قائم مقام بنیاد ملی نخبگان از آغاز اجرای آئین‌نامه جدید نخبگان در دانشگاه‌ها خبر داد و گفت: ۸۰ درصد نخبگان در چهار دانشگاه کشور هستند و مسئولیت بیشتر اجرای آئین‌نامه نیز بر عهده این دانشگاه‌هاست.
آغاز اجرای آئین‌نامه جدید نخبگان در دانشگاه‌ها/۸۰ درصد نخبگان در ۴ دانشگاه کشور

به گزارش صدای دانشجو سعید سهراب‌پور قائم مقام بنیاد ملی نخبگان در گفت‌وگو با فارس، گفت: آئین‌نامه جدید نخبگان بازنگری و به دانشگاه‌ها ابلاغ شده است و دانشگاه‌ها باید ساز‌وکار اجرای آن را سریع‌تر فراهم کنند.

وی افزود: بر اساس این آئین‌نامه، نخبگان باید هر سال درخواست خود را برای فعالیت در زمینه‌های آموزشی، پژوهشی و فرهنگی اعلام کنند و هر سال نیز بر تعداد نخبگان بیشتر می‌شود.

سهراب‌پور اظهار داشت: 80 درصد نخبگان کشور در 4 دانشگاه هستند بنابراین مسئولیت بیشتر اجرای آئین‌نامه نیز بر عهده این دانشگاه‌ها قرار می‌گیرد.

وی افزود: بیشتر نخبگان در دانشگاه‌های شریف، تهران، شهیدبهشتی و علوم پزشکی تهران هستند.

قائم مقام بنیاد ملی نخبگان عنوان کرد: با توجه به اینکه اجرای این طرح تازه آغاز شده است هنوز بحث نظارتی فعال نیست ولی دانشگاه‌ها موظف به ارائه گزارش‌های مقطعی به بنیاد هستند.

سهراب‌پور در رابطه با نامزدهای وزارت علوم گفت: بطحایی، خاکی صدیق، ظهور و عباسپور با توجه به سوابق اجرایی خود از گزینه‌های مناسب برای وزارت علوم هستند.

دادگاه استاد خاطی و خائن را به اتهام رابطه نامشروع و... به مجازات‌‌هایی از قبیل شلاق، تبعید و... محکوم می‌کند. همزمان او از دانشگاه اخراج می‌شود. اما...
وزارت علوم

به گزارش صدای دانشجو سال‌ها قبل حمیدرضا جلایی‌پور نوشته بود: «بدنه اصلی جریان اصلاح‌طلب همان 2500 نفری بودند که در دوره سازندگی برای ادامه تحصیل با بورس وزارت علوم به کانادا، انگلیس و استرالیا اعزام شدند» طبیعی است که در بین آنها هم افراد وطن‌دوست و انقلابی کم نیستند، اما همه چیز حکایت از آن دارد که سران آن جریان برای بقاء و تأثیرگذاری سیاسی در دانشگاه‌های کشور دست به هر کاری می‌زند حتی اگر به قیمت نابودی و ناامیدی هزاران نخبه جوان تمام شود. و بعد برای پنهان ماندن اصل ماجرا، شیپور دروغین بورسیه‌ها را در دست می‌گیرد و آنقدر در آن می‌دمد که کسی متوجه بازگشت بی‌سر و صدای خائنین به ناموس و میهن این مردم و دانشجویان آنها نشود! 

کیهان دو نمونه تلخ را یادآوری کرده است:

الف: نیمه سال 87، خودرویی با سرعت غیرمجاز در حال عبور از بزرگراه‌ قزوین-زنجان است، راننده به اخطار ایست پلیس برای توقف توجهی نمی‌کند، پس از اندکی تعقیب و گریز، خودرو متوقف و به پاسگاه پلیس راه هدایت می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد که راننده، استاد یکی از دانشگاه‌های مهم کشور است و سرنشین دیگر، خانم جوانی است که دانشجوی وی است. در جریان تحقیق برای تصدیق هویت راننده، چندین شکایت توسط دانشجویان و برخی کارمندان دیگر کشف می‌شود و لاجرم آنها به مرجع قضایی معرفی می‌شوند. پس از بررسی‌های فراوان و تشکیل پرونده‌ای مفصل و صرف زمان بسیار و تحقیقات طولانی و کشف حقایقی تکان‌دهنده (که جزئیات آن نزد کیهان محفوظ است و شرح آن جز تلخی و تکدر حاصل دیگری ندارد) دادگاه کیفری با صدور دادنامه‌ای مفصل، استاد خاطی و خائن را به اتهام رابطه نامشروع و... به مجازات‌‌هایی از قبیل شلاق، تبعید و... محکوم می‌کند. همزمان هیئت رسیدگی به  تخلفات اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها نیز آن استاد را که آبروی اساتید متعهد و مومن را برده بود، از دانشگاه اخراج می‌کند. او به دیوان عدالت اداری شکایت می‌کند و دیوان حکم دانشگاه مبنی بر اخراج را تائید می‌کند. احکام قضایی اجرا می‌شود و آن مرد سال‌های تبعید را هم سپری می‌کند اما ناگهان و در آغازین ماه‌های شروع بکار دولت یازدهم همان مرد - که البته رئیس شاخه استانی یکی از احزاب منحله هم بوده- به تکاپوی بازگشت به دانشگاه می‌افتد! با مسئولان مختلف دیدار می‌کند، وعده‌هایی می‌گیرد و نامه‌های حمایتی صادر می‌شود و با ادعای کشف اسناد و ادله جدید دوباره در دیوان عدالت اداری طرح دعوی می‌کند‍! یکی دو نامه حمایتی هم برای او صادر می‌شود. حتی یک کارمند وزارت علوم، خارج از صلاحیت اداری و شغلی‌اش برای آنکه کار را یکسره کند، طی نامه‌ای، هویت و صلاحیت صادرکنندگان حکم اخراج آن استاد‌نما به جرم دست‌درازی به دختران بی‌پناه مردم را زیر سؤال می‌برد و جالب آنکه این نامه (که یک مکاتبه داخلی بود) در جهت حمایت از استاد خاطی، از پرونده قضایی وی سردرمی‌آورد و... ظاهرا باید به زودی شاهد بازگشت پیروزمندانه این استاد به دانشگاه باشیم. هرچند هم‌اکنون نیز او به صورت غیر رسمی حضورش را آغاز کرده است!

ب: در کوران فتنه سال 88 بسیاری تحت تاثیر القائات مسموم، سخنانی گفتند و حرکاتی کردند که با فروافتادن پرده‌ها، به باطل بودن ادعاها پی بردند و به صف فشرده انبوه مردم بازگشتند. بسیاری از آنها را دوش به دوش خود در 9 دی تاریخی انقلاب دیدیم. اما دکتر «ع.‌م» حساب شده و فعال از مدت‌ها قبل از فتنه در جلسات براندازی شرکت کرد و برای لحظه لحظه حادثه برنامه ریخت. در کوران فتنه هم از هیچ تلاشی برای براندازی کوتاهی نکرد و نصیحت مشفقان در وی اثری نکرد. دادگاه انقلاب پرونده او را به اتهامات گوناگون مورد بررسی قرار داد و پس از چندین و چند جلسه و مطالعه همه اسناد و شواهد غیرقابل انکار، او را به پنج سال حبس و... محکوم کرد. وی نیز از سوی هیئت رسیدگی به تخلفات اعضاء هیئت علمی دانشگاه‌ها، از دانشگاه اخراج شد. اما او هم با آغاز کار دولت یازدهم، سودای بازگشت ساز کرد و به طرح دعوی در دیوان عدالت اداری پرداخت. عوامل پرده‌نشینی که هزینه اعمال آنها را فرجی‌دانا داد، حمایت از او را آغاز کردند و در حالیکه طرف شکایت «ع.م» وزارت علوم بود، در اقدامی عجیب و بی‌سابقه، معاون حقوقی وزیر نامه محرمانه‌ای خطاب به قاضی پرونده و با محتوای حمایت از شاکی ارسال کرد! حتی رئیس دانشگاه هم نامه حمایت‌آمیز از وی تنظیم و ارسال کرد و باز هم همان مقام غیرمسئول و فاقد صلاحیت اداری، صلاحیت و شایستگی صادرکنندگان رأی اخراج را زیرسؤال برد تا همه چیز برای بازگشت این شخص خائن و وطن‌فروش و عنصر فعال در فتنه آماده شود...

همین چند روز پیش بود که باید مسیری یک ساعت و نیمه را تا دانشگاهی که زمانی دانشجویش بودم را طی می کردم، داخل اتوبوس و درست دو صندلی پشت سر راننده نشسته بودم که انگار کلافه بود از دنیای اطرافش، شاید هم حواسش همین حوالی بود، نمی دانم!
شهر

رادیو با صدای نسبتا بلند روشن بود و فکر من را از اینکه بخواهم نیم چرتی را تا رسیدن به مقصدم داشته باشم دور کرد، گوینده با شادابی خاصی مشغول صحبت کردن بود، به صحبت های گوینده رادیو که خوب گوش کردم متوجه شدم موضوع صحبت ها درباره شهرزیبا است و در این ارتباط تماس هایی را نیز مردم داشتند و تعریف خود را به شکل کوتاه از شهر زیبا بیان می کردند...

بله، موضوعی که خود من هم مدت ها ذهنم نسبت به آن درگیر بود و قرار بود آن را در ستونی از سایت خبری که در آن مشغول به کار هستم بگنجانم، از موضوع دور نشوم، بله گوینده رادیو با انرژی خاصی با مردم ارتباط تلفنی برقرار می کرد، هر کسی تعریفی از شهر خوب داشت،  یکی شهری بدون شلوغی را زیبا می دانست، یکی شهری بدون کثیفی، یکی شهری بی ترافیک و دیگری شهری بدون مزاحمت ها را شهری زیبا مطرح می کرد، اما موضوع جالبی که از بین  صحبت های مردم فهمیدم این بود که همه آنها به نوعی تأثیر آدم ها را هم در خوب یا بد بودن یک شهر موثر می دانستند.

یکی شهر را بی حیله و کلک و با صداقت و یکرنگی خوب می دانست، دیگری دروغ را عامل تضییع حقوق مطرح می کرد، بعدی دورویی را صفتی می دانست که باعث اختلاف سطوح جامعه می شد و ...

در همین گیر و دار از فضای داخل اتوبوس بیرون آمدم صدای گوینده رادیو، مردم و حتی خرو پف بغل دستی ام که همین یک ربع پیش روی اعصابم راه می رفت کم کم محو شد، ذهنم عجیب درگیر شده بود، در ذهنم شهر خوب را ترسیم و به این فکر کردم که اگر بخواهم به یک ملاک واحد برای خوب یا بد بودن شهربرسم باید همه موارد را در نظر بگیرم از ریز تا درشت، از مردم جامعه گرفته تا مأمور شهرداری که مسئول نظافت خیابان ها را بر عهده دارد، از برخورد فروشندگان انواع لوازم و مواد غذایی تا صحبت های عامه مردم با یکدیگر و... همه عوامل در کنار هم شهر خوب را می سازند، اما واقعاً شهر خوب  و ایده آل چه شهری است؟

درگیری این سوال در ذهن من طوری شد که بلافاصله بعد از اتمام کارهای دانشگاه و رسیدن به منزل گذری در سایت های مختلف داشته باشم و ویژگی های شهر ایده آل را جستجو کنم و در نهایت تا حدودی به آنچه که می خواستم رسیدم و در ذهن خود جمع بندی کوچکی داشتم... ذهن کوچک من کجا و شهر به این بزرگی کجا! خیلی راه مانده تا بخواهم به یک جمع بندی بزرگ برسم.

گزیده ای از شهر ایده آل و خوب، شما هم بدانید بد نیست...

 

* داشتن سرویس های حمل ونقل عمومی گسترده و با کیفیت

* داشتن مردمانی با اندیشه های درست و خالی از دغدغه های بیهوده، مردمانی که برای خانواده و مردمان اطرافشان احترام قائل باشند و شخصیت دیگران را در همه حال حفظ کنند

*شهر ایده آل شهری آرام است، شهری که دارای مردمانی صبور باشد تا برای هر مشکلی باهم گلاویز نشوند و آنقدر متین که تا راننده ی جلویی پشت چراغ قرمز حرکت نکرده است دستش روی بوق نرود…

* داشتن فضاهای تفریحی سالم برای جوانان(جمله ای عجیب تکراری اما مهم)

* وجود فضاهای سبز متعدد برای پاکیزه نگاه داشتن آسمان شهر و کمک این فضاها به داشتن مکان هایی مناسب برای جمع شدن خانواده ها

* وجود خیابان هایی وسیع برای حرکت بی دغدغه ماشین ها بدون هیچ گله و شکایت و غرولند

* داشتن توجه نسبت به فرهنگ آپارتمان نشینی

* رسیدن مردم به این قضیه که بایست انصاف در خرید و فروش اقلام مختلف را داشت؛ چه به عنوان خریدار و چه به عنوان فروشنده!!

* داشتن استقلال رأی، یعنی فرد بتواند با شورای شهر خود راحت بوده و به آنها نزدیک باشد و بتواند آنچه می خواهد را به آن ها منتقل کند و...

*

*

*

ختم کلام اینکه: شاید تریلیاردومین نفری هستم که روی این موضوع می چرخم و مانور می دهم، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

منبع این ویژگی های آرمانی را بگذارید به حساب سرچی در گوگل و نوشتن کلمه شهر خوب و ایده آل... والسلام

فرشته درهم فروش

کی از نمایندگان اصلاح‌طلب بهارستان مجلس تلویحا با تایید “گزینه اصلی نبودن نیلی احمدآبادی” گفت: من به عنوان رییس فراکسیون اهل سنت مجلس به نیلی رای می‌دهم اما من به تنهایی؟ خب دولت هم حمایت کند حالا یا مهره اصلی یا فرعی. چرا باید این فرهنگ را در مجلس ایجاد کند؟ مهره اصلی خود را معرفی می‌کرد و با فراکسیون‌ها و کمیسیون‌های مجلس همکاری می‌کرد تا شاهد یک حرکت زنده در مجلس می‌شدیم.
نیلی

به گزارش صدای دانشجو به نقل ازجهان، عابد فتاحی، نماینده ارومیه در مجلس و از چهره‌های اصلاح‌طلب بهارستان در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد گفت: به عنوان رییس فراکسیون اهل سنت مجلس شورای اسلامی، اعلام می‌کنم که به وزیر پیشنهادی رای می‌دهم. اما نه به دلیل اینکه شناختی از آقای نیلی احمدآبادی دارم، بلکه این رای را به حسن روحانی تقدیم می‌کنم. به اعتبار شخصی که ایشان را معرفی کرده است. اما متاسفانه در چند روز اخیر بعد از معرفی وزیر پیشنهادی علوم شاهد صحنه‌هایی بوده‌ایم که باورنکردنی است. واقعا دولتی‌ها در این مورد کم کاری می‌کنند. معاونت‌های پارلمانی کم‌کاری می‌کنند. من به آقای نصیری قیداری کاری ندارم. غیر از آقای نصیری کسی تاکنون با ما تماسی نگرفته است. آیا دولت حمایت ما را نمی‌خواهد؟ اصلا چنین سستی تاکنون ندیده‌ام. با اینکه یکی از طرفداران دولت هستم، البته نه به عنوان وکیل الدوله بلکه به عنوان نماینده‌یی که منافع ملت را در دولت یازدهم تامین می‌کنم، یک‌بار مجبور می‌شوم این انتقاد را بیان کنم. با این شیوه مدیریت روحانی در ارتباط با مجلس باید گفت که دولت وی با نمایندگان خیلی فاصله گرفته است. نمی‌دانم چه دلیلی دارد در حالی که در مجلس نهم اکثریت مجلس با دولت همکاری می‌کنند اما نمی‌دانم چرا اینها اینقدر با نمایندگان سرد هستند. شاید مخالفین دولت به ۵۰ نفر هم نرسد. ولی شما با دویست نفر باقیمانده چرا نباید ارتباط بگیرید؟ من به‌شدت به این سیاست دولت انتقاد دارم. این را هم اعلام می‌کنم که مردم تشنه اصلاحات بودند، تشنه این‌گونه مدیریت دولت روحانی نبودند. چرا این مسائل را به سر ما می‌کوبند. جالب اینجاست که شش ماه گذشته و نمی‌دانم این چه سیاستی است که افراد وابسته به اصلاح‌طلب نسبت به حمایت از این دولت تحت فشار قرار دارند. چرا باید این‌گونه باشد.

وی افزود: وزیری معرفی کرده‌اند که می‌خواهد برای اخذ رای اعتماد وارد صحن شود. آن‌وقت نه با فراکسیون‌ها و نه با کمیسیون‌ها رایزنی نکردند. من به عنوان رییس فراکسیون اهل سنت مجلس به نیلی رای می‌دهم اما من به تنهایی؟ خب دولت هم حمایت کند حالا یا مهره اصلی یا فرعی. چرا باید این فرهنگ را در مجلس ایجاد کند؟ مگر ما قرار داشتیم مسیر احمدی‌نژاد را برویم؟ مهره اصلی خود را معرفی می‌کرد و با فراکسیون‌ها و کمیسیون‌های مجلس همکاری می‌کرد تا شاهد یک حرکت زنده در مجلس می‌شدیم. الان وضعیتی شده که نماینده‌ها شوخی می‌کنند و می‌گویند نه موافق و نه مخالفی صحبت نکند و رای‌گیری کنیم. این ناشی از برنامه‌ریزی غلط دولت است. در تاریخ ۱۰۰ ساله مجلس این حرکت دولت بی‌سابقه است. آیا انتظار از دولت این بود؟ از حجت‌الاسلام مجید انصاری و مدیرانی که در صندلی‌های خانه ملت به نام دولت نشسته‌اند انتقاد شدیدی دارم. اطمینان می‌دهم به تمام اصلاح‌طلبان که اگر اینها بر اسب غرور سوار شدند مردم به راحتی از اینها چشم‌پوشی می‌کنند.

به گفته فتاحی “اتفاقا در مورد استیضاح جنتی هم امضا جمع کردند. دولت نه تنها خودش حمایت نمی‌کند بلکه اجازه نمی‌دهد ما حمایت کنیم و این سبب می‌شود که شرایطی ایجاد شود که قابل پیش‌بینی نیست. امکان دارد که راست و چپ دولت را بزنند. من که اینقدر به نفع دولت کار می‌کنم خودم را در معرض خطر می‌بینم. حداقل یکی از اینها بگوید که ما نمی‌خواهیم وزیر پیشنهادی ما رای بیاورد. ما تحت فشاریم. بسیاری از مدیران استانی اعم از استانداران و فرمانداران جواب تلفن ما را هم نمی‌دهند مگر اینکه مدیران دولتی بازمانده از دوره احمدی‌نژاد باشند. آقای روحانی، علاقه‌یی به سیاست ندارید و نمی‌خواهید در آینده نقش سیاسی در ایران داشته باشید؟ بگویید تا ما میدان را برای این کشور باز کنیم. این کشور نه متعلق به اصولگرایان است و نه متعلق به اصلاح‌طلبان این کشور متعلق به ایرانیان اصیل است. یعنی ۷۷ میلیون ایرانی. من احساس خطر می‌کنم. این‌طور وزیر معرفی می‌کنند؟”

تاریخ : 7. آبان 1393 - 23:09   |   کد مطلب: 14362
بیش از 15 ماه از آغاز بکار دولت یازدهم می گذرد، اما دولت هنوز حاشیه امنی برای وزارت علوم ایجاد نکرده است.
بازی با دانشگاه

 

 

به گزارش صدای دانشجو؛ از همان روزهای آغازین همه تحلیلگران سیاسی معتقد بودند که روحانی وزارت علوم را برای اصلاح طلبان کنار گذاشته است، اما از آنجاییکه در میان کارگزاران شخصیتی علمی و موجه جهت تصدی وزارت  علوم وجود نداشت، سیاسی ها اولویت بیشتری پیدا کردند.

 

در ابتدا میلی منفرد، بازداشتی فتنه 88 که سبقه علمی خاصی نداشت از مجلس رای اعتماد نگرفت. دهقان در جلسه رای اعتماد میلی منفرد در نطق خود گفت: آقای میلی‌منفرد، آقای علی افشاری را می‌شناسند. آقای علی افشاری دبیر انجمن بود، آقای علی افشاری و انجمن آن زمان و برخی عناصر تندرو در آن زمان تحت حمایت آقای میلی‌منفرد بودند و در عین حال ۹ ترم مشروطی داشتند و از دانشگاه اخراج نمی‌شدند. این افراد در دانشگاه امیرکبیر که زیرمجموعه آقای میلی‌منفرد بودند در کمیته انضباطی محکوم شده بودند اما آقای میلی‌منفرد در وزارتخانه خودشان رأسا بدون این که حتی محکومیت آنها را در کمیته انضباطی بزند، حکم دانشگاه را لغو کرد.

در ادامه توفیقی سرپرست وزارتخانه شد تا وزارت علوم سیاسی ترین روزهای خودش را در دوران چندماهه سرپرستی توفیقی داشته باشد. توفیقی با اینکه سرپرست بود، عزل و نصب های جهت داری کرد.  سخنران تحصن سال 88 دانشگاه تهران که از تقلب در انتخابات گفته بود، امید چندانی به رای آوردن از مجلس نداشت.

نمایندگان مجلس به امید اصلاح روندهای سیاسی و تبدیل شدن دانشگاه به باشگاه سیاسی به فرجی دانا رای اعتماد دادند. البته فرجی دانا از همان روزهای آغازین نشان داد که توسط وزارت علوم در سایه ای که آن روزها توفیقی و میلی منفرد آن را اداره می کردند، مدیریت می شود.عبدالحسین فریدون نیز از روزهای ابتدایی تحویل گرفتن وزارتخانه، در انتصابها و خط دهی به روسای جدید دانشگاه نقش کلیدی داشت. (اینجا)

انتصابهای جهت دار در دانشگاه ها، سقوط روند علمی کشور و عدم تاییدیه شورای عالی انقلاب فرهنگی بر چند تن از روسای سیاسی و غیر علمی دانشگاهها، مقدمات استیضاح فرجی دانا را فراهم کرد. فرجی دانا که همزمان روند رسانه ای و تبلیغاتی برای پیگیری بورسیه ها را آغاز کرده بود، در جلسه ای که با دانشجویان داشت، از اعطای رانت به برخی نمایندگان برای جلوگیری از استیضاح می گوید؛ فرجی می گوید: «من هم می توانستم به نمایندگان دانشگاه بدهم، عضو هیئت علمی بدهم و...»

استیضاح فرجی دانا که با شیخوخیت برخی از اعضای هیئت رییسه مجلس نزدیک به شش ماه به تعویق می افتد، نهایتا با رای اکثریت مجلس تصویب می شود، تا هم پاسخ به تهمت بورسیه ها داده شود و هم رسانه های اصلاح طلب حرفی از واژه «اقلیت» نزنند.

روحانی که در جلسه دفاع از فرجی دانا حضور نداشت، ساعتی بعد نجفی را برای سرپرستی وزارت علوم منصوب می کند.

یکسال پیش از این انتصاب، نجفی از مجلس برای وزارت آموزش و پرورش رای اعتماد نگرفته بود. نمایندگان اعتقاد داشتند، نجفی خط خود را با فتنه جدا نساخته است.

سرپرستی نجفی بر وزارتخانه ای که قرار بود بورسیه ها را پیگیری کند. در دوران سرپرستی وی گزارشی از بورسیه ها منتشر شد. گزارشی مبهم که هنوز به تایید مجلس نرسیده است و پیش از اینکه به مجلس برود به رسانه های زنجیره رفته بود تا تیترهای خود را هماهنگ کنند. البته در همان گزارش هم اداعای ابتدایی مسئولان دولت در 3700 بورسیه نقض شد و تنها 36 نفر ممنوع البورسیه شدند.

دانشجویانی که به آنها تهمت زده شده بود، شکوائیه ای خطاب به رییس جمهور تنظیم کردندو از قوه قضاییه نیز خواستند تا در مورد گزارش دست و پاشکسته بورسیه ها اقدام قانونی را بعمل آورد و با خاطیان وزارت علومی پرونه بورسیه ها از مسئولان بالاتر تا رییس سازمان بورس برخورد کند. اینجا

دانشجویان معتقد بودند، دولت و رسانه هایش چند ماه با امنیت تحصیلی و آموزشی آنان بازی کرده اند.

نیلی در روزهای پایانی مهلت مجلس به دولت برای وزارت علوم معرفی شد، در روزهای پیش از رای اعتماد، تنها به مجلس می آمد و بی آنکه یک نفر از دولت همراهی اش کند، در راهروهایی که نمی شناخت، برای توجیه کارآمدی خود اینطرف و آنطرف می رفت.

رای بالای نمایندگان در مخالفت با نیلی، حتی در مورد وزرای اول وزارتخانه ها در این دولت و دولت های پیشین بی سابقه بود. اگرچه روحانی در اظهاراتی که در مجلس داشت، گفت: آقای نیلی منتخب من و مطلوب من بوده و بنده وی را دعوت کردم. نمایندگان در روزهای قبل می گفتند که گزینه اصلی دولت برای وزارت علوم فرد دیگری است که بعد از نیلی معرفی خواهد شد.

این درحالی است که الیاس نادران روز گذشته اقدام روحانی برای معرفی نیلی را شوخی تلقی کرده بود و حتی در جلسه استیضاح هم گفت ؛ ترکیب مخالفان طوری است که وقت گذاشتن برای رای اعتماد هم اتلاف وقت است.

 نادران در جلسه استیضاح به گزینه اصلی نبودن نیلی هم اشاره کرد و گفت: «جناب آقای نیلی اگر شما گزینه اصلی هستید امتیاز شما به آقای فرجیداناچیست؟مدیرترید؟متدین‌ترید؟یاتوانمند‌تر هستید؟»

 فرضیه اصلی نبودن نیلی برای تصدی وزارت علوم، درست از آب درآمد؛ از آنجاییکه روحانی در جلسه ای که باید از وزیرش دفاع می کرد، به تحلیل شرایط جهانی و منطقه و بیان آرایش در مشروعیت و مقبولیت پرداخت.

رییس جمهور بیش از یکسال است با معرفی گزینه هایی حاشیه دار برای وزارت علوم، هنوز حاشیه امنی برای این وزارتخانه مهم نساخته است.  

روحانی در یکسال گذشته با وزارت علوم برای اظهارات سیاسی اش بازی کرده است. وزارتخانه ای که باید متصدی تولید علمی و به عنوان یکی از دوشاخصه اصلی پیشرفت کشور با دقت نظر و ظرافت اداره شود، اهمیتی برای روحانی ندارد.

به عنوان نمونه در سال ۸۴ و پس از تغییر رئیس دانشگاه تهران، دانشکده فنی اقدام به تعطیلی کلاس‌های درس و تحریک به تجمع دانشجویان در برابر سالن تودیع و معارفه نمود، اقدامی که موجب ضرب و شتم رئیس فقید دانشگاه تهران آیت الله عمید زنجانی و تعدادی دیگر از اساتید دانشگاه شده و تعطیلی کلاس‌ها نیز به مدت چهار روز ادامه یافت.
دکتر نیلی

به گزارش صدایس دانشجو انتخاب وزیر علوم در دولت یازدهم حالا به چالشی جدی بین نمایندگان مجلس و دولت تبدیل شده است. بسیاری بر این باورند که اصرار برخی جریانات پشت پرده دولت برای هدایت دانشگاه‌ها از فضای علمی شایسته به سمت فضای سیاست زده حکایت از آن دارد که قرار است دانشگاه‌ها جولانگاهی برای احزاب افراطی و فعالان فتنه ۸۸ باشد تا به جای اینکه محیط مقدس دانشگاه “مبدا تحولات” باشد به منشا تشنجات بدل گردد!

 

این تصور زمانی عینیت بیشتری پیدا می کند که به سابقه افراد معرفی شده از سوی رئیس جمهور برای تصدی این وزارتخانه نگریسته شود. این افراد اغلب سابقه ای تاسف بار از حضور در فتنه ۸۸ داشتند و به رغم اینکه به پست تصدی وزارت نرسیدند ولی با بکارگیری آنان در پست های کلیدی این وزارتخانه اتفاقات ناخوشایندی در دانشگاه های کشور رخ داد. از جمله نصب سرپرستانی با سوابق امنیتی در برخی دانشگاه ها که البته نتیجه آن استیضاح فرجی دانا وزیر علوم و عزل وی بود.

حالا با گذشت بیش از یک سال از فعالیت دولت یازدهم و لزوم آرامش بیشتر در کشور، “محمود نیلی احمدآبادی” به عنوان وزیر پیشنهادی علوم به مجلس معرفی شد تا باز هم مسیر همان باشد که افراطیون خواستار آنند؛ یعنی ایجاد تشنج در دانشگاه و جولان احزاب ورشکسته!

دکتر محمود نیلی احمد آبادی کیست؟

“محمود نیلی احمدآبادی” که به عنوان وزیر پیشنهادی علوم، تحقیقات و فناوری معرفی شد طی ۵ ماه گذشته سرپرستی دانشگاه تهران را برعهده داشته است.

وی زاده اصفهان و فارغ التحصیل دانشگاه های شیراز و دانشگاه صنعتی شریف است. نیلی احمدآبادی مدرک دکتری خود را بیست سال پیش از دانشگاه توهوکو ژاپن دریافت کرد.

محمود نیلی احمدآبادی در کارنامه خود سوابقی نظیر ریاست پردیس دانشکده‌های فنی دانشگاه تهران، نایب رئیس انجمن مهندسی متالورژی، معاون پژوهشی دانشکده فنی، استاد نمونه دانشگاه تهران ۱۳۸۲ تدریس در دانشکده فنی در رشته مهندسی مواد و متالوژی و… را دارد.

وی در سال ۹۲ به همراه برخی از اساتید، “جعفر میلی منفرد” به عنوان وزیر پیشنهادی علوم را در نامه ای به لاریجانی قابل اعتماد دانسته و خواستار رأی اعتماد نمایندگان به وی شدند.

این موضوع زمانی رخ داد که نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی با توجه به برخی دلایل از جمله حضور میلی منفرد در فتنه ۸۸ در جریان رأی اعتماد به وزرای کابینه دولت یازدهم، با تصدی پست وزارت میلی منفرد بر دستگاه آموزش عالی کشور مخالفت کردند.

سوابق نیلی احمد آبادی در فتنه ۸۸

نیلی احمدآبادی در روزها و ماه‌های فتنه ۸۸ نقش پررنگی در شوراندن دانشجویان و اساتید برای ابراز مخالفت با نظام و همراهی با فتنه‌گران داشت. از جمله می توان به تلاش های جدی در زمان فتنه برای تصویب تعطیلی دانشکده فنی در هیئت رییسه و صدور بیانیه هیئت رییسه علیه نظام و بیانیه جمعی از اساتید اشاره کرد.

زمینه سازی برای تجمع در مسجد دانشگاه تهران

حضور فعال و نقش آفرینی وی و معاونان اش نظیر خانم ص. در آشوب‌های پسا انتخاباتی دانشگاه تهران نظیر تجمع اساتید در مسجد دانشگاه که با حمایت سرکرده منافقین همراه شد، نمونه دیگری از اقدامات نیلی است.

در واقعه اغتشاش روز ۲۴ خرداد دانشگاه تهران که در اعتراض به تقلب در انتخابات همزمان با سخنرانی رئیس جمهور منتخب در میدان ولیعصر انجام شد، نیلی میان دانشجویان معترض حضور یافت و با تحریک دانشجویان آنان را به سمت سر در اصلی دانشگاه هدایت کرد، که این تجمع و توهین به مقدسات در آن از جمله آتش زدن پرچم، منجر به ورود افرادی از خارج دانشگاه به داخل و درگیری شدید به خصوص در دانشکده فنی شد و زمینه تجمع اساتید در مسجد و سوء استفاده ضد انقلاب را فراهم کرد، اقداماتی که نیلی بعداً در شورای متحصنین آن قرار گرفت.

امضای نامه ای با مطالب غیر واقع درباره فتنه خطاب به رهبر انقلاب

برگ دیگری از کارنامه مدیریتی و عملکردی دکتر نیلی، نیمه تمام گذاشتن کلاس ها و توصیه به تعطیلی امتحانات در گیر و دار فتنه و اقدام به امضای نامه‌ای بود که پس از ۱۶ آذر ۸۸ خطاب به رهبر انقلاب نگاشته شد و با وارونه جلوه دادن واقعیات، ضمن اتهام زنی غیر مستقیم به شخص رهبر انقلاب، موجبات سوء استفاده رسانه‌های بیگانه را فراهم نمود. نامه ای که نام «رضا فرجی دانا» نیز در ذیل آن دیده می شود.

وی پس از مراجعه معدودی از دانشجویان به عنوان رئیس دانشکده فنی، حکم به تعویق امتحانات پایان ترم داد در حالی که امتحانات به راحتی امکان برگزاری داشت.

حاشیه سازی ها در دوران تصدی ریاست دانشکده فنی دانشگاه تهران

از دیگر اتفاقات مدیریتی دکتر نیلی در طول دوران مسئولیت خود در دانشکده فنی دانشگاه تهران، اقدامات ایشان نسبت به تحریک دانشجویان برای سکوت و همراهی در تعطیلی کلاس‌های درس است.

به عنوان نمونه در سال ۸۴ و پس از تغییر رئیس دانشگاه تهران، دانشکده فنی اقدام به تعطیلی کلاس‌های درس و تحریک به تجمع دانشجویان در برابر سالن تودیع و معارفه نمود، اقدامی که موجب ضرب و شتم رئیس فقید دانشگاه تهران آیت الله عمید زنجانی و تعدادی دیگر از اساتید دانشگاه شده و تعطیلی کلاس‌ها نیز به مدت چهار روز ادامه یافت.

تغییر کاربری زمینی که صیغه مسجد بر آن خوانده شد

دکتر نیلی در طول دوران ریاست خود اصرار فراوانی بر محو مظاهر و نمادهای دینی از سطح دانشکده داشت. برجسته‌ترین اقدام وی در این زمینه، تغییر کاربری زمینی بود که با حضور حجت‌الاسلام و المسلمین قرائتی برای ساخت مسجد اختصاص یافته، برای آن صیغه مسجد خوانده شده و کلنگ ساخت آن نیز بر زمین خورده بود. وضعیت نمازخانه دانشکده فنی در دوران مسؤولیت دکتر نیلی بسیار اسف‌انگیز و دون شأن مرکزی آموزشی و هشت هزار دانشجو بود و وی تمام قدرت خویش را برای مقاومت نسبت به تغییر محل نمازخانه صورت می‌داد، مسأله‌ای که با تغییر دکتر نیلی و روی کار آمدن رئیس جدید در کمتر از شش ماه حل شد.

ترویج تفکرات تجدیدنظرطلبانه و حذف آثار متفکران انقلاب اسلامی

از سایر اقدامات مدیران منصوب دکتر نیلی، تلاش برای تصفیه محیط‌های عادی دانشجویی نظیر کتابخانه دانشکده فنی – که میراث مبارزات دانشجویان مسلمان پیش از انقلاب در دانشگاه تهران است- از آثار متفکران انقلابی و ترویج تفکرات تجدیدنظرطلبانه در آن‌ها بود. معاون دانشجویی دکتر نیلی با قدرت بسیار حذف آثار و تفکرات برخی از متفکران انقلابی و ترویج کتب و تفکرات امثال عبدالکریم سروش را در دانشکده و فضای کتابخانه دنبال می کرد و با جدیت تمام و تا پای درگیری‌های لفظی با دانشجویان مسئول پیش می‌رفت.

هزینه بودجه فرهنگی دانشکده برای خرید صندلی سلف سرویس و یارانه غذا

در دوره ریاست دکتر نیلی در دانشکده فنی، نگاه به فرهنگ، یک نگاه صنفی و سخت افزاری بود؛ به این معنا که بودجه شورای فرهنگی دانشکده (که بنا به گفته معاونت دانشجویی و فرهنگی ایشان، بین ۷۰ تا ۹۰ میلیون تومان بوده) صرفاً برای تعویض صندلی های سلف یا یارانه غذای دانشجویان مورد استفاده قرار می گرفت. معاونت فرهنگی آقای دکتر نیلی، خانم ص. هم مانند آقای دکتر نیلی دارای همین نوع نگاه به فرهنگ بود. وی تعداد و رقم وام های کمک هزینه را با افتخار به عنوان کار فرهنگی در نظر می گرفت، در حالی که برای دریافت مجوز فعالیت های تشکل های انقلابی از طرف این خانم همیشه سخت‌گیری‌های سلیقه‌ای وجود داشت.

رفتار توهین آمیز با مسئول وقت نهاد نمایندگی در دانشکده

از جمله موارد تأسف برانگیز در دوره مدیریت دکتر نیلی بر دانشکده فنی، برخوردهای تلخ و زننده وی با مسؤول وقت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری حجه الاسلام والمسلمین عابدین زاده در دانشکده فنی و در مضیقه قرار دادن ایشان نسبت به در اختیار داشتن دفتری برای فعالیت و سایر اقدامات حمایتی جهت برگزاری برنامه‌ها بود.

اکنون سؤال این است که چرا رئیس دولتی که خود را متخصص در حوزه امنیت می داند، فردی با این دست سوابق را برای تصدی پست مهم وزارت علوم معرفی کرده است؟

رئیس کمیسیون اصل 90 ملاک اصلی مجلس را در رأی اعتماد به وزیر پیشنهادی علوم، فتنه اعلام کرد و گفت: وزارت علوم نقش اول را در جلوگیری از فعال شدن عوامل فتنه دارد.
پورمختار

به گزارش صدای دانشجو محمدعلی پورمختار نماینده مردم کبودرآهنگ در مجلس شورای اسلامی امروز دوشنبه در حاشیه مراسم ختم پدر کمال‌الدین پیرموذن نماینده مردم اردبیل در مجلس شورای اسلامی در جمع خبرنگاران در پاسخ به سؤالی درباره موضع مجلس درباره محمود نیلی‌احمدآبادی وزیر پیشنهادی علوم اظهار داشت: فعلا چیزی معلوم نیست و باید حرف‌های نیلی شنیده شود.

وی با اشاره به دیدار امروز نیلی‌احمدآبادی با علی لاریجانی افزود: نمایندگان نیز باید سخنان وزیر پیشنهادی علوم را بشنوند و هر چند سوابق علمی و انقلابی ایشان روشن است، اما ملاک اصلی ما در رأی اعتماد بحث فتنه است.

پورمختار تصریح کرد: اگر نیلی‌ احمدآبادی از فتنه اعلام برائت کند و آن کاری را که آقای فرجی دانا انجام می‌داد، انجام ندهد، مشکلی برای رای اعتماد نخواهد داشت.

وی با تأکید بر لزوم اعلام برائت وزیر پیشنهادی علوم از فتنه 88 در روز چهارشنبه در جریان رای اعتماد خود خاطرنشان کرد: نمایندگان حتما در این باره از وی سؤال خواهند پرسید و این حساسیت روی موضوع فتنه وجود خواهد داشت.

پورمختار در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه گفته می‌شود نیلی‌ احمدآبادی در جلسه فراکسیون رهروان ولایت از فتنه اعلام برائت کرده است،‌ تصریح کرد: نیلی در این جلسه موضع صریحی در قبال فتنه نگرفت.

رئیس کمیسیون اصل 90 گفت: سوابق و ارزش‌های آقای نیلی‌ برای کل و پایه کار خوب است، اما فتنه موضوع حساس کشور است که هم مجلس به آن توجه دارد و هم ممکن است برخی عوامل فعال شوند که در این زمینه وزارت علوم نقش اول را دارد.

نماینده مردم کبودرآهنگ ابراز امیدواری کرد: وزیر پیشنهادی علوم با موضع‌گیری محکم خود در قبال فتنه رأی اعتماد مجلس را کسب کند.

مهدهای کودک طی سال‌های اخیر به دلیل افزایش قشر شاغل جامعه به یکی از مراکز مهم و مورد استقبال والدین و خانواده‌ها تبدیل‌شده است.
مهد کودک

مهدهای کودک طی سال‌های اخیر به دلیل افزایش قشر شاغل جامعه به یکی از مراکز مهم و مورد استقبال والدین و خانواده‌ها تبدیل‌شده است.
پدر و مادر هردو کارمند و برای رفاه حال خود و فرزندشان حداقل هشت ساعت در روز مشغول کار هستند و همین مورد عاملی می‌شود برای اینکه به مهدکودک‌ها اعتماد کنند و کودکان خود را به آن‌ها بسپارند. از سوی دیگر برخی خانواده‌ها هم برای یادگیری مهارت‌ها و آموزش‌های لازم و حضور کودکانشان در جمع همسالان از این مراکز یعنی مهدهای کودک استفاده کنند. شاید به همین دلیل باشد که در این سال‌ها تعداد مهدهایی که بی‌وقفه و پشت سر هم دایر می‌شوند افزایش‌یافته و همچنین تمایل خانواده‌ها برای سپردن کودکانشان به این مراکز به‌جای نگهداری توسط اقوام و آشنایان بیشتر شده است. 

همان‌طور که ائمه(ع) فرموده‌اند: کودکان چیزهایی که در کودکی یاد می‌گیرند همانند نقشی است که روی سنگ حک می‌شود و این موضوع تا آخر عمر با او خواهد بود. درنتیجه لازم است که مراقب آموزش فرزندان خود در دوران کودکی باشیم. رخنه‌های اقتصادی را می‌تواند جمع کرد ولی رخنه‌های فرهنگی همانند اقتصاد نیست که بتوان با مقداری پول جبران کرد.

در این میان خانواده‌هایی هستند که فرزندان خود را به مهدهای کودک سپرده‌اند و به خاطر انجام این کار خود را سرزنش می‌کنند. در همین رابطه با مادران چند کودک به گفت‌وگو نشستیم و به درد و دل‌ها و اتفاق‌هایی که برای کودکانشان در مهدهای کودک رخ‌داده صحبت کردیم.

آرمان سرخپوست‌ها

یکی از این مادرها دختری 5 ساله به نام نازنین دارد که اوایل امسال همراه همسر خود تصمیم می‌گیرند کودکشان را به مهدکودک بفرستند. این مادر می‌گوید: من و همسرم از مدتی قبل که دخترمان نازنین به سن ۴ سالگی رسید، تصمیم گرفتیم برای آشنایی بیشتر او با محیط اجتماعی و همسالانش، بعد از کلی مشورت و تحقیق زینب را در یک مهدکودک خوش‌نام ثبت‌نام کنیم.
این مادر در رابطه با علایق کودک خود قبل از رفتن به مهدکودک گفت: نازنین تا قبل از مهدکودک رفتنش ازنظر ما که پدر و مادرش هستیم، یک کودک عادی بود که علایق طبیعی هم داشت و مثل تمام بچه‌های دیگر به برنامه‌های کارتونی، عروسک و سایر الزاماتی که یک کودک دوست دارد علاقه نشان می‌داد.

مادر نازنین ادامه داد: من در اعمال کودکم حتی نسبت به مقولات دینی هم رغبت می‌دیدم و از همه مهم‌تر تعاملش با اطرافیان ازجمله من و پدرش نیز ازنظر ما بسیار مطلوب بود. اما نازنین ما از وقتی‌که مهدکودکی شده دیگر نازنین سابق نیست.
وقتی در مورد شواهد این تفاوت از این مادر سؤال کردیم، پاسخ داد: نازنینی که نقاشی‌هایش ترکیبی بود از سمبل‌های طبیعی مثل درخت، گل، خورشید و آسمان و گاهی هم مادر یا پدرش، حالا غیر از دایناسور و هیولا و سرخپوست‌ها هیچ‌چیز دیگری نمی‌کشد. تعجب نکنید که کودک ما به‌جای گل و درخت دارد سرخپوست‌های خیالات کودکانه‌اش را نقاشی می‌کند.
زمانی که از دلیل این تغییر سؤال کردیم، این مادر پاسخ داد: چند ماه قبل، از مهدکودک نازنین تماس گرفتند که قرار است یک جشن کوچک برگزار شود و شما باید هزینه‌ای را برای برگزاری این جشن بپردازید. من هم از همه‌جا بی‌خبر این هزینه را پرداختم و چند روز بعد حوالی ظهر روز برگزاری جشن، برای آوردن نازنین به خانه طبق عادت معمول از محل کار دنبالش رفتم.
وی گفت: نزدیک مهدکودک که رسیدم صدای موسیقی شدیدی شنیده می‌شد. داخل حیاط شدم و دیدم یک گروه ارکستر که چند دختر نوازنده‌های آن هستند دارند برای بچه‌ها به‌وسیله ارگ و چند وسیله موسیقی دیگر، نوازندگی می‌کنند و بچه‌ها هم جملگی با صورت‌هایی که درست مثل سرخپوست‌ها تزئین شده بود و حتی برایشان کلاه‌های سرخ‌پوستی نیز گذاشته بودند، مشغول بازی بودند.
او ادامه داد: اینجا بود که متوجه شدم هزینه‌ای که ما برای این جشن کذایی پرداخته‌ایم صرف خرید اقلام سرخپوستی برای بچه‌ها شده است تا بچه‌ها هرچه بیشتر با آرمان سرخپوست‌ها و شیوه زندگی آن‌ها آشنا شوند.
مادر نازنین بدون اینکه ما سؤالی بپرسیم گفت: می‌دانید وقتی کودکم را صدا زدند، بچه را در چه حالتی دیدم...؟! روی گونه‌هایش سه تا خط قرمز کشیده بودند و یک روبان قرمز دور سر کودک بسته بودند. چند تا کاغذ بریده‌شده به شکل پر هم گذاشته بودند روی روبان.
وی اضافه کرد: همین‌که نازنین دست مرا گرفت از شدت هیجان مدام داشت بالا و پایین می‌پرید و تا خود منزل مدام از جنگ‌های سرخپوستی برایم گفت.
بابا قوی‌تر است یا آدم فضایی‌ها

مادری دیگر که دختری 4 ساله به نام زینب دارد نیز از وضعیت مهدهای کودکم ناراضی است و او نیز برایمان از تجربیاتش درزمانی که فرزند خود را به مهدکودک می‌فرستاد گفت. البته چندین بار تکرار کرد که این فقط قسمت کوچکی از مواردی است که برای و فرزندش اتفاق افتاده است.

مادر زینب گفت: شوهر من گاهی اوقات برای زینب قصه می‌گوید. یک‌شب که شروع به گفتن قصه کرده بود دخترمان از او درخواست کرد که آن قصه را ادامه ندهد. درصورتی‌که اولین دفعه‌ای بود که این قصه را می‌شنید.

این مادر ادامه داد: زینب آن شب از پدرش فقط درخواست می‌کرد که در مورد آدم فضایی‌ها و اینکه آن‌ها چه زمانی به زمین حمله می‌کنند، قصه بگوید.

مادر این کودک با اشاره به نکته‌ای افزود: نکته اینجاست که زینب ما از وقتی مهدکودکی شده است دیگر به سمبل‌های ایرانی قصه‌های ما رغبتی نشان نمی‌دهد. اصلاً نمی‌دانم در مهدکودک چه چیزی به این کودک ۴ ساله آموزش می‌دهند که این روزها به‌جای بازی، مسئله اول کودک من شده است اینکه چرا دایناسورها منقرض‌شده‌اند یا اینکه بابا قوی‌تر است یا آدم فضایی‌ها... .

این مادر اضافه کرد: در این میان من و پدرش مانده‌ایم که به این‌همه سؤال بی‌پاسخ یک کودک چهارساله باید چه پاسخی داد.
مادر زینب در پایان گفت: کودک من حالا بسیاری از شخصیت‌های پویانمایی‌های روز دنیا را می‌شناسد و این اشتیاق به شناخت بیشتر آن‌ها آن‌قدر قوی است که ما دیگر حتی رویمان نمی‌شود با زینب در مورد حفظ کردن سوره‌های قرآن صحبت کنیم. ازنظر او حالا بالت، شرک، کله‌کدو و سیمپسون‌ها نماد تمام واقعیت‌ها شده‌اند. نمادهایی که زینب هرروز از من و پدرش خریدن سی‌دی‌های آن‌ها را طلب می‌کند.
مهدکودک و ساختارهای اخلاقی

مادری دیگر نیز دختری به نام زهرا دارد و به‌سختی و به قول خودش پس از ماه‌ها مشورت یکی از مهدکودک‌های شهر  همدان را برای کودکش انتخاب می‌کند. اما تعریف‌هایی که از این مهدکودک شنیده بود با باطنش زیاد تفاوت داشته است. به‌گونه‌ای که این مادر می‌گوید: در مهدکودک زهرا هر عروسکی را که می‌توان دید، هم از نوع دختر هم پسر. راستش را بخواهید من به‌عنوان یک مادر اصلاً این مسئله را صحیح نمی‌دانم. حتی شاید برایتان جالب باشد که در مهدکودک دختر من، قالی‌هایی بر روی زمین انداخته‌اند که نقش روی آن‌ها دو بچه خرس دختر و پسر هستند که در کنار یکدیگر خوابیده‌اند و تا دلتان هم بخواهید تصاویر شخصیت‌های پویانمایی‌های جدید بر روی درودیوار نصب است.
این مادر افزود: درواقع باید بگویم ما به‌عنوان یک پدر و مادر انتظارمان این بود که لااقل در مهدکودک دخترمان باورها و رفتارهایی در قالب نمادها و آموزش‌ها برای بچه‌ها مطرح شود که با ساختارهای اسلامی و اخلاقی ما سازگار باشد.
حرف آخری که یکسان بود

صحبت‌های ما با چند مادر که فرزندان خود را به مهدکودک فرستاده بودند تمام شد ولی همه آن‌ها در آخر یک جمله ثابت را تکرار کردند که نقل آن خیلی جالب و پرمعنا و مفهوم است و آن جمله این بود که: من دیگر کودکم را به مهدکودک نخواهم فرستاد و برای تربیت او از کار کردن هم صرف‌نظر می‌کنم اما غرض اصلی از گفتن این حرف‌ها این بود که بگویم با این اوضاعی که در یک چنین مهدکودک‌هایی وجود دارد، تکلیف نسلی که هم‌اکنون کودک است اما در آینده جوان و بزرگ خواهد شد، نامشخص است. نسلی که قرار است نگه‌دارنده این کشور باشد با این قبیل آموخته‌ها به‌جایی نخواهد رسید.

پیام کامران دانشجو به برنامه تجلیل از دکتر زلفی گل:
تلاش جامعه علمی موجب اقتدار نظام اسلامی در مذاکرات بین المللی شده است
این تلاش ارزشمند جامعه علمی نه تنهاهسته ای مقاوم برای ایران اسلامی در برابر انواع تحریم ها وفشارهای بین المللی را فراهم کرده است بلکه ضمن رفع نیازمندی های جامعه امکان پیشرفت های چشم گیر واقتدار نظام اسلامی در مذاکرات بین المللی را نیز باعث شده است
تلاش جامعه علمی موجب اقتدار نظام اسلامی در مذاکرات بین المللی شده است

به گزارش صدای دانشجو متن پیام کامران دانشجو به این شرح است:

باسمه تعالی

تهنیت و درود خالصانه خود را به عزیزان حاضر در نشست تجلیل از مقام استاد ارجمند جناب آقای دکتر محمدعلی زلفی گل تقدیم می نمایم.

بدون شک امروز توانایی، اقتدار و پیشرفت هر کشوری ارتباط تنگاتنگی با میزان تولیدات علمی و فناوری جامعه علمی و دانشگاهیان کشور دارد و یکی از عوامل مهمی که امروز موجب سرافرازی نظام جمهوری اسلامی ایران در مقابل سلطه گران شده است حاصل توفیقات دانشگاهیان و جوانان کشور در کلیه عرصه های علمی از جمله علوم پایه ، هسته ای، هوافضا، پزشکی، نانوفناوری، نظامی و سایر علوم است.

این تلاش ارزشمند جامعه علمی نه تنهاهسته ای مقاوم برای ایران اسلامی در برابر انواع تحریم ها وفشارهای بین المللی را فراهم کرده است بلکه ضمن رفع نیازمندی های جامعه امکان پیشرفت های چشم گیر واقتدار نظام اسلامی در مذاکرات بین المللی را نیز باعث شده است

بدون تردید خدمات علمی آموزشی و فرهنگی استاد ارجمند جناب آقای دکتر محمدعلی زلفی گل هم به عنوان یکی از پر استناد ترین محققین ایرانی در مجلات معتبر بین المللی در رشته شیمی وهم به عنوان یک مدیر نمونه در راهبری نظام آموزشی عالی کشور به ویژه در توسعه کمی و کیفی و عمران و آبادانی دانشگاه بوعلی سینا همدان شایسته تقدیر و تجلیل است.

اینجانب ضمن تشکر از اقدام دانشجویان عزیز و تشکل های دانشجویی دانشگاه بوعلی سینا همدان به عنوان فردی که افتخار همکاری با ایشان را داشته و از نزدیک شاهد تلاش های خالصانه آقای دکتر زلفی گل برای توسعه علمی کشور و به ویژه ارتقای جایگاه دانشگاه بوعلی سینا بوده ام ضمن عذرخواهی از عدم حضور در مراسم تجلیل از ایشان لازم دیدم با ارسال این پیام مراتب احترام و تقدیر خویش را به مقام شامخ این استاد فرزانه که برای اعتلای ایران در عرصه علم و فناوری همانند خدماتش در دوران دفاع مقدس ایثار گرانه و با اعتماد به نفس و تکیه بر ایمان الهی تلاش نموده اند اعلام نمایم.

وزیر علوم و آموزش و تحقیقات سابق

کامران دانشجو

پیام معاون فرهنگی نیروی مقاومت بسیج به برنامه تجلیل از دکتر زلفی گل:
دکتر مقام استادی را با تواضع، ریاست را با حلم و بردباری، مدیریت را با جهاد و مردم داری پیوند زد
دکتر مقام استادی را با تواضع، ریاست را با حلم و بردباری، مدیریت را با جهاد و مردم داری پیوند زد تا الگوی ماندگاری در ذهن و قلب تشنگان حقیقت رقم بزند.
دکتر مقام استادی را با تواضع، ریاست را با حلم و بردباری، مدیریت را با جهاد و مردم داری پیوند زد

به گزارش صدای دانشجو متن پیام سردار آزادی به این شرح است:

دانشمند خاکی

تجلیل جامعه دانشگاهی و مردم همدان از دکتر زلفی گل در حقیقت تکریم از مقام علم و دانش است که در آموزه های دینی ما در ردیف ایمان و تقوا و جهاد در راه خدا معیار فضیلت و برتری است.

دانشمند فرهیخته و ولایتمداری که با بینش و بصیرت الگویی برای مدیریت جهادی بود ودر دوران ریاست ایشان دانشگاه بوعلی سینا از نظر علمی و زیرساختی پیشرفت خیره کننده ای را تجربه کرد. ایجاد رشته های جدید و به ویژه در تحصیلات تکمیلی و دکتری، رشد پژوهش و مقالات علمی و توسعه چشم گیر فضاهای آموزشی و ورزشی از مصادیق همین نوع مدیریت است.

از مهمترین ویژگی های این استاد بسیجی اخلاق مداری ایشان است که جلوه آن را می توان در تعامل صمیمی و دوستانه با اساتید و دانشجویان و البته روحیه مردمی او یافت.

توجه به فرهنگ ایثار و شهادت موجب شد دانشگاه بوعلی سینا علاوه بر افتخار میزبانی شهدای گمنام به پایگاهی برای بزرگداشت یاد و نام شهدا و ترویج ایثار آنها تبدیل شود.

دکتر مقام استادی را با تواضع، ریاست را با حلم و بردباری، مدیریت را با جهاد و مردم داری پیوند زد تا الگوی ماندگاری در ذهن و قلب تشنگان حقیقت رقم بزند. برای استاد عزیزمان سلامت و توفیق را از خدای بزرگ مسالت دارم.

معاون فرهنگی نیروی مقاومت بسیج

سرتیپ دوم پاسدار عبدالرضا آزادی

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS