤسای جمهور در دانشگاه‌ها؛
از حضور رؤسا تا جمهوریت در دانشگاه
در دولت یازدهم نیز علی‌رغم شعارهایی که داده می‌شود، فضای کافی برای جریانات دانشجویی فراهم نبوده و نیست و این یکی از خطراتی است که می‌تواند زمینه‌های نارضایتی دانشجویان را فراهم نماید و این نکته‌ی دقیقی است که رئیس دولت یازدهم می‌بایست توجه کافی را به آن مبذول دارد، اما با وجود حساسیت این مسئله و هشدارهای جدی در این زمینه، گویی دولت قصد ندارد تغییر رویه دهد و برای سرمایه‌های جامعه بهایی قائل شود.
رؤسای جمهور در دانشگاهها

حضور در دانشگا‌ه‌ها امری است که در طول ریاست‌جمهوری هرکدام از رؤسای جمهور به‌نوبه‌ی خود اتفاق افتاده است؛ البته حضور برخی کم‌رنگ‌تر بوده و برخی دیگر پررنگ‌تر. این مسئله می‌تواند بسترهای لازم را برای تعامل هرچه بیشتر میان مسئولین و دانشجویان، که سرمایه‌های اجتماعی یک جامعه محسوب می‌شوند، فراهم آورد و طی این تعامل سازنده، مسئولین از دغدغه‌ها و مسائل و مشکلات دانشجویان آگاه شوند.
 
اهمیت این حضور به اندازه‌ای است که رهبر معظم انقلاب بارها به مسئولین در خصوص حضور در دانشگاه‌ها و جمع‌های دانشجویی توصیه نموده‌اند. ایشان طی بیانات خود در دیدار با جمعی از دانشجویان کشور، به حضور مسئولین در دانشگاه‌ها و شنیدن انتقادات و حرف‌های دانشجویان تأکید کرده و فرمودند:
«من عقیده‌ام این است که مسئولین باید در دانشگاه‌ها شرکت کنند؛ رؤساى سه قوه، مسئولین میانى، رئیس صداوسیما، مسئولین سپاه و نیروهاى مسلح؛ این‌ها بروند با دانشجوها جلسه بگذارند و حرف‌هاى گفتنىِ دانشجوها را بشنوند. هیچ چیزى جاى این گفت‌وگوى رودررو و چهره‌به‌چهره را نمی‌گیرد؛ همانى که سنت قدیمى روحانیون ما بوده که بنشینند روى منبر، با مردم چهره‌به‌چهره حرف بزنند. من الآن از همین‌جا به مسئولین سفارش می‌کنم که در جلسات دانشجویى شرکت کنند؛ بیایند، بشنوند از دانشجوها و بگویند به دانشجوها.»[1]
 
اما بحث حضور صرف در دانشگاه یک طرف قضیه است و بحث تعامل بین رئیس‌جمهور و دانشجویان طرف دیگر. در طول ریاست‌جمهوری رؤسای جمهور سابق و فعلی، نحوه‌ی تعامل با دانشجویان در هنگام حضور رئیس‌جمهور در دانشگاه‌ها متفاوت بوده است. بعضاً راه تعامل و گفت‌وشنود بسته بوده و در برخی موارد این زمینه کاملاً فراهم بوده است؛ تا جایی که بدون کوچک‌ترین برخوردی منجر به ایجاد حواشی بسیاری نیز شده است.
 
با توجه به اهمیت مسئله‌ی فوق، قصد داریم در این مجال، به بررسی نحوه‌ی حضور رؤسای جمهور در دانشگاه‌ها و نحوه‌ی تعامل آن‌ها با گروه‌های دانشجویی بپردازیم. بدین منظور، برخی از مهم‌ترین حضور رؤسای جمهور در دانشگاه‌ها مورد بازخوانی قرار گرفته است.
 
هاشمی رفسنجانی و دوران بی‌رونقی تعاملات
 
در سال‌های آغازین انقلاب، دولت‌ها درگیر مسائل پس از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی بودند و فرصت چندانی برای توجه به سایر مسائل از جمله دانشجویان نداشتند. این رویه با روی کار آمدن هاشمی، در دولت پنجم و ششم نیز ادامه یافت. وی معتقد بود که در فضای پس از جنگ، نیاز اصلی کشور سازندگی ویرانی‌های پس از جنگ است و مسائل دیگر در اولویت‌ها بعدی قرار دارند و همین مسئله باعث شد دانشگاه و دانشجویان در حاشیه قرار گیرند.
 
 از دیگر اتفاقاتی که سبب دوری و عدم تعامل هاشمی با دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی شد، شکل‌گیری تفکر مبتنی بر تضعیف جریان‌های منتقد بود. در آن دوران، نیروی‌های جناح چپ، که نمود آن در دانشگاه اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی یا دفتر تحکیم وحدت بود،بیشترین جریان منتقد دولت هاشمی محسوب می‌شدند که انتقاد از سوی این تشکل‌ها منجر به تلاش‌هایی برای محدود کردن فعالیت آن‌ها، خصوصاً انجمن‌های اسلامی از سوی دولت شد. در همین راستا، یکی از معاونین وقت وزارت علوم دولت سازندگی درباره‌ی فضای حاکم بر دانشگاه‌ها در دولت هاشمی، با بیان اینکه واقعیت این است که رابطه‌ی آقای هاشمی با تشکل‌های دانشجویی اصلاً خوب نبود، می‌گوید که در آن دوران اگر گروهی از دانشجویان انتقادی را مطرح می‌کردند، آقای هاشمی شدیداً برافروخته می‌شد و بلافاصله در نمازجمعه‌ی بعدی به آن واکنش نشان می‌داد.
 
لذا با توجه به چنین شرایطی و در پیش گرفتن چنین رویکردی نسبت به دانشجویان، شاهد حضور کم‌رنگ هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌اش در دانشگاه‌ها و اجازه‌ی گفت‌وشنود با این قشر هستیم. البته هاشمی یک‌بار در 16 آذر سال 1373 در اجتماع دانشجویان بسیجی دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور حاضر شد که به علت فضای بسته و عدم توجه جدی وی به دانشجویان، یک سخنرانی رسمی محسوب شد؛ مراسمی بدون توجه به سخنان دانشجویان و یا در اختیار گذاشتن فرصتی برای طرح مسائل و دیدگاه‌های آن‌ها. حضور دیگر هاشمی در دانشگاه امیرکبیر و سخنرانی وی برای دانشجویان بود که آن هم مانند حضور قبلی وی، تنها یک سخنرانی به‌شمار آمد.
 
در سال 79 دانشگاه تربیت مدرس در حالی میزبان رئیس دولت اصلاحات شد که بعد از ختم شدن قائله‌ی 18 تیر، تخریب محمد خاتمی توسط روزنامه‌های زنجیره‌ای در دستور کار قرار گرفت؛ تا جایی که فضای دانشگاه که دوستدار محمد خاتمی بود تغییر کرد. لذا حواشی حضور وی در دانشگاه، بعد از این جریانات بیش از قبل بود؛ به‌گونه‌ای که واکنش‌های خاتمی را به‌همراه داشت.
 
خاتمی و رویکردی متفاوت از هاشمی در قبال جریانات دانشجویی
 
با روی کار آمدن خاتمی در سال 76، رویکرد جدیدی از توجه رئیس‌جمهور به دانشجو و دانشگاه رقم خورد. وی که به قشر دانشجو به‌عنوان پشتوانه‌های دولت خود می‌نگریست، توجه ویژه‌ای را معطوف دانشگاه نمود. به‌عنوان نمونه تا پیش از آن، روز دانشجو منحصر در پیام وزرای علوم و بهداشت می‌شد، اما با روی کار آمدن خاتمی، رئیس‌جمهور به یکی از اکرام‌کنندگان این روز تبدیل شد و در این دوران شاهد حضور پررنگ‌تر رئیس‌جمهور در دانشگاه هستیم، هرچند که این حضور با حاشیه‌های بسیاری همراه بوده است.
 
حضور خاتمی در دانشگاه صنعتی شریف در 16 آذر 77، اولین حضور وی در دانشگاه و نیز اولین سخنرانی وی در روز دانشجو را رقم زد. از نکات قابل توجه این مراسم، فضای سنگین و امنیتی آن بود؛ به‌گونه‌ای که نام سؤال‌کنندگان از رئیس‌جمهور اعلام نمی‌شد و تنها به ذکر شماره‌ای بسنده می‌شد.
 
حضور دیگر خاتمی در میان دانشجویان در سال 78 و در دانشگاه علم و صنعت بود. جالب اینکه از این حضور و سخنرانی خاتمی به‌عنوان یکی از سخنرانی‌های انقلابی و متعهدانه‌‌ی وی یاد می‌شود؛ چراکه به مرزبندی صریح با دشمن پرداخته و درباره‌ی رابطه جمهوری اسلامی با آمریکا و وجود دیوار بلند بی‌اعتمادی میان دو کشور و بعضی خیانت‌های آمریکا در حق مردم ایران، از جمله کودتای 28 مرداد 32، سخن گفت.
 
از حواشی این مراسم این بود که عده‌ای از دانشجویان تصویر بزرگی از کارت عضویت رئیس‌جمهور در بسیج مستضعفین را با خویش حمل می‌کردند. برخی از دانشجویان در مراسم نیز هنگامی که برخی از شعارهای انقلابی دیگر دانشجویان را با سوت و کف سرکوب می‌کردند، شعار می‌دادند: «انحصار حیا کن، دانشگاه را رها کن.» دانشجویان حاضر در مراسم با شعارهای «دادگاه انقلابی، تشکر تشکر»، «خاتمی دلاور، پیرو خط رهبر» به ابراز نظر و دفاع از خاتمی در برابر ساختارشکنان پرهیاهو پرداختند.
 
در سال 79 دانشگاه تربیت مدرس در حالی میزبان رئیس دولت اصلاحات شد که بعد از ختم شدن قائله‌ی 18 تیر، تخریب محمد خاتمی توسط روزنامه‌های زنجیره‌ای در دستور کار قرار گرفت؛ تا جایی که فضای دانشگاه که دوستدار محمد خاتمی بود تغییر کرد. لذا حواشی حضور وی در دانشگاه، بعد از این جریانات بیش از قبل بود؛ به‌گونه‌ای که واکنش‌های خاتمی را به‌همراه داشت.
 
 
در این مراسم، که عده‌ای با تصاویر خاتمی و مصدق در میان جمعیت حضور داشتند، خاتمی اظهار داشت: «ما هنوز بلد نیستیم چگونه یکدیگر را تحمل کنیم، باید مواظب باشیم که وقتی یک گروه با رأی اکثریت روی کار می‌آید، اقلیت را کنار نزند و نیز اقلیتی که در انتخابات رأی نیاورده با هر شیوه‌ای قصد کنار زدن اکثریت را نداشته باشد.»
 
همچنین نظم مجلس سخنرانی وی بارها بر هم خورد و وی از سوی دانشجویان ساختارشکنی که سخنان خاتمی به مذاق آن‌ها خوش نمی‌آمد، هو شد؛ تا جایی که وی خطاب به عده‌ای که با هیاهو نظم مجلس را مدام به هم می‌ریختند گفت‌: «در حیرتم که عده‌ای که عقبه‌شان صد نفر هم نیست، شلوغ می‌کنند و اجازه نمی‌دهند دانشجویان مراسم خود را برگزار کنند. شما باید جلوی این‌ها را بگیرید.» هیاهوی ساختارشکنان معمولاً زمانی رخ می‌داد که خاتمی در دفاع از عملکرد نظام سخن می‌گفت، همانند جریان پیگیری ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای.
 
آخرین حضور خاتمی در میان جمع دانشجویان، مربوط به روز دانشجوی سال 83 در دانشگاه تهران می‌شود که از آن می‌توان به‌عنوان پرحاشیه‌ترین حضور وی در دانشگاه یاد کرد. عواملی چون کوچک بودن سالن و هجوم دانشجویان و شکسته شدن شیشه‌های درب سالن، هیجاناتی را پیش از مراسم به وجود آورد که خود بر حواشی آن روز افزود. هنوز خاتمی در محل برگزاری مراسم حضور نیافته بود که شعارهایی همچون «خاتمی، خاتمی، استعفا، استعفا»، «دانشجو بیدار است، از خاتمی بیزار است»، «مرگ بر استبداد» و... در میان شرکت‌کنندگان ردوبدل می‌شد.
 
 
با حضور خاتمی، وی سخنرانی کوتاهی درباره‌ی 16 آذر و ماندگاری آن انجام داد و بیشتر وقت جلسه به پرسش‌وپاسخ گذشت. عده‌ای از دانشجویان در هنگام سخنرانی خاتمی فریاد می‌زدند: «بسه دروغ، بسه دروغ» که خاتمی پاسخ داد: «شما باید منطقی باشید». بعد از سخنان نماینده‌ی برخی از تشکل‌های دانشجویی، عده‌ای از دانشجویان فریاد زدند: «‌مرگ بر دیکتاتور، خاتمی، تو به ما پشت کردی» که خاتمی پاسخ داد: «نه هنوز رویم به طرف شماست.» خاتمی ادامه داد: «باید دموکراسی را قبول داشته باشیم. فقط دیکتاتورها هستند که غیرخودشان را قبول ندارند... ما باید عقاید مختلف یکدیگر را تحمل کنیم...»‌ که عده‌ای شعار دادند: «باز دروغ، باز دروغ.» خاتمی گفت: «اگر بنای شما بر این است که من حرف نزنم، من پا می‌شوم و می‌روم. اگر به من حق می‌دهید که حرف بزنم، لطفاً ساکت باشید و هرکس نمی‌خواهد، برود بیرون تا کسان دیگر بیایند داخل.» خاتمی همچنین گفت: «حالا نوبت من است.» عده‌ای شعار دادند «مزخرف، مزخرف.» خاتمی گفت: «ان‌شاءالله بعد از من کسانی خواهند آمد که خوب عمل خواهند کرد.»
 
اوج عصبانیت خاتمی زمانی بود که وی گفت من اولاً شهادت روشن‌فکری‌ام را بدهم. در این هنگام عده‌ای شروع کردند به هو کردن خاتمی که در این زمان وی به‌شدت برآشفت و اظهار داشت: «این خلاف مصالح دیگران و روش دموکراتیک است. چند نفری هستند که هو می‌کنند. کاری نکنید که بگویم بیرونتان کنند. آدم باشید. آدم‌هایی که تحمل دیگران را ندارند خدا نکند به قدرت برسند. در همه‌چیز انحراف ایجاد کردید، حالا آمدید اینجا نمی‌خواهید که ما حرف بزنیم.»
 
احمدی‌نژاد و ادامه‌ی روند تعاملات با دانشگاه
 
توجه به دانشگاه و دانشجویان با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد نیز به‌عنوان رئیس‌جمهور دولت‌های نهم و دهم ادامه یافت. حضور احمدی‌نژاد در دانشگاه با فرازونشیب‌هایی همراه بود. وی که از بطن دانشگاه برخاسته بود، تعامل با دانشجویان را در دستور کار خود قرار داد.
 
حضور احمدی‌نژاد در روز دانشجوی سال 85 در دانشگاه امیرکبیر تهران، که از آن می‌توان به‌عنوان مهم‌ترین حضور وی در دانشگاه یاد کرد، بسیار پرحاشیه بود. تلاش گسترده و برنامه‌ریزی‌شده‌ای برای بر هم زدن سخنرانی رئیس‌جمهور به چشم می‌خورد و دامنه‌ی توهین‌ها، هیاهو‌ها و جنجال‌ها به‌مراتب از سخنرانی‌های خاتمی بیشتر و شدیدتر بود.
 
سخنرانی احمدی‌نژاد با واکنش و شعارهای موافقان و مخالفان همراه بود. در بخشی از سخنرانی وی، عده‌ای شعار می‌دادند «آمریکا را رها کن، فکری به حال ما کن.» همچنین در میان سخنرانی وی، یک نفر از حاضران عکس رئیس‌جمهور‌ را به آتش کشید و احمدی‌نژاد نیز در واکنش به این اقدام گفت: «پیشگامان ما در راه دفاع از آزادی حقیقی و عدالت، مانند شهید رجایی، جان و تنشان را سوزاندند و افتخار امثال بنده رسیدن به آن جایگاه و سوختن در راه تعالی این ملت است. آمریکایی‌ها بدانند ما اگر هزار بار هم بسوزیم، یک سانتی‌متر از آرمان‌هایمان عقب‌نشینی نمی‌کنیم.»
 
 
 
آتش زدن عکس محمود احمدی‌نژاد در حضور وی در دانشگاه امیرکبیر
 
در این مراسم، اهانت‌ها و توهین‌های بسیاری علیه احمدی‌نژاد صورت گرفت، اما وی با صبر و تحمل، مواضع انقلابی و هوشمندانه‌ای را اتخاذ کرد و در هیچ صحنه‌ای و در پاسخ به هیچ اهانتی، کوچک‌ترین عصبانیتی بروز نداد و در برابر بدترین توهین‌ها و اهانت‌ها، با لبخند و پاسخ‌های هوشمندانه از آن‌ها عبور ‌کرد.
 
و اما حسن روحانی و دانشگاه
 
به نظر می‌رسد دکتر روحانی، که با پشتوانه جریان اصلاحات بر سر کار آمده است، همانند رئیس‌جمهور دولت اصلاحات سعی دارد به دانشگاه و دانشجویان توجه خاصی نشان دهد و از این طریق، پایگاه اجتماعی خود را مستحکم نماید. اما باید دید که نحوه‌ی تعامل وی با دانشجویان به چه نحوی است و آیا فضای گفت‌وشنود دوطرفه برای بیان دیدگاه‌ها و انتقال نظرات فراهم است؟
 
با بررسی شش حضور رئیس‌جمهور در دانشگاه‌ها، شاید بتوان به سؤال مذکور پاسخ داد. اولین حضور حسن روحانی در دانشگاه به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید در 22 مهر 92 در دانشگاه تهران بود که با برخی حواشی همراه شد؛ از نقد دانشجویان بسیجی به سرپرست وزارت علوم [2] تا خواسته‌های انجمن اسلامی در خصوص آزادی زندانیان. [3] شایان ذکر است که اجرای این مراسم در یک فضای امنیتی صورت گرفت و بسیاری از دانشجویان، که موفق نشده‌ بودند در سالن علامه طباطبایی این دانشگاه حضور پیدا کنند، در بیرون از سالن تجمع کردند و خواستار حضور رئیس‌جمهور در جمع آنان شده بودند. نکته‌ی مهم اینکه برخلاف پیش‌بینی، سخنرانی روحانی بدون پرسش‌وپاسخ به پایان رسید و تنها نمایندگان بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و انجمن اسلامی موفق به قرائت بیانیه‌ای شدند. 
 
حضور بعدی روحانی در دانشگاه، مربوط به 16 آذر 92 و دانشگاه شهید بهشتی می‌شود. این مراسم نیز بدون حاشیه نبود و شعارهای دانشجویان طرفدار و منتقد روحانی بارها در سالن به گوش می‌رسید. همچنین دانشجویان اعتراض داشتند که امروز روز دانشجوست و چرا باید عده‌ی زیادی از کارکنان داخل سالن باشند و ما نتوانیم در این مراسم حضور پیدا کنیم. از نکات قابل توجه این مراسم، پرسش‌وپاسخ دانشجویان با رئیس‌جمهور با فیلتر مجری برنامه بود؛ بدین‌گونه که مجری برنامه سؤال‌ها را می‌پرسید. این اقدام مورد اعتراض اکثر دانشجویان قرار گرفت و با سر دادن شعار «سؤال ما نیست» نارضایتی خود را از اولین جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ میان رئیس‌جمهور و دانشجویان نشان دادند.
 
 
 
سومین حضور رئیس‌جمهور در دی‌ماه 92 و باز هم در دانشگاه شهید بهشتی رقم خورد. نام این حضور را، که به بهانه‌ی تقدیر از برگزیدگان نوزدهمین جشنواره‌ی تحقیقاتی علوم پزشکی رازی صورت گرفته بود، نمی‌توان حضور رئیس‌جمهور در جمع دانشجویان گذاشت؛ چراکهعمده‌ی صحبت‌های روحانی به موضوع سلامت اختصاص یافت.
 
جالب اینکه چهارمین حضور رئیس‌جمهور در بهمن‌ماه نیز در دانشگاه شهید بهشتی صورت گرفت. اما این حضور برخلاف دفعه‌های پیش، با تندترین انتقادات وی نسبت به منتقدین دولت همراه شد. روحانی در این سخنرانی، در بخشی از سخنانش، با گلایه از برخی انتقادهای صورت‌گرفته از توافق ژنو، منتقدین را عده‌ای کم‌سواد خواند و خطاب به حاضران در مراسم گفت: «چرا یک عده کم‌سواد باید حرف بزنند؟ اساتید دانشمند ما، بزرگان دانشگاه‌ها چرا خصوصی حرف می‌زنند؟ چرا نمی‌آیند در میدان حرف بزنند؟...» 
 
 
و اما پنجمین حضور وی در دانشگاه مربوط به مهرماه 93 و به بهانه‌ی آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها بود و باز هم فرصتی برای بیان نظرات تشکل‌های دانشجویی در نظر گرفته نشد و فضای امنیتی حاکم بر این مراسم بود؛ به‌گونه‌ای که یکی از دانشجویان نمونه‌ی علوم ‌پزشکی، که به نمایندگی از تمامی دانشجویان دانشگاه تهران سخنران این مراسم بود، در ابتدای سخنانش گفت:«مسئولان برگزاری مراسم به دلایل امنیتی نگذاشتند کاغذی همراه خود داشته باشم و اگر چیزی را فراموش کردم، حضار ببخشند.» جالب اینکه با وجود چنین شرایطی، روحانی اظهار داشت که در این یک سال تلاشمان این بوده که فضای دانشگاه از فضای امنیتی فاصله، فاصله و فاصله بگیرد!
 
در مجموع روحانی شش حضور در دانشگاه داشته است که از این میان، تنها سه بار در جمع دانشجویان حاضر شده است و به جز دو مورد، حضور او در دانشگاه‌ها عمدتاً به سخنرانی‌های یک‌طرفه اختصاص داشته است که البته در آن دو مورد هم سخنرانی و اظهارنظرات دانشجویان با فیلتر و سانسور از سوی مسئولین صورت گرفته است.
 
اما گویا این شرایط قرار است در دولت روحانی تکرار شود و امیدی به اصلاح این رویه نیست؛ چراکه به‌دنبال نارضایتی‌های دانشجویان از نحوه‌ی حضور و تعامل روحانی در دانشگاه‌ها، انتظار می‌رفت ششمین حضور وی در دانشگاه به مناسبت 16 آذر در دومین سال ریاست‌جمهوری‌اش، رویه‌ای متفاوت از آنچه در 16 آذر سال گذشته و سایر به‌اصطلاح حضورهای وی در دانشگاه اتفاق افتاده است، باشد. اما متأسفانه مراسم 16 آذر امسال نیز که با حضور رئیس‌جمهور دولت امید در سالن همایش‌های رازی دانشگاه علوم ‌پزشکی ایران برگزار شد، همانند سایر مواقع حضور روحانی در دانشگاه، در فضایی امنیتی از سوی دولت برگزار شد و سخنرانان مراسم به‌صورت گزینشی انتخاب شدند و به تشکل‌های بزرگ دانشگاهی اجازه‌ی سخنرانی داده نشد؛ چراکه از اتحادیه‌های جنبش عدالت‌خواه دانشجویی و دفتر تحکیم وحدت، نماینده‌هایی برای سخنرانی در این مراسم دعوت نشدند و از بین اتحادیه‌ی جامعه‌ی اسلامی دانشجویان و اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل هم اجازه‌ی صحبت به یک تشکل داده شد و تنها به بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشگاه تهران، سهمیه‌ای‌ مجزا برای سخنرانی داده شد؛ البته آن هم به مدت 3 تا 4 دقیقه!
 
لذا در پی این برخورد امنیتی و ممانعت اطرافیان روحانی از حضور و سخنرانی اتحادیه‌های دانشجویی و دانشجویان در برنامه‌ی 16 آذر، اتحادیه جامعه‌ی اسلامی دانشجویان با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد به دلیل عدم اجازه‌ی بیان دیدگاه به این تشکل در دیدار با رئیس‌جمهور، در این مراسم شرکت نخواهد کرد. در بخشی از بیانیه‌ی این اتحادیه آمده است:
 
«متأسفانه طی دو بار حضور جناب آقای دکتر روحانی در دانشگاه، جلسه‌ای که باید با حضور و شنیدن نقطه‌نظرات نمایندگان دانشجویان در هم می‌آمیخت، با حضور کارمندان و برخی اساتید، تبدیل به جلسه‌ای خشک و بی‌روح و سخنرانی یک‌طرفه شد. انتظار می‌رفت که با اعتراضات دانشجویان به نحوه‌ی برگزاری دو برنامه‌ی قبلی، تغییری در روند حضور رئیس‌جمهور در دانشگاه و رفع تکدر خاطر ایشان و مسئله‌ی حضور و صحبت تشکل‌های دانشجویی در این برنامه‌ها اتفاق افتد که متأسفانه این اتفاق و تغییر به حذف صحبت‌های تمامی نمایندگان تشکل‌های دانشجویی انجامید و در نهایت گفته شد که دو تشکل از پنج اتحادیه‌ی رسمی موجود در کشور، به بیان نقطه‌نظرات خود بپردازند.»
 
دفتر تحکیم وحدت نیز با صدور نامه‌ای اعتراض خود را اعلام کرد و بیان داشت: «در آستانه‌ی 16 آذر امسال، یعنی در دومین سال دولت یازدهم، امیدوار بودیم که بالأخره اتحادیه‌های دانشجویی هم بتوانند پس از دو سال، نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را از فضای موجود جامعه و عملکرد دولت جناب‌عالی در حضور شما و بدون واسطه، به سمع و نظرتان برساند. اما متأسفانه این‌بار هم به مانند دفعات گذشته، با نمایندگان دانشجویی منتخب دولت برای سخنرانی به‌عنوان نمایندگان دانشجویان روبه‌رو هستیم.»
 
همچنین اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل با صدور نامه‌ای به رئیس‌جمهور، نکاتی را درباره‌ی این دیدار مطرح کرد. در بخشی از این نامه آمده است: «آیا خبر دارید که عده‌ای ورای قانون به اتحادیه‌های دانشجویی اجازه‌ی صحبت در جلسه‌ی شما را نداده‌اند و عده‌ای بدون مکانیسم‌های مشخص قرار است منویات برخی دولتمردان را با شما مطرح کنند؟... با این اوصاف، اعضای اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور، در دفاع از آزادی و آزاداندیشی، در جلسه‌ی شما حاضر نخواهند شد، مگر آنکه با نظر جناب‌عالی شرایط اظهارنظر و پرسشگری همه‌ی اتحادیه‌های قانونی دانشجویی فراهم شود و ما نیز در این جلسه، در کنار باقی اتحادیه‌های دانشجویی، بتوانیم نقطه‌نظرات اعضای اتحادیه را به گوش شما برسانیم.»
 
بسیج دانشجویی نیز که اجازه‌ی سخنرانی در این مراسم را یافته بود، این برنامه را تحریم کرد و از سخنرانی در مقابل رئیس‌جمهور انصراف داد. در همین راستا، علیرضا امیری‌آبادی، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علوم‌ پزشکی ایران و سخن‌گوی بسیج دانشجویی، در مراسم روز دانشجو گفت: «جای تأسف دارد در روزی که متعلق به دانشجوست، از طرفی سخنرانی نمایندگان اتحادیه‌های قانونی دانشجویی سانسور شده و از طرف دیگر، زمان سخنرانی دانشجویان دیگر کاهش می‌یابد.»
 
هرچند این اقدام از سوی دولت قابل پیش‌بینی بود، اما برای دولتی که خود را طرفدار آزادی بیان می‌داند، مایه‌ی تأسف است. دولتی که به‌اصطلاح خود را انتقادپذیر می‌داند و گاه‌وبیگاه از تریبون‌های مختلف این مسئله را اعلام می‌دارد، اما در ورطه‌ی عمل، این شعارها رنگ باخته و از ترس انتقاد، به تأثیرگذارترین قشر جامعه اجازه‌ی صحبت و بیان دیدگاه‌هایشان داده نمی‌شود و فضای انتقاد بر اتحادیه‌های دانشجویی بسته می‌شود و جالب اینکه در این مراسم، روحانی باز هم شعار می‌دهد که «دانشجو باید دیده‌بان و ناظر باشد. دانشجو باید نظارت کند. اگر هم دانشجو را نگذاشتند جایی انتقاد کند، لااقل نسبت به دولت انتقاد کند.»
 
لذا با وجود اینکه روحانی برای چندمین‌بار اعلام کرد دولت را نقد کنید و دولت با نقد به اهداف خود می‌رسد، ولی شاهد همایشی یک‌سویه و دولتی در روز دانشجو بودیم!
 
طبق بررسی‌ای که انجام شد، مشاهده می‌شود که در مجموع، روحانی شش حضور در دانشگاه داشته است که از این میان، تنها سه‌ بار در جمع دانشجویان حاضر شده است و به جز دو مورد، حضور او در دانشگاه‌ها عمدتاً به سخنرانی‌های یک‌طرفه اختصاص داشته است که البته آن دو مورد سخنرانی و اظهارنظر دانشجویان هم با فیلتر و سانسور از سوی مسئولین همراه بوده است.
 
با توجه به آنچه گفته شد، می‌بینیم که نحوه‌ی حضور رؤسای جمهور در دانشگاه‌ها و تعامل با دانشجویان با درجات مختلفی صورت گرفته است، اما نکته‌ی حائز اهمیت میزان توجه واقعی به دانشجویان و فراهم کردن بستری برای اظهارنظر مستقیم با رئیس‌جمهور است. طبق بررسی‌های صورت‌گرفته در فوق، می‌توان گفت که از جمله دیدارهای دانشجویی که در آن فضای نقد دانشجویی و اظهارنظر بدون نگرانی از مسائل امنیتی وجود داشت، در زمان ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد صورت پذیرفت؛ چراکه با وجود بدترین اهانت‌ها، احمدی‌نژاد کوچک‌ترین واکنش تندی را از خود نشان نداد و با عوامل توهین برخوردی صورت نگرفت.
 
این در حالی است که مشاهده کردیم در دوران هاشمی دانشجویان در خفقان به سر می‌بردند و اجازه نقد و پرسش‌وپاسخ به آن‌ها داده نمی‌شد. دوران خاتمی نیز با وجود توجه وی به دانشجویان، با پرخاشگری‌های خاتمی همراه بود. اما نکته‌ی حائز اهمیت این است که در دولت یازدهم نیز علی‌رغم شعارهایی که داده می‌شود، فضای کافی برای جریانات دانشجویی فراهم نبوده و نیست و این یکی از خطراتی است که می‌تواند زمینه‌های نارضایتی دانشجویان را فراهم نماید و این نکته‌ی دقیقی است که رئیس دولت یازدهم می‌بایست توجه کافی را به آن مبذول دارد، اما با وجود حساسیت این مسئله و هشدارهای جدی در این زمینه، گویی دولت قصد ندارد تغییر رویه دهد و برای سرمایه‌های جامعه بهایی قائل شود!
 
پی نوشت ها
 
[1]. 16 مرداد 91.
[2]. پس از سخنان توفیقی، آراسته مسئول بسیج دانشگاه تهران، خطاب به روحانی گفت: فردی را به‌عنوان سرپرست وزارت علوم تعیین کرده‌اید که قانون اساسی و شورای نگهبان، که انتخابات را تأیید می‌کند، قبول ندارد و این مسئله را در سخنرانی سال 88 خود نشان داده است. دانشجویان با تشویق خود سخنان وی را تأیید کردند.
[3]. مصطفی دینی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، بیانیه‌ی این تشکل دانشجویی را قرائت کرد. در این بیانیه آمده بود: «به‌واسطه‌ی تلاش‌های دکتر توفیقی، امید و نشاط به فضای دانشگاه بازگشته است که باید این فعالیت‌ها استمرار یابد تا آب رفته به جوی بازگردد.» وی همچنین گفت: «آزادی زندانیانی که در حبس و حصر مانده‌اند یک مطالبه‌ی عمومی است.»
 

به مناسبت سالروز تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی
آیا انقلاب فرهنگی به تمام اهداف خود دست یافت؟
نقلاب فرهنگی اقدام مهمی در چارچوب انقلاب اسلامی بود که بین سال‌های 1359 تا 1361 انجام شد. اقدامات ستاد انقلاب فرهنگی، دارای نقاط قوت و نقاط ضعفی بود که نوشتار حاضر در پی بررسی و تحلیل آن‌هاست.
شورای عالی انقلاب فرهنگی

پیروزی انقلاب اسلامی، علاوه بر تغییر بسیاری از ارکان نظام شاهنشاهی، ضرورت زدودن آثار غیراسلامی در بُعد فرهنگی را نیز ایجاب می‌کرد. از نهادهای فرهنگی مهم در این رابطه، دانشگاه‌ها بودند. بسیاری از دانشگاه‌های مهم کشور در این دوره، به محل برخورد عقاید جریان‌ها و گروه‌های سیاسی مختلف تبدیل شده بودند و بسیاری از نیروهای مخالف و منحرف جامعه، از جمله چپ‌ها، لیبرال‌ها و حتی نیروهای مسلح، علناً در دانشگاه حضور داشتند.
 
از این رو، رهبر کبیر انقلاب با تشخیص این امر در بخشی از پیام خود در سال 59، به تصفیه‌ی دانشگاه‌ها و اسلامی نمودن آن تأکید کردند و به‌ دنبال پیام ایشان، ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل گردید. این امر نیازمند تعطیلی دانشگاه‌ها و بسیاری از نهادهای آموزش عالی بود. بنابراین دانشگاه‌ها از سال 1359 تعطیل و در 27 آذر 1361 بازگشایی شدند. این ستاد در دوره‌ی مذکور، به اقدامات مناسبی از جمله تأسیس چندین دانشگاه، انتشار چندین هزار کتاب و جزوه‌ی علمی، برنامه‌ریزی در بسیاری از مجموعه‌های فنی، مهندسی، پزشکی و... مبادرت کرد. اما واقعیت آن است که ستاد از زمان تشکیل تا بازگشایی دانشگاه‌ها، نتوانست در تحقق تمام اهداف خود موفق گردد.
 
ناکامی موفقیت شورا، عوامل مختلفی داشت. گذشته از آنکه تشکیل ستاد تاحدی شتاب‌زده و بدون برنامه‌‌ریزی دقیق بود، مدیریت ستاد نیز دچار ضعف و کاستی‌هایی بود و اختلاف با برخی از نهادهای دولتی بر سر انتصاب رؤسای دانشگاه‌ها نیز وجود داشت. همین مشکلات باعث گردید تا ستاد نتواند به تحقق کامل اهداف خود از جمله تخلیه‌ی گروه‌ها و جریان‌های منحرف و اسلامی کردن دانشگاه‌ها در کوتاه‌مدت دست یابد. البته برخی از این مشکلات ناشی از اختلافات درونی و جزئی ستاد بود و بخشی دیگر از آن به مسامحه‌ی دولت موقت و شرایط کشور مانند جنگ تحمیلی برمی‌گشت که در این نوشته‌ی کوتاه به تبیین بیشتر این موارد پرداخته می‌شود.
 
وضعیت دانشگاه‌ها در آستانه‌ی انقلاب فرهنگی
 
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ضرورت تحول فرهنگی به‌خصوص در آموزش عالی، احساس می‌‌شد. دانشگاه‌ها در این دوره، وضعیت چندان مطلوبی نداشتند و به مرکز فعالیت گروه‌ها و احزاب مخالف سیاسی تبدیل شد بودند. علاوه بر این، بسیاری از دانشجویان و اساتید با اندیشه‌های منحرف، همچنان به رژیم گذشته تعلق خاطر داشتند و محتوای کتب درسی که توسط همین اساتید تدریس می‌شد نیز با موازین انقلاب سازگاری نداشت.
 
بررسی‌ها نشان می‌دهد که «در آن هنگام، 24 هزار دانشجو و دو هزار استاد در دانشگاه بودند که همه، حتی کارمندان دانشگاه، در آن وضعیت انقلابی خود را چه‌گوارا و قهرمان می‌دانستند. در این شرایط مغشوش، در چهار روز دانشگاه تهران که دانشگاه مادر بود بازگشایی شد، در حالی‌ که در همان هنگام، شش تانک در داخل دانشگاه وجود داشت و پرچم سرخ‌رنگ بر فراز دانشکده‌ی فنی در اهتزاز بود.»[1]
 
در سخنی کلی به‌جای حاکم بودن فضای علمی، فضای سیاسی و ضدعلمی در دانشگاه‌ها غالب بود. از این رو، امام خمینی (ره) با درک ضرورت پاک‌سازی دانشگاه‌ها از عناصر مخالف حکومت، در پیامی در فروردین سال 59 فرمودند: «باید انقلاب اسلامی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به وجود آید تا اساتیدی که در ارتباط با شرق و یا غرب‌اند، تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم اسلامی.»[2]
 
فرمایش امام مقدمه­ای گردید برای تشکیل انقلاب فرهنگی. پیام امام با استقبال بسیاری از دانشجویان پیرو ایشان نیز مواجه شد و به‌ دنبال آن، حرکت‌هایی از سوی برخی از دانشجویان به‌خصوص در دانشگاه تبریز، تهران، شیراز و... برای حذف عناصر ضدانقلاب آغاز گردید. پیرو این اقدامات، برخوردهایی نیز میان جریان‌های اسلامی حامی امام و دانشجویان مخالف گزارش شد.
 
اما در نهایت، بنی‌صدر در دوم اردیبهشت، حکم شورای انقلاب را ابلاغ و در 23 خرداد 1359 نیز امام خمینی (ره) فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی را صادر کرد و انقلاب فرهنگی رسماً با تعطیلی دانشگاه‌ها آغاز گردید. وظیفه‌‌ی اصلی ستاد برنامه‌ریزی در رشته‌های مختلف و خط‌مشی آینده‌ی دانشگاه‌ها براساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده‌سازی اساتید متعهد و آگاه و تدوین برنامه‌ی دروس دانشگاهی و اسلامی کردن آموزش علوم انسانی و علوم اجتماعی بود.[3]
 
اسلامی کردن دانشگاه­ها ضرورت پیوند حوزه و دانشگاه را نیز به دنبال داشت. در این رابطه، قرار بر این شد که کتب و علومی که در زمینه‌ی علوم انسانی تدوین می‌شدند، به حوزه‌ی علمیه ارائه شوند تا در صورت نیاز، با موازین اسلامی منطبق گردند. با این اصول و فعالیت‌ها، ستاد دست به اقدامات مثبتی زد که تأثیر مهمی بر فرایند آموزشی و فرهنگی کشور گذاشت.

پیامدهای مثبت انقلاب فرهنگی:
1.     اخراج عناصر و گروه‌های مغرض از دانشگاه
 
یکی از تأثیرات مثبت انقلاب فرهنگی، خالی کردن دانشگاه از برخی گروه‌های معاند و حتی مسلح بود. گرچه در آن دوره‌ی کوتاه، این امر به‌طور کامل محقق نشد، با این حال، انقلاب فرهنگی تا حدی توانست در اخراج گروه‌های مسلح و بازگشت فضای علمی به دانشگاه‌ها مؤثر واقع شود.
 
گرچه شروع انقلاب فرهنگی مقدمه‌ای بر خروج گروه‌های مخالف و مسلح گردید، اما متأسفانه برخی از جریان‌های مشکوک با سوءاستفاده از شرایط بحرانی کشور و مسامحه‌ی دولت، توانستند وارد دانشگاه‌ها شوند.
 
محمدعلی نجفی که بعد از انقلاب فرهنگی مأمور بازگشایی دانشگاه بود، در دفاع از انقلاب فرهنگی، به روزنامه‌ی اطلاعات گفته بود: «تعطیل کردن دانشگاه‌ها و حرکت انقلاب فرهنگی در شرایطی که حرکات و تبلیغات ده‌ها گروه و دسته‌ی مغرض سیاسی، فضای میهن اسلامی را آکنده از شبهات کرده بود، می‌بایست با پشتوانه‌ای از افراد وجیه و صاحب رأی ادامه می‌یافت.»[4]
2.     تأسیس دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی جدید
 
 
پیامد مثبت دیگر انقلاب فرهنگی، افزایش دانشگاه‌های جدیدالتأسیس است. علاوه بر تأسیس دانشگاه‌های دولتی در سراسر کشور به‌خصوص شهرستان‌ها، تأسیس دانشگاه تربیت مدرس با هدف تربیت اساتید و مدرسان اسلامی در سال 1360 و نیز دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1361، از دیگر اقدامات مهم در این زمینه است. این موضوع ضمن تسهیل روند ورود دانشجویان به دانشگاه، فرصت بیشتری برای دانشجویان شهرستانی در استفاده از امکانات دانشگاهی فراهم کرد.
 
3.     نشر علمی و برنامه‌ریزی مجموعه‌های علمی
 
از دیگر نتایج مثبت انقلاب فرهنگی می‌توان به برنامه‌‌ریزی و نشر کتب و جزوات علمی و نیز برنامه‌ریزی در حوزه‌های مختلف علمی اشاره کرد. «برنامه‌ریزی 68 مجموعه‌ی فنی و مهندسی، 74 رشته‌ی پزشکی، 20 رشته‌ی پزشکی، 20 رشته‌ی تخصصی کشاورزی، 47 رشته‌ی علوم پایه، 86 برنامه‌ی مربوط به علوم انسانی و انتشار بیش از 2000 عنوان کتاب»[5] بخشی از این اقدامات است.
 
اما با این حال، انقلاب فرهنگی با هدف تعطیلی دانشگاه‌ها، چندان به درازا نکشید و دانشگاه‌ها در 27 آذر 1361 بازگشایی شدند. البته بازگشایی به معنای این نبود که انقلاب فرهنگی به دانشگاه اسلامی و ارزش‌های اسلامی دست یافته، بلکه شرایط کشور، اختلافات درونی ستاد و بعضاً سهل‌انگاری دولت، مانع موفقیت کامل ستاد گردید.
اهداف تحقق‌نیافته ستاد انقلاب فرهنگی و دلایل آن
 
علی‌رغم آنکه ستاد توانست اقدامات مؤثری در راستای اهداف خود انجام دهد، اما با مشکلاتی نیز مواجه بود که مانع از تحقق کامل اهداف ستاد گردید. برخی از این اهداف و دلایل آن عبارت‌اند از:
 
1.     ورود برخی عناصر غیراسلامی به د انشگاه‌ها:
 
گرچه شروع انقلاب فرهنگی مقدمه‌ای بر خروج گروه‌های مخالف و مسلح گردید، اما متأسفانه برخی از جریان‌های مشکوک با سوءاستفاده از شرایط بحرانی کشور و مسامحه‌ی دولت، توانستند وارد دانشگاه‌ها شوند. «به‌هم‌ریختگی دانشگاه موجب می‌شد تا همه‌‌ی گروه‌ها تلاش کنند که به‌گونه‌ای بهره‌برداری کنند. جریان‌های سیاسی اختلافات متعددی داشتند. آقای بنی‌صدر رئیس‌جمهور بود و هرکدام به‌شکلی به دنبال این بودند که از این مسیر استفاده کنند.»[6]
 
از طرفی گرچه برخی از کتب اسلامی در واحدهای درسی دانشجویان گنجانده شد، اما بسیاری از آن کتاب‌ها فقط نام اسلامی بودن را به یدک می‌کشیدند و در محتوا، تفاوت چندانی با کتب غیراسلامی نداشتند. این موضوع در رشته‌ها و کتب انسانی مشهودتر بود. به دلیل «ماهیت علوم انسانی و نیز عدم سرعت لازم اجرایی، تنها یک‌سری کتاب‌های عربی و اخلاق و تربیت اسلامی برای دروس دانشگاهی به زیر چاپ رفت.»[7]
 
بدین ترتیب، ماهیت و محتوای برخی کتب تغییر چندانی نکرد؛ هرچند در زمینه‌ی علوم انسانی با نقش پررنگ روحانیان، کتب اسلامی جدیدی تدوین گردید، اما در نهایت تنها اقدامی که در دوران تعطیلی دانشگاه اتفاق افتاد، گنجاندن چند واحد اسلامی و ادغام چند دانشگاه و اخراج برخی از اساتید و دانشجویان بود. از این رو، هدف اصلی انقلاب فرهنگی، که همان اسلامی کردن دانشگاه‌ها بود، چندان محقق نشد. البته در این رابطه، افزایش هزینه‌های انقلاب فرهنگی، جنگ تحمیلی و نیز پرداختن دولت به امور جنگی و تحمیل هزینه‌های ناشی از جنگ، در بازگشایی دانشگاه‌ها و عدم توجه و نظارت کامل دولت به انقلاب فرهنگی، بیتأثیر نبود.
2.     اختلافات داخلی ستاد انقلاب فرهنگی
 
مسئله‌ی دیگر اختلاف ستاد با مجلس و نهادهای دیگر بر سر انتصاب رؤسای دانشگاه‌ها بود که همین موضوع شکاف عمده‌ای بین ستاد و دیگر نهادها انداخته بود. از آنجا که در آن دوره، مدیریت دانشگاه‌ها با دفتر تحکیم وحدت بود و تعیین اساتید دانشگاه‌ها توسط این گروه صورت می‌گرفت، بعضاً اختلافاتی بین این گروه و وزارت علوم پیش می‌آمد، زیرا دفتر تحکیم اگر کسی را به‌عنوان رئیس دانشگاه می‌پذیرفت، آن فرد به آن سمت منصوب می‌گردید، ولو آن فرد شایستگی آن سمت را نداشت و اگر با کسی هم مخالفت می‌کرد، اگر آن فرد علامه‌ی دهر هم بود، نمی‌توانست رئیس دانشگاه شود.[8] این موضوع بعضاً باعث بروز اختلاف بین ستاد با برخی از نهادها می‌گردید و باعث می‌شد تا بعضی از عناصر مخرب که درکی از انقلاب نداشتند، با بهره‌برداری از اختلافات درونی ستاد، به‌راحتی وارد دانشگاه‌ها ‌شوند.
3. مشکلات موجود در مدیریت د انشگاه‌ها
مدیریت دانشگاه‌ها نیز با مشکلات عدیده‌ای مواجه بود. فعالیت‌های ستاد انقلاب فرهنگی از مقبولیت لازم و کافی در بین دانشجو‌ها و نیز کادرهای کار‌شناسی وزارتخانه و خود دانشگاه‌ها برخوردار نبود.
 
از آنجا که در آن دوره، مدیریت دانشگاه‌ها با دفتر تحکیم وحدت بود و تعیین اساتید دانشگاه‌ها توسط این گروه صورت می‌گرفت، بعضاً اختلافاتی بین این گروه و وزارت علوم پیش می‌آمد، زیرا دفتر تحکیم اگر کسی را به‌عنوان رئیس دانشگاه می‌پذیرفت، آن فرد به آن سمت منصوب می‌گردید، ولو آن فرد شایستگی آن سمت را نداشت.
 
مسئله­ی مدیریت یکی از مشکل‌ترین بحث‌ها محسوب می‌شد؛ به‌طوری‌که این موضوع مورد اعتراض دانشجویان نیز قرار گرفت. پاسخ ستاد به این مشکل، تشکیل جهاد دانشگاهی بود. اما با تشکیل جهاد نیز نقش وزارت فرهنگ و آموزش عالی با ابهام مواجه شد. «اعضای ستاد انقلاب فرهنگی امیدوار بودند با یکی شدن نهادهای موجود در آن زمان و ایجاد نظامی واحد، که نه جهاد را در بر گیرد و نه وزارت علوم را و در عین حال شامل هر دو باشد، بتوانند به کارهای اصلی خود بپردازند و دست خود را از امور اجرایی کنار بکشند، لیکن به این کار موفق نشدند.»[9]
 
از دیگر آرمان‌های انقلاب فرهنگی که طی آن دوران محقق نشد، وحدت حوزه و دانشگاه بود. این موضوع نیز به دلایلی از جمله حجم کارها و اشتغال بیش از حد روحانیان به سایر امور و نیز عدم زمینه‌سازی مناسب تحقق نیافت. بخشی از این زمینه‌سازی به عدم آشنایی اعضای شورای مدیریت دانشگاه‌ها و یا اعضای ستاد با یکدیگر و روحانیان برمی‌گشت. سروش که یکی از اولین اعضای ستاد انقلاب فرهنگی بود، در این رابطه می‌گوید: «ما اعضای هفت‌گانه، یکدیگر را قبلاً ندیده بودیم و نمی‌شناختیم و ننشسته بودیم گفت‌وگو کنیم و فکرهایمان را یک‌کاسه کنیم. پس از تشکیل ستاد هم چنین نکردیم...»[10]
 
با این حال، ستاد فرهنگی با ادامه‌ی کار خود و تبدیل شدن به شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال‌های بعد و پیوستن اعضای جدید از مقامات عالی‌رتبه‌ی دولتی به شورا، سعی نمود ضمن برطرف کردن کمبودها و اختلافات داخلی، به پیشبرد هدف اصلی خود یعنی اسلامی کردن دانشگاه‌ها، ادامه دهد و با رفع نواقص در مسیر اصلی خود گام بردارد.
 
سخن آخر
فرجام سخن پیرامون نوشته‌ی حاضر اینکه ستاد انقلاب فرهنگی از نهادهای مهمی بود که بعد از انقلاب با هدف احیای فرهنگ اسلامی و در رأس آن، اسلامی کردن دانشگاه‌ها و نیز وحدت حوزه و دانشگاه آغاز به کار کرد. این نهاد در طول دوران فعالیت خود، با تعطیل کردن دانشگاه‌ها توانست اقدامات مؤثری در زمینه‌ی علمی مانند تأسیس دانشگاه‌های جدید و نشر چندین هزار عنوان کتاب و نشریه‌ی علمی مبادرت کند، اما تعطیلی دانشگاه‌ها منجر به تحقق کامل انقلاب فرهنگی نشد.
 
همان‌طور که در متن این نوشتار بحث شد، این مهم دلایل متعددی داشت. اولاً به دلیل شرایط بحرانی کشور و نیز عدم مدیریت صحیح، برخی از عناصر و نیروهای منحرف، فرصت ورود به دانشگاه را پیدا کردند. ثانیاً از آنجا که وظایف برخی از نهادهای ستاد به طور دقیق مشخص نشده بود، اختلافات داخلی و سوءمدیریت در ستاد رواج یافت که همین موضوع، اعتراض برخی از دانشجویان و سوءاستفاده‌ی گروه‌های مخالف را به همراه داشت. با این حال، گرچه دانشگاه‌ها به معنای واقعی در آن دوره‌ی کوتاه به‌طور کامل اسلامی نشدند، اما می‌توان با قاطعیت گفت که در رسیدن به آن هدف، حرکت و تلاش کردند و گام­های مؤثری نیز برداشتند.*
 
پی‌نوشت‌ها:
[1]. ملکی، محمد (1381)، «دانشجویان و انقلاب فرهنگی»، مجله‌ی بازتاب اندیشه، ش 32، ص 48.
[2]. روزنامه‌ی اطلاعات، 6 فروردین 1359، ص 4.
[3]. بهداد، سهراب (1376)، «انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی؛ اسلامی کردن اقتصاد در دانشگاه­های ایران»، کنکاش، در گستره‌ی تاریخ و سیاست، شماره‌ی سیزدهم، ص 11 و 12.
[4]. جزینی، مهسا، «مأمور بازگشایی دانشگاه‌ها؛ نجفی در وزارت علوم چه کرد؟»، برگرفته از پایگاه علمی تاریخ ایرانی.
[5]. روشن‌نهاد، ناهید (1382)، «انقلاب فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران»، دانشگاه اسلامی، سال هفتم، ص 118.
[6]. بی‌نام (1390)، «انقلاب فرهنگی»، حضور بهار، ش 76، ص 307.
[7]. همان، ص 121.
[8]. معصومی، غلامرضا (1378)، «ستاد انقلاب فرهنگی؛ چراغی که فروغ اندک داشت»، لوح فروردین، ش 4، ص 31.
[9]. روشن‌نهاد، همان.
[10]. گفت‌وگو با عبدالکریم سروش، درباره‌ی انقلاب فرهنگی، ماهنامه‌ی لوح، شماره‌ی ششم، مهر 1378.
 

گزارشی پیرامون نقص سیستم دانشگاهی کشور در تربیت پژوهشگر؛
دکتری، پژوهش و انفجاری نزدیک
پدیده دانشگاه با ساختار امروزی آن محصولی از فرهنگ و دانش غرب محسوب می شود. محصولی که بر اساس نیازهای فرهنگی و علمی آنها شکل گرفته و بارور شده است. به همین دلیل جهت گیری آن نیز به سمت تامین روز افزون خواسته های آنها خواهد بود. حال اگر یک جامعه تصمیم به استفاده از این محصول بگیرد بر اساس دو الگو می تواند پیش برود. اول آنکه عنصر دانشگاه را به طور کامل با تمام ساختار و زیربناهای مادی و علمی تعریف شده به اجرا بگذارد و دوم اینکه سعی کند با اصلاحاتی کارشناسی شده در ساختار این محصول، میزان بهره برداری جامعه خود را از آن بیشتر کند.
پژوهش

در حال حاضر در دانشگاه های برتر جهان توجه ویژه و کارکردگرایی نسبت به تحصیلات تکمیلی وجود دارد. مطالعه برخی از روش ها و هدف گذاری هایی که از طرف آنها در این زمینه انجام می شود؛ نشان می دهد که چقدر در تحصیلات تکمیلی بین دانشگاه های ایران و دانشگاه های برتر جهان شکاف وجود دارد.

شکافی که از کمترین نتایج فاجعه بار آن اصالت یافتن مدرک دانشگاهی میان متقضایان مدرک! است و در فاصله زمانی نه چندان طولانی غنا و ظرفیت علمی کشور نیز دچار بحران و فقر دانش می شود. مدرک گرایی علاوه بر آنکه کیفیت علمی را با چالش مواجه می کند، خود بسترساز پدیده های دیگر از قبیل دلالی های مختلف است. دلالی هایی که می توانند از مسیرهای مختلف مدت زمان رسیدن به مدرک دانشگاهی و میزان سختی آن مسیر را کاهش دهند.

از مراکز کمک آموزشی که افراد را به جای حل مسئله، با فنون تست زنی آشنا می کنند، تا دلال هایی که با رانت های بسیار محرمانه توان دست یافتن به برخی سوالات کنکورهای مختلف را به دست می آورند و دلال هایی که در مسیر تحصیل نیز همراه دانشجویان باقی می مانند و برای تهیه پایان نامه، مقاله و طرح های تحقیقاتی از پیش تعیین شده، اجازه فکر و تحقیق را از دانشجو می گیرند.

بر اساس رده بندی دانشگاه ها در سطح جهان، پنج دانشگاه برتر جهان در سال 2014 به ترتیب عبارتند از دانشگاه های: پرینستون، هاروارد، ییل، کلمبیا و استنفورد. در دانشگاه های مطرح جهان دوره تحصیلات تکمیلی از ظرافت و اهمیت بالایی برخوردار است. هر چند در تمام مقاطع تحصیلی در این دانشگاه ها تمام هم و غم مسئولان بر این است که دانشجو جز تحصیل دغدغه دیگری در  ذهن نداشته باشد؛ اما این تلاش ها در تحصیلات تکمیلی شرایط ویژه ای به خود می گیرد.

در دانشگاه کلمبیا برای معرفی مقطع دکتری اعلام می شود که دانشجو در این دوره که برای رشته های مختلف بین 3 تا 5 سال می تواند متغیر باشد، تحصیل را باید به عنوان شغل موقت خود در نظر بگیرد.

این دانشگاه در مورد شرایط تحصیل در دانشکده تاریخ هنر خود برای مقطع دکتری، به پرداختن دانشجویان به موضوعات تاریخ هنر در کشورهای دیگر اشاره می کند و در عین حال دانشجو را از تمام دغدغه های اقتصادی بی نیاز می نماید. این دانشکده اعلام کرده است که برای دو گرایش مختلف در این رشته در هر سال تنها 15 دانشجو می پذیرد و تمام هزینه های تحصیلی حتی در دوره تابستان را برای انجام تحقیقات و زندگی شخصی دانشجو فراهم می نماید. علاوه بر این حقوق ثابت، دانشگاه کلمبیا فضای رقابتی میان دانشجویان در امر تحقیق را نیز فراهم نموده و در صورتی که تحقیقات پژوهشی دانشجویان دارای شاخص های قابل توجهی باشد میزان دریافتی های آنها نیز در طول تحصیل افزایش خواهد یافت.

دانشگاه ییل به عنوان یکی دیگر از برترین دانشگاه های دنیا در مورد اهداف یکی از رشته های تحصیلی خود در مقطع دکتری اعلام می کند که تامین تمام هزینه های پژوهشی دانشجویان و محققان و اعطای وام های لازم به آنها را جزو وظیفه اصلی خود می داند؛ اما با نگاهی به وضعیت تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های کشور نشان می دهد که دانشجو نه تنها اصلی ترین دغدغه اش تحقیق و پژوهش نیست؛ بلکه در کنار بسیاری از دغدغه هایی که از قبل داشته، در مرحله تحصیلات تکمیلی، دغدغه دیگری نیز به عنوان تحصیل بر آنها افزوده شده است.

دکتر محمدرضا اجتهادی، عضو هیات علمی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف در یک آسیب شناسی به این موضوع می پردازد و می گوید: «در شرایطی که داشتن دانشجوی دکتری برای دانشگاه نه تنها هزینه ای ندارد؛ بلکه به جذب بودجه بیشتر کمک می ‌کند؛ نگرانی بر کیفیت و بازده علمی از طرف آنها مورد اغماض قرار می گیرد. شاید بهترین راه برای کنترل این فرایند،‌ آن باشد که در هدف گذاری دوره های دکتری به نگاه پژوهش محور باز گردیم. دانشگاه باید دانشجو را برای پژوهشی جذب کند که ارزشش را داشته باشد و برای اثبات این امر دانشگاه هایمان را موظف کنیم که به دانشجویان دکتری حداقل معادل کمینه حقوق مصوب وزارت کار حقوق بپردازند.

در کمال تاسف نمودارهای آمار تولید و جذب دانشجویان دکتری نشان از آغاز این واکنش زنجیره ای دارد و اگر چاره ای برای کنترل آن اندیشیده نشود به زودی شاهد آثار انفجاری آن خواهیم بود. دانشجوی دکتری بودن را به عنوان یک شغل غیر دائمی و چند ساله نگاه کنیم. برایش بیمه و سنوات در نظر بگیریم و به این جوانان فعال و توانا حداقل به چشم کارگران پژوهشی دانشگاه ها نگاه کنیم تا این باعث شود که دانشگاه ها نسبت به جذب متعادل دانشجوی دکتری دقت بیشتری کنند. شاید به این گونه، احترام و کرامت انسانی این دستیاران پژوهشی امروز و پژوهشگران و اساتید آینده نیز حفظ شود. فراموش نکنیم که ایشان همکاران فردای ما هستند و نه بردگان پژوهش.»

در کنار دغدغه های اقتصادی به عنوان یک آسیب در سیستم دانشگاهی کشور، در مقاطع تحصیلی برنامه های آموزشی منسجم و هدف داری نیز ارائه نمی شود. زبان در دوره های تحصیلات تکمیلی به شدت در حاشیه قرار دارد و دانشجو از آنجا که در دوره لیسانی نیز به صورت حرفه ای با زبان آشنا نشده است، در دوره ارشد و دکتری نیز در طرح دروس گروه های مختلف تنها با روخوانی بسیار سطحی متون در زبان های عربی و انگلیسی با توجه به تناسبی که به رشته تحصیلی او دارد آشنا می شود. در حالی که بهره گرفتن از جدیدترین نظریات علمی در رشته های مختلف نیازمند تسلط کافی دانشجو به زبان است تا در مرحله تحصیلات تکمیلی بتواند نظریات علمی خود را به زبان علمی دنیا مورد نقد و بررسی قرار دهد. اما زمانی که به دلیل ایراد ساختاری امر پژوهش در کشور، مدرک گرایی بر دانش جویی اولویت پیدا می کند، نمی توان آموزش زبان به شکل حرفه ای آن را در دانشگاه ها دنبال کرد.

دکتر احمد تمیم داری شاگرد و همکار علمی مرحوم دکتر طاهره صفارزاده به شرایطی که در گروه ادبیات دانشگاه ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در سالی که دکتر عبدالحسین زرین کوب مدیر گروه بود اشاره می کند و می گوید وی آموختن زبان های عربی، انگلیسی، آلمانی و فرانسوی را برای دانشجویان لیسانس رشته زبان و ادبیات فارسی نیز الزامی نموده بود تا بتوانند از تولیدات علمی شرق شناسانی که به این زبان ها ارائه شده مراجعه داشته باشند. بر اساس گفته تمیم داری، دکتر زرینکوب معتقد بوده است: «در مورد انگلیسی، فرانسه و آلمانی، از قرن 16 به این سمت، مسائل مربوط به ایران ‌شناسی، فارسی ‌شناسی، شرق ‌شناسی و اسلام‌ شناسی به این زبان‌ ها مقاله‌ ها و کتاب ‌های بسیار مهمی نوشته شده است و کسی که به تحقیق و پژوهش می‌ پردازد، باید تمامی این کتاب‌ ها را در نظر گیرد و باید آنها را بشناسد.»

تمیم داری همچنین در مورد تکامل این روند در مقطع تحصیلات تکمیلی می افزاید: «عقیده‌ دکتر زرین کوب این بود که قرائت متون در دوران لیسانس کافی است؛ دوران فوق لیسانس زمان تحقیق و پژوهش و دوران دکترا زمان نظریه ‌پردازی است. به واسطه‌ آقای زرینکوب این چهار زبان در برنامه‌ درسی دانشجویان زبان و ادبیات فارسی قرار گرفت و دانشجویان شروع به آموختن این زبان ‌ها کردند. دو گرایش در مقطع ارشد به واسطه‌ این تغییرات شکل گرفت: گرایش زبان و ادبیات فارسی با رویکرد مطالعات اسلامی و گرایش زبان و ادبیات فارسی در ارتباط با مطالعات خارجی که منظور کشورهای غربی و شرقی و آمریکای شمالی. این برنامه تقریبا یک سال طول کشید؛ اساتید دانشگاه تهران به واسطه‌ اجرای این برنامه اعتراض کردند و منجر به این شد که دکتر زرین کوب از مدیریت گروه استعفا دهد و دروس سابق مجددا به شکل سابق خود بازگشت.»

وضعیت بیمار پژوهش دانشگاهی در ایران اجازه تربیت نیروهای علمی که توان نظریه پردازی پس از اخذ مدرک دکترا داشته باشند را نخواهد داشت؛ زیرا از نظر دکتر اجتهادی «در کشورمان مدت ‌هاست ساختمان هایی به نام دانشگاه داریم ولی عمر پژوهش در آنها بسیار کوتاه است. تقریبا شروع فعالیت های پژوهشی با آغاز دوره‌ های تحصیلات تکمیلی و به خصوص دکتری در چند دانشگاه پیشرو در کشور همزمان است. این یک تصادف نیست. پژوهش به همکاری پژوهشگر و اجتماع علمی نیازمند است و این همکاری بدون دانشجو ناقص است.»

* گزارش از مرتضی جمشیدی

برچسب‌ها: 
بعد از 15 سال دوباره خبرهایی از «خرید سربازی» می‌آید هرچند شکل این خرید خدمت با قانون سال‌های پایانی دهه 70 تفاوت‌هایی دارد اما آنچه طی سال‌ها «قطعا برگشت ناپذیر» معرفی می‌شد بالاخره امروز رسما برگشت.
فروش مدرن سربازی

سردار کمالی جانشین اداره منابع انسانی ستاد کل نیروهای مسلح می‌گوید: براساس لایحه بودجه سال ۱۳۹۴ مشمولینی که بیش از ۸ سال غایب و سن آنها حداقل ۲۷ سال و حداکثر ۵۰ سال است همچنین کارایی لازم را برای نیروهای مسلح نداشته باشند یا خدمت آنها در کنار سایر سربازان روحیه آنها را خراب می‌کند با پرداخت جریمه می‌توانند تعیین تکلیف شوند.

این جریمه اما «20 تا 50» میلیون تومان آب می‌خورد٬ به هرحال برای رفع دغدغه مهم سربازی این پول می‌ارزد.

اما سوال مهمتر اینکه با این قانون چقدر پول نصیب دولت می‌شود: به فرض شامل شدن یک میلیون نفر از جمعیت غایب در قانون مذکور و با میانگین 35 میلیون تومان هزینه درآمد فرضی دولت 35 هزار میلیارد تومان است.

این اما یکسوی ماجرا است؛ چرا؟

با یک حساب سرانگشتی کسانی که 8 سال و بیشتر غیبت سربازی دارند اکثرا کسانی هستند که تحصیلات دانشگاهی ندارند و دنبال کار آزاد بودند٬ هرچند این مسئله استثناء‌هایی دارد مثل اینکه کسی بعد از گرفتن مدرک کارشناسی ارشد تصمیم گرفته به سربازی نرودو از آن روز هم 8 سال گذشته است٬ قطعا تعداد این افراد زیاد نیست.

نکته‌ی بالا یعنی اکثریت کسانی که شامل این قانون می‌شوند تحصیلات دانشگاهی یا کار علمی و استفاده از آن را بی‌خیال شده بودند و حالا این سوال پیش می‌آید چرا افرادی که وقت زیادی در دانشگاه گذاشته اند و حالا اتفاقا سن و سالی شبیه افراد بالا دارند باید به سربازی بروند؟!

24 ماه خدمت غیرمرتبط فارغ التحصیل دانشگاه آن هم بدون پول را مقایسه کنید با جوانی که حالا بعد از 10 سال کار در بازار می‌تواند 30 میلیون تومان -فرضا-  بپردازد و معاف شود!

درآمد کسب شده از این قانون که حدودا 4 برابر توافق ژنو عایدی دارد یا چیزی به اندازه درآمد نفتی یک سال کشور!

توجه به این نکته که صدا و سیما با همه مخلفاتش فقط با 3 هزار میلیارد در سال اداره می‌شود ولی با این قانون 10 برابر این رقم کسب می‌شود مهم است.

اما تکلیف دیگرانی که پولی برای خرید سربازی حتی به این شکل هم ندارند چیست؟

تکلیف فردی که 30 سال سن که مدرک ارشد دارد و البته هیچ غیبتی برای سربازی نکرده است و حالا شامل این قانون نمی‌شود چیست؟

به نظر می رسد، سوالات دامنه دار زیادی درباره قانون اخیر خرید سرازی که در بودجه قید شده است، وجود داشته باشد و افراد به اقتضائات شخصی از جنبه های مختلفی به آن می نگرند.

برچسب‌ها: 

مراسم بزرگداشت روز دانشجو دانشگاه بوعلی سینا صبح روز 16 آذر در سالن شهید چمران برگزار شد، متولی این برنامه معاونت دانشجویی بود.

مراسم چهلم استاد محمد رحیم مسکین روز جمعه 14 اسفند در محل حسینیه زینبیه همدان برگزار شد.

مراسم چهلم استاد محمد رحیم مسکین روز جمعه 14 اسفند در محل حسینیه زینبیه همدان برگزار شد. 

در این مراسم مسئول عقیدتی ارتش که از شاگردان استاد مسکین بوده است سخنرانی کرد، حضور مسئولین استانی در این برنامه چشم گیر بود.

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS