فریادرس در گفتگو با «صدای دانشجو»:
آمریکا کشوری نیست که به تعهداتش عمل کند
مسئول بسیج دانشجویی استان همدان گفت: تجربه تاریخی نشان داده آمریکا کشوری نیست که به تعهداتش عمل کند این را در مذاکرات الجزایر با کشور ما و مذاکرات ویتنام نشان داده است.
آمریکا

طیب فریادرس در گفتگو با خبرنگار صدای دانشجو ضمن تشکر از زحمات دولت گفت: مذاکرات لوزان بعد از مذاکرات جنگ جهانی دوم فشرده ترین و طولانی ترین مذاکرات جهان می باشد که این همت و عزم دولت برای حل مشکل هسته ای را نشان می دهد و ما هم بنا به فرموده ی رهبری از دولت حمایت می کنیم.

وی تصریح کرد: راهبرد دولت به مذاکرات نباید فقط برطرف شدن مشکلات اقتصادی باشد حتی اگر بهترین توافق هم حاصل شود اما نگاه دولت اصلاح نشود مشکلات اقتصادی کشور حل نمی شود، حل مشکلات اقتصادی با تکیه بر اقتصاد مقاومتی که بر مبنای تولید است حل می شود، راه حل مشکلات از درون است نه بیرون.

مسئول بسیج دانشجویی استان همدان با بیان این که ما در چهارچوب کلی از مذاکرات حمایت می کنیم گفت: جنبش دانشجویی اشکالات مذاکرات را بیان می کند تا هدف نهایی که رشد اقتصادی کشور است محیا شود، مذاکرات و توافق خوب مکمل اقتصاد مقاومتی است.

فریادرس افزود: تجربه تاریخی نشان داده آمریکا کشوری نیست که به تعهداتش عمل کند این را در مذاکرات الجزایر با کشور ما و مذاکرات ویتنام نشان داده است.

فریادرس در پایان خاطرنشان کرد: تناقض های این بیانیه هم باید حل شود به طور مثال آقای روحانی می گوید فردای توافق تحریم ها لغو می شود اما اوباما از تعلیق تدریجی تحریم ها سخن می گوید، نحوه برداشتن تحرین ها از سوی غرب نامشخص است اما امتیازاتی که از سوی ما داده شده است بسیار واضح می باشد.

انتهای پیام/

بیانیه شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه های استان همدان:
ذوق زدگی در مسئله ای که حد اکثر 20 درصد در مسائل اقتصادی موثر است خلاف تدبیر می باشد
شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه های استان همدان در واکنش به اتفاقات هسته ای لوزان بیانیه ای صادرکرد.
شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه های استان همدان

به گزارش صدای دانشجو،  شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه های استان همدان در واکنش به اتفاقات هسته ای لوزان در بیانیه ای اعلام کرد: ، ذوق زدگی از مسئله ای که در بهترین حالت حداکثر 20 در صد در مسائل اقتصادی مردم موثر است و تاثیر آنچنانی بر قیمت مرغ و پرتقال را ندارد را خلاف تدبیر دانسته و امیدوار است که دولت با توجه جدی به دیدگاه های کلیه صاحب نظران موافق و مخالف بتواند به بهترین وجه هم در محیط اقتصاد داخلی و هم در عرصه دیپلماسی موفقیت در خور مردم ایران نائل آید.

 

متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسمه تعالی

با گذشت قریب به یک سال و نیم از عمر دولت تدبیر و امید به تعبیر رئیس محترم دولت گام دوم تعامل سازنده دولت با غرب در موضوع هسته ای برداشته شد. ضمن قدردانی از تلاش های تیم مذاکره کننده هسته ای که یکی از رکوردهای تاریخی را در مذاکرات در سطح جهان به نام خود ثبت کردند نکات ذیل را در خصوص این مذاکرات و بیانیه صادره به دولت محترم یادآوری می کنیم.

 

1) اینکه دولت تلاش دارد از طریق دیپلماسی سنگ تحریم ها را از پیش پای حرکت ملت شریف ایران به سمت قله های پیشرفت بر دارد قابل تحسین است اما نگاه دولت به این بیانیه و یا حتی توافق تیر ماه  به عنوان استراتژی دولت برای حل مشکل اقتصادی نگاهی عقیم است. حل مشکل اقتصادی صرفا با شکل گیری اقتصاد درون نگر و برون نگر، اقتصاد دانش بنیان، اقتصاد جدا شده از نفت و تولید محورو در یک کلام اقتصاد مقاومتی ممکن است. در صورت عدم توجه به این مساله حتی در صورت انعقاد بهترین توافق، ایران به بازار مصرف کالاهای اروپا و امریکا مبدل شده وتولید داخلی در اثر واردات متلاشی می گردد. لذا دولت بایستی به توافق به عنوان مکمل اقتصاد مقاومتی نگاه کند اما متاسفانه نشانه ای از این موضوع دیده نمی شود.

2) سابقه ی امریکا نشان داده است به عهد و پیمان خود پایبند نیست نمونه واضح آن قرارداد الجزایر است که آمریکا متعهد شده است در امور داخلی ایران دخالت نکند اما در سی سال  گذشته بعد از این قرارداد شاهد دخالت روزانه ای امریکا در امور داخلی کشورمان هستیم که البته همیشه پاسخ خود را از ملت بزرگ ایران دریافت کرده است. لذا دولت در قبال امتیاز گسترده ای که به طرف غربی واگذار کرده است و تضمین های عملی که پذیرفته است (ازجمله تایید آژانس به عنوان شرط اقدامات غرب ذکر شده است) لازم است تضمین های کافی را در یافت نماید. که هیچ نشانه ای از این موضوع نه در بیانیه ای مورد تایید وزارت خارجه کشورمان و نه در تفسیر آمریکای آن مشاهده نمی شود.

3) متاسفانه مانند توافق ژنو در حالی که امتیازات ایران به طرف مقابل دقیق، قابل شمارش، قابل راست آزمایی است امتیازات غرب به ایران که جزءحقوق بدیهی ملت است با تعابیر ابهام آمیز، کلی و بدون تضمین ذکر شده است.

4) تمایز میان قرائت آمریکایی از بیانیه و قرائت رئیس جمهور محترم کشورمان نشانه این است آمریکا که حتی در حرف پایبند به تعهدات مذاکرات طولانی یک و نیم سال گذشته نیست در حالی که جناب آقای روحانی از لغو یک باره ی تحریم ها در روز اول اجرای توافق صحبت می کند طرف امریکایی از تعلیق مرحله به مرحله تحریم های هسته ای بحث می کند لذا آنچه به دست آمده نه لغو تحریم ها بلکه تعلیق است و نه یک بار است بلکه مرحله به مرحله است و نه کلیه تحریم ها است که تحریم های هسته ای است.

 

لذا ما دانشجویان انقلابی دانشگاه های همدان ضمن تشکر از تلاش دولت و تیم مذاکره کننده، ذوق زدگی از مسئله ای که در بهترین حالت حداکثر 20 در صد در مسائل اقتصادی مردم موثر است و تاثیر آنچنانی بر قیمت مرغ و پرتقال را ندارد را خلاف تدبیر دانسته و امیدوار است که دولت با توجه جدی به دیدگاه های کلیه صاحب نظران موافق و مخالف بتواند به بهترین وجه هم در محیط اقتصاد داخلی و هم در عرصه دیپلماسی موفقیت در خور مردم ایران نائل آید.   انشاا...

شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه های استان همدان

 

انتهای پیام/

عضو هیات علمی دانشگاه بوعلی سینای همدان گفت: گفته‌اند فقط می‌توانیم در فردو کار تحقیقاتی انجام دهیم و غنی‌سازی متوقف می‌شود، کار تحقیقاتی را می‌توان در دانشگاه هم انجام داد و فردو بدون انجام غنی سازی عملا تعطیل شده است.
حسن رحیمی‌روشن

به گزارش صدای دانشجو، حسن رحیمی‌روشن عضو هیات علمی دانشگاه بوعلی سینای همدان در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، پیرامون توافقات هسته‌ای لوزان گفت: بر اساس گفته مسئولان ایرانی توافقی صورت نگرفته و تنها یک سری راه حل مشترک ایجاد شده که در آینده متن توافق بر اساس این راه‌حل‌ها ارائه می‌شود ولی بر اساس گفته مسئولان آمریکایی یک توافق اولیه حاصل شده که جزئیات آن تیرماه اجرا می‌شود.

وی با بیان اینکه بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری، مذاکرات باید در یک مرحله به نتیجه می‌رسید، اظهار داشت: از نظر حقوقی می‌توانیم بگوییم فعلا توافق صورت نگرفته زیرا متنی بر روی کاغذ نیامده و امضایی انجام نشده است و هرگاه این کار انجام شود می‌توان گفت توافق انجام شده که در این صورت توافق یک مرحله‌ای است.

رحیمی‌روشن در رابطه با تصمیمات صورت گرفته پیرامون مرکز فردو نیز گفت: عملا با تعطیلی فردو مواجه هستیم زیرا گفته‌اند فقط می‌توانیم در فردو کار تحقیقاتی انجام دهیم و غنی‌سازی متوقف می‌شود که در این صورت باید گفت فردو تعطیل شده است.

وی افزود: کار تحقیقاتی را می‌توان در دانشگاه هم انجام داد و فردو بدون انجام غنی سازی عملا تعطیل شده است.

عضو هیات علمی دانشگاه بوعلی سینای همدان با بیان اینکه ممکن است برخی از توافقات بهره‌گیری سیاسی داشته باشند، گفت: اینکه از پدیده‌های ملی و تاریخی مانند انرژی هسته‌ای استفاده جناحی و سیاسی داشته باشیم کار اخلاقی نیست زیرا تمام حزب‌ها و جناح‌ها باید در برابر تمامیت کشور و منافع ملی فدا شوند و اینکه از منافع ملی برای پیشبرد اهداف حزب‌ها استفاده کنیم سیاسی کاری محسوب می‌شود.

رحیمی‌روشن گفت: هر فردی که کار درستی انجام دهد مردم فهیم ایران از آن استقبال می‌کنند و نیازی به بهره‌گیری‌های سیاسی برای پیروزی در انتخابات نیست.

برچسب‌ها: 
رئیس کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس با بیان اینکه تحریم‌ها علیه ایران باید یکجا برداشته شود، افزود: مجلس شورای اسلامی نسبت به خطوط قرمز نظام حساس است و در این زمینه محکم اقدام خواهد کرد.
امیر خجسته

به گزارش صدای دانشجو، امیر خجسته امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس با اشاره به توافقنامه لوزان، آن را گامی مثبت و اثرگذار دانست و اظهار کرد: بعد از 18 ماه مذاکرات نفس‌گیر، بالاخره طرف غربی، ایران هسته‌ای را به رسمیت شناخت.

وی با بیان اینکه رهنمودهای مقام معظم رهبری و استقامت ملت ایران باعث تحقق این توفیق بزرگ شد، گفت: رهبر فرزانه انقلاب، بارها و بارها بر غیر‌قابل اعتماد بودن آمریکا تأکید کردند که بعد از حصول توافقنامه، اظهار نظرهای متناقض از سوی ایالات متحده آمریکا نسبت به آن چه که رخ داده دلیل بر این فرمایش حکیمانه است.

رئیس کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس شورای اسلامی در ادامه در پاسخ به این سئوال که قرار بود توافق دومرحله‌ای نباشد، گفت: این توافق دومرحله‌ای نیست، بهتر است بگویم هنوز توافقی صورت نگرفته و این توافق بیشتر یک بیانیه سیاسی است.

وی با بیان اینکه توافق جامع دهم تیرماه انجام خواهد شد، ابراز داشت: در صورتی که طرف غربی نسبت به تعهدات خود عمل نکند، ما هم الزامی بر اجرای این توافق نخواهیم داشت.

خجسته با بیان اینکه تحریم‌ها علیه ایران باید یکجا برداشته شود، افزود: مجلس شورای اسلامی نسبت به خطوط قرمز نظام حساس است و در این زمینه محکم اقدام خواهد کرد.

وی وجود تناقض بین اظهارات ظریف و جان کری را ناشی از غیر‌قابل اعتماد بودن آمریکا دانست و گفت: آنها برای قانع کردن مخالفان نظام جمهوری اسلامی، با فضاسازی سیاسی، نتایج این توافق را طور دیگری می‌خوانند تا این گروه را راضی کنند.

نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی در پایان سخنانش بار دیگر پذیرفتن ایران هسته‌ای را یک اتفاق بزرگ خواند و خواستار توجه به این مهم شد.

سال جدید کاری برای کارگران پتروشیمی هگمتانه با بیکار شدن آغاز شد.
پتروشیمی هگمتانه همدان

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرگزاری فارس، جمعی از کارگران پتروشیمی هگمتانه همدان در اعتراض به جلوگیری از ورود آن‌ها به این کارخانه مقابل اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان همدان تجمعی اعتراض‌آمیز داشتند.

یکی از کارگران این کارخانه گفت: با آغاز سال کاری جدید و امید به سالی پرکار و با انرژی مضاعف، بعد از سپری کردن 12 روز تعطیلات از سوم فروردین تا پانزدهم فروردین ماه با مراجعه به کارخانه با درب بسته کارخانه مواجه شدیم و از ورودمان به کارخانه ممانعت شد که هنوز دلیل این ممانعت بر هیچ یک از کارگران روشن نشده و برای رسیدگی به این مشکل تصمیم گرفتیم این موضوع را با تجمع کارگران به گوش مسئولان برسانیم.

حدود 100 نفر از کارگران به نشانه اعتراض مقابل اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان تجمع کردند و پس از مکتوب کردن درخواست خود مبنی بر رسیدگی به این مشکل و تسلیم آن به اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان راهی استانداری شدند تا مراتب اعتراض خود را به گوش استاندار و دیگر مسئولان استان برسانند.

کارگران پتروشیمی هگمتانه مدتی است با مشکلات عدیده در این کارخانه مواجه هستند و سال گذشته نیز با بلاتکلیفی و عدم پرداخت حقوق و اخراج مواجه بودند.

امروز قریب به هیجده ماه از مذاکرات پس از توافق ژنو می گذرد، هدف از توافق و ادامه ی آن اثر بخشی بر سطح زندگی مردم بود، نکته ای که تا امروز اثر ملموسی بر زندگی آن ها نداشته و دولت نتوانسته این اثر را قابل لمس در اختیار مردم قرار دهد.
بیانیه لوزان

به گزارش صدای دانشجو، بیش از 24 ساعت از اعلام بیانیه گذشته است، تقریباً طی 24 ساعت گذشته بسیاری دست به اعلام موضع زده و هر یک از دیدی خاص به بررسی این بیانیه پرداخته اند. فارغ از آنکه هر کدام از تحلیلگران چه می گویند و مبنای تحلیلشان بر چه استوار است، نکته ای که در این امر مغفول مانده، این است که ما با همه ی آنچه از رو بنا می بینیم، از دل مذاکرات و جزییات توافق شده بر آن هیچ نمی دانیم.

با توجه به نادانسته های ما، و با پایین نشستن تب حمایت از بیانیه و یا رد آن، موسم بررسی کارشناسی آن فرا می رسد. پس از توافق ژنو حامیان توافق تا سر حد ممکن از رویارویی با منتقدین آن در یک جلسه ی مناظره اجتناب می کردند و سعی می کردند با در اختیار گرفتن آنتن تلویزیون و به مدد رسانه های مکتوب و تیترهای آن چنانی نقاط ضعف توافق ژنو را بپوشانند و به هر نحوی، از بی سواد خواندن تا ترسو نامیدن، منتقدین را ساکت نمایند.

vیقیناً پس از این بیانیه و شعارهایی که مبنی بر حذف تحریم ها پس از امضای توافق مبتنی بر آن تا یازده تیرماه داده می شود، اثرات این توافقات باید روشن گردد.

اگر فرض را بر لغو تمامی تحریم ها و برچیده شدن سیاست های مانع در راه رشد و ترقی کشور بدانیم، می باید شش ماه دیگر ما شاهد یک تحول بزرگ در اقتصاد کشور و خروج از رکود به معنای واقعی آن باشیم و نیز اگر دولت اعتقاد دارد توانسته، توافقی انجام دهد که از یک طرف حقوق حقه ی مردم، در امر هسته ای حفظ گردد و از طرف دیگر، تحریم های ظالمانه علیه جمهوری اسلامی ایران را بردارد، یقیناً توان دفاع از آن را خواهد داشت و این بار با حمله به منتقدین سعی در ساکت کردن آنها نخواهد نمود.

بر عکس همه ی تحلیل گران وطنی و عده ای از مردم حاضر در فرودگاه، مردم ایران، نه خواهان وصف شعارها در عالی بودن بیانیه، یا هر چه نامیده می شود، و نه خواهان رد یکسره آن هستند، ملت دو انتظار اساسی دارند که طی ماه های آتی خود را به خوبی نشان خواهد داد، اول آنکه نتیجه ی ملموس این بیانیه و نرمش را در سطح زندگی و معیشت خود به وضوح درک نمایند و دومین نکته ای را که در آن مداقه خواهند نمود، این است که آیا دیپلماسی توانسته برای آن ها دانش هسته ای و حق استفاده از آن را به ارمغان بیاورد و یا آنکه همچنان این حق مسلم مردم، توسط قدرتهای استکباری رد می گردد. 

*علی رضا یاری

برچسب‌ها: 
ساعات پایانی شب گذشته 13 فروردین 94 بود که رسانه ها خبر دادند، قرار است نتیجه مذاکرات چند روزه لوزان 2 در یک کنفرانس خبری مشترک آقای محمدجواد ظریف و خانم موگرینی قرائت شود.
بیانیه لوزان

به صدای دانشجو به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران؛ هنوز اما این نشست خبری شروع نشده بود و خبرنگاران در حال انتقال به محل نشست بودند که متنی در رسانه ها به سرعت منتشر شد؛ متنی که نشان می داد «یک اتفاق خوب روی داده است»! این متن با عنوان «خلاصه‌ای از مجموع راه‌حل‌های تفاهم شده برای رسیدن به برنامه جامع اقدام مشترک» (+) در رسانه ها منتشر شد.

از آنجایی که در روزهای اخیر رسانه های داخلی بی خبر ترین ها از مذاکرات بودند به نظر می رسد این متن، توسط وزارت خارجه کشورمان برای رسانه ها ارسال شده است.

دقایق پایانی شب اما بالاخره انتظارها تمام شد و موگرینی و ظریف نشست خود را شروع کردند. ومتنی (+) با عنوان «پارامترهای برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) یا (Parameters for a Joint Comprehensive Plan of Action) قرائت کردند این متن برخلاف آنچه در برخی رسانه ها مطرح شد، متفاوت نبود.

تا اینجا همه چیز علی الظاهر خوب پیشرفت تا اینکه متن دیگری با عنوانی مشابه بدون عبارت «خلاصه» یعنی «پارامترهای برنامه جامع اقدام مشترک» به عنوان بیانیه مطبوعاتی(Media Note) در سایت رسمی وزارت خارجه آمریکا  منتشر شد.

این متن با متن ارسالی وزارت خارجه ایران تفاوت هایی دارد که با واکنش محمدجواد شریف هم مواجه شد.

وی گفت: راهکارهای به دست آمده در لوزان سوئیس برای همه خوب است و نیازی به تفسیر به رأی آن نیست.

با این حال از آنجایی که در یک سوی مذاکرات آمریکا قرار دارد این متن قابل تامل و نیاز به شفافیت مسئولان دارد به نحوی که اگر متن وزارت خارجه آمریکا محلی از اعراب ندارد می بایست تکلیف آن روشن شود.

تفاوت ها چیست؟

متن وزارت خارجه ایران متن وزارت خارجه آمریکا
مجموعه متضمن این راه حل ها، جنبه حقوقی نداشته و صرفا راهنمای مفهومی تنظیم و نگارش برنامه جامع اقدام مشترک را فراهم خواهد ساخت به هیچ وجه عباراتی چون «این متن جنبه حقوقی ندارد» وجود ندارد
در چارچوب راه‌حل‌های موجود، هیچ یک از تأسیسات و فعالیت‌های مرتبط هسته‌ای متوقف، تعطیل و یا تعلیق نمی‌شود و فعالیت‌های هسته‌ای ایران در تمامی تأسیسات هسته‌ای از جمله نظنز، فردو، اصفهان و اراک ادامه خواهد یافت چنین چیزی وجود ندارد، بلکه تصریح شده ایران موافقت کرد تقریبا دو سوم فعالیت های هسته ای خود را کاهش دهد
وجود ندارد ایران موافقت کرده است برای 15 سال هیچگونه تاسیسات غنی سازی ایجاد نکند
تأسیسات هسته‌ای فردو به مرکز تحقیقات هسته‌ای و فیزیک پیشرفته تبدیل خواهد شد ایران موافقت کرده است برای 15 سال در فردو غنی سازی نکرده و تحقیق و توسعه مرتبط با غنی سازی نیز در این سایت انجام ندهد... نیمی از تأسیسات فردو با همکاری برخی از کشورهای (1+5) به انجام تحقیقات پیشرفته هسته‌ای و تولید ایزوتوپ‌های پایدار که مصارف مهمی در صنعت، کشاورزی و پزشکی دارد، اختصاص پیدا می‌کند
ماشین‌های اضافه بر این تعداد و زیرساخت‌های مرتبط با آنها جهت جایگزینی با ماشین‌هایی که در طول این زمان آسیب می‌بینند جمع‌آوری و تحت نظارت آژانس نگهداری خواهد شد. همچنین ایران قادر خواهد بود ذخایر موجود مواد غنی‌شده خود را برای تولید مجتمع سوخت هسته‌ای و یا صادرات آنها به بازارهای بین المللی در قبال خرید اورانیوم اختصاص دهد در نظنز تنها باید 5060 سانتریفیوژ IR-1 فعال باشند
ایران برنامه تحقیق و توسعه خود را روی ماشین‌های پیشرفته ادامه خواهد داد و مراحل آغاز و تکمیل فرایند تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای IR-4 ،IR-5 ،6IR- و IR-8 را در طول دوره زمانی 10ساله برنامه جامع اقدام مشترک ادامه خواهد داد ایران نباید از سانتریفیوژهای پیشرفته خود استفاده کند و تحقیق و توسعه ایران روی سانتریفیوژهای پیشرفته باید طبق پارامترها و برنامه مورد توافق با 5+1  باشد
راکتور تحقیقاتی اراک آب سنگین باقی می ماند، با انجام بازطراحی ارتقا می یابد و روزآمد می شود و این کار در قالب یک پروژه بین المللی مشترک تحت مدیریت ایران آغاز و پس از آن بلافاصله ساخت آن شروع و در چارچوب یک برنامه زمان بندی تکمیل خواهد شد ایران موافقت کرده است که رآکتور اراک را طبق طرحی که روی آن باید با 5+1 توافق حاصل شود، بازطراجی کند؛ قلب رآکتور نیز تخریب خواهد شد
وجود ندارد ایران یک سری اقدامات را برای رفع نگرانی های آژانس در رابطه با ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته ای خود، انجام خواهد داد
ایران «داوطلبانه» پروتکل الحاقی را به صورت «موقت» اجرا می کند و در ادامه فرآیند تصویب این پروتکل طبق یک جدول زمانی در چارچوب اختیارات رئیس‌جمهور و مجلس شورای اسلامی به تصویب خواهد رسید ایران موافقت کرده است پروتکل الحاقی را اجرا (Implement) کرده و به آژانس اجازه دسترسی های بسیار بیشتری را در رابطه با برنامه هسته ای ایران بدهد، از جمله تاسیسات اعلان شده و اعلان نشده را
پس از اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک، تمامی قطعنامه‌های شورای امنیت لغو خواهد شد و همه تحریم‌های اقتصادی و مالی چندجانبه اروپا و یک‌جانبه آمریکا از جمله تحریم‌های مالی، بانکی، بیمه، سرمایه گذاری و تمامی خدمات مرتبط با آنها در حوزه‌های مختلف از جمله نفت، گاز، پتروشیمی و خودرو سازی فوراً لغو خواهند شد اگر ایران به تعهدات خود عمل کند، در تحریم ها تخفیف (Relief) شامل حالش می شود؛ ساختار تحریم های آمریکا باقی می ماند؛ تحریم های شورای امنیت سازمان ملل درباره موضوع هسته ای همزمان با پایان همه مباحث مرتبط با هسته ای از جمله غنی سازی، ابعاد احتمالی نظامی(PMD)، فردو، اراک و شفاف سازی، لغو می شود؛ مجوزهای اصلی در قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل، با یک قطعنامه‌های جدید شورای امنیت سازمان ملل که برنامه اقدام مشترک جامع را تائید می‌کند، بار دیگر برقرار می‌شوند؛ تحریم های یکجانبه آمریکا و اروپا پس از آنکه آژانس تائید کرد ایران تمام گام های هسته ای مرتبط را برداشت، «تعلیق» می شوند و هر گاه آژانس گفت ایران به تعهداتش عمل نکرده، مجددا اعمال می شوند

برای اطلاع بیشتر از جزئیات این تفاوت ها این یادداشت را بخوانید

آقای ظریف در واکنش به این تفاوت ها، تنها گفته است که به این خبرسازی ها توجه نکنید و فراموش نکنید که فکت شیت توافقنامه ژنو هم بویی از واقعیت نداشته است.

در واقع مسئولان کشورمان به چند خط واکنش فیس بوکی و تویتری بسنده کرده اند و این درحالی است که باید صریح تر دروغ گویی آمریکایی(!) اگر دروغ است رد شود تا ابهام ها هم برطرف شود.

حتی اگر تفاوت های دو متن را هم نادیده بگیرم از اظهارات جان کری و اوباما نمی توان غافل شد که توافق مدنظر خود را شرح دادند.

آیا بیانیه مشترک دیشب الزام آور است؟

آنچه که ظریف و موگرینی قرائت کردند، می توان آن را بیانیه پیشرفت مذاکرات دانست که نه الزام آور است و نه جنبه حقوقی دارد. اما متن PJCPOA که دو طرف در سخنان خود به آن اشاره کردند، شامل تعهدات بوده و در حقیقت یک چارچوب برای توافق جامع بوده کاملا مصداق یک توافق است.

از سوی دیگر و به گفته کارشناسان، سند وزارت خارجه آمریکا، FACT SHEET نیست، بلکه آنچه منتشر شده، خود متن اصلی است و این به معنای توافق دو مرحله ای ( یکبار بر کلیات و یک بار بر جزئیات) است که از سوی مقام معظم رهبری به عنوان خط قرمز مطرح شده بود. (یادآوری می شود که در ساعات اولیه پس از توافق ژنو، آمریکا متنی با عنوان FACT SHEET علاوه بر متن اصلی منتشر کرد و وجوه عینی توافق ژنو را از نظر خود بیان نمود که طرف ایرانی، این تفسیر را رد کرد، اما هم اکنون هیچ متنی با این عنوان منتشر نشده و آمریکا مدعی است آنچه منتشر کرده PJCPOA یعنی متن توافق اصلی است).

معنی توافق کلی و جزئی چیست؟

فرض کنید برای ساخت یک منزل می خواهید اقدام کنید. در این صورت مهندس نقشه کشی چارچوبی را به عنوان متراژ، بناها، اتاق ها و ... به عنوان کلیات در نظر دارد اما جزئیاتی مثل میزان مصالح، فرد معمار، هزینه ها و... جزئیات مهمی است که باقی می ماند. نکته مهم تر این است که انتخاب جزئیات در کلیات تغییر حاصل نمی سازد در واقع تغییر یا انتخاب معمار ساختمان در متراژ و حدود تاثیری ندارد.

بنابراین اگر متن مورد ادعای وزارت خارجهه آمریکا همان کلیات توافق دومرحله ای نهایی باشد برای ایران الزام آور و غیرقابل تغییر خواهد شد.

برچسب‌ها: 
حجت‌الاسلام مصطفی عزتی؛
آیا سیزدهم فروردین نحس است؟!
تفکر اسلامى درباره‌ی زمان آن است که این پدیده، ذاتاً سعد یا نحس نیست و نمى‌تواند عامل سعادت و نحوست باشد؛ بلکه تنها به منزله‌ی ظرف و موقعیتى است که در آن رویدادها و حوادث تلخ و شیرین روى مى‌دهد. اگر در برخى موارد سعادت یا نحوست به ایام نسبت داده مى‌شود، به سبب حوادثی است که در آن روزها رخ داده است
سیزدهم فروردین
سعد و مبارک شمردن بعضی از روزها و در طرف مقابل، شوم و نحس شمردن بعضی از روزهای دیگر، از جمله باورهای عامه‌ی مردم است و علیرغم اختلافهایی که پیرامون تعیین روزهای سعد و نحس وجود دارد، اما اصل این مطلب مشترک بین انسان­ها بوده و اختصاصی هم به یک عصر خاص یا قوم، کشور و منطقه‌ی خاصی ندارد. سخن این جاست که این اعتقاد عمومی تا چه حد در اسلام پذیرفته شده و یا از اسلام گرفته شده است؟ با توجه به پذیرش عمومی حجیت منابع سه گانهی «کتاب»، «سنت» و «عقل» در نظرگاه حکما و علمای مسلمان، شایسته دیدیم که این مسأله را از نگاه کتاب، سنت و عقل مورد بررسی قرار دهیم.
 
از نگاه عقل
 
به عنوان مقدمه باید دانست که عقل به اعتبار متعلق ادراک به دو قسم «نظری» و «عملی» تقسیم می­شود. ادراک چیزی که شایسته‌ی فعل یا ترک باشد، عقل عملی خوانده می­شود و ادراک چیزی که شایسته‌ی دانستن باشد (نه عمل کردن) عقل نظری خوانده می‌شود. از این رو احکام عقل عملی - و به عبارتی: بایدها و نبایدهای عقل عملی- ، همیشه به دنبال احکام عقل نظری - و به عبارتی: هست‌ها و نیست‌ها - است و تا عقل نظری حکم به شایسته بودن یا نبودن امری نکند، عقل نظری راهکاری متناسب با آن ارایه نخواهد کرد.
 
با این مقدمه روشن میگردد که تا عقل نظری حکم به نحوست روز خاصی نکند، عقل عملی نیز راهی برای خلاصی از نحوست آن روز ارایه نخواهد کرد. با رجوع به عقل نظری، هر عاقلی به روشنی درخواهد یافت که عقل راهی برای اثبات نحوست ندارد، چون به علل مؤثر در نحوست ایام علم ندارد و اتفاقاً به همین دلیل است که راهی برای نفی نحوست هم ندارد. از این رو عقل در این مسأله نفیاً و اثباتاً ساکت است.
 
علامه «طباطبایی» نیز در تفسیر شریف «المیزان» به همین نکته به خوبی اشاره کرده و مینویسد: «ما با نگاه عقلی به هیچ وجه نمى‏توانیم بر مبارکی روزى از روزها و یا زمانى از زمان­ها و یا نحوست آن برهان و دلیلی بیان کنیم، چون طبیعت زمان از نظر مقدار، طبیعتى است که اجزا و ابعاضش مثل هم هستند و یک چیزند، پس از نظر خود زمان فرقى میان این روز و آن روز نیست، تا یکى را سعد و دیگرى را نحس بدانیم و اما عوامل و عللى که در ایجاد حوادث مؤثرند و نیز در به ثمر رساندن اعمالتأثیر دارند، از حیطه‌ی علم و اطلاع ما بیرونند، ما نمى‌توانیم تکه تکه‌ی زمان را با عواملى که در آن زمان دست درکارند بسنجیم، تا بفهمیم آن عوامل در این تکه از زمان چه عملکردى دارند و آیا عملکرد آن‌ها طورى است که این قسمت از زمان را سعد یا نحس مى‌کند و به همین جهت است که تجربه هم به قدر کافى نمى‌تواند راهگشا باشد، چون تجربه وقتى مفید است که ما زمان را جداى از عوامل در دست داشته باشیم و با هر عاملى هم سنجیده باشیم، تا بدانیم فلان اثر، اثر فلان عامل است و ما زمان جداى از عوامل نداریم و عوامل هم براى ما معلوم نیست و به همین علت است که راهى به انکار سعادت و نحوست هم نداریم و نمى‏توانیم بر نبودن چنین چیزى اقامه‌ی برهان کنیم، همان‌طور که نمى‌توانستیم بر اثبات آن اقامه‌ی برهان کنیم، هر چند که وجود چنین چیزى بعید است، ولى بعید بودن، غیر از محال بودن است.»[1]
 
نتیجه این که هر چند در نظرگاه عقل نظری محال نیست که اجزای زمان با یکدیگر تفاوت داشته باشند و بعضی دارای ویژگی‌های نحوست و بعضی دارای ویژگی‌های ضد آن باشند، اما از نظر استدلال عقلی راهی برای اثبات یا نفی چنین مطلبی در اختیار نداریم و تنها همین اندازه میگوییم که، ممکن است ولی از نظر عقل ثابت نیست.
 
با دقت در این مطالب و آنچه که در مقدمه گفته آمد، روشن است که به دنبال سکوت «عقل نظری» از اظهارنظر پیرامون سعد و نحس ایام، «عقل عملی» نیز پیرامون این مسأله خاموش بوده و طریقی برای رفع نحوست ارایه نخواهد کرد. زیرا همچنان که اثبات نحوست، متوقف بر آشنایی با علل و عوامل موجده‌ی آن است، دفع و رفع آن نیز متوقف بر شناخت علل موجده و در ادامه شناخت راهکار متناسب برای دفع یا رفع آن نحوست است.
 
از نگاه آیات
 
تنها در دو مورد از آیات قرآن، به مسألهی «نحوست ایام» اشاره شده است:
 
1) آیه‌ی 19 سوره‌ی قمر: «انا أرسلنا علیهم ریحاً صرصراً فی یوم نحس مستمر؛ ما تند باد وحشتناک و سردى را در یک روز شوم مستمر بر آنان فرستادیم.»
 
2) آیه‌ی 16 سوره‌ی فصلت: «فارسلنا علیهم ریحاً صرصراً فى ایامٍ نحسات؛ مانند بادى سخت و سرد در روزهاى شومى بر آنها مسلط ساختیم.»
 
با دقت در این آیات درمی‌یابیم که هر چند با توجه به سیاق آیات در داستان قوم «عاد» - که این دو آیه مربوط بدان است – و با توجه به این که «نحس و نحسات» به خود «یوم و ایام» نسبت داده شده‌اند، استفاده می‌شود که نحوست و شئامت، مربوط به خود آن زمانی است که در آن زمان، باد به عنوان عذاب بر قوم عاد وزید و آن زمان، 7 شب و 8 روز پشت سر هم بوده که عذاب به طور مستمر بر آنان نازل میشده است، اما از آیات چنین برنمی‌آید که این تأثیر و دخالت زمان به نحوی بوده که با گردش هفته‌ها، دوباره آن زمان نحس برگردد. از همین روست که مشاهده می‌کنیم محدث خبیری همچون علامه «مجلسى» نقل مى­کند: «برخى از مفسران، منظور از نحسات را سردى شدید هوا دانسته‌اند.»[2]
 
«فخر رازى» نیز در تفسیر آیهی 16 سوره فصلت مى‌نویسد: «از اهل علم نجوم، آنان که به احکام نجومى قائل هستند، براى ثبوت سعد و نحس بودن ایام، به این آیه‌ی شریفه استدلال کرده، گفتهاند: این آیه بر چنین معنایى صراحت دارد؛ اما متکلمان در ردّ این نظریه گفته‌اند که منظور از «ایام نحسات» که در آیه‌ی شریفه آمده، روزهایى است که در آن چنان گرد و غبار فضا را پر میکند که امکان دیدن و انجام هرگونه کار را سلب می‌کند و منظور از نحس بودن این ایام، این است که خداوند در آن ایام، قومِ عاد را هلاک کرد.»[3]
 
قابل توجه این که، در نقطه‌ی مقابل، تعبیر «مبارک» نیز در بعضى از آیات قرآن دیده مى‌شود، چنان که درباره‌ی شب قدرمىفرماید: «انا انزلناه فى لیلة مبارکة؛ ما قرآن را در شبى پر برکت نازل کردیم.»[4] و پر واضح است که مبارک بودن آن شب و سعادتش نه از جهت آن زمان خاص بلکه از این جهت بوده که آن شب به نوعی مقارن با اموری بزرگ و پر برکت بوده است؛ اموری همچون نزول قرآن، نزول ملائکه، روح و سلام بودن آن شب و... و برگشت معنای سعد و مبارک بودن آن شب به این است که عبادت در آن شب، دارای فضیلت بسیار است و ثواب عبادت در آن، قابل قیاس با عبادت در سایر شب‌ها نیست و در آن شب، عنایت الهی به بندگانی که متوجه ساحت عزت و کبریایی شدهاند، نزدیک‌تر است. به این ترتیب واضح است که قرآن جز اشاره‌ی سربسته‌اى به این مسأله نداشته و اثبات نحوست بعضی از ایام خاص، از قرآن قابل استفاده نیست.
 
از نگاه روایات
 
با مراجعه به کتب روایی و جوامع حدیثی شیعه مشاهده می‌کنیم که روایات بسیاری درباره‌ی سعد و نحس ایام هفته و سعد و نحس ایام ماه‌های عربی و نیز ماه‌های فارسی و رومی رسیده که در نهایت کثرت است و به عنوان نمونه در جلد چهاردهم از کتاب «بحار الانوار» تعداد زیادی از آن احادیث نقل شده است.
 
در بررسی این روایات، سه نکته قابل ذکر است:
 
الف) بیش‌تر این احادیث علی‌رغم نقل در جوامع حدیثی، ضعیف‌اند، چون یا مرسل و بدون سند هستند و یا این که قسمتی از سند را ندارند، هر چند که بعضی از آن‌ها سندی معتبر دارد، البته به این معنا که خالی از اعتبار نیست اما از طرفی دلالت آنها بر نحوست ذاتى نیز، تمام نیست.
 
جالب توجه این که برخی از این روایات در منابع مبهمی از منجمان بوده که نسخی کهن از آن‌ها، بعدها به دست محدث بزرگوار علامه مجلسی رسیده و ایشان شماری از آن روایات را نقل کرده که بسیار شگفت است. تا جایی که خود علامه مجلسی در پایان آن روایات شگفت که در منابع منجمان از قول امامان آمده می‌گوید: «أقول: هذه الروایات الأخیرة أخرجناه من کتب الأحکامیین و المنجمین لروایتهم عن أئمتنا علیهم السلام و لا أعتمد علیها و کانت فی النسخ اختلافات کثیرة أشرنا إلى بعضها؛ میگویم: روایات اخیر را از کتب احکامی‌ها و منجمان به خاطر نقل‌هایی که از ائمه دارند آوردیم، اما بر آن‌ها اعتماد ندارم، چنان‌که در میان نسخ نیز اختلافات فراوانی هست که به برخی از آنها اشاره کردیم.»[5]
 
از این رو سوء استفاده‌ی این قبیل منجمان برای انتشار مطالب­شان با انتساب آن‌ها به امامان، مسأله‌ی مهمی است که لازم است مورد بررسی بیشتر قرار گیرد.
 
ب) با دقت در روایاتی که ایام خاصی را نحس میشمارد، از آن جمله چهارشنبه هر هفته، چهارشنبهی آخر ماه، 7 روز از هر ماه عربی و 2 روز از هر ماه رومی و امثال آن، روشن می­شود که در بسیاری از آن­ها، علت این نحوست هم ذکر شده و آن عبارت است از این که، در این روزهای نحس، حوادث ناگواری به طور مکرر، اتفاق افتاده، آن هم ناگوار از نظر مذاق دینی، از قبیل رحلت رسول خدا‌ (صلی‌الله‌علیه‌‌وآله) و شهادت سید‌الشهدا (علیه‌­السلام) و انداختن حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) در آتش و یا نزول عذاب بر فلان امت و خلق شدن آتش و امثال این­ها و از این رو علت نحوست اتفاق‌هایی است که در این ایام رخ داده است نه این که آن قطعه از زمان نحوست ذاتی داشته باشد.
 
به عنوان نمونه در روایتی از امیرمؤمنان علی(علیهالسلام) می­خوانیم که شخصی از امام(علیهالسلام) درخواست کرد تا درباره‌ی روز چهارشنبه و فال بدی که به آن می‌زنند و سنگینی آن، بیانی فرماید که منظور کدام چهارشنبه است؟ حضرت فرمودند: «آخر أربعاء فی الشهر و هو المحاق و فیه قتل قابیل هابیل اخاه ... و یوم الاربعاء ارسل الله عزوجل الریح علی قوم عاد» یعنی: «منظور چهارشنبه‌ی آخر ماه است که در محاق اتفاق افتاد و در همین روز «قابیل» برادرش «هابیل» را کشت ... و خداوند در این روز چهارشنبه تندباد را بر قوم عاد فرستاد.» از این رو بسیاری از مفسران به پیروی بسیاری از روایات، آخرین چهارشنبهی هر ماه را روز نحس میدانند و از آن تعبیر به «اربعاء لا تدور» می­کنند، یعنی: «چهارشنبهای که تکرار نمیشود.»
 
در بعضی دیگر از روایات می­خوانیم که روز اول ماه روز سعد و مبارکی است، چرا که حضرت آدم در آن روز آفریده شد، همچنین روز بیست و ششم، چرا که خداوند دریا را برای موسی شکافت. یا این که روز سوم ماه، روز نحسی است، چرا که آدم و حوا در آن روز از بهشت رانده شدند و لباس بهشتی از تن آنها کنده شد یا این که روز هفتم ماه روز مبارکی است، چرا که نوح سوار بر کشتی شد (و از غرق شدن نجات یافت.) یا این که در مورد نوروز در حدیثی از امام صادق(علیه‌السلام) میخوانیم که فرمودند: «روز مبارکی است که کشتی نوح بر جودی قرار گرفت و جبرئیل بر پیامبر اسلام نازل شد و روزی است که علی(علیهالسلام) بر دوش پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رفت و بت‌های کعبه را شکست و داستان غدیرخم مصادف با نوروز بود و...»
 
این گونه تعبیرات، در روایات فراوان است که سعد و نحس ایام را با بعضی از حوادث مطلوب، یا نامطلوب پیوند می‌دهد، به خصوص در مورد روز عاشورا که بنی امیه به گمان پیروزی بر اهل بیت (علیه‌السلام) آن را روز مسعودی می‌شمردند و در روایات شدیداً از تبرک به آن روز نهی شده و حتی دستور داده­اند که آن روز را روز ذخیره‌ی آذوقه‌ی سال و مانند آن نکنند، بلکه کسب و کار را در آن روز تعطیل کرده و عملاً از برنامه‌ی بنی امیه فاصله بگیرند.[6] از مجموع این روایات چنین برمی‌آید که مقصود اسلام از بیان مسأله‌ی سعد و نحس ایام، توجه دادن مسلمین به این حوادث است، تا از نظر عمل، خود را بر حوادث تاریخى سازنده تطبیق دهند و از حوادث مخرب و روش بنیان‌گذاران آن‌ها فاصله گیرند.
 
خلاصه این که، در روایات متعددی سعد و نحس ایام در ارتباط با حوادثی که در آن واقع شده است تفسیر شده و ربطی به نحوست ذاتی آن زمان خاص ندارد. ضمن این که برخی از اتفاقهای ناخوشایند در زندگی معلول گناهان ماست و ربطی به ایام ندارد، از این رو در «تحف العقول» از «حسن بن مسعود» نقل شده که می­گوید: «به محضر امام على النقى(علیهالسلام) مشرف شدم، در راه انگشتم زخم برداشت و سوارى بر من تنه زد و به میان جمعى انبوه وارد شدم که قسمتى از لباسم را پاره کردند»، گفتم: «کفانى اللّه شرّک من یوم فما ایشمک؛ اى روز، خدا مرا از شرّ تو کفایت کند چه روز شومى؟!»، امام(علیهالسلام) چون این بشنید فرمود: «یا حسن هذا و انت تغشانا ترمى بذنبک من لا ذنب له؛ اى حسن پیش ما می­آیى و گناه خویش را به کسى بى‏گناه نسبت می­دهى؟!» راوی میگوید: «عقل من به خودم برگشت و متوجه خطاى خود شدم» و گفتم: «آقاى من! از خداوند آمرزش می­خواهم»، امام فرمودند: «یا حسن ما ذنب الایّام حتّى صرتم تتشئّمون بها اذا جوزیتم باعمالکم فیها؛ اى حسن! روزها چه گناهى دارند که چون با اعمالتان مجازات می­شوید روزها را شوم می­پندارید؟! ...» تا این که فرمودند: «لا تعد و لا تجعل للایّام صنعا فى حکم اللّه، قال الحسن: بلى یا مولاى» دیگر چنین مگو و روزها را در کار خدا دخیل ندان و حسن بن مسعود گفت: «چشم مولاى من»[7]
 
این حدیث صریح است در این که سعد و نحس ربطی به زمان و وقت ندارد و اشاره به این است که اگر روزها هم تأثیرى داشته باشند به فرمان خداست، هرگز نباید براى آنها تأثیر مستقلى قائل شد و از لطف خداوند خود را بى نیاز دانست، وانگهى نباید حوادثى را که غالباً جنبه­ی کفاره­ی اعمال نادرست انسان را دارد، به تأثیر ایام ارتباط داد و خود را تبرئه کرد و شاید این بیان بهترین راه براى جمع میان اخبار مختلف در این باب باشد.
 
ج) بعضى از علما نیز آن روایاتى را که نحوست بعضى از ایام را مسلم گرفته، حمل بر تقیه کرده‏اند و خیلى هم بعید نیست، براى این که تفأل به زمان­ها و مکان­ها، اوضاع و احوال و شوم دانستن آنها از خصایص اهل سنت است که خرافاتى بسیار نزد عوام از امت‏ها و طوایف مختلف آنان یافت مى‏شود و از قدیم الایام تا به امروز این خرافات در بین مردمان مختلف رایج بوده و حتى در بین خواص از اهل سنت در صدر اول اسلام روایاتى بوده که آنها را به رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) نسبت مى‏دادند، در حالى که احدى جرأت نکرده آنها را ردّ کند، همچنان که در کتاب «مسلسلات»، نویسنده به سند خود از «فضل بن ربیع» روایت کرده که گفت: روزى با مولایم مأمون بودم، خواستیم به سفرى برویم، چون روز چهارشنبه بود مأمون گفت: امروز سفر کردن مکروه است، زیرا من از پدرم رشید شنیدم که مى‏گفت: از مهدى شنیدم که مى‏گفت: از منصور شنیدم که مى‏گفت: از پدرم محمد بن على شنیدم که مى‏گفت: من از پدرم على شنیدم که مى‏گفت: من از پدرم عبداللَّه بن عباس شنیدم که مى‏گفت: از رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) شنیدم که مى‏فرمودند: آخرین چهارشنبه هر ماه روز نحسى است، مستمر.[8]
 
 در روایات متعددی سعد و نحس ایام در ارتباط با حوادثی که در آن واقع شده است تفسیر شده و ربطی به نحوست ذاتی آن زمان خاص ندارد. ضمن این که برخی از اتفاقهای ناخوشایند در زندگی معلول گناهان ماست و ربطی به ایام ندارد.
 
در حالی که در «وسائل الشیعه»، «کتاب الحج»، «ابواب آداب السفر»، باب هشتم، نقل شده است، راوى گوید: «بعضى از اهل بغداد به «ابا الحسن ثانى»(علیهالسلام) نامه نوشت و از مسافرت در آخرین چهارشنبه ماه سؤال کردند»، امام(علیهالسلام) در جواب نوشت: «هر که در آخرین چهارشنبه ماه به قصد مخالفت با اهل فال بد خارج شود، از هر آفت محفوظ بوده و از هر بلا معاف شده و خدا حاجتش را قضا خواهد فرمود.»
 
این حدیث شیعی شریف، آشکارا نحس بودن چهارشنبه را نفى می­کند و یا در حدیث دیگری می­خوانیم: «حضرت على(علیهالسلام) عازم جنگ با خوارج بود که شخصى عرض کرد: یا على، مىترسم اگر اکنون عازم شوى به پیروزى دست نیابى. من این را به وسیلهی علم نجوم، دریافتهام.» آن حضرت فرمود: «آیا تو گمان مىکنى ساعتى را نشان می­دهى که هر که در آن سفر کند، بلا و بدى از او دور گردد؟! و بر حذر می­دارى از ساعتى که هر که در آن روانه شود، زیان و سختى او را فرا گیرد؟! کسى که این سخنان تو را باور کند، قرآن را دروغ پنداشته و براى به دست آوردن آنچه دوست دارد و دورى از ناپسندى­ها، از یارى خدا بى­نیاز گردیده است. هر که به گفتار و فرمانت رفتار نماید، باید تو را حمد و سپاس گذارد، نه پروردگارش را! زیرا تو گمان دارى که او را به ساعتى راهنمایى کرده‌اى که در آن سود به دست آورد و از زیان ایمن گشته است.»[9] به شهادت تاریخ، آن حضرت بر خلاف توصیه‌ی آن مرد، به سوى خوارج روان گشت و در جنگ با آنان نیز ظفرمند گردید.
 
کلامی از شهید مطهری
 
«در منطق عملی هم بسیاری از سبک­ها از اساس منسوخ است، اسلام هم آنها را منسوخ میداند. مثلاً آیا پیغمبر در کارها و در متد خودش از سعد و نحس ایام استفاده می­کرد؟ این خودش مسألهای است. ما برویم سیره‌ی پیغمبر را از اول تا آخر ببینیم، تمام کتبی را که شیعه و سنی در تاریخ پیغمبر نوشتهاند، مطالعه کنیم، ببینیم آیا پیغمبر اکرم در روش و متد خودش یکی از چیزهایی که از آن استفاده می­کرد مسأله­ی سعد و نحس ایام بود یا نه؟ مثلاً آیا می­گفت امروز دوشنبه است برای مسافرت خوب نیست؟! یا امروز سیزده عید نوروز است، هر کس بیرون نرود گردنش می‌شکند آن هم از سیزده جا نه از یک جا؟! آیا چنین حرف­هایی هست؟! در سیره‌ی علی (علیه‌السلام) چه طور؟ در سیره‌ی ائمه(علیهم‌السلام) چه طور؟ ما هرگز نمی‌بینیم که پیغمبر یا ائمهی اطهار خودشان در عمل از این حرف­ها یک ذره استفاده کرده باشند، بلکه عکسش را می­بینیم.
 
در «نهج البلاغه» هست وقتی که علی(علیهالسلام) تصمیم گرفت برود به جنگ خوارج، اشعث قیس - که آن وقت جزو اصحاب بود - با عجله و شتابان آمد، یا امیرالمؤمنین! خواهش می­کنم صبر کنید، حرکت نکنید، برای این که یکی از خویشاوندان من که منجّم است یک حرفی دارد و می­خواهد به عرض شما برساند. فرمود: بگو بیاید. آمد. گفت: یا امیرالمؤمنین! من منجّمم و متخصص شناختن سعد و نحس ایام. من در حساب­های خودم به اینجا رسیده­ام که اگر شما الآن حرکت کنید بروید به جنگ قطعاً شکست می­خورید و شما و اکثریت اصحاب شما کشته خواهند شد. امام فرمودند: هر کس که تو را تصدیق کند پیغمبر را تکذیب کرده، این مزخرفات چیست که میگویی؟! اصحاب من! «سیروا علی اسم الله» بگویید به نام خدا، به خدا اعتماد و توکل کنید و حرکت کنید بروید. علی رغم نظر این شخص، همین الآن حرکت کنیم برویم و می­دانیم که در هیچ جنگی علی(علیهالسلام) به اندازه­ی این جنگ فاتح نشد.
 
این حدیث در وسائل است: «عبدالملک بن اعین» میآید خدمت امام صادق(علیهالسلام). عبدالملک برادر «زراره» است و خودش هم از راویان بزرگ و مرد عالمی است. او نجوم خوانده بود و به همین جهت به این چیزها عمل می­کرد. کم کم احساس کرد برای خودش مصیبت درست کرده، مثلاً از خانه بیرون می­آید، یک وقت می­بیند که امروز قمر در عقرب است، اگر بروم چنین خواهد شد، یک روز میبینید فلان ستاره از جلویش در آمد. کم کم خود بیچارهاش احساس کرد که دست و پایش به کلّی بسته شده است. روزی آمد خدمت امام صادق(علیهالسلام) و عرض کرد: یا ابن رسول الله! من به نجوم احکامی مبتلاشدهام (البته نجوم ریاضی غیر از نجوم احکامی است. اشتباه نشود، دو نجوم داریم. نجوم ریاضی یعنی حساب خسوف و کسوف و مانند اینها و جزو ریاضیات است. نجوم احکامی است که بی اعتبار است.) من کتاب­هایی در این زمینه دارم و کم کم احساس می­کنم که مبتلا شده‌ام، اصلاً گرفتار شده‌ام و تا به این کتاب­ها مراجعه نکنم در هیچ کاری نمی­توانم تصمیم بگیرم. تکلیف من چیست؟ امام صادق(علیهالسلام) با تعجب فرمود: «تو از اصحاب ما، تو راوی روایات ما به این چیزها عمل میکنی؟!» گفت: «بله، یا ابن رسول الله» امام فرمود: «الآن بلند شو برو منزل، به محض رسیدن، تمام این کتاب­ها را آتش بزن و دیگر نبینم که حتی به یک کلمه از این حرف­ها عمل کرده‌ای.»
 
علیرغم یک سلسله روایات که در این زمینه هست، ما یک سلسله روایات دیگر داریم که در تفسیر المیزان در ذیل یکی از آیات سورهی فصلت ذکر شده است. از مجموع روایاتی که از اهل بیت اطهار رسیده است، این مطلب استنباط می­شود که این امور یا اساساً اثر ندارد و یا اگر هم اثر دارد توکل به خدا و توکل به پیغمبر و اهل بیت پیغمبر اثر اینها را از بین می­برد. بنابراین یک مسلمان، شیعهی واقعی، در عمل به این امور اعتنا نمی­کند، اگر می­خواهد به مسافرت برود، صدقه بدهد، به خدا توکل کند، به اولیای خدا توسل بجوید و به هیچ یک از این امور اعتنا نکند. از همه بالاتر این است که شما ببینید در تاریخ پیغمبر و ائمهی اطهار آیا یک دفعه هم اتفاق افتاده که خود آنها به این مسایل عمل کنند؟! «سیره» یعنی چنین چیزها. آیا آنها در منطق عملی خودشان از این جور امور استفاده کرده­اند یا نه؟
 
در خراسان یک چیزی معروف است که من در بعضی از شهرستان­های ایران دیده‌ام هست و در بعضی دیگر نیست و استاد بزرگوار ما مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی ریشه‌ی آن را به دست داد که این چه بوده و از کجا پیدا شده است. در ولایت ما - به اصطلاح - فریمان خیلی شایع بود و شاید هنوز هم هست که می­گفتند: اگر شخصی بخواهد به مسافرت برود، چنانچه اول کسی که به او بر می­خورد سید باشد، این امر نحس است و او قطعاً از آن سفر بر نمی­گردد، ولی اگر غربتی به او بربخورد، این سفر سفر میمونی است. واقعاً این جور معتقد بودند. مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی گفت این یک ریشه‌ای دارد: در دوره‌ی بنی‌عباس، سادات را در خانه­ی هر کس گیر میآوردند، نه تنها خود آنها بلکه تمام آن خاندان از بین می­رفتند. کم کم این فکر برای مردم پیدا شد که سید نحس به این معناست، نحس سیاسی است نه نحس فلکی، یعنی یک سید در خانه­‌ی هر کسی آمد او دیگر خانه خراب است. این نحس سیاسی کم کم در فکر مردم تبدیل به نحس تکوینی و فلکی شد. بعد بنیعباس هم که از بین رفتند، کم کم زن‌ها، بچه‌ها و مردم ساده لوح گفتند: «اصلاً سید نحس است خصوصاً در مسافرت.»
 
برای خود من اتفاق افتاد: سفر دوم یا سومی بود که می­خواستم به قم بروم. از منزلمان که بیرون آمدم سوار اسب شدم، چون در دو فرسخی مهمان بودیم و از آنجا می­خواستیم سوار ماشین بشویم و برویم. دوستان برای بدرقه آمده بودند و ما هم در منزل با مرحومه والده و دیگران خداحافظی کردیم و آمدیم بیرون. خیلی هم علاقه داشتم که زودتر بیایم. سوار اسب که شدم یک وقت دیدم سیدی از جلو دارد می­آید. گفتم خدا نکند زن­ها بفهمند که اگر بفهمند نخواهند گذاشت بروم. خدا خدا می­کردم، ایستادم. سید آمد جلوی اسب من را گرفت، می­خواست از من بپرسد که شما که می­روید به آن ده - که اسمش رامان بود - آیا از رامان یکسره می­روید قم یا بر می­گردید اینجا و از اینجا سوار ماشین می­شوید و می­روید؟ گفت: آقا ان شاء الله دیگر بر نمی­گردید؟ گفتم: نه، ان شاء الله دیگر بر نمی­گردم. با خود گفتم اگر این به گوش زنها برسد که سید جلو آمده و بعد هم گفته ان شاء الله که دیگر بر نمی­گردی، محال است بگذارند من بروم. اما رفتم و برگشتم و حالا دارم با شما حرف می زنم، 30 سال هم از آن زمان میگذرد.
 
یک فرد مسلمان نباید فکر خودش را با این موهومات خسته کند. پس توکل برای چیست؟! ما، هم دم از توکل می­زنیم، هم دم از توسل و هم از گربه سیاه می­ترسیم! آدمی که می­گوید توکل و به خصوص می­گوید توسل و ولایت، دیگر نباید این حرف­ها را بزند. آن که می­گوید ولایت، می­گوید اگر توسل داری به این مهملات اعتماد نکن. پس هر یک از اینها خودش یک اصلی است؛ غدر و نیرنگ و نیز استفاده از وهم­ها در سیره­ی پیغمبر اکرم ملغی است.»[10]
 
سعد و نحس از نگاه ابن سینا
 
«ابن سینا» مى­نویسد: «هرگز زمان، علت فاعلىِ چیزى نیست؛ بلکه ظرف حوادث است ـ و از همین روست که ـ اگر چیزى به جهت سبب مخفى خود، در زمان معین، موجود یا معدوم گردد، چون آن سبب حقیقى و اصلى وى مجهول است، ـ مردم ـ آن حادثه را به ظرفش که زمان باشد، نسبت می­دهند و چنین است که اگر آن رویداد گوارا بود، زمان تحقق آن را مدح می­نمایند و اگر ناگوار بود، به نکوهش زمان وقوع آن می­پردازند و از آن جا که علل امور وجودى در بسیارى موارد روشن است، ولى سبب پیدایش امور عدمى آشکار نیست ـ مثلاً سبب پیدایش یک بنا روشن است، ولى عامل فرو ریختن و فرسودن آن معلوم نیست... ـ زمان را عامل پیدایش بسیارى از امور عدمى همچون فراموشى، فرتوتى، زوال و...، می­پندارند و سعى مردم در بدگویى از زمان و هجو کردن روزگار و نکوهش آن، معروف می­گردد.[11] بنابراین، به طور خلاصه مىتوان گفت که تفکر اسلامى درباره‌ی زمان آن است که این پدیده، ذاتاً سعد یا نحس نیست و نمى­تواند عامل سعادت و نحوست یا سبب فاعلىِ نشاط یا اندوه باشد؛ بلکه تنها به منزله‌ی ظرف و موقعیتى است که در آن رویدادها و حوادث تلخ و شیرین روى مى­دهد. اگر هم در برخى موارد سعادت یا نحوست به ایام نسبت داده مىشود، به سبب حوادث تلخ یا شیرینى است که در آن روزها رخ داده است؛ وگرنه زمان از حیث زمان بودن، به شومى و برکت توصیف نمىشود.(*)
 
پی­نوشت­ها:
 
[1] ترجمهی المیزان، ج‏19، ص116
 
[2] مجمع البیان، طبرسى، ج 9، ص 8، ذیل آیه‌ی 16 سوره‌ی فصلت، (دار احیاء التراث العربى، بیروت، لبنان، 1379 هـ ق)
 
[3] امام فخر رازى، تفسیرکبیر، ج 27، ص 113. (چاپ سوم، بى تا، بى جا)
 
[4] سوره‌ی دخان، آیه­ی 3
 
[5] بحارالأنوار، ج56، ص 109
 
[6] تفسیر نمونه، جلد23، صص 43و44
 
[7] تحف العقول، ص 357، ط بیروت
 
[8] ترجمه المیزان، ج‏19، ص121
 
[9] نهج البلاغه، ترجمهی فیض الاسلام، خطبهی 78، ص178
 
[10] مجموعه آثار شهید مطهری، ج16، صص72-74
 
[11] شفا، طبیعیات، ابن سینا، ج1، فصل­هاى 10، 11، 12 (زمان)، صص 166 ـ 148. (انتشارات مکتبة آیة الله مرعشى نجفى، قم، 1406 هـ ق)
برچسب‌ها: 
به مناسبت همه‌پرسی انتخاب نظام سیاسی
چرا جمهوری؟ چرا اسلامی؟
جمهوری اسلامی واکنش منطقی ملت به فرایند غربی‌سازی و سکولار ساختن جامعه از سوی حکومت پهلوی و همچنین سرکوب آزادی‌های سیاسی و مشارکت مردم بود. این واکنش در قالب نظامی نوین و بی‌سابقه شکل گرفت که هم واجد محتوای اسلامی بود و هم شکل جمهوری داشت.
روز جمهوری اسلامی
کمتر از دو ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و درحالی‌که هنوز نهادهای اجرایی و سیاسی کشور صورت جدیدی را به خود نگرفته بودند، همه‌پرسی تعیین نظام سیاسی آینده برگزار شد. تأکیدات مکرر بنیان‌گذار انقلاب مبنی بر برگزاری این همه‌پرسی در اولین فرصت ممکن، نشان از هوشمندی امام خمینی داشت. ایشان با تکیه بر تجارب تاریخی پیشین (نهضت مشروطه و ملی شدن صنعت نفت) و با شناختی که از مواضع و عملکرد گروه‌های مختلف سیاسی کشور داشتند، به تعویق انداختن این مسئله را به‌صلاح ندانستند و در اسفندماه سال 1357 از دولت موقت خواستند تا برگزاری این رفراندوم را به جریان بیندازد. رفراندومی که در روزهای دهم و یازدهم اولین ماه بهار پس از انقلاب برگزار شد و با رأی قاطع 98درصدی مردم، به تغییر نظام سیاسی ایران از سلطنت پهلوی به جمهوری اسلامی انجامید.
 
جمهوری اسلامی؛ ایده‌ای نو از دغدغه‌ای کهن
 
ایده‌ی جمهوری اسلامی ترکیبی از دو آموزه‌ی سنتی و مدرن بود. سخن از امکان یا امتناع عناصر سیاسی غربی و آموزه‌های اسلامی و امکان هم‌زیستی آن‌ها، بیش از یک قرن دغدغه‌ی بسیاری از متفکران، فعالان سیاسی و روشن‌فکران در جهان اسلام و ایران بود. جمهوری اسلامی نظامی بدیع و بی‌سابقه محسوب می‌شد. در قرون اولیه‌ی پس از اسلام، حضور آموزه‌های دینی در حکومت، در قالب دو نظام «امامت» شیعی و «خلافت» سنی متبلور شد، اما آغاز عصر غیبت و زوال خلافت عباسی به دست مغولان، جهان اسلام را با خللی جدی در مسئله‌ی حکومت مواجه ساخت. دوگانه‌ی دین و حکومت و بده‌بستان میان این دو عرصه، چالشی را پیش روی اندیشمندان مسلمان قرار داد.[1]
 
فرازونشیب‌های این رابطه، بیش از اینکه به نظریه‌پردازی‌های مستدل و عملیاتی وابسته باشد، ناظر بر میزان نیاز حاکمان سیاسی به پشتیبانی «مذهب» از «حکومت» بود. حمایتی که البته متقابل بود و می‌توانست صورت معکوس هم به خود بگیرد. حکومت صفویه در گستره‌ی جهان تشیع و خلافت عثمانی در میان اهل سنت، نمونه‌ی بارز این رابطه‌ی متقابل و در عین حال پُرنوسان بودند.
 
نفوذ مفاهیم سیاسی غرب همچون سلطنت مشروطه، پارلمان و نظام نمایندگی، لیبرالیسم، تفکیک قوا، جمهوری، نهاد قضایی مستقل، ملی‌گرایی و... این رابطه را با متغیرهای جدید و بن‌فکنانه‌ای روبه‌رو کرد. انقلاب مشروطه مصداق بارز ترکیب این مفاهیم با آموزه‌های سیاسی دینی بود که البته فرجام ناکامی داشت و به استبداد رضاشاهی انجامید.
 
با این حال، این رویداد، بسترساز گفتمان جدید و پُردامنه‌ی «اسلام سیاسی» شد که با روی کار آمدن محمدرضا پهلوی، مجال حضور در آشفته‌بازار سیاست ایران را یافت. این منظومه‌ی فکری در سال‌های دهه‌ی 1320 و 1330 بیشتر خصلتی سلبی و انقلابی داشت و چهره‌ی شاخص آن سید مجتبی نواب صفوی و جریان فداییان اسلام بود. نواب صفوی خواهان تأسیس یک نظام سیاسی دینی مبتنی بر آموزه‌های ناب مذهب تشیع بود که در عرصه‌های گوناگون به‌کلی از عناصر فاسد و ظالمانه‌ی غربی خالی باشد.
 
موج پُرشور اسلام انقلابی شهید نواب صفوی، علی‌رغم جان‌فشانی او و یارانش، به دلیل فراهم نبودن بسترهای اجتماعی و فرهنگی، نگاه آرمان‌گرایانه و نبود واقع‌بینی در برخی حوزه‌ها، سرکوب شدید حکومت و فقدان حمایت همه‌جانبه‌ی نهاد مرجعیت، خاموش شد. هرچند این امواج به‌ظاهر خفته با آغاز نهضت در سال 42 به دریای انقلاب پیوست و نقشی قابل توجه در رسیدن آن به ساحل امن کامیابی داشت.
 
در دوران سلطنت شاه، نهادهای به‌ظاهر مشارکتی همچون مجلس به مراکزی تشریفاتی و بی‌اثر تبدیل شده بودند که وظیفه‌ای جز مدح و تأیید اوامر ملوکانه نداشتند. مشارکت آنان تنها به تجمعات نمایشی و مبالغه‌آمیز محدود می‌شد تا نزد افکار عمومی دنیا برای حکومت شاه مشروعیت بیاورند.
 
پیروزی انقلاب اسلامی تحت رهبری امام خمینی و غلبه‌ی ایده‌ی «جمهوری اسلامی» که با تأیید قاطع ملت در فروردین سال 1358 رسمیت یافت، از دو خواسته‌ی جدایی‌ناپذیر ملت ایران سرچشمه می‌گرفت. این دو خواسته یکی حاکمیت مردم و برچیده شدن نظام استبدادی و دیگری جریان یافتن آموزه‌های دینی در رگ‌های کالبد سیاسی و اجرایی کشور بود.
 
جمهوری؛ عنصر شکلی ایده‌ی نوین
 
در زمان تعیین نظام سیاسی کشور پس از سرنگونی نظام طاغوت شاهنشاهی، «جمهوری دموکراتیک»، «جمهوری»، «حکومت اسلامی» و... از جمله نظام‌هایی بودند که مطرح شدند، ولی رهبر انقلاب از همان ابتدا تأکید فراوانی بر استقرار نظام حکومتی جمهوری اسلامی داشت و بر «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر» تأکید می‌کرد.
 
انقلاب سال 57 خصیصه‌ای داشت که اجماع بر تأسیس نظام جدید و تهیه‌ی قانون اساسی را پیچیده‌تر می‌کرد و آن گستره‌ی وسیع ایدئولوژیک و حضور معجونی از نیروها و افکار انقلابی بود. پیروزی انقلاب اسلامی منجر به برپایی نظام بدیعی شد که با ابتنا بر ایدئولوژی تلفیق‌گرای خود، می‌کوشید دو مقوله‌ی جمهوریت و اسلامیت را به‌نحوی پذیرفتنی و قابل اجرا با هم بیامیزد؛ چراکه ایدئولوژی انقلاب 1357 «دستگاهی چندوجهی از ذائقه‌های متفاوت ایدئولوژیک بود که هم غرب‌ستیز بوده و هم به اسلامی کردن جامعه می‌اندیشید، هم بر مسائل اخلاقی و فرهنگی تأکید می‌کرد، هم وجوه مبارزه علیه استبداد را در خود می‌پروراند، هم بر عناصر جامعه‌گرایانه و عدالت‌جویانه اصرار می‌ورزید و هم خود را نیازمند رهبری می‌دانست.»[2]
 
از نظام جمهوری به «حکومت مردم بر مردم» تعبیر می‌شود و «جمهوریت» در نظام حکومتی نشان‌دهنده‌ی نقش مردم در تشکیل و استمرار آن است؛ به‌طوری‌که مردم با حضور در صحنه‌های مختلف، علاوه بر مشارکت در تعیین سرنوشت خویش، خواسته‌های خود را از حکومت مطالبه می‌کنند. استبداد روزافزون شاه و به حاشیه راندن مردم در تصمیم‌گیری‌های خُرد و کلان که به سرکوب آزادی در حوزه‌های مختلف انجامید، از زمینه‌های اصلی بروز انقلاب بود.
 
در دوران سلطنت شاه، نهادهای به‌ظاهر مشارکتی همچون مجلس به مراکزی تشریفاتی و بی‌اثر تبدیل شده بودند که وظیفه‌ای جز مدح و تأیید اوامر ملوکانه نداشتند. مردم تنها شاهدی منفعل در اجرای سیاست‌ها بودند؛ چراکه فاقد بلوغ و آگاهی سیاسی محسوب می‌شدند. مشارکت آنان تنها به تجمعات نمایشی و مبالغه‌آمیز محدود می‌شد تا نزد افکار عمومی دنیا برای حکومت شاه مشروعیت بیاورند. مشروعیتی دروغین که با خیزش میلیونی همین مردم به حاشیه رانده‌شده، فروپاشید.
 
پس از مطرح شدن انجام رفراندوم، بر سر نام و عنوان نظام سیاسی ایران که باید در رفراندوم مورد سؤال قرار گیرد، اختلافاتی بروز کرد. دولت موقت سعی داشت کلمه‌ی «دموکراتیک» را به «جمهوری اسلامی» اضافه کند که با مخالفت جدی امام و نیروهای انقلابی مواجه گردید. استدلال بازرگان این بود که نباید انتخاب‌های متعدد را از مردم سلب کرد و آنان را تنها بر سر دو راه قرار داد، بلکه مفهوم دموکراتیک، جنبه‌ی عام‌تری است که حتی می‌توان اسلام و هر نوع نظام حکومتی دیگر را بعد‌ها در آن جا داد.
 
امام خمینی با نظریه‌ی دموکراتیک اسلامی مخالف بود و آن را نشانی از نفوذ و نماد غرب‌زدگی به حساب می‌آورد. ایشان در پیامی به تاریخ 4 فروردین 1358 صراحتاً اعلام کردند که شما ملت ایران در انتخاب نوع حکومت آزاد هستید؛ یعنی می‌توانید به هر نظام مورد دلخواه رأی دهید، اما خود من به جمهوری اسلامی رأی می‌دهم. آیت‌الله مطهری نیز با اضافه کردن مفهوم دموکراتیک به «جمهوری اسلامی» موافق نبود و در این‌باره گفت: «در عبارت جمهوری دموکراتیک اسلامی، کلمه‌ی دموکراتیک حشو و زائد است...»[3]
 
اسلام؛ محتوایی که خواسته‌ی ملت بود
 
محمدرضا پهلوی در دوران سلطنتش برای تثبیت گفتمان حکومتی خود، به طرد هویت­های غیرخود می‌پرداخت. هرچه فرایند شبیه­سازی غرب با ایران تشدید می­شد، نظم گفتمانی شیعه بیشتر به حاشیه رانده می‌شد. این امر موجبات تحریک نظم گفتمانی شیعه و نزدیکی آن با نظم گفتمانی سیاسی را فراهم می‌ساخت.
 
نهادهاى حکومتی به‌واسطه ی همین غیریت‌سازی، هویت ‌می­یافتند. عملکرد نهادهایى همچون شاه و دربار، ارتش، نظام آموزشی، نهادهای فرهنگی و رسانه‌ها در فرایند غربی‌سازی، نقش اساسی ایفا می‌کردند. در اواخر دهه‌ی 1340، ایران «نوعی تحرک اجتماعی سریع را تجربه کرد که طی آن، هنجارها و معیارهای پذیرفته‌شده‌ی اجتماع، در اثر تماس بخش اعظم جمعیت کشور با ایده‌ها و روش‌های نوین زندگی (که ماهیتی غربی داشت)، پیوسته مورد چالش واقع شد.»[4] تعارض این غربی‌سازی همه‌جانبه و مبنا قرار دادن شیوه‌ی حکومت و سبک زندگی غربی، به تعارض و رقابت با خرده‌نظام مذهب انجامید. این فرایند در سال 1342 با واکنش جدی امام خمینی در قامت یک مرجع دینی آگاه و مسلط به وقایع روز مواجه شد. پاسخ حکومت به اقدامات افشاگرانه‌ی ایشان، تبعید و سرکوب مردم بود.
 
در مجموع در فرایند منازعه‌ی گفتمانی، با تشدید خصومت پهلویسم با گفتمان­های مقاومت و به‌خصوص گفتمان اسلامی بر خواسته‌هاى اسلام سیاسى افزوده شد تا اینکه به‌تدریج از دهه­ی 1340، تأسیس حکومت اسلامی به هدف گفتمان اسلام انقلابی تبدیل شد.
 
در تعبیر امام، جمهوری اسلامی شکل نوینی از شیوه‌ی حکومت است که تلاش دارد با الهام از قوانین و تعالیم اسلامی، الگوی زندگی جدیدی در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی ارائه دهد تا براساس آن، نیازهای مادی و معنوی افراد جامعه برآورده شود. ایشان در هنگام افتتاح اولین مجلس خبرگان، در پیامی چنین گفتند:
 
«واضح است که حکومت به‌ جمیع‌ شئون آن و ارگان‌هایی که دارد تا از قبل شرع مقدس و خداوند تبارک و تعالی شرعیت پیدا نکند، اکثر کارهای مربوط به قوه‌ی مقننه و قضاییه و اجراییه بدون مجوز شرعی خواهد‌ بود‌ و دست ارگان‌ها که باید به‌واسطه‌ی شرعیت آن باز باشد، بسته می‌شود و اگر بدون شرعیت الهی کارها را انجام دهند، دولت به جمیع شئونه، طاغوتی و محرم خواهد بود...»[5]
 
شهید مطهری معتقد بود: «منشأ اشتباه کسانی که اسلامی بودن جمهوری را منافی با روح‌ دموکراسی می‌دانند‌ این است که دموکراسی مورد قبول آنان هنوز همان دموکراسی قرن هجدهم است‌ که‌ در‌ آن حقوق انسان در مسائل مربوط به معیشت و خوراک و مسکن و پوشاک و آزادی در‌ انتخاب‌ راه‌ معیشت مادی خلاصه می‌شود.»
 
استدلال رهبر انقلاب در مواجهه با نخبگانی که خواهان حذف عبارت «اسلامی» از عنوان حکومت جدید و اصالت دادن به جمهوریت به‌عنوان شکل حکومت بودند را می‌توان این‌چنین خلاصه کرد:
 
1.      انگیزه‌ی انقلاب و رمز پیروزی آن اسلام بوده و ملت ما در سراسر‌ کشور از‌ مرکز‌ تا دورافتاده‌ترین نقاط با اهدای‌ خون‌ و فریاد الله‌اکبر، جمهوری اسلامی را خواستار شدند و به رسمیت شناختند. بنابراین قوانین باید صد درصد براساس اسلام باشد و اگر یک ماده ‌هم برخلاف‌ احکام‌ اسلام‌ باشد، تخلف از آرای اکثریت قریب به اتفاق‌ ملت‌ است و از حدود نمایندگی خبرگان خارج است.
2.      تشخیص مخالفت و موافقت یا احکام اسلامی منحصراً در صلاحیت علمای عظام است که‌ در‌ مجلس [خبرگان] حضور دارند و باید از تخصص‌های نمایندگان دیگر در رشته‌های حقوق‌ و اداری و سیاسی نیز استفاده شود.[6]
شهید مطهری نیز در این زمینه معتقد بود: «منشأ اشتباه کسانی که اسلامی بودن جمهوری را منافی با روح‌ دموکراسی می‌دانند‌ این است که دموکراسی مورد قبول آنان هنوز همان دموکراسی قرن هجدهم است‌ که‌ در‌ آن، حقوق انسان در مسائل مربوط به معیشت و خوراک و مسکن و پوشاک و آزادی در‌ انتخاب‌ راه‌ معیشت مادی خلاصه می‌شود. اما اینکه مکتب و عقیده و وابستگی به ایمان هم جزء حقوق‌ انسانی است‌، به‌کلی به فراموشی سپرده شده‌ است.»[7]
 
فرجام سخن
 
رهبر انقلاب در دوران تبعید در نجف و در قالب دروس فقهی خود، شالوده‌های نظام سیاسی مطلوب خویش با محوریت «ولایت فقیه» را پایه‌ریزی کرده بود. از سوی دیگر، در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌هایی که در پاریس داشت نیز بارها «جمهوری اسلامی» را خواسته‌ی مردم ایران و نظام سیاسی آینده معرفی کرد. خواسته‌ای که به‌شکلی آشکار در تظاهرات و تجمعات میلیونی مردم در ماه‌های منتهی به انقلاب، مورد تأیید قاطبه‌ی ملت قرار گرفت. با این حال، امام خمینی با آینده‌نگری و درک شرایط خاص جامعه‌ی ایران، این مطالبه‌ی مردمی را در قالبی حقوقی و قانونی صورت‌بندی کرد.
 
جمهوری اسلامی واکنش منطقی ملت به فرایند غربی‌سازی و سکولار ساختن جامعه از سوی حکومت پهلوی و همچنین سرکوب آزادی‌های سیاسی و مشارکت مردم بود. این واکنش در قالب نظامی نوین و بی‌سابقه شکل گرفت که هم واجد محتوای اسلامی بود و هم شکل جمهوری داشت. این دو عنصر جدایی‌ناپذیر با رهبری و هدایت هوشمندانه‌ی رهبر انقلاب و تأیید اکثریت مردم، جنبه‌ی قانونی گرفت و ماندگار شد.(*)
 
پی‌نوشت‌ها
 
[1]. ر.ک.به: فصل اول کتاب «نظام سیاسی و دولت در اسلام»، داود فیرحی، تهران، سمت، 1383.
[2]. محسن خلیلی، پیدایی و پایایی تئوریک انقلاب اسلامی، در کتاب «آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی»، مشهد، کانون امید جوانان ایران اسلامی، 1385، ص 73.
[4]. محسن میلانی، شکل‌گیری انقلاب اسلامی از سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی، ترجمه‌ی مجتبی عطارزاده، تهران، گام نو، 1383، ص 125.
[5]. امام خمینی (ره)، صحیفه‌ی نور، ج 17، ص 103.
[6]. عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، جلد 1، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ص 181.
[7]مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران، صدرا، 1379، ص 82.
با حکم دکتر محمد فرهادی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، مجید کزازی به عنوان سرپرست پارک علم و فناوری همدان منصوب شد.
دکتر مجید کزازی

به گزارش صدای دانشجو و به نقل از روابط عمومی پارک علم و فناوری استان، پس از انتصاب دکتر خسرو پیری، به عنوان مدیرکل دفتر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی امور فناوری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، مجید کزازی به عنوان سرپرست پارک علم و فناوری استان همدان منصوب شد.

در بخشی از حکم آمده است: انتظار می‌رود با توکل به خداوند سبحان، ماموریت و وظایف سرپرست پارک را بر پایه قوانین، سیاست‌ها و در چارچوب برنامه‌ها و جایگاه تشکیلاتی مصوب به انجام رسانید. بایسته است با پیروی از آموزه‌های اسلامی، مبانی علمی و راهبردی دولت تدبیر و امید و جلب همکاری همه مدیران و کارکنان گرامی نقش شایسته در تحقق اهداف نظام علم و فناوری و نقش‌آفرینی آن در اقتصاد دانش‌بنیان و تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی ایفا کنید.

لازم به توضیح است که دکتر کزازی عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی بوده و پیش از این مسئولیت‌هایی نظیر مدیرکل امور پژوهشی و مدیر کل روابط عمومی در دانشگاه ایلام، مدیر کل امور فرهنگی در دانشگاه بوعلی، معاونت دانشجویی و فرهنگی در دانشگاه صنعتی و نیز معاونت فناوری و قائم مقامی پارک علم و فناوری استان را برعهده داشته است.

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS