آقای خوئینی‌ها! در نامه فرموده‌اید گرانی نگران‌تان می‌کند. می‌شود بپرسیم گزارش گرانی را دقیقا کدام رفیق‌تان به شما رسانده است؟ آن که در خانه ۵۰ میلیاردی می‌نشیند؟ یا آن پرچمدار جنگ فقر و غنا که از عرش انقلاب، فقط یک خانه خیابان فرشته برایش مانده و از مبارزه‌اش با آمریکا فرش قرمزی زیر پای برجامیان؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،

 وحید جلیلی یادداشتی درباره نامه اخیر حجت‌الاسلام موسوی خوئینی‌ها نوشته که در ادامه می‌آید:

" اکنون کشور عزیز ما در بن بست و بحرانی از سختی و ناخشنودی دست و پا می زند ...ملک و ملت به لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی رسیده است". این بخشی از نامه سرگشاده جمعی از اعضای نهضت آزادی در تبیین وضع کشور است.  

در همین نامه آمده است : "اتخاذ هدفهای احساساتی افراطی،...، سیاستهای نابخردانه و بالاخره ناتوانی مسوولین و نادرستی روشهای پیروی شده در سیاست خارجی، کشور پرافتخار ایران را به بدترین انزوای سیاسی انداخته است، بدنامی و بی‌اعتباری بین‌المللی را نصیبمان کرده است و ما را در معرض دائمی توطئه‌های "تلافی گرانه" قرار داده است. علاوه بر اینها از ارتباط و احترام و استفاده از جریانهای بین‌المللی محروم گشته‌ایم."

پای این نامه را ؛ مهندس بازرگان ، دکتر یزدی ، مهندس صباغیان ، مهندس معین‌فر و ...امضا کرده اند.

جماعتی که امضایشان پای نامه است؛ معتقد بودند فارغ از زندگی دینی ِفردی،  با "دانسته‌هایی از مبادی غیرمتعارف" نمی توان حکمرانی درستی داشت. منظور آنها از دانسته هایی از مبادی غیر متعارف، ایمان به محاسباتی در عالم بود که حقایقی مثل خدا وقرآن و  نبوت و امامت را هم در بر می گرفت.

مهم ترین جزء این نامه البته ؛ مهم تر از اسامی معتبرِ امضاکنندگان ؛  تاریخ انتشار آن است: اردیبهشت 1369. به ادعای نهضت آزادی؛ سی سال پیش، جمهوری اسلامی در بن بست و در لبه پرتگاه و در آستانه ویرانی و نابودی بوده است.

دوباره بخوانیم :

" اکنون کشور عزیز ما در بن بست و بحرانی از سختی و ناخشنودی دست و پا می زند ...ملک و ملت به لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی رسیده است".

بر همین مبنا هم بود که ؛ امضا کنندگان نامه اردیبهشت شصت و نه ، یازده سال قبل از آن، در اعتراض به تسخیر لانه جاسوسی از دولت استعفا دادند و حاضر به ادامه همراهی با امام نشدند.

***

محور اصلی اشغال سفارت آمریکا، موسوی خوئینی‌ها بود ؛ که " اکنون" (اردیبهشت69) از رهبران برجسته جناحی بود که مجلس شورای اسلامی را با ریاست مهدی کروبی بطور کامل در اختیار داشت، کاندیدایش در انتخابات ریاست جمهوری رای آورده بود، و از کرسی های اصلی دولت؛  وزارت کشور به عبدالله نوری و وزارت ارشاد به سید محمد خاتمی از اعضای مجمع روحانیون رسیده بود. مصطفی معین منتخبِ ائتلاف "مستضعفین و محرومین" در انتخابات مجلس سوم ، سکان وزارت آموزش عالی را به دست گرفته بود ، بسیاری از جایگاههای کلیدی دولت در اختیار جناح چپ بود و از دیدگاه پیشکسوتانی مثل مهندس بازرگان،  در دوره مسئولیت این عزیزان،  " ملک و ملت به لبه پرتگاه وحشتناکِ ویرانی و نابودی " رسیده بود.

******

اکنون در حالی که سی سال(سه تا ده سال و شش تا برنامه پنجساله )  از نامه " لبه پرتگاه" بهار 69 گذشته،  نامه دیگری در تابستان 99 با همان مضمون،  این بار با امضای موسوی خوئینی ها ! منتشر شده است .

****

در این سی سال،  جمهوری اسلامی توانسته است از مملکتی که به گواهی کارشناسان و صاحب نظران معتبر و باتجربه ای همچون مهندس بازرگان در" بن بست" و در " لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی " بوده است ؛ کشوری بسازد که در برخی صنایع و فناوری های مهم دنیای امروز از هوا-فضا و هسته ای گرفته تا زیست فناوری و سلول های بنیادی تا نانوتکنولوژی و صنایع موشکی و پهپادی و ... جزو هشت یا پنج یا سه کشور اول جهان است.

در چالش های منطقه ای،  آمریکا را با هفت هزار میلیارد دلار هزینه در غرب آسیا  از سوریه بیرون انداخته ،در یمن ناکام گذاشته،در لبنان به زوزه واداشته، در عراق رسما محکوم به خروج کرده و در ماجرای اسرائیل  از جنگ 33 روزه به جنگ  22 روزه و جنگ 8 روزه کشانده است.

در همین سی سال ناقابل که در پیش بینی قاطع و قریب الوقوع عقلا و دنیادیدگانِ نهضت آزادی تاخیری مختصر ! پیش آمده، جمهوری اسلامیِ در  لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی ؛  حدودا بیست و پنج انتخابات سراسری با صدها میلیون رای برگزار کرده که متوسط مشارکت در آنها از بسیاری کشورهای اروپایی و آمریکایی بیشتر بوده است.

در این سی سال "دهها هزار"  روستا ؛ در ایران از جاده یا برق یا گاز یا همه اینها  برخوردار شده و میلیون ها جوان ایرانی از تحصیلات عالی  با کیفیت بالاتر از همه کشورهای منطقه و در موارد زیادی قابل رقابت با جوامع صنعتی غرب،برخوردار شده اند که  فقط بخشی از آنها اکنون بیش از 4000شرکت دانش بنیان را اداره می کنند که یک قلم موفقیتشان صادرات لوازم درمانی و پزشکی در بحران کرونا به آلمان و ساخت پتروپالایشگاه ستاره خلیج فارس و صدور بنزین تولیدی آن به امریکای لاتین است.

و در همین جمهوری اسلامی که سی سال پیش به خاطر "  اتخاذ هدفهای احساساتی افراطی، و سیاستهای نابخردانه در سیاست خارجی"  در  لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی بوده! ؛ همین چند ماه پیش دهها میلیون ایرانی از زن و مرد و پیر و جوان و نوجوان با فریاد انتقام سخت به خیابان ها آمده اند  تا میزان تَره ای که این ملت برای ترّهات عقلا و صاحبان دانسته های متعارف و منکران مبادی غیرمتعارف معرفت و خِرد؛ خُرد می کنند را به نمایش بگذارند.

********** 

برگردیم به نامه هفت تیر 99 آقای موسوی خوئینی ها.

اولا تاکید کنیم؛ ما که بخیل نیستیم، دم آقای خوئینی‌ها هم گرم، ان شاء الله سی سال بعد هم، در پاییز 1429؛ بزرگوار دیگری احساس وظیفه کند و ملت ایران را در لبه پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی نشان بدهد. مگر نامه سی سال پیش مرحوم مهندس بازرگان با آن "اکنون" و آن  الفاظ غلاظ و شداد و اعلام بن بست و پیش بینی نابودی قریب الوقوع ایران و ایرانی ، ضرری به کسی رساند؟

تا باشد از این نامه ها . "یبدّل الله سیئاتهم حسنات" ؛ ان شاء الله روح مرحوم بازرگان به خاطر ادخال سرور در قلوب مومنین بابت مرور نامه سی سال پیش ایشان،  مشمول رحمت الهی قرار گیرد و از این منظر؛ نامه آقای موسوی خوئینی ها را هم می شود نوعی باقیات الصالحات دانست. کس نیارد ز پس تو پیش فرست !

البته ما که معتقدیم موسوی خوئینی ها حتی اگر از این جنس باقیات الصالحات هم از خودش به جا نگذارد ؛ به خاطر نقش بی بدیلش در تسخیر لانه جاسوسی شیطان بزرگ به دو شرط جایش وسط بهشت است .

یکی اینکه نفرین پیرمرد‌های مستجاب الدعوه ای  مثل تاج‌زاده و عباس عبدی و سعید حجاریان (که مشت های‌گره‌کرده‌شان را به سینه می‌کوبند و تسخیرکنندگان لانه را لعنت می‌کنند) او را نگیرد و دوم آنکه خودش به درگاه شیطان توبه نکند و مشمول احباط نشود.

*

در نامه بهار 69 نهضت آزادی به "وعده‌های به مستضعفین و شعارهای پرطنین" اشاره شده بود که قاعدتا نقطه اوجش در آن روزگار ؛ "ائتلاف مستضعفین و محرومین" مجلس سوم؛ با شعار "جنگ فقر و غنا" و "مرگ بر اسلام آمریکایی" بود.

ائتلافی که موسوی‌خوئینی‌ها مغز متفکر و از ستون های‌اصلی آن بود.

*

سه سال بعد از "پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودیِ" نهضت آزادی ؛ من آقای موسوی خوئینی ها را برای اولین و آخرین بار از نزدیک دیدم : میتینگ ائتلاف نیرو‌های خط امام در دانشگاه شهید بهشتی. قبل از مرحله دومِ انتخابات مجلس چهارم.

مجمع روحانیون "مبارز" ؛ از رقیب عقب افتاده‌بود و امید داشت در مرحله دوم انتخابات جبران کند. آقای‌کروبی که آن زمان رئیس مجلس بود ، نفر سی و یکم تهران شده‌بود و آمار شهرستانها هم از این بهتر نبود.

منِ دانشجوی یک‌لاقبا که برخلاف استادمان آقای مهدوی‌کنی و رفیقش آقای کروبی قائل به حذف صددرصدی رقیب نبودم و نه نفیسه فیاض بخش و محمود صابر همیشگی را برای مجلس بهتر از مرضیه دباغ و  حاجاقا رحیمیان می دانستم و نه از آن سو حاضر بودم به جای عمید زنجانی  نام سعید حجاریان  را بنویسم ؛ نگران از غلبه فلّه‌ای جناح راست،  رفته‌بودم به همایش انتخاباتی نیرو‌های خط امام! و موسوی خوئینی‌ها ، کاندیدای ناکام مرحله اول،  سخنران جلسه بود.

از جمعیت تُنُک حاضر در سالن و حرف‌های ناامیدانه خوئینی ها می‌شد فهمید که مخالفانِ عصبانی ِ "استکبار و اسلام آمریکایی" ، شانس چندانی برای پیروزی ندارند و همین هم شد.

جناح چپ که موسوی خوئینی‌ها از رهبران موثر و اصلی اش به شمار می‌آمد،  برخلاف چهارسال قبلش که توانست فهرست "مهدوی کنی" را با اتهام " اسلام آمریکایی" و "ضد ولایت مطلقه فقیه" از گردونه خارج کند این بار خودش در انتخابات کنار رفت.

در مجلس سوم؛  خوئینی ها و جناحش معتقد بودند که "راستی‌ها " (اصولگرایان بعدی) : « با ولایت مطلقه فقیه مشکل دارند و نظرات ولی فقیه را به مولوی و ارشادی تقسیم می‌کنند و اختیارات ولی‌فقیه را در حد اختیارات رسول الله نمی‌دانند و به اندازه کافی با آمریکا دشمن نیستند و حتی ممکن است خیال مذاکره  و سازش به ذهنشان خطور کند » و این گناهی بود از دیدگاه خوئینی‌ها و کروبی و تاج‌زاده و سعید حجاریان و عباس عبدی ومیردامادی و رجب مزروعی و ...؛ نابخشودنی. کار به جایی رسید که مریدان کروبی و خوئینی‌ها، شیخ محمد یزدی را در مسجد ارگ با فریاد  مرگ بر ضد ولایت فقیه و مرگ بر اسلام آمریکایی از منبر به زیر کشیدند و از مسجد بیرون کردند چون او را لایق نمایندگی در مجلس انقلابی و پیرو ولایت مطلقه فقیه نمی‌دانستند و البته چند روز بعد که امام ؛ آقای یزدی را به عضویت شورای نگهبان منصوب کرد سوت زنان خودشان را به  کوچه علی چپ انداختند ، اگر چه در خلوت دلخور بودند که چرا نتوانسته اند امام را جوگیر تبلیغات خودشان کنند.

چهارسال بعد  اما،  اما آن تب تند به عرق نشسته بود و "ائتلاف مستضعفین و محرومین" که به رهبری کروبی و خوئینی‌ها و سید محمد خاتمی و عبدالله نوری، توانسته بود در انتخابات مجلس سوم، اسلامِ سازشکارِ جناح راست را رسوا و خانه‌نشین کند؛ خودش در آستانه خانه‌نشینی بود.

***

از همایش دانشگاه شهید بهشتی و سخنرانی آقای خوئینی‌ها تنها جمله‌ای که به خاطرم مانده این بود که "من که خانواده‌ام بازاری بوده‌اند مخالف بازارم؟" (قریب به همین مضامین).

 جو انتخابات،  خوئینی‌ها را گرفته بود و داشت سیگنال‌های متفاوتی می‌داد. دیر شده بود البته و انتخابات مرحله دوم هم آمد و رفت و جوگیر‌ها را جا گذاشت.انتخابات تمام شد اما جوگیری حضرات چپ  تمام که نشد هیچ؛وارد ابعاد  عجیب و غریبی شد و سال ها بعد، از ابراز ارادت به بازاری های متدین به اظهارچاکری و نوکری به درگاه سرمایه داری لائیک و پذیرش ولایت مطلقه شیطان بزرگ بر دنیای متعارف ، رسید.

*

خوئینی‌ها اگرچه از سوی مردم کنار گذاشته شد؛ هنوز کرسی "مشاور سیاسی رهبری"  را داشت.

آیت الله خامنه‌ای او را که از معدود روحانیون مخالف رهبری او ؛ در مجلس خبرگان بود در حکمی به مشاورت خود منصوب کرده بود.

این حکم در شرایطی صادر شده‌بود که احمق‌های بسیاری؛  تمام مشکلات کشور را به تسخیرلانه جاسوسی نسبت می‌دادند و عده نه چندان کمی، موسوی خوئینی‌ها را به سبب نقش بی‌بدیلش در آن ماجرا ؛ جاسوس شوروی یا رهبر اصلی گروه فرقان یا سرچشمه تندروی و افراط در کشور معرفی می‌کردند و در این ادعا هم بسیار مصر بودند و حکم رهبری ( که جو گیر فضاسازی های آن ها نشده بود)  برایشان موجب تعجب و حتی دلخوری بود.

شاید خود موسوی خوئینی‌ها هم متعجب بود. بالاخره هرچه که باشد او به عنوان یک چهره ضد آمریکایی و مخالف اسلام لیبرال سرمایه دارها، شرعا نتوانسته بود خودش را قانع کند که به رهبری آقای خامنه‌ای رای بدهد. چه بسا خامنه‌ای از نگاه او به اندازه کافی انقلابی نبود و ممکن بود در غیاب امام؛ راه نفوذ آمریکا و اسلام لیبرال و غرب‌زده‌ها و سازشکارها گشوده‌شود و او و دوستان خط امامی‌اش مهدی کروبی و سید محمد خاتمی و هادی غفاری و عبدالله نوری و غلامحسین کرباسچی واسحاق جهانگیری و  ... وظیفه داشتند از انقلاب در برابر این خطر محافظت کنند!  

******

به نامه اخیر برگردیم.

تفاوت نامه آقای خوئینی‌ها با نامه مرحوم بازرگانِ منزوی و بی مسئولیت ، در آن جاست که در روزهایی این نامه را منتشر کرده که رفقا و مریدانش لااقل در دو قوه سکان دار بوده اند. مجلس تَکرار پس از ۴سال، تازه چند روزی است بارش را زمین گذاشته و دولت "تَکرار" در هفتمین سال استقرار ،همچنان سر کار است.

 اسحاق جهانگیری؛ اصلاح طلب مشهور و مرید قدیمیِ خوئینی ها و  صاحبِ جمله طلاییِ و تاریخیِ "یادتان هست؟"؛ همچنان مدیر ارشد  قوه مجریه  است.

آخوندی مسئول ارشد ستاد میرحسین موسوی که قرار بود از ۸۸ تدابیرش در حوزه مسکن را اجرایی کند ؛  در ۹۲ رسید به جایی که میرحسین می‌خواست برساندش و رساند وضع مسکن را به جایی که می‌خواست برساند.

آرزوی آخوندی البته این بود که ۸۸ به قدرت می‌رسید و می‌توانست جلوی ساخت میلیونی مسکن در عرض ۴ سال ۸۸-92 توسط حزب اللهی های جوان  را بگیرد و سیاستی مبتنی بر  دانسته های مبادی متعارف اعمال کند   اما اگر چه در آن مقطع ناکام ماند پس از آن توانست به شکل تحسین برانگیزی جبران کند و به پاس خدماتش به جای دو بار، پنج بار از مجلس محترم  رای اعتماد بگیرد!

"یادتان هستِ" جهانگیری را که یادتان هست آقای خوئینی‌ها؟

"تَکرار" رفیق گرمابه و گلستانتان را چطور؟

****

 در نامه فرموده اید که گرانی نگرانتان می‌کند. می شود بپرسیم گزارش گرانی را دقیقا کدام رفیقتان به شما رسانده است؟

آنکه در خانه ۵۰ میلیاردی می‌نشیند؟ یا آن پرچمدار جنگ فقر و غنا که از عرش انقلاب،  فقط یک خانه خیابان فرشته برایش مانده و از مبارزه‌اش با آمریکا فرش قرمزی زیر پای برجامیان؟

گرانی روی ابراهیم اصغرزاده فشار آورده یا هدایت آقایی یا مری ابتکار و سید هاشمی که شام عروسیشان  خوراک لوبیا بود؟

یا سید محمد خاتمی و سلبریتی های دور و برش که از توی جکوزی پنت هاوسشان در تهرانجلس  یا از متلشان در اُتاوا برای فلاکت مملکت توئیت می کنند؟    

راستی از شیخ غلامحسین کرباسچی نماینده امام در ژاندارمری چه خبر؟

وظیفه مرزبانی‌اش را خوب انجام می‌دهد؟ شنیده‌ام شبانه‌روز مواظب است کسی از مرزهای جُردَن؛  به قلعه جنگ فقر و غنایتان نفوذ نکند.

بچه های روزنامه سلام کجا هستند راستی آقای مدیر مسئول! بگذریم.

****

اسم محسن حججی به گوشتان خورده است حاج آقا؟  حسین حریری، مصطفی صدرزاده، محمد جاودانی، عباس دانشگر، محمودرضا بیضایی،حسن قاسمی دانا، ... .

الو! حاج آقا! معنایی دارد این اسم‌ها برایتان؟و صدها و هزار ها و دهها و صدها هزار اسم دیگر که به اندازه شما بصیرت نداشتند که با "دانسته هایی از آن مبادی که برای دوستان غربزده و سکولار  نامتعارف است  " نمی شود جان خود را فدا کرد. حیف شد؛ اجازه نگرفته بودند از مبادی عرفی شما برای این که جانشان را بدهند تا شما امنیت داشته باشید با امامشان به زبان طعن سخن بگویید.

 اسم  قنات ملک را شنیده‌اید؟ روستایی نزدیک راور.

بی‌بی‌سی که زیاد نگاه  می‌کنید،  حتماً باید آشنا باشد آن بچه دهاتی برایتان که پرزیدنت ترامپ این روزها اسمش را زیاد می‌برد. یادتان نیامد؟

بیشتر فکر کنید. همان که سال 78 به رفیق "تَکراری"تان نامه نوشت و گفت به مریدان ایرانیِ شهید آبراهام‌ لینکلن زیاد دل خوش نکند، آنها هزار تایشان هم به یک موی محسن حججی معتقد به دانسته های "غیرمتعارف برای ِدنیای آزاد و بی بحران ! غرب" ،  نمی ارزد.

یادتان نیامد؟ همان که دُم آن سگ زرد را گرفت و از سوریه بیرونش انداخت. ببخشید حاج آقا به آمریکا توهین شد. اشکال شرعی نداشته باشد خدای نکرده ؛، به دولت آمریکا بد گفتیم .مثل رفیق سابق ما  قلبتان درد نگیرد.او هم مثل شما و رفیق جدیدش ترامپ محترم (که نباید او را تخریب کرد!)؛  حاج قاسم را سمبل "سلطه جویی منطقه ای"! می دانست.  در هر صورت خوب شد به تشییع جنازه  نیامدید وگرنه ممکن بود با دانسته هایی از مبادی غیر متعارف مواجه بشوید.حاجاقا! آن دهها میلیون نفری که در آن مراسمات شرکت کردند احتمالا  خیلی بیش از رفقای میلیاردر و قالتاق شما گرانی را حس نمی کردند ؟ دیده اید فیلم بعضی رفقای عزیزقدیمی میلیاردرتان را که چطور به حاج قاسم طعنه می زنند و بد و بیراه می گویند؟

حاجاقا یادتان هست تیتر می‌زدید: اسلام ابراهیمی، اسلام آبراهامی!

راستی بچه‌ها از آمریکا خبری برایتان نمی‌فرستند؟

زیادند که دست‌پرورده‌هایتان، ما شاءالله در هر ایالت آمریکا چند تا پناهنده از پرچمدارانِ جنگ فقر و غنا ! و دشمنان اسلام آمریکایی!  دارید. بعضی‌هایشان در بازدید از کلوپ همجنس بازها مضامین نامه شما را توییت می‌کنند و بعضی زیر اعلامیه ازدواجِ سفیدشان.

**** 

حاج آقا یادتان هست چه قشقرقی به پا کردید سر ولایت مطلقه؟

 و رفقای‌تان گفتند آقای خامنه‌ای ولایت مطلقه فقیه را قبول ندارد! و می خواستند امام را هم حتی جوگیر کنند.

که  زد توی دهنشان که : “  خامنه‌ای خورشید انقلاب است! “ که اگر قرار بود ولی فقیه هم جوگیرِ فضاسازی های امثال شما بشود که ولی فقیه نبود دیگر.کسی بود مثل کاهنان سلف شما که آنها بگویند : " مملکت در پرتگاه وحشتناک ویرانی و نابودی است"  و او تقدیم کند جمهوری اسلامی را به تمدن سکولار و کارآمد و شکوفا و حقوق بشریِ غرب که به جای مبادی نامتعارف؛دانسته هایش را از مبادی متعارف می گیرد و این روزها شکوفایی و کارامدی و حقوق بشرش را بیش از هر دوره دیگری در خیابان های آمریکا شاهدیم.

*

آقای خوئینی های عزیز! خبر از آینده می دهید؟ چرا در کنار پیشگویی از آینده کمی به گذشته نگاه نکنیم؟   

نگران نباشید.شما گذشته را شفاف کنید ؛ آینده- به هر دومعنا-  روشن خواهد شد .اما نگرانی شما ازآینده نیست،از گذشته تان است که حالا زیر نورافکن نگاه مردم است.

آینده وقتی در خطر خواهد بود که امثال شما بتوانید برای بار صدم نعل وارونه بزنید و در جمع بندی درست گذشته،  اخلال کنید و گرنه امام حکیم ما آن روز که گفت : " جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر" ؛ می دانست چه می کند.  هدف آن بزرگ این بود که امید بدهد : "  اوضاع غیرقابل‌دوام‌ " است.

اگر چه خواسته اید ما را از اوضاع غیر قابل دوام بترسانید ولی ناخواسته نوید داده اید.

 چرا  هرگاه ملت در آستانه جمع بندی های بزرگ قرار گرفته و موقعیت مکاران و ساده لوحان در خطر افتاده و غیر قابل دوام بودن وضعشان آشکار شده به تکاپو افتاده اند تا " لبه پرتگاه"  بسازند .

یادتان هست آن نامه مشعشع قبلی  را!

 یادتان هست پیش‌بینی‌های‌تان را؟ مجلس ششم از خاطرشما هم رفته باشد از یاد ما نرفته است. چیزی مشابه شورای شهر اول تهران که آن هم دربست در اختیار اصلاح طلبان بود و چیزی در مسخره و شامورتی بازی از مجلس اصلاحات کم نداشت.

سیزده سال بعد از نامه اردیبهشتی نهضت آزادی؛  این بار نوشتن نامه اردیبهشتی برای جهنم خواندن ایران بر دوش گروه دیگری افتاده بود.

اول بخش هایی از نامه را با هم بخوانیم و بخندیم :

" آنچه ما را بر آن داشت تا بدین صورت مصدع اوقات شویم؛ حساسیت شرایط، "فرصت اندک" ؛ و بزرگی خطریست که پیش روی کشور است ...شاید در تاریخ پر فراز و نشیب معاصر ایران، هیچ زمانی را به حساسیت امروز نتوان یافت.... با این حال و روز کشور، فرصت چندانی باقی نمانده است. غالب ملت ناراضی و نا امید، اکثریت نخبگان ساکت یا مهاجر، سرمایه های مادی گریزان و نیروهای خارجی از هر طرف کشور را احاطه کرده اند." راستش من همین الانش هم که می خوانم جوگیر می شوم وبی درنگ دنبال تلفن می گردم که به کاخ سفید زنگ بزنم که ما رو نخور.اینقدر انرژی دارد این نامه.

این ادخال السرور و  باقیات الصالحات دوم مربوط می شود به نمایندگان مجلس ششم  و اردیبهشت 1382.

برای تغییر ذائقه؛  اسامی بعضی امضا کنندگان نامه " فرصت اندک!" را مرور کنیم؟

سرکار خانم حقیقت جو نماینده اصلاح طلب دوره ششمِ مجلس شورای اسلامی که فعلا مقیم ایالات متحده بوده  و بنا به اعلام خودشان با افتخار به  ازدواج سفید مشغول هستند.

جناب نورالدین پور موذن که ایضا در آمریکا تشریف دارند وفقط سرچ نامشان در گوگل کافیست کمالاتشان را آشکار کند.

جناب رجب علی مزروعی فعلا ساکن بلژیک و همکار اپوزیسیون.

جناب علی اکبر موسوی خوئینی پناهنده به ایالات متحده و جنابان  میثم سعیدی ، محسن صفایی فراهانی ، جمیله کدیور ،محسن میردامادی و ... . که یکی در کیش بیزنس دارد،دیگری در لندن و ... و البته همگی غمخوار فقرا و نگران گرانی.

**

"لبه پرتگاه" نهضت آزادی و "فرصت اندک "مجلس ششم و "اوضاع غیر قابل دوام" شما ؛ همگی از یک جنس است.

هم نهضت آزادی در لبه پرتگاه بود ، هم مجلس ششم فرصت اندکی داشت و هم اوضاع شما غیر قابل دوام است و البته هر سه ترجیح دادید فرافکنی کنید.خود را مساوی "جمهوری اسلامی" گرفتید .و هنر و مزیت  خامنه ای در  این است که او  همچون شما، خود را معادل جمهوری اسلامی نگرفته بلکه همچون سلف صالحش عمیقا به "جمهوری" اسلامی معتقد است.

او مثل شما نیست که اگر رای بیاورید آن چنان سرمست می شوید که دیگر خدا را هم بنده نیستید و اگر رای نیاورید فتنه به پا می کنید و از ولی فقیه و شورای نگهبان خواستار وتوی رای جمهور می شوید و اگر بوی رای نیاوردن به مشامتان بخورد نه خود را که ملک و ملت را در لبه پرتگاه می خوانید و می خواهید .

خامنه ای همچون خمینی ؛ مدافع جمهوریتی است که از پس هزاران سال مردم را برکشید و به آنها فرصت آزمون و خطا و تجربه داد. جمهوریت در نگاه "خواصی از بندگان خدای متعال" ترجمه "حول حالنا الی احسن الحال "  است. و جماعت " من النور الی الظلمات" را که ولایت طاغوت ، برگزیده اند چه رسد که ادعای کهانت کنند.

 به برکت جمهوری اسلامی ، فرجام پیش بینی های ِمدعیان؛ از بازرگان و بنی صدر تا منتظری و خوئینی ها همیشه پیش روست.

نامه تان را 7 تیر منتشر کرده اید. نمی دانم تعمدی در انتخاب این روز داشته اید یا خیر اما بنی صدر هم در 7 تیر ادعا و شوق "غیرقابل دوام بودن اوضاع" را داشت  اما  وقتی با دانسته هایی از منابع متعارف ؛ زیر ابرویش را برداشت و در پاریس،  رجوی او  و دخترش را در کنار گرفت عاقبتِ " انقلاب اسلامی" پشت کرده به ولایت فقیه  آشکار شد و معلوم شد انقلابیگری منهای امامت چقدر دوام می آورد و چه فرجامی دارد.  

 نامه‌هایتان دیگر تَکراری شده است حاج آقا!

راستی چطور است که هر وقت از چشم ملت می‌افتید نامه نوشتن‌تان گل می‌کند.

 البته در مواجهه با شما و جریان‌تان ، دیگر عادت کرده‌ایم به چرخش‌های ۱۸۰ درجه .

عادت کرده ایم که رفقای بالای دیوارتان  را در حال لیس زدن چکمه‌های بوش و ترامپ ببینیم، عادت کرده‌ایم که پرشورترین عدالتخواهان جنگ فقر و غنایتان در جکوزی برج هایشان غمخواری‌ برای ملت را توییت کنند.

 عادت کرده‌ایم دشمنان بخش خصوصی و سینه‌چاکان بخش ِتعاونی و دولتی را ؛ امروز درچکادِ سرمایه‌داری و بانکداریِ رانتی ایران ببینیم، عادت کرده ایم دل دادن و قلوه گرفتن آمریکا را با دشمنان  قدیمی و شیفتگان و موالیان امروزی‌اش ببینیم اما نامه اخیر، برگ برنده شما در ربودن گوی سبقت از چرخش‌های ۱۸۰ درجه رفقا و  دست پروردگانتان است.

"تا نشان سمّ اسبت ‌گم‌ کنند        ترکمانا نعل را وارونه زن"

 

درد سرتان ندهم حاج آقا!

 از جمهوریت کینه دارید چرا به ولایت سنگ می زنید؟ جمهوری ؛ اوضاعتان را غیر قابل دوام می کند دیگر. نمی شود یک بار سوار شد و برای همیشه از گرده ملت سواری گرفت. و از ولایت به همین خاطر مکدرید که پشتیبان جمهوریت است.بین خودمان باشد بعضی از رفقای اصولگرایتان هم همین گلایه را از ولایت دارند. تقاضایی که شما سال 88 از رهبری داشتید بعضی رفقای راستی تان خرداد 76 داشتند و هردوتان تو دهنی خوردید، هم از مردم هم از رهبری.

از مردم ترسیده اید اقای خوئینی ها.نه به خاطر تورم و گرانی.نگرانیتان از گرانی نیست از آگاهی است.

  یادتان هست برای بزک برجام ؛ از صدر تا ذیل‌تان چه تدلیس ها کردید؟عبای پیامبر به دوش گرفتید و به مشاطگی شیطان مشغول شدید.

 حالا مردم دارند می بینند فرجام پیشگویی هایتان را که : "  باغ برجام چه سیب ها و گلابی هایی خواهد داد!"

تاوانِ برجام عزیزتر از جانتان را رهبری باید بدهد؟!

اگر کدخدا ، خَدویی هم کف دست رفقای ذوق‌زده‌تان نیانداخت ؛ تلافی‌اش را سر نظام می‌خواهید در بیاورید؟

جناب مفسر قرآن! بیشتر تلاش می‌کردید شاید می‌توانستید کذب بودن قرآن (این منبع دانسته های نامتعارف!) را ثابت کنید و دروغ بودن «انهم لا اَیمان لهم»  را به مردم  نشان بدهید. نشد؟  چرا فحشش را به خامنه‌ای می‌دهید؟

خامنه‌ای چه کند که آیه قرآن(این منبع دانسته های نامتعارف) غلط در نیامده؟

که  اقیانوسی که  به ملت نشانش دادید سراب بوده و کابوس‌تان شده؟

"امضای کری تضمین بود " و قسم موکد پروردگار که " ان تنصروا الله ینصرکم" تضمین نبود!

 با عمامه‌های سیاه و سفیدتان به منبر رفتید که مردم! وعده‌های خدا پوچ است به وعده شیطان دل ببندید!

کلید مشکلات شما در دست کدخدای  مودب و باهوش - همانکه آن پیرمرد شیطان بزرگش می‌نامید -  است.

حالا که « یَعِدُهُمْ وَیُمَنِّیهِمْ ۖ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلَّا غُرُورًا  »  آشکار شده  چنگ به چهره  آقا می‌اندازید؟

خامنه‌ای گفت بروید در خانه‌های ۵۰ میلیاردی بنشینید و دم در کاخ سفید ختم امن یجیب بگیرید و دنبال کلید بگردید تا مشکلات حل بشود ؟

ختم امن یجیب جواب نداد؟ کنسرت بگذارید، ؛ شاید جواب داد.بلدید که.

از این شعبده‌ها که زیاد در آستین دارید، چند تایش را رو کنید. سلبریتی هم که علی‌برکت‌الله تا دلتان بخواهد دارید. بگویید کمکتان کنند.در ایران هم که لازم نیست باشند حتماً.

از همان کانادا یا لس‌آنجلس یا پاتایا یا آنتالیا هم می‌توانند توییت کنند دلسوزی تان را. «النصیحت لائمه المسلمین»تان را و از تیرانا البته.

حساب کرده اید احتمالاً رویشان: «نعم العون علی طاعه الله»!

خدا برکت بدهد به بن سلمان. تا دلتان بخواهد رسانه درست کرده برایتان و سلبریتی خریده برای دلسوزی هایتان.

بن سلمان را که یادتان هست؟ برادرزاده ملک خالد و ملک فهد. به دنیا نیامده بود هنوز آن روز که راهپیمایی وحدت و تظاهرات برائت از مشرکین راه افتاد در مکه و مدینه. امیرالحاج بودید حاج آقا یک زمان‌هایی. چه راه درازی را آمده اید حاجاقا تا تیتر یکِ بی بی سی و عیران عنترنشنال. خسته نباشی دلاور.خداقوت پهلوان!

حاج آقا خیلی زور دارد و زر دارد و تزویر دارد حرف‌هایتان.

برائت را که فروختید و به جایش دوستانتان در  ولایت شیطان بزرگ، ذوب ، بلکه بخار شدند. حالا وحدت را آماج کرده اید؟ ستون خیمه را می خواهید بزنید که مبادا جمهوریت ؛اوضاع غیر قابل دوامتان را به رخ شیطان بزرگ بکشد؟  

چقدر طناز هم شده‌اید حاج آقا! قلمتان هم بزنم به تخته بدک نیست. به نائب امام زمان تیکه می‌اندازید؟

« إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»؟

یک کتابی در خانه ایرانی‌ها هست که از دیدگاه شما ممکن است  از "مبادی غیر متعارف معرفت" شناخته شود. در آن کتاب نوشته: « اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یَمُدُّهُمْ فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ».

 همان کتابی که عمامه های سیاه و سفید ، دروغ اعلام‌ کردن آیاتش را کمر بستند. « لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا »یش را به سخره گرفتند.

و « قاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ »اش را قمار کردند و مدال "محور شرارت" گرفتند .

" وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِکَ خَیْر " را بیرون آوردند وبه خلعت almost nothing شان فخر فروختند.

برای " مالکم لاتقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین"اش شعار " نه غزه نه لبنان" ساختند و .. و .... و..   .

عالیجناب از پس پرسه‌های پرثمر جناحتان در کاباره‌های متعارفِ دیپلماسی ِالتماسی ؛ حالا که مست و عور و تلوتلو خوران با اردنگی پس فرستاده شدید و سیاست ورزی تخیلی و رمانتیک‌تان مضحکه خاص و عام شده،  بر سفره جمهوری اسلامی آروغ عقلانیت می‌زنید و ایمان مومنان را به سخره می‌گیرید که زمین کج بود وگرنه خوش رقصی رفقای ما،  مو ، لای درزش نمی رفت؟

بهتر است به جای تراژدی سازی برای کشور؛ کمدی خودتان را ادامه بدهید .و در این کمدی-تراژدی؛ پرده آخر هر چه باشد فرار رندانه شما نخواهد بود.   

شیطان سر کارتان گذاشت؛انتقامش را از دین خدا می خواهید بگیرید ؟

جناب خوئینی های عزیز ! "نتیجهٔ محاسبات متعارف و براساس آراء و تحلیل‌های شناخته‌شده در حکم‌رانی " را هفتصد سال بعد از آغاز رنسانس ؛ امروز در خیابان های آمریکا و فرانسه با سابقه دو قرن و نیم حکمرانی مدرن ببینید. اگر  دانسته های متعارف یوتوپیایِ سکولار شما می توانست حقوق بشر و اشتغال و عدالت و آزادی بیاورد امروز دست پروردگانتان که در فرار از جمهوری اسلامی به سیاتل و واشنگتن و نیویورک و لس انجلس گریخته اند مجبور نبودند بهت زده به تماشای امنیت و عدالت و آزادی آمریکایی بنشینند و برای تشفّی دل داغدارشان نامه شما را شیر کنند که : " اگر آمریکا بدون جنگ و تحریم و ترور و نفوذ و  با آن همه ادعا،  قاراشمیش است و اوضاعش دوامی ندارد ،ایران هم بحمدالله با مساعی مشکورِ برجامیان ، و برنامه ریزی موفق اصلاح طلبان ،هم چرخ سانتریفوژهایش ایستاد و هم چوب حراجی که به ارزشهای انقلاب زدند لای چرخ اقتصادش  گیر کرده و به مردم فشار می آورد تا زمینه لازم برای تحقق بقیه آرزوهای غرب پرست ها فراهم شود." هم دلداری آنها به خودشان قابل درک است و هم وقاحت مثال زدنی شما ، اما توصیه می کنم روزی دو بار قبل از ناهار و بعد از شام دانسته های متعارفِ " لبه پرتگاه" و " فرصت اندک" را مرور کنید .

خدا را شاهد می گیرم هرگز دوست نداشتم جناب موسوی خوئینی ها را  این چنین مورد خطاب قرار دهم ولی بس است هر چه : " ما را به رندی افسانه کردند      پیران جاهل شیخان گمراه"

این رندی شیخ پیر از حد تحمل بیرون بود.  

ما نیز همچون ایشان معتقدیم "اوضاع امروز غیرقابل‌دوام‌ " است و به قول یکی دیگر از مبادیِ دانسته هایِ غیر متعارفِ ما ایرانیان یعنی حضرت حافظ

"دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور"

و همان مبادی ایضا تاکید می کنند : ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند

چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

 

منبع : فارس

انتهای پیام/

تابستان از راه رسیده، پرسه زدن در فضای مجازی و بی حوصلگی حکایت این روزهای بسیاری از نوجوانان است که با شیوع کرونا و مشارکت کمتر در برنامه‌های حضوری پایگاه‌های تابستانی و مراکز فرهنگی، بیشترِ وقت خود را در این فضا سپری می‌کنند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،به نقل از سفیرافلاک امسال امتحانات پایان سال دانش آموزان به دلیل شیوع کرونا، به شکل و شمایلی دیگر و به جز چند پایه تحصیلی، مابقی دانش آموزان امتحانات خود را در فضای مجازی برگزار کردند، حالا روزهای گرم و داغ تابستان از راه رسیده و دانش آموزان کلافه بی برنامگی برای اوقات فراغت هستند.

اگرچه تابستان سال های گذشته کلاس های تابستانی و برنامه های تکراری برخی از متولیان، چنگی به دل نمی زد اما به هر حال دانش آموزان برای پر کردن اوقات فراغت خود در تابستان در کلاس های ورزشی، هنری و یا فرهنگی شرکت می کردند.

حالا هشت روز از تابستان گذشته و هنوز دست برخی از دستگاه های متولی برای اوقات فراغت دانش آموزان در فضای مجازی خالیست، فضایی که دانش آموزان چند ماه از سال تحصیلی را در این فضا سپری کردند و حالا به دلیل نبود برنامه های مشخص برای فراغت تابستانه، در این فضا پرسه می زنند.

با شیوع کرونا، حضور دانش آموزان برای ادامه تحصیل در فضای مجازی بیشتر و بیشتر شد، بسیاری از خانواده ها در همین ایام گوشی های هوشمند را برای فرزندان تهیه کردند تا درس و مشق در این فضا ادامه داشته باشد.

این در حالیست که فضای مجازی تحرک و فعالیت جسمی را کاهش داده و گاهی دانش آموزان در این ایامی که خبری از درس و مدرسه نیست، اوقات فراغت خود را در کانال های تلگرامی و یا اینستاگرام سپری می کنند که زنگ خطری برای فراغت دانش آموزان است.

 

در این روزهایی که شیوع کرونا محدودیت های زیادی را ایجاد کرده و خانواده ها نگرانی هایی دارند، می طلبد که متولیان و مسئولان مربوطه برای این روزهای دانش آموزان در فضای مجازی برنامه ریزی کنند.

خانم رازانی؛ مادر یک نوجوان ۱۲ ساله لرستانی در گفت و گو با سفیرافلاک اظهار داشت: به دلیل کرونا کلاس های تابستانی امسال مانند سال های قبل برگزار نمی شود و بچه ها بیشترین زمان را این روزها در فضای مجازی سپری می کنند، البته برخی از موسسه ها فعالیت می کنند اما نگران هستیم و ترجیح می دهیم برای حفظ سلامتی، به این کلاسها نروند.

وی اضافه کرد: در این روزهایی که همه برنامه ها مجازی شده، بهتر است مسئولین مربوطه برنامه های متنوعی را در این فضا برای دانش آموزان ایجاد کنند تا دانش آموزان در این فضای مجازی استفاده از مطالب و برنامه ها داشته باشند و رغبت بیشتری داشته باشند.

رازانی تصریح کرد: استفاده بیش از اندازه از فضای مجازی برای دانش آموزان خطرآفرین است و علاوه بر سلامت جسمی، سلامت روحی آنها را تهدید می کند، انتظار داریم برنامه ها از طریق فضای مجازی ارائه شود تا مورد استفاده دانش آموزان قرار گیرد.

 

 

حضور افراطی در فضای مجازی

در این روزهای تابستان از یک سو سفرها به شدت کاهش یافته، از تفریحات و حضور در پارکها و فضای سبز آنچنان خبری نیست و از سوی دیگر کلاس های اوقات فراغت مانند سال های گذشته برگزار نمی شود، همین موضوع سبب کلافه شدن دانش آموزان شده است.

پرسه زدن در فضای مجازی و بی حوصلگی حکایت این روزهای بسیاری از نوجوانان است که به دلیل نبود یک برنامه منسجم و مناسب بیشتر اوقات فراغت خود را در این فضا سپری می کنند.

اگرچه فضای مجازی یک ظرفیت در بسیاری از موارد است خصوصا این که در این ایام کرونا آموزش ها در این فضا انجام شد، اما برای پر کردن اوقات فراغت قطعا نمی تواند ظرفیتی در این راستا باشد.

اوقات فراغتی که همیشه از آن به عنوان لحظه های طلایی برای کسب مهارت یاد می شود می تواند فرصتی برای مهارت آموزی و کسب تجربه هایی نوبرای دانش آموزان باشد.

 

۶۲ کارگاه تابستانی برای اوقات فراغت کودکان و نوجوانان

محمدجواد محمدی؛ مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان لرستان اظهار داشت: کارگاه های تابستانی کانون پرورش فکری در استان لرستان به ۶۲ کارگاه افزایش یافته و این کارگاه ها در بخش های مختلف هنری، فرهنگی، علمی می باشند.

 

وی اضافه کرد: این کلاس ها برای رده های سنی مختلف کودکان و نوجوانان به دو صورت مجازی و حضوری برگزار می شود که البته کلاس های مجازی به صورت محدود و با رعایت پروتکل های بهداشتی برگزار خواهد شد و کلاس های مجازی نیز آماده ارائه آموزش از راه دور به دانش آموزان است.

محمدی تصریح کرد: افرادی که تمایل دارند در این کلاس ها شرکت کنند تا ۱۵ تیرماه فرصت دارند ثبت نام کنند و پس از آن از دوره های مجازی و حضوری بهره مند شوند.

 

فعالیت ۴۴ کانون فرهنگی در لرستان برای اوقات فراغت

حجت اله مومنی؛ معاون پروشی فرهنگی آموزش و پرورش لرستان در گفت و گو با سفیرافلاک، افزود: در سطح استان لرستان ۴۴ کانون فرهنگی تربیتی وجود دارد که این کانون ها در فضای مجازی و حضوری به صورت محدود کلاس های خود را برگزار می کنند.

وی اضافه کرد: این کلاسها با توجه به زیر ساخت ها و امکانات هر شهرستان و منطقه برگزار می شود و از بعد از ۱۵تیر فعالیت کلاسها آغاز می شود.

مومنی تصریح کرد: علاوه بر این تعداد کانون  14 مرکز دارالقرآن در استان فعالیت های دینی و قرآنی را در این ایام برگزار می کنند که همه کلاسها هم در بستر فضای مجازی و هم حضوری محدود برگزار خواهند شد.

مومنی اظهار داشت: در کنار این کانون ها، هنرستان های فنی حرفه ای در چند رشته و به صورت محدود آماده برگزاری کلاس های تابستانی هستند و هلال احمر، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز در این ایام کلاس هایی را برای اوقات فراغت برگزار می کنند.

وی گفت: با توجه به شیوع کرونا کلاس های حضوری محدود برگزار خواهد شد و همچنین در شبکه شاد انواعی از کلیپ های آموزشی در رشته های مختلف ادبی، فرهنگی، علمی، آموزشی و هنری بارگذاری شده تا دانش آموزان طبق علاقه خود اقدام به فراگیری این آموزش ها کنند.

 معاون پروشی فرهنگی آموزش و پرورش لرستان با اشاره به نقش خانواده ها در اوقات فراغت دانش آموزان گفت: خانواده ها باید برای اوقات فراغت فرزندان خود در ایام تابستان برنامه ریزی کنند و در بحث مهارت آموزی آنها را راهنمایی کنند تا از این فرصت ببه بهترین شکل بهره ببرند.

ایام تابستان فرصتی است تا دانش آموزان از این فرصت برای کسب مهارت و بهره بردن از مهارت های فرهنگی،علمی، هنری است، برنامه ریزی دقیق در این راستا می تواند به دانش آموزان کمک کند تا در این چند ماه از فرصت طلایی فراغت تابستان استفاده کنند.

انتهای پیام/

برخی از جریان‌های سیاسی با همراهی رسانه های ضدانقلاب سعی در ایجاد فضای تخریبی علیه مجلس یازدهم دارند و در این راه از هر کاری حتی شایعه سازی و ایجاد خبرهای جعلی در فضای مجازی پرهیز نمی کنند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،«احمد نادری»، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی درخصوص شایعاتی درباره طرح مجلس برای فیلترینگ اینستاگرام که بعد از حضور وزیر جوان برای پاسخگویی به نمایندگان در صحن علنی مطرح شد، گفت: «مجلس یازدهم هیچ‌گاه به دنبال فیلترینگ اینستاگرام نبوده و نیست، به هیچ عنوان به دنبال محدود کردن نبوده و نیست؛ امروز اولویت کشور و مردم، مسائل اقتصادی و معیشتی است.»
نادری درباره فیلترینگ اینستاگرام نیز بیان کرد: مطلقا در مجلس چنین چیزی مطرح نبوده و نیست. فیلترینگ اینستاگرام و بحث‌هایی که در حال مطرح شدن است که مجلس می‌خواهد فضای مجازی و اپلیکشین‌هایی مانند اینستاگرام را محدود کند از اساس دروغ و ساخته پرداخته اتاق‌های فکر و مراکزی است که ما می‌دانیم کجاست. برای این است که فشار به مجلس بیاورند و مسیر مجلس را از خواست‌های اصلی ملت که بحث اقتصاد و معیشت است منحرف کنند؛ یعنی از مسایلی که عامل همه آن‌ها مجلس قبل و دولت کنونی است دور کنند.
 
تلاش تاجزاده برای تخریب مجلس یازدهم با استفاده از اخبار جعلی
 
اما فیلترینگ اینستاگرام تنها طرحی نیست که به مجلس یازدهم نسبت می دهند. این روزها بازار طرح های جعلی که به مجلس انتصاب می کنند، فراوان است. 
 
در ادامه به برخی از این طرح های فیک اشاره می کنیم:
 
طرح ازدواج اجباری و جنجال فضای مجازی 
 
طرح ازدواج اجباری یکی از مواردی بود که به مجلس یازدهم نسبت داده شد. در این طرح آمده بود که جوانان در صورت ازدواج نکردن تا ۲۸ سالگی باید بخشی از درآمد خود را به عنوان مالیات پرداخت کنند. اما بعدها مشخص شد این موضوع مطلبی بوده که در سالهای گذشته در یکی از وبسایت های خبری منتشر شده بود و اصلا ماجرایی به نام طرح مجلس از اساس کذب است. این متن اولین بار در سال ۱۳۹۷ بدون اسم نویسنده و با عنوان «قانون دوازده‌گانه برای تسریع و شتاب ازدواج» در یک سایت منتشر شد و «پایگاه خبری شفقنا» در ۹ خرداد ماه ۱۳۹۹ این متن را به نقل از حجت‌الاسلام محمد ادریسی سردبیر نشریه سراج منتشر کرده بود.
 
 
در همین زمینه، «حجت‌الاسلام علیرضا سلیمی»، عضو هیئت‌رئیسه مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم (۱۹ خرداد ۱۳۹۹) گفت: «اصلاً چنین طرحی در مجلس از سوی هیچ‌کدام از نمایندگان مطرح نشده است و مباحث مطرح شده، فضاسازی علیه نمایندگان است.»
 
 
احمد امیرآبادی‌فراهانی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی نیز گفت: چنین طرحی از سوی هیچیک از نمایندگان مطرح نشده است و هرگز در دستورکار هم قرار نداشته و نخواهد داشت. مردم عزیزمان اخبار خانه ملت را از مجاری رسمی و مطمئن دنبال و از هرگونه اعتماد به شبکه‌های مجازی و افراد پرحاشیه مجازی پرهیز کنند.
 
طرحی که صدای اصولگرایان را در آورد
 
نماینده اصلاح طلب مجلس دهم که حالا به عنوان نماینده مجلس یازدهم هم انتخاب شده است از طرحی صحبت کرد که برخی از نمایندگان آنرا امضاء کرده اند. در همین رابطه، نماینده آباده در مجلس از تهیه طرح دو فوریتی مجلس برای تغییر نام فرودگاه بین المللی مهرآباد به فرودگاه بین‌المللی شهید سپهبد قاسم سلیمانی خبر داد.
 
رحیم زارع نماینده مردم آباده در مجلس شورای اسلامی از تهیه طرح دو فوریتی نمایندگان مجلس برای تغییر نام فرودگاه بین المللی مهرآباد به نام فرودگاه بین المللی شهید سپهبد قاسم سلیمانی خبر داد.
 
این موضوع بازهم باعث جنجال در کشور شد. انتقادات آنقدر زیاد بود که امیرآبادی فراهانی نماینده قم و عضو هیات رئیسه مجلس وجود این طرح را کلا انکار کرد. این در حالی است که متن کامل آن از سوی خبرگزاری‌ها منتشر شد.
 
«امیرآبادی فراهانی» در توئیتی نوشت: «این روز‌ها برخی‌ها طرح‌هایی را منتشر می‌کنند که هدف تخریب مجلسی که مردم به آن امیدوارند. مسئول طرح‌ها در هیئت رئیسه بنده هستم. طرح‌هایی مثل ازدواج اجباری یا تغییر نام فرودگاه مهرآباد تحویل نگردیده. ضمن این که مسئول نام گذاری فرودگاه‌ها وزارت راه است.»
 
 
علی جعفری فعال دانشجویی اصولگرا و دبیر اسبق جنبش عدالتخواه دانشجویی در این باره نوشته است: «رحیم زارع که پیشنهاد تغییر نام فرودگاه مهرآباد را داده، خالق شعر معروف در مدح روحانی است که جعفری ایمن‌آبادی در مجلس خواند. این پدیده سوپر حزب‌اللهی که می‌بینید، ۶سال وکیل‌الدوله حامی روحانی و برجام بود و حالا نان را در بازی با اسم شهید سلیمانی دیده؛ مال بد بیخ ریش صاحبش.»
 
انتشار خبری درباره کاهش آی‌کیوی ایرانی‌ها کذب است/ مخالفان به دنبال تخریب مجلس یازدهم هستند
 
چندی پیش خبری از قول یکی از نمایندگان مجلس یازدهم منتشر شد که بیان می کرد که آی کیو ایرانیان به سبب اینکه نخبگان کمتر ازدواج می کنند و بچه دار نمی شوند، پایین آمده است.
 
در این خبر جعلی ازقول نماینده زن آمده بود: «با ادامه روند کاهش جمعیت کشورمان در حال حاضر میانگین ضریب هوشی یا IQ ایرانی‌ها از ۱۰۴ به ۶۸ رسیده است؛ دلیل آن این است که نخبگان و تحصیلکردگان ما عمدتاً ازدواج نکرده‌اند یا دیر ازدواج کردند یا نهایتاً تک فرزند و دو فرزندی هستند.» موضوعی که توسط نماینده قزوین تکذیب شد. 
 
فاطمه محمدبیگی نماینده مردم قزوین، آبیک و البرز در مجلس در توییت خود به انتشار اخبار کذب منتشر شده از وی در برخی رسانه‌ها و سوءاستفاده معاندین پاسخ داد.
 
وی نوشت: «رسانه‌های معاند و دشمنان خارجی که همواره منتظر بهانه‌ای برای تخریب و زیر سوال بردن مسئولان ایرانی هستند، این بار با دستاویز قراردادن و سوءاستفاده از مصاحبه نماینده مردم قزوین در مجلس که متاسفانه حاکی از اشتباه در نوع برداشت و انعکاس نادرست سخنان این نماینده در یکی از خبرگزاری ها دارد با غرض ورزی و شیطنت رسانه‌ای به دنبال تحقق اهداف خود هستند.»
 
 
با این حال به نظر می رسد که برخی از جریان های سیاسی با همراهی رسانه های ضدانقلاب سعی در ایجاد فضای تخریبی مجلس یازدهم را دارند. مجلس یازدهم که شعار بهبود معیشت مردم و وضعیت  اقتصادی کشور را داده است این روزها به شدت حتی با ساخت خبرهای جعلی و شایعات تحت فشار قرار دارد و این موضوع وظیفه نمایندگان برای رسیدگی صحیح به مطالبات مردم را بیش از پیش سنگین تر می کند. 
 
انتهای پیام/
 

برآوردهای آماری از سراسر جهان نشان می‌دهد که تعداد کل جان‌باختگان بر اثر ویروس کرونا از پانصد هزار نفر بیشتر شده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو، برآوردهای وبگاه آماری «وُرلداُمتر» نشان می‌دهد تعداد کسانی که در کشورهای مختلف، جان خود را بر اثر ابتلا به ویروس «کووید۱۹» از دست داده‌اند، بامداد یکشنبه از نیم میلیون نفر فراتر رفته است.

بر این اساس تا لحظه نگارش این خبر ۱۰،۰۵۲،۳۳۳ نفر در سراسر جهان به این ویروس مبتلا شده‌اند و ۵۰۰،۱۶۲ نفر نیز بر اثر آن جان خود را از دست داده‌اند.

در مقابل اما حدود پنج میلیون و چهار صد و بیست‌وپنج هزار نفر از بند این بیماری رهایی پیدا کرده و سلامت خود را به دست آورده‌اند.

در میان کشورهای آلوده به این ویروس، ایالات متحده آمریکا با نزدیک به دو میلیون و ششصد هزار نفر، بیشترین شمار مبتلایان در جهان را دارد.

بر اساس آمار اعلامی، آمریکا طی بیست‌وچهار گذشته حدود ۳۶ هزار مورد فوتی بر اثر ابتلا به این ویروس ثبت کرد. این کشور با تعداد بیش از ۱۲۸ هزار جان‌باخته، در رتبه نخست کشورهای دارای بیشترین موارد فوتی ویروس کرونا ایستاده است.

به گزارش العالم، در این میان قاره‌های آمریکای شمالی و مرکزی با بیش از ۳ میلیون مبتلا و ۱۶۵ هزار فوتی به همراه قاره اروپا با دو میلیون و چهارصد هزار مبتلا و ۱۹۰ هزار فوتی، حدود دو-سوم آمار جهانی را به خود اختصاص داده‌اند.

برچسب‌ها: 
در شرایطی که هنوز کد رهگیری برای قراردادهای اجاره مسکن الزامی نشده است، نمی‌توان هیچ ضمانت اجرایی برای دستور روحانی برای نرخ معین اجاره بها متصور شد؛ التهابات بازار مسکن و اجاره تابعی از تورم بوده و سوداگری در این بازار نیز به افزایش تورم دامن زده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،جریان نقدینگی و میزان افزایش آن در کشور از سال  های گذشته آغاز شده است؛ غول نقدینگی هر بار به سمت یکی از بازارها حرکت کرده و مشکلاتی را به وجود آورده است.

حرکت غول نقدینگی به بازار مسکن از سال 97 آغاز شد و بازار مسکن یک بار شاهد افزایش 100 درصدی قیمت در این سال بود.

در همین راستا موج دوم گرانی مسکن با افزایش بی حد و حساب اجاره بها در اوایل سال 99 همراه شد؛ شیوع کرونا از اولین روز آغاز اسفندماه باعث شد تا چندین ماه بسیاری از کسب و کارها به تعطیلی کشیده شوند، تعطیلی کسب و کارها در کنار ممنوعیت‌‌ها و محدودیت‌های تردد و حضور مردم در جامعه باعث کاهش و یا قطع بسیاری از درآمدها در کشور شد.

در این میان از یک طرف درآمد مستاجران کاهش پیدا کرده و از طرف دیگر موجران به دنبال جبران ضررهای اقتصادی ناشی از کرونا سعی در افزایش اجاره بهای خود داشتند.

به اعتقاد وزیر مسکن، تعداد 2.5 میلیون مسکن مازاد بر تعداد خانواده ها در کشور وجود دارد و به همین جهت این افزایش نرخ ها تابع عرضه و تقاضا نیست.

 

سود بازار مسکن در جیب دلالان و سوداگران

بررسی ها نشان می دهد حضور دلالان و سوداگران در بازار مسکن باعث این بحران است؛ در شرایطی که مسکن مازاد در کشور وجود دارد اما تعداد زیادی از واحدهای مسکونی در دست افرادی است که به خاطر سوداگری و افزایش قیمت ها حاضر به عرضه آنها نیستند.

از آنجایی که موضوع مسکن در حیطه مالکیت خصوصی است و دولت ها دخل و تصرفی در آن ندارند تنظیم گری در این بازار اندکی مشکل بوده اما راه حل های قطعی برای کنترل این بازار تنظیم عرضه و تقاضا از محل وضع مالیات بر خانه است.

سالها بود که راه اندازی سامانه املاک و اسکان یکی از وظایف قانونی وزارت مسکن، راه و شهرسازی بود اما به دلایل مختلف از راه اندازی آن طفره رفتند؛ در 7 سال گذشته و در دوران وزارت آخوندی، حتی یک واحد مسکونی ساخته نشد و از طرف دیگر واحدهای مسکن مهر که نیمه تمام مانده بودند بدون حتی یک درصد پیشرفت باقی ماندند.

اوضاع مسکن و نابه سامانی در حوزه اجاره بها تا جایی پیش رفت که همه دستگاه ها و نهادهای متولی به نقش مداخله گری دولت در موضوع مسکن پرداختند؛ روحانی هم به عنوان رئیس جمهور طی دستوری از وزارت مسکن، راه و شهرسازی خواست تا به این موضوع رسیدگی کند.

 

توقف سامانه املاک و اسکان در سازمان امور مالیاتی

راه اندازی سامانه املاک و اسکان از مدتها در دستور کار وزارت مسکن، راه و شهرسازی قرار گرفته بود و در همین خصوص محمد اسلامی از اتمام این سامانه با همکاری نهادها و دستگاه های ذیربط خبر داده بود.

اسلامی تأکید کرد که این سامانه جهت بهره برداری به سازمان امور مالیاتی کشور تحویل داده شده و این سازمان موظف است در تابستان برگه های مالیاتی را برای اخذ مالیات از خانه های خالی و بدون سکنه چاپ کند.

دستور روحانی و حتی راه اندازی سامانه املاک و اسکان نتوانست بازار مسکن را کنترل کند تا جایی که بعد از مدت کمی دوباره نرخ اجاره بها دچار جهش شد؛ جهشی که دست بسیاری از مردم را از اجاره خانه های معمولی هم کوتاه کرد.

پشت بام خوابی، پشت بام فروشی، حاشیه نشینی و ... تبعاتی بود که تنها در چند هفته ابتدایی افزایش میزان اجاره بها به وجود آمد؛ در همین راستا مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی اعلام کرده که وضعیت مسکن رد کشور در حال تبدیل شدن به یک بحران است.

در این گزارش تأکید شده است که کمبود چنین نظام توانمندی در حوزه اجاره‌داری در کشور ما چه براساس وضعیت موجود مسکن که در سال‌های اخیر در حال تبدیل شدن به یک بحران به‌خصوص در کلانشهرهاست و چه در شرایط اضطراری ازجمله شیوع بیماری‌های پاندمیک مانند ویروس کرونا که به مداخله کارآمد و به‌موقع دولت نیاز است بیش از هر زمان احساس می‌شود.

این شرایط در حالی است که با وجود تأکیدات و تکالیف قانونی متعدد برای ایجاد قوانین و نظام اجاره‌داری مسکن در کشور که می‌تواند به عنوان یک ابزار نظارتی و کنترلی قوی برای بازار مسکن استیجاری عمل کند کماکان این خلا در کشور وجود دارد.

در ادامه این کشمکش‌ها مجلس هم از طرح دو فوریتی خود برای مهار افسار گسیختگی مسکن خبر داد؛ احمد نادری نماینده مردم تهران در این راستا گفته بود که جلسه ای برای سازماندهی و اقدام فوری کنترل بازار مسکن در مجلس برگزار شده است.

وی در این راستا گفته بود: «در حال حاضر روی طرحی در حال کار کردن هستیم تا جلوی این افسار گسیختگی مسکن گرفته شود و کارشناسان متعددی هم برای بررسی این طرح دعوت شده و از نظرات آنها استفاده می‌کنیم.

 

نرخ اجاره بهای دستوری؛ از اقدام تا اجرا

اعلام خبر ورود مجلس هم نتوانست بازار مسکن را به وضعیت عادی بازگرداند؛ در همین راستا روحانی دستور فوری دوم برای نرخ اجاره بهای مسکن را صادر کرد.

بر اساس این دستور روحانی از فردا (۹ تیر ۱۳۹۹) اضافه شدن اجاره‌بها در تهران بیش از ۲۵ درصد، در کلان‌شهرها بیش از ۲۰ درصد و در سایر شهرها بیش از ۱۵ درصد ممنوع اعلام شد.

وی در این خصوص گفت: این مبنایی برای افزایش اجاره بها است. اینکه اجاره بهایی که از فردا منعقد می‌شود تا کی معتبر است، محل بحث است. تصمیم بر این است تا زمانی معتبر باشد که وزارت بهداشت شرایط این ویروس را از حالت اضطرار خارج کند. از آن تاریخ به بعد، قراردادها سه ماه دیگر تمدید می‌شود و بعد از آن سه ماه، موجر و مستأجر می‌توانند با توافق جدیدی با هم ادامه دهند.

هرچند این تغییر رویه روحانی نسبت به موضع قبلی وی مبنی بر مخالفت با  دخالت دولت در بازار و اعمال نظارت برای تعیین اجاره بهای مسکن مردم قابل توجه و مثبت ارزیابی می شود اما این دستورات تا کنون ضمانت اجرایی نداشته است و به نظر می رسد تلاش دولت و مجلس در راستای کنترل بازار مسکن تا جایی که وارد فاز عملیاتی نشود به نتیجه نخواهد رسید.

در شرایطی که هنوز کد رهگیری برای قراردادهای اجاره مسکن الزامی نشده است، نمی‌توان هیچ ضمانت اجرایی برای این دستور روحانی متصور شد؛ التهابات بازار مسکن و اجاره تابعی از تورم بوده و سوداگری در این بازار نیز به افزایش تورم دامن زده است.

طبیعی است که تنها نسخه نجات بازار اجاره بها مالیات از خانه‌های خالی است که این روزها تمام شرایط قانونی و زیرساخت‌های لازم برای آن فراهم شده است اما مشخص نیست چرا سازمان امور مالیاتی کشور تا کنون نسبت به اجراییی کردن آن اقدامی انجام نداده است.

 

انتهای پیام

برچسب‌ها: 

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،مقام معظم رهبری سال 1399 را بعنوان سال جهش تولید نامگذاری کردند که بی شک بیانگر درایت و دوراندیشی ایشان نسبت به شرایط تحریم همه جانبه و ظالمانه، افت تولید ناشی از کرونا، افزایش روند بیکاری ، کاهش شدید تراز اقتصادی کشور، کمبود شدید برخی کالاها در بازار و گرانی افسارگسیخته بسیاری از کالاها بوده است. 
 

ترورِ ششم تیر آیت‌الله خامنه‌ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه‌ی برعهده‌گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل‌گیری تحلیل‌های مختلفی درباره‌ی عوامل این ترور می‌شود.برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می‌دانند. اما آیت‌الله خامنه‌ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،هفتم تیرماه، هنوز خبر ترور روز گذشته‌ی آیت‌الله خامنه‌ای داغ بود که ساختمان حزب جمهوری در خیابان سرچشمه‌ی تهران منفجر شد و شهید بهشتی به همراه ۷۲ نفر از اعضای حزب جمهوری به شهادت رسیدند. یک روز بعد محمد کچوئی رئیس زندان اوین به دست یکی از زندانیان به ظاهر تواب منافقین شهید شد. منافقین که از ۳۰ خرداد وارد فاز تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی شده بودند کمی بعد «واحد ویژه»ای برای ترورهای خود راه‌اندازی می‌کنند که دست به ترورهای موفق و ناموفق زیادی می‌‌زند. ترورِ ششم تیر آیت‌الله خامنه‌ای در همین ایام و انفجار دفتر حزب جمهوری یک روز پس از آن از سویی، و انتشار جزوه‌ی برعهده‌گرفتن ترور به نام بقایای گروهک فرقان از سوی دیگر باعث شکل‌گیری تحلیل‌های مختلفی درباره‌ی عوامل این ترور می‌شود. برخی کارشناسان تاریخی «سازمان منافقین» و برخی دیگر «رهروان فرقان» را عامل ترور می‌دانند. اما آیت‌الله خامنه‌ای توسط چه کسی یا گروهی ترور شد؟
فرقـــانی‌ها
«اگر عمری بود و اگر گروه‌هایی از قبیل فرقان اجازه و فرصت دادند، ان‌شاءالله در آینده به کار حزب خواهیم پرداخت؛ حزب جان می‌گیرد، تبلیغاتش را شروع می‌کند، جزوه‌های لازم، کتاب‌های لازم، تبلیغات لازم، تشکیلات لازم را به راه خواهد انداخت؛ ان‌شاءالله درست می‌شود.» ۱۳۵۹/۱/۱۱

این‌ها بخشی از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در فروردین‌ماه ۵۹ در بافق یزد بود که شاید در آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت؛ چرا که چندماه از دستگیری اعضای اصلی گروه فرقان می‌گذشت. اما بغض فرقانی‌ها از روحانیت بیش از آن بود که با دستگیری و اعدام اکثریت این گروهک خاموش شود.

برخی تجهیزات که از خانه‌های تیمی فرقان کشف شده بود

تیری که به سنگ خورد
 
آیت‌الله خامنه‌ای یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی این ایام است. ایشان در خطبه‌های نماز جمعه‌ی ۲۹ خردادماه با اشاره به پیام امام رحمه‌الله به بیان بخشی از مطالب نگفته‌ای که در طول این چند ماه به احترام امر امام مکتوم نگاه داشته پرداخته و بنی‌صدر و منافقین را تخطئه می‌کند: «برادران! همان‌‌طور که گفتم، آقای بنی‌صدر شخصاً طرف نیست، یک جریان طرف است. امروز این جریان در این چهره ظاهر شده است، قبلاً در چهره‌های دیگری ظاهر شده بود، روز دیگر ممکن است در چهره‌های دیگری ظاهر شود. هوشیار باشید. جریان نفاق، یعنی کفر پنهانی و زیر پرده را بشناسید؛ این حرف مال امروز نیست، این حرف مال زمانی که گویندگان و رهبر عظیم‌الشّأن ما در میان ما است نیست؛ این جریان مال تاریخ انقلاب ما است. ای نسل‌های جوان، ای نوجوان‌های امروز و مسئولان فردا، ای نسل‌هایی که هنوز نیامدید یا کودک هستید! بدانید این انقلاب از ناحیه‌ی منافقان از همه بیشتر ضربت می‌بیند، حواستان را جمع کنید. خطّ درست در انقلاب اسلامی خطّ نه شرقی و نه غربی است، خطّ پابندی به اسلام فقاهت است، خطّ پابندی به حضور واقعی مردم در صحنه است، خطّ راست‌گویی و صدق و صفای با مردم است؛ نه اینکه به مردم بگویند ما حرف‌ها را به شما می‌زنیم امّا دروغ بگویند و به مردم حرف دروغ بزنند؛ نه اینکه بگویند ما طرف‌دار اسلامیم امّا در عمل تیشه را بردارند به ریشه‌ی اسلام بزنند؛ نه اینکه بگویند ما با شرق و غرب مخالفیم امّا در عمل ساز سیاست‌های خارجی را بنوازند.» ۱۳۶۰/۳/۲۹
 
آیت‌الله خامنه‌ای نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع، نماینده‌ی مجلس و امام‌جمعه‌ی تهران، یکی از روحانیون فعالی است که از زمان شروع جنگ به طور مداوم بین جبهه، مجلس و جایگاه اقامه‌‌ی نماز جمعه در رفت‌و‌آمد است. ایشان همچنین ضمن حضور در شهرهای مختلف، به برگزاری جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ در مساجد هم اهتمام دارد. دست‌اندرکاران مسجد ابوذر در روزهای پرالتهاب خردادماه از آیت‌الله خامنه‌ای برای سخنرانی در این مسجد دعوت می‌کنند. این برنامه به خاطر جلسه‌ی عدم کفایت بنی‌صدر لغو و با یک هفته تأخیر به شنبه ششم تیر منتقل می‌شود. آیت‌الله خامنه‌ای که هم در جبهه و هم در میدان سیاست با بنی‌صدر درگیر بود و شناخت خوبی از او داشت، در جلسه‌ی عدم کفایت او سخنرانی می‌کند و ۱۴ دلیل برای اثبات آن اقامه می‌کند. در نهایت عدم کفایت بنی‌صدر با ۱۷۷ رأی تصویب می‌شود.

عصر سه‌شنبه دوم تیرماه قرار است آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم بزرگداشت شهید چمران در مدرسه‌ی عالی شهید مطهری سخنرانی کند. آیت‌الله خامنه‌ای و شهید چمران هر دو نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع بودند و یکی از نتایج همکاریشان تشکیل ستاد جنگ‌های نامنظم بود. با توجه به اقدامات مسلحانه‌ی منافقین که از ۳۰ خرداد شروع شده بود احتمال خطر می‌رود، اما خوشبختانه مراسم در امنیت کامل و بدون بروز حادثه‌ای به پایان می‌رسد. پس از پایان سخنرانی جمعیت دور آیت‌الله خامنه‌ای را می‌گیرد. یک نفر با زور می‌خواهد خودش را به ایشان برساند، چندضربه‌ای هم با آرنج به محافظین می‌زند ولی آنها نمی‌گذارند نزدیک شود. وقتی از مراسم برمی‌گردند لباس خونی یکی از محافظ‌ها توجه دیگران را جلب می‌کند. محافظ با تیغ موکت‌بری مجروح شده اما خطر رفع شده بود.

در همین ایام «رهروان فرقان» که قصد داشتند آیت‌الله موسوی اردبیلی را در جلسه‌ی تفسیر قرآن که شب‌های جمعه برگزار می‌شد ترور کنند، با سفر ایشان به مشهد و لغو مراسم آن هفته تصمیمشان را عوض می‌کنند. آخرین نفر لیست ترور رهروان فرقان کسی نبود جز آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای. و به این ترتیب پیش‌بینی یک‌سال پیش آیت‌الله خامنه‌ای رنگ واقعیت به خود می‌گیرد:

«این ضبط در مرحله‌ی اول برای موسوی اردبیلی در نظر گرفته شده بود که هر شب جمعه در مسجد کنار خانه‌اش سخنرانی و تفسیر داشت و برای شناسایی مهدی به حسن گفته بود که چون او تفسیر قرآن می‌کند کار در آن زمان از نظر بیرونی خیلی تبلیغ بدی می‌شود، به همین دلیل دفعه‌ی بعد من رفتم و دیدم که امکان دارد که کار با ضبط انجام دهیم، بنابراین برای هفته‌ی بعد مهدی ضبط را تهیه کرده بود ولی درست همان هفته وی بنا بر یک عزا یا عیدی به مشهد رفته بود و نشد. تا اینکه مطلع شدیم [آیت‌الله] خامنه‌ای در محل یک برنامه‌ی پرسش و پاسخ دارد.»

شناسایی‌ به سرعت انجام می‌شود و مسعود تقی‌زاده روز عملیات، ضبط صوت را به مسجد ابوذر می‌برد. «من روز قبل برای شناسایی مسجد رفته و فردایش با ضبط به محل رفتم. قبلاً مهدی آن را با چراغ امتحان می‌کرد و خوب عمل می‌کرد ولی روز عمل صبحش که من چند دفعه آزمایش کردم، متوجه شدم که زیاد هم قابل اعتماد نیست و با کمی تکان از حالت معمولش بیرون می‌آید.»

آیت‌الله خامنه‌ای که برای گزارش اوضاع جبهه‌ها نزد امام رفته بود، از جماران عازم مسجد ابوذر می‌شود. در بین راه و تا رسیدن به مسجد، شهید بابایی و آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی مسائل جبهه و نیروی هوایی با هم گفت‌و‌گو می‌کنند. شهید بابایی نماز را پشت سر ایشان خوانده و مسجد را ترک می‌کند. «در همان روزی که آن حادثه‌ی بمب‌گذاری برای خود بنده پیش آمد، قبل از ظهر یا حدود ظهر که من می‌رفتم به طرف آن مسجد، این شهید با من همراه بود. من از خدمت امام آمده بودم و می‌رفتم به طرف آن مسجد، که آن‌جا نماز بخوانیم و برنامه اجرا بکنیم که بعد آن حادثه پیش آمد. این جوان دنبال من آمد تا از خدمت امام آمدم بیرون، آمد همراه من و آن حرف‌ها و نقطه‌نظرهای مصلحانه و دلسوزانه و پرجوش و خروش خودش را هی گفت و گفت و توی اتومبیل هم بنده را رها نکرد و گفت و تا توی آن مسجد هم آمد.» ۱۳۶۶/۵/۲۳

پس از نماز نوبت به برنامه‌ی پرسش و پاسخ می‌رسد. آیت‌الله خامنه‌ای ابتدا از لغو مراسم در هفته‌ی قبل به خاطر جلسه‌ی بررسی عدم کفایت بنی‌صدر عذرخواهی می‌کند. «قبلاً لازم است عذرخواهی کنم از نیامدن هفته‌ی قبل. با این که چنین قراری ما داشتیم، همان‌طوری که می‌دانید، هفته‌ی گذشته روز شنبه مجلس به کار مهمی سرگرم بود و تا ساعت یک بعدازظهر یا یک‌ونیم جلسه ادامه داشت؛ نمی‌توانستیم ما مجلس را ترک کنیم. وقتی هم که آمدیم بیرون، وقت گذشته بود و امکان آمدن نبود.» سؤالات مختلفی مطرح می‌شود که تعدادی از آنها مربوط به شایعات علیه سران حزب جمهوری است. آیت‌الله خامنه‌‌ای در حال صحبت است. قرار بر این است که ضبط صوت‌ها را جلوی سخنران نگذارند تا بلندگو سوت نزند، اما در اواخر سخنرانی تقی‌زاده ضبط صوت را می‌آورد و جلوی ایشان می‌گذارد. درست سمت چپ، روبروی قلب.

«من ظهر به مسجد رفتم و دیدم که یک نماز به امامت خود [آیت‌الله] خامنه‌ای خوانده‌اند و نماز بعدی را هم من شرکت کردم و سپس وقتی وی برای سخنرانی به پشت میز بزرگی که قرار داشت رفت من بعد از یکی دو دقیقه ضبط را به کار انداخته و جلوی وی گذاشتم. البته چون میز بزرگ بود او برای برداشتن کاغذ سؤال‌ها به آن طرف و این طرف خم می‌شد، من امکان اینکه به هدف بخورد را زیاد نداشتم و دیگر اینکه چون ترس داشتم، قبل از رسیدن نوار به آخر بمب عمل کند هر چه سریع‌تر به کناری رفته و جوراب‌هایم را پوشیدم و سپس به توالت رفته و از آنجا خارج شدم و از کوچه‌ی پشتی به میدان ابوذر که فولکس را آنجا گذاشته بودم رفتم و از محل دور شدم.»

محافظ‌ها گمان می‌کنند ضبط متعلق به مسجد است و مانع آن نمی‌شوند. فقط یکی از آنها کمی آن را جابجا می‌کند که باعث سوت کشیدن بلندگو می‌شود. آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید «آقا این اگر آمپلی‌فایر است، خاموشش کنید. یک بلندگوی رو راست بگذارید صدا ندهد.» محافظ‌ها ضبط را کمی جابجا می‌کنند. صحبت‌ها ادامه می‌یابد که ناگهان صدایی همه را غافلگیر می‌کند.

«من همین‌طوری رفتم به ضبط یه سری بزنم! کمی زیر و بمش را نگاه کردم و بعد ناخودآگاه جاشو عوض کردم، گذاشتم سمت راست، کنار میکروفن، کمی با فاصله‌تر از آقا!

- یکدفعه میکروفن شروع کرد به سوت کشیدن...

- آقا برگشتن گفتن: این صدا را درست کنید یا اصلاً خاموش کنید.

- منبری‌ها این جور مواقع کمی عقب و جلو می‌شن تا بلکه صدا درست بشه!

- من روبروی آقا، کنار در شبستان وایساده بودم، آقا کمی به عقب و سمت چپ رفتند که یکدفعه...

- یه صدای عجیبی توی شبستان پیچید.»

آیت‌الله خامنه‌ای به پهلوی چپ روی زمین می‌افتد. همه فکر می‌کنند تیراندازی شده و روی زمین دراز می‌کشند. محافظ‌ها اسلحه‌شان را مسلح می‌کنند. و یکی از آنها به سمت آیت‌الله خامنه‌ای می‌رود. «هرطور بود راه را باز کردیم و خودم برگشتم پشت تریبون، ضبط صوت مثل یک دفتر ۴۰برگ از وسط باز شده بود. با ماژیک قرمز هم روی جداره‌ی داخلی‌‌اش نوشته بودند: "اولین عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی"» اما مواضع قاطع و صریح آیت‌الله خامنه‌ای از سویی، و درگیرشدن منافقین با مردم طی چند روز گذشته از سوی دیگر؛ باعث می‌شود هر اقدام تروریستی و خشونت‌آمیزی به پای منافقین نوشته شود. ترور مسجد ابوذر نیز از این قاعده مستثنی نیست.

بیرون از مسجد، در آغوش محافظ، لحظاتی به هوش آمدند. سرشان را آوردند بالا، اما زود سرشان افتاد. محافظ‌ها بلیزر سفید را انگار که ترمز نداشت، با سرعتی غیر قابل تصور می‌راندند. در مسیر بیمارستان، هر وقت به هوش می‌آمدند، زیر لب زمزمه‌ای می‌کردند؛ شهادتین می‌گفتند. لب‌ها و چشم‌ها هم خیلی کم تکان می‌خوردند.

«از وقتی که بار اوّل بر زمین افتادم - که البته نفهمیدم چطور شد که افتادم - تا وقتی که به کلّی بیهوش شدم، سه مرتبه، برای لحظاتی به هوش آمدم و هر دفعه هم یک احساسی داشتم. آن حالات، هیچ‌وقت از یادم نمی‌رود. حالا یکی را عرض می‌کنم: در یکی از حالات، احساس کردم که دارم می‌روم؛ یعنی احساس کردم که مرگ در مقابل من است. کاملاً در آن مرز عالم برزخ، خودم را دیدم و احساس کردم که در آن حال، انسان هیچ دستاویزی به جز خدا ندارد؛ هیچ دستاویزی! یعنی هر چه هم عمل پشت‌سر خودش داشته باشد، باز اگر نتواند تفضّل الهی و رحمت خدا را جلب کند، خاطر جمع به آن عمل نیست. آدم شک می‌کند:

آیا این عمل را با اخلاص به‌جا آوردم؟ آیا نیّتم صددرصد خدایی بود؟ آیا در آن شرک و ریا نبود؟ آیا ملاحظه‌ی این و آن نبود؟ به‌هرحال ماها مرکز عیوبیم. متأسّفانه، همه‌ی شائبه‌ها در ما هست. آن‌جا انسان احساس می‌کند که مثل پرِ کاهی بین زمین و آسمان است. از همه چیز منقطع می‌شود. من این حالت انقطاع را در آن وقت احساس کردم و پیش خدای متعال، تضرّع نمودم و گفتم: «پروردگارا! می‌بینی که من چقدر دستم خالی است و چیزی ندارم و محتاجم! اگر تفضّلی بکنی، کرده‌ای وَاِلّا ما رفته‌ایم.» منظورم مردن نبود؛ رفتن از وادی سعادت بود. بعد، بیهوش شدم و چیزی نفهمیدم.» ۱۳۷۹/۲/۱۰
 
آیت‌الله خامنه‌ای به سرعت به بیمارستان منتقل شد و با تلاش‌های تیم پزشکی نجات پیدا کرد. روز بعد حضرت امام خمینی رحمه‌الله پیام دادند که در بخشی از آن نوشته شده بود: «ما در پیشگاه خداوند متعال و ولی بر حق او حضرت بقیةالله- ارواحنا فداه- افتخار می‌کنیم به سربازانی در جبهه و در پشت جبهه که شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالی به سر می‌برند. من به شما خامنه‌ای عزیز، تبریک می‌گویم که در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم. والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.»

پس از عملیات ۶ تیر که موجب زخمی‌شدن آیت‌الله خامنه‌ای شد، نیروهای دادستانی انقلاب توانستند ردهایی از «رهروان فرقان» را در مشهد بیابند و در شهریور ۱۳۶۰«محمد متحدی» و «مسعود تقی‌زاده» دستگیر شدند. مسعود تقی‌زاده در بازجویی‌ها به تفصیل سخن گفت اما محمد متحدی به جز چند جمله حرفی نزد و در دادگاه نیز حاضر به دفاع از خود نشد.

انتهای پیام
 

رصد فضای سیاسی کشور در چند سال اخیر نشان می دهد که آقازاده ها به همراه خویشاوندان سببی همچون دامادها عطش زیادی برای ورود به فضای مدیریتی، اقتصادی و سیاسی دارند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،فضای رانتخواری در کشورمان پس از انتخابات مجلس دهم وارد فاز دیگری شد. در این انتخابات بود که لیست جریان اصلاحات با حضور افرادی از خانواده افراد سرشناس اصلاح طلب بسته شد. همین موضوع مورد انتقاد بسیاری از فعالان سیاسی اصلاح طلب قرار گرفت که بسته شدن این لیست را با پول و رانت همراه دانستند.
«الهه کولایی» فعال زن اصلاح طلب از جمله همین منتقدان بود که اعلام کرد: «به هر حال افرادی که از امکان مالی و ارتباطات خوبی برخوردارند و چنین امکاناتی برای آنها فراهم است، قطعا نسبت به بقیه افراد شانس بیشتر و بهتری برای حضور در همه لیست‌های انتخاباتی دارند.»
 
وی دربخشی دیگر از سخنان خود اظهار داشت:«همیشه پول و قدرت در حوزه سیاست تاثیرگذار هستند. برخی کاندیداها از طریق رانت وارد لیست امید شدند و من این مساله را تکذیب نمی‌کنم.» رانت سیاسی به معنی وابستگی نمایندگان لیست امید، حتی بیشتر از «پول» به چشم می‌خورد، زیرا هستند افرادی که به علت وابستگی به مدیران دوران اصلاحات وارد لیست‌های انتخاباتی شدند.
 
از این جهت بود که کسانی چون « فاطمه حسینی» دختر صفدر حسینی از مدیران نجومی بگیر دولت یازدهم در لیست قرار گرفت و توانست 4 سال نماینده مردم تهران شود. دختر صفدر حسینی در مجلس دهم فعالیت جنجالی داشت و نطق پرحاشیه وی در حمایت از مسائل مالی خانواده اش در این مجلس در نوع خود نادر است.
 
پس از اتمام مجلس دهم هم زمزمه های مختلفی در رسانه ها درباره حضور وی در ساختار دولتی به عنوان مدیر یا سمت بالا عنوان شد که فعلا این اخبار در حد انتشار و تکذیب عنوان شده است. 
 
در انتخابات مجلس یازدهم هم بسیاری از آقازاده ها و خصوصا دامادها پا به عرصه گذاشتند و سعی کردند که وارد مجلس کنونی شود. «کامبیز مهدی زاد» که در ابتدا نامش با خبر انتصاب وی به عنوان معاون وزیر و رییس سازمان زمین شناسی بر سر زبان ها افتاد که با فشار افکارعمومی این حکم ملغی شد. وی در انتخابات مجلس دهم سعی کرد از تبریز کاندیدا شود که رد صلاحیت شد.
 
 
«حمید رضا عارف» پسر علیرضا عارف رئیس شورای سیاستگذاری اصلاحات از جمله آقازاده های اصلاح طلب حاشیه ساز بوده است. ماجرای «ژن خوب» که در یک گفتگو از وی مطرح شد جنجالی وصف ناپذیر در فضای مجازی ایجاد کرد. وی خود را ژن خوب نامید و بیان داشت که در خانواده ای با رتبه بالای کنکور و هوشمند متولد شده و رشد یافته و این ژن به او منتقل شده است. 
 
وی در ماجرای لیست بندی شورای شهر تهران و مجلس دهم نیز حاشیه ساز شد که این موضوع هم تکذیب شد. گفته می شود که وی در مجلس دهم از حوزه انتخابیه یزد به عنوان نامزد شرکت کرده بود مورد حمایت عارف قرار نگرفت. هر چند که پسر عارف در کمیته ملی المپیک سمتی گرفت که با انتقادات زیادی روبرو شد که وی چه تخصصی در این حوزه دارد که در چنین سمتی انتصاب شده است.
 
از سوی دیگر « توحید نوبخت» پسر محمد باقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه نیز از جمله آقازاده هایی بود که در انتخابات مجلس ثبت نام کرد اما به یکبار با انتشار نامه ای از نامزدی در انتخابات از حوزه رشت انصراف داد. 
 
رانت مستلزم نظارت و پیگیری و همچنین مقابله و برخورد جدی با این موضوع است. فضای رانتی ناامیدی برای نخبگان ایجاد می‌کند و یکی از عوامل اصلی فرار مغزها محسوب می شود. این روزها اخبار مختلف از گوشه کنار سیاست مطرح می شود که اقازاده ای در سمت یا مسندی در حال فعالیت است یا توانسته است با رانت فعالیت اقتصادی انجام دهد و جیب خود را پر از پول کند. آنچه امروز نگرانی جامعه را تشدید کرده بروز ناعدالتی و ایجاد فضای افسارگسیخته رانتی است که با حضور آشکار برخی از آقازادگان و دامادهای مسئولان این دلواپسی افزایش یافته است.
 
انتهای پیام/
 

برچسب‌ها: 
سریال‌های شبکه نمایش خانگی برخلاف توفیقاتی که می‌توانست داشته باشد به سمت هنجارشکنی‌های اخلاقی و ابتذال رفته است، این تأثیرگذاری به‌نوعی به‌صورت زیرپوستی در حال حرکت است که اثرات مخرب آن به‌مراتب بدتر از ابتذال در سریال‌های ماهواره‌ای است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،به نقل از دیارآفتاب؛  طی سال‌های اخیر با توجه به توسعه‌ی فراگیر ارتباطات بر بستر فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و گرایش طیف وسیعی از اقشار مختلف جامعه به این سمت‌وسو موضوع تولیدات نمایشی به شکل فیلم و سریال تحت عنوان «شبکه‌ی نمایش خانگی» به‌عنوان شیوه‌ی نوینی از عرضه‌ی محتوا داغ شده است.

از سوی دیگر عدم نظارت دقیق بر ممیزی‌های معمول و طبقه‌بندی سنی مخاطب در این حوزه و همچنین ابعاد اقتصادی و بازار پرمخاطب آن بسیاری از سرمایه‌گذاران پروژه‌های فیلم و سریال را باهدف کسب سودهای کلان و بدون ریسک برای سرمایه‌گذاری در این زمینه ترغیب می‌کند.

درحالی‌که متولی اصلی در مدیریت این بستر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است اما همواره پخش مجموعه‌های نمایش خانگی با چالش‌هایی همراه بوده است و نقصانی که همانند بسیاری از بخش‌های عرضه‌ی محتوای فرهنگی در این مورد نیز به‌مراتب بیشتر مشاهده می‌شود عدم نظارت متولیان و به‌نوعی ولنگاری است.

حال جای سؤال است که استانداردهای فرهنگی و خطوط قرمز وزارت ارشاد چیست که در سال‌های اخیر رشد قارچی سریال‌های ضد ارزش و خارج از شئون اخلاقیای را شاهد هستیم که به‌آرامی می‌تواند بنیان‌های خانواده را به سمت‌وسوی ویرانی بکشاند.

شاید روزی سریال‌های ماهواره‌ای به لحاظ محتوای نامناسب و ضد خانواده موردانتقاد بسیاری از کارشناسان فرهنگی قرار می‌گرفت اما متأسفانه طی سال‌های اخیر تولیدات در بخش شبکه‌ی نمایش خانگی با موضوعاتی خلاف ارزش‌های خانواده و جامعه‌ی اسلامی و پخش فراگیر در سراسر کشور شرایطی را به وجود آورده است که می‌تواند آثار به‌مراتب مخرب‌تری را بر جای بگذارد.

یکی از موضوعات مورد انتقاد در این قبیل سریال‌ها که البته بسیار جلوه می‌کند ترویج اشرافی گری است همان‌گونه که از مضمون و روایت سریال‌هایی همچون عاشقانه، مانکن و دل این موضوع به‌روشنی دریافت می‌شود، لذا مسئله‌ی تجمل‌گرایی و اشرافی گری در این مجموعه‌ها به‌نحوی‌که کل محتوا تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد اتفاقی نیست.

سلبریتی محوری و عدم انطباق فضای ترسیمی این سریال‌ها با واقعیت و نمایش موقعیت‌های لوکس و لاکچری فضایی رؤیایی را به تصویر می‌کشد که همین موضوع به علت فاصله‌ی این روایت با سطح زندگی عموم اقشار جامعه یک احساس شکست و سرخوردگی را برای مخاطب به همراه خواهد داشت.

آنچه مسلم است در یک نگاه کلی این‌چنین استنباط می‌شود که غالب تولیدات فیلم در عرصه‌ی سینما و نمایش خانگی در ایران بیشتر از آنکه به دنبال تولید محتوای جریان ساز و تعالی‌بخش فرهنگی باشد هدف خود را جذب مخاطب برای کسب منافع مادی و به‌اصطلاح معطوف به گیشه‌ی فروش قرار داده است.

سریال‌های شبکه نمایش خانگی برخلاف توفیقاتی که می‌توانست داشته باشد به سمت هنجارشکنی‌های اخلاقی و ابتذال رفته است، این تأثیرگذاری به‌نوعی به‌صورت زیرپوستی در حال حرکت است که اثرات مخرب آن به‌مراتب بدتر از ابتذال در سریال‌های ماهواره‌ای است.

از سوی دیگری الگو گیری این مجموعه‌های نمایشی از سریال‌های درام ترکیه‌ای و روایت داستان حول محور عشق‌های چندگانه و مثلثی با تم خیانت که اساساً مغایر با آداب و فرهنگ اسلامی و عرفی جامعه‌ی ماست برای مخاطب منجر به یک تغییر ذائقه‌ی نادرست و تردید در هویت فرهنگی خواهد شد لذا رواج سبک زندگی غربی و تقبیح ارزش‌های دینی و انقلابی به‌وفور در سریال‌های شبکه نمایش خانگی دیده می‌شود.

بعضاً با ورود پول‌های کثیف و منشأ نامشخص به این عرصه نمی‌توان انتظار داشت که تولیداتی با چنین سرمایه‌گذاری‌هایی درنهایت به دنبال اشاعه‌ی ارزش‌ها و فرهنگ‌سازی مبتنی بر اصول اسلامی باشند کما اینکه موضوعاتی پیرامون بسیاری از این مجموعه‌ها و به‌عنوان‌مثال سریال شبکه‌ی نمایش خانگی «شهرزاد» که به‌عنوان بزرگ‌ترین و پرهزینه‌ترین مجموعه‌ی تاریخ سینما و تلویزیون ایران در بخش خصوصی نام‌گرفته است در پرونده‌ی فساد مالی هادی رضوی مطرح شد.

اگر نگاهی گذرا به آمار دنبال کنندگان شبکه نمایش خانگی داشته باشیم خواهیم دید این مخاطبین به‌مراتب گسترده‌تر از مخاطبین سالن‌های سینمایی هستند ولی آن‌گونه که شایسته است این آثار به‌دقت نظارت و ارزیابی نمی‌شود و مسئولین ذیربط توجه لازم را به این بستر تبادلی مهم ندارند درحالی‌که این فیلم‌ها به‌راحتی در خانه‌ و تلفن همراه هر ایرانی بدون توجه به نوع محتوا قابل‌دسترسی است و عدم توجه به آن نتایج سوء بر تربیت فرهنگی در جامعه برجای خواهد گذاشت.

هرچند نباید دراین‌بین از عدم ورود قدرتمند رسانه‌ی ملی به این حوزه و برنامه‌ریزی برای تولیدات فاخر و جهت‌دهی صحیح افکار اجتماعی به‌عنوان یک متولی فرهنگی به‌سادگی عبور کرد اما تحدید بودجه این سازمان طی سال‌های اخیر و نگاه مبتنی بر تأمین اعتبار از طریق پخش آگهی‌های تلویزیونی بعضاً سلبریتی محور عموماً تلویزیون را به یک رابط و بازاریاب اقتصادی تبدیل کرده است که می‌تواند منجر به فاصله‌گیری رسانه‌ی ملی از رسالت‌های اصلی خود باشد.

رهبر معظم انقلاب نیز با توجه ویژه به مقوله فرهنگ در جامعه و تأکید بر نقش مهم دستگاه‌های مسئول این حوزه همواره طی بیاناتشان مطالباتی را نسبت به مباحث فرهنگی کشور مطرح کرده‌اند و در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیئت دولت در ۴ شهریورماه سال ۱۳۹۵ می‌فرمایند:

« اولویت بسیار مهم کشور، فرهنگ است. فرهنگ از ادبیات و هنر تا سبک زندگی تا فرهنگ عمومی تا اخلاق تا رفتار اجتماعی، شامل همه‌ی این‌ها است؛ ما در این زمینه‌ها تکلیف داریم، مسئولیت داریم؛ دستگاه‌های فرهنگی ما واقعاً مسئولیت دارند در این زمینه؛ فرض بفرمایید حالا فیلم، تئاتر، سینما، خب اگر مراقبت نباشد [چه می‌شود]! بنده طرفدار جزم‌اندیشی و فشار و اختناق در این زمینه‌ها نیستم، میدانید، من اعتقاد راسخ دارم به آزاداندیشی؛ منتها آزاداندیشی غیر از ولنگاری است، غیر از اجازه دادن به دشمن است که از دالان آزاداندیشی و آزاد عملی بخواهد ضربه بزند به کشور»

همچنین معظم له ضمن دغدغه مندی بسیار مهم در حوزه‌ی تولیدات محتوایی ازجمله فیلم و سریال در دیدار هنرمندان و دست‌اندرکاران صداوسیما در ۱۲ تیرماه سال ۱۳۸۹ می‌فرمایند:

« واقعاً خط قرمزهایی هست که باید رعایت شود. یکجاهایی عبور از برخی از خطوط قرمز اخلاقی - منظورم خطوط قرمز سیاسی هم خیلی نیست؛ عمدتاً انسان نگران اخلاق و دین و این چیزهاست - در بعضی از فیلم‌ها و سریال‌ها لزومی ندارد؛ بعضی از ارتباطات عشقی دختر و پسر که توی فیلم‌ها منعکس می‌شود، بد است، بدآموز است. اینکه شما نوع برخورد یک زن و مرد را، یک عشق غلط را - این عشق‌های مثلث و مربع را - توی فیلم بیاورید، این مضر است؛ این را کاریش نمی‌شود کرد. کاری کنیم که این‌ها توی فیلم‌ها نیاید. »

هاتف الرحمان صالحی استاد دانشگاه و کارشناس فرهنگ و رسانه؛

سینمای خانگی طی سال‌های اخیر مروج برهنگی است/دولت کارنامه‌ی مثبتی در حوزه‌ی فرهنگ ندارد

هاتف الرحمان صالحی استاد دانشگاه و کارشناس مسائل فرهنگی و رسانه در گفتگو با خبرنگار دیار آفتاب؛ با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرهنگی بود گفت: این انقلاب که بر بستر جامعه رخ داد هم انقلابی اجتماعی بود و هم یک انقلاب فرهنگی ناظر به فرهنگ اصیل و مبتنی بر ارزش‌های اسلامی که استمرار آن‌هم قطعاً نیازمند همان ملزوماتی است که انقلاب را به ثمر رساند لذا حفظ مبانی‌ای که باعث شد انقلاب اسلامی به ثمر برسد همچون خود انقلاب واجب است.

سینما و شبکه‌ نمایش خانگی باید مکمل رسانه‌ی ملی باشند

صالحی بابیان اینکه هر تولید فرهنگی را باید بر اساس شاخص‌های منظومه‌ی فکری امامین انقلاب قضاوت کرد تصریح کرد: باید ببینیم در این منظومه‌ی فکری رسانه چه جایگاهی دارد، وقتی بررسی می‌کنیم می‌بینیم که توقع ایشان از رسانه حداقل از رسانه‌ی ملی به‌عنوان اصلی‌ترین رسانه‌ی کشور و به‌تبع آن سایر رسانه‌ها این است که به مرکز هویت فکری جامعه و به‌اصطلاح به یک دانشگاه عمومی تبدیل شوند.

وی ادامه داد: پس با این تعبیر در دانشگاه چه چیزی تدریس می‌کنند؟ یقیناً مباحث غیراخلاقی و ناملایمت اجتماعی و فرهنگی ترویج نمی‌شود بلکه دانشگاه هم باید علم و دانش بیاموزد و هم در کنار آن مبانی اسلامی را آموزش دهد، لذا در این راستا سینما و شبکه‌ی نمایش خانگی نیز باید مکمل رسانه‌ی ملی باشند و هدف چیزی جز این نیست.

سینمای خانگی طی سال‌های اخیر مروج برهنگی است

این کارشناس رسانه ضمن اشاره و بررسی ابعاد مختلف تولیدات در حوزه‌ی شبکه‌ی نمایش خانگی اظهار داشت: حدود یک دهه است که شبکه‌ی نمایش خانگی ایجادشده تا گره‌ای را باز کند اما متأسفانه گره‌ای را به گره‌های فرهنگی قبلی افزوده است و درحالی‌که این بستر می‌تواند یک فرصت استثنایی برای ترویج سبک زندگی اسلامی و ایرانی باشد اما به تهدیدی برای متزلزل کردن بنیان خانواده تبدیل‌شده است.

وی ادامه داد: طی سال‌های اخیر در سینما و شبکه‌ی نمایش خانگی به ترویج مسائلی همچون عشق مثلثی یا حتی مربعی، همباشی و ولنگاری ارتباط فی‌مابین زن و مرد نامحرم و عادی جلوه دادن آن، موسیقی‌های مبتذل، آرایش‌های غلیظ و پوشش‌های ناهنجار پرداخته شده و با اصالت بخشیدن به زندگی‌های اشرافی و پر زرق‌وبرق در این تولیدات یک زندگی ساده و قشر پایین جامعه همیشه طوری است که وجهه ا‌ی بد به آن داده می‌شود و شخصیت خوب داستان همواره کسانی هستند که زندگی سرمایه‌داری، خانه و ماشین آن‌چنانی دارند.

این استاد دانشگاه همچنین تصریح کرد: سینمای خانگی ما طی سال‌های اخیر مروج برهنگی است و این همان ابتذالی است که از سینما به شبکه‌ی نمایش خانگی سرایت کرده است تا شاهد یک دومینوی ابتذال رسانه‌ای باشیم.

حوزه سینما و نمایش خانگی یک ولنگاری در ساحت مدیریت و نظارت دارد

صالحی با ذکر اینکه در رابطه با رسانه‌ی ملی نکته‌ی مثبت اینجاست که مردم مطالبه می‌کنند و مسئولین مشخص و پاسخگو هستند افزود: در حوزه‌ی سینما و شبکه‌ی نمایش خانگی مشخص نیست مسئول اصلی کیست و در وهله‌ی اول یک ولنگاری در ساحت مدیریت داریم و موضوع بعدی نظارت است که متأسفانه هیچ نظارت عالمانه و تخصصی در تولیدات این حوزه وجود ندارد.

وی با اشاره به اینکه اخیراً وزارت ارشاد اعلام کرده است که در زمینه‌ی تولیدات شبکه‌ی نمایش خانگی به علت حجم بالای مجوزهای صادرشده بیش از نیاز و ظرفیت بازار فعلاً صدور مجوزها متوقف‌شده است اذعان کرد: اگر توقف صدور مجوز برای عدم نیاز بازار است پس جای تأسف است که نگاه مدیران ما به بازار و جنبه‌ی اقتصادی تولیدات است و شاخص فرهنگی و رویکرد انقلابیای وجود ندارند که اگر بود صدور مجوزها را تعلیق می‌کردند تا با تغییر و تحول شاخص‌های جدیدی مبتنی بر مؤلفه‌های اصیل انقلاب تدوین و سپس مبتنی بر آن مجوز صادر شود.

فیلم و سریالی مقبول است که زندگی اسلامی-ایرانی را ترویج کند

این کارشناس مسائل فرهنگی با اشاره به اینکه یک سال و نیم است که وارد گام دوم انقلاب اسلامی‌شده‌ایم و باید تمام رویکردهای ما در ساحت‌های مختلف اعم از سیاست، فرهنگ و اقتصاد کشور مبتنی بر این بیانیه راهبردی باشد تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین کلیدواژه‌های بیانیه گام دوم هم‌افزایی با جوانان برای شکست محاصره‌ی تبلیغاتی دشمن است و مهم‌ترین ابزار و کلید این کار از منظر مقام معظم رهبری چیزی جز امید آفرینی نیست.

وی همچنین اظهار داشت: مهم‌تر از اینکه تصور شود در گام دوم جوانان باید همه‌ی مسئولیت‌ها را به دست‌گیرند این است که فرآیندها و ساختارها جوان شود که یقیناً در این صورت می‌توانیم زودتر به مدینه‌ی فاضله‌ی مدنظر رهبر معظم انقلاب و تمدن نوین اسلامی دست یابیم.

صالحی مهم‌ترین هدف همه‌ی آحاد جامعه در گام دوم انقلاب را کمک به جامعه پردازی و جامعه سازی دانست و افزود: هریک از ما باید کمک کنیم تا نقاط ضعف جامعه کاهش و نقاط قوت افزایش داشته باشد و همه باهم یک رشد متوازن و فراگیر داشته باشیم فلذا جامعه‌ای می‌تواند جامعه‌ی مهدوی باشد که در آن احساس مسئولیت و تکلیف مداری گفتمان رایج و غالب شود و فیلم، سریال و سازمان رسانه‌ای می‌تواند مقبول باشد که بتواند سبک زندگی اسلامی و ایرانی و مهدوی را ترویج کند.

وی در ادامه گفت: شاخصه‌ی نمره دادن، قبولی و رد و اصالت دادن به تولیدات فرهنگی و همچنین فیلم، سریال، سینما و شبکه‌ی نمایش خانگی باید بیانیه‌ی گام دوم انقلاب باشد.

دشمن در جنگ شناختی روی باورها و لایه‌های عمیق بینشی مخاطب کار می‌کند

این کارشناس رسانه با تأکید بر اینکه ضرورت دارد که در ورود به گام دوم انقلاب اسلامی ساحت رسانه‌ای ما نیز گام دومی باشد اظهار داشت: باید به سمتی حرکت کنیم که سواد رسانه‌ای مردم را بالا ببریم و با توجه به اینکه امروزه رسانه در تمام ارکان حکمرانی می‌کند و جایی نیست که رسانه نفوذ نداشته باشد پس مفهوم سواد رسانه‌ای یعنی اینکه مخاطب سواد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی داشته باشد.

وی با اشاره به اینکه امروز در عرصه‌ی فرهنگ با یک پازل مواجهه هستیم تصریح کرد: بخش‌های این پازل چه از سوی جریان معارض داخلی و چه دشمنان خارجی که ۴۲ سال است با ما مبارزه‌ی رو در رو دارند مورد هجمه قرار می‌گیرد به عقیده‌ی رهبر انقلاب مهم‌ترین هدف دشمن این است که در جنگ شناختی پیروز شود، موضوع جنگ نرم و شبیخون فرهنگی کم‌کم خیلی تکمیل شد و به جنگ شناختی‌ای تبدیل شده است که دشمن در آن روی باورها و لایه‌های عمیق بینشی و نگرشی مخاطب کار می‌کند.

رگه های نفوذ در سینما و نمایش خانگی مشهود است/دولت کارنامه‌ی مثبتی در حوزه‌ی فرهنگ ندارد

صالحی در ادامه تصریح کرد: بحث این است که رگه‌های نفوذ در شبکه‌ی نمایش خانگی و کلاً در سینمای ایران به‌وضوح مشهود است و نباید خودمان را به خواب بزنیم، فلذا از مجلس یازدهم توقع داریم که در بحث تقنین و نظارت در این حوزه ورود کند و کمسیون فرهنگی مجلس قوی‌تر ظاهر شود و از وزیر ارشاد پاسخ بخواهد.

وی ضمن انتقاد از عملکرد دولت در زمینه‌ی مسائل فرهنگی افزود: متأسفانه طی سال‌های اخیر دولت کارنامه‌ی مثبتی در حوزه‌ی فرهنگ ندارد و عملکردش در حوزه‌ی سینما به‌هیچ‌وجه قابل قبول نیست چرا که متأسفانه در رابطه با جشنواره ی فجر میبینیم که هرسال سطح کیفی، مبنایی و گفتمانی فیلم‌ها رو به افول است.

رسانه‌ی ملی ذائقه‌ی مخاطب را به سمت ذائقه‌ای اسلامی-ایرانی هدایت کند

این استاد دانشگاه در ادامه اظهار داشت: اگر ما یک پازل و منظومه‌ی رسانه‌ای در نظر بگیریم درصد بیشتری از این پازل مربوط به رسانه‌ی ملی است و شبکه‌ی نمایش خانگی و سینما باید مکمل آن قرار گیرند و کمک کنند نه اینکه باری هم بر دوش رسانه‌ی ملی بگذارند.

این کارشناس مسائل فرهنگی با اشاره به رسالت خطیر رسانه‌ی ملی در تولیدات فرهنگی تصریح کرد: اگر رسانه‌ی ملی ما توانست ذائقه‌ی مخاطب را به سمت ذائقه‌ای اسلامی ایرانی و اصیل هدایت کند و نگاه مخاطب را از موضوعات مادی و ظاهری به مباحث متعالی و معنوی سوق بدهد خود مخاطب کم‌کم مطالبه گر خواهد شد و همین باعث خواهد شد تا تغییرات مثبت رخ دهد ولی اگر رسانه‌ی ملی در این راستا کوتاهی داشته باشد این مخاطب به سمت‌وسوی دیگری خواهد رفت.

صالحی در ادامه گفت: هرچند رسانه‌ی ملی طی سال‌های اخیر موضوع مشکلات بودجه و اعتباری را مطرح می‌کند و برای تامین آن به سمت تبلیغاتی می‌رود که بعضاً همین تبلیغات به ضد هنجار تبدیل می‌شوند اما ما امیدواریم به یک دولت اسلامی برسیم که ضرورت حمایت از رسانه‌ی ملی و برنامه‌سازی فرهنگی را بداند.

این استاد دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: هرچند با توجه به مشکلات ذکر شده رسانه ملی تا حدودی حق دارد اما حتی با امکانات موجود توقع خیلی بیشتر است و این مجموعه می‌تواند با استفاده از نیروهای جوان و مخلص بیش از این‌ها مؤثر باشد و درصد مخاطب خود را افزایش دهد کما اینکه در بخش‌هایی از صداوسیما که به جوانان میدان داده‌شده است کارنامه بسیار خوبی را مشاهده می کنیم.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: 
پس از عدم اعلام شمار مبتلایان به کرونا، عدم رعایت فاصله گذاری اجتماعی و نکات بهداشتی روند ابتلا به کرونا در خراسان‌جنوبی افزایش چشمگیری داشته است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صدای دانشجو،به نقل از خاورستان، از ابتدای اسفندماه سال گذشته بحث شیوع ویروس کرونا در سطح کشور رسانه‌ای شد و این ویروس منحوس در کوتاه‌ترین زمان ممکن خود را به تمام استان‌های ایران رساند. در حال حاضر که حدود 4 ماه از شیوع کرونا در کشور می‌گذرد درصد بسیار زیادی از مردم در روستاهای کشور نیز درگیر کرونا هستند.
 
از ابتدای شیوع بیماری کرونا در کشور ستاد ملی مقابله با کرونا تشکیل و تصمیماتی که در این ستاد اتخاذ می‌شد از طریق رسانه ملی در اختیار مردم قرار می‌گرفت.
 
آمار مبتلایان به کرونا، افراد بستری، بهبود یافته و افرادی که بر اثر ابتلا به کرونا جانشان را از دست می‌دادند نیز به صورت کشوری و استانی هر روز توسط وزارت بهداشت اعلام می‌شد.
 
از تاریخ 23 خردادماه شمار مبتلایان به ویروس کرونا به تفکیک استان‌ها اعلام نمی‌شود و هر روز فقط آمار کشوری اعلام می‌شود.
 
طرح فاصله‌گذاری اجتماعی ادامه دارد اما محدودیت‌ها کاهش یافته است. عدم‌اعلام آمار استانی و شهرستانی باعث شده برخی افراد گمان کنند کرونا تمام شده و کمتر به مسائل بهداشتی توجه کنند.
 
در خراسان‌جنوبی از اوایل خردادماه شمار مبتلایان به کرونا افزایش چشمگیری داشت و در حال حاضر شنیده شده شمار روزانه مبتلایان در استان در حال افزایش و وضعیت شهرستان‌های بیرجند، قاین و سربیشه قرمز است.
 
عدم‌اعلام آمار استانی، علاوه براین‌که باعث بی‌خیالی برخی افراد نسبت به کرونا شده، باعث شده برخی افراد آمارها را از منابع غیررسمی و گاهی نامعتبر دریافت کنند و این باعثِ نگرانی بسیاری از مردم شده است.
 
عدم اعلام آمار کرونا به تفکیک استان‌ها بر اساس سیاست‌های کلان کشور است
 
محمد دهقانی‌فیروزآبادی رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در این خصوص در گفت‌وگو با خاورستان، اظهار کرد: بر اساس سیاست‌های کلان کشور تصمیم بر این شده که آمار روزانه مبتلایان به کرونا به تفکیک استانی اعلام نشود و اعلام آمار فقط توسط سخنگوی وزارت بهداشت و کشوری باشد.
 
وی با بیان این‌که این تصمیم پیامدهایی برای استان‌ها دارد، افزود: تصمیمی است که در کشور اتخاذ شده و اعلام آمار استانی و شهرستانی در حیطه اختیارات استان‌ها نیست.
 
رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند بیان کرد: وقتی که آمار مبتلایان به کرونا به صورت استانی اعلام می‌شد شرایط در خراسان‌جنوبی به گونه‌ای بود که روزانه حدود 10 درصد تست‌های انجام شده مثبت می‌شد و قسمت عمده‌ای از تست‌های مثبت مربوط به نمونه‌های سرپایی بدون علائم یا با علائم‌کم بود.
 
مثبت‌شدن 25 درصد تست‌های انجام شده
 
دهقانی عنوان کرد: در حال حاضر که تعداد مبتلایان روزانه به تفکیک استان اعلام نمی‌شود، حدود 25 درصد تست‌های انجام شده در استان مثبت است.
 
وی خاطرنشان کرد: حدود یک ماه قبل در برخی از روزها تست‌های مثبتی که از افراد بستری انجام می‌شد صفر بود و مجموع افرادی که با علائم تنفسی به مراکز درمانی مراجعه داشتند به 90 نفر رسیده بود.
 
رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند گفت: متأسفانه طی دو هفته اخیر تعداد نمونه تست‌های افراد بستری که مثبت می‌شود، افزایش داشته است.
 
دهقانی افزود: همچنین تعداد افرادی که با علائم تنفسی در مراکز درمانی بستری می‌شوند گاهی اوقات به 160 نفر می‌رسد.
 
بستری بیش از 50 بیمار مبتلا به کرونا در بیمارستان‌های خراسان‌جنوبی
 
وی با بیان این‌که پیش از این مجموع بیماران بستری در استان کمتر از 10 نفر بود، اظهار کرد: متأسفانه در حال حاضر بیش از 50 بیمار مثبت قطعی در بیمارستان‌های استان بستری هستند.
 
رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند تصریح کرد: متأسفانه شاهد عدم‌رعایت فاصله‌گذاری اجتماعی و مسائل بهداشتی در استان هستیم که نتیجه آن، افزایش شمار مبتلایان به کرونا شده است.
 
دهقانی بیان کرد: توصیه‌هایی که از سوی دانشگاه علوم پزشکی و وزارت بهداشت به مردم ارائه می‌شود، بر اساس معیارهای سازمان بهداشت جهانی است و اگر در حال حاضر توصیه می‌شود مردم هنگام بیرون رفتن از خانه و حضور در محل‌های تجمعی ماسک داشته باشند، به توصیه سازمان بهداشت جهانی است.
 
وی خاطرنشان کرد: قبلا مطرح می‌شد فقط شخص بیمار و افرادی که با بیمار در ارتباط هستند از ماسک استفاده کنند اما اکنون به تمامی افرادی که قصد حضور در مکان‌های عمومی و تجمعی را دارند توصیه به استفاده از ماسک می‌شود.
 
شرایط خراسان‌جنوبی خوب نیست
 
رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با بیان این‌که شرایط در خراسان جنوبی خوب نیست، گفت: متأسفانه هیچ شهر سفیدی در خراسان‌جنوبی نداریم.
 
دهقانی از تغییر رنگ‌بندی‌ها خبر داد و افزود: رنگ سبز یعنی بی‌خطر، سفید کم‌خطر، زرد متوسط‌خطر، نارنجی پرخطر و قرمز بسیارپرخطر است.
 
وی افزود: شهرستان‌های بیرجند، قاین و سربیشه در وضعیت قرمز (بسیارپرخطر)، شهرستان‌های خوسف، درمیان و سرایان در وضعیت زرد (متوسط‌خطر) و سایر شهرستان‌ها نارنجی (پرخطر) هستند.
 
دهقانی عنوان کرد: اعمال محدودیت‌ها و رعایت نکات بهداشتی که قبلا وجود داشت در کاهش شمار مبتلایان به کرونا بسیار تأثیرگذار بود.
 
رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند گفت: قبل از اوج‌گرفتن بیماری کرونا در استان تصمیم گرفته شده زون وسیعی که در بیمارستان ولی عصر(عج) برای نگهداری بیمارانی کرونایی وجود داشت را کم و به مرور حذف کنیم اما گفتیم یک هفته تا 10 روز صبر کنیم بعد اگر مشکلی در استان وجود نداشت زون را حذف کنیم اما نه‌تنها شمار مبتلایان کاهش نداشت بلکه با روند افزایشی که پیدا کرد در حال حاضر 4 بال در بیمارستان ولی‌عصر (عج) ویژه بیماران کرونایی است که بیمار بستری دارد.
 
بستری 7 بیمار کرونایی در بخش مراقبت‌های ویژه
 
دهقانی از بستری‌بودن 7 بیمار کرونایی در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان حضرت ولی‌عصر(عج) بیرجند خبر داد و تصریح کرد: متأسفانه خراسان‌جنوبی ششمین استان کشور از نظر رشد فزاینده موارد بیماران تنفسی بستری است که این نگران‌کننده است.
 
وی در خصوص اعمال محدودیت‌ها بیان کرد: این مسئله بستگی به سیاست ستاد ملی کرونا دارد و همان‌گونه که رئیس‌جمهور در جلسات اعلام می‌کند کماکان با کرونا درگیر هستیم و مردم باید زندگی با رعایت پروتکل‌های بهداشتی با کرونا را یاد بگیرند چراکه سیاست کلان کشور اعمال محدویت‌های شدید نیست.
 
رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند افزود: برای اعمال مجوزهای شهرستانی صحبت‌هایی شده که این نیز باید با مجوز کشوری انجام شود.
 
دهقانی خاطرنشان کرد: با توجه به گزارش‌ها، افراد زیادی در مراسم‌هایی مانند عروسی به کرونا مبتلا شدند همچنین با وجود این‌که در شهرهای غیرسفید برگزاری مراسم در سطح تالارها ممنوع شده اما بعضا مراسمات را در منازل یا ملک‌های شخصی برگزار می‌کنند که این موضوع موجب ابتلای موارد زیادی به کرونا شده است.
 
وی اظهار کرد: به کرات شاهد موارد ابتلای خانوادگی که در تماس نزدیک با یکدیگر بودند هستیم.
 
پلمپ 7 تالار در استان
 
رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با اشاره به این‌که در ستاد استانی کرونا روی فعال‌شدن جدی کمیته نظارت استانی برای تشدید نظارت‌ها، تأکید شده افزود: بر این اساس کسانی که بعد از ابلاغ تذکرات لازم، پروتکل‌های بهداشتی را رعایت نمی‌کنند، قطعا با تعطیلی و پلمپ مواجه خواهند شد همچنین تالارها در شهرهای غیرسفید اجازه برگزاری مراسم‌هایی مانند عروسی را نداشته و فقط اجازه سرو غذا با ۵۰ درصد ظرفیت را دارند.
 
دهقانی گفت: متأسفانه عدم‌رعایت موارد بهداشتی باعث شده در طول ۱۰ روز گذشته ۷ تالار در سطح استان پلمپ شود.
 
وی با بیان این‌که بخش اعظم افزایش آمار بیماران در استان طی ۱۵ روز گذشته، موارد ابتلای خانوادگی است افزود: دید و بازدیدها، شب نشینی‌ها و برگزاری مراسم در خانه علت اصلی آن است.
 
رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در خصوص وضعیت شهرستان‌های استان طی ۱۵ روز گذشته گفت: شهرستان نهبندان ۹۰ درصد، شهرستان قاین ۳۰ درصد، شهرستان زیرکوه ۶۷ درصد، شهرستان بشرویه ۵۲ درصد، شهرستان سرایان ۷۵ درصد، شهرستان طبس ۴۷ درصد، شهرستان سربیشه ۷۷ درصد و شهرستان بیرجند ۶۰ درصد از بیماران جدید مربوط به موارد ابتلای خانوادگی بوده که جای هشدار و زنگ خطر دارد.
 
دهقانی خاطر نشان کرد: همانگونه که قبلا نیز توصیه شده بایستی حتی‌الامکان از تجمعات غیر ضروری خودداری شود و اگر به ناچار دید و بازدیدی صورت می‌گیرد باید در حداقل زمان ممکن، حتما فاصله حدود دو متر بین افراد، استفاده از ماسک، باز بودن پنجره‌ها و تهویه مناسب آن فضا رعایت شود تا بتوانیم از ابتلاهای بیش از حد خانوادگی جلوگیری کنیم.
 
انتهای پیام/
 

برچسب‌ها: 

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS