
به گزارش صدای دانشجو، به نقل از فارس، آیتالله ناصر مکارم شیرازی امشب در برنامه چشمه معرفت که از شبکه دوم سیما پخش شد، مسئله رابطه آزادی و اخلاق را مورد توجه قرار داد و اظهار کرد: برخی تصور میکنند که اخلاق جلوی آزادی را گرفته و نمیگذارد که آزادی که موجب پرورش استعدادها است گسترش یابد در حالی که چنین برداشتی غلط است.
وی با اشاره به اینکه منظور از آزادی این است که انسان برای حرکت در مسیر تکامل جنبههای مادی و معنوی با مانعی روبهرو نشود، گفت: در آزادی خطوط قرمزی وجود دارد و امکان ندارد که بدون رعایت خطوط قرمز فرد به جایی برسد.
این مرجع تقلید گفت: وجود برنامه پیشرفت بدون وجود خطوط قرمز امکان ناپذیر است؛ اخلاق در مسئله آزادی خطوط قرمزی را مشخص میکند که نمیگذارد انسان در درههای دروغ، رباخواری و انحراف از مسیر حق بیفتد.
وی با اشاره به اینکه در دنیای امروز با تزلزل در مبانی اخلاقی هستیم که مشکلات بسیاری را به دنبال داشته است، اظهار کرد: وقتی که در مبانی اخلاقی شاهد تزلزل باشیم سیاست، اقتصاد، خانواده و بازار و... متزلزل میشود.
آیتالله مکارم شیرازی با اشاره به اینکه ملت و دولت باید به حق خود قانع باشند و اگر چنین نباشد مشکلات عدیدهای به بار میآید، افزود: مسائل اخلاقی و ارزشهای معنوی فقط برای نجات روز قیامت نیست بلکه برای این دنیا نیز کاربرد دارد.
وی تصریح کرد: باید ارزشهای اخلاقی را در دنیای کنونی نگه داریم تا بتوانیم در عرصههای مختلف به پیشرفت برسیم.
استاد حوزه علمیه قم در غرب به بهانه آزادی بیان هر توهینی را به مسلمانان نسبت میدهند، گفت: نتیجه این آزادی میشود که بیش از یک و نیم میلیارد نفر با شما دشمن شده و بذر دشمنی کاشته میشود.
وی با اشاره به وضعیت کشورهای دنیا، کشتار مردم بیگناه و بدبختیهایی که گریبانگیر این کشورها است، بیان کرد: در قرآن کریم به زیبایی آزادی بیان شده و در کنار آن خطوط قرمز نیز مشخص شده است و باید در مسئله آزادی، اخلاق را مد نظر قرار دهیم.
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از نافع، طیب فریادرس در ستاد پشتیبانی طرح اردوهای هجرت 3 در همدان با اشاره به فعالیت بسیج دانشجویی در اردوهای جهادی طی دو سال گذشته، اظهار کرد: بسیج دانشجویی استان در سال گذشته 3 هزار و 680 نفراردو در قالب 80 گروه جهادی برگزار کرد.
وی گفت: این 80 گروه جهادی حاضر در اردوهای جهادی شامل 10 گروه با فعالیت عمرانی و 70 گروه با فعالیتهای آموزشی، فرهنگی و تربیتی بود.
مسؤول بسیج دانشجویی دانشگاههای همدان با تأکید بر اینکه مقام معظم رهبری نسبت به اردوهای جهادی نگاه ویژه و خاص دارند، تصریح کرد: مشاهده میشود انرژی جوانان انقلابی در دالان بروکراسی ادارات شهرستانها هدر میرود.
وی افزود: بسیجیان به منظور رفع محرومیت، کمک به نظام، دولت و مردم در اردوهای جهادی حضور مییابند که برخی سازمانها همکاری لازم با آنها ندارند.
فریادرس نگاه مدیران جهادی را لازمه حرکات جهادی دانست و گفت: به منظور دستیابی به اهداف تعیین شده و محرومیتزدایی نیاز به مدیران جهادی است.
وی خواستار پشتیبانی ستادی از اردوهای جهادی شد و اظهار کرد: 2 هزار دانشجوی تحصیلات تکمیلی در بسیج دانشجویی و حلقههای علمی سازماندهی شدهاند که با وجود آنها میتوان کارهای مطالعاتی در بحث اقتصاد استان انجام داد.
این مسؤول خاطرنشان کرد: 40 گروه علمی آماده در بسیج دانشجویی داریم که نیاز به پشتیبانی از طریق متخصصین برای فعالیت در شرکتهای دانشبنیان دارند.
مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران همدان نیز با بیان اینکه بسیج مولود انقلاب و یادگار امام(ره) است، اظهار کرد: در بسیج افراد پاک با انگیزه انقلابی در عرصههای مختلف حضور دارند و اردوهای جهادی نقش مهمی در بسیج دارند.
ناصر عارف پویایی و ترویج روحیه انقلابی را یک ضرورت دانست و گفت: بسیج مصداق روحیه انقلابی است.
وی بیان کرد: برای فعالان اردوهای جهادی به منظور حضور در روستاها در صورتی که بازسازی در گلزار شهدا داشته باشند مساعدت و بودجه لازم در نظر گرفته خواهد شد.
انتهای پیام/م

غفاریان: به مسئله فیش های نجومی در محاکم رسیدگی شود
وی تصریح داشت: در شرایط بد اقتصادی که مردم در حال جهاد هستند و فشار ها و سختی ها را به جان خریده اند وجود این مسئله باعث دل سردی بسیاری از مردم می شوند لذا از تمامی دستگاه های مسئول انتظار داریم با برخورد قاطع و شفاف باعث التیام این زخم شد.
غفاریان با بیان اینکه هیچ دلیل موجهی برای پرداخت حقوقهای نجومی به مدیران دولتی وجود ندارد، گفت: زمانی که به کارگران به خاطر اعتراضشان شلاق میزنید، حال وقتی بانکها و بیمهها قانون را رعایت نمیکنند، نباید همین قاطعیت در برخورد با اینان نیز صورت گیرد؛ چراکه اگر غیر از این باشد ضربه به نظام وارد خواهد شد.
ابراهیمی: عزل امیر عبداللهیان این شائبه را به وجود آورد که یک دسیسه خارجی وجود دارد
وی خاطر نشان ساخت: در حالی که جبهه مقاومت با آزادسازی فلوجه با قدرت پیش میرفت، عزل امیر عبداللهیان این شائبه را به وجود آورد که در این موضوع یک دسیسه خارجی وجود داشته باشد.
ابراهیمی اضافه کرد: این تغییر سه روز پس از دیدار ظریف با جان کری اتفاق افتاد. آیا وزارت خارجه با سفارش کشورهای خلیجفارس و آمریکا امیر عبداللهیان را عزل کرد تا چراغ سبزی به عربستان نشان دهد؟ لازم است مسئولان باید در این خصوص پاسخگو باشند.
وی با اشاره به بیانیه سردار سلیمانی پیرامون اتفاقات بحرین گفت: در عرف دیپلماتیک این گونه بیانیه مرسوم نیست؛ اگر وزارت خارجه ما در پیرامون اعدام شیخ نمر موضع می گرفت و یا در مورد شهدای منا مواضع انقلابی اتخاذ می کرد، نیازی نبود که سردار سلیمانی بیانیه بدهد؛ انفعال وزارت خارجه باعث میدان آمدن این مجاهد انقلابی شد.
ثابتی: طرح مسکن مهر مزخرف بود حقوق های نجومی نه!

وی با اشاره به وعده های انتخاباتی رئیس جمهور اظهار داشت: شعارهای انتخاباتی و ادعاهای اولیه رئیس جمهور، بهبود بخشیدن به وضعیت اقتصادی کشور بود. که یا از وضعیت اقتصاد کشور باخبر بود یا خیر. اگر از وضعیت اقتصاد مطلع بود، دیگر حق ندارند امروز مشکلات را به گردن دیگران و دولت سابق بیندازند، بلکه باید آنها را رفع می کردند و اگر هم از شرایط اقتصادی کشور باخبر نبودند، پس چرا آن شعارها را دادند و چرا وارد این عرصه شدند.
وی در ادامه با اشاره به وقایع بحرین و تغییرات در وزارت امور خارجه، گفت: روزگاری برخی از مسئولان سیاسی کشور، تئوری زمین بدهیم، زمان بگیریم را سر دادند، اما سرداران ما به پشتوانه مردم وارد عمل شدند و غلط بودن آن تئوری را نشان دادند و آن حماسه ها را خلق کردند.
وی افززود: نگرانیم که شرایطی کشور به سمتی سوق یابد که قهرمانان و سرداران ملی ما از جمله قاسم سلیمانی مجبور شوند که وظیفه مسئولان سیاسی و دولت را بر عهده بگیرند.
ثابتی در پایان خاطر نشان کرد: می بینیم رژیم آل خلیفه ظلمهایی را نسبت به شیخ عیسی قاسم و ملت بحرین انجام میدهند و او را از بدیهی ترین حق خود که حق شهروندی است محروم می سازد، اما رئیسجمهور حقوق دان ما در قبال آن سکوت کرده می کند تا کار به جایی رسید که سردارانی که به صدام سیلی زده بودند، امروز وارد کارزار شوند.
فتح الله زاده:فساد شکل قانونی به خود گرفته است
وی اظهار داشت: ما مشاهده کردیم کارگران را به جرم اعتراض شلاق زدند. ما وارد جزئیات این حکم نمیشویم، اما آیا در قشر پزشکان نیز که برخی فسادها وجود دارد، چنین برخوردی صورت میگیرد. متأسفانه فساد در ایران شکل قانونی به خود گرفته است درحالیکه حکومت اسلامی تمام تلاش خود را برای مستضعفین باید انجام دهد.
فتحاللهزاده با اشاره به فسادهای موجود در قراردادهای جدید نفتی، گفت: منتقدان بر لزوم اصلاح بندهای قراردادهای جدید نفتی تأکید کردند و مسئولان نیز قول اصلاح دادند، اما مشاهده میکنیم این اصلاحها ناقص و غیرشفاف است.
وی ادامه داد: مسئولان وزارت نفت باید موارد اصلاحشده را به صورت شفاف اعلام کنند، البته رفتار دولت بهگونهای است که تمایل به اصلاح قراردادها ندارد. دولت مناقصهای را برای واگذاری پروژههای نفتی انجام نداد و از همان ابتدا وارد مذاکره با شرکتهای خارجی شد، آن هم با برخی شرکتها که سابقه بسیار بدی در این امر دارند.
انتهای پیام/

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرگزاری دانشجو- یادداشت دانشجویی*؛ مهدویان با «آخرین روزهای زمستان» سبک جدیدی از مستند را عرضه کرده بود که بسیار پرمخاطب، جذاب و دلنشین بود. مهدویان درباره آن سریال میگفت «من نامش را «درام مستند» میگذارم.» اثری دراماتیک که واقعیت و مستند هم هست. اگرچه از دهه 70 میلادی داکیودراما یا همان درام مستند در دنیا شروع شده بود، اما تا آن زمان کسی اینگونه در ایران آثار را تولید نکرده بود، آن هم در حجم وسیع و بزرگی چون سریال آخرین روزهای زمستان.
مهدویان با ساخت این سریال ثابت کرد میشود با سبک بازسازی مستندی داستانی را خلق کرد که جذابیت هم داشته باشد و مخاطب را به خود جلب کند، اما به واقع ایستاده در غبار را باید مدل به بلوغ رسیده آخرین روزهای زمستان دانست.
بویژه از این حیث که دیالوگهایش یا در حقیقت اصوات حاج احمد متوسلیان به مراتب کمتر از حسن باقری موجود بوده و تصاویر به صورت کامل بازسازی شده است.
برخلاف همه فیلمهای سینمایی که یکی از عوامل اصلی موفقیتش حضور سلبریتیها و ستارههای سینمایی است، ایستاده در غبار هیچ بازیگر ستارهای در خود ندارد، با این حال بسیار مهیج و تاثیرگذار است؛ کمااینکه در هنگامه تماشا و در میانه فیلم و در صحنههای متواتری صدای هقهق گریه تماشاچیان را در صندلیهای اطراف خود میشنیدم.
ایستاده در غبار فاصله بین فیلم داستانی و مستند را محو کرده است. به نظر میرسد از این حیث که ایستاده در غبار فاصله فیلم داستانی و مستند را محو کرده میتوان سینمای ایران را به پیش و پس از آن تقسیم کرد.
نکته دیگر فیلم آن است که اگرچه تمام فیلم نریشنمحور است و کمتر دیالوگ دارد، اما مخاطب اصلا خسته نمیشود، بلکه برایش جذابیت هم دارد؛ نریشنهایی که به صورت کاملا خودمانی و در فضایی صمیمی گفته میشود و در کنار آن ریتم و آهنگ حماسی قصه به همراهی مخاطب و همچنین ایجاد حس غرور در وی کمک میکند.
نکته بعدی که آن را هم میتوان در همان پازل روایت فتح سیدمرتضی دانست، بازسازی کامل و واقعی مستند است. آوینی دوربین به دست از صحنههای واقعی جنگ فیلم میساخت، اما مهدویان همه آن صحنهها را بازسازی کرده، اما به شکل کاملا واقعی و کاملا پذیرفته شده از سوی مخاطب به تصویر درآورده است.
مهدویان توانسته ضمن رعایت صداقت و بدون کم و کاست یا سوگیری در پردازش شخصیت، هم مستند واقعنگری را ارائه دهد و هم داستان مهیجی را به تصویر بکشد که این مهمترین نکته است.
مهمترین ویژگی فیلم «ایستاده در غبار»، نمایان کردن یک «قهرمان واقعی» و نه دور از دسترس است؛ برخلاف تمام فیلمها که قهرمانهایشان یا غیرواقعی است یا دور از دسترس، متوسلیان تصویر شده هم واقعی است و هم از جنس مخاطب، یعنی هم حس اینکه او «قهرمان من» است و به او افتخار میکند در مخاطب زنده است و هم اینکه او «در دسترس» است و «از جنس من» است.
قهرمانی که واقعی است، خطاکار هم میتواند باشد و در مکتب خمینی ساخته شده است. قهرمانی که مثل دیگر فیلمهای دفاع مقدس در آسمان و دست نیافتنی نیست. این قهرمان در سینمای بیقهرمان امروز ایران میتواند برای نسلی که بحران هویت دارد، کارآمدی بیشتری داشته باشد تا آن اسطورهسازیهای هاله نوری!
متوسلیان انسانی است معمولی که عصبانی هم میشود، داد هم میزند، قهر هم میکند، تندی هم دارد اما در زمانش برای اینکه اطلاعات عملیات را لو ندهد حاضر است بدون بیهوشی و با درد جانفرسا، جراحی هم شود، همیشه جلوتر از همه سربازانش هم باشد، شجاعتش هم از همه بیشتر باشد، در عین حال افتاده و متواضع هم باشد، یعنی ضمن اینکه ورای انسان نیست، اما قهرمان هست.
پدرم بیشتر دوران جبههاش را در جبهه غرب بود و شهرهای کردستان؛ پاوه، مریوان، شاخ شمیران و... وقتی داستان فیلم را برایش تعریف کردم و خلقیات متوسلیان که در فیلم آمده بود توضیح دادم، گفت دقیقا همینطور بود؛ جدی اما متواضع، قاطع اما دلسوز و عصبانی نمیشد اما اگر میشد، دنیا بر سر بچهها خراب میشد. اینجا بود که فهمیدم ویژگی دیگر فیلم صداقت و ساخت دقیق بدون کم و کاست متوسلیان توسط مهدویان بوده است.
*میکائیل دیانی- فعال رسانه ای
ناصر قوامی در گفتگو با صدای دانشجو اعلام کرد: مردم عزیز کشورمان به برکت ولایت فقیه که همیشه در همه مراحل انقلاب پا به پای آرمان ها حضور داشته اند و گاهی جان و مال و فرزندانشان را تقدیم شجره طیبه انقلاب اسلامی کرده اند، امروز خوب میدانند که گیر کار اجرایی نشدن اقتصاد مقاومتی کجاست و کجا بوده است؟
قوامی گفت: کلید داران اقتصاد مقاومتی امروز، به دور از دیدگان مردم دربین اعداد و ارقام و صفر های طولانی فیش های حقوقی شان قفل شده اند و ظاهرا هیچ میلی هم به اجرایی شدن این برنامه اقتصادی ندارند.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ بسیاری از کسانی که حقوقهای نجومی هم دریافت میکنند، همان کسانی هستند که در ماجرای پروندههای اختلاس صدای فریادشان گوش عالمی را کر کرده بود؛ اما به راستی چه تفاوتی بین اختلاس و حقوقهای نجومی وجود دارد. هر دو بدست آوردن پولی کلان از راه غیرقانونی است که در مورد دوم مسئولان میتوانند با استفاده از یک مشت بند و تبصره که توسط هیئت مدیرهها مصوب شده است و با سوء استفاده از برخی خلاءهای قانونی به اصطلاح قانون را دور بزنند.
پرده اول: اختلاس در دولت احمدینژاد
شهریور ماه سال 90 بود که خبر اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در بانک صادرات، شهروندان و مسئولان را در یک شوک بزرگ فرو برد.
این اختلاس به حدی بزرگ بود که با انتقاد شدید رهبر معظم انقلاب نیز روبهرو شد؛ ایشان در دیدار با دستاندرکاران حج ادامه با اشاره به فساد بانکی در کشور، علت وقوع این سوء استفاده را عمل نکردن مسئولان به توصیه های مؤکد چند سال پیش رهبری در خصوص مقابله با فساد اقتصادی توصیف و تأکید کردند: مسئولان قضایی ضمن پیگیری قوی، دقیق و عاقلانه قضیه و اطلاع رسانی مناسب به مردم، باید دستهای خائن را قطع کنند.
اما هنوز اختلاس سه هزار میلیاردی از تب و تاب نیوفتاده بود که اینبار خبری در خصوص اختلاس از بیمه ایران و استانداری تهران منتشر شد؛ بعد از پرونده ی فساد در سیستم بانکی کشور که پای بسیاری از مسئولین دولت قبلی در آن وسط کشیده شد،پروندهی دیگری هم با حجم پایین تر ولی با تعداد متهمانی مشابه در کشور گشوده شد.
پرونده ای که نام متهمانش تا معاون رئیس جمهور وقت هم رفت؛ شایعات حضور رحیمی در این پرونده هر روز جدی تر میشد، اما او این موضوع را تکذیب کرد، پس از تکذیب رحیمی، علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نام محمد رضا رحیمی را در این پرونده می برد که به شکایت رحیمی از او ختم می شود.
موضعگیری مطهری درباره رابطه رحیمی با اختلاس بیمه تنها نظر از سوی مجلسی ها نبود و در سال 90 نیز، احمد توکلی به همراه الیاس نادران و علیرضا زاکانی از رابطه معاون اول احمدینژاد با "خانه فاطمی" به عنوان عامل اصلی اختلاس مذکور سخن گفته بودند؛ سخنانی که به شکایت طرفین از هم منجر شد که البته شکایت از مطهری به رضایت در مهرماه 92 ختم شد.
پرده دوم: انتشار فیشهای حقوقی نجومی در دولت روحانی
انتشار فیش حقوقی مدیران بیمه مرکزی در شبکههای اجتماعی و پیگیری این موضوع در رسانهها، سرنخی از کلاف دراز حقوقهای نجومی در دولت تدبیر و امید را به دست مردم و رسانهها داد.
اردیبهشت ماه سال جاری تصویر چند فیش حقوقی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که گفته میشد این فیشها مربوط به مدیران بیمه مرکزی است، در پی انتشار این خبر برخی سعی کردند تا این فیشها را متعلق به مسئولان قبلی بیمه مرکزی بدانند اما با جدیتر شدن این موضوع و انتشار اصل فیشها، مشخص شد که فیشهای حقوقی متعلق به محمد ابراهیم امین رئیس بیمه مرکزی و معاونانش است.
پس از انتشار اصل فیشهای حقوقی محمد ابراهیم امین رئیس بیمه مرکزی از سمت خود استعفا داد اما این پایان ماجرا نبود.
پس از انتشار فیش حقوقی مدیران بیمه مرکزی، فیش حقوقی چند تن از مدیران مراکز دولتی و نیمه دولتی نیز منتشر شد که هر کدام واکنشهای خاصی را در برداشت. اما انتشار فیش حقوقی 234 میلیون تومانی مدیر عامل بانک رفاه سر و صدای بسیاری در کشور به پا کرد.
در پی انتشار این فیش حقوقی روسای سه قوه طی دستوراتی خواستار بررسی و پیگیری موضوع از دستگاههای ذیربط شدند؛ پس از دستورات روسای سه قوه فیشهای حقوقی دیگری از چند بانک وشرکت دیگر نیز منتشر شد که حکایت از کلاف پیچیده و دراز حقوقهای نجومی در دولت تدبیر و امید داشت.



مدیران مراکز دولتی و نیمه دولتی در شرایطی حقوقهای چند صد میلیون تومانی دریافت میکنند که بسیاری از صنایع کشور به دلیل رکود در حال تعطیلی هستند و بسیاری از کارگران کارخانهها ماههاست که حقوق خود را دریافت نکردهاند؛ از طرف دیگر این حقوقهای نجومی در دولتی پرداخت میشود که دولتمردان آن، شب پرداخت یارانهها را شب مصیبت عظمای دولت میدانند.
بسیاری از کسانی که حقوقهای نجومی هم دریافت میکنند، همان کسانی هستند که در ماجرای پروندههای اختلاس صدای فریادشان گوش عالمی را کر کرده بود؛ اما به راستی چه تفاوتی بین اختلاس و حقوقهای نجومی وجود دارد. هر دو بدست آوردن پولی کلان از راه غیرقانونی است که در مورد دوم مسئولان میتوانند با استفاده از یک مشت بند و تبصره که توسط هیئت مدیرهها مصوب شده است و با سوء استفاده از برخی خلاءهای قانونی به اصطلاح قانون را دور بزنند.
تفاوتی بین مدیرانی که حقوق نجومی میگیرند با اختلاسگران وجود ندارد
سیدحسن حسینیشاهرودی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه " چه تفاوتی بین کسانی که در سالهای گذشته اختلاس کردند و مدیرانی که حقوقهای نجومی دریافت میکنند وجود دارد؟" اظهار داشت: در واقع تفاوتی بین این دو وجود ندارد و کمیت مهم نیست، یعنی ممکن است کسانی بگویند این حقوقهای میلیونی به اختلاسهای چند هزار میلیاردی نمیرسد، اما نکتهای که مهم است کیفیت این موضوع است.
وی افزود: این عمل زشت و قبیح در نظام جمهوری اسلامی و توسط مسئولانی صورت میپذیرد که باید خدمتگذار مردم باشند، این مسئولان در واقع حیثیت تمام مسئولان و مدیرانی که خدمتگذار مردم هستند را لکهدار میکنند.
انتهای پیام/

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرگزاری دانشجو، احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس نهم در کانال شخصی خود در فضای مجازی با اشاره به سخنان روز گذشته رئیس کل بانک مرکزی نوشت:
مقدار و ضوابط پرداخت به مدیران بانک مرکزی را اعلام کنید
آقای دکتر سیف در مصاحبه دیروز خود درحاشیه جلسه مدیران بانک مرکزی با وزیر کشور در باره افشای پرداختی به مدیران بانکها خبر داد که در بهمن 1394، شورای پول و اعتبار مصوبه ای داشته است که بر اساس ان حداقل اطلاعاتی که بانکها موظف به علنی کردن آن ها هستند، شمرده شده است"که یکی از بندهای مهم آن به میزان پرداختی مدیران و اعضای هیات مدیره بانکها اختصاص دارد." این مصوبه شورای پول و اعتبار به بانکها ابلاغ شده است. قابل ذکر است که بانکها، از جمله بانک مرکزی، قانونا ملزم به اجرای مصوبات شورای پول و اعتبار هستند.
بنده به عنوان یک شهروند و نیز به عنوان رئیس هیأت مدیره سازمان مردم نهاد "دیدهبان شفافیت و عدالت" از رئیس کل، جناب دکتر سیف میخواهم مقدار حقوق مدیران بانک مرکزی از رئیس کل تا پائین ترین رده مدیران و ضوابط تعیین آنها را شفاف اعلام کنند. این درخواستم مستند به سه امراست :
مبتنی است بر حقی که قانون آزادی انتشار و دسترسی به اطلاعات مصوب 1388 مجلس شورای اسلامی برای هر ایرانی به رسمیت شناخته است. ماده 2 این قانون مقرر میکند " هر شخص ایرانی حق دسترسی به اطلاعات عمومی را دارد". اطلاعات عمومی تمام" انواع و اشکال اطلاعاتی که در آن مؤسسه نگهداری می شود" را در بر میگیرد به استثنای "اسرار دولتی"(بند د ماده 10).
اگر شفافیت برای بانکها الزامی است، بانک مرکزی که مادرِ بانکهای کشور است شایسته تر است که پیشقدم باشد. این حکم اخلاق دینی و اداری و شاخص حکومت دینی است. این کار را بکنید تا مخاطب این آیه نباشید که فرمود: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿2﴾کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿3﴾ ای کسانی که ایمان آوردهاید! چرا سخنی میگوئید که بدان عمل نمیکنید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگوئید که عمل نمیکنید؟ (سوره صف)
چند هفته پیش از انتشار فیش حقوقی رئیس بیمه ایران، پیرو اعتراض من به معاون صندوق توسعه ملی در باره دریافتی بیحساب مدیرعامل این صندوق، مدیرعامل به دفتر بنده آمد تا نسبت به دریافتی اش که من گمان میکردم رقم باورنکردنی 35 میلیون در ماه است توضیح دهد. او مدعی شد که حقوق مدیر صندوق بر اساس ضوابط بانک مرکزی تعیین میشود. بنده نیز در رسانه ها اعلام کردم. حالا مردم میپرسند که ضوابط پرداخت به مدیران در بانک مرکزی چیست که عمل به آنها برای اقای صفدر حسینی ماهانه 57 میلیون تومان دریافتی درست میکند؟
بنابراین برای شفاف سازی، در اجرای تکلیف قانونی، دوری جستن از رفتار مغایر وحی الهی و اجتناب از موضع اتهام، ضرورت دارد بانک مرکزی این درخواست را به سرعت اجابت کند. از همکاران رسانه ای خویش متواضعانه میخواهم تا از این درخواست حمایت کنند.
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از سایت شبکه خبری المنار، آیت الله سید علی سیستانی، مرجع عالی قدر شیعیان در تماس تلفنی خود با آیت الله عیسی قاسم، مرجع شیعیان بحرین که اخیرا نظام این کشور تابعیت وی را سلب کرده است عنوان داشت: جایگاه شما در قلب ما است.
وی در ادامه افزود: جای شما در قلب هاست و آنچه که اخیرا روی داده به شما لطمه ای وارد نمی کند.
آیت الله سیستانی در این تماس تلفنی نسبت به تلاشهای آیت الله عیسی قاسم در دفاع از حقوق مردم بحرین با استفاده از روشهای مسالمت آمیز قدردانی کرد.
وی همچنین در پایان مکالمات تلفنی خود از خداوند متعال خواست تا آیت الله عیسی قاسم و مؤمنان بحرین را حفظ کند و تاکید کرد که هر آنچه از دستش بر می آید برای این مساله و دفاع از آن انجام می دهد.
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران؛ در این نوشتار به دنبال بررسی حواشی رسانه ای این نامه نیستیم. این نوشتار در پی پاسخ به این سوال است که معادلات منطقه ای بعد از این نامه چگونه بازیابی می شوند؟
وضعیت فعلی منطقه را میتوان تلاش جبهه عبری- عربی برای محاصره اقتصادی- سیاسی جبهه مقاومت دانست. تحریم های گسترده مالی علیه حزب الله لبنان، سرکوبی عوامل حزب الله در آمریکای جنوبی، تلاش برای گسترش سپاه هراسی در داخل کشورمان و مشروط کردن اجرای تعهدات اقتصادی برجام به محدود سازی حضور منطقه ای سپاه از نشانه های این پروژه جدید است.
نتیجه این پروژه را میتوان اجبار جبهه مقاومت به عقب نشینی گسترده در سوریه و عراق دانست. این پروژه بعد از حضور پیش دستانه جبهه مقاومت در منطقه شمالی حلب و جاماندن ائتلاف امریکایی از گسترش نقش خود در این مناطق و تقویت جبهه کردی تجزیه طلب در حال اجرا است.

با این پیش فرض نامه سردار سلیمانی به عنوان مجری اصلی سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی ایران را میتوان اعلام سیاست جدید در معادلات منطقه ای دانست.
گشایش جبهه جدید در حاشیه خلیج فارس و تاکید بر توان جنگ مسلحانه با دشمن دو مولفه اصلی این سیاست است. بحرین به عنوان جزیره ای با اکثریت شیعه سال ها است که جنبش های اجتماعی را در خود پرورانده است. این جنبش ها اما هویت عربی و نه دینی دارند و همین مساله سبب شده است تا فرصت راه اندازی درگیر مذهبی از بین برود. بنابراین این سخن سردار سلیمانی را میتوان حمل بر توان تاثیرگذاری ایران بر جامعه عربی بحرین فارغ از مذهب کرد. ویژگی که میتوان با شبیه سازی نقش مرجعیت در عراق با محوریت شیخ عیسی قاسم در بحرین عملا حشد الشعبی بحرینی را بوجود اورد.
مولفه دوم را اما میتوان تهدید تند سردار نه برای حکام بحرین که برای سران عربستان تعبیر کرد. باید یاداوری کنیم که عربستان در حاشیه خلیج فارس نقش پدرخواندگی دارد و مجامعی مانند شورای همکاری خلیج فارس و یا سپر دفاعی جزیره عملا ابزار عربستان برای هماهنگ سازی کشورهای عرب منطقه علیه ایران دانست. بنابراین این تهدید را میتوان هشدار به عربستان دانست که به زبان معمولی اینگونه تعبیر میشود: در صورت ادامه نقش آفرینی مخرب عربستان در سوریه و عراق ایران جبهه جنگ نیابتی را به درون حوزه راهبردی عربستان و حتی داخل خاک این کشور خواهد کشاند.
این نامه یقینا سبب بازنگری سیاست های عربستان در سوریه و عراق خواهد شد. عربستان هم اکنون تحت فشار توافق روسیه و امریکا برای دست کشیدن از گروه جیش الاسلام است. این فشار سبب نقش آفرینی کمتر این کشور خواهد شد که عملا باعث کاهش وزن سیاسی ان میشود. پس عربستان برای جلوگیری از این وضعیت باید با تشدید فعالیت خود در عراق این کاهش را جبران کند که عملا به افزایش تنش با ایران منجر خواهد شد. پس نامه سردار سلیمانی را میتوان اخطار به عربستان دانست.
رفتار شناسی ایران و شخص سردار سلیمانی نشان داده است که اگر وارد فاز جدیدی از مقابله با عربستان شوند تا به نتیجه رسیدن فعالیتها به کار خود ادامه میدهند. بنابراین دشمن به خوبی این تهدید را درک میکند و تلاش خواهد کرد تا به علت نتایج غیر قابل پیش بینی آن وارد فاز جدید مقابله با ایران نشود.
بیانیه سردار سلیمانی یک مقاله سیاسی نیست که یک روزنامهنگار آن را نوشته باشد و در آن نوعی نظریهپردازی را مطرح کرده باشد. بیانیه سردار سلیمانی نقطه آغاز یک تحرک جدی به قصد «دفاع موثر» از حقوق مردم بحرین است و از این رو آلخلیفه طبعا میداند که از این پس با شرایط جدیدی مواجه خواهد شد. این شرایط برخلاف شرایط دوره مبارزه مسالمتآمیز هیچ نفعی برای رژیم ندارد و کفه ترازو را به نفع ملت بحرین سنگینی خواهد کرد.
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، «جاش ارنست» سخنگوی کاخ سفید امشب در خصوص فروش 25 میلیارد دلار هواپیمای بوئینگ به ایران و دلیل تصمیم دولت آمریکا به صدور مجوز این فروش با نمایندگان رسانههای جمعی سخن گفت.
این بحث پس از آن مطرح شد که یکی از خبرنگاران پرسید: «چگونه به یک شرکت آمریکایی مجوز میدهید که به کشوری که امنیت متحدان ما و حتی خود ما را به مخاطره انداخته، هواپیما بفروشد.»
جاش ارنست پاسخ مفصل خود را اینگونه آغاز کرد: «فکر کنم شما به مورد بوئینگ اشاره میکنید. این نتیجه برجام است؛ برجام همان توافقی است که سال گذشته منعقد شد و ایران را از دستیابی به سلاح هستهای منع کرد.»
سخنگو پس از اشاره به برطرف شدن نگرانی هستهای آمریکا ادامه داد: «دولت ایران هم نگران بالا رفتن شدید سن ناوگان هوایی خود بود؛ ناوگانی که امنیت مردم این کشور را به خطر انداخته بود. این یک نمونه خوب است که نشان میدهد چگونه تمایل آنها (دولتمردان ایران) برای تعامل مجدد با جامعه جهانی، به آمریکا و جامعه جهانی اهرمی داد که ایران را مجبور کند تعهداتی را در خصوص برنامه هستهای خود بپذیرد.»
جاش ارنست تعهدات دیگری را که دولت ایران برای هواپیما خریدن قبول و اجرا کرده را اینگونه برشمرد: «ایران تنها زمانی توانست به این منفعت برسد که ثابت شد به توافق هستهای پایبند بوده؛ آنگاه که راکتور پلوتنیوم خود را بیضرر کرد؛ آنگاه که هزاران سانتریفیوژ را از کار انداخت و پس از آنکه با رژیم مستقل راستیآزماییها همکاری کرد.»
دولت اوباما پیش از این برای راکتور آب سنگین اراک از واژه «راکتوری که قلبش با سیمان پر شده» استفاده میکرد.
سخنگوی کاخ سفید در ادامه به مسائلی که تعهدات هستهای ایران اثری بر آن ندارد پرداخت.
جاش ارنست گفت: «اینها همه اما یک چیز را عوض نمیکند و آن تحریمهایی است که بخاطر برنامه موشکی بر ایران اعمال شده؛ آن تحریمها پابرجا هستند و هرازچندگاهی به تشخیص وزارت خزانهداری، تشدید میشود.»
وی ادامه داد: «این روند تا هنگامی که ایران به تعهدات بینالمللی در خصوص موشکهای بالستیک پایبند نباشد، ادامه دارد.»
انتها پیام/م