مسئول سازمان اردویی و راهیان نور سپاه انصار الحسین (ع) استان همدان اظهار کرد: اعزام چهار هزار نفر از دانشجویان این استان به مناطق عملیاتی جنوب کشور در قالب پنج کاروان از ششم اسفند ماه آغاز شده و تا 29 اسفند سالجاری ادامه دارد.

به گزارش صدای دانشجو، سرگرد پاسدار حسن ترکمان افزود: اعزام کاروان های راهیان نور دانش آموزی از ابتدای سالجاری آغاز شده و تاکنون 17 هزار نفر از دانش آموزان دختر و پسر از مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور بازدید کردند.

وی اضافه کرد: اعزام چهار هزار نفر از دانشجویان این استان به مناطق عملیاتی جنوب کشور در قالب پنج کاروان از ششم اسفند ماه آغاز شده و تا 29 اسفند سالجاری ادامه دارد.

وی گفت: اعزام دانشجویان و دانش آموزان به مناطق عملیاتی در سالجاری نسبت به سال گذشته دو برابر افزایش داشته است که این امر بیانگر استقبال از این برنامه فرهنگی است.

مسوول سازمان اردویی و راهیان نور سپاه همدان گفت: اعزام محلات به مناطق عملیاتی از 29 اسفند امسال آغاز شده و تا 12 اسفند سال آینده ادامه دارد که برنامه ریزی برای اعزام پنج هزار نفر در قالب کاروان های راهیان نور در مناطق عملیاتی صورت گرفته است .

وی پیش بینی کرد: با توجه به اینکه بخشی از زائران به صورت خود جوش و با خودروی شخصی اقدام به عزیمت به مناطق جنوب کشور می کنند احتمال می رود شمار زائران به 10 هزار نفر برسد.

سرگرد ترکمان گفت: اقشار مختلف مردم و خانواده ها برای نامنویسی به منظور حضور در مناطق عملیاتی باید به پایگاه ها و حوزه های مقاومت محلات مراجعه کرد و بابت هر نفر 700 هزار ریال به عنوان هزینه ایاب و ذهاب و غذا پرداخت نمایند.

وی گفت: اعزامیان به جنوب کشور علاوه بر حضور در برنامه های فرهنگی معراج شهدای گمنام، شرکت در رزمایش فرهنگی و مسابقات همچنین مناطق عملیاتی والفجر 8 ، کربلای چهار و شلمچه نیز بازدید می کنند.

مسوول سازمان اردویی و راهیان نور سپاه انصار الحسین (ع) استان همدان گفت: برای نخستین بار در نوروز سال 94 زمینه حضور زائران در فکه، چزابه و کانال کمیل نیز فراهم شده است.

استادیار گروه انسان شناسی دانشگاه تهران مطرح کرد:
شلم شوربای رابطه استاد و دانشجو در دانشگاه‌های ایران
ابطه استاد - شاگردی از زمان شکل‌گیری فضای آکادمی و دانشگاه‌ها در ایران، به صورت رابطه عمودی پیش رفته است و نه افقی. بدین معنا که نگاه اساتید همواره از بالا به شاگرد بوده است و نه در عرض و در کنار آن‌ها. چنین سیستمی موجب شده دانشجو خلاقیت و عنصر پرسشگری خود را از دست دهد و تنها به حفظ و بازتولید آنچه که استاد به او گفته است، بپردازد.
استاد و دانشجو

رابطه استاد - شاگردی از زمان شکل‌گیری فضای آکادمی و دانشگاه‌ها در ایران، به صورت رابطه عمودی پیش رفته است و نه افقی. بدین معنا که نگاه اساتید همواره از بالا به شاگرد بوده است و نه در عرض و در کنار آن‌ها. چنین سیستمی موجب شده دانشجو خلاقیت و عنصر پرسشگری خود را از دست دهد و تنها به حفظ و بازتولید آنچه که استاد به او گفته است، بپردازد. حتی گاهی چنین سیستمی سنت انتقاد را نیز برنمی‌تابد. اما آنچه که در غرب شاهدیم، رابطه صمیمی استاد و شاگرد و بر مبنای تعامل و تبادل اطلاعات در کنار رابطه افقی استاد - شاگردی است؛ هرچند این روش نیز باید آسیب‌شناسی شود اما می‌توان نکات مثبت چنین سیستمی را با فرهنگ و سنت آموزشی استاد-شاگردی ایرانی منطبق کرد تا فضای آکادمیک ما از وضع خشک کنونی خارج شود.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران؛ دکتر احمد نادری، استادیار دانشگاه تهران که خود زمانی در ایران به عنوان دانشجو کسب علم می‌کرد، تحصیلات خود را در اروپا و در کشور آلمان با روش متفاوتی از آنچه در ایران دیده بود، ادامه داد و سپس در کسوت استاد به ایران بازگشت. تلفیق و تطبیق روش تدریس او با آنچه که در غرب آموخته بود با آنچه که در ایران به آن مألوف بود موجب شده روش جدیدی را برای ایجاد رابطه با شاگردان خود در پیش بگیرد.وی استادیار گروه انسان‌شناسی دانشگاه تهران است و کار‌شناسی و کار‌شناسی ارشد خود را در دانشکده علوم اجتماعی (گروه انسان‌شناسی) به پایان رسانده و دکترای خود را از دانشگاه فرایه برلین در حوزه انسان‌شناسی سیاسی دریافت کرده و هم‌اکنون محقق پسادکتری در این دانشگاه می‌باشد.

گفتگوی ما را با دکتر احمد نادری می‌خوانیم:

احمد نادری

آقای دکتر! ابتدا تعریف و تببینی از رابطه شاگرد و استاد در ایران داشته باشید و بگویید که این رابطه در ایران آیا از الگوی خاصی تبعیت می‌کند یا خیر؟
در بحث رابطه شاگرد و استادی در ایران باید ابتدا تاریخچه‌ای را مدنظر قرار دهیم و سپس زمان حال را بر اساس آن تاریخچه بررسی کنیم. یعنی به عبارتی در علوم اجتماعی-تاریخی اینگونه مطرح می‌شود که رویکرد یا باید «در زمانی باشد» یا «همزمانی». اگر این دو مقوله را با هم ترکیب کنیم تحلیل خوبی را از هر موضوعی به ما خواهد داد. در تحلیل «در زمانی» شاگرد و استاد، سنتی را به نام سنت حوزه‌های علمیه در ایران داریم. زیرا دانشگاه‌های ما ابتدا حوزه علمیه بودند و اکنون نیز هستند و به‌‌ همان شکل سنتی بسیار قدیمی خود کار می‌کند. این سنت مبتنی بر رابطه خاص شاگرد و استاد است. بدین معنا که در سطوح اول حوزه یا پایه‌ای آن که می‌توان با سطوح دانشگاهی مانند کار‌شناسی تطبیق داد، از آنجایی که تعداد شاگردان زیاد است، یک استاد یا چند استاد با چندین و چند شاگرد است و همینطور که سطوح بالا‌تر می‌رود تعداد دانشجویان کمتر می‌شود، شرایط خاص‌تر و کیفیت بیشتر می‌شود و قاعدتاً سطح درس و اساتید نیز بالا‌تر می‌رود.

در سنت حوزوی چه در سطوح پایه و چه در سطوح عالی یک رابطه ویژه استاد و شاگردی بین استاد و شاگرد در طول تاریخ وجود داشته و خوب هم جلو آمده و اکنون نیز همین رابطه حفظ شده. این رابطه ویژه احترام خاص شاگردان به اساتید و التفات اساتید به دانشجویان یا طلبه‌های خود است و احترام متقابل زیادی وجود داشته و دارد. ضمن اینکه سنت انتقادی در حوزه‌های علمیه ما در طول تاریخ به شدت فعال بوده است و در کنار آن رابطه شاگرد و استادی ویژه این رابطه انتقادی نیز وجود داشته است. بدین معنا که شاگرد به خود این حق را می‌داده که استاد را نقد کند و نظرات او را به چالش بکشد که سنت بسیار خوبی است.

احمد نادری

در بحث «همزمانی» حوزه‌های علمیه‌‌ همان کارکرد سنت انتقادی را کماکان دارند. بحث دانشگاه را باید جدا به آن پرداخت، زیرا دانشگاه‌ها پدیده‌ای هستند که کمتر از یک قرن در ایران سابقه دارند و از این جهت مدرن محسوب شده و به تعبیری وارداتی هستند و از غرب به عنوان منشأ آن وارد ایران شده و در کنار حوزه‌های علمیه به صورت موازی فعالیت دارند. اما دانشگاه‌ها وقتی وارد ایران شدند از منشأ خود نیز فاصله گرفتند، اگرچه یک نهاد غربی با سنت‌های مشخص غربی است اما وقتی وارد ایران می‌شود دستخوش تغییراتی می‌شود که می‌شود جلوه‌های این تغییرات را دید.

مهمترین نقد بر این سنت وارد شده چیست؟
نقدی که می‌توان بر این سنت وارداتی دستکاری شده وارد دانست و به رابطه شاگرد و استاد برمی‌گردد، این است که مبنای آکادمی ما تملق و چاپلوسی شده است و سنت انتقادی که در آکادمی غرب همچنان فعال است، به فراموشی سپرده شده. در واقع در ایران سنت انتقادی در دانشگاه‌ها وجود ندارد. اساتید نیز به سمتی رفته‌اند که دانشجو را متملق می‌خواهند. اگر دانشجو نظرشان را نقد کند یا مخالفت کند استاد بر نمی‌تابد و مشوش می‌شود و سعی می‌کند با ابزارهایی که در اختیار دارد سعی کند دانشجو را کنترل و منکوب کند.

در غرب دیده‌ام که چنین مسئله‌ای وجود ندارد. شاگرد می‌توان استاد را نقد کند و استاد حق ندارد شاگرد را منکوب کند یا با ابزارهای خاصی مانند نمره کنترل کند. این سنت در آکادمی های ایران به غلط جا افتاده و متاسفانه ضربه‌های خود را می‌زند. چرا که اگر تفکر انتقادی را از دانشجو بگیریم چیزی که می‌ماند این است که دانشجو تنها معلوماتی که استاد مدنظر دارد را تکرار می‌کند و سپس استاد به به به و چه چه می‌پردازد، لذا تولید و خلاقیتی رخ نمی‌دهد. بنابراین درجا می‌زنیم که به سبب خمودگی و نوع سنتی است که باب کردیم.

احمد نادری

می‌شود گفت رابطه شاگرد و استادی چه در گذشته و چه امروز، هرچند شاید کمتر از گذشته، رابطه استاد و شاگردی مقدس بوده و‌‌ همان احترامی که شما به آن اشاره کردید را نوعی مقدس مآبی نامید؟
تعبیر شما مقدس گونه است که بحث طلبه‌های دینی بوده و شاگرد و استاد نزد همدیگر حرمت داشتند و دارند و شاگرد حتی اجازه نقد هم داشته. حتی علما آنقدر رابطه خود را با شاگردانشان تقویت می‌کردند که بعضاً شاگردان خود را به دامادی قبول می‌کردند. اما در آکادمی چون ذات مدرن و وارداتی دارد، نه توانسته‌ایم خودمان را با ذات مدرن آن منطبق کنیم و نه از آن چیزی که خودمان در حوزه علمیه داشتیم به درستی استفاده کردیم. بنابراین می‌توان گفت روابط کج و معوجی که استاد و شاگرد در دانشگاه دارند خارق‌العاده‌ای است که نه در سنت غرب وجود دارد و نه در سنت حوزه علمیه.

بپردازیم به مقایسه روش برخوردی استاد و شاگرد در ایران و در کشورهای دیگر به ویژه در غرب که شما آنجا تحصیل کردید. آیا در دانشگاه‎های اروپا نیز رابطه احترام و حس احترام به شدتی که در ایران وجود دارد، حاکم است؟
در غرب اساتید با دانشجویان بسیار صمیمی می‌شوند. اگرچه بستر فرهنگی غرب متفاوت است و ما این را می‌پذیریم. بستر فرهنگی ما المان‌های خاص خود را دارد. در اروپا استاد اقتدار خود را دارد و تردیدی وجود ندارد که اتوریته دارد و باسواد است. کسی بر روی اقتدار علمی استاد حرفی ندارد اما همین استاد با شاگردانش قهوه می‌خورد و اساساً سلف اساتید جدا از سلف دانشجویان نیست. اگر وارد جمعی شوید که استاد جوانی حاضر باشد و دانشجویان ارشد و دکتری اطراف او باشند نمی‌توانید تشخیص دهید کدام استاد است و کدام دانشجو.

این فضایی که ترسیم می‌کنید و دیده‌ایم در یادگیری حقیقتاً تاثیر دارد؟
به شدت، وقتی روابط بر پایه اعتمادهای این چنینی شکل می‌گیرد، قاعدتاً یادگیری دو برابر می‌شود. آنچه که در سنت اسلامی به آن اشاره می‌شود اینجا مصداق پیدا می‌کند که اقوال استاد درس نیست، رفتار استاد درس است. آنچه که من استاد می‌گویم ممکن است در کتاب‌ها موجود باشد و دانشجو می‌تواند بخواند لذا می‌تواند از آثار مکتوب من یا حتی غیر از من هم بیاموزد اما آن رفتار من را نمی‌تواند جایی بخواند یا بیاموزد. بنابراین در اثر مصاحبت و هم‌نشینی با استاد، رفتار منتقل می‌شود و دانشجو تاثیرپذیری خود را بروز و ظهور می‌دهد.

علی‌رغم اینکه در سنت اسلامی به این بحث بیشتر توجه شده اما در دانشگاه این حلقه مفقوده ماست و گویی اساتید از سیاره‌ای دیگر آمده‌اند و خودشان جماعتی جدا را تشکیل داده‌اند و اگر دانشجو نزد استادش برود و با او غذا بخورد وجهه و صورت بدی خواهد داشت. در واقع جایگاه خداگونه بیخود به اساتید در آکادمی ایران داده شده است. در مجموع، آکادمی ما حالت کج و معوج دارد و اساتید و دانشجو هر دو جمع خاصی دارند. در انسان‌شناسی گفته می‌شود هویت‌ها وقتی شکل می‌گیرند که ما یک «دیگری» را در ارتباط با خودمان تعریف می‌کنیم و مولفه‌هایی را برای آن تعریف می‌کنیم که یا داریم یا نداریم. لذا تمایز بخشی بسیار پررنگ است و این تمایز بسیار بیجاست و موجب هویت بخشی نمی‌شود.

علت شکل گیری چنین فضایی را در چه می‌دانید؟ اینکه چنین فضای جداگانه‌ای بین شاگرد و استاد ایجاد می‌شود به دلیل‌‌ همان تفاوت‌های فرهنگی ما با غرب است یا به دلیل نبود زمان است که دانشجو و استاد رابطه صمیمی با هم ندارند و هر کدام مجبورند بعد از انجام وظیفه خود به محیط شخصی خود بروند و ارتباط بیشتری شکل نمی‌گیرد؟
زمان یک بهانه و ویترین است. به طور مثال استادی که در اروپا تدریس می‌کند حتی بعضاً پرکار‌تر از اساتید ماست و مقاله و کتاب می‌نویسد و تولید دارد. البته می‌تواند بحث زمان از منظر دیگری می‌تواند موثر باشد؛ به این معنا که استادی که در غرب در آکادمی تدریس می‌کند و بابت دراختیار قرار دادن فکر خود به جامعه حقوق دریافت می‌کند، آن پول کفاف زندگی‌اش را می‌دهد و مجبور نیست ساعت‌های زیادی را صرف تدریس کند تا خرج زندگی‌اش را در بیاورد و بقیه زمان خود را غیر از تدریس صرف همفکری و صحبت با دانشجویانش می‌کند. اما زمان فی نفسه مولفه اصلی در این قصه نیست، آنچه که در ایران می‌بینیم مخلوطی از عناصر روشنفکرانه و عناصر فرهنگ ایرانی که وارد سنت آکادمی ما شده و این وضعیت را به وجود آورده است.
 از استاد ایرانی عاطفی بودن را وارد کرده‌ایم که البته به تملق نزدیک‌تر شده است و بخش روشنفکری هم در طول تاریخ مدرن و معاصر ایران ساخته شده است که اواخر قاجار و اوایل پهلوی عده‌ای به بلاد فرنگ رفتند و از فرنگ برگشتند و احساس می‌کردند متمایز هستند زیرا زبان دیگری بلدند، با آدم‌های دیگری سر و کله زده‌اند و افکار دیگری دارند باید متمایز باشند و تافته جدا بافته‌ای از جامعه هستند. این سنت روشنفکری به دانشگاه هم منتقل شد. چرا که همین روشنفکران در بدو شروع آکادمی وارد دانشگاه شدند و آن مولفه تکبر روشنفکری را به اضافه عناصر غلطی مانند تملق را وارد کردند که نتیجه آن همین آش شلم شوربایی است که در حال حاضر شاهد آن هستیم.

آقای دکتر، قدری شخصی‌تر به ماجرا بپردازیم. شما با وجود همین سنت وارد دانشگاه شدید و درس خواندید و بعد به اروپا رفتید و درآنجا تحصیلات خود با روش و سنت دیگری ادامه دادید. سپس به ایران برگشتید و این بار در کسوت استاد به تدریس مشغول شدید. سئوال اول اینکه هماهنگ کردن خودتان با شرایط فرهنگی و محیط آکادمیکی متفاوت اروپا سخت نبود و چگونه خودتان را با آن شرایط منطبق کردید و سئوال دوم اینکه وقتی برگشتید چگونه توانستید بین روشی که اینجا وجود داشت و روشی که آنجا یاد گرفته بودید انطباق ایجاد کنید و رابطه‌تان را با دانشجویانتان پیش ببرید؟
سئوال خیلی خوبی است. ابتدا این نکته را بیان کنم که من لیسانس و فوق لیسانس را دانشگاه تهران خواندم و وقتی به آلمان رفتم تصویب کردم که من یک فوق لیسانس دیگر هم آنجا در دانشکده علوم سیاسی- علوم اجتماعی بگذرانم و سپس دوره دکتری را پشت سر گذاشتم و بعد از فارغ‌التحصیلی برگشتم. اگر چه من قبل از رفتن با محیط آکادمی آنجا آشنایی داشتم اما چون با محیط آکادمی ایران عادت کرده بودم ابتدا کمی سخت بود و یک سالی طول کشید تا با سیستم آکادمی آلمان آداپته شدم؛ همزمان هم نحوه درس خواندن و هم سایر مولفه‌هایی که در بحث رابطه استاد و شاگردی و نیز در ساختار آکادمیک آلمان وجود داشت. استاد دکتری در آلمان یا در اروپا به طور کلی حکم لیدری را دارد که همه کار‌ها به او ارجاع پیدا می‌کند؛ یعنی در واقع نظر دانشگاه نظر استاد است. هرچند کمیته‌های تخصصی نیز وجود دارد اما نظر استاد بسیار مهم است. به استاد راهنما استاد فاتا یا‌‌ همان پدر گفته می‌شود.

خاطرم هست که در اوایل ورودم به دانشگاه استاد راهنمایم را با عنوان پروفسور یا نام فامیلی‌اش صدا می‌‎زدم که از دست من شاکی شد و خواست او را با نام کوچک صدا بزنم. من را به خانه‌اش دعوت می‌کرد و بقیه اساتید نیز به همین ترتیب بودند و رابطه راحت و صمیمی شکل گرفته بود. وقتی هم که به ایران و سنت آکادمی که با آن بزرگ شده بودم، برگشتم ایده‌هایی در ذهن داشتم که دوست داشتم منتقل کنم و فکر می‌کردم درست هستند و باید وارد آکادمی ایران شوند. برخی از ایده‌ها را مانند روابط خوب و صمیمانه با دانشجویانم توانستم برقرار کنم یا اینکه سعی کردم که فقط به عنوان استاد سر کلاس نروم و راه اتاقم را برای دانشجویانم باز بگذارم تا دانشجو به اتاق من بیاید. حتی اجازه می‌دهم دانشجویان مشکلاتشان را بیان کنند. چون تنها وظیفه من به عنوان استاد یاد دادن مطالبی که بلد هستم، نیست و این مسئله و موضع غلط رایجی است که استاد فکر می‌کند فقط باید سر کلاس برود و برگردد.

بنابراین من سعی کردم با دانشجویانم راحت باشم. زیرا دانشجو ممکن است مشکلاتی مانند هر فرد دیگری داشته باشد. در ساختار خشک آکادمی، استاد موظف است که از دانشجو بخواهد درس و مقاله ارائه دهد و دانشجو در‌‌ همان سیستم خشک مجبور به اطاعت است. حلقه مفقوده این است که دانشجویان ابژه که نیستند و کنشگران اجتماعی هستند که در یک کانتکست‌هایی به کنشگری می‌پردازند. بنابراین تلاش کردم حس اعتمادی را بین خودم و دانشجویانم ایجاد کنم. البته روی دیگر سکه سوء استفاده دانشجو از من است اما حسن رفتاری که سعی می‌کنم نشان دهم در اکثر مواقع مانع این می‌شود که دانشجو بخواهد سوء استفاده کند.

اتفاقاً سئوالی که برای من پیش آمد همین است که اکثر اساتید عنوان می‌کنند که اگر با دانشجویانشان صمیمی شوند دانشجو یا سوء استفاده می‌کند یا حداقل اینکه از استاد حرف شنوی نخواهد داشت. این مسئله را چگونه می‌شود حل کرد؟
باید حریم‌ها رعایت شود. این حریم‌ها تعریف شده است. حوزه خصوصی هر استادی متعلق به خود اوست کمااینکه حوزه خصوصی دانشجو هم متعلق به خود اوست. لذا چارچوب‌ها باید مشخص شود. در کانتکست فرهنگی ما جا نیفتاده است که دانشجو، استاد را با نام کوچک صدا کند و از این جهت نمی‌توان کل فرهنگ آکادمی غرب را وارد کرد اما نکته این است که استاد نباید از جایگاه خدایی به دانشجو نگاه کند، بلکه باید گارد خود را باز کند تا دانشجو جرئت کند با استاد خود حرف بزند. اگر همه به این سمت بروند و سنت شکل بگیرد در دل سنت امکان سوء استفاده کم است. آن چیزی که اکنون باعث سوء استفاده می‌شود این است که جریان غالب به گونه دیگری تعریف شده و به سمت دیگری می‌رود. قاعدتاً کسانی مانند من که خلاف جریان آب پیش می‌روند، امکان سوء استفاده هم در این رفتار‌ها وجود دارد. نقد من به سنتی است که به وجود آورده‌ایم و در آن سنت پیش می‌رویم. اگر آن سنت فراگیر شود امکان سوء استفاده کمتر خواهد بود. کمااینکه در غرب هم با وجود حضور چنین سنتی سوء استفاده وجود دارد.

به عنوان سئوال آخر، هر چند بین حرف‌هایتان به مضرات وجود چنین روشی در سیستم آکادمیک اشاره داشتید، اگر مایل بودید نکته‌ای به طور مشخص در این زمینه اضافه کنید و بعد راهکار برون رفت از این وضعیت را نیز بیان کنید...
بزرگ‌ترین ضرری که این نحوه رفتار‌ها و سیستم که دارد این است که جلوی خلاقیت را می‌گیرد و دانشجویان را فاقد اعتماد به نفس بار می‌آورد و اگر دانشجو خلاقیت و اعتماد به نفس نداشته باشد، نمی‌تواند فرد مفیدی برای جامعه باشد. زیرا جامعه برای ادامه راه و بقای خود نیاز به خلاقیت دارد. اگر با تفکر سیستمی به جامعه نگاه کنیم متوجه می‌شویم که اجزای مختلف جامعه با هم کنش، ارتباط و وابستگی متقابل دارند لذا در ارتباط با هم باید بتوانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند تا جامعه زایندگی داشته باشد و خود را بتواند بازتولید کند. بازتولید جامعه منوط به خلاقیت نخبگان جامعه است. بخش اعظم نخبگان فکری هم از دل دانشگاه‌ها بیرون می‌آیند و اگر خلاقیت و اعتماد به نفس نداشته باشند قاعدتاً جامعه دچار خمودگی و رکود می‌شود. راه حل این است که جامعه اساتید و کسانی که در آکادمی فعالیت می‌کنند این روش‌ها را بازنگری کنند و این روند را جایی متوقف کنند تا در مسیر درست پیش برود. اصلاح چنین مسیری زمان می‌برد و نمی‌توان انقلابی به این قضیه نگاه کرد. این روش در طول زمان درست خواهد شد و شاید دو یا سه دهه پیش برود اما شدنی است و می‌توان به آن سمت آکادمی را جهت داد.

* گفتگو از سمیه کریمیان

مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد همدان از هیئات مذهبی خواست تا در برگزاری ایام فاطمیه دچار افراط نشوند.
حجت‌الاسلام حمیدرضا طالقانی ‌ورکشی

به گزارش صدای دانشجو به نقل از ایسنا - حجت‌الاسلام "حمیدرضا طالقانی ‌ورکشی" اظهار کرد: بر اساس استفتائات آیت الله نوری همدانی و مکارم شیرازی، ایام فاطمیه در سه روز 11، 12 و 13 جمادی الاول و ایام فاطمیه دوم در سه روز یکم، دوم و سوم جمادی الثانی بوده که افراط در تعداد ایام کار پسندیده ای نیست.

وی با تاکید بر اینکه افزایش تعداد روزهای عزاداری در سیره و سنت پیامبران و معصومین هم نیست، افزود: اگر این ایام توسعه یابد، تنها آسیب آن این بوده که باید شاهد حرمت شکنی های مختلف باشیم.

حجت‌الاسلام طالقانی ‌ورکشی در بخش دیگری گفت: یکی از بزرگترین فضیلت های حضرت فاطمه(س) نزول حضرت جبرئیل به مدت 75 روز بعد از رحلت شهادت گونه پیامبر(ص) به منظور گزارش حوادث و رویدادهای آینده است.

وی با تاکید بر اینکه با رحلت پیامبر(ص) وحی نیز منقطع شد، اظهار کرد: حضرت زهرا(س) این رویدادها را برای حضرت علی(ع) بازگو کرده و ایشان نیز یادداشت می کردند که مجموعه گزارشات در صحیفه حضرت زهرا(س) بوده که در اختیار حضرت مهدی(عج) قرار دارد.

حجت‌الاسلام طالقانی ‌ورکشی با اشاره به فرمایش حضرت مهدی(ع) در خصوص حضرت زهرا(س) تصریح کرد: ایشان می فرمایند دختر پیغمبر برای من الگو است.

وی با تاکید بر اینکه حضرت مهدی(عج) عصاره تمام انبیا و اولیاست، گفت: قیام مهدی(عج) قبل از این که مهدوی باشد فاطمی است.

عفت و حیاء بالاترین امتیاز یک زن است

حجت‌الاسلام طالقانی ‌ورکشی در ادامه با اشاره به اینکه دختران و زنان باید حضرت زهرا(س) را الگوی خود قرار دهند، اظهار کرد: حضرت زهرا(س) بالاترین افتخار برای یک زن را این دانست که که مردی او را نبیند و او هم مردی را نبیند.

وی اضافه کرد: منظور ایشان این است که زن نگاه حرام نداشته باشد و خود را در معرض دید نامحرم قرار ندهد و مرد هم باید به زنان نگاه حرام نداشته باشد و در هر جا که حضور دارد پوشش خود را حفظ کند.

وی عفت و حیا را بالاترین امتیاز یک زن دانست و گفت: زنان جامعه اسلامی ما، از این عفت بهره مند هستند و امیدواریم تا به برکت این ایام دختران و زنان توفیق بیشتری کسب کنند.

در روزهای فاطمیه از برگزاری جشن بپرهیزید

حجت‌الاسلام طالقانی ‌ورکشی در بخش دیگری با اشاره به اینکه مصرف آجیل، میوه و شیرینی در هیچ زمان به غیر از ساعات روزه داری منعی ندارد، گفت: مردم باید در روزهای دوم، سوم و چهارم فروردین برای تسلای امام زمان(عج) و حرمت قائل شدن، از برگزاری جشن دوری کرده اما دور هم جمع شدن، صله رحم و گفت و گو از هیچ نظر منعی ندارد.

مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد همدان در پایان خاطرنشان کرد: خوشبختانه رفتار و کردار مردم جامعه ما در سال های قبل هم به گونه ای بوده که ارادت خود را به ائمه اطهار(س) نشان داده اند.

به مناسبت درگذشت سیدجمال‌الدین اسدآبادی؛
سیدجمال از نگاه دوست و دشمن
سیدجمال از جمله معدود اندیشمندانی است که از شخصیت، افکار و اندیشه‌هایش برداشت‌های گوناگون و حتی متضادی شده است. تعامل وی با طیف گسترده‌ای از افراد از سلاطین، خلفا، دگراندیشان و... او را در معرض قضاوت‌های بی‌شماری قرار داده است؛ عده‌ای در طرفداری و برخی در مخالفت با سید، به داوری او نشسته‌اند.
سیدجمال‌الدین اسدآبادی
سیدجمال‌الدین حسینی اسدآبادی از اندیشمندان و متفکران بزرگ معاصر است که تأثیری کم‌مانند در جهان اسلام برجای گذاشت. دغدغه‌مندی سید نه‌تنها متوجه ایران و مسلمانان شیعه، بلکه ناظر بر سراسر جهان اسلام و همهٔ مسلمانان بود. افکار و اندیشه‌های خیرخواهانهٔ سید برای تمامی دارالاسلام، وی را نه‌تنها در ایران، بلکه در بسیاری از سرزمین‌های جهان اسلام از جمله افغانستان، مصر، ترکیه، عراق، هند و  نیز در اروپا پرآوازه ساخت.
 
بن‌مایهٔ اندیشهٔ سید، نجات مسلمانان از سلطهٔ استعمار و عقب‌ماندگی مزمن و رسیدن به عظمت شایستهٔ مسلمین بود. هدف والایی که راه رسیدن به آن را در اتحاد مسلمانان و بازگشت به اسلام اصیل و پیراسته از خرافه و نیز بهره‌گیری از علم و دستاوردهای مثبت غرب می‌دانست.
 
سیدجمال از جمله معدود اندیشمندانی است که از شخصیت، افکار و اندیشه‌هایش برداشت‌های گوناگون و حتی متضادی شده است. عمر سراسر تلاش و فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی وی به‌همراه تعامل با طیف گسترده‌ای از افراد، از سلاطین و خلفا گرفته تا دگراندیشان و نیز روحانیون و مردم عادی و از بلاد اسلامی تا سرزمین‌های اروپا، وی را در معرض قضاوت‌های بی‌شماری قرار داده است که عده‌ای در طرفداری و برخی در مخالفت با سید به داوری نشسته‌اند. از میان بسیاری از موافقان و مخالفان اندیشه و عمل سیاسی سیدجمال، چند تن را برای بررسی در این نوشتار برگزیده‌ایم.
 
موافقان سیدجمال
 
شیخ محمد عبده: وی از جمله برجسته‌ترین شاگردان سیدجمال در مصر بود که تحت تأثیر شخصیت و اندیشه‌های سید قرار گرفت و به‌عنوان یک مصلح و اندیشمند، خدمت زیادی به مصر کرد. عبده در مورد استاد خود می‌نویسد: «آن روزها نه نویسنده‌ای بود که مردم را آگاه کند و نه خطیبی که آن‌ها را موعظه نماید؛ همان‌طور که سنت الهی در هر عصر و زمانی به کمک مردم می‌آید، واقعه‌ای روی داد که کمتر کسی متوجه آن بود... در سال ۱۲۸۶ هجری، مردی غریب و بصیر و بینا به اوضاع دین و کشور آمد که به اوضاع و احوال ملت‌ها آشنا بود و دارای معلوماتی وسیع و دلی لبریز از معارف. مردی پردل و پرجرئت معروف به سیدجمال‌الدین افغانی که به تدریس بخشی از علوم عقلی مشغول شد… در نتیجه، مشاعر بیدار و عقول زنده شد و ظلمات غفلت خفیف و سبک گردید.»[1]
 
محمداقبال لاهوری: شاعر و مصلح اسلامی پاکستان که اواخر حیات سید را درمی‌یابد و با تأثیرپذیری از آرا و اندیشه‌های وی در مبارزه با استعمار بسیار کوشید، در مورد سید می‌نویسد: «...مسلمان امروزی باید کل دستگاه اسلام را بدون آنکه کاملاً از گذشته منتزع شود، مروری دوباره کند... ولی آن‌کس که اهمیت و سنگینی این وظیفه را به‌تمام دریافت، سیدجمال‌الدین بود که ژرف‌نگری او در تاریخ فکر و حیات اسلامی، با تجربهٔ وسیعش از آدمیان و اطوار و آدابشان، او را حلقهٔ اتصال زنده‌ای میان گذشته و آینده ساخته است...»[2]
 
امام خمینی (ره): حضرت امام اهداف سیدجمال در راه عزت و اقتدار مسلمین و نیز وحدت اسلامی را پی گرفته و در راه تحقق آن‌ها کوشید. امام برای رسیدن به این مهم، راهی متفاوت با سیدجمال در پیش گرفت و آن توجه به توده‌های مردم به‌جای نخبگان بود. شاید «پایگاه مردمی ضعیف» تنها انتقاد امام به سیدجمال باشد. البته خود سید نیز در اواخر عمر به این امر پی برده و اظهار ندامت نموده است. امام در مورد سید می‌فرمایند:«جمال‌الدین مرد لایقی بوده است، لکن نقاط ضعفی هم داشته است و چون پایگاه ملی و مذهبی در بین مردم نداشته، از آن جهت زحمات او با همهٔ کوشش‌ها به نتیجه نرسید...»[3]
 
همچنین در آذرماه 1347 در نجف می‌فرمایند: «حوزه‌ها خودشان را مهیا کنند برای جلوگیری و مقاومت... آن‌ها (دشمنان اسلام) از انسان می‌ترسند. آن‌ها که می‌خواهند همه‌چیز ما را به یغما ببرند، نمی‌خواهند در دانشگاه‌های دینی ما و در دانشگاه‌های علمی ما، یک نفر آدم تربیت بشود. از آن می‌ترسند، وقتی که یک آدم در حوزه‌ای در مملکتی پیدا شد، مزاحمشان می‌شود. یک سیدجمال که پیدا شد مصر را می‌خواست منقلب کند، از بینش بردند...»[4]
 
امام در مورد سید می‌فرمایند: «جمال‌الدین مرد لایقی بوده است، لکن نقاط ضعفی هم داشته است و چون پایگاه ملی و مذهبی در بین مردم نداشته، از آن جهت زحمات او با همهٔ کوشش‌ها به نتیجه نرسید...»
 
مقام معظم رهبری: ایشان نیز در مصاحبه‌ای راجع‌به دکتر شریعتی، در عین نقاط مثبتی که برای شریعتی برمی‌شمارند، در پاسخ به سؤال مصاحبه‌کننده، مقام سیدجمال را بسیار والاتر از این می‌دانند که بخواهند وی را با کسی مقایسه کنند: «سیدجمال کسی بود که برای اولین‌بار بازگشت به اسلام را مطرح کرد. کسی بود که مسئله حاکمیت را و خیزش و بعثت جدید اسلام را اولین‌بار در فضای عالم به وجود آورد... او مطرح‌کننده، به‌وجودآورنده و آغازگر بازگشت به حاکمیت اسلام و نظام اسلام است. این را نمی‌شود دست‌کم گرفت و سیدجمال را نمی‌شود با کس دیگری مقایسه کرد. در عالم مبارزات سیاسی، او اولین کسی است که سلطهٔ استعماری را برای مردم مسلمان آن زمان معنا کرد... مبارزات سیاسی سیدجمال چیزی است که قابل مقایسه با هیچ‌یک از مبارزات سیاسی افرادی که حول‌وحوش کار سیدجمال حرکت کردند، نیست.»[5]
 
همچنین ایشان در خطبهٔ دوم نماز جمعهٔ 15 بهمن 89، بار دیگر به نقش سید اشاره کرده و فرمودند: «سیدجمال‌الدین بزرگ، آن مرد اسلام‌خواه، شجاع، مبارز، بزرگ، بهترین جایی را که برای مبارزات خود توانست پیدا کند، مصر بود. بعد هم شاگردان او، محمد عبده و دیگران و دیگران. حرکات اسلام‌خواهی در مصر یک چنین سابقه‌ای دارد.»
 
آیت‌الله مطهری: ایشان در پژوهشی پیرامون جنبش‌های اسلامی می‌نویسند: «بدون تردید سلسله‌جنبان نهضت‌های اصلاحی صدسالهٔ اخیر، سیدجمال‌الدین اسدآبادی است. او بود که بیدارسازی را در کشورهای اسلامی آغاز کرد، دردهای اجتماعی مسلمین را با واقع‌بینی خاصی بازگو نمود، راه اصلاح و چاره‌جویی را نشان داد... نهضت سیدجمال، هم فکری بود و هم اجتماعی... سیدجمال در نتیجهٔ تحرک و پویایی، هم زمان و جهان خود را شناخت و هم به دردهای کشورهای اسلامی که داعیهٔ علاج آن‌ها را داشت، دقیقاً آشنا شد. سیدجمال مهم‌ترین و مزمن‌ترین درد جامعهٔ اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و با این دو به‌شدت مبارزه کرد. آخر کار هم جان خود را در همین راه از دست داد.»[6]
 
محمدرضا حکیمی نیز از جمله تأییدکنندگان آرا و فعالیت‌های سیدجمال است. وی در کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» می‌نویسد: «در این سدهٔ اخیر، کدام فیلسوف در اسلام و ایران، عظیم‌القدرتر از سیدجمال‌الدین داشته‌ایم؟ فیلسوفی که از دیدگاه ویژهٔ فلسفی نیز می‌توان او را یکی از بهترین اخلاف فارابی و ابن‌سینا و ابوالحسن عامری و امثال اینان در فلسفهٔ سیاسی و ابن‌خلدون در فلسفهٔ اجتماعی دانست... فیلسوفی که فلسفه‌اش از وحی قرآنی و سنت اسلامی نیز کاملاً سیراب است. فیلسوفی که باید او را پس از ابونصر فارابی، بزرگ‌ترین فیلسوف سیاسی اسلام دانست.»[7]
 
ملک‌الشعرا بهار، شاعر پرآوازهٔ دورهٔ مشروطه نیز او را چنین توصیف می‌کند: «مردم، سید مرحوم را از بزرگ‌ترین فلاسفه و از نوابغ و بزرگان شمرده‌اند و شک نیست که سید در مسائل سیاسی و اجتماعی دارای غریزهٔ کامل و افکار عالی و اطلاعات رسایی بوده... ما سید را مردی بسیار عالی‌مقام و عالم و خدمتگزار بشر می‌شماریم.»[8]
 
حمید عنایت نیز دربارهٔ سید این‌گونه می‌نویسد: «گسترش نهضت ضداستعماری و حس وطن‌دوستی در مصر قرن سیزدهم به رهبری او و مریدانش روی داد و در قرن حاضر نیز سعد زغلول، مؤسس حزب وفد، که زمانی ابتکار مبارزات ضداستعماری مردم مصر را برعهده داشت، از شاگردان او بود. در ترکیه ظهور فکر مشروطه‌خواهی و ترقی‌خواهی، خاصه در مبانی آموزش و تربیت با ذکر مکرر نام او همراه است. در ایران، مورخان انقلاب مشروطیت در شناخت قدر و مقام او در بروز انقلاب هم‌داستان‌اند...»[9]
 
محمد محیط طباطبایی از جمله اندیشمندانی است که در سال‌های حکومت پهلوی، که حجم اتهامات علیه سید بسیار بالا بود، پاسخ‌گوی شبهات علیه سید بوده و به دفاع از ایشان می‌پرداختند. «سیدجمال‌الدین و بیداری مشرق‌زمین» کتاب مهم ایشان در مورد سید است که به کوشش سیدهادی خسروشاهی گردآوری شده است.
 
سیدهادی خسروشاهی، سیدجمال‌شناس معاصر که از پنجاه سال گذشته تا امروز پژوهش‌های بسیاری در مورد شخصیت، آرا و راهکارهای سیاسی سید انجام داده است، از جمله طرفداران و تأییدکنندگان وی است. ایشان بر این باورند که بسیاری از انتقاداتی که برخی از آن‌ها به‌شکل اهانت علیه سید مطرح می‌شوند، بی‌اساس بوده و سند و مدرکی معتبر دال بر درستی آن‌ها وجود ندارد. از جمله اتهام فراماسون‌گری، آرزوی پیوستن ایران به خلافت عثمانی، جاه‌طلب بودن و بسیاری دیگر.
 
افزون بر شخصیت‌های ذکرشده، بسیارند کسانی که در تأیید سید قلم زده یا سخن گفته‌اند که در این مقال، مجالی برای پرداختن به آن‌ها نیست.
 
مخالفان سیدجمال
 
همان‌گونه کهموافقان سید یکدست نبوده و از اقشار مختلف روحانیون برجسته، روشن‌فکران، شعرا، اندیشمندان و... بودند، مخالفان سید نیز محدود به قشر یا گروه خاصی نیستند.البته می‌توان گفتبیشترین مخالفت‌ها با سید مربوط به مورخان دربار پهلوی، فراماسونرها، گروه‌های چپ (به دلیل دفاع وی از اسلام)، روشن‌فکران غرب‌گرا و برخی مذهبیونی است که سنت را به‌شکل متصلب و غیرقابل تغییر باور داشته و دارند.
 
 از جمله مخالفان سید، تقی زادهٔ غرب‌گرا و متجدد بود که نه‌تنها نسبت به سید، بلکه به عامهٔ روحانیت نظری منفی داشت. نکتهٔ شایستهٔ یادآوری برای کسانی که مدعی فراماسون بودن سید می‌شوند و ناقل کتاب‌های بدون سند متقن می‌گردند، این است که نخستین کسی که دربارهٔ عضویت سید در لژ فراماسونری صحبت کرد، تقی‌زاده در مجلهٔ «کاوه»‌ بود. وی در این مقاله که موضعی ضدروحانیت داشت، می‌نویسد: در مصر شنیده شد که وی در آنجا در محفل فراماسون‌ها داخل بوده و در آنجا برضد انگلیس حرف زده بود. در بعضی جراید غربی به نظر می‌رسد که او خود بانی و مؤسس محفل فراماسونی بود که سیصد نفر عضو داشت.[10] علاوه بر تقی‌زاده وجه مشترک اغلب کسانی که ادعای فراماسون بودن سید را مطرح می‌کنند، ضدیت با روحانیت است.
 
اسماعیل رائین، محمود کتیرایی، ابراهیم صفانی، شجاع‌الدین شفا، ولی‌الله یوسفیه و برخی دیگر از مورخان عصر پهلوی، آرا و فعالیت‌های سید را زیر سؤال برده و نقد می‌کنند.‌در مورد این افراد می‌توان گفت بسیاری از مخالفت‌ها با سید متوجه ندای اتحاد اسلام وی بوده و نسبت فراماسون‌گری به سید را این افراد پیش از همه مطرح نمودند. آن‌ها تلاش می‌کردند اتحاد اسلامی را بی‌معنا و از جمله سیاست‌های انگلیس جلوه دهند.
 
نکتهٔ شایستهٔ یادآوری برای کسانی که مدعی فراماسون بودن سید می‌شوند و ناقل کتاب‌های بدون سند متقن می‌گردند، این است که نخستین کسی که دربارهٔ عضویت سید در لژ فراماسونری صحبت کرد، تقی‌زاده در مجلهٔ «کاوه»‌ بود.
 
اسماعیل رائین در کتاب «فراموشخانه و فراماسونری در ایران»، یک عکس نقاشی‌شده از سید را در لباس ماسون‌ها چاپ کرده تا ثابت کند سید فراماسون بوده است.[11]
یوسفیه نیز در این رابطه می‌نویسد: «...نتیجهٔ مذاکرات سه ماه جمال‌الدین با سه سیاست‌مدار معروف انگلستان بر این امر منتهی گردید که جمال‌الدین، اتحاد اسلامی را در میان ملل اسلامی به وجود آورد.»[12]و نیز می‌نویسد: «علی‌رغم نظر اکثر نویسندگان که سید جمال‌الدین را خداپرست می‌دانند، طبق سندی که وجود دارد، او قبل از ورود به لژهای سازمان فراماسونری نیز اعتقاد به خدا نداشته است و حتی کسی نماز خواندن این منادی اتحاد اسلامی را ندیده است.»[13]
 
همچنین مهدی‌قلی‌خان هدایت نیز از جمله کسانی است که به دلیل مخالفت با اتحاد اسلام و روحانیت، با سید مخالف بود. وی می‌نویسد: «سیدجمال تلاش بی‌اندازه می‌کرده است به مقامی برسد... بالفرض در مصر انقلاب می‌شد، مصر به روز بدتری می‌افتاد... اتحاد اسلام که مرام سید بود، معنی ندارد.»[14]
ایراد بر سید پس از انقلاب نیز از سوی عده‌ای مطرح شده است. دکتر کریم مجتهدی، فیلسوف و نویسندهٔ کتاب «سیدجمال‌الدین اسدآبادی و تفکر جدید»، انتقاداتی بر سید دارد. ایشان در مورد شخصیت سیدجمال می‌گوید: به نظرم سید دارای شخصیت یکدست و واجد چهرهٔ مشخص و معینی نیست. علاوه بر پیچیدگی در نوشته‌های سید، گاه تناقض‌گویی‌هایی هم در گفته‌ها و نوشته‌های او مشاهده می‌شود. وی بر این باور است که سیدجمال بیشتر سیاست‌مدار است تا متفکر و فیلسوف.
 
موسی نجفی نیز که سید را فراماسونر می‌داند و از این بابت مورد نکوهش قرار می‌دهد، به گفتهٔ خود با استناد به نظرات دکتر مجتهدی، سید را فردی سطحی می‌خواند.[15]
 
سید جواد طباطبایی نیز مخالفت آشکاری با سید دارد. بن‌مایهٔ انتقاد وی به سید در ایدهٔ اتحاد اسلامی سید نهفته است، زیرا طباطبایی توجه به منافع ملی ایران را مورد تأکید قرار می‌دهد که به‌زعم ایشان، سید بی‌توجه بدان بود، درحالی‌که سید در مقالهٔ وحدت اسلامی، نشان می‌دهد که اگرچه وحدت امت اسلامی را آرزو دارد، اما در فکر اتحاد مرزی و جغرافیایی نیست و در مقابل، اتحاد معنوی مورد نظر وی بوده است.[16]
 
مخالفت با سید که در میان همهٔ گروه‌ها (مذهبی، غیرمذهبی، غرب‌گرا، سنت‌گرا و...) دیده می‌شود، امری است که تازگی نداشته و از زمان حیات سید وجود داشته و اسباب آزردگی این عالم بزرگ را فراهم آورده بود. با توجه به اینکه سید انسان غیرمعصوم و یک فعال سیاسی و اجتماعی بود، احتمال بروز خطا و اشتباه در وی طبیعی بوده و بستن باب انتقاد و بررسی شخصیت و افکار وی، امری غیرقابل توجیه است، اما باید توجه داشت مصلح بزرگ و دردمند جهان اسلام که صدوپنجاه سال پیش و در شرایط بغرنج زمانی و مکانی خاص خود می‌زیسته، سزاوار نقدهای غیرمنصفانه و اهانت‌های مغرضانهٔ گاه‌وبیگاه ما نیست.
 
گذشته از تفسیرها و برداشت‌های دیگران از وی، سید تنها یک فرد است با یک جهان‌بینی، یک هدف و یک اندیشه. باقی هرچه هست، برداشت دیگران، چه دوست و چه دشمن، چه هواخواه و چه مغرض است. درست است که سید شخصیت پیچیده‌ای داشت، اما درک راه و روش، هدف و مسلک وی آن‌چنان سخت نیست و این برداشت‌های یک‌سویه و تفسیرهای شخصی و مصادره به مطلوب‌های دیگران است که قرائت‌های گوناگون از سید را به وجود آورده است. یک شخص چگونه می‌تواند هم پدر روشن‌فکری دینی باشد و هم نیای بنیادگرایی محسوب شود. هم بنیان‌گذار سلفیه باشد و هم متجددی غرب‌گرا. هم مذهبی مرتجع خوانده شود و هم کافری بی‌دین. و از قضا مورد سوءظن و طرد همهٔ این گروه‌ها قرار بگیرد. نگاه‌های متفاوت به سید شاید مصداق این بیت از مولانای بزرگ باشد که می‌گوید:
 
«هرکسی از ظن خود شد یار من/ از درون من نجست اسرار من»
 
پی‌نوشت‌ها
 
[1]. سعیدی، غلامرضا، مفخر شرق، به کوشش سید هادی خسروشاهی، تهران، کلبهٔ شروق، 1۳۸۰، ص 141.
[2]. اقبال، محمد، بازسازی اندیشهٔ دینی در اسلام، ترجمهٔ محمد بقائی (ماکان)، تهران، فردوس، ۱۳۷۹، ص ۱۷۵.
[3]. صحیفهٔ امام، جلد ۵، ص ۲۹۰.
[4]. روحانی، سیدحمید، نهضت امام خمینی، ج 2، تهران، انتشارات واحد فرهنگی بنیاد شهید، 1381، ص 424.
[5]. مصاحبهٔ آیت‌الله خامنه‌ای با روزنامهٔ جمهوری اسلامی در تاریخ 30 خرداد 1360.
[6]. مطهری، مرتضی، بررسی اجمالی نهضت‌های صدسالهٔ اخیر، چاپ بیست‌وسوم، تهران، نشر صدرا، 1384، ص 14-15.
[7]. حکیمی، محمدرضا، بیدارگران اقالیم قبله، منبع الکترونیکی، مؤسسهٔ تحقیقات و نشر معارف اهل‌البیت (ع).
[8]. حکیمی، همان، ص 6.
[9]. همان، ص 6.
[10]. رائین، اسماعیل، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1357، ص 367.
[11]. گفت‌وگو با سیدهادی خسروشاهی، ماهنامهٔ سیاسی فرهنگی نسیم بیداری، شمارهٔ 49، اردیبهشت 93، ص 97.
[12]. یوسفیه، ولی‌الله، سازمان جهانی فراماسونری، 1352، ص 352.
[13]. همان، ص 350.
[14]. ذوالفقاری، مهدی، سیری در اندیشه‌های سیدجمال‌الدین اسدآبادی، ره‌آورد سیاسی، تابستان 1387، سال پنجم، شمارهٔ 20، ص 148-149.
[15]. گفت‌وگو با موسی نجفی، نسیم بیداری، همان، ص 85.
[16]. نسیم بیداری، همان، ص 75.
 
* ملیحه خوشبین، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران/ انتهای متن/
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه امسال سال مظلومیت اقتصاد مقاومتی بود، گفت: مظلوم تر از اقتصاد مقاومتی، فرهنگ است که هیچ حرکتی در این زمینه انجام نشده است.
ابراهیم کارخانه ای

به گزارش صدای دانشجو، دکتر "ابراهیم کارخانه ای" در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری ایسنا، اظهار کرد: شعارهای خیلی زیادی در زمینه اقتصاد مقاومتی داده شد و اوایل سال تمامی وزرا یک به یک به مجلس آمده و برنامه های خود را در رابطه با اقتصاد مقاومتی ارائه کردند سپس تمام این برنامه ها در قالب یک کتاب تدوین شد اما عملا سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری تقریبا زمین ماند و کارهای اقتصادی که انجام شد در حد کارهای جاری کشور بود.

وی ادامه داد: متاسفانه شاهد این نبودیم که قدم برجسته ای در جهت استحکام پایه های اقتصاد مقاومتی برداشته شود به گونه ای که مقام معظم رهبری هم عنوان فرمودند که اقتصاد مقاومتی با حرف عملیاتی نمی شود.

کارخانه ای تصریح کرد: بیش از هزار بار مسئولان بلند پایه کشوری در سخنرانی و نطق هایشان کلمه اقتصاد مقاومتی را به کار بردند اما بنا به فرموده مقام عظمای ولایت مگر برای یک بیمار کلمه دارو را به کار ببری درمان می شود؟ پس باید دارو به بیمار رساند بنابراین می توان گفت اقتصاد مقاومتی با حرف و سخنرانی عملیاتی نمی شود بلکه نیازمند برنامه ریزی جامع است که در میدان عمل و صحنه زندگی مردم خود را نشان دهد.

وی اضافه کرد: کما اینکه هم اکنون شاهد هستیم دولت مساله کاهش نرخ تورم را مطرح می کند اما مردم همچنان با گرانی قیمت ها مواجه هستند و در زندگی خود آن را لمس نمی کنند بنابراین اعلام کاهش تورم در رسانه ها، سبب کاهش تورم در زندگی مردم نمی شود بلکه باید مردم در زندگی خود لمس و احساس کنند که قیمت ها پایین آمده است.

وی یادآور شد: سوالاتی که در مجلس مطرح می شود و تذکرانی که به وزرا و رئیس جمهور داده می شود و مجلس را بابت آن محکوم می کنند که سوال و تذکر زیاد است و طرح استیضاح ها در همین رابطه است.

وی با بیان اینکه مظلوم تر از اقتصاد مقاومتی، فرهنگ است که هیچ حرکتی در این زمینه انجام نشده است، خاطرنشان کرد: اگر برای اقتصاد مقاومتی کتابهایی تدوین و حرکت هایی مکتوب انجام شد اما در رابطه با فرهنگ حرکتی انجام نشد به طوریکه مظلوم تر از اقتصاد مقاومتی، مساله فرهنگ بود.

 نماینده مردم همدان در خانه ملت در ادامه گفت: در رابطه با مدیریت جهادی نیز هیچ حرکتی از مدیریت جهادی در کشور شاهد نبودیم به طوریکه مدیریت ها معمولی بود و حتی در برخی عرصه ها شاهد افت مدیریت بودیم و این در حالیست که رکن اساسی هر برنامه ریزی، مدیریت است.

وی خاطرنشان کرد: مدیریت جهادی یعنی مدیریتی که فرماندهان جنگ در مواجهه با دشمن به کار می گیرند و چون ملت ما هم در مواجهه با جنگ تحمیلی اقتصادی دشمن است بنابراین مقام معظم رهبری مساله مدیریت جهادی را مطرح فرمودند، مدیریتی مانند باکری ها، خرازی ها، شهبازی ها، قاسمی ها و چیت سازیان ها  منتها این بار نه در میدان مواجهه با جنگ نظامی دشمن بلکه در مواجهه با جنگ اقتصادی دشمن!

کارخانه ای تصریح کرد: البته در مجلس هم تذکر دادیم که بالاخره برنامه های مطرح شده چقدر محقق شده است چراکه نمی توان برنامه های جاری کشور را که در قالب برنامه های روزانه عملیاتی انجام می شود به حساب شعار سال گذاشت بلکه به اقداماتی فراتر از آنچه در روند جاری کشور صورت می گیرد برای تحقق شعار سال نیاز داریم.

وی خاطرنشان کرد: امسال مهمترین کاری که دولت انجام داد ارائه لایجه خروج از رکود بود که بعد از گذشت 6 ماه از سال به مجلس تقدیم شد و مجلس ظرف دو سه ماه همراه با لایجه تنظیم بخشی از مقررات مالی کشور آن را تصویب کرد و الان سال به رو پایان است و زمانی برای اجرای آن باقی نمانده است در حالیکه مدیریت جهادی یعنی مدیریت زمان و اینکه بتوان از زمان  و امکانات کشور بهترین بهره را در سریعترین زمان ممکن برد وگرنه یک مدیریت عادی و معمولی جهادی نیست.

نماینده مردم همدان در مجلس با بیان اینکه بیشتر یک مدیریت جناحی در کشور پیاده شد نه جهادی، اظهار کرد: باید از تمام نیروهای قدرتمند و معتقد به نظام و جان بر کف استفاد می شد در حالیکه رئیس جمهور در سخنرانی ها خود اعلام کرد کسانی که روز 24 خرداد را قبول ندارند نمی توانند در پست های مدیریتی قرار گیرند و این به تبع، مجوزی می شود که در رده های دیگر مدیریتی این اقدام صورت گیرد که با کلمه اعتدال منافات دارد.

وی تصریح کرد: انتظار داریم در مملکتی که در مواجهه با دشمنان قرار گرفته و امروز به برکت مدیریت هوشمندانه و مدبرانه مقام معظم رهبری در اوج عزت و اقتدار در معادلات سیاسی منطقه قرار گرفته، در تمامی عرصه ها از تمام کسانی که نظام را قبول دارند، وفادار هستند و اگر مشکلی برای نظام پیش آید سینه سپر می کنند استفاده شود و این افراد در میدان مدیریتی نظام حضور داشته باشند نه اینکه کنار گذاشته شوند.

کارخانه ای اذعان کرد: یک فرمانده خوب از تمامی نیروهای توانمند، کارآمد و شهادت طلب با هر تفکری در مواجهه با دشمن استفاده می کند. یک فرمانده موفق در میدان جنگ هرگز در مواجهه با دشمن جناحی برخورد نمی کند بلکه از همه جناح ها بهترین استفاده را می برد چراکه آنها نشان دادند آماده رزم و مواجهه با دشمن هستند بنابراین انتظار داریم از همه نیروهای اسلامی و توانمندیهایی که در کشور وجود دارد در قالب منابع انسانی، فیزیکی و طبیعی با مدیریت، برنامه ریزی و نظارت به کار گرفته شود تا چرخ دنده حرکت توانمند جمهوری اسلامی ایران با قدرت هرچه بیشتر به جلو حرکت کند.

وی تصریح کرد: می خواهیم دولتی که کارهای اجرایی نظام اسلامی را جلو می برد موفق باشد و موفقیت در صورتی حاصل می شود که از همه توانمندیها و نیروها استفاده کند. دولت هر چه موفق تر باشد موفقیت جمهوری اسلامی ایران و در نتیجه خدمت به مردم بیشتر می شود و آنچه می گوییم براساس وظیفه، تکلیف و دلسوزی به نظام مطرح می کنیم و در قالب مسائل جناحی برخورد نمی کنیم.

مسئول دفتر بسیج دانشجویی تویسرکان:
مهمترین سوغات کاروان‌های راهیان نور، تحول روحی است
مرتضی اردلان گفت: مهمترین سوغات برای کاروان‌های راهیان نور در زمان برگشت تحول روحی است.
راهیان نور

به گزارش صدای دانشجو، مرتضی اردلان در مراسم بدرقه دانشجویان تویسرکانی به اردوهای راهیان نور، اعزام نسل جوان به مناطق خاطره انگیز دفاع مقدس را سرمایه غنی فرهنگی دانست که موجب تعمیق ارتباط عاطفی نسل امروز با نسل حماسه، ایثار و شهادت می‌شود.

وی با اشاره به اینکه دانشجویان طی این سفر معنوی و در بازید از مناطق عملیاتی و جنگی در جنوب کشور با شهدای شاخص همان مناطق و رشادت های جوانان این سرزمین توسط راویان فتح آشنا می شوند، اظهار کرد: مهمترین سوغات برای کاروان‌های راهیان نور در زمان برگشت تحول روحی است.

مسئول دفتر بسیج دانشجویی تویسرکان تأکید کرد: هویت و حیات معنوی ما شهدا هستند و راهیان نور روحیه شهادت طلبی را در جامعه توسعه می‌بخشد.

در پایان این مراسم دانشجویان با بدرقه مسئولين دانشگاه و سپاه ناحيه شهرستان به سوي مناطق عملياتي طلائيه، شلمچه، اروندکنار، فتح المبین و دهلاويه در جنوب ايران اعزام شدند.

انتخابات اعضای اتاق بازرگانی استان همدان همزمان با سراسر کشور با 34 کاندیدا برگزار می‌شود، هرچه به موعد برگزاری انتخابات اتاق بازرگانی نزدیک می‌شویم، تلاش‌های برخی جريان‌هاي خاص برای حضور در اتاق بازرگاني بيشتر مي‌شود.
احسان مطهری زاده

به گزارش صدای دانشجو،  انتخابات اعضای اتاق بازرگانی استان همدان همزمان با سراسر کشور با 34 کاندیدا برگزار می‌شود، هرچه به موعد برگزاری انتخابات اتاق بازرگانی نزدیک می‌شویم، تلاش‌های برخی جريان‌هاي خاص برای حضور در اتاق بازرگاني بيشتر مي‌شود.
ورود جريان اصلاح‌طلب براي حضور در پارلمان بخش خصوصي كشور، ابهامات زيادي را براي خيز اين جريان سياسي در بخش خصوصي و اقتصادي استان‌ها و سپس كشور ايجاد كرده است.
صرف هزينه‌هاي ميلياردي در كشور و به تبع آن نازل‌تر در استان‌ها و درج آگهي و رپرتاژهاي تبليغاتي در روزنامه‌هاي استاني و كشوري و ارائه چهره‌اي به ظاهر غير سياسي و حرفه‌اي! در حوزه اقتصادي در انظار توسط صحنه‌گردانان اصلي اصلاح‌طلبان در استان نكته‌اي است كه بايد با دقت به آن توجه داشت؛ كه چه چيزي در اتاق بازرگاني هست كه بايد اين قدر براي آن هزينه كرد.
در اين بين اسپانسرها هم دست به كار شده و براي آن كه در آينده منافع خود را حفظ كنند، دست به جيب شده و نمكي در اين سفره پر منفعت مي‌پاشند!
اما آنچه از همه اينها مهم‌تر است، حضور افرادي منتسب به دولت و يا افراد سايه حامي و مؤثر در دولت، در انتخابات اتاق بازرگاني است كه ظاهراً به دنبال در دست گرفتن بازي‌هاي اتاق بازرگاني ايران هستند، و اين مسئله تنها شائبه نفوذ دولتي‌هاي در سايه را دارد.
البته مشخص است ورود به اتاق بازرگاني در استان‌ها به تنهايي كافي نيست، بلكه مقدمه‌اي است براي انتخاب اتاق بازرگاني كشور كه به نوعي قوه چهارم نظام محسوب مي‌شود و به انحاء مختلف در تبليغات انتخابات اتاق نيز به اين مسئله اذعان شده است.
در استان همدان هم دقيقاً فردي كه در رأس بسياري از انتصابات استان قرار دارد و اهم وظايف دولتي‌ها را به آنها ديكته مي‌كند، در رأس ائتلافي براي به دست آوردن كرسي‌هاي اتاق بازرگاني همدان تلاش مي‌كند.
زمينه‌سازي حضور علي‌اصغر زبردست (استاندار همدان در دولت اصلاحات) چنديست با انتشار اخبار و آگهي‌هايي كاملاً مردمي!! انجام شده و حال كه تبليغات شروع شده مستقيماً در نشريات استان بروز پيدا كرده است.
در تبليغاتي كه زبردست در پيش گرفته، هم‌چون منش هم‌كيشان خود (اصلاح‌طلبان) در تخريب رقبا هنگام رقابت سياسي، روند كار اتاق بازرگاني گذشته را قهقرايي ناميده و از ضعف و افول آن در سال‌هاي گذشته مي‌گويد و وظيفه خود دانسته اين‌بار لابد عرصه سياست را رها كرده و با توجه به علاقه‌مندي و سابقه حضورش در همدان!، و همچنين محبت و اعتماد مردم و فعالان اقتصادي!! (به ادعاي خودش) به دنبال بهبود وضعيت اتاق همدان و ارتقاي جايگاه اتاق استان باشد.
در يك گزارش آگهي سفارشي كه اخيراً در يكي از روزنامه‌ها منتشر شده، زبردست از افتخارات و سوابق اقتصادي خود رونمايي كرده كه نگاهي به آنها برخي نقطه‌هاي تاريك را عيان مي‌كند.
زبردست در اين مطلب بيان داشته «بعد از سي سال مديريت در كشور در سال 84 با روي كار آمدن دولت نهم بالاجبار بازنشته شده است».
همه مي‌دانيم سن بازنشستگي در كشور 30 سال است، استاندار دولت اصلاحات آيا اصرار داشته بعد از سن بازنشستگي باز هم در دولت جديد باقي بماند يا شايد اصلاح‌طلبان اساساً چيزي به نام بازنشستگي ندارند و پست و مسئوليت را مادام‌العمر فرض مي‌كنند؟!
وي سپس پس از بازنشستگي ناخواسته!! تجارب خود را در بخش خصوصي به كار گرفته و منشأ خدمات براي كشور شده است. البته 7 سال از اين 9 سال خدمات براي كشور را مديرعامل شركت سرمايه‌گذاري باران (وابسته به بنياد باران و گفتگوي تمدن‌ها متعلق به رئيس دولت اصلاحات!!) بوده است. حال بنياد باران چه خدماتي براي كشور داشته اين خود مبحثي جدا مي‌طلبد.
زبردست حضورش در مديريت سياسي گذشته را عامل تعامل با دولت تدبير و اميد مي‌خواند و تحكيم و تعميق ارتباط و همكاري بخش خصوصي (بخوانيد اصلاح‌طلبان) با دولت را عامل فائق آمدن بر مشكلات اقتصادي مي‌داند.
اما حضور افرادي كه از دولت هستند يا دولت در نفوذ آنهاست تنها «اقتصاد دستوري» را تقويت مي‌كند كه در دراز مدت به منافع ملي لطمه مي‌زند. وابستگي اتاق بازرگاني به افراد سياسي و دولت نه تنها استقلال اتاق را خدشه‌دار مي‌كند، بلكه اين بخش خصوصي را هم دچار بيماري‌هاي مزمني نظير رانت، فساد اقتصادي، فضاي نامناسب كسب كار و مواردي از اين قبيل، مي‌كند كه اقتصاد دولتي دچار آن است، و مشكلات ساختاري اقتصاد همچنان پابرجا مي‌ماند.
آن چه براي ما روشن نشد اين بود كه اساساً چنين فردي با اين سابقه اجرايي، وقتي سرليست يك ائتلاف براي انتخابات اتاق بازرگاني قرار مي‌گيرد، چطور به سياست‌هاي كلان نظام و از جمله سياست‌هاي ابلاغي اقتصاد مقاومتي از سوي رهبر معظم انقلاب توجهي به هيچ وجه نشان نمي‌دهد.
يكي از مشكلاتي كه از اين منظر به آن بايد توجه شود دولتي بودن اقتصاد است، و آيا اين افراد وابسته به دولت و جريان‌هاي سياسي مي‌توانند مدعي باشند با حضور خود در پارلمان بخش خصوصي كشور، اقتصاد را به دست مردم سپرده و مشاركت عامه مردم در فعاليت‌هاي اقتصادي محقق مي‌شود؟
كانديداي انتخابات اتاق بازرگاني همدان همچنين به ويژگي‌هاي خاص همدان در غرب كشور تأكيد ويژه دارد و از خدمات خود در همدان در دوره استانداري ياد مي‌كند.
اما همگي مي‌دانيم فرايند حضور مديران و نيروهاي غيربومي در استان همدان در زمان حضور خرم به دليل وابستگي به شهري مشخص شكل گرفته و سپس توسط زبردست غير همداني ادامه يافت. اين كه فعاليت‌هاي يك استاندار مايه افتخار وي باشد براي ما نيز مايه خرسندي خواهد بود تا ابهامات و حواشي اقتصادي پيش آمده در آن دوره نيز شفاف به سمع مردم رسانده شود بلكه انگيزه‌هاي كانديداتوري در اتاق بازرگاني هم روشن شود.
و اما آنچه بازهم نياز به يادآوري است اين كه حضور در اتاق بازرگاني استان، مقدمه شكل‌گيري اتاق ايران است تا آن گاه اين بخش به ظاهر خصوصي بتواند نقش‌هاي حزبي و جناحي خود را به خوبي در آينده ايفا كند!
در سالیان اخیر، اصلاح‌طلبان تلاش زیادی کردند تا مدیریت مهم‌ترین تشکل اقتصادی کشور را به دست آورند به همین دلیل از سال 1384 تعداد زیادی از مدیران دولت اصلاح خود را فعال بخش خصوصی جا زدند تا بتوانند راهي اتاق بازرگاني شوند.
هنوز اعضاي اتاق بازرگاني تجربه تلخ مديريت پرحاشيه و جنجالي دوساله اصلاح‌طلبان بر اتاق بازرگاني تهران در سالهاي 82 تا 84 را از ياد نبرده‌اند و به همين دليل تاكنون تصاحب رياست اتاق بازرگاني كشور توسط اصلاح‌طلبان ناكام مانده است.

*احسان مطهری زاده

ستاد اجرایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران جزئیات دریافت متقاضیان بن کارت های دانشجویی را منتشر کرد.
نمایشگاه کتاب تهران

به گزارش صدای دانشجو، این بن کارت ها که صرفاً ویژه دانشجویان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و طلاب علوم دینی است، و هر ساله تعداد  زیادی از دانشجویان را برای خرید کتاب های مورد نیاز خود به نمایشگاه می کشاند.

در بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران نیز این کارت با شرایط ذیل در اختیار دانشجویان قرار می گیرد:

زمان ثبت نام از ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ تا قبل از برگزاری نمایشگاه و از طریق سامانه ثبت نام بن کارت دانشجویی به آدرس www.tibf.ir است. زمان توزیع کارت از تاریخ ۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ تا پایان نمایشگاه است.

متقاضیان پس از ثبت نام و تأیید هویت و پرداخت سهم دانشجو (به صورت اینترنتی) برای دریافت بن کارت می‌بایست صرفاً به شعبه‌ای که در زمان ثبت نام انتخاب نموده‌اند مراجعه کرده و از مراجعه به شعب دیگر خودداری نمایند.

مدارک لازم هنگام دریافت کارت عبارتند از کارت دانشجویی یا طلبگی معتبر، کارت ملی و شماره رهگیری ثبت‌نام در سامانه.

هر دانشجو مجاز به دریافت یک کارت الکترونیکی یارانه‌ای کتاب است.

اعتبار موجود در کارت‌ها ۶۰۰ هزار ریال است که ۳۰۰ هزار ریال آن به عنوان یارانه کتاب توسط معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معادل آن نیز توسط شخص دریافت کننده کارت به صورت اینترنتی پرداخت می‌شود.

یارانه پرداختی برای خرید کتاب از بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است. کارتهای ویژه خرید در نمایشگاه فقط در مدت برگزاری نمایشگاه اعتبار داشته و از طریق دستگاههای کارت خوان داخل نمایشگاه قابل استفاده است.

البته این سامانه اکنون در حال آماده سازی است و تنها اطلاع رسانی انجام می‌دهد.

معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در راستای سیاست‌های گسترش کتاب و کتابخوانی و حمایت از نشر کشور، هر ساله در ایام برپایی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران کارت ویژه خرید یارانه ای کتاب را در اختیار دانشجویان عزیز قرار می دهد.

تاریخ : 16. اسفند 1393 - 22:27   |   کد مطلب: 14978
بانوی تازه مسلمان شده ژاپنی:
آرزو کردم مسلمان شوم
بانوی تازه مسلمان شده ژاپنی گفت: زمانی که با اسلام آشنا شدم، آرزو کردم که یک مسلمان واقعی شوم.
آتسو کو هوشین

به گزارش صدای دانشجو به نقل از ایسنا، "آتسو کو هوشینو" که بعد از مسلمان شدن نام خود را به "فاطمه" تغییر داد شنبه امروز در مراسمی تحت عنوان "بانوی تازه مسلمان شده" با تاکید بر اینکه آزاد ترین انسان بنده خداست، تصریح کرد: وقتی که تحقیقات خود را در مورد اسلام کامل کردم تازه متوجه شدم که بنده خدا بودن چقدر خوب است چرا که خداوند صاحب همه چیز در عالم از جمله آزادی بوده و تقوا پیشه گان نیز در نزد خدای متعال ارجمند واقع شده اند.

وی با اشاره به اینکه از پنج سال گذشته وارد کشور ایران شدم گفت: در خانواده ژاپنی به دنیا آمدم، عموی من یک کشیش مسیحی است در همین محیط بود که ادیان مختلف را مقایسه کردم.

هوشینو ادامه داد: در 11 سپتامبر زمانی که علیه دین اسلام، تبلیغات گسترده شد خیلی کنجکاو شدم چرا که بوی توطئه شنیده بودم، از دین اسلام اطلاعاتی به جز خواندن نماز و حرام بودن شراب چیزی نداشتم در آن موقع بود که شروع به خواندن قرآن و تحقیق درباره دین اسلام کردم.

وی تصریح کرد: برایم عجیب بود که همه حرف های رایج در مورد دین اسلام دروغ محض بوده، در آن زمان فهمیدم کسانی که با حق و حقیقت هستند احتیاجی به دروغ گفتن ندارند و افرادی هم که با حق نیستند همواره سعی می کنند برای توجیه کارهای خود به دروغ متوسل شوند.

هوشینو اضافه کرد: همیشه از خود سوال می کردم که هدف از زندگی کردن چیست برای یافتن پاسخ این سوال به همه ادیان مراجعه کردم اما هیچ یک به جز قرآن نتوانستند سوال های من را به صورت شفاف پاسخ دهند.

وی اذعان کرد: زمانی که سوره یس را خواندم متوجه نوری شدم که بعدها متوجه شدم که این نور مختص پیامبر اکرم (ص) است.

هوشینو با تاکید بر اینکه متاسفانه در کشور ژاپن، فعالیت تشیع بسیار ضعیف است، گفت: برای مسلمان شدن، به مرکز اسلامی سنی در توکیو مراجعه کردم و ابتدا سنی شدم، به تدریج برای خواندن قرآن و نماز زبان عربی را فراگرفتم سپس به تشیع گرایش پیدا کردم.

وی در ادامه با اشاره به اینکه به خواندن دعا علاقه زیادی دارم گفت: دعا در زمان کمک شایانی به من کرد.

وی اذعان کرد: در آن زمان همه خانواده و دوستانم فکر می کردند که من دیوانه ام و من را سرزنش می کردند اما من با خواندن دعا احساس می کردم که همه اهل بیت(ع) در کنار من هستند بنابراین تصمیم گرفتم که مسلمان بمانم.

وی در خصوص حجاب خود تصریح کرد: زمانی که در ژاپن، از روسری برای حفظ حجاب خود استفاده کردم، پلیس با من برخورد کرده و مردم نیز با حس بدی به من نگاه می کردند اما در این زمینه نیز با لطف و عنایت خداوند موفق شدم در آن شرایط نیز دست از اعتقاداتم برندارم.

وی ادامه داد: خداوند زندگی جدیدی به من عطا کرد که احساس کردم باید آن را جبران کنم بنابراین تصمیم گرفتم که به ایران سفر کنم و در این جا نیز حجاب برتر که همان چادر بوده را برای خود برگزیدم.

این بانوی تازه مسلمان شده در پایان یادآور شد: من افتخار می کنم که یک زن مسلمان هستم چرا که برای خود شخصیت دارم.

آزمون دکتری صبح جمعه همدان با تاخیر برگزار شد که موجب خستگی داوطلبان شد.
 آزمون دکتری

به گزارش صدای دانشجو، صبح جمعه 15 اسفند 1393 داوطلبان آزمون دکتری همدان طبق اعلام قبلی سازمان سنجش مبنی بر بسته شدن در های محل آزمون راس ساعت 7/30 در محل آزمون حاضر شدند، در حالی که داوطلبان منتظرشروع فرآیند آزمون از ساعت 8 بودند اما با تعجب متوجه شدند که آزمون برگزار نشد، این وضعیت تا ساعت 9 ادامه یافت و داوطلبان در این آزمون مهم و حساس و به عبارتی بالاترین سطح آزمون ورودی تحصیلات تکمیلی کشور با سردر گمی بیشتر و نیز خستگی و بهم ریختگی فضای رسمی آزمون مواجه شدند.

لازم به ذکر است مسئول برگزاری آزمون های دانشگاه بوعلی سینا به تازگی تغییر کرده است.

ظاهرا مسولان برگزاری آزمون تمهیدات لازم برای برگزاری مناسب این آزمون حساس را فراهم نکرده بودند.

 

منبع: جوان همدان

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS