
به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، در حالی که ایران حکم دادگاه عالی آمریکا برای برداشتن 2 میلیارد دلار از داراییهای بلوکه شده خود را «راهزنی و دزدی» خوانده، اما به نظر میرسد که این حکم سبب دلگرمی مخالفان جمهوری اسلامی برای آغاز روند دعواهای حقوقی بی اساس علیه ایران شده است.
26 دی ماه سال گذشته در راستای تبادل زندانیان بین ایران و آمریکا، 4 زندانی دو تابعیتی به نامهای جیسون رضاییان، سعید عابدینی، امیر میرزایی حکمتی و نصرت الله خسروی رودسری آزاد شدند و همزمان دولت آمریکا نیز هفت ایرانی را که در آن کشور زندانی بودند، آزاد کرد.
امیر میرزایی حکمتی ایرانی مقیم آمریکا سال 1390 به جرم همکاری با دولت متخاصم آمریکا و سرویس جاسوسی آمریکا (سیا) علیه ایران بازداشت شد و در دادگاه ابتدا به اعدام محکوم شد و بعدا حکمش به 10 سال حبس کاهش یافت.
وی که سابقه عضویت در نیروی دریایی آمریکا را نیز دارد، پس از 4 سال حبس در زندان، در راستای تبادل زندانیان ایران و آمریکا از زندان آزاد شد.
حالا خبر رسیده که او از ایران به خاطر گذراندن 4 سال حبس و با ادعای «شکنجه» به دادگاه شکایت کرده و خواهان دریافت غرامت است.
در شکایت حکمتی ادعا شده که او در زندان، مورد شکنجههایی از قبیل کتککاری، محرومیت از خواب، تزریق مواد و آزار روانی قرار گرفته است.
پس از حکم دادگاه عالی آمریکا برای دریافت 2 میلیارد دلار از داراییهای بلوکه شده ایران در پرونده ادعایی دخالت ایران در حمله سال 1983 به مقر تفنگداران دریایی آمریکا در لبنان، به نظر میرسد مخالفان ایران در آمریکا راه را برای باجخواهی از ایران باز دیدهاند.
به نظر میرسد از این پس باید منتظر طرح دعواهای حقوقی ضد ایرانی تازه در آمریکا به منظور غصب میزان بیشتری از داراییهای بلوکه شده ایرانیها باشیم.
پایگاه لوبلاگ هفته گذشته نوشت دادگاههای آمریکایی مجموعا نزدیک به 50 میلیارد دلار علیه ایران حکم صادر کردهاند.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، نتایج اولین روز انتخابات شورای شهر لبنان، تمام اخبار، گزارشها و تحلیلهای داخلی مطبوعات لبنان در دو روز اخیر را به خود اختصاص داد و کانون این توجهات نتایج حوزه انتخاباتی بیروت است.
در میان نتایج اعلام شده، نتایج حوزه انتخاباتی بیروت خبرسازترین بود و موجب شده، مطبوعات لبنان بر این نکته اتفاق نظر داشته باشند که نتایج این حوزه جریان «المستقبل» را با بحران جدیدی مواجه میکند و اینکه «سعد الحریری»، رئیس این جریان یکی از بدترین مراحل فعالیت و حضور خود در عرصه سیاسی لبنان را سپری میکند و برای اولین بار هواداران و طرفدارانش از وی رویگردان میشوند که برای المستقبل و حریری یک «رسوایی» تلقی میشود.
نتایج حوزه انتخاباتی بیروت نشان داد، فهرست «البیارتة» [بیروتیها] به ریاست الحریری که اغلب احزاب حاضر در دستگاه حاکمه را در خود گرد آورده بود، تنها 10 درصد از آرای پایتخت نشینان را به خود اختصاص داد.
البته دیگر فهرستهای شرکت کننده در انتخابات نیز با تقسیم آرا بین خود، نتایج نزدیکی را رقم زده بودند. در میان نامزدها «نادین لبکی» بیشترین آرا را به دست آورده بود.
محافل لبنانی تاکید میکنند، در صورت شرکت گروه 8 مارس و ائتلاف آن با دو فهرست «بیروت مدینتی» و «الأحباش» المستقبل هیچ حرفی برای گفتن در بیروت نداشت.
اولین بازتاب این نتایج، تصریحات یکی از رهبران المسقبل بود که بر بازنگری حریری و گروهش در مواضع سیاسی داخلی و منطقهایشان از جمله در قبال بحران سوریه تاکید داشت، به ویژه آنکه المستقبل در کنار این شکست سیاسی با بحران شدید مالی نیز دست به گریبان است.
سیلی که عرسال به گوش انتخابات زد
نتایج حوزه انتخاباتی «عرسال» را میتوان دومین «شوک» انتخابات شورای شهر لبنان شمرد، چون به نوشته مطبوعات این کشور «آنچه عرسال نتوانسته بود، بر زبان بیاورد، با آرای خود بیان کرد»، منطقهای که سودجویی و منفعت طلبی حزب المستقبل به ریاست سعد الحریری و حاکمیت «علی الحجیری» به عنوان رئیس شورای شهر آن و جولان گروههای تکفیری در آن، نفس ساکنانش را بریده بود.
ثبت میزان 54 درصد مشارکت نشان داد، «تغییر» اولین خواسته مردم عرسال است. بر اساس نتایج به دست آمده فهرست «عرسال تَجمَعُنا» از 21 کرسی 20 کرسی را از آن خود کرد تا المستقبل و الحجیری جایی در شورای شهر آینده نداشته باشند.
در صیدا «صدای مردم» شنیده شد
در صیدا جریان «دیدار ملی» توانست با فهرست خود به نام «صوت الناس» [صدای مردم] حرف اول را بزند و اجازه ندهد، آرای فقرا و اقشار متوسط آن به صندوق خاندان حریری ریخته شود و حاکمیت آنها بر صیدا ادامه یابد.
طرابلس توافق و ائتلاف را ترجیح داد
در طرابلس نتایج به دست آمده چنان به هم نزدیک بود که فهرستهای شرکت کننده در انتخابات را واداشت به این نتیجه برسند، توافق و ائتلاف تنها گزینهایست که پیش روی آنها قرار دارد، لذا قرار است، روز سهشنبه (امروز) سه فهرست شرکت کننده در انتخابات از میان عزام عویضة و عبد الرحمن الثمین و عمر الحلاب، یک گزینه را انتخاب کنند که به نظر میرسد، شانس عویضه بیشتر است.
مسیحیان پیروز انتخابات زحله
در زحله فهرست «القوات اللبنانیة» متشکل از سه حزب مسیحی این منطقه 21 کرسی از 21 کرسی اختصاص یافته به این منطقه را از آن خود کرد و با قاطعیت پیروز انتخابات شد.
بریتال و بعلبک و هرمل
شیخ نعیم قاسم، معاون دبیرکل حزب الله اعلام کرد که فهرست این حزب «التنمیه و الوفاء» در دو حوزه انتخاباتی بریتال و بعلبک تمام آرا را از آن خود کرده است. اما در هرمل گفته شده، حزب الله 39 درصد از آرا از آن خود کرد که در مقایسه با پیروزی بریتال و بعلبک، موفقیت کم فروغی است.
این انتخابات امروز در دیگر حوزههای انتخاباتی لبنان درحال برگزاری است.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، ناصر قوامی اعلام کرد: چهارشنبه هفته گذشته درخواست مجوزی برای تجمع مقابل درب اداره کل گمرک استان همدان از طرف بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی همدان به فرمانداری همدان داده شد.
قوامی گفت: هدف از برگزاری این تجمع پیگیری مطالبات رهبری در زمینه منع واردات کالای خارجی در صورت وجود کالای مشابه داخلی بود. دانشجویان استان خواستند تا تجمعی مقابل اداره کل گمرک استان داشته باشند و یک مطالبه عمومی در این عرصه را به گوش مسئولین برسانند.
وی گفت: دقت و نظارت بر روی کالاهای وارداتی و صادراتی استان بسیار مهم است، بعضا مواردی هست که واردات کالایی مشابه زمینه ساز ورشکستگی شرکت های شهرک صنعتی همدان شده و این قضیه باید مورد توجه قرار بگیرد. ما خواستار عدم ورود کالاهایی هستیم که مشابه ایرانی آن در کشور یا استان موجود می باشد.
قوامی گفت: تمرکز جریان دانشجویی و رصد این جنبش بر روی واردات و صادرات موضوعی است که ما به صورت جدی پیگیری خواهیم کرد تا ان شاء الله در این زمینه گفتمان مطالبه گری از مسئولین شکل بگیرد.
وی ادامه داد: روز شنبه که دانشجویان برای پیگیری مجوز به فرمانداری مراجعه کردند، مسئولین اعلام کردند که چون فضا باز هست اجازه تجمع نمی دهیم، فلذا از آنجایی که دانشجویان قانون مند هستند تصمیم گرفته شد که نحوه مطالبه گری را تغییر دهیم و جلسه ای پرسش و پاسخ با مدیرکل گمرک استان در این زمینه ها داشته باشیم.
قوامی گفت: در این جلسه بنا داریم دانشجویان در زمینه های متفاوت و از رشته های گوناگون حضور داشته باشند و مطالبات خود را مطرح کنند تا در این خصوص کمیته ای تشکیل بشود.
وی گفت: از این به بعد هم این مطالبه گری منحصر به اداره کل گمرگ استان نخواهد ماند و این کمیته نشست های مختلفی با مسئولین متفاوت خواهد داشت.
قوامی گفت: بسیج دانشجویی تحقق اقتصاد مقاومتی را ضروری می داند و بصورت دیده بان عمل خواهد کرد و اقدام عملی را سرلوحه کار قرار خود خواهد داد.
انتها پیام/

به گزارش صدای دانشجو، ابراهیم کارخانهای در گفتگوی اختصاصی با "نافع" افزود: 3 برابر شدن نرخ ارز موجب شده که درآمد دولت به صورت قابل توجهی افزایش یابد به طوری که میانگین بودجه جاری دولت در این هزار روزه تقریبا با اعتبارات کل دولت پیش برابری می کند و درآمد دولت نه تنها کاهش نیافته که افزایش نیز داشته است.
وی خاطرنشان کرد: از طرفی در طول این هزار روز متاسفانه هزینه جاری دولت نسبت به دولت پیش به طور بسیار بالایی افزایش یافته و با توجه به شرایط اقتصادی کشور باید طوری برنامه ریزی می شد که بودجه جاری دستگاه ها کاهش یابد نه اینکه افزایش یابد.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: این درحالیست که هزینه های جاری دولت در دوره اقتصاد مقاومتی و تحریم ها باید کاهش پیدا می کرد، اما به صورت قابل ملاحظه ای افزایش پیدا کرده است.
کارخانهای اضافه کرد: از طرف دیگر مقدار نقدینگی در همین سه سال عمر دولت به اندازه کل نقدینگی دولت پیش افزایش یافته یعنی نقدینگی 460 میلیارد تومانی دولت دهم به بیش از هزار هزار میلیارد تومان در دولت یازدهم افزایش یافته است.
وی با اشاره به عملکرد ناموفق دولت در حوزه اقتصادی گفت: رئیس جمهور در ابتدای آغاز به کار دولت یازدهم عنوان کرد که در صد روز نخست، اقدام فوریتی درباره وضعیت معیشتی مردم به عمل می آورد و انتظار می رفت که قدم های ملموسی در این زمینه بردارد، اما امروز با وجود گذشت بیش از هزار روز، مشکلات اقتصادی به قوت خود باقی است.
کارخانهای ادامه داد: امروز مردم اثرات تلاش های دولت را به طور ملموس در زندگی خود نمی بینند و مشکلات اقتصادی، گرانی، رکود و بیکاری به قوت خود باقی است.
وی بیان کرد: انتظار می رفت دولتی که با تجربه ترین وزرا را به کار گرفته بتواند قدم های اساسی را برای بهبود شرایط اقتصادی جامعه بردارد، اما متأسفانه دولت همه نگاه خود را متوجه خارج از کشور کرد و برطرف شدن همه مشکلات را به رفع تحریم ها و مسئله برجام گره زد؛ بدین ترتیب دولت، بخش قابل توجهی از عمر خود را در انتظار رفع تحریم ها گذراند.
نماینده مردم همدان در خانه ملت اظهار کرد: امروز شاهدیم که با توجه به بدعهدی و عهدشکنی آمریکا عملا موضوع تحریم ها همچنان به قوت خود باقی بوده و این مهمترین مسئله ای است که موجب شده تا مشکلات اقتصادی به قوت خود باقی بماند.
کارخانهای تصریح کرد: از طرف دیگر یکی از دلایلی که دولت برای برطرف نشدن مشکلات اقتصادی طرح می کند؛ کاهش قیمت نفت است زیرا در سال 92 نرخ هر بشکه نفت خام 110 دلار بود و سپس به مرور به 30 و 40 دلار رسید.
وی ادامه داد: حال سئوال این است؛ چرا وقتی روسای جمهوری سر کار می آیند که به دنبال تنش زدایی با آمریکا بوده و شعار خود را "دیپلماسی مبتنی بر تعامل با جهان به ویژه کشورهای غربی" قرار داده اند؛ دشمنی آن ها نه تنها کاهش نیافته بلکه بیشتر نیز می شود.
کارخانهای گفت: درواقع با این روش، دشمنان امیدوارتر شده و از کاهش نرخ نفت به عنوان یک اهرم فشار قوی بر ضد ایران استفاده می کنند کما اینکه در دولت اصلاحات نیز نرخ نفت به کمترین مقدار ممکن رسید.
وی اعلام کرد: این نشان می دهد که در برابر قدرت های سلطه گر و زورگو به ویژه آمریکا هرچه جمهوری اسلامی ایران از موضع مقتدرانه تر برخورد کند؛ عملا در مسائل اقتصادی در سطح جهان نیز اثر می گذارد.
نماینده مردم همدان در خانه ملت گفت: نکته قابل توجه این است که براساس گزارش دیوان محاسبات مجلس و گزارش های وزارت امور اقتصاد و دارایی، میانگین نرخ نفت در هزار روزه عمر، دولت نزدیک به 78 دلار بوده درحالیکه در دولت نهم و دهم نیز همین رقم بوده؛ پس این طور نیست که قیمت نفت بر درآمد عمومی دولت اثر بگذارد زیرا کاهش نرخ نفت، عملا چند ماه بعد تأثیر خود را نشان می دهد.
کارخانهای اظهار کرد: همه این عوامل دست به دست هم داده تا دولت نتواند برنامه ریزی منسجم و هدفمندی داشته و نتوانسته منابع مالی کشور را در بخش های خصوصی و دولتی به درستی مدیریت کند و رکود همچنان پابرجاست.
انتهای پیام/م

ایشان با بیان اینکه مسأله اصلی در وهله اول این است که مردم چه کسانی هستند، گفت: مردم را مردم آفرین می شناسد و باید ببینیم که خداوند درباره مردم چه می گوید.
آیت الله جوادی آملی ادامه داد: در بین ائمه(ع) حضرت علی رهبری سیاسی امت را بر عهده داشت و ما دو بیان نورانی درباره ستون جامعه داریم؛ اول آنکه «الصلاه عمود الدین» به این معنا که نماز الگوی عبادت است و دوم سخن ایشان درباره مردم است که به خوبی بیان می کند که حضور مردم در صحنه سیاست چگونه است.
ایشان تصریح کرد: امیرالمومنین(ع) خطاب به مالک فرمود: «اینچنین نیست که مردم در صحنه رأی دادن حضور داشته باشند بلکه مردم ستون سیاست هستند.»
این مرجع تقلید خطاب به محمدرضا عارف گفت: اینکه فرمودید مردم در صحنه اخیر حاضر بوده و مشارکت نمودند حرف درستی است اما چه کسی مردم را به صحنه آورده و در صحنه نگه می دارد؟ وقتی نظام الهی شد و مردم آن را قبول کردند در هر عرصه ای به میدان می آیند.

آیت الله جوادی آملی به سخن دیگری از امام علی(ع) اشاره کرد و افزود: حضرت علی(ع) خطاب به مالک فرمود: «برای این انقلاب نکردیم که آزاد شویم ما بنده خدا هستیم و حساب و کتابی در کار است ما غدیر را نیاوردیم که آزاد شویم این دین اسیر سقیفه بود و من آمدم دین را آزاد کردم؛ غدیر را کنار گذاشته و سقیفه را آوردند و ما آمدیم دین را آزاد کنیم.»
او اضافه کرد: بنابراین فردا برای ما حالتی پیش می آید که می گویند دفنش کنید که بوی آن ما را آزار می دهد. باید به جامعه فهماند که انسان در فرهنگ دینی نمی میرد بلکه مرگ را می میراند و البته فهم این مسأله جان کندن می خواهد.
استاد حوزه علمیه قم از برخی منیّت ها در جامعه انتقاد کرد و گفت: جایی که سخن از من و ماست آبروریزی است. دین آمده به ما بفهماند که مرگ پایان کار نیست بلکه از پوسته درآمدن است. تمام مشکلات از این منیت هاست. دین آمده که بگوید شما مانند فرشته هستید و مرگ را می میرانید و این ابدی است.
آیت الله جوادی آملی خاطرنشان کرد: کسانی که حرف علی(ع) و پیامبر اکرم(ص) را گوش دادند با وجود همه مشکلاتی که داشتند به میدان آمده و در انتخابات شرکت کردند. این سخنان که مردم حق دارند و بزرگوارند تنها حرف عاطفی است حرف اصلی در نهج البلاغه است و آن اینکه مردم ستون دین هستند.
وی در ادامه سخنان خود به نکته دوم اشاره کرد و گفت: ما فرهنگ غنی و قوی داریم و هرگز زبان فارسی ما به پای زبان قرآن نمی رسد همان گونه که امام باقر (ع) فرمود:« زبان عربی قرآن آنقدر قوی است که هر زبانی را می تواند ترجمه کند».
این مرجع تقلید به مصادیقی از کلمات در زبان فارسی و تفاوت معانی آن با زبان قرآن اشاره کرد و گفت: در زبان فارسی کلمه ای به نام گدا داریم که معادل فقیر به کار برده می شود در حالی که در قرآن کریم فقیر، گدا نیست فقیر ملتی است که جیبش خالی است و ستون فقرات او شکسته است مگر ویلچری را با سفارش می توانید سرپا کنید؟ در بخش هایی از قرآن کریم آمده است که «ملتی که جیبش و کیفش خالی است چاپلوس است.» چگونه می خواهید با سفارش اقتصاد مقاومتی را عملی کنید؟ قیام یک ملت به داشتن اقتصاد صحیح است.
او در بخش دیگری از سخنان خود از ورود کالاهای قاچاق به کشور و واردات بی رویه به شدت انتقاد کرد و گفت: کشور را پر ار کالاهای وارداتی کرده اید و بعد از تولید سخن به میان می آورید؛ جلوی کالای قاچاق را بگیرید سپس خواهید دید که اشتغال ایجاد می شود و بیکاری از جامعه رخت بر خواهد بست.
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه واژه ای به شکوه و عظمت «غیرت» کم دیده ام، بیان داشت: در غیرت باید سه عنصر جمع شود تا آن را بسازند؛ عنصر اول غیرزدایی است به این معنا که اجازه ندهیم بیگانه نفوذ کند و خودمان هم در کار دیگران تجسس نکنیم.
آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه دیاثت یا اخلاقی است و یا سیاسی عنوان کرد: کسی که بیگانه را راه می دهد دیوث سیاسی است بیگانه را در حریم خود راه دادن و وارد حریم غیر شدن با غیرت سازگار نیست.
این مرجع تقلید با تأکید بر اینکه غیرت دارای سه عنصر معرفت هویت، غیرزدایی و دیوث زدایی است، ابراز داشت: این همه منابع غنی در داخل کشور داریم اما بعد می رویم گوشت و لبنیات از برزیل می آوریم. تسطیح کردن این همه خاک انرژی هسته ای نمی خواهد، پول و سم هم نمی خواهد بلکه فقط عرضه می خواهد و خواهید دید که گوشت و لبنیات هم ارزان می شود این مسأله جدی است.
او ادامه داد: مردم کارشان تمام شد اما اگر ما هم بگوییم کارمان تمام شد او در کمین است و خود در قرآن فرمود: «اگر دیر بجنبید شما را می برم و عده دیگری می آورم.»
آیت الله جوادی آملی مسأله بعدی حائز اهمیت را رهبری جامعه دانست و گفت: اگر رهبر علی بن ابیطالب هم باشد وقتی مردم و او کنار هم نیایند شکست قطعی است. بنابراین اینچنین نیست که کشور با معجزه اداره شود بلکه نیازمند رهبری خوب است. دشمنان آن روز مروانیان و امویان بودند که با دشمنان امروز که صهیونیست و اسکتبار جهانی هستند خیلی تفاوت دارند. دشمنان امروز حریص تر و رذل تر هستند.
این مرجع تقلید ادامه داد: اگر ما و مردم کنار هم نباشیم و بگوییم تو نباشی اما من باشم این یک غده است. صهیونیست و آمریکا بدتر از مروانی و اموی هستند اما وقتی همه چیز را به خداوند واگذار کردیم او خود می فرماید کارها را برای شما آسان می کنم.
ایشان در پایان عنوان کرد: کشور ما بسیار غنی است و برخوردار از نعمات و مواهب الهی است و من تعهد می کنم نه بیراهه بروم و نه راه کسی را ببندم.
در ابتدای این دیدار نیز محمدرضا عارف در سخنانی با تقدیر و تشکر از حضور مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: مردم در دور دوم انتخابات هم سنگ تمام گذاشتند و مجلس دهم با ترکیب خوبی از لحاظ تعهد و ارزشی شکل گرفته است.
وی با بیان اینکه شعارها در انتخابات از هر دو جناح بیشتر مطالبات مردم بود، یادآور شد: بسیاری از نمایندگانی که وارد مجلس دهم شده اند سابقه سیاسی ندارند و برای اولین بار است که وارد این عرصه می شوند با این همه اولویت کشور برای همه نمایندگان مسائل اقتصادی، اشتغال و رونق کشور است.
نماینده مجلس دهم یادآور شد: اولویت این مجلس بحث معیشت و اقتصاد و مقابله با فساد خواهد بود چیزی که از اوایل دهه ۸۰ جزو مطالبات رهبر انقلاب بوده است.
عارف با اشاره به نام گذاری امسال به نام اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل اظهار کرد: مجلس دهم با استفاده از رهنمودهای مراجع تقلید و نیز رهبری اولویت ها و سیاست گذاری هایی مدنظر رهبری را سرلوحه خود قرار خواهد داد.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی کشور، مجید ترابی در یادداشتی مطرح کرد:
آقای ظریف درنشست فراکسیون امید مجلس دهم گفتید که: مهم ترین اصل برای ما اجرای نظرات رهبریست.
سکاندار سیاست خارجی کشور شخص رهبر معظم انقلاب و نقش برجسته ی ایشان در زمینه ی قانونی وعملیاتی کاملا مشهود است.
آقای ظریف آیا این بود نظرات رهبر انقلاب درمورد سیاست خارجی؟
آیا شما که خود را سرباز رهبری می دانید به تمام فرمایشات رهبری در مورد برجام عمل کردید؟
مگر رهبر انقلاب در پاسخ آقای روحانی در مورد برجام، لزوم رعایت مواردی را لازم ندانستند؛ پس چه شد، آیا به آنها اعتنائی کردید یا به وعده های پوشالی رفقای سالیان زندگانی خود در دوران دانشگاه اعتماد کردید؟
اینکه رهبری را سکاندار قلمداد کنید و بخواهید ضعف و ذلت دستگاه دیپلماسی خود را در زمین رهبری بیندازیدنشان دهنده ی ضعف مدیریتی و سواد دیپلماتیک شماست.
شما به چه جراتی می توانید از رهبری در ضعف دستگاه دیپلماسی خرج کنید.
مگر رهبر انقلاب نفرمودند نمی شود به طرف های بد عهد غربی که در چنگال صهیونیست هستند اعتماد کرد. مگر قرارنبود دولت ما یک قدم بردارد وطرف غربی یک قدم.
چرا دولت ایران با سرعت غیر قابل وصف به تعهداتش عمل کرد در حالی که غربی ها فقط به تعهدات کاغذی عمل کردند ولی درعمل با پیش بینی رهبری که فرموده بودند: غربی ها به خصوص آمریکا با خدعه و نیرنگ به نحو دیگر از کاهش تحریم ها جلو گیری میکندـ. آیا این اتفاق راتجربه نکردیم؟
چطور توانستید به راحتی زحمت ۱۰ساله ی دانشمندان هسته ای را با سیمان قلب رآکتور در عرض چند روز پُر کنید اما حال که نوبت طرف غربی رسیده و ازتعهدات خود شانه خالی کرده، شما با نوع ادبیات خود بیشتر به این مورد توجه دارید که با صحبت های خود قلب طرف غربی را به دست بیاورید تا نکند کد خدای خود خوانده ناراحت شود، همین موضع گیری های ضعیف دستگاه دیپلماسی باعث گستاخ تر شدن آمریکاییها شده تا بتوانند با جسارت اموال ایران را غارت کنند.
از یادمان نرفته که در برنامه ی شبکه یک سیما در پاسخ به سوال مجری مبنی بر اینکه اگر غربی ها بعد ازاجرای تعهدات ما به بهانه های دیگر نظیر حقوق بشر و حمایت از تروریست به تعبیرخودشان وابعاد نظامی و...تحریم ها را دوباره اعمال کنند، چه خواهید کرد؟ آیا پاسخ شما این نبود که گفتید مردم فهیم ایران به ما اعتماد کنند، ما برای همه ی سناریوهای آمریکا غرب برنامه داریم وجلوی هرروزنه ای را می گیریم.
پس چه شد؟
این بود برنامه ریزی برای جلوگیری از خدعه ی دشمن؟ این بود جواب اعتماد ملت شریف ونجیب ایران؟
جناب ظریف گفتند که: اجازه بدهیم که باهم توافق کنیم/ برجام نه ۱۰۰است نه صفر.
اما شما پاسخ دهید دوباره و در چه موضوعی می خواهید توافق کنید؟ مگر این توافق که کرده اید چه گُلی به سر مردم زده که می خواهید دوباره اجازه ی توافق بگیرید.
برجام نه۱۰۰ است نه صفر.
می شود بفرمایید برجام چند چند است؟ به خاطر دارم آقای روحانی گفتند که: برجام بازی بُرد بُرد بود، سه گُل زدیم و دو گُل خوردیم.
برجام چیزی در حد یک تلخند برای ملت بود تا لبخند.
حال که نوبت به عمل و اجرایی شدن وعده های خود رسیده اید و می بینید که چیزی ندارید و نمی توانید برجام نافرجام را توجیه کنید و عملی کنید به این روی آورده اید که دوباره وعده وعید دهید و فرصت بخواهید.
آیا سه سال برای شما کافی نبود؟
شما در نام وزیر خارجه هستید اما عملا نخست وزیری می کنید.
به ما بگویید
چه شد آن ۱۰۰روز کذایی؟
ده ۱۰۰روز از آن وعده های زیبا گذشته یعنی بیش از هزار روز. آیا این برای شما ودولت تزویر وذلت کش کافی نیست؟
نکند دوباره میخواهید با رسانه های زنجیره ای خود فضای سیاسی کشور را به انتخابات سوق دهید تا فرصت و فضایی برای مطالبات به حق مردم ندهید؟
دولت تدبیر و امید هر روز دچار اشتباه محاسباتی می گردد، یک روز با وعده ی صد روزه می آید یک روز با بقچه ی خالی برجام.
یک روز ازاینکه دانشجو باید انتقاد کند صحبت می کنند و یک روز همان منتقد را به باد اهانت می گیرند و او را بی سوادِ تندروی انقلابیِ افراطیِ عصرحجریِ جنگ طلبِ بی عقلِ خشک مقدسِ بی شناسنامه ِ متحجرِ ِتازه به دوران رسیده ِ لباس شخصی خطاب می کند.
آیا این تدبیر وامیدی است که دولت با آن پُز می دهد؟
آیا نشاط اجتماعی این است که حقوق کارگران را دو درصد از نرخ تورم بیشتر کرده اید؟
آیا از حرکت بسیار زشت و زننده ی خود درروز کارگر خجالت نمی کشید؟
نکند کارگران را با نمایشگاه اشتباه گرفته بودید؟
آیا این بود احترام به اقشار مختلف جامعه؟
شاید، شاید جناب روحانی بعد از فرمایشات هاشمی رفسنجانی که فرمودند دیگر می توانند راحت سر بر بالین مرگ بگذارند وما را داغدار خودشان کنند بحمدالله گویا این خیالات در جنابشان زنده شده که می توانند برکرسی پدر اصلاحات بنشینند و برای آن برنامه دارند تا برای وضعیت اقتصادی مردم.
جناب روحانی فرمودند که دولتمردان حق دخالت در انتخاب رئیس مجلس دخالت ندارند.
جناب روحانی شما که حقوقدان هستید چرا؟
مگر قوه ی مقننه زیرمجموعه قوه ی مجریه است که بتواند دخالت کند.
ننگ باد برآن نماینده مجلسی که بخواهد با رأی مردم به مردم خیانت کند و درقانون گذاری وانتخاب اصلح برای ریاست آن جناحی فکر کند، وای برکسانی که بخواهند در تدوین قوانین اساسی کشور ملاحضات سیاسی وجناحی را دخیل کنند و به منفعت مردم توجه نکنند، وای به روزی که آسانی اعتماد و سرمایه اجتماعی را به خرید و فروش بگذاریم.
جناب ظریف این شما بودید که گفتید: قبول کنیم که برجام تهدید بزرگ را از کشور دور کرد و ما باید از این فرصت استفاده کنیم.
به راستی که ترس در وجود شما ریشه دوانده است. هنوز فراموش نشده که شما با چه حالت و با چه ارتباطی قبل از پیروزی قطعی انقلاب از کشور خارج شدید و به کشور مورد علاقه ی خود سفرکردید و بعد از جنگ تحمیلی بازگشتید، حق دارید که از جنگ بترسید زیرا تا به حال توپ و تفنگ و آرپیچی ندیده اید و صد البته رشادت های شهدا و خانواده های آنها را به چشم ندیده اید که بدانید این تهدید نعمتی بود که حال عده ای بر مَسند قدرت تکیه بزنند و ندانند که این صندلی و این میز ها با خون شهید باکری ها وخرازی ها و صیاد شیرازی ها و...به دست آمده اند نه با مذاکره و نه با ترس و واهمه ی جنگ.
چطور به خود جرأت دادید مردم شهید پرورراازتهدیدوجنگ بترسانید.
شرم برکسی که آیه ی
وعدوالهم مااستعطم من قوه ومن رباط الخیل تذهبون به عدوالله .......
رانادیده بگیردوبازبان بازنده های ازپیش باخته صحبت کندوازقدرت دشمن صحبت کند اما به نیروهای خود اعتماد نکند.
دولتمردان محترم
صدای انقلاب نوپاوشیرخواره راکسی نتوانست خفه کندولی این توافق صدای ملت ما را که در منطقه فراگیرشده بوددچارضعف کرد اماقطع نکرد.
شماودوستداران شماکه خدایی ناکرده حزب ا...وانصارا..و دولت های کنونی عراق و یمن وسوریه را که تروریست تلقی نمیکنندو مثل برخی مشاوران خود مثل سریع القلم نمی گوییدکه پول آزادشده خرج محورمقاومت نمیشود.
شما پول های ملت را آزادکنید وبعد برایش دستورالعمل صادرکنید واین را بدانید محور مقاومت با ایمان به خدا ورهبری امام خامنه ای پایدار می ماند نه با پول.
آقای ظریف این شما بودید که گفتید: امروز دیگر کسی ایران را تهدید نمی داند.
به شما می گویم که اشتباه می گویید، شما غلط می گویید.
ایران اسلامی برای دشمن خود تهدید است ،برای کسی که بخواهد برای این انقلاب و مردمش نقشه بکشد تهدید است، حال می خواهد اسرائیل باشد یا آمریکا،عربستان سعودی باشد یا هر دولت دیگری.
ایران برای کسانی تهدید نیست که خود برادرانه درکنار انقلاب اسلامی برای اعتلای نه شرقی ونه غربی خود تلاش می کنند، برای کسانی تهدید نیست که خود را وام دار و وفادار به نظام سلطه نمی دانند.
گفتید که باید طرف مقابل را برای اجرای تعهداتشان تحت فشار قراردهیم.
پیشنهادی دارم: حتی المقدور با دکتر عراقچی که ماله کشی و اصول آن را به خوبی می داند، فشارهای ایمیلی خود را ادامه دهید و صد البته از قدرت و فشار توئیتر و فیس بوک غافل نشوید بالاخره دولت آمریکا باید بداند که دستگاه دیپلماسی ماهم می تواند فشار وارد کند آن هم فشار موثر ایمیلی. به نظر می رسد دکترین حضرتعالی و دکتر روحانی با توجه به نرمی رفتاربا غربی ها شدید ترین نوع فشار همین نوع از فشار باشد که جزخجالت چیزی برای دفاع ازخود ندارد.
حرفهای زیادی در سینه تک تک دانشجویان منتقد شعله ور است که این چند نکته فقط درمورد دستگاه دیپلماسی بود که به نظر چشم دولت است، چشمی که بینایی و نوری برای مردمش ندارد چه برسد به دستگاه های دیگر.
درپایان لازم میدانم این جمله ی امام خامنه ای را دوباره جهت یادآوری متذکر شوم که فرمودند:
کنار آمدن با دولت آمریکا ناگزیر، به معنی قبول تحمیل های آن دولت است.
ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم و انصرنا علی القوم الکافرین.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، محمد امین سلیمی، دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور در گفتوگو باخبرگزاری فارس، با اشاره به عدم صدور مجوز تجمع دانشجویان مقابل اداره گمرکات در تهران و برخی از استانها برگزار شود، گفت: متاسفانه این بار هم دولت نشان داد به ایجاد یک بستر آرام جهت شنیدن مطالبات و سوالات دانشجویان علاقه ای ندارد.
وی خاطر نشان کرد: حمایت از تولیدات ایرانی و دفاع از حقوق کارگران نه یک مسئله جناحی و سیاسی و نه یک حرکت امنیتی است. سوالات بسیار زیاد و ابهامات فراوانی در حوزه روند اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی مطرح است که نه تنها دانشجویان بلکه بسیاری از مردم به دنبال پاسخ آن هستند.
سلیمی اضافه کرد: نامگذاری سال جاری از سوی مقام معظم رهبری نشانگر واقعیات تلخی مبنی بر عدم انجام اقدامات کلیدی در حوزه اقتصاد مقاومتی است. بعضاً دیده میشود که نه تنها اقدامی در این راستا انجام نمیگیرد بلکه حرکاتی صورت میگیرد که با اقتصاد مقاومتی منافات نیز دارد.
دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور در پایان تصریح کرد: این آخرین قدم بسیج دانشجویی در این حوزه نخواهد بود و مطالبات دانشجویان در سراسر کشور به صورت منظم ادامه خواهد داشت.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، نشریه آمریکایی «فوربس» در گزارشی با عنوان «آیا چین میتواند چون ایران که تهدید به بستن خطوط کشتیرانی مینماید،این اقدام را در دریای جنوبی چین اجرا کند» نوشت: تهدید ایران در بسته تنگه هرمز موردی است که چین نیز در آینده میتواند در دریای چین جنوبی، منطقهای که چون تنگه هرمز یکی از مهمترین نقاط حمل و نقل نفت و گاز طبیعی در جهان است اجرا نماید، به طوری که چین اینک در حال افزایش فعالیت احیا اراضی خود بر آمده و مدت زمانی است که پایگاههایش را با وجود وعدههای «شی جین پینگ» رییس جمهور چین به اوباما رییس جمهور آمریکا مبنی بر عدم نظامی کردن منطقه، نظامی کرده است.
فوربس با قیاس تنگه هرمز و دریای جنوبی چین نوشت: با وجود اجرای منطقه پرواز ممنوع و نواحی کشتیرانی ممنوع در دریای جنوبی چین، این منطقه وسعت زیادی دارد اما تنگه هرمز وسیعترین بخشش تنها 29 مایل دریایی (54 کیلومتر ) است. البته بر اساس تخمینهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا حدود یک سوم نفت خام جهان و نیز بیش از نیمی از گاز طبیعی مایع جهان هر ساله از دریای چین جنوبی عبور میکنند. اما از سویی این منطقه بر خلاف تنگه هرمز که از آنجا تنها گاز و نفت حمل میشوند، در دریای جنوبی چین میلیاردها دلار کالاهای ساخته شده و یا کالاهای آماده مونتاژکاری عبور مینمایند. همچنین در این منطقه ذخایر بسیاری از گاز طبیعی و تا حدودی کمتر نفت خام نیز وجود دارد. تخمین اداره زمین شناسی آمریکا (USGS) نشان میدهند که حدود 60 تا 70 در صد منابع هیدرو کربن منطقه را گاز شکل داده است.

دریای جنوبی چین
فوربس در ادامه مینویسد: چین در حالی که به فعالیتهای احیا اراضی جزایر منطقه ادامه میدهد،تجهیزات نظامیش را در این جزایر جدید (مصنوعی) قرار داده و با ساخت باندها، جنگندهها و تاسیسات راداری، نیروها و تجهیزات دریایی خود را آنجا مستقر نموده و به طور فزاینده تهدید در بستن دریای چین جنوبی یا دست کم تهدید مرگبار علیه تردد دریایی و هوایی را به اجرا خواهد گذاشت.
بر اساس این گزارش، چین چون ایران قصد اعمال فشار بر آمریکا و علیه فعالیتهای دریایی و رزمایشهای نظامی این کشور با متحدانش چون فیلیپین، ژاپن ، استرالیا و دیگران را در منطقه دارد.
نشریه یاد شده با طرح سئوالی با عنوان اینکه چرا چین تا این اندازه به طور بالقوه به روابطش با آمریکا و مجموعهای از شرکای تجاری منطقه چون «آسه آن» صدمه میزند و در افکار عمومی خود را قلدر نشان میدهد، نوشت: دستور کاری چین تنها ادعا بر مالکیت نزدیک به 80 درصد دریای جنوبی چین نیست، بلکه این امر حکمی است که شامل کنترل عملی بر مسیر آبی است که در عین کاستن از نفوذ دریایی آمریکا در منطقه، به طور موثری این کشور را از اطراف چین به عقب میراند.
فوربس نوشت: اگر احیای اراضی چین به طور بلامنازع و بی وقفه چون این چند سال باشد، شاهد عناوین روزنامهها چون «تهدیدهای چین در بستن خطوط تردد نفت کشها در دریای جنوبی چین» و «واکنش ضعیف آمریکا به چین» خواهیم بود.
اگر چنین وضعیتی ادامه داشته باشد، پکن کنترل یکی از مهمترین خطوط تردد آبی جهان را در دست خواهد داشت در حالیکه آزادی دریانوردی در منطقه تنها رویایی چند روزه خواهد بود.
این رسانه آمریکایی همچنین به تهدیدهای هفته گذشته ایران در بستن خطوط کشتیرانی نفتی در تنگه هرمز در صورت ادامه رزمایشهای نظامی آمریکا اشاره کرد و نوشت : سردار سلامی معاون فرمانده سپاه پاسداران ایران در سخنانی گفت: «اگر آمریکاییها و متحدانش در منطقه بخواهند از تنگه هرمز عبور کرده و ما را تهدید کنند ، ما نیز اجازه ورود آنها را به منطقه نمیدهیم.
فوربس سپس نوشت: سردار سلامی به رزمایشی اشاره کرده بود که آمریکا چندی قبل با مشارکت 30 کشور از بحرین محل استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در منطقه که به عنوان سدی در برابر ایران است، به اجرا گذاشت. البته دریادار «کوین دونگان» فرمانده نیروی دریایی آمریکا در منطقه دلیل این رزمایش را متوقف کردن عملیات شبه نظامیان در ایجاد مزاحمت برای خطوط کشتیرانی عنوان داشته بود.
فوربس در خاتمه در توصیف تنگه حیاتی هرمز نوشت: تنگه هرمز که بین ایران، عمان واقع شده و خلیج فارس را به دریای عمان و دریای عرب متصل میکند، مهمترین منطقه حمل و نقل نفت جهان است و حدود 20 درصد نفت مورد نیاز جهان از تنگه هرمز میگذرد. به طور متوسط روزانه 15 نفتکش از این منطقه عبور مینمایند در نتیجه اطمینان حاصل کردن از باز بودن مسیر تردد در این منطقه به عهده آمریکا است که البته نقطه تداوم مشاجره بین آمریکا و ایران و تهدیدهای مکرر ایران در بستن تنگه هرمز نیز شده است.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، ناو سروان «ریک چرنیتزر» سخنگوی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین چهارشنبه گذشته در بیانیهای که برای خبرگزاری «آسوشیتدپرس» در واکنش به تهدیدهای مقامهای ایران ارسال داشته بود، گفت: «ما همچون دریانوردان متفکر، هوشیار و مسئولیتپذیر در این جا باقی میمانیم و عملیاتمان را انجام میدهیم.»
در بخش دیگر بیانیهای ارسالی ناو سروان چرنیتزر به آسوشیتدپرس آمده بود: «ما حق ذاتی دفاع از خود را داریم.»
این خبرگزاری سپس نوشت: ایران و آمریکا سابقهای طولانی از رویارویی در خلیج فارس را دارند و حتی در 18 آوریل 1988 نبرد یک روزهای را داشتند و این ماجرا به خاطر غرق شدن ناوچه «یو. اس. اس. ساموئل بی رابرتس» آمریکا با مینهای ایرانی به وجود آمد. در آن روز نیروهای آمریکا نیز به تاسیسات نفتی ایران حمله کردند و خساراتی را نیز به نیروی دریایی ایران وارد آورند. در جولای نیز 1988 ناو آمریکایی «وینسنس» به اشتباه(!) یک هواپیمای مسافربری ایران که عازم دبی بود را سرنگون ساخت. در این ماجرا 290 نفر مسافر و خدمه هواپیما کشته شدند.
بر اساس این گزارش، مقامهای نیروی دریایی آمریکا از مواجهه تقریبا روزانه با کشتیهای ایرانی در منطقه خبر میدهند به طوریکه یک پهپاد غیر مسلح ایران در ژانویه سال جاری بر فراز یک ناو هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس پرواز کرد.
ایران همچنین ماکت یک ناو هواپیمابر آمریکا را در نزدیکی تنگه هرمز در فوریه 2015 غرق نمود و هدف از این کار را آزمایش پهپادهای هجومی خود اعلام کرد.
آسوشیتدپرس همچنین نوشت: اظهارات تهدید آمیز ژنرال سلامی به دنبال تاریخچهای طولانی از لفاظیهای دو طرفه ایران و آمریکا و مواجهه این دو بر سر تنگه هرمز که تقریبا یک سوم نفت جهان از این مسیر تردد مینماید، به میان آمد.

نمایی از خلیج فارس
بر این اساس، اظهارات معاون فرمانده سپاه پاسداران ایران به دنبال انتقاد رهبر انقلاب ایران از آمریکا در دوشنبه گذشته بابت تحرکات نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس به میان آمد و هنوز مشخص نیست که آیا این علائم به معنای نگرانیهای جدید ایران بابت تنگه هرمز یا امکان مواجه احتمالی ایران با آمریکا به دنبال برجام است .
این منبع خبری همچنین گزارش داده بود که نیروی دریایی آمریکا تعدادی از کشتیهای جنگی خود را به سامانههای دفاع موشکی تجهیز و آنها را برای مقابله با موشک کشورهایی همچون ایران و کره شمالی ارتقا داده است.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، اسفندماه سال 93 علی رهبری دوباره به ایران آمد تا سکان هدایت ارکستر سمفونیک تهران را به دست بگیرد. بعد از چند ماه فعالیت کم حاشیه، اتفاقات عجیبی گربیان ارکسترهای دولتی را گرفت. استعفای بسیاری از نوزادگان مجموعه هشتاد ساله ارکستر سمفونیک به خاطر مسائل مالی، لغو چندین و جند کنسرت از پیش برنامهریزی شده، تعطیلی ارکسترهایی چون سازهای ملی و ... تنها مواردی از مصائب و مشکلاتی هستند که این ارکسترهای دولتی طی یک سال اخیر با آن دست و پنجه نرم کردند. اما علی رهبری و فرهادفخرالدینی در آخرین جلسه از شورای تازه تشکیل ارکسترها، به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند و تا لحظه درج این مصاحبه هنوز وضعیت آینده ارکسترها مشخص نیست. با علی رهبری رهبر ارکستر سمفونیک تهران ساعاتی قبل از ترک کشور گفتوگویی انجام دادیم که در ادامه میخوانید:
*اسفندماه سال 93 شما با شور و هیجان دوره تازه فعالیتتان را در ارکستر سمفونیک تهران به دست گرفتید و بعد از اتفاقات و حواشی پرشمار چند ماه اخیر، هم اکنون در حال ترک ایران هستید. شما چندین بار در نشستها و مصاحبهها عنوان کرده بودید که حاضر به ترک دوباره ایران و ارکستر سمفونیک نیستند اما امروز اتفاق دیگری رخ داد.
ببینید الآن 14 ماه است که مرا به ایران آوردهاند که به خواست رئیسجمهور و در راستای تحقق وعده ایشان درباره بازگشایی ارکسترهای مملکت بوده است. اما امروز دارم با دل پری ایران را ترک میکنم، فکر میکنم این 14 ماه چهار پنج سال مرا پیرتر کرد. وقتی برمیگردم و این مدت را میبینیم، متوجه میشوم چقدر وقت تلف کردیم. اما چرا؟ برای اینکه من به سیستم کاری وزارت فرهنگ و ارشاد آشنا نبودم. تعارف هم نمیکنیم، من برای آقای وزیر و همه ارزش قائلم ولی یک لحظه باید زبانبازی و تعارف را کنار گذاشت. الان که ایران را ترک میکنم احساس میکنم در واقع «هرم مقوایی» را که وزارت ارشاد است ترک میکنم. البته از پایه بسیار محکم و قرص کار میکنند و افراد سطح پایین به لحاظ جایگاه اداری خوب کار میکنند اما انگار هر چه بالاتر میروید قدرت افرادی که مسئولند کمتر میشود و این حقیقتی است که خود آقای وزیر باید قبول کند. در اینجا رئیس به هر دلیل جرأت اینکه بگوید باید کارت را به خوبی انجام دهی را ندارد. وقتی از مدیر به مدیر کل میروی میبینی وضع بدتر میشود، یک مدیر کل به راحتی نمیگوید یک شخص خوب نیست عوضش کنید، دلیلش چیست نمیدانم. به مدیرعامل که میرسید بدتر میشود و هرچه این هرم را بالا میروید میبینید قدرت کسی که الآن باید کاری کند کمتر است.
بنیاد رودکی در این «هرم مقوایی» که نام بردید،چه جایگاهی داشت؟
من هفت ماه با احترام و خوبی درکنار بنیاد رودکی و مدیرش بودم و تمام مدت گفتم شما عواملی در این بنیاد دارید که کارشان را انجام نمیدهند و نمیتوانند انجام دهند و بیعرضه و متقلّباند ولی میبینید که مدیرعامل جرأت اینکه به کسی دست بزند ندارد، بعد سراغ معاون وزیر میرویم. باید بدون تعارف حرف میزنم. دنبال معاون وزیر ماهها میدویم، چرا؟ که خواهش می کنیم حقوق بچهها را بدهید. مسخره است.
البته طی این مدت هروقت هم که حقوق نوزاندگان ارکستر پرداخت میشد، نوازندگان با کسریهایی مواجه میشدند و میدیدند که حقوقشان معادل حقوق یک ماه کامل نیست.
از هشت ماهی که بچهها حقوق گرفتند یک ماه آن هم به صورت سیروزه محاسبه نشده است و هرچه در رسانهها دراین باره گفتند دروغ است. مگر ما شش ماه برنامه عالی نریختیم؟ مگر هرماه برنامه نداشتیم؟ مگر هر هفته برنامه نداشتیم؟ مگر کارمان را انجام نمیدادیم؟ خودشان هم تمام مدت میگفتند ما مشکل هنری نداریم، راست هم میگفتند. مشکل بزرگ ما اداری بود و مدیر با جرات و با استعداد و کارآمدی نبود که این مسائل را درست کند.
از ابتدای کار و بازگشایی ارکسترها این مشکلات اداری و اجرایی همواره به چشم میآمد که حتی طی این مدت بسیای از نوازندگان ارکستر را به خاطر مسائل مالی ترک کردند.
ببینید اگر از من بپرسید که از اسفند 93 که به ایران آمدم تا امروز چه تغییر اداری در ارکستر سمفونیک یا ملی شده است میگویم صفر! فقط کدورت و دشمنی و ناراحت ایجاد شد. چون ما باید مدام انتقاد کنیم و در ایران هم اگر انتقاد کنید یعنی دشمنید.
ظاهرا راه حل معاونت امور هنری ارشاد برای حل مشکلات دامنهدار ارکسترها تنها تشکیل شورای هنری بود.
من از شما سوالی دارم. چرا امثال آقای نوربخش و سریر که در این شورا هم مانند سایر شوراهایی که روزانه رفت و امد میکنند، بایدهمهجا باشد؟ در هر شورایی که در حوزه موسیقی وجود دارد شما نام این افراد را میبیندید. ببینیددوست من آقای گنجهای که همسایه بودیم و دوستش دارم ولی چرا آقای گنجهای باید جلوی من در شورایی بنشیند و تصمیم بگیرد؟ مگر داوود گنجهای چه تخصصی دارد و چه وقت در ارکستر سمفونیک کاری داشته است؟ چرا باید هرکاری آقای مرادخانی میکند اینها به او دستور بدهند؟ چرا آقای مشفق باید بگوید چهکار کنید و چه کار نکنید؟ آقای مرادخانی که به اندازه کافی در این مملکت قدرت دارند، چرا باید مدام به من قولهای الکی بدهند که آخر من مجبور بشوم او را به خاطر قولهای الکی «دروغگو» خطاب کنم. آخر شخصی مثل آقای نوربخش با عقبه موسیقی سنتی چه اطلاعی از ارکستر سمفونیک میتواند داشته باشد. مثل این است که شما برای بازی فوتبال بروید از واترپلو مهره بیاورید!
شما بعد از این که از آقای مرادخانی و مجموعه معاونت هنری نا امید شدید، به سراغ شخص وزیر هم رفتید. ظاهرا وعدههای بسیای داده شد و ایشان هم که اعلام کردند استعفای شما پذیرفته نیست و ...
ایشان شخصاً در وین به من تلفن کردند که چرا باید همهچیز را رسانهای کنید؟ تشریف بیاورید مشکلاتمان را خودمان حل کنیم و ببینیم مشکلتان چیست. خدمتشان گفتم من هفته آینده نمیتوانم بیایم چون با ارکستر اسلواکی کنسرت داشتم، هفته بعد ترکیه کنسرت دارم، ولی هفته دوم عید میتوانم بیایم. ایشان هم خوشحال شدند و گفتند بیایید. خدمت آقای وزیر رفتیم، آقای وزیر اولین جملهای که به آقای مرادخانی گفتند این بود که «آقای رهبری مشکل هنری که هیچوقت نداشتند»؟ آقای مرادخانی هم در پاسخ میگویند خیر. آقای وزیر هم گفتند «خب پس مشکلات دیگر را حل کنید بگذارید کارش را انجام دهد و ادامه دهد.» خود آقای وزیر جلوی من این را میگویند و مرا میفرستند که یک هفتهای بنشینیم و به یک توافقی برسیم که البته باید تکرار کنم هروقت هرکسی مرا دیده فقط راجع به قرارداد بچهها حرف زدم که این بچههای بیچاره قرارداد ندارند. همان آقای وزیر کنار نامه شخص دیگری یک جمله مینویسد و حرف دیگری میزند. این نامه را هم خوتان منتشر کردید. بعد از انتشار این نامه سخنگوی وزیر میگوید «آقای رهبری اختیار تام» دارد.و در نهایت هم که من و آقای فخرالدینی را میبرند و جلوی یک شورایی مینشانند که در صلاحیت اعضایش هزار سوال قابل طرح است. به نظرم بنیاد رودکی اصلاً آمادگی یک ارکستر سمفونیک یا ملی را نداشته است، اصلاً بنیاد رودکی کاری در اختیارش گذاشته که در آن مانده است. عاقلانه فکر کنیم. بعد هم سیستم بنیاد رودکیفقط بده بستان است که به این بده، به آن نده، به این تخفیف بده، به آن نده، به این مجانی بدهید، به آن اصلاً ندهید. بعد در مقطعی به ما میگویند هیئت امنا بگذارید کشف میکنم هیئت امنای ارکستر سمفونیک آقای جمالی، آقای مشفق، آقای پورناظری و آقای نوربخش هستند. آخر کجای دنیا چنین چهارنفری با این تخصص های بیث ربط میتوانند برایمان هیئت امنای یک ارکستر سمفونیک انتخاب شوند؟ بعد هم که میبینیم از معاون وزیر کاری درنمیآید، معاون وزیر هرجا میرود آقای نوربخش دنبالش است، هرجا میرود آقای گنجهای دنبالش است، هرجا میرود آقای مشفق دنبال اوست.
از آخرین جلسهتان با این شورا بگویید.
آقای پیروزپی هم با من بود و وقتی شورا را ترک کردیم آقای پیروزپی هم ترک کرد. چرا؟ به این خاطر که به بچهها گفته بودیم و قول داده بودیم. بچهها صبح زود آمده بودند گفتند استاد، ما به خاطر شما دوماه آمدیم، کار کردیم و امروز قرار بوده که قراردادها امضا شود، اجازه دهید امروز دیگر نزنیم. من گفتم نه، آقای گنجهای به من قول دادند که امروز بعدازظهر قرارداد شما امضا میشود و امروز هم تمرین کنید چون ممکن است چین برویم، یعنی برنامه چین داریم. اینها هم زدند و بعدازظهر مطرح کردیم که امروز باید جلسه واقعاً راجع به قرارداد بچهها تصمیم گرفته و امضا شود. بنیاد رودکی قبول نکرد، بچهها هم ارکستر را تعطیل کردند، من هم دارم ایران را ترک میکنم و آن جلسه را هم ترک کردم. این حرفهای من است که موجب خجالت من است که الان که دارم از اینجا میروم کسی مرا بیرون نکرده و نگفته که شما کارت را انجام نده ولی من حالم از این َشرایط به هم خورده است، باید همه ما خجالت بکشیم. من اعتقاد دارم آقای وزیر متوجه نشدند دعوت به چین یعنی چه. فکر میکنم آقای رئیسجمهور متوجه نشد که وقتی از ایران دعوت کردند اختتامیه فستیوال جهانی را اجرا بکنید، یعنی چه؟ وگرنه الان پایشان را در یک کفش میکردند که شما این را اجبار دارید که بروید. به عقیده من خوشحال هم هستند که دردسر نداشته باشند
فکر میکنید این قرارداد نوشتن چرا تبدیل به موضوع سخت و پیچیدهای شد؟
فکر کنید چرا تا آبان ماه با آقای رهبری رفیق بودند و از آبان ماه با ایشان بد شدند تا به دشمنی رسید. برای اینکه اوایل آبان آقای مشفق با قراردادی آمدند و چهارساعت با من بحث کردند که این قرارداد بچههاست. چون قرار بود قرارداد مهر امضا شود. قرارداد که جلویم گذاشتند پروژهای بود یعنی کلاهبرداری. یعنی میگویند ساعت را میخریم، ظاهراً به شما میگویند ماهانه است ولی باطناً اینطور است که اگر یک هفته به هر دلیلی خودتان هم ارکستر را تعطیل کنید حقوق نمیدهند، همین کاری که کردند. و آقای رهبری از آن لحظه جلویش ایستاد و گفت من چنین چیزی را به هیچوجه قبول نمیکنم.
یعنی سرمنشأ اختلافات از همان بحث قراردادها شروع شد؟
بله، هیچ چیز دیگر نیست و فقط همین است. وگرنه آقای مشفق همهجا گفتند من عاشق آقای رهبری هستم. آقای جمالی میگفتند نظمی که آقای رهبری دارند در دنیا بینظیر است ام هر جلسه که آقای مشفق، آقای سهرابی و... گذاشتند گفتم تا وقتی که شما قرارداد 13 ماهه مثل کارمندان 12 ماه به اضافه یک ماه و تا وقتی که 30روزه یعنی ماهانه به اینها حقوق ندهید من با هیچ نوع قراردادی مطوافقت نمیکنم. آقای پیروزپی هم شاهد است که تنها حرفمان تا حالا فقط همین بوده است.
چرا واقعا این کار را نمیکنند؟ توانش را ندارند یا بودجهاش را ندارند؟
فکر میکنم فهمش را ندارند، 12 ماه خوابیدند، اینها آمادگی برای ارکستر فیلارمونیک، سمفونیک نداشتند. اینها میگویند یک کارمند باید روزی 8 ساعت کار کند، یعنی صبح در دستگاه انگشت بزند و عصر انگشت بزند و پنج روز در هفته کار کند که 40 ساعت بشود، خب هیچ ارکستری در دنیا نیست که 8 ساعت در روز کار کند و همه جای دنیا ارکسترها 4 یا 5 ساعت هستند. بعد هم ما حساب کردیم با 4 ساعت کار کردن در خانه هفتهای 28 ساعت میشود، اینها سر مرا و بچهها را کلاه گذاشتند، 28 ساعت نوشتند و بعد خیلی آسان 28 ساعت به آنها دادند یعنی از 40 ساعت کم کردند، این کلاهبرداری است و همه میدانستند خانه موسیقی هم میدانست، آقای جمالی میدانست از روز اولی که آمدیم همیشه صحبت از حقوق ماهانه بود، اصلاً ارکستر سمفونیک 80 سال عمرش ماهانه بوده و هیچوقت پروژهای نبوده است. این ابتکار بنیاد بوده است که نصف بودجه را صرفهجویی کند، یا اصلاً فهم این را ندارد که یک نوازنده نمیتواند40 ساعت کار کند. همان بنیاد الآن ده ماه یا 12 ماه است که غیرقانونی به افرادی که فقط دوروز در هفته کار میکنند و موزیسین هستند و کارمندان رسمی و یا قراردادی هستند بدون موافقت ما شش روز در هفته کار میکنند و همان حقوق ماهانه را به آنها میدهد! الآن بچهها میخواهند از آنها شکایت کنند، این همان بنیاد است که با 28 ساعت در هفته که معمولی است موافقت نمیکند ولی حدود ده نفر را که 6 ساعت در هفته کار میکنند حقوق غیرقانونی داده است. آقای پیروزپی شاهد است، پنج شش ماه نقشه میکشند که چطور از شر آقای رهبری که مخالف این کار است راحت شوند.
البته از یک جایی هم احساس میشد که تعمّدی یکسری اتفاقات نمیافتد و تعمّدی یکسری اتفاقات میافتد. ارکستر با بحران مخاطب روبه رو شده بود اما بنظر خود بنیاد هم دوست داشت ارکستر مخاطبی نداشته باشد تا از این طریق جایگاه شما را متزلزل کند. مثلا میدیدم که بلیت فروشی اجراها تنها چند روز قبل از کنسرت آغاز میشود و تبلیغاتی به هیچ وجه نمیشد و ...
با آقای توتونچیان (مدیر سایت ایران کنسرت) هم در این باره صحبت میکردیم . او میگفت برنامه را تنها سه روز پیش شروع کردند. بنیاد رودکی سعی میکرد ثابت کند مخاطب نیست و کار درست نیست برای اینکه تبلیغ نمیکرد. حتی آقای مرادخانی متوجه شدند که بنیاد دارد ما را اذیت میکند، مشکل من که دارم اینجا را ترک میکنم همین است که وی یک قدم در مقابلش برنداشت و تأیید میکرد. من از آقای مرادخانی خیلی از نظر انسانی دلخورم. من از آقای مرادخانی هم حرفهای و هم انسانی خیلی دلخورم، اولاً دور و بریهای ایشان خیلی بد هستند، هرجا هرکاری دارند همینها هستند، نمیشود. مگر ما آدم حسابی نداریم؟ چرا مدام به یک گروه پنج شش نفره چسبیدیم که از بیست سال پیش تا حالا هستند؟ این برای من به عنوان یک موزیسین خیلی مهم است. بعد از جشنواره فجر ایشان در گوش من گفتند که مشکلات شما حل شد و انشاءالله در سال 95 نه مشکل مالی دارید، نه بودجهای و هیچ چیز دیگر و کار شما امشب عالی بود. من اصلاً شک دارم ایشان گفته کارتان عالی بود مطمئن شده است، نمیخواهم بیاحترامی کنم ولی حرف وی هیچ کمکی به وضع ما نکرد و باعث شد من استعفا بدهم و بروم. همین هفته گذشته باز دوباره مرا دیدند و گفتند همه چیز عالیست ولی عملاً اینطور نیست و مدام در مشکلیم و هنوز نشده آقای وزیر و معاونشان به صورت جدی بگویند این بچهها، بچههای مملکتاند و سه ماه است حقوق نگرفتند، شما بچه ندارید؟ فامیل ندارید؟ اینها سه ماه حقوق نگرفته اند ، من مدام فریاد میزنم صبح تا شب که اینها سه ماه است حقوق نگرفتند لطفاً امروز قراردادشان را امضا کنید.
در حال حاضر وضعیت به چه شکل است؟ تصمیم شما قطعی است؟
بله من ساعت 2 از اینجا به فرودگاه میروم و خسته خستهام، هم از آقای وزیر، هم معاون وزیر... بچهها را خیلی دوست دارم و بهترین ارکستر را درست کردیم ولی فکر میکنم اگر 20 سال پیش بود که رئیس هنری کخ اینترنشنال بودم بچهها را با خودم از اینجا میبردم و امکانش را داشتم، الان این امکان را ندارم وگرنه بچهها را میبردم. این وزارت فرهنگ و ارشاد با شرایط الآن به نظرم کار اساسی و درست و حسابی نمیتواند انجام دهد. ما در ناکسوس را به روی ایران باز کردیم که آثار آهنگسازان ایرانی را در بازار جهانی ببریم، نه وزیر، نه معاون، نه مدیرعامل، هیچکدام نگفتند شما این آهنگسازانی که سه هفته تمام از صبح تا شب 11 آهنگساز ایرانی را ضبط کردید چه شد؟ چرا آقای وزیر سؤال نکرده با وجود زحماتی که ما میکشیم ارکستر سمفونیک تهران در هشت ماه گذشته فقط سه کنسرت برای بنیاد داده است؟ اصلاً برای چه میخواهیم؟ برای چه پول بدهیم؟ پس آن دوهفته هم که دادیم زیادی است. چرا هیچکس نمیپرسد که چرا برنامهها اجرا نمیشود؟ همهاش مدیریت افتضاح است، برای همین میگویم امیدی ندارم. بنیاد رودکی سر همه ما کلاه گذاشت.
الآن تکلیف چیست؟ شما برمیگردید یا ...؟
من اصلاً دیگر نمیدانم چهکار میکنم، تمام امیدم آقای وزیر بود ولی آقای وزیر سه عمل در ماه گذشته انجام دادند که از من از آنها درنیاوردم.
چه اعمالی؟
یکی اینکه به من گفتند شما مشکلی ندارید و به آقای مرادخانی گفتند بروید کارتان را ادامه دهید و به وی گفتند بروید مسائل دیگر را حل کنید چیزهای جنبی و حاشیهای، که آقای رهبری کار مدیریتش را انجام دهد. دوم اینکه سخنگویشان اعلام کردند شما اختیار تام دارید، سوم اینکه کنار نامهای که برحسب اتفاق بیرون رفته است یک جمله نوشتند که همه را خراب کردند یعنی اعتمادم به وی صددرصد سلب شد. هیچکدام این سه به هم نمیخورد، من قصد بیاحترامی ندارم ولی هرچه باشد از وی بیشتر در کار هنری خودم تجربه دارم. من 40 سال این کار را در تمام دنیا و کشورهای دنیا کردم و هرجا کار کردم از من تجلیل شده است به جز مملکت خودم.پدرم پزشکیار بود و در ارتش نبود ولی میگفت چرچیل در یک جایی گفته است که یک سیاستمدار خوب باید قادر باشد دروغ هم بگوید، ولی گفته بود یک دروغگو نمیتواند سیاستمدار خوبی باشد. فکر میکنم این افراد اشتباه میکنند و فکر میکنند دروغگویی سیاست است. سیاست وزارت ارشاد ما هم دروغگویی است. اما باید گفت آقای وزیر با «دروغ گفتن» کسی سیاستمدار نمیشود! چه فایده دارد؟ ینجا همانطور که در کارهای سرمربی فوتبال دخالت میکنند و صدایش درآمده به ما هم از هرطرف توانستند دخالت کردند، حالا اسم یکی مشفق است، اسم یکی پورناظری، یکی نوربخش است، یکی جمالی است، هرکسی از هرجایی که رسیده است در کارمان دخالت کردند. بعد هم جلوی من و آقای فخرالدینی شورایی گذاشتند که آقای شهبازیان بگوید چرا من مدیر هنری نباشم؟!وقتی به این سطح میرسیم دیگر صحبتی نیست و معلوم است به آقای فخرالدینی برمیخورد. آقای فخرالدینی به آقای جمالی گفتند شما به جای اینکه قرارداد بچههای ما را امضا کنی ما را اینجا آوردی که کوچکمان کنی، ما را اینجا گذاشتی جلویمان از این حرفها بزنند.
در این 14 ماه گذشته شما هم برخی مواقع مانند مدیران وعدههایی دادید که محقق نشد. مثل تشکیل چند ارکستر و اجرای اپراها و راهاندازی و تعطیلی ارکستر سازهای ملی و ...
ارکستر سازهای ملی را با آقای مشفق درست کردیم، آقای اسماعیل تهرانی را آوردیم، مگر کار من بود؟ مگر به من حقوق دادند؟ مگر سمتی دادند؟ خیر، با جان و دل. میدانستم مهم است و باید انجام شود. خود آقای مشفق به کنسرتش نیامد، پول اینها را تا شش ماه بعد از اجرا هم ندادند تا با گرفتاریها و داد و بیدادها یک مقدار کمی بالاخره دادند. ارکستر ما امکانات اولیه را هم ندارد و ما هرچقدر سعی کردیم بخشی از امکانات را فراهم کنیم موفق نشدیم. ببیند در تمام ایم مدت به ما قول های مساعد اما باطب دادند. آقای مرادخانی به من گفتند فجر را شرکت کنید، بعد از فجر. یعنی اواخر بهمن. چه شد؟ هیچ. اسفند چه شد؟ هیچ. الان اردیبهشت است، چه شد؟ هیچ. آقای مرادخانی چهارده ماه به ما فقط گفت: «نگران نباشید»
شما مدام از حقوق نوازندهها صحبت میکنید اما شخص شما بالغ بر 400 میلیون دریافت کردید و خود شما در واقع هیچ مشکلی نداشتید.
حقوق من از ابتدا حقوق مشخصی بوده است. حقوق ماهیانه من ماهی 1500 یورو بدون رهبری ارکستر بوده است، که همین الان آقای چکنواریان 5 میلیون و پانصد از معاونت هنری فقط بابت مشاوره میگیرد. کار شبانهروزی من این بوده است، الان که در جلسه شورا شرکت میکنم نیم میلیون هر جلسهاش است یعنی اگر سه جلسه شرکت کنم حقوقی را به من میدهند که تمام ماه به عنوان مدیریت هنری میدهند، این را هم خودشان حساب کردند که این 10 درصد حقوقیست که در مادرید میگرفتم که 16000 یورو بوده است. من برای خودم تلاش نکردم. این اثر مثبت روی بچههای ارکستر گذاشته است و گفتهاند آقای رهبری حقوق خودش را گرفته و همه اعتراضهایش به خاطر ماست. من که نگفتم حقوق مرا ندادید، در ثانی کسی که حقوق خودش خوب است با شما رفیق میشود و دنبال نوازندهها نمیرود و خودش را برای قرارداد بچهها خراب نمیکند. الان به بچهها ثابت شده که خود رهبری مشکلی ندارد و برای خودش نمیدویده که به من بیشتر بدهید یا به من کنسرت ندادید، مگر من خودم تصمیم گرفتم رهبری نکنم؟ من خودم تصمیم گرفتم مهمان بیاید. قرار ما از اول این بوده است.
شما دو دوره فعالیت را در ارکستر سمفونیک تهران را بعد از انقلاب تجربه کردید اولین تجربه شما در زمان دولت نهم بود. شرایط آن زمان چه گونه بود؟
آن زمان نوازندهها حقوقشان خیلی پایین بود ولی به من خیلی احترام میگذاشتند، الآن نوازندهها حقوقشان مقدارش کمی درست شده ولی خیلی به من بیاحترامی کردند و جز بیاحترامی چیزی از وزیر و معاون وزیر ندیدم. من بچهها را خیلی دوست دارم و پشیمان نیستم که آمدم، آنها را خیلی دوست داشتم و هنوز هم دوست دارم.
اگر الآن قراردادها مشکلش حل شود حاضر به ادامه همکاری هستید؟
با این شورا خیر.
یعنی تحت هیچ شرایطی با این شورا کار نمیکنید.
خیر، کار نمیکنیم چون عملاً فایده ندارد. این شورا اصلاً به کار ارکستر ما نمیخورد. در ایران استاد دانشگاه درجه 1 دارید که کار ما را میفهمد، چرا آقای تفرشیپور را نمیآورید که انگلیس درس خوانده و تحصیلات بالا دارد و ارکستر میشناسد؟ فراوان داریم و باز هم داریم. چرا به درددل ما ننشستند که یکبار جلسه بگذارند که اقلاً من برای بنیاد رودکی شرح دهم یک ارکستر سمفونیک چطور از نظر اداری میچرخد؟ اما سکوت آقای جنتی و سکوت آقای مرادخانی در این روزها وحشتناک بود و بزرگترین بیاحترامی به من سکوت این آقایان بود. ما را آن وسط انداختند که هرکس هرکاری دلش میخواهد با من کند. من دروغ نمیگویم، ممکن است اخلاقم به اینجا نخورد، ولی کارم را درست انجام میدهم. شما نمیدانید چه تمرینی برای چین داشتیم.
یعنی سفر چین کنسل میشود؟
ما گفتیم بدون قرارداد چین نمیرویم. از چین دیشب به آقای بیات تلفن کردند که میخواهید وزارت خارجهمان به شما پول بدهند؟ به ما کمک کنند که از ایران به آنجا برویم! میگفتند برای ما خیلی بد است که کنسرت را کنسل کنیم. من میروم. هرکاری دلشان میخواهد بکنند. به عقیده من آقای وزیر نمیدانند این چقدر مهم است وگرنه این روزها روی سر من میریختند، نگران نیستند. آقای مرادخانی اصلاً نگران این نیست، شاید از خدا میخواهد بلیط هواپیما را صرفهجویی کنند. آبروی ما رفته است، این را بالا و بزرگ بنویسید آقای رئیسجمهور کسانی مثل مرا از خارج به ایران نیاورید، مرا آوردید که آبرویم را هم در ایران ببرید هم جلوی بچهها ببرید و هم جلوی خارجیها، دیگر کسانی در این مقام را ایران نیاورید تا وقتی که آمادگی داشته باشید. حالا مرا اینجا آوردهاند و دست آقای مشفق انداختهاند که پشت همه کارهاست. من چند سال قبل هم که ایران را ترک کردم گفتم امیدواریم یک روزی وزیری بیاید که قدر این چیزها را بداند.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری فارس، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس در صفحه شخصی اینستاگرامش نوشت: چند ماه پیش "خان طومان" در جنوب حلب آزاد شد ولی چند روز گذشته تکفیریها با سوءاستفاده از آتشبس درحالیکه نه هواپیماها و نه توپخانه ارتش سوریه فعال بود، غافلگیرانه به نیروهای سوری و مستشاران ایرانی حمله کردند و آن منطقه را گرفتند. از نیروهای ارتش عربستان و ترکیه در پشتیبانی آتش برای تکفیریها استفادهشده است، در این نبرد مازندرانیهای قهرمان با همان روحیه عبور از اروندرود، جنگیدند و تلفات سنگینی به تکفیریها وارد کردند.
البته در هر جنگی فراز و نشیب پیروزی و شکست وجود دارد . اجر این شهدا مخلص نزد خداوند متعال محفوظ است. به شما وعده میدهم که از تکفیریها، این عملههای صهیونیسم، تقاصی سخت گرفته خواهد شد. بیتردید نتیجه نهایی به عون الهی پیروزی مقاومت، دولت و ملت سوریه و ایران اسلامی است.

انتهای پیام/م