بررسی مشکلات تغذیه‌ای دانشجویان در گفتگو با دکتر منصور رضایی؛
«کالری آشغال»؛ در غذای دانشجویی/ 6 نیاز تغذیه‌ای برای دانشجویان
امروزه کیفیت غذای سلف‌های دانشجویی در دانشگاه‌ها یکی از اصلی ترین مشکلات دانشجویان محسوب می‌شود، مشکلی که شاید تا دانشجوی مصرف کننده آن وعده غذایی دانشگاه (وعده ناهار) نباشید، متوجه افت کیفی آن نشوید، مشکلی که حقیقتا تنها قشر دانشجو درک می‌کند و معنی بی‌طعمی و بی‌کیفیتی غذا را می‌فهمد.
مشکلات تغذیه‌ای دانشجویان

امروزه کیفیت غذای سلف‌های دانشجویی در دانشگاه‌ها یکی از اصلی ترین مشکلات دانشجویان محسوب می‌شود، مشکلی که شاید تا دانشجوی مصرف کننده آن وعده غذایی دانشگاه (وعده ناهار) نباشید، متوجه افت کیفی آن نشوید، مشکلی که حقیقتا تنها قشر دانشجو درک می‌کند و معنی بی‌طعمی و بی‌کیفیتی غذا را می‌فهمد. در هر صورت بحث غذا شاید بزرگ‌ترین مشکل و مسئله صنفی قابل طرح در بین دانشجویان باشد؛ مشکلی که سال هاست با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و باید علاوه بر بی‌کیفیتی غذا هزینه نه چندان مناسب آن را نیز بپردازند. این در حالی است که معمولا کیفیت غذای سلف‌های دانشجویی با قیمت غذا هم خوانی ندارد و به همین خاطر افزایش کیفیت غذا‌ها یکی از مهم‌ترین مطالبات دانشجویان است.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این مسائل و کیفیت پایین غذاهای سلف‌های دانشجویی سبب شد تا سراغ دکتر منصور رضایی، متخصص طب سنتی و رژیم درمانی و رئیس اداره تغذیه بیمارستان دکتر مسیح دانشوری برویم و گفتگویی را در خصوص مشکلات تغذیه‌ای دانشجویان، الگوهای مناسب برای غذای دانشجویان و مسائلی از این قبیل با وی داشته باشیم.

مشکلات تغذیه‌ای دانشجویان به ویژه غذای سلف‌های دانشگاهی چه بر سر جسم و روان دانشجویان می‌آورد؟
واقعیت این است که طی یک دهه اخیر با برنامه دولت دستور داده شده است که سیستم خدماتی، تحویل بخش خصوصی داده شود؛ اعم از نقلیه، تاسیسات یا آشپزخانه و سلف سرویس دانشجویان که این مسئله به کل کشور مربوط می‌شود. بنابراین در طول یک دهه گذشته یک قانونی آمد که مراکز خدماتی اعم از نقلیه، تغذیه و تاسیسات به شکل مناقصه تحویل بخش خصوصی داده شود؛ وقتی هم می‌گوییم مناقصه یعنی این خدمات به حداقل قیمت تمام شود. بنابراین میزان و سنجش، بحث هزینه‌ای که برای آن مجموعه ایجاد می‌کند در اولویت قرار گرفت.

سلف سرویس دانشگاهدر کشور ما متاسفانه اگر بخواهیم صادقانه حرف بزنیم هیچ وقت سلامت جزء اولویت‌ها نبوده است و مربوط به یک دهه و دو دهه نیست، بلکه مربوط به قرن هاست و اگر هم مواردی باشد، بحث درمان بوده نه مسئله پیشگیری؛ بنابراین در همه دولت‌ها چه قبل و چه بعد از انقلاب بحث اولویت درمان مطرح بوده که واقعیت این است و باید بپذیریم هیچ وقت سلامت به عنوان پیشگیری جزء اولویت دولت‌ها و خانواده‌ها نبوده است.

با توجه به اینکه دانشجویانی که در دانشگاه هستند و از سلف سرویس‌ها استفاده می‌کنند دوران خاص جوانی را طی می‌کنند که تراکم استخوان‌ها به حداکثر می‌رسد و در پایان ۳۰ تا ۳۵ سالگی اوج دوران شکل گیری و تراکم استخوان در افراد چه در جنس زن و چه در جنس مرد است، باید از برنامه غذایی مناسبی بهره ببرند.

آیا سلف‌های دانشجویی از الگوهای مناسب برای تامین غذای دانشجویان استفاده می‌کنند؟
واقعیت این است که ما اولویت مان سلامت نیست پس به هم دروغ نگوییم، مثل اینکه ما بیاییم در جلسه خواستگاری درباره عشق و علاقه حرف بزنیم بعد بگوییم حقوقت چقدر است، خانه‌ات کجاست و ارثیه پدری چه داری که شبیه سئوالات شب اول قبر است. پس بیاییم با هم رو راست باشیم، بیاییم بگوییم مردم! در شرایط خاصی قرار داریم و اولویت مسئولان دانشگاهی سلامت نیست؛ بلکه بحث هزینه‌ها بوده که طبق دستور دولت، سلف سرویس‌ها را به مناقصه می‌گذاشتند که وقتی این کار انجام شود، آن مسئول سلف هم می‌خواهد برای سود خودش تغذیه‌ای راه بیاندازد که حداقل هزینه پخت و پز را برای مسئولان دانشگاه ایجاد کند و دانشجویان را به سیری شکم برساند.

سلف سرویس دانشگاه

برای دانشجویان با توجه به انرژی سنگینی که در مسیر تحصیل از آن‌ها گرفته می‌شود چه برنامه و رژیم غذایی پیشنهاد می‌شود؟
دانشجویان ما در دانشگاه‌ها با برنامه غذایی که داریم به سیری شکمی می‌رسند چرا که اگر برنامه سلف سرویس تمام دانشگاه‌های دولتی، آزاد، پیام نور، شبانه و روزانه را ببینیم اساس شان برنج است؛ یک برنج سفید بدون فیبر و سبوس که غالبا هم وارداتی و هندی است؛ در کنار آن بحث روغن هاست که مصرف روغن در این شرایط بسیار بالاست و برای آنکه غذا را خوشمزه کنند انواع روغن‌ها را به غذا اضافه می‌کنند تا کالری مصرفی دانشجو را تامین کنند. بنابراین با چنین مواردی دانشجو فقط به سیری کاذب شکمی می‌رسد.

یک باور غلطی هم که از سوی دانشجویان و حتی در جامعه به علت پایین بودن آگاهی‌های تغذیه‌ای در سطح جامعه ایجاد شده است این است که غذا را تنها پروتئین و مصرف گوشت می‌دانند؛ یعنی غذا را تبدیل به گوشت کرده‌اند به طوری که هر وقت در غذا گوشت باشد یعنی پروتئین دارد و ما سالم هستیم که در این شرایط متاسفانه الگوی سالم غذایی را ما نداریم و غذا را تنها در گوشت و برنج می‌بینیم مانند چلوگوشت، چلو کباب و چلو مرغ.

اگر ما خودمان و دانشجویی را که برایش غذا درست می‌کنیم دوست داریم، باید نیازهای پایه‌اش را بشناسیم؛ نیاز پایه جوانی که در حال درس خواندن است شامل میوه، سبزی، غلات، حبوبات، گوشت و لبنیات می‌باشد. جوانی که می‌خواهد انگیزه و توان جسمی داشته باشد، پوکی استخوان نگیرد و به بیماری‌های مزمن در آینده مبتلا نشود نیاز به این شش پایه غذایی که گفتم، دارد.

سلف سرویس دانشگاه

اگر در برنامه روزانه و هفتگی سلف سرویس‌ها این شش مورد بود می‌توان گفت به برنامه تغذیه‌ای مناسب و استاندارد نزدیک است؛ در صورتی که باید گفت آیا سلف سرویس‌های ما به دانشجویان میوه می‌دهند؟ آیا سبزی خام و پخته پیدا می‌شود؟ و اگر پیدا می‌شود آیا دانشجویان استقبال می‌کنند؟ در حالی که دانشجو تا اسم قرمه و قیمه و عدس پلو می‌آید حالش به هم می‌خورد حال آنکه نیازهای پایه‌ای بدن ما همین حبوبات و سبزیجات است. البته متاسفانه از طرف دیگر این فیدبک است که دانشجویان از این غذا‌ها استقبال نمی‌کنند. بنابراین آنهایی که مسئول طبخ غذا هستند به برنج و گوشت رو آورده‌اند از برنج‌های وارداتی هندی و چینی و پاکستانی و ارزان قیمت یا حتی گوشت‌های برزیلی یخ زده و منجمد که بخواهیم یا نخواهیم ارزش غذاییشان پایین است.

چه آسیب‌های بهداشتی هم از نظر جسمی و هم روحی دانشجویانی را که فاقد سرویس استاندارد هستند، را تهدید می‌کند؟
در چنین شرایطی از غذاهای سنتی و سالم گذشته خودمان فاصله گرفته‌ایم، غذاهایی که ترکیبی از غلات کامل، حبوبات و سبزیجات بوده است یعنی انواع آش‌ها، سوپ‌ها و سبزیجات که الان کمتر باب میل دانشجویان است و متاسفانه از نگاه دانشجو غذای خوب مرغ و جوجه و کباب و ماهی می‌شود، اما از نگاه علم تغذیه در هر غذایی باید نسبت زیادی از این شش گروه غذایی وجود داشته باشد به ویژه در سلف سرویس‌ها که به صورت شبانه روزی است و در غذای دانشجویانی که در خوابگاه هستند باید به طور شبانه روز این موارد را رعایت کنند. چرا که دانشجوی بومی در ‌‌نهایت یک وعده غذای سلف سرویس دانشگاه را می‌خورد و وعده‌های دیگر را در منزل هنگام صبحانه یا شام جبران می‌کند اما دانشجویانی که در خوابگاه هستند نیازمند استفاده از این غذا در وعده‌های دیگر هم هستند که با کمبود تغذیه سالم مواجه می‌شوند.

سلف سرویس دانشگاه

مشکل دانشجویان شهرستانی در این زمینه بیشتر است یا فرقی نمی کند؟
مشکل خاص ما بیشتر در دانشجویان شهرستانی است که اکتفا دارند تنها به غذاهای موجود در سلف سرویس‌ها که با صبحانه، نهار و شام آن وعده‌های غذایی شان را تأمین می‌کنند. زمانی که ما دانشجو بودیم یک سری سهمیه‌ها داشتیم که این سهمیه‌ها نیز بر اساس سیری شکمی بود و فکر می‌کنم الان دیگر نباشد؛ آن سهمیه‌ها که به صورت جیره خام به ما می‌دادند شامل قند، شکر، چایی و برنج بود که به این‌ها در علم تغذیه کالری آشغال می‌گویند.

از نگاه علم تغذیه این مواد غذایی فیبر ندارد و صرفا فقط کالری دارد و چاق کننده است و حتی می‌توان گفت موادی هستند که محرک ذهن‌اند و اگر شما می‌خواهید جوان آرام و با انگیزه داشته باشید، باید مواد تغذیه‌ای سالم به او بدهید مانند انواع میوه‌ها، سبزی‌ها، حبوبات، غلات کامل و آجیل‌ها که اگر باشد مانند فسنجان یا چند دانه گردو کنار صبحانه که البته حتی این اندک هم در غذای سلف‌ها دیده نمی‌شود.

در ضمن شرکت‌هایی که آشپزخانه سلف سرویس‌های دانشجویی را تقبل می‌کنند چون بحث هزینه‌ها مطرح می‌شود معمولا کارگر و آشپزی هم که برای طبخ غذا می‌آید با حداقل حقوق است؛ در نتیجه رضایتمندی و انگیزه بالایی برای طبخ خوب ندارند. اما شخصی که مثلا در هیئت امام حسین علیه السلام غذا می‌پزد شاید پولی نگیرد ولی انگیزه معنوی بالایی دارد. کسی که در سلف سرویس دانشگاه، یا مراکز عمومی و پادگان کار می‌کند به علت ناراضی بودن که با حداقل حقوق و مزایا کار می‌کند و اینکه اکثرا از این وضعیت دل چرکین هستند و رضایت کامل ندارند، غذا آن طور که باید و شاید خوب طبخ نمی‌شود. مانند اینکه غذای خانه را هووی خانه درست کند نه عروس خانه. پس یادمان نرود که کننده این کار و ارائه کننده آن نیز راضی نیست و متاسفانه اولویت اولشان هزینه است و می‌خواهند با حداقل هزینه غذای دانشجویان را تحویل بدهند.

سلف سرویس دانشگاه

سلف‌های دانشجویی در حال حاضر چقدر با حداقل استانداردهای غذایی فاصله دارند؟
سلف‌های دانشجویی بی‌شک با استانداردهای غذایی فاصله زیادی دارند، اگر آشپز سلف بخواهد برنج بخرد برنج خارجی و هندی می‌خرد، اگر بخواهد لبنیات بخرد لبنیاتی با برندهای نامشخص می‌خرد تا با حداقل هزینه برایشان تمام شود یا چون مشکلات مالی دارند از این شرکت‌ها به شکل نسیه خریداری می‌کنند. بنابراین ما هم مشکل سواد و آگاهی دانشجویان را داریم که با نیاز‌هایشان آشنا نیستند، وقتی می‌گوییم به غذای تان اعتراض کنید می‌گویند مرغ و جوجه نداده‌اند! یعنی نمی‌داند که نیازشان میوه است. نیاز دارند در روز حداقل چهار واحد میوه بگیرند که یک واحد آن در وعده ناهارشان باشد. اینکه باید روزی یک تا دو واحد سبزیجات بخورند و باید در غذای روزانه‌شان باشد؛ یا اینکه با آجیل‌ها و حبوبات آشنا نیستند حتی حبوباتی هم که در مراکز فرآوری می‌شود به علتی که خوب خیسانده نمی‌شود نفاخ می‌شود و در نتیجه بعضی از دانشجویان مصرف کننده غذاهای سلفی نسبت به عدس پلو، قیمه و قرمه سبزی گارد می‌گیرند و در واقع از غذاهای سالم حتی استقبال هم نمی‌کنند.
این موضوع کاملا دو طرفه است، از طرفی عدم آگاهی تغذیه در دانشجویان و جوان‌ها و از سوی دیگر اولویت ارائه دهندگان خدمت، اعم از بخش خصوصی که تغذیه دانشجویان را به مناقصه می‌گذارد یعنی به حداقل قیمت می‌خواهند مسئله را تمام کنند چون کسی که متولی سلف دانشگاه هم می‌شود برایش هزینه‌ها مهم است.

از آنجایی که معمولا اعتراضات صنفی دانشجویان برای اصلاح برنامه غذایی آن‌ها به سرانجام نمی‌رسد چه توصیه‌هایی باید مورد توجه دانشجویان باشد؟
دانشجویان باید با نیازهای پایه و اساسی خودشان آشنا باشند و بدانند که نیازهای واقعی بدنشان فیبر برای روده سالم است و اینکه نیاز به پروتئین خوب دارند که می‌تواند شامل انواع آجیل و غلات کامل باشد؛ و اینکه حتی بدانند برخی از نیازهای تغذیه‌شان قرار نیست با گوشت قرمز گران قیمت تهیه شود چون از طریق تخم مرغ، ماست و پنیر می‌توانند نیازهای پروتئین حیوانیشان را تامین کنند.

به طور مثال بسیاری از دانشجویان در خوابگاه ماکارانی طبخ می‌کنند، این ماکارانی را می‌توان هم از طریق سویا تهیه کرد که غذای بی‌اشکالی است و ترکیب غلات و سویا بسیار خوب است اما خیلی از دانشجویان می‌آیند و همبرگرهای معلوم الحال را به عنوان منبع گوشت در ماکارانی استفاده می‌کنند در حالی که هزینه هم می‌کنند اما انتخاب نا‌به جا و نادرستی است.

بنابراین بحث شناخت نیازهای تغذیه‌ای بسیار مهم است، متاسفانه نه مسئولان نیازهای دانشجویان را می‌شناسند و نه دانشجویان نیازهای بدنیشان را که با توجه به بحث هزینه‌ها که عنوان کردم مسئولان تنها به دنبال سیری شکمی هستند به طوری که در کشور ما سیری شکمی به سیری سلولی اولویت دارد؛ در سیری سلولی شما نگاه‌تان به ریز مغزی‌ها نظیر دریافت آهن، روی، سلنیوم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، ید، روی و این گونه موارد است اما در سیری شکمی درشت مغزی‌ها مهم است و می‌آیند به دنبال قند، چربی و پروتئین به طوری که حتی وقتی می‌خواهند سوبسید و کوپن به مردم ارائه دهند، سبد کالایشان قند، شکر، روغن و برنج می‌شود که کالری اصلیشان است؛ یعنی مشکل ما در همین قضیه است که دو طرف نیاز به افزایش سطح آگاهی و ایجاد انگیزه دارند.

جوان انرژی‌اش زیاد است و دنبال همه چیز است و چون غره به نیروی جوانی‌اش می‌شود باورش نمی‌شود که اگر از این بدن ۲۰ تا ۳۰ ساله نگهداری نشود، می‌تواند مشکلات متعددی را در میان سالی و بزرگسالی برایش ایجاد کند. بنابراین غیر از عدم آگاهی غفلت دانشجویان هم در دوره جوانی است که برایشان لذت غذا اهمیت دارد؛ غذاهایی که در آن موادی نظیر نمک، شکر، نوشابه، کافئین و چربی‌ها که در کل فست فود‌ها را تشکیل می‌دهد، وجود دارد.

متاسفانه جوانان عجیب علاقه‌مند به این غذا‌ها هستند که باید یادمان باشد بدن ما به ترکیباتی مانند نمک، شکر، روغن و نوشابه و کافئین به یک لذتمندی خاص، مقطعی و موقت می‌رسد که در واقع چاقی نسل ما به علت ترکیب قند و چربی است و انواع فست فودهایی هم که در سلف سرویس دانشگاه‌ها یا در خوابگاه‌های دانشجویی استفاده می‌شود، اگر به دقت نگاه کنیم ترکیبی از مواد نشاسته‌ای، قندی و چربی‌ها و روغن هاست که همراه با نوشابه هم سرو می‌شود که لذت غذایی را به همراه دارد اما با نیازهای اصلی بدن فاصله زیادی دارد.

با توجه به این موارد نیاز به بالا رفتن سطح آگاهی دانشجویان در زمینه تغذیه و منابع غذایی کافی برای بدنشان داریم که حداقل در دروس دانشگاهی دو واحد تغذیه بگذرانند و با نیازهای اولیه خودشان آشنا شوند. یعنی یک آقا که ممکن است در‌‌ همان سن ۲۵ سالگی نیاز اولیه‌اش را در سیگار می‌بیند و می‌آید چند هزار تومان برای سیگار هزینه می‌کند اما اگر‌‌ همان هزینه را برای شیر صرف کند هیچ احساس نیازی به آن لبنیات ندارد؛ در واقع بعد از افزایش سطح آگاهی در دانشجو‌ها باید القای احساس نیاز به نیازهای واقعی را در آنان تحریک کنیم.

* گفتگو از زینب صناعی

در راستای ایجاد کمپین فدائیان محمد(ص) در همدان:
متن زیارت خاصه حضرت رسول اکرم(ص) در روز شنبه +دانلود
کمپین فدائیان محمد(ص) در همدان اقدام به برگزاری مراسم قرائت زیارت حضرت رسول(ص) در روز شنبه در تمامی مساجد استان نموده است. در ادامه متن زیارت به همراه فایل صوتی آن آمده است.
 کمپین فدائیان محمد(ص)

به گزارش صدای دانشجو در پاسخ به توهین نشریه فرانسوی شارلی ابدو به مقام پیامبر اکرم(ص) با حضور گروه های مختلف مردم در مساجد سراسر استان و در روز شنبه مراسم قرائت زیارت حضرت رسول (ص) برگزار می شود.

در این مراسم مردمی و خودجوش، پس از نمازهای صبح، عصر و عشاء زیارت خاصه حضرت رسول اکرم(ص) قرائت خواهد شد.

برگزاری این مراسم نخستین گام این جنبش در پاسخ به اهانت کنندگان به ساحت پیامبر اسلام(ص) است که امید است این برنامه به زودی در سایر استان های دیگر نیز برگزار شود.

متن این زیارت به همراه ترجمه فارسی و دانلود فایل صوتی آن در ادامه آمده است:

 

أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ رَسُولُهُ وَ أَنَّكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسَالاتِ رَبِّكَ وَ نَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ أَدَّيْتَ الَّذِي عَلَيْكَ مِنَ الْحَقِّ وَ أَنَّكَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنِينَ وَ غَلُظْتَ عَلَى الْكَافِرِينَ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصا حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ فَبَلَغَ اللَّهُ بِكَ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمِينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اسْتَنْقَذَنَا بِكَ مِنَ الشِّرْكِ وَ الضَّلالِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَ صَلَوَاتِ مَلائِكَتِكَ وَ أَنْبِيَائِكَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ وَ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ

شهادت مى‏دهم كه معبودى جز خدا نيست،يكتاسب و شريكى ندارد،و گواهى ميدهم كه تو فرستاده اويى،و تويى محمّد فرزند عبد اللّه،و شهادت ميدهم كه تو پيامهاى پروردگارت را به مردم رساندى و براى امّتت خيرخواهى نمودى و در راه خدا با حكمت و اندرز پسنديده كوشيدى،و آنچه را از حق بر عهده تو بد ادا كردى،و همانا تو به مردمان مؤمن مهربانى نمودى،و بر كافران سخت گرفتى،و خدا را با خلوص كامل‏ تا رسيدن مرگ بندگى كردى،پس خداوند تو را به شريف‏ترين مقام اهل كرامت نايل گرداند.سپاس خداى را كه ما را به‏ وسيله تو از شرك و گمراهى رهانيد.خدايا!بر محمّد و خاندانش درود فرست و درود خود و فرشتگان‏ و پيامبران و فرستادگان و بندگان شايسته‏ات و همه اهل آسمانها و زمينها

وَ مَنْ سَبَّحَ لَكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ أَمِينِكَ وَ نَجِيبِكَ وَ حَبِيبِكَ وَ صَفِيِّكَ وَ صِفْوَتِكَ وَ خَاصَّتِكَ وَ خَالِصَتِكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ أَعْطِهِ الْفَضْلَ وَ الْفَضِيلَةَ وَ الْوَسِيلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الرَّفِيعَةَ وَ ابْعَثْهُ مَقَاما مَحْمُودا يَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابا رَحِيما إِلَهِي فَقَدْ أَتَيْتُ نَبِيَّكَ مُسْتَغْفِرا تَائِبا مِنْ ذُنُوبِي، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهَا لِي يَا سَيِّدَنَا أَتَوَجَّهُ بِكَ وَ بِأَهْلِ بَيْتِكَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى رَبِّكَ وَ رَبِّي لِيَغْفِرَ لِي،

و هر آنكه از پيشينيان و آيندگان تسبيح تو گويد را اى پروردگار جهانيان،بر محمّد بنده شايسته و پيامبر و فرستاده‏ات و امين و برگزيده و محبوب و پاك و بنده و خاص و خالصت و اختيار شده از ميان بندگانت،قرار ده.خدايا!به او فضل و برترى و مرتبه شفاعت و درجه بلند عطا كن و او را به مقام ستوده‏اى كه پيشينيان و آيندگان بر ان رشك برند برانگيز.خديا! تو فرموده‏اى:«اگر ايشان آنگاه كه برخود ستم كردند نزد تو مي آمدند پس از خدا طلب آمرزش مى‏كردند و پيامبر نيز براى ايشان درخواست آمرزش مى‏نمود،به يقين خدا را توبه‏ پذير و مهربان مي يافتند»خدايا!من استغفاركنان و پشيمان از گناهانم نزد پيامبرت آمدم،پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و گناهانم را بيامرز.اى سرور ما،دست به دامن تو و خاندانت،به جانب‏ خداى متعال كه پروردگار من و توست روى ميآورم تا مرا بيامرزد.
 

آنگاه سه بار بگو
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
همه از خداييم و به سوى او باز ميگرديم 
 

سپس بگو:
أُصِبْنَا بِكَ يَا حَبِيبَ قُلُوبِنَا فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِيبَةَ بِكَ حَيْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْيُ وَ حَيْثُ فَقَدْنَاكَ فَإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ يَا سَيِّدَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ [الطَّيِّبِينَ‏] الطَّاهِرِينَ هَذَا يَوْمُ السَّبْتِ وَ هُوَ يَوْمُكَ وَ أَنَا فِيهِ ضَيْفُكَ وَ جَارُكَ فَأَضِفْنِي وَ أَجِرْنِي فَإِنَّكَ كَرِيمٌ تُحِبُّ الضِّيَافَةَ وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجَارَةِ فَأَضِفْنِي وَ أَحْسِنْ ضِيَافَتِي وَ أَجِرْنَا وَ أَحْسِنْ إِجَارَتَنَا بِمَنْزِلَةِ اللَّهِ عِنْدَكَ وَ عِنْدَ آلِ بَيْتِكَ وَ بِمَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَهُ وَ بِمَا اسْتَوْدَعَكُمْ مِنْ عِلْمِهِ فَإِنَّهُ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَ

اى محبوب دلهاى ما،ما به خاطر تو سوگواريم،و چه بزرگ است سوگوارى بر تو ازآن‏رو كه وحى از ما بريده و هم ازآن‏رو كه به‏ فقدان تو دچار آمده‏ايم چه ما از خداييم و به سوى او باز ميگرديم،اى سرور ما،اى فرستاده خدا،درود خدا بر تو و بر خاندان پاك پاكيزه‏ات باد.امروز روز شنبه است و آن روز توست،و من در اين روز مهمان تو و پناهنده به درگاه توام،پس از من پذيرايى كن و به من پناه ده،زيرا تو بزرگوار و مهمان‏نوازى،و از سوى حق تعالى مأور به پناه‏ دادنى،پس از من پذيرايى كن و نيكو پذيرايى فرما و ما را پناه ده،و نيكو پناهمان ده،به بركت جايگاهى كه خدا نزد تو و نزد خاندانت دارد،و بحق منزلى كه آنان نزد خداوند دارند و بحق آنچه از دانشش نزد شما سپرده كه همانا او گراميترين گراميان است.

 

فایل صوتی این زیارت + دانلود

باید اقرار کرد که دانشگاه، به دلیل دارا بودن خاصیت جریان‌ساز و الگوپذیری جامعه از آن، همیشه مورد طمع و نظر جریان‌هایی بوده است که با هدف قرار دادن این نهاد اجتماعی، قصد تأثیرگذاری بر جامعه را دارند. لذا همواره خطر بهره‌برداری جریان‏های قدرت‏طلب و گروه‏های ذی‌نفوذ فرصت‏طلب از پتانسیل جریان‌های دانشجویی وجود داشته و دارد.
دانشگاه سیاسی

به گزارشصدای دانشجو دانشگاه به عنوان جامعه‌ای کوچک از برآیند افکار اجتماع، همیشه در خود سلایق و تفکرات مختلفی را نظاره می‌کند و در این بین، منطق و استدلال‌های گوناگونی را بروز و ظهور می‌دهد که گاهی برخی از این تفکرات با دیگر تفکرات در تضاد هستند.
 
اما آنچه مسلم است دانشگاه به دلیل آنکه محل بروز و ظهور تفکر بوده است، هیچ گاه در شأن و منزلت خود نمی‌داند که صرفاً در تمجید یا تعریف از هر شخص یا گروهی حرفی به میان بیاورد و در این میان بیشتر تمایل به نقد و بررسی هر چیز را در خود می‌پروراند و البته این نقد، با هدف ساختن یا تکامل هر فکر و ایده‌ای در مرحله‌ی عمل است و منافاتی با اصل آن تفکر یا ایده ندارد و این به دلیل ذات دوران دانشجویی است که همه چیز را آرمان‌گرایانه دنبال می‌کند و این فعالیت‌ها غالباً در چارچوب عرفی جنبش دانشجویی قابل تحلیل است.
 
از آنجا که جامعه‌‌ی ایران پس از انقلاب اسلامی درگیر اتفاقات متعددی شد، جنبش دانشجویی نیز به تبع آن، وارد مراحل گوناگونی گردید. جنبش دانشجویی پس از انقلاب اسلامی را می‌توان رفیق جامعه‌ی مدنی و شریک جامعه‌ی سیاسی معرفی کرد که آرمان‌های خود را در آرمان‌های انقلاب اسلامی تحقق‌یافته می‌دید.
 
بر همین اساس بود که دانشجویان (که غالباً عضو انجمن‌های اسلامی دانشجویان بودند) از همان ماه‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی، نهادهای مردمی از قبیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی، جهاد دانشگاهی و... را تأسیس کردند. البته باید اذعان داشت که در طول سه دهه‌ی گذشته، نسبت جنبش دانشجویی با قدرت تغییرهای عمده‌ای یافته است؛ به طوری که در برخی از این برهه‌ها، بخشی از جنبش دانشجویی با ورود به بدنه‌ی قدرت، زمینه‌ی تبدیل شدن به یک پایگاه حزبی را در درون دانشگاه پدید آوردند یا با نفی کامل قدرت، از آن طرف بام سقوط کردند.
 
باید اذعان داشت دانشگاه به دلیل دارا بودن خاصیت جریان‌ساز و الگوپذیری جامعه از آن، همیشه مورد طمع و نظر جریان‌هایی بوده است که با هدف قرار دادن این نهاد اجتماعی، قصد تأثیرگذاری بر جامعه را دارند.
 
تاریخ دانشگاه خوب به خاطر می‌آورد دورانی را که جریان‌های سیاسی با ورود به عرصه‌ی دانشگاه و از میان برداشتن استقلال فکری و آکادمیک آن، به دنبال عرضه‌ی آزادی در محیط دانشگاه بودند؛ در حالی که استقلال فکری یکی از اصول اساسی آزادی به شمار می‌رود و نمی‌توان آزاد بود، اما از جریان‌های سیاسی سهم طلب کرد و به نوعی باید گفت در دانشگاه می‌بایست اولین گام را برای سیر آزادی در استقلال فکری و سیاسی آن جست‌وجو کرد.1
 
در همین خصوص می‌توان به مجموعه‌ی دفتر تحکیم وحدت در سال‌های میانی دهه‌ی شصت اشاره کرد که به دلیل اتصال برخی اعضای این اتحادیه‌ی ‌دانشجویی به جریان‌های سیاسی خارج از دانشگاه، زمینه‌ی طمع آن‌ها را جهت سوءاستفاده از محیط دانشگاه به نفع جریان‌های سیاسی خارج از دانشگاه فراهم آورد که در مقابل چنین رویکردی از سوی جریان چپ سیاسی برخی دولتمردان دوره‌ی سازندگی که به عنوان جریان راست دولتی مطرح بودند، با طرح استدلال‌هایی همچون اینکه مسئولین دولت از انقلابیون و مورد تأیید امام (ره) و رهبری‌اند، پس نمی‌بایست نسبت به آن‌ها انتقاد کرد، اقدام به تخطئه‌ی جنبش دانشجویی کرده و هرگاه انتقادی از نهاد دانشگاه و دانشجو شنیده می‌شد، جدای از درست یا نادرست بودن، به آن برچسب ضدولایت فقیه می‌زدند. تا آنجا که در همین برهه و در آبان‌ماه سال 72، رهبر معظم انقلاب با هدف تبیین دیدگاه واقعی ولایت فقیه نسبت به فعالیت سیاسی دانشجویان و از یک سو، عدم تأیید سوءاستفاده‌ی سیاسیون چپ‌گرا از محیط دانشگاه و از سویی دیگر، تخطئه‌ی جریان راست دولتی در عدم بیان دیدگاه‌های انتقادی دانشجویان بیان می‌دارند: «بنده دلم می‌خواهد این جوانان ما، شما دانشجویان، چه دختر، چه پسر... روی این ریزترین پدیده‌های سیاسی دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید. گیرم که تحلیلی هم بدهید که خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت کند آن دست‌هایی را که تلاش کرده‌اند و می‌کنند که قشر جوان و دانشگاه ما را غیرسیاسی کنند. کشوری که جوانانش سیاسی نباشند، اصلاً توی باغ مسائل سیاسی نیستند، مسائل سیاسی دنیا را نمی‌فهمند، جریان‌های سیاسی دنیا را نمی‌فهمند و تحلیل درست ندارند. مگر چنین کشوری می‌تواند بر دوش مردم، حکومت و حرکت و مبارزه و جهاد کند!؟ بله، اگر حکومت استبدادی باشد، می‌شود.»
 
اما دقیقاً در همین زمان و بر خلاف این بیانات، جناح حاکم با کمک دولتمردان سازندگی و با هدف بانشاط جلوه دادن محیط دانشگاه و البته ادامه تفکر تخطئه‌ی صدای واقعی نهاد دانشگاه، در مقابل انجمن‌های اسلامی دانشجویان، اقدام به راه‌اندازی تشکلی موسوم به «انجمن اسلامی دانشجویی» کردند.
 
در این رابطه، افرادی همچون محسن میردامادی معتقدند سیاست‌های خاص دولت هشت‌ساله‌ی هاشمی رفسنجانی و عدم اجازه‌ی دخالت در سیاست در دوران مذکور توسط دیگر اقشار جامعه، اصلی‌ترین علت رکود و سکون جریان دانشجویی به شمار می‌رود. البته سؤالی که در مورد این اظهارنظر میردامادی پیش می‌آید این است که در صورت پذیرش چنین نظری، چگونه می‌توان گواه تاریخ در خصوص نقش اساسی دفتر تحکیم وحدت در پیروزی دوم خرداد 76 اصلاح‌طلبان را نادیده گرفت؟ پس علی‌القاعده باید پذیرفت که بر خلاف آنچه متصور می‌شویم با تغییر دولت سازندگی به دولت اصلاح‌طلبان، جریان دانشجویی به فضای باز سیاسی دست پیدا کرد، باید آن فضای باز سیاسی را در انتهای دولت سازندگی ثبت نماییم و به دنبال علت‌ها و دلایل چنین تغییر رویکردی از سوی سیاست‌گذاران وقت بپردازیم.
 
به طوری که برخی از ریشه‌های باز شدن یک‌باره‌ی دانشگاه را باید در لیست انتخاباتی مجلس پنجم جامعه‌ی روحانیت مبارز و عدم توافق با آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس‌جمهور وقت و عضو شورای مرکزی جامعه‌ی روحانیت مبارز در قرار دادن اسامی چند نفر از کسانی که ایشان مد نظر داشتند (همچون عبدالله نوری، عطاءالله مهاجرانی و محسن نوربخش) و ارائه‌ی لیست دیگری با نام «جمعی از کارگزاران سازندگی» جست‌وجو کرد که به همراه جناح چپ، «فراکسیون حزب‌الله» را در مجلس پنجم تشکیل دادند.
 
همچنین ایجاد برخی اختلاف‌نظرها در ادامه‌ منجر به عدم تمکین جامعه‌ی روحانیت مبارز به آقای علی‌اکبر ولایتی (کاندیدای مورد نظر هاشمی رفسنجانی) در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 76 گردید. بر اساس همین وضعیت بود که دولت سازندگی برای تأثیرگذاری در انتخابات هفتم ریاست‌جمهوری، به یک‌باره ظرفیت دانشگاه‌ها را با هدف رأی‌آوری گزینه‌ی در ظاهر منتقد دولت خود، که با شعار اصلاح‌طلبی آمده بود و البته فراکسیون «حزب‌الله» یا همان جمعی از کارگزاران سازندگی (که حامیان دولت آقای هاشمی را در خود جای داده بود!) نیز از او حمایت می‌کردند، در اختیار افرادی همچون عطاءالله مهاجرانی و جریان‌هایی مانند حلقه‌ی کیان، به سرکردگی حسین حاج فرج دباغ (عبدالکریم سروش) و برخی از چهره‌های مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری مانند سعید حجاریان (معاون سیاسی مرکز)، که در «ماهنامه‌ی کیان» نیز با نام مستعار «جهانگیر صالح‌پور» مطلب می‌نوشت، عباس عبدی (معاون فرهنگی مرکز)، محسن کدیور (معاون اندیشه‌ی اسلامی مرکز) و موسوی خوئینی‌ها به عنوان مسئول این مرکز (که همگی با انتصاب از سوی هاشمی رفسنجانی از سال 70 مشغول به فعالیت بودند) قرار داد و آن‌ها نیز به یک‌باره در درون دانشگاه‌ها به نقد دولت سازندگی رو آوردند.
 
نتیجه آن شد که دانشگاه و جریان دانشجویی، در کمتر از یک سال، مورد آماج گروه‌های سیاسی جهت بهره‌برداری انتخاباتی قرار گرفت و محصول آن دولتی بود که بر اساس نقد سیاست‌های دولت سازندگی و با شعار توسعه‌ی سیاسی بر سر کار آمد. البته با نیم‌نگاهی به دولتمردان برآمده از چنین حرکتی و سوابق اجرایی و فکری آن‌ها، بیش از پیش پی خواهیم برد که نه تنها نمی‌توان ادعا کرد که دانشجویان نقش اساسی را در انتخابات دوم خرداد سال 76 بازی کردند، بلکه به جرئت می‌توان گفت که دوم خرداد 76 سرآغاز فصلی نوین از سوءاستفاده‌ی سیاسیون جریان سیاسی حاکم از جریان دانشجویی در دهه‌ی 70 بود و حضور مصطفی معین در رأس مدیریت آموزش عالی کشور (که در دولت سازندگی نیز سابقه‌ی مدیریت وزارت علوم را بر عهده داشت) باعث شد تا ضمن ایجاد فضای باز سیاسی برای جریان وابسته به قدرت، بتواند از تجربه‌ای که در دولت سازندگی برای بسته نگه داشتن دانشگاه بر روی جریان‌های مستقل دانشجویی به دست آورده بود، همچنان در جهت حفظ آن تلاش نماید.
 
 
در ادامه‌ می‌توان گفت که جریان دوم خرداد 76 را باید مبنای تغییر و تحولاتی عمده در فرآیند جنبش دانشجویی کشور دانست؛ چرا که پس از این رویداد، جریانی سیاسی با سوءاستفاده از شعار اصلاح‌طلبی و القای اینکه رأی به کاندیدای پیروز، رأی مخالفت با نظام جمهوری اسلامی بود، شش ماه پس از دوم خرداد 1376 و در روز 13رجب، طی سخنانی از سوی شیخ حسینعلی منتظری کلید خورد و تلاش کرد تا با نفوذ در بدنه‌‌ی دانشجویی و تغییر رویکردی آشکار نسبت به گذشته‌ی آن و همچنین تغییرات عمده در آرمان‌های آن، فضای جدیدی را وارد گفتمان دانشجویی کشور کنند که تا پیش از این کم‌سابقه بود و باید از دوم خرداد 76 به عنوان نقطه‌‌ی عطفی تحت عنوان «تحرک در عین افول» در دانشگاه یاد کرد.
 
تحرک به این معنا که سخن گفتن از هردری(!) و توهین به هر چیزی، به خصوص مقدسات مذهبی، تحت عنوان آزادی بیان با هدایت سیاسیون خارج از دانشگاه رایج گشت وافول نیز به این معنا که به تدریج همان آرمان‌گرایی که علت به وجود آمدن جنبش دانشجویی تلقی می‌شد، آرام‌آرام به تاریکی سیر می‌نمود.
 
سرعت و پیوستگی تنش‌های اجتماعی و سیاسی پی‌درپی در اولین سال‌های پس از این رخداد، دقیقاً از همین امر تبعیت می‌کرد؛ به طوری که نفوذ و استحاله‌ی بزرگ‌ترین اتحادیه‌ی دانشجویی کشور (دفتر تحکیم وحدت) دقیقاً در همین راستا قابل تحلیل است و مرور تاریخ حاکی از آن است که پس از این رویداد، انجمن‌های اسلامی دانشجویان وابسته به دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه‌ها، با تغییر رویکردی آشکار نسبت به گذشته و همچنین تغییرات عمده در آرمان‌های خویش، فضای جدیدی را وارد گفتمان دانشجویی کشور نمودند که تا پیش از این کم‌سابقه بود.
 
تغییر گفتمان در دفتر تحکیم وحدت از سوی اصلاح‌طلبان رادیکال، بسیار آرام صورت می‌گرفت و به نوعی نمی‌توان مرز مشخصی را برای آن تعیین نمود؛ به طوری که شاهدیم در خردادماه 79، دفتر تحکیم وحدت همچنان در موضعی اصولی پیروزی ملت لبنان بر رژیم اشغالگر قدس را تبریک و تحیت می‌گوید. حتی در محتوای مطالب و بیانیه‌هایی که نسبت به مسائل داخلی نوشته می‌شد نیز شاهد ادبیاتی درون‌دینی و انقلابی از سوی این دفتر در انتهای دهه‌ی هفتاد هستیم که کم‌کم جای خود را به گفتمان برون‌دینی می‌داد. به طور مثال، در نامه‌ی سرگشاده‌ی دفتر تحکیم وحدت به سپاه پاسداران، در تیتر نوشته شده بود: «نامه‌ی سرگشاده به برادران ایثارگر و دلاور سپاه» و متن‌ نامه نیز تماماً با چنین ادبیاتی به رشته‌ی تحریر درآمده بود.
 
نکته‌ای که می‌توان از آن به عنوان مهم‌ترین دلیل تغییر رویکردها و به مرور زمان، تغییر بنیان‌های فکری در دفتر تحکیم وحدت اشاره کرد، همراه شدن با جریان‌های سیاسی خارج از دانشگاه و حتی حضور در عرصه‌ی قدرت و به نوعی دنبال نمودن منافع فردی و حزبی است؛ تا جایی که حتی آشکارا در محدود نمودن اندیشه‌های حضرت امام خمینی (ره) نیز در یک قالب مشخص گام برداشته شد. حرفی که رضا حجتی، عضو وقت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در روز 21 اردیبهشت‌ماه سال 79 بر زبان جاری ساخت، حقیقتی تلخ از روزگار دفتر تحکیم وحدت بود. در جایی که می‌گفت: «[دفتر تحکیم وحدت] اندیشه‌های امام (ره) را در قالب تفکرات خاتمی دنبال می‌کند.»
 
از آنجایی که تفکر حاکم بر جریان دفتر تحکیم وحدت دچار چنین خطای تحلیلی و محصول آن تفکر، دچار رفتاری متناقض با آرمان‌های دفتر تحکیم وحدت شده بود، زمینه‌ی رشد برخی خرده‌جریان‌ها همچون قومیت‌گرایان، چپ‌ها، بهایی‌ها، لیبرال‌ها و حتی در ادامه، شیطان‌پرست‌ها را فراهم کرد.
 
اما از سویی دیگر، متعاقب برخی حرکت‌ها و انحرافات پدیدآمده در دفتر تحکیم وحدت و راهیابی برخی اشخاص به آن، پای طرح برخی مباحث پیش‌پاافتاده، بی‌ارزش و غیراصولی در جلسات این دفتر به میان آمد که سرآغاز نوعی ادبیات مبتذل دانشجویی در این دفتر بود. به تدریج این ادبیات رایج شد و مخصوصاً با ورود طیفی که کاملاً دارای افکار و عقاید سطحی بود و بعداً به پیاده‌نظام شاخه‌ی به اصطلاح مدرن این دفتر تبدیل شد، این ادبیات به طرف نوعی فحاشی و توهین آشکار به اشخاص و ارزش‌ها تغییر چهره داد که همه‌ی این‌ها محصول جولانگاه شدن دانشگاه از سوی سیاسیونی بود که با چراغ سبز مسئولین وقت وزارت علوم دولت اصلاحات و یا به صورت خوش‌بینانه نادیده گرفتن چنین سوء‌استفاده‌هایی، رغم خورد.
 
البته در همین زمان، یکی از تضادهای رفتاری افراطیون دفتر تحکیم وحدت این بود که در عین حمله به کلیت نظام و اهانت به بسیاری از اعتقادات اسلامی، کوچک‌ترین نقدی را به سمت مصطفی معین (وزیر علوم وقت جمهوری اسلامی) انجام نمی‌دادند و به نظر می‌رسد هنوز بسیاری از ریشه‌های این تضاد مشخص نشده است که چرا کسانی که هیچ ساختاری را در قالب نظام جمهوری اسلامی به رسمیت نمی‌شناسند، اما از وزیر علوم چنین نظامی در برهه‌های مختلف و حتی در انتخابات نهم ریاست‌جمهوری حمایت می‌کنند؟
 
مشارکت سیاسی و حساسیت نسبت به امور سیاسی نیازمند داشتن بینش و آگاهی‌های سیاسی دقیق، تحلیل صحیح و منطقی قضایا و تفسیر رفتار شخصیت‏ها، دولت‌ها و جریانات، شرایط داخلی و بین‌المللی و بالأخره آزاداندیشی و پرهیز از تعصبات حزبی است.
 
عدم جولانگاه شدن دانشگاه از سوی سیاسیون به معنای سیاسی نبودن دانشگاه نیست؛ همان‌طور که رهبری فرزانه‌ی انقلاب نیز چنین انتظاری را دنبال می‌کنند و با تکرار اعتقاد دیرینه‌ی خود مبنی بر ضرورت وجود روح و نشاط سیاسی در دانشگاه‌ها می‌فرمایند: «می‌دانید من از سابق عقیده‌ام بر این بوده است که در دانشگاه باید روح سیاسى زنده باشد. این یک نشاطى به جوان می‌دهد. ما جوان بانشاط لازم داریم. دانشگاهى که از سیاست دور باشد و به کلى از سیاست برکنار باشد، این دانشگاه خالى از شور و نشاط خواهد بود. به علاوه که محلى خواهد شد براى رشد میکروب‌هاى خطرناک فکرى و رفتارى. بنابراین خوب است و باید در دانشگاه سیاست باشد، منتها معناى سیاسى شدن دانشگاه یا حضور سیاست در دانشگاه را نباید اشتباه کرد. معنایش این نیست که دانشگاه بشود یک جایى براى اینکه جریان‌هاى سیاسى، گروه‌هاى سیاسى، عناصر سیاسى براى اغراض سیاسى بیایند از این استفاده کنند. این نباید باشد. این را باید مانع شد... مثال‌ها و تشبیه‌هاى زیادى می‌شود براى این موضوع کرد. دیگر آدم نمی‌خواهد آن را بیشتر توضیح دهد.»[1]
 
باید بپذیریم که مشارکت سیاسی و حساسیت نسبت به امور سیاسی، نیازمند داشتن بینش و آگاهی‌های سیاسی دقیق، تحلیل صحیح و منطقی قضایا و تفسیر رفتار شخصیت‏ها، دولت‌ها و جریانات، شرایط داخلی و بین‌المللی و بالأخره آزاداندیشی و پرهیز از تعصبات حزبی است.
 
مقام معظم رهبری در این زمینه می‌فرماید: «یک نکته‌ی اساسی... که من همیشه در مواجهه با دانشجویان، روی آن تکیه می‌کنم و آن، پیدا کردن قدرت تحلیل مسائل و جریان‌های مهم کشور است... ما دو کار سیاسی داریم: سیاست‌زدگی و سیاست‌بازی. این یک جور کار است. این را من به هیچ وجه تأیید نمی‌کنم؛ نه در دانشگاه و نه در بیرون دانشگاه، به خصوص در دانشگاه. یکی هم سیاستگری است؛ یعنی حقیقتاً فهم و قدرت تحلیل سیاسی پیدا کردن که یکی از وظایف تشکل‌های دانشجویی این است. من تأکید می‌کنم تشکل‌های دانشجویی... نوع برنامه‌ریزی و کار را به کیفیتی قرار دهید که دانشجو قدرت تحلیل سیاسی پیدا کند، هر حرفی را به آسانی نپذیرد و هر احتمالی را به آسانی در ذهن خودش راه ندهد یا رد نکند. این قدرتِ تحلیل سیاسی، خیلی مهم است.»[2]
 
باید اذعان داشت که در حال حاضر، خرده‌جریان‌های دگراندیش در سطح دانشگاه‌ها، اعم از قومیت‌گرا، چپ‌گرا، لیبرال، فمینیسم و... با تبیین استراتژی «دشمن دشمن ما دوست ماست» و دشمن انگاشتن نظام اسلامی، ضمن فراموش کردن اختلافات ریشه‌ای و عمیق میان آنچه ادعای طرفداری از آن را می‌کردند (که خود نشان‌دهنده‌ی اتصال همه‌ی این خرده‌جریان‌ها به یک مدیریت واحد است) قصد فعالیت دارند و در برخی دانشگاه‌ها نیز فعالیت‌هایی را با بی‌تدبیری‌های مسئولین فعلی وزارت علوم و دانشگاه‌ها و همچنین ارائه‌ی تحلیلی نادرست از پیام انتخابات 24 خرداد 92، همچون 2 خرداد 76، صورت داده‌اند تا جریان رادیکال خارج از محیط دانشگاه با سوءاستفاده از پتانسیل دانشگاه‌ها بهترین مجال و «تنها راه» برای امتیازگیری سیاسی از نظام را دنبال کند و برای چندمین بار تئوری به‌بن‌بست‌رفته‌ی «فشار از پایین» را از کانال دانشگاه تعریف و دنبال می‌کند و ماحصل اتاق‌فکر این جریان استراتژی «سوار شدن دوباره بر دوش دانشگاه» را به مرحله‌ی اجرا گذاشته است.
 
به نظر می‌رسد رهبر معظم انقلاب نیز دقیقاً با علم به همین مسئله، در دیدار اخیرشان در 19 آذرماه سال جاری با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، فرمودند: «این را توجه کنند آقاى فرجى‌دانا و آقاى (قاضی‌زاده) هاشمى، نگذارید دانشگاه جولانگاه حرکت‌هاى سیاسى بشود. اینکه ما جوان را به‌ عنوان یک موتور محرک تحولات سیاسى بپذیریم، حرف من است. من یک‌ وقتى این مطلب را گفتم، بعضى از همین آقایانى که حالا دَم از دانشگاه می‌زنند، من را ملامت کردند که شما این جوا‌ن‌ها را به هوس انداختید، به هیجان انداختید؛ نه، من اعتقاد دارم به این قضیه. نسل جوان در هر جامعه، موتور حرکت تحولات اجتماعى و تحولات سیاسى است؛ به خصوص جوان دانشجو، طبیعتش این است. این حرف دیگرى است. این غیر از این است که ما دانشگاه را محل جولان گرایش‌هاى سیاسى‌اى که بعضى‌شان مخالف با اصل نظام‌اند یا مخالف با جهت‌گیرى‌هاى نظام‌اند بکنیم. این را باید حتماً مراقبت کنید و جلوى آن را بگیرید. در این زمینه من این جمله را هم عرض بکنم؛ یک می‌توانیمی را ملت ما گفته، نگذارید این می‌توانیم، تبدیل بشود به عکس آن.»
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1].http://iusnews.ir/print.php?pid=30773
[1] دیدار با وزیر علوم و استادان دانشگاه تهران،‌ 13 بهمن 1388.
[2] دیدار با دانشجویان 25 مهر 1385.
 

رئیس دانشگاه بوعلی‌سینا همدان با اشاره به اینکه برای حرکت به سمت دانشگاهی جامع، طرح راهبردی جامع دانشگاهی در مرکز بوعلی سینا تدوین شد، گفت: دانشگاه بوعلی‌سینا در ۴۰ سال اخیر از نظر علمی از جایگاه خوبی در کشور برخوردار است.
دانشگاه بوعلی سینا

به گزارش صدای دانشجو، منصور غلامی رئیس دانشگاه بوعلی‌سینا همدان گفت: از منظر دانشگاهیان وحدت حوزه و دانشگاه در سال‌های اخیر پیشرفت قابل توجهی داشته است.

‌وی اظهار کرد: دانشگاه بوعلی‌سینا امسال چهلمین سال تأسیس خود را می‌گذراند اما به اندازه این 40 سال توسعه فیزیکی متناسبی نداشته ولی در مقابل از رشد علمی قابل توجهی بهره‌مند شده است.

رئیس دانشگاه بوعلی‌سینا همدان افزود: توسعه فیزیکی دانشگاه بوعلی با تأخیر حرکت می‌کند و برای رسیدن به رشد جسمی نیاز به مساعدت دولت و رئیس جمهور دارد.

وی گفت: دانشگاه بوعلی‌سینا از نظر شاخص‌های وزارت علوم و تحقیقات، جزء دهمین دانشگاه جامع کشور به شمار می‌آید و در بخش‌های خاص به ویژه در مراکز استنادی معتبر از جایگاه خوبی برخوردار است.

غلامی اظهار کرد: با توجه به موفقیت‌هایی که دانشجویان این دانشگاه در سطح علمی کسب کرده‌اند به جرأت می‌توان گفت جایگاه علمی دانشگاه بوعلی‌سینا در کشور شناخته شده است.

وی افزود: دانشگاه بوعلی سینا با مراکز صنعتی ارتباط مستقیم دارد و دانشجویان و اساتید نیز با ارائه مقالات متعدد علمی زمینه ارتقای جایگاه علمی این دانشگاه را بیش از پیش فراهم کرده‌اند.

رئیس دانشگاه بوعلی‌سینا همدان گفت: برای اینکه از دانشگاه جامعی بهره‌مند شویم طرح راهبردی جامع دانشگاهی این دانشگاه تدوین شده و سعی داریم دانشگاه جامعی را برای رفع مشکلات استان پیاده کنیم.

نگاهی بر آسیب‌های کمبود بودجه وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری
نگاهی به سهم وزارت علوم از بودجه سال 94
در لایحه بودجه سال 1394 که توسط دولت به مجلس ارائه شد وزارت علوم رشد 7.8 درصدی داشت که در بین همه وزارتخانه‌ها کمترین میزان افزایش را داشت که این کاهش حداقلی سوالات زیادی را در ذهن نخبگان علمی و دانشگاهی کشور ایجاد کرده است.
بودجه وزارت علوم

به گزارش صدای دانشجو به نقل از دیده بان دومین لایحه بودجه دولت تدبیر و امید (1394) با مُهر سازمان تازه احیا شده مدیریت و برنامه‌ریزی چندی پیش توسط رییس جمهور به مجلس تقدیم شد. بر این اساس سقف کل بودجه 4 درصد رشد داشته و تقریبا به 840 هزار میلیارد تومان رسیده است؛ سقف بودجه مصوب امسال 803 هزار میلیارد تومان بود.

وزارت علوم در قعر جدول افزایش بودجه وزارت‌خانه‌ها

بررسی و تطبیق لایحه بودجه سال 93 با لایحه بودجه سال 94 نشان می‌دهد که دولت، بودجه همه 18 وزارتخانه را افزایش داده است. اما نکته قابل تامل این است که در این بین وزارت علوم با 7.8 درصد، کمترین میزان افزایش بودجه و وزارت بهداشت با 70.8 درصد بیشترین میزان را به خود اختصاص داده‌اند و در رده‌بندی میزان بودجه وزارتخانه‌ها، وزارت علوم با 12 هزار میلیارد تومان در رده هفتم قرار دارد. با توجه به نقش این وزارتخانه به عنوان مهم‌ترین نهاد علمی و پژوهشی کشور در تحقق پیشرفت علمی کشور و سیاست‌های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه علم و فناوری آیا اهتمام دولت تدبیر و امید به این بخش کافی است؟ با در نظر گرفتن نزاع‌های سیاسی و لجبازی سابق دولت در معرفی وزیر علوم نیز کار از این هم سخت‌تر به نظر می‌رسد و چشم انداز روشنی برای این وزارتخانه متصور نمی‌شود.

تبدیل شدن به قطب علمی جهان اسلام

در اواخر تابستان امسال حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل110 قانون اساسی، سیاست‌های کلی «علم و فناوری» را که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است، ابلاغ کردند.

شش بند اصلی آن عبارت است از:

1- جهاد مستمر علمی با هدف کسب مرجعیت علمی و فناوری در جهان

2- بهینه سازی عملکرد و ساختار نظام آموزشی و تحقیقاتی کشور به منظور دستیابی به اهداف سند چشم انداز و شکوفایی 

3- حاکمیت مبانی، ارزش‌ها، اخلاق و موازین اسلامی در نظام آموزش عالی، تحقیقات و فناوری و تحقق دانشگاه اسلامی

4- تقویت عزم ملی و افزایش درک اجتماعی نسبت به اهمیت توسعه علم و فناوری

5- ایجاد تحول در ارتباط میان نظام آموزش عالی، تحقیقات و فناوری با سایر بخش‌ها

6- گسترش همکاری و تعامل فعال، سازنده و الهام بخش در حوزه علم و فناوری با سایر کشورها و مراکز علمی و فنی معتبر منطقه‌ای و جهانی بویژه جهان اسلام همراه با تحکیم استقلال کشور

در این سیاست‌ها ایشان با اشاره به اهمیت تولید علم تاکید می‌کنند که جایگاه ایران در آینده باید به قطب علمی جهان اسلام تبدیل شود. از نظر بودجه نیز سیاست ابلاغی این‌گونه است: افزایش بودجه تحقیق و پژوهش به حداقل ۴ درصد تولید ناخالص داخلی تا پایان سال ۱۴۰۴ با تأکید بر مصرف بهینه منابع و ارتقاء بهره‌وری.

آیا با وضعیت سهم پژوهش از تولید ناخالص ملی و بودجه تا چه حد در راستای تحقق این سیاست ابلاغی پیش رفته‌ایم؟ آیا این مقدار اهمیت لایحه بودجه سال 94 به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که حتی از وزارت جهاد و کشاورزی نسبت به سال قبل کمتر افزایش پیدا کرده است؟ کافی است؟

برای بررسی تحقق بودجه پژوهش در کشور نگاهی به وضعیت آمار و ارقام آن طی سالیان گذشته می‌اندازیم.

سهم پژوهش از تولید ناخالص ملی (GDP) طی سالیان گذشته

طبق برنامه چهارم توسعه، سهم پژوهش باید به 2 درصد تولید ناخالص داخلی می رسید؛ اما متاسفانه این امر هیچ گاه محقق نشد و سهم پژوهش در تولید ناخالص داخلی در همه سال های اجرای برنامه همواره، زیر یک درصد بود.

در قانون برنامه پنجم توسعه نیز مقرر شده تا پایان سال پنجم که سال 94 باشد دولت به منظور افزایش سهم تحقیق و پژوهش باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی کند که سهم پژوهش از تولید ناخالص داخلی، سالانه نیم درصد افزایش پیدا کند و در سال آخر به 3 درصد از کل تولید ناخالص داخلی برسد.

اما طی سال‌های اول ، دوم وسوم برنامه پنجم توسعه، بودجه پژوهشی به ترتیب 0.45 ، 0.46 و 0.47 درصد تولید ناخالص داخلی بوده و در حال حاضر نیز به گفته معاون پژوهشی وزارت علوم، این سهم حدود 0.47 تا 0.48 درصد، یعنی حدود نیم درصد است.(1)

پیشرفت علمی؛ پروژه‌ای دیر بازده

علاوه بر این وصعیت مالی نامطلوب نباید فراموش کرد که طرح‌های کلان علمی و تحقیقاتی علاوه بر پرهزینه بودن در کوتاه مدت به نتیجه نمی‌رسند و حتی ممکن است از زمان طرح ایده تا به ثمر نشستن زمانی بیش از دو یا سه دوره جهارساله ریاست جمهوری را طلب کنند. به همین دلیل کم کاری یا ندانم کاری یک گروه اثر بزرگی بر کار گروه بعدی مدیران خواهد گذاشت.

متاسفانه کشور ما از فرهنگ نامطلوب گرایش مدیران به پروژه‌های زود بازده رنج می‌برد. همه سطوح مدیریتی از ریاست جمهوری گرفته تا فرمانداران و شهرداران اغلب تن به طرح‌هایی می‌دهند که در زمان خودشان به نتیجه برسد تا خود آن را افتتاح کنند و آن را به نام خود ثبت کنند و در نتیجه بتوانند در دوره بعدی نیز رای مردم را کسب کنند.

این در حالی است که طرح‌های کلان علمی زمان زیادی را می‌طلبد و این فرهنگ سو لطمات زیادی به پیشرفت علمی کشور وارد می‌کنند.

آسیب‌های کمبود بودجه بر دانشگاه و دانشگاهیان

شاید اولین گروهی که بیش و پیش از همه از ناحیه کمبود بودجه متحمل آسیب می‌شوند دانشجویان و خانواده آن‌هاست. این کمبود بودجه موجب افزایش شهریه دانشگاه‌ها و دوره‌های آموزشی غیر رایگان در دانشگاه‌ها شده که هزینه زیادی گریبان‌گیر خانواده‌ها می‌کند. این در حالی است که همزمان با افزایش دانشگاه‌های آزاد، پیام نور و دوره‌های شبانه در دانشگاه‌های دولتی، کیفیت آموزشی در سطح پایینی قرار دارد. البته افزایش اشتهای دانشگاه‌ها به جذب دانشجو علت دیگری نیز دارد و آن تخصیص بودجه به دانشگاه‌ها بر اساس سرانه دانشجوست که طرح جدید دولت یازدهم در توزیع بودجه در دانشگاه‌هاست. یعنی هرچه تعداد دانشجو بیشتر باشد بودجه اختصاص یافته به دانشگاه نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

دومین گروهی که از این کمبود بودجه آسیب می‌بینند اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها خواهند بود. کاهش یا حتی قطع شدن فرصت‌های مطالعاتی، کاهش بودجه‌های پژوهشی و سخت‌تر یا ناممکن شدن امکان شرکت در همایش‌ها و سمینارهای تخصصی؛ از نمونه‌های بدیهی مشکلات آتی اعضای هیات‌های علمی خواهد بود.

خود دانشگاه نیز از آسیب دور نخواهد ماند؛ سخت شدن توسعه فضاهای آموزشی، عدم توانایی دانشگاه در تامین تجهیزات و وسایل آزمایشگاهی و تحقیقاتی و منابع مطالعاتی از چالش‌های پیش روی دانشگاه‌ها خواهدبود.

این کاستی‌ها و کمبودها وقتی با لجبازی دولت در معرفی وزیر علوم در گذشته همراه می‌شود بیشتر آسیب‌زا می‌نماید. در طول عمر هجده ماهه دولت یازدهم چهار نفر برای تصدی وزارت علوم به مجلس معرفی شده‌اند که تنها یک نفر از آنان توانست از مجلس رأی اعتماد بگیرد که آن هم پس از نه ماه از رأی اعتماد، از سوی مجلس استیضاح شده و مجدداً نتوانست از مجلس رأی اعتماد بگیرد و سر انجام با معرفی فرهادی از طرف روحانی و رای اعتماد مجلس به وی این غائله سیاسی به پایان رسید. اما بحران عدم ثبات مدیریت و اداره این وزارت‌خانه با سرپرست برای مدت طولانی آسیب‌های بسیاری به این نهاد که مدیریت حدود چهار میلیون و نیم دانشجو را بر عهده دارد، وارد کرد.

جمع بندی

رشد 7.8 درصدی بودجه وزارت علوم در لایحه بودجه سال 94 حاکی از کم توجهی دولت تدبیر و امید به این نهاد که نقش مهمی در پیشرفت علم و پژوهش در کشور دارد. به نظر دیدبان شتاب علمی مورد نظر مقام معظم رهبری و تحقق جایگاه قطب علمی جهان اسلام نیازمند کسب سهم بیشتری از بودجه است و دولت و مجلس باید تغییرات لازم را لحاظ کنند.

منابع:

1. http://www.yjc.ir/fa/news/4807656

2. http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=27599

برچسب‌ها: 
آیین‌نامه تشکیل کرسی‌های آزاداندیشی از سوی معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم منتشر شد.
کرسی‌های آزاداندیشی

به گزارش صدای دانشجو؛ جزئیات آیین نامه کرسیهای آزاد اندیشی به شرح زیر است:

تعریف
کرسی آزاداندیشی: نشستی است که در آن به صورت آزاد، نظام‌مند، محترمانه، عقلانی، منطقی و شجاعانه، در یکی از قالب‌های مندرج در ذیل، در باب موضوعی معین و از پیش اعلام شده، به اظهار نظر، پرسش و پاسخ عمیق، گفت‌وگو، تبادل و تضارب آراء، همراه با استدلال و ارایه مستندات پرداخته می‌شود.

قالب‌ها: کرسی‌های آزاداندیشی، در یکی از قالب‌های زیر قابل اجراست:
1. کرسی مناظره
2. کرسی نقد و نظر
3. کرسی پرسش و پاسخ به شبهات

اهداف
1-2- ایجاد محیط مطلوب برای بیان آزادانه و ناصحانه اندیشه‌ها در دانشگاه‌ها با توجه به تقویت مولفه‌های وحدت، امنیت ملی و ارزش‌های اسلامی
2-2- تضارب آراء و حاکم شدن فضای عقلانی و علمی با رعایت اخلاق اسلامی و منطق گفت‌وگو
3-2- ایجاد فرصت قانونی، امن و عادلانه برای طرح آراء و تقویت روحیه حقیقت‌جویی، قانون‌گرایی، آزادگی، خوداتکایی فکری و رشد فرهنگ نقدپذیری در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
4-2- تشویق دانشگاهیان به مطالعه و تفکر خلاق در راستای بصیرت‌افزایی و رفع ابهامات و پاسخگویی به شبهات گوناگون
5-2- ایجاد بستر علمی و فرهنگی مناسب برای تشویق و زمینه‌سازی فرآیند تولید علم و نظریه‌پردازی

ماده3- سیاست‌گذاری و نظارت
سیاست‌گذاری و نظارت کلان بر حسن انجام کرسی‌های آزاداندیشی در دستگاه‌های تابعه بر عهده «شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی» می‌باشد.

ماده4- هیات مرکزی کرسی‌ها
هیات مرکزی کرسی‌های آزاداندیشی در دستگاه‌های آموزش عالی کشور، «هیات مرکزی نظارت بر فعالیت‌های تشکل‌های اسلامی» دستگاه مربوطه است.

وظایف هیات مرکزی:
الف: اتخاذ راهکارهای توسعه کمی و کیفی و تسهیل در برگزاری کرسی‌ها
ب: بررسی بخشنامه‌های مورد نیاز و پیشنهاد ضوابط و دستورالعمل‌های مرتبط به شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها
ج: حمایت، هدایت، نظارت و ارزیابی عملکرد هیات‌های ناظر دانشگاه‌های تابعه

ماده5- هیات نظارت موسسه
هیات نظارت در دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی، «هیات نظارت بر فعالیت‌های تشکل‌های اسلامی» است و دبیرخانه هیات نظارت بر تشکل‌های اسلامی دانشگاه وظیفه پیگیری امور اجرایی آن را برعهده خواهد داشت.

وظایف هیات نظارت
الف: برنامه‌ریزی در جهت تحقق اهداف مصرح در ماده 2 در سطح دانشگاه مربوطه
ب: صدور مجوز و تعیین سطح کمی و کیفی مخاطبان (در سطح محیط‌های تخصصی یا عمومی)
ج: نظارت بر حسن اجرای کرسی‌ها
د: ارزیابی و رتبه‌بندی کرسی‌های برگزار شده
ه: رسیدگی به شکایات و گزارش‌های رسیده

تبصره1: هیات نظارت می‌تواند به منظور ایجاد سازوکار لازم برای انجام وظایف خود، حسب مورد نسبت به تشکیل کمیته‌های کارشناسی ویژه و یا ارجاع موضوعات به شورای فرهنگی دانگاه اقدام نماید.

تبصره2: دبیر هیات موظف است نسبت به ارزیابی کرسی‌ها اقدام و جمع‌بندی آن را به صورت فصلی به شورای فرهنگی دانشگاه و هیات مرکزی ارسال نماید.

تبصره3: کلیه فرآیندهای قانونی مصوب در آیین‌نامه تشکل‌های اسلامی دانشگاهیان و دستورالعمل اجرایی در این آیین‌نامه جاری خواهد بود.

فرآیند برگزاری
1-6- هر یک از مجموعه‌ها و اشخاص زیر (منوط به نداشتن حکم انضباطی از مراجع ذیربط) می‌توانند درخواست برگزاری کرسی را به هیات ناظر ارایه نمایند:
الف: هر کدام از تشکل‌های اسلامی دانشگاهیان (دانشجویی و استادی)، گروه‌های علمی و آموزشی، انجمن‌های علمی، کانون‌های فرهنگی و شوراهای صنفی
ب: حداقل سه نفر از دانشجویان
ج: هر یک از اعضای هیات علمی

ماده7- ایجاد زمینه و ظرفیت برای برگزاری موفق کرسی‌های آزاداندیشی
برگزاری و ارائه نظرات در کرسی‌های آزاداندیشی در چارچوب مقررات دانشگاه و آیین‌نامه مربوطه، منوط به تشخیص هیات برگزاری کرسی در دانشگاه می‌باشد و تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی خارج از دانشگاه امکان هیچ‌گونه اعمال نظر و یا دخالت در برگزاری یا عدم برگزاری آن نخواهد داشت.

تبصره1: انعکاس کلیه مطالب کرسی‌ها در نشریات و رسانه‌های عمومی، در چارچوب قوانین مطبوعات کشور می‌باشد.

تبصره2: هیات برگزاری کرسی در موارد خاص می‌تواند انعکاس مفاد و محتوای کرسی‌ها در نشریات و رسانه‌های رسمی کشور را ممنوع نماید.

سایر موارد
1-8- معاونت فرهنگی دستگاه‌ها و دانشگاه‌ها و موسسات مکلفند همه ساله اعتبار مشخصی برای حمایت از کرسی‌های آزاداندیشی در نظر گرفته و از کرسی‌های برتر و نمونه و افراد فعال در برگزاری آنها به نحو شایسته‌ای تقدیر نمایند.
2-8- رئیس دانشگاه و موسسه مکلف است نسبت به اعمال امتیاز مناسب ارتقاء اعضای هیات علمی فعال در برگزاری مطلوب کرسی‌های آزاداندیشی اقدام نماید.

ماده9- این آیین‌نامه در 9 ماده و 7 تبصره به تصویب شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها رسید و از تاریخ ابلاغ آن لازم‌الاجراست.

تبصره: هر کدام از شخصیت‌های حقوقی مورد اشاره در بند الف صرفا در حیطه موضوعات تخصصی و زمینه‌های فعالیت مصرح در اساسنامه و آیین‌نامه مصوب می‌توانند درخواست برگزاری کرسی نمایند.

2-6- متقاضی برگزاری کرسی‌های مناظره مکلف است در درخواست خود مجری کارشناس، نفر یا نفرات موافق و مخالف با موضوع را معرفی و به هیات نظارت پیشنهاد نماید. در صورت عدم معرفی مخالف، دبیرخانه هیات موضوع مناظره پیشنهادی را به اطلاع عموم دانشجویان رسانده و در صورت اعلام آمادگی سایر دانشجویان یا تشکل‌ها به عنوان مخالف، هیات نظارت بعد از بررسی‌های لازم به صدور مجوز اقدام می‌نماید.

3-6- هیات نظارت مکلف است ظرف مدت هفت روز کاری، از تاریخ دریافت تقاضا، نسبت به تشکیل جلسه و اعلام نظر رسمی و کتبی در مورد درخواست برگزاری کرسی اقدام نماید.

4-6- چنانچه متقاضی نسبت به رای هیات نظارت اعتراض داشته باشد، می‌تواند اعتراض خود را ظرف مدت یک هفته از تاریخ ابلاغ رای، به صورت مکتوب به هیات نظارت ارائه دهد. هیات نظارت مکلف است در اولین جلسه شورا، موضوع را بررسی و نتیجه نهایی را به متقاضی اطلاع دهد.

تبصره: کرسی‌های نقد نظر و کرسی‌های پرسش و پاسخ به صورت تخصصی برگزار می‌شود. نحوه برگزاری کرسی‌های مناظره دانشجویی منوط به نظر هیات نظارت می‌باشد.

5-6- مجری کارشناس
لازم است برگزارکننده کرسی یک نفر مجری کارشناس با ویژگی‌های احاطه علمی نسبت به موضوع کرسی و دارای توانایی لازم در مدیریت جلسه جهت تایید به هیات نظارت معرفی نماید. معرفی طرفین مناظره، اعلام ضوابط اخلاقی در ارایه دیدگاه‌ها، رعایت تقسیم‌بندی عادلانه وقت جلسه و مراقبت از خارج نشدن مباحث از موضوع تعیین شده و ارائه تذکرات لازم در این خصوص از جمله وظایف مجری می‌باشد.

متن کامل ویرایش جدید حقوق دانشجویی منتشر شد؛
از حــقــوق خــود در دانـشـگـاه آگـاه شوید
معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری پس از ماه ها، متن کامل منشور حقوق دانشجویی را منتشر کرد.
حقوق دانشجویی

به گزارش صدای دانشجو؛ معاونت فرهنگی پس از گذشت یکسال ویرایش جدیدی از حقوق دانشجویی منتشر کرده و آن را بر روی سایت وزارت علوم قرار داده است.

منشور حقوق دانشجویی در 6 فصل مجزا شامل: حقوق اساسی، حقوق آموزشی پژوهشی، حقوق صنفی رفاهی، حقوق سیاسی حقوق فرهنگی اجتماعی و حقوق انضباطی تدوین و منتشر شده است.

در هر فصل، حقوق دانشجویان با ارجاع به اصول و بندهای قانون اساسی تشریح شده است که براساس آن دانشجویان بدانند براساس قوانین موجود چه ظرفیت‌ها و اختیاراتی دارند.

ویراست جدید منشور حقوق دانشجویی را دانلود کنید

متن پیشین دانلود

برچسب‌ها: 
زنان نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند، جهانی که روز به روز بر میزان پیچیدگی آن افزوده می‌شود. زنان نیز همانند مردان برای بیرون کشیدن گلیم خود از جهان پیچیدهٔ معاصر نیاز به آموزش و دانستن دارند.
 ترک اعتیاد به دانشگاه رفتن

به گزارش صدای دانشجو به نقل از «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ ارتباطات پربار و سالم اعم از ارتباطات اجتماعی یا خانوادگی، خود‌شناسی، پرورش و تربیت فرزندان و... مسائلی شخصی هستند که نیاز به آموزش دارند. از منظر اجتماعی نیز ارتقاى سطح آموزشى و فرهنگى زنان جامعه و ایجاد امکانات آموزش از سطوح پایین تا عالى براى زنان، موجب افزایش آگاهى و شناخت آنان از خویش و جامعه مى‌شود. از بعد اقتصادی هم سرمایه گذاری در آموزش زنان ارتقای سطح بهره‌وری،‌ تولید بیشتر و درآمد بالا‌تر را به دنبال خواهد داشت. اما از سوی دیگر، ما با مشکل مدرک گرایی و مدرک زدگی در جامعه مان روبه رو هستیم.

چند پیشنهاد طلایی برای ترک اعتیاد به دانشگاه رفتن

و سئوال اصلی این است که: آیا زنان برای کسب همه فوایدی که برشمردیم، حتماً باید راهی دانشگاه هایی شوند که در حال از دست دادن کارکرد اصلی خودشان هستند؟ و سئوال بعدی، این است که چگونه می توان، هم آگاهی و علم و تخصص را به زنان بخشید، و هم از مضراتی که حضور در دانشگاه های امروز ما، برایشان می تواند فراهم سازد، جلوگیری کنیم؟ در این مطلب، قصد داریم به جایگزین هایی که می توانند به جای دانشگاه رفتن، مدنظر خانم ها قرار بگیرند، بپردازیم؛ جایگزین هایی که گاه، کارایی بیشتری هم می توانند داشته باشند.

چرا کتاب نخوانیم؟
هیچ فکر کرده‌اید که چند درصد علوم را می‌توان بدون حضور در کلاس‌ها و دانشگاههای مختلف و با تکیه بر تجربه، مطالعه و پژوهش فردی فرا گرفت؟ زنان را می‌بایست با فرهنگ مطالعه آشنا و مأنوس کرد. منبع غنی دانش، تجربه، آگاهی و... در کتاب‌ها منتظر افرادی هستند که به آن‌ها رجوع کنند و هستند زنانی که زمان زیادی در خانه به بطالت می‌گذرانند و غصهٔ لیسانس و فوق لیسانس نداشتن را می‌خورند، در حالی که می‌توانند بسیار کارآمد‌تر باشند و عمل کنند اگر به مطالعه و پژوهش رو بیاورند.

چند پیشنهاد طلایی برای ترک اعتیاد به دانشگاه رفتن

جلسات محلی و مسجد
در گذشتهٔ نه چندان دور مسجد محلی برای گردهمایی‌های مثمر ثمر اجتماعی فراهم بود، هم برای مردان و هم زنان. محیط مسجد به واسطه معنویتی که به افراد القا می‌کند از لغوگویی و بیهوده‌پردازی جلوگیری می‌کرد و افراد جز برای انجام کارهای مهم، دیدن آموزشهای الزامی و جلسات مهم سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و... به آن مراجعه نمی‌کردند. متأسفانه در دههٔ اخیر، با القای تفکر «مسجد تنها محل عبادت است»، این مکان مهم که از اوایل اسلام برای رتق و فتق امور اساسی و مهم حکومتی انتخاب شده بود، به حاشیه رانده شد و به مکانی کلیشه‌ای و حاشیه‌ای تبدیل شد.

البته هنوز هم هستند مساجدی که کلاس‌های آموزشی جدی و با کیفیت برای آموزش زنان برگزار می‌کنند؛ کلاسهای دینی و مذهبی همچون آموزش روخوانی قرآن، تفسیر قرآن، آموزش احکام و... کلاسهای فرهنگی و هنری چون آشپزی، هنرهای دستی و تجسمی و... جلسات و همایش‌های محلی تربیت کودک، خانه‌داری، مهارتهای زندگی و ارتباط با همسر و... برگزار می‌کنند. بنابراین مساجد و دیگر مکانهای محلی چون فرهنگسرا‌ها، خانه‌های فرهنگ و... می‌توانند در مسیر آموزش و ارتقای سطح مهارتهای زنان نقش مهمی را ایفا کنند و این تنها کاری نیست که مسئولیت آن به عهدهٔ حاکمیت و دولت و دیگر مسئولان باشد، بلکه باید با فرهنگ‌سازی زنان را به سمتی رهنمود کرد که خود به سوی فعال کردن این امکان قدم بردارند.

چند پیشنهاد طلایی برای ترک اعتیاد به دانشگاه رفتن

کلاس‌ها و کارگاه‌ها
کلاس‌ها و کارگاه هایی که از سوی سازمان‌ها و ارگانهای مرتبط یا موسسات خصوصی برای آموزش انواع مهارت‌ها و هنر‌ها و... برگزار می‌شوند، نقش مهمی در آموزش زنان دارند. خاصیت چنین کلاس‌هایی این است که زمان و مکان برگزاری انتخابی دارند و زنان می‌توانند با توجه به شرایط خاص خانوادگی و نیاز فردی خود، دست به انتخاب انواع آن‌ها بزنند و از نظر زمانی برنامه ریزی و گزینش کنند. بر خلاف کلاسهای دانشگاهی که نیاز به حضور متوالی و مستمر چندساله دارند و دانشجو نقش کمی در انتخاب شرایط کلاس دارد، این کلاس‌ها دست دانش‌پژوه زن را باز می‌گذارد و به گفتهٔ کار‌شناسان و پژوهشگران و خود دانش‌پژوهان و با توجه با مقایسهٔ بازدهی دانشگاه‌ها، این کلاس‌ها تأثیرات عمیق‌تر و ماناتری نسبت به کلاسهای دانشگاهی دارند که‌گاه تنها برای از گذران روز‌ها و سال‌ها و گرفتن مدرک برگزار می‌شوند و کاملا جنبه فرمالیته دارند.

دانشگاه مجازی
یکی از بسترهای مناسب اینترنت، پتانسیل آن برای ارتقای سطح علمی زنان است. زنان به دلیل مسئولیت‌هایی که به واسطهٔ زن بودن به عهده دارند، محدودیت‌هایی بیش از مردان برای حضور در عرصه‌های علمی و اجتماعی دارند. زن متأهلی که مدیریت خانه و خانه‌داری و تربیت فرزندان را به عهده دارد اساسا وقت کمتری برای حضور در محیط‌های علمی را پیدا می‌کند؛ محیط‌هایی که نیاز به حضور فیزیکی دانش‌طلب دارند.

چند پیشنهاد طلایی برای ترک اعتیاد به دانشگاه رفتن

اینترنت به طرق مختلف می‌تواند به این پیشرفت‌های علمی و بالا بردن سطح آگاهی علمی کمک ‌کند. از جمله دانشگاههای مجازی که روز به روز هم رشته‌های متنوع‌تر، کیفیت بر‌تر و شرایط انتخابی‌تر را به گزینه‌های خود اضافه می‌کنند. خاصیت دانشگاه‌های مجازی عدم نیاز به حضور فیزیکی دانشجو در کلاس درس است که همین مزیت به تنهایی باعث صرفه‌جویی قابل توجهی در وقت و هزینه می‌شود. عدم وابستگی کلاس درس به زمان خاص، خاصیت بعدی آموزش‌های مجازی است؛ «هر چند که این سیستم آموزشی به خاطر استفاده از تکنولوژیهای Teleconferencing و مانند آن، نیاز به حضور در پشت کامپیو‌تر در زمانهای خاصی دارد، ولی قسمت اعظم سیستم آموزشی مبتنی بر دروسی است که هر زمان دانشجو اراده کند می‌تواند به سایت مرکز متصل شود و دروس را دریافت کند».  بنابراین برای زنانی که می‌بایست اتفاقات و برنامه‌های غیرقابل پیش‌بینی خانه و بچه‌داری را مدیریت کنند، این سیستم می‌تواند فرصت مناسبی را فراهم کند.

میل تادو (۲۰۰۱) در یکی از پژوهش‌های خود بیان می‌‏کند که آموزش آن‏لاین، یکی از محرک‏‌ترین، مهیج‏‌ترین و غنی‏‌ترین ابزارهای آموزش و یادگیری است. محیطهای آموزشی‏ آن‏لاین وابسته به اینترنت، فرصت‏های دراز مدت را فراهم می‌‏آورند. از این‏رو دانشجویان پس از شرکت در این کلاس‏‌ها خودکارآمدی‏ و اعتماد به نفس بالاتری خواهند داشت. (پیوند، ۱۳۸۷)

اینترنت به کاربران خود امکان دستیابی به اطلاعات زیادی را می‌دهد، اطلاعاتی که اساسا دسترسی به آن‌ها در فضای واقعی و بدون کمک اینترنت با صرف هزینه و زمان بیشتری همراه است. زنان و دختران ما دیگر لازم نیست برای یک دستور ساده پخت غذا، یک مشاورهٔ کوتاه، یک مطلب پزشکی، یک نکتهٔ خاص روان‌شناسی و تربیت کودک، ساعت‌ها وقت و انرژی صرف کنند. آن‌ها با یک جستجوی ساده در اینترنت به دنیایی از مطالب علمی دسترسی خواهند داشت که قطره قطره، نکته نکته و با گذر زمان می‌تواند از زن خانه‌دارِ به دور از معلوماتِ جامعهٔ ما یک زن خانه‌دارِ به‌روز بسازد که نکات علمی را در جای‌جای امور روزمره‌اش رعایت می‌کند و این یعنی بالا‌تر رفتن کیفیت خانه‌داری و بالطبع خانواده، که مرکزیت آن در جامعهٔ ایرانی غیرقابل اغماض است.

چند پیشنهاد طلایی برای ترک اعتیاد به دانشگاه رفتن

آموزش از راه دور
آموزش از راه دور همانند دانشگاه‌های پیام نور نیز می‌تواند راه مناسبی برای کسب علم باشد، در این دانشگاه‌ها نیز دانشجو نیاز کمتری به رفت و آمد به محیط دانشگاه را دارند و وقت بیشتری برای خود و پرداختن به دیگر جوانب زندگی شخصی را پیدا می‌کند و از این منتظر متوجه آسیب کمتری می‌شود. ضمن اینکه در اینگونه دانشگاه‌ها یادگیری بیشتر دانشجو محور است و همین امر باعث فعالیت و اعتماد به نفس و کارآمدی بیشتر دانشجو می‌شود.

آموزش از راه دور نظامی است که کلیه عوامل و عناصر تربیتی را به نحوی سازماندهی می‌کند که یادگیرنده در زمان و مکان دلخواه با سرعت مناسب خود به طور مستقل ولی با حفظ ارتباط با سازمان آموزشی به همکاری با یک معلم یا یک گروه یادگیری می‌پردازد. بری ویلیس معتقد است: آموزش از راه دور وقتی صورت می‌گیرد که یاددهنده و یادگیرنده با فاصله فیزیکی مواجه‌اند و از یکدیگر دورند و ارتباط آن‌ها با استفاده از فناوری‌های مختلف (مانند چاپ، تلفن، رادیو، تلویزیون و رایانه) به عنوان پلی برای پر کردن فاصله میان این دو صورت می‌گیرد.

منابع:
پیوند (۱۳۸۷)؛ مقایسه خودکارآمدی و خلاقیت در دانش‌آموزان کاربر اینترنت و دانش‌آموزان غیر کاربر، شمارهٔ ۳۲۵، بهمن ۱۳۸۷
فرج‌اللهی، مهران؛ ده باشی، شریف؛ رشد آموزش از راه دور در ایران و جهان
فیروزه، اصغری؛ آموزش غیر رسمی زنان؛ پیوند، مهر ۱۳۷۷، شماره ۲۲۸

گزارش از: فاطمه سعادت فرد

کتاب «نگاهی به رابطه عبد و مولا» آخرین کتاب از حجت السلام و المسلمین علیرضا پناهیان است که در همین چند روز گذشته وارد بازار کتاب شده است. در مقدمه کتاب اشاره شده است که این کتاب برگرفته از سلسله مباحث استاد پناهاین با موضوع «رابطه عبد و مولا» است که عمدتا در ایام اعتکاف و در مساجد دانشگاه‌های تهران ارائه شده و مورد استقبال دانشجولان و دانشگاهیان قرار گرفته است.
نگاهی به رابطه عبد و مولا

به گزارش صدای دانشجو، حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان قریب دو دهه است که بعنوان یک منبری و خطیب توانمند شناخته شده است. حضور ثابت وی در برخی هیئات دانشگاهی مانند «دانشگاه تهران و دانشگاه امام صادق(ع)» و از طرفی استقبال از منابر او در هیئات عمومی‌تر مانند «مهدیه تهران» شاهدی بر این مدعاست که طیف‌های مختلف جامعه معارف دینی که توسط وی ارائه می‌شود را می‌پسندند و مفید می‌دانند. 

شایان ذکر می باشد که وی در سالگرد تاسیس موسسه طلوع فرمود: چنین موسساتی که به آموزش و اندیشیدن و تربیت نیرو می پردازند باید بیشتر شوند. برای فراگیر شدن و ارتقای سطح فرهنگ انقلابی و تربیت نیروهای خاص راه دیگری  بجز تشکیل چنین موسساتی وجود ندارد. موسسه طلوع محیطی است که افراد گزیده ای به سمت آن می آیند و مانند مدارس رسمی که در هر جا باشند مخاطبان عمومی تری را تحت پوشش قرار می دهند. این گزیده شدن مخاطبان یک حسن تلقی می شود.

اما این خطیب قدیمی و جا افتاده، چند سالی هم هست که دست به قلم شده و به تالیف کتاب می‌پردازد. و اتفاقاً حالا از آثار و نوشته‌های او هم استقبال می‌گردد. «شهر خدا»، «شکوه امر خدا»، «تحلیلی بر نگاه امام(ره) به هنر و رسانه»، «انتظار» و «رهایی از تکبر پنهان» پنج کتابی هستند که تاکنون به قلم وی انتشار یافته‌اند. برخی از این کتابها مستقیما به قلم او منتشر شده و برخی دیگر برگرفته از منابر این استاد حوزه و دانشگاه هستند که البته دسته دوم هم با نظارت وی بوده است.

کتاب «نگاهی به رابطه عبد و مولا» آخرین کتاب از حجت السلام و المسلمین علیرضا پناهیان است که در همین چند روز گذشته وارد بازار کتاب شده است. در مقدمه کتاب اشاره شده است که این کتاب برگرفته از سلسله مباحث استاد پناهاین با موضوع «رابطه عبد و مولا» است که عمدتا در ایام اعتکاف و در مساجد دانشگاه‌های تهران ارائه شده و مورد استقبال دانشجولان و دانشگاهیان قرار گرفته است. 

سبک نگارشی کتاب هم مانند کتاب قبلی پناهیان یعنی «رهایی از تکبر پنهان» است. نویسنده آن کتاب درباره شیوه خاصی که برای نگارش کتاب در نظر گرفته بود چنین توضیح داده بود که: «در این اثر تمامی بندهای ارایه شده کتاب با وجود استقلال معنا، با یکدیگر پیوندی دارند که نشان از نوعی خلاصه‌گویی دارد. در نگارش این کتاب تصمیم داشتم با تجربه کردن این شیوه از خلاصه‌نویسی، تاثیر القای معانی به مخاطبان را ارزیابی کنم تا از نتایج آن در تالیفات بعدی‌ام کمک بگیرم و به این نکته دست‌یابم که آیا کم‌حجم نوشتن مطالب موجب نتایج عمیق‌تری در ذهن خوانندگان می‌شود یا نه.» 

ظاهراً موفقیت آن شیوه نگارش موجب شده است تا علیرضا پناهیان در کتاب جدیدش هم تقریبا همین شیوه خلاصه نویسی و استفاده از بندهای کوتاه را انتخاب کند.

درک رابطه عبد با مولا، ثمرۀ معرفت نفس، برخی آثار رابطه عبد با مولا، رشد رابطۀ عبد و مولا در گرو «امر و اطاعت»، عبدپروری مولا، چند راهکار دیگر برای رشد رابطۀ عبد و مولا، و شرایط عبودیت در حدیث «عنوان بصری» عناوین کلی فصل‌های کتاب هستند.

اگر کتابهای قبلی حجت الاسلام و المسلمین پناهیان را دیده باشید می‌دانید که قطع و سر و شکل این کتابها چقدر برای مطالعه در شرایط مختلفی مانند مترو و اتوبوس و... مناسب است.

بخش‌هایی از متن کتاب «نگاهی به رابطۀ عبد و مولا» را در ادامه بخوانید:

·         در روانشناسی رشد می‌گویند بچه‌ها به هر عکسی که نگاه می‌کنند بلافاصله می‌پرسند: «بابا و مامانش کو؟» مثلاً تا یک مرغابی کوچولو ببینند، می‌پرسند: «بابا و مامانش کو؟» یا اگر سه وسیله انتخاب شود، وقتی بچه‌ها به آنها نگاه ‌کنند می‌گویند: «این بچه‌اش است، این دو تا هم بابا و مامانش.» آناً این رابطه را کشف می‌کنند و به خودشان هم به عنوان کودک، علم شهودی دارند. کودک هم همه چیز را به این عنوان می‌بیند. عبد هم همین‌طور است. انسان هم اگر عبد بودن خود را درک کرد، آناً به دنبال مولایش می‌گردد.

·         یک مادر وقتی می‌خواهد با بچه‌اش ارتباط برقرار کند، به او غذا می‌دهد، تر و خشکش می‌کند. وقتی می‌خواهد با او صحبت کند، می‌گوید: «عزیزم، فدات شم و...». شما وقتی با یک گُل ارتباط برقرار کنید گُل را می‌بویید. اگر گُل با شما ارتباط برقرار کند، عطر شامه‌نوازش را به شما تقدیم می‌کند. اگر خدا بخواهد رابطه قشنگی با عبدش برقرار کند چه می‌کند؟

·         اگر عبد‌بودن خودت را کشف کنی و احساس نیاز به مولا پیدا کنی، می‌گویی: «کیست که به من امر کند؟» حتی جلوتر می‌روی و می‌گویی: «کیست که اگر امرش را اطاعت نکنم مرا به دوزخ ببرد؟ مولای سفتی باشد. «ربّ» باشد که اگر اطاعتش نکنم، مرا بکُشد، مجازات کند، دقت کند، نابود کند. اگر خواست تشویق کند و اگر گناه کردم تمنا کنم تا مرا ببخشد.» این نیاز توست. 

·         از جهنم زیاد با خدا صحبت کنید. اگر می‌خواهید از جهنم صحبت کنید گناهانتان را نشمارید. اگر می‌خواهید از جهنم صحبت کنید به باورتان نگاه نکنید. نگویید: «آیا واقعاً ما به جهنم می‌رویم؟» به احتمالات نگاه نکنید. اصلاً یقین داشته باشید که به جهنم نمی‌روید. مگر امیرالمؤمنین(ع) احتمال می‌داد که خدا او را به جهنم ببرد؟ پس چرا این‌قدر در مناجات خودش از جهنم با خدا سخن می‌گفت؟ این آن معنویت و عرفان ناب است. عرفان بی‌جهنم، بازی کردن با مفهوم عرفان است. خدایی که جرأت نکند کسی را جهنم ببرد که خدا نیست. نمی‌شود او را پرستید. فقط می‌شود با او بازی کرد و با او سرگرم شد. با بُت هم می‌شود سرگرم شد. 

·         کسی که رابطه‌اش را با خدا، که اصلی‌ترین رابطۀ روح او و شریان حیاتی اوست، پیدا نکرد، بقیه رابطه‌هایش را هم پیدا نمی‌کند. این‌قدر «انسان، انسان» نکنید، کمی انسان را در تعریف حقیقی خودش نگاه کنید. انسان در تعریف حقیقی‌اش یعنی «عبد». عبد هم اول مولا می‌خواهد، مولایش کو؟ اگر مولا ندارد، پس چیست؟ کسی که مولا ندارد، هویت ندارد. 

·         رابطه‌هایی که تجربه کرده‌اید را مرور کنید: «رابطه با پدر و مادر»، «رابطه با خواهر و برادر»، «رابطه با دوست»، «رابطه با استاد و معلم»، بعضی‌هایتان «رابطه با همسر» و بعضی‌هایتان «رابطه با فرزندان». برای فهم هر رابطه‌ای شما باید تغییر خاصی پیدا کنید.  کسی که همسر ندارد، نمی‌تواند رابطه با همسر را درست درک کند. حالا رابطه داشتن با مولا یعنی چه؟ 

تجمع بزرگ دانشگاهیان در اعلام حمایت از پيامبر عظیم الشان اسلام در دانشگاه آزاد اسلامی همدان برگزارمی گردد.

به گزارش صدای دانشجو تجمع بزرگ دانشگاهیان  امروز ساعت 11:15 در محل مزار شهدای گمنام دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان در پاسخ به هتاکی منادیان حقوق بشر به ارزش های 1 و نیم میلیارد مسلمان اعلام در حمایت از پيامبر عظیم الشان اسلام برگزارمی گردد.

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS