مطبوعات همدان
به کانا ل ارتباطی ما بپیوندید
تاریخ : 5. تير 1399 - 9:26   |   کد مطلب: 24026
سریال‌های شبکه نمایش خانگی برخلاف توفیقاتی که می‌توانست داشته باشد به سمت هنجارشکنی‌های اخلاقی و ابتذال رفته است، این تأثیرگذاری به‌نوعی به‌صورت زیرپوستی در حال حرکت است که اثرات مخرب آن به‌مراتب بدتر از ابتذال در سریال‌های ماهواره‌ای است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،به نقل از دیارآفتاب؛  طی سال‌های اخیر با توجه به توسعه‌ی فراگیر ارتباطات بر بستر فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و گرایش طیف وسیعی از اقشار مختلف جامعه به این سمت‌وسو موضوع تولیدات نمایشی به شکل فیلم و سریال تحت عنوان «شبکه‌ی نمایش خانگی» به‌عنوان شیوه‌ی نوینی از عرضه‌ی محتوا داغ شده است.

از سوی دیگر عدم نظارت دقیق بر ممیزی‌های معمول و طبقه‌بندی سنی مخاطب در این حوزه و همچنین ابعاد اقتصادی و بازار پرمخاطب آن بسیاری از سرمایه‌گذاران پروژه‌های فیلم و سریال را باهدف کسب سودهای کلان و بدون ریسک برای سرمایه‌گذاری در این زمینه ترغیب می‌کند.

درحالی‌که متولی اصلی در مدیریت این بستر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است اما همواره پخش مجموعه‌های نمایش خانگی با چالش‌هایی همراه بوده است و نقصانی که همانند بسیاری از بخش‌های عرضه‌ی محتوای فرهنگی در این مورد نیز به‌مراتب بیشتر مشاهده می‌شود عدم نظارت متولیان و به‌نوعی ولنگاری است.

حال جای سؤال است که استانداردهای فرهنگی و خطوط قرمز وزارت ارشاد چیست که در سال‌های اخیر رشد قارچی سریال‌های ضد ارزش و خارج از شئون اخلاقیای را شاهد هستیم که به‌آرامی می‌تواند بنیان‌های خانواده را به سمت‌وسوی ویرانی بکشاند.

شاید روزی سریال‌های ماهواره‌ای به لحاظ محتوای نامناسب و ضد خانواده موردانتقاد بسیاری از کارشناسان فرهنگی قرار می‌گرفت اما متأسفانه طی سال‌های اخیر تولیدات در بخش شبکه‌ی نمایش خانگی با موضوعاتی خلاف ارزش‌های خانواده و جامعه‌ی اسلامی و پخش فراگیر در سراسر کشور شرایطی را به وجود آورده است که می‌تواند آثار به‌مراتب مخرب‌تری را بر جای بگذارد.

یکی از موضوعات مورد انتقاد در این قبیل سریال‌ها که البته بسیار جلوه می‌کند ترویج اشرافی گری است همان‌گونه که از مضمون و روایت سریال‌هایی همچون عاشقانه، مانکن و دل این موضوع به‌روشنی دریافت می‌شود، لذا مسئله‌ی تجمل‌گرایی و اشرافی گری در این مجموعه‌ها به‌نحوی‌که کل محتوا تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد اتفاقی نیست.

سلبریتی محوری و عدم انطباق فضای ترسیمی این سریال‌ها با واقعیت و نمایش موقعیت‌های لوکس و لاکچری فضایی رؤیایی را به تصویر می‌کشد که همین موضوع به علت فاصله‌ی این روایت با سطح زندگی عموم اقشار جامعه یک احساس شکست و سرخوردگی را برای مخاطب به همراه خواهد داشت.

آنچه مسلم است در یک نگاه کلی این‌چنین استنباط می‌شود که غالب تولیدات فیلم در عرصه‌ی سینما و نمایش خانگی در ایران بیشتر از آنکه به دنبال تولید محتوای جریان ساز و تعالی‌بخش فرهنگی باشد هدف خود را جذب مخاطب برای کسب منافع مادی و به‌اصطلاح معطوف به گیشه‌ی فروش قرار داده است.

سریال‌های شبکه نمایش خانگی برخلاف توفیقاتی که می‌توانست داشته باشد به سمت هنجارشکنی‌های اخلاقی و ابتذال رفته است، این تأثیرگذاری به‌نوعی به‌صورت زیرپوستی در حال حرکت است که اثرات مخرب آن به‌مراتب بدتر از ابتذال در سریال‌های ماهواره‌ای است.

از سوی دیگری الگو گیری این مجموعه‌های نمایشی از سریال‌های درام ترکیه‌ای و روایت داستان حول محور عشق‌های چندگانه و مثلثی با تم خیانت که اساساً مغایر با آداب و فرهنگ اسلامی و عرفی جامعه‌ی ماست برای مخاطب منجر به یک تغییر ذائقه‌ی نادرست و تردید در هویت فرهنگی خواهد شد لذا رواج سبک زندگی غربی و تقبیح ارزش‌های دینی و انقلابی به‌وفور در سریال‌های شبکه نمایش خانگی دیده می‌شود.

بعضاً با ورود پول‌های کثیف و منشأ نامشخص به این عرصه نمی‌توان انتظار داشت که تولیداتی با چنین سرمایه‌گذاری‌هایی درنهایت به دنبال اشاعه‌ی ارزش‌ها و فرهنگ‌سازی مبتنی بر اصول اسلامی باشند کما اینکه موضوعاتی پیرامون بسیاری از این مجموعه‌ها و به‌عنوان‌مثال سریال شبکه‌ی نمایش خانگی «شهرزاد» که به‌عنوان بزرگ‌ترین و پرهزینه‌ترین مجموعه‌ی تاریخ سینما و تلویزیون ایران در بخش خصوصی نام‌گرفته است در پرونده‌ی فساد مالی هادی رضوی مطرح شد.

اگر نگاهی گذرا به آمار دنبال کنندگان شبکه نمایش خانگی د