جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان با صدور بیانیه‌ای به مناسبت فاجعه کشمیر اعلام کرد: چرا روشنفكر نماهايي كه براي حادثه فرانسه شمع روشن كردند و خود را منادي حقوق بشر و انسانيت مي دانند در قبال شهيدان مظلوم كشمير سكوت كرده اند؟!

به گزارش صدای دانشجو، جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان با صدور بیانیه‌ای به مناسبت فاجعه کشمیر اعلام کرد:  چرا روشنفكر نماهايي كه براي حادثه فرانسه شمع روشن كردند و خود را منادي حقوق بشر و انسانيت مي دانند در قبال شهيدان مظلوم كشمير سكوت كرده اند؟!  

 

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

 

َما لَكُم لا تُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَالمُستَضعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ... 

چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده‌اند، پیکار نمی‌کنید؟!.../ النساء آیه ۷۵

 

كشتار مسلمانان كشمير در حالي اتفاق مي افتد كه نه تنها جامعه ی جهاني و در رأس آن سازمان ملل كه خود را مدافع حقوق بشر و دفاع از انسان هاي مظلوم مي دانند نسبت به آن بي تفاوت اند بلكه سكوتي عجيب جهان اسلام را فراگرفته است و تأسف بارتر از آن اينكه از نگراني ها،تسليت گويي ها و تماس های پی در پی دولت تدبير و اميد كه تنها در شرايط خاص اتفاق مي افتد خبري نيست.

در اين ميان بزرگترين سوالي كه مطرح است دليل سكوت مرگبار جامعه ی جهاني اسلام است كه چشم بر روي همه اين اتفاقات بسته و حتي كوچكترين واكنشي نسبت به كشتار وحشيانه ی مسلمانان مظلوم كشمير نمي دهد.

 

در این بین، از ايران كه خود را سردمدار اسلام ناب محمدي(ص)مي داند و معتقد است كه دولت حاكم بر آن  دولتي است از جنس حكومت حضرت اميرالمومنين(ع) و باز پس گيرنده حق مظلومین از ظالمان نه تنها هيچ صدايي بر نمي خيزد بلكه تنها درگير فحاشي به منتقدين خود و دادن وعده هاي واهي به مردم و متهم كردن گذشتگان  و لبخند زدن به استكبار جهاني است.

به راستي چرا دولت جمهوري اسلامي كه خود را دولت تدبير و اميد مي نامد تنها هنگامی كه در كشور هاي غربي حادثه اي رخ مي دهد پيام تسليت و ابراز هم دردي خود را اعلام مي دارد؛ اما زماني كه عده اي مسلمان و هم كيش خود به خاك و خون كشيده مي شوند، حتی به خود زحمت یک مصاحبه ساده را نمی دهد آيا اين به غير از دياثت سياسي است؟ چرا روشنفكر نماهايي كه براي حادثه فرانسه شمع روشن كردند و خود را منادي حقوق بشر و انسانيت مي دانند در قبال شهيدان مظلوم كشمير سكوت كرده اند؟

به راستي ظريف و تيم خارجه آن تا كي مي خواهند با بهانه هاي واهي مردم را با برجامي كه هيچ فرجامي براي آن ها به جز از دست رفتن عزت ملي نداشته است مشغول كنند و از وظايف اصلي خود كه حمايت از مظلوم، ايستادگي در برابر استكبار جهاني و بالا بردن عزت ملي است غافل باشند؟

گويا بايد براي جناب ظريف و دولت براي بار چندم كلاس گفتمان انقلاب اسلامي و دلايل اصلي شكل گيري انقلاب را برگزار کنیم تا بدانند انقلاب اسلامي شكل گرفت تا در مقابل ظالم ايستادگي كند نه اينكه با لبخندهاي بي جا و بي مورد به آن ها اجازه دست اندازي به حق مظلوم را بدهد.

گذشته از رفتارهاي دولت و جهان اسلام نسبت مظلومين، انچه در راه اصيل حضرت امام(ره)و رهبر انقلاب اسلامي (مدظله العالی) نيست تنها گذاشتن مظلومان و خوش رفتاري با شرك و كفر است، لذا به عنوان دانشجويان خط امام و مدافعان راه حق و حقيقت تمامي مواضع انفعالي دولت و جهان اسلام را نسبت به مسلمانان مظلوم كشمير محكوم مي كنيم و اعلام مي داريم سكوت در برابر ظلم به مسلمانان خيانت به آرمان هاي امام راحل است، جهان اسلام هم اكنون بيشتر از هر چيز نياز اساسي به وحدت و پشتيباني از مسلمانان مظلوم كشمير دارد تا بتواند در مقابل استكبار جهاني بايستد.

 

و من الله التوفيق

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق در نامه‌ای اعتراضی خطاب به وزیر امور خارجه نوشت: عدم پیگیری صریح و روشن شما در قبال وضعیت مسلمانان در بند در نیجریه اقدامی غیرانقلابی و به دور از اصول سیاست خارجه کشور بود.

به گزارش صدای دانشجو بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) در انتقاد از عدم پیگیری وضعیت رهبر شیعیان نیجریه «شیخ ابراهیم زکزاکی» توسط دستگاه دیپلماسی کشورمان نامه اعتراضی را خطاب به محمد جواد ظریف منتشر کرد.

 

بسیج دانشجوی دانشگاه امام صادق علیه السلام با اشاره به دو اصل از قانون اساسی خطاب به وزیر امور خارجه گفت: پس از گذشت چندین ماه از انفعال دستگاه دیپلماسی ایران در برابر جنایات دولت نیجریه، خبر سفر شما به این کشور، کورسوی امیدی را مبنی بر پیگیری وضعیت مسلمانان نیجریه در دلها ایجاد کرد.

 

جمهوری اسلامی ایران از ابتدای تأسیس بر مبنای عقیده اسلامی آرمان های امام عظیم شأن و مقام معظم رهبری همت و تلاش خود را برای دفاع از مظلومین و مستضعفین در همه جای جهان فارغ از مذهب و قومیت و رنگ و نژاد بکار بسته و همواره حامی و یاور ستم دیدگان در سرتاسر جهان بوده است. فصل دهم قانون اساسی جمهوری اسلامی و اصول 152 و 154 صراحتاً حمایت از مظلومین و مستضعفین را جزو آرمان ها و اصول سیاست خارجی ایران می داند. امروز جوانان مؤمن و انقلابی با تکیه بر کلام امام که فرمود:

 

«ما کشور را، کشور ایران نمى‏دانیم، ما همه ممالک اسلامى را از خودمان مى‏دانیم، مسلم باید این طور باشد. ما دفاع از همه مسلمین را لازم مى‏دانیم» نسبت به ظلم وارد شده نسبت به مظلومین عالم و مخصوصاً مسلمانان منطقه ساکت ننشسته و با صدایی رسا و قاطع از تمامی آنها حمایت می کنند.

 

در ادامه نامه با اشاره به داغدار شدن مسلمانان جهان از حوادث نیجریه و بی تفاوتی مجامع بین المللی در قبال آنها خصوصا شیخ ابراهیم زکزاکی تاکید شد: خبر کشتار و شهادت جمع کثیری از مؤمنان و مسلمانان نیجریه مدتهاست مردم ایران و تمامی مسلمانان را داغدار کرده است.

 

شکنجه ها و تعرض ها به ساحت رهبر شیعیان نیجریه، شیخ ابراهیم زکزاکی، بدون شک دل تمام انسان های حق طلب و آزاده را بدرد آورده، و سکوت و بی تفاوتی مجامع حقوق بشری و سازمان های بین المللی و عدم تلاش برای حل مخاصمات و برقراری امنیت، خشم مردم مسلمان را به همراه داشته است.

 

در ادامه نامه آمده است:امروز در حالی که رهبر مسلمانان نیجریه در وضعیت نامعلومی به سر می برد، با سفر جنابعالی به نیجریه امیدوار بودیم دستگاه دیپلماسی کشور بر حسب وظیفه انقلابی خود پیگیری وضعیت شیخ ابراهیم زاکزاکی و مردم مسلمان نیجریه را به خنده های تلخ برای به ثمر رسیدن اهداف تجاری و سیاسی ترجیح دهد. ملاقات های صورت گرفته توسط شما و تماس تلفنی رییس جمهور، بار دیگر برخورد گزینشی و تبعیض آمیز دولت در حمایت از مظلومین عالم، و موضع گیری در برابر جبهه ظلم و تروریسم را به طور کامل روشن ساخت. بدون شک خون مردم مؤمن و مسلمان در نیجریه تفاوتی با خون مردم کشورهای اروپایی نداشته و مستحق اقدام عملی و موضع گیری جدی در این عرصه است.

 

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق تاکید کرده است: نشست و برخاست های شما با مستکبرین عالم و لبخندهای شما در دیدار با آنان، مستضعفین عالم را از ایران اسلامی ناامید می کند! بازتاب رسانه ای خنده های شما در برابر قلدران عالم نمکی است بر زخمهای مستضعفین عالم.

 

امروز انتظار ملت شریف ایران از دستگاه اجرایی و دیپلماسی آن است که با تکیه بر آرمان ها و کلام نورانی حضرت امام (ره) که فرمود: «ما معادله‏ جهانى‏ و معیارهاى اجتماعى و سیاسى‌‏اى که تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجیده می‌‏شده است را شکسته‏‌ایم. ما خود چارچوب جدیدى ساخته ‏ایم که در آن عدل را ملاک دفاع و ظلم را ملاک حمله گرفته‌‏ایم.از هر عادلى دفاع می‌‏کنیم و بر هر ظالمى می‌‏تازیم.»، تمامی تلاش خود را در راستای مبارزه با تروریسم و استکبار جهانی بکار بسته و اصل حمایت از محرومین و مستضعفین در سراسر عالم را مبنای سیاست خارجی و عملکرد خود قرار دهد.

 

در پایان این نامه اعتراضی چنین می‌خوانیم: عدم پیگیری صریح و روشن وزیر محترم امور خارجه کشور در قبال وضعیت مسلمانان در بند در نیجریه اقدامی غیرانقلابی و به دور از اصول سیاست خارجه کشور بود. این مساله تنها نسبت به مردم نیجریه صورت نپذیرفت. بلکه عدم رویکرد انقلابی و حمایت از مستضعفین بارها در قبال کشورهای مختلف در این روزها از جمله اتفاقات سوریه، عراق، بحرین، تاجیکستان، کشمیر، آذربایجان، یمن و افغانستان و بسیاری دیگر از کشورهای منطقه را به صورت زنجیره ای شاهد بوده ایم. از دستگاه دیپلماسی و جنابعالی، خواستاریم تا هرچه سریعتر نسبت به این اقدام خود به ملت شریف ایران پاسخگو باشید.

انتها پیام/

معاون فرهنگی سابق وزارت علوم گفت: در دولت دهم با توجه به افزایش حقوق اساتید دانشگاه‌ها، دریافتی حقوقم به ۳ تا ۴ میلیون تومان رسید. هر جایی می‌گفتم این مقدار مبلغ دریافتی من است، می‌گفتند شما که این همه تلاش باید حقوق ۵۰ میلیونی بگیرید.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از دانشجو، پس از دیدار رهبر معظم انقلاب با دانشجویان در ماه مبارک رمضان و مطالبات فرهنگی ایشان از فضای دانشگاه‌ها به گفت‌وگو با غلامرضا خواجه سروی معاونت فرهنگی وزارت علوم در دولت دهم نشستیم.  در بخش اول گفتگو به بررسی عملکرد فرهنگی وزارت علوم در دولت یازدم و دهم پرداختیم.

بخش دوم گفتگوی ما با خواجه سروی به صحبت‌هایی پیرامون مسائل سیاسی اختصاص یافت. چکیده‌ای از این گفت‌وگوی بلند به شرح زیر است:

 

این روزها همه جا صحبت از حقوق های نجومی است و دولتمردان این مشکل را گردن دولت های گذشته می اندازند؛ نظر شما در این مورد چیست؟

چون ما عضو هیأت علمی دانشگاه بودیم، یک حقوق از سمت دانشگاه می گرفتیم و یک حق مدیریت نیز وزارت علوم به ما می داد که این حق مدیریت را ابتدا خود وزارت علوم مستقیم واریز می کرد، اما بعد از مدتی ذی حساب تصمیم گرفت که کارمندان دولت از یک جا حقوق بگیرند؛ لذا حق مدیریت ما را به حساب دانشگاه محل تدریس می ریختند و دانشگاه مجموع را به حساب ما می ریخت.

حقوق افراد در وزارت خانه متفاوت بود و حقوق اعضای هیأت علمی متناسب با سابقه و رتبه محاسبه می شد. به نظرم وزرا بیشتر از ۳ تا ۴ میلیون تومان در ماه حقوق نمی گرفتند و فکر نکنم  بیشتر از 2 تا 3 میلیون تومان حق مدیریت گرفته باشند. اوایل حضورم در وزارت علوم که هیچ حق مدیریتی نمی دادند.

در دولت نهم حق مدیریت در وزارت خانه مبلغی بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزارتومان برای مدیران و ۷۰۰ هزار تومان برای معاونان وزیر در نظر گرفته شده بود.آن زمان من همزمان مدیرکل و قائم مقام بودم، 500هزار تومان بابت جایگاه مدیر کلی و 50 هزار تومان هم بابت قائم مقامی دریافت می کردم.

 

در دولت دهم با توجه به افزایش حقوق اساتید دانشگاه ها و هیات علمی حقوق ما نیز افزایش یافت و دریافتی حقوق من به 3 تا 4 میلیون تومان رسید. هر جایی که می گفتم مبلغ دریافتی من این مقدار است، دیگران می گفتند شما با این همه تلاش باید ۵۰ میلیون تومان دریافت کنید! فیش حقوقیم آنقدر کم بود که کسی باور نمی کرد با آن همه کوشش این مبلغ دریافتی من باشد. یکی از دانشجویان فیش حقوقی من را برای ضمانت نزد بانک گذاشته بود، همین چند وقت پیش تماس گرفت و با تعجب گفت شما چقدر کم حقوق می گرفتید!

 

پاداش ها هم  همان ۲ تا ۳ سکه ای بود که در آخر سال پرداخت می شد؛ در مورد پاداش نقدی هم خیلی خبری نبود. اگر هم پرداختی صورت می گرفت 100 هزار تا 500هزار تومان بود. بعضی مواقع نیز حواله خرید لباس می دادند، در حال که شنیده ام اکنون فیش های حقوقی بعضی از روسای دانشگاه ها و معاونین وزرا را تا مرز ۲۳ میلیون تومان هم برده اند. قبلا معاون سیاسی استاندار دو سه میلیون می گرفته، اما حالا با اضافه کاری ۱۵ میلیون تومان می گیرد.

 

 

 شما مدتی به عنوان مشاور در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت با دکتر ولایتی همکاری کرده اید. آیا مطالبی که در مورد این مرکز در رسانه ها منعکس شده صت دارد؟

سوابق مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت را که بررسی کردم، متوجه شدم در دولت هاشمی افراد و عوامل این مرکز به دنبال این موضوع بودند که از این مکان؛ اشخاصی مثل خاتمی و حزبی مثل حزب مشارکت را به وجود بیاورند و به نوعی به دنبال لیبرال سازی جمهوری اسلامی بودند. برخی نیز می گفتند در این مرکز مکتب نیاورانی ها به وجود آمده اند که من چیزی در این باره ندیدم. این مرکز تقریبا مجموعه نیمه فعالی است که حوصله آدم را برای فعالیت سر می برد.

 

 چقدر اسفندیار رحیم مشایی را می‌شناسید؟
خیلی او را نمی‌شناسم؛  باهم ارتباطی نزدیکی نداشتیم، مگر در برخی از جلسات.

 نسبت به جریان موسوم به انحرافی و نزدیک به احمدی‌نژاد چه تصوری دارید؟

تصور من بر این است که این داستان بیش از آن چیزی که وجود دارد، بزرگ شده است. البته ممکن است چنین چیزی هم باشد، اما اینکه این جریان را تا مرز بهایی بودن آن افراد ببریم و بگوییم متعلق به اسرائیل، ضد خدا و ضد پیامبر هستند، خیر؛ واقعیت ندارد. واقعیت این است که من مشایی را چند بار حسب وظایف اداری دیده‌ام و  همکار بودیم، اما کاری به هم نداشتیم.

 در مورد صحبت‌های اخیر حجت‌الاسلام غلامی در دانشگاه امام صادق (ع) در مورد «نئو فرقانیسم» که به بررسی رفتار دولت قبل و نظریه‌های مشایی می‌پردازد، چه نظری دارید؟ آیا شایعات مربوط به جایگزینی وی به جای حجت‌الاسلام خاموشی در سازمان تبلیغات، صحت دارد؟

با حجت‌الاسلام غلامی دوست هستم. این شایعه را نیز شنیده‌ام، اما فکر نمی‌کنم اخبار مربوط به جایگزینی وی و رفتن به سازمان تبلیغات صحیح باشد. علاقه ندارم اسم کسی را هم ببرم؛ خیلی از افراد می‌گویند چون مشایی رشته تحصیلی‌اش ربطی به این مسائل ندارد، اجازه سخن گفتن در این باره را ندارد. در واقع اگر بخواهیم در مورد مشایی صحبت کنیم باید مطالب منتسب به وی را بخوانیم. من خودم ارتباط مستقیم با او نداشتم، ولی کسانی که با او با کار می کردند همیشه از اخلاق و رفتارش تعریف می کردند.

 

رشته بازرگان ترمودینامیک بود، اما وارد سیاست شد. اتفاقا بازرگان چندین کتاب در مورد سیاست و از این دست مسائل نوشته است و در برخی از کتاب ها مدعی آشتی لیبرالیسم و اسلام و زندگی این دو کنار هم است. در دوران دانشجویی کتاب های بازرگان را خط به خط خوانده ام. این قضیه نشان می‌دهد که قبل از مشایی نیز، خیلی ها از این صحبت ها انجام داده اند.

 

طبیعی است وقتی شخصی مثل احمدی نژاد بعد از داستان ۸۸ رئیس جمهور شد، همه مخالفین وی دنبال پیدا کردن نکته ای باشند و اگر هم به فرض یک نفر را تحت عنوان منحرف پیدا کردند، او را به همه کابینه تعمیم دهند؛ حتی به ما می گفتند شما جزو حلقه انحرافی هستید و با آن ها مرتبطید؛ در حالی که تکلیف ما معلوم است و همه عالم و آدم می دانند که چه کسی هستیم و کجاییم.

 

افراد ارزشی نباید در زمین دیگران بازی کنند؛ حاصل این اقدامات این است که دولت از دست حزب اللهی ها خارج شده است،  در دولت احمدی نژاد با همه مشکلات، حزب اللهی ها احساس سرافرازی می کردند. اکنون صنعت هسته ای را از دست داده اند و تعداد زیادی در این دولت هستند که علنا می گویند مرگ بر آمریکا نگوییم. 

 

حالا جریان اصول گرایی بی سرپرست شده و اختیاری از خود ندارند. برخی در دولت هم خیلی آشکار بر خلاف سخنان مقام معظم رهبری موضع می گیرد و هاشمی رفسنجانی در صفحات اجتماعی منتسب به خود از «گذشتن از عصر موشک» سخن می گوید. 

 

 

زمان دولت اصلاحات علی مطهری در پاسخ به  خاتمی که می گفت «ما از اسلام قرائت های مختلفی داریم» نامه ای نوشت و گفت: « اگر ۵۰۰ هزار قرائت از اسلام شود قرائتی که ولی فقیه زمان دارد، ملاک است؛  تو همان را بگیر» به نظر من این حرف علی مطهری درست بود و ملاک ارزش ها ولی فقیه است. متاسفانه حالا وقتی رهبری می گویند اردوهای مختلط در دانشگاه نباشد، معاون فرهنگی دانشگاه آزاد دقیقا خلاف بیانات ایشان عمل می کند.

 

در زمان حضورم در وزارت علوم؛ مظاهری، معاون فرهنگی دانشگاه آزاد بود. وی تمام مسائلی را که در وزارت علوم توافق می کردیم، اجرا  می کرد. وی پسر آیت الله مظاهری و دوست هاشمی بود، اما اینگونه موارد را رعایت می کرد.

 

معتقدم که باید نگاه دیگری به این دست موارد داشت تا یک عده شکست خورده و ضدانقلاب نتوانند همه خدمات دولت ها را کنار بگذارند و از فرقه انحرافی حرف بزنند. احمدی نژاد مسکن مهر ساخت، خوابگاه ساخت، ظرفیت دانشگاه را بالا برد، جاده ساخت، آب و گاز آورد؛ چرا اینها را نمی گویند. 

 

 ارتباط شما با جبهه یکتا و عوامل تاثیر گذار بر آن مثل کامران دانشجو چگونه است؟

من عضو جبهه یکتا نیستم و تنها با شخص دانشجو ارتباط دارم. سال 81 مجوز یک تشکل دانشگاهی تحت عنوان کانون دانشگاهیان ایران اسلامی را گرفتیم. آن زمان هم این کار را به دعوت حجت الاسلام قمی که نماینده وقت رهبری در نهاد دانشگاه ها بودند، انجام دادیم. تنها تشکیلاتی که عضو هستم، همین کانون است. یکتا فعالیت آن چنانی ندارد و تصورم این است که اعضای این جبهه قصد داشتند به عنوان کارگزاران دولت نهم و دهم حضور یابند و در انتخابات گذشته هم ایفای نقش کنند و هویت جدیدی را خلق کنند و از رویش های انقلاب اسلامی باشند، اما نتوانستند.

انتها پیام/م

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) در بیانیه‌ای نوشت: امیدواریم که سران کشورهای غربی-اروپایی با تجدید نظر در سیاست‌های خود و پرهیز از سیاست‌هایی که موجب حمایت از جریان‌های تروریستی و تکفیری می‌شود، گام‌هایی جدی برای مبارزه با تروریسم بردارند.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از دانشجو، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) بیانیه‌‌ای را در خصوص حوادث تروریستی پاریس و اجلاس منافقین در فرانسه نوشت؛ که به شرح زیر است: 

 

عرض سلام و احترام به مردم عزیز فرانسه

در چند روز اخیر خبر وقوع حوادث تروریستی در شهر نیس و پیش از آن وقوع حوادث مشابه در پاریس، موجب اندوهگین شدن ما دانشجویان ایرانی و تمامی انسان دوستان واقعی جهان گردیده است.

از آنجایی که ملت ایران، خود قربانی بزرگ تروریسم بوده و داغ  17000 شهید ترور را در نیم قرن گذشته بر دل دارد، قطعا درد و اندوه امروز جامعه فرانسه را به بهترین نحو درمی‌یابد. 

حوادث تروریستی پیش آمده در اروپا و و حوادث عظیم تروریستی در غرب آسیا حاصل نگاه خشونت طلبانه و غیر انسانی است که در متون اصیل هیچ یک از ادیان و اندیشه های توحیدی جایگاهی ندارد. آنچه این روزها موجب تأمل ما دانشجویان ایرانی شده است عدم مقابله عملی و واقعی شورای امنیت، سازمان های بین المللی و مدعیان حقوق بشر در قبال رشد گروه های انحرافی و خشونت گرا در نقاط مختلف جهان و به‌ویژه در غرب آسیا است.

مردم داغ‌دیده فرانسه!

ملت‌های مسلمان منطقه غرب آسیا سالیان درازی است که در حسرت محکوم کردن تروریسم دولتی در غرب آسیا توسط دولت‌های غربی و سازمان‌های جهانی، با کودکان بی‌گناه و به‌خون‌غلطیده خود وداع می‌کنند. ملت‌های مسلمان داغ‌دیده، مدت های مدیدی است که از جنایات رژیم غاصب صهیونیستی و حمایت دولتمردان غربی از این رژیم کودک کش دردهای فراوانی بر دل دارند.

جوانان و دانشجویان حقیقت طلب فرانسه!
حضور و فعالیت آزادانه جریان‌های تروریستی مانند گروهک منافقین در کشور شما دل ما دانشجویان ایرانی را به درد آورده است. مردم فرانسه بدانند گروهکی که امروز به راحتی در کشور فرانسه کنفرانسها و هم اندیشی های خائنانه برگزار مینماید قاتل هزاران انسان بی‌گناهی است که از رییس جمهور تا دانشجو و زنان و کودکان در میان آنان وجود دارد. کنفرانس اخیر این گروهک در پاریس که با حمایت و حضور شخصیت های سیاسی فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی برگزار شد علاوه بر آنکه مخالف صریح قوانین بین المللی و منشور حقوق بشر سازمان ملل است، مصداق بارز حمایت از تروریسم به شمار می‌رود؛ حمایت از گروهی که در خاطر مردم ایران، گروهی خائن و قاتل به شمار می آید.

این حقیقت را باید تمام ملت‌ها بدانند که اگر حمایت قدرتمندان جهان از جریان‌های تروریستی وجود نداشت، طوفان نفرت و مبارزه ملت‌ها به راحتی این نهال‌های خشک و پوسیده را از پای می انداخت، اما تا هنگامی که دولت‌های جاهل و مغرض از تروریسم جهانی به صورت آشکار و پنهان حمایت می‌کنند باید هر روز منتظر حوادثی مانند آنچه در نیس و پاریس رخ داده است، باشیم.

ما دانشجویان ایرانی امیدواریم که سران کشور های غربی-اروپایی با تجدید نظر در سیاست های خود و پرهیز از سیاست هایی که موجب حمایت عملگرایانه از  جریان های تروریستی وتکفیری در سرتاسر جهان را شامل می شود، گام هایی جدی برای مبارزه با تروریسم بردارند. چرا که حوادث تلخ گذشته را ثمره سهل انگاری ها و سیاست های غلطی می دانیم که نه تنها ملتهای فلسطین و عراق و سوریه را داغدار کرده که امروز نیز موجب عزادار شدن ملت فرانسه گردیده و در صورت عدم تجدید نظر در این سیاستها، در ابعاد وسیع تر امکان حوادث تلخ تر را فراهم می کند.

 

In the name of Allah, the beneficet the merciful

The news of the terrorist attack in Nice and similar ones which have  happened earlier in Paris have caused great sadness for  Iranian students, and all of people who care about humanitarian issues  around the world. Iranian people can feel the great sorrow of French society to its best way because they themselves have been victim of terrorism and have lost about 17,000 innocent people who are called “martyrs of terror” in the last 50 years. What has happened in Europe and terrorist acts in West Asia are the consequence of aggression and inhuman views which do not exist in the real texts of monotheistic religions and ideas. We, Iranian students, are thinking nowadays about the Security Council, international organizations and human rights claimants which do nothing against the development and expansion of deviant and aggressive groups across the world and especially in West Asia.

 

Oh bereaved people of France,

Muslim nations of West Asia have anticipated international organizations and western governments to truly condemn state terrorism for many years which has not come true yet while day by day, they witness the burial of their innocent children in blood. Bereaved Muslim nations have experienced diabolical crimes committed by the Zionist regime with perfect impunity of Western governments for a long time.

 

Youth and students of France who seeks the truth,

we Iranian students, denounce the presence and free activities of terrorist groups like that of the MKO group in your country. French people should realize what the MKO is, which freely operates in their country and participates in treacherous conferences and seminars. The MKO is the murderer of thousands of innocents... ranging from women, children, students and even a beloved president of the country. The recent conference of the MKO group in Paris which was in conflict with international law and the charter of the United Nations, was a clear example of supporting terrorism. It reminds Iranians of a treacherous and assassin group.

 

This is a fact that everyone around the world should know; if there hadn't been any support of terrorist acts by great world powers, there would not exist any such groups due to the widespread hatred and fight against them among nations. As long as overt and covert actions of support continue by ignorant and biased governments, we might expect similar acts like what happened in Nice and Paris. We Iranian students hope the heads of Western and European countries revise their policies on supporting terrorism and start fighting it with a determined effort. What is seen today is as the result of their wrong policies which cause lamentation throughout not only Palestinian and Syrian nations, but also French people and can be expanded for more unpleasant happenings in the future.

مدیرکل فرهنگی وزارت علوم در پاسخ به تمایل مسئولان فرهنگی وزارت برای بازگشت سروش و کدیور به دانشگاه‌ها گفت: این مسئله را تکذیب می‌کنم؛ اصلا چنین بحثی در وزارت علوم نبوده و برای اولین بار است که آن را می‌شنوم.

به گزاش صدای دانشجو، ایرجی کجوری، مدیرکل فرهنگی وزارت علوم در گفت‌و‌گو با خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، در پاسخ به تمایل مسئولان فرهنگی وزارت علوم برای بازگشت سروش و کدیور به دانشگاه‌ها گفت: این مسئله را تکذیب می‌کنم. اصلا چنین بحثی تا کنون در وزارت علوم نبوده و برای اولین بار است که آن را می‌شنوم.

 

وی در ادامه گفت: هیچ کس حق طرح چنین مباحثی را نداشته و ندارد.

انتها پیام/

معاون فرهنگی سابق وزارت علوم گفت: زمانی در بخش‌هایی از وزارت علوم مطرح شد‌ که‌‌ همان‌گونه که نظام جمهوری اسلامی در سال ۶۷ بر سر جنگ تحمیلی جام زهر را نوشید، باید بر سر عفاف و حجاب در دانشگاه‌ها هم تصمیم بگیرد و جام زهر را بنوشد.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از دانشجو، «اگر دانشگاه اصلاح شود جامعه اصلاح می‌شود» معمار کبیر انقلاب امام خمینی (ره)

 

این جمله ضمن آنکه نشان دهنده اهمیت فضای فرهنگی دانشگاه و تاثیرات به سزایی آن در جامعه می‌باشد، نقشه راه و تداعی بستر پیشرفت را نشان می‌دهد؛ مضاف بر اینکه همیشه مسائل فرهنگی و اجتماعی دانشجویان یکی از مطالبات رهبر معظم انقلاب نیز بوده است. اما آنچه در این بین دارای اهمیت خاصی است، نبود یک سیستم هماهنگ بین مسئولین و دولت‌ها بوده است که حتی رهبری از آن به عنوان ولنگاری فرهنگی یاد کرده‌اند.

لذا گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو جهت باز‌شناسی رفتار مسئولین فرهنگی دانشگاه‌ها به سراغ غلامرضا خواجه سروی، معاون فرهنگی وزارت علوم در دولت دهم رفته و با وی به گفت‌و‌گویی بی‌پرده و پر از حاشیه پرداخته است. متن این گفتگو به این شرح است:

خبرگزاری دانشجو: با توجه به اینکه شما یک دوره چهار ساله مسئولیت هدایت فضای فرهنگی دانشگاه‌ها را به عهده داشتید در حال حاضر این فضا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

خواجه سروی: بیش از پاسخ به سوال شما باید عرض کنم که ملاک‌هایی برای سنجش فضای فرهنگی دانشگاه‌ها وجود داد که براساس اسناد بالادستی تعریف شده‌اند. این نکته را به این دلیل می‌گویم که خیلی وقت‌ها تصور می‌شود که کار کردن در فضای فرهنگی دانشگاه‌ها سلیقه‌ای است و هر کسی که دانشگاه را مدیریت می‌کند براساس سلیقه خودش کار می‌کند. در صورتی که اینگونه نیست و فعالیت دراین فضا ملاک‌هایی دارد که تا قبل از سند مهندسی فرهنگی کشور در سند دانشگاه‌ اسلامی آمده بود. بعد از مصوب شدن سند مهندسی فرهنگی، سند دانشگاه اسلامی هم مجددا براساس اسنادی که تغییر کرده بود بازنویسی شد و مورد تجدید نظرقرار گرفت. بنابراین سند مهندسی فرهنگی با در نظر گرفتن تحولات جدید و منویات مقام معظم رهبری به عنوان یک سند بالادستی در حوزه فرهنگی دانشگاه‌ها مورد توجه قرار گرفت تا در این حوزه براساس آن کار شود.

 

بنابراین اگر خواسته باشیم بسنجیم که چه اتفاقی افتاده باید به سند دانشگاه اسلامی مراجعه کنیم. در مجموع این سند فضای فرهنگی اجتماعی آموزش عالی را ترسیم کرده و راه‌هایی را برای ارتقا آن نشان داده است و اگر بخواهیم بدون توجه به سلایق شخصی افراد و حتی سلایق خودمان صحبت کنیم باید این سند را ملاک قرار دهیم.. یک فصل آن به مسائل فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی اختصاص یافته است. این فصل دو قشر را به صورت جدی مورد توجه قرار داده؛ یکی اساتید و دیگری دانشجویان.

 اساس این فصل از سند دانشگاه اسلامی اولا، اعتقاد به دین به عنوان پایه همه مسائل و ثانیا، اعتقاد به آداب و رسوم ملی می‌باشد؛ یا به عبارت دیگر فرهنگ اسلامی و ایرانی اساس این بخش است. آنچه که باید به سمتش حرکت کنیم اعتقاد به هویت دینی و ملی در دانشگاه است.

 

در مورد برنامه‌های اجرایی این سند باید اشاره کرد که فعالیت‌های فرهنگی دسته جمعی تا بحث ازدواج دانشجویی و بسیاری از مسائل دیگر در آن آمده است و به اعتقاد بنده همه این موارد مهم هستند و تاکید می‌کنند که باید افراد را ارتقا و رشد داد؛ البته باید این نکته را هم بگویم که ۲۷، ۲۸ سال است از تصویب اصل سند دانشگاه اسلامی می‌گذرد اما عمدتا این سند مهم به فراموشی سپرده شده است.

 

سال ۸۴ که من به وزارت علوم رفتم مجموعه وزارت علوم و دانشگاه‌ها تقریبا از سند دانشگاه اسلامی اطلاعی نداشتند و این سند کاملا فراموش شده بود و فقط بخش کوچکی از وزارت علوم که چند نفر متصدی آن بودند، از این سند اطلاع داشتند.

 

اگر بخواهیم دو سال گذشته را بر اساس سند دانشگاه اسلامی مورد بررسی قراردهیم و سراغ ملاک‌های دیگری نرویم، باید گفت وضعیت فرهنگی دانشگاه‌ها تقریبا مشابه سال‌های قبل از ۸۴ شده است. بنابراین افرادی به این فکر افتادند که بیایند در این سند تجدید نظرکنند و موارد جدیدی را وارد آن کنند. تلاش گروه‌هایی که به این منظور تشکیل شد در این راستا بود که بخش‌هایی را به این سند اضافه کنند که در فرهنگ و آداب ایرانی و اسلامی نیست و جزء فرهنگ و آداب دنیای غرب است. این افراد می‌خواستند آداب و فرهنگ دنیای غرب را در این سند رسوخ دهند.

با توجه به اینکه بخشی از این سند به ستاد وزارت علوم مربوط می‌شود؛ افرادی وارد این قضیه شدند و جلساتی گذاشته شد و حتی مجموعه سخنرانی‌هایی هم توسط برخی اساتید دانشگاه‌ها به عنوان پیش مقدمه این اتفاق در جایی انجام شد و این سخنرانی‌ها توسط یکی از موسسات وابسته به وزارت علوم در کتاب آبی رنگی تحت عنوان «سیاست گذاری فرهنگی» منتشر شد. البته انتشار این کتاب با حاشیه‌هایی همراه شد و در ‌‌‌نهایت این مسئله به مجلس کشیده شد. کشیده شدن این قضییه به مجلس منجر به این شد مسئولی که کتاب را منتشر کرده بود، تحت فشار مجلس قبلی برکنار شود. آن چیزی که در کتاب آبی رنگ منتشر شد سخنرانی یک تعدادی از اساتید حوزه علوم اجتماعی و آموزش عالی بود که هم جهت و هم فکر با وزارت علوم کنونی هستند.

 

 شاه بیت حرفی که این اساتید داشتند با زیربناهای سند دانشگاه اسلامی هیچ نسبتی نداشت. پایان کار آنان این بود که در دانشگاه نیاز به دین و مذاهب دینی نداریم؛ مثلا به یاد دارم عین عبارتی که در جایی گفته شد این بود؛ «برگزاری نماز در دانشگاه، فرهنگ عفاف و حجاب که در سند دانشگاه اسلامی آمده یا بحث‌های هویتی و... چه ربطی به حوزه دانشگاه دارد؟ علم راهش جداست، دین هم راهش جداست و هیچ ربطی به هم ندارند» این‌ها مطالبی بود که منتشر شد و به عنوان یک مانیفست اولیه در اختیار معاونین دانشگاه‌ها قرار گرفت. در نشست ‌های معاونین فرهنگی دانشگاه‌ها دورنما این بود که در حوزه آموزش عالی، زمینه فرهنگی باید از مسائل قبلی و مندرج در سند دانشگاه اسلامی خداحافظی کند و به سوی مسائل جدید گام بردارد. حتی در بخش‌هایی از وزارت علوم مطرح شد‌ که‌‌ همان گونه که نظام جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۷ بر سر جنگ تحمیلی جام زهر را نوشید، باید بر سر عفاف و حجاب در دانشگاه‌ها هم تصمیم بگیرد و جام زهر را بنوشد. عین همین عبارت گفته شد.

 

هم اکنون بسیاری از مسائل حالت سلیقه‌ای پیدا کرده؛ در بعضی قسمت‌ها افراد به سلیقه خودشان واقعا در دانشگاه‌ها خوب کار می‌کنند، اما بعضی جا‌ها عقب ماندند. نمی‌شود یک وضعیت منسجم و متوازنی را ترسیم کرد. خیلی از جا‌ها که مسئولین افراد مذهبی هستند و یا به هر ترتیب افراد با سابقه و علاقه‌مند به این مسائل هستند، خوب عمل می‌کنند و در بعضی جا‌ها اصلا مسیر یک مسیر دیگری شده است.

 

به عنوان مثال بعضی از دانشگاه‌ها جشن دانش آموختگی را اسلامی - ایرانی برگزار می‌کنند، در حالیکه ابن جشن‌ها در برخی از دانشگاه‌ها حالت کنسرت پیدا می‌کنند. متاسفانه در خیلی از دانشگاه‌ها، افرادی تلاش برای برگزاری شبه کنسرت دارند.

 

متاسفانه وحدت فرماندهی که باید از سوی ستاد وزارت علوم و شخص وزیر علوم اعمال شود، دیده نمی‌شود. این طور نیست که فرد داخل اتاق خود در وزارت خانه بنشیند و بتواند برای دانشگاه تصمیم بگیرد.

 

در این چند سالی که بنده در وزارت علوم بودم هر چه جستجو کردم نتوانستم یک گزارش راهبردی از حوزه فرهنگی یا سایر حوزه‌ها پیدا کنم که بتوان به آن اتکا کرد؛ در حالی که قبلا زیرساخت‌هایی جهت دریافت گزارش سالیانه از دانشگاه‌ها و ارائه کارنامه و ارزیابی روند حرکتی وزارت علوم در حوزه‌های مختلف مخصوصا فرهنگی و اجتماعی فراهم شده بود.

 

 از طرفی هم با کمال تاسف باید گفت که هم اکنون وزارت علوم در بسیاری از زمینه‌ها از جایگاهش یعنی مرجعیت و ابتکار عمل داشتن نزول کرده است. وزارت علوم در بعضی زمینه‌ها از حوزه فرهنگی دانشگاه آزاد و در برخی موارد هم از حوزه فرهنگی وزارت بهداشت پیروی می‌کند؛ در حالی که از لحاظ قانون و مقررات دانشگاه آزاد یک دانشگاه تابع وزارت علوم است و وزارت بهداشت هم یک وزارتخانه آموزش عالی نیست.

 


 

متاسفانه فضایی که در حوزه فرهنگی دانشگاه‌ها ایجاد شده، از جمله اردوهای مختلط و ترویج موسیقی در دانشگاه‌ها و خیلی از مسائل دیگر حالت هنجارشکنی ایجاد کرده است. مسئله حجاب و عفاف و هنجار شکنی در این حوزه از جاهای دیگر مخصوصا از دانشگاه آزاد به سمت دانشگاه‌های وزارت علوم آمده است و در حوزه‌های سیاسی بعضا مسائلی از دانشگاه‌های وزارت بهداشت می‌‌آید.

 

حداقلی که می‌توان در این مورد گفت این است مرکزیتی که باید مسائل را کنترل، هدایت، حمایت و نظارت کند، از بین رفته و به همین خاطر واقعا نمی‌شود یک کارنامه و یک گزارش منسجمی از حوزه فرهنگی دانشگاه‌ها ارائه داد. می‌شود گفت که این وضعیت یک وضعیت بی‌سر و سامان و ناهماهنگ است و هر فردی سلیقه‌ای عمل می‌کند. اینگونه عمل کردن خیلی هم ضربه می‌زند. وقتی سلیقه‌ای باشد هر کسی کار خودش را می‌کند.

 

در اینجا فقط شاید بتوان گفت که نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری است که تلاش می‌کند براساس اساسنامه‌ای که دارد، مسیر کلی خود را دنبال کند. نهاد هم بخش کوچکی است که باید بودجه‌اش از دولت تامین شود، به همین دلیل هم مشکلات زیادی در حال حاضر برایش ایجاد شده که خیلی جالب نیست.

 

 مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید مواردی را فرمودند که قسمت اعظم آن همین مسائل بود؛ ایشان شاخصه‌های استاد مطلوب را گفتند که متاسفانه در حال حاضر آن را نداریم و شاید این مطالبی که ایشان می‌فرمایند دال بر این باشد که با تذکر جلوی افزایش این مسائل گرفته شود. به یاد دارم آن سال‌ها هر وقت که خدمت ایشان می‌رسیدیم روی بحث علمی تمرکز می‌کردند؛ البته امسال نیز از شتاب رشد علمی صحبت کردند، اما بیشتر نکاتی در حوزه فرهنگی را متذکر شدند.

 

خبرگزاری دانشجو: در زمان دولت دهم وضعیت برگزاری اردوهای دانشجویی و کنسرت ها به چه صورتی بود؟ چرا این برنامه ها در حوزه فرهنگی گسترش پیدا کرده ؟

خواجه سروی:در هر دو باری که مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در این زمینه به تصویب رسیده است، اردوی مختلط ممنوع شد. به خاطر دارم زمانی که زاهدی، وزیر علوم و باقری لنکرانی، وزیر بهداشت بودند، بنده نیز در جلسه شورای معین شورای عالی انقلاب فرهنگی حضور داشتم. مفصل هر دو قانون قبلی و بعدی به بحث گذاشته شد و قانونی تصویب شد که در آن بر ممنوعیت برگزاری اردوی مختلط تاکید شده بود.

 

در زمان دولت دهم هم در دانشگاه‌ها کنسرت نداشتیم. این مورد پدیده نوظهوری است و به هر حال این دو پدیده در دوره جدید از دانشگاه آزاد آمده است. در واقع آن‌ها شروع کردند و خط را شکستند و در دانشگاه‌های دولتی هم این خط دنبال شد. البته در دانشگاه‌های وزارت بهداشت تا جایی که یادم هست این اردو‌ها را نداشتیم، ولی تا جایی اردوهای مختلط در دانشگاه‌های دولتی پیش رفت که خود مقام معظم رهبری چند بار تذکر دادند. رئیس جمهور هم دستور دادند که موضوع در شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد بررسی قرار گیرد.

 

در دوره‌های قبل از ۸۴ به طور کلی برگزاری این اردو‌ها ممنوع بوده است؛ ولی در دوره ۸۴ تا ۹۲ به طور کلی اردوی مختلط نبوده است. البته اتفاق افتاده که دانشجویان با هم قراری گذاشتند و اردویی رفته‌اند ولی این اردو‌ها تحت نظارت دانشگاه نبوده و دانشگاه مجاز نبود که مجوزهایی برای این اردو‌ها صادر کنند.

 

آن زمان بحثی به نام کنسرت مطرح نبود؛ چیزی که مطرح بود بحث موسیقی در دانشگاه بود. دانشگاه‌ها و کانون‌های موسیقی هم عمدتا به ترویج موسیقی نمی‌پرداختند، از موسیقی در دانشگاه استفاده می‌شد، اما سعی بر آن بود که شئونات اسلامی رعایت شود.

 

کنسرت و اردوی مختلط موارد جدید الظهوری است که به دانشگاه‌ها راه پیدا کرده‌اند، افرادی که این‌ها را پیگیری می‌کنند، بیرون از مجموعه آموزش عالی هستند و به نظر می‌رسد به دنبال اهداف دیگری هستند. می‌خواهند پیاده نظامی برای خودشان راه بیندازند و برای این منظور نیاز به ایجاد جذابیت دارند و هر دو این برنامه‌ها جذابیتشان بالا است.

 

خبرگزاری دانشجو: زمان مسئولیت شما برنامه ای تحت عنوان اردوهای علمی برگزار می‌شد؟

خواجه سروی: آن زمان در مورد رشته‌هایی که درس آن‌ها به گونه‌ای است که باید تحت نظر استاد بیرون از محیط دانشگاه بروند، به دانشگاه‌ها توصیه شده که حتی الامکان سعی کنند مسائل شرعی را رعایت کنند و این اردو‌ها را جدا برگزار کنند؛ البته نمی‌خواهم بگویم این اردو‌ها اشکال ندارد. یک سفر علمی هم هست که با سفر آموزشی متفاوت است و جزء سرفصل دروس حساب می‌شود. این سفر‌ها هم یک مدت انجام می‌شد، ولی کم کم زمینه سازی صورت گرفت که مانند بقیه اردو‌ها برگزار شود. ولی اینطور نیست که این مقررات در حوزه فرهنگی نوشته شده باشد. وزارت علوم متاسفانه از این مسائل خیلی عقب‌تر بود. خیلی وقت‌ها بحث می‌شد که این اردو‌ها جدا برگزار شود، اما مسئولان دانشگاه معتقد بودند هزینه‌ها بالا می‌رود.

 

به یاد دارم اوایل دوران مسئولیتم خیلی از دانشگاه‌ها کلاس‌هایشان در ساعت نماز تشکیل می‌شد. خودم بار‌ها با معاون آموزشی وقت وزارت علوم در سال‌های ۸۴ تا ۸۶ بحث می‌کردم که بخش نامه‌ای به دانشگاه‌ها بدهید که کلاسی در ساعت نماز تشکیل نشود. اوایل زیر بار نمی‌رفتند، می‌گفتند هزینه کلاس‌ها افزایش پیدا می‌کند، اما در ‌‌نهایت ابلاغیه‌ای آماده شده و وزیر ابلاغ کرد. خیلی از دانشگاه‌ها همین حالا نیز تبعیت می‌کنند و نیم ساعت قبل از اذان تا نیم ساعت بعد از اذان کلاسی برگزار نمی‌کنند.

 

در حوزه فرهنگی تمام تلاش‌ها صورت می‌گرفت تا شانیت دانشگاه حفظ شود که به این مسیر‌ها کشیده نشود. بعضی از دانشگاه‌های بزرگ پیشنهاد می‌دادند کنسرت برگزار کنند، اما شورای فرهنگی داشگاه مجوز نمی‌داد و دلیلش این بود دانشگاه جای کنسرت نیست. در وزارت علوم مجری قانون بودیم و باید طبق آن رفتار می‌کردیم. در دانشگاه‌ها خیلی در مورد موسیقی سوال و بحث می‌شد؛ به هر حال مقرراتی وجود داشت و توصیه ما این بود که طبق مقررات رفتار کنند.

 

خبرگزاری دانشجو: در میان صحبت هایتان اشاره کردید که این ناهنجاری ها از بیرون دانشگاه وارد شده،مشخصا منظور شما چیست و از کجا وارد می شود؟

خواجه سروی: واقعیت این است که اوایل یک مجموعه آدم‌های سیاسی در وزارت علوم حضور داشتند که به عنوان مشاور و معاون در جاهای مختلف بودند. کم کم پستشان را در وزارت علوم از دست دادند و رسما و علنا آنجا را ترک کردند، اما از لحاظ فکری و خط دادن به افراد در وزارت علوم حضور دارند و یک فرضیه‌ای و نظریه‌ای را از قبل داشتند که از دانشجویان به عنوان پیاده نظام برای اهداف سیاسی خود استفاده کنند. بنابراین همیشه داستان را تکرار می‌کنند و تمام تلاششان این است مواردی که جذابیت کاذب برای جوانان دارد به وزارت علوم توصیه کنند. حتی مسئولینی را که شاید موافق نباشند را وادار می کنند که در این مسیر قرار بگیرند و مجوز بدهند تا بتوانند افرادی را جذب کنند که سر بزنگاه‌ها از آن‌ها به عنوان پیاده نظام استفاده کنند.

این مصاحبه ادامه دارد.....

رئیس صندوق نوآوری و شکوفایی گفت: دستورالعمل حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان ورشکسته آماده است و بر این اساس مشکل شرکت‌ها برطرف می‌شود تا بتوانند بدهی خود را پرداخت کنند.

به گزارش صدای دانشجو، بهزاد سلطانی رئیس صندوق نوآوری و شکوفایی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، در رابطه با چگونگی حمایت این صندوق از شرکت‌های ورشکسته دانش‌بنیان گفت: برخی شرکت‌ها بدهی مالی بسیار زیادی دارند که ما نمی‌توانیم به آنها وام بدهیم تا از طریق وام بدهی خود را پرداخت کنند زیرا آن وام فقط صرف بدهی می شود و هیچ طرحی به اجرا نمی‌رسد در حالیکه وام‌های ما برای اجرای طرح‌ها است که در این شرایط ما می‌توانیم پیگیری کنیم تا اگر شرکت از وزارتخانه‌ای طلبی دارد آن طلب پرداخت شود.

وی افزود: پیگیری طلب شرکت‌های دانش‌بنیان از وزارتخانه‌ها به این صورت انجام می‌شود که ما این مسئله را به معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور گزارش می‌دهیم و وی از وزیر مربوطه پیگیری می‌کند تا طلب شرکت زودتر وصول شود.

سلطانی ادامه داد: البته در حال تهیه یک دستورالعمل هستیم تا شرکت‌هایی که به لحاظ مالی با بحران مواجه شدند اگر قابل احیا باشد به صورت خاص بررسی کنیم تا احیا شوند، البته این مسئله به این معنی نیست که بدهی شرکت‌ها از طریق صندوق پرداخت شود بلکه ما کمک می‌کنیم که مشکل شرکت‌ها برطرف شده و این شرکت‌ها احیا شوند تا خودشان بتوانند علاوه بر اجرای طرح‌ها، بدهی‌شان را هم پرداخت کنند.

وی اضافه کرد: بر اساس این دستورالعمل ما بررسی می‌کنیم تا بدانیم مشکل شرکت از کجاست و سپس مشکل را برطرف کنیم.

به گفته سلطانی، دستورالعمل حمایت از شرکت‌های دارای بحران مالی آماده شده است و از این طریق می‌توانیم این کار را انجام دهیم.

انتهای پیام/

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر اینکه اعضای 1+5 باید از فریب‌کاری آمریکایی‌ها آگاه شوند، گفت: انجام اقدام عملی از سوی ایران باید در هیات نظارت بر برجام بررسی شود.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرگزاری فارس، علی‌اکبر ولایتی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بعدازظهر امروز پس از دیدار با مشاور امنیت ملی نخست‌وزیر پاکستان با حضور در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سوال خبرنگار فارس، که آیا قرار نیست که هیات نظارت بر برجام نسبت به بدعهدی غربی‌ها در اجرای برجام اقدام عملی کند؟ گفت: این موضوع بستگی دارد به مشورت‌هایی که در هیات انجام می‌شود و بی‌تردید دست ما در عمل متقابل بسته نیست منتهی باید در هیات مورد بحث و تبادل نظر قرار بگیرد.

وی افزود: بر همین اساس دست ما در مقابل بدعهدی که به خصوص آمریکایی‌ها در این زمینه دارند بسته نیست. 

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: همچنین توقع ما از سایر اعضای 1+5 این است که آنها به وظایف خود عمل کنند، شما ملاحظه کردید که برخی از اعضای هیات 1+5 مانند روس‌ها از فریبکاری آمریکایی‌ها سخن گفتند که آمریکایی‌ها به گونه‌ای جلوه دادند و برخی از اعضای هیات را فریب داده‌اند تحت این عنوان که مثلا ایرانی‌ها به سمتی حرکت می‌کنند که آن مسیر بر خلاف استفاده صلح‌آمیز در امر هسته‌ای است که پس از آن معلوم شد این موضوع فریبکاری و دروغ بوده است.

ولایتی تاکید کرد: به هر ترتیب همین که بعضی از اعضای 1+5 به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکایی‌ها فریبکاری کردند خودش یک پیشرفت است و ما هم باید در روشن کردن وضعیت موجود در صحنه بین‌المللی در رابطه با فریبکاری‌های آمریکا در مسئله هسته‌ای تلاش کنیم و همچنین دیگر اعضای 1+5 را آگاه کنیم از کارهایی که آمریکایی‌ها انجام می‌دادند و همچنین آنها را وادار کنیم که به وظایف خودشان عمل کنند. همچنین بنده مجددا تاکید می‌کنم دست ما در عمل متقابل در این مسئله بسته نیست.

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت  در پاسخ به این سوال که برخی علت تغییر رفتار پاکستان در قبال ایران را اقدامات عربستان سعودی می‌دانند نظر شما در این باره چیست، اظهار داشت: پاکستان در موارد مختلفی به درخواست‌های عربستان پاسخ منفی داده،‌ به طور مثال پس از آنکه عربستان از پاکستان درخواست کرد که به یمن نیرو اعزام کند، پاکستان نیز این درخواست را رد کرد و پاسخ منفی داد که اقدام شجاعانه‌ای بود.

وی درباره تحولات کشمیر گفت: برخی تبلیغات و اقدامات از سوی سعودی‌ها به‌منظور وارونه جلوه دادن برخی امور انجام شده مبنی بر اینکه در کشمیر تنها علیه شیعیان اقداماتی انجام می‌شود که برخلاف تبلیغات سعودی‌ها باید تأکید کنم که در کشمیر برخی افراطی‌ها دست به اقدامات ظالمانه می‌زنند و این‌طور نیست که تنها و به‌طور خاص این اقدامات علیه شیعیان باشد.

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: حقوق مسلمانان نه‌تنها در کشمیر، بلکه باید در سراسر جهان رعایت شود و نباید با تبلیغات سوء بین مذاهب مختلف تفرقه‌افکنی صورت بگیرد.

انتهای پیام/

دادستان تهران با اشاره به این مطلب که موضوع پرونده بانک ملت جابجایی هشتصد میلیارد تومان است گفت: در مورد نحوه اقدامات متهمان از وزیر اقتصاد و رییس کل بانک مرکزی گزارش خواستیم.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از پایگاه فارس دادسرای عمومی انقلاب تهران روز یکشنبه سوم مرداد ماه، نشست مشترک دادستانی تهران با مدیران سه زندان قزل حصار، رجایی‌شهر و تهران بزرگ برگزار شد.

در این جلسه که معاونان دادستان، سرپرستان نواحی دادسرای تهران، قضات ناظر و قضات ویژه محکومان زندانی حضور داشتند، دکتر جعفری دولت‌آبادی با تأکید بر نقش سرپرستان در امر تحقیقات و کیفرخواست‌های صادره و انتقاد از این که برخی کیفرخواست‌ها متناسب با پرونده‌ها نیست، اظهار داشت: کیفرخواست باید با تحقیقات و اهمیت پرونده متناسب باشد و با پرونده‌های واجد متهمان یا جرایم مهم که تحقیقات آن در چند جلد صورت گرفته است، نمی‌توان با کیفرخواست چند سطری از دادگاه درخواست مجازات نمود.

دادستان عمومی و انقلاب تهران مستند و مستدل بودن کیفرخواست به گونه‌ای که موید اهم موضوعات پرونده باشد را ضروری خواند و از سرپرستان خواست که به ویژه در پرونده‌های مهم اقتصادی و مانند آن، بر امر تحقیق و صدور کیفرخواست نظارت نموده و کیفرخواست صادره به صورت تایپ شده به محاکم ارسال گردد.

مسوولیت شرکت‌های مسافربری در حوادث رانندگی

دادستان تهران به چند حادثه تصادف و فوت تعدادی از شهروندان طی یکی دو ماه اخیر در برخی نقاط کشور اشاره کرد و با انتقاد از عدم مسوولیت پذیری در قبال این حوادث اظهار داشت نظریه کارشناس تصادفات در مورد یکی از حوادث اخیر که به موجب آن 25 درصد تقصیر به شرکت تعاونی مسافربری منتسب شده، طبیعی و مطابق با قاعده است؛ زیرا وقتی از راننده پیر و مسن استفاده می‌شود که نمی‌تواند وسیله نقیله را مهار و هدایت کند و منتهی به حادثه شود، باید مدیران تعاونی مسافربری یا مسوولین راه‌ها در مواردی که جاده عامل تصادف باشد، مسوول شناخته شوند.

جعفری دولت‌آبادی اعلام کرد مدیران شرکت‌های هواپیمایی و مسافربری باید بدانند که لازم است در به کارگیری راننده و وسیله نقلیه دقت نمایند و از مهارت و سلامت راننده‌ها و امن بودن وسایل نقلیه اطمینان حاصل نموده و در قبال حوادث پاسخگو باشند.

وی افزود مسوولان دولتی مرتبط با را‌ه‌‍‌ها و حمل و نقل عمومی نیز در رفع نواقص جاده‌ها و وسایل حمل و نقل اقدام نموده و الا طبق مقررات باید در قبال خسارات وارده پاسخگو باشند.

هدفمنده شدن بازدیدهای قضات از زندان

نکته دیگری که مورد تأکید دادستان تهران قرار گرفت، هدفمند شدن بازدیدهای سرپرستان نواحی و قضات دادسرا از زندان‌ها بود.

جعفری دولت آبادی با بیان اینکه زندان‌ها تا کنون این موج از بازدیدها را به خود ندیده‌اند، گفت از جمله مشکلاتی که در بازدیدها گزارش شده است، کمبود نیروی انسانی زندان‌ها است.

دادستان تهران از صدور بخشنامه‌ی یازده بندی در خصوص وظایف سرپرستان و قضات دادسرا در بازدید از زندان و ملاقات با زندانیان خبر داد که به پیوست آن، فرم متحدالشکلی برای ثبت نتایج ملاقات با زندانیان توسط قضات ارائه شده است.

طبق اظهارات جعفری نکته‌ مهم در این بخشنامه، لزوم ادغام محکومیت‌های متعدد یک محکوم زندانی است که با توجه به اختلاف نظر میان نواحی دادسرا که پرونده‌های زندانی را برای اجرای در اختیار دارند، از تعیین تکلیف دراین خصوص خبر داد و گفت اگر محکوم در چند ناحیه از دادسرا پرونده‌ محکومیت داشته باشد، دادسرای اجرای کننده‌ی آخرین حکم، وظیفه جمع‌آوری پرونده‌ها به منظور پیگیری ادغام احکام و صدور مجازات واحد توسط دادگاه را بر عهده دارد.

وی با اشاره به در جریان بودن تشکیل کمیسیون جبران خسارت متهمان بی‌گناه در آینده، نظارت سرپرستان بر زندانیان تحت قرار بازداشت موقت یا دیگر قرارهای تأمین کیفری منتهی به بازداشت را ضروری خواند تا از طرح این‌گونه پرونده‌ها در کمیسیون مذکور جلوگیری شود.

جعفری دولت‌آبادی ارائه آمار ورودی و خروجی بازداشتی‌ها در مقایسه با مدت زمان مشابه را، زمینه‌ساز تحلیل آمار جرایم خواند و گفت عدم کنترل ورودی به زندان‌ها، موجب افزایش زندانیان خواهد بود.

دادستان تهران نظارت سرپرستان بر میزان استفاده قضات از ظرفیت‌ها و تخفیف‌های پیش‌بینی شده در قوانین لازم دانست و اظهار داشت: این نظارت‌ها موجبات توجه قضات به نهادهای ارفاقی را فراهم می‌کند.

وی از مدیران زندان‌ها خواست امکانات لازم را برای حضور قضات هر ناحیه تأمین نمایند تا زمینه ملاقات با زندانیان بیشتری فراهم شود.

سرنوشت چند پرونده‌ اقتصادی

دادستان تهران بر اهمیت اقدامات پیشگیرانه در جلوگیری از طرح پرونده‌های اقتصادی و جرایم بانکی تأکید نمود و به چند پرونده‌ مهم در این زمینه، از جمله پرونده بانک ملت اشاره کرد.

جعفری با اعلام اینکه موضوع این پرونده جابجایی هشتصد میلیارد تومان است، افزود: چهار نفر از متهمان پرونده بازداشت شده، اما چند متهم در خارج از کشور به سر می‌برند.

دادستان تهران ضمن اعلام اینکه در مورد نحوه اقدامات متهمان از وزیر اقتصاد و رییس کل بانک مرکزی درخواست گزارش شده است، شکل‌گیری و رسیدگی به چنین پرونده هایی را از مشکلات موجود برای مراجع قضایی خواند و از مراجع نظارتی از جمله بانک مرکزی خواست که با اتخاذ اقدامات پیشگیرانه، مانع تشکیل اینگونه پرونده‌ها شود.

جعفری دولت‌آبادی در خصوص یکی از این پرونده‌های اقتصادی که متهم آن پس از آزادی با وثیقه، مجدداً بازداشت شد، گفت: این متهم که از بدهکاران بزرگ بانکی است، در قبال استرداد وجوه بانک با صدور قرار وثیقه آزاد شده بود، اما با استنکاف از استرداد وجوه، به گونه ای که وجوه مسترد شده از سوی وی صرفا ششصد و هفتاد میلیارد تومان بوده موجب گردید بازپرس با صدور قرار وثیقه اقدام نماید که منجر به بازداشت متهم گردیده است.

رفع مشکلات اقتصادی و اجتماعی از طریق تدابیر قضایی

دادستان تهران با بیان این که، نباید انتظار داشت که همه مشکلات اقتصادی و اجتماعی با راهکارها و تدابیر قضایی بر طرف شود، افزود: وقتی دستگاه ها و مسؤولان مرتبط از جمله مراجع نظارتی بر بانک ها و موسسات مالی و اعتباری یا سازمان های مرتبط با امور اجتماعی به وظایف ذاتی خود عمل نمی کنند، دادسرا در مقام حمایت از حقوق مردم ناچار به ورود است.

پرونده دیگری که مورد توجه دادستان تهران قرار گرفت، پرونده تعاونی اعتباری ثامن الحجج بود که وی اظهار امیدواری کرد با فروش اموال متهم توسط بانک مرکزی، در پرداخت وجوه سپرده گذاران تسریع شود.

دادستان تهران سیاست صحیح بانک ها را کمک به سودآور بودن تولید و اشتغال ناشی از آن دانست و طرح پرونده های متعدد بانکی در مراجع قضایی را نشانگر ضعف نظارت‌ها و موجب خدشه به امنیت اقتصادی ارزیابی کرد.

وی تاکید کرد که سیاست دادستانی تهران در قبال جرایم بانکی مبتنی بر اقدامات پیش گیرانه و حمایت از سرمایه گذاری سالم و مشروع است و در این راستا، نظارت بانک مرکزی بر عملکرد بانک ها و انتصاب مدیران شایسته نقش مهمی را ایفا می نماید و در آخرین مرحله، اقدامات قضایی ضرورت می یابد.

در این جلسه، قضات و مدیران سه زندان بزرگ استان تهران به طرح مشکلات خود در ارتباط با زندان و زندانیان ارائه ی راهکارها پرداختند.

فتاحی رییس زندان تهران بزرگ در ارزیابی نتیجه بازدیدهای قضات از زندان ها، به جابجایی شمار محکومان و متهمان اشاره کرد و گفت: پیش از آن، تعداد متهمان بیشتر از محکومان بود به گونه ای که پنجاه و دو درصد زندانیان متهم بودند و با افزایش بازدیدها، نسبت متهمان و محکومان مساوی شده است.

در پایان این جلسه، دادستان تهران معاون دادسرا در امر نظارت بر زندان ها را مکلف به برنامه ریزی برای بازدید معاونان دادستان از زندان ها نمود و با طرح دو راهکار، شامل تقسیم زندان ها بین معاونان و یا بازدید جمعی معاونان دادستان و قضات ناظر از زندان ها، اظهار داشت: بازدید معاونان دادستان از زندان ها به جهت سمت قضایی و قابل اجرا بودن دستورات آن ها از اهمیت بیشتری برخوردار است و با این برنامه ریزی، ظرف دو ماه آینده با کلیه زندانیان ملاقات حضوری صورت گیرد و گزارش آن به دادستان ارائه گردد.

دادستان تهران اهمیت اقدامات سرپرستان دادسرا و قضات ناظر در ارتباط با زندان ها را به امری جهادی تشبیه کرد و در تبیین ضرورت همکاری مسؤولان زندان و قضات اظهار داشت: در یک کار جهادی همکاری جمعی و ایثار اهمیت زیادی دارد همان گونه که در طی هشت سال جنگ تحمیلی انجام شد.

جعفری دولت آبادی با اعلام ضرورت حمایت دادستان از مسؤولان و کارکنان زندان که به عنوان ضابط انجام وظیفه می نمایند، اظهار دات: حمایت دادستان از ضابطان منوط به رعایت مقررات است.

دادستان از همکاری و تلاش مدیران زندان ها و هم چنین از اقدامات قضات در بازدید از زندان ها و اهتمام در رفع مشکلات زندانیان قدردانی کرد و از سرپرستان دادسراها و قضات ناظر خواست در بازدیدها به مشکلات و کمبودهای سازمان زندان ها نیز توجه نمایند.

انتهای پیام/

نفوذ و سیطره فرانسوی‌ها در بازار خودرو ایران در حالی هر روز بیشتر می شود که در کنار کارنامه سیاه همکاری با خودروسازان ایرانی باید نگاهی هم به تعاملات سیاسی آنان با گروهک‌های تروریستی از جمله منافقین داشت.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرگزاری فارس، چند روز پس از برگزاری گردهمایی گروهک تروریستی منافقین در پاریس، قرارداد سایپا و سیتروئن در حالی با استقبال گرم و چشمگیر وزارت صنعت در ایران به امضا رسید که تنها شخصیت مهم فرانسوی حاضر در این مراسم، ژان کریستف کمار عضو هیأت مدیره شرکت سیتروئن بود. این در حالی است که از طرف ایران، علاوه بر نعمت زاده وزیر صنعت، رضا رحمانی قائم مقام وزیر صنعت در امور تولید، محسن صالحی نیا معاون صنایع وزیر صنعت، معظمی رئیس سازمان گسترش و مهدی جمالی مدیر عامل سایپا در این مراسم حضور داشتند و برای امضای قراردادی که جز وابستگی ایران به خودروسازان فرانسوی دستاوردی در پی ندارد، کف مرتب زدند.

به این ترتیب هیأت بلندپایه دولتی ایرانی به استقبال یک مدیر رده دوم از هلدینگ پژو سیتروئن رفت که اتفاق پسندیده‌ای در حفظ عزت ایرانی به شمار نمی‌رود.

پیش از این نیز قرارداد ایران خودرو و پژو با حضور روحانی رئیس جمهور در فرانسه به امضا رسید.

در نهایت با امضای این دو قرارداد، سهم بزرگی از بازار خودرو ایران در اختیار فرانسوی‌ها قرار می‌گیرد تا گروه پژو سیتروئن یکه تاز اصلی بازار خودرو کشورمان باشد، اتفاقی که سوغات برجام برای صنعت خودرو ایران به شمار می‌رود.

* هدف از مشارکت با خارجی‌ها چیست؟

در شرایطی که صنعت خودرو ایران به دنبال سالها مونتاژکاری محصولات قدیمی برای خودروسازان فرانسوی، نتوانسته جایگاه مناسبی برای خود ایجاد کند و با نارضایتی همگانی از کیفیت و قیمت تولیداتش روبرو است، عده‌ای عنوان می‌کنند که تنها راه نجات خودروسازی ایران، مشارکت با خودروسازان خارجی است و بدون حضور شرکای خارجی هیچ ارتقایی در صنعت خودرو کشور اتفاق نخواهد افتاد.

در نتیجه این سؤال مطرح می‌شود که تکلیف شریک خارجی و نحوه استفاده از شرکای خارجی چیست؟

بررسی وضعیت صنعت خودرو در سایر کشورها مانند کره جنوبی نشان می‌دهد که این کشورها هرگز به دنبال مونتاژکاری نبوده و دقیقاً با اتکا بر نیرو و توان داخلی، آنهم تنها با توسعه برند داخلی به جایگاه فعلی خود دست یافته‌اند.

کشور کره جنوبی از شرکای خارجی خود در جهت تقویت صنعت خودروسازی و تنها در جهت بومی سازی و انتقال دانش فنی طراحی و ساخت خودرو استفاده کرد. بر عکس، تجربه نشان داده که در ایران محصول آماده سایر کشورها مونتاژ می شود و اثری از بومی سازی طراحی قطعات و مجموعه‌ها وجود ندارد.

در واقع، کره جنوبی به دلیل تمرکز بر برندسازی و توسعه محصول بنام خود، تنها از تجربه سایر کشورها در طراحی و انتقال تکنولوژی استفاده کرده است.

مرور تاریخ خودروسازی در کشوری مانند کره جنوبی نشان می‌دهد که خودروسازان ایرانی نیز باید از مونتاژکاری پرهیز کرده و توجه خود را بر طراحی و ساخت خودرو به نام خود معطوف کنند. اگر چه ممکن است در این مسیر نیازمند استفاده از تجربه سایر شرکت‌های طراح و سازنده خودرو هم باشند، ولی طی کردن این مسیر گام‌های اساسی در بومی سازی و استفاده حداکثری از توان نیروهای داخلی را به همراه خواهد داشت و در دراز مدت باعث عدم وابستگی اساسی به خودروسازان خارجی خواهد شد.

* نفوذ فرانسوی‌ها به خودروسازی ایران همزمان با خودکفایی تولید پیکان

نفوذ فرانسوی‌ها به صنعت خودرو ایران به سال‌ها قبل و همزمان با خودکفایی ایران در تولید پیکان برمی‌گردد.

صنعت خودروسازی ایران در سال های قبل از انقلاب توسط شرکت های خارجی عمدتاً آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی در ایران شکل گرفت و کاملاً به شرکت های خارجی وابسته بود، به طوری که در آن زمان هیچ محصولی با برند داخلی در ایران وجود نداشت و دو شرکت بزرگ خودروسازی کشور تنها به مونتاژ خودروهای خارجی آن هم با قطعات کاملاً خارجی اقدام می‌کردند.

پس از جنگ تحمیلی و آغاز دوران سازندگی، به دلیل نیاز مشتریان، تولید تعدادی از محصولات دو شرکت خودروساز ایران خودرو و سایپا رونق گرفته و در نتیجه خودکفایی تولید پیکان در دستور کار قرار می‌گیرد.

همزمان با این اتفاق، شرکت پژو فرانسه در ایران خودرو و شرکت کیاموتورز کره جنوبی در سایپا نسبت به تولید خودرو اقدام می‌کنند.

در این شرایط، با اقدامات صورت گرفته برای خودکفایی پیکان، بنای صنعت قطعه سازی در ایران شکل می‌گیرد و کارخانه‌های قطعه سازی با مشارکت بخش خصوصی شروع به فعالیت می‌کنند.

همزمان با تولید و خودکفایی پیکان، مونتاژ پژو 405 نیز در ایران خودرو آغاز می‌شود. در همان سالها نیز دو طیف فکری با دو استراتژی به دنبال تولید خودرو در ایران خودرو بودند. یک طیف به دنبال بومی سازی محصول پیکان بود و طیف دوم به عقد قرارداد با پژو فرانسه به خیال توسعه صنعت خودرو در ایران با کمک فرانسوی‌ها می‌اندیشید.

* یکه تازی فرانسوی ها با توقف تولید پیکان

با گذشت زمان، پیکان پس از بومی سازی از رده خارج شد ولی محصولی جایگزین آن نشد. در این وضعیت شرکت پژو به توسعه روزافزون خود در صنعت خودرو ایران ادامه داد به طوری که ایران خودرو به بزرگترین شریک تجاری پژو تبدیل شد.

همزمان با بومی سازی پیکان، ایران خودرو با اجازه گرفتن از پژو به طراحی سمند بر روی پلت‌فرم از رده خارج شده پژو (پلت‌فرم پژو 405 که تولید آن قبل از سال 1995 در فرانسه متوقف شده بود) اقدام کرد.

اگر چه طراحی سمند در آن سال‌ها اقدام خوبی در ثبت و تولید برند ملی بود ولی صنعت خودرو ایران در تأمین قوای محرکه به فرانسوی‌ها وابسته بود. اقدامی که در طراحی سمند شروع شده بود باید به صورت مستمر و همزمان در طراحی قوای محرکه جدید با مالکیت معنوی ایرانی ادامه پیدا می کرد.

آنچه مهم است و چالش فعلی را برای صنعت خودرو در پی داشته، توسعه خطوط تولید بدون توسعه محصول است.

یکی از عوامل بسیار مهم در عدم توسعه محصول، وابستگی و تبعیت از شریک خارجی یعنی پژو بوده است. به عنوان مثال بر روی پلت‌فرم پژو 206، خودرو پژو 206 صندوق‌دار طراحی و ساخته می‌شود، آن هم با هزینه طرف ایرانی ولی با مالکیت معنوی طرف خارجی، به طوری که شرکت ایران خودرو حتی نتوانست آرم خود را بر روی آن نصب کند به عبارت ساده تر با پول و سرمایه ایرانی یک محصول به محصولات پژو اضافه شد، بدون هیچگونه دخل و تصرف در محصول. این اتفاقی است که ظاهرا در تولید محصولات سیتروئن نیز خواهد افتاد زیرا قرار است سایپا تولیدکننده محصولات این شرکت فرانسوی باشد و بحثی درباره طراحی و تولید خودرو مشترک مطرح نشده است.

* مونتاژکاری، نتیجه حضور 13 ساله سیتروئن در ایران

شرکت سیتروئن به عنوان بازوی پژو فرانسه در هلدینگ پژو-سیتروئن در حالی دوباره به بازار خودرو ایران باز می‌گردد که همکاری 13 ساله سایپا و سیتروئن در تولید زانتیا، تجربه شکست‌خورده‌ای را از همکاری با این شرکت فرانسوی نشان می‌دهد.

طی سال‌های 79 تا 92 با همکاری سایپا و سیتروئن، زانتیا به عنوان یک محصول مشترک به تولید رسید که البته یک خودروی مونتاژی محسوب می‌شد و نهایت میزان داخلی سازی این خودرو به 35 درصد رسید که بیشتر شامل باطری خودرو و صندلی ها می‌شد. در مقابل، تأمین قطعات اصلی زانتیا از طریق واردات صورت می‌گرفت به طوری که موتور، گریبکس، چرخ‌ها، اکسل و حتی لاستیک این خودرو از طریق واردات تأمین می شد.

با نهایی شدن همکاری ایران خودرو و پژو و همچنین سایپا و سیتروئن، فرانسوی‌ها در حالی برای حضور در بازار پرسود خودروی ایران گام بزرگی برداشته‌اند که اصولاً خودروهای سیتروئن و پژو دارای پلت‌فرمی مشترک هستند. در واقع خودروهای پژو و سیتروئن به جز طراحی بدنه عیناً مشابه یکدیگر هستند. پژو 301 به عنوان یک محصول مشترک بین ایران خودرو و پژو مطرح است و این در حالی است که سایپا نیز محصولی با نام الیزه برای تولید با سیتروئن مد نظر دارد که در واقع الیزه و پژو 301 بر روی یک پلت‌فرم مشترک به نام PF1 تولید می‌شوند.

به این ترتیب حضور شرکت سیتروئن در بازار خودرو ایران تأثیری به حال صنعت خودرو کشورمان نخواهد داشت و انتقال دانش فنی در این صنعت اتفاق نمی‌افتد.

در واقع سیتروئن نیز همان رفتار شریک خود یعنی پژو را در ایران بازی خواهد کرد و در این میان، خودروسازان ایرانی همواره مقابل سودجویی بی حد و حصر فرانسوی‌ها کوتاه آمده‌اند.

حضور خودروسازان اروپایی طی دو دهه اخیر نشان می‌دهد که مونتاژ خودرو تحت لیسانس این خودروسازان تنها به خودکفایی قطعات ساده و قطعاتی که مشکلات زیست محیطی برای آن کشورها در پی دارد، منجر شده و این خودروسازان عملاً اجازه خودکفایی قطعات با تکنولوژی بالا و حتی متوسط را نمی‌دهند.

شرایط شرکت رنو دیگر شریک تجاری خودروسازان ایرانی نیز مشابه شرکت پژو و سیتروئن است. روش این شرکت‌ها وابسته نگه داشتن صنعت خودرو به خود و اعمال سیاست وابستگی با اجرای پروژه‌های جدید و مستمر است، طوری که صنعت خودرو ایران چاره ای جز پیروی از استراتژی آنها نداشته باشد.

با توجه به موارد ذکر شده باید از مونتاژکاری به ویژه توسط دو خودروساز اصلی کشور جلوگیری شود و استراتژی مونتاژ خودروی دیگران به استراتژی طراحی و تولید محصول خودی با بهره‌مندی از توان داخلی تغییر کند.

باید به یاد داشت که خودروسازانی مانند هیوندای و کیاموتورز تنها با توسعه محصول به شرایط فعلی رسیده‌اند، نه مونتاژ.

اگر بخواهیم صریح سخن بگوییم، برنامه مونتاژکاری محصول دیگران از طرف کسانی مطرح و اجرا می شود که شناختی از صنعت قطعه سازی ندارند و اساساً فاقد استراتژی توسعه محصول هستند و خلاصه اینکه مونتاژ کاری آن هم پس از بیش از دو دهه سرمایه گذاری در صنعت قطعه سازی، این بخش را به نابودی خواهد کشاند.

گزارش از نرگس نیک ضمیر

انتهای پیام/م

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS