علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان در گفت و گو با تسنیم گفته است: «ایران و عربستان وارد جنگی نفتی شدند که در این جنگ عربستان تاکنون ۱۰۰ میلیارد دلار ضرر دیده است.» دکتر روحانی رئیس جمهور نیز چند روز قبل از آن، در جلسه هیات دولت تذکراتی به کشور متخاصم داد. هر چند ایران در هیچ عرصه ای با کشورهای منطقه جنگ ندارد و نخواهد داشت اما جنگی است که عربستان بر ایران تحمیل کرده است و راهکاری جزء دفاع مقدس در پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرار ندارد.

سال‌های اتحاد، سال‌های پیروزی
مروری بر فراز و فرودهای وحدت اصول‌گرایان
بیش از یک سال تا انتخابات مجلس دهم باقیمانده است. اما چند ماهی است که تلاش های گروه های مختلف برای رایزنی های لازم جهت حضور قدرتمند در این انتخابات شروع شده است. تلاش هایی که در همه جریان ها در مسیر وحدت است.
وحدت اصول‌گرایان

بعد از انقلاب اسلامی، بر اثر فضای باز سیاسی که به وجود آمد، نوعی تضارب آراء و هم‌افزایی نظری در بین نخبگان و مردم شکل گرفت. در سال‌های ابتدایی برخی بزرگان نظام به تاسیس حزب بزرگ جمهوری اقدام کردند که پس از چندی و مشخص شدن برخی آسیب‌ها به تعطیلی کشیده‌شد. از آن پس دو رویکرد غالب در صحنه‌ی سیاسی رخ نمود. که به راست و چپ شناخته شدند و راست‌ها بیشتر افرادی بودند که دارای سوابق انقلابی و مبتنی بر اقتصاد بازار و معتقد به تکلیف‌گرایی سیاسی و مشخصاتی از این دست بودند. در سال‌های 68 تا 76 رییس جمهور ایران از بین این جناح انتخاب شد. حضور و بروز هاشمی رفسنجانی در دوران دفاع مقدس و شعارهایی مبنی بر سازندگی کشور، مردم را به سمت رأی دادن به این کاندیدا سوق داد. راست‌ها و چپ‌ها در خلال سال‌های 73 تا 76 شروع به پوست‌اندازی کرده و در این فرآیند، چپی‌ها که متشکل از مجمع‌هایی چون روحانیون مبارز با عضویت افرادی مانند خاتمی و کروبی، مجمع مدرسین، مجمع معلمین، و... بودند گوی سبقت را از جامعه‌های راست‌، ربودند. با این دورنمای محدود از دو سره‌ی طیف فکری در ایران سعی داریم شرایط جریان راست را که بعدها به اصولگرایان تغییر چهره دادند، به‌خصوص شرایط و اتفاقاتی که نسبت به انسجام و اتحاد این جناح سیاسی گذشته‌است را مورد مداقه قرار دهیم. و پیرو این هدف، تمرکزمان به مهم‌ترین صحنه‌های اتحاد در سیاست، یعنی انتخابات‌هایی است که می‌توانست بستر این‌گونه همکاری‌ها باشد.

اشاره‌ای به اتحاد و وحدت

با رجوع به لغت‌نامه‌ها گرچه می‌توان به تعریفی ساده از مفهوم اتحاد و وحدت رسید، اما آنچه در طول سالیان متمادی بین برخی سیاسیون ما رایج بوده، نشانه‌ی تعاریف متفاوت و گاه متناقضی است که در عملکرد سیاسی ایشان دیده شده‌است. اما در یک جمع‌بندی منطقی می‌توان یادآور شد که اتحاد و وحدت نتیجه‌ی تعاونی پیشینی است، یعنی افراد به واسطه‌ی افکار و اهداف مشترک و مطلوبشان خواهان مشارکت می‌شوند و این مشارکت و تعاون، در طول زمان منجر به اتحاد افراد مشارک می‌شود. وحدت البته مرحله‌ای بالاتر از اتحاد است. در واقع وحدت یعنی یکی شدن شرایط و اهداف و گویا داراری ابعاد مختلفی است ولی اتحاد سطحی پایین‌تر است. یعنی کافی‌ است حدی مورد نظر از مشترکات در اهداف روشن گردد تا اتحاد حاصل شود. در اینجا برای وصول سریع‌تر به منظور نوشتار، به انتخابات‌های مهمی که زمینه‌های اتحاد و عملیات‌هایی اتحادسازانه نیز در آن دیده می‌شود را بررسی می‌کنیم.

دوم خرداد 76، اتحادی ضد هاشمی

با نزدیک شدن به پایان دوره‌ی هشمی رفسنجانی گرچه برخی دلدادگان! ایشان ندای تمدید ریاست جمهوری ایشان را سر می‌دادند، اما با قطعی شدن برگزاری انتخابات ریاست جمهوری هفتم، جریان راست به تکاپو افتاد تا جریان مدیریت کشور را به اهداف انقلاب نزدیک‌تر کند و نگاه سرمایه‌دارانه و تا حدی تکنوکراتی اعضای دولت قبل نسبت به جامعه‌ی اسلامی را تعدیل کند. لذا برای این هدف اکثریت ایشان دور حجةالاسلام والمسلمین ناطق نوری حلقه زده و ایشان را نامزد انتخاباتی جریان خود معرفی کردند. گرچه جمعیت دفاع از ارزش‌های انقلاب اسلامی نیز به این رویکرد نزدیک بود ولی توجه مردمی، بیشتر به آقای ناطق بود. می‌توان گفت اتحاد در آن دوره دارای انسجام خوبی بود ولی به عللی از جمله، خفقان و سنگینی فضا در دوره‌ی آقای هاشمی، خستگی عمومی از مدیریت یکنواخت دولت سازندگی، و بروز جریانات فکری و تبلیغات گسترده و نیز افکار جدید رقیب، این اتحاد آن نتیجه‌ی مطلوب را به دست نیاورد.

انتخابات شوراها، گام اول برای بازتعریف هویتی

 شورای‌ شهر اول تهران را اصلاح‌طلبان قبضه کردند. این‌ها که دولت، مجلس و شورای شهر را مال خود می‌دانستند به این اندوخته‌ی مردمی مغرور شدند و پس از مدتی شورا، جایگاه تصفیه‌حساب‌های شخصی و غرض‌ورزی‌های سیاسی قرار گرفت. به طوری که در فرآیند انتخاب مسئولین شهری اختلال ایجاد شد و شورای شهراصلاح‌طلب به دستور وزارت کشور اصلاح‌طلب از ادامه‌ی کار منع شد. در این هنگام برخی چهره‌های جوان طیف راست تحت توجه افراد باسابقه، هویت جدیدی را شکل دادند. این گروه که شاخص‌ترینشان عبارت بودند از علی لاریجانی، حداد عادل، توکلی، احمدی نژاد، فدایی، پور محمدی، زاکانی و... با فراخوانی افراد هم فکر و دارای زمینه‌ی اتحاد، شروع به سازماندهی جریانی کردند که نه تنها با آزادی و عدالت تحت تلقین اصلاح‌طلبی مشکلی نداشت بلکه درصدد بازطرح این شعارها که از اهداف انقلاب نیز بود همت گماشتند. با تمرکز بر روحیه‌ی خدمت و عمران و آبادانی کشور و رفع مشکلات مردم، نام آبادگران را برخود نهادند. این گروه توانست در انتخابات شورای شهر دوم پیروز شود. این زمان مصادف می‌شود با مجلس ششم که قاطبه‌ی آن را اصلاح‌طلبان تشکیل می‌دادند. در این دوره‌ی شوراها، آبادگران با نگاهی دوباره‌ به ارزش‌های اصولی انقلاب، کم‌کم شروع به تجدید تعریف اصول‌گرایی کردند و به لزوم پایبندی به آرمان‌های امام(ره) تأکید ورزیدند.

مجلس هفتم، تداوم هویت منسجم

هفتمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در نخستین روز اسفند ۱۳۸۲، درحالی برگزار شد که ده‌ها نماینده‌ی‌اصلاح طلب مجلس ششم، استعفا داده و در ساختمان مجلس متحصن شده بودند. این افراد و برخی هم‌قطارانشان در دولت که با استعفاهایی خائنانه‌مآب به رهبری و تصمیماتی تشنج‌زا در فضای سیاسی کشور، زمینه‌ی برخی حوادث مانند فتنه‌ی 78 را فراهم کرده بودند و با تصویب‌ها و برخی اقدامات آب به آسیاب دشمن می‌ریختند، حالا که هنگام بازرسی از اقدامات خیانت‌بارشان در قبال نظام اسلامی مردم ایران فرا رسیده‌ بود شروع به توجیه کارهای خود و اعتراضاتی کردند که با ایستادگی شورای نگهبان این زیاده‌خواهی‌ها به جایی نرسید و برخی از این نمایندگان برای ادامه‌ی پروژه‌ی خود راهی شبکه‌های ضد ایرانی ای چون BBC شدند که سلامتیان، حقیقت جو و ... از جمله‌ی ایشان هستند. در این انتخابات، تشکل‌های ریشه‌داری چون جامعه روحانیت مبارز و حزب موتلفه اسلامی از "ائتلاف آبادگران ایران اسلامی" حمایت کردند. اتحاد شکل‌گرفته‌ای که از زمان انتخابات شوراها پابرجا مانده‌بود در این دوره نیز مفید واقع شد. هویتی به نام آبادگران رفته رفته محبوبیت خود را افزایش داد از جمله نمایندگان متحد در این دوره می‌توان به حداد عادل، باهنر، ابوترابی، و... اشاره کرد.

ریاست جمهوری 84 ، پیروزی توأم با شکست

 ائتلاف آبادگران ایران اسلامی که تا به حال توانسته بود قدم به قدم اعتماد عمومی را جلب کند و بدون وابستگی سیاسی به خوبی جواب اعتماد مردم را داده بود حالا به مقصد ریاست جمهوری می‌رسد. در این دوره ائتلاف با برگزاری جلسات متعدد و ایجاد تشکل‌های دانش‌آموزی، دانشجویی و امثال آن یادآور حزب بزرگ جمهوری اوایل انقلاب گردید. طبق تصمیماتی که در جلسات پایانی این جمع گرفته شد، قرار بر این شد که فردی که بیشترین سبد رأی را در نظر سنجی‌ها دارا باشد به عنوان نامزد انتخاباتی، به مردم معرفی شود. اما در مقاطع پایانی با این‌که نظرسنجی‌ها پیشرو بودن قالیباف را نشان می‌داد، احمدی‌نژاد که با مشارکت و اتحاد با سایر آبادگران توانسته‌بود به شهرداری تهران برسد، و وجهه‌ای بیشتر از قبل کسب نماید سری دیگر در بر گرفت و بر طبل جدایی از تصمیمات آبادگران کوفت. هرچند در تبلیغات انتخاباتی احمدی نژاد، تصاویری از مهر و نشان آبادگران دیده می‌شد اما جز ابزار تبلیغات، ماهیتی نداشت. به این ترتیب گرچه احمدی‌نژاد به عنوان فردی از آبادگران ایران اسلامی به پیروزی رسید، اما در کنار آن شکست قابل‌توجهی را به ماهیت ائتلاف آبادگران وارد آورد.

انتخابات مجلس نهم و گلایه‌های آیت‌الله مهدوی کنی

احیای اتحاد و همدلی در بین اصول‌گرایان که از سال 84 کُمَیتش لنگ می‌زد، به قدری دشوار بود که بزرگان اصولگرایی، از آبان ماه 90 تلاش‌هایشان را برای این امر شروع کردند. روحانیت و به طور دقیق جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین، محور وحدت اصولگرایان برای انتخابات مجلس نهم قرار گرفتند. 26 دی‌ماه منشور اصولگرایی از سوی جامعتین منتشر شد. برای ایجاد وحدت میان اصولگرایان الگوی 5+6 جبهه متحد اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم مبنا قرار گرفت و زمینه‌ها و اقدامات اولیه برای تشکیل گروه 7+8 اصولگرایان فراهم شد. کمیته 7 نفره گروه 7+8 که به نام کمیته داوری شناخته می‌شود، شامل حسینی بوشهری، عباس کعبی، تقوی، ابوترابی فرد، ولایتی، حداد عادل و حبیب الله عسگراولادی است. کمیته 8 نفره این گروه که کمیته اجرایی وحدت اصولگرایان است نیز شامل حسین فدایی، علیرضا زاکانی، محمدرضا باهنر، متکی، سیدمهدی خاموشی، کاظم جلالی، باقری لنکرانی و علی اصغر زارعی می‌شود. هرچند عده‌ای به عنوان نمایندگان یکی از گروه‌های اصولگرا در این کمیته عضو شدند اما به علت شدت انقلابی بودن و خلوص زیاد، از مجاهدان پارسا و انقلابی‌های صریح سبقت گرفته و در اقدامی سوپرانقلابی دست به صدور لیستی جداگانه زدند!

ریاست جمهوری یازدهم، ریاست اختلاف بر اتحاد

با نزدیکی به انتخابات ریاست جموری یازدهم، بسیاری بر این باور بودند که پس از فتنه‌ی 88 و گوشه‌گیر شدن قاطبه‌ی افراد جریان اصلاح‌طلبی، رقابت در بین اصول‌گرایان معنادار است به خصوص که  نتایج انتخابات مجلس نهم نیز این ایده را تایید می‌کرد. اما با هرچه نزدیک شدن زمان انتخابات و نیز تأیید صلاحیت‌ها این نظر تا حدی منسوخ شد. ولی کناره‌گیری عارف تا حدی تحلیل‌های سابق در باب کم‌شدن شانس پیروزی اصلاح‌طلبان را تأیید کرد. در این دوره افراد مختلفی از جریان اصولگرایی شرکت داشتند، به قدری که پشتیبانان و حامیان نامزدهای ریاست جمهوری سال 84 خود به نامزدهایی بدل شده و شرکای سابق خود را به مبارزه طلبیدند. اما با کنار رفتن پرده‌ی اعلام نتایج تایید صلاحیت‌ها، قالیباف، ولایتی، حداد عادل، رضایی، جلیلی، غرضی، روحانی و عارف باقی ماندند. مهمترین اتحاد در این دوره در قالب ائتلاف سه گانه‌ی اصول‌گرایی تعریف می‌شد که قالیباف، حداد و ولایتی آن را تشکیل می‌دادند. هرچند از همان ابتدا به گوش می‌رسید که در نهایت یک نفر از این ائتلاف باقی می‌ماند و دیگران از او حمایت می‌کنند، اما با گذشت روزها از این اتفاق رأی، در واپسین روزهای تبلیغات انتخاباتی حداد عادل بدون اشاره به ائتلافش با ولایتی و قالیباف به نفع اصولگرایی کنار رفت. از طرف دیگر عارف نیز تلویحاً با حمایت از روحانی کناره‌گیری کرد. تا حسن روحانی با 7/50 درصد آراء به ریاست جمهوری انتخاب شود.

 

فلسفه‌ وحدت‌شکنی

 همانطور که در ابتدای این نوشتار آمد امکان رسیدن به وحدت بسی سخت‌ است ولی کسب اتحاد امکان عقلی بیشتری دارد. در این بین ما با افرادی مواجهیم که  از حیث حدود شرعی و با نگاهی اسلامی و اصالة الصحة باید به آنان نگریست. افرادی که در 76، جمعیت دفاع از ارزش‌ها را حمایت و ایجاد کردند، و کار را به جایی رساندند که ارزش‌هایی توسط دولت بعد زیرپا گذاشته شد و یا زمینه‌ی بی‌احترامی به آن ارزش‌ها را به وجود آورد (جلوگیری از تدفین شهدای عزیز مردم مسلمان ایران و ...)، در سال 82 به شکل دیگری و در سال 84، با حمایت اولیه از هاشمی و احمدی‌نژاد در دور دوم، که تحلیل‌گران را از شناخت رفتار انتخاباتی خود ملول ساختند، افرادی که در 86 با شکستن ترکیب 5+6 نقش منفی‌ای را بازی کردند و در انتخابات 88 اگر فرصت می‌یافتند و در انتخابات90 با اهدای لیستی جدید، خدمتی عجیب به مردم ایران کردند که به راستی نتایج آن را در مجلس دیدیم_ مجلسی که بعد از تشکیل، تمام نمایندگان اصولگرایش تقریباً در تمام موارد هم رأی هستند_ در انتخابات 92 نیز با عَلَم کردن فرد مورد نظر خود به روند یکه‌تازانه‌ی خود ادامه دادند. در نگاهی به نوع رفتار این افراد، که نمی‌توان نام جریان یا جبهه برآن گذاشت، باید اذعان داشت این اشخاص، افرادی دین‌دار و دغدغه‌مند بوده‌اند. لکن بدنه‌ی اجرایی این افراد بایستی تاملات و تحملات سیاسی خود را افزایش دهند تا در عرصه‌ی سیاست که اغلب صحنه‌ی انتخاب بین بد و بدتر است آنچه را که خیر است برگزینند.

نتیجه گیری

با نگاهی به روند اتحاد در بدنه‌ی اصولگرایی می‌توان نتیجه گرفت، اکثر قریب به اتفاق اصولگرایان خواستار اتحاد و وحدت در راه اهداف انقلاب اسلامی بوده‌اند. اما همواره افراد و گروه‌هایی بوده اند که خواسته یا ناخواسته به این هدف خدشه وارد کرده‌اند. به نظر دیدبان بایستی نسبت به این افراد دو راهکار را در پیش گرفت. پیشنهاد اول این است که با راهنمایی بزرگان مورد قبول این افراد، از مواضع وحدت‌شکنانه‌ی ایشان جلوگیری کرد. راهکار دوم این است که این افراد را از دایره‎‌‌ی اصول‌گرایی جدا کرد و در تعاملات درون‌اصولگرایی از ورود آنها جلوگیری کرد و آنها را مورد بایکوت قرار داد.

برخی منابع:

1-دارابی،علی: جریان‌شناسی سیاسی درایران، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1388- ص 240.

2- http://khabaronline.ir/detail/201274/Politics/election

http://khabaronline.ir/detail/201485/Politics/parties-3     

4- http://www.ghatreh.com/news/nn8339838/

صندوق رفاه دانشجویان اعلام کرد؛
15دی، آخرین مهلت ثبت نام وام‌های دانشجویی
با توجه به اتمام مرحله اول وام‌های دانشجویی تا پایان وقت اداری 15 دی، صندوق رفاه دانشجویان وزارت علوم اعلام کرد از 16 دی علاوه بر عدم امکان ثبت تقاضای وام دانشجویان تائید معاونت نیز میسر نخواهد بود.
صندوق رفاه دانشجویان

با توجه به اتمام مرحله اول وام‌های دانشجویی تا پایان وقت اداری 15 دی، صندوق رفاه دانشجویان وزارت علوم اعلام کرد از 16 دی علاوه بر عدم امکان ثبت تقاضای وام دانشجویان تائید معاونت نیز میسر نخواهد بود.

بنابراین گزارش با توجه به شرایطی که گفته شد، مسئولان دانشگاه‌ها، موسسات و مراکز آموزشی زیر مجموعه وزارت علوم باید ترتیبی اتخاذ کنند تا فهرست دانشجویان متاقضی تسهیلات قبل از مهلت مقرر به تائید معاونت دانشجویی‌ برسد و پس از آن به صندوق رفاه دانشجویان ارسال شود.

لازم به ذکر است، دانشگاه‌ها، موسسات و مراکز آموزشی زیر مجموعه وزارت علوم باید برای برخورداری از تسهیلات صندوق رفاه براساس تعداد دانشجویان، آمار دانشجویان شاغل به تحصیل خود را به موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی اعلام کنند.

معاون فرهنگی-سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها
نباید تریبون‌های دانشگاه‌ها را به فتنه‌گران داد/ میان تشکل‌های دانشجویی خط‌ کشی نکنیم
معاون فرهنگی سیاسی نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها با بیان اینکه قبل از انتخابات 88 مشخص بود که اوضاع عادی پیش نمی‌رود، گفت: فتنه‌گران به صورت نظام پنجه انداختند.
قریشی نهاد

حجت‌السلام قریشی گفت: 9 دی یادآور روزی است که ملت ایران یک‌بار دیگر با بصیرت تمام عظمت و بزرگی خودش را به رخ دنیا کشید و در مقابل دوربین‌های داخلی و خارجی برای چندمین بار خودنمایی کرد. ملتی که در بزنگاه‌های تاریخی همواره چند قدم از خواص جلوتر بوده، ملتی که هیچگاه پشت رهبر خود را خالی نکرده است.

 

در 9 دی 88 یکبار دیگر ملت ایران تاریخ‌ساز شدند و حماسه‌ای دیگر آفریدند. آنهم درست زمانی که عده‌ای احساس می‌کردند می‌توانند ملت را در مقابل انقلاب قرار دهند و با خیال‌های خامی که در سر داشتند و با حمایتی که دشمن خارجی از آنها داشت به خیابان‌ها ریختند تا به بهانه تقلب در انتخابات از آب گل‌آلوده ماهی بگیرند.

ملت در 9 دی 88 به پشتیوانه‌ رهبری فرزانه و توانا نشان داد که به راحتی فریب نخواهد خورد و مشت محکمی به دهان فتنه‌گران زد.

حجت‌الاسلام قریشی معاون فرهنگی سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها  با فرا رسیدن سالروز حماسه بزرگ 9 دی مصاحبه‌ای را با خبرگزاری فارس انجام داده است که متن آن به شرح زیر آمده است:

از دید شما فتنه 88 چگونه شکل گرفت؟ و اینکه امروز نیز به نظر می‌رسد برخی‌ها به دنبال احیای فتنه هستند، آیا فتنه‌گران برای آینده توطئه‌هایی در سر دارند؟

* فتنه‌گران به صورت نظام پنجه انداختند/ مردم در 9 دی نشان دادند به راحتی فریب نمی‌خورند

فتنه 88 از آنجا شروع شد که عده‌ای خواسته یا ناخواسته، عامدانه یا غافلانه در دام یک برنامه طراحی شده آمریکایی و انگلیسی افتادند و با تکبر، لجاجت و مخالفت با قانون، عمله آنها شدند، این یک واقعیت است و دوستان آنها هم به این مسئله اذعان می‌کنند.

آنها دشمن را امیدوار کردند و به صورت نظام پنجه انداختند. همانطور که دیدیم در آن زمان مدتی بعد از اغتشاشات، شعارهایی که داده می‌شد، علیه کل نظام شد. علیه امام(ره)، علیه جمهوریت نظام، علیه اسلامیت نظام و علیه مسائل استراتژیک نظام.

پس مساله این موضوع یک اختلاف انتخاباتی بین رأی فلانی با رأی یکی دیگر نبود.

البته از دشمن غیر از دشمنی انتظار دیگری نباید داشت. دشمنان همانطور که سال 78 آن غائله و فتنه را درست کردند و سال  88 هم فتنه‌ای دیگر را ایجاد کردند، باید انتظار داشته باشیم که در آینده هم دسیسه‌های دیگری را طراحی کنند.

خوشبختانه دشمنان با این ماجراهایی که درست کردند،‌ باعث تمرین ملت و ورزیدگی آنها شدند. یعنی در 9دی چندین برابر آن جمعیتی که در ماجرای 78 وارد میدان شد، به کمک نظام آمدند. در 9 دی مردم به خوبی نشان دادند که مسائل را می‌فهمند و به راحتی فریب نمی‌خورند.

ما انصافاً ملت آگاهی داریم، گرچه گاهی نخبگان ما از عوام عقب‌تر می‌مانند. برخی از خواص در جایی که باید به درستی ببینند نمی‌بینند. برخی از وابستگی‌ها و دلبستگی‌ها مانع فهم درست آن‌ها می‌شود. این ایرادی است برای برخی از خواص ما متاسفانه وجود دارد.

*قبل از انتخابات 88 مشخص بود اوضاع عادی پیش نمی‌رود
قبل از انتخابات هرکسی که اوضاع را رصد می‌کرد، می‌فهمید که اتفاقات عادی پیش نمی‌رود.

در زمان انتخابات 88 برای یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری نشستی را برگزار کرده بودند، در آن نشست بعد از صحبت‌هایی که شد، مجری در مقابل این کاندیدا گفت «برای ما چیزی به نام امر مقدس وجود ندارد» و این آقای نامزد در آن جلسه هیچی نگفت، اما آیا او نباید متوجه می‌شد که دست در دست چه کسانی می‌گذارد؟ وقتی عده‌ای در ستاد یک کاندیدا معتقدند، امر مقدس وجود ندارد، معلوم است برای هدف خاصی فعالیت می‌کنند و این آقا وسیله است‌.

این خیلی مهم است که کسی که در انتخابات شرکت می‌کند بداند  دست در دست چه کسانی دارد و شعاری که می‌دهد باعث تحریک چه لایه‌هایی می‌شود و آیا عملکردش فردا به نفع کشور خواهد بود یا خیر.

با توجه به خسارت‌هایی که فتنه 88 به ملت و نظام زد، امروز دانشگاهیان برای اینکه اجازه ندهند توطئه‌های فتنه‌گران عملی شود، چه وظیفه‌ای دارند؟
* نباید کسی که سابقه خوبی نداشته را به دانشگاه راه داد
دانشجویان و اساتید باید مراقب باشند و حواس خود را جمع کنند. چرا چیزی که یک بار تجربه شده باز هم باید تکرار شود؟ چرا باید کسانی را که سابقه خوبی ندارند به دانشگاه‌ها راه داد. مگر قحط الرجال است که فقط این افراد بیایند.

آیا واقعاً فرد دیگری برای آنها وجود ندارد، این که خیلی بد است. چرا باید از کسانی استفاده شود که نمره‌های قبولی در برهه‌های مختلتف نگرفتند. همه مسولین باید خدا را ناظر خودشان بگیرند و بدانند که این دانشجویان امانت الهی در دستان آنها هستند و نباید با این امانت بازی کنند.

*مسئولان دانشگاه‌ها به رشد سیاسی دانشجویان کمک کنند
دانشجو در دانشگاه باید سیاسی باشد، یعنی باید مسائل سیاسی را خوب بفهمد. البته دانشجویان را باید در این راه کمک کرد.
از دانشگاه‌های کشور انتظار می‌رود که در حوزه سیاسی فعال باشند. مسئولان دانشگاه‌ها باید به رشد سیاسی دانشجویان کمک کنند. دانشجویی که نتواند در مسائل سیاسی دوست و دشمنی را به خوبی بشناسد و معادلات سیاسی را به خوبی بداند، زمانی که در مدیریت‌های سیاسی و اجتماعی کشور قرار می‌گیرد، زود فریب خواهد خورد. این دانشجو مفید به حال کشور نخواهد بود. به همین دلیل همه باید طرفدار این باشند که در دانشگاه‌های ما دانشجویان از لحاظ سیاسی فعال باشند.
 
دانشگاه باید محل تضارب آرا و نشاط سیاسی باشد. تأکیدات مقام معظم رهبری بر بحث نشاط سیاسی و کرسی‌های آزاد اندیشی به خاطر این است که تفکرات متفاوت در یک فضای سالم با هم تضارب آراء داشته باشند.
نشاط و فعالیت سیاسی به این معنا نیست که دانشگاه‌ها را محل جولان احزاب کنیم یا مثلاً‌ زمانی که انتخاباتی است،‌ احزاب به سمت دانشگاه‌ها روانه شوند و از دانشجو و محیط دانشگاه به عنوان یک ابزار استفاده کنند و حاشیه را به متن تبدیل کنند. این نه تنها نشاط دانشگاه را زیاد نمی‌کند بلکه موجب کاهش نشاط است.
 
برخی‌ها اعتقاد دارند پس از روی کار آمدن دولت جدید رویکرد به مسائل سیاسی در دانشگاه‌ها تغییراتی کرده‌است، شما رویکرد دولت فعلی در رابطه با مسائل سیاسی را چگونه می‌بینید؟
* یک عده حیات سیاسی خود را در سوء استفاده از دانشجویان می‌بینند
البته رئیس‌جمهور محترم و وزرا معتقدند که باید در دانشگاه فضای آزاداندیشی و گفت‌وشنود وجود داشته باشد و محیط بسته نباشد. توصیه ما همیشه به دوستانی که در دولت فعالیت می‌کنند و ما با آنها در ارتباط هستیم نیز همین است و می‌گوئیم که این رویکرد درست است و باید کمک کرد این رویکرد انجام شود.
 
باید محیطی ایجاد کرد که برای دانشجو هزینه ایجاد نکند. گاهی حاشیه‌هایی به دانشگاه‌ها اضافه می شود که مطالبه عمومی  دانشگاه نیست و طلب بیرونی‌هاست. به طور مثال در مراسم 16 آذر در برخی از دانشگاه‌ها عده‌ای با برنامه و از قبل پیش‌بینی شده آزادی سران فتنه را خواستار شدند، این خواسته‌ها مگر خواست عمومی دانشگاه است که عده‌ای آن مطرح می‌کنند.
یک عده از بیرون دانشگاه حیات سیاسی خودشان را طوری می‌بینند که به این ماجراها دامن بزنند و از دانشجویان برای این کار سوء استفاده کنند.
مسئولان ما باید حواسشان را جمع کنند. نباید اجازه داد عده‌ای یک امر غلط و خلاف را که ضربه بزرگی به کشور زده، به نام مطالبه دانشجویی طرح کنند. کسانی که این مطالبه ها را مطرح می‌کنند، باید شرمنده باشند که از یک کار غیر قانونی که اتفاق افتاده و حتی عاملان آن هم اقرارکردندکه اشتباه و خلاف بوده است، حمایت می‌کنند.
احزاب هم اگر حرفی دارند باید در حزب، باشگاه و روزنامه خودشان حرفشان را بزنند. چرا آن را به سطح دانشگاه‌ها می‌کشانند و از دانشجویان سوءاستفاده می‌‌کنند. احزاب نباید به دانشگاه هزینه تحمیل کنند.
 
یکی از گلایه‌های دانشجویان انقلابی در این روزها این است که در برخی از دانشگاه‌ها به نیروهای انقلابی و ارزشی اجازه سخنرانی داده نمی‌شود ولی از آن طرف به برخی از افراد مشکل‌دار و حاشیه‌دار به راحتی در دانشگاه‌ها سخنرانی می‌کنند. این رفتار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
* نباید تریبون‌های دانشگاه‌ها را به فتنه‌گران داد
به نظر من عده‌ای در یک دوره اشتباه فاحشی کردند و کشور را تا لبه پرتگاه بردند. حال عقل سلیم ایجاب می‌کند که این افراد مورد اعتماد قرار نگیرند. امروز نباید به این افراد تریبون داده شود، تا هرچه می‌خواهند بگویند.
آدمی که دارای سوابق بدی است، کسی که به کشور و مردم ضربه زده است، کسی که به مردم دروغ گفته است، نباید امروز تریبون‌های دانشگاه‌ها را اختیار بگیرد. و نباید این تریبون‌ها را به آنها داد.
 
* تشکل‌های دانشجویی سرمایه‌های نظامند آنها را از خود نرانیم
دانشجویانی که در تشکل‌های دانشجویی فعالیت می‌کنند، سرمایه‌های نظام هستند و نباید آنها را از خود برانیم و یا به قول رهبر معظم انقلاب نباید عده‌ای را به نام اعتدال منزوی کنیم.
تشکل‌های دانشجویی ممکن است زبان انتقادی داشته باشند، ممکن است حرفهای تندی هم بزنند همانطور که اغلب مسئولین قبلا در زمان دانشجویی از جنس اینها بودند، لذا باید با سعه صدر با آنها برخورد کرد.
وقتی به دانشجویان اجازه نقد کردن و انتقاد داده شود، رشد خواهند کرد و ارزش پیدا می‌کنند و جایگاهشان بهتر معلوم می‌شود. ما باید قدر این نیروهای مؤمن و انقلابی را بدانیم. این‌ها سرمایه‌های اصلی ما هستند.
 
اخیرا شنیده شد که عده‌ای می‌گویند، همه تشکل‌های دانشجویی یک صدا دارند، در مراسم روز دانشجو هم با این بهانه به آنها اجازه صحبت در برابر رئیس جمهور داده نشد. آیا شما هم با این گفته‌ها موافقید؟
*میان تشکل‌های دانشجویی خط ‌کشی نکنیم
نه من با این حرف موافق نیستم. اینها فعالان دانشجویی هستند. حالا فرض کنیم اینها حرفشان هم یکی باشد یا یک موضع بگیرند و حرف‌های شبیه به هم بزنند. با این حال آیا دانشجویان فعال دانشگاه‌های ما هستند یا نیستند؟
 
یا اگر در یک طرف دیگر هم گروه‌های دانشجویی هم عقیده و هم نظر وجود داشته باشد باید بگوییم هیچ کدام حرف نزنند و فقط یکی از آنها حرف بزند؟
این خط کشی‌ها اصلا زیبنده دانشگاه و دانشجو نیست. دانشجویان عضو این تشکل‌ها افرادی هستند که وقت گذاشته‌اند، زحمت کشیده‌اند و تشکلی درست کرده یا نشریه‌ای منتشر کرده‌اند. ما نباید آنها را از خود برانیم، باید بگذاریم نظرات خود را بگویند و از نظرات آنها استفاده کنیم.
نباید میان تشکل‌های دانشجویی خط ‌کشی کنیم. بر چه اساسی برخی‌ها این خط کشی‌‌ها را انجام می‌دهند؟ چرا می‌خواهیم بر اساس مسائل ذهنی خودمان این دانشجویان را داخل چارچوب های خاص قرار بدهیم؟ نه! این بچه‌ها واقعا در این فضاها نمی‌گنجند.
 
*جلسات رهبری با تشکل‌‌های دانشجویی بهترین الگو برای مسئولان است
اکثر این تشکل‌های دانشجویی مطیع امام (ره) و رهبری هستند، دغدغه‌ نظام و دستاوردهای انقلاب را دارند، حال در یک جا هم ممکن است نقدی به عملکرد مسئولان داشته باشند، اصلا بهتر که اگر نقدی هم هست از طرف دانشجویان باشد.
 
جلسات مقام معظم رهبری با تشکل‌‌های دانشجویی و دانشجویان بهترین الگو برای مسئولان است. ایشان به همه تشکل‌ها وقت و اجازه صحبت می‌دهند، گاهی این دانشجویان نقدهای تندی هم دارند و رهبر معظم انقلاب با کمال گشاده‌رویی به نقدهای آنان گوش می‌دهد. اگر جواب لازم بود جواب می‌دهند،‌حرف منطقی بود می‌پذیرند و یک جایی هم که نپذیرند، دانشجویان را قانع می‌کنند و می‌فرمایند این حرف نیاز به اصلاح دارد. این سعه صدر را باید ببینیم و بیشتر به تشکل‌های ارزشی ارزش بدهیم.
 
 یکی از گلایه‌های تشکل‌های دانشجویی این است که برخی مسئولان قصد دارند تشکل‌های دولتی تاسیس کنند تا به وسیله آن با دانشجویان یا تشکل‌هایی که منتقد دولت هستند مقابله کنند، نظر شما در این رابطه چیست؟
*مسئولان بگذارند دانشگاه سیر طبیعی خودش را طی کند
به نظر ما باید در دانشگاه‌ها سلیقه‌های متفاوت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی وجود داشته باشد. بعد این‌ها در تشکل‌ها،‌ انجمن‌ها و گروه‌های مختلف گرد هم می‌آیند، الان صدها نشریه با نگاه مختلف در دانشگاه‌ها وجود دارد. اگر این سلیقه‌های متفاوت وجود داشته باشد به نفع دانشگاه است.
مسئولان باید بگذارند دانشگاه سیر طبیعی خودش را طی کند مسلما این بهتر است، حالا عده‌ای طرفدار دولت باشند عده‌ای هم منتقد،چه مانعی دارد امّا به شرطی که قانون و موازین دانشگاه رعایت شود.
دانشجو  نباید به سرباز احزاب تبدیل شود. اگر سیر طبیعی انجام شود، همه سلیقه‌ها ایجاد خواهد شد. اگر تشکل‌های دانشجویی را خط‌کشی نکنیم، نقاط مشترک زیاد است. آنها همه به نظام اعتقاد دارند، اگر این را ملاک قرار دهیم، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
چه اشکالی دارد همه سلیقه‌ها حتی سلیقه‌های مخالف دولت هم وجود داشته باشد. بالاخره این دولت خود ما است، دولتی است که ملت به آن رای داده است. اگر این حالت حفظ شود که سلایق مختلف با هم در دانشگاه حضور داشته باشند، و این‌ها را خط‌کشی نکنیم، مشکلی پیش نخواهد آمد.
دانشجویان آنقدر که نقاط مشترک دارند نقاط افتراق ندارند. آنها همه به نظام اعتقاد دارند، عاشق دین هستند، امام (ره) و ولایت فقیه را قبول دارند.
 
نکته دیگری که در رابطه با دانشگاه‌ها بسیار اهمیت دارد بحث کرسی‌های آزاد اندیشی است. سوال ما این است که چرا برای کرسی‌های آزاد اندیشی آئین‌نامه جدید تدوین شد؟ مشکلات آیین‌نامه قبلی چه بود؟ و اینکه چرا با وجود تاکیدات رهبری این کرسی‌ها بصورت جدی برگزار نمی‌شود؟
* مسئولان از ترس هزینه‌دار بودن کرسی‌های آزاد اندیشی از برگزاری آن منصرف می‌شدند
در ماه‌های گذشته در رابطه با کرسی‌های آزاداندیشی آسیب‌شناسی شد و این موضوع منجر به تدوین آئین‌نامه جدیدی با حضور معاونین وزارت علوم، وزارت بهداشت، دانشگاه آزاد و سایر دستگاه‌های کارگروه کمیته فرهگی و تربیتی شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها شد. بعد از تدوین این آیین‌نامه را به شورای اسلامی شدن دانشگاه ارائه کردیم و در نهایت آیین‌نامه جدید به دانشگاه‌ها ابلاغ شد.
در آسیب‌شناسی که انجام داده بودیم، دیدیم که تلقی رایج از این کرسی‌ها این شده که حتماً باید برای برگزاری این کرسی‌ها یک جلسات عمومی در دانشگاه‌ها برگزار شود و در این جلسات موافقان و مخالفان حضور یابند تا این کرسی‌های دانشگاهی شکل بگیرد.
 
همانطور که می‌دانید در این جلسات بزرگ آمفی‌تئاتری معمولاً‌ گوینده‌ها و دعوت شده‌ها برای اینکه بتوانند یک گروهی از دانشجویان را با خود همراه کنند،‌ گاهی حرفهایی می‌زنند که هزینه‌اش به دانشگاه و برگزار کنندگان برمی‌گردد. به همین دلیل بعد از مدتی مدیر دانشگاه،‌ دانشجو و مسئول دانشگاه تصمیم می‌گرفتند از برگزاری این کرسی‌ها منصرف شوند، زیرا این کارها هزینه دارد.
 
در صورتی که فلسفه برگزاری کرسی‌های آزاد اندیشی در تخصصی شدن بود، نه عمومی بودن. یعنی باید موضوعات به صورت تخصصی مطرح می‌شد. در این کرسی‌ها کارشناسان و متخصصان باید گردهم بیایند در این صورت در این جلسات اینکه یک عده تشویق کنند، یک عده صلوات بفرستند و یک عده هو بکشند، دیگر تکرار نخواهد شد.
 
* در دانشگاه‌ها در باره همه مسائلی که در جامعه است باید بحث شود
در آئین‌نامه جدید که برای این کرسی‌ها پیش‌بینی شد 3 قالب مناظره، نقد و نظر و پاسخ به سؤالات و شبهات  در نظر گرفته شده و در ادامه تأکید شده که 2 مورد آن به صورت تخصصی برگزار شود.
 
ما معتقدیم در دانشگاه‌ها در باره همه مسائلی که در جامعه است باید بحث شود و به این معنا خط قرمزی نداریم. برای دانشجویان موضوعات مورد نیاز باید بحث شود. اما آیا هر شبهه‌ای که در ذهن یک سخنران می‌آید شبهه دانشجویان است یا اینکه برای یک رشته خاص و یک جریان خاص است، اینجا ما می‌توانیم کرسی‌ها و گروه‌های تخصصی با حضور خود دانشجویان شکل بدهیم. مسلماً این موضوع به رشد دانشگاه کمک خواهد کرد.
اگر 2 دانشجو یا 2 استاد بیایند در یک جمع بنشینند و حرف‌های هم را بشنوند و با استدلال سخن بگویند،‌ حرف‌های هم را نقد کنند، کمک بسیاری به رشد فکری دانشگاهیان خواهد داشت.
 
البته این باید به یک روال تبدیل شود. در یک دانشگاه گاهی در طول یک ترم 2 کرسی برگزار شده در صورتی که بایستی بسیار بیش از این تعداد کرسی برگزار شود. اساسا به اعتقاد بنده کرسی‌ها باید به یک روند آموزشی تبدیل شود.
 
به طور مثال در رابطه با علوم انسانی، دانشجوی کارشناسی ارشد ما به حرف‌های استاد ایراد دارد ولی در کلاس نمی‌تواند این بحث را مطرح کند، آیا نباید در بیرون کلاس فضایی را آماده کرد تا موافقین و مخالفین آن نظر بتوانند با هم بحث کنند و نظر استاد را رد و یا قبول کنند. یا اینکه دانشجویانی که می‌خواهند مثلاً نظرات یک کتاب را رد کنند، کجا باید به آنها مجال داده شود که هم موجب رشدشان شود هم موجب رشد دانشگاه شود.
 
در این فرصت بدست آمده و با توجه به مسئولیتی که شما دارید، بد نیست به مسائل دیگری هم بپردازیم، به نظر شما که علوم انسانی در زندگی ما چه نقشی دارد؟ چرا باید علوم انسانی متحول شود و تاکید مقام معظم رهبری برای تحول در علوم انسانی به چه خاطر است؟
*علوم انسانی ما باید با جهان بینی و فلسفه زندگیمان تطابق پیدا کند
 
در علوم انسانی موضوع انسان است و نگاه‌های متفاوت به انسان علوم متفاوت ایجاد خواهد کرد.
در نگاه دینی انسان مخلوق خدا و بسوی خداست و باید پاسخگو باشد. در نگاه غیردینی آزاد و رهاست . دو نگاه متفاوت، دوزندگی متفاوت و دو علم متفاوت تولید می‌کند. در برنامه‌ریزی‌هایی که برای زندگی و رشد و تربیت او می‌خواهیم داشته باشیم، این دو نظر دو خروجی مختلف دارد.
از طرف دیگر اینجا کارگاه زندگی است نه قرارگاه زندگی! دراین صورت برای جامعه‌شناس، برای کسی که می‌خواهد حکومت تشکیل دهد و یا برای کسی که می‌خواهد اقتصاد را بسازد با این نگاه می‌نویسد که انسان آمده‌است تا ذخیره و توشه تهیه کند، به انسان‌های دیگر خدمت کرده و رضایت خدا را جلب کند. این انسان بنده خداست و این مقدمات باعث می‌شود علم زندگی که می‌خواهند برای این انسان بنویسند بر اساس این نگاه باشد.
یک زمان گفته می‌شود این‌ها همه نسیه است اینها گزاره‌های بی معنا است. زمانی گزاره‌ها را به معنادار و بی معنا تقسیم کرده بودند و می‌گفتند گزاره‌های دینی گزاره‌های بی‌معناست. یعنی امکان اینکه صدق و کذب آن را بفهمیم وجود ندارد. پس انسانی که معلوم نیست خدایی و قیامتی دارد هر لذتی و هرکاری برایش مباح می‌شود.
 
این نگاه ، علمی تولید می کند که راه خوش گذرانی را بیاموزد نه راه خوب گذرانی. خوب زیستن متفاوت با خوش زیستن است. وقتی بگوییم که این انسان مسئول است و قصد دارد به یک مقصد حرکت کند، لذت‌ها باید کمک کنند که این راه همواره شود نه اینکه در لذ‌ت‌ها غرق شود. در اینجا دو نگاه متفاوت ایجاد می‌شود.
 
متاسفانه برخی‌ها می‌خواهند بگویند تفاوتی وجود ندارد و این را انکار می‌کنند؛ مگر می‌شود تفاوت نباشد؟ تفاوت وجود دارد. در یک نگاه علوم سیاسی «شهریار خوب، شهریاری است که  تابع اخلاقیات نباشد.» امادرنگاه دیگر، بعثت پیامبرش برای اخلاق  بوده است. لذا بنده نمی‌دانم چرا برخی‌ها نمی‌خواهند متوجه این دو نوع نگاه متفاوت شوند.
 
یک موقع به هنر نگاه دینی داریم پس این هنر باید موجب رشد اخلاق، انسان دوستی، احترام و استحکام خانواده، معنویت و کمال جامعه شود ولی نگاه دیگر این است که این هنر فقط سرگرم‌مان کند و پول دربیاورد. حال چه بلایی برسرفرزندانمان، خانواده هایمان درمی آورد مهم نیست.
 
بنابراین علوم انسانی مابایدباجهان بینی و فلسفه زندگیمان تطابق پیداکندواین تحول ضروری است اکنون دانشجوی مادچارسردرگمی است.
 
حال که تحول در علوم انسانی تا این اندازه اهمیت دارد، آیا در بین مدیران دانشگاهی و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی یک نگاه و عزم جدی برای تحول در علوم انسانی وجود دارد؟‌
* گفتمان جدی برای تغییر و تحول در علوم انسانی در دانشگاه‌ها ایجاد نشده‌است/ تحول در علوم انسانی با بخشنامه انجام نمی‌شود
در بین بسیاری از مسئولان ما این نگاه وجود دارد. ولی در لایه‌های میانی این نگاه ضعیف‌تر است. برای بعضی‌ها تغییر در علوم انسانی و اینکه چه اتفاقی قرار است، رخ دهد، هنوز کاملاً مشخص نیست.
برخی‌ هم مخالف  هستند، می‌گویند این حرف‌هایی را که شما می‌گویید، قبول نداریم. یک گفتمان جدی برای تغییر و تحول در علوم انسانی در دانشگاه‌ها ایجاد نشده‌است. البته جمع زیادی از اساتید  هستند که موافق تغییر هستند.
البته تغییرات در حوزه علم با انقلاب و بخشنامه رخ نمی‌دهد، همانطور که ده‌ها سال طول کشیده تا یک نگاه در حوزه جامعه‌شناسی مثلا غالب شود. همانطور سال‌ها نیاز دارد تا آرام، آرام از این مرحله عبور کند و نگاه دیگر جای خود را پیدا کند.
اگر به این فکر باشیم که مثلاً ما یک گروه بگذاریم که کتاب بنویسند و تغییر متون کنند، این لازم است اما کافی نیست، باید مقاله‌ها، پژوهش، بحث‌ها و گفت‌وگوها در حدی باشد تا یک گفتمان دانشگاهی ایجاد شود و همه به آن سمت حرکت کنند. لذا انتظار این که با یک دستور العمل و یا بخشنامه این کار انجام می‌شود، درست نیست و این موضوع انجام نخواهد شد.
 
بحث بعدی که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، بحث اسلامی شدن دانشگاه‌ها است. با این وجود تدوین سند اسلامی شدن دانشگاه‌ها چه ضرورتی دارد؟ و در نهایت فایده‌ این سند برای دانشگاه‌های ما خواهد بود؟
آرمان‌ها و اهداف ما تا به یک سند تبدیل نشود، امکان برنامه‌ریزی طولانی مدت برای آن وجود نخواهد داشت.سند به ما نقشه راه می‌دهد، با وجود این سند امکاناتی که باید مهیا کنیم، نیازهایی که باید رفع شود، تقاضاهایی که باید صورت بگیرد، مشخص می‌شود.
 
از دید شما مهم‌ترین و برجسته‌ترین قسمت این سند کدام بخش آن است؟
*پژوهش، آموزش، فرهنگ و مدیریت در کنار هم می‌تواند دانشگاه را اسلامی کند
 
همه بخش‌های سند به هم مرتبط است. خیلی نمی‌شود گفت مثلاً فلان بخش سند مهم‌تر است. دانشگاه یک مجموعه چند بعدی است. اگر یک بعد رشد کند و بعد بعدی رشد نکند، یقیناً چیزی که به دنبال آن هستیم، رخ نخواهد داد.
 
ما در یک دوره، در دانشگاه‌ها گمانمان این بود که اگر یک نهاد رهبری و یک معاونت فرهنگی داشته باشیم،  نیازهای فرهنگی ما را این نهادها پاسخگو خواهند بود لیکن این نگاه درستی نبود. ما اگر کار فرهنگی و تبلیغی انجام بدهیم، ولی علوم‌مان دست نخورده باقی بماند، مسلما به نتیجه نخواهیم رسید و یا اینکه در حوزه پژوهش، پژوهش‌هایمان بی‌ثمر یا خلاف آرمان‌هایمان باشد، به مقصد نخواهیم رسید.
 
اینها در کنار هم می‌توانند دانشگاه را اسلامی کنند، اگر یکی از این‌ها شکسته شود، ماشین اسلامی شدن دانشگاه حرکت نخواهد کرد، این ماشین به فعال بودن 4 حوزه پژوهش، آموزش، فرهنگ و مدیریت وابسته است و در این 4 حوزه هم باید کارها برنامه‌ریزی شود و مسئولان وزارتخانه‌ها باید آن پیگیری کنند.
مسئولان وزارتخانه باید به دنبال اجرا کردن این سند باشند، این طور نباشد، که ما این سند را بنویسیم، بعد تبدیل شود به یک سند زیبا در بایگانی‌ها، و خوشحال باشیم که سند نوشتیم. لذا سند باید اجرا و پیگیری شود.
 
آیا در این سند اولویت‌ها مشخص شده‌است؟
* اولویت برای اسلامی‌شدن دانشگاه‌ها راهبردهای کلیدی است
این سند بعد از تدوین، تقریبا یک دهه در دانشگاه‌ها اجرا شد و بعد از آن احساس شد که باید بازبینی شود، به همین خاطر بازبینی آغاز شد و روند این بازبینی در حدود دو سال زمان برد.
بعد از بازبینی بنا شد تا برخی از راهبردها که کلیدی‌تر هستند، در اولویت گذاشته شوند به همین خاطر کارگروه‌هایی شکل گرفت و این کارگروه‌ها اولویت‌ها را مشخص کردند و اکنون بر اساس اولویت‌ها راهبردها دنبال و برای آن برنامه‌ریزی می‌شود.
 
 به نظر شما امروز نقاط قوت و مثبت دانشگاه‌ها چیست؟
*رفع نیازهای جامعه وابسته به دانشگاه است
دانشگاه‌ها مراکز تولید علم و دانش‌اند، مرکز تجمع جوانان آینده سازند. رفع نیازهای جامعه وابسته به دانشگاه است. پیشرفت کشوردرگرو فعالیت‌های آنهاست. رکن مهم تمدن سازی مدیون رشد علم و شکوفایی دانش است، اگرامروزهمه به رشد علمی کشور افتخار می‌کنند، به دستاوردهای علمی در عرصه‌های مختلف می‌بالند و اگر سرعت رشد علمی ما چند برابر متوسط جهانی است و یا در رشته‌های مختلف رتبه‌های اول منطقه را داریم، عموما این مسئله به همت دانشگاهیان ما انجام می‌گیرد.
 
رشد سیاسی و دینداری دانشگاهیان ما از همه دانشگاه‌‌های دنیا بالاتر است. دانشجویان ما از بعد فرهنگی، دنیایی از خلاقیت‌ها را دارند. دانشجویان آرمان طلبند و به پیشرفت و اعتلای کشور معتقدند، نشاط جوانی در دانشگاه‌ها وجود دارد، این‌ها از نقاط قوت دانشگاه‌های ما است. در دانشگاه‌های ما دانشجویان آگاهی که به شدت به دنبال علم هستند، فراوان وجود دارند، در حوزه اساتید نیز همین است.
 
به نظر شما مهمترین نقاط ضعف دانشگاه‌ها چیست؟
* هنوز مشخص نیست باید چه مقدار متخصص تربیت کنیم
 
قریشی: یقیناً شمردن قوت‌ها دلیلی بر نفی ضعف‌ها نیست، دانشگاه‌های ما هنوز در بعد نیازسنجی علمی آنگونه که باید شایسته یک دانشگاه‌های اسلامی باشد، پیش نرفته‌اند. در بعد پژوهش‌ هم، پژوهش‌های نیاز محور کم است، سالانه چیزی حدود 300 هزار پایان‌نامه در کشور نوشته می‌شود، خوب اگر نصف یا یک سوم این تعداد پایان‌نامه می‌توانست مشکلات مردم را حل کند، حجم عمده‌ای از مشکلات  بواسطه دانشگاه‌ها حل می‌شد.
 
رشته‌هایی که در دانشگاه‌های ما وجود دارد، بدرستی مشخص نیست که چه مقدار باید متخصص تربیت کنیم و دکترا و ارشد باید بگیریم.
 
دانشگاه‌ها در بعد فرهنگی چه وضعیتی دارند؟
* دانشگاه‌ها به مسئله فرهنگ سطحی نگاه می‌کنند
هنوز دانشگاه‌های ما تلقی واقعی از اهمیت مسائل فرهنگی را ندارند، فرهنگ یک امر درجه 2 و درجه 3 است.
 
متاسفانه در نظام تربیتی کم‌بودهای خیلی جدی وجود دارد و نگاه‌ها به فرهنگ هنوز نگاه ابتدایی است. لذا این نگاه‌های ابتدایی به مسائل فرهنگی در حوزه‌های مختلف اخلاقی، درسی، پژوهشی خودش را نشان می‌دهد و برخی از ناهنجاری‌هایی که رخ می‌دهد، به خاطر این موضوع است که اهتمام لازم وجود ندارد و برخی مسئولین فرهنگی در این رشته کارشناس نیستند.
 
در کنار فرهنگ یکی دیگر از مسائل مهم بحث مسائل سیاسی در دانشگاه‌ها است، با این حال دید شما نسبت به انجام فعالیت‌های سیاسی در دانشگاه‌ها چگونه است؟
*کرسی‌های آزاداندیشی باید تخصصی معنا شوند
کرسی‌های آزاداندیشی باید تخصصی معنا شوند نه عمومی و نه با هیجان‌های کاذب. اینطور که عده‌ای برای یک نفر سوت بزنند و عده‌ای برای یک نفر مرگ بفرستند و بعد هم با هم درگیر شوند، اینها آفت برای کرسی‌هاست. اگر دانشگاهیان، مدیران و مسئولان دانشگاهی دانشجویان را سوق بدهند و کمک کنند به سمت اینکه دو طیف مخالف در جلسه‌ای بنشینند و با هم بحث کنند خیلی از مشکلات حل می‌شود، سؤتفاهم‌ها حل می‌شود و این به رشد دانشگاه کمک خواهد کرد.
 
سوال بعدی ما راجع به طرح دانش‌افزایی اساتید است. این طرح چه کمکی به اساتید می‌کند و چرا به این طرح اینقدر هجمه‌ وارد می‌شود؟
* 52 هزار اساتید طرح دانش‌افزایی اساتید را گذرانده‌اند
در این طرح به اساتید دانشگاه کمک می‌شود که در رشته‌هایی غیر از رشته‌های خودشان مسائلی را یاد بگیرند. به هر حال کسی که استاد دانشگاه می‌شود، کسی بوده که طالب دانش و فهمیدن بوده است و از خیلی‌ها بالاتر بوده که به عنوان هیأت علمی دانشگاه انتخاب کردند. 
 
این فرد زمانی که هیأت علمی شد خودش را بی‌نیاز از آموختن نمی‌داند، خصوصاً اگر این آموزش‌ها در حوزه‌های تخصصی وی نباشد. مثلاً یک نفر استاد ریاضی است و ما برای وی درس‌هایی را در حوزه تعلیم و تربیت یا تاریخ تمدن و اخلاق اسلامی درس می‌گذاریم خوب این استاد می‌بیند که کسی آمده و دارد به او کمک می‌کند که چگونه این استاد مثلاً با دانشجویان و یا فرزند خودش گفت‌وگو کرده و مشکلاتشان را حل کند.
 
 بالغ بر 52 هزار نفر از اساتید این دوره‌ها را گذارنده‌اند. در همین سال جاری بالغ بر 12 هزار نفر این دوره‌ها را گذراندند. البته غیر از این جلساتی مهمی در طول سال داریم مانند کارگاه‌های آموزشی نقد کتاب، نقد یک جریان و یا نقد یک فکر که خیلی‌ها استقبال می‌کنند زیرا در کنار هم می‌نشینند و از اطلاعات هم استفاده می‌کنند، این برای دانشگاه بسیار مفید است و همه دانشگاه‌های دنیا برای توانمند کردن اساتید خود دوره‌های فروانی می‌گذارند، من در برخی از کشورها دیده‌ام که هر 5 سال یک بار استاد را فارغ از کار و تدریس می‌کنند و اجازه می‌دهند این استاد یک سال برای خودش مطالعه کند و در کلاس‌های تعریف شده شرکت کند، این یعنی آموختن در کنار یاد دادن که  یک امر متداول است.
 
* امام (ره) خود را از آموختن بی‌نیاز نمی‌دانستند
 ما دو نوع دانش افزایی داریم یک نوع دانش‌افزایی مهارتی مانند بخش روش تحقیق و روش تدریس، آشنایی با ابزارها مختلف تحقیق، در کنار این شورای عالی انقلاب فرهنگی یکسری موضوعاتی  هم گذاشته که استاد در حوزه‌های فکری، تربیتی و اخلاقی هم اطلاعات خودرا افزایش دهد. مثلا بداند دانشجوی امروز به چه چیزهایی فکر می‌کند و چگونه باید با آن برخورد شود افزایش توانمندی استاد تکریم استاد است. برخی‌ها خود را بی‌نیاز از آموختن می‌دانند در صورتی که هیچ کس از آموختن بی نیاز نیست. این توصیه و تربیت دینی ما خصوصا برای اهل تعلیم و تربیت است. امام رحمت الله علیه در نجف با آن مقام علمی در عرفان وا خلاق در درس استاد دیگری شرکت می‌کردند که نصیحت‌های او را بشنوند. این الگوی مترقی و پیش برنده دانش و تربیت است که اساتید ما این وظیفه را بعهده دارند.
 
یکی از دستاوردهای تاثیرگزار در بین مردم شبکه‌های اجتماعی مانند وایبر و واتس اپ و ... است. شبکه‌هایی که استقبال زیادی هم از آنها در کشور ما می‌شود، آیا شما با استفاده از این شبکه‌ها در دانشگاه موافقید؟
* باید نحوه استفاده از تکنولوژی‌های جدید برای دانشجویان آموزش داده شود
شبکه‌های رسانه‌ای نوظهور که به آن اشاره شد، مختص به دانشگاه نیست، این شبکه در همه جامعه رشد کرده و هر روز هم پیشرفت‌هایی دارد. دانشجویان ما نیز به سمت این شبکه‌ها می‌آیند و جزء‌ علاقمندان پروپاقرص این رسانه‌ها هستند.
این که در قسمت قبل گفته شد در دانشگاه‌ها به مسئله فرهنگی نگاه سطحی می‌شود، در این رابطه هم این نگاه وجود دارد. ما باید نحوه استفاده و بهره‌برداری از این شبکه‌ها را آموزش دهیم. دانشجویان باید یاد بگیرند چگونه از این ابزار برای اهداف مطلوب، خصوصا درگروه‌های علمی استفاده کنند.
 
متاسفانه گاهی در برخورد با اینگونه تکنولوژی‌ها یا بطور کل آن را رد می‌کنیم و می‌گوئیم ما این تکنولوژی را نمی‌خواهیم، این برای غربی‌ها است و یا کاملا آن را رها می‌کنیم و هیچ مدیریتی اعمال نمی‌کنیم. به هرحال نمی‌شود، مسائل نوظهور را کنار بگذاریم. امکان چنین کاری وجود ندارد. به جای این کار باید نحوه استفاده درست از این برنامه‌ها آموزش داده شود و نقاط ضعف آن گفته شود و درب رخی موارد کنترل‌های لازم صورت گیرد.
 
* ننوشتن پیوست فرهنگی به موقع برای دستاوردهای مختلف یکی از معضلات است
یکی از معضلات ما این است که به موقع برای این دستاوردهای پیوست فرهنگی نمی‌نویسیم، تا بگوییم اگر این مسئله اینگونه استفاده شود به نفع ما خواهد بود. یا به دانشجو مدیریت زمان یاد دهیم که چه مقدار می‌تواند برای استفاده از این دستاورد وقت بگذارد. اینترنت را ببینید که چقدر کاربردهای مفید دارد. محققین چقدر استفاده مفید از آن دارند. البته آسیب‌های غیرقابل انکاری هم دارد در این مسئله هم باید به دانشجویان کمک شود تا روش استفاده درست و مفید را یاد بگیرند. باید نقاط ضعف و قوت گفته شود تا این موضوع باعث آسیب نشود.
 
آیا مشخص است چند درصد از دانشجویان از این شبکه‌ها استفاده می‌کنند؟ و اینکه آیا نظارت یا برنامه خاصی در این راستا وجود دارد؟
*بالای 60 درصد از دانشجویان از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند
سال گذشته یک تحقیق در سطح دانشگاه‌ها انجام دادیم، تا ببینیم چه مقدار از دانشجویان از این تکنولوژی استفاده می‌کند. پس از تحقیقات ما معلوم شد بالای 60 درصد از دانشجویان از این ابزار استفاده می‌کردند. تعداد کثیری از دانشجویان ما نیز هر روز یک تا 2 ساعت از این تکنولوژی‌ها استفاده می‌کنند. البته افراد معتاد به این شبکه‌ها هم وجود داشت، که نزدیک به 17 ساعت، از این ابزارها استفاده می‌کردند. یعنی زمانی که سر کلاس درس هم حضور داشت به وسیله موبایل مشغول این برنامه‌ها بود و حواسش به درس نبود.
 
همه مسئولان دولتی و فرهنگی باید دست به دست هم دهند تا این ابزار را در خدمت دانشگاه‌ها، علم، اطلاع‌رسانی و اینگونه مسائل هدایت کنند.
این ابزارها زمانی موجب آزار می‌شوند، که تمام وقت یک فرد را می‌گیرند و او را از کار و زندگی می‌اندازند. مانند دانشجویی که از ابتدای شب تا نزدیک صبح از این تکنولوژی‌ها برای گفت‌وگوهای بی‌ثمر و یا آلودگی‌های که دربخشی ازاین ابزارها گسترش داده می‌شود، استفاده می‌کند. این دانشجو مسلماً به زندگی‌اش نمی‌رسد، انزوا طلب می‌شود، ضعف جسمی می‌گیرد، صدمات اخلاقی می‌بیند و به نوعی معتاد به این مسئله می‌شود.
 
منبع:: فارس
گفتنی است، دکتر علی مطهری طی ماه های اخیر تلاش زیادی برای خروج سران داخلی فتنه از حصر نموده و تقریبا در تمامی سخنرانی هایش به این موضوع اشاره کرده است. اما در این رابطه حاظر به مناظره نشدند.
علی مطهری

به گزارش صدای دانشجو، علی مطهری در حامش دعوتنامه نوشت: “بهتر است این مناظره با خود آقای موسوی یا آقای کروبی که اطلاعات بیشتری دارند صورت بگیرد.”

 

نامه مذکور از سوی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) برای میزبانی مناظره، پس از انتشار خبر نامه دکتر فرزاد جهانبین از اساتید دانشگاه در حوزه علوم سیاسی و دبیر شورای سیاست گذاری کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی، مبنی بر دعوت از دکتر علی مطهری، نماینده مردم تهران برای برگزاری مناظره ای پیرامون وقایع فتنه سال ۸۸ خطاب به دکتر علی مطهری نگاشته شده بود.

 

متن نامه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه امام خمینی(ره) و پاراف علی مطهری

گفتنی است، دکتر علی مطهری طی ماه های اخیر تلاش زیادی برای خروج سران داخلی فتنه از حصر نموده و تقریبا در تمامی سخنرانی هایش به این موضوع اشاره کرده است.

دعوت یک استاد دانشگاه از مطهری برای مناظره

با توجه به نظر مکتوب آقای مطهری، باید از ایشان پرسید چرا آقای مطهری با اطلاعات کم در مورد فتنه، تا این اندازه در مورد آن اظهار نظر می کنند در حالی که قرآن کریم قول به غیر علم را محکوم کرده و می فرمایند: “و لا تقف ما لیس لک به علم.انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولا”.

از سویی اگر ایشان در هر حدی از اطلاعات، تحلیلی ارائه کرده اند باید بتوانند از مدعیات خود دفاع کنند. اما متاسفانه با طفره از مناظره، به فهم مخاطب توهین کرده و اجازه نمی دهند که همگان تمام سخنان را با یکدیگر شنیده و خود سخن بهتر را برگزیند.

الهه راستگو در حاشیه کنگره جمعیت ایثارگران با اشاره به عدم عضویتش در هیچ حزبی گفت: از اینکه به‌خاطر دفاع از اسلام و انقلاب و حقوق مردم از حزب اسلامی کار اخراج شده‌ام ناراحت نیستم چون در آنجا هیچ ارزشی برای آزاداندیشی وجود ندارد و شاهد یک دیکتاتوری حزبی هستیم.
جبهه اصلاحات

این عضو شورای شهر تهران که به عنوان مهمان در کنگره جمعیت ایثارگران حاضر شده بود با اشاره به اتفاقات سال گذشته شورای شهر تهران گفت: سال قبل و پس از اینکه درجریان انتخابات شهردار تهران براساس تکلیف الهی و شرعی خودم و سوگندی که در پاسداری از حقوق شهروندان خورده‌ام، به گزینه‌ای غیر از گزینه مورد نظر سران حزب اسلامی کار رأی دادم، با بدترین رفتارها مواجه شده و رسما از همه برنامه‌های حزب برکنار شدم! البته از این موضوع ناراحت نیستم و خدا را شاکرم که در راه دفاع از حقوق شهروندان و پایبندی به آرمان‌های انقلاب چنین هزینه‌ای دادم که البته در برابر جانفشانی‌ها و مجاهدت‌های شهدا و ایثارگران عزیز، هیچ و ناچیز است.
راستگو با اشاره به پایبندی به ارزش‌ها و مقدسات دینی گفت: در دیدگاه حزبی مدعیان اصلاح‌طلبی، این انتظار وجود دارد که افراد به‌صورت ماشین‌های قابل کنترل حضور داشته باشند و هیچ اراده دینی و انسانی بر آنها حاکم نباشد! آنها انتظار دارند برخلاف آموزه‌های دینی و شرعی، بدون در نظر گرفتن مصالح ملی و مردمی، آنچه از بالا دیکته می‌شود، توسط افراد اجرا شود حال آنکه ما به لحاظ دینی چنین اجازه‌ای نداریم. وی افزود: در آنجا علی‌رغم همه شعارهای زیبایی که در باب آزادی‌اندیشه داده می‌شود، کمترین ظرفیتی برای آزاداندیشی وجود ندارد و در اصل هیچ نسبتی با این شعار دیده نمی‌شود بلکه برعکس، شاهد یک دیکتاتوری حزبی تمام‌عیار هستیم به نحوی که یک عضو حق اندیشیدن ندارد و اگر به شکلی غیر از تفکر حاکم بر حزب بیندیشد و آن را ابراز کند، با بدترین رفتار ممکن مواجه می‌شود. همانگونه که با من رفتار شد.
گفتنی است ششمین کنگره جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی روز پنجشنبه با حضور شخصیت‌های مختلف سیاسی در مجموعه فرهنگی سرچشمه در قتلگاه شهدای هفتم تیر برگزار شد.
در این کنگره دبیرکل و اعضای شورای مرکزی جمعیت ایثارگران، حجت‌الاسلام آقاتهرانی دبیرکل جبهه پایداری، دکتر حداد عادل، حجت‌الاسلام صدیقی، حجت‌الاسلام تقوی و محمدنبی حبیبی دبیرکل حزب موتلفه سخنرانی کردند. همچنین اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری و جمعی دیگر از چهره‌های سیاسی کشور به عنوان مهمان در کنگره حضور داشتند.

معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی همدان، از سال آینده رشته پزشکی عمومی با موافقت وزارت بهداشت و درمان کشور در همدان تاسیس و دانشجو می پذیرد.
تیموریان مطلق

به گزارش صدای دانشجو، اصغر تیموریان مطلق در گفت و گو با خبرنگار روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی همدان گفت: پس از پیگیری های مستمر توسط این واحد دانشگاهی و موافقت سازمان مرکزی و وزارت بهداشت و درمان مجوز تاسیس رشته پزشکی عمومی به دانشگاه آزاد اسلامی همدان داده شد.

وی افزود: براساس این مجوز از مهرماه 1394 بیست دانشجوی پزشکی در واحد همدان مشغول به تحصیل خواهند شد.

معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی همدان افزود: تاسیس رشته های پزشکی مطالبه به حق مردم استان مسولین استانی بودکه با پیگیریهای دانشگاه آزاد اسلامی  سرانجام به بار نشست.

تیموریان تصریح کرد: با راه اندازی ساختمان تخصصی آزمایشگاه ها در این واحد دانشگاهی دانشجویان رشته های علوم پایه و مخصوص پزشکی می­توانند از تمام ظرفیت های موجود آزمایشگاهی بهره مند گردند..

معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی واحد همدان تصریح کرد: دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان هم اکنون با داشتن بیش از 166 رشته مقطع از کاردانی تا دکتری به عنوان یک قطب علمی در غرب کشور سرآمد است و امیدواریم با ورود به عرصه پزشکی نیز بتوانم نقش مهم و موثری در جامعه وسلامت جامعه ایفا نماید.

گفتنی است: دانشگاه آزاد اسلامی همدان در 25 مرداد 1366 تاسیس و هم اکنون با داشتن بیش از 15 هزار نفر دانشجو در مقاطع مختلف تحصیلی به عنوان بزگترین دانشگاه حضوری استان همدان مشغول به فعالیت است.

انگیزه ورود به دانشگاه در دانشجویان مختلف، همواره متفاوت و بعضاً منحصر به فرد بوده و هست. برخی دانشجویان قصد اخذ مدرک داشتند و دارند، بعضی نابغه‌اند و سخت‌ترین رشته‌ها را انتخاب می‌کنند برای آنکه به همه ثابت کننده بیشتر از هم‌سالان‌شان توان یادگیری دارند، یک عده هم برای کسب موقعیت اجتماعی و شاید هم پیروی از یک عادت مرسوم اجتماعی تصمیم به کسب تحصیلات دانشگاهی می‌گیرند.
دانشگاه

به گزارش صدای دانشجو؛ اگیزه‌هایی که مورد اشاره قرار گرفت در کنار انگیزه‌هایی که احتمالاً از قلم افتاده است، مختص جامعه ما نیست و همه جای دنیا می توان برای شاهد و مثال هایی آورد.

دانشگاه کجا و فرهنگ کجا
این یک حقیقت است که امروز کمتر دانشجویی با انگیزه بالا بردن سطح «فرهنگ» خود به دانشگاه وارد می‌شود. کمتر خانواده‌ای را هم می‌توان یافت که از فرزندش توقع داشته باشد بعد از فارغ‌التحصیل شدن، علاوه بر کسب اندوخته یا اصطلاحاً بار علمی و کسب مدرک تحصیلی، سطح فرهنگ خود را هم بالا ببرد.

این یک واقعیت است که دانشگاه با نظام آموزش ترمی و‌ آنچه با نام دانشگاه در دنیای مدرن امروز می‌شناسیم، سابقه طولانی در کشور ما ندارد؛ اما آنچه در تمام دنیا به‌عنوان فرهنگ شناخته شده است، سابقه چندین هزار ساله در میهن ما دارد. حال اینکه چرا عموم مردم برخلاف سال های نه چندان دور، توقع ندارند که دانشگاه محل تولید فرهنگ و تربیت آدم های بافرهنگ باشد، پرسشی مهم است که باید به دنبال کشف پاسخش باشیم.

تعاریف متناقض و متضاد از فرهنگ و مدیریت فاقد برنامه
تعارف آکادمیک فرهنگ که برگرفته از علوم غربی است، چندان با معنای عامیانه فرهنگ، هم‌خوانی ندارد. در اذهان عموم مردم، فرهنگ را نمی‌توان در یک یا چند کلمه تعریف کرد اما با اطمینان می‌توان گفت که تصور عامیانه از انسان فرهنگی، فردیست که مصلحت جامعه را بر مصلحت خود ترجیح دهد. انسان فرهنگی که ممکن است فرهیخته نیز نام بگیرد، ارزش‌های جاری در کشور را فدای تمایلات شخصی خود نمی‌کند. وی علاوه بر احترام گذاشتن به معیارهای دینی، سبک زندگی ایرانی و همه آنچه در هویت ملی ما جاریست،  تعاملات خود را بر مبنای تزریقات مسموم فرهنگ غربی تنظیم نمی‌کند. چنین شخصی خود مولد و نشر دهنده میراث‌های معنوی کشور است نه تخریب‌کننده پایه‌های اعتقادی جامعه.

در این میان مشخص نیست که مسئولان فرهنگ و وزارت علوم طی سال‌های گذشته و البته دوران کنونی، دقیقاً بر مبنای کدام تعریف از فرهنگ، اقدام به برنامه‌ریزی فرهنگی در دانشگاه‌ها می کنند و اصلاً آیا جنجال سازی های سیاسی خصوصاً بعد از فتنه88، مجال کار در این زمینه را برای وزارت علوم (به عنوان متصدی اداره دانشگاه ها) فراهم می‌آورد؟

اینکه تعاریف عامیانه بعضاً در تناقض و تضاد با تعریف آکادمیک و غربی از فرهنگ است، واقعیتی غیرقابل کتمان محسوب می‌شود. نکته جالب توجه آن است که بعضاً مسئولان با تعاریف عام اقدام به برنامه‌ریزی فرهنگی می‌کنند و گاه با تعاریف آکادمیک! و این جز «تناقض» و «تضاد»، مناسب نام و لقب دیگری نیست.

نتیجه آنکه هیچ هماهنگی و انسجام محسوسی در برنامه‌های فرهنگی دانشگاه‌ها دیده نمی‌شود.

در حال حاضر از برگزاری مسابقات قرآنی تا اردوهای مختلف تفریحی و برنامه‌های اسماً علمی (به مقاصد مختلف در داخل و بعضاً خارج از کشور) در طرح‌های فرهنگی دانشگاه‌ها گنجانده می شود. الیته بعضاً کنسرت موسیقی و مناظره‌های مختلف هم به جمع برنامه‌ها ناهمگون فرهنگی دانشگاه‌ها اضافه می‌شود.

متأسفانه ناهماهنگی‌ها سبب شده تا موارد اثرگذار و مثبتی همچون "کرسی‌های آزاداندیشی" و "ازدواج دانشجویی" هم به حاشیه رفته و نتوانند اهداف حداکثری خود را محقق کنند. شوربختانه باید اعتراف کرد که عدم وجود نگاه منسجم به مقوله فرهنگ، در دانشگاه‌ها باعث شده است تا دانشجویان و به تبع آنها کل جامعه، خسارات معنوی فراوانی را متحمل شوند.

بودجه فرهنگی دانشگاه و باقی قضایا
 برای بررسی بودجه فرهنگی دانشگاه ها، باید به واقعیت تلخ دیگری اشاره کنیم. آنچه درباره بودجه فرهنگی دانشگاه ها موجب تأسف شدید است، فقدان در نظر گرفته شدن کمترین مبلغ برای امور فرهنگی است. این امر باعث شده است تا بعضی از دانشگاه‌ها بنابر اظهارات مسئولان خود، اصولاً بودجه فرهنگی نداشته باشند!(1)

اما در این بین بعضاً شنیده می شود که درصدی از بودجه فرهنگی یک دانشگاه یا همه دانشگاه‌ها، به فلان امر اختصاص یافته است.(2) و در این آشفته بازار مشخص نیست که تکلیف «فرهنگ» در دانشگاه‌ها چه خواهد شد.

مدارک کیلویی برای افزایش پایه حقوق!
 یکی از آفات علم آموزی که همراه با ورود دانشگاه‌های نوین به کشورمان روز به روز گسترده‌تر و عمیق‌تر شد، موضوع مدرک‌گرایی بود.

مواردی همچون ماجرای مدارک تقلبی از دانشگاه‌های داخلی و خارجی، برگزاری آزمون‌های ورودی سنگین و پراسترس، تراکم متقاضی در بعضی از رشته‌ها و افزایش بی‌رویه در ورودی تعدادی از رشته‌های دیگر، تنها چند نمونه ساده از آفات مدرک‌گرایی است.

حال  در چنین فضایی که دانشجو بعضاً با انگیزه کسب مدرک به دانشگاه وارد می‌شود، دیگر چگونه می‌توان توق داشت که به مقوله فرهنگ هم رسیدگی شود حال آنکه دانشجو فقط به‌دنبال کسب نمره قبولی در دروس پرشمار و فشرده دانشگاه است. این مشکل زمانی شدیدتر می‌شود که کارمند یک مرکز دولتی، تنها با انگیزه افزایش در میزان حقوق و یا مستمری بازنشستگی خود، وارد دانشگاه می‌شود و اصولاً انگیزه و مطالبۀ خاصی در زمینه فرهنگ ندارد!

در بهترین شرایط ممکن است دانشگاهی با دارا بودن چنین دانشجویانی، موفق به حفظ ارزش‌های علمی و کیفیت آموزشی خود شود (که البته بعید به‌نشر می‌رسد) و در نتیجه مقوله فرهنگ، اولین قربانی بی‌توجهی مسئولان امر خواهد بود.

همیشه پای سیاست در میان است
 نباید فراموش کنیم که سیاسی‌بازی‌ها همیشه به فرهنگ جامعه ما آسیب وارد کرده است و در این بین دانشگاه‌ها و سایر مراکز تعلیم و تولید علم نیز آسیب فراوانی را متحمل شده‌اند.

ایجاد نوسان در اجرای سیاست‌های فرهنگی یکی از معضلات دانشگاه‌های ماست. گاهی دانشجو آنچنان در فضای بسته‌ای قرار می‌گیرد که هرگز نمی‌تواند کمترین ورود به بحث‌های انتقادی و سیاسی را داشته باشد. گاهی نیز جناح‌ها و افراد سیاسی در نقش تحریک‌کننده دانشجوها ظاهر می‌شوند و باعث بروز رفتارهای غیرقانونی می‌شود.

اگر قرار بر اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های فرهنگی باشد، باید محیط دانشگاه  عاری از سیاست‌زدگی باشد و البته سیاسی بودن دانشجویان، امری جدا از سیاسی‌بازی‌های افراد شناخته‌شده است.

از سوی دیگر ثبات خاصی در سیاست‌گذاری فرهنگی دانشگاه‌ها دیده نمی‌شود و دست نهادهای فرهنگ‌ساز در دانشگاه‌ها آنچنان که باید و شاید، باز نیست.

همچنین با نگاهی بی‌طرفانه به برگزاری مراسم روز دانشجو در دانشگاه‌ها (طی سال گذشته و امسال) مشخص می‌شود که گروه‌های شناخته‌شده شدیداً در تلاش برای سوءاستفاده از دانشگاه‌ها هستند. ناگفته نماند که انفعال دولت در برابر این افراد نیز باعث ایجاد مشکلات مختلفی د رآینده خواهد شد.

فقط مسئولان مقصرند؟
برخی از مسئولان دچار انفعال هستند. یان یک حقیقت است و اصلاً فرقی هم ندارد که تنها در کدام پست یا در کدام وزارتخانه مشغول باشند؛ در یک بیمارستان، در بخش صنعت و یا در دانشگاه و یا هر جای دیگر...

چنین مسئولانی هرگز شجاعت آغاز کارهای بنیادین فرهنگی را ندارند و نمی‌توانند منشأ تحولات مثبت باشند. این اما نمی‌تواند نفی کننده مسئولیت دانشجویان در این زمینه باشد.

برگزاری مراسم مختلف فرهنگی یا کارهای خاص و اثرگذار د راین زمینه، امریست که ارتباط چندانی با مسئولان ندارد.

برگزاری هیأت‌های دانشجویی، تولید نشریات دانشجویی، برگزاری جشن‌های مذهبی مانند نیمه‌شعبان و بسیاری از موارد دیگر از این دست می‌تواند منشأ تحولات بزرگی در دانشگاه‌ها باشد و البته هزینه سرسام‌آوری هم ندارد.

باید توجه کنیم که موضوع فرهنگ به زندگی روزمره همه دانشجویان مربوط می‌شود و دانشجو تا آخر عمر، با درک خود از فرهنگ زندگی خواهد کرد. باید توجه داشت که دوران دانشجویی زمان مناسبی برای رشد خلاقیت‌های ذهنی و توانایی‌های مختلف است. در این دوران می‌توان بسیاری از اشتباهات رایج فرهنگی را شناسایی و برای رفع آنها اقدام کرد.

تلاش حقیقی برای علم‌آموزی قطعاً اصلی تریم وظیفه دانشجویان است و اگر آنها بتوانند در یک شرایط مساعد، اقدام به کسب علم و دانش کنند، بسیاری از مشکلات در عرصه فرهنگ دانشگاه، قابل رفع است.

البته لازمه این امر، دور ماندن دانشجو و دانشگاه از گزند رفتارها و تعصبات سیاسی است تا در یک فضای بدون تنش، امکان رفع معضلات مختلف فرهنگی فراهم شود.

دانشگاه بدون فرهنگ و فرهنگ بدون دانشگاه دو اصطلاح کاملاً بی‌معناست. دانشگاهی که عاری از اثرگذاری مهم و مثبت بر دانشجویان باشد، هرگز نمی‌تواند تربیت‌کننده مفید نیروی انسانی تلقی شود. همچنین بدون کمک دانشگاه هرگز نمی‌تواند به پیشرفت فرهنگی امیدوار بود. باید توجه داشت که دانشگاه می‌تواند موتور محرک پیشرفت‌های مختلف خصوصاً در زمینه‌های فرهنگی باشد.

پی نوشت:
1)http://www.irna.ir/fa/News/81353360/

2)http://isna.ir/fa/news/93022415387/

* گزارش از سمانه سلمانی ماهینی

شبکه اجتماعی
برچسب‌ها: 
مسئول ناحیه بسیج دانشویی استان همدان:
کسانی که دم از رفع حصر می زنند روی نقطه بدی دست گذاشتند
مسئول ناحیه بسیج دانشویی استان همدان با اشاره به سخنان یکی از مسئولین استان مبنی بر فراموشی فتنه و برگزار نکردن سالروز 9 دی گفت استراتزی جدید فتنه فراموشی فتنه بوده اینها به حیثیت نظام اسلامی خدشه وارد کرده اند

فریادرس در گفت و گو با خبرنگار صدای دانشجو با اشاره به سخنان یکی از مسئولین استان مبنی بر فراموشی فتنه و برگزار نکردن سالروز 9 دی گفت: استراتزی جدید فتنه فراموشی فتنه بوده اینها به حیثیت نظام اسلامی خدشه وارد کرده اند که این جرم بزرگی است فتنه گرها به دروغ نام خط امام را آورده اما در عمل عکس امام را پاره و آرمان های او از جمله دفاع از مردم مظلوم فلسطین را زیر پا گذاشتند.

وی در ادامه افزود: این افراد با این سخنان به دنبال فراموشی فتنه اند که با این فراموشی فتنه بزرگتری رخ می دهد و این تجربه تاریخی از بین می رود و زمینه ساز فتنه های جدید می شود.

مسئول ناحیه بسیج دانشویی استان همدان گفت: مسلما حصر سران داخلی فتنه مجازات این افراد نیست. حصر تمهید امنیتی برای آنان است که از تهدید جان آنها جلوگیری شود تا مسئله فتنه عمیق تر نشود. براساس دادگاه صالحه که اکثر نظر مجتهدین هم بر این بوده مجازات آنها خیلی بیشتر از حصر است. و ما دانشجویان بسیجی خواستار برگزاری دادگاه صالحه هستیم تا محاکمه اتفاق بیفتد خواسته مردم هم در 9دی همین بوده، جرم این ها بر اساس نظر علما محاربه بوده است.

وی در پایان افزود: کسانی که دم از رفع حصر می زنند روی نقطه بدی دست گذاشتند زیرا اگر بخواهد رحمت به عدالت تبدیل شود ممکن است طاقت عدالت را نداشته باشند.

 

به برخی وابستگان گروه های افراطی داخل دانشگاه ها که قصد وارد آوردن فشار به نظام و فراهم نمودن بازگشت فتنه گران به عرصه ی کشور را دارند صمیمانه هشدار می دهیم که خود را بیش از این ملعبه دست گروه های تندرو پشت پرده ی دانشگاه نکنند.

به گزارش صدای دانشجو متن بیانیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا به مناسبت 9دی به این شرح است:

بسم تعالی

 «فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلا یَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِینَ لا یُوقِنُون»

روز نهم دیماه سال 88 شکوه در هم تنیدگی  امت با امام خویش بود که در سیل خروشان همه ی افراد سرسپرده به نظام و اسلام و بخصوص ولایت تجلی یافت.این حادثه ی عظیم در حالی شکل گرفت که فتنه گران داخلی با هدایت مستقیم جبهه ی نظام سلطه و استکبار جهانی به سردمداری آمریکا و انگلیس تلاش می کردند تا به آشوب کشیدن فضای داخلی کشور مردم را نسبت به نظام و انقلاب سست و نا امید سازند.یوم الله 9 دی روز معرفت و بصیرت امت در شناخت حق از باطل و پشتیبانی از نظام و ولایت فقیه بود.

همه ی معاندین و دشمنان اعم از خارجی ها و گروه های ضد انقلاب داخلی وابسته به آنها در تمام مدت فتنه در مقابل نظام اسلامی صف آرایی کرده و هرآنچه از حیله و مکر در چنته داشتند برای از بین بردن انقلاب به کار بردند.همه ی حوادث و جساراتی که در آن ایام به کشور و انقلاب تحمیل گردید باعث شد که کاسه ی صبر مردم مسلمان ایران لبریز گردد و این امت قهرمان بار دیگر با خروشی مثال زدنی در حمایت از ولایت فریاد آزادگی و پایبندی به تمامی ارز شهای دینی ،نفی سلطه ی زیاده خواهان و پیروی از راه امام و شهدا را سر دادند و اینگونه شد که این حرکت عظیم تلاش های دسیسه گران داخلی و خارجی را ناکام گذاشت و به تعبیر رهبر معظم انقلاب در تاریخ همیشه ماندگار گشت و در این میان نقش جوانان و بالاخص قشر دانشجو بسیار مهم بود.لازم به تبیین است اگر فتنه ی 88 بدین شکل مهار گردید دلیلی بر خشکیده شدن همیشگی ریشه های فتنه نیست و در صورت عدم بیداری ِما شکل گیری فتنه های دیگر امریست محتمل.ملتی که عزم نابودی استکبار و داعیه پرچم حکومت دینی را دارد به مصداق«واجعل النور فی بصری و بصیره فی دینی»باید از خداوند بخواهد در فتن همواره او را پیروزی عنایت کند.  

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا ضمن گرامیداشت حماسه ی 9 دی ،بار دیگر با آرمان های امام عظیم الشان و مقام عظمای ولایت امام خامنه ای تجدید میثاق می کند و اعلام می دارد تمام  ظرفیت خود را در جهت حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی به کار خواهد بست و به برخی وابستگان گروه های افراطی داخل دانشگاه ها که قصد وارد آوردن فشار به نظام و فراهم نمودن بازگشت فتنه گران به عرصه ی کشور را دارند صمیمانه هشدار می دهد که خود را بیش از این ملعبه دست گروه های تندرو پشت پرده ی دانشگاه نکنند.

 

ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم

والسلام

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا 

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری، تحلیلی صدای دانشجو RSS