به گزارش صدای دانشجو، در اين ديدار دو ساعته پس از بيان مشكلات توسط اهالي كوي رضوان اعضای شورای شهر مشکلات را بررسی نمودند.

به گزارش صدای دانشجو، از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم، مناقشات زیادی بین تحلیلگران و فعالان سیاسی کشور در رابطه با پایگاه اجتماعی و خاستگاه سیاسی دولت صورت گرفته است. از همان ابتدا بسیاری از اصلاح طلبان به منظور مصادره رأی مردم، دولت را دارای خاستگاهی اصلاحطلبانه دانسته و پیروزی حسن روحانی را به منزله پیروزی اصلاحطلبان معرفی کردند.
با این حال این تحلیلها دوام زیادی نداشت و بعد از گذشت زمان کوتاهی از آغاز به کار دولت سیل انتقادات اصلاحطلبان به دولت شروع شد و با گذشت زمان شیب بیشتری به خود گرفت. چیزی که نشان از پایان ماه عسل میان دولت و اصلاحطلبان داشت. اما افزایش انتقادات تنها نتیجهی شکاف ایجاد شده بین دولت و اصلاحطلبان نبود بلکه به تدریج انتقادات تبدیل به توهین و تحقیر دولت شد.
در همین راستا صدای دانشجو به مرور و بررسی برخی از توهینهای صورت گرفته به دولت توسط اصلاحطلبان می پردازد و به ریشه یابی این موضوع خواهد پرداخت:
رحم اجارهای اصلاحطلبان
ابراهیم اصغرزاده یکی از اولین فعالان اصلاحطلب بود که به صراحت از قصد و نیت برخی اصلاحطلبان نسبت به دولت یازدهم پرده برداشت؛ وی معتقد بود که اصلاح طلبان پیروز انتخاب نبودند بلکه در روزهای آخر تبلیغات انتخاباتی، به ناچار بر روی روحانی اجماع کردند و در مورد ائتلاف صورت گرفته بین هاشمی، روحانی و خاتمی را ناپایدار میداند. وی در مورد نوع مواجهه اصلاح طلبان با دولت میگوید: "چند وقت پیش به دوستانی به شوخی گفتم این رحم اجارهای برای پرورش یک نطفه است. [1]
فرزند خوانده اصلاحات
اصغر زاده همچنین در اظهار نظری دیگر دولت یازدهم را فرزند خوانده اصلاحات معرفی میکند. وی در مصاحبه با روزنامه آرمان می گوید: تیم روحانی در زمینه مبارزه با فساد مشابه دفاعشان از حقوق شهروندی فاقد استحکام نظری و برنامه راهبردی است. به طور کلی میتوان گفت نسبت اصلاحطلبان و جبهه اصلاحات به دولت آقای روحانی نسبت پدر به فرزندخوانده است.[2]
دولت تصادفی
صادق زیباکلام نیز یکی دیگر از اعضای جبهه اصلاحات است که با مصاحبهها، نامهها و اظهار نظرهایش یکی از چهرههای همیشه حاضر در رسانههای مکتوب و مجازی کشور است. وی نیز دولت یازدهم را یک دولت تصادفی معرفی می کند و مدعی است که حتی خود رئیس جمهور نیز فکر نمی کرد موفق به پیروزی در انتخابات شود؛ وی در مصاحبه با سایت روزنامه ایران با رد این که «رای مردم گفتمانی بوده و یک عدهای از ماهها قبل نشسته و گفتمان اعتدال را نظریهپردازی کرده و به قدرت رسیدهاند» میگوید: «اساسا خود آقای روحانی هنگامی که رئیسجمهور شدند، بیش از هر کس دیگری و بیشتر از همه بهتزده شدند. چون تا 4 روز قبل، تا سه روز قبل، حتی تا دو روز قبل کسی فکر نمیکرد آقای روحانی رئیسجمهور شود. اصلا کمی عقبتر برویم کسی فکر میکرد آقای هاشمی رد صلاحیت شوند؟ آیا اساسا فکر میکردیم آقای هاشمی رفسنجانی وارد انتخابات شوند؟ خیلیها میگفتند وارد نمیشوند. پسرش آقای محسن هاشمی گفت آقام وارد نمیشود. خانم فائزه هاشمی گفت آقام وارد رقابتهای انتخابات نمیشود. وی ادامه میدهد: اتفاقا آنچه که باعث پیروزی آقای روحانی شد50 درصدش تصادف بود و 50 درصد دیگر آن بد عمل کردن اصولگرایان در هشت سال گذشته. حوادثی که گفتم همه تصادف است، برنامهریزی نیست.»[3]
دولت یک میلیونی
زیباکلام همچنین بعد از بالا گرفتن مناقشات بین برخی اعضای دولت و اصلاحطلبان در زمینه پایگاه اجتماعی دولت یازدهم و علل و عوامل موفقیت در انتخابات میگوید: «معتقدم رای بدنه اجتماعی اصلاحطلبان بود که باعث پیروزی روحانی شد. «اگر و اگر» بدنه اجتماعی اصلاحطلبان به سمت آقای روحانی نرفته بود آقای روحانی فینفسه یکی- دو میلیون رای بیشتر نداشت.»[4]
دولت پوپولیستی
محمدرضا تاجیک رئیس مرکز بررسیهای استراتژیک دولت اصلاحات، دولت یازدهم را یک دولت پوپولیستی میداند که بیش از اینکه به فکر ذهن مردم باشد به فکر بدن مردم است. وی در یکی از مصاحبههای خود دولت روحانی را «دولت گرفتاری» توصیف میکند و می گوید: «دولت روحانی، گرفتار خود و دیگران و زندگی روزمره مردم و آمریکا و مساله هستهای و مسائل حاشیهای و گذشته است. از این منظر، دولت کنونی را با وجود تمایزاتش با دولت قبلی، دولتی پوپولیستی میدانم که بیش و پیش از آنکه دلآشوبه ذهن مردم را داشته باشد دلمشغول جسم آنان است و بیش و پیش از آنکه به گشودن درهای بسته «مدنی» بیندیشد، به گشودن درهای نیمهبسته «بدنی» میاندیشد، و بیش و پیش از آنکه دغدغه «تحزب» داشته باشد، دغدغه «تزاحم» دارد، بیش و پیش از آنکه دلمشغول «آزادی و دموکراسی» باشد، دلمشغول «نان و یارانه» است، و نیز بیش و پیش از آنکه واهمه رضامندی احزاب و نهادهای مدنی را داشته باشد، دل نگران رضامندی کانونهای قدرت در جامعه است.»[5]
دولتی مبتلا به کسالت خود ذوالفنون پنداری
احمد پورنجاتی از اعضای حزب منحله مشارکت نیز از دیگر افرادی است که به اظهار نظر در رابطه با عملکرد دولت یازدهم پرداخته است. وی در مطلبی که در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده بود همه هنر مشاوران روحانی را "بهبه قربان" و "خسته نباشید" گفتن ذکر کرده بود و برخی از اعضای دولت را مبتلا به " کسالت خود ذوالفنون پنداری" دانسته بود.[6]
دولتی دارای پایگاه اجتماعی قرضی
پورنجاتی معتقد است روحانی از خود پایگاه اجتماعی و بدنه سیاسی ندارد و در همین زمینه میگوید: «درست است که روحانی با تابلوی اعتدال و نوعی دولت فراجناحی به میدان رقابتها آمد اما بیهیچ تردیدی او به عنوان شخص خودش از هیچ پایگاه اجتماعی و بدنه سیاسی اختصاصی برخوردار نبود.»
وی در گفتگویی با روزنامه اعتماد، درباره دولت اعتدال و پایگاه اجتماعی آقای روحانی میگوید: «تا جایی که من احساس میکنم ارتباط حمایتی و تعاملی جدی جریان اصلاحطلب با تمام تفاوت طیفبندیهایش با آقای روحانی و برنامهها و سیاستهایی که دارد، وجود دارد. این یک امر موقتی نیست و پایدار است. تعبیرم این است که پایگاه اجتماعی آقای روحانی ائتلافی است. از آن خودش نیست ولی در اختیار او قرار داده شده است تا پایان دورهیی که خواهد بود.»[7]
بی شناسنامه ترین دولت
فیاض زاهد مسئول دفتر سیاسی سابق حزب همبستگی و از اعضای حزب اعتماد ملی در یکی از اظهارات خود که در گفتگو با یک روزنامه اصلاح طلب صورت گرفت با حمله به دولت روحانی، این دولت را بی شناسنامه ترین دولت بعد از انقلاب معرفی میکند. وی در این زمینه می گوی: « دولت احمدینژاد یک هویت مشخص و تعریف شده داشت. دولت خاتمی و هاشمی هم دارای هویت و شناسنامه بودند. دولت آقای روحانی اما بیرنگترین و بدون شناسنامهترین دولت بعد از انقلاب در زمینه داخلی بوده است. احمدینژاد از برکناری وزیری که یک ماه قبل کار خود را شروع کرده و افکارش با وی همخوانی نداشت هیچ گونه ابایی نداشت. آقای روحانی اما در یک سوءتفاهم قرار گرفته است.»[8]
دولت حسینقلی خان
سعید حجاریان که از او به عنوان تئوررسین جبهه اصلاحات نام می برند نیز اظهار نظرهای گوناگونی در رابطه با دولت یازدهم داشته است. وی معتقد است اگر اصلاحطلبان نباشند روحانی هم وجود نخواهد داشت.[9]
اما حجاریان در آخرین اظهار نظر خود، دولت یازدهم را دولت حسینقلی خانی معرفی می کند. روزنامه آرمان به نقل از سعید حجاریان درباره نوع دولت یازدهم مینویسد: «دولت کنونی ایران را میتوان تا حدودی ایدئولوژیک، تا حدی مدرن و تا حدی عقلانی دانست. در واقع، دولت در ایران ملغمهای از این حالتهاست. درنتیجه، نمیتوان دولت را در یکی از این قالبها گنجاند، بلکه باید برای دولت در ایران تئوری مستقلی تعریف کرد. عدهای دولت را «دولت پادگانی» مینامند، عدهای آن را «دولت پاتریمونیال» خواندهاند. عدهای آن را «دولت مطلقه» دانستهاند و بعضیها هم به آن صفت «دموکراسی» دادهاند و برخی دیگر «دولت استثنایی» گفتهاند. گروهی هم از «بناپارتیسم» استفاده کردهاند و برخی دیگر آن را رانتینر دانستهاند و ... هر یک هم برای تعریف خود مبانی عرضه میکنند. الان، پیشنهاد میکنم دولت فعلی را حسینقلیخانی بنامیم تا بعدا ببینیم چه خواهد شد!»[10]
اما اینکه چه ویژگیهای باعث شده است که حجاریان، دولت یازدهم را دولت حسینقلی خانی بنامد با رجوع به منابع مشخص خواهد شد. حسینقلی خان یکی از والیان لرستان بوده که در دیکتاتوری و خشونت کمنظیر بوده است. درباره شخصیت او در تاریخ آمده است: وی مردی به شدت خشن و دیکتاتور و در عین حال جنگجو و کاردان بود. از آنجهت وی را لایق و کاردان میدانند که سپاهیانش در آنزمان بطور قطع یکی از مرتبترین افواج موجود در کشور بشمار میآمد.
در زمان حکومت حسینقلی خان، هیچکس از خود قدرت و اختیاری نداشت. همه چیز به (خان) تعلق داشت و سرپیچی از خواسته و فرمانش به هلاکت و نابودی عائله و بلکه عشیرهای منتهی میگردید. حسینقلی خان سه فصل بهار و تابستان و پائیز را در حسین آباد میزیست و مردم پشتکوه از بیم ستمگریها و آدمکشیهایش خواب راحت نداشتند.»
ظلم و ستمها و مشکلاتی که حسینقلی خان در لرستان به وجود آورده بود باعث شده که سیره و روش حکومتداری وی به عنوان یک روش دیکتاتورگونه مطرح شود و به عنوان یک ضربالمثل مطرح شود.[11]
جمع بندی
اینها نمونههای توهین و تحقیرهای صورت گرفته نسبت به دولت توسط اصلاح طلبان بود. به نظر صدای دانشجو اصلاحطلبان که با هدف مصادره رأی مردم سعی در حمایت از دولت و یگانه انگاری اصلاحات و اعتدال داشتند؛ بعد از نرسیدن به مطالبات خود با پیگیری مسیر انتقاد، توهین و تحقیر به تهدید دولت یازدهم و رئیس جمهور روی آوردهاند. این طیف با القای این موضوع که دولت یازدهم با حمایت اصلاحطلبان موفق به پیروزی در انتخابات شد و در آینده نیز بدون حمایت اصلاحات قادر به ادامه مسیر نخواهد بود خواهان وادار کردن رئیس جمهور به پیگیری مطالبات غیر قانونی و فراتر از اختیار رئیس جمهور هستند که به نظر میرسد این تاکتیک در آینده نیز با شدت بیشتری پیگیری شود.

به گزارش صدای دانشجو،



.jpg)
.jpg)
.jpg)
* گزارش از فاطمه فرود مورجانی

آقای زینالعابدینی، برای نحوه تعامل هیئتامنا مساجد و مجموعههای فرهنگی مردمی فعال در مساجد، قالبی تهیهشده است؟
بعضاً در برخی مساجد، اختلافهایی بین هیئتامنا، کانونهای فرهنگی مساجد و پایگاههای مقاومت بسیج وجود داشت. البته نیت همه این مجموعهها خیر است اما اختلافسلیقه وجود داشت و دارد. به همین دلیل شورای رسیدگی به امور مساجد تشکیل شد. در این شورا از نماينده ولیفقیه در استان، اداره کل اوقاف، اداره کل ارشاد اسلامی تا سازمان تبلیغات اسلامی، ستاد اقامه نماز، شهرداری و .... حضور دارند. این شورا نقش سیاستگذاری کلان را دارد اما بعضاً در تصمیمگیریهای جزئی نیز وارد میشود. اگر موردی درزمینهٔ اختلاف وجود داشته باشد دبیرخانه این شورا به آن رسیدگی میکند.
در بعضی مساجد شاهد هستیم قوانین مربوط ترکیب هیئتامنا و مدتزمان قانونی فعالیت آنها رعایت نمیشود، برای رسیدگی به این امور چه اقداماتی صورت پذیرفته است؟
درباره ترکیب هیئتامنا، ما بهعنوان اوقاف به مسجد پیشنهاد میکنیم حتیالمقدور، یک مهندس ساختمان برای رسیدگی به اوضاع عمرانی ساختمان، امام جماعت محترم مسجد، فرمانده پایگاه مسجد و معتمدین محله در هیئتامنا حضورداشته باشند. البته در اکثر مساجد این پیشنهاد بارأی نمازگزاران تائید میشود. ولي الزام حقوقی در این مورد وجود ندارد. مدتزمان هیئتامنا نیز 3 سال است. اگر نمازگزاران، امام جماعت و یا مجموعههای فرهنگی مردمی، موردی را خلاف این جریان مشاهده کردند در قالب نامهای به ما گزارش دهند تا رسیدگی لازم انجام شود و در اسرع وقت نسبت به انتخابات و تعیین اعضای جدید هیئتامنا اقدام شود. ما بر این باوریم باید امام جماعت محور مسجد باشد. امام جماعت نیز ملزم است در قالب انتخابات هیئتامنا را به ما معرفی کند.
بعضی خادمین مساجد از حضور مجموعههای فرهنگی جلوگیری میکنند!
نه! بههیچوجه خادمین چنین اجازهای ندارند. خادم مسجد ملزم است همکاری لازم را انجام دهد. البته طبق قانون هیئتامنا موظف به انتخاب خادم مسجد است اما اگر خادم مسجدی ممانعت کرد، ما تذکر لازم را به هیئتامنا خواهیم داد و در صورت تکرار اقدامات دیگری انجام میدهیم.
پاسخ حجتالاسلام صفری به سؤالهای ما پیرامون تعامل هیئتامنا مساجد با مجموعههای مردمی در ادامه میآورده میشود:
وظیفه مجموعههای مردمی فعال در مساجد در قبال مسجد محل فعالیتشان چیست؟
مهمترین کارکرد و اصلیترین برنامه مسجد، نماز جماعت آن میباشد. مجموعههای فرهنگی مساجد، اعم از کانونهای فرهنگی، پایگاههای مقاومت و مجموعههای دیگر باید برنامههای خود را در راستای تقویت نماز جماعت تنظیم کنند. بهطور مثال برنامههای فرهنگیشان را قبل یا بعد نماز تنظیم کنند که یا با نماز شروع شود و یا با نماز اتمام شود. مسئله دیگر مسئولیتپذیری و امانتداری اعضای این مجموعهها نسبت به اموال مسجد است که باید رعایت شود. مسئله بعدی این است که تشکلهای مردمی نهتنها در حفظ امال مساجد کوشا باشند بلکه برای جذب امکانات برای مسجد محلهشان نیز تلاش کنند. اگر این اتفاق بی افتد ثواب بیشتری نیز نصیب آنها خواهد شد و امکانات عامالمنفعه خواهند بود.
حال درباره وظایف هیئتامنا نسبت به تشکلهای فرهنگی مسجدشان توضیح بفرمائید.
قبل از انقلاب فعالیتهای مساجد ما نظمی نداشت. اما بعد از انقلاب باروی کار آمدن هیئتامنا نظم و انسجام بیشتری را شاهد بودیم. اما عدم تعریف نظاممند تعامل بین تشکلهای موجود در مساجد موجب شده است بعضاً شاهد اختلافنظرهایی باشیم. به نظر ضروری است برای ترکیب هیئتامنا، حضور اعضای حقوقی و حقیقی دیده شود. مثلاً امام جماعت، فرمانده پایگاه مسجد، مسئول هیئت مسجد و ... در ترکیب هیئتامنا حاضر باشند. حداقل اینکه نظرات ایشان در تصمیمگیریهای مسجد لحاظ شود و از آنها مشورت گرفته شود. باید باتدبیر هیئتامنا، از ایجاد ذهنیت ناصحیح در فکر مجموعههای حاضر در مسجد جلوگیری کرد. متأسفانه بعضاً شاهد هستیم به دلیل وجود چارت سازمانی در مساجد، فردی که دغدغه بیشتری دارد سالها مسئول هیئتامنا باقی میماند و از ظرفیت نخبههای مردم محله و تشکلها غفلت میشود. به نظر میرسد اوقاف باید برای تهیه چارت کارآمد مساجد اقدام کند. در این چارت نقش همه تشکلها دیده شود، نقش نظارتی اوقاف نیز لحاظ شود. مصوبات مکتوب و قابل ارزیابی باشند تا اگر فردی از اعضای هیئتامنا کمکاری انجام داد مورد مواخذه قرار گیرد. متأسفانه 90 درصد مساجد ما فقط به برگزاری نماز جماعت اکتفا میکنند و اینیک ایراد است. همه برنامههای فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و ... محله باید در دل مسجد باشد. اگر این تعامل خوبشکل بگیرد و مسجد تبدیل به محلی برای رفع نیاز مردم محله شود آنگاه میتوان به آن مجموعه فرهنگی چندمنظوره گفت.

به گزارش صدای دانشجو، مساجد در صدر اسلام به دلیل عهدهداری کانون اصلی ارتباط مردم، بهویژه فعالان جامعه، کارکردهای فراوانی را در نظام اجتماعی ایفا میکردند. در عصر جدید، به دلیل تفکیک ساختاری و تقسیم کار، به برخی از کارکردهای اجتماعی و سیاسی آن کمتر توجه میشود. با این حال، در جریان انقلاب اسلامی ایران، مساجد نه تنها محلی برای عبادت، که محلی برای فعالیت فرهنگی، سیاسی و اجتماعی علیه رژیم و نظام اجتماعی حاکم بودند. با توجه به مطالب مزبور، نوشتار حاضر درصدد است تا به بررسی عملکرد و سازوکارهای مساجد در بسیج مردم در جریان انقلاب اسلامی بپردازد.
مسجد مهمترین نهاد سیاسی و اجتماعی جوامع اسلامی در طول قرون متمادی بوده و نقشی محوری و بیبدیل در ادارهی جامعه و تحولات آن ایفا کرده است. برای سالیان دراز، اولین اقدام والی هر شهر و خلیفهی مسلمین به طرق اولی، خواندن خطبهای در مسجد اصلی شهر بوده است. تمام نمازهای جمعه و گاهی تمام نمازهای مسجد اصلی شهر به امامت والی و خلیفه برگزار میشد و اغلب ارتباط مردم با والی نیز از همین طریق انجام میگرفت.
همچنین بسیاری از اقدامهای حکومتی نظیر قضاوت، جمع سپاه، بسیج مردم و مواردی اینچنینی نیز در مساجد انجام میگرفت. این همه نشانهی اهمیت مساجد و از آن مهمتر، ظرفیت این نهاد برای ایفای نقشهای مختلف با توجه به نیاز جامعه و شرایط زمانی و مکانی است. از این رو، بررسی تحولات سیاسی و اجتماعی جوامع اسلامی حتی در دوران ما نیز بدون توجه به نقش و ویژگیهای مساجد، ناقص خواهد بود. این مهم در مورد تحولاتی چون انقلاب اسلامی ایران، که صبغهی دینی آن در نگاه تحلیلگران سیاسی مشهود بوده است، ضروریتر مینماید.
مساجد و بسیج نیرو در انقلاب اسلامی
نهضتی که به رهبری امام خمینی (ره) برای سرنگونی رژیم پهلوی شکل گرفت، از اوایل دههی 1340 تا 1357 شمسی ادامه یافت. در این برهه از زمان، مساجد ایران توانستند نقشی مؤثر در ایجاد انسجام اجتماعی در مقابلهی مردم با رژیم شاه ایفا نمایند. در این خصوص، میشل فوکو مشاهدههای خود را از مساجد ایران چنین بیان میدارد:
«تمام روز ملاها در مساجد با خشم از شاه، از آمریکا و از غرب و مادهپرستی آن حرف میزنند و مردم را به نام اسلام و قرآن به پیکار با همهی رژیم طاغوت فرامیخوانند. هر وقت که مسجد کوچک بوده و برای مردم جا نداشته باشد، بلندگوها را در خیابان نصب کردهاند و این صدا در همهی محله یا ده طنینانداز شده است... میدانید که این روزها چه عبارتی بیش از هرچیز برای ایرانیها خندهآور است و به نظرشان از هر حرفی ابلهانهتر، خشکتر و غربیتر است؟ دین تریاک تودههاست. تا همین دوران رژیم فعلی، ملاها [در روزهای جمعه] تفنگ در دست خطبه میخواندند...»[1]
گزارشهای ساواک بیانگر آن است که هدف جلسات و منبرهای مساجد، ترویج افکار انقلابی و اسلامی مخالف با رژیم در میان مردم بوده است؛ اقدامی که تنها به تهران ختم نمیشد و در سایر شهرهای ایران از جمله مشهد، تبریز، شیراز و قم نیز با شور و هیجان زیاد مورد توجه مردم قرار میگرفت.
چنانکه از مشاهدات فوکو نیز پیداست، مساجد ایران در همان آغاز کار، با بیانات انقلابی خود، سعی در ایجاد یکپارچگی و انسجام میان مردم داشتند؛ امری که نهایتاً با رهبری مدبرانهی بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران، در تاریخ 22 بهمن 1357، به ثمر نشست و توانست پرچم اسلام را با پشتیبانی مردم در سرتاسر این سرزمین، به اهتزاز درآورد. در ادامه، به بررسی چگونگی این اقدامات از سوی مساجد با ذکر مستندات تاریخی، خواهیم پرداخت.
مساجد و بسیج نخبگان
برای بررسی دقیقتر نقش مساجد در بسیج تودهای مردم، در وهلهی نخست، باید نحوهی تعامل مساجد و نخبگان متعهد به ارزشهای اسلامی و انقلابی را مورد توجه قرار داد؛ چراکه بدون جمع این دو، هر حرکتی میتوانست ناقص باشد و به نتیجهی مطلوب منجر نگردد. اسناد بهجامانده از انقلاب اسلامی نشان میدهد مساجد نقش انقلابی خود را در قالبهای گوناگونی انجام دادهاند.
یکی از برجستهترین گامهای مساجد در این حوزه را میتوان در جلسات اندیشمندان اسلامی در مسجد الجواد تهران ملاحظه نمود. در واقع اندیشمندان و متفکرانی نظیر شهید مطهری یا آیتالله مفتح با همکاری نخبگانی چون شهید بهشتی و شهید باهنر، کلاسهای متعددی را در این مساجد برپا مینمودند تا از این راه بتوانند ضمن بسیج نخبگان جامعه، مردم را نیز بیش از پیش به حضور پررنگ در این قبیل اجتماعات تشویق نمایند؛ اقدامی که با برگزاری مراسم مشابه در شیراز، بجنورد و سایر شهرهای ایران، بیانگر دستاورد مثبت مساجد در این حوزه بوده است. گزارشهای تاریخی فوق نشان میدهد در سالهای انقلاب، مساجد محل تجمیع همفکران و نخبگان جامعه برای همفکری و تبادل آرا برمبنای ارزشهای اسلامی و انقلابی بوده است.[2]
مساجد و آموزش ارزشهای اسلامی و انقلابی به مردم
دومین گام توسط مساجد در مسیر انسجامبخشی نیروها و بسیج مردم، آموزشهای اجتماعی و سیاسی به تودههای انقلابی است. در این مرحله، الگوهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی در قالب سخنرانیها و برگزاری کلاسهای آموزشی و همچنین ترویج کتابهای خاص و مرتبط، انجام میگرفته است.
سخنرانی رایج روحانیان در مساجد و بهویژه در ماههای محرم، صفر، رمضان و مناسبتهای مذهبی صورت میگرفته است؛ تا جایی که حلقهای از منبرهای مذهبی در تهران و شهرستانها همزمان و بهطور منظم از اواخر دههی چهل شروع به فعالیت کردند که رسالت اصلی آنها طرح مباحث اجتماعی و سیاسی در دل مباحث مذهبی بوده است. گزارشهای ساواک در این خصوص، بیانگر آن است که هدف جلسات و منبرهای مساجد، ترویج افکار انقلابی و اسلامی مخالف با رژیم در میان مردم بوده است؛ اقدامی که تنها به تهران ختم نمیشد و در سایر شهرهای ایران از جمله مشهد، تبریز، شیراز و قم نیز با شور و هیجان زیاد مورد توجه مردم قرار میگرفت.[3]
علاوه بر سازوکار سخنرانی علما بر منبر، از دیگر شیوههای مساجد در خصوص بسیج مردم، میتوان به برگزاری کلاسهای آموزشی اشاره نمود؛ کلاسهایی که مخفی نبوده و بهصورتی آشکار نشاندهندهی تجمیع همفکران و تبادل آرا میان آنها بوده است. شاید بتوان این قبیل کلاسها را کلاسهایی پُرشور و پُرمخاطب توصیف نمود که صبغهی آموزش عمومی داشتند و در آنها، به ترویج الگوهای ارزشی متضاد با نظام اجتماعی حاکم در میان مردم میپرداختند.
برای مثال، مسجد کرامت مشهد، محل فعالیت رهبر معظم انقلاب بود که براساس اسناد ساواک، پس از اتمام نماز، آیاتی از قرآن را که ایشان برای افزایش فهم سیاسی و اجتماعی مردم مناسب میدانستند، تفسیر مینمودند. یا نمونهی دیگر، مسجد هدایت تهران است که با مدیریت آیتالله طالقانی و درس تفسیر مشهور ایشان که وجههی سیاسی و اجتماعی داشت، مخاطبان بسیاری را دور خود جمع کرد که برخی از آنان بعدها از انقلابیون مؤثر شدند. وجههی اجتماعی این جلسات و استقبال گستردهی مردم از مساجد نهایتاً سبب شد تا رژیم شاه مجالس درس و آموزشی مساجد را تعطیل کند و برخی از علما را نیز به زندان بیندازد.[4]
ترویج کتابهای آموزشی نیز از دیگر سازوکارهای آموزشی و مبارزاتی مساجد است که البته نقشی بسزا در مسیر بسیج مردم و تودهها در جریان انقلاب اسلامی داشته است. در سالهای انقلاب اسلامی، فعالیت آموزشی و فرهنگی مساجد بهقدری گسترش یافت که رژیم شاه تلاش میکرد تا اقدامات آنها را محدود نماید. در سند شمارهی 178 از آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، در مورد کتابخانههای مساجد آمده است: برای جلوگیری از فعالیتهای گستردهی مساجد در افزایش روحیهی تقابل با رژیم حاکم، اقدامات مقتضی را برای مقابله با مساجدی که دارای کتابخانههای گسترده هستند، انجام دهید. چنانکه از مطالب مزبور مستفاد میگردد، رژیم پهلوی اقدامات مساجد را در حوزهی بسیج افکار عمومی علیه شاه، خطری بزرگ برای خود میدانسته است.[5]
مساجد و ایجاد شبکهی اطلاعرسانی در تقابل با رژیم پهلوی
یکی از کارکردهای پنهان مساجد در شکلدهی به بسیج افکار عمومی علیه رژیم شاه، شکلدهی به نوعی شبکهی اطلاعرسانی در مسائل سیاسی و اجتماعی بود که عملاً رسانههای رژیم حاکم را در میان تودههای مبارز و انقلابی از کار انداخته بود. گزارشهای بهجامانده از دوران انقلاب اسلامی نشان میدهد که ارتباط رسانهای دولت با بخش عظیمی از مردم که تحت مدیریت مساجد و نیروهای انقلابی هستند، سست شده بود و عملاً تصاویر ذهنی این افراد از شخصیتها، وقایع و پدیدهها توسط مساجد شکل میگرفت. بهعنوان نمونه، استمپل در «شکست انحصار رسانهای دولت توسط مساجد» مینویسد:
«در بقیهی سال 1356 شمسی، برای اولینبار شبکهی مسجد تأثیر خود را به مخالفین اثبات نمود... در نتیجه، شهروندان عادی با یک منبع اطلاعاتی دیگر که به دولت نیز وابستگی نداشت، از جریان امور آگاه شدند... این گروههای اصلی، حوادث را برای پیروان خود و سایر کسانی که علاقهمند بودند، تفسیر میکردند و این امر برای تبلیغ مسائل سیاسی، جانشین رسانههای گروهی دولت شده بود.»[6]
و یا در تحلیلی عمیقتر از نقش رسانهای و اطلاعاتی مساجد، فوکو در مشاهدههای خود از آبادان در سال 1357 شمسی، شبکهی رسانهای جریانهای مذهبی را، که بر اثر استبداد شاهی روزبهروز گسترش یافت، اینگونه توصیف میکند:
«یک شبکهی اطلاعاتی تمامعیار؛ شبکهای که بر اثر پانزده سال تاریکاندیشی برقرار شده و مرکب است از تلفن، نوار، ضبطصوت، مسجد و منبر، دفتر کار وکلا و محفلهای روشنفکران. من طرز فکر یکی از این سلولهای بنیادی اطلاعاتی را نزدیک مسجدی در آبادان، به چشم دیدم.»[7]
این قبیل گزارشها نشان میدهند که در کشور، دو طیف رسانهای جداگانه و متضاد در حال فعالیت بودند و بخش عظیمی از مردم، اخبار و تحلیلهای مساجد را گوش میکردند، تاریخ قمری و نه شاهنشاهی را جهت تنظیم زندگی خود مورد استفاده قرار میدادند و به دستورات ائمهی جماعت و نه دولت عمل میکردند و این موارد همه نشاندهندهی شکلگیری یک راه ارتباطی جدید و البته تأثیرگذار و از کار افتادن رسانههای رسمی شاهنشاهی بود.
مسجد کرامت مشهد محل فعالیت رهبر معظم انقلاب بود که براساس اسناد ساواک، پس از اتمام نماز، آیاتی از قرآن را که ایشان برای افزایش فهم سیاسی و اجتماعی مردم مناسب میدانستند، تفسیر مینمودند. همچنین مسجد هدایت تهران با مدیریت آیتالله طالقانی و درس تفسیر مشهور ایشان، که وجههی سیاسی و اجتماعی داشت، مخاطبان بسیاری جلب کرد که برخی از آنان بعدها از انقلابیون مؤثر شدند.
در واقع چنانکه در اظهارات و مشاهدات فوق آمده است، مساجد پس از ایجاد انسجام و هماهنگی میان نخبگان، با برگزاری فعالیتهای آموزشی، زمینهی مقابله با رژیم پهلوی را گسترش دادند و در واقع با بهرهگیری از توان اطلاعرسانی و ارتباطی، نه تنها مقولات فوق را تکمیل نمودند، بلکه زمینهی انتقال گستردهتر اخبار، اطلاعات و برنامهها را نیز فراهم آوردند؛ اقداماتی که در نهایت با انتقادات گستردهی مساجد از رژیم شاهنشاهی و بسیج مردم در مقابلهی با آن به بار نشست. در قسمت بعد، به تشریح این مورد نیز خواهیم پرداخت.
مساجد و بسیج مردم در انتقاد از سیاستهای رژیم پهلوی
پیشتر گفتیم که پس از شکلگیری گروههای همفکر و آموزش الگوهای ارزشی اسلامی و انقلابی که در تضاد با الگوهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی رژیم طاغوت قرار داشت، شکافی عمیق میان الگوهای اقتصادی، سیاسی و حقوقی حاکم ایجاد شد. بر این اساس، روحانیان و فعالان اجتماعی در مساجد، با استفاده از سخنرانی، نشر اعلامیه، پخش نوارهای صوتی و مواردی از این دست، به انتقاد از سیاستهای حاکم بر نظام اجتماعی دورهی پهلوی دوم پرداختند و حتی عملاً به تجمع، راهاندازی تظاهرات و درگیر شدن با نیروهای شاه اقدام نمودند.
فوکو در یادداشتهای خود از مشاهداتش در تهران، مطلبی را در این خصوص ذکر کرده که نشاندهندهی نقش گفتمان متضاد مساجد با نظام حاکم در بسیج افکار عمومی و نیروهای اجتماعی علیه رژیم شاه است:
«مساجد و روحانیان سرچشمهی یک تسلای دائمیاند. ایشان باید بیداد را نفی کنند، از دولت انتقاد کنند، برضد اقدامهای ناشایست برخیزند، نکوهش کنند و رهنمود بدهند... مذهب شیعه... شکلی است که مبارزهی سیاسی، همین که لایههای مردمی را بسیج کند، به خود میگیرد و از هزاران ناخرسندی، نفرت، بینوایی و سرخوردگی، یک نیرو پدید میآورد و به این دلیل، این همه را بهصورت یک نیرو درمیآورد که خودش یک صورت بیان است، یک شیوهی با هم بودن است، نوعی گفتمان است، چیزی است که از راه آن میتوان صدای خویش را به گوش دیگران رساند و با ایشان، همزمان با ایشان، همخواست شد.»[8]
از همین روست که در جایجای اسناد بهجامانده از دوران انقلاب اسلامی، به مواردی برمیخوریم که مساجد نسبت به تحولات سیاسی و وضعیت اجتماعی، به انتقاد پرداختهاند، مردم را به نوعی واکنش شکل دادهاند و آن را به حکومت منتقل کردهاند و نهایتاً با برگزاری تجمعهای بزرگ یا تظاهرات مسالتآمیز و گاهی خشونتآمیز یا تهدید به برگزاری آن، به حکومت پهلوی فشار آوردهاند. طبیعی است که این قبیل اقدامات مساجد در جهت بسیج تودهای مردم برای مقابله و مبارزه با رژیم پهلوی، نه تنها ساختارهای پوشالی رژیم طاغوت را سست نمود، بلکه در 22 بهمنماه سال 1357، زمینههای فروریزی کامل آن را نیز فراهم آورد.(*)
پینوشتها
1. میشل فوکو، ایرانیها چه رؤیایی در سر دارند، ترجمهی حسین معصومی همدانی، تهران، هرمس، 1389، ص 28 و 29.
2. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ج 26، 1382، ص 27.
3. رسول جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی ایران؛ از روی کار آمدن محمدرضاشاه تا پیروزی انقلاب اسلامی، قم، 1385، ص 264 و 265.
4. مهناز میزبانی، منیژه صدری و حشمتالله سلیمی، نقش مساجد و دانشگاهها در پیروزی انقلاب اسلامی تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص 36.
5. مهناز میزبانی، منیژه صدری و حشمتالله سلیمی، پیشین، ص 31.
6. جان.دی استمپل، درون انقلاب ایران، ترجمهی منوچهر شجاعی، تهران، رسا، 1377، ص 129 و 130.
7. میشل فوکو، پیشین، ص 58 و 59.
8. پیشین، ص 31 و 32.
*حمیدرضا کشاورز، پژوهشگر تاریخ معاصر

به گزارش صدای دانشجو یکی از امور مهم اجتماعی در حوزه زنان، مسئله آموزش و تحصیلات است. در این مسیر آموزش رسمی نقش مهم و تعیین کنندهای در تحولات اجتماعی دارد. کشور ما نیز از این امر مستثنی نبوده و در طی سه دهه گذشته تمرکزی جدی بر روی آموزش رسمی، خصوصا آموزش زنان داشته است. گفته میشود که این توجه بیشتر به دلیل تأثیری است که تحصیلات بر سطح آگاهی و سبک زندگی افراد میگذارد و ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آنان را متأثر میسازد.
زنان از دیر زمان چه در ایران و چه در دیگر کشورها در امر آموزش مورد بیمهری قرار گرفتهاند، اما از انقلاب صنعتی به بعد که زنان به عنوان نیروی کار ارزان وارد بازار کار شدند، کم کم نگاه تک بعدی به آنها به عنوان مادر و همسر تغییر پیدا کرد و زنان پس از گذشت چند دهه برای رفع تبعیضهای مختلف اجتماعی قیام کردند و از این رهگذر به دنبال فرصتهای برابر آموزشی برآمدند. تا آنجا که فرصت برابر آموزشی یکی از مولفههای موثر در «عدالت اجتماعی» محسوب شد.


بر اساس گزارش موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی، بعد از انقلاب فرهنگی با وقوع جنگ تحمیلی، سهم زنان در آموزش عالی با اندکی افت مواجه شد. اما با اتمام جنگ، سهم زنان رو به رشد نهاد و از سال ۱۳۷۳ به بعد رشد فزاینده به خود گرفت به طوری که با آغاز برنامه سوم توسعه، سهم زنان از سهم مردان پیشی گرفت. از سال تحصیلی ۷۷- ۷۶ این روند تغییر میکند و این بار پیشتازی دانشجویان دختر در ورود به دانشگاه را نشان میدهد. تعداد دختران دانشجوی کشور از ۲۳ درصد کل دانشجویان در سال ۵۷ به ۶۳ درصد در سال ۸۵ رسید یعنی به یکباره طی ۲۷ سال در حدود سه برابر افزایش یافت. همچنین تا قبل از سال ۱۳۸۹ سهم دختران از کل جمعیت دانشجویی کشور بیش از ۶۰ درصد از دانشجویان ایران گزارش میشد.

عوامل زیادی باعث افزایش تعداد دختران دانشجو شده است از جمله میزان اهمیتی که جامعه برای تحصیلات دانشگاهی قائل است، فراهم نبودن امکانات آموزش حرفهای و شغلی در مراکز غیر دانشگاهی که امکان جذب فارغ التحصیلان دبیرستانها را به بازار کار فراهم میکند، محدودیت دختران برای شرکت در فعالیتهای اجتماعی و داشتن اوقات فراغت بیشتر در مقایسه با پسران، تأکید بیشتر تستهای کنکور بر تواناییهای کلامی و نظری و حافظه که از این نظر دختران بر پسران برتری دارند، محدودیت امکان ازدواج برای دختران دیپلمه و روی آوری آنان به دانشگاه به امید افزایش احتمال ازدواج و رفع نیازهای مرتبط با ازدواج، فرصت کافی دختران برای تحصیل بدون دردسر رفتن به سربازی، شکل گیری تعریفی جدید از نقشهای انسانها در دنیا، ورود انگیزه بالای پسران برای ورود به مشاغل آزاد و...
در کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان که به دولت های عضو کنوانسیون حاضر اعلام شده است، در مورد آموزش آمده است:
• اعطای فرصت یکسان برای استفاده از بورسها و دیگر مزایای تحصیلی
• فرصتهای یکسان برای دستیابی به برنامههای تداوم آموزش، از جمله برنامههای عملی سوادآموزی بزرگسالان و حرفهای مخصوصاً برنامههایی که هدف آنها کاهش هر چه سریعتر فاصله آموزشی موجود بین زنان و مردان است
• و...


تحصیلات عالیه در دختران اغلب سبب فراهم کردن استقلال مالی دختران و یافتن شغل بوسیله تحصیلات دانشگاهی میشود، پذیرش دختران بدون برنامه ریزی، در حالی به اوج خود نزدیک شده است که در مقابل علاقه پسران به رها کردن درس و وارد شدن به بازار کار، روز به روز بیشتر میشود که این تفاوت میتواند بستر بسیاری از تغییرات ساختاری در مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... باشد. اگر دختران تحصیلکرده را جمعیت کل در نظر بگیریم، ۵۷ درصد دختران تحصیل کرده بدون همسر باقی میمانند یا احتمال ازدواج برای آنها کمتر است که علاوه بر بالارفتن سن ازدواج در دختران به دلیل داشتن تحصیلات عالیه، سطح توقع آنان نیز افزایش پیدا کرده و اکثرشان حاضر به ازدواج با مردی نیستند که به لحاظ سواد و جایگاه اجتماعی از خودشان پایینتر باشد. این مسئله موجب شده است که توازن و هماهنگی تحصیلی بین دختران و پسران جامعه ایرانی کاهش چشمگیری یابد. در چنین شرایطی بسیاری از دختران حاضر به ازدواج با مردانی با تحصیلات پایینتر از خودشان نیستند و در نتیجه میزان دخترانی که شوهر هم کفو خود را نمییابند افزایش پیدا کرده است.

* گزارش از محبوبه حیدری







* گزارش از محمدرضا صندوقدار

یه گزارش صدای دانشجو، عطاءالله سلطانی صبور در گفتگو با خبرگزاری دانشجو، با اشاره به طرح سوال از وزیر آموزش و پرورش در جلسه علنی مجلس اظهار داشت: ۱۳ سوال در مورد واگذاری مدارس دولتی به بخش غیردولتی است که باید گفت عمده سوالات بر همین اساس خواهد بود.
وی همچنین افزایش مطالبات فرهنگیان از مجموعه دولت را به حق دانست و گفت: توجه به فرهنگیان در کشور فراموش شده است هرچند که این مهم تقصیر وزیر به تنهایی نیست و بدنه دولت باید اهتمام جدی در این زمینه بورزد.
سلطانی صبور تصریح کرد: همانگونه که دولت به بخش بهداشت و درمان توجه عمده و ویژه میکند باید به بخش آموزش و پرورش نیز توجه اساسی کند چراکه گذران زندگی برای فرهنگیان سخت شده است.
وی دفاعیات وزیر در اینباره را قانع کننده ندانست و خاطر نشان کرد: با ورود به صحن علنی دریافت کارت زرد دوم به وزیر آموش و پرورش قطعی میشود.

به گزارش صدای دانشجو، مسابقه کتابخواني از کتاب «محمد(ص) و پيامبران» نوشته مسعود فريدي با موضوع برتري رسول خدا(ص) بر ساير انبيا از زبان امام علي (ع)، در شبکه کتابخوانان حرفه اي (www.booki.ir ) از اول تا ۲۲ بهمن ماه برگزار مي شود.
علاقمندان مي توانند پس از عضويت رايگان در شبکه کتابخوانان حرفه اي از بخش مسابقات، براي شرکت در مسابقه استفاده کنند.

سیما فردوسی در دومین همایش چگونگی تعامل جوانان در مواجهه با آسیبهای اجتماعی که به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی همدان و با حضور والدین دانشجویان این دانشگاه برگزار شد، اقتضای سن جوانی را نیازمند به گفتوگوهای منطقی و ارائه مطالب مستند دانست و اظهار کرد: نوع گفتوگوها در خانوادهها باید به دور از نصیحتهای تکراری و کلیشهای بوده و باید در راستای ارائه مطالب منطقی باشد.
وی با بیان اینکه جوانان باید خط مشی خود را در این سن مشخص کرده و دارای اهداف کوتاهمدت و بلندمدت باشند، افزود: به منظور ایجاد چنین اهدافی، باید سطح ارتباطگیری جوان با جامعه نیز بالا باشد.
مدیر گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اینکه به زعم اکثر خانوادهها، جوانان زودرنج، سهلانگار و دارای برخوردهای خصمانه شدهاند، بیان کرد: دلیل این موضوع استفاده نادرست از شبکههای اجتماعی است و از آن جا که جوانان و نوجوانان ما نیاز به هیجان دارند، همین عامل باعث شده به سمت شبکههای اجتماعی سوق یابند.
فردوسی تأکید کرد: افرادی که به صورت نادرست از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند مجبور هستند زمان زیادی را برای این کار صرف کنند.
وی با بیان اینکه چنین افرادی به چند دسته تقسیم میشوند، در تشریح این مطلب گفت: دسته اول اعتماد به نفس کمی دارند، گروه دوم اضطراب بالایی دارند، دسته سوم افراد دارای ضعف شخصیتی و دسته چهارم افرادی هستند که بیش از حد احساس تنهایی میکنند.
این کارشناس امور تربیتی در ادامه یادآور شد: تولید هیجانهای کاذب در شبکههای اجتماعی باعث جذب جوانان به این شبکهها شده و همین جذابیتها نیز برای تولیدکنندگان این برنامهها عاملی به منظور رقابت شده است.
وی با تأکید بر اینکه امروزه شاهد وجود جوانان باهوشی هستیم که فاقد رشد اجتماعی هستند، ابراز داشت: آنها با حضور خود در صفحههای اجتماعی، عاطفههای کاذب را از دوستان همجنس و غیرهمجنس خود دریافت میکنند، به همین دلیل به راحتی نمیتوانند از فضای مجازی دست بردارند.
فردوسی با بیان اینکه ابراز عاطفه باید از خانواده شروع شود، ابراز داشت: والدین حداقل هفتهای دو بار به هر بهانهای دور هم بنشینند و فضای صمیمی گفتوگوی آزاد با هر نوع فکر و صحبتی بین خود و جوانان را برقرار کنند.
وی از والدین درخواست کرد تا با جوانان منطقی صحبت کنند و از مقایسه کردن و نصیحتهای مکرر و کلیشهای بپرهیزند، چراکه جوانان برای قبول مسائل احتیاج به مستندات دارند.
مدیر گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه موج بیکاری بین جوانان رونق گرفته است، گفت: اگر جوانان را به تحصیل در مقاطع تخصصی و فوق تخصصی تشویق کنیم مطمئناً دارای شغل مهمی شده و کارآفرینان بزرگی خواهند شد.
وی با بیان اینکه موج ناامیدی در جوانان گسترش یافته که از نبودی شادی بین آنها نشأت دارد، افزود: این در حالی است که باید زمینه شادکامی و شاد زیستن را برای آنها مهیا کنیم.
فردوسی در ادامه دو عامل زیانبار استفاده نادرست از شبکههای اجتماعی را ایجاد بیحوصلگی و گرفتن برنامهریزی و مسئولیتپذیری از جوانان دانست و ابراز داشت: یکی از نتایج این وضعیت طرح مسائلی همچون ازدواج سفید است که در آن، هیچ یک از طرفین تعهد و مسئولیتی نسبت به یکدیگر ندارند.
وی طرح چنین مسائلی را زنگ خطری بزرگ و جدی برای جامعه دانست و افزود: به صورت جدی و با رویکرد جهادی باید مقابل ایجاد چنین تفکراتی بایستیم.
این کارشناس تربیتی با تأکید بر اینکه با انجام چنین طرحهایی افراد و در نهایت جامعه بیهویت میشوند، هدف دشمنان ما را نیز بیهویت کردن کشورهای اسلامی عنوان کرد.
وی در پایان برای گسترش ازدواجها نیز به عامل گسترش ارتباطگیری اشاره کرد و گفت: خانوادهها برای گسترش ازدواج در بین جوانان باید صله رحم را به جا آورند و ارتباطات خانوادگی خود را افزایش دهند.