
به گزارش صدای دانشجو، بسيج پيشکسوتان استان همدان در اعتراض به جريانسازي حرکتهاي ضد فرهنگي و انتشار مطالب موهن در فضاي مجازي بیانیهای به شرح ذیل صادر کرد:
بسمه تعالي
در ماههاي اخير برخي افراد و جريانهاي خاص، اقدام به انتشار مطالب موهن و هتاکانهاي به ائمه معصوم (عليهم السلام) و امام
خميني(ره) در رسانهها و شبکههاي اجتماعي از جمله وايبر، فيسبوک، اينستاگرام کردهاند که اين اقدام باعث جريحهدار شدن احساسات بسياري از مراجع تقليد، آيات عظام و ملت شهيدپرور ايران اسلامي شده است.
اين مسئله پروژهاي است که تجديدنظرطلبان بعد از انتخابات سال 92 آن را کليد زدهاند که با هدف «تقدسزدایی از امام و اندیشه وی» طراحي و اجرا ميشود. براستي نسبت برخي از مديران و جريانهاي سياسي با اين رويدادها و توهينکنندگانِ به انديشههاي امام خميني(ره) در چيست؟ و زواياي پنهان اين موضوع در کجاست؟ در اين مجال به اختصار به سوابق موضوع اشاره مي شود:
نکته: پيشاپيش از بازخواني برخي اظهارات توهين آميز به ساحت ائمه معصوم (ع) و امام راحل پوزش مي طلبيم.
بل (موسوم به سبزها) در برلین شدند. در این کنفرانس مصاحبه گنجی با تیتر «خمینی به موزه خواهد رفت «در روزنامه تاگس اشپیگل به چاپ رسید.
فراواني را درباره انديشه امام مطرح کرده که به دليل ميزان و حجم توهينهاي اظهار شده، از آنها عبور ميکنيم.
به نظر مي رسد، خط فتنه جديد با هجمه به ارزش هاي ناب اسلامي و با هدف عادي سازي توهين به مقدسات، آغاز شده است. در اين ميان برخي از رسانه ها و افراد، آگاهانه به اين آتش ضداسلامي دامن مي زنند و برخي هم جاهلانه در ميدان دشمن بازي مي کنند. اما در هر صورت با توجه به ضرورت وحدت اسلامي در ميان مسلمانان که با ظهور تکفيريها دو چندان شده است، ضروري به نظر مي رسد مسئولان استان مهره هاي داخلي اين فتنه انگيزي را شناسايي و با آنان برخورد کنند.
در اين رابطه مهمترين مطالبات خيل عظيم پيشکسوتان جهاد و شهادت استان همدان به شرح ذيل اعلام مي گردد:
والسلام
بسيج پيشکسوتان جهاد و شهادت استان همدان

به گزارش صدای دانشجو؛ بعد از حرف و حدیثهای فراوانی که پیرامون بحث فروش سربازی مطرح شده بود، روز گذشته کمیسیون تلفیق بودجه مجلس مبالغ خرید سربازی را اعلام کرد.
طبق اعلام کمیسیون تلفیق بودجه، قرار شده کسانی که 8 سال به بالا غیبت دارند با پرداخت جریمه معاف شوند؛ جرایم از این قرار است که برای زیر دیپلم 10 میلیون تومان، دیپلم 15 میلیون تومان، فوق دیپلم 20 میلیون تومان، لیسانس 25 میلیون تومان، فوق لیسانس 30 میلیون تومان، دکترای غیرپزشکی 35 میلیون تومان، دکترای پزشکی 40 میلیون تومان و پزشکان متخصص 50 میلیون تومان باید پرداخت کرده تا معاف شوند.

بر این اساس، شرایطی برای تمام سربازهای فراری چه در داخل و چه در خارج از کشور اعم از فوتبالیست و غیر فوتبالیست، مهیا شد تا سربازی خود را بخرند و از شر دو سال اجباری خلاص شوند؛ با این تفاسیر، کسی که کمترین فایده را برای جامعه داشته، یعنی فرار کرده یا وارد دانشگاه نشده یا حتی دیپلم هم نگرفته! به مراتب هزینه کمتری برای خرید سربازی پرداخت میکند، اما فردی که زحمت کشیده و فوق لیسانس گرفته، اگر بخواهد سربازی خود را بخرد، باید 30 میلیون تومان پول بدهد.

بعد از ابلاغ سیاستهای اقتصاد مقاومتی و جعیت توسط رهبر انقلاب، انتظار میرفت مسئولین ذیربط دور هم جمع شوند و برای رفع مشکلات و موانع این دو مهم هم اندیشی کرده و راه حل ارائه کنند، اما تصمیمات و قوانین تصویبی قفط نمایشی از پاک کردن صورت مسئله است!
از طرفی دولت که خود را گردنه پر تلاطم اقتصادی گرفتار میبیند، به جای ارائه راهکار و بهرهمندی از سیاستهایی که در راستای مقاوم سازی اقتصاد کمک میکنند، سعی در ایجاد میانبرهایی موقتی برای فرار از فشار اقتصادی دارد.
چندی پیش مفتح، سخنگوی کمیسیون تلفیق گفته بود: در لایحه بودجه ۹۴ برای سربازان غایب ۳۰ هزار میلیارد ریال درامد برای دولت در نظر گرفته شده است(جزئیات بیشتر از اینجـــــا)؛ همچنین مصباحی مقدم، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس گفته است که رئیس جمهور از رهبری تقاضا کرده تا آن 12 درصد از درآمد حاصل از فروش نفت که به صندوق توسعه ملی ریخته میشود را در سال آینده به دولت بدهند و به صندوق توسعه نریزند(جزئیات بیشتر از اینجـــــا).
به نظر میرسد این تنگنای اقتصادی که دولت خود را به واسطه پافشاری بر مذاکرات در آن گرفتار کرده است، باعث شده تا آسیبهای وارده از تصمیماتی مثل فروش سربازی را نادیده بگیرد.
وجود شاخصههای نا سازگار با عدالت در طرح فروش سربازی که از سوی دولت پیشنهاد شد و مجلس نیز آن را تایید کرد، بدیهی است؛ دولتی که قرار بود وضعیت اقتصادی و معیشت مردم را طی 100 روز سامان دهد امروز محتاج پول حاصل از فروش سربازی شده است، بدون اینکه آسیبهای این طرح را در نظر بگیرد.

به گزارش صدای دانشجو، مسئول نهاد رهبری در دانشگاههای استان همدان با بیان این مطلب در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار ما گفت: بررسی این متن نشان میدهد که شباهت بسیاری به به مجموعه اقدامات توهینآمیز نسبت به مقدسات اسلامی و شبهات ایجاد شده در تخریب چهرهای انقلابی داشته و نظر شخصی نویسنده نیست.
حجتالاسلام مصطفی رستمی تصریح کرد: دستاندرکاران این برنامهها، هرازگاه و در مقاطع زمانی مختلف با انتشار مطالبی درصدد ناامید ساختن مردم نسبت به نظام و تشکیک باورهای عموم هستند و ممکن است حتی نشردهنده این مطلب، مطلع نباشد که در چه بازی و برنامه از پیش تعیین شدهای افتاده است.
وی خاطرنشان کرد: مقایسه شخصیت والای بنیانگذار کبیر انقلاب با پادشاه عربستان، حرکتی نابجا است و نه تنها هتاکی به امام(ره) که اهانت به سایر باورهای شیعیان در بزرگداشت وجود مبارک ائمه اطهار(ع) و ساخت بارگاه برای این بزرگواران و درواقع گسترش اندیشههای وهابیت و منافقان است.
امام جمعه شهر مریانج بیان کرد: پذیرفته نیست کسی که در نظام جمهوری اسلامی، عهدهدار مسئولیتی میشود به باورها و اعتقادات مردم آن هم در دهه مبارک فجر که یادآور خون هزارن شهید است؛ توهین کند.
حجتالاسلام رستمی افزود: هرکسی در نظام جمهوری اسلامی ایران زندگی میکند باید نسبت به آرمانهای مقدس انقلاب اسلامی احترام بگذارد.
وی اظهار داشت: ضمن محکوم ساختن چنین اقدامات گستاخانهای، برخورد مناسب و دقیق دستگاههای مسئول را خواستاریم که البته استاندار برخورد مناسبی با این شخص داشته است.
حجتالاسلام رستمی، همچنین گفت: نکته مهم این جاست که امروز بیدقتی در فضای مجازی به دلیل سهولت دسترسی افراد به امر خطرناکی تبدیل شده و از کارگزاران نظام انتظار میرود که نسبت به انتشار مطالبی از زبان، قلم و بیان آنها در شبکههای اجتماعی دقت بیشتری داشته باشند.

به گزارش صدای دانشجو سازمان بسیج رسانه همدان در پی توهین مدیرکل امور مالی استانداری به بنیان گذار انقلاب اسلامی بیانیه ای صادر کرد متن بیانیه بدین شرح است:
به نام خدا
مقام معظم رهبری: "این انقلاب بی نام امام خمینی(ره) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست".
نظام جمهوری اسلامی ایران، حاصل خون سروقامتانی است که در راه دفاع از اسلام و آرمانهای والای بنیانگذار کبیر انقلاب، جان خود را نثار کرده و در برابر دشمنان و مستکبران ایستادند و اگر نبود رهبری پیامبرگونه حضرت امام خمینی(ره)، هنوز هم ملت ایران در زیر یوغ ستمگران زیسته و غیرت و فرهنگ کهن ایرانی در زیر چکمههای آمریکا، طاغوت و طاغوتیان لگدمال میشد.
توهین به بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حرکتی سخیف و برخاسته از جهالت و بیتقوایی افرادی است که طعم روزهای انقلاب و حماسه را نچشیده و با برخورداری از روح انقلابستیزانه به دنبال پیاده ساختن اهداف و نقشههای شوم دشمنان نظام هستند.
با کمال تأسف در روزهای گذشته، یکی از مقامات ارشد استانداری همدان در اقدامی عجیب و تأمل برانگیز در یکی از شبکه های اجتماعی، اقدام به انتشار مطالبی موهن بر ضد بنیانگذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) کرده و ضمن مقایسه مراسم تشییع و خاکسپاری امام(ره) با پادشاه عربستان به ایشان اهانت کرد.
به حمدلله، اقدام به موقع و هوشمندانه برخی رسانههای انقلابی استان موجب آشکار شدن این هتاکی گشته و استاندار همدان ضمن دستور عزل این کارمند خاطی، وی را به مراجع قانونی معرفی نمود.
هرچند برخی عناصر و دوستان وابسته به این شبکه اجتماعی که از قضا در دستگاه ارشد استان فعالیت میکنند به حمایت از این حرکت سخیف و بیادبانه برخاسته و اعتراض امت حزبا... استان و بسیجیان به این موضوع را نابجا قلمداد کردند!
سازمان بسیج رسانه سپاه انصارالحسین(ع) استان همدان، ضمن محکوم ساختن این هتاکی از اقدام سریع و به موقع استاندار محترم همدان قدردانی مینماید و از مسئولان قضایی، اقدام قاطع و مناسب با این عنصر خاطی و ضد انقلاب را خواستار است.
سازمان بسیج رسانه استان همدان

به گزارش صدای دانشجو به نقل از خبرگزاری فارس از همدان، حجتالاسلام مصطفی رستمی ظهر امروز در جشن پیروزی انقلاب اسلامی در حوزه علمیه همدان، دهه فجر را یومالله و سزاوار گرفتن جشن دانست و اظهار کرد: خداوند متعال، به بزرگداشت ایامالله سفارش کرده که باید نسبت به این امر اهتمام ورزید. وی با بیان اینکه باید جامعه را به یاد روزهای خدا آورد، گفت: با پیروزی انقلاب اسلامی، به ملت ایران عزت و عظیمت بخشیده شد و توانست تأثیرگذاری بسیاری در جهان داشته باشد. مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه بوعلی سینا با گریزی با اتفاقات دوران پهلوی و اینکه غرب ملت بزرگ ایران را به چشم حقارت مینگریست، افزود: در آن دوران، دشمن بدون هیچ زحمتی کشور را تحت اختیار خود داشت. وی با بیان اینکه باید شکرگزار نعمت انقلاب بود، پیشرفتهای ایرانی اسلامی در عرصههای مختلف را ناشی از این موهبت بزرگ دانست و ابراز داشت: درست است که در حال حاضر در برخی موضوعات از روند پیشرفت دنیا عقب هستیم ولی با سرعت رشد علمی کنونی در کشور، خیلی زود به یکی بزرگترین و پیشرفتهترین کشورهای دنیا تبدیل خواهیم شد. رستمی با اشاره به اهداف انقلاب اسلامی، حمایت از کشورهای مظلوم و ستمدیده را یکی از این اهداف خواند و گفت: جمهوری اسلامی در حال حاضر با قدرت و قوت در این مسیر در حرکت است. وی در ادامه اسرائیل را ناموس کشورهای غربی دانست و با بیان اینکه این کشورها برای کمک به رژیم غاصب صهیونیستی سر از پا نمیشناسند، افزود: همان طور که مقام معظم رهبری فرمودند «اگر غلطی از دشمن سر بزند، ایران، تلاویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد». در جنگ دیپلماتیک با غرب به سر میبریم مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه بوعلی سینا با اشاره به اینکه دهه فجر یادآور مجاهدتهای مجاهدان است، خاطرنشان کرد: آمریکا هیچ گاه از دشمنی با ایران دست بر نخواهد داشت، چراکه شیطان هیچ وقت از دشمنی و فریب انسان دست نمیکشد. وی با بیان اینکه مذاکرات ما با آمریکا به معنای دوستی با این کشور خیانتکار نیست، گفت: طبق فرمایش مقام معظم رهبری، تیم مذاکرهکننده فرزندان و سربازان این نظام هستند و هم اکنون در جنگ دیپلماتیک به سر میبرند. رستمی در ادامه با تأکید بر اینکه هر ناحیهای در معرض تهدید دشمن قرار گیرد، نشان از آن دارد که در آن قسمت پیشرفت خوبی داشتیم پس نباید آن را از دست دهیم، خواستار توجه به این امر شد. وی با بیان اینکه امروز دشمنان ما از قدرت نظامی و دینی ایران میترسند، تلاش برای تخریب این دو بخش را نیز ناشی از همین واهمه دانست.

رئیس جمهور محترم در اولین همایش اقتصاد ایران، سخنانی را بر زبان آورد که نه تنها قرار نبود این سخنان کمکی به حل مشکلات اقتصادی کشور بکند، بلکه بیان چنین سخنانی موجب ایجاد حاشیه در جامعه و سوءاستفاده گسترده رسانههای بیگانه از آنها نیز شد. هرچند قسمتهای مختلفی از سخنان آقای روحانی در همایش اقتصاد ایران، واجد مختصات بیان شده است؛ اما آن بخش از سخنانی وی که مدنظر یادداشت کنونی ما است، مربوط میشود به طرح بحث رفراندوم توسط رئیس جمهور: «خوب است بعد از 36 سال یک بار هم که شده این اصل قانون اساسی را اجرا کنیم و برای مسائل مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به جای آنکه قانونی در مجلس تصویب شود، ماده قانونی یا برنامه را مستقیم به آرای مردم و همهپرسی بگذاریم.» اما در رابطه با این بخش از سخنان آقای روحانی چند نکته قابل توجه است:

تفاوت رفراندوم اساسی و رفراندوم تقنینی در قانون اساسی
دو جای قانون اساسی از رفراندوم سخن گفته شده است که هر کدام به مقتضای شرایط خاصی است. در اصل 59 قانون اساسی آمده است: «در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرا مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.» این نوع رفراندوم، رفراندوم تقنینی است که همانگونه که در متن اصل 59 قانون اساسی هم آمده است، این نوع از رفراندم اِعمال قوه مقننه است و از طریق مجلس انجام میگیرد و برخلاف آنچه که رئیس جمهور ابراز داشته است، با این نوع از رفراندم نمیتوان مجلس را دور زد. اما نوع دیگر رفراندم، رفراندم قانون اساسی است که در اصل 177 آمده است و موضوع آن، فقط تجدید نظر یا بازنگری در قانون اساسی است. این رفراندوم منوط به فرمان مقام رهبری است و اجرای آن از مجلس نمیگذرد. لذا نکته قابل توجه در بیایات آقای روحانی، عدم توجه وی به تفاوت این دو نوع از رفراندوم در قانون است. در واقع اگر منظور وی از رفراندوم، مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است که باید به تصویب دو سوم نمایندگان مجلس شورای اسلامی برسد و اگر هم منظور تغییر در قانون اساسی است –که بعید به نظر میرسد منظور رئیس جمهور این باشد- باز هم طبق قانون، منوط به فرمان رهبری است. لذا توجه به بیانات آقای روحانی در رابطه با بحث رفراندوم، متاسفانه به وضوح عدم اگاهی وی نسبت به تفاوت دو نوع رفراندوم مطرح شده در قانون اساسی را نشان میدهد.

عدم اعتقاد روحانی به رفراندوم با توجه به سابقه وی
یکی از مسائلی که در رابطه با بحث رفراندوم توسط رئیس جمهور، قابل طرح است، میزان اعتقاد قلبی وی به چنین موضوعی است. با توجه به سابقه و عملکرد آقای روحانی در عرصههای مختلف و نوع مواجهه وی با رای و دیدگاههای مردمی، نمیتوان پذیرفت که رئیس جمهور محترم، واقعاً و قلباً به سخنان خود در رابطه با همه پرسی و به رای و نظر مردم گذاشتن امور اعتقاد واقعی داشته باشد. نوع مواجهه آقای روحانی با منتقدین در طول یک سال و نیمی که از دولت یازدهم گذشته است و وارد نمودن انواع اهانتها به آنها از سوی رئیس جمهور و همچنین سابقه و مواضع روحانی در سالهای قبل از ریاست جمهوری مویدی بر ادعای یاد شده است. به عنوان مثال آقای روحانی زمانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بود، سخنانی را در رابطه با آزادی بیان و شرایط مشارکت سیاسی مردم بیان کرده است که به خوبی دیدگاه واقعی و میزان اعتقاد قلبی وی به مقولههایی مانند رفراندوم را نشان میدهد: «هیچ کشور دموکراتیکی را در دنیا پیدا نمیکنید که برای احزاب و رسانهها خط قرمزی نداشته باشد، حتی یک مورد نیز پیدا نمیکنید. در کشورهای اروپایی و غربی اگر موضوعی را وزارت خارجه مصلحت نداند که در مطبوعات منتشر شود، امکان ندارد آن مسئله طرح شود. محال است روزنامهای آن را افشا کند. اگر سرویس داخلی و خارجی و دستگاه اطلاعاتی آنها نخواهد مطلبی در رسانهها مطرح شود، امکان ندارد آن مسئله طرح شود. لابد میپرسید اگر تخلف کردند و آن مسئله را افشا کردند چه برخوردی با آنها میشود؟ آیا در دادگاه محاکمه میشوند، روزنامه را تعطیل میکنند؟ اینها حداقل است. اصلاً آن رسانه و مسئولین آن، برای همیشه باید از فعالیت سیاسی-اجتماعی خداحافظی کنند.»
«درغرب، هیچ رسانه ای به خوش اجازه نمیدهد که از خطقرمز عبور کند و اگر تخلف کرد، برای همیشه از صحنه فعالیت سیاسی و فرهنگی خارج خواهد شد. منافع ملی، مصالح ملی و امنیت ملی شوخیبردار نیست. هیچکس و هیچ مقامی نباید بتواند با آنها بازی کند. در کشور ما در این زمینه هنوز تمرین کافی نشده است. قبل از هر چیز در جامعه، باید قانونگرایی و قانونمداری تبدیل به یک ارزش عمومی شود، سپس باید مردم را به مشارکت عمومی تشویق کنیم، بعد از آن باید مردم را به تشکیل احزاب سیاسی تشویق کنیم و سپس باید مشوق جامعه برای اظهار نظرات متفلاوت و تضارب آرای و طرح آنها در رسانههای همگانی باشیم. اگر برعکس حرکت کنیم، نتیجه معکوس خواهد بود . این مسئله فوقالعاده مهم است. در مسائل اجتماعی و سیاسی باید ترتیب و تقدم و تأخر دقیقاً مراعات شود. اگر کارهای خیلی خوب را در زمان مناسب و با ترتیب مشخص انجام ندادیم ممکن است بسیار خطرناک باشد. مثل اینکه شما یک نوجوان 10، 12 ساله را ببرید در کلاس درس دوره دکترای دانشگاه بنشانید و بگویید این درسها بسیار عالی است. البته عالی است ولی برای زمان مناسب. استفاده قبل از موعد اثری جز اتلاف وقت و خسته شدن دانش آموز نخواهد داشت.» (مجله راهبرد-با مدیرمسئولی حسن روحانی-، شماره 20، ص 23)
همچنین درخواست دولت از مردم جهت انصراف از دریافت یارانه نقدی -که با تبلیغات همه جانبه دولت و بسیاری از دستگاه های رسمی و غیر رسمی دیگر نیز توام بود- و با نه 96 درصدی مردم همراه شد، موجب شده است تا به رای مردم گذاشتن امور، خاطره خوبی برای رئیس جمهور به جای نگذاشته باشد. لذا طبیعی است که سخنان آقای روحانی در رابطه با بحث رفراندوم را نتوان به عنوان اعتقاد قلبی وی پذیرفت.

هدف از بیان رفراندوم؛ انحراف افکار عمومی از ناکارآمدیهای دولت
با توجه به کارنامه دولت یازدهم در طول یک سال و نیم گذشته و عملکرد غیرقابل قبول قوه مجریه در عرصههای مختلف و نارضایتیهای بسیاری که نسبت به رویکرد دولت وجود دارد، اینگونه تحلیل میشود که سخنان رئیس جمهور در رابطه با مباحث حاشیهای و جنجالی نظیر آنچه در رابطه با بحث رفراندوم گفته شد، بیش از هر چیز با هدف انحراف افکار عمومی از واقعیتها و ناکارآمدیهای دولت بیان میشود. در واقع رئیس جمهور و دیگر دولتمردان به خوبی میدانند با طرح مباحث حاشیهای و مشغول کردن رسانهها و افکار عمومی به موضوعات اینچنینی، میتوانند برای مدتی هم که شده است، خود را از کانون توجهات –با توجه به اینکه عملکرد دولت به گونهای نیست که در کانون توجهات بودن برایش خوشایند باشد- دور کنند. تا جایی که حتی برخی از حامیان دولت هم نتوانستند این موضوع را انکار کنند. به عنوان مثال صادق زیباکلام در مصاحبه با سایت تابناک ضمن پوپولیستی خواندن برخی رفتارهای روحانی مانند طرح موضوع رفراندوم میگوید: «اگر فردا آقای احمدینژاد نامزد شود، بین 10 تا 15 میلیون رای میآورد. ایشان از آقای روحانی بیشتر رای خواهد آورد. شاید آقای روحانی به نحوی این موضوعات را احساس میکند و نمیخواهد بدنه اجتماعی را از دست بدهد.» از سوی دیگر علی افشاری در واکنش به سخنان رئیس جمهور در رابطه با رفراندوم در سایت خودنویس نوشت: «با توجه به سیر قانونی، روحانی دنبال اجرایی کردن رفراندوم نیست اما میخواهد با راهانداختن کارزار روانی برنامه خود را جلو ببرد. ... از این رو اگر زاویه پیدا کردن روحانی با موضع حاکمیت در برنامه هستهای از حالت شعاری بیرون بیاید و جنبه عملی و کارکردی پیدا کند آنگاه سیاست هستهای دولت دوباره بر روی ریل درستی قرار گرفته و از مسیر بنبست آفرینی که در ابتدای مذاکرات مربوط به توافق جامع پی گرفته شد، بیرون میآید.»

طرح بحث رفراندوم؛ عامل ضربه به مذاکرات هستهای
اما علاوه بر آنچه گفته شد، طرح بحث رفراندوم توسط رئیس جمهور در کنار برخی دیگر از مباحث جنجالی حول محور سیاست خارجی که در همین همایش اولین اقتصاد ایران بیان شد، موجب شد تا برخی از افراد و رسانههای حامی دولت، با تمسک به آن، از رفراندوم هستهای سخن بگویند و این موضوع در شرایطی که تیم مذاکره کننده در حال مذاکره با گروه 1+5 است، بیش از هر چیز موجب آسیب دیدن مذاکرت میشود. چرا که طرح چنین موضوعی موجب خالی کردن دست تیم مذاکره کننده ایران در مقابل گروه غربی خواهد شد. به عنوان مثال، سایت تابناک در همین رابطه مینویسد: «طرح عجولانه همهپرسی از یک سو و گرهزدن همهپرسی به مذاکرات هستهای، طبیعتاً در میانه راه، فقط به نفع طرف غربی تلقی میشود. وقتی طرف غربی احساس کند تا همین جای مذاکرات، که تحریمها هنوز بر جای خود ماندهاند و آنان به حداقل حقوق ایران معترف شدهاند و افکار عمومی هم با القائات برخی، خواهان مختومه کردن این پرونده حتی از طریق همهپرسی هستند، چرا باید امتیازات بیشتری بدهد؟ اگر تا به امروز طرف غربی با فشار افکار عمومی ایران با تیم مذاکره کننده ایرانی مذاکره میکرد، چه لزومی دارد با خطی که برخی مقامات و جناحهای ایرانی میروند، این فشار را احساس کند و تن به پذیرفتن منافع ملت ایران بدهد؟»

سوءاستفاده رسانههای خارجی از طرح رفراندوم
طرح موضوع رفراندوم توسط رئیس جمهور با هر هدفی که بیان شد، اما یک پیامد ناخوشایند دیگر هم در پی داشت و آن، سوءاستفاده گسترده رسانههای بیگانه از این موضوع بود. رسانههای فتنه و ضدانقلاب و بسیاری دیگر از رسانههای بیگانه و متخاصم، از بیان چنین سخنانی توسط روحانی به شدت استقبال کردند و با ذوقزدگی توام با شعف، این سخنان رئیس جمهور را خیلی زود به تیتر نخست صفحات خود تبدیل کردند. همچنین این رسانهها طرح بحث رفراندوم توسط روحانی را مدتها در صدر اخبار خود نگه داشتند و انواع تحلیلها و تفسیرها را حول محور این موضوع با چاشنی دشمنی و عناد نسبت به نظام و انقلاب اسلامی و مردم ایران ارائه دادند. به عنوان مثال مهدی خلجی در واکنش به سخنان روحانی درباره رفراندوم به بی بی سی فارسی گفت: موضوعهایی که شایسته همهپرسی هستند بسیارند، از تغییر قانون اساسی و لغو نهاد ولایتفقیه گرفته تا قانون انتخابات و عادیسازی رابطه با آمریکا، ولی هر موضوع مهمی قابلیت به همهپرسی گذاشته شدن را ندارد از جمله برنامه هستهای. همچنین حسین رسام تحلیلگر سفارت انگلیس که در فتنه سال 88 نیز مدتی بازداشت بود، در این رابطه به بیبیسی گفت: برگ برنده وقتی ارزش دارد که بازی شود و گرنه بلوف است. به ظاهر مهمترین مسئله روز ایران موضوع مناقشه هستهای است، ولی روحانی نیک میداند که نه منطقی است و میتوان آن را به رفراندوم گذاشت و نه اینکه این موضوع مهمترین گرهگاه مدیریت کلان و دراز مدت جمهوری اسلامی است. گرهگاه اصلی، قدرت سیاسی ناشی از توزیع قدرت است.

سخن آخر
هرچند رئیس جمهور در اولین همایش اقتصاد ایران در کنار بسیاری از مباحث حاشیهای و بیارتباط با اقتصاد، بحث رفراندوم را نیز طرح کرد، اما به نظر صدای دانشجو خود آقای روحانی هم این حق را به مخاطبان بدهد که سابقه وی -چه در دوران قبل از ریاست جمهوری و چه در همین یک سال و نیمی که از عمر دولت یازدهم میگذرد- موجب شده است تا بسیاری از نخبگان این سخنان او را جدی نگیرند و آن را بیش از هر چیز در راستای انحراف افکار عمومی از ناکارآمدیهای دولت یازدهم تحلیل کنند. با این وجود، اما این سخنان شعاری رئیس جمهور، خوراک خوبی برای رسانههای معاند جمهوری اسلامی شد و آنها که ملت ایران را دشمن اصلی خود میدانند، این سخنان آقای روحانی را مستمسکی برای حمله به نظام قرار دادند.

این نوشتار نه از سر روزمرگی یا تحلیل محتواهای صورت جلسات مذاکرات خواهد بود، و نه پرداختی خبری. آنچه در ادامه از نظر می گذرانید تعیین خط و مشی و صورتهای تصوری و تصدیقی تفکر و عمق باورمندی "فرزندان انقلابی" به فرامین ولی امر مسلمین، ذیل برخی آیات گرانبهای قرآنی در ساحت مبانی سیاست خارجی اسلام است. از این رهگذر با شناخت پایههای فکری تیم دیپلماسی، انتقادات دقیق تر و در زمان مقتضی وارد شود. بنابراین نوشتار در صدد بررسی عمق تفکری دیپلماسی دولت یازدهم در عرصه سیاست خارجی است:
الف) خداوند رحمان در قرآن خود می فرمایند:
وَ لَا تَرْکَنُواْ إِلىَ الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُون (هود/113)
"به ستمکاران میل مکنید، که آتش بسوزاندتان. شما را جز خدا هیچ دوستى نیست و کسی یاریتان نکند"
از دیدگاه ما آنچه در بخش ابتدایی آیه کریمه نقش کلیدی دارد کلمه "رکون" است. تمام آنچه مفسرین در مورد رکون گفتهاند را میتوان به معنای "اعتماد" دانست، اعتمادی که از روی میل و گرایش باطنی باشد و موجب تسکین خاطر شود و اتکا به طرف مقابل. به هیچ عنوان در صدد ورود تفسیری نیستیم؛ چرا که این نوشتار مجال این امر را نمیدهد. اما غرض این است که بدانیم رکون به چه معناست و مسلمانان اساسا از یک چنین کاری منع شده اند. علامه طباطبایی(ره) در این زمینه اشاره ای کامل دارند:
"بنابراین، رکون به سوى ستمکاران، یک نوع اعتمادى است که ناشى از میل و رغبت به آنان باشد، حال چه این رکون در اصل دین باشد، مثل اینکه پارهاى از حقایق دین را که به نفع آنان است بگوید، و از آنچه که به ضرر ایشان است دم فرو بندد و افشاء نکند، و چه اینکه در حیات دینى باشد مثل اینکه به ستمکاران اجازه دهد تا به نوعى که دلخواه ایشان است در اداره امور مجتمع دینى مداخله کنند و ولایت امور عامه را به دست گیرند، و چه اینکه ایشان را دوست بدارد و دوستیش منجر به مخالطت و آمیزش با آن شود و در نتیجه در شئون حیاتى جامعه و یا فردى از افراد اثر سوء بگذارد"(المیزان جلد11 ص67)
آنچه که در روابط بر قرار شده با دولت آمریکا و کشورهای اروپایی در جریان هستهای اتفاقاتی میافتد و به دنبال آن انتقادهای داخلی که تلألو آن عصبانیت رئیس جمهور را در پی دارد. این حالت ایشان در جملاتی که نثار منتقدین کردهاند را به وضوح میتوان مشاهده کرد، و این پدیده یعنی "خشم رئیس جمهور" از منتقدین باعث شده که ایشان با بکارگیری الفاظی که در شأن ایشان و دولت مدعی نقدپذیری نبود، طرف مخاصمه را تغییر دهند که ما در تبیین بخش دوم همین آیه به آن خواهیم پرداخت.
حقیقت این است که برونداد مذاکرات هستهای صرف نظر از دستاوردها، آنچه که دولت یازدهم پیش بینی میکرده نبوده است؛ این مهم را نخبگان جامعه و مردم فهیم ایران دریافته اند و به همین سبب بعضا در مواجه با چنین رویدادی از سوی دولت فضای نقد و انتقاد مذاکرات هسته ای مورد حمله قرار می گیرد. علی رغم اینکه فضای رسانهای و دانشگاهی از سوی دولت بسیار تحت فشار میباشد که مبادا انتقادی از روند مذاکرات اتفاق بیفتد، در عین حال آنچه تا کنون اتفاق افتاده و شنیده می شود انتقادهایی است بعد از محل که اثری جز نوشدارو ندارد. اما آنچه محل نقد ماست همان "رکون" دستگاه دیپلماسی کشور است، که در سایه رکود اقتصادی کشور گم شده است. واقع امر "رکود اقتصادی" ناشی از رکون دیپلماسی است که به دلیل عدم درک صحیح از بیانات مقام معظم رهبری در دو مقوله حساس از قبیل "نرمش قهرمانانه" و "اقتصاد مقاومتی" بوجود آمده است. دلیل این جریان را در بخش پایانی همین نوشتار بخوانید.
ب) از نشانه های این مسأله (رکون) می توان به موضع کلیدی و حساس بالاترین مقام اجرایی امروز کشور در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرد که آمریکا را "کدخدا" خطاب کرد و پیشنهاد دادند که با کدخدا ببندیم و یا می توان موضع رئیس دستگاه دیپلماسی کشور را مثال زد که آنقدر مرعوب سیستم نظامی آمریکا گشته که معتقد بود با یک بمب آمریکایی سیستم دفاعی ایران از کار میافتد. (که البته همه اینها اگر از روی تغافل نباشد از روی جهل به تواناییهای فرزندان برومند ایران اسلامی است) موارد متعددی وجود دارد که عمق تفکر گروه دیپلماسی کشور را در اعتقاد کامل به حل و فصل مشکلات و مسائل داخلی با اعتماد به کدخدا را عیان میکند. هر چند دولتمردان در مواضعشان چنین مبحثی را رد می کنند ولی آنچه در عملکردشان طی یکسال گذشته مشاهده می شودتأیید همین مطلب است.
ملت شریف ایران! عملکرد دیپلماسی دولت یازدهم در قبال کشورهای غربی خصوصا آمریکا بر اساس همین استراتژی یعتی اعتماد از روی میل باطنی و دلگرمی به طرفهای غربی و آمریکا در حل و فصل منازعات فی ما بین؛ بسیار واضح و آشکار بوده است. به بیان دیگر "از کوزه همان برون ترآود که در اوست". خوشبختانه یا متأسفانه منتقدین و فضای رسانهای بیشتر به وجه"برون ترآودی" قضیه واکنش نشان داده است. به عنوان مثال پیادهروی جناب ظریف با جان کری در ایامی که به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله توهین شده بود را همه و همه مورد نقد گرفتند، که البته جای نقد هم دارد. اما این چنین عملیات دیپلماتیکی از آنچنان عمق تفکری به هیچ عنوان استبعاد ندارد؛ تحفه اینکه جنابشان سفر به فرانسه را هم ترک نمی کنند که مبادا خللی به روند سراسر شور و غرور هسته ای واردنشود.
اینکه دولت با توجه به نتیجه نه چندان مثبت مذاکرات در خواستگاه مردمی و تعارضات این خواستگاه با آنچه ایشان (تیم مذاکره کننده) مرقوم داشته اند؛ گریزان و کمی دلخور باشند؛ خیلی دور از ذهن نخواهد بود. چرا که هر چه می گذرد این نارضایتی از آنچه باید به دست میآمد و نیامد و آنچه نباید داده میشد و داده شد در بین مردم نمایانتر میشود، و این روند را دولت به خوبی درک کرده است. به هر حال با نگرشی دقیق به عمق تفکر و عملکرد دیپلماتهای ایرانی در مدت بیش از یکسال "اعتماد" به طرف آمریکایی صهیونیستی در سیره و روش و "نشست و برخاست هایشان" به وضوح دیده شده است.
بحث از دستاوردهای مذاکرات بماند برای بعد که به عقیده نگارنده تنها دستاورد مذاکرات همان تجربه ای است که سالها قبل به واسطه عملکرد ضعیف دولت اصلاحات حاصل گردید یعنی عدم اعتماد به طرف غربی یعنی عدم رکون توأم با اعتماد به آمریکا. "این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد"
بنابراین باید این قضیه بدیهی در میان مسولین امر فهم شود که "امید همکاری از طرف شرکای غربی مطلقاً وجود ندارد." اینکه چه اتفاقی افتاده است که با عنایت به تجارب گذشته، مجددا در همان مسیر حرکت می کنیم خود جای تعجب و شگفتی دارد؟!! و مهمتر اینکه مقام معظم رهبری طی این یکسال اخیر چرا چنین صریح و روشن این تجربه را به حافظه تاریخی مردم می سپارند؟!! سوالی است اساسی که خود نوشتار جدا می طلبد.
ج) رهبر معظم انقلاب بارها در ارتباط با تعیین سطح و جبهه بندی های جهانی فرموده اند که : "اسم خودشان را میگذارند جامعهی جهانی؛ در حالی که جامعهی جهانی اینها نیستند؛ جامعهی جهانی ملت هایند و..."
در حقیقت دیدگاهی که آمریکا را کدخدا می بیند قرابتی با دیدگاه رهبری در مورد قدرت واقعی دنیا ندارد. وقتی طرف مقابل را در عرصه دیپلماسی بزرگ دیده اید بزرگ می شود.در میدان نبرد دیپلماسی، ما نباید از موضع ضعف با دنیا روبرو شویم حال چه رسد به اینکه طرف ما یک دشمن دیرینه و عده ای از هم پیاله هایش باشند. در منظومه فکری رهبر عزیز انقلاب، ایران در سیاست خارجی نباید همیشه موضع تدافعی داشته باشد؛ ایشان ضمن بیان این نکته می فرمایند: "ما در چند مسأله میتوانیم موضع تهاجمی داشته باشیم: در قضیهی حقوق بشر، موضع ما موضع تدافعی نیست؛ موضعمان تهاجمی است. در مسألهی زن هم موضع شما تدافعی نیست؛ تهاجمی است. در زمینهی سلاحهای کشتارجمعی، شما مدعی هستید؛ باید مهاجم باشید."
بنابراین از آثار و پیامدهای جدی نگرفتن این فرمایش مقام معظم رهبری، قدرتمند دیدن طرف مقابل است که در واقع امر و برخلاف تصور ما چنان قدرتی ندارد، و با چنین تصوری فرصت تهاجم و حمله به وی را در موضوعاتی که اصالتا در آنها مقصر و متهم اند را از دست می دهیم. ذره ای بزرگ دیدن و ترسیدن از جبهه استکبار آفاتی در پی دارد که جبران آن بسیار غیر قابل ممکن خواهد بود. چه بسا گروه دیپلماسی ایران را به نحوی با آنها در برخی مواضع به دلیل همین ضعف همراه کند، مثل اینکه قبول کنید مراکز تولید سوخت هسته ای یا راکتور آب سنگین اراک تعطیل گرددند. یا درباره امتیازاتی با آنها صحبت گردد که خود تیم مذاکره کننده نتواند آن امتیازات را بازگو کند ولی ملت ایران آنها را از زبان آنها بشنود. یا بر خلاف وعده رئیس جمهور چرخ زندگی به واسطه "رکود" نچرخد و نیز چرخ سانتریفیوژ بواسطه "رکون".
اما اگر دچار اشتباه در محاسبه نشوند و دشمنی دشمن را بعد از گذشت بیش یکسال به عیان ببینند می توان مصداق این آیه کریمه باشند و این در ادبیات قرآنی ما به وضوح آمده است که "کم من فئه قلیله... "(بقره/249) در همین راستا دی ماه سال گذشته رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی به این مطلب اشاره کرده بودند: "دشمن را باید شناخت، جبههی دشمن را باید شناخت، لبخند دشمن را نباید جدّی گرفت "
این تجربه چندین بار تکرار شده است که طرف غربی و آمریکایی مورد اعتماد نیست و با گذشت این یکسال دولت یازدهم باید به دنبال راه برون رفت از وضعیت بوجود آمده باشد. چه زیبا خداوند متعال در قرآن فرموده است :
یَاأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لَا یَأْلُونَکُمْ خَبَالًا.... ** هَأَنتُمْ أُوْلَاءِ تحُبُّونهَمْ وَ لَا یحُبُّونَکُمْ وَ ... (118/119/آل عمران)
اى کسانى که ایمان آورده اید، دوست همرازى جز از همکیشان خود مگیرید، که دیگران از هیچ فسادى در حق شما کوتاهى نمىکنند و خواستار رنج و مشقت شمایند... (118) آگاه باشید که شما آنان را دوست مىدارید و حال آنکه آنها شما را دوست ندارند... (119)
بنابراین شاهد کلام این است: "رها کردن مواضع و عقبنشینىِ منهزمانه در مواجههی با دشمن، از جملهی چیزهایی است که قرآن تأکید میکند که نباید انجام بگیرد؛ در جنگ نظامی و در جنگ سیاسی و در جنگ اقتصادی، در هر جایی که صحنهی زورآزمایی است، در مقابل دشمن باید ایستاد"
د) اما در تحلیل و چرایی عدم موفقیت این دیدگاه یک نکته اساسی حائز اهمیت است و آن اینکه درک صحیح از بیانات و ریل گزاری مقام معظم رهبری در تیم دیپلماتهای ایرانی وجود نداشت. امام خمینی رحمه الله علیه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مفاهیمی عمیق را برای ملت ایران به ارث گذاشته اند. او توانست در برهه ای از زمان که هیچ کس تصور ش را هم نمی کرد چارچوبی را طراحی کند که کارشناسان فقه سیاسی و عرصه دین از آن به نظریه "امامت و امت" یاد می کنند. نطریه ولایت فقیه که امروز از آن بحث زیادی می شود از فروعات همین فرضیه است.
اما مقام معظم رهبری امروز سکان دار کشتی نجات بخش انقلاب اسلامی است که در چارچوب نظریه ولایت فقیه تمامی فرمایشاتشان باید نصب العین قرار گیرد. اگر با دقت و انصاف فرمایشات ایشان را از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم بنگریم . خواهیم دید که قریب به شش مرتبه ایشان صریحا در زمینه مذاکرات و اتخاذ روش دستگاه دیپلماسی، فرموده اند "من خوشبین نیستم"
از ابتدای مباحث هسته ای که در دوران اصلاحات آغاز شد تا کنون ایشان این قدر صریح در ارتباط با مذاکرات اظهار نظر نداشته اند. اما در همین مدت یکساله هر منصفی فهم می کند که رهبری عزیز از روش مذاکرات و نحوه رفت و برگشت ها دل خوشی ندارند و اگر مذاکره ای هم بر قرار است از باب اینکه ایشان استبداد رأی ندارند و اصرار هیأت دیپلماتیک بر مواضع خود می باشد.
خاطر نشان می سازیم که ماهیتا کشورهای 5+1 و از همین دست عناوین بازیچه ای بیش در برابر آمریکا نیستند. چرا که نقشی برای تأثیر گذاری در روند مذاکرات برای آنها در نظر گرفته نشده و هر زمان که می رود در روند این مذاکرات نتیجه مثبتی حاصل شود، این آمریکا بوده است که خدشه وارد کرده و تیم مذاکره کننده و در رأس انها رئیس دولت یازدهم نیز این جریان را به خوبی درک کرده بودند که در بدو روی کار آمدن و تبلیغات ریاست جمهور ساز مذاکره با کدخدا را کوک می کردند. حال باید از فرزندان انقلابی و رئیس محترم جمهور سوال کرد:
که با چه معیار و استدلال برتری نسبت به نظر ولی امر مسلمین نسبت به روند مذاکرت وارد این عرصه شدید؟
هزینه این اتلاف وقت یکساله، گره زدن تمام مسائل و مشکلات داخلی به بیرون که رکود اقتصادی از رهگذر گذران وقت در مذاکرات بوجود آمد را کدام گروه از مردم باید پرداخت کنند؟
آیا رهبری عزیز همزمان با ابراز عدم خوشبینی نسبت به نحوه تعامل با آمریکا نرمش قهرمانانه را پیشنهاد نداده بودند؟ که روند مذاکرات اگر قهرمانانه بود چرا اجازه نقادی و تحلیل دستاوردهای مذاکرات را نمی دهید؟
همچنین آیا ایشان نظریه اقتصاد مقاومتی را برایتان به میدان نیاوردند؟ عملکرد دولت محترم یازدهم در کدام عرصه سنگین تر است و دست آورد بیشتری دارشته است مذاکرات یا اقتصاد مقاومتی؟
هـ) جناب آقای رئیس جمهور از آنجایی که رهبرمان ما را با این ندا به میدان فراخوانده است: "ملّت باید بیدار باشد، بداند چه اتّفاقی دارد میافتد [تا] بعضی از تبلیغاتچیهای مواجببگیر دشمن و بعضی از تبلیغاتچیهای بیمزدومواجب - از روی سادهلوحی- نتوانند افکار عمومی را گمراه کنند... من یک وقت گفتم شماها افسران جنگ نرمید - فکر کنید روی این مسائل... "
ما این مرقومه را قلم زدیم تا تعمقی در افکار و رفتار دیپلماسی دولت یازدهم بوده باشد؛ از زاویه دیدگاه ما و از آنجایی که خود گفته اید که این دولت پرچمدار انتقاد پذیری است امیدواریم در فضایی آرام به مطالب پیش گفته تأمل نمایید.
فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُون (که آتش بسوزاندتان. شما را جز خدا هیچ دوستى نیست و کس یاریتان نکند)
بخش دوم از آیه ای که در ابتدای نوشتار به آن اشاره شد نیز اشاره به یک مطلب مهم دارد که رئیس محترم جمهورچند روز پیش در سخنانی به آن اشاره کردند: "به جهنم" این واژه جناب آقای دکتر روحانی نصیب کسانی است که طبق نص صریح قرآن دل خوش به کفار و جبهه استکبار دارند. نه کسانی که منتقدین دلسوز شما و ایران عزیزند. که این خطابات بیشتر به طرف مقابل شایسته است نه به منتقدین. برای نمونه و استحضار حضرات عرض می کنیم مقام معظم رهبری هم اخیرا آمریکا و غربی ها را به جایی ارجاع داده اند (به درک) که حضرتعالی منتقدین را به آنجا فرا خوانده بودید. دیدید که مذاکره با آمریکا نه تنها عایدی نداشت که اتفاقا تحریمها را هم بیشتر کرد. رهبر انقلاب درهمین راستا تبیینی دارند که خواندن آن خالی از لطف نباشد:
"از این ارتباط نه تنها فایده ای عاید نشد بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! و مذاکره در زمینه تحریم هم فایده ای نداشته است."
این همه در حالی است که شما در چندین جای فرموده اید که ساختمان تحریم ترک برداشته ولی از این رهگذر تراکم ساختمان تحریم بیشتر هم شده است. حقیقت امر در انتها سوالی دیگر ذهن ما را به خود مشغول کرده است، آن اینکه: حضرتعالی در چند هفته گذشته صحبت از کاسه شکسته تحریم به میان آورده بودید؛ اما چند روزی است که از ترک خوردن ساختمان تحریم بحث می کنید. اما رهبر معظم انقلاب اسلامی می فرمایند:"تحریم ها بیشتر هم شده اند"
نتیجه گیری
این اختلاف از کجا شروع شده است؟! آیا تیم مشاوران شما با مبانی سیاست خارجی رهبر انقلاب اختلاف نظر دارند و نظرشان را بر ایشان ارجح می دانند؟ ما نگرانیم که آنچه ترِِک! برداشته یا تِرِک بردارد، دیوار اعتماد مردم به رئیس جمهور باشد. چرا که دولت محترم در این مدت یکساله همه تخم مرغهای خودش را در سبدی ریخته و به بازاری برده بود که رهبر معظم انقلاب به آن خوش بین نبوده اند، و همیشه صحبت از ترک برداشتن تحریم میکرده اید که این هم به فرموده رهبر انقلاب نقض خورده است. اما به نظر دیدبان چیزی که برای دولت محترم مانده است همین رکود و وضعیت نا مناسب اقتصادی است و دیوار اعتمادی که مردم در همین یکساله نشان داده اند که خیلی هم سالم نیست و مضافاً یکسالی که از دست رفت. اما برای شما از آنجایی که روحیه ای نقد و مشاوره پذیر دارید در نوشتارهای بعدی و در فرصت مقتضی پیشنهاداتی خواهیم داشت.

به گزارش صدای دانشجو، نضج و شگل گیری دولت بازرگان در تاریخ انقلاب اسلامی به شامگاه تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۵۷ باز میگردد. امام (ره) که پس از ورود به کشور از همان ابتدا در نطقهای خود به مبارزه با دولت مستقر پرداخت و آن را نامشروع و غیرقانونی دانست، در نخستین سخنرانی خود درتاریخ ۱۲ بهمن ۵۷، فرمودند: «من دولت تعیین می کنم، من توی دهن این دولت می زنم».
دو روز بعد (شامگاه ۱۴ بهمن) جلسه مهمی با حضور اعضای شورای انقلاب اسلامی در محل اقامتگاه امام در دبستان علوی شماره ۲ در خیابان عین الدوله ایران برگزار شد و تا ساعت ۱۱ شب ادامه یافت.
در این جلسه مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر تعیین شد. حکم نخست وزیری بازرگان درتاریخ ۱۵ بهمن ۵۷ صادر شد و روز ۱۶ بهمن طی مراسمی در آمفی تئاتر مدرسه علوی، به وی اعطا شد.

در متن حکم بازرگان آمده بود: «بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، جنابعالی را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص مامور تشکیل دولت موقت مینمایم».
درمتن حکم امام (ره)؛ وظایف دولت موقت به این صورت مشخص شده بود: «اداره مملکت، برگزاری رفراندوم تغییر نظام کشور، تشکیل مجلس خبرگان برای تصویب قانون اساسی و برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی».
وقتی خبر انتصاب بازرگان به بختیار رسید، گفت: «ما یک مملکت داریم و یک مملکت به یک حکومت نیاز دارد و این حکومت نیز یک ارتش دارد و تهدید کرد اگر بازرگان وارد عمل شود، ضرر خواهد کرد چون ما او را متوقف خواهیم نمود».(1)
بازرگان در جواب سعی در آرام کردن اوضاع داشت و در حالی که رژیم شاه آخرین روزهای حیاتش را سپری میکرد نیز، مایل به تشدید بحران نبود! وی در پاسخ بختیار گفت: «امیدوارم مشکلات از طریق مذاکرات حل شود وکار به مراحل خطرناک کشیده نشود». (2)
در واقع بازرگان در فضایی که روحانیون اصلی عضو شورای انقلاب از بر عهده گرفتن مسولیت اجرایی ابا داشتند، به عنوان فردی که مراورداتی با برخی اعضای شورا از جمله شهید مطهری داشت، در قامت نخست وزیر یکی از بزرگترین انقلابهای مردمی قرن بیستم، فرصت یافت تا سکان قدرت اجرایی کشور ایران را در اختیار بگیرد.

به گواهی تاریخ؛ موضع گیریها و عملکرد مهدی بازرگان و کابینهاش خیلی زودتر از آنچه تصور میشد، اختلافات بنیادین او با رهبری و توده مردم انقلابی را نمایان کرد.
بازرگان که خود تحصیل کرده فرانسه بود، بیشتر اعضای کابینه خود را- بدون در نظر گرفتن توصیه امام در متن حکم نخست وزیریاش مبنی بر عدم توجه به روابط حزبی و گروهی- از دوستان خود در نهضت آزادی، جبهه ملی و اعضای سابق حزب توده برگزید.
این افراد غالباً دارای تحصیلات عالیه در کشورهای اروپایی بودند. بازرگان و کابینهاش به سبب پایگاه طبقاتی خود-که شرح آن ذکر شد، از درک فضای انقلابی حاکم بر افکار و مناسبات توده مردم انقلابی عاجز بودند.
این مسئله را میتوان نقطه شروع و علتالعلل تنشهای دولت بازرگان با مردم و رهبر انقلاب در دورهی ۸ ماهه نخست وزیری او دانست. روحیه حسابگر بازرگان و کابینهاش که ناشی از تحصیل آنها در فضای آکادمیک دانشگاههای اروپایی بود، با عملکرد انقلابی توده مردم ایران در تعارض بنیادینی قرار داشت.
سعید برزین در کتاب «زندگی نامه سیاسی بازرگان» در همین زمینه مینویسد: «با توجه به اینکه میزان تحصیلات یک فرد تعلق او را به کدام پایگاه مشخص میکند و اینکه اغلب اعضای دولت موقت دارای تحصیلات عالیه بودند و سالیان درازی را در کشورهای اروپایی و آمریکایی به سر برده بودند، همین خود به درک آنان از شرایط و واقعیتهای اجتماعی ایران لطمه میزد و شناخت افکار عمومی و خواستههای مردمی را برایشان مشکل میکرد. اغلب آنها رویای رسیدن به یک جامعه غربی مثل آنچه که در دوران تحصیل دیده بودند را در سر میپروراندند و این باعث میشد که این روشنفکران در جلب آرای مردم ناکام بمانند و نتوانند انتظارات ملت را شناسایی کنند و در نتیجه نتوانستند برای خود پایگاهی در میان توده مردم داشته باشند و راه آنها از راه ملت جدا شد».(3)

البته باید توجه داشت که اختلاف نظر بازرگان و امام خمینی(ره) - به عنوان نماد آرزو و خواستههای ملت انقلابی ایران- به اختلافات شخصی محدود نمیشد و تفاوتهای فکری و ایدئولوژیکی آنها ریشه در سالیان قبل از انقلاب داشت. در واقع، بازرگان بیشتر سعی در ایجاد سنخیت میان اسلام و ملیت داشت؛ به نوعی که اجرای سیاستهای ناسیونال-لیبرال آسیب نبیند.
وی در کتاب «انقلاب ایران در دو حرکت» میگوید: «هدف اتخاذی دولت موقت، خدمت به ایران از طریق اسلام و به دستور اسلام بود؛ در حالی که آقای خمینی برای انقلاب و برای رسالت خود خدمت به اسلام از طریق ایران را اختیار کرده بودند».(4)
او خود نیز تفاوت روحیه و فضای فکریاش با روح حاکم بر جامعه انقلابی ایران را به صراحت بازگو کرده بود. بازرگان؛ کابینه خود را به فولکس واگنی تشبیه کرده بود که بر خلاف امام (ره)، که بولدوزری پرقدرت است، توانایی انجام کارهای سریع و انقلابی را ندارد و نباید هم چنین تقاضایی از آن داشت!

با روی کار آمدن دولت یازدهم و اعلام رسمی مواضع دولتمردان در زمینه سیاست خارجی، این گمانه در ذهنها متبادر شد که جریان تفکر بازرگان و دولت موقت بار دیگر در حال شکل گیری و بروز و ظهور در کشور است.
نوع رفتار و عملکرد دولت یازدهم به ویژه در زمینه سیاست خارجی، خاطرات دوران حاکمیت دولت موقت مهندس بازرگان را در ذهن پژوهشگران تاریخ انقلاب اسلامی تداعی میکند. از این رو بررسی تاریخی روند حیات سیاسی بازرگان و دولت موقت، در شناخت فضای کنونی حاکم بر سیاست خارجی کشور بسیار راهگشا خواهد بود و عبرتهایی خواندنی در بر خواهد داشت.
مهندس بازرگان یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مصاحبه با خبرنگار نیویورک تایمز چنین گفت: «دولت ایران مشتاق است روابط خوب خود با امریکا را از سر بگیرد». (۵)
کاردار سفارت آمریکا در یکی از یادداشتهای خود، اشتیاق بازرگان به حفظ روابط دوستانه با آمریکا راچنین شرح میکند: «مناسبات حسنه با ایالات متحده از اعتقادات شخصی نخست وزیر است هنگامی که دادن پست وزارت خارجه به یزدی مورد بحث بود، نخست وزیر از یزدی درباره این نکته پرسیده بود تا اینکه اطمینان حاصل کرد که یزدی از مناسبات دوستانه با آمریکا پشتیبانی میکند». (6)
بازرگان پس از نخست وزیری میگوید: «گذشته، گذشته است و ایرانیان مردان عمل هستند و زمینههای بسیاری برای همکاری وجود دارد. ایران نیز به مرور زمان نیازمند تکنولوژی و محصولات کشاورزی آمریکا خواهد بود. (۷) ما روابط دوستانهای با ایالات متحده داشتهایم و میل داریم روابط دوستانهمان را با ایالات متحده و تمامی کشورهای جهان حفظ نماییم«. (۸)
بازرگان حتی پس از استعفا از نخست وزیریاش بر این نکته تأکید داشت که «ما روابط دوستانهای با آمریکا داشتهایم! و باید آن را حفظ کنیم». (9)
امیر انتظام به عنوان سخنگوی دولت موقت بارها در اعلام مواضع دولت موقت بر تداوم روابط حسنه با آمریکا تأکید کرد. در یکی از اسناد لانة جاسوسی در خصوص یکی از مصاحبههای او چنین آمده است: «او (امیر انتظام) به خبرگان گفت که امیدوار است روابط با آمریکا به زودی به سوی بهبودی رود در مورد فسخ قرار دادهای نظامی امیر انتظام گفت که فسخ تمام قراردادهای سابقی که ایران قبلاً در آنها میلیاردها دلار سرمایه گذاری کرده بود غیر عاقلانه است. او حتی غیر مستقیم به لزوم حضور متخصصان نظامی آمریکایی در ایران اشاره کرد».(10)
همین طور در یکی از اسناد درباره یکی از مصاحبههای یزدی (از اعضای نهضت آزادی و وزیر امور خارجه دولت موقت) چنین آمده است: «یزدی آن طور که در تهران تایمز مورخ ۲۳ ژوئن منعکس شده شخصاً این مسأله را مطرح نموده است که ایران نمیتواند به تنهایی به پیش برود یزدی صریحاً به ادامه وابستگی به غرب اقرار دارد». (11)
بنابراین سیاستی که بازرگان و دولت موقت در رابطه با آمریکا در پیش گرفته بود هیچ تشابهی با مواضع و آرمانهای امام (ره) نداشت این اختلاف به حدی بود که امام (ره) فرمودند: اول انقلاب شهادت میدهد که نهضت به اصطلاح آزادی، طرفدار جدی وابستگی کشور به آمریکا و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است».(12)
در اسناد لانه جاسوسی به اختلاف عقیده میان امام (ره) و دولت وقت بر سر مسأله رابطه با آمریکا چنین اشاره شده است: «دولت موقت ایران و امام خمینی (ره) درباره ارزش مناسبات با آمریکا اختلاف نظر دارند ماهیت ضد آمریکایی نظریات امام خمینی (ره) باعث شده است که فعالیتهای ضد آمریکایی افزایش یابد در حالی که دولت موقت ایران اهمیت مناسبات حسنه را با ما (آمریکاییها) به رسمیت شناخته است آیت الله خمینی (ره) و اطرافیان او چنین اهمیتی را به رسمیت نمیشناسند».(13)

مارک گازیوروسکی تاریخنگار آمریکایی که ایرانیان او را بیشتر به خاطر تحقیقاتش در خصوص کودتای ۲۸ مرداد میشناسند، دو سال پیش مقالهای درباره ارتباط اطلاعاتی دولت بازرگان و امریکا در مجله «میدل ایست» منتشر کرده است که حاوی مطالب قابل توجهی در این زمینه است.
گازیوروسکیمی مینویسد: «۱۶اردیبهشت ۱۳۵۸ بازرگان و امیر انتظام با استمپل و چارلز ناس، کاردار سفارت امریکا در ایران دیدار کردند و در این دیدار بازرگان درخواست اطلاعاتی کرد که به ایران برای دفاع از استقلالش در برابر دشمنان کمک کند و خواست که این اطلاعات از طریق امیر انتظام به دولت منتقل شود».
همانطور که از متن این نقل تاریخی آشکار است؛ بازرگان بر خلاف کلیت جامعه انقلابی ایران و رهبری وقت، آنقدر به ارتباط با آمریکاییها معتقد بوده است که از آنها میخواهد در جهت ارائه اطلاعاتی برای دفاع ایران از استقلالش در برابر دشمنان! به او و دولتش کمک کنند.
گازیوروسکی در ادامه مطالبی را عنوان میکند که مخاطب را بیش از پیش به شگفتی وا میدارد. او از ارتباط سازمان یافته سازمان جاسوسی آمریکا با دولت بازرگان خبر میدهد. به طوری که ماموریت یافتن سخنگوی دولت (امیر انتظام) به سفارت ایران در کشورهای اسکاندیناوی را نیز در جهت حفظ ارتباط بدون دغدغه با سرویسهای جاسوسی آمریکا تعبیر میکند.
وی در ادامه آورده است: «اوایل مرداد امیر انتظام به سِمَت سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی منصوب شد و از ایران رفت. ماموریت اصلی او در این سمت ادامه تماسهایش با مقامات امریکایی بود، کاری که بیرون از ایران راحتتر میتوانست انجام دهد.«
براساس روایت گازیوروسکی؛ در مرحله بعد؛ یک عنصر اطلاعاتی سازمان سیا با نام سازمانی «کیو» که پیش از این مسولیت دفتر سیا را در یکی از کشورهای خاورمیانه بر عهده داشته است به عنوان رابط سیا با امیرانتظام وارد بازی میشود.
بنا به نوشته این تاریخنگار آمریکایی امیرانتظام در دهه چهل شمسی هم با «کیو» دیدارهایی داشته است! به همین خاطر در اولین دیدار آنها در استکلهم امیر انتظام به گرمی با کیو خوش و بش میکند. در این دیدار که ۱۴و ۱۵ مرداد ماه برگزار میشود و استمپل هم در آن حضور داشته است.
وی مینویسد: «امیر انتظام دوباره درخواست اطلاعاتی در مورد تهدیدات خارجی علیه امنیت ایران کرده و گفته است این مهمترین کاری است که امریکا میتواند برای بهبود روابط دوجانبهاش با ایران انجام دهد امیر انتظام هم چنین گفت آیت الله خمینی این گفتوگوها را تائید کرده، اگر چه استمپل درباره این قضیه شک داشت».
گازریوسکی مینویسد: «اولین گزارش ۳۱ مرداد ماه در تهران داده شد. گزارش را رابرت ایِمز داد، از ماموران عملیاتی سی آی ای که آن زمان مامور «مرکز ملی اطلاعات» در امور مربوط به خاور نزدیک بود. تنها ایرانیهای حاضر در این دیدار بازرگان و یزدی بودند و امیرانتظام که از استکهلم به تهران آمده بود تا گزارش را بشنود».

این مورخ آمریکایی در ادامه با اشاره به ارتباط مستمر دولت بازرگان با سازمان سیا، از خیانت بازرگان و امیرانتظام به منافع ملی ایران پرده برداری میکند. بر طبق روایت این تاریخ نگار آمریکایی، ابراهیم یزدی و شخص بازرگان، از طریق سرویس اطلاعاتی آمریکا از احتمال جنگ عراق علیه ایران باخبر شده بودند ولی پس از استعفای دولت موقت، هیچگاه این اطلاعات را به مقامات رسمی کشور ارائه نکردهاند!
براساس گزارش تاریخ نگار امریکایی در شهریور ۵۸ بخشهایی از جامعه اطلاعاتی آمریکا به این نتیجه رسیده بودند که عراق دارد مهیای حملهای احتمالی به ایران میشود حدس واحد منافع ایالات متحد سفارت امریکا در عراق این بود که عراق میخواهد «ضرب شستی سریع» به ایران نشان دهد.
براساس این روایت؛ کیو، اسمیت و لینگن روز ۲۳ مهر ماه با ابراهیم یزدی و امیر انتظام دیدار کردند. قرار بود مصطفی چمران، وزیر دفاع، هم در این جلسه حضور داشته باشد اما در کردستان مجروح و بستری شده بود. هیچ فرد دیگری در این جلسه نبود.
گازیوروسکی در ادامه مهترین بخش گزارش کیو را اینگونه آورده است: «کیو در مورد تدارکات عراق جهت حمله به ایران برای یزدی و امیر انتظام گزارش داد. او به آنها گفت امریکا اسناد متقنی دارد مبنی بر انجام مانورهای نظامی عراق که فقط میتوان با گزینه آماده شدن برای حمله احتمالی به ایران توجیهشان کرد؛ مثلا مانورهای مشترک یگانهای مختلف و تمرینهایی برای گسیل حرکت سریع یگانهای بزرگ در مسیر شط العرب. او گفت عراق برای فرستادن سریع یگانهای مسلح از پایگاههای دیگرش در نقاط مختلف کشور به این منطقه مرزی دارد مانورهایی اجرا میکند و این مانورهای را جوری زمان بندی می کند که اثرگذاریشان بالاتر برود، این کارها را هم شب میکندتا ایرانیها و تاسیسات دیده بانی آمریکا! نتوانند به راحتی رصدشان کنند».
گازیوروسکی در پایان مقاله خود در میدل ایست از نکته بسیار مهمی پرده بر میدارد. وی نوشته است: «پس از استعفا، بازرگان اطلاعات موجود در گزارش کیو را به جانشینانشان نداد، اطلاعات در مورد تدارک حمله عراق به ایران و اینکه چطور میتوان به یاری آیبکس-پایگاه شنود آمریکا در خاک ایران که بعد از انقلاب به حالت تعطیل درآمده بود- این تدارکات را رصد کرد. مقامات ایرانی غافل از تهدیدی که از سوی عراق متوجهشان بود، پاکسازی نیروهای مسلح را ادامه دادند. آنها همچنین به رغم درگیریهای مکرر با نیروهای عراقی طی ماههای پیش از حمله، تلاشی برای تقویت استحکامات دفاعی در مناطق مرزی نکردند. ایران یگان جنگی بزرگ، گردان توپخانه، گردان مسلح، یا یگانهای هلیکوپتری یورشی در مناطق مرزی که عراق شهریور از آنجا حمله کرد نداشت».
این مهمترین بخش مقاله گازیوروسکی است که بازرگان، ابراهیم یزدی و عباس امیر انتظام هیچ وقت درباره آن توضیحی ندادهاند. این مطلب که چرا اطلاعاتی که از سیآیای درباره احتمال حمله عراق به ایران دریافت کردهاند به مقامات عالی رتبه ایران ارائه نکردهاند و در اختیار شورای انقلاب و هیچ فرد دیگری قرار ندادهاند. گازیوروسکی این مطلب را در گفتوگو با نشریه اندیشه پویا دوباره تائید میکند.
او با اشاره به دیدار۱۰یا ۱۲ سال پیش خود از ایران و گفتوگو با برخی چهرههای سیاسی ایران گفت: «حجاریان هیچ چیز در این باره نمیدانست. خوب دلیلش هم این بود که ابراهیم یزدی و امیر انتظام تنها دو ایرانیای بودند که گزارشهای اطلاعاتی امریکا را دریافت کرده بودند. در این باره با یزدی صحبت کردم و او به من گفت که این اطلاعات را هیچگاه به هیچ فرد دیگری نداده است، او چیزی به بنی صدر که جانشینش در وزارت امور خارجه بود و هیچ کس دیگر نگفته بود. این ماجرا در دادگاه امیر انتظام بیرون زد و بازرگان دربارهاش شهادت داد، البته شهادتش طوری بود که روشن نمیگفت آن گزارشها درباره چه بوده است. در آن زمان دادگاه امیر انتظام آنقدر حساس بود که چیزی از آن به بیرون درز نکند. بنابراین یزدی و امیر انتظام و بازرگان، تنها سه نفری بودند در ایران که آن زمان اطلاع کامل از این ماجرا داشتند».
فارغ از صحت اطلاعات ارائه شده از سوی این مورخ آمریکایی که منبع خود را گفتگوی مستقیم با کیو - عامل سازمان سیا- ذکر میکند، مسئلهای که - با توجه به اظهارات بازرگان و امیرانتظام در این مورد - نمیتوان درباره آن شکی داشت، نفس برقرای رابطه سازمانی دولت موقت با سازمان سیا جهت کمک گرفتن از آنها برای دفع خطراتی است که استقلال و امنیت ملی ایران را تهدید میکرده است!
این حد از اعتماد به سرویس اطلاعاتی کشوری که سابقه روشن او در کودتای ۲۸ مرداد برای بازرگان و اعضای جبههٔ ملی بیش از همه افراد دیگر روشن بوده است، جای بسی شگفتی دارد. به نظر میرسد سرویس اطلاعاتی آمریکا جهت مقابله با جمهوری اسلامی و مقابله با تفکرات حضرت امام (ره)، حساب خاصی بر روی بازرگان و دولت موقت برای تاثیرگذاری بر آینده سیاسی ایران و منطقه خاورمیانه باز کرده بود. نقشههایی که با سقوط دولت موقت، برای همیشه عقیم باقی ماند و دستور کار آمریکا به صورت استفاده ابزاری از صدام برای مقابله با انقلاب ایران تغییر کرد.
از دیدگاه بازرگان و لیبرالها بدون رابطه با کشورهای سرمایه داری و غربی ادامه حیات برای کشورهای توسعه نیافته نظیر ایران میسر نبود و بر اساس همین پیش فرض از تیرگی روابط با آمریکا به شدت وحشت داشتند. در نتیجه علیرغم نظر حضرت امام (ره)، سیاست خارجی دولت بر مبنای حفظ روابط سیاسی و اقتصادی و حتی نظامی با آمریکا قرار گرفت. در بینش دولت موقت مبارزه با آمریکا معنایی نداشت تا جایی که حتی پیروزی انقلاب اسلامی را نتیجه مذاکرات با مقامات سفارت آمریکا میپنداشت!
در فضایی که در مدت حاکمیت دولت موقت بر کشور-با رویکردهای یادشده- حاکم بود، عدم پرداخت مطالبات ارزی دولت ایران از آمریکا، جاسوسی تحت پوشش فعالیت دیپلماتیک، تحریک و تجهیز اقلیتهای قومی و مذهبی در کشور، حمایت از گروه ها و محافل سیاسی مخالف امام و حرکت مردم و... زمینههای تقابل دولت بازرگان و توده مردم انقلابی را بیش از پیش فراهم میکرد.
سرانجام دیدار بازرگان و ابراهیم یزدی با مشاور امنیت ملی کارتر- برژینسکی- در جریان سفر به الجزایر برای شرکت در جشن استقلال این کشور، که دقیقاً در تناقض با مواضع امام (ره) و ملت انقلابی ایران بود، کار دولت بازرگان را به سرانجام نزدیک نمود.
بازرگان در حالی در حاشیه این مراسم به ملاقات برژینسکی رفته بود که حضرت امام(ره) در پیامی به همین اجلاس، اینگونه آورده بودند: «سران و نمایندگان کشورهایی که در الجزایر جمع شدهاید، بیایید متحد شویم و دست جنایتکاران چپ و راست که در رأس آن آمریکاست قطع نموده و اسرائیل را از ریشه برکنیم».
این اقدام بازرگان به مثابهٔ کبریتی بود که انبار باروت خشم تودههای مردم انقلابی را به یکباره شعله ور کرد و سه روز پس از آن، دانشجویان پیرو خط امام، سفارت آمریکا در تهران را به تسخیر خود در آوردند. مسئلهای که با مخالفت شدید بازرگان و دولت موقت روبرو شده و در نهایت به استعفای دسته جمعی آنها منجر شد.
در این میان، آنچه بیش از همه به انزوای دولت موقت کمک کرد و باعث گردید دو روز بعد از اشغال سفارت آمریکا استعفا دهد، حمایت صریح و قاطع امام از عمل دانشجویان بود. به این صورت پرونده دولت بازرگان و نهضت آزادی در تاریخ سیاسی ایران برای همیشه بسته شد.
گرچه بازرگان بعدها ارتباط استعفای دولت خود با تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان را نیز انکار نمود! وی میگوید: «عمل گروگانگیری دانشجویان کوچکترین تأثیری در تصمیم دولت موقت و تقدیم استعفای آن نداشته است». (14)
با توجه به آنچه گفته شد، شباهت های رویکردهای دولت بازرگان و حسن روحانی حداقل در نوع نگاه به سیاست خارجی، غیر قابل انکار است. این مسئله برای تمامی کسانی که در جریان تحولات سیاسی دو سال اخیر ایران بوده باشند، کاملا روشن و مبرهن است.

دولت روحانی نیز از ابتدای بر سر کار آمدن، کلید حل مسائل کشور را رابطه با کدخدای دنیا دانست و به تدریج با گذشت زمان، معلوم شد که روحانی قصد دارد تمام تخم مرغ های دولتش را در سبد ارتباط با دولت های غربی بگذارد.
حسن روحانی که زمانی توافق نامه ی ژنو را به زانو زدن دولت های استکباری در برابر ملت ایران تعبیر کرده بود، چند روز پیش و در آستانه ی روزهای منتهی به سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، بالاخره ترجیح داد معضل خالی بودن کرسی ایران در سازمان ملل را با تسلیم در برابر خواسته غیرمعقول آمریکا، به فردی غیر از ابوطالبی بسپارد.

جالب اینجاست که ابوطالبی از همان افراد اشغال کننده سفارت بوده است که 444 روز جاسوسان آمریکایی را در گروگان خود نگه داشته بودند و باعث سقوط دولت بازرگان شدند. به نظر می رسد بازی روزگار، دوباره بعد از 35 سال ابوطالبی را در برابر آمریکا قرار داده است؛ اما این بار نه در جبهه ی دانشجویان خط امام، که در جبهه ی فکری مهندس بازرگان و دولت موقت!
ابوطالبی که زمانی از دیوار جاسوسخانه آمریکا بالا رفته بود، حالا 344 روز پشت دروازه های آمریکا منتظر صدور روادید خود از جانب کدخدا مانده است و بالاخره نیز او را به آمریکا راه نمی دهند! اما سوال اینجاست که در این آشفته بازار تناقضات که جای مدعی و شاکی را عوض کرده اند، ابوطالبی و دوستانش که زمانی باعث یک دوره ای شدن ریاست جمهوری کارتر شده بودند، آیا این بار یک دوره ای شدن ریاست جمهوری حسن روحانی را خواهند دید؟

روشن است که دیپلماسی امروز دولت حسن روحانی با دولت های غربی هیچ تناسبی با آنچه امام(ره) در سال 1358 تایید کرده بود ندارد و در مقابل، دقیقاٌ ادامه ی همان دیدگاهی است که باعث استعفای دولت موقت بازرگان و دوستانش شد! حسن روحانی از دیدار وزیر خارجه اش با مقامات فرانسه- در حالی که مقامات فرانسه مشغول دفاع از هتک حرمت رسول گرامی اسلام(ص) هستند- حمایت می کند و از این طریق می خواهد اعتباری را که به پاسپورت ابوطالبی برنگشت، به پاسپورت دیگر ایرانیان بازگرداند!
گرچه تجربه نشان داده است که تاریخ تکرار می شود، اما برای قضاوت دربارهی فرجام یک دورهای شدن یا نشدن دوران ریاست جمهوری روحانی، باید هنوز هم صبوری به خرج داد. در واقع، برای اظهار نظر دقیق در مورد سرانجام تقابل تفکرات روحانی و دولت او با مبانی اصلی انقلاب اسلامی، باید به انتظار آینده نشست.
منابع:
۱- رضوی، مسعود، هاشمی و انقلاب، همشهری، ۱۳۷۶، ص۱۵۴
۲- همان، ص۱۵۲
۳- برزین، سعید، زندگی نامه سیاسی بازرگان، تهران، نشر مرکز، ۱۳۷۴، ص ۲۶۷
۴- بازرگان، مهدی، انقلاب ایران در دو حرکت، تهران، نهضت آزادی، ۱۳۷۳، ص ۱۱
۵- روزنامهٔ اطلاعات، ۳۰ بهمن ۵۷
۶- اسناد لانة جاسوسی، شماره ۱۸، ص ۲۹
۷- اسناد لانه جاسوسی به شماره ۳۴، ص ۶۲
۸- نقل از مهندس بازرگان، روزنامه اطلاعات، ۳/۱۲/۱۳۵۷
۹- مواضع نهضت آزادی در برابر انقلاب اسلامی، ناشر نهضت زنان مسلمان، تهران ۱۳۶۲، ج ۱، ص ۲۴.
۱۰- روزنامة اطلاعات، ۱۹ خرداد ۱۳۵۸.
۱۱- اسناد لانة جاسوسی، شمارة ۳۴، ص ۱۳۷ـ۱۳۸.
۱۲- صحیفة نور، ج ۲۰، ص ۴۷۹
۱۳- اسناد لانة جاسوسی، شماره ۱۵، ص ۷۷ـ۷۸
۱۴- بازرگان، مهدی، انقلاب ایران در دو حرکت، نشر مؤلف، ۱۳۶۳، ص۹۵

به گزارش صدای دانشجو، مراسم تشییع پیکر شهید ستوان یکم شهرام خدایی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی همدان با حضور خیل مردم شهیدپرور شهرستان شهرستان هرسین، فرماندهان نظامی و انتظامی، مقامات کشوری و استانی بر روی دستان مردم مقاوم و شهیدپرور این شهر برگزار و به خاک سپرده شد.
شهید شهرام خدایی در منطقه مرزی اورامانات و باینگان مشغول خدمت بود که در حین مأموریت و در تعقیب و گریز اشرار و قاچاقچیان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
گفتنی است شهید شهرام خدایی دانشجوی ورودی سال91 رشته کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی همدان است که در حال گذرادن پایان نامه خود تحصیلی خود بوده است روحش شادو یادش گرامی باد.
به گزارش صدای دانشجو، عصر امروز مراسم تودیع و معارفه مسئولان سابق و جدید دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد همدان برگزار شد.
در این مراسم از زحمات حجتالاسلام علی امامیفر تقدیر و حجت الاسلام حمیدرضا طالقانیورکشی به عنوان مسئول جدید این دفتر معرفی شد.
طالقانی ورکشی پیش از این معاون دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه بوعلی سینا همدان بود.