مطبوعات همدان
به کانا ل ارتباطی ما بپیوندید
تاریخ : 19. شهريور 1394 - 8:58   |   کد مطلب: 15940
ملت رزمندۀ ایران این طلیعۀ پیروزی نهایی را که ابرقدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه ـ یعنی خاتمه دادن به چپاولگریها ـ کرده است، اگر جشن بگیرد حق دارد.

بعد از مذاکرات هسته ای متاسفانه در ذهن برخی از مسئولین مفهوم استکبار ستیزی کمرنگ شده است، تا جایی که برخی در رسانه هایشان به شعار مقدس" مرگ بر امریکا ، مرگ بر انگلیس و مرگ بر اسرائیل" حمله می‌کنند.
از طرفی دیگر بازگشایی سفارت انگلیس و مجوز فعالیت شبکه بی بی سی باعث شد که افرادی بر این باور برسند که سیاست نظام بر تعامل با غرب است.
در حالی که فارق از عملکرد دولت یازدهم، با نگاهی به سخنان امام خمینی(ره) و امام خامنه ای درمیابیم که روحیه استکبار ستیزی، اصلی مهم در شکل گیری انقلاب اسلامی و تداوم ان است و به هیچ عنوان این روحیه نباید تضعیف بشود.
از آنجائیکه رهبر معظم انقلاب در سخنرانی چهارده خرداد امسال به مسئله تحریف امام هشدار دادند، و در سخنرانی اخیرشان با دولتمردان یازدهم  با بیان صریحشان، خطر نفوذ دشمن را یاد اور شدند و فرمودند:"به نظر من کاری که علی‌العجاله باید کرد این است که در اتّخاذ مواضع انقلابی، باید صراحت داشت؛ یعنی رودربایستی نکنیم. مواضع انقلابی را، مبانی امام بزرگوار را صریح بیان کنیم، خجالت نکشیم، رودربایستی نکنیم، ترس نداشته باشیم و بدانیم که «وَ للهِ‌ جُنودُ السَّمٰواتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَزیزًا حَکیمًا».(۴) همه‌ی امکانات عالم و سنن عالم، جنود الهی هستند، میتوان آن جنود الهی را پشت سرِ خود قرار داد و به کمک خود کشاند با توکّل به خدا، با پیمودن راه خدا."
باید گفت این روزها دولت یازدهم هر چند کمرنگ در مقابل با شعار مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل واکنش نشان دهده است، اما در مقابل با شعار مرگ بر انگلیس سکوت پیشه کرده است، گویی میخواهدند ملت خیانت های انگلستان را در کشور به فراموشی بسپارد و با رویکردی جدید تعاملات بیشتری با این کشور داشته باشد.
 از همین رو  تصمیم گرفتیم سخنان امام خمینی(ره) در رابطه با انگلیس را از صحیفه امام استخراج کرده  تا مبادا در آینده عده ای بخواهند شخصیت و گفتمان امام راحل را تحریف نمایند
 
سخنان امام خمینی در رابطه با انگلیس:
 
 
*آمریکا و انگلیس دشمن شماره یک مردم ایران
 
ــخبرنگار رادیو تلویزیون آلمانکانال 1:[روزنامه ‏های خارجی در اینجا گزارش داده‏ اند که ایرانی‏ ها تنفری نسبت به امریکایی‏ها و انگلیسی‏ها دارند؛ این نقل قول درست است یا غلط؟ چه دلیلی برای این تنفر وجود دارد؟]
 
ــدقیقاً صحیح است! دولتهای امریکا و انگلیس آنقدر به ملت ما فشار آورده‏اند و اشخاص جنایتکار را تأیید کرده‏اند که کم‏کم موجب تنفر ملت ما شده است. البته شوروی هم دست کمی از آنها ندارد. من بارها توصیه کرده‏ام که دست از پشتیبانی دولت و شاه ایران بردارید و کاری نکنید که ملت ایران نسبت به ملتهای انگلیس و امریکا که در مقابل این روش دولتهای متبوعشان سکوت کرده‏اند بدبین شوند. و ما فعلاً امریکا و انگلیس و شوروی را دشمن شمارۀ یک مردم خود می‏دانیم؛ البته امریکا از همه بدتر است.

صحیفه جلد5 / شنبه 16 دی 1357

 

*قیام کردیم برای خروج از سلطه

راسل‏کرنمایندۀ پارلمان انگلیس ـ مجلس عوام ـ و عضو حزب کارگر: دربارۀ دولت انگلیس چه نظری دارید؟
 
امام: نظریات ما، بدبختیهای شرق عمدتاً ـ و ایران خصوصاً ـ از این سه دولت امریکا، انگلیس و شوروی است؛ و اینها هستند که رضاخان و محمدرضا را بر ما مسلط کردند؛ و ما می‏خواهیم از زیر سلطۀ آنها بیرون بیاییم. ملت قیام کرده است برای خروج از سلطه. چیزی را که یک ملت خواست، عملی خواهد کرد.

صحیفه جلد 5/  1 آبان 1357

*ظلمهای دولت انگلیس
 
 خبرنگار بی بی سی:[دولت بریتانیا هنوز هم به فرستادن سلاحهای خود مثل تانکها، راکتها و دیگر سلاحهای نظامی برای شاه ادامه می‏دهد. از نظر حضرت آیت‏اللّه‏ معنای این فرستادن اسلحه چیست؟]
 
ــما سالهای طولانی است که گرفتار این چیزها هستیم که دولت انگلیس به حکومت جائر ما همراهی می‏کند. از اول دولت انگلیس پدر این شاه را بر ما تحمیل کرد، و بعد هم که او خیانت به آنها کرد او را اخراج کردند. متفقین ـ که یکی‏شان انگلستان بود ـ محمدرضاشاه را بر ما تحمیل کردند و تحمیلات دولت انگلستان و ظلمهایی که به ملتهای ضعیف ـ که یکی از آنها ملت ماست ـ کرده‏اند، سابقۀ زیادی دارد و اینکه حالا هم به فرستادن سلاح و پشتیبانی از شاه ادامه می‏دهد، می‏خواهد سلطنت او ادامه پیدا کند و این ادامۀ جرمها و

جنایاتی است که او مرتکب شده و می‏شود. و اینها می‏خواهند دولت شاه را هرچه بیشتر نگه دارند و هر روزی که بر سلطنت باقی بماند روز مصیبت بزرگ ملت ماست.
 

صحیفه جلد5 /19 دی 1357

 

*مجرم خود باختگان ملی نما کمتر از امریکا و انگلیس نیست
 
ـ و از جمله چیزهایی که مانع دفاع مسلمین از کشورهایشان است، تبلیغات دامنه‏دار برای هر چه بزرگتر جلوه دادن قدرتهای خارجی است. در سابق از انگلیس، به دست به اصطلاح روشنفکران و تحصیلکردگان غربزده، یک غول ساخته شده بود و به دولت‏های بی‏اطلاع و ملتهای دربند تحمیل کرده بودند که اگر به یک فراش سفارتخانۀ انگلیس یک حرف درشت‏زده شود، ایران به باد فنا می‏رود! و پرچم سفارت بر سر خانۀ هر مجرمی که افراشته می‏شد از مجازات مصون می‏گشت. و اشارۀ سفیر انگلیس به دولت یا صدر اعظم، کافی بود برای اجرای اوامر و اطاعت بی چون و چرای او. و امروز از این دو قدرت، خصوصاً امریکا، در بلاد مسلمین همان غول را بسیار بزرگتر و شاخدارتر ساخته‏اند؛ و گمان می‏کنند اگر به یکی از این دو قطب گفته شود بالای چشمت ابروست، کشور از بین می‏رود! و با خیالهای خام و مقایسۀ عصر حاضر با عصرهای

گذشته و دامن زدن وابستگان غربزده به این نحو شایعه ‏ها، مسلمین را از دفاع بحق خود مأیوس نمودند. و جرم این خود باختگان ملی نما کمتر از مجرم اصلی نیست.
 
صحیفه جلد 18 / 12 شهریور1362

 

* کودتای نحس رضاخان به دست دولت انگلیس

سلام بر شما و سایر برادران. لابد قضایای ایران و مصیبتهایی که بر اهالی آنجا از طرف سلسلۀ پهلوی وارد شده و می‏شود اجمالاً شنیده‏اید. آنچه بر این ملت مظلوم می‏گذرد به حدی نیست که بتوانم تفصیل دهم. از اول کودتای نحس رضاخان به دست دولت انگلیس تاکنون، تمام ملت ایران در اختناق و رنج و درد به سر می‏برند؛ تمام ذخایر آنها را از قبیل نفت و غیره به طور غاصبانه به اجانب داده‏اند و نفعی از آن به ملت فقیر نرسیده و نمی‏رسد؛ کشتارهای عمومی و دسته‏ جمعی سالها است ادامه دارد.

صحیفه جلد5/ 4 آذر 1357

* امریکا و انگلیس از خون ملت ما تغذیه می‏کنند
 
از اظهارات پوچ دولت امریکا و انگلیس و شوروی مبنی بر پشتیبانی از شاه برای حفظ منافع خودشان نهراسید؛ که نمی‏هراسید. به شهادت تاریخ، هیچ قدرتی نمی‏تواند آتش قلب ملت مظلومی را که برای رسیدن به آزادی و استقلال قیام کرده است،….
 
 
……….گاهی شنیده می‏شود که در دانشگاه شعارهایی داده می‏شود که مورد استفادۀ رژیم است. باید جوانان ما بدانند که چین و شوروی، چون امریکا و انگلیس از خون ملت ما تغذیه می‏کنند. تقاضای من از شما که از شعارهایی که شخص شاه از آن استفاده می‏کند .
 
بپرهیزید و روی پای خود بایستید و به شرق و غرب گرایش نداشته باشید. فریب غارتگران بین‏المللی را نخورید. آنان که شما را در جریان این قبیل شعارها قرار می‏دهند از وابستگان رژیم هستند؛ از آنان احتراز کنید و به دوستان دیگر بپیوندید، و با شعار توحید و اسلام، دست دودمان پهلوی و گروه نفتخوار را از کشور خود قطع کنید، و به آغوش اسلام برگردید، که اسلام برخلاف ادعاهای کاذب مکاتب دیگر که سران آن همیشه گفته‏اند و عمل نکرده‏اند و با بردن منابع ایران، ما را در فقر و وابستگی قرار داده‏اند، به خواست تمام مردم محروم، جامۀ عمل می‏پوشاند. ما با آغوش باز از شما استقبال می‏کنیم و به شما خدمت می‏کنیم. اسلام برای نجات مستضعفین آمده است

صحیفه  جلد4/ 4 ابان 1357

*جنایات انگلیس و امریکا
 
 
ما می‏بینیم که این امریکا که امضا کرده است همین معنا را، این انگلستان که اینقدر از آن تعریف می‏کنند و از تمدنش تعریف می‏کنند و از دموکراسی بودنش تعریف می‏کنند، و این هم جز تبلیغات خود آنها و شیطنت خود آنها چیز دیگری نیست که با شیطنت و با تبلیغات اینها به مردم باور آورده‏اند که در رأس دموکراسیْ انگلستان است و مشروطیت به معنای حقیقی‏اش در انگلستان است، اینها به واسطۀ تبلیغاتی که داشتند به خورد مردم دادند این معنا را؛ و ما دیدیم که انگلستان با هندوستان، پاکستان و دوَل استعماری خودش چه کارها و چه جنایتها در آنجا کرده‏اند. و این همین امریکاست که می‏بینید در اسرائیلش که نگاه می‏کنیم ـ آنجا را به وجود آوردند ـ اینها با مسلمین چه کردند و دارند چه می‏کنند. چه جنایاتی به مسلمین، و خصوصاً شیعه، اینها چه جنایاتی کرده‏اند و دارند می‏کنند. از آن طرف یک مأموری هم گذاشته‏اند در مصر به اسم سادات، که این هم فعالیتهایش فعالیتهای استعماری است. و چند وقت پیش از این رفت به اسرائیل و حرفهای آنها را مثلاً چه بکند.
از آن طرف در این پنجاه سالی که ما یاد داریم، در این پنجاه سال عزای ایران، در این پنجاه سال مصیبت ایران که از این خاندان روسیاه به این ملت وارد شد، این انگلستانِ بشر دوستِ دموکراتِ امضا کنندۀ اعلامیۀ حقوق بشر، به حَسَب اقرار خودش، رضاشاه را به سلطنت رساندند. و قریب بیست سال ماها در زحمت بودیم و ملت اسلام در زحمت بود. و محو آثار شریعت را می‏خواست بکند. البته موفق نشد اما بنا بر این بود؛ برای اینکه هر صدایی که از آن بوی اسلام می‏آمد، هر تبلیغی که از آن بوی اسلام می‏آمد، درِ آن بسته شده بود.
 
و این امریکایی که امضا کرده است این اعلامیۀ حقوق بشر را، بر ما مسلط کرده است، بر ایران مسلط کرده است یک آدمی را که خَلَف صالحی است از برای آن پدر. این شاه موجود ما در این مدتی که در رأس حکومت بوده است و ایران را به صورت یک

مستعمرۀ رسمی برای امریکا در آورده است، چه جنایاتی در این خدمت کرده است. این پدر و پسر به واسطۀ نصب آنهایی که حقوق بشر را، اعلامیۀ حقوق بشر را امضا کرده‏اند، آنها این جنایات را بر ماها وارد کرده‏اند. امضا کنندگان اعلامیۀ حقوق بشر هستند که این بشر را اینطور در زحمت[انداخته]و اینطور اختناق از برای بشر پیش آورده‏اند، که ما بعضی‏اش را مشاهده کردیم و بعضی‏اش را شنیدیم. و با شنیدن که نمی‏شود انسان درست بفهمد. شما حالا می‏شنوید که در زمان رضاخان به ملت چه گذشت؛ اما آنی که خود ملت احساس کرده است و لمس کرده است شما نمی‏توانید این معنا را درست بدانید که اینی که احساس کرده، لمس کرده است؛ و ملت ایران از این آدمها چه دیده. شما حالا لمس می‏کنید. البته لمسِ به این معنا؛ اینجا هستید.

صحیفه جلد 3/ 29 بهمن 1356

*باید قطع رابطه ایران با امریکا راجشن بگیریم

ملت شریف ایران، خبر قطع رابطه بین ایران و امریکا را دریافت کردم و اگر کارتر درعمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است. رابطه بین یک ملت بپا خاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین‏المللی با یک چپاولگر عالَمخوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیک می‏گیریم؛ چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید امریکا از ایران است. ملت رزمندۀ ایران این طلیعۀ پیروزی نهایی را که ابرقدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه ـ یعنی خاتمه دادن به چپاولگریها ـ کرده است، اگر جشن بگیرد حق دارد. ما امیدواریم که نابودی سرسپردگانی مثل سادات و صدام حسین بزودی انجام گیرد و ملتهای شریف اسلامی به این انگلهای خائن، آن کنند که ملت ما با محمدرضای خائن کرد؛ و به دنبال آن برای آزاد زیستن و به استقلال تمام رسیدن، قطع روابط با ابرقدرتها خصوصاً امریکا نمایند. من کراراً گوشزد نموده‏ام که رابطۀ ما با امثال امریکا، رابطۀ ملت مظلوم با جهانخواران است.
 
شما ای ملت عزیز! که برای رضای خداوند متعال، با بانگ «اللّه‏ اکبر» بر دشمنان خود چیره شدید و آزادی و استقلال را به دست آوردید، با اتکال به خداوند تعالی و حفظ وحدت کلمه مهیا باشید برای رو در رویی دشمنان اسلام و دشمنان مستضعفین؛ شما به خواست خدای تعالی پیروز هستید و بر مشکلات غلبه خواهید کرد. صدام حسین که

همچون شاه مخلوع چهرۀ قبیح غیراسلامی و انسانی خود را نشان داده و به هدم اسلام و حوزۀ مقدسۀ نجف کمر بسته و با مسلمانان مظلوم برای رضای کارتر، آن کند که مغول کرد، و با علمای اسلام خصوصاً حضرت آیت‏اللّه‏ آقای سیدمحمدباقر صدر، آن کند که رضاخان و محمدرضا پهلوی با علما و روحانیون و سایر طبقات کردند، باید بداند که با این اعمال ضداسلامی، گور خودش و رژیم تحمیلی غیرانسانی و غیرقانونی بعث را با دست خود می‏کند.

صحیفه جلد12 / 19 فروردین 1359

 

*استقلال ما را فروختند، و باز هم چراغانی کردند!
 
 
من تأثرات قلبی خودم را نمی‏توانم اظهار کنم. قلب من در فشار است. این چند روزی که مسائل اخیر ایران را شنیده‏ام خوابم کم شده است[گریۀ حضار].ناراحت هستم[گریۀ حضار]. قلبم در فشار است[گریۀ حضار]. با تأثرات قلبی روزشماری می‏کنم که چه وقت مرگ پیش بیاید[گریۀ شدید حضار]. ایران دیگر عید ندارد[گریۀ حضار]. عید ایران را عزا کرده‏اند[گریۀ حضار]؛ عزا کردند و چراغانی کردند[گریۀ حضار]؛ عزا کردند و دسته‏جمعی رقصیدند[گریۀ حضار]. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، و باز هم چراغانی کردند؛ پایکوبی کردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانیها را منع می‏کردم؛ می‏گفتم بیرق سیاه بالای سر بازارها بزنند[گریۀ حضار]؛ بالای سر خانه‏ها بزنند؛ چادر سیاه بالا ببرند. عزت ما پایکوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند.
 
 
در یکی از کتابهای تاریخی که امسال به طبع رسیده است و به بچه‏های ما تعلیم می‏شود این است که، بعد از اینکه یک مسائل دروغی را نوشته است، آخرش نوشته است که معلوم شد که قطع نفوذ روحانیت، قطع نفوذ روحانیون، در رفاه حال این ملت مفید است! رفاه حال ملت به این است که روحانیون را از بین ببرند! همین طور است. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی‏گذارد این ملتْ اسیر انگلیسْ یکوقت باشد؛ اسیر امریکا یکوقت باشد. اگر نفوذ روحانیین باشد نمی‏گذارد که اسرائیل قبضه کند اقتصاد ایران را! نمی‏گذارد که کالاهای اسرائیل در ایران بدون گمرک فروخته بشود! اگر نفوذ روحانیین باشد نمی‏گذارد که اینها سر خود یک همچو قرضۀ بزرگی را به گردن ملت بگذارند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی‏گذارد این هرج و مرجی که در بیت‏المال هست بشود. اگر نفوذ روحانیین باشد نمی‏گذارد که هر دولتی هر کاری می‏خواهد انجام بدهد ولو صددرصد بر ضد ملت باشد.
 
 
قیام علیه تصویب لایحۀ کاپیتولاسیون و اعلام عزای عمومی/صحیفه امام جلد 1/ 4 آبان 1343
 
 

 
 

*امام خمینی خطاب به امریکا: به توچه،مملکت را هرجور دلمان می‏خواهد اداره می‏کنیم! 
 
الآن، همین حالا که ما نشسته‏ ایم اینجا، شما احتمال بدهید که در ایران چندین جا زد و خورد است؛ مسلسل است. ما می‏گوییم که نمی‏خواهیم که شما ما را به «دروازۀ تمدن» برسانید؛ شما بروید بیرون، ما خودمان می‏دانیم. امریکا برود؛ مستشارهای امریکا بروند. اگر مستشارهای امریکا رفتند، ما خودمان زندگی‏مان را اداره می‏کنیم؛ ما خودمان اداره می‏کنیم؛ چه کار دارید شما؟ شاه هم می‏خواهد که «رشد» بدهد، ما این رشدی که ایشان می‏خواهند بدهند، نمی‏خواهیم. ما اگر توانستیم، خودمان خودمان را رشد می‏دهیم. اگر نتوانستیم ما خودمان می‏خواهیم، ما یک دسته اشخاص رعیتی هستیم که می‏خواهیم خودمان روی زمین خودمان گندم یا جو بکاریم، و خودمان بخوریم. شمایی‌که آقای امریکا هستی و از آن طرف دنیا آمدی این طرف، دستت را گذاشته‏ای و همۀ مخازن ایران، مخازن نفت و مس و همه چیز، فولاد و همه چیز ایران را دارید می‏برید؛ شما دستت را بردار، ما خودمان اینها را هرجور دلمان می‏خواهد چه[اداره]می‏کنیم. می‏گوید: نمی‏توانید! خوب به تو چه؟ من عبایم را نمی‏توانم درست بپوشم، به شما چه ربط دارد؟ حالا شما بیایید عبای من را بگیرید، چون من نمی‏توانم عبایم را بپوشم؟ و حال آنکه دروغ می‏گویید؛ شما نمی‏گذارید.

 

 
* شما نمی‏گذارید که ما رشد کنیم
 
ما هفتاد سال یا بیشتر است که دانشگاه داریم، از زمان امیرکبیر تا حالا ما مدرسه داشتیم، دانشگاه داریم، نگذاشتید که این دانشگاهها درست درس بخوانند. فرهنگ ما فرهنگ استعماری است. فرهنگی است که درست کردند آنها برای ما؛ دیکته کردند. نمی‏گذارند جوانهای ما تحصیل بکنند. آنها نمی‏گذارند که ما رشد بکنیم. آنها دستشان را بردارند، ایرانی کمتر از اینها نیست. ایرانی هم رشد می‏کند، اما شما نمی‏گذارید که ما رشد کنیم؛ برای اینکه اگر ما رشد کنیم منافع شما در خطر است. شما می‏خواهید همۀ شرق را بخورید و همۀ شرق را عقب نگه دارید. عقب نگه داشتن برای خوردن مال شرق است. و شما شرق را دارید عقب نگه می‏دارید که هر چه دارند، بخورید. هر جا یک مأموری گذاشتند سر آن؛ در مملکت ما هم که «مأمور برای وطن» آقای شاه است که می‏بینید چه کرده و چه می‏کند.
 
 
آمریکا نباید باشد
 
ما منطقمان، منطق اسلام، این است که سلطه نباید از غیر بر شما باشد.[1][6]نباید شما تحت سلطۀ غیر بروید. ما هم می‏خواهیم نرویم زیر سلطه. ما اصل گفتنمان این است که امریکا نباید باشد. نه امریکا تنها، شوروی هم نباید باشد؛ اجنبی نباید باشد. منطق ما این است و فریاد ما هم همین است. با این منطق اگر بحث کسی دارد، بکند. دیگر شاخ و برگ و توی این روزنامه‏هایی که تبلیغات می‏کنند و به حسب آنطوری که می‏گویند صد میلیون دلار شاه برای تبلیغات می‏دهد؛ برای حفظ موجودیت خودش صد میلیون دلار در هر سال خرج می‏کند! البته توی روزنامه‏ها این حرفها در می‏آید: آخوندها چیز هستند، رجعی هستند؛ آخوندها کهنه‏پرست هستند؛ آخوندها، نمی‏دانم چه هستند این آخوندها. بعد هم می‏روند سراغ اینکه اسلام این جوری است. هم اسلام را بد معرفی می‏کنند؛ هم آخوند را بد معرفی می‏کنند. چرا؟ برای اینکه آنی که در مقابل اینها بایستد، اسلام است. آن کسی که می‏خواهد پیاده کند آن را، آخوند است. آنها نمی‏خواهند این مطلب واقع بشود. آنها می‏خواهند که اسلام را بد معرفی کنند، مردم از اسلام برگردند و آخوند هم که کنار برود، باقی بماند خودشان و هر کس که دلشان می‏خواهد.

صحیفه جلد4 / 29 مهر 1357

 
*آمریکا را دشمن شماره یک می‌شناسیم
 
سؤال خبرنگار مجله تایم:[احساسات ضد امریکائی در ایران وسیع است، امریکائیان هم به نوبت خود از ایران عصبانی هستند، دورنمای روابط دو جانبه را پس از قطعنامه شورای امنیت چگونه می‏بینید؟]
 
 
جواب:احساسات ایرانیان علیه ملت امریکا نبوده، بلکه دولت امریکاست. ما سالها از بی‏عدالتی فریاد می‏زدیم و از اختناق شکایت داشتیم. اما امریکا شاه را بر تخت نشاند یعنی در 1941 متفقین او را به جای رضاخان که نوکر انگلیس بود نشاندند و دولت امریکا در برابر مخالفت مردم ایران پیوسته از او حمایت کرد. شاه همه منابع ما را غارت کرد، شرف ملی ما، سرمایه‏های ما، استعدادهای جوانان ما را بر باد داد، بدین ترتیب ایرانیان نمی‏توانند نظر خوبی به دولت امریکا داشته باشند و اخیراً ملت ما به این نتیجه رسید که دولت کارتر، به اصطلاح سفارتخانه خود را به صورت پایگاهی برای جاسوسی و توطئه علیه ایران درآورده است. جاسوسان تحت عنوان مأموران سفارت فعالیت می‏کردند و اکنون که ملت ما این حقیقت را دریافته، امریکا را دشمن شماره یک خود می‏شناسد. به عقیده ما، ملت امریکا به خاطر رفتار دولتشان در ایران، به هیچ وجه قابل سرزنش نیستند. اگر امریکا بخواهد از طریق دخالت نظامی یا محاصره اقتصادی و یا شیوه‏های ارعاب، ما را از عدالت محروم کند، هرگز بحران حل نشده و در اندیشه مردم باقی خواهد ماند. مردم امریکا نباید بگذارند کارتر چنین شیوه‏ای را ادامه دهد، در غیر اینصورت ملت ما متدرجاً تصور خواهد کرد که مردم امریکا هم در سوءنیت کارتر نسبت به ایران سهیمند. راه دیگری که در برابر دولت امریکا وجود دارد این است که به اقدامات ناصوابی که در ایران کرده اعتراف کند. از دیدگاه ما راه‏حل بحران، تحویل شاه مخلوع به ایران و اقداماتی برای جبران ضایعاتی است که دیکتاتوری او بر ملت وارد آورده است. البته ضایعاتی جبران‏ناپذیر هم وجود دارد منجمله شهادت صد هزار نفر در مبارزه علیه شاه، نیرو و استعدادهای انسانی که در راه سرنگونی او به کار گرفته شد قابل اعاده نیست، اما ما انتظار پس دادن ثروتهایی را داریم که از این ملت غارت کرده است. در صورتی که ملت ایران قانع شود که رئیس جمهور شایسته‏ای به جای کارتر مایل به انجام عمل ناروا علیه ما نیست، می‏تواند رفتاری عادی با امریکا داشته باشد، آن نوع روابطی که ما با دیگر کشورها داریم.
 
صحیفه جلد12 / 15 دی 1358

 

*امید این را نداریم که دولت امریکا نظرش از ما برگردد

 
سؤال:احساسات ضد امریکایی شدیدی که در ایران ایجاد شده است و احساسات مشابه ضد ایرانی که در امریکا هست حضرت امام آیندۀ روابط ایران و امریکا را در صورت حل شدن بحران فعلی چطور خواهند دید؟ آیا دشمنی بین دو کشور برای یک نسل و احساسات تند برای یک نسل ادامه خواهد داشت؟
 
 
 جواب:اما این که، گفتید که در این جا احساسات ضد امریکا هست این جا احساسات ضد دولت امریکا هست. این جا آن وقت هم که می‏گویند امریکا مقصودشان دولت امریکاست و احساسات نسبت به ملت امریکا نیست. حالا آن جا چه وضعی دارد نمی‏دانم و من احتمال می‏دهم که آنها تبلیغات دامنه‏داری که همه جا کردند و خصوصاً صهیونیست‏ها تبلیغاتی به ضد ما کردند اسباب این شده است که یک مقدار از ملت امریکا اذهانشان مشوب شده است و آنها گمان می‏کنند که حرف‏های آنها صحیح هست. روی این مسئله ممکن است که احساسات آنها نسبت به ایران آنطوری است که گفته می‏شود که اگر حقایق فاش بشود و ما بتوانیم به وسیلۀ اشخاص، به وسیلۀ مطبوعات و رادیو و تلویزیون و اینها بتوانیم که برگردانیم و حقایق آنطوری که هست به آن جا منعکس بکنیم، آن وقت احتمال بسیار هست که ملت امریکا نظرش برگردد و بشود نظیر نظر ما به آنها که نظر بد نیست، آنها هم نظرشان به ما آن طور بشود.
 
البته امید این را نداریم که دولت امریکا نظرش از ما برگردد و نظر خوب بشود برای این که دولت امریکا منافع زیاد از دست داده است و بدتر از او آن جوّی که پیش آمده است، در بسیاری از جاها آن جوّ سیاسی که پیش آمده است، آن حیثیت سیاسی‏اش[را]هم امریکا، دولت امریکا از دست داده.
 
بنابراین آنها یک نظر بدی به ما دارند از باب این که ما را دشمن خودشان می‏دانند و ما در عین حالی که داد مظلومی می‏زنیم که ما در ظرف سی و چند سال که این شاه بوده در این جا و آنها این را در این جا نصب کردند، چنانکه خود محمدرضا این را اقرار کرد که بعد از این که متفقین آمدند در این جا ـ که آن وقت یکی روزولت بود که آمد ـ آنها صلاح دیدند که من و خانواده ما در این جا باشیم که از اول همان طور که پدر او را انگلیس‏ها آوردند در ایران، خود این[را]هم متفقین یعنی این سه دولت متفق اینها آوردند و مسلط کردند بر ما. خوب ما می‏بینیم که دولت امریکا بر ما مسلط کرده است یک کسی را که تمام حیثیت ما را، چه ذخایر ما را و چه نیروی جوان‏های ما را و چه جهات دیگری که ما داشتیم اینها ما را تقریباً خلع سلاح کردند، از این جهت ما نظرمان نسبت به دولت امریکا و ملت ما هم نظرشان به ملت امریکا نظر خوب نیست.
 
خصوصاً که اخیراً معلوم شد که امریکا در این جا، در ایران یک جایی را به اسم سفارت محل جاسوسی قرار داده، نه فقط جاسوسی برای ایران، بلکه جاسوسی برای منطقه و اشخاصی که جاسوس هستند به اسم اجزای سفارت در این جا مشغول جاسوسی شدند. حالا که ملت ما این را فهمیده است دیگر امریکا، را یعنی دولت امریکا را یک دشمن شماره یک برای خودش حساب می‏کند و ملت امریکا در نظر ما گناهی ندارند از این باب، لکن باید خودشان بدانند که دولت امریکا همان طور که به ما ظلم کرده است و بد[کرده است]به ملت[امریکا]هم ظلم کرده است. به ما ظلم کرده از باب این که همه چیز کشور ما را به وسیلۀ عاملش که عبارت از محمدرضاست از بین برده، به آنها ظلم کرده از باب این که شرافت آنها را در معرض خطر انداخته. الآن شرق نسبت به ملت امریکا هم ممکن است که بدبین بشوند و این را کارتر دارد این کار را می‏کند و باید ملتامریکا خودش را دریابد، بفهمد این معنا را که با بودن کارتر در رأس ریاست جمهوری، رئیس جمهور بودن او برای امریکا یک خطر بزرگی است و آن خطر این که شرافت ملت امریکا به دست این آدم از بین برود. بنابراین راجع به بعد از این قضایا و حل[آن]، باید ما ببینیم چه جور حل می‏شود قضایا. الآن ما نمی‏توانیم حدس بزنیم که چه جور حل می‏شود تا پیش‏بینی کنیم که اگر حل شد چه خواهد شد.
 
یک وقت می‏بینید که حل می‏شود به این که ایشان نظامی می‏آورد و ـ عرض می‏کنم که ـ فرض کنید حصار اقتصادی و انحصار اقتصادی، ما را به مضیقه قرار می‏دهد و بعد هم با قلدری و با زور و با وادار کردن همۀ کشورهایی که با او دوست هستند ما را منزوی می‏کند و حل این نیست، این عقده زیادتر است، حل شدنی نیست به این معنا. یک وقت این طور می‏شود که آخرش ما نمی‏توانیم، قدرت نداریم که آن کاری را که می‏خواهیم انجام بدهیم، اگر آن طور بشود، این عقده باقی می‏ماند و دیگر تا آخر هم قابل حل نیست و اگر اینها درست توجه بکنند به این که کار خطا بوده است تا حالا، بردن یک نفر جانی را در امریکا یک خطا بوده، این خطای اولش را باید حساب کنیم، نصب کردن یک جانی را بر یک ملتی این یک خطا بوده، این که می‏گوییم جانی برای اینکه این پسر رضاخان بود که همه می‏دانستند چکاره هست و بچۀ گرگ هم گرگ است. یک خطا این بوده است که این را به ما تحمیل کردند، به ملت ما تحمیل کردند.
 
یک خطای دیگر این بوده است که همه‏شان تا آخر دنبالۀ همان عمل اول را گرفتند و به وسیله او ما را غارت کردند این هم یک خطا بوده. یک خطا این بوده است که بعد از این که ما می‏خواستیم ایشان را ساقط کنیم یعنی ملت ما، بنابراین گذاشته بود که این رژیم نباشد و این محمدرضا نباشد، اینها پافشاری می‏کردند که این باشد، زیاد هم پافشاری می‏کردند. این هم یک خطا، یک خطا این که حالا بعد از این که ملت غلبه کرد و اینها نتوانستند نگهش دارند و رفت به خارج، اینها این آدم جانی که دیدند که یک ملتی با او مخالف است و این طور مخالفت کرده، خطای بزرگ این بوده است که این را برداشتند بردند به اسم انسان‏دوستی به امریکا.
 
گمان ندارم که حتی ملت خودشان هم باورشان بیاید که قضیه، قضیۀ انساندوستی است. انسان پیش آنها اصلاً مطرح نیست، انساندوستی پیش اینها اصلاً مطرح نیست. اینها حاضرند که برای خاطر یک استفاده‏ای یک مملکت را از بین ببرند، اینها یک بمب بیندازند یک جایی دویست هزار نفر را بکشند برای این که یک نفعی ببرند. اینهایی که وضع‏شان این طور است ... کسی باورش نمی‏آید به این که اینها انساندوستند و حالا هم برای انساندوستی این آدم را بردند. اینها برای این است که این را تقریباً باید بگوییم دزدیدند بردند که مبادا گرفتار بشود به دست ما، نه از باب این که اگر گرفتار شده است ... مثلاً مردم می‏کشندش نه، این هم مطرح نیست پیش آنها، آن مطرح هست که معلوم بشود که این به دست کی این کارها را کرده، وقتی که بیاید این جا ما او را محاکمه کنیم و محاکمه کردیم معلوم بشود کارهایی که انجام گرفته است به دست او و به دست رؤسای جمهور و به دست خود آقای کارتر، اینها کشف بشود. اینها نگران کشف این مطلب هستند و آن هم کشف این مطلب ممکن است نتیجه‏اش به نظر آنها این باشد که اگر معلوم شد که یک رئیس جمهوری این طور کارهای خلاف را می‏کند ملت امریکا دیگر به او رأی ندهند.
 
تمام مقصد آقای کارتر به نظر ما این است که می‏خواهد دفعه ثانی هم رئیس جمهور بشود و ایشان برای خاطر یک پنج سال مثلاً یا شش سال رئیس جمهور شدن دارد این کارها را می‏کند؛ اولاً حیثیت امریکا را دارد از بین می‏برد و ثانیاً در دنیا همچو منعکس بشود که اینها این قدر جانی هستند که یک نفر جانی‏ای که تمام حیثیت یک مملکت را در سی و چند سال از بین برده این را بردند نگه داشتند و می‏گویند که نه، این باید این جا باشد و آن وقت هم آقای انساندوست ما را در مضیقه حصر اقتصادی می‏خواهد قرار بدهد که یک ملتی مثلاً فدا بشوند از باب این که یک مریضی زنده بماند!
 
ما نمی‏توانیم این را باور کنیم این اگر انساندوست بود خوب! این سی و پنج میلیون هم انسانند، ویتنام هم انسان بودند و سایر جاها هم انسانند، لبنان هم همین طور، خوب! ما می‏بینیم که اینها با چه جنایاتی الآن در لبنان دارند[سرکوب]می‏کنند و به تأیید آقا هست، ایشان هست. بنابراین، مسائل این است، حل شدن به آن معنایی که ما می‏خواهیم که نمی‏شود به این طور راحت. ما آن طوری که می‏خواهیم این است که ایشان این را بفرستند این جا و آن جنایاتی که به ما وارد شده به دست آنها، آن را جبران بکنند و چیزهایی که از ما بردند جبران بکنند، البته یک چیزهایش هم قابل جبران نیست برای این که ما قریب صدهزار نفر شاید کشته داده باشیم این دیگر قابل جبران نیست که بیایند آن را جبرانش بکنند نیروی جوانی ما را، نیروی انسانی ما را از بین بردند این جبران شدنی نیست. لکن آن مقداری که می‏توانند جبران کنند آنهایی که از ایران به یغما بردند آنها را می‏توانند جبران بکنند اگر جبران بکنند و توجه به این داشته باشند که دیگر، این عصر، عصر سابق نیست و ایران در این زمان غیر ایران است تا زمان رژیم سابق[ممکن است اختلاف حل شود].
 
ایران تحول پیدا کرده است یک جور دیگر شده است و این یک معجزی بوده است که واقع شده است. انسان‏هایی بودند که بازارها را با یک نفر پاسبان اینها می‏توانستند ببندند، بازارها را می‏توانستند امر کنند که بیرق بزنید برای فرض کنید که 4 آبان، یک پاسبان که می‏آمد مردم هیچ نمی‏توانستند در مقابلش کاری بکنند لکن معجزه‏ای واقع شد و متحول شدند این مردم به یک مردمی که با مشت گره کرده جلوی تانک رفتند و جلوی توپ رفتند الآن هم حاضرند. الآن هم کفن می‏پوشند و می‏آیند به این جاها که ما می‏خواهیم شهادت بدهیم، شهادت را می‏خواهیم یک ملتی که این طور شد دیگر نمی‏شود به او تحمیل کرد.
 
از اشتباهات آقای کارتر یکی هم این است که عمق این تحولی که در ایران پیدا شده نتوانسته ادراک کند، خیال می‏کند که این ملت همان ملت است که یکی را بگذارند ... مأمورش کنند می‏تواند دیگر این جا زندگی کند یا اگر فرض کنید که یک شلوغی‏ای پیدا بشود و بُریدند این جا و یک نفر را تحمیل به ما کنند خیال می‏کنند که می‏شود آن دیگر این جا زندگی بکند.
 
این را اگر بفهمند که نه، ایران وضعش وضعی شده است که دیگر زیر بار این طور مصائب نمی‏رود، آن وقت ممکن است که تعدیل کنند افکار خودشان را، متنزل بشوند از آن چیزی که دارند و ـ دولت امریکا ـ ملت امریکا هم کارتری که ما با او خوب نیستیم کنار بگذارند و یک رئیس جمهور صحیحی سر کار بیاورند آن وقت ممکن است که ایران هم وقتی دید آنها نمی‏خواهند که به آن ظلمی بکنند با آنها هم روابط داشته باشد مثل این که با سایر جاها روابط دارد.
 

صحیفه جلد 11/ 24 اذر1358

 

*شاه هم به آمریکا و انگلیس و...تکیه کرده بود
 
شاه هم تکیه کرده بود بر امریکا و انگلیس و چین و اسرائیل و همۀ اینها. لکن تکیه‏گاهها سست است. آن تکیه‏گاهی غیرسست و سنگین و مستحکم است که خدا باشد. خدا تکیه‏گاه است. و من به ایشان[یاسر عرفات]و به ملت خودم و به ملت ایشان این توصیه را می‏کنم همیشه، به اینکه همیشه خدا را در نظر داشته باشند و نظر به این قدرتها نداشته باشند؛ اعتماد بر مادیات نکنند بلکه اعتماد بر معنویات بکنند. قدرت خدا فوق همۀ قدرتهاست. و لهذا ما دیدیم که ملتی که مستضعف بود و هیچ نداشت بر تمام قوا غلبه کرد، و ان‏شاءاللّه‏ می‏کند. و ما از هیچ چیز نمی‏ترسیم وقتی که با خدا باشیم؛ برای اینکه اگر کشته بشویم و با خدا باشیم سعادتمندیم و اگر بکشیم هم سعادتمندیم
صحیفه جلد 6/ 28 بهمن 57
 

 

*می خواهیم دست امریکا را قطع نمائیم

اما اینکه وسایل زندگی مردم مختل شده است؛ این شاه است که همه را مختل کرده است. نفت مستخرج و ذخیره شده برای مدتی داریم؛ به موجب اطلاعات موثق؛ اما شاه نمی‏گذارد که نفت ما به خود ما برسد. مقداری نفت هم که خارج می‏شود برای مصارف داخلی؛ به اسرائیل، می‏گویند داده شده است. انبارهای گندم را بعد از نیمه شب، مأمورین دولت می‏برند برای ذخیره، که مردم را به زحمت بیندازند و مسائل دیگر را هم خود آنها اسباب این هستند که سختی پیش بیاورند. اما ملت ما تمامی این سختیها را تحمل می‏کند تا به اهداف خود برسد. اما تفاهم او با دولت[امریکا و انگلیس]برای دخالت در امور داخلی ما، این سابقه هم دارد و دخالت اگر مقصود نظامی است چنین تفاهمی ممکن نیست حاصل شود. اگر جور دیگری است، امریکا همه گونه دخالتها کرده است؛ ما می‏خواهیم دست او را قطع کنیم. این قیام یک قیام اسلامی است؛ اگر زحمت ببینیم، شکست ببینیم، برای خدا و اسلام است و ما مأمور خواهیم بود؛ ما همان منطق مسلمین صدر اسلام را ـ که اگر در جنگ با کفار کشته شویم به بهشت می‏رویم و اگر بکشیم، به بهشت می‏رویم ـ همان منطق را داریم. شاه ناگوارتر است از دخالت دیگران در ما. دیگران اگر با زور و اسلحه دخالت کنند، نمی‏توانند در ایران ادامه بدهند؛ چنانچه در تاریخ تجربه شده است بین ملتهای مهاجم. ملت زیر بار هیچ مصالحه‏ای با شاه نمی‏رود. آنقدر جنایات دیده است که نه راضی به دخالت اجانب باشد، نه به بودن شاه.

صحیفه جلد4/ 1 ابان1357

 
*آمریکا و انگلیس میخواهند این نهضت راخاموش کنند
 
 
تبلیغات امریکایی‏ ها و انگلیسی‏ ها و اینها، اینها هم دیگر گذشته است، فایده ندارد. در امریکا می‏گویند که ـ داشت در نوشته‏هایی ـ رابطۀ زیرزمینی بین انگلیس و شوروی است که این آشوبها را درست کرده! یعنی این حرفهایی که من حالا دارم به شما می‏زنم و همه برادرهای شما از قبیل این جور حرفها و... می‏گویند، این، انگلیسها و روسها با هم دست به هم دادند و به من گفته‏اند بگو، من می‏گویم! به بازاریان هم گفته‏اند داد کن، آنها هم داد می‏کنند! به ملّاها هم گفتند داد کن، مثلاً فرض کنید اینهایی هم که شماها شعار دارید می‏دهید، می‏گوید آمدند به شما هم گفتند که بیایید فریاد بزنید! در امریکا گفته شده که رابطۀ زیرزمینی بین انگلیسها و شوروی است؛ این آشوبها را این انگلیسها و شوروی‏ها دارند درست می‏کنند! انگلیسها احتمال می‏رود در این فضولی دخالت داشته باشند. اینها بنایشان بر این است که فحش برای خودشان درست می‏کنند که مقاصدشان را پیش ببرند، این نهضت را آلوده کنند به اینکه نهضت انگلیسی ـ شوروی است! این هم فایده ندارد! برای اینکه بچه‏های ما هم حالا می‏دانند که هر چی اینها بگویند خلاف است! هر چه می‏خواهند بگویند بگویند؛ بچه‏های کوچک ما هم می‏دانند، همه جوانها و پیرهای ما می‏دانند، که اینها حرفها و نیرنگ است، و برای این است که این نهضتی که دارد همۀ این اقشاری که ما را دارند غارت می‏کنند می‏لرزاند و ان شاءاللّه‏ سرنگونشان می‏کنند[ان شاءاللّه‏ حضار]، این چیزها را می‏دانند که اینها برای این است که این نهضت را بخوابانند؛ این آتشی که در قلبها افروخته شده است، این را خاموشش کنند. این را دیگر مردم می‏دانند این حرفها را. بنابراین این تشبث هم فایده‏ای ندارد
صحیفه جلد 4/ 12 آبان 1357
 

*آمریکا و انگلیس به زودی از ما دست برنمیدارند
 
شما الآن می‏بینید که تمام این قوایی که بیرون رفتند و شکست خورده‏اند، الآن در فعالیتند. امریکا به این زودی دست از ما برنمی‏دارد؛ انگلیس هم دست از ما برنمی‏دارد، شوروی هم دست برنمی‏دارد. اینها همه درصدد هستند که نقاط ضعف در ما پیدا بشود، از آن نقاط ضعف ما را بکوبند آنهایی که عاملین آنها هستند و پیوسته‏هایِ به آنها هستند؛
 
صحیفه جلد 6 17 فروردین1358
 

 

*نماز و روضه ای که به امپراطوری انگلستان از ان استقبال میکند!
 
محمدرضاخان هم اسلام را می‏گفت قبول داریم. هیچ هم مضایقه نداشت از اینکه شما بروید توی مساجد نمازتان را بخوانید؛ ولو اینکه این مضایقۀ این هم داشت از ترس یک چیز دیگر. انگلیس‏ها که آمده بودند عراق را گرفته بودند، شنیدم که آن سردارشان دیده بود که یک کسی دارد بالای مأذنه یک چیزی می‏گوید ـ اذان می‏گفتند. گفته بود این چیست؟ گفته بودند اذان می‏گوید. گفته بود که به امپراتوری انگلستان هم ضرر دارد این؟ گفته بودند نه. گفت بگوید، هرچه می‏خواهد بگوید! نماز و روزۀ ما به امپراتوری انگلستان ضرری نداشت، هیچ هم کاری نداشتند؛ بروید هرچه می‏خواهید نماز بخوانید، هرچه می‏خواهید روزه بگیرید! آنی که به امپراتوری همه ضرر داشت آن اسلام و محتوای واقعی اسلام بود که مع‏الأسف بسیاری‏اش مَنْسی واقع شده است. سیاسات اسلام همچو منسی شده است که اصلاً سیاست یک ننگی بود در اینجا! فلان آخوند«سیاسی» است! و «ساسة‏العباد»، که در «زیارت جامعه» می‏خوانیم، اگر به یک مقدس‏مآبی هم می‏گفتند، تعبیرش لابد می‏کردند. جرأت نمی‏کرد بگوید که آن هم سیاسی است. این یک چیز ننگ‏آوری بود که یک کسی در حکومت دخالت بکند که این حکومت باید صحیح باشد؛ جریان صحیح باید باشد. این از تبلیغات همان شیاطین بود که می‏خواستند قشر اسلام را ـ صورتش را نگه دارند و ماها مشغول به همین صورتها باشیم و محتوا نباشد در کار. کارهایشان را انجام بدهند، محتوای اسلام که مهمش

اسلام قیامِ للّه‏، نهضتِ للّه‏، جلوگیری از ظلم ظالمین، از ستم ستمکاران، اجرای عدالت اسلامی، اینها را مَنْسی؛ برویم هرچه دلمان می‏خواهد مسئله بگوییم! هرچه می‏خواهیم نماز بخوانیم! مسئله گفته نشود که باید جلوگیری از طاغوت کرد. این را نگویید مسئله؛ هرچه دیگر می‏خواهید بگویید اما این نباید گفته بشود. سینه بزنید لکن هیچ صحبت از سیاست نکنید؛ همان سینه بزنید بی‏محتوا! باید سینه‏زدن هم محتوا داشته باشد

صحیفه جلد 8 / 8 خرداد 1358

* عده ای میخواهند همه چیزمان را انگلیسی کنیم!/باید استقلال اقتصادی داشته باشیم
 
من یک جمله با آقایان صحبت کنم: ما باید زحمت بکشیم تا در همه جناحها خودکفا باشیم. امکان ندارد که استقلال به دست بیاید، قبل از اینکه استقلال اقتصادی داشته باشیم. اگر ما بنا باشد که در اقتصاد احتیاج داشته باشیم، در چیزهای دیگر هم وابسته خواهیم شد. و همین طور اگر در فرهنگ، ما وابستگی داشته باشیم، در اساس مسائل وابستگی پیدا می‏کنیم. مع‏الأسف تبلیغاتی که در طول تاریخ باید بگوییم شده است، از آن وقتی که این خارجیها راه پیدا کردند به کشورهای شرقی، تبلیغاتی که شده است اسباب این شده است که شرقیها این گمان را پیدا کردند که هر چه کمال هست در غرب است. و این اسباب این شده است که خودشان را بکُلّی در مقابل غرب و در مقابل شرقی که نظیر اوست و در مقابل امریکا و اینها باختند. در هر جناحی که می‏روید می‏بینید که در آن جناح، صحبت هِی از غرب است؛ صحبت هِی از خارج است. اگر یک دوایی در اینجا، در خود ایران هم پیدا بشود، باز به اسم دوای خارج به خورد ایرانیها می‏دهند. اگر یک پارچۀ خوبی هم ایران خودش تهیه کند و ببافد، باز باید با اسم فاستونی انگلیسی به مردم بفروشند! هر چیزی را که شما می‏روید سراغش می‏بینید که هی صحبت از این است که باید ما از آنها[بگیریم]باید از آنجا بیاید. از گویندگان سابق ـ که حالا مرده است، و آن وقت یا بعضی وقتها رئیس مجلس بود یا در مجلس سنا بود ـ[2][1]گفته بود که ما اصلش باید همه چیزمان را انگلیسی کنیم. آن از خدمتگزارهای انگلیس بود. این معنا، که با تبلیغات دامنه‏دار وابسته‏های به آنها و خود آنها در ایران منتشر شده است، اسباب این شده است که ما دیگر به خودمان هیچ اعتماد نکنیم؛ استنادمان به خارج باشد؛ استقلال فکری و مغزی نداشته باشیم.
 
اگر ما بخواهیم مستقل باشیم، باید از همۀ جهات خودمان را مستغنی کنیم، و از حالا در صددش برآییم. از حالا باید؛ حالایی که مملکت شده است مال خودتان و دست اجانب کوتاه شده است، و امید است تا آخر کوتاه باشد، و این خیانتکارها هم رفتند و این ریشه‏های گندیده‏شان مانده است. ما باید به این مملکت که مال خودمان شده است حالا مثل خانۀ خودمان باید خدمت کنیم. و از الآن درصدد این برآییم که خودمان را مستغنی کنیم از این غرب و شرق.
 
 
*غرب ابداً هیچ منفعت صحیحی به ما نمیدهد
 
شما این را بدانید که غرب و شرق به ما، بلکه به غرب و شرقِ آن بالاها و به این شرقی که ما در آن زندگی می‏کنیم، به ممالک اسلامی، اینها هیچ ابداً یک منفعت صحیحی نمی‏دهند. هر چه به ما بدهند چیزهایی است که یا به درد خودشان دیگر نمی‏خورد و به ما می‏دهند؛ و یا اینکه بصورتْ یک چیزی را می‏دهند که به درد ما نخورد. چنانچه به ما از علوم خودشان فرض کنید یک چیزی بدهند، یک چیزی که به درد ما درست نخورد می‏دهند. اگر این جوانهای ما بروند در آنجا، در مدارس آنجا تحصیل بکنند، آن علمی را که به جوانهای ما یاد می‏دهند، این[در]آن مدارس استعماری است. مدارس خودشان ـ آن مدارسی که برای خودشان است ـ غیر از این مدارسی است که برای دنیای سوم است. آنها دنیای سوم را یک چیز دیگر می‏دانند. برای انسان دنیای سوم اصلش چیزی قائل نیستند. اصلش برای انسانهای دنیای سوم هیچ حیثیتی قائل نیستند.

*غرب، طبیبی که در آنجا طبابتش ممنوع است را می‏فرستند ایران

 
بلکه شاید حیواناتی که در آنجا زندگی می‏کنند عنایت آنها به آنها، بیشتر از انسانی است که در اینجا زندگی می‏کند! دوایی که در آنجا استعمالش ممنوع است، در اینجا استعمالش مجاز است، می‏فرستند در دنیای سوم. طبیبی که در آنجا طبابتش ممنوع است می‏فرستند او را اینجا، اینجا طبابتش مُجاز! این طبیبهایی که آنجا درس می‏خوانند اینها بسیاریشان را اجازه نمی‏دهند که در آنجایی که تصدیق هم به او دادند و دیپلم هم به او دادند، همۀ تصدیقها را دادند به او، اما مشروط به این است که تو بِرَوی در محل خودت طبابت بکنی؛ اینجا حق نداری طبابت بکنی. برای اینکه برای ممالک به نظر آنها استعماری، برای دنیای سوم، هیچ حیثیت قائل نیستند. همۀ چیزهایی که آنها برای خودشان می‏خواهند برای ما نمی‏خواهند. برای ما یک چیز دیگرش را می‏دهند.
 

 

*رئیس جمهور آمریکا بداند که منفورترین افراد دنیاست
 
ای سران اسلام، به داد اسلام برسید[گریۀ حضار]. ای علمای نجف، به داد اسلام برسید[گریۀ حضار]. ای علمای قم، به داد اسلام برسید؛ رفت اسلام[گریۀ شدید حضار]. ای ملل اسلام، ای سران ملل اسلام، ای رؤسای جمهور ملل اسلامی، ای سلاطین ملل اسلامی، ای شاه ایران، به داد خودت برس. به داد همۀ ما برسید. ما زیر چکمۀ امریکا برویم، چون ملت ضعیفی هستیم؟! چون دلار نداریم؟! امریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از امریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر؛ همه از هم پلیدتر. اما امروز سر و کار ما با این خبیثهاست! با امریکاست. رئیس جمهور امریکا بداند ـ بداند این معنا را ـ که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما. امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما. یک همچو ظلمی به دولت اسلامی کرده است، امروز قرآن با او خصم است؛ ملت ایران با او خصم است. دولت امریکا بداند این مطلب را. ضایعش کردند در ایران؛ خراب کردند او را در ایران.
 
صحیفه جلد 1/ 4 ابان 1343

دیدگاه شما

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.

آخرین اخبار