گزارشی از وضع موجود میل به تحصیل در مقاطع بالاتر دختران؛
دخــتــران تـحـصـیـل را مـی‌خـواهـنـد چـه کــار؟!
با افزایش روز افزون جمعیت در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی، گرایش هرچه بیشتر به وضع مناسب و پوشش بهتری از سطح سلامت، اشتغال، رفاه اجتماعی و معیشت، تحصیلات دانشگاهی و ... جزئی از دغدغه‌ی زندگی خانواده های نسبتا پرجمعیت ایرانی شد.
دخــتــران تـحـصـیـل

به گزارش صدای دانشجو به نقل از «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در این بین نمی توان از وجود مشکلات فراوان در سطح اجتماعی و حتی ملی برای رسیدن به این مهم غافل بود. کارشکنی‌های داخلی و خارجی در بحث مسائل اقتصادی، تحریم‌ها و وقوع جنگ در سالهای ابتدایی انقلاب، رسیدن به وضع مناسبی از زندگی را برای مردم دشوار ساخته بود.

 

با گذشت یک دهه از شروع جنگ تحمیلی و پایان یافتن آن، و با رو به بهبودی رفتن مشکلات متعدد در اجتماع ایران و خوداتکایی کشور، حالا رسیدن به وضع مناسبی از زندگی و معیشت محتمل‌تر به نظر می‌رسید. اما نکته ای که بیش از همه روند روبه‌بهبودی را مخاطره آمیز می‌کرد جمعیت بالای کشور با توجه به امکانات، بسترها و ظرفیت های آن بود.

چند پیشنهاد طلایی برای ترک اعتیاد به دانشگاه رفتن

در این بین، بعد از بحث سطح سلامت جامعه، رسیدن به مدارج بالایی از تحصیلات آکادمیک برای جوانانی که تازه از مدرسه‌های شلوغ سه شیفته و دو شیفته بیرون آمده بودند، گذر از هفت خان رستم را در ذهن تداعی می‌کرد. برای جوانان دهه 70 و سالهای ابتدایی دهه 80، گذر از سد کنکور و رسیدن به صندلی های دانشگاه شبیه به یک آرزو بود. برای تصاحب هر صندلی در دانشگاه چهار تا پنج نفر می‌جنگیدند و نشستن روی این صندلی‌ها سرنوشت زندگی جوانان را تغییر می‌داد. در این میان کار دختران کمی ساده‌تر به نظر می‌رسید. الزام گذراندن دوران خدمت سربازی برای پسران و نیاز آن‌ها برای داشتن منبع درآمدی به عنوان پسر یا مرد خانواده و کج شدن مسیرشان از سمت دانشگاه به بازار کار، راه را برای دختران هموارتر می‌کرد.

هدف نهایی؛ شکار فرصت های اجتماعی یا تشکیل یک کانون گرم؟
مبارزه برای ورود به دانشگاهها ادامه داشت تا اینکه در سالهای بعد، جمعیت قابل توجه ورودی به دانشگاه ها و مراکز علمی را دختران تشکیل دادند تا جایی که سهمیه بندی جنسیتی برای تصاحب این صندلی‌ها راه به جایی نبرد و هم اکنون 60 درصد ورودی به دانشگاه‌ها را دختران تشکیل می‌دهند. اکنون از مجموع بیش از ۳ میلیون و ۳۴۰ هزار دانشجو در کشور بیش از یک میلیون و ۷۰۸ هزار نفر زن و بیش از یک میلیون و ۶۴۱ هزار نفر مرد هستند. البته در دوره‌های کار‌شناسی ارشد و دکتری وضعیت به شدت ورودی کار‌شناسی نیست و ترکیب جنسیتی به نفع مردان است.

در ابتدا به نظر نمی‌آمد این اختلاف سطح تحصیلات آکادمیک در بین دختران و پسران بتواند مشکلات عدیده‌ای را پدید آورد. بسیار قابل تحسین بوده و هست که دختران در رشته های مختلف دانشگاهی گوی سبقت را از همسالان پسر خود ربوده‌ و وزنه‌ای به لحاظ جایگاه اجتماعی برای تصاحب مناصب و مشاغل گوناگون شده باشند. اما داستان به همین‌جا ختم نمیشود.

چند پیشنهاد طلایی برای ترک اعتیاد به دانشگاه رفتن

براساس پژوهشی که مرکز تحقیقات استراتژیک انجام داده است، برخی از عوامل موثر بر روند افزایش دانشجویان دختر نسبت به پسر به قرار ذیل است:

1. میزان اهمیتی که جامعه برای تحصیلات دانشگاهی قائل است. 2. آسانتر بودن تحصیل نسبت به امکان اشتغال و کسب درآمد 3. محدودیت امکان ازدواج برای دختران دیپلمه و روی آوری آنها برای تحصیلات دانشگاهی به امید ازدواج 4. محدودیت امکان اشتغال بعد از فراغت از تحصیل، که انگیزه پسران را در مقابل دختران کاهش میدهد. 5. سیر نزولی ارزش هنرهای زنانه (خیاطی، گلدوزی، آشپزی) در جامعه ایران 6. عدم محدودیت دختران برای شرکت در کنکور 7. کاهش انگیزه پسران به تحصیلات به دلیل بی توجهی بازار کار در بخش دولتی به تخصص واقعی 8. رقابت و چشم و همچشمی خانواده ها 9. پیشگیری از بهره کشی شوهران تحصیلکرده که از همسرانشان که تحصیلات پایین تری دارند. 10. فراهم کردن استقلال مالی دختران و یافتن شغل مناسب بوسیله تحصیلات دانشگاهی و ... 2

دختران در دانشگاه

دهه 70 شروع پیشتازی زنان در عرصه آموزش عالی
از سال 1370 تا سال 1380 نرخ رشد جمعیت زنان دانشگاهی بیش از 25% افزایش داشته است.

آمارها نشان می دهد که در سال ۵۷ سهم پذیرش زنان در دانشگاه‌ها ۲۳ درصد بود اما روند پیشتازی زنان در ورود به مقطع آموزش عالی از سال تحصیلی ۷۷-۷۶ شروع شد و تعداد دختران دانشجوی کشور از ۲۳ درصد کل دانشجویان در سال ۵۷ به ۶۳ درصد در سال ۸۵ رسید یعنی به یکباره طی ۲۷ سال در حدود سه برابر افزایش یافت. عامه زنان قبل از پیروزی انقلاب بی‌سواد یا کم‌سواد بودند، طبق آمار در سال ۵۵، ۳۵.۴۸ درصد زنان کشور، باسواد بودند و تنها ۳۷.۸۳ درصد دانش‌آموزان کشور و ۲۹.۸ درصد دانشجویان کشور، دختر بودند. تعداد پذیرفته‌شدگان زن در مراکز آموزش عالی دولتی در سال ۸۸-۸۷، ۳۲۴ هزار و ۱۷۳ نفر بود که نسبت به قبل از انقلاب اسلامی بیش از ۱۱ برابر شده است.

در دوره کارشناسی در طی ده سال 75-85 مشاهده می شود که در سال تحصیلی 75-76 ، تعداد پذیرفته شدگان مرد بیشتر از زن، در سال تحصیلی 76-77 نزدیک به هم و از سال تحصیلی 77-78 به بعد تعداد زنان پذیرفته شده نسبت به مردان افزایش یافته است. (نمودار پایین) 2

بروز افسردگی، تجرد قطعی و بیکاری در دختران تحصیلکرده
کارشناسان معتقدند که متاسفانه در کشور آمار افسردگی در دختران تحصیل ‌کرده و دختران فارغ‌التحصیل مجرد که در شهرهای بزرگ تحصیل می‌کنند و میل به بازگشت به منطقه بومی و محلی خود را ندارند، در حال افزایش بوده که این موضوع در جای خود چالش‌آفرین است. البته نباید از نظر‌ها این نکته دور بماند که دختران در شهرهای کمتر توسعه‌یافته به دلیل نبود امکانات ورزشی، فرهنگی، آموزشی و تفریحی راهی به جز ورود به دانشگاه برای ابراز خود و استفاده بهینه از عمر، ظرفیت‌ها و استعداد‌هایشان ندارند.

داشتن تحصیلات دانشگاهی بالاتر نه تنها دختران را به زعم کارشناسان با پدیده‌ی افسردگی روبرو کرده است که منجر به بالارفتن سن ازدواج – که هم شان و هم کفو خود را در بین پسران با تحصیلات کمتر نمی‌بینند – و بروز تجرد قطعی در بین آن‌ها شده است. پدیده افزایش سن ازدواج نه فقط در ایران، بلکه حتی در کشورهای توسعه‌یافته فراصنعتی مانند آمریکا نیز مشاهده می‌شود؛ به‌طوری‌که براساس نتایج مطالعات موجود، سن ازدواج در این کشور از اواسط دهه ۱۹۶۰ به طرز برجسته‌ای در بین جمعیت آن افزایش یافته است. بدین صورت که نسبت افراد ازدواج‌کرده در این کشور در سال۱۹۶۰ برابر با ۷۸درصد بود که در سال ۲۰۰۰ به ۵۲ درصد و در سال ۲۰۰۵ به کمتر از ۵۰ درصد کاهش یافت.

دختران در دانشگاه

افزایش سن ازدواج که یکی از پیامدهای میل به تحصیلات بالاتر در دختران بوده و هست به طور حتم ساختار طبیعی زندگی خانوادگی که در ایران اسلامی نوعی هنجار و سنت به حساب می‌آید را دچار دگرگونی خواهد کرد و ناهنجاری هایی چون انواع فسادهای اجتماعی، بحران هویت و میل جنسی و... را منجر خواهد شد.

کارشناسان می‌گویند: آمار دختران دانشگاه رفته و هرگز ازدواج نکرده هم اکنون ۱۶ درصد است که نسبت به ۱۰ سال پیش که این آمار حدود پنج درصد بوده، بیش از سه برابر افزایش نشان می‌دهد و میزان دختران ازدواج نکرده دارای تحصیلات دبیرستانی در سال ۱۳۷۵ حدود ۲۶ درصد بوده است، اما این آمار در سال ۱۳۸۵ به ۴۲ درصد رسیده است..

براساس آمار دیگری که ازتعداد 7658379 نفر زنان بین 25 تا44 ساله ( از سن ازدواج تا قبل از سن تجرد قطعی) در مراکز شهری استانهای کشور صورت گرفته، یکی از مهم‌ترین دلایل تجرد دختران، ادامه تحصیل و میل به داشتن تحصیلات آکادمیک بالاتر عنوان شده است. نکته‌ی قابل تامل در نتایج این آمار آن است که ۲۵. ۳ درصد از مجرد‌ها و ۱۸. ۴ درصد از متأهل‌ها اعتقاد زیادی دارند که هزینه از دست دادن فرصت ازدواج، بسیار کمتر از هزینه از دست دادن سایر فرصت‌ها؛ به خصوص فرصت ‌های تحصیلی و شغلی است. این بدان معناست که ارزشی چون ازدواج و تشکیل خانواده برای دختران جامعه ما که رکن اصلی و اساسی از نظر دیدگاه اجتماعی و دینی در تربیت جامعه و خانواده را عهده‌دارند، در برابر حضور در دانشگاهها و جایگاه‌های شغلی دیده نمی‌شود و این خود زمینه ساز بروز ناهنجاری‌های حاد اجتماعیست. 3

دختران در دانشگاه

کارشناسان معتقدند: «عامل اصلی بالارفتن سن ازدواج دختران، سرمایه انسانی و به معنی واقعی کلمه، تحصیلات است. افزایش تحصیلات دختران باعث استقلال فکری و آزادی هرچه بیشتر آن‌ها از اطرافیان به‌خصوص والدین شده و درنتیجه کسب چنین آزادی، و به عبارتی حرکت از ازدواج ترتیب داده شده به ازدواج خودانتخابی، ازدواج را براساس معیارهای شخصی تعریف کرده و آن را به تأخیر می‌اندازند.»

آمارها بیان می‌کنند که نرخ مشارکت زنان در جامعه در ابتدای انقلاب اسلامی ۱۲ درصد بوده که اکنون در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی ۱۲.۷ درصد تا ۱۵ درصد است؛ اما کارشناسان معتقدند این روند هم اکنون در حال نزول است. تحلیل‌های آماری نشان می‌دهد که 63 درصد از زنان تحصیلکرده بیکار هستند.

حضور بیشتر دختران در دانشگاه، نوعی تهدید!
یکی از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی معتقد است «اگر تحصیل به عنوان یک نقطه کمال برای دختران در نظر گرفته شود، ایرادی ندارد اما زمانی که همزمان با ادامه تحصیل زنان میل به اشتغال در آنان ایجاد می‌شود، به جایگاه خانواده آسیب می‌زند. در شرایطی می‌توان از تحصیل دختران به عنوان یک تهدید یاد کرد که موقعیت تحصیل برای مردان فراهم نشود و بخشی از این امر ناشی از سیاست وزارت علوم است که باید در جهت نیازسنجی جنسیتی و بازار کار برخی رشته‌های مورد نیاز را تصویب کند. از سوی دیگر، جامعه باید شرایطی متناسب با جنسیت دختران فراهم کند که تنها راه رسیدن به مطلوب را در دانشگاه نبینند و اگر ورود به دانشگاه را انتخاب می‌کنند در رشته‌هایی تحصیل کنند که مورد نیاز جامعه زنان باشد.» 4

دختران در دانشگاه

عدم تعادل در بازار کار، ریشه حضور بیشتر دختران در دانشگاه ها
آسیب شناسان براین باورند اینکه تعداد دختران در دانشگاه‌ها بیشتر است ریشه در موضوع عدم تعادل در بازار کار دارد. عدم هم‌خوانی میان رشد تحصیلی و اشتغال عامل اصلی این موضوع است. عدم هم‌خوانی میان تحصیل و شرایط زندگی زنان از دیگر نکات است چرا که به دلیل بالا رفتن سن ازدواج، این گروه از زنان شغلی ندارند و از این رو تصمیم به ادامه تحصیل می‌گیرند. همین موضوع ترکیب جنسیتی فضای تحصیلی را بر هم زده است و باعث میشود فارغ‌التحصیلان شغلی پیدا نکنند. از سوی دیگر دخترانی که تشکیل زندگی نداده‌اند به دلیل وقت فراغت خود وارد دانشگاه می‌شوند اما پسران به امید اشتغال به دنبال کار می‌روند. 4

براساس سرشماری سال 85 به علت تمایل و گرایش زنان به تحصیلات عالی و دانشگاهی در سالهای اخیر در ایران و تمایل بیشتر آن‌ها به کسب استقلال مالی و اشتغال، پیش بینی می‌شود تعداد خانواده‌های تک فرزند حتی در دهه‌های بعد افزایش یابد. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ شانس تک فرزندی در زنان ۴۰ ساله و بیشتر با افزایش سطح تحصیلات از دیپلم به تحصیلات لیسانس حدود ۶/۲ برابر افزایش دارد. درحالیکه زنان با تحصیلات بالا‌تر و سطح اقتصادی بهتر و زنان شاغل نمی‌توانند حتی نسل خود را با تعداد افراد مشابه جایگزین کنند و این نتایج کاربردهای مهمی در اتخاذ سیاست‌های جمعیتی هدفمند برای زنان تحصیل کرده و شاغل خواهد داشت.

منابع:
1. مرکز آمار ایران
2. مرکز تحقیقات استراتژیک
3. «علل افزایش سن ازدواج دختران» - حبیب پورگتابی و غلامرضا غفاری – بهار 1390
4. خبرگزاری مهر

* گزارش از فاطمه کیا

در حال حاضر سربازی رفتن یکی از مهمترین دغدغه های پسران است، شاید دختران پس از دوران تحصیل جذب بازار کار شوند و آینده شغلی شان را تامین کنند اما این مسئله در پسران که باید تشکیل زندگی دهند و زودتر مهیای امر ازدواج شوند، جور دیگری رقم می خورد؛ چرا که آنها باید دو سال پس از تحصیل به خدمت سربازی بروند و بعد از آن تازه دنبال شغل بگردند تا اگر شغلی بیابند، پس از مدتی که حقوق شان را پس انداز کردند برای ازدواج آماده شوند، البته این در خوشبینانه ترین حالتی است که این پسران دیگر خرجی خانواده خود را ندهند.
سربازی

به گزارش صدای دانشجو به نقل از «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این مسائل و مشکلاتی که بیشتر پسران برای پیدا کردن کسب و کار با آن دست به گریبانند سبب شد تا به سراغ دکتر امان الله قراییمقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه برویم و نظر وی را در خصوص این موارد جویا شویم. گفتگوی ما با وی را بخوانید.

دکتر امان الله قرایی

حال هزینه تربیت نیروی تحصیل کرده ده ها برابر یک نیروی انسانی کار ساده است

تحصیل دانشگاهی، سربازی و عدم شفافیت آینده شغلی مهمترین دغدغه های دانشجویان پسر است. نظر شما در این باره چیست؟ پسری که پدر و مادر ثروتمند ندارد چه کند؟ برود سربازی بعد دنبال کار برود تا گیر بیاورد و بعد ازدواج؟!
اولا ما نباید به پول پدر و مادر توجه کنیم و اصولا از لحاظ جامعه شناسی کار و شغل، و به قول مارکس ما با دو دسته نیروی انسانی کار روبه رو هستیم؛ یکی همین نیروی کار ساده نظیر کارگران ساختمان و دستفروشان و یک دسته نیروی کار با مهارت هستند که تحصیل کرده های دانشگاهی و هزاران نفر در رشته های حقوق، پزشکی، مهندسی، خبرنگاری، مدیریت و کارمندان اداره ها را شامل می شود که مهارت یافته هستند و بر اساس جامعه شناسی کار و شغل و بررسی مسائل نیروی انسانی، این ها نیروی انسانی استراتژیک هستند یعنی برای کشور حیاتی هستند.

حال هزینه تربیت و آماده سازی این نیروی انسانی استراتژیک و تحصیل کرده ده ها برابر یک نیروی انسانی کار ساده است و طبق اصلی که آلفرد شوتز در جامعه شناسی برای اولین بار مطرح کرد، می گوییم هر فردی درون جامعه هزینه سرآمدی برای آن پرداخت شده است به طوری که از زمانی که شخص در رحم مادر است این هزینه ها برایش آغاز شده. یعنی دوران باروری مادر که به پزشک می رود و برای آن پول می پردازد، این هزینه ها شروع می شود و پس از آن دوران هفت ساله، دوران دبستان، سپس دوران دبیرستان و پس از آن پیش دانشگاهی و دانشگاه ادامه دارد.

سربازی

دو میلیون دانشجوی بیکاری یعنی، 2*10^14 هزار تومان ضرر

قاعدتاً این هزینه ها برای دانشگاه رفته بیشتر است؟
بر اساس این نظریه هزینه سرانه هر فرد تحصیل کرده دانشگاهی در سطح کارشناسی در رشته های علوم انسانی که ارزان تر است، حدود 100 میلیون تومان است یا یک پزشک حدود 150 میلیون و مهندس 130 میلیون و چندین میلیون هزینه شده است که شما الان خبرنگار شده اید! وقتی چهار سال دانشجو در دانشگاه تحصیل می کند به معنای آن است که از پول استاد و آزمایشگاه گرفته تا خرج کتاب و خیلی خرج های دیگر برایش هزینه کرده ایم؛ حالا اگر این فارغ التحصیل بیکار بماند چه اتفاقی می افتد؟ اگر ما دو میلیون دانشجوی تحصیل کرده بیکار پرورش دادیم دو میلیون را ضرب در 100 میلیون کنیم، یعنی پول مملکت را به هدر داده ایم. در حالی که در نیروی انسانی ساده ما آنقدر خرج نکرده ایم؛ بنابراین اینجا ضرر است و اهمیت نیروی انسانی متخصص اینجا معلوم می شود. وقتی نیروی انسانی تحصیل کرده حالا بیکار و بی عار در خیابان راه افتاده علاوه بر اینکه با هزینه اقتصادی نتوانستیم از تخصص و کارآمدی این نیروی انسانی استفاده کنیم و در جامعه آنها را رها کرده ایم، اثرات سیاسی و روحی و روانی بسیاری هم در جامعه بر جای گذاشته است.

آیا لازمه تحصیلات دانشگاهی برای پسران گذراندن یک دوره 6 الی 10 ساله است که تازه بعد از این مدت باید بدون سابقه شغلی وارد بازار کار شوند، در چنین شرایطی تکلیف تشکیل زندگی آنها چیست؟
شکی نیست که تحصیلات نیروی جوان رشد اقتصادی و توسعه سیاسی و فرهنگی را به دنبال دارد، هیچ کس نمی تواند بگوید که جوان تحصیل نکند چون شاخص توسعه یافتگی است. یعنی وقتی به ما می گویند شما توسعه یافته اید یا توسعه نیافته اید، یک شاخص و یک میزان مشخص را مد نظر قرار می دهند. می گویند میزان تحصیلات عالیه جوانانتان به تعداد جمعیت تان چقدر است؟ چون شاخص توسعه یافتگی که یکی نیست، طول خط راه آهن تان چقدر است، تعداد پزشک تان چقدر است یا میزان رشته مهندسی تان و غیره چگونه است؛ الکی که نمی تواند بگوید تحصیلات باشد یا نباشد؟! اگر این باشد که یک جامعه عقب مانده داریم؛ در جامعه جوان باید تحصیل کند، دختر و پسر، فرقی ندارد، نظام جمهوری اسلامی هم همین کار را کرده است، خوب کاری کرده، باید بکند والا می شود مانند کشور عربستان.

پس در این شرایط تکلیف تشکیل زندگی شان چه می شود؟
برای زندگی شان امکانات فراهم نکرده اند، همان طوری که جامعه، دولت و مسئولان امکان ازدواج امثال شما را فراهم نکرده است، این به تحصیل چه مربوط است، ازدواج که با تحصیل منافاتی ندارد، جوان باید تحصیل بکند و بعد هم ازدواج داشته باشد. اگر تحصیل جوان در 22 سالگی تمام شد و شغل داشته باشد، دیگر نیازی ندارد که دو سال دنبال کار بگردد. پس تقصیر دولت است یعنی همه مقصر هستند، شما جوانی، پدر و مادر گفته برو درس بخوان، حالا اگر امکان ازدواج برای پسران مردم فراهم نکرده اند که دختران مردم در خانه مانده اند این تقصیر حکومت است؛ حکومت نتوانسته کار ایجاد کند، حکومت نتوانسته شغل ایجاد کند.

مسئله اشتغال به دولت و حکومت مربوط است؛ آمریکا وقتی می گوید میزان اشتغال زایی اش را از 10 به 6 دهم درصد آورده، این افتخار می کند، اما دولت نمی تواند شغل تولید و ایجاد کند بنابراین این مسئله تقصیر جوان نیست و چون دولت نمی تواند کاری کند که نمی توان گفت همه بروند بیکاره و دستفروش و لمپن شوند!

سربازی

دختران هم باید خدمت سربازی بروند

چگونه می توان مسئله سربازی را در دوره تحصیل برای دانشجویان پسر به شیوه ای مناسب حل کرد؟
سربازی برای کشور امری حیاتی است و شما نمی توانید بگویید چرا، چون مسئله امنیت کشور است، متاسفانه شما درباره مکانیزم های دفاعی دارید صحبت می کنید. بنده معتقدم دختران هم باید خدمت سربازی بروند، همه پسرها هم باید سربازی بروند این مسئله در همه جوامع است، حالا چون شما سرباز مفتی می گیرید دو سال می بریدش بدون حقوق، البته تازه دولت اقدام کرده و می گوید کسی که ازدواج کرده در شهر خودش سربازی برود، مسئله دولت سربازی نیست، بلکه شغل است؛ دولت عرضه و لیاقت شغل تولید کردن ندارد.  شما به عنوان یک دختر باید در جامعه تحصیل کنید چرا که میزان مفید بودن و کارایی تان در جامعه بالا می رود، از سوی دیگر زنی که تحصیل می کند از نظر اقتصاد خانواده، تربیت فرزندان و بهداشت فردی و خانوادگی و نیز اعتبار مملکت و جامعه نقش مفیدتری می تواند ایفا کند. مسئله دولت ندانم کاری هایش است، دولت شغل تولید نمی کند می گوید پس مردم نروند درس بخواند.

پسران آقازاده ای که الان باید سربازی بروند و سر از کانادا در آورده اند!

آیا نوع سهمیه بندی ورودی دانشگاه بین زن و مرد تاثیری در عقب ماندن پسران با توجه به دوره سربازی آنها نسبت به هم ورودی های خانم آنها دارد؟
بله دارد؛ ببینید اگر این حرف شما را قبول کنیم شما دارید تیشه به ریشه خودتان می زنید، می گوییم دانشگاه جای برگزیده هاست و هر کس که می تواند در کنکور قبول شود بیاید و برود تحصیل کند؛ بنابراین اینجا مسئله دختر و پسر مطرح نیست، پسر اگر وارد دانشگاه شود بعدش به سربازی می رود و اگر به دانشگاه هم ورود پیدا نکرد به سربازی می رود؛ الان این برای مملکت افتخار است که 64 درصد ورودی های کنکور به دانشگاه را دختران تشکیل می دهند. این افتخار کشور ایران اسلامی است که حکومت این کار را کرده که دستش درد نکند.

اما پسر باید برود سربازی چون قانون نظام وظیفه است، اگر پسر سربازی نرود پس مملکت چه غلطی می تواند بکند، دشمن می آید تو کشور؛ اگر پسر به سربازی نرود آدم نمی شود، سربازی پسر را آدم می کند، یعنی یک مرحله گذر است باید از سربازی عبور کند تا آدم بشود، سربازی پسر را آدمش می کند و مرد بهتری می شود. سربازی از نظر ورود به انواع آسیب های اجتماعی شخصیتش را می سازد تا کمتر به چالش کشیده شود تا پسران آقازاده ای که الان باید سربازی بروند و سر از کانادا در آورده اند! شما باید شغل تولید کنید چون شغل تولید نمی کنید، پس به تحصیل نروند و لمپن شوند؟ همه پسران ما می خواهند ازدواج کنند، چگونه پسران را بیکار آوردید که می گویید در فارغ التحصیلان دانشگاه 22 درصد بیکار هستند. این یعنی مایه ننگ، خب مسلم است که جوان ما تحصیل کند اما اینکه پس از تحصیل شغلی نداشته باشد، فاجعه است.

عیب دیگری که آموزش و پرورش ما دارد که من این مطلب را حدود 20 سال پیش نوشتم که آموزش و پرورش ما پشت میز پرور بود، یعنی به جای اینکه یک پسر را برای معدن، پشت تراکتور تربیت کند و مثل ژاپن آماده اش کند که برق الکتریکی و کارگاهی بکشد، از زمان دارالفنون پشت میز نشین بار آورده است و وقتی هم که لیسانس می گیرد پدر و مادرش می گویند پس حالا که لیسانس گرفتی، رئیس شدی. وقتی که می گوید نه، به او می گویند پس رفتی درس بخوانی که چه غلطی بکنی؟ اینجا با ژاپن فرق دارد، ژاپن برای کار، نیروی انسانی تربیت می کند ما برای پشت میز نشینی. مشکل ما اینجاست. شما اشتغال زایی را بالا ببرید بقیه مسائل حل می شود.

امسال مقام معظم رهبری بر اقتصاد مقاومتی تاکید داشتند اما دولت چه کرد؟ یا اینکه فرمودند حمایت از تولید ملی با کار و سرمایه ایرانی، اما دولت چه کرد؟ اقتصاد مقاومتی تان این است که سنگ قبر، کفش و زیر پوش از چین بیاید؟ این یعنی بدبختی. بنابراین چون دولت این مسائل را انجام نمی دهد می گوید ما می گذاریم مردم بی سواد بیایند. باید صورت مسئله را پاک کنیم، شما اقتصاد مقاومتی را انجام دهید، جلوی ورود کالاهای خارجی را که موجب بیکاری جوانان می شود را بگیرید، عرضه داشته باشید تا جوان ما در 22 سالگی به شغل برسد و بلافاصله هم ازدواج می کند. اما شما برای ازدواج نمی توانید بگویید چرا آمار کم است چون شادی و نشاط در جامعه شما نیست.

سربازی

در حال حاضر جوان فارغ التحصیل شده است؛ اما دیگر میلی به ازدواج ندارد، بنابراین شما باید صورت مسئله را تغییر دهید ما نمی توانیم به نفع پسران و به ضرر دختران صحبت کنیم. جوان باید تحصیلش را بکند بعد طبق قانون به سربازی برود، اما جامعه خوب می گوید حالا که تحصیلت را کردی این شغلت، شغلت آماده است. شما با لغت نامه دهخدا نمی توانید بگویید ازدواج دانشجویی صورت بگیرد. ازدواج دانشجویی باید این گونه باشد که پس از ازدواج بگویند آقا، خانم این هم شغلتان بروید سر زندگی اما دولت این کارها را نمی کند.

اینجا غلط عمل می کند و این بی عرضگی دستگاه هاست که جوان ما را تربیت می کند، صد میلیون تومان هزینه سرانه خرج می کند بعد یا آن جوان مجبور می شود به علت بیکاری از کشور فرار کند و نوکر غربی های مفت خور شود و به استثمار آنها در بیاید یا اینکه کنار خیابان بیکار و بی عار بنشیند و دچار انواع آسیب های اجتماعی شود.

باید اشتغال زایی کنید، شغل تولید کنید و اقتصاد مقاومتی را اجرا کنید نه اینکه اقتصاد مقاومتی تنها در حرف باشد؛ بلکه به عمل در بیاید اما متاسفانه گفته های رهبری به عمل در نمی آید؛ می آیند می گویند چرا سپاه پاسداران این شرکت ها را راه انداخته است، باید گفت اگر این کار نشود که شما باز هم می روید از چین جنس می آورید. آیا اینجا جوان ما کار کند بهتر است یا از چین جنس و کالا بیاوریم؟ این ها درد است، آن وقت شما می گویید تحصیل نکنند!

سربازی

نه، می گوییم آن شرایطی که برای سربازی است ممکن است سبب شود آن پسر از انجام کارهای پژوهشی اش هم باز بماند در حالی که آینده شغلی اش هم مبهم است. نخیر باز نمی ماند، یک آمریکایی سربازی نمی رود؟ یک انگلیسی سربازی نمی رود؟ منتهی آن سرباز پول می گیرد. اولا چه کسانی سربازی می روند برادر و پسر بنده که مستضعفیم؛ اما کدام یک از آقایان حکومتی بچه شان سربازی رفته است؟

می گویم در طول این دو سالی که سربازی می برند ماهی 300 هزار تومان پرداخت کنید و پولش را از آن مفت خورهایی بگیرید که در جاده لشکرک الان در فیسبوک و شبکه های اجتماعی تبلیغ هتل ها و ماشین ها و خانه های آن چنانی شان را می کنند. بگویند نمی خواهی بروی سربازی باید صد میلیون بدهی، آن پول را بگیرید و بدهید به این پسرانی که سربازی می آیند تا هم بتواند زن بگیرد و هم سرباز بهتری می شود؛ اما شما می گویید آقای چوپان پنج تا پسر داری همه بروند سربازی آن وقت آن آقازاده ها فرار کنند! و هیچ کدامشان به خدمت سربازی نروند. این امر نشان می دهد که سیستم مریض است.

الان شما می بینید در جایی که هستید این عزیزانی که خدمت می کنند مانند ژنرال سلیمانی از کجا آمده؟ این از همان سپاه آمده که امروز نه تنها مایه افتخار کشور بلکه مایه افتخار دنیاست، که در نقش یک استراتژیست بزرگ در عراق دارد می جنگد. یا سپاهیان بزرگ دیگری که هستند؛ این همه شهید داده ایم کدام یک آقازاده بوده اند؟! همه این ها مستضعفانی مثل ما بوده اند؛ بنابراین باید هنگام خدمت سربازی 200 تا 300 هزار تومان به سرباز پول بدهیم تا پس از سربازی شغلش هم آماده باشد و همان سرباز ساده هم که دفترچه می گیرد به مجردی که بخواهد به روستایش برود نامزدش آنجا آماده است، شیربهایش را می دهد و ازدواج می کند. منتهی شما بدبخت را دو ساله سربازی برده اید بعد هم می گویید برو سپاه دانش عملگی کن تا دو میلیون درآوری و خرج عروسی ات کنی که این شدنی نیست. باید این مسائل درست شود. شما گناه را بر گردن جوانان می اندازید در حالی که گناه گردن دستگاه حکومتی و دولت است، همه گرفتار و همه هم نگران جوان هایشان هستند. خداوند دختر و پسر را خلق کرده است تا این ها با هم ازدواج کنند؛ اما دولت امکانات ازدواج این ها را فراهم نکرده است در صورتی که امکان ازدواج اولیه این ها شغل است. مسلم است که پسر باید دو سال برود سربازی بعد هم پول بگیرد و شغل تولید کنیم.

* گفتگو از زینب صناعی

برچسب‌ها: 
گزارش اعتراض دانشجویی به «شارلی»
تجمـع بـی‌سابقـه دانشجــــویی
تجمع دانشجویان در اعتراض به هتک حرمت نشریه موهن «شارلی ابدو» وحمایت سران کشورهای غربی در محل سفارت فرانسه عصر امروز برگزار شد.
تجمـع

مشروح کامل این تجمع را در ذیل بخوانید:

** تجمع دانشجویان و مردم با شعار «لبیک یا محمد» و قرائت دعای فرج توسط تجمع کننده‌گان مقابل سفارت فرانسه پایان یافت.

** در این تجمع عده‌ای از مردم کاغذی را که ذکر «محمد رسول الله» بر آن نقش بسته بود، به روی تابلوی خیابان نوفل لوشاتو چسباندند و نام این خیابان را عوض کردند.

** پناهیان:همه می‌دانیم فرانسه،دانمارک، انگلستان و سایر کشورهای حقیر در این فتنه سیاه و بازی نفرت انگیز جز پیاده نظامی بیش نیستند. اهم سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در تجمع مقابل سفارت فرانسه: همه می‌دانیم فرانسه،دانمارک، انگلستان و سایر کشورهای حقیر در این فتنه سیاه و بازی نفرت انگیز جز پیاده نظامی بیش نیستند/ فرانسه و انگلستان که مانند سگ قلاده به گردن خود را دست آمریکا سپردند بدانند ما هنوز جنایات دفاع مقدس را فراموش نکرده‌ایم.

تجمـع بـی‌سابقـه دانشجــــویی

هنوز خون شهیدانمانم را فراموش نکرده و نمی‌کنیم/امروز بسیج دانشجو، طلبه، بسیج ملت ایران برای تسویه گذشته نیامدند بلکه برای نفرت و بغض خود در اینجا حاضر شدند و تجمع امروز معنای دیگری دارد/این فریاد به اربابان آمریکا و انگلیس برسد/اگر امریکا خود را در پرتگاه نابودی نمی‌دید دست به این جنایت نمی‌زد.

آمریکا بدان اگر مرگ بر امریکا هشدار بود به محمد قسم تا مرگ تو را نبینیم دست از مبارزه بر نخواهیم داشت/ این فتنه را توهین به پیامبر نمی‌دانیم و ما امروز تهمت محمد تا نیستی و نابودی کامل استکبار از پای نمی‌نشینیم/مبارزه با دشمن ریشه در سنت رسول خدا دارد.

شما مستکبران خوب تشخیص دادید که اسلامی که پرچم انقلاب اسلامی را به جهان عرضه کرده غیر از اسلام امریکایی است./اسلام ما اسلام عزت و غیرت است./ بیداری اسلامی نه تنها موجش جهان را برداشته و دیکتاتورهای شما را ذلیل کرده است بلکه در امریکا و انگلیس از مسلمانان جوان الگو می‌گیرد/بیداری اسلامی امروز اروپا را به لرزه در آورده است/ اسلامی می‌خواهیم که عدالت را مستقر کند و حق مظلوم را از ظالم بگیرد.‬

** اهم سخنان علی پهلوان نماینده جامعه اسلامی دانشجویان در میان تجمع کنندگان مقابل سفارت فرانسه: 1400 سال است که اسلام به عنوان آخرین دین توحیدی به عنوان دین صلح، به برابری، عدالت و خداپرستی دعوت می‌کند/ شکستن حرمت اسلامی ممنوع و حرام است.

یک و نیم میلیارد مسلمان در مواجهه با جنگ پایان ناپذیری هستند/ نظام سلطه مجری صهیونیستی است که راهبردگان آن هم صهیونیست هستند و در دوری باطل قرار گرفته‌اند

اشرار یهودی 2000 سال کینه و نفرت علیه مسیحیت و 1400 سال دشمنی با مسلمانان داشته‌اند/ تشکیل گروه‌های تروریستی با نام داعش و القاعده به کمک دولت‌های استکباری آمریکا و عربستان کشتار مسلمانان نیست بلکه ابزاری برای ابراز نفرت و جوی علیه مسلمانان است.

تجمـع بـی‌سابقـه دانشجــــویی

اقدام نشریه فرانسوی برای توهین به پیامبر(ص) علاوه بر توهین به ارزش‌های انسانی باعث می‌شود توهین به مقدسات سایر ملل و مذاهب هم عادی شود و مردم هرگز به صلح و همزیستی نرسند/ اگر حکم امام(ره) در مورد قتل سلمان رشدی اجرا می‌شد دیگر هرگز کسی نمی‌توانست به پیامبر(ص) توهین کند.

ما دانشجویان ضمن محکوم کردن توهین به پیامبر(ص) از قوه قضائیه می‌خواهیم که پیگیری حقوقی کند و به دنبال تصویب قانون جلوگیری از توهین به ادیان اسلامی باشد.

** شعارهای مکرر دانشجویان: "سفارت فرانسه تعطیل باید گردد"؛ "سفیر بی هویت اخراج باید گردد"؛ "وزارت خارجه اقدام انقلابی".

تجمع دانشجویان

** سلیم ملازهی به نمایندگی از دانشجویان اهل سنت به سخنرانی پرداخت: دانشجوی سنی اسلام تکفیری نیست./ امروز روزی است که ما مسلمانان نتیجه تفرقه را دیدیم/ عده‌ای در فرانسه پیامبر ما را مورد توهین قرار دادند/کشورهای غربی به خاطر منافع خود همچنان درحال ایجاد تفرقه میان مسملانان و تشکیل گروه‌های تکفیری هستند./جای تعجب است کشورهایی که فرقه‌ها را ایجاد می‌کنند و اتحادیه مضحکی برای از بین بردن آنها تشکیل داده‌اند/ما مسلمانان شیعه و سنی هر گونه عملیات تروریستی را محکوم میکنیم/ توهین به مقدسات را محکوم می‌کنیم

** میرحاجی نماینده بسیج دانشجویی: امروز جمع شدیم تا بگوییم آقای ظریف توقع اقدام انقلابی نداریم، حداقل سفیر بی هویت را اخراج کنید. لااقل با آنها قدم نزنید. ناموس این مملکت را حجابش را برمیدارن در این سفارت شما با آنها دیدار می کنید./ 1400 سال پیش پیامبر رحمت و مهربانی فرانسه را فتح کرده و اگر می‌خواهید به آمار مسلمانان در کشور خودتان رجوع کنید که بیشترین اقلیت مسلمان را دارد.

** احمد توکلی طی سخنرانی در جمع حاضران با انتقاد از مواضع مقامات وزارت امور خارجه ایران طی چند روز اخیر گفت: سفر و رفتار وزیر امور خارجه ایران خوشایند نبود/ پیامبر و قرآن وجه اشتراک همه مردم ایران است/ اگر غیرت دارید به رفتاری که مردم ایران می پسندند احترام بگذارید.

** سر دادن شعار " وزارت خارجه، بصیرت بصیرت" و "وزارت خارجه اقدام انقلابی" توسط حاضران

** عبدی: سابقه توهین به مقدسات دین مبین اسلام سابقه 1400 ساله دارد/ توهین‌ها زیر چتر مفهومی مضحک به اسم آزادی بیان صورت می‌گیرد// اهم سخنرانی علی عبدی ، دبیر سیاسی انجمن دانشجویان مستقل در جمع تجمع کنندگان مقابل سفارت فرانسه:

      * ما امروز جمع شدیم اتفاقات اخیر که قلوب مسلمانان جریحه دار کرده محکوم کنیم،سابقه توهین به مقدسات دین مبین اسلام سابقه 1400 ساله دارد.

تجمع دانشجویان

      * به برکت پیروزی و قدرتمند شدن انقلاب میزان و شدت توهین ها به مقدسات مسلمانان بیشتر شده است.توهین ها زیر چتر مفهومی مضحک به اسم آزادی بیان صورت می گیرد. پوشش حجاب در کشورهای مدعی آزادی بیان برای بانوان محدود و غیرقانونی است اما توهین به پیامبر مسلمانان آزاد است.

     * این کشورها اگر آزادی بیان دارند چرا اجازه نقد از صهیونیست‌ها داده نمی‌شود، یکی از شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور ارزش دادن به ایرانی و پاسپورت‌های ایرانی بود

    * آیا امروز ارزش ایرانیان افزایش یافته و این توهین‌ها شایسته برخورد انقلابی مسئولان جمهوری اسلامی ایران نیست! یک سئوال از وزارت امور خارجه: آیا شایسته نیست در برابر توهین‌های مکرر به مقدسات اسلام به جای پیاده روی و عرض خوش آمدگویی به وزیر آمریکا برخورد انقلابی با آنها انجام شود.

تجمع دانشجویان

** دست نوشته: آیا آزادی بیان درباره هوکاست هم صدق می کند.

** قرائت نامه دانشجوی دختر بسیجی خطاب به اولاند و مردم فرانسه

** انتقاد یکی از سخنرانان و فعالان دانشجویی از قدم زدن وزیر امور خارجه ایران با جان کری

** مجری برنامه: اجازه نمیدهیم داعش را به اسلام بچسبانند/ خیابان های منتهی به سفارت فرانسه به دلیل جمعیت کثیر دانشجویان بسته شده است.

** عکس:: حضور احمد توکلی در تجمع

تجمع دانشجویان

** علی عبدی، دبیر سیاسی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل اولین سخنران این مراسم بود.

** شعار دانشجویان: داعش، شارلی، پیوندتان مبارک

** مجری برنامه: درود بر شما در دفاع از پیامبر آمدید و تاسف از اینکه برخی ها سکوت کردند/ اجبار کشف حجاب در این سفارت و توهین به پیامبر نشنانه تناقض است.

** طول خیابان نوفل لوشاتو تا حد فاصل پل حافظ مملو از جمعیت معترض است.

** مسیرهای منتهی به سفارت فرانسه از خیابان خارک مسدود شده است.

** تدابیر شدید امنیتی برای این تجمع در نظر گرفته شده است.

** مردم با دردست داشتن پلاکارت‌های «زغوغای هیچ اجنبی نیاید خم به ابروی شمس نبی»،پلاکارد: یا قائم آل محمد، پرچم: یا فاطمه الزهرا، و سردادن شعار: «وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد»و «شعار: سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن» در این تجمع حضور یافتند.

فارس در گزارش این تجمع نوشت: فاجعه هتک حرمت بی‌شرمانه نشریه فرانسوی به ساحت مقدس پیامبر رأفت حضرت محمد مصطفی(ص) در روزهای اخیر، دل یک و نیم میلیارد مسلمان اعم از شیعه و سنی در کشورهای مختلف دنیا را جریحه دار کرد به طوریکه جمعیت مسلمانان برای محکومیت این اقدام شنیع، به هر نحوی اقدام کردند.

برخی در فضای مجازی کمپین تشکیل دادند، عده‌ای بیانیه صادر کردند و برخی در تجمع‌های اعتراضی این اقدام را محکوم کردند.

دانشجویان و مردم انقلابی تهران نیز بعداز ظهر امروز به تجمع اعتراضی در مقابل سفارت فرانسه در تهران رفتند تا قطره‌ای باشند در دریای بیکران مسلمانانی که این روزها بیش از هر زمان دیگری نام پیامبر بزرگ اسلام را بر لب و در قلب دارند و پیوسته فریاد «لبیک یا رسول‌الله» سر می‌دهند.

هنوز ساعاتی به زمانی که برای آغاز تجمع اعلام شده بود باقی مانده بود، خیابان‌های منتهی به خیابان نوفل لوشاتو محل سفارت فرانسه و برگزاری تجمع بسیار شلوغ‌تر از همیشه بود. هر کس که یک بار این خیابان‌ها را در ظهر یک روز کاری دیده بود متوجه می‌شد که امروز جمعیت حاضر در خیابان‌های مرکزی پایتخت حال و هوای دیگری دارد.

زمزمه «یا رسول‌الله» در زیر لب مردمی که فوج فوج به سمت خیابان نوفل لوشاتو می‌رفتند قابل شنیدن بود.

ساعت 15، خیابان نوفل لوشاتو پر از جمعیت مسلمان شیعه و سنی است.  تجمع اتحادیه‌ها و تشکل‌های دانشجویی، دانشجویان و اقشار مختلف مردم در اعتراض به توهین نشریه فرانسوی «شارلی‌ابدو» به پیامبر گرامی اسلام  در مقابل سفارت فرانسه آغاز شد.

مراسم با تلاوت آیات قرآن کریم آغاز شد و بعد از آن مجری تجمع گفت: مسلمانان هیچ وقت به خاطر منافع سکوت نمی‌کنند، این تجمع به سه هدف اعتراض به اهانت نشریه فرانسوی به پیامبر اسلام، اجبار کشف حجاب زنان، حمایت آشکار آمریکا و انگلیس از اقداماتی که علیه مسلمانان انجام می‌شود و عدم واکنش مسئولان دیپلماسی کشور به این اقدامات برگزار شده‌است.

* حاضران در این همایش پلاکاردها و دست‌نوشته‌هایی در دست داشتند که اقدام نشریه «شارلی‌ابدو» را به شدت محکوم می‌کرد و روی آن شعارهایی مانند « اسلام دین صلح و دوستی است، ما عاشق محمد (ص) هستیم، سکوت هر مسلمان خیانت است به قزآن» نوشته شده بود تجمع کنندگان همچنین شعارهایی مانند« داعش، شارلی پیوندتان مبارک، مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر فرانسه، ما عشق محمدیم فذائیان رهبریم» سر دادند.

دانشجویان با سر دادن شعارهای مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و مرگ بر انگلیس از حمایت‌های دولت‌های غربی از اقدام نشریه شارلی‌ابدو انتقاد کردند و خواستار اخراج حامیان تروریسم از کشور شدند.

* عبدی: لزوم برخورد انقلابی مسئولان با کشورهای اهانت‌کننده به پیامبر اسلام

نمایندگان دانشجویان و مسئولان کشور برای مردم سخنرانی کردند، ابتدا علی عبدی عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان از لزوم برخورد شایسته و انقلابی مسئولان با کشورهای اهانت‌کننده به پیامبر اسلام گفت.

عبدی گفت: امروز اینجا جمع شده‌ایم که اتفاقات مکرری که از دولت‌های غربی سر زده و قلوب ملت‌های مسلمان را آزرده کرده است را پاسخ دهیم و این اقدامات را محکوم کنیم.

وی افزود: توهین به مقدسات اسلام سابقه 1400 ساله دارد اما امروز به برکت پیروزی انقلاب و قدرتمند شدن آن توهین به مقدسات اسلام خصوصا در مکان‌هایی که دولت‌های غربی نفوذ بیشتری دارد، شدت گرفته است.

وی ادامه داد: اگر بخواهند نور اسلام را خاموش کنند نه تنها به نتیجه نخواهند رسید بلکه به همت نفس قدسی پیامبر اسلام روز به روز گسترش بیشتری خواهد داشت.

وی خاطرنشان کرد:‌ این توهین‌ها زیر چتر حمایتی مفهومی مضحک آزادی بیان مطرح می‌شود. در حالی که پوشش حجاب بانوان در کشورهایی مانند فرانسه محدود و غیرقانونی اعلام شده است، حال چطور در چنین کشوری توهین به دین را آزاد اعلام و پوشش حجاب ممنوع می‌شود.

وی تصریح کرد: چرا کشورهایی که خود را مدعی آزادی بیان می‌دانند کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام را آزاد ولی ساختن مسجد را ممنوع می‌کند. چرا در این کشورها اجازه بیان مباحثی پیرامون هولوکاست و اهانت به رژیم صهیونیستی را نمی‌دهند.

این فعال دانشجویی با بیان اینکه یکی از شعارهای انتخاباتی روحانی بحث افزایش ارزش پاسپورت و گذرنامه‌های ایرانی در جهان بود، افزود: به نظر شما آیا امروز واقعا چنین اتفاقی رخ داده است. آیا این توهین‌هاکه امروز به مسلمانان در کشورهای اروپایی می‌شود شایسته برخورد انقلابی مسئولان جمهوری اسلامی نیست؟

وی به پیاده‌روی وزیر امور خارجه کشورمان با وزیر خارجه آمریکا اشاره کرد و افزود: آیا به جای این موضوع بهتر نبود برخوردی انقلابی، محکم و شایسته شان جمهوری اسلامی با آمریکا که ام‌الافساد است، صورت گیرد.

* توکلی: آیا توهین به پیامبر یک «آخ» از سوی وزارت خارجه نمی‌خواست؟

سپس احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: غرب ادعا می‌کند مدافع حقوق بشر است و در همان حقوق بشر آمده است که انسانها در انتخاب عقیده‌های مختلف آزاد هستند و باید به عقیده‌های افراد احترام گذاشت.

وی ادامه داد: شما به ادعای خودتان می‌گویید که هرکس حق دارد عقیده خود را داشته باشد و نمی‌توان به آن توهین کرد پس چگونه اجازه می‌دهید به عقاید مسلمانان توهین ‌شود؛ این یک تناقض آشکار در رفتار دولت فرانسه است.

نماینده مجلس ادامه داد: اینکه عده‌ای به داخل یک نشریه بریزند و در آنجا کشتار انجام دهند ثمره اقدامات فرانسه است؛ این حرکت به احتمال زیاد نقشه خود غربی‌هاست تا اسلام را بدنام کنند زیرا این کشور از همین تروریست‌ها در عراق، سوریه و دیگر نقاط حمایت کرده است.

توکلی در ادامه با انتقاد از عملکرد وزارت امور خارجه پس از توهین نشریه فرانسوی به ساحت پیامبر، گفت: در حالیکه چنین اقداماتی از سوی غرب و فرانسه علیه اسلام صورت می‌گیرد آیا باید مقامات وزارت امور خارجه آن رفتار را انجام می‌دادند؟

وی ادامه داد: رهبر انقلاب شما را فرزند انقلاب خواند و شما نیز باید اقدام متناسب انجام دهید.

این نماینده مجلس افزود: آیا آن اهانت به ساحت پیامبر یک «آخ»از سوی وزارت امور خارجه نمی‌خواست که شما آن سفر غیر خوشایند را انجام دادید؟

وی در ادامه خطاب به برخی جریان‌های داخلی اظهار داشت: کسانی که در داخل به کمپین ضد اسلام پیوسته‌اند آیا نمی‌دانند که پیامبر اسلام وجه مشترک همه اقوام ایرانی و وحدت‌بخش مسلمانان است.

توکلی خاطرنشان کرد: این جریان‌ها اگر فهم و غیرت دارند باید آن را به کار بگیرند و اقدامات ضد اسلامی را محکوم کنند.

* میرحاجی: دستگاه دیپلماسی سفیر فرانسه را از کشور اخراج کند

محسن میرحاجی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران در تجمع اعتراضی دانشجویان در مقابل سفارت فرانسه ضمن محکوم کردن اقدام توهین‌آمیز نشریه فرانسوی گفت: مردم و دانشجویان اینجا جمع شده‌اند که به سفیر بی‌کفایت فرانسه بگویند «لبیک یا محمد» و بگویند که اگر سفارت فرانسه را خراب نمی‌کنند به خاطر فرمان امام(ره) و رهبر‌شان است.

وی افزود: ما همیشه پشت سر پیامبر‌مان هستیم. از آقای ظریف و دستگاه دیپلماسی توقع اقدام انقلابی نداریم ولی می‌خواهیم حداقل با نماینده شیطان بزرگ قدم نزند و سفیر فرانسه را از کشور اخراج کند.

میرحاجی تصریح کرد: کشور ما یک کشور حسینی است و ما دانشجویان بسیجی و مردم انقلابی اجازه نمی‌دهیم به اسلام توهین شود.وی با اشاره به فعالیت سفارت فرانسه در ایران گفت: در این سفارت ناموس ملت را بی‌حجاب می‌کنند و معلوم نیست مسئولان در وین چه کاری انجام می‌دهند.

این مسئول دانشجویی با اعلام اینکه حرکات نشریات و مسئولان فرانسوی خدشه‌ای به پیامبر اسلام وارد نمی‌کند.

* پهلوان: توهین به مقدسات اسلامی نتیجه‌ای جز ناامن ساختن کشورهای غربی ندارد
علی پهلوان دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان هم ضمن محکوم کردن اقدام توهین‌آمیز نشریه فرانسوی گفت: 1400 سال است که اسلام به عنوان دین صلح، برابری و برادری، همه را به عدالت، مهربانی و خداپرستی دعوت می‌کند.

وی افزود: اکنون مسلمانان جهان مواجه با جنگ پایان‌ناپذیری هستند که به آنها تحمیل می‌شوند. اشرار یهودی که ما آنها را صهیونیست می‌دانیم سال‌ها نفرت علیه مسیحیت و مسلمانان را تجربه کرده است و اینک برای انتقام‌گیری و تکلیف مسلمانان را در دستور کار خود قرار داده است.

وی در ادامه به حمایت انگلیس، عربستان، آمریکا  به داعش و القاعده اشاره کرد و افزود: اقدام توهین‌آمیز نشریه فرانسوی به پیامبر اسلام و مقدسات اسلامی نتیجه‌ای جز ناامن‌ ساختن کشورهای غربی و تشکیل گروه‌های تروریستی ندارد.

پهلوان اضافه کرد: اگر به حکم قتل در مورد سلمان رشدی عمل می‌شد امروز کسی اجازه توهین به پیامبر اسلام را به خود نمی‌داد.

این فعال دانشجویی در خاتمه گفت: از قوه قضائیه می‌خواهیم ضمن پیگیری قضایی اقدام توهین‌آمیز این نشریه فرانسوی اقداماتی انجام دهد تا دیگر به مقدسات مسلمانان توهین نشود.

* پناهیان: شرمنده‌ایم که در کوران فتنه‌ها وزیر خارجه‌مان هوس می‌کند با کری قدم بزند
حجت‌الاسلام احمد پناهیان استاد حوزه و دانشگاه در تجمع دانشجویان در مقابل سفارت فرانسه که در اعتراض به توهین نشریه فرانسوی به ساحت پیامبر گرامی اسلام برگزار شد با اشاره به موضع وزارت امور خارجه و دولت در برابر این توهین گفت: در این ایام که آمریکا می‌خواهد به قلب باور اسلام حمله کند چه جای دم زدن از صلح حدیبیه است؟

وی با بیان اینکه صلح حدیبیه یک استثنا در اسلام بود، اظهار داشت: اصل در دین جنگ با مستکبران است و صلح جزء استثنا‌ها محسوب می‌شود.

وی با اشاره به مذاکرات وزیر امور خارجه کشورمان با جان‌کری وزیر امور خارجه آمریکا در ژنو تصریح کرد: ما شرمنده‌ایم که وزیر خارجه ما در کوران فتنه‌های دشمنان هوس کرده با وزیر امور خارجه آمریکا قدم بزند.

این استاد حوزه و دانشگاه اقدامات فرانسه، دانمارک و انگلستان و توهین به ساحت پیامبر را اقدامی نفرت‌انگیز خواند و افزود: این کشورها مانند سگ قلاده‌ به گردن مهار خود را به دست آمریکا سپرده‌اند.

وی جنایات دولت فرانسه در ایام جنگ تحمیلی علیه ایران و حمایت از رژیم صدام را یادآور شد و افزود: ما هنوز خون شهیدان‌مان را که با بمب‌های فرانسوی به زمین ریخت فراموش نکرده‌ایم.

پناهیان اینگونه اقدامات و توهین‌ها را باعث افزایش خشم انقلابی مسلمانان دانست و اظهار داشت: آمریکا اگر خود را در معرض نابودی نمی‌دید هرگز دست به چنین جنایاتی نمی‌زد و ما از این پس تا مرگ آمریکا را نبینیم لحظه‌ای دست از مبارزه برنمی‌داریم.

وی با تاکید بر اینکه ما تا نابودی کامل استکبار جهانی از پای نمی‌نشینیم، افزود: پیامبر ما رسول رحمت است اما نه برای کفار و همراهان استکبار.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه اسلام توانسته کمر دیپلمات‌های غربی را شکسته و همه آنها را ذلیل کند، اظهار داشت: هم‌اکنون غیرمسلمانان نیز در تجمع‌های اعتراضی خود می‌گویند که از اسلام الگو گرفته‌اند.

* دانشجوی اهل سنت: مسلمانان بعد از اقدامات توهین‌آمیز به اسلام نتیجه تفرقه و چنددستگی را دیدند

سلیم ملازهی دانشجوی بسیجی اهل سنت دانشگاه مذاهب اسلامی عصر امروز در تجمعی که مقابل سفارت فرانسه و در اعتراض به اهانت نشریه شارلی ابدو برگزار شد، گفت: امروز روزی است که مسلمانان نتیجه تفرقه و چنددستگی را دیدند و مشاهده کردند در فرانسه چگونه به پیامبر اسلام اهانت شد.

وی با بیان اینکه کشورهای غربی در پی تفرقه میان مسلمانان هستند، افزود: اسلام دین تکفیر نیست و مانند پیامبرش که پیامبر مهربانی است دین انسان‌دوستی، صلح و مهربانی است.

وی، ائتلاف‌هایی که توسط اروپا و غرب برای مقابله با داعش شکل گرفته را مضحک دانست و افزود: مسلمانان هرگونه اقدامات تروریستی را محکوم می‌کنند و در کنارش توهین به مقدسات ادیان الهی و آزادی بیانی که منجر به توهین به مقدسات می‌شود را نیز نمی‌پذیرد و آن را محکوم می‌کند.

این دانشجوی بسیجی اهل سنت اضافه کرد: هرگونه اقدامی که دشمنان اسلام  و در راس آنها آمریکا و انگلیس علیه مسلمانان انجام می‌دهند مسلما به خودشان آسیب می‌زنند.

* مردم نام خیابان نوفل‌لوشاتو را عوض کردند

در این تجمع عده‌ای از مردم کاغذی را که ذکر «محمد رسول الله» بر آن نقش بسته بود، به روی تابلوی خیابان نوفل لوشاتو چسباندند و نام این خیابان را عوض کردند.

جمعی از تجمع‌کنندگان از مسئولان درخواست داشتند که برای اعتراض به این توهین و سکوت دولت‌های غربی، نام خیابان نوفل لوشاتو را به نام پیامبر گرامی اسلام تغییر دهند.

* بیانیه پایانی تجمع دانشجویان و مردم انقلابی در مقابل سفارت فرانسه
بیانیه پایانی تجمع دانشجویان و مردم انقلابی در مقابل سفارت فرانسه صادر شد.

متن کامل بیانیه به شرح ذیل است:

« روند رو به رشد گرایش به اسلام در بین مردم کشورهای غربی، حاکمان این کشورها را به تکاپوی جلوگیری از امواج خروشان این حرکت با سیاه نمایی چهره رحمانی اسلام ناب محمدی انداخته است. حمله مشکوک و پرابهام هفته گذشته مترسک‌های ریش‌دار صهیونیست‌ها، با ادعای دروغین دفاع از اسلام، به دفتر مجله دست چندم و مبتذل نویس شارلی ابدو در فرانسه، بار دیگر بهانه مورد نیاز سردمداران تفکر الحاد را برای تنگ کردن فضا بر مسلمانان و ترسیم چهره ای خشن از اسلام، به دست آنان داد. اگرچه اصل داستان تعریف شده توسط دولت فرانسه در این باره خود دارای شبهات فراوانی است. مردم هوشیار و نکته سنج جهان چگونه می‌توانند باور کنند که بنا به ادعای دولت فرانسه، در یک اقدام مضحک که بیشتر به سکانسی از یک فیلم کمدی می‌ماند تا یک ماجرای واقعی، تروریست‌ها با در دست داشتن کارت‌های شناسایی خود به دفتر این نشریه حمله کرده و سپس کارت‌های خود را برجای گذارند تا احتمالا دولت فرانسه را درتکمیل این داستان مضحک یاری کنند! ادعایی که یادرآور ادعای حیرت انگیز سناریونویسان حادثه یازدهم سپتامبر مبنی بر سالم ماندن کارت‌های شناسایی هواپیماربایان در انفجار مهیب برج‌های دوقلوست. به راستی چگونه است که تروریست‌ها در تمامی اقدامات تروریستی، کارت‌های شناسایی خود را به همراه دارند؟

به فاصله کوتاهی از این حادثه مشکوک، تیغه دوم قیچی غرب برای بریدن ریشه اسلام گرایی در اروپا به حرکت درآمده و نشریه شارلی ابدو در اقدامی غیرانسانی و غیراخلاقی که نشان دهنده فاصله عمیق صاحبان تاریک اندیش آن با تمدن و فرهنگ و آزادی اندیشه است، اقدام به انتشار کاریکاتورهایی توهین آمیز علیه پیامبر رحمت و مهربانی کرده و به خیال خام خود تلاش کردند تا از این طریق و در جایگاه غریقی که برای جلوگیری از غرق شدن چنگ به هر خس و خاشاکی می‌اندازد، در برابر امواج اسلام خواهی مردم اروپا که برآمده از آگاهی آنان نسبت به شکست و به بن بست رسیدن لیبرالیسم است؛ مانعی هرچند موقت و کوتاه مدت ایجاد کنند.

حاکمان کاخ الیزه اکنون در برابر این سوال منطقی قرار دارند که آیا زمانی که با رویای سقوط حکومت مشروع و قانونی سوریه، به ایجاد گروه‌های خونریز و تروریستی می‌پرداختند، حساب بازگشت این تروریست‌ها به کشورهایشان در اروپا را نیز کرده بودند؟

دانشجویان بسیجی و انقلابی ایران، هم صدا با ملت شریف و مسلمان این کشور و همه مسلمانان بلکه آزادیخواهان جهان، ضمن محکوم کردن سناریوی پرابهام حمله تروریستی در پاریس، توهین بی شرمانه گردانندگان نشریه فرانسوی به پیامبر اعظم را که تحت تاثیر حمایت‌های بی دریغ دولت این کشور انجام گرفت، محکوم کرده و به دولت مردان فرانسه پیشنهاد م‌ کنیم که به جای توسل به این اقدامات بی شرمانه، در مورد حقیقت پیام اسلام و دلیل گرایش روزافزون مردم خسته از لیبرالیسم در اروپا، به این دین الهی بیشتر بیندیشند و بدانند که با خاک پاشیدن به رخ خورشید نمی‌توانند از تابش انوار آن جلوگیری کنند.

شوربختانه و با کمال تاسف پس از این هتک حرمت بی شرمانه به ساحت ملکوتی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) و در حالی که ملت شریف ایران منتظر برخورد قاطع دستگاه دیپلماسی کشورمان با دولت فرانسه بودند، جناب آقای ظریف وزیر خارجه ی دولت یازدهم در اقدامی نسنجیده و مغایر با اصول انقلاب اسلامی و حتی مغایر با اصول شناخته شده و مورد پذیرش دیپلماتیک، تنها دو روز پس از انتشار این کاریکاتورهای ننگین، به پاریس سفر کرده و با وزیر امورخارجه دولت فرانسه دیدار کرد.

دانشجویان انقلابی ملت ایران و فرزندان معنوی حضرت امام روح الله (رحمت الله علیه) از وزارت خارجه و شخص وزیر محترم می خواهند تا هرچه سریعتر نسبت به تشریح دلایل این اقدام غیرقابل پذیرش خود اقدام کرده و ضمن عذرخواهی از ملت ایران و مسلمانان جهان، مقدمات اخراج سفیر این دولت هتاک از کشور را فراهم کند. همچنین از رئیس جمهوری نیز می‌خواهیم در کوتاهترین زمان ممکن، واکنش درخور نسبت به این حرکت نسنجیده جناب ظریف ابراز داشته و ایشان و وزارت خارجه را ملزم به اخراج سفیر فرانسه از کشورمان و جلوگیری از بازگشت او تا زمان عذرخواهی رسمی دولت آن کشور از پیشگاه رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) و همه مسلمانان جهان بکند.

گفتگویی خواندنی با دکتر احمد نادری؛
اروپـــا جـنـبـش دانـشـجـویـی نـدارد
دکتر احمد نادری، استادیار گروه انسان‌شناسی دانشگاه تهران است. وی کار‌شناسی و کار‌شناسی ارشد خود را در دانشکده علوم اجتماعی (گروه انسان‌شناسی) به پایان رسانیده و دکترا و پست دکتری خود را از دانشگاه فرایه برلین در حوزه انسان‌شناسی سیاسی دریافت کرده است. حوزه‌های نظری و عملی کار وی انسان‌شناسی سیاسی، انسان‌شناسی خاورمیانه، انسان‌شناسی اروپا، اسلام سیاسی، ژئوکالچر و ژئوپلیتیک می‌باشد.
جنبش دانشجویی اروپا

به گزارش صدای دامشجو به نقل از «خبرنامه دانشجویان ایران» وی از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۷ مدیریت خانه نشریات وزارت علوم را بر عهده داشته است. تجربه دانشجویی در آلمان در کنار انسجام نظری‌ای که از تخصص وی نشأت می‌گیرد، موجب شده مصاحبه‌ای گیرا با موضوع «بررسی وضعیت آرمان گرایی در جنبش‌های دانشجویی اروپا» در اختیارمان قرار گیرد.

  • موضوع این مصاحبه، بررسی وضعیت آرمانی خواهی در جنبش‌های دانشجویی در اروپا و به طور خاص در آلمان که محل تحصیل جنابعالی بوده، می‌باشد. برای شروع بحث شاید مناسب باشد نظری به تطور تاریخی جنبش‌های دانشجویی داشته باشیم؛ جنبش‌های دانشجویی در اروپا چه سیری را طی کرده است؟

قبل از اینکه وارد بحث شویم باید تعریفی از آرمان خواهی و جنبش و همچنین یک تعریف از جنبش دانشجویی ارائه دهیم تا به بحث سیر جنبش دانشجویی در اروپا وارد شویم. در بحث آرمان خواهی اگر بخواهیم یک تعریف مختصری ارائه بدهیم، می‌توانیم بگوییم که آرمان خواهی یک مجموعه‌ای از گزاره‌ها در دل یک گفتمان است که نقطه اصلی آن گفتمان و دال مرکزی آن، مخالفت و نقد وضع موجود است. در واقع اعتقادی است مبنی بر به اینکه ما باید به یک وضع مطلوب یا یک آینده مطلوب برسیم، با توجه به حال و جامعه‌ای که در آن هستیم. این را اگر ما نقطه حرکت در بحث ارمان خواهی بگیریم، به عنوان بُعد نظری به یک نقطه عزیمت دست یافته‌ایم.

اگر بخواهیم مختصراً در مورد جنبش‌ها بگوییم، جنبش را مجموعه‌ای از کنش‌ها می‌دانند که این کنش‌ها، کنش‌هایی هدفمند هستند و برای رسیدن به یک وضعیتی غیر از وضعیتی که در حال حاضر وجود دارد، سازمان‌دهی می‌شوند و درواقع اگر جنبش توانست مخالفت با وضع موجود را عملیاتی و فراگیر کند به سمتی حرکت می‌کند که یک نظم جدید را جایگزین نظم موجود خواهد کرد.

جنبش دانشجویی زیرمجموعه‌ای از جنبش‌های اجتماعی تلقی می‌گردد و متفکران علوم اجتماعی در تعاریفی که داشته‌اند- ازجمله می‌توان نام برد از آلن تورن که خود او در جنبش سال ۱۹۶۸ حضور داشته و در مورد آن کار کرده بود- جنبش دانشجویی را مجموعه‌ای از جنبش‌های اجتماعی تلقی می‌کنند که کنشگران این جنبش دانشجویان هستند و دانشجو روحیاتی دارد که اکثراً روحیات ارمان خواهانه است. در اینجا آن پیوند میان دانشجو و آرمان‌خواهی آشکار می‌شود، چرا دانشجو آرمان‌خواه است؟ زیرا دانشجو در سنی هست که اقتضای آن ارمان خواهی و تن ندادن به خیلی از ضوابط موجود در جوامع است که این روحیه کاملاً بین‌المللی است و لزوماً به یک جامعه خاص محدود نمی‌شود.

البته این بین‌المللی بودن روحیه آرمان‌خواهی به این معنی نیست که در همه جای دنیا جنبش‌ها شبیه یکدیگرند، بلکه عوامل مختلفی در نحوه ظهور و بروز و شکل آن‌ها تأثیرگذار است. بر اساس بحثی که خانم مارگارت مید در مورد کتاب «بلوغ در ساموآ» ارائه می‌کند، بسیاری از رفتارهایی که به‌ظاهر می‌تواند شکل یکسان بین‌المللی داشته باشد، تحت تأثیر عوامل فرهنگی است. او در این کتاب نحوه بالغ شدن پسران و دختران را بررسی می‌کند. رویکرد غالب در همه دنیا این است که در سنین بلوغ تحت تأثیر ترشحات هورمونی و وضعیت فیزیولوژیک، جوان‌ها به سمت اگرسیون و پرخاشگری و رفتارهای خشن حرکت می‌کنند، ولی خانم مید نشان می‌دهد که برخلاف تصور موجود، این موضوع تحت تأثیر فرهنگ جوامع است و به این صورت نیست که بتوان یک نسخه بیولوژیک پیچید که در تمامی جوامع صدق کند، بنابراین این موضوع در تمامی جوامع صدق نمی‌کند. مثلاً در ساموآ این قضیه با ایالات‌ متحده متفاوت است و مردم ساموآ و در حقیقت فرهنگ ساموآیی، جوانان را با آرامش وارد دوره بلوغ می‌کند. اگر بخواهیم بحث خانم مید را وارد بحث خودمان کنیم که دانشجو و جوان در سن خاصی روحیات خاصی دارد و به سمت آرمان‌خواهی می‌رود، بایستی بگوییم این روحیات و آرمان‌خواهی تحت تأثیر فرهنگ جوامع نیز قرار می‌گیرد و درواقع، مقداری بحث را مردم‌شناختی نموده‌ایم. پس قاعدتا جنبش دانشجویی در غرب مانند جنبش دانشجویی که در می‌۶۸ در فرانسه، آلمان و امریکا و ایتالیا و انگلیس رخ داد، لزوماً نمی‌توان آن نسخه را برای ایران پیچید، زیرا بستر فرهنگی آن‌ها متفاوت است، اما آن چیزی که مشخص است این است که روحیه مخالفت با خیلی از نرم‌های موجود در جوانان وجود دارد این مقابل آن چیزی است که به آنconservatism یا محافظه‌کاری می‌گویند که هر چه سن بالا می‌رود روحیه محافظه‌کاری بیشتر می‌شود اما در سنین جوانی روحیه آرمان‌خواهی بیشتر است.

Student Movement

  • سپاسگزارم، توضیح بسیاری خوبی بود، تصور می‌کنم اکنون می‌شود به سؤال اول در خصوص تاریخچه و همچنین تطور و رشد و افول جنبش‌های دانشجویی در اروپا پاسخ گفت.

کسانی که در مورد جنبش دانشجویی چه در غرب چه در ایران بحث کرده‌اند، به‌طور خاص در اروپا، جنبش ۶۸ را یک جنبش دانشجویی می‌دانند که به یک انقلاب فرهنگی در اروپا منجر شد. اگرچه این جنبش نتوانست در براندازی وضع موجود چه در کشورهای اروپایی و چه در امریکا دستاوردهای سیاسی آن‌چنانی کسب کند، اما توانست در یک براندازی فرهنگی، یک نظم فرهنگی جدیدی را بر جامعه سوار کند.

لذا ما به تبعیت از تمام کسانی که در زمینهٔ جنبش دانشجویی در غرب کار کرده‌اند سال ۱۹۶۸ را یک نقطه آغاز و نقطه عطف در بحث جنبش‌های دانشجویی فرض می‌کنیم.

  • این مبدأ پنداری جنبش دانشجویی سال ۶۸ آیا تلویحاً به این دلیل است که جنبش دانشجویی ۶۸ یک جنبش دانشجویی موفق بوده است؟ زمینه‌های تاریخی وقوع جنبش چه بوده؟

ببینید، آلمان پس از جنگ جهانی دوم -یعنی آلمان پس از سال ۱۹۴۵ که متفقین و شوروی، آن را فتح کرده‌اند- به دو قسمت تقسیم می‌شود: آلمان شرقی و غربی، برلین نیز دو قسمت شده است. نکته جالب این موضوع این است که برلین در آلمان شرقی است اما به دلیل اهمیت این شهر به دو قسمت تقسیم شد که نادر‌ترین پدیده ژئوپولتیک طول تاریخ است. آلمان پسا جنگ از سال ۱۹۴۵ یک چنین وضعیتی دارد: در یک‌سو حزب کمونیست با تمام مشخصاتی که در کتاب‌های علوم اجتماعی از آن ذکرشده مسلط شده و قرار دارد، اما در آلمان غربی یک فرهنگ غربی- آمریکایی مسلط می‌شود، وضعیت داخلی المان به این صورت است که آقای کنراد آدناور (Konrad Adenauer) به عنوان صدر اعظم المان انتخاب شده که یک دموکرات مسیحی از حزب CDU (Christlich Demokratische Union Deutschlands) است، البته دولت، دولت ائتلافی است که خود اقای آدناور که خودش یک دموکرات مسیحی است با سوسیال دموکرات‌ها به یک ائتلاف رسیده است.

یک فرهنگ غالب در آلمان پس از جنگ حاکم هست که یک فرهنگ نخبه گراست به معنای اینکه کسانی بر آلمان در بعد فرهنگی و سیاسی تسلط دارند که نخبگان پسا جنگ و مخالفان هیتلر هستند؛ اما آن‌ها نیز مستحیل در فرهنگ دوران هیتلر هستند که در تلفیق با فرهنگ مصرف‌گرای آمریکایی، یک فرهنگی را مسلط می‌کند که درواقع جوانان را اذیت می‌کند و به جوان‌ها میدان نمی‌دهد، لذا یکی از شعارهای آلمان پس از جنگ این است که ما می‌خواهیم به آن سمت برویم که آلمان دموکرات‌تر شود.

شعارهای خیلی زیبایی به تبعیت از مرکزی به نام امریکا داده می‌شود؛ اما عملاً نخبگانی که حاکم هستند کار خودشان را می‌کنند. درنتیجه به‌تدریج دو خرده‌فرهنگ شکل می‌گیرد در اینجا در مخالفت با وضع موجود که بعد‌تر تبدیل به یک counterculture یا ضد فرهنگ می‌شود که در سال ۱۹۶۸ جلوه‌گر می‌شود.

بحث ما به سال ۱۹۵۰ و زمینه‌های ظهور جنبش برمی‌گردد زمانی که این خرده‌فرهنگ‌ها در جوانان شکل می‌گیرد که وضع موجود را پذیرا نیستند و می‌خواهند بانظم موجود که نظمی مبتنی بر اقتدار بزرگ‌ترهاست، مبارزه کنند و آن را به چالش بکشند. لذا دودسته در اینجا ظهور و بروز پیدا می‌کنند: یکی خرده‌فرهنگی که به‌اصطلاح فرهنگ لات‌ها و عربده‌کش‌ها است که در موسیقی‌هایی مانندRock and roll و موسیقی‌های تند جلوه‌گر می‌شود. صحنه آلمان غربی و برلین غربی شاهد عربده‌های این جوانان هست که یک وضعیت خاصی را ایجاد کرده بودند. بیشتر این جوانان جزئی از طبقه کارگرند. لذا درواقع جنبش جوانان است نه جنبش نخبگان یا جنبش دانشجویان؛ و درواقع جنبش جوانان کارگری است.

دومین دسته که دانشجو‌ها هستند، اگزیستانسیالیست‌ها هستند که به نظریات اگزیستانسیالیسم فرانسه بیشتر گرایش پیدا کردند و این‌ها یک فرهنگ قلدرمآبانه در پیش می‌گیرند به‌تبع‌‌ همان گرایش و به کافه‌ها می‌روند و لباس‌هایی بارنگ سیاه می‌پوشند که در اکثر فرهنگ‌ها نشان‌دهنده و نشانه‌ای از عزا است. آن‌ها با مشکی پوشیدن می‌خواستند نشان دهند که عزادار تسلط یک فرهنگ غالب در جامعه هستند. در کافه‌ها بحث می‌کنند راجع به اینکه وضعیت موجود ما چگونه است و.... این‌ها دو خرده‌فرهنگ هستند که در المان پس از جنگ به وجود می‌آید.

اما یکی دیگر از عوامل ظهور فرهنگ مسلط و این خرده‌فرهنگ‌ها که بعداً ضد فرهنگ می‌شود را که بخواهیم در المان پسا جنگ نام ببریم درواقع می‌توانیم بگوییم که آن معجزه اقتصادی و طرح مارشال است. پس از جنگ جهانی دوم قرار شد که میلیارد‌ها دلار از امریکا به اروپای غربی سرازیر شود که در مقابل رقیب سوسیالیست بود و در پی ساختن یک بهشت در اروپای غربی و نهایتاً گسترش دادن آنچه که با آن American dream می‌گویند، بود.

Student Movement

آمریکایی‌ها معتقد بودند که اگر ما آن American dream را ببریم در اروپای غربی و شایع کنیم و دموکراسی آمریکایی را اگر آنجا ببریم همان‌جا بهشت می‌شود و قاعدتاً مردم اروپای شرقی به‌تبع خواهان غربی شدن خواهند شد. این مسئله در مورد آلمان شرقی (DDR) هم صادق بود.

در کشورهای دیگر اروپا نیز برنامه کمک به کشورهای جنگ‌زده بود، اما طرح مارشال در آلمان یک ویژگی دیگری داشت. آلمان کشوری بود که یک‌جورهایی مستعمره آمریکا بود و تاکنون نیز مستعمره آمریکا است. به این دلیل که آلمان و همچنین ژاپن پس از جنگ با خاک یکسان شدند و آمریکا آمد و فرایند ملت‌سازی (Nation-Building) را در آنجا مجدداً شروع کرد که به نام پروژه موفق از آن نام می‌برند. تاکنون ژاپن و آلمان از داشتن ارتش به معنای مصطلح محروم هستند. البته آلمان در ناتو نیروهایی دارد ولی به آن ارتش نمی‌توان گفت ضمن اینکه بزرگ‌ترین پایگاه نظامی آمریکا در اشتوتگارت آلمان است و آلمان هنوز تحت اشغال آمریکا است و در این مورد در مردم و نخبگان آلمانی نارضایتی‌هایی نیز وجود دارد، اما ترجیح می‌دهند به هر دلیلی همچنان سکوت کنند. بگذریم. طرح مارشال می‌آید و این‌ها شروع به پول ریختن در آلمان غربی می‌کنند و از آلمان غربی یک جامعه سیر می‌سازند. آلمانی که در فلاکت و بدبختی پس از جنگ دست‌وپا می‌زند، در درجه اول برنامه آمریکایی‌ها این است که با این معجزهٔ اقتصادی بیاییم و مردم آلمان را سیر کنیم.

همان‌طور که دریکی از ترانه‌های آلمانی پساجنگ آمده است، مردم آلمان دیگر گرسنه نیستند و به سمتی می‌روند که شکم‌هاشان بزرگ می‌شود. این‌یکی از ترانه‌های پس از جنگ است که: حالا وقت سازندگی است و شکم‌ها گنده‌تر می‌شود. این شکم‌سیری باعث می‌شود که دغدغه‌های جدیدی در جوانان آلمان شکل بگیرد؛ دیگر دغدغه نان و شکم در اولویت نیست لذا عربده‌جوهای طبقه کارگر که حالا وضعشان خوب است، به سمتی رفتند که طبقه متوسط را شکل دهند. همچنین دغدغه جوانان اگزیستانسیالیست که از طبقه متوسط هستند مخالفت با وضع و فرهنگ موجود می‌شود. پس ما اگر به بحث برگردیم دو خرده‌فرهنگ را می‌بینیم که در آلمان به مخالفت با فرهنگ مسلط می‌پردازند که این وضعی است که پدرانشان به وجود آوردند و در درجه اول مخالفت با پدران این جوانان است.

  • آیا منظورتان از مخالفت با پدران مخالفت با هرگونه اقتدارگرایی است یا اینکه واقعاً پدران به‌مثابه نسل قبلی جوانان مدنظر است؟

می‌شود گفت اقتدارگرایی پدران است که البته همان‌طور که گفتم، ریشه در فرهنگ هیتلری هم دارد؛ اما در واقعیت پدران این‌ها هستند که بر سرکار هستند، یعنی بعد بیولوژیک هم مطرح است. نسل قبلی است که بر سرکار است و در تمامی جنبه‌ها کار را در دست دارد. راه‌حلی که این پدران به کار گرفتند در کمتر از یک دهه تا قبل از جنبش ۶۸ این بود که این جوانان معترض را در سیستم ذوب کنند و در فرهنگ موجود مستحیل سازند. جوانان طبقه کارگر که کار خودشان را می‌کردند، پس مهم‌تر از همه این قشر آوانگارد (avant-garde) و این نخبگان جدید بودند. این قشر را در سیستم ذوب کردند و با ارائه این راه‌حل دیگر قاعدتا مخالفتی از سوی نخبگان وجود نداشت، به این دلیل که تا زمانی که کسی در قدرت نیست آرمان‌خواه است و حرفش را بدون ترس می‌زند به‌محض اینکه وارد قدرت شود محافظه‌کار می‌شود و وارد سیستم که شد خودش را در قبال سیستم مسئول می‌داند. -طنز قصه این است که در کشور ما برعکس است؛ زمانی که فرد وارد سیستم می‌شود یک ژست اپوزیسیون می‌گیرند- اما واقع ماجرا این است که با این ترفند این‌ها جوانان دانشجو را ذوب در سیستم کرده‌اند.

جلو‌تر که می‌رویم به جنبش ۱۹۶۸ می‌رسیم. درواقع اگر بخواهیم جنبش ۶۸ را تعریف کنیم مجموعه‌ای از کنش‌هاست که در یک گستره وسیعی از دنیا که از غرب امریکا گرفته تا اروپا ظاهر شد و عمدتاً در کشورهای اروپایی در فرانسه، آلمان، انگلیس و ایتالیا مطرح شد؛ اما در آلمان این جنبش دیگران خرده‌فرهنگ نیست که می‌آید شروع به مخالفت می‌کند، بلکه یک ضد فرهنگ است. درواقع دو خرده‌فرهنگ موجود قبلی را سیستم توانست کنترل کند، اما در اینجا دیگر کنترلی در کار نبود و دانشجو‌ها به این نتیجه رسیدند که باید به سمت براندازی فرهنگ موجود حرکت کنند. فرهنگی که بورژوایی مصرف‌گرا و مصرف‌زده است. آنان به عمل‌گرایی هم سیاسی و هم کف خیابانی دست زدند و همچنین با تشکیل فراکسیون ارتش سرخ (RAF) به سمت دست به سلاح بردن نیز حرکت کردند که در فیلم آلمانی Der Baader Meinhof Complex که در مورد فراکسیون ارتش سرخ است، نشان داده‌ شده و در آن‌یک عده از دانشجویان و روزنامه‌نگاران دورهم جمع می‌شوند و شروع می‌کنند به مخالفت بافرهنگ مسلط آلمان و مخالفت با جنگ ویتنام، از تظاهرات آرام‌ گرفته تا حرکت‌های مسلحانه در آلمان.

در فرانسه نیز جنبش از دانشجویان جامعه‌شناسی دانشگاه نانتر آغاز می‌گردد و این جنبش به سوربن و کل پاریس هم کشیده می‌شود. آقای دوگل، رییس جمهور و ژرژ پمپیدو (Georges Jean-Raymond Pompidou)، نخست‌وزیر بود. آقای پمپیدو که مغز متفکر بود در‌‌ همان زمان برای یک ویزیت رسمی به ایران و افغانستان می‌آید که در‌‌ همان زمان که او در فرانسه نیست با درخواست رییس دانشگاه سوربن دستور حمله به دانشگاه صادر می‌شود و خشونت زیاد می‌شود و دانشجویان نیز مقابله می‌کنند؛ کشته‌ها و زخمی‌هایی را جنبش تقدیم می‌کند. بعد از آن، کارگران نیز به این جنبش ملحق می‌شوند و جنبش تبدیل به یک مسئله اجتماعی می‌شود. تا آن زمان، جنبش دانشجویی بود و با پیوستن اقشار مختلف جامعه، تبدیل به «مسئله اجتماعی» می‌شود. در جامعه‌شناسی زمانی می‌گویند مسئله اجتماعی است که کثیری از مردم از آن رنج می‌برند و به فکر راه‌حل بیفتند. دانشجو‌ها دانشگاه را می‌گیرند و پرچم‌های فرانسه را پایین می‌کشند و پرچم‌های جنبش را بالای سوربن می‌برند و یک تجربه خودمختاری در درون یک حکومت دیگر را تجربه می‌کنند. آقای پمپیدو این plan را طراحی کرده بود که نشان دهد این‌ها نمی‌توانند کاری را از پیش ببرند و طرفداران جنبش ریزش کنند که بعداً دستور حمله به سوربن مجدداً صادر می‌شود و سوربن دوباره به دست دولت می‌افتد و جنبش دانشجویی فروکش می‌کند.

اما به آلمان برمی‌گردیم؛ بنابراین، اعتراض عملاً صورت می‌گیرد و دانشجویان آلمانی به اعتراض می‌پردازند دانشگاه‌ها را اشغال کردند و‌‌ همان وضعیتی که در فرانسه بود در آلمان شکل می‌گیرد این مختصراً بحث تاریخچه جنبش دانشجویی است.

  • این جنبش در مخالفت با چه شکل ‌گرفته بود و چه ویژگی‌هایی بر این جنبش حاکم بود؟

این جنبش چند ویژگی داشت. اولین ویژگی رفتن به سمت نظریات چپ مارکسیستی و نظریات روانکاوی بود. مکتب فرانکفورت و نظریه‌پردازانش نظیر مارکوزه و بنیامین- تا جایی نظریات مارکوزه مورد استفاده بود و بعد از مدتی دانشجویان به سمت نظریات بنیامین رفتند، درواقع هم مرام چپ داشتند و هم به آراء روان‌کاوان وابسته بودند. در مورد جنبش دانشجویی، مارکوزه بر این اعتقاد بود که از طبقه کارگر، -آن‌چنان‌که در مارکسیسم کلاسیک گفته می‌شود- دیگر چیزی در بحث انقلاب در‌ نمی‌آید و می‌گفت این کنشگران خاصیت انقلابی‌گری را از دست ‌داده‌اند؛ زیرا بورژوازی کارگران را با رونق رفاه و مصرف آلوده و فاسد کرده است. لذا مارکوزه برای بحث انقلاب می‌گفت امید ما به دانشجویان و جهان سوم است. نکته‌ای در اینجا می‌خواهم اشاره ‌کنم؛ این است که کسانی که در مورد جنبش دوم خرداد در ایران نظریه‌پردازی می‌کردند -و البته نشخوار نظریات می‌کردند، با همین تز آقای مارکوزه معتقد بودند که جنبش دانشجویی است که می‌تواند مقابل حکومت بایستد. پس کشف دوباره نظریات سنتی مارکسیسم و روان‌کاوی یکی از ویژگی‌های جنبش بود.

اما دومین ویژگی، بحث ضدیت جنبش با آمرانگی و قدرت توتالیتر بود. این هم ردش را باید در افکار مکتب فرانکفورت گرفت. فرهنگی که پدران حاکم کرده بودند، یک اقتدارگرایی و یک آمرانگی را در آلمان حاکم نموده بود که این جوان‌ها معتقد بودند ما باید با آن‌ها مبارزه کنیم، چون معتقد بودند که این آمرانگی تمام جوانب ما را تحت تأثیر قرار داده، حتی جسم و عواطف ما را نیز تحت تأثیر قرار داده است. لذا ضدیت با آمرانگی مؤلفه‌ای بود در جنبش دانشجویی که راه‌حل آن را حرکت در مسیر آزادی می‌دانستند. ایده آزادی و حرکت به سمت آزادی از قیدوبندهایی که هم بر جسم و هم بر روان است، از ایده‌های اصلی مکتب آقای مارکوزه است.

Student Movement

سومین ویژگی، بحث آزادی است که یک‌بخشی از آن آزادی روح و روان است. مهم‌تر از این آزادی بحث آزادی جسمی و جنسی و روابط آزاد جنسی جوانان بود که در این جنبش به‌طور خاص مطرح شد. نظریات روان‌کاوی آقای ویلهلم رایش که یک روان‌کاو اتریشی بود، به کمک دانشجویان آمده بود؛ و همچنین وسایل ضدبارداری که وارد بازار شده بود، به جوانان این امکان را می‌داد تا بی‌هیچ هراسی به لذت‌های جنسی خودشان بپردازند و معتقد بودند که پدران ما جنسیت ما را در زندان افکندند و ما را به زندان انداختند و ما باید این زندان را بشکنیم که آزادی جنسی راه‌حل آن است.

اما یکی دیگر از ویژگی‌های جنبش ۶۸ بحث انقلاب فرهنگی است. تم انقلاب فرهنگی تمی است که از مائو اخذ شد. اگر از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۹ را دوره انقلاب فرهنگی چین بدانیم، در آن زمان ارتش سرخ چین یک تلاش هماهنگ انجام داد برای زدودن جلوه‌هایی از فرهنگ بورژوازی‌ای که در چین رواج پیدا کرد. دانشجویان غربی تحت تأثیر این انقلاب فرهنگی قرار گرفتند. مطلوبیت چین برای جوان‌ها به این دلیل بود که اولاً انقلاب چین انقلابی بود که با الگوهای رایجی که در افکار مارکس وجود داشت، در تضاد بود زیرا این جوان‌ها با چپ سنتی نیز مبارزه می‌کردند و به همین دلیل از حکومت شوروی پیروی نمی‌کردند. در الگوی کلاسیک انقلاب مارکسی گفته می‌شود که قشر پرولتاریا باید به یک خودآگاهی طبقاتی برسد و بعد به سراغ انقلاب برود؛ اما در انقلاب چین خودآگاهی وجود نداشت و یک‌باره اتفاق افتاد. یکی دیگر از ابعاد مطلوبیت انقلاب چین، بحث سوسیالیسم چینی بود که جایگزین سوسیالیسم روسی می‌گردید و برای جوان‌ها ازاین‌جهت که فرهنگ مسلط برای به حاشیه راندن جوان‌ها به این فرهنگ انگ روس گرایی می‌چسباند و می‌گفت شما عامل روسیه هستید، چین یک الگوی جدید بود و مطلوبیت داشت. لذا انقلاب فرهنگی که در ۶۸ جنبش دانشجویی به دنبال آن بود حمله‌ای به تمام بنیادهای بورژوازی فرهنگ مسلط غرب و قاعدتاً قبل از آن آمریکا بود. در بحث انسان تک ساحتی (Eindimensionale Mensch) که مارکوزه آن را تحت عنوان کتابی با همین عنوان مطرح کرد، با ارجاع به نظریات مارکس می‌گوید سرمایه‌داری مدرن بیشتر از آن‌که کالا‌ها را در معرض فروش قرار دهد سبب یک سلطه فرهنگی است و درواقع با سلب خودآگاهی از مردم این فرهنگ کار خود را انجام می‌دهد و زمانی که از خود بیگانگی ایجاد شد زمینه‌ساز سلطه فرهنگی است. بحث صنعت فرهنگ (Kultur Industrie) نیز از جانب نظریه‌پردازان مکتب فرانکفورت مطرح شد که معتقد بودند سلطه سرمایه‌داری قبل از هر چیز یک سلطه فرهنگی است و بازتولید فرهنگ سرمایه‌داری، فروش کالا‌ها را نیز به دنبال دارد. فرهنگ، اقتصاد را ساپورت می‌کند و تبدیل به کالا می‌شود و این منطق، یک منطق سرمایه دارانه است. درنتیجه دانشجویان نیز با صنعت فرهنگ مخالفت می‌کردند.

یک وجه دیگر جنبش ۶۸ معنویت‌گرایی بود. دانشجویان و توده‌های مردم غربی خسته از نظریات مادی گرایانه بودند، زیرا مذهب در آلمان پس از جنگ رو به افول گذاشت و یک خلأ معنوی احساس می‌شد. لذا این دانشجویان به سمت مذهب‌های جدید نظیر عرفان‌های هندی و بودیسم و مذاهب مدرن رفتند.

یکی دیگر از ویژگی‌ها، بحث سیاسی گردیدن هنر بود و ارتباط تنگاتنگی بافرهنگ پیدا می‌کند. هنر آن زمان هنری بود که یک هنر آغشته با سرمایه‌داری و سرمایه زده بود. در پیروی از مکتب فرانکفورت و به‌طور خاص کتاب فلسفه موزیک مدرن تئودور آدورنو که در مورد هنر بحث می‌کند، مفهوم هنر سفارشی مطرح می‌شود که معتقد بودند این هنر نه ‌تنها کمکی به رهایی نخواهد کرد بلکه جوانان را به سمت ازخودبیگانگی می‌برد. لذا انقلابیون شصت و هشتی به سمت خلق اشکال جدید در هنر موزیک و تئا‌تر و اشکال دیگر رفتند، مانند موزیک rock and roll که آقای الویس آرون پریسلی (Elvis Presley) سردمدار آن بود و همچنین تئاترهای خیابانی که جوان‌ها شروع کردند به اجرای آن حتی در کارخانه‌ها که این‌ها اشکال جدیدی از هنر بود.

آخرین مؤلفه، بحث فضای بین‌المللی‌ای بود که در مخالفت با جنگ ویتنام شکل‌ گرفته بود که آلمان نیز به تبعیت از آن، متأثر بود. یک جنگ تمام‌عیار و بی رحمانه ای را آمریکایی‌ها علیه ویتنامی‌ها شروع کرده بودند. درواقع جوان آلمانی که در سطح جامعه به آن‌ها گفته‌ شده بود دموکراسی و حقوق بشر آمریکایی که به‌طور خاص به آلمان و ژاپن صادرشده است، بهترین مواهب است؛ و اینکه همه باید به این سمت بروند و.... جوانان با دیدن این موقعیت، دچار نوعی دوگانگی و تعارض شده بودند و از خود می‌پرسیدند که اگر حقوق بشر و دموکراسی آمریکایی این است که یک جنگ بی‌رحمانه‌ای شکل گیرد که در آن انسان‌های بی‌گناه زیادی تلف شوند، چه فرقی با آلمان هیتلری دارد؟ بازنمایی این جنگ در رسانه‌ها – در آن زمان هنوز کمتر در آن تک‌صدایی و انحصار بود- باعث شده بود که جوان‌های آلمانی از سویی این موضوع را از رسانه‌های مختلف ببینند و از سوی دیگر سکوت دولت‌مردان خودشان را هم می‌دیدند که این مسئله معترضشان می‌کرد.

  • سؤالی که نهایتاً باید پرسید این است که با وجود این تعداد ویژگی که هر یک سرمایه‌ای برای ادامهٔ جنبش دانشجویی ۱۹۶۸ بود، چرا این جنبش افول کرد؟

درواقع این امر معلول این است که آن فرهنگ مسلط مجدداً بعد از آن جنبش فرصت پیدا کرد تا خود را بازسازی کند و راه‌های جدیدی را در پیش گرفت. بخشی از خواسته‌های دانشجویان و جوانان را برآورده نمود و بخشی از راه‌حل نیز درآوردن جوانان به سیستم و سهم دهی به آنان بود.

زمانی که از بورژوازی غرب نام‌ برده می‌شود، منظور تمدنی است که به رهبری امریکا کار خود را انجام می‌داد. تا زمان فروپاشی شوروی، آمریکا سیاست‌ها را در آلمان تعیین می‌کرد. لذا ترتیبی دادند که جوان‌ها در سیستم هضم شدند و از سویی هم شروع به برآورده نمودن خواسته‌های این‌ها کردند.

یکی دیگر از ترفندهایی که سرمایه‌داری مدرن در راستای کنترل جنبش‌ها در پیش گرفت، مبتذل کردن امر مقاومت بود. به‌طور مثال در آن زمان داشتن عکس سردمداران چپ مانند چگوارا ممنوع بود که نظام سرمایه‌داری نه‌ تنها ممنوعیت را حذف کرد بلکه خود شروع به تکثیر و فروش این پوستر‌ها نمود که علاوه بر سرگرم ساختن قشر جوان، پولی نیز به جیب‌های سرمایه‌داران سرازیر می‌شد.

آقای والرشتاین در کتاب خود با عنوان علوم اجتماعی نیندیشیدنی (Unthinking Social Science) بحث مفصلی در خصوص جنبش‌های ضد سیستم نموده که جنبش‌های ضد سیستم بخشی از سیستم است. او معتقد است زمانی که بحران در سیستم شکل می‌گیرد، سه پاسخ به بحران در سیستم داده می‌شود که یکی شکل‌گیری ایدئولوژی‌ها، یکی شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی و سومی، شکل‌گیری علوم جدید است. درواقع هر سه این پاسخ‌ها ازنظر وی در راستای کمک به سیستم سرمایه‌داری مدرن برای خروج از بحران است. او در مورد علوم انسانی جدید این‌گونه می‌نویسد که پس از انقلاب فرانسه، سه علم به‌طور خاص برای مطالعه جوامع غربی و دو علم برای مطالعه جوامع غیر غربی که یک «دیگری» تلقی می‌شد، شکل پذیرفت. در حوزه جامعه غربی، وی معتقد است برای مطالعه حوزه عمومی اعمال قدرت، علوم سیاسی؛ برای مطالعه حوزه نیمه عمومی تولید، علم اقتصاد؛ و برای مطالعه حوزه خصوصی، جامعه‌شناسی شکل گرفت که هر سه در راستای مطالعه جوامع غرب و کنترل آن به وجود آمد. البته استعمارگران اروپایی در حوزه جوامع غیر غربی و دیگران شرقی، مردم‌شناسی و شرق‌شناسی را شکل دادند که موضوع بحث ما نیست. در حوزه غربی، سرمایه‌داری مدرن و دولت‌های اروپایی دهه شصت و هفتاد، کاری که کردند این بود که با کمک علوم انسانی مدرن به بررسی علل شکل‌گیری جنبش‌ها پرداختند و در همین راستا، توانستند آن‌ها را قبل از اینکه تبدیل به ضد سیستم بودگی شوند، مهار سازند. البته اگر هم‌نوا با والرشتاین بپذیریم که جنبش‌های ضد سیستم بخشی از راه‌حل هستند، مسئله کمی حاد‌تر می‌شود و از اساس می‌توان ادعا کرد که این مخالفت‌ها برنامه‌ریزی‌شده و در جهت ایجاد سوپاپ اطمینانی برای جوامع سرمایه‌داری بوده است.

الآن چیزی که جنبش دانشجویی شصت‌وهشت مانده و هنوز در دانشگاه‌های آلمان و خصوصاً دانشگاه‌های برلین که در آن دوره تاریخی به‌شدت فعال بودند، به‌عنوان یک نماد وجود دارد، چفیه‌های عربی است که دانشجویان چپ از آن استفاده می‌کنند و آن را به گردن می‌آویزند اما هیچ اراده جمعی‌ای برای مخالفت و ایجاد یک‌خرده فرهنگ در درجه اول و در درجه دوم یک ضد فرهنگ در این دانشجویان وجود ندارد و این، یعنی مرگ جنبش‌های آرمان‌خواهانه دانشجویی در آلمان.

  • خود جنابعالی در مدت حضورتان در دانشگاه‌های آلمان، هیچ‌وقت با چیزی از سنخ جنبش‌های دانشجویی مواجه شدید؟

تجربه‌ای که بنده در برلین در خصوص حرکت‌های دانشجویی در سال ۲۰۱۰ داشتم، این بود که در آن سال یک حرکت صنفی در دانشگاه فرایه (که مهد جنبش ۶۸ آلمان بود) در اعتراض به افزایش شهریه‌های دانشجویی از سوی دولت برلین انجام شد که در آن دانشجویان شروع به پخش پلاکارد کردند و دانشگاه را با قفل و زنجیر به مدت یک هفته بستند و عملاً اکثر دانشکده‌ها را تعطیل کردند. اگر با دیدگاه آلن تورن به قضیه نگاه کنیم، درمی‌یابیم که این حرکت‌ها از سطح یک سری خواسته‌های صنفی فرا‌تر نمی‌رود. آقای تورن سه اصل مهم را برای جنبش‌های اجتماعی ذکر می‌کند: اصل هویت، اصل مخالفت و اصل عمومیت. برای اینکه یک حرکت، جنبش اجتماعی (Social Movement) نام گیرد، بایستی افرادی که به‌عنوان کنشگر در آن ایفای نقش می‌کنند، اهداف خود و منافع خود را مشخص کرده و کیستی خود را بداند. همچنین ضدیت با وضع موجود و داشتن الگویی برای وضع آرمانی آینده یکی دیگر از این مشخصات است. داشتن آرمان‌هایی بزرگ، یکی از ویژگی‌های اصلی جنبش است و حرکتی که به آرمان‌های بزرگ و روایت‌های کلان دست توسل نجوید، جنبش محسوب نمی‌شود. این سه اصل، در کنار آنچه که تورن به آن تاریخیت می‌گوید، از ویژگی‌های اصلی جنبش‌ها می‌باشند. تاریخیت عبارت است از شناخت فرایندهای فکری و الگوهایی که ساختار سیاسی برای بازتولید خود بر مردم تحمیل کرده‌اند و یک حرکت، زمانی تبدیل به جنبش اجتماعی می‌شود که این شرایط را داشته باشد. با این اوصاف، حرکت‌هایی نظیر مخالفت با افزایش شهریه و... را نمی‌توان در دسته جنبش اجتماعی قرار داد. اصولاً می‌توان گفت جنبش دانشجویی در اروپا دهه‌هاست که افول کرده است و حرکاتی که مشاهده می‌شود، متأثر از نظام جهانی و در درون آن است. البته وقوع جنبش وال‌استریت در سپتامبر ۲۰۱۱ در آمریکا می‌رفت تا تبدیل به یک جنبش اجتماعی فراگیر شود که البته دانشجویان بخشی از آن بودند، اما آن جنبش نیز توسط نظام جهانی سرکوب شد و اصولاً نمی‌توان به آن نیز نام جنبش دانشجویی اطلاق کرد.

  • نسبت حضور احزاب دیرپا با جنبش‌های دانشجویی چیست؟ احزاب چگونه فضای موجود را مدیریت کرده‌اند؟

احزاب در المان قطعاً چشم طمع به این‌ها دارند برای جذب در سیستم سیاسی. این مسئله هم آن‌ها را محافظه‌کار می‌کند و هم مسئله بازتولید احزاب و نظم سیاسی نیز در این خلال اتفاق می‌افتد. سیستم حزبی یکی از نمونه‌هایی است که توانسته جوان‌های غربی را مدیریت کند و از روحیه ارمان خواهی آنان کاسته و آنان را به درون نظم مسلط بکشاند. ویژگی حزب این است که شما باید مواضع خودتان را استاندارد کرده و با حزب هماهنگ کنید. شما وقتی در درون حزب هستید و با حزب هویت‌یابی می‌شوید، آزادی عمل ندارید و باید موضعی را داشته باشید که مخالف و در تضاد با حزب نباشد. این مسئله البته در موارد دیگر در جوامع امروزی نیز صادق است. مثلاً زمانی که از یکسان‌سازی صنعت فرهنگ صحبت می‌شود، منظور همین است. اصولاً صنعت فرهنگ کنش‌ها را یکسان می‌کند و افراد را شبیه یکدیگر می‌گرداند. کاری که احزاب نیز آن را پیگیری می‌کنند. زمانی که افراد شبیه به یکدیگر شدند، مدیریت آنان آسان‌تر می‌شود و نظم اجتماعی- سیاسی و فرهنگی بازتولید می‌شود.

گزارش پیرامون استعدادیابی و دانشگاه‌ها؛
استعدادهایی که پنهان می‌مانند و زمانی که می‌میرد!
هوش، ذکاوت و نبوغ امری عمومی است که تمام انسان‌ها حائز آن هستند. در دنیای معاصر آلبرت انیشتین به عنوان یکی از نابغه‌ترین دانشمندان به شمار می‌رود. او معتقد است تمام انسان‌ها نابغه اند، اما مهم تعریف ما از نبوغ است. او می‌گوید اگر تعریف از نبوغ این باشد که یک ماهی از خود انتظار داشته باشد از دل دریا بر شاخه‌های درختان روی زمین بنشیند، در این صورت او خود را بی‌استعداد‌ترین موجودات تصور خواهد کرد.
استعدادیابی

به گزارش صدای دانشجو به نقل از «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ ارزیابی مسئله نبوغ، تعریف صحیح از آن و نحوه شکوفایی و تقویتش، یکی از پر بحث‌ترین مباحث حوزه انسان‌شناسی به شمار می‌رود. به راستی نبوغ و استعداد چه معنایی دارد؟ چه کسی نابغه است؟ آیا عقل به عنوان ودیعه‌ای مقدس که از جانب خداوند به انسان‌ها هدیه شده دارای نواقصی است که بر اساس آن انسان‌ها در قوه عاقله و استعداد‌هایشان رتبه بندی می‌شوند؟ انسان عاقل به چه کسی گفته می‌شود؟ استعدادیابی در ایران چه جایگاهی برای تشخیص مهارت‌های افراد در حوزه‌های تحصیلی و شغلی دارد؟

بر اساس شاخص‌هایی که از علوم انسانی  مبتنی بر انگاره‌های غربی در جوامع مختلف رواج یافته است، استعداد به توانایی و قدرت‌های مرتبط با مادی گرایی خلاصه شده است. استعداد ورزشی، استعداد خلق آثار هنری، استعداد تولیدات علمی، استعداد رو پایی زدن با انواع توپ‌ها، استعداد چرخیدن به دور یک نقطه به مدت ۱۴ ساعت و... همگی در زمره استعداد دسته بندی می‌شوند. پدیده‌ای به نام کتاب گینس در دنیای امروز از این قبیل استعداد سنجی‌ها سرشار است. کتابی که از ۱۹۵۵ انتشار آن آغاز شده و امروز در آستانه شصتمین سال انتشار آن در ۱۰۰ کشور جهان و در ۲۵ زبان مختلف چاپ می‌شود.

اما آیا تمام استعدادهای بشر به مسائل مادی خلاصه می‌شود؟ جهانی که در آن پرورش بعد مادی انسان اصالت پیدا می‌کند چه نقشی برای استعدادهای روحانی و معنوی انسان قائل است؟ امروز یک هوش به ظاهر خلاق که از طرح ارائه شده توسط آن در برخی از رستوران‌های آمریکایی و کانادایی استفاده می‌شود، این استعداد(!) را از خود به خرج داده است که برای سرو غذا نوعی سوشی را بر روی بدن برهنه مدل‌های زن به مشتری ارائه می‌دهد.

پر واضح است که برای درک مفهوم صحیح استعداد باید چهارچوب‌های محکمی را در نظر گرفت. اداره زندگی و ترقی یک جامعه به حفظ توازن میان استعدادهای مادی و معنوی وابسته است. اما نمی‌توان در این زمینه بر هر قدرت، توانایی و مهارتی نام استعداد پسندیده نهاد. استعداد زمانی معنای حقیقی می‌یابد که بتواند ابعاد زندگی دنیایی انسان را در جهت به دست آوردن سعادت ابدی مهیا سازد.

توانایی‌های علمی، هنری، ورزشی و... که می‌توانند موجب سلامتی، جسم و روان و پیشرفت جامعه به سمت رفاه شوند، بخش قابل قبول استعدادهای مادی هستند و تعالی انسان نیز از مسیر آن‌ها می‌گذرد. در دنیای امروز و در کشورهای پیشرفته جهان روش‌های دقیق و مدرنی برای سنجش توانایی‌های انسان در این حوزه‌ها در سنین پایین وجود دارد و بر اساس این روش‌ها پیش از آنکه فرد وارد زندگی تخصصی در دانشگاه یا محل کار شود، می‌توان به درستی مهارت‌های او را در حوزه‌های مختلف پیشاپیش تخمین زد.

این فرآیند در ایران چندان کاربردی نیست. مراکز استعدادیابی و مربیان که می‌توانند از طریق ارتباط با خانواده‌ها و مدارس به کشف استعدادهای مختلف کودکان بپردازند، در ایران رواج ندارند و به جز مواردی که به صورت اتفاقی می‌توانند استعدادهای خود را کشف کنند، بقیه بر اساس جریان روزمرگی زندگی پا به سنین بالا‌تر می‌گذارند و با انواع و اقسام آسیب‌ها مواجه می‌شوند.

بر اساس پژوهشی که در سال ۹۰ بر روی جامعه آماری دانشجویان کار‌شناسی دانشگاه اصفهان صورت گرفته بود اعلام شد:«حجم نمونه آماری بررسی شده بالغ بر ۴۶۵ نفر از تمام دانشجویان کار‌شناسی است که بر اساس دو متغیر جنسیت و رشته تحصیلی انتخاب شدند. حدود ۶۵ درصد پاسخگویان علایق و نظر خودشان را مهم‌ترین عامل تاثیر گذار بر انتخاب رشته معرفی کردند. حدود ۴۰ درصد نیز عنوان کرده‌اند که در صورت داشتن دانش و شناخت حاضر دوباره رشته فعلی را انتخاب نمی‌کردند.»

این آسیب به استناد تحقیقات دیگر در دانشگاه‌های مختلف کشور نشان می‌دهد که درصد بالایی از دانشجویان از رشته فعلی خود رضایت ندارند. آن‌ها یا به تحمل وضعیت موجود می‌پردازند و در ‌‌نهایت وارد شغلی غیر مرتبط با رشته‌های خود می‌شوند یا بعد از مدتی از تحصیل خود به حوزه مورد علاقه و مطابق با استعدادهای خویش می‌روند.

نداشتن رضایت به معنای این نیست که به عنوان نمونه دانشجویی که از تحصیل در رشته علوم پزشکی پشیمان است، یک دانشجوی بی‌استعداد است. اگر این دانشجو می‌توانست رشته و موضوعی که در آن استعدادی حقیقی دارد را از ابتدا بیابد و وارد آن رشته تحصیلی می‌شد، امروز دچار آین آسیب‌های روانی نبود.

در کنار این آسیب‌های روانی هزینه‌های بالایی نیز به امکانات زیربنایی و هزینه‌های فرصت وارد می‌شود. نیمی از کرسی‌های تحصیلی به طور میانگین در رشته‌های مختلف دانشگاهی در اختیار دانشجویانی قرار می‌گیرد که مهارت و استعدادی در آن زمینه ندارند و باید توانایی‌های خود را در جایی دیگر شکوفا سازند. از این رو فضای اشتغال کشور با یک بی‌نظمی مزمن مواجه است. مهندسانی که مشاغل مرتبط با علوم انسانی را اختیار می‌کنند، پزشکانی که طبابت نمی‌کنند و در کارهای آزاد استعدادهای خود را شکوفا ساخته‌اند، دانش آموختگانی از علوم انسانی که مشغول کارهای اجرایی شده‌اند و مثال‌های فراوان دیگری که همگی این روند بیمار در نظام آموزشی کشور را فریاد می‌زنند.

اما چگونه و از چه زمانی می‌توان برای پیشگیری از این آسیب اقدام کرد؟ روان‌شناسان معتقدند از زمانی که تشخیص راست دست بودن یا چپ دست بودن نوزاد یا کودک مشخص می‌شود امکان دسته بندی بخشی از احتمالات که این کودک در آن‌ها مهارت‌های بیشتری خواهد داشت، فراهم می‌شود. افراد چپ دست نیمکره راست فعالی دارند که زمینه اصلی آن وجود مهارت‌های بالقوه در تصور، تجسم، شناخت رنگ و مسائل هنری است. افراد راست دست نیز دارای نیمکره چپ فعال مغز خود هستند که بیشتر در زمینه ریاضیات، ارتباطات کلامی، منطق و نویسندگی تاثیر دارد.

در صورت آموزش دیدن والدین آن‌ها می‌توانند در طول ۷ سال اول زندگی کودک، بر اساس رفتار، گفتار و عکس العمل‌های او به طور کلی فضای ذهنی و مهارتی او را تشخیص داده و برای بررسی دقیق‌تر از کمک مشاوران بهره بگیرند. علاوه بر این نقش مهمی نیز برای مدارس و کادر آموزشی آن‌ها وجود دارد. روش‌های تدریس، تبحر مربیان نسبت به تشخیص استعداد‌ها و همراهی خانواده‌ها می‌تواند از دوره تحصیل سکویی برای اوج گیری صحیح یک دانشجو در دوره تحصیلات دانشگاه بسازد.

اگر چه امروز برای برخی توانایی‌ها در حوزه ورزشی آزمایش‌هایی کمی از جمله آزمایش ژنتیک باب شده است، اما همچنان در حوزه تشخیص استعداد یک فرد در زمینه علم باید به روش‌های تدریس صحیح رجوع کرد. در مسائل ورزشی و فیزیکی در دانشگاه‌های برجسته دنیا از جمله آمریکا و ژاپن قدم‌هایی برای تشخیص توانایی یک نوزاد در رشته‌های ورزشی خاص برداشته شده است. به نحوی که بدون دخالت در روند رشد کودک بتوان تشخیص داد او در دوره جوانی می‌تواند در چه رشته ورزشی حائز رتبه جهانی باشد.

علی متولی ‌زاده اردکانی، دانش آموخته ژنتیک در این رابطه می‌گوید:«امروزه می‌‌توان استعداد فیزیولوژیکی، روانی یا رفتاری انسان ‌ها را از طریق این علم مشخص کرد. بنابراین برای پیش بینی توانایی ‌ها یا ناتوانی‌‌ها، علم ژنتیک به کمک ما آمده است. در ورزش برای شناخت استعدادهای شکوفا و نهفته، مسائل ژنتیکی اهمیت فراوانی پیدا کرده است و کشورهای پیشرفته در حوزه آزمایشگاهی در تلاش هستند با افزایش کارهای علمی و آزمایشگاهی، بسیاری از هزینه‌‌های روش ‌های دیگر در زمینه استعدادیابی را کم کنند و زود‌تر به نتایجی از قبیل یافتن استعدادهای برنده در ورزش برسند.»

متولی‌زاده در زمینه فعالیت‌های پژهشگران آمریکایی می‌افزاید:«آن‌ها با این علم درصدد مطالعه روی فرد برای تشخیص رشد ماهیچه ‌ای او هستند. آن‌ها می‌‌خواهند استعداد و توانمندی فرد را زود‌تر پیدا کنند و روی ورزش اختصاصی او برنامه‌ ریزی داشته باشند. تخمین ظرفیت استقامت ریه، توانمندی‌‌های رگ‌ زایی و مطالعه روی توانمندی ماهیچه ‌های تند و کند انقباض و استعداد فرد به صدمه خوردن در حرکات ورزشی مجموعه ‌ای از فعالیت ‌های تحقیقاتی پژوهشگران ورزشی در رابطه با استعدادیابی از طریق مسائل ژنتیکی است.»

در حوزه تشخیص توانایی علمی یک فرد، شرایط متفاوتی وجود دارد. هر چند نمی‌توان ادعا کرد که از طریق آزمایش‌های بالینی امکان تشخیص دانشمند شدن یا نشدن یک فرد در آینده وجود نخواهد داشت؛ اما بر اساس یافته دانشمندان، ظهور و بروز نبوغ علمی در افراد به طور مستقیم به میزان ممارست آن‌ها وابسته است. در صورتی که برای یک فرد از دوره‌های مختلف مدرسه زمینه برای انتخاب رشته علمی فراهم شده باشد، دیگر دغدغه‌ای برای تشخیص صحیح انتخاب آینده تحصیلی وجود ندارد.

انتخاب رشته صحیح درسی در دانشگاه به روش تدریس در مدرسه باز می‌گردد. اگر در دانشگاه‌های بر‌تر دنیا امروزه موفقیت‌ها و نوآوری‌های فراوانی دیده می‌شود، یکی از مهم‌ترین دلایلش این است که دانشجویان پیش‌تر در مدرسه مسیر خود را از طریق روش‌های صحیح تدریس پیدا کرده‌اند و دیگر دچار آزمون و خطاهای متعدد در دوره تحصیلات دانشگاهی نمی‌شوند. بر اساس مقاله‌ای که دکتر پیتر کیو، استاد دانشگاه منچستر انگلیس انجام داده است، روش تدریس درس تاریخ در مدارس ژاپن و انگلیس با یکدیگر مقایسه شده‌اند. این مقاله تحت عنوان «تدریس تاریخ فرمانروایی در ژاپن و انگلیس» به بررسی موشکافانه از شاخص‌های تدریس در این دو کشور و مقایسه کمی و کیفی آن‌ها پرداخته است.

دانش آموزان درس تاریخ در این دو کشور با تفاوت‌های مختلف روش تحلیل و ارزیابی را می‌آموزند. این روش‌ها کمک می‌کند تا اگر دانش آموزی در طول دوره مدرسه واکنش خاصی نسبت به این رشته تخصصی داشته باشد به راحتی زمینه بهره برداری از آن برایش فراهم باشد و از طریق معیارهای تخصصی ارزش یابی مورد تشخیص مربیان قرار بگیرد. کیو در مقاله خود نشان می‌دهد که این روند در انگلیس بسیار قوی‌تر از ژاپن صورت می‌گیرد و بر اساس یافته‌های او تنها در دو منطقه ژاپن، یکی در توکیو و دیگری در روستای کان سایی، سیستم آموزشی مدارس در درس تاریخ روش‌های تحلیلی را برای دانش آموزان ژاپنی اجرا می‌کند.

کیو می‌نویسد: «در روستای کان سایی معلم بیشتر زمان تدریس را به تمرینات تحلیلی اختصاص می‌دهد. ابتدا به دانش آموز فرصت داده می‌شود تا بیندیشد و نظریه خود را بنویسد و پس از آن معلم این نظرات را جمع آوری کرده و در طول کلاس درباره آن‌ها مباحثه انجام می‌دهد. این روش در دو درس مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد: یکی در درس تهاجمات مغول در ژاپن و دیگری در درس نظریات مذهبی شین ران، اصلاح طلب دوران میانه بودیسم. این عناوین از خود کتاب درسی هستند اما معلم با روش و تمهیدات خود برای تدریس بهره می‌برد. به عنوان مثال، دانش آموزان، یک درس را در زمینه دلایل توانایی ژاپن در شکست دادن مغول در دو فصل می‌آموزند. در این درس باید این زمینه‌ها را ابتدا با توجه به متن کتاب و سپس با استفاده از اطلاعاتی که از معلم دریافت می‌کنند بیاموزند. یا اینکه دانش آموزان ۱۰ دقیقه زمان صرف می‌کنند تا در مورد آنکه چرا شین ران گمان می‌کرد که انسان‌های بد راحت‌تر از انسان‌های خوب می‌توانند به بهشت بروند، (یکی از مشهور‌ترین گفته‌های مصلحان بودیسم) بیندیشند.»

کیو در مورد بررسی‌های خود پیرامون وضعیت تدریس درس تاریخ در مدارس انگلیس نیز می‌نویسد: «دروس مشاهده شده در انگلیس با ملاحظاتی چند نسبت به دروس مشاهده شده در ژاپن متفاوت است. نخست تمرکز دروس در انگلیس بر تحلیل و تفسیر و ارزیابی است. سئوالاتی که از «چرا» پرسش می‌کنند، بسیار با اهمیت هستند و دوم آنکه دانش آموزان انگلیسی بیشتر از دانش آموزان ژاپنی فعال هستند. آن‌ها جرأت و حمایت بیشتری در گفتگو کردن نسبت به دانش آموزان ژاپنی دارند؛ علاوه بر این آن‌ها زمان بیشتری را برای پاسخ دادن به سئوالات کتبی که مربوط به مهارت‌های تحلیلی، تفسیری و ارزیابی هستند صرف می‌کنند.

دروسی که در روستای کان سایی ذکر شد، در میان درس‌های ژاپن بسیار غیر معمول بود که به دانش آموزان زمانی در حدود ۱۰ دقیقه برای پاسخ به سئوالات تحلیلی و تفسیری اختصاص می‌داد. در حالی که این امر یک روش معمول در انگلیس است. یکی از نمونه‌های مرسوم که در طول چندین سال در انگلیس رایج است، این است که دانش آموزان در طول چند دقیقه در مورد دوره پادشاهی انگلیس می‌نویسند که «چرا تصمیم درباره آنکه چه کسی باید پادشاه شود دشوار بود» یا آنکه «چرا انگلیس به فرمان روایی نیاز داشت»؟

اما آنچه که در مدارس ایران بر سر همین یک رشته درسی می‌آید، بیان گر فاصله فراوان روش تدریس صحیح در ایران با کشورهای پیشرفته است. رسیدن به مدارج بالای علم در رشته‌های علوم انسانی و تربیت نظریه پردازان برجسته در رشته‌های مختلف در جوامع پیشرفته حاصل سرمایه گذاری آن‌ها در مدارس است. در حالی که در ایران رشته‌های علوم انسانی در مقاطع دانشگاهی تنها برای دانشجویانی مورد اقبال قرار می‌گیرد که از دست یابی به رشته‌های درآمد زا جا مانده‌اند.

نقص در روش تدریس تنها در مدارس ایران خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در دانشگاه نیز تداوم می‌یابد.‌‌ همان شیوه‌های تدریس که در مورد دروس علوم انسانی از قبیل فلسفه، تاریخ، علوم اجتماعی و... در دوره‌های مختلف مدرسه اجرا می‌شود، در دانشگاه نیز ادامه می‌یابد و محصل همانند یک دستگاه ضبط صورت به حفظ کردن نظریه‌ها، حوادث و آمار بسنده می‌کند و در مرحله ارزیابی نیز حفظیات خود را برای کسب نمره ارائه می‌کند.

از این رو اصلاح فرهنگ تحصیل در خانواده‌ها و تلاش تصمیم گیرندگان در زمینه تنظیم دروس و روش‌های تدریس آن‌ها می‌تواند به تدریج جامعه علمی کشور را از سستی‌های موجود نجات دهد. این تصور که هر دانش آموزی که نمرات خوبی در درس‌های ریاضی و فیزیک دارد باید به رشته‌های فنی و مهندسی گرایش پیدا کند، یک باور مخدوش در میان افکار عمومی جامعه است. دانش آموزان در سنین نوجوانی توان تصمیم گیری صحیح را ندارند و این مسئولیت خانواده و جامعه معلمان است که بتوانند دانش آموز را در مسیری که متناسب به توانایی‌های بالقوه و بافعل اوست هدایت نمایند و به مراحل بعدی تحصیل رهنمون سازند.

* گزارش از مرتضی جمشیدی

برچسب‌ها: 
گفتگو با دکتر جمشیدی‌ها درباره باید و نبایدهای پایان نامه نویسی؛
ناهماهنگی دانشجو، استاد راهنما و مشاور دردسرآفرین است
معرفی یک پایان نامه استاندارد و مقدماتی که دانشجو برای تنظیم پایان نامه باید رعایت کند، از موضوعاتی است که همه دانشجویان با آن آشنا نیستند. انتخاب موضوع، تعامل با اساتید راهنما و مشاور در کنار کم تجربه بودن دانشجویان تحصیلات تکمیلی موجب می‌شود که کیفیت پایان نامه‌ها عموما دستخوش مشکلات و نواقص متعددی باشد.
پایان نامه نویسی

به گزارش صدای دانشجو به نقل از  «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در گفت‌و‌گو با دکترغلامرضا جمشیدی‌ها، دانشیار دانشگاه و رئیس سابق دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به بررسی روند انجام یک رساله و نحوه تعامل دانشجو با اساتید خود برای ارائه یک پایان نامه خوب پرداخته‌ایم.

دانشجوی تحصیلات تکمیلی چگونه باید از ابتدای تحصیل حوزه تخصصی خود را در تعیین عنوان رساله‌اش انتخاب کند؟
ببینید انتخاب موضوع یکی از مراحل مهم و حساس کار دانشجوی ارشد است به دلیل اینکه هیچ تجربه‌ای از قبل در این زمینه ندارد. البته در خصوص برخی از دانشجو‌ها این دشواری بیشتر است. البته در گذشته که تعداد دانشجوهای کار‌شناسی کمتر بود یا حداقل، من می‌توانم بگویم که در مورد رشته جامعه‌شناسی این گونه بود که تمام دانشجویان کار‌شناسی باید یک پایان نامه در پایان تحصیلشان ارائه می‌دادند.

من خودم هم در آن مقطع چنین کاری انجام دادم و این به این معناست که به هر حال من در دوره کار‌شناسی یک تجربه‌ای در این زمینه کسب کردم، خب این یک بنای فکری محسوب می‌شود؛ اما زمانی که دانشجو در دوره لیسانس هیچ بنای فکری را تجربه نکرده مشخص است که در دوره ارشد که اولین تجربه اوست، کار خیلی دشوار است؛ چون باید از بین موضوعات متعددی که وجود دارد یک موضوع را انتخاب کند.

بنابراین حساس ترین و مهم‌ترین و سرنوشت ساز‌ترین مسئله، انتخاب موضوع است. از طرفی ارائه پایان نامه حائز اهمیت است؛ چرا که در مورد آموزش، دانشجو سر کلاس می‌رود، استاد درس، جزوه و کتاب می‌دهد، در ‌‌نهایت هم دانشجو نمره می‌گیرد؛ اما آنچه که هست حاصل این تحصیلات در یک پایان نامه، منسجم و گردآوری می‌شود که نشان دهنده توانمندی‌های متعدد یک دانشجوست. هم به لحاظ انتخاب موضوع، هم نگارش و هم روش و درگیری‌های فکری. بنابراین می‌خواهم بگویم که انتخاب موضوع کار بسیار مهمی است که استاد راهنما، دانشکده و گروه می‌توانند به دانشجو کمک کنند.

پایان نامه نویسی

این مسیر از مقطع ارشد به دکتری چگونه انجام می‌گیرد و چه تفاوت و شباهتی بین مقطع دکتری با کار‌شناسی ارشد در انتخاب موضوع رساله هست؟
البته این دو می‌توانند مکمل یکدیگر باشند و این امر بستگی به گروه آموزشی دارد که دانشجو در آن درس می‌خواند. اما به هر صورت پژوهش پایان نامه در مقطع کار‌شناسی ارشد با پژوهش رساله در مقطع دکترا قدری تفاوت دارد. خب امروزه در ایران به ویژه به دلیل گسترش کمی آموزش عالی و افزایش زیاد دانشجویان از اهمیت و کیفیت پژوهشی کار‌شناسی ارشد تا حدودی می‌توان گفت کاسته شده است و‌‌ همان طور که گفتم، چون در کار‌شناسی ما پایان نامه نداریم، پایان نامه ارشد به عنوان یک تمرین و تجربه پژوهشی برای دانشجوست که طی آن مهارت‌های پژوهشی در وی تا حدودی به فعل می‌رسد. اما رساله دکترا صرفا یک تمرین و تجربه نیست و انتظار دانش افزایی می‌رود، از طرفی هم دوران رساله دکتری به دلیل مدت زمان بیش تری که نیاز دارد و صرف می‌شود نزدیکی بیشتری بین استاد و دانشجو و کسب تجربیات بیشتر می‌انجامد. خوب است که از دانشی هم که در پایان نامه ارشد کسب می‌شود بتوان در دکتری استفاده کرد.

برای مثال من برای ارشد یک کار میدانی در خصوص نهضت سوادآموزی انجام دادم و در دوره دکترا نتوانستم از این دانشی که در آن دوره اندوخته بودم استفاده کنم یعنی دانشم را کنار گذاشتم و یک مسیر دیگر را رفتم اما خیلی بهتر بود اگر با همکاری گروهم می‌توانستم مسیر دیگری را طی کنم.

پایان نامه نویسی

استفاده دانشجو از استاد راهنما و استاد مشاور بر اساس چه مکانیزمی است؟
این بر اساس آیین نامه هر گروه است. هر گروهی برای خود یک آیین نامه داخلی دارد که یا مصوبات بالا دستی است یا بر اساس عرف است. هر استادی با توجه به تخصص و درسی که تدریس می‌کند، می‌تواند پایان نامه‌ای را بپذیرد. یعنی در واقع باید در حوزه کاری او باشد. البته این مورد در خصوص تمام دانشجویان صدق نمی‌کند. به عبارت دیگر هستند دانشجویان توانمندی که بدون نیاز به استاد راهنما کار خود را به ثمر رسانده‌اند؛ اما به هر حال هدایتگر رساله در فرایند تحقیق، استاد راهنماست. استاد مشاور هم گاهی نقش کمرنگ تری دارد، به ویژه در مواقعی که انتخاب یک استاد مشاور نه به دلیل نیاز واقعی بلکه به دلیل مقررات آموزشی است. گاهی هم برای یک رساله نیاز به دو تخصص هست که در این موارد، استاد مشاور به دلیل تخصص ویژه‌اش که متفاوت از استاد راهنماست انتخاب می‌شود و نقش وی در مواردی که به حوزه تخصصش مربوط می‌شود پررنگ است.

نوع تعامل دانشجو با استاد در هدایت و راهنمایی موضوع پایان نامه به چه شیوه‌ای باید باشد؟
ایده آل این است که رابطه دوستانه، صمیمی و نزدیک باشد؛ اما معمولا در برخی موارد این طور است و در برخی موارد هم این طور نیست. به هر حال اصل بر این است که این تعامل آنقدر باشد که دانشجو راحت با استاد در تعامل باشد. البته در حال حاضر آنقدر پایان نامه‌ها زیاد است که متاسفانه کسی به این کار‌ها نمی‌رسد و اهمیت نمی‌دهد. اینقدر دانشجو در دانشگاه آزاد و دولتی و... زیاد و پایان نامه هم زیاد است که می‌توان گفت استاد به دلیل در دست داشتن چند پایان نامه نمی‌رسد تمام آن‌ها را به خوبی مطالعه کند و یا روی تمام آن‌ها تمرکز داشته باشد.

به هر صورت رابطه استاد راهنما و مشاور و دانشجو گاهی به رابطه‌ای دوستانه تبدیل می‌شود و گاهی به رابطه‌ای خشک، بی‌روح و از روی تکلیف. وظیفه استاد راهنما پشتیبانی از دانشجوست. این پشتیبانی در واقع‌‌ همان کنترل کیفیت است. یعنی اطمینان حاصل کند که دانشجو در مسیر درستی حرکت می‌کند و پژوهشی که انجام می‌دهد با کیفیت خوبی پیش رفته است. البته هستند اساتیدی که به‌‌ همان دلیلی که مطرح کردم خود را چندان در قبال شکست یا موفقیت تمام دانشجویان نمی‌توانند مسئول بدانند و البته هستند اساتیدی که مدام خواهان کار بیشتر و بیشترند.

پایان نامه نویسی

آسیب های رابطه خشک و از سر تکلیف چه مواردی است؟
رابطه و تعامل باید صمیمانه باشد؛ چرا که در غیر این صورت دانشجو با نگرانی از واکنش استاد راهنما، به جای طرح نواقص کار خود، آن‌ها را از استادش پنهان می‌کند و این مشکل آفرین خواهد بود. گاهی نیز دانشجو برای انجام پژوهش نیازمند ابزار و منابعی است که تهیه و تدارک آن‌ها به عهده دانشگاه است و استاد راهنما موظف است که اطمینان حاصل کند تا آنجا که در توان دانشگاه است این امکانات در اختیار دانشجو قرار می‌گیرد.

البته عرف و مصوبات در دانشگاه‌ها و رشته‌های مختلف، متفاوت است. هر دانشگاهی در نتیجه سال‌ها فعالیت دارای یک سنت نسبتا جا افتاده است که ممکن است قدری متفاوت از سایر دانشگاه‌ها باشد. دانشجوی زیرک باید از طریق ارتباط با دانشجویان سال‌های قبل و نیز اساتید خود به آگاهی مطلوبی از این سنت‌ها دست یابد تا بتواند روابطش با اساتید راهنما و مشاور را به نحو مناسب مدیریت کند.

پایان نامه نویسی

دانشجو برای رفع چه مشکلاتی در زمینه پایان نامه باید به استاد راهنما یا مشاور مراجعه کند؟
بستگی به دانشجو و موضوع دارد. ممکن است که یک دانشجو‌‌ همان طور که گفتم اصلا به استاد راهنما مراجعه نکند چون یک سری توانمندی‌هایی دارد. اما دانشجویی نیز هست که ذهنیات منظمی ندارد و باید دائم از استاد راهنما کمک بگیرد. این‌ها موردی است؛ یعنی قاعده و قانونی ندارد که بگوییم همه این طورند. ممکن است یک دانشجو این استعداد و توانایی را داشته باشد که خیلی راحت موضوع را می‌نویسد، مطالب را جمع آوری می‌کند، تنظیم و تحلیل می‌کند و ارائه می‌دهد. توانمندی‌های شخصی خیلی موثر است. از طرف دیگر دانشجو باید بداند که پایان نامه، پروژه‌ای است که مالک و مدیرش خود وی است. گرچه استاد راهنما باید در زمینه موضوع پایان نامه تخصص نسبی داشته باشد. استاد راهنما بیشتر سعی می‌کند سرنخ در اختیار دانشجو قرار دهد نه پاسخ و راه حل آماده. منظورم از این گفته این نیست که از دانشجو انتظار می‌رود خود راه حل مورد نیازش را بیابد. منظور این است که استاد راهنما باید احساس کند که خود دانشجو پیشگام حل مسئله است و پیش از آنکه به وی مراجعه کند در خصوص مسئله به حد کافی اندیشیده و تلاش کرده است.

ایراداتی که دانشجویان یا اساتید راهنما و مشاور در مسیر انجام و هدایت یک پایان نامه با آن مواجه می‌شوند، چیست؟
اصل یک پایان نامه فرم و ساختار است که مثلا باید مقدمه و طرح مسئله داشته باشد، سؤالات تحقیق مشخص و چارچوب عملی و نظری معلوم باشد که شاید در این موارد ایراداتی دانشجویان داشته باشند؛ اما در جمع آوری اطلاعات، سختی کمتر است. تنظیم و توازن و همسانی در ارائه نتیجه تحقیق کمی دشوار است. بنابراین باید دانشجو برای کارش یک چارچوب نظریه پیدا کند که بتواند از عهده آن برآید.

همچنین در طول انجام پایان نامه، مواردی ممکن است پیش بیاید که استاد و دانشجو بر سر مسئله‌ای یا تصمیمی در ارتباط با پایان نامه اختلاف نظر دارند. برخی از این اختلاف نظر‌ها به راحتی قابل رفع هستند به ویژه در مواردی که اختلاف نظر علمی است، می‌توان آن را با مراجعه به منابع علمی بر طرف کرد. اما‌گاه اختلاف نظر ناشی از تجربه و یا تفاوت دیدگاه است که این مخالفت می‌تواند به تیره شدن روابط استاد و دانشجو منجر شود. بنابراین در این موارد بهتر است که هر دو این فرصت را داشته باشند که درباره دیدگاه‌های یکدیگر تامل کنند و به تصمیم بهتری برسند. البته دیده شده که گاهی نیز اختلاف نظر میان استاد راهنما و استاد مشاور هست که برای رفع این مسئله هم بهتر است که جلسات با حضور هر دو استاد تشکیل شود تا اگر اختلاف نظری میان آن‌ها وجود دارد، به طور مستقیم با گفتمان میان خود آن‌ها برطرف شود. بهتر است که بنای فکری هر سه با هم سازگار باشد چرا که در غیر این صورت نه دانشجو و نه استادان راهنما و مشاور انگیزه‌ای برای کار مفید و علمی در پایان نامه ندارند در واقع پایان نامه نوعی رفع تکلیف می‌شود.

* گفتگو از زهرا کریمی

برچسب‌ها: 
هر از گاهی شاهد اتفاقاتی در سطح قوای سه گانه هستیم که سبب حیرت مردم، رنجش دلسوزان و خوشحالی معاندان می گردد و این بار نوبت مجلس شد! دیروز حین نطق آقای مطهری (نماینده مردم تهران) در صحن علنی مجلس شاهد فضای تنش آمیزی بودیم که در شأن نظام و به تبع آن مجلس شورای اسلامی نبود. این ماجرا دو وجه داشت یکی نمایندگان معترض و دیگری نطق آقای مطهری بود.
بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی همدان

به گزارش صدای دانشجو بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی همدان بیانیه ای پیرامون وقایع اخیر مجلس شورای اسلامی منتشر کرد متن بیانیه بدین شرح است:

بسم الله الرحمان الرحیم

وجه اول:

جای تعجب است که برخی نمایندگان ملت، تحمل شنیدن سخن مخالف را ندارند. اگر سخنی را قبول ندارید شایسته است با متانت و صعه صدر سخن مخالف را بشنوید و با اقدامی همسنگ یعنی همان استدلال ، جواب طرف مقابل را در زمان مقتضی بدهید نه آنکه با هیاهو و ایجاد فضای تنش آلود آستانه صبر خود را به رخ مردم بکشید. آیا این سیره ای که شما پیش گرفته اید بر مبنای ایدئولوژی اسلام است؟ آیا جز این است که در فرهنگ اصیل اسلامی ، بزرگان آن تندترین انتقادات را با نرم ترین بیان جواب می دادند. مگر نه اینکه خود را مجلسی انقلابی و پیرو فرمایشات مقام معطم رهبری می دانید؟! آیا این خط و مشی مورد تایید مقام معظم رهبری است؟ خالی از لطف نیست که بیانات معظم له را یاد آوری نماییم : ((مجلس جای گفت و گوی حکیمانه و خردمندانه است. اگر چنانچه وقتی شما دارید حرف می زنید، دیگری مثلاً شروع کند به دست زدن یا هیاهو کردن، برای اینکه صدای شما به گوش آن مستمع نرسد، این کار حکیمانه است؟ این  عادت باید در مجلس ریشه کن شود که وقتی یک نماینده ای دارد حرف می زند از یک گوشه مجلس چهار نفر شروع کنند یک صدایی درآوردن! این خیلی چیز بدی است. مجلس شورای اسلامی جای حرف است. طرف کاملاً حرفش را بزند، تمام کند. بعد اگر حرفش غلط است ، غیر منطقی است، جنابعالی وارد شوید، استدلال کنید بگویید نخیر، ردش کنید))

وجه دوم:

پیرامون صحبت های مطرح شده در نطق ایشان بر خود لازم می دانیم یادآورشویم حرکت مجاهدت آمیز و فتنه شکن 9 دی فریاد همدل و متحد مردمی بود که پس از تحمل 8 ماه آشوب ابعاد گوناگون خیانت فتنه گران داخلی و خارجی به اسلام و انقلاب را درک کرده، از ایشان اعلام برائت و بیزاری جسته و جهت پیشبرد اهداف عالیه انقلاب با خلف صالح حضرت امام خمینی (ره) تجدید پیمان کرده و خواستار محاکمه و برخورد قاطع نظام با مسببان این غائله شده بودند.

جناب آقای مطهری مگر نه اینکه خود را چهره ای فراجناحی می دانید که هر جا احساس کردید حق پایمال می شود انتقاد می کنید؟ هدف شما از کشاندن برخی مسایل به سطح عمومی جامعه چیست؟ مگر این همان اشتباهی نبود که کشور را درگیر فتنه و آشوب کرد؟ مگر نه اینکه طبق حکم عقل و توصیه چند باره دلسوزان نظام جمهوری اسلامی ضروری است که اختلاف سلایق بین صاحب نظران پیرامون برخی مسائل را بجای مطرح کردن در فضای عمومی جامعه در مکان های علمی و محافل فنی و تخصصی همچون دانشگاه مطرح کنید؟ شما که مدعی آزاد اندیشی هستید و خود را خلف شایسته ای برای شهید بزرگ مرتضی مطهری می دانید تا چه حد خط و مشی خود را منطبق با آن شهید بزرگوار که در گفتار و رفتار پایبند آزاد اندیشی بود می دانید؟ از چه واهمه دارید! که از مناظره در دانشگاه صنعتی همدان سرباز زدید؟ اگر در زمینه فتنه 88 مسائلی را قابل طرح می دانید پس چرا دعوت به مناظره در این خصوص را  در فضای منطقی و عادلانه دانشگاه رد می کنید؟ و چراهایی دیگر که مجال این نوشته نیست و اما هنوز درِ دانشگاه به روی کسانی که حرفی برای گفتن دارند، باز است.

امید است دیگر شاهد همچین رویدادهایی نباشیم.

 

                                                       و من الله توفیق

                                    بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی همدان

معاون عملیات فرماندهی نیروی انتظامی شهرستان همدان با حضور در منطقه خضر پاسخ گوی مشکلات انتظامی مردم این منطقه بود.
بررسی مشکلات انتظامی منطقه خضر

به گزارش صدای دانشجو به همت دوهفته نامه گلدسته(نشریه ویژه مساجد همدان) جلسه بررسی مشکلات انتظامی منطقه خضر با حضور سرهنگ انواری معاون عملیات فرماندهی نیروی انتظامی شهرستان همدان در محل کلانتری 14 برگزار شد.

در این جلسه منتخبی از اهالی این منطقه که شامل کسبه، هیات امنا مساجد، روحانیت و مسئولین پایگاه بسیج بودند با حضور در محل کلانتری خضر مشکلات انتظامی منطقه را بیان کردند.

لازم به ذکر است سرگرد کمال رئیس کلانتری 14 نیز در این جلسه حضور داشت. 

بررسی مشکلات انتظامی منطقه خضر
بررسی مشکلات انتظامی منطقه خضر
بررسی مشکلات انتظامی منطقه خضر
بررسی مشکلات انتظامی منطقه خضر
بررسی مشکلات انتظامی منطقه خضر
بررسی مشکلات انتظامی منطقه خضر
بررسی مشکلات انتظامی منطقه خضر
قانون جدید مبارزه با قاچاق کالا و ارز بعد از ابلاغ توسط رئیس‌جمهور، به جای این که اجرا شود، با نامه‌نگاری برخی وزیران و ایراد گیری به آن از اجرا باز مانده است.
به گزارش صدای دانشجو به نقل از گروه اقتصادی «خبرگزاری دانشجو» قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز که در 3 دیماه 92 در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در 18 دیماه 92 به تائید شورای نگهبان رسید، در تاریخ 19 دیماه 1392 با امضای حسن روحانی رئیس جمهور برای اجرا ابلاغ شد.
 
 

این قانون در نامه‌های جداگانه از سوی وزیر امور اقتصادی و دارایی، وزیر راه و شهرسازی و وزیر صنعت، معدن و تجارت با ایرادهایی در اجرا قلمداد شد و عملا از اجرا محروم شد.

 

در حالی که وقتی یک قانون لازم الاجرا می‌شود، باید اجرا شود و اگر ایرادی در اجرا دارد، با تهیه لایحه اصلاحی از طرف دولت به مجلس باید اصلاح شود ولی تا آن زمان قانون موجود باید اجرا شود. در ضمن هنگام تصویب هر بند هر قانون در مجلس نمایندگان موافق، مخالف، نماینده کمیسیون تخصصی، مرکز پژوهشهای مجلس و نماینده دولت نظرش را می‌گوید و قانون در ملاء و منظر همگان تصویب می‌شود، همچنین اگر بر خلاف نظر نماینده دولت یک بندی تصویب شد، امکان ارائه پیشنهاد حذف یا اصلاحی وجود دارد، در نهایت پس از تصویب مجلس و تائید شورای نگهبان و ابلاغ رئیس جمهور، قانون لازم الاجرا می‌شود و هیچ بهانه‌ای برای سر باز زدن از اجرای قانون پذیرفته نیست.

 

این در حالی است که محمد ایلخانی معاون ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز با بیان اینکه سالانه ۲۵ میلیارد دلار کالا به کشور قاچاق می‌شود، گفت: قانون مبارزه با قاچاق کالا مانع اقتصاد مقاومتی نیست.

 

در این زمینه پس از ایرادهای 6 گانه وزیر اقتصاد به قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، این بار نوبت وزیر راه و شهرسازی است که در نامه‌های جدا گانه و با یک مضمون به رئیس مجلس و معاون اول رئیس جمهور ایرادهایی در قانون مبارزه با قاچاق کالا وارز را یادآور شود و عملا از اجرا سر باز زند.

 

 در نامه‌های جداگانه عباس آخوندی وزیر راه و شهر سازی با یک متن و دو مخاطب به علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور در مورد گوشزد کردن ایرادهای قانون مبارزه با قاچاق آمده است: احتراما، بازگشت به نامه شماره 173510 مورخ 19/11/1392 مبنی بر ابلاغ قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز مصوب 3/10/1392 مجلس شورای اسلامی که در تاریخ 1/11/1392 در روزنامه رسمی کشور منتشر گردیده است؛ با عنایت به تغییر شرایط سیاسی و اقتصادی حاصل از ابلاغیه مقام معظم رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی و با توجه به سیاست‌ها و رویکردهای دولت تدبیر و امید در زمینه حل و فصل مسایل و مشکلات اقتصادی و نیز برخی تغییرات ایجاد شده در روابط با جهان خارجی ناشی از رفع برخی تحریم‌ها و تفاوت اساسی مبانی نظری در هنگام تصویب قانون یاد شده، در حوزه‌های خارج ناشی از رفع برخی تحریم‌ها و تفاوت اساسی مبانی نظری در هنگام تصویب قانون یاد شده، در حوزه‌های مختلف اقتصادی موانع و چالش‌هایی را موجب گردیده است که علاوه بر آثار منفی و غیرعملی مترتب بر آن در دستگا‌ه‌های اجرایی،توقف، کندی و بی‌میلی و انتقادات شدیدی را نیز از سوی فعالین اقتصادی در پی داشته است، این امر در بخش حمل و نقل که وظیفه اصلی جابجایی کالا و مسافر و نیز ترانزیت را که در سیاست‌ها بر آن تأکید گردیده، در پهنه گسترده داخلی و خارجی برعهده دارد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

 

موانع و چالش‌هایی که اعمال قانون یاد شده ایجاد می‌نماید؛ به شرح زیر به استحضار می‌رسد:

 

«قانون روی قانون آمدن» کار را مشکل می‌کند. قوانین مزاحم را باید برداشت. بایستی فعالان اقتصادی، کارآفرینان، مبتکران، سرمایه‌گذاران و دانشمندان احساس کنند که با موانع غیرمعقول مواجه نیستند، بتوانند حرکت کنند. (از فرمایشات 20/12/1392 مقام معظم رهبری در جمع مسئولان کشور)

 

الف- مغایرت با سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی موضوع ابلاغیه مورخ 29/10/1392 مقام معظم رهبری و اسناد بالادستی:

 

سیاست‌های یاد شده با هدف تأیید رشد پویا و بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز بیست ساله با رویکردی جهادی، انعطاف‌پذیر، فرصت‌ساز، مولد، درون‌زا، پیشرو و برون‌گرا ابلاغ گردیده است. به نحوی که با حمایت همه جانبه هدفمند از صادرات کالا و خدمات، گسترش این امر با واقعیت انطباق ندارد؛ زیرا اصلا حامل کالا وظیفه تشخیص مالک را ندارد یا در مورد حمل توشه مسافر اجرای آن با اشکال جدی مواجه است.

 

ب- مشکلات اجرایی ناشی از قانون جدید:

- عدم قابلیت اجرای بند الف ماده 2 قانون در مواردی که کالا به دلیل سرقت، آتش‌سوزی و موارد قهری قابل برگشت نیست.

 

- ایجاد تکلیف برای وزارت راه و شهرسازی مبنی بر تجهیز وسایل حمل و نقل جاده‌ای و شناورها به سامانه فنی ردیاب و کنترل مصرف سوخت بر مبنای مسافت طی شده، در حالی که قانون مذکور 15 روز پس از انتشار لازم‌الاجرا است، ولی پیش‌زمینه استفاده از وسایل مذکور از حیث مشخصات فنی، روش کار و کنترل، هزینه و مدت نصب و استانداردهای مربوطه معلوم نگردیده است.

 

- پیش‌بینی ضبط وسیله حمل قاچاق بدون توجه به جوانب کار از جمله، مسافرین و سرنشین وسیله نقلیه عمومی و در مورد راه‌آهن، با عنایت به استفاده از واگن‌های کشورهای عضو (CIS) خط ریلی دولتی و راهبری شرکت خصوصی، معلوم نیست، چگونه رفتار خواهد شد. همین‌طور در مورد نقلیه هوایی استیجاری یا اجاره به شرط تملیک و خدمه پرواز غیر ایرانی آن (ماده 36 و ...).

 

- عدم قابلیت اعتراض به آراء صادره از شعب تعزیرات حکومتی در مورد پرونده‌های قاچاق کالا و ارز در دیوان عدالت اداری و سایر مراجع قضایی و مغایرت آن با اصل 159 و 173 قانون اساسی که به موجب آنها رسیدگی به شکایات و تظلمات مردم در مراجع قضایی و اعتراض به تصمیمات مأموریت یا واحدها و آیین‌نامه‌های دولتی در صلاحیت دیوان عدالت اداری قرار داده شده است.

 

- اصل بر «عدم برائت» بودن در ماده 50، به نحوی که در صورت برائت متهم، هر یک از دوازده دستگاه تعریف شده به عنوان کشاف (ماده 36) و یا دادستان یا دستگاه مأمور وصول درآمدهای دولت ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی است.

 

- با عنایت به تاریخ ابلاغ متفاوت به هر یک از دستگاه‌های یاد شده و احتمال طرح تجدیدنظر خواهی از جهات مختلف، معلوم نیست رأی صادره چگونه قطعیت خواهد یافت.

 

- برای شروع به جرم قاچاق در تبصره ماده 68 مجازات تعیین شده است، در حالی که کالای ممنوع‌الورود به کشور با کالای ممنوعه برای ترانزیت یا حتی مصرف کارکنان کشتی متفاوت است، ضمنا ممکن است بخشی از کالای کشتی حامل، اصولا مربوط به مقصد دیگری باشد و صرف وجود کالا در کشتی برای خدمات تجارت خارجی و ترانزیت و زیرساخت‌های مورد نیاز، تشویق سرمایه‌گذاری خارجی برای صادرات، شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن، صرفه‌جویی در هزینه‌های عمومی کشور، روان‌سازی نظام توزیع و رصد برنامه‌های تحریم و ... موجبات رشد بهره‌وری در اقتصاد، تقویت رقابت‌پذیری و توسعه کارآفرینی در کشور تسهیل و فراهم گردد. قانون جدید مبارزه با قاچاق کالا و ارز، به جهت منطبق نبودن با شرایط اقتصادی روز، دارای ایراداتی از جهات زیر است:

 

- نگاه امنیتی و نظامی به فرآیند ورود و خروج کالا و ارز و تهیه و اجرا و بهره‌برداری از سامانه شناسایی کالای قاچاق از طریق وزارت اطلاعات با همکاری سایر دستگاه‌های ذیربط (تبصره 3 ماده 5) و تشکیل پرونده و تکمیل تحقیقات با هماهنگی مرجع قضایی (ماده 39)

 

- توسعه مصادیق قاچاق و تسری مسئولیت کیفری به شرکت‌های حمل و نقل و مدیران شرکت حتی در صورت عدم مباشرت در ارتکاب فعل یا ترک فعل (بند الف و پ ماده 2)

 

- اجازه توقیف وسایل حمل کالا و ارز قاچاق به ضابطین بر اساس ارزشیابی کالا یا ارز مکشوفه و بدون جلب نظر کارشناس (ماده 21)

 

ب- گستردگی حوزه شمول قانون مبتنی بر جرم‌انگاری رفتار فعالان اقتصادی:

- تشدید مجازات برای اعمال و رفتاری که در قوانین موضوعه دیگر از جمله قانون امور گمرکی مصوب 1390 و قانون صادرات و واردات و قانون ساماندهی مبادلات مرزی تخلف قلمداد می‌شدند (بندهای ث، چ و ح ماده 2)

 

- تعریف جرم قاچاق به نحوی که هر یک از مأموران می‌توانند با مراجعه به هر واحد تولیدی و یا تجاری و بازدید اجناس آنها، مصادیق متعددی برای کالای قاچاق (از جمله به دلیل عدم ارائه مجوز حمل) بیابند (تبصره 1 ماده 13) و بازرسی از اماکن عمومی نیازی به اخذ مجوز قضایی ندارد (تبصره ماده 42)

 

-تعیین مجازات شروع به جرم برای کشتی که قصد ورود به آب‌های ایران را دارد و تعقیب آن به دلیل قرائن و اماراتی که نشان‌دهنده مقصد و حرکت است. (ماده 68)

 

- علاوه بر احصاء مواردی از قاچاق کالا و ارز، سایر مصادیق قاچاق را که در قوانین دیگر آمده به طور کلی ابقاء نموده و موجب سردرگمی و بلاتکلیفی فعالان اقتصادی است.

 

- هر شخصی که مرتکب قاچاق شود و نتواند ارسال‌کننده و یا صاحب اصلی را تعیین نماید، علاوه بر ضبط کالا یا ارز به مجازات‌های مقرر در مورد مالک کالا و ارز نیز محکوم می‌شود (ماده 64) احراز وقوع شروع به جرم کلاهبرداری کافی نیست.

 

ج- سایر موارد:

 

- در بند «ذ» ماده (2) به رعایت ماده (10) این قانون تأکید و تصریح گردیده است. به نظر می‌رسد ماده مرقوم در هنگام رسیدگی و تصویب به ماده 13 تغییر یافته ولی اصلاح نگردیده است.

 

- وزارت را و شهرسازی مؤظف گردیده تا با همکاری ستاد و دستگاه‌های اجرایی عضو به ساماندهی و تجهیز و تکمیل اسکله‌ها و خورها و انضباط بخشی به تردد و توقف شناورها اقدام نماید. در حالی که مدیریت و راهبردی برخی از اسکله‌ها برحسب مورد برعهده دستگاه‌های دیگر (وزارت نفت، شیلات و...) قرار دارد (بند ج ماده 6).

 

- مبنایی برای تقسیم‌بندی کشتی‌ها و قطار به سبک نیمه‌سنگین و سنگین وجود ندارد ماده (20).

 

- علیرغم نقش اساسی سازمان بنادر و دریانوردی در ورود و خروج کالا و مسافر و نقش مؤثر گارد سازمان یاد شده در مناطق آزادی تجاری - صنعتی و ویژه اقتصادی و...، نام سازمان یاد شده از فهرست دستگاه‌های کاشف حذف و حتی گارد حفاظت آن نیز منحل گردیده، در حالی که بخشی از وظایف گارد مذکور بدون متولی باقی مانده است.

 

س- مغایرت با کنوانسیون‌ها و سازمان‌های بین‌المللی:

- سازمان بنادر و دریانوردی به عنوان نماینده دلت ایران در سازمان بین المللی دریانوردی (IMO) است.

 

در ماده 15 قانون، تکلیف گردیده تا دستگاه‌های مرتبط در عرصه تجارت بین‌المللی به منظور مبارزه با قاچاق کالا و ارز در فرآیند مذاکرات مقدماتی، موافقتنامه‌های تجاری، حمل‌ونقل و گمرکی سیاست‌ها و برنامه‌های مصوب ستاد را رعایت نمایند. در حالی که این سیاست‌ها و برنامه‌ها با روح کنوانسیون و موافقت نامه‌های بین المللی که ایران به آن پیوسته یا در حال الحاق است، تعارض داشته و این امر به خصوص از نظر ممیزی‌های سالانه سازمان بین‌المللی دریانوردی حائز اهمیت است.

 

- یکی از موارد مهمی که از سوی سازمان‌ بین‌المللی دریانوردی مورد توجه است موضوع «رفتار منصفانه با دریانوردان» است که در صورت توقیف کشتی یا خدمه و سایر مسئولان باید مشخص شود که متهم کیست. مالک شناور؟ فرستنده بار؟ فرمانده کشتی یا خدمه؟ ابهاماتی که در قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز از وضوح روشنی برخوردار نیست.

 

- برابر بند ماده 35 کنوانسیون شیکاگو، هر کشور متعاهدی حق دارد که به منظور تأیید نظم عمومی یا سلامت همگانی حمل مهمات و لوازم جنگی یا اشیاء دیگری را منع یا محدود سازد، مشروط بر اینکه هیچ محدودیتی که ممکن است مداخله در حمل و استفاده از لوازماتی که برای کار و یا پرواز هواپیما یا تأمین سلامتی مسافرین و کارکنان لازم است، تحمیل ننماید.

 

علیهذا با توجه به امکان توقیف هواپیما و خدمه و کادر پرواز در صورت احراز قاچاق به تعبیر موسع مندرج در قانون، عملاً با ماده (35) کنوانسیون که دولت ایران در تاریخ 1328.4.30 به آن ملحق گردیده است دارای مغایرت آشکار است.

 

با عنایت به مراتب و به منظور جلوگیری از بحران رفع موانع ایجاده شده، اقتضا دارد موضوع توقف اجرای قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز با فوریت در دستور کار قرار گیرد.

                                                                               عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی

 

نامه وزیر راه و شهرسازی به رئیس مجلس در مورد ایرادهای قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز

 

نامه وزیر راه و شهرسازی به معاون اول در مورد ایرادهای قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز

برچسب‌ها: 

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS