به گزارش صدای دانشجو، به نقل از فارس، نیمه اول تعطیلات نوروزی به پایان رسید و موج دوم سفرهای نوروزی آغاز شده است.
همدان به عنوان پایتخت تاریخ و تمدن در تعطیلات نیمه اول نوروز پذیرای مسافران و گردشگران بسیاری بود و مدیران شهری برای استقبال از بهار و مسافران نوروزی اقدامات متعددی را انجام دادند.
همدان با داشتن جاذبههای مختلف گردشگری، تاریخی، مذهبی و طبیعی همواره مقصد بسیاری از مسافران بوده و دستگاههای مختلف با ارائه خدمات مناسب میتوانند تاثیر بسزایی در ماندگاری مسافر در همدان داشته باشند.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از جهان نیوز، عماد افروغ تحلیلگر مسائل سیاسی و استاد دانشگاه با اشاره به موضوع انتخاب شعار سال و ضرورتهای آن گفت: در ضرورت سیاست و برنامه کلان هیچ تردیدی نیست، اما به نظر می رسد ما هنوز نقطه تعادل خود را نیافتهایم. احتمالاً در برابر عمل گرایی افراطی سالهایی که آن هم یک ضرورت زمانی و مکانی بوده ما گفتار سند گرایی افراطی، آن هم از نوع فرمالیستی آن و بی توجهی به عمل شده باشیم. به نظر میرسد این توجه به افراط کشیده شده است و ما را از اقدام عملی بازداشته، به گونهای که امروز حرف، ولو حرف خوب برای عدهای دارای کارکرد شده است.
وی افزود: عدهای عادت کردهاند که فقط حرف بزنند و بابت این حرف زدنشان امتیازاتی دریافت کنند. برخلاف سالهای اول انقلاب که بیشتر عمل مورد توجه بود و کمتر به تدوین و تنظیم برنامه پرداخته میشد امروزه به نقطه مقابل آن دوران رسیدهایم؛ اینکه فقط سیاستگذاری کنیم، برنامه بنویسیم و منشور منتشر کنیم، حرف بزنیم و از وجه عملی آنها غافل شویم.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: البته این غفلت از عمل که به فقدان یک فلسفه و نظریه روشن درباره عمل برمیگردد و بنده بر آن تأکید ویژه دارم، خود 2 جنبه دارد، یکی اینکه در سرشت و جوهره نظریه پردازیها، سیاستگذاریها و برنامهریزیهایمان اساساً جایی برای عمل و خاستگاه، ویژگیها و ملزومات آن در نظر گرفته نمی شود، دیگر آن که وقتی برنامهای تدوین میشود به عمل و اقدامات عملی آن بیتوجهی صورت میگیرد. شاید علت اینکه به عمل توجه نمیشود این باشد که در خمیر مایه برنامهها وجه عملی لحاظ نشده است و این یک بحث بسیار ظریفی است، یعنی برنامهای که انتزاعی نوشته میشود توقعی برای اجرای آن نباید داشت. برنامهای که در نگارشش به زیست جهان، نیازهای واقعی، توانمندیهای بالقوه و بالفعل مردم و مشارکتهای مردمی توجه نمیکند مسلم است که به عمل نخواهد رسید و یا ابتر و ناکام خواهد ماند.
افروغ گفت: کشور در این زمینه مشکل مضاعفی دارد چرا که در برنامهها به زیست جهان و اقدام عملی بیتوجه هستیم و حتی با فرض این که در این برنامهها نیز به این موارد توجه شده است، که نشده است، هیچ اقدام عملی برای تحقق این برنامهها لحاظ نمیشود و این یک مشکل نظری و عملی است. یعنی هم در تدوین برنامهها به عمل توجه نمی شود که مشکل نظری آن را رقم می زند و هم بعد از تدوین یک برنامه ایده آل به دلالتها و اقدامات عملی کم توجهی صورت می گیرد که مشکل عملی آن را برملا می سازد. به عبارت دیگر ما با مشکل رابطه نظر و عمل در عمل مواجهیم.
وی در بخش دیگری از گفتوگویش با بیان این که این مشکل به ساختار علمی و نظری و به دانشگاهها، حوزههای علمیه و بیتوجهی به ساز و کار اجرایی و عملیاتی برمیگردد، اظهار داشت: مسئله اقتصاد حیاتیتر از گفتگوهای ژورنالیستی و یا شبیه به آن است، مثالی در این زمینه میزنم قبل از این که سیاستهای برنامه ششم تدوین شود در جایی از بنده دعوت شد که نظر بدهم؛ یک سری مسائلی پیش آمد من گفتم بروید به سمت شفافسازی نظام مالیاتی و حذف یارانهها برای اقشار بهره مند، گفتند نمیتوانیم، داده لازم در اختیار نداریم، گفتم کاری کنید که مسئولان دروغ نگویند، گفتند نمیتوانیم، همان جا واکنشی نشان دادم و دیگر در آن جلسات شرکت نکردم.
وی گفت: «متأسفانه برخی در این مملکت عادت کردهاند که تنها حرف بزنند و حرف برایشان نان و نوا و منزلت و قدرت داشته باشد و این مسئله ریشه در تظاهر و ریا دارد که توان جولان فوق العاده ای دارد. به نظر بنده بی توجهی به عمل یک مسئله جدی است که نه تنها مقام معظم رهبری بلکه خیلیها زودتر از ایشان هم این مسئله را مطرح کردند اما آنقدر این مسئله حاد شد که ایشان مصالح معمول را کنار گذاشتند و مدام بر مسئله عمل تاکید می کنند.»
وی با بیان این مطلب "باید با مسئله عمل به صورت تئوریک برخورد کنیم"، گفت: مسئله اقدام و عمل بسیار ریشهای است. مسئلهای است که سالها از کشور رخت بربسته است. در این میان عدهای فقط کارشان حرف زدن و نان خوردن است و باید این روش را بسوزانیم؛ چرا وضع اینگونه شده است؟ این معضل ریشه در نفاق دارد، ریشه در تظاهر دارد، ریشه در مصلحتاندیشیهای کاذب دارد. به عبارت دیگر، معیار عملی برای ارزیابی مسئولان جای خود را به حرف داده است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: عدهای در این سالها بدون آنکه پشتوانه نظری و عملی ارزش های انقلاب اسلامی از جمله اصل ولایت فقیه را به مثابه اصل رهایی بخشی تحکیم کنند متأسفانه تنها به نام این ارزشها و این اصل نان خوردند و هر نقد سازنده و بجایی را با انگ ضدیت با ارزشها و ولایت فقیه مخدوش کردند و تصویری اسارت بخش از این اصل مترقی به دست دادند. به اسم ولایت فقیه و پشت سنگر ولایت فقیه تنها منافعشان را تأمین کردند. هم نان خوردند و هم بستر را برای مانور گفتمانها و سیاست های بیگانه فراهم نمودند. با حرف صرف که نمی توان از این ارزشها حفاظت کرد. اگر فقط حرف باشد نتیجه عکس می دهد، از قضا سرکنگبین صفرا فزود می شود.
این استاد دانشگاه با بیان این که بحث اقتصاد مقاومتی با انقلاب اسلامی گره خورده است و یک رابطه ذاتی با آن دارد، افزود: اگر کسی این مسئله را درک نکند و توسعه درونزا را نفهمد، انقلاب را نفهمیده است. ما توقع داشتیم پس از انقلاب از اقتصاد نفتی خارج شویم، البته بماند که در خود اقتصاد مقاومتی هم هنوز بوی نفت به مشام می رسد و این جای نقد دارد اما به مراتب مترقیتر از وضع جاری کشور است. ما در اوایل انقلاب حرف دیگری میزدیم. می گفتیم خودکفایی اقتصادی، استقلال سیاسی، استقلال فرهنگی و استقلال اقتصادی، اما حقیقتاً به این سمت حرکت نکردیم. در هیچ دورهای هم حرکت نکردیم و مربوط به این دولت و دولتهای گذشته نیست و متأسفانه هیچگاه یک اقتصاد مقاومتی درون زا نداشتهایم. میخواهم این را بگویم که اگر استقلال سیاسی ما به استقلال نسبی اقتصادی گره نخورد، قطعاً آن هم از بین خواهد رفت.
افروغ در تشریح دلایل شکل نگرفتن مطالبه و گفتمان اقتصاد مقاومتی در جامعه گفت: جالب است که ما تنها شاهد همنوایی در بحث هستیم، یعنی وقتی که مسئله اقتصاد مقاومتی مطرح شد، همه درباره آن صحبت کردند، همه وسط آمدند و سر و صدا راه انداختند که این بهترین و خوبترین است، ولی معلوم نیست که چه تقسیم کاری صورت گرفته است. چه کسی ناظر بر اجرای این تقسیم کار است؟ چه نهادی باید نظارت کند و چه نهادی باید از بالا از مسئولیتهای قوای جمهوری اسلامی بازخواست کند؟ جای آن نهاد خالی است، باید جایی باشد که به معنای واقعی ستاد فرماندهی باشد.
وی اضافه کرد: اگر سیاستهای کلی توسط مجمع تشخیص مصلحت تعیین میشود، نظارت کلی بر عهده کیست؟ این یک خلأ است. جایی که نظارت کلان را اعمال کند نداریم، در شورای نگهبان چنین مسئلهای تعریف نشده است، بنابراین ستاد فرماندهی تعیین تقسیم کار و اجرا و عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی را باید مشخص کرد، متأسفانه در همین حد است که عدهای میآیند حرف میزنند شعار میدهند، بیانیه میدهند و تمام. اما جای ستاد فرماندهی کجاست؟ تقسیم کار کجاست؟
این استاد دانشگاه در خصوص تشکیل ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی در دولت نیز گفت: این مسئله نیازمند جایگاهی بالاتر از رئیسجمهور است، مسئله فقط با قوه مجریه سر و کار ندارد. به قوای مقننه و قضائیه هم بر میگردد.
افروغ ادامه داد: سؤال این است که اگر قوه مجریه به وظیفه خود عمل نکرد تکلیف چیست؟ آن وقت خود ستاد فرماندهی دولت بر عملکرد خود نظارت میکند؟ امیدواریم که این مسئله به عمل برسد، اما اگر دولت دچار عمل پارادوکسیکال شد تکلیف چیست؟ یعنی این که از یک طرف بحث اقتصاد مقاومتی را طرح و ان شاءالله پیش ببرد، اما از طرف دیگر راه را برای سیاستها و رفتارهای مغایر با اقتصاد مقاومتی مهیا کند. این تعارضها را چه کسی باید ببیند، وظیفه کیست، چه کسی باید تذکر بدهد؟ به نظر من باید یک نهاد بالادستی و فرماندهی وجود داشته باشد که اهل تعارف نباشد، این مسئله بسیار مهم است. نباید مماشات کند و باید جدی باشد و از همه مهمتر آلوده نباشد که اگر آلوده باشد و اهل مصلحت و حرف، کاری پیش نمیرود.
وی با بیان این مطلب که نهاد ناظر بر اجرای اقتصاد مقاومتی باید فراقوهای باشد، اظهار داشت: اینکه این نهاد چگونه و در کجا باشد نمیدانم و نمیتوانم اظهار نظر کنم، به نظرم باید جدیتر با مسئله ستاد برخورد شود و افرادی هم در آن ستاد نباشند که یک سر داشته باشند و هزار سودا. قطعاً تشکیل یک ستاد فرماندهی و یک ستاد نظارت و کنترل لازم است تا بتواند گزارش تهیه و آن را به رهبری بدهد تا ضعفها آشکار و متعاقباً و امیدوارانه برطرف شود.
این استاد دانشگاه در خصوص احتمال شکل گرفتن یک فشار اجتماعی در جامعه برای عمل به اقتصاد مقاومتی و دلیل شکل نگرفتن یک مطالبه عمومی در بین مردم از دولت در تحقق اقتصاد مقاومتی نیز گفت: این پرسش می تواند دو سوی داشته باشد؛ یکی عدم اعتراض عمومی نسبت به مشکلات اقتصادی و بی عدالتی های رایج و دیگری عدم فشار عمومی و اجتماعی برای تحقق اقتصاد مقاومتی. برای سویه اول می توان به ذات انقلاب اسلامی و حرکت مردمی اشاره کرد، اینکه به تعبیر امام، مردم برای شکم انقلاب نکردهاند، انقلاب مردم یک انقلاب معنوی و اخلاقی بوده است و اگر به اقتصاد توجه میشود از باب توجه به یک هدف ابزاری است نه هدف غایی و نهایی. در واقع هدف بالاتر از اینها بوده است، مردم اقتصاد را به عنوان یک وسیله میخواهند و در قانون اساسی هم به این مسئله اشاره شده که اقتصاد یک وسیله است و هدف چیز دیگری است، اما اگر میخواهیم به آن هدف بالاتر برسیم باید به این وسیله (اقتصاد) توجه شود.
افروغ ادامه داد: ما برای رسیدن به اهداف بالاتر باید به اهداف مادی نیز توجه کنیم ولی چون صرفاً مردم در حد یک اخلاق دنیوی، اخلاق و سیاست خود را تعریف نکردهاند واکنشهای اجتماعی متناسب با آن نیز نشان ندادهاند. اما این از تعالی و نجابت مردم بوده است، اما چه کسی میتواند چک سفید امضا بدهد؟ وقتی مردم ببینند که به اخلاق و معنویت هم توجه نمیشود و اینها تنها ابزار کلاه برداری هستند، طبیعی است که ممکن است به یک باره طغیان کنند. شما نمیتوانید به کسی چک سفید امضا بدهید. اگر خود همین اصل ولایت فقیه نبود، بافت و ذات مذهبی جمهوری اسلامی نبود، اگر هویت دینی و تاریخی مردم نبود همه چیز مهیای یک طغیان بود. این عوامل مانع از شکلگیری یک حرکت اجتماعی در راستای حقوق حقه اقتصادی مردم میشوند.
وی گفت: «اما سؤال این است که تا کی میتوانیم ضمانت بدهیم که هیچ وقت این اتفاق رخ ندهد. متأسفانه بهترین فرصتها را از دست دادهایم، اتفاقاً تحریم بهترین زمینه برای اقتصاد مقاومتی بود اما استفاده نشد. اقتصاد مقاومتی باید به برون رفت از اقتصاد نفتی منجر شود، تا زمانی که وابسته به اقتصاد نفتی هستیم ولو در قالب اقتصاد مقاومتی، سر نخ حیات اقتصادی و حتی سیاسی ما در اختیار قدرتهای فیزیکی برتر خواهد بود. آنها هستند که تصمیم میگیرند که بخرند یا نخرند، یعنی تمام بالا و پایین شدن اقتصاد ما در دست این قدرتها و ابزارهای در اختیار آنها خواهد بود و این به خاطر این است که ما از روز اول به یک توسعه درونزای فرهنگی توجه نظری- عملی و عملی کافی نکردیم. قطعاً با تمرکزگرایی امکان تحقق اقتصاد مقاومتی نبوده و نیست، باید به سمت تمرکز زدایی در تصمیمگیریها برویم از نیروهای مستعد در تمامی استانها و مناطق کشور و در ظرف تمرکززدایانه استفاده کنیم.»
این استاد دانشگاه ادامه داد: باید به دنبال توسعه جامع و متناسب با فرهنگ و زیست جهان خود باشیم، دنیا دیگر الگوی توسعه پس از جنگ جهانی دوم را نمیپذیرد، دانشگاهها ذیل سیاست تمرکززدایی باید رشتههایی تأسیس کنند که متناسب با نیازها و پتانسیل منطقه باشد، متأسفانه خیلی دور شدهایم، دانشگاهها و حوزهها نسبتی با جامعه ندارند. همه اینها را باید با هم ببینیم، ما متأسفانه مجمعالجزایری کشور را اداره میکنیم و همه هنر ما این است که تند تند سیاستهایی را تنظیم میکنیم که هیچ ربطی با نیازهای روزمره و واقعی مردم ندارد. بنابراین مسئله معاش و نیازهای مادی یک نیاز ضروری است و باید به آن توجه کنیم و اگر واکنش اجتماعی به آن وجود ندارد به خاطر همین عواملی است که عرض کردم.
افروغ در پاسخ به این سؤال که آیا این فرهنگ در بین مردم وجود دارد که فشار اجتماعی در تحقق اقتصادی مقاومتی را به وجود آورد و یا نیازمند این است که این فرهنگ در بین مردم به وجود آید، اظهار داشت: حتماً نیازمند کار فرهنگی است، باید مردم را آگاه کنیم. باید آگاهیبخشی کنیم و آنها را طالب اقتصاد مقاومتی کنیم، مردم را باید به یک درجه از آگاهی برسانیم که این مسئله را به عنوان یک مطالبه فراگیر مطرح کنند، این باور را در مردم بدمیم که اقتصاد مقاومتی یک حق است.
وی با بیان این مطلب که باید خلأهای اقتصاد مقاومتی، در صورت موجود، پر شود و مردم ببینند که حیثیت اقتصادی، سیاسی، شرف، عزت و بقای آنها در تحقق اقتصاد مقاومتی است، خاطرنشان کرد: باید الگوی اقتصاد مقاومتی برای مردم تبیین شود تا تبدیل به یک خواسته عمومی شود. باید یک فشار اجتماعی و مطالبه عمومی از سوی مردم شکلگیرد و این اساسیترین اقدامی است که می توان در کوتاه مدت در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی پیشنهاد کرد. تا فشار اجتماعی و مطالبه عمومی نباشد مسئولان تکان نخواهند خورد. مسئولان ما حرف زیاد میزنند، اما تجربه نشان داده است که در برابر مطالبه عمومی بسیار هم منفعل هستند و این وظیفه روشنفکران و اصحاب رسانه را دو چندان می کند.
این استاد دانشگاه در پایان با بیان "سالهاست از مقوله عمل در کشور دور شدهایم"، گفت: متأسفانه نمیفهمیم عمل یعنی چه، ارزش عمل بسیار بسیار بالاست و بالاتر از تدوین برنامه است، عمل باید در ذات برنامه خود را نشان دهد.
انتها پیام/م

قلعه باستانی پالمیرا به طور کامل آزاد شد. جنگ در تدمر (شهرک مجاور آن) ادامه دارد. نیروهای مقاومت از جانب غرب وارد شهر شدند؛ اقتضائات یک جنگ شهری و پاکسازی کوچه به کوچهی تمام محلات، پیشروی نیروهای سوری را هرچه کُندتر کرده است. داعشیها به بیابانهای شرق استان حمص متواری شدند، احتمالاً به زودی خبر پاکسازی کامل تدمر رسانه ای خواهد شد. یک شکست مفتضحانه برای داعش، و یک پیروزی نمایان برای جبههی مقاومت. همین ابتدای سال ارتش سوریه نشان داد همچنان میجنگد؛ میجنگد و دست بالا را در نبرد با تکفیریها در اختیار دارد. داعشیها اما بعد از فتح پالمیرا در اوایل 94، یک سالی میشود که هیچ فتح درخشان و یا پیروزی قابل اعتنایی نیافریدند؛ جز احتمالاً قتل و قارت و کشتار، و یا رونمایی از تازهترین روشهای سربریدن آن هم با کیفیت فول اچ-دی! و یا حمله به شهرهای اروپایی و انجام ترورهای کور. داعش حالا مدتها است در میدان جنگ تقریباً هیچ کار خاصی نکرده؛ داعش نمیجنگد، و حالا یک به یک سقوط متصرفاتش را تماشا میکند؛ امروز پالمیرا، فردا هم احتمالاً رمادی! چه بر سر داعش آمده است؟ داعش آیا تمام شده است؟! فتوحات میدانی نیروهای مقاومت چه تأثیری بر ادامه روند گفتگوهای دیپلماتیک خواهد داشت؟

آخرین اوضاع میدانی در پالمیرا
چرا داعش به پالمیرا حمله کرد؟
پالمیرا احتمالاً آخرین فتح مهم داعش بود، فتحی که همان ابتدای 94 و در 31 اردیبهشت ماه (20 می 2015) به وقوع پیوست. پالمیرا نه از برای موقعیت مثلاً استراتژیکی که داشت، بلکه برای آثار باستانی و تاریخ دور و درازش، هدف نمایشی بسیار مناسبی برای دواعش به شمار میرفت. و الا تدمر (و یا همان پالمیرا) نهایتاً یک شهرک چند ده هزار نفره فاقد هر نوع استحکامات دفاعی و یا محافظین مسلح نظامی بود که گشودن آن برای یک دسته شبه نظامی هم کار چندان دشواری به نظر نمیرسید.

گذشته از ابعاد تبلیغاتی ماجرا، منصرف کردن نیروهای مقاومت برای عملیات تازه در حوالی استان «رقّه» پایتخت داعش، از دیگر اهداف آنان برای یورش به پالمیرا بود. گفته میشد همان روزها (اردیبهشت 94) نیروهای مقاومت در حال طرحریزی و تدارک یک عملیات جدید در اطراف «دیرالزور» هستند. هرچه بود بههر حال فتح پالمیرا و «رمادی»، نیروهای مقاومت را یکسره وادار به عقبنشینی کرد. گفتنی است چند روز قبلتر از عملیات پالمیرا، داعش موفق شده بود تا شهر رمادی مرکز استان الانبار را در عراق تصرف کند. تروریستها بیست و هشتم اردیبهشت 94 (17 مارس 2015 و درست سه روز پیش از فتح پالمیرا)، وارد رمادی شدند. حالا اما با آزادسازی دوباره پالمیرا، پایتخت داعش، شهر رقه دوباره در خطر افتاده است!
کُلاً اردیبهشت (ماه می 2015) احتمالاً درخشانترین ماه عملکرد داعش در سال گذشته بود؛ آنها در همان ماه غیر از فتح رمادی در عراق و پالمیرا در سوریه، 300 اسیر ایزدی مذهب را نیز به هلاکت رساندند.
چه شد؟ چه بر سر پالمیرا و میراث باستانی جهانی آن آمد؟
ورود دواعش به پالمیرا، نگرانی بسیاری از سازمانهای بین المللی و باستانشناسان را برانگیخت؛ آنان با توجه به کارنامه سیاه تروریستها در تخریب و امحای آثار باستانی مختلف، نگران بقایای ارزشمند قلعهی تاریخی پالمیرا، مجسمهها و دیگر میراث گرانبهای ثبت شده در فهرست یونسکو بودند. ابولیث سعودی، فرمانده عملیات «دولت اسلامی» در شهر باستانی پالمیرا در شبکه رادیویی «الوان افام» در سوریه درباره آینده این شهر گفت: «ما آن طور که بسیاری فکر میکنند با بولدوزر به این شهر حمله نمیکنیم، ما این شهر باستانی را ویران نخواهیم کرد، اما مجسمههای موجود در آن را که گمراهان پرستش میکردند، پودر خواهیم کرد.» با این همه وحشیها معبد تاریخی «بل» و «طاق نصرت» این شهر باستانی را تخریب کردند. همچنین تیر ماه سال گذشته بود که آنها شش تندیس باستانی دیگر را نیز منهدم کردند. از اینها گذشته آدمکشها در یک سال اخیر خیلی خوب توانستند با قاچاق عتیقه، حسابی جیبهاشان را پر از پول کنند.

تروریستها شهر باستانی پالمیرا را که روزگاری پذیرای صدها هزار نفر توریست از اقصا نقاط جهان بود، ویران کردند. شاید اگر آن نغزگوی اهل بخارا زنده بود، همچون تهاجم مغولها دوباره میگفت: «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند»
فتح پالمیرا چه تأثیری بر معادلات سیاسی منطقه میگذارد؟
«واشنگتن با مواضع اصلی روسیه همسو شده و پذیرفته است که موضوع "آینده رئیس جمهور سوریه" از دستور کار مذاکرات خارج شود.» سرگی ریابکوف معاون وزیر امور خارجه روسیه گفت، همین دیروز! یعنی همزمان با انتشار اخباری مبنی بر ورود نیروهای مقاومت به شهر تدمر. پیروزیهای میدانی ارتش سوریه خیلی زود اثرگذار بود؛ واشنگتن چارهای جز پذیرفتن جایگاه اسد ندارد؛ آنان به خوبی دریافته اند تنها کسی که میتواند در برابر تروریستهایی که حالا امنیت ممالک غربی را هم مختل کردند بایستد، شخص او است. امریکا اگر بخواهد هم نمیتواند اسد را از قدرت برکنار کند؛ دولت سوریه حالا دست برتر را در میدان جنگ دارد، طبیعی است که دورهمی دیپلماتها و یا تصمیماتی که کیلومترها دورتر از خاک سوریه مثلاً برای برکناری اسد و یا تغییر قانون اساسی گرفته شود، کمترین تأثیری روی قدرت او نخواهد گذاشت. واشنگتن به خوبی دریافته تروریستها کمترین شانسی برای خلق یک فتح تعیین کننده در کارزار ندارند.

به نظر میرسد حل و فصل بحران سوریه روی سراشیبی افتاده باشد. غرب با توجه به اقتضائات واقعی روی زمین، و با توجه به بالاگرفتن کار تروریستها در حمله به اروپا، چاره ای جز مدارا با اسد و متحدانش ندارد. احتمالاً به همین خاطر متحدین منطقه ای ایالات متحده از قبیل ترکیه و عربستان که سالها در رؤیای برکناری اسد شریک راهزنان داعشی بودند، عصابی هستند. روز گذشته اردوغان رییس جمهور ترکیه با پافشاری روی مواضع گذشته اش در خصوص اسد، تأکید کرد: «ترکیه حتی اگر تنها هم بماند، موضعش در قبال سوریه را تغییر نمیدهد.»
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، پوران درخشنده کارگردان سینما و تلویزیون در گفت و گو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا اظهار داشت: من تمام فیلم های سال 94 را ندیدم و نمیتوانم نظر قطعی بدهم اما فیلم بادیگارد را واقعا دوست داشتم .این فیلم درباره آدم هایی که ما بعضا شاید تفکرات مختلفی نسبت به آنها داشته باشیم نگاه صادقانه ای داشت.
کارگردان فیلم "هیس دخترها فریاد نمی زنند" گفت: این فیلم توانست به درستی و کامل شخصیت مورد نظر را تشریح کند ،به طوری که تمام اتفاقاتی که برای این کاراکتر امکان دارد که به صورت روزمره بیافتد را به مخاطب نشان دااد؛ در مقابل فیلم هایی را دیدم که بیشتر به دنبال معلول بودند تا علت چون نقش تحقیق و پژوهش در آن به درستی ایفا نشده است.کارهایی که برای مردم تولید می شود باید با دقت فراوانی به آن توجه شود تا بحث و گفت و گوی درباره فیلم در بطن جامعه اتفاق بیافتد تا موضوع فیلم به چالش کشیده شود.
کارگردان سینمای ایران همچنین درباره بهترین و بدترین اتفاق سینمای سال اذعان داشت: بهترین اتفاق از نظر من در جشنواره فجر بود.اتفاق بزرگی که در جشنواره فجر رخ داد این بود که حضور جوانان با استعداد در جشنواره نمود خیلی زیادی داشت.بدترین اتفاق سینمای سال هم می توان گفت از دست دادن عزیزانی بود که در سال جدید در کنار ما و سینمای ایران نیستند و فقدان آنها برای سینما حیف است.
پوران درخشنده گفت: من امیدوارم تمام کسانی که در سینمای ایران دست اندر کار هستند و به هر طریقی می توانند به سینما کمک کنند تلاش داشته باشند تا مصوبه ای در مجلس تصویب شود که سینما به عنوان یک صنعت شناخته شود، تا از این طریق هنرمندان و سینما گران بتوانند به حقوق حقه خود برسند.سینمای ایران همچنان خدماتی است و هنوز به عنوان صنعت از آن یاد نمی شود.
وی در پایان اظهار داشت: در سینمای ما هنوز یک قانون جزئی مثل کپی رایت رعایت نمی شود و این موضوع در تولید فیلم در زمینه های مختلف ضربه وارد می کند.امیدوار هستم که در سال جدید بحث بیمه و مالیات و همچنین مشکلات سینمای ایران و هنرمندان برای همیشه حل شود.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از دانشجو، یکی از حاشیه سازترین اتفاقات سال ۹۴ بحث زورگیری های عجیب از دانشجویان در بعضی دانشگاههای تهران و حتی کشور بود هر چند اصطلاح زورگیری ساخته و پرداخته مامورین انتظامی وعامه مردم است و درقانون تحت عناوینی چون اخذ مال به عنف، سرقت مقرون به آزار و راهزنی مورد توجه قرارگرفته است اما به عنوان یک پدیده شوم اجتماعی، بخصوص در کلانشهرها دغدغه جامعه شناسان نیز شده است.
اواسط مرداد ماه سال گذشته بود که طی پیگیریهای خبرنگار خبرگزاری دانشجو از چندین مورد زورگیری در دانشگاه صنعتی شریف با خبر شدیم مرتضی ملکیان مسئول شورای صنفی این دانشگاه با اعلام این خبر می گفت: مشکلی که شاید هیچ دانشگاهی آن را نداشته باشد اما دانشگاه شریف آن را دارد بحث امنیت است. در همین دو هفته اخیر ما شاهد چندین مورد زورگیری در نزدیکی خوابگاه دانشگاه بودیم که چندین دانشجو جراحت پیدا کردند و با چاقو تهدید شده بودند.
او منطقه اطراف خوابگاه را نا امن می دانست و از برگزاری جلسات متعددی با کلانتری غرب تهران خبر می داد که تا آن زمان هنوز بی نتیجه مانده بود.
ملکیان همچنین ضمن اشاره به این موضوع که شاید حضور گشت امنیتی برای چند روز دور دانشگاه باعث ترس اشرار و دوری آنها از محل خوابگاه میشد اما یادآور این نکته نیز بود که این پیگیریها صرفا برای یک بازه زمانی محدود است و باز به فراموشی سپرده شده و اشرار برای اذیت و آزار دانشجویان باز میگردند تا جایی که در چهار پنج سال اخیر دانشگاه، حدود صد مورد ثبت شده در این زمینه وجود دارد و با کمال تاسف باید گفت امنیت منطقه دانشگاه شریف بسیار پایین آمده.
این مسئول شورای صنفی حتی یکی از اقدامات ایجاد شده توسط خود دانشجویان برای حفظ امنیت را محدود کردن زمان رفت و آمد عنوان کرده و می گفت: قرار شده است هیچ یک از دانشجویان ساعت هشت به بعد تنها از دانشگاه بیرون نروند!
آسیب شناسی بحث زورگیری آن هم از دانشجویان و محیطهای علمی اینچنینی ظرفیت برگزاری روزها و هفتهها نشست تخصصی و تحلیلی دارد اینکه یک محیط علمی و آکادکمیک ما قادر به ایجاد احساس امنیت و آرامش برای دانشجویان خود نباشد یک طرف واینکه برقراری امنیت در محیط بیرون از دانشگاه توسط ارگانهای مرتبط اینقدر ضعیف باشد نیز یک طرف دیگر ماجراست.
پیشنهاد مسئولان دانشگاه بجای امنیت؛ با تاکسی دربست بیا!
بعد از کلی پیگیری توانستیم دانشجویی را که در هفته های گذشته مورد زورگیری و تهدید با چاقو قرار گرفته بود پیدا کنیم و با او مصاحبهای داشته باشیم حرفهای این دانشجوی شریفی علامت سوالها را در ذهن ما بیشتر کرد چرا که او می گفت: آن حوالی هیچ کس نبود که به کمک من بیاید علی رغم این من سریعا به نگهبانی خوابگاه مراجعه کرده و قضیه را گفتم اما آنها به من گفتند که وظیفه ما فقط نگهبانی از داخل خوابگاه است یعنی حتی اگر جلوی درب خوابگاه چاقو زیر گلوی من میگذاشتند آنها جلو نمیآمدند یا اگر هم میآمدند دانشگاه آنها را توبیخ میکرد زیرا حوزه عملکرد آنها تنها مربوط به خوابگاه و داخل آن میشود.
وی که حالا یکی از مال باختگان این زورگیریها است در خصوص برخورد مسئولان دانشگاه و پیگیری هایش نیز اینچینین می گفت که من به مسئولان دانشگاه ماجرا را گفتم اما عملا فقط ابراز تاسف کردند و گفتند باید از یک مسیر دیگر میآمدی حتی به من گفتند تاکسی دربست بگیر و به دانشگاه بیا من هم به آنها گفتم چنین چیزی اصلا عملی نیست من روزانه چه قدر پول برای تاکسی دربست بدهم؟
این دانشجو یادآور این موضوع نیز شد که یک هفته قبل از زورگیری از او این اتفاق برای یکی دیگر از دانشجویان خوابگاه هم رخ داده بوده است و ساعت ۴ بعدازظهر حدودا ۳۰ متر پایین تر از خوابگاه با چاقو تهدید شده و همه چیزش را از او گرفته بودند حتی طی این سالها نیز آنها شاهد اذیت و آزار دانشجویان دختر از جانب این اشرار بودهاند که آخرین مورد به اردیبهشت ماه سال جاری برمیگردد که گویا یکی از دانشجویان دختر نیز مورد زورگیری قرار گرفته بوده.
این خبر بازتابهای قابل تاملی نیز داشت البته بعضی سایتهای داخلی به طرز انسان دوستانه ای نقل خبر را همراه با شیطنتهای رسانه ای مخابره کردند اما چیزی که در آن روزها مهم بود برگرداندن امنیت به دانشجویان صنعتی شریف بود و بس...
هنوز چند هفتهای از انتشار خبر زورگیری در دانشگاه شریف نگذشته بود که این بار دانشگاه امیرکبیر و خبر زورگیری از دانشجویان در خیابان حافظ همه را متعجب کرد!
کشمیر شکن مسئول شورای صنفی این دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو ضمن تاکید بر این موضوع که بحث امنیت در خوابگاه به یکی از معضلات اساسی دانشجویان تبدیل شده است خیابان حافظ و نامتراکم بودن خوابگاههای امیر کبیر را در آن، از جمله عواملی دانست که موجب شده چند سالی دانشجویان این دانشگاه قربانی زورگیران در خیابان حافظ شوند وی علت را نیر اینگونه عنوان میکند که اکثر خوابگاههای کارشناسی آنها در خیابان حافظ قرار گرفتهاند و به خاطر موقعیت منطقهای و بافت آنجا و ساختمانهای اداری بسیار زیادی که در آن خیابان واقع شدهاند پس از اتمام ساعت اداری و خصوصا شبها آن خیابان و محله بسیار خلوت میشود!
این مسئول شورای صنفی در ادامه توضیحات خود در خصوص بحث ناامنی خوابگاههای امیرکبیر یادرآور می شود اکثر دانشجویان با قمه تهدید جانی شدند و همه وسایل آنها دزدیده شده است که در ماههای اخیر نیز چندین مورد جدید رخ داده است. خصوصا در موقع امتحانات ما بیشترین آمار زورگیری را شاهد هستیم؛ چرا که بعضی دانشجویان تا دیروقت برای درس خواندن در کتابخانه دانشگاه میمانند.
کشمیرشکن درباره اقدامات نیروی انتظامی برای تامین امنیت نیز می گوید: گاهی شاهد رد شدن گشتهای پلیس هستیم اما واقعا چاره ساز نیستند چیزی که ما به آن نیاز داریم گذاشتن یک نگهبان واقعی برای خوابگاهها است که دانشگاه باید برای آن بودجه اختصاص دهد.
پیش از این دو مورد مواردی از زورگیری در حوالی دانشگاه شاهد و دانشگاه آزاد از شهروندان و مردم عادی صورت گرفته بود که مطلع شدیم زورگیران منطقه دانشگاه شاهد توسط پلیس همراه ۳ عدد اسلحه کلت کمری قلابی، ۲ عدد دستگاه بیسیم تاکی واکی، یک رشته دستبند نظامی فاقد شماره و تعداد دو عدد غلاف مشکی کلت دستگیر شدند.
پلیس وارد عمل شد/ زورگیری در دانشگاه شریف پایان مییابد
مهرماه و شروع آغاز سال تحصیلی با خبر خوشی از دانشگاه صنعتی شریف فضای پر التهاب خبر زورگیریها را کمی تلطیف کرد.
این بار ملکیان از همکاری خوب نیروی انتظامی و ساخت و نصب دو کانکس در اطراف خوابگاه های طرشت خبر داد و گفت: سربازی که فقط در کانکس بنشیند فایده ندارد و باید در اطراف محیط قدم بزند تا شرایط همیشه با امنیت همراه باشد. نیروی انتظامی به گونه ای ضمانت اجرایی داده است که سرباز دو هفته اطراف گشت حضوری داشته باشند و پس از آن بقیه ماه را داخل کانکس بنشینند تا اگر زورگیری رخ داد و اعتراضی از دانشگاه شد دوباره گشت های حضوری آغاز شود.
در نزدیک به ۹۰ درصد خوابگاهها ایستگاه پلیس دایر شده
گفتنی است، سردار ساجدی نیا چندی نیزچند هفته قبل از این موضوع در یک برنامه زنده تلویزیونی در خصوص امنیت خوابگاههای دانشجویان گفته بود به تمام روسای دانشگاهها نامه دادهایم که خوابگاههای خود را به پلیس اعلام کنند تا در نزدیک آن مراکز ایستگاه پلیس بگذاریم و در نزدیک به ۹۰ درصد خوابگاهها ایستگاه پلیس دایر شده و در ۱۰ درصد دیگر نیز گشتیهای پلیس را افزایش دادهایم تا مشکلی برای دانشجویان پیش نیاید.
حال با گفتن و مروری بر حواشی بحث زورگیری از دانشجویان در سال گذشته امیدواریم در سال جدید خبرهایی از این دست کمتر بشنویم چرا که محیط علمی و آموزشی دانشگاههای ما باید محیطی امن و با آرامش را برای دانشجویان این مرز و بوم فراهم آورند.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری دانشجو، حسین جابریانصاری سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به صدور کیفرخواست وزارت دادگستری آمریکا علیه هفت شهروند ایران به اتهام حملات سایبری اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران که خود از حملات پیچیده سایبری مورد حمایت برخی دولتها آسیبهای فراوانی متحمل شده، همواره پیشتاز تلاشهای دسته جمعی بینالمللی برای مقابله با جرایم سایبری بوده و بر ضرورت قاعدهمند کردن فضای سایبری با نظارت همه دولتها تاکید داشته است.
وی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران هیچگاه اقدامات مخاطرهآمیز در فضای سایبری را در دستورکار نداشته و از این قبیل اقدامات حمایت نمیکند، خاطرنشان کرد: دولت ایالات متحده که با حملات سایبری علیه تاسیسات صلحآمیز هستهای ایران میلیونها انسان بیگناه را با خطر یک فاجعه زیست محیطی مواجه کرده بود، در موقعیتی نیست که شهروندان دیگر کشورها و منجمله ایران را بدون ارائه دلایل مستند در موضع اتهام قرار دهد.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از مشرق مسئولان دولتی مدعی هستند در فاصله 2 ساله پاییز 92 تا پاییز 94 که رشد اقتصادی کشور حداکثر 4.5 درصد بوده، 1.2 میلیون شغل ایجاد شده که با توجه به وعده رشد 5درصدی برای سال 95، انتظار میرود نرخ بیکاری در سال جدید نصف شود.
حسن روحانی در جریان سفر استانی به یزد در اواخر سال 94 از ایجاد نزدیک به 1.2 میلیون شغل در 2 سال اخیر خبر داد.
[آیا نرخ بیکاری در سال 95 نصف خواهد شد؟] وی تاکید کرد: با وجود کاهش قیمت نفت، روند کاهنده تورم و ارزش پول کشور حفظ شده است و این در حالی است که در گذشته با اینکه درآمد نفت 120 میلیارد دلار بود، هیچگونه اشتغالی برای جوانان کشور ایجاد نشد اما امروز مقایسه آمار ایجاد شغل در پاییز 94 با پاییز 92، عملکرد دولت یازدهم را مشخص میکند. یک میلیون و 179 هزار شغل در کشور اضافه شده و ما نیاز به رونق اقتصادی و اشتغال بیشتر داریم و من به شما قول میدهم که سال 95، سال رونق اقتصادی ایران خواهد بود.
در منطق اقتصادی، اشتغالزایی رابطه مستقیمی با رشد اقتصادی دارد. بانک مرکزی نرخ رشد اقتصادی در 12 ماهه منتهی به پاییز 93 را 3.7 درصد اعلام کرد. محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت نیز نرخ رشد اقتصادی در 12 ماهه منتهی به پاییز 94 را 8/ 0 درصد عنوان کرده است.
بنابراین در دوره 2 ساله منتهی به پاییز امسال، مجموع رشد اقتصادی کشور 4.5 درصد بوده است.
آمارهای فوق که تماما از سوی دولتیها ارائه شده، بیانگر آن است که در فاصله پاییز 92 تا پاییز 94 در دولت یازدهم هر یک درصد رشد اقتصادی موجب ایجاد 266 هزار شغل شده است.
هرچند در ادبیات اقتصادی کشورمان، اجماع کارشناسان بر این است که هر یک درصد رشد اقتصادی موجب ایجاد 100 هزار شغل خواهد شد، اما فعلا با فرض صحت آمارهای مسئولان دولت یازدهم باید پذیرفت هر یک درصد رشد اقتصادی موجب 266 هزار شغل جدید خواهد شد.
[آیا نرخ بیکاری در سال 95 نصف خواهد شد؟] از سوی دیگر مسئولان ارشد دولت یازدهم در ماههای اخیر بارها اعلام کردهاند که در سال 95 رشد اقتصادی کشور بین 5 تا 6 درصد خواهد بود.
به عنوان مثال حسن روحانی قبل از سال جدید چند بار گفت: رشد اقتصادی کشور در سال 95 به رقم 5 درصد خواهد رسید.
روحانی در پیام نوروزی خود نیز وعده رشد اقتصادی 5 درصدی را تکرار کرد.
سایر مسئولان ارشد دولتی مثل نوبخت و نهاوندیان نیز همین وعده را تکرار کردهاند.
با پذیرش وعده مسئولان ارشد دولتی و صحت آمار و ارقام اشتغالزایی در 2 سال اخیر، یک محاسبه ساده نشان میدهد رشد اقتصادی 5 درصدی سال 95 باید حداقل 1.3 میلیون شغل جدید ایجاد کند.
از سوی دیگر بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار، در پاییز سال 94 تعداد بیکاران کشور 2.6 میلیون نفر و جمعیت فعال 24.6 میلیون نفر بوده که موجب نرخ بیکاری 10.7 درصدی در این زمان شده است.
با ایجاد 1.3 میلیون شغل در سال 95 و عدم تغییر محسوس جمعیت فعال کشور، طبیعتا نرخ بیکاری در سال جدید حدودا نصف خواهد شد و به 5.3 درصد خواهد رسید.
اما با توجه به واقعیات اقتصادی کشور، تحقق چنین برآوردی بسیار دور از انتظار است.
بنابراین باید منتظر ماند و دید که آیا این وعده دولت در سال جدید محقق خواهد شد؟ و رئیس جمهور در روزهای پایانی اسفند 95 چه تعداد ایجاد اشتغال را اعلام میکند.
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از فارس، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان که در سفری 2 روزه به پاکستان رئیسجمهور را همراهی میکند، در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما اظهار داشت: ادعاهایی که در دوران تبلیغات انتخاباتی آمریکا مطرح میشود، خیلی نباید جدی گرفت، برجام تعهد حقوقی دولت آمریکاست و ارتباطی ندارد که چه کسی در کاخ سفید باشد.
وزیر امور خارجه کشورمان افزود: دولت آمریکا تعهداتی که داده باید اجرا کند، متاسفانه برخی نامزدهای انتخاباتی با استفاده از فضاسازیهایی که صهیونیستها کردهاند در آمریکا این کار را دنبال میکنند، اینها شعار میدهند نباید، به این شعارها توجه کرد.
وی خاطرنشان کرد: با پیگیری جدی که جمهوری اسلامی ایران کرده دولت آمریکا ناگزیر است تعهداتی که داده نه تنها روی کاغذ بلکه در عمل نیز اجرا کند.
وزیر خارجه همچنین در خصوص برنامه موشکی کشورمان تصریح کرد: اقدامات اخیر آمریکا ضد برنامه موشکی ایران را با تقویت هر چه بیشتر توان موشکی خود پاسخ میدهیم.
وی با بیان اینکه هیچ محدودیتی برای برنامه موشکی خود قائل نیستیم، یادآور شد: زیرا این برنامه هیچ ارتباطی با سلاح هستهای ندارد.
رئیس دستگاه دیپلماسی گفت: براساس دستور و تاکید رئیس جمهور به وزیر دفاع، توان موشکی ایران تقویت خواهد شد.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، یکی از حاضران در سخنرانی نوبخت برای دانش آموزان کانون راه انقلاب اسلامشهر که در هویزه برگزار شد به خبرنگار مرصاد گفت: وقتی که نوبخت قرارداد برجام را با عملیاتهای بزرگ دفاع مقدس مثل فتح المبین و بیت المقدس مقایسه کرد به شدت مورد اعتراض حاضرین قرار گرفت.
وی گفت: دانش آموزان با شعارهای دولت تدبیر امید بصیرت بصیرت نوبخت را به واقع گویی دعوت کردند.
این مستمع سخنرانی امروز نوبخت گفت: جالب بود که سخنگوی دولت بعد از شعار های رسای دانش آموزان در تناقضی آشکار با سخنان ابتدایی خود که توافق با آمریکا را با فتوح دفاع مقدس مقایسه کرده بود گفت این فریاد ها را بگذاریم بر سر دشمن بزرگ! بزنیم... او حتی حاضر نشد به جای واژه دشمن بزرگ از نام آمریکا استفاده کند...
انتهای پیام/م
به گزارش صدای دانشجو، مهدی محمدی کارشناس ارشد مسایل استراتژیک در کانال تلگرامش نوشت: