
به گزارش صدای دانشجو، سرتیپ دوم "قاسم فراوان" اظهار داشت: باغ موزه دفاع مقدس همدان بسیار هنرمندانه طراحی و اجرا شده است و این موضوع در استقبال بازدید کنندگان از این مجموعه ی فرهنگی موثر و تاثیرگذار خواهد بود.
مدیر اجرایی موزه پدافند هوایی در سازمان موزه های ستاد کل نیروهای مسلح در ادامه افزود: باغ موزه دفاع مقدس همدان با فضایی الهام گرفته از هشت سال حماسه، ایثار و شهادت شکل گرفته و به حتم زحمات زیادی برای ایجاد آن کشیده شده است.
وی دوران هشت سال دفاع مقدس را دورانی فراموش نشدنی خواند و افزود: بازدید از این مرکز فرهنگی بدون شک باعث زنده شدن و یادآوری مجدد دوران هشت سال دفاع مقدس خواهد شد و صحنه های مختلف دفاع مقدس همه وهمه در باغ موزه دفاع مقدس همدان ملموس و قابل درک است.
فرمانده اسبق گروه پدافند هوایی همدان با بیان این که ایجاد چنین فضاهایی برای معرفی بیش از پیش دوران دفاع مقدس در میان اقشار مختلف جامعه مهم و اثربخش خواهد بود تصریح کرد: بازدید نوجوانان و جوانان از چنین مجموعه های بزرگ فرهنگی نقش به سزایی در زنده نگاه داشتن دوران دفاع مقدس خواهد داشت.

به گزارش صدای دانشجو، نماینده کمیته جست و جوی مفقودین استان همدان از خاکسپاری 5 شهید گمنام خبر داد و گفت: همزمان با سالروز شهادت حضرت زهرا (س) مصادف با 13 اسفندماه، استان همدان میزبان 5 شهید گمنام خواهد بود.
زمردیان افزود: از این تعداد یک شهید معزز در پادگان شهید قهرمان، ،2 شهید درشهر قروه درجزین و2 شهید دیگر نیز در شهر دمق از توابع شهرستان رزن، آرام خواهند گرفت.
وی در ادامه اظهار کرد : مراسم تشییع و تدفین شهدای گمنام استان با حضور فرماندهان، مسئولین و مردم شهید پرور استان در مکان های یاد شده برگزار که اطلاعات تکمیلی این مراسم نیز در روزهای آینده از سوی کمیته جست و جوی مفقودین پس از تشکیل ستادهای مربوطه، اعلام خواهد شد.
لازم به ذکر است با این اقدام تعدادشهدای گمنام استان، از 116 شهید به 121 شهید گمنام و تعداد مراکز نظامی میزبان شهدای گمنام از 5 مرکز به 6 نقطه و 12 مرکز شهری نیز به 14 نقطه افزایش می یابد.

حجت الاسلام مصطفی رستمی ظهر شنبه در همایش مربیان و سرگروه های حلقه های صالحین استان همدان با بیان اینکه سکولاریسم در اصطلاح به معنای جدایی دین از سیاست، اجتماع، عرصه های علم و فرهنگ، تربیت و حقوق است، اظهار داشت: سکولار به معنای بی دینی نیست.
وی ادامه داد: ممکن است مردم جامعه ای به دینی معتقد باشند اما مبنای سیاستهای سکولاریسمی براینست که سیاستگذاران، مدیران و دیگر مسئولان جامعه نباید به ارزشهای دینی توجه کنند و دین اجازه ورود در عرصه های مختلف را ندارد.
مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی استان همدان با اشاره به حکومت کلیسا در گذشته و اداره اروپا توسط کلیسا، افزود: پیروان سکولار معتقدند که وقتی دین جامعه را اداره کرد نتیجه آن عقب ماندگی قرون وسطا شد و وقتی دین کنار گذاشته شد پیشرفت و تمدن رخ داد و در حکومت های اسلامی نیز همین اتفاق رخ خواهد داد.
حجت الاسلام رستمی با اشاره به وجود نقص در این استدلال، اضافه کرد: حضرت عیسی در زمان خود نتوانست مسیحیت را بنا کند و بین ۴۰ تا ۱۴۰ سال پس از پیامبریش کتاب مقدس نوشته شد و پس از گذشت ۳۰۰ سال همچنان اعتقادات مختلف بصورت پنهانی و بدون متولی در چهار نوع انجیل در دین مسیحیت وارد شد.
وی گفت: پس از تشکیل شورای مسیحیت و آشکار شدن تفاوت های بسیار در بین فرقه های مسیحیت، کار به جایی رسید که دیدند دین اصلا اعتبار ندارد و علت آن این بود که دین ارائه شده در کلیساها دین حقیقی نبود.
مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی استان همدان با بیان اینکه اگر سکولاریسم نبود، امروز مسیحیت در دنیا وجود نداشت، گفت: سکولاریسم مسیحیت را نجات داد و با زدن سیلی به مسیحیت، باعث شد زنده بماند.
حجت الاسلام رستمی با بیان اینکه حتی مخالفان و منکران قرآن اذعان دارند که قرآن کنونی با قرآن صدراسلام یکی است، ادامه داد: پیامبر اسلام (ص) در زمان خودش برپایه دستورات قرآن قانون گذاری می کند و از کوچکترین تا بزرگترین مسائل براساس آیات وحی چارچوب و قانون دارند.
در قرآن آیات جزایی، حقوقی، اقتصادی، تجاری، جنگ و جهاد، شهادت، وحدت و غیره وجود دارد که راهگشا است
وی با افزودن این مطلب که همه امامان مدافع و محافظ دین و دستورات خدا بودند، بیان کرد: در قرآن آیات جزایی، حقوقی، اقتصادی، تجاری، جنگ و جهاد، شهادت، وحدت و غیره وجود دارد که راهگشا است.
مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی استان همدان در پاسخ به افرادی که می گویند تشکیل حکومت اسلامی از وظایف پیامبر (ص) نبوده و حکومت ایشان عرفی بوده نه اجتماعی، گفت: در قرآن حدود یک سوم آیات مربوط به مسائل اجتماعی است و دو سوم دیگر نیز بدون حکومت اجتماعی قادر به پیاده سازی و اجرا نیست.
وی با بیان اینکه در زمان های گذشته ایرانیان برای فراگرفتن علم و تکنولوژی به اروپا اعزام می شدند، گفت: شیفتگی به غرب باعث شد تا نتوانیم به گوهر غرب و حقیقت دانش و علم در آن زمان برسیم.
مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی استان همدان با اعلام اینکه فرزندان ما در تهدید دعوت به دین ها و فرقه های دیگرند، ادامه داد: شیفتگی نسبت به اروپا و ایجاد شباهت ظاهری یعنی گفتمان تعالی را فراموش کردن که امروز جامعه ما با آن مواجه است.
حجت الاسلام رستمی با بیان اینکه مشکل غرب با ایران نه مسئله هسته ای و نه دموکراسی و حقوق بشر است، گفت: مشکل آنها با ایران این است که جمهوری اسلامی روشی جدید از دموکراسی دینی ارائه داده که اگر شکست نخورد تمام غرب بهم می ریزد.
وی مربیان و معلمان را الهام بخش جامعه دانست و گفت: معلمانند که با آگاهی بخشی و امید جامعه را پرورش می دهند.

گرچه تعداد 76 حزب در جمهوری اسلامی ایران ثبت شده است، اما جای تذکر ندارد که بسیاری از این به اصطلاح احزاب را میتوان در قالب دو جریان اصلی اصلاحطلب و اصولگرا خلاصه کرد. فارغ از معنای حزب که نمونهی نسبتاً کامل آن را در حزب جمهوری اسلامی اوایل انقلاب مییافتیم، پس از انحلال حزب مذکور، احزاب به صورت قارچگونهای شروع به رشد کردند. اولین انشقاق نیروهای انقلاب به شکلگیری چپ و راست صورت گرفت، که اصلاً ارتباطی با چپ و راست مجلس فرانسه به معنای محافظهکار و انقلابی نداشته، زیرا که تمام عناصر دو طرف از عناصر انقلابی و خواهان تغییر شرایط به سوی اسلامی شدن بودند. پس از ایجاد مجامع چپ و جوامع راست، به علت وجود عنصر راست در پست ریاست جمهوری و پارهای دلایل دیگر چپیها روبه ضعف رفته و دچار سستی شده بودند. در دورهی توسعهی سیاسیِ دوم خردادیها، رویکردهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی که در عرصه عمل خود را نشان دادند، به اعتراضاتی در سطح مراجع قم و نیز ناله و فغان دردمندان انقلاب شد. حوادثی مانند تیر 78 نیز بر طبل اختلافافکنی چپیهای اطلاحطلب شده کوبید و از آنجا بود که جریان آبادگران به مقابله با آن پرداخت. در این نوشتار برآنیم تا با برشمردن عوامل اختلاف اصولگرایان و اصلاحطلبان، به شفاف سازی محل نزاع این دو طیف بپردازیم تا هم مخاطب محترم را به آنها یادآوری کرده و هم نکاتی را که منجر به موضعگیریهای شدید دو طیف نسبت به هم میشود را در ذهن تداعی کنیم.
تعاون و تنازع در مسیر انقلاب
حزب جمهوری از دو طیف فکری تشکیل میشد، که غالب اختلافات به نظرات اقتصادی بازمیگشت. چپیها به اقتصاد دولتی و کوپنی قائل بودند و راستیها به ضرورت مردمی سازی اقتصاد و تکیه بر اقتصاد بازار داشتند. از این رو از سوی افرادی از مقابل به اسلام آمریکایی متهم میشدند که کاملاً نابجا بود. -همانطور که خواننده محترم توجه دارد چپیهای اول انقلاب شباهتی به برخی اصولگرایان معروف به تندروی کنونی داشتهاند- لذا بعد از مدتی مجمع روحانیون مبارز نماد چپ و جامعهی روحانیت مبارز نماد راست شد. اما طی این مدت دو طرف با هم تعامل مثبت داشتند و به فکر صدور انقلاب و توانمندی در عرصهی جنگ تحمیلی و توجه به محرومین بودند و با یکدیگر مشارکت فعال داشتند. در خلال سالهای 70 تا 74 حلقههای فکری در درون چپیها مثل کیان شکل گرفت و افرادی چون سروش به نوعی تمایز فکری مشهود نسبت به انقلاب دچار شدند و همچنین برای ریاست جمهوری برنامهریزی کردند. شایان ذکر است دولت هاشمی در این دوره نماد جریان راست بود اما چندان به مبانی راست پایبند نبوده است و از افراد تکنوکرات و جریان کارگزاران، بیشتر استفاده میکرد. با روی کارآمدن دولت خاتمی، همگان به وضوح دیدند، که تعاون و همکاری بین این جریان چپ که به اصلاحطلبان بدل شده بودند، با دیگر گروههای سیاسی از جمله راست، تقریباً قطع شده بود و این دولت با نوعی تمامیتخواهی در قدرت که حاصل تفکرات غربزدهی افراد حلقهی کیان، حجاریان، سروش و خود خاتمی بود رفتاری تنازع آمیز را در عرصههای مدیریت کشور (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی) با دیگر احزاب شکل داد.
با ذکر مطالب بالا سراغ مهمترین اختلافات و نزاعهای بین اصولگرایان و اصلاحطلبان میرویم. اما دو نکته حائز اهمیت وجود دارد اول آنکه، حزب در درون خود طیفی از افکار را دارد. لذا نگارنده معتقد است اکثر اصلاحطلبان در ایجاد اختلافات زیر، نقش برجسته ندارند اما به علتِ نادرستِ همراهی با حزب، جانبِ همحزبیهای خود را نگه میدارند، که با مبانی اسلامی مغایرت دارد. دوم آنکه اصلاحطلبی خواسته یا ناخواسته به مأمنی برای روشنفکران غربزده تبدیل شده که تفکرات ایشان به پای اصلاحطلبان نوشته میشود.
عوامل اختلاف و تنازع دو جریان
برای مقایسه و ارزیابی افراد، جهت داوری مناسب و احقاق حق، و نیز دادن مسئولیتها به اصلح، سه عرصهی بینش، گرایش و کنش مورد توجه نگارنده است. احزاب و گروههای سیاسی نیز از این هرسه، فارغ نیست. و حزب که مجموعهی متعاونی از افراد است به طور طبیعی این سه را در درون خود دارد. در پایین به علت در همتنیدگی این موارد آنها را با عنوان اختلافات در سه سطح میآوریم.
الف) اختلافات در سه سطح
1- ولایت فقیه: در تفکر و گرایشات غالب اصلاحطلبان ولایت مطلقهی فقیه پذیرفته شده است. اما در پای عمل و کنش که رسیده نشان دادهاند که تابع مطلقهی ولی فقیه نیستند. برای مثال میتوان به لوایح دوقلو و نیز حوادث مجلس ششم نگریست که با وجود تاکیدات مقام معظم رهبری، باز مجلس با استعفاهای نمادین که به خوراکی برای شبکهها و دشمنان غربی تبدیل شد، مواجه گشت. حتی حمایت در خفای عناصر اصلاحطلب از آزادی غربی و توهین به مقدسات و نیز حوادث تیر78 که طی آن منافقین و جمعی فریبخورده با چراغ سبز اصلاحطلبان برای محاصرهی بیت رهبری حرکت کردند. از سویی غالب اصلاحطلبان در عمل، خواهان محدودیت حوزهی ولایت فقیه هستند و یکی از اهدافشان در حوادث 78 نیز همین معنا بود و خواهان یکی شدن ریاستجمهوری و رهبری و کاهش شدید اختیارات رهبری بودند تا فضای جولان کافی را برای خود فراهم کنند.
2- حوزهی سیاست خارجی: اصلاحطلبان با چرخشی که در دههی 70 تجربه کردند، آرام آرام به سمت غرب و ارزشهای غربی متمایل شدند به نحوی که چپیهایی که تا دیروزِ انقلاب خواهان مبارزه با استکبار جهانی و صدور انقلاب و امثالهم بودند، اینک شیفتهی ارتباط با غرب بود. نیروگاهها و توان هستهای را برای چندین ماه تعلیق کردند، و برای جلب مشارکت کشورهای غربی در قبول کمک به ایران از راه تجارت بر سر فناوری هستهای معامله کردند و تحقیرهای زیادی را نیز به کشور تحمیل کردند و اگر نبود ورود مردم و رهبری به این سیاستها، چه بسا امروز از صنعت هستهای ما چیزی نمانده بود. در جنگ آمریکا با عراق، برخی اصلاحطلبان خواهان مشارکت ایران با عراق بودند، تا در کنار هم به مقابله با آمریکا بپردازند که با نظر مخالف رهبری و نظام رو به رو شدند.
3- حوزهی سیاست داخلی: در سیاست داخلی که به سه بخش تقسیم میشود، اصلاحطلبان که با مراکز به اصطلاح، فرهنگی و علمیِ پر، ایرانیکا، سیرا که به حلقه کیان می رسد در ارتباط نزدیک بودند نقشههایی داشتند که در سالهای بعد از آنها پرده برداشته شد(1)
فرهنگ: روزنامههای زنجیرهای عنوانی است که از زمان اصلاحطلبان در ادبیات کشور، به جا ماند. وزارت ارشاد در این دوره به وزارت مهاجرانی برای کمک به نقشهی اصلاحطلبان مجوزهای زیادی را صادر کرد که بسیاری از آنها توسط یک یا دوتیم رسانهای به چاپ میرسید. در واقع برخی اصلاحطلبان میخواستند با پمپاژ رسانهای، بهموقع ضربهی خود را وارد کنند. موسوی خوئینیها مدیر مسئول روزنامهی اصلاحطلب سلام، با درج تیتری دربارهی سعید امامی آتش فتنه را روشن کرد. فردای آن روز روزنامهی سلام توقیف شد و در یک واکنش غافلگیر کننده غالب روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلب (جامعه، توس، مشارکت، نوروز، آریا، نشاط، بیان، آزاد، آوا، صبح امروز، سلام، خرداد، نوسازی، حیات نو و ...) این توقیف را تیتر کرده و با افشای اطلاعات محرمانه به آتش فتنه میافزایند و نقش رسانهی فتنه و پایگاه هماهنگی دفتر تحکیمِ اصلاحطلب میشود. وزرات ارشاد با سهلانگاری در اعطای مجوزها و ارائه موضع پراکنده و گاه مقابل نظام از این روند حمایت میکند. به طوری که مهاجرانی بعد از افشای برخی اخبار از کشور فرار میکند.
سیاست: بخشهای اقتصادی و فرهنگی در واقع مکمل پروژهی سیاسی این جریان بود. پروژه براندازی به قدری بزرگ بود، که بیرون آمدن کشور از آن وضعیت به نوعی معجزه شباهت داشت. سعید حجاریان تئورسین این جریان مبتنی بر دستورالعملهایی برای اعتراض آرامِ جین شارپ بود. همه چیز برای یک براندازی آرام آماده بود، دفتر تحکیم وخصوصاً علی افشاری مسئول سازماندهی دانشجویان بودند، که در کوی مسایل پیچیدهای را رقم زدند. قتلهای زنجیرهای و شایعهسازی برای جهت دادن افکار عمومی به سوی متهم کردن وزارت اطلاعات که در واقع یکی از بازوهای امنیتی کشور در مواقع بحرانی بود. با این اتهام وزارت به حالت انفعال درآمد و با عناصر نفوذیای که به واسطهی اصلاحطلبان در آن داخل شده بودند کارآیی چندانی نداشت. سپس نوبت به نیروی انتظامی میرسد که طی حوادث کوی و برخی سهلانگاریها و نیز اقدامات سازماندهیشدهی منافقین برای قتل و جرح دانشجویان، نیروی انتظامی نیز دچار ضربهی سختی شد به طوری که فرماندهی وقت نیروی انتظامی تغییر کرد. شایان ذکر است یکی از معاونین وزارت علوم خاتمی در بین دانشجویان حاضر شد و به تحریک آنها پرداخت. با به وجود آمدن این شرایط برخی عناصر منافقین، جمعیت را به سوی بیت رهبری سوق دادند که با هشدارهای نیروهای نظامی و ورود مردم این خطر از کشور برداشته شد. در حوادث 88 نیز عناصر اصلاحطلب با دروغ تقلب به کشور ضربات سنگینی وارد آوردند و معاهدهی هستهای که میرفت به نتیجه برسد و آمریکا در حال تسلیم شدن بود، را به مارپیچی خطرناک انداخت که هنوز کشور درگیر آن است.
اقتصاد: در بخش اقتصاد هم به گفتهی خود اصلاحطلبان و نیز مشاهدهی عملکردشان میبینیم که دولت هشتسالهی اصلاحطلبان برنامهی اقتصادی خاصی نداشتند و تلاش خاصی برای کاهش وابستگی به درآمد نفتی و نیز تولید ملی از خود نشان ندادند. و کشور با بیکاری جوانان و بحرانهای اجتماعی دیگر مثل ازدواج روبه رو بود که بسیاری از آن ها ریشهی اقتصادی داشتند. عدم پرداختن و برنامهریزی نداشتن برای تسهیل ازدواج و نیز سایر برنامهها و سرمایهگذاریهای آموزشی در این دوره با ضعف جدی مواجه بود.
نقشههای دشمن و جایگاه اصلاحطلبان
در دید کارشناسان سیاسی و جریانشناسی با فروریختن پردههای جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق دوگانهی شرق و غرب به دو گانهی آمریکا_ ایران یا به تعبیر دیگر دوگانهی سلطه- مقاومت تبدیل شد. نظام سلطه با پیروزی انقلاب اسلامی سیاست چهارستون اجتماعی را در برنامه خود قرار داد.
همانظور که در نمودار بالا آمده است، نظام سلطه برای پیادهسازی نقشه دوم خود به نیروی داخلی متمسک شد. دشمن که در هشت سال جنگ تحمیلی نتوانسته بود به اهداف خویش دست یابد، اکنون به فکر فروپاشی از درون افتاده بود و در این مسیر از منافقین ظاهر الصلاح کمال استفاده را برد. حلقهی کیان که بدنهی فکری چپ جدید را تامین میکرد استراتژی براندازی را در دستور کار خود قرار داد و لذا گام به گام درصدد اجرای پروژهی فروپاشی شوروی برآمدند و با عناصر مختلف خود در دستگاههای دولتی شروع به اصلاحات ضد انقلابی زدند که اوج آن را در تیر 78 شاهد بودیم. گام دوم برابر است با قتلهای زنجیرهای و رشد قارچگونهی زنجیرهایها و روی کار آمدن برخی منافقان در زمان اصلاحطلبان، گام سوم، با سالهای پایانی خاتمی ونیز بعد از فتنهی 88 مصادف است (2) و گام چهارم برابر است با انتخابات و پس از آن فتنهی 88 که اصلاحطلبان و به خصوص شخص خاتمی و کروبی و موسوی و... نقش صحنهگردانی غرب را در عرصهی میدانی بر عهده داشتند.
ب) اختلافات بر سر منسوبین به اصلاحطلبی
بعد از نکات بالا باید به یک عامل دیگر در اختلافات بین اصولگرایان و اصلاحطلبان اشاره کرد. اصلاحطلبان به علت نوع بیان و تفکراتشان که بسیاری از ایشان را در چارچوب نظام قرار میدهد و با قضاوت بر اساس انصاف باید گفت بسیاری از اصلاحطلبان از دلسوزان کشور و مردم هستند، اما اظهار نظرها و موضعگیریهای گاه و بیگاه برخی عناصر اصلاحطلب به طور فزاینده بر ضد نظام و ارزشهای اسلامی که نزد عموم مردم محترم است و از سویی عدم واکنش صحیح و به موقع دیگر اصلاحطلبان در محکومیت این عناصر به اصطلاح روشنفکر غربزده، زمینهی فکری نخبگان و بدنهی اجتماعی را فراهم میکند تا نسبت به سایراصلاحطلبان نیز، چنین تصوری داشته باشند.
راه حل رفع اختلافات و رسیدن به تعاون سیاسی
پیشنهاد و مرحلهی اول: باید تاکید کرد، نوع نگاه برخی اصلاحطلبان به اسلام و حکومت اسلامی و ولایت فقیه، دارای اشکالات چندی است که میتوانند با برگزاری جلسات و دانشافزایی در این زمینهها، حدود وظایف و نقش ولی فقیه در جامعه را به درستی درک کنند و در مرحلهی بعد در عملکرد خود نیز این پذیرش و ولایتپذیری را از خود نشان دهند. در صورت رفع نکردن این مشکل، اصولگرایان و بسیاری از قشرهای جامعه، به اصلاحطلبان به عنوان تهدیدی برای نظام مینگرند نه فرصتی که بتوانند با تشریک مساعیشان به اهداف انقلاب، نزدیکتر شوند.
پیشنهاد دوم: پس از انجام پیشنهاد اول، بسیاری از مشکلات در زمینهی سیاستگذاری های کلان سیاسی و فرهنگی و اقتصادی به خودی خود حل خواهد شد و در جمهوری اسلامی ایران نوع روش رسیدن به اهداف انقلاب با حفظ مسایل شرعی چنادن مهم نیست و اصلاح طلبان هم اگر در این چارچوب حرکت کنند می توانند به مقصود خود یعنی خدمت واقعی به مردم برسند.
پیشنهاد سوم: ضرورت برائت هرچه سریعتر اصلاحطلبان از عوامل روشنفکر غربی است. این عناصر که از باقیماندههای رژیم شاهنشاهی و برخی افراد دگرگون شدهی فکری تشکیل شده اند با ترویج ارزشهای غیر اسلامی و لیبرالیستی در جامعه، همچنان به فکر استحالهی ارزشی ایرانیان به خصوص جوانان هستند. و در صورت برائت اصلاحطلبان از این عناصر، بدنهی اجتماعی آنها نیز میشکند و به جامعهای یکدستتر و کمتر قطبی شده میرسیم.همچنین اصلاحطلبان، بایستی از سران توبهنکردهی فتنهبرائت بجویند، چرا که این عناصر با رعایت نکردن شرایط حساس کشور و اردوکشی خیابانی، ضربات بزرگی را به کشور وارد آوردند و ضروری است تا باقی اصلاحطلبان با کنار کشیدن خود از این افراد، زمینهی پشیمانی اشان و توبه و بازگشت ایشان به دامن انقلاب را فراهم نمایند.
نتیجهگیری
در این نوشتار سعی شد برخی اعمال اصلاحطلبان که باعث رنجش مردم و رهبری شد را بیان کنیم. همان اعمالی که باعث اختلاف اصولگرایان با ایشان میباشد. پروژههای اصلاحطلبان به صورت تودرتو بوده و از حوصلهی این مطلب بیرون بود برای مثال میتوان به پروژههای تیان آن مِن، زمستان، کیانوش مظفری، اقدام تابستان و محرم و ... اشاره کرد. صدای دانشجو معتقد است بدنهی اصلاحطلبی، دارای نیروهای مخلص و انقلابیای است که نباید به خاطر عملکردنامناسب و گاه منافقانهی برخی سران اصلاحات، از تمام این ظرفیت خدمتگذار، چشمپوشی کرد.
برخی ارجاعات:
1-کتاب اصلاحات و فروپاشی شوروی: نشر سروش واعظی
2- http://www.asriran.com/fa/news/281528/

به گزارش صدای دانشجو، دارا بودن نیروی انسانی متخصص در هر کشوری می تواند بزرگترین مزیت نسبی آن کشور نسبت به دیگر کشورها باشد؛ این امر نیازمند دارا بودن یک نظام آموزش عالی توسعه یافته و هماهنگ با صنعت و اقتصاد و «با سواد» بودن دانش آموختگان آن سیستم است.
متاسفانه طی سال های اخیر با افزایش ظرفیت دانشگاه ها این سوال مطرح شده است که آیا دانشگاه و دانش آموختگانش توانستهاند، در صنعت و اقتصاد کشور اثر گذار باشند؟؛ در این بین دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است،که همه آنها دال بر «اثربخش» نبودن آن می دهد.
مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی اواخر هفته گذشته در گزارشی با عنوان " تحلیلی بر چالش های اشتغال دانش آموختگان دانشگاهی"، ضمن بررسی مشکلات امروز آموزش عالی و اقتصاد کشور، پیشنهاداتی هم درباره اثربخشتر شدن دانشگاه ها و اقتصاد کشور شده است.
مرکز پژوهش های مجلس درابتدای این تحلیل آورده است:
| دانلود PDF تحلیلی بر چالش های اشتغال دانش آموختگان دانشگاهی |
امروزه هدف نهایی هر کشوری دستیابی به توسعه انسانی پایدار است و این هدف بدون توسعه یادگیری مادامالعمر و آموزش عالی فراگیر تحقق نخواهد یافت. البته یادگیری مادامالعمر و آموزش عالی فراگیر نیز به تنهایی به توسعه انسانی پایدار منجر نمیشود. شرط لازم برای اثربخشی آموزش عالی در این رابطه، اشتغال پایدار و کارآفرینی موثر دانشآموختگان آموزش عالی در نظام اقتصادی است. در همین رابطه مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در پژوهشی به بررسی راستیآزمایی وجود شرایط فوق در اقتصاد ایران پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان میدهد دانشآموختگان دانشگاهی در ایران، اشتغال و کارآفرینی اثربخشی در اقتصاد کشور ندارند که عوامل متنوعی در ایجاد این مساله دخالت دارند. ضعف ساختاری نظام اقتصادی، دانشبری پایین فعالیتهای اقتصادی، سطح پایین فناوری و نوآوری، ضعف کارآفرینی مبتنی بر دانش، کیفیت پایین آموزش عالی، ضعف مهارتهای اشتغالپذیری و کارآفرینی در دانشآموختگان، عدم تطبیق عرضه و تقاضای سرمایه انسانی و سیاستهای نامناسب در اقتصاد و آموزش عالی از این جملهاند.
بررسیهای مرکز پژوهشهای مجلس درباره چالشهای اشتغال دانشآموختگان دانشگاهی نشان میدهد به واسطه تاثیرگذاری اندک آموزش عالی در اقتصاد ایران، نرخ بهرهوری نیروی کار در کشور کاهش یافته است؛ بهطوری که بررسی نماگرهای بینالمللی نشان میدهد ایران از نظر بهرهوری نیروی کار در میان 148 کشور در رتبه 130 قرار دارد؛ اما کاهش نرخ بهرهوری نیروی کار در ایران را میتوان در عقبماندگی در شاخصهای جذب دانش، اشاعه دانش و خلاقیت و نوآوری که از جمله شاخصهای کلیدی در زمینه ارتقای وضعیت اشتغال در کشورهای مختلف است، جستوجو کرد؛ بهطوری که ایران از نظر جذب دانش در میان 145 کشور رتبه 125 را به خود اختصاص داده است. همچنین ایران از نظر اشاعه دانش در رتبه 138، از نظر خلاقیت در رتبه 127 و از نظر نوآوری در رتبه 120 قرار دارد.

حدود 53 درصد در شغلهای دولتی مشغول فعالیت بوده و 26 درصد نیز در بخشهای خصوصی شغل پیدا کردهاند
پنج شرط افزایش تاثیر آموزش عالی در اقتصاد
در این شرایط مرکز پژوهشها پنج شرط را برای تغییر وضعیت و افزایش اثربخشی آموزش عالی در اقتصاد کشور و کمک به توسعه انسانی مطرح کرده است.
نخستین موضوع آن است که تمام افرادی که به منظور دستیابی به شغل بهتر و درآمد بالاتر تحصیل کردهاند، بتوانند شغل مناسب خود را پیدا کنند و تا زمانی که دوست دارند شغل مناسب خود را داشته باشند.
دومین موضوع، این است که دانشآموختگان از طریق شغل خود بتوانند برای خود، سازمان و کشور مفید باشند.
همچنین تطبیق لازم بین «دانش، مهارت و گرایشهای مورد نیاز برای تصدی شغل موجود» و «دانش، مهارت و گرایشهای دانشآموخته آموزش عالی» شرط سومی است که مرکز پژوهشها مطرح کرده است.
علاوه بر این دارا بودن دانشآموختگان از بهرهوری مناسب در فعالیت مربوطه و داشتن خلاقیت و نوآوری در شغلها شرطهای بعدی هستند که در پژوهش مذکور به آن اشاره شده است.

این در شرایطی است که آمار رسمی سرشماری نفوس و مسکن در سال 1390 نشان میدهد که در ایران حداقل 3/ 15 درصد از نیروی کار دارای مدرک دانشگاهی نتوانسته بودند شغل مناسب خود را پیدا کنند و بیکار مانده بودند. علاوه بر این حدود 53 درصد در شغلهای دولتی مشغول فعالیت بوده و 26 درصد نیز در بخشهای خصوصی شغل پیدا کردهاند. حدود 7/ 10 درصد از نیروی کار دارای مدرک دانشگاهی نیز بهطور مستقل(خوداشتغالی) کار میکردند و تنها 2/ 3 درصد بهعنوان کارفرما مشغول به فعالیت اقتصادی بودند. اما نکتهای که وجود دارد این است که در بعضی رشتهها از جمله رشتههای کشاورزی تنها 6/ 10 درصد دانشآموختگان در شغلهای مرتبط شاغل بودند. البته از میان شاغلان مرتبط نیز سهم کمی سطح دانش، مهارت و گرایششان با دانش، مهارت و گرایش مورد نیاز برای انجام شغل تطبیق داشته است.

ایران چندان توسعه یافته نیست و پویایی و رقابتپذیری لازم را ندارد
چرا آموزش عالی در اقتصاد ایران اثربخش نیست؟
در حالی که قرار گرفتن کشور در رتبه 130 از نظر بهرهوری نیروی کار حکایت از آن دارد که آموزش عالی در ایران از اثر بخشی لازم در اقتصاد برخوردار نیست، این سوال مطرح میشود که چرا آموزش عالی ایران نتوانسته در اقتصاد کشور آنچنان که باید تاثیرگذار باشد. مرکز پژوهشهای مجلس برای پاسخ به این سوال دو رویکرد «بخشی و جزئینگر» و «یکپارچه و جامع نگر» را مورد بررسی قرار داده است. در رویکرد بخشی و جزئینگر، بعضی از سیاستگذاران عدم اثربخشی آموزش عالی را ناشی از ضعف نظام آموزشی عالی و عملکرد دانشگاهها و موسسههای آموزش عالی میدانند. در مقابل بعضی دیگر از سیاستگذاران و مدیران اجرایی مشکل را در نظام اقتصادی کشور جستجو میکنند.
مشکلات چهارگانه آموزش عالی و اقتصاد
بررسیهای پژوهش های مجلس نشان میدهد رویکرد جامعنگر مشکل را چندجانبه و پیچیده در نظر میگیرد و چهار خاستگاه اصلی «تقاضای پایین اقتصاد ایران»، «اشتغالپذیری پایین دانشآموختگان»، «ناهماهنگی بازار کار دانشآموختگان» و «بازار خدمات آموزش عالی و فضای نامطلوب فرهنگی و آموزشی» بهعنوان مشکلات اصلی در این زمینه مطرح میشود.
مرکز پژوهشهای مجلس برای بررسی چهار خاستگاه مذکور به مقایسه شرایط اقتصادی کشورهای ایران، ترکیه و آلمان پرداخته است. مقایسه اقتصاد این 3 کشور در زمینه تقاضای اقتصاد با استناد به گزارشهای مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد اقتصاد ایران چندان توسعه یافته نیست و پویایی و رقابتپذیری لازم را ندارد. بر همین اساس اقتصاد ایران مبتنی بر منابع مادی، اقتصاد ترکیه مبتنی بر کارآیی و اقتصاد آلمان مبتنی بر نوآوری است. بهطوری که اقتصاد ایران کمتر از امکانات تولیدی خود فعالیت میکند و نمیتواند از منابع فیزیکی و انسانی موجود بهطور بهینه برای تولید کالا و خدمات استفاده کند. اما اقتصاد ترکیه به اندازه امکانات تولید خود فعالیت میکند و توانایی این را دارد که از منابع خود بهطور بهینه استفاده کند. این در حالی است که آلمان نه تنها میتواند از منابع موجود خود بهطور بهینه استفاده کند بلکه با نوآوری در ابزارها و محصولات، پیوسته امکانات تولید خود را افزایش میدهد.
اقتصاد ایران کمتر از امکانات تولیدی خود فعالیت میکند و نمیتواند از منابع فیزیکی و انسانی موجود بهطور بهینه برای تولید کالا و خدمات استفاده کند
با توجه به مسائل ذکر شده میزان رقابتپذیری اقتصاد ایران در عرصه جهانی قابل توجه نیست و گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال 2013 از رقابتپذیری کشورها نیز نشان میدهد اقتصاد ایران در میان 148 کشور در رتبه 82 قرار دارد؛ از جمله کشورهای مبتنی بر منابع درحال گذار از مرحله اقتصاد مبتنی بر منابع به مرحله مبتنی بر کارآیی است. این در حالی است که رتبه رقابتپذیری جهانی آلمان 4 و رتبه ترکیه نیز 44 است. بررسیهای مرکز پژوهشهای مجلس بیانگر آن که ترکیه و آلمان به ترتیب دو کشور مبتنی بر کارآیی و نوآوری هستند و تقریبا جمعیتی برابر جمعیت ایران دارند. اما در سال 2013 تولید ناخالص داخلی آلمان تقریبا 6 برابر ایران است. در حالی که سهم ایران از اقتصاد جهانی 2/ 1 درصد است، آلمانها 85/ 3 درصد و ترکیه نیز 35/ 1 درصد اقتصاد دنیا را در اختیار دارند.
مقایسه شرایط کشورهای ایران، ترکیه و آلمان در زمینه اشتغالپذیری پایین دانشآموختگان نشان میدهد شرط لازم برای اشتغال اثربخش دانشآموختگان آموزش عالی در یک نظام اقتصادی کارآفرینی مبتنی بر دانش است. این در حالی است که کارآفرینی مبتنی بر دانش وضعیت مناسبی در ایران ندارد و ایران یکی از کشورهایی است که کسبوکار به سهولت در آن انجام نمیشود. در همین رابطه رتبهبندی بانک جهانی در سال 2014 در زمینه سهولت انجام کسبوکار نشان میدهد که ایران در میان 189 کشور در رتبه 152 قرار دارد که علت اصلی این موضوع نیز کارآیی بازارهای مالی و محیط کلان کسبوکار است.

گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال 2013 از رقابتپذیری کشورها نیز نشان میدهد اقتصاد ایران در میان 148 کشور در رتبه 82 قرار دارد
ایران از نظر در دسترس بودن منابع مالی از میان 148 کشور در رتبه 137 قرار دارد و این در حالی که ترکیه در رتبه 28 و آلمان در رتبه 17 قرار دارد. اما یکی دیگر از بخشهایی که در اشتغالپذیری پایین دانشآموختگان تاثیرگذار بوده مهاجرت تحصیلکردهها است و ایران در میان 148 کشور از نظر مدیریت منابع انسانی در رتبه 127 قرار دارد. در حالی که ترکیه در این زمینه در رتبه 66 و آلمان نیز در رتبه 19 قرار دارد. بررسی پژوهش مذکور بیانگر آن است که در خاستگاه ناهماهنگی بازار کار دانشآموختگان و بازار خدمات آموزش عالی، عواملی «همچون کیفیت نظام آموزشی»، «ضعف برنامههای آموزشی و درسی»، «ضعف تعامل و عدم هماهنگی بازار کار و آموزش عالی» و «ضعف رژیم نهادی و نظام انگیزشی» تاثیرگذاری قابل توجهی دارند. همچنین در خاستگاه فضای فرهنگی و اجتماعی نیز «تاثیر فضای اجتماعی و فرهنگی» کلیدیترین معیار در راستای تاثیرگذاری آموزش عالی بر اقتصاد به شمار میرود.
دانش بری پایین فعالیت های اقتصادی
اما یکی از بخش های مهم این تحلیل نقش دانش بری پایین دانش آموختگان در فعالیت های اقتصادی است. دانش آموختگان آموزش عالی تنها در فعالیت های دانش و دانش بر می توانند اشتغال موثر داشته باشند، حال آنکه میزان فعالیت های دانش و مبتنی بر دانش در اقتصاد ایران پایین است. جدول زیر نشان می دهد که ایران در سال 2013 در میان 142 کشور جهان از نظر اشتغال دانش بر در رتبه 83 قرار داشته است. در حالی که در کشورهای آلمان و ترکیه به ترتیب در رتبه های 36 و 76 قرار داشته اند.

به گزارش صدای دانشجو، مرتضی شاهمرادی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه یزد در گفتگو با خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، با اشاره به حمله شب گذشته گروهی خودسر به دفتر انجمن اسلامی دانشجویان گفت: حدود ساعت 3 بامداد امروز گروهی که قصد به آتش کشیدن دفتر انجمن اسلامی دانشجویان در مجموعه خوابگاه های مرکزی پسران داشتند، پس از اینکه اعضای انجمن اسلامی متوجه حضور این افراد می شوند با تذکری که با آنها داده می شود این افراد به بیرون خوابگاه فرار می کنند.
وی افزود: اما این گروه که هویت آنها مشخص نیست در بیرون خوابگاه موتور انجمن اسلامی دانشجویان را با بنزین به آتش کشیدند و فرار کردند.
هم اکنون ماموران نیروی انتظامی در خوابگاه دانشجویی دانشگاه یزد حضور یافته اند و در حال بررسی این حادثه هستند.
به گزارش صدای دانشجو، نخستین اجلاسیه گرامیداشت شهدای دانشجوی استان همدان با سخنرانی سردار سرلشگر دکتر سید یحیی رحیم صفوی، دستیار و مشاورعالی فرمانده معظم کل قوا در امور نیروهای مسلح و خاطره گویی حاج حسین یکتا، فرمانده قرارگاه فرهنگی خاتم الاوصیاء، در روز پنج شنبه بعد از ظهر در محل مسجد دانشگاه بوعلی سینا برگزار شد.

به گزارش صدای دانشجو، حسین یکتا عصر پنج شنبه در نخستین اجلاسیه گرامیداشت شهدای دانشجوی استان همدان با بیان اینکه قرار گرفتن در مراسم یادبود شهدا دعوتی از سوی شهداست، اظهار داشت: سعی کنید به علت حضور در این مراسم فکر نکنید، بلکه به حکمت این حضور بیندیشید.
وی با افزودن این مطلب که پیدا شدن یک شهید مفقود الاثر پس از سالها دوری و انتظار، شهر و دانشگاه را بهم می ریزد، گفت: با اینکه سالهاست جنگ تمام شده، اما شهدا با دل های عاشقان بازی می کنند.
مسئول قرارگاه فرهنگی خاتم الاوصیاء(ص) با اشاره به سخنانی از امام خمینی(ره) که سالها باید بگذرد تا جایگاه شهدا معلوم شود و نیز مزار شهدا تا قیامت دارالشفای مومنان است، ادامه داد: امروز همه مردم ایران حتی اقلیت های مذهبی به مقام والای شهدا نزد خداوند اعتقاد دارند.
یکتا با بیان اینکه شهدا قراربازی را آموخته بودند و همه سر قرار با امام زمان خود بیقرار آمدند، گفت: آنها ولایتمداری را تمرین کردند و بر سر عهد و پیمان خود باقی ماندند.
وی با اعلام اینکه مبنای عالم نظر کردن است، اذعان داشت: شهدا ابتدا نظر کرده و سپس بر دلها اثرگذار شدند.
مسئول قرارگاه فرهنگی خاتم الاوصیاء(ص) با بیان این نکته که شهدا مامورین انقلاب شدند و ما مسئولین انقلاب، افزود: شهدا بند ناف دنیا را قطع کردند و پشت پا به دنیا زدند.
یکتا با بیان اینکه جنگ نرم شروع شده است، بیان کرد: اسرائیل و دیگر دشمنان اسلام و انقلاب با وجود ایجاد گروهک های تروریستی، جنگ های تن به تن، ماهواره، اینترنت و انواع و اقسام شبکه های جاسوسی، قفل کرده اند.
وی به اعترافات جدید نتانیاهو با این جملات که خاورمیانه در حال تجزیه است، کشورها در حال سقوط هستند و کشور ایران امپراطوری خود را بنا می کند، اشاره و عنوان کرد: دانشجویان کشور باید شرایط دنیا را مطالعه و نگاه ها را وسیع کنند و برای تمدن نوین اسلامی خود را آماده کنند.

به گزارش صدای دانشجو، رئیس ستاد کنگره شهدای دانشجو استان همدان در نخستین اجلاسیه گرامیداشت شهدای دانشجوی استان همدان که با حضور دستیار و مشاور عالی مقام معظم رهبری برگزار شد، اظهار کرد: طرح کنگره شهدای دانشجو از سوی وزارت علوم و به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی وزیر در سراسر کشور برگزار می شود , نشست کشوری این برنامه تابستان 94 با سخنرانی رئیس جمهور برگزار خواهد شد.
دکتر منصور غلامی افزود، 150 دانشجوی شهید که در زمان شهادت دانشجو بودند در استان همدان شناسایی شدند که در حد توان اقداماتی برای معرفی آنان صورت گرفته است.
وی پیام این گونه نشست ها را برقرای ارتباط بین دیدگاه های شهدا و جونان جهت دفاع از راه شهادت دانست.
در پایان وی شناخت دیدگاه ها و ویژگی های فردی شهدا را به دانشجویان توصیه کرد که با این توشه می توانند راه سعادت را طی کنند.

به گزارش صدای دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری طی حکمی دکتر فرامرز میرزائی را به عنوان سرپرست دانشگاه سید جمال الدین اسد آبادی منصوب نمود.
گفتنی است دکتر فرامرز میرزایی عضو هیئت علمی و استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا است و از سوابق اجرایی وی می توان به ریاست دانشگاه لرستان در دوره اصلاحات، ریاست دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه بوعلی سینا، مدیریت گروه زبان وادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا و عضویت در کمیسیون دائمی دانشگاه اشاره کرد.
شایان ذکر است که پیش از این آقای دکتر موسی اعظمی از اساتید دانشکده کشاورزی این مسئولیت را بر عهده داشتند.