
به گزارش صدای دانشجو به نقل از فارس، محمد زارع معاون اجرایی و اعزام ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان گفت: پذیرفته شدگان اصلی و ذخیره عمره دانشگاهیان از روز شنبه اول تا هشتم آذر باید برای نهایی کردن ثبتنام با مراجعه به سایت لبیک به نشانیwww.labbayk.ir و وارد کردن کد ملی و شماره شناسنامه خود نسبت به ورود اطلاعات تکمیلی خود اقدام کنند.
وی افزود: وقتی روند ثبتنام نهایی توسط زائر انجام شد، کد ملی عمرهگزار به بانک ارسال میشود. سپس زائرین باید با مراجعه به شعب منتخب بانک تجارت که در سایت لبیک اعلام شده، نسبت به افتتاح حساب جاری یا قرض الحسنه اقدام کرده و مبلغ 750 هزار تومان اولیه را واریز کنند.
زارع ادامه داد: عمرهگزاران بعد از افتتاح حساب عمره در بانک تجارت با مراجعه مجدد به سایت لبیک در قسمت پروفایل خود در قسمت بانک شماره حساب را وارد کرده و در آن قسمت ثبتنام عمره خود را فعال کنند و بعد از این مرحله، فیش عمره برایشان صادر میشود که باید از آن پرینت گرفته و با مدارک دیگر به رابطین عمره در دانشگاه خود تحویل دهند.
وی با اشاره به اینکه به تمام زائرین وام تعلق میگیرد، گفت: به تمام زائرین وام تعلق میگیرد اما زائر تا زمانی که ثبتنام عمره خود را در سایت فعال نکند، شعبه، امکان پرداخت وام را ندارد.
زارع در خصوص آموزش مجازی ویژه زائرین اصلی و ذخیره گفت: آموزش مجازی فقط مختص پسران و متاهلین است و این دسته از زائرین بعد از ثبتنام نهایی و افتتاح حساب اولیه، باید به پروفایل آموزش مجازی مراجعه و 6 درس را به مدت 3 هفته بگذرانند و نمرات لازم را کسب کنند.
معاون اجرایی ستاد عمره دانشگاهیان تاکید کرد: زائرین باید دفترچه راهنمای عمره را از سامانه ثبتنام عمره در سایت لبیک دریافت کرده و مطالب آن را به دقت مطالعه کنند.
زارع در خاتمه گفت: دانشجویان مشمول اعم از اصلی و ذخیره باید در اسرع وقت نسبت به تهیه مدارک خود برای صدور مجوز خروج از کشور اقدام کنند و مدارک را به رابطین عمره در دانشگاه خود

به گزارش صدای دانشجو حسین توکلی مشاور عالی رئیس سازمان سنجش آموزش کشور در گفتوگو با فارس، گفت: ثبتنام برای شرکت در آزمون ورودی کارشناسی ارشد ناپیوسته سال 94 منحصرا از طریق شبکه اینترنتی سازمان سنجش از روز شنبه 17 آبان آغاز شد و با مهلت تمدید شده در روز چهارشنبه 28 آبان پایان پذیرفت.
وی افزود: بر اساس آمار اولیه تعداد 810 هزار و 790 داوطلب برای ثبتنام در دورههای ورودی کارشناسی ارشد ناپیوسته سال 94 ثبتنام کردند.
توکلی اظهار داشت: بر اساس برنامه زمانی پیش بینی شده این آزمون صبح و بعدازظهر چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه پانزدهم، شانزدهم و هفدهم بهمنماه برگزار میشود.

فردای حضور روحانی در دانشگاه تهران یکی از نشریات دانشجویی تیتر زد:«آقای روحانی لطفا دانشگاه را امنیتی کنید!» . منظور آنها این نبود که واقعا آقای روحانی دانشگاه را امنیتی کند. اتفاقا آنها این حرف را می زدند تا روحانی دانشگاه را امنیتی نکند. چرا که وقتی روز قبلش روحانی به دانشگاه رفته بود طوری حرف زد که همه فکر کردند می خواهد دانشگاه را امنیتی کند. البته دانشجویان هم پلاکاردهایی در دست گرفته بودند که «آقای روحانی دانشگاه را امنیتی نکنید!» . اما روحانی نمی توانست حرف دلش را نزند و گفت که در هرچه متخصص نباشد، متخصص امنیت هست.
به گزارش صدای دانشجو؛ چندی پیش یک مجری سابق تلویزیون درباره رضا رشید پور گفته بود: رضا رشیدپور شبکه ایرانیان را برای آقای مشایی اجرا میکند، یک روز دیگر پشت سر آقای روحانی میایستد، امروز هم در شبکه نسیم برنامه میسازد، من نمیفهمم تکلیف چیست؟چون آن مجری سابق تلویزیون نمی دانست تکلیف چیست، رضا رشید پور در یادداشتی طویل تکلیفش را روشن کرد. رشید پور گفت: اصولا جناب روحانی یک شخصیت امنیتی است و حتما اطلاعاتش از شما بیشتر است و اگر ردی از همکاری من با مشایی وجود داشت حتی جواب سلامم را نمی داد چه رسد به ... . اگرچه ما نمی دانیم ردی از همکاری رشید پور با مشایی وجود داشته یا نداشته یا اینکه روحانی آن را نادیده گرفته است، ولی رشید پور که مجری پای ثابت برنامه های روحانی است، هم با عمق جان درک کرده که روحانی در هرچه متخصص نباشد اما یک شخصیت امنیتی است.
روحانی در اولین حضور در جلسه رای اعتماد وزرا گفته بود که «امنیتی بودن حسن است».
اما « نگاه امنیتی» با مسئله «دانشگاه»، نه به معنای برخوردهای فیزیکی و قهری به معنای «بسته نگه داشتن فضای عمومی دانشگاه» در این یکسال با دانشگاه چه کرد؟
روحانی که از همان سالهای سازندگی بر اساس نگاه توسعه گرایانه اساسا مسئله آزادی بیان را فراتر از کشوری مثل ایران تلقی می کرد و حتی زمانی که در دوره خاتمی مسئله آزادی محوری شده بود، گفته بود: شرایط جامعه ما در کشور، شرایطی نیست که گفتوگوی آزاد را دامن بزنیم.گفتوگوی آزاد و دامن زدن به این فضا مثل این است که یک بچه 10-12 ساله را به دوره دکترا ببریم، دوره دکترا خوب است ولی شرایط اجتماعی آن برای بچه 10-12 ساله مناسب نیست.
ماجرای معرفی وزرایی که روحانی «اطمینان» داشت از مجلس رای اعتماد نمی گیرند، شاهدی بر این ادعاست که روحانی نمی خواست وزیری انتخاب کند که «دانشگاه» را برایش به مسئله تبدیل کند. همانطور که برخی ناظران پیش از این گفته بودند؛ گزینه اصلی و مورد علاقه دولت برای وزارت علوم وزیری شبیه جنتی و رحمانی فضلی است.
«دولتهای توسعه گرا خصوصاً توسعه گرای اقتصادی نمی توانند در دانشگاه پایگاه سیاسی داشته باشند. ماهیت دانشگاه و هویت دانشجویی در کشورهای نظیر ایران، آرمانگرایانه است و عمدتاً گروههای رادیکال قادر به نیروسازی در دانشگاهها هستند. دولتهای توسعه گرای اقتصادی بیش از آن که به دنبال یارگیری از دانشگاه باشند درصددند که از مزاحمتهای آن برای تصمیماتشان کم کنند.»
تجربه یکساله روحانی این واقعیت را بیشتر نشان داد. روحانی در میانه مذاکرات هسته ای زمانی که در تلاش بود تا با «مفید دانستن مذاکرات برای دانشگاه»، از دانشگاه یارگیری کند، توفیق کسب نکرد. روحانی با صدای بلند خطاب به اساتید دانشگاه از آنها خواست که حرف بزنند. منظور روحانی این بود که اساتیدی پیدا شوند که از مذاکرات دفاع کنند. حالا یکسال از توافق ژنو می گذرد اما حتی یک استاد دانشگاه در موافقت با محتوای توافق ژنو صحبت نکرده است. البته برخی صحبت کردند و زبان به انتقاد گشودند، اما روانه دادسرای انقلاب شدند. سعید زیباکلام یکی از آنها بود.
حالا روحانی کاملا فهمیده است، آبی از دانشگاه برای او گرم نمی شود. دانشگاهی که هم خاتمی در آن پایگاه اجتماعی داشت و هم احمدی نژاد. پایگاه اجتماعی که روحانی نیز چون هاشمی رفسنجانی از آن بی بهره است. عدم اجازه صحبت به تشکل های دانشجویی و راه ندادن دانشجویان منتقد به سالن سخنرانی رییس جمهور نشان داد که «روحانی» نه مثل خاتمی است که با دانشجویان دهان به دهان شود و نه چون احمدی نژاد که عکسش را در سالن سخنرانی اش به آتش بکشند و حرفی نزند. روحانی به دنبال «سالنهای همراه» و «تشکل های همسو» است. درست مثل هاشمی!
حالا دانشگاه بعد از یکسال وزیری که در شان سالهای دهه پیشرفت و عدالت باشد نیافته است. مقصر نه اصلاح طلبان هستند که اتفاقا در فتنه 88 مشارکت داشتند و نه اصولگرایان که نمی خواهند خط قرمز فتنه را نادیده بگیرد. مقصر بی سرو سامانی دانشگاه رویکرد توسعه گرایانه ای است که با نگاه امنیتی دولت مخلوط شده است و دنبال مزاحم] بخوانید: دانشگاه[ نمی گردد.
وضعیت امروز دانشگاه نتیجه «ثابت دانستن اصول توسعه» به زعم سریع القلم و به بیان عامه فهم تر نگاه «آبگوشت بزباشی» ترکان است.

به گزارش صدای دانشجو ابراهیم کارخانه ای با تاکید بر اینکه لغو کامل کلیه تحریمها اعم از هستهای و غیر هستهای خواست ملت ایران است، به تشریح تحریمهای ظالمانهای که علیه ملت ایران وضع گردیده اشاره کرد و گفت: تحریمهای دولت آمریکا که با مجوز رییس جمهور اعمال میگردد؛ شامل 18 تحریم میباشد که تنها در سه مورد آن به عدم اشاعه سلاحهای بیولوژیکی، شیمیایی و هستهای نیز اشاره گردیده و 15 مورد آن صرفا به حقوق بشر، تروریسم و سایر موارد بر میگردد.
نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی افزود: تحریمهای کنگره آمریکا که شامل 10 تحریم میباشد و علاوه بر عدم اشاعه سلاحهای بیولوژیکی، شیمیایی و هستهای؛ تحریمهای حقوق بشر، تروریسم و سایر موارد را نیز شامل میگردد.
وی در ادامه با اشاره به اینکه تحریمهای شورای امنیت که در فاصله سالهای 2006 الی 2010 در 4 مورد علیه ملت ایران وضع گردیده و آخرین آنها قطعنامه 1929 میباشد،گفت: تحریمهای اتحادیه اروپا نیزشامل انواع تحریمها میشود.
رییس کمیته هسته ای مجلس به پنج انتظار مردم و نمایندگان ملت در مجلس از تیم مذاکره کننده و گفت: لغو کامل کلیه تحریمها اعم از هستهای و غیر هستهای، لغو محدودیت دسترسی به اقلام با کاربردهای دوگانه غیر هستهای، تضمین لازم و مستحکم برای الزام پایبندی اعضاء به انجام تعهداتی که پذیرفتهاند، تضمین لازم و مستحکم برای عدم تمدید تحریمها در قالبهای دیگر از قبیل حقوق بشر، تروریسم و سایر موارد و لغو کامل کلیه تحریمها (و نه تعلیق) به محض انجام توافق با قید اینکه در صورت عدم لغو تحریمها توافق نامه فاقد اعتبار خواهد بود پنج انتظاری است که مردم از مذاکره کنندگان هسته ای دارند.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از قدس آنلاین، در آستانه هفته بسیج قرار داریم و همین مناسبت باعث شده تا توجه سالیانه به این نهاد مردمی بیشتر شود. به همین منظور با سردار« محمدرضا نقدی»، رئیس سازمان بسیج مستضعفان گفت و گو کردیم. پیش از آنکه وارد بحث با سردار بشویم، وی تأکید می کند که اگر قرار است در مورد بسیج صحبت کنیم، بهتر است چالشی باشد. نقدی می گوید: امروزه هجمه های زیادی علیه بسیج مطرح می شود که لازم است در این گونه مصاحبه ها به آنها پاسخ بدهیم. وی با تأکید بر اینکه اگر بخواهیم از بسیج تعریف کنیم، فایده ای ندارد، می گوید: آنها که بسیج را می شناسند، به آن ارادت دارند، ولی باید به آنهایی پاسخ بدهیم که نسبت به بسیج شبهاتی دارند. رئیس سازمان بسیج می افزاید: البته آنهایی که فکر درستی نسبت به بسیج ندارند، حتماً فطرتشان پاک است و نیاز به آگاهی دارند، اما این وظیفه بسیج است که شبهات آنها را برطرف کند. آنچه در ادامه آمده، نتیجه این گفت و گوست.
چرا برای ایران اسلامی بسیج لازم است؟
هر نظامی برای خودش یک الگوی اداره دارد. الگوی اداره نظام اسلامی آن طور که از صدر اسلام برداشت می کنیم، مردمسالاری دینی است. مردمسالاری دینی به معنای حضور مردم در همه عرصه هاست. اکنون بروکراسی اداری و شکل و شمایل دولتی از رژیم سابق به ما رسیده و آن را همین طور ادامه دادیم و فقط یک ظاهر دینی به آن داده ایم. در صورتی که این الگوی اسلامی نیست. آن چیزی که رهبر معظم انقلاب در قالب سوال مطرح کردند، پرسیدند که «الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت» چیست و از اندیشمندان خواستند که این مسأله را تبیین کنند. این یک سؤال بسیار هوشمندانه است. اگر شرایط حال حاضر کشورمان یک الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت بود، هرگز رهبر انقلاب در مورد آن سوال مطرح نمی کردند، بنا بر این چنین شرایطی در کشور نداریم.
آن چیزی که باید در مدیریت کشور باشد، چیست؟
پاسخ این سؤال را باید اندیشمندان و متفکران ایران اسلامی بیرون بیاورند که مدل اداره کشور بر اساس فکر اسلامی و بومی چیست. من نمی توانم بگویم که این را پیدا کرده ام و بخواهم اکنون ارایه بدهم. اما یک چیزی مسلم است که آن را تجربه و حس کردیم و هر کس بخواهد الگوی ایرانی اسلامی را به دست بیاورد، بدون شک به این مهم خواهد رسید. آن هم این است که نظام مدیریتی کشور در یک سو قرار دارد و مردم در سوی دیگر قرار دارند. مردم جزو پیکره نظام و دولت هستند و در همه عرصه ها حضور دارند. این مدل اسلامی است. پیامبر اسلام جنگهایشان را به صورت مردمی اداره می کردند. هرگز یک ارتش کاملاً نظامی در خدمت پیامبر نبوده که حقوق بگیرد تا بجنگد و مردم هم راحت در خانه هایشان استراحت کنند. یک دستگاه اداری که از صبح تا شب کشور را اداره کند و اقتصاد و سیاست و جامعه را اداره کند و مردم بی خیال باشند، این طور هم نبوده است. اکنون هم این گونه نیست که مردم بخواهند هنگام رأی گیری به پای صندوق بیایند و رأی بدهند و سپس به خانه هایشان بازگردند و کاری به اداره کشور نداشته باشند. اگر به ابیات امام راحل و مقام معظم رهبری توجه کنید، می بینید که واژه حضور مردم در همه عرصه ها، نقش مردم در اداره کشور دایم مطرح می شود. برخی ها دوست دارند این واژه را به بخش خصوصی به معنای صاحبان ثروت تعبیر کنند؛ البته آنها هم جزیی از مردم هستند، اما همه مردم نیستند. در جنگ این فکر به صورت شفاف پیاده شد. در دوران دفاع مقدس مردم در همه عرصه ها حضور داشتند. در جذب رزمنده و آموزش رزمنده ها مردم حضور داشتند. رزمنده کیست؟ باز هم می بینیم که مردم هستند و نظامی حرفه ای نیستند. کمکهای مردمی را هم مردم می دهند. به رزمندگان چه کسی روحیه می دهد؟ آیا یک دستگاه عریض و طویل اداری داشته ایم که به رزمنده ها روحیه بدهد؟ این طور نبوده بلکه خود مردم روحیه می دادند. رزمنده مجروح می شود، مردم درمان می کنند. شهید می دهیم، مردم تشییع می کنند و هرگز یک واحدی که مارش نظامی بزند و مراسم تشییع برگزار کند، نبوده است، بنا بر این جنگ ما کاملاً مردمی است. در اقتصاد و فرهنگ هم این گونه بوده است.
حضور مردم در فرهنگ را چگونه توجیه می کنید؟
در ایام محرم این همه عزاداری و مراسم چگونه برگزار شد؟ دولت کجای این کار بود؟ هیچ جایی نداشت. دولت خیلی هنر کند، با یک کوپن به مردم برنج یا شکر بدهد. صدها میلیارد تومان هزینه ایام عزاداری می شود. متولی مردم هستند، این جور نبوده که یک دستگاه دولتی، مراسم عزاداری را برگزار کند و مردم فقط بیایند، گوش بدهند، شام و ناهارشان را بخورند و بروند... ما باید این روشها را گسترش بدهیم، نباید به فکر روشهای غربی و مدلهای بیگانه باشیم. صحبتی مقام معظم رهبری در کرمانشاه کردند که فرمودند: «در کشور مشکلات حل نشده کم نداریم و برای حل آن باید به مردم مراجعه کنیم». همانطور که در دوران دفاع مقدس سراغ مردم رفتیم و فرصت دادیم تا هر کدام از مردم که می خواهند، نقشی ایفا کنند، امروز هم باید این گونه باشد و این نیز در مورد اقتصاد بحث می شود. بسیج یک تشکل برای پاسخ دادن به حضور همه مردم، یعنی امتداد دادن همه نهادهاست.
می خواهیم وضع بهداشت را بهبود ببخشیم، یک نهاد محدود داریم، از بسیج کمک می گیریم. این نهاد دولتی سازماندهی کند که اشکالی ندارد، اما نباید به سراغ پیمانکار و قرارداد برود، بلکه همین مردم می توانند بخشی از آن را اجرا کنند. دولت می تواند به مردم نقش بدهد مانند واکسیناسیون فلج اطفال که از سوی بسیج انجام شد و درخشید. در بین تمام کشورها فقط ایران با کمک بسیج موفق به واکسیناسیون شد و دنیا در حیرت ماند که چگونه موفق شدیم. این مدل قابل توسعه و پیگیری است، لذا فلسفه تشکیل بسیج، مدل الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت است و بدون حضور مردم، الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت معنا ندارد و مانند الگوی غربی یا شرقی می شود.
قرار بود بسیج به اقتضای زمان گام بردارد و پس از جنگ لباس نظامی را از تن بیرون بیاورد، اما نظامی گری بسیج همچنان ادامه دارد. چرا بسیج از فضای نظامی گری بیرون نمی آید؟ شما بسیج علمی، سازندگی، کارمندان، اصناف و... دارید، اما آنها هم لباس نظامی می پوشند.
هرگز این طور نیست و انتقادی که به بسیج می شود، این است که چرا نظامی گری بسیج کم شده است. ما طی 6 سال گذشته اقشار بسیج را گسترش دادیم و هیچ کدام از این اقشار بسیج، لباس نظامی ندارند. اکنون بسیج رسانه، استادان، پزشکان و بسیاری موارد دیگر نظامی نیستند. اکنون در بین مسؤولان استانهای ما تنها چند نفر پاسدار هستند و در 32 استان 30 نفر بسیجی لباس نظامی نپوشیده اند، بنا بر این بخش غیر نظامی بسیج بسیار گسترده است.
یعنی بحث نظامی گری بسیج را انکار می کنید؟
هرگز این طور نیست، بخش نظامی هم بسیار گسترده تر از قبل شده است! در اوج دوران دفاع مقدس 300 گردان بسیج داشتیم، اما امروز 2000 گردان بسیجی داریم و این یک توان بازدارنده ای است که دشمن نه تنها جرأت حمله به ایران را نمی کند، بلکه تصور آن را هم نمی کند. وقتی آرایش این نیروهای مردمی را مقابل خودش به تصویر می کشد، تصور حمله به ایران را کنار می گذارد. پس در بعد نظامی بسیج خیلی پیشرفت کرده و توانمندتر شده است.
سردار، پس چرا انتقاد می شود که نظامی گری بسیج کمتر شده است؟
به خاطر این که می بینند در بخش بسیج غیر نظامی خیلی گسترده تر بوده ایم. اکنون بسیج سازندگی بسیار گسترده است. ما به اندازه بسیج دوران دفاع مقدس، بسیج سازندگی داریم. بسیج علمی ما گسترده است. بسیج در عرصه فرهنگی هنری و برنامه های فرهنگی بسیج بسیار وسیع است و گمان نمی کنم کسی به گرد آن هم برسد یا بتواند با آن رقابت کند.
هر ساله 15 هزار یادواره شهید در تمام نقاط کشور برگزار می شود که در هر یادواره صدها نفر شرکت می کنند و برای هرکدام محتوایی تعریف شده است. کنگره شهدایی که برگزار می شود، هرکدام یک مجموعه عظیم کارهای فرهنگی صورت می گیرد. همه ساله 300 عنوان کتاب جدید تولید می کنیم. صدها عنوان مستند تولید می شود. جشنواره هایی که بسیج برگزار می کند، در تراز جشنواره های بزرگ کشور است و چیزی کم ندارد. در تراز فیلم و تئاتر وسرود و کتاب با پسوند مقاومت کارهای بزرگی می شود و البته انتظار می رود که سازمان بسیج متولی این کار باشد. کتاب جشنواره هنرهای تجسمی بسیج بسیار ارزشمند و در سطح بین المللی است و هزاران اثر از سراسر جهان به این جشنواره ارسال می شود.
به نظر می رسد که بسیج همچنان در تفکر دوران جنگ باقی مانده و نتوانسته به نیاز روز مردم بویژه جوانان پاسخ بدهد. نمونه آن مراسم خاکسپاری مرتضی پاشایی بود که برخی معتقد بودند این جمعیت پیام داشت، چرا این طور شده است؟ آیا بسیج نیاز سنجی به روز ندارد و آیا به گذشته ها نگاه می کند؟
اول اینکه رسانه ها نقش مهمی دارند و می توانند یک مسأله را کوچک یا بزرگ کنند. همیشه هنرمندی از بین ما می رود و همیشه مردم ما به هنرمندان محبت دارند. شمار زیادی هم برای تشییع جنازه می آیند؛ اما مسأله این است که رسانه های بیگانه به برخی از آنها بعد می دهند. می بینیم که در برخی موارد نه تنها آن هنرمند به آن اندازه بزرگ نبوده، بلکه حتی خیلی از مردم هم او را نمی شناختند و با سر و صدای رسانه ها تازه به میدان آمده و می گویند این چه کسی بوده است!
البته داشته ایم که بسیاری از افراد مؤمن نیز برای از دست رفتن هنرمندان اشک ریخته و برای تشییع جنازه آنها آمده اند. حتی داشته ایم که بسیاری از بسیجیان برای مرحوم پاشایی اشک ریخته و از آهنگهایی که برای سریال محبوب تلویزیونی تهیه کرده، یاد کرده اند. منتهی می بینیم که به آن بعد می دهند. در مقابل برای تشییع جنازه مادر شهید بابایی نیز دهها هزار نفر آمدند، اما آیا رسانه ها از آن یادی کردند؟ آیا سایتها نوشتند؟ آیا کسی در فیسبوک از حضور گسترده مردم در آن مراسم یادی کردند ؟ هرگز این کار را انجام ندادند.
بنا براین نباید تصور کنیم که جامعه یک فکر متفاوتی دارد و ما درست برآورد نکرده ایم. ما به آن هنرمند احترام می گذاریم و زمانی هم که مادر شهید از دنیا می رود، بازهم احترام می گذاریم و هنگامی که یک عالم دینی از دنیا می رود، باز هم احترام میگذاریم، اما مسأله این است که رسانه ها به کدامیک زاویه بیشتری بدهند. بویژه رسانه های بیگانه سعی می کنند تشییع جنازه یک هنرمند را به اندازه ای بعد بدهند که گویا مردم با نظام مشکل دارند و این مراسم را کج تابی مردم معرفی می کنند؛ البته نتوانسته اند موفق شوند. مانند این است که در مراسم عزاداری امام حسین(ع) امکان دارد عده ای اوباش هم با رفتار نادرست در آن حاضر شوند، بنا بر این هرگز تصور نکنید که بسیج در شناخت خواست جامعه ناتوان است.
بسیج برای مخاطب سنجی چه کار کرده است؟ آیا برای جوانی که به موسیقی علاقه دارد، کنسرت برگزار کرده اید؟ برای آن دختری که موی خودش را بیرون می گذارد، برنامه فرهنگی دارید که کار به برخورد فیزیکی کشیده نشود؟
ما نمی توانیم هر کاری که همه دوست دارند، انجام بدهیم، زیرا شاید آن کار درست نباشد. اما اینکه باید به زبان روز با مردم و جوانان صحبت کنیم، حرف درستی است و ما هم قبول داریم. ما باید بتوانیم در حیطه امکانات مشروع گام برداریم. از نظر بسیج، هدف وسیله را توجیه نمی کند. تصور کنید که یک عده ای ممکن است کار زننده ای را دوست داشته باشند؛ به عنوان مثال شاید عده ای دوست داشته باشند فیلم مبتذل ببینند، آیا بسیج باید فیلم مبتذل نمایش بدهد یا فیلم مبتذل تولید کند؟ ما این تفکر را قبول نداریم. اما در چهار چوب شرع و آنچه شرع به ما اجازه می دهد، ورود می کنیم. اکنون خواننده های مطرحی داریم که بسیجی هستند. حامد زمانی بسیجی است و در همین هفته بسیج در حضور سردار فیروزآبادی می خواند یا صابر خراسانی که شاعر است و دکلمه می گوید. یعنی ما با خواست روز بیگانه نیستم، اما باید محدوده ها را رعایت کنیم. اگر قرار باشد وارد هر حیطه ای بشویم، درست نیست. همین بحث موسیقی، هم مشروع و هم غیر مشروع داریم. شاید عده ای موسیقی غیر مشروع دوست داشته باشند، آیا ما باید موسیقی غیر مشروع پخش کنیم تا عده ای جوان را جذب کنیم؟ اگر این اتفاق بیفتد، معنایش آن است که
علاقه مندان موسیقی مبتذل بسیج را جذب کرده اند. در حالی که ما هرگز جذب آنها نمی شویم. اکنون بهترین گروههای سرود را در بسیج داریم، اما مسأله این است که رسانه ها باید در این خصوص کار کنند. نقطه قوت رسانه ها در غرب این است که وقتی کار بزرگی انجام می شود، به آن می پردازند، اما در مورد کارهای بزرگی مانند تشییع جنازه مادر شهید، اتفاقی نمی افتد که رسانه ها گزارش تهیه کنند و با شرکت کنندگان گفت و گو بگیرند و به زاویه های پنهان این حرکت بزرگ بپردازند. چند دقیقه گزارش تهیه می کنند و تمام می شود.
گمان نمی کنید وقتی بسیج نتواند به جوانان خوراک بدهد، جوان به سوی فضای مجازی می رود و پس از آن بحث فیلترینگ و حاشیه های آن پیش می آید. نظر شما در مورد فضای مجازی چیست؟
فضای مجازی جایی است که باید برای مدیریت آن تأسف بخوریم. ما فرصت داشتیم که همپای دنیا پیش برویم و چیزی کم نداشتیم، اما دستهایی در کار بود که این اتفاق نیفتاد. در سال 1372 شبکه اطلاع رسانی عمومی با عنوان شارع داشتیم که همان موقع خود من دو خط از آن گرفتم و رابطه با مجلس و دولت را شروع کرد. اما امروز نامی از آن نیست و اینترنت را آوردند و جای همه چیز را گرفت. اگر آن روز خودمان آن کار را توسعه می دادیم، امروز چیزی از اینترنت کم نداشتیم. اکنون شاید خیلی دیر باشد، اما هنوز فرصت داریم. مثالی بزنیم؛ اکنون در برخی از روستاهایمان ضعف مدیریت بیداد می کند، در حالی که در آن روستاها زمین مرغوب، آب، سم، کود، بذر، تراکتور، جوان کاری و همه گزینه های کشاورزی را دارند، اما مدیریت ندارند. در حالی که یک نفر از استان دیگر می آید و آن روستایی را با پسران و تمام امکاناتش به کار می گیرد و کشاورزی خوبی انجام می دهد و نتیجه هم میگیرد. فضای مجازی ما هم این طور است. تمام زمینهای کشور را کندیم و فیبر نوری در آن کاشته ایم. سوییچ های مخابراتی را در ایران تولید یا در فضای تحریم وارد کردیم، اما از آن استفاده نکردیم. انواع شبکه های مختلف را راه اندازی کردیم. خبر را هم در همین خبرگزاری های خودمان تولید می کنیم. ما که هر روز وارد سایتهای بیگانه نمی شویم. برای ثبت نام در ادارات یا کارهای جاری وارد سایتهای وزارتخانه ها می شویم. این سایتها را به غیر از ایرانی ها چه کسی تولید میکند، اما مدیریت این را به دست بیگانه داده ایم و آنها مدیریت می کنند و طلا درو می کنند.
ایراد کجا بوده که با وجود توانایی به کارآیی نرسیده ایم؟
بی تعهدی بود، خود باختگی بود. ناباوری بود. اکنون در عرصه هوافضا خودمان را نباختیم. هرگز نگفتیم ما نمی توانیم. وقتی اولین موشک را باز کردیم، از وجود آن همه مدار و سیم تعجب کردیم، اما نترسیدیم و شهید کاظمی مقدم آن را ساخت. وقتی در کشورمان جنگ بود، تمام دانشمندان را بسیج کردیم تا برای ما موشک بسازند. عراق به تهران موشکهایی می زد که از فاصله 900 کیلومتری یک تن مواد منفجره در تهران زمین می خورد، در حالی که فاصله ما از مرز کشورمان تا بغداد 120 کیلومتر است و 10 کیلومتر هم فاصله می خواستیم که می شد 130. ما به دانشمندانمان می گفتیم نمی خواهیم یک تن مواد منفجره باشد، حتی 50 کیلوهم باشد، کافی است، اما نتوانستند، چون سطح علمی ما تا آنجا بود. اما امروز می بینیم که توان موشکی ما چقدر بالاست، چون به خودباوری رسیدیم. وقتی بحث فضای مجازی تعریف می شود، می ترسیم و می گوییم سیستم عامل ویندوز یک دفتری دارد که 2 هزار دکترای کامپیوتر در آن کار می کنند و ما هرگز نمی توانیم به آنها برسیم و بهتر است که از امکانات آنها استفاده کنیم و اشکال کار از همین جا شروع می شود.
پس به این ترتیب از بخش خصوصی نباید استفاده کنیم و فضای تولید نظامی شود! آن هم به خاطر پول زیادی است که بسیج و سپاه دارد و بخش خصوصی ندارد؟
این طور نیست. بودجه صنعت دفاعی ما که 40 سال از صنعت خودرو سازی جلوتر است، حتی 20 درصد بودجه خودروسازی ما نبوده است. اما اکنون وضعیت دفاعی ما کجاست و اوضاع خودروسازی ما کجاست؟ در بخش دفاعی و موشکی که 100 برابر پیچیده تر از خودرو است، اکنون خودکفا شده ایم. ما چهار سال پیش از اینکه خودرو دفاعی بومی بسازیم، موشک فاتح را کاملاً بومی سازی کردیم.
چرا در صنعت خودرو با این همه حمایت موفق نشدیم ؟
زیرا در بحث خودرو سازی به ما خودرو می دادند و ما به آسانی می خریدیم، اما در بحث موشکی به ما موشک نمی دادند. ما ساختیم و خرج زیادی هم نکردیم. بودجه نظامی ما آشکار است و پنهان نیست. در شرکت مخابرات 50 برابر بودجه دفاعی پول خرج شد، اما در صنعت مخابرات چه وضعیتی داریم؟ در بحث مخابرات به ما تجهیزات می دادند، ولی در بحث دفاعی نمی دادند. ما به مهندسی داخلی اعتماد کردیم. در مورد خودرو یا مخابرات می گفتند که باید بروید و بیاورید، اما در مورد ساخت موشک کسی که ادعا می کرد می تواند موشک بسازد، می گفتیم بساز و او هم می ساخت. اکنون وزارت نفت ما بخش عظیمی از تجهیزاتش را از خارج وارد می کند، چون تأکید می کند تجهیزات باید تحت لیسانس فلان شرکت باشد، در حالی که می توانیم تمامی تجهیزات مورد نیاز صنعت نفت را در کشور بسازیم. اما اگر به وزارت نفت هم تجهیزات ندهند، به مهندس ایرانی اعتماد می شود و ما در صنعت نفت خودکفا می شویم. اکنون اگر می بینیم که ماهواره به فضا می رود، همه آن در بخش دفاعی ساخته نمی شود، بلکه بخشهایی از آن را به بخش خصوصی پیمان می دهیم با این شرط که در داخل صنایع دفاعی تعریف پروژه می شود و قطعات آن به صورت مجزا به بخش خصوصی واگذار می شود. در موشکهای جنگی ما نیز بخشهایی از آن برای بخش خصوصی تعریف و ساخته می شود. اصلاً بسیاری از مراکز خصوصی فعال شده اند، چون بخش دفاعی کشور به آنها کار داده است.
برخی شرکتهای خصوصی گلایه دارد که قرارگاه خاتم با استفاده از ظرفیت دولتی، پروژه ها را مال خود می کند و بخش خصوصی دست خالی می ماند. این را قبول دارید؟
ما در قانون اساسی یک فصل داریم که می گوید نیروهای مسلح در شرایط صلح می توانند تجهیزات خودشان را با مجوز رهبری برای تولید و ساخت وساز به کار گیرند به شرط آنکه به سیستم نظامی کشور آسیبی نزند؛ این یک کار عقلانی است. سؤال این است که آن افرادی که پل عظیم خیبر را ساختند، جاده ها را در کوهستانها کشیدند و این همه توانایی دارند، آیا باید به پادگانها بروند وبخورند و بخوابند و هرگاه جنگی شد، بیایند و بجنگند. نخست اینکه ما این واحدها را نیاز داریم و نمی توانیم آنها را اخراج کنیم. همانطور که در صورت جنگ واحدهای توپخانه و پیاده و زرهی می خواهیم، واحد مهندسی هم می خواهیم. بنا بر این می توانیم به آنها بگوییم ماشین آلات تان را نگهداری کنید و در پادگانها بروید و بخوابید تا زمانی که جنگی بشود یا نشود. راه دیگر این است که بگوییم با این امکانات سد و جاده بسازید. وقتی نیروهای نظامی از پادگانها بیرون می آید، چند اتفاق می افتد؛ اول اینکه سازندگی می شود آن هم با نیروهایی که می بایست بخورند و بخوابند و دستگاههایی که باید نگهداری شوند و کاری نکنند. نکته دوم اینکه علم اینها به روز می شود و برای جنگ احتمالی در آینده آماده می شوند، چرا که کار می کنند. سوم اینکه دستگاه هایشان به روز می شود و دایم ماشین آلات جدید جایگزین می شود و دیگر قدیمی نیست، چون در حال ساخت پروژه، از بین می رود و ماشین آلات جدید جایگزین می شود.
اگر تا این اندازه خوب است، چرا اعتراض می شود؟
سوال ما نیز همین است که اینجا چه اتفاقی افتاده که جنجال می کنند؟ پاسخ این است که در گذشته تمام پروژه های بزرگ را بیگانگان انجام می دادند و امروز قرار گاه خاتم جای آنها را گرفته است. اکنون دو کار می توانیم انجام بدهیم؛ نخست اینکه سدهای بزرگی مانند کارون وکرخه را نسازیم و آنها را به پیمانکار خارجی بدهیم، تونل 7 کیلومتری نیایش را در تهران نسازیم و به خارجی ها بدهیم یا آنکه به نیروهای داخلی اعتماد کنیم و کار را به آنها بدهیم. اما چه کسی جرأت اجرای کارهای بزرگ را داشت، همین بچه بسیجی ها می توانستند انجام بدهند که انجام هم دادند، چون قبلاً در زمان جنگ این کار را کرده بودند. اکنون همین بچه های جنگ تونل آب می سازند که طول آن 27 کیلومتر است. به راستی چه کسی توان انجام آن را دارد؟ خارجی ها متوجه شدند که کارهای بزرگشان را از دست می دهند، خبرسازی کردند که در ایران بخش خصوصی را نادیده گرفته اند و رسانه های داخلی هم با آنها همسو شده اند، اما متوجه نیستند که دارند چه کار می کنند!
یعنی دولت از کار با قرارگاه استقبال می کند؟
البته که این طور است. بارها شده که وزرای دولت به قرارگاه متوسل شده اند که فلان پروژه را برای آنها انجام بدهد، چون مطمئن بودند که با سرعت و ارزانتر انجام می شود. از سوی دیگر گمان نکنید که همه کار را قرارگاه خاتم انجام می دهد. همین کار را به دهها و صدها پیمانکار بخش خصوصی پیمان میدهند و قرارگاه مرکزیت کار را اداره می کند. قرارگاه توان و تجربه و مدیریت دارد و کارها را به دیگر بخشها واگذار می کند. امروزه 80 درصد پروژه ها به وسیله بخش خصوصی انجام می شود و قرارگاه فقط مدیریت می کند و کارهایی که از عهده آنان بر نمی آید، انجام می دهد. شما به عسلویه بروید و ببینید چه کارهای بزرگی انجام می شود و چند درصد بخش خصوصی با قرارگاه همکاری می کنند. نکته دیگر آنکه امروزه دولت هزاران میلیارد تومان به قرارگاه بدهکار است و از سوی دیگر بازهم درخواست انجام کار دارد، زیرا این نیروها طماع نیستند، بیش از این که به نفع شرکت خودشان باشند به فکر توسعه کشورند.
بسیج دراین زمینه چه کار کرده است؟
ما بسیج سازندگی را با تدبیر مقام معظم رهبری داریم. متأسفانه دولت سابقه خوشی نداشت. در گذشته جهاد سازندگی داشتیم که در روستاها حرکت می کرد و کار مردم را راه می انداخت، اما متاسفانه جهاد را با کشاورزی ادغام کردند. اما رهبری اجازه ندادند، حرکتی که در انقلاب به وجود آمده بود، بمیرد. امروز بسیج سازندگی روز به روز گسترده تر شده به نوعی که 3 هزار گروه جهادی داریم که در روستاها کمکهای بهداشتی و سازندگی می کنند. حتی در ایام نوروز که مردم دنبال استراحت و تفریح هستند، بسیج سازندگی کار خودش را انجام می دهد و همین امسال 300 گروه سازندگی داشتیم که برای مناطق محروم وروستاها کار کردند و در هفته بسیج حلقه های امداد رسانی کارهای بزرگی کردند. بسیج در طی 3 سال گذشته 2700 سالن ورزشی ساخته است.
چگونه تشخیص می دهید که بسیج سازندگی برای کمک رسانی به کجا برود؟
گروههای جهادی تحقیق می کنند. فکر باز دارند و تحقیق می کنند. آنها اطلاعات کلی می گیرند و گروه شناسایی می فرستند که نیازهای منطقه را مشخص می کند؛ سپس بودجه آن از خیرین و دولت تأمین می شود و کار را انجام می دهند. خیلی از کارها نیز در ردیف کارهایی بوده که دولت باید انجام می داد و دولت به جای آنکه کار را به پیمانکار بدهد، به بسیج سازندگی می دهد. پیمانکار از کارهای پراکنده فرار می کند و اگر قرار باشد در 200 روستا کارهای کوچک انجام بدهد، به دلیل هزینه بر بودن، انجام نمی دهد یا بودجه بالایی را مطالبه می کند؛ البته قبول داریم که کارهای پراکنده خسته کننده است، اما چون این کار مردمی است و مردم بومی در آن همکاری می کنند، با همت بسیج سازندگی انجام می دهیم. به عنوان مثال می خواهیم خانه ، مدرسه، مسجد، جنگل کاری یا کارهایی از این دست انجام بدهیم و صرفه ندارد، ما پروژه را از دولت می گیریم و باهزینه کمتر انجام می دهیم.
این مصاحبه پل ارتباط شما با مردم است. به مردم چه می گویید که جذب بسیج بشوند؟
اغلب مردم ما بسیجی هستند و خیلی کم افرادی هستند که ما آنها را بسیجی حساب نمی کنیم. اکنون از لحاظ رسمی، 22 میلیون نفر ثبت نام کرده و به صورت دلی عضو بسیج شده اند؛ البته برخی ها هر روز به واحد بسیج می آیند، برخی هفته ای یک بار و برخی نیز ماهی یک بار می آیند، اما ارتباط خودشان را با بسیج دارند. ما هر چقدر جنبه تشکیل بسیج را تقویت کنیم، قدرت ملی خودمان را افزایش داده ایم و قدرت ملی، سرمایه ماست. بسیج می تواند هنگام امنیت داخلی و جنگ خارجی تأثیرگذار باشد که تاکنون نیز شاهد آن بوده ایم. بسیج یک رکوردی زده که به آن توجه نمی شود. ما وارد زلزله ارسباران شدیم و بسیج سازندگی 1800 خانه و 7000 آغل برای دام روستاییان را طی 2 ماه و نیم ساخت که در جهان بی سابقه است؛ همین باعث شد که بقیه نیز وارد این بحث شوند و طی 7 ماه خانه های روستاییان زلزله زده ساخته شد و امروز ببینید که همین منطقه زلزله زده چه وضعیتی دارد. هرچقدر مردم بیشتر وارد بسیج بشوند، می توانیم کارها را بیشتر و بهتر ساماندهی کنیم و کارهای بزرگتری را انجام بدهیم.

به گزارش صدای دانشجوعلیاصغر جعفری، رئیس بسیج سازمان صدا و سیما در گفتگو با خبرنگار سیاسی شبکه اطلاع رسانی راه دانا، در خصوص رابطه رئیس جدید سازمان صدا و سیما با بسیج اظهار داشت: خوشبختانه آقای سرافراز جز سابقون هستند و وی از اولین بسیجی های انقلاب و از رزمندگان دوران دفاع مقدس بوده که خودشان جانبازان و برادر دو شهید بزرگوار هستند.
وی همچنین گفت: اقای سرافراز از قبل عضو بسیج صدا و سیما بوده و این باعث افتخار ماست که رئیس جدید صدا و سیما هم مانند رئیس قبلی صدا و سیما عضو بسیج صداو سیما هستند.
رئیس بسیج سازمان صدا و سیما خاطرنشان کرد: خوشبختانه در دوران وی در معاونت برون مرزی، بسیج برون مرزی جزء فعال ترین و موفق ترین بخش ها در همه حوزه های نیروی انسانی،تولیدات برنامه سازی و ... بود.
جعفری تصریح کرد: آقای سرافراز قبلاً همکاری بسیار خوب و شایسته ای با بسیج داشتند و ما امیدواریم با حضور وی بسیج بتواند گام های بلندتری در راستای رسیدن به اهداف خود بردارد و ما به آینده بسیج صدا و سیما بسیار خوشبین هستیم.
وی در خصوص جلسات بسیج با مسئول صدا و سیما گفت: آقای سرافراز در هفته بسیج در چند برنامه سخنرانی می کنند که در این صورت نظرات وی را به طور شفاف تر درباره بسیج خواهیم داشت.
رئیس بسیج سازمان صدا و سیما اذعان کرد: حوزه کاری قبلی آقای سرافراز که برون مرزی بوده است باعث می شود که شناخت عمومی نسبت به نظرات وی کم باشد که به لطف الهی در جلسات بعدی مردم متوجه عمق نگاه و بحث های راهبردی وی در حیطه صدا و سما می شوند.
جعفری در پایان خبرداد: بسیج تا کنون جلسه اختصاصی با آقای سرافراز نداشته است؛ اما برای هفته بسیج جلساتی با حضور وی در نظر گرفته شده که در طول هفته بسیج برگزار و به زودی زمان آنها پس از قطعی شدن اعلام می شود.

به گزارش صدای دانشجوبه نقل از خبرگزاری بسیج، سردار محمدرضا نقدی لحظاتی پیش به همراه جمعی از دریادلان بسیجی با حضور در حرم مطر امام خمینی(ره) با آرمانهای والای معمار کبیر انقلاب اسلامی تجدید میثاق کردند.
حاضران در این مراسم با حضور پرشور خود یاد و خاطره پیر جماران را گرامی داشتند.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین به همراه جمعی از بسیجیان سلحشور با نثار تاج گل و قرائت فاتحه ضمن ادای احترام به مقام شامخ امام خمینی(ره) بار دیگر با آرمانهای والای امام راحل، شهدا و رهبر فرزانه انقلاب عهد و پیمان بستند.
شرکتکنندگان در این مراسم همچنین با حضور بر سر مزار بانو خدیجه ثقفی، همسر مکرمه امام خمینی(ره) از رشادتها و فداکاریهای بانوی بزرگ انقلاب تجلیل کردند.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین به همراه جمعی از بسیجیان با حضور بر سر مزار شهدا ضمن ادای احترام به مقام شامخ شهیدان انقلاب اسلامی مزار این شهیدان را گلباران و عطرافشانی میکنند.
گفتنی است، مراسم تجدید میثاق امروز به همت بسیج ادارات کشور و توسط بسیج ادارات سپاه حضرت سیدالشهداء(ع) استان تهران برگزار شد.
سردار نقدی در مراسم تجدید میثاق بسیجیان با آرمانهای والای امام خمینی (ره) اظهار داشت: خدا را شاکریم که یکبار دیگر به ما توفیق داد در چنین ایامی به محضر اما راحل شرفیاب شده و سالروز بسیج مستضعفین را تبریک بگوییم.
وی در ادامه با بیان اینکه بسیجیان مشق جنگ فرهنگی را به پایان رساندند، گفت: بسیجیان در عرصه جنگ نرم و جهاد فرهنگی حماسهای را به عظمت دفاع مقدس خلق میکنند.

به گزارش صدای دانشجو آغاز بازی پینگ پنگ روحانی با مجلس یادآور روزهایی است که احمدی نژاد بیشتر توان و انرژی خود را در مسائلی صرف می کرد که فایده ای برای کشور نداشت. اواخر دوران احمدی نژاد و نقطه اوج این ماجرا قضیه 15 بهمن 91 و قائله ای بود که رییس جمهور قبل در جلسه استیضاح غلط شیخ الاسلام به راه انداخت.
یکی از نمایندگان مجلس در نقل ماجرای استیضاح شیخ الاسلام می گوید: احمدی نژاد برای دفاع از شیخ الاسلام به مجلس نیامده بود و قصد دیگری داشت. او خود از احمدی نژاد شنیده بود که گفته بود: «شیخ الاسلام اسماعیل دولت است و حالا او را به قربانگاه آورده ام»
حالا چندمین کاندیدای روحانی برای تصدی وزارت علوم به مجلس معرفی می شود. شاید بی سابقه باشد در تاریخ بعد از انقلاب که شش نفر سرپرست و کاندیدا جهت تصدی وزارتخانه ای معرفی شوند.
قبل از هر رای اعتمادی هم یکی از مشاوران یا معاونان رییس جمهور کنایه ای توهین آمیز بار مجلس می کنند، تا جایی که مجلس متقاعد به رای دادن به وزیر پیشنهادی نشود.
پیش از جلسه استیضاح فرجی دانا بود که مجید انصاری معاون پارلمانی رییس جمهور گفته بود حتی اگر فرجی دانا برود رویه وزارت علوم ادامه پیدا خواهد کرد. روحانی که در جلسه استیضاح فرجی دانا شرکت نکرده بود، بعد از استیضاح همین حرفها را تکرار کرد.
حسام الدین آشنا پیش از جلسه رای اعتماد نیلی احمدآبادی مجلس را به باجخواهی متهم کرده و گفته بود: نمایندگان باید میان خواسته دانشگاهیان و خواستههای باجخواهان یکی را انتخاب کنند»
حالا در آستانه جلسه رای اعتماد به چندمین وزیر معرفی شده بازهم آشنا اظهاراتی در مورد مجلس داشته است. اظهاراتی که برخی آن را توهین آمیز تلقی می کنند. آشنا گفته است: حد مذاکرات هسته ای کلان است، نه در حد تعدادی از نمایندگان مجلس است نه در حد رسانه ها و نه در حد دلواپسان، نباید سطح این مسائل را پایین آورد.
پس از معرفی وزرایی- که حتی در شورای عالی انقلاب فرهنگی که رییس جمهور رییس آن است، رای نمی آورند- به مجلس و احتمال بالای رای نیاوردن آنان و نیز کنایه های معاونان و مشاوران رییس جمهور در روزهای قبل از جلسه رای اعتماد، تئوری «اسماعیل و قربانگاه» احمدی نژاد تقویت می شود.
گویا دانشگاه و وزارت علوم دغدغه دولت یازدهم نیست و گرنه رییس جمهوری که خود را فرزند مجلس می داند و بارها گفته است که به حساسیت های مجلس نیز اعتقاد دارد، در میانه دهه پیشرفت و عدالت وزرات علوم را معطل وزیری علمی و کارکشته و قابل قبول برای مجلس نمی کرد.
برخی ناظران می گویند بازی روحانی با دانشگاه دست مایه و دستاویز در محاق ماندن مذاکرات است، چرا که بعد از «مذاکرات مخفی مسقط» و سکوت خبری درباره این مذاکرات به فضای چالشی دیگری در رسانه ها نیاز دارد تا افکار عمومی را متوجه خود کند و گویا سهمیه اصلاح طلبان گزینه مناسبی برای این کار است.
این مسئله رسانه های دولتی و حامی دولت را هم با پراکنده گویی و دستپاچگی خبری مواجه کرده است، تا حدی که نام وزرای پیشنهادی را هم کامل نمی دانند و مجبورند از وی حمایت کنند.
روحانی خود گفته بود، اهل لجبازی نیست ولی حال باید دید آیا این چالش گفتاری بین دولت مجلس در همین جا به پایان می رسد یا اینکه مردم باید دوباره بحث های تکراری دولت و مجلس را شاهد باشند.

به گزارش صدای دانشجو کارشناسان معتقدند در حوزه آموزش و آموزش عالی، خصوصیسازی باید در لایههای درونی نظام آموزشی صورت بگیرد و در بخش رو بنایی و ارتباط مراکز آموزشی با متقاضیان آموزش، مسئله پول، محوریت پیدا نکند. به بیان دیگر آموزش نباید تبدیل به کالا شود. تبدیل شدن آموزش به کالا به معنای این است که دستیابی به آن نیز با توجه به میزان ارزش آن سختتر خواهد شد و همانند کالاهای لوکس و گرانقیمتی که امروزه در زندگی بسیاری از مردم پیدا نمیشود، تنها در اختیار گروههای ثروتمند قرار خواهد گرفت.
روزنامه دنیای اقتصاد در یادداشتی که در سال ۹۱ منتشر کرده است، مینویسد: «بسیاری بر برابری فرصتهای آموزشی تاکید دارند و معتقدند که باید به عنوان یک حق برای همه تبدیل گردد؛ چرا که آموزش فرآیندی است که بر زندگی فرزندان و خانواده افرادی که آموزش کسب میکنند تاثیر فراوانی دارد. در مورد بسیاری از مردم، آموزش همراه افزایش درآمد، کیفیت زندگیشان را متحول میکند. از این رو جامعه خواهان گسترش عدالت در کسب آموزش است. البته این به آن معنی نیست که همه باید به یک اندازه آموزش دریافت کنند؛ چرا که افراد نیازها و تواناییهای گوناگونی دارند و همه مردم نه می خواهند و نه میتوانند از آموزش عالی استفاده کنند. مقصود معمولا این است که اگر فردی بخواهد و بتواند دوره آموزشی خاصی را بگذراند نباید به علت معیارهای نامربوط و تبعیض آمیز، مانند درآمد، نژاد، جنسیت و دین، طبقه اجتماعی و غیره با هزینه دسترسی بیشتری رو به رو گردد.»
در فضای دانشگاهی امروز کشور دانشگاههای پولی اعم از دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه غیر انتفاعی و سایر مراکز مشابه، از این دست هستند که اگر دانشگاههای دولتی مشغول به فعالیت نبودند، در عمل بحران کالاسازی از آموزش تحقق مییافت. در حال حاضر مدیریت این دانشگاهها به ویژه دانشگاه آزاد اسلامی با افتخار اعلام میکنند که تمام مخارج دانشگاه از شهریههای دانشجویی تامین میشود و صراحتا بیان میدارند که رویکرد دانشگاه آزاد نیز همچنان بر ادامه و تثبیت این روند است. اما باید پرسید که آیا این روند و پولی شدن آموزش عمومی در دانشگاه آن هم با هزینههای نجومی که مرتب بر میزان آن نیز افزدوه میشود، در جهت اعتلای فکری و علمی کشور است؟ آیا در کشورهای پیشرفته نیز مخارج دانشگاهها تنها با شهریههای دانشجو تامین میشود؟
دانشگاه آزاد اسلامی علی رغم پیشرفتهای فراوانی که در طول عمر بیش از ۳۰ ساله خود داشته است، در مسئله مدیریت دچار حواشی و چالشهای متعدد شده است. به نظر میرسد سیستم کنونی اداره دانشگاه آزاد به دلیل سیاستزدگی بیش از حد، توان مدیریت اقتصادی این نهاد را نداشته باشد و تداوم اتکای اقتصادی این دانشگاه به منابع شهریهها میتواند در بلند مدت آسیبهای جبران ناپذیری به ساختار کلی این دانشگاه وارد سازد. دانشگاه آزاد از این نظر که توانسته است بخش قابل توجهی از امور تحصیلات دانشگاهی را که میتوانست بار بزرگی بر روی دوش دولت باشد، بر عهده بگیرد اقدامی تحسین برانگیز انجام داده است، اما اینکه چگونه این بار را به سر منزل مقصود برساند خود مطلب دیگری است که به اندازه اقدام نخست حائز اهمیت است.
روزنامه دنیای اقتصاد در ادامه مقاله خود میآورد: «بررسیها نشان میدهد که هر قدر برخورداری از سرمایه انسانی عادلانهتر باشد توزیع درآمد نیز عادلانهتر خواهد بود. به این جهت بسیاری استدلال میکنند که برابری درآمدها در کشورهای توسعه یافته تا حدی نتیجه کاهش سطح اختلاف سطح تحصیلات گروههای مختلف اجتماعی است. به طور کلی چنین به نظر میرسد که هزینه و شهریه دانشگاهها و موسسات آموزش عالی خصوصی در مقایسه با دانشگاهها و موسسات آموزش عالی دولتی بسیار بالا است به طوری که تنها دارندگان درآمدهای متوسط و بالا قادرند در این دانشگاهها و موسسات تحصیل کنند. دانشجویان کم درآمد و بیبضاعت به واسطه اینکه توانایی پرداخت مخارج و شهریه دانشگاهها و موسسات خصوصی را ندارند، از ادامه تحصیل در این گونه دانشگاهها صرف نظر میکنند. معمولا دانشگاهها و موسسات آموزش عالی خصوصی اغلب مشتریان توانگر را جذب میکند.»
به نظر میرسد ساختار مدیریتی دانشگاه آزاد پیش از آنکه با بحرانهای جدی مواجه شود و بدون آنکه نیاز باشد در کوتاه مدت به تغییر در سیستم مدیریتی آن اندیشید، میباید میزان ارتباط خود با صنعت و تجاری سازی تولیدات علمی خویش را با چندین برابر سرعت معمول در دستور کار قرار دهد. دانشگاه آزاد در شرایطی میتواند نسبت به انجام رسالت حقیقی خویش خوش بین باشد که بخش عمده مخارج خویش را از مسیر تجاری سازی دانش تولید شده خود تامین نماید و میزان بسیاری بالای شهریههای دانشجویی را به حداقل ممکن برساند. مهمترین و آزمودهترین مسیر برای تحقق این هدف نیز توسعه رابطه با صنعت است. مسیری که امروزه بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان در حال بهرهمندی از ثمرات آن هستند.
یکی از عواملی که میتواند به دانشگاه آزاد در این زمینه کمک کند ایجاد حلقههای واسط میان تولیدات علمی دانشگاه و نیازمندیهای صنعت است. در آمریکا در حوزه ارتباط تاثیرگذار میان صنعت و دانشگاه وجود این حلقههای واسط نقشی سرنوشت ساز دارد که تحت عنوان بنگاه، موسسه، پارک علمی و مضامینی از این دست، بستر مناسب برای عملیاتی شدن طرحهای دانشگاهی را در محیطهای صنعتی فراهم میسازند. UIDP یکی از این دست مراکز است. یو آی دی پی مخفف عبارتUniversity-Industry Demonstration Partnership است؛ که میتوان آن را به جلوه مشارکت دانشگاه و صنعت ترجمه کرد.
UIDP که از سال ۲۰۰۳ در سانفرانسیسکو به طور متمرکز فعالیت خود را آغاز نموده اعلام میکند هدف اصلی این نهاد، افزایش همکاری مشارکتی میان دانشگاهها و صنعت در آمریکاست. هسته اصلی اعضای این سازمان متشکل از کارشناسان دانشگاهی و صنعتی است که با حمایت دانشگاههای ملی شکل گرفته است. UIDP در طول فعالیت خود توانست بیش از ۸۰ دانشگاه و شرکت را سازمان دهی نماید و با برقراری شرایط مساعد زمینه بهره برداریهای دو جانبه میان دانش و صنعت را فراهم سازد.
موسسات همچون UIDP در بسیاری از کشورهای دیگر از قبیل چین، مالزی، ژاپن، انگلیس، هند، برزیل و... نیز مشغول فعالیت هستند و نتیجه مجموع این اقدامات تامین بیش از نیمی از مخارج مراکز دانشگاهی از طریق بازار بزرگ صنعت است.
در ایران ضعف بسیاری در این زمینه وجود دارد و با توجه به محدویتهایی که در بخش دانشگاههای دولتی وجود دارد، به نظر میرسد دانشگاه آزاد اسلامی فرصتی بینظیر در اختیار دارد تا بتواند تبدیل به عاملی پیش رونده در کشور برای برقراری ارتباط حقیقی میان صنعت و دانشگاه شود. آنچه که مسلم است اصلاح شهریهمحور بودن دانشگاه آزاد با تبدیل سیستم اداری آن به دانشگاههای دولتی هرگز اقدام مطلوب و عقلانی به شمار نخواهد رفت. از طرف دیگر ادامه چنین روندی نیز هزینههای اقتصادی و اجتماعی فراوانی بر بدنه جامعه وارد خواهد ساخت. بنابراین برای برون رفت از چنین وضعیت نامطلوبی باید روند تجاری سازی دانش تولید شده در دانشگاه آزاد به مهمترین برنامههای عملیاتی این نهاد تبدیل شوند.
* گزارش از مرتضی جمشیدی

ابراهیم کارخانهای رئیس کمیته هستهای مجلس شورای اسلامی با اشاره به مذاکرات اخیر ایران در مسقط اظهار داشت: آمریکاییها در اقدامی گستاخانه با ارائه پیشنهادات 8 صفحهای در مذاکرات مسقط، معادلات مذاکرات را به هم ریختند؛ پیشنهاد 8 صفحهای آمریکا در مسقط یک معاهده ترکمنچای هستهای است که بدون شک تیم مذاکرهکننده هرگز زیر بار آن نخواهد رفت.
وی ادامه داد: شاید آمریکاییها تصور کردهاند که تیم مذاکرهکننده به هر قیمتی به دنبال توافق است و فراموش کردهاند که رمز پایداری ملت ایران در طول 30 سال گذشته ایستادگی و مقاومت قهرمانانه در برابر زیادهطلبی قدرتهای سلطهگر بودهاند.
رئیس کمیته هستهای مجلس با بیان اینکه تیم مذاکرهکننده اکنون پس از آزمون نرمش قهرمانانه به نمایندگی از ملت ایران در مذاکره حضور دارد، تصریح کرد: ملت ایران در طول 3 دهه تمامی سیاستهای آمریکا را در منطقه به چالش و شکست کشانده است و علیرغم خواست آمریکا و همدستان او ایران اسلامی، امروز با قدرتتر از همیشه حرف اول اثرگذاری را در معادلات سیاسی منطقهای میزند.
کارخانهای برهمین اساس تصریح کرد: آنچه ملت ایران در طول سالها بر آن پای فشرده براساس بیانیه امضا شده توسط 200 نفر از نمایندگان مجلس، استیفای کامل حقوق هستهای ملت ایران و ادامه فعالیت سایتهای هستهای نظیر فردو و اراک تا سرحد خودکفایی آن هم به شکل واقعی و تامینکننده نیاز به حق کشور و عدم پذیرش هرگونه محدودیت در تحقیق و توسعه و منع هرگونه بازرسی و نظارت فراتر از انپیتی از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
وی با اشاره به پیشنهادات 8 صحفهای آمریکا در مذاکرات مسقط گفت: طرح آمریکاییها برای محدود کردن تعداد سانتریفیوژها در حد چرخش دکوری و حیات نباتی و توقف تحقیق و توسعه در حد سانتریفیوژهای نسل کهنه (نسل یک) و تعطیلی طولانی مدت آب سنگین اراک به بهانه بازطراحی و تغییر ماهیت به آب سبک و اعلام بازرسیهای نامحدود و سرزده از تمامی تاسیسات هستهای و در امتداد آن از تاسیسات نظامی است.
رئیس کمیته هستهای مجلس شورای اسلامی برهمین اساس اضافه کرد: این پیشنهادات پس از یک سال مذاکره فشرده و توقف کامل پیشرفت فعالیتهای هستهای و نابود کردن بخش قابل توجهی از ذخایر هستهای پیشنهاد ظالمانهای است که براین اساس آمریکا مذاکرات را به نقطه صفر رسانده و در بازی جدید در اقدامی زورگویانه قصد تحمیل آن را دارد.
کارخانهای در ادامه تاکید کرد: شایسته است رئیسجمهور کشورمان اعلام کند که ما به هر بهایی به دنبال توافق نیستیم بلکه بهای توافق با ملت ایران حفظ خطوط 5 گانه هستهای است که جمهوری اسلامی ایران در طول سالهای گذشته همواره برآن پای فشردهاند.
وی با بیان اینکه به نظر میرسد آمریکاییها منافع خود را در حفظ شرایط موجود و یا کسب امتیازات جدید در قالب تمدید توافقنامه میبینند، اظهار داشت: این یعنی بازگشت فعالیتهای هستهای ایران به زیر نقطه آغاز چرا که در شرایط موجود تمام پیشرفتهای هستهای ایران همچنان متوقف است و زمان لازم برای چانهزنی بیشتر آنها فراهم میشود و در استمرار اینگونه مذاکرات تنها ملت ایران است که تحریمهای ظالمانه را تحمل و از دستیابی به حقوق هستهای خود باز میماند.
رئیس کمیته هستهای مجلس شورای اسلامی در پایان تاکید کرد: جا دارد تیم مذاکرهکننده با قدرت و اقتدار زیادهطلبیهای آمریکاییها را در مذاکرات به بنبست نقش بر آب کرده و قاطعانه از حقوق کامل هستهای ملت ایران دفاع کند و در این برهه حساس از تاریخ افتخار ایستادگی و مقاومت قهرمانانه قهرمانان در برابر زورگوییهای آمریکا را به نام خود ثبت کند.