
به گزارش صدای دانشجو، به نقل از نافع، در این مراسم برگزار گنندگان از هیچ تلاشی برای ابراز شادمانی از این رویداد بزرگ فروگذار نکردند؛ از تمرین خوانندگی و رقص گرفته تا پخش آهنگ های مهیج و اجرای حرکات مضحک بر روی صحنه. به طوری که شرکت کنندکان، ایستاده و ریتمیک با نمایش موزیکال روی صحنه همراهی می کردند.
اینکه فضای فرهنگی دانشگاه به سالن رقص و آواز و نمایش های مضحک موزیکال تبدیل شود و ارزش های فرهنگی یک محیط علمی با برنامه ای بدون چارچوب درست فرهنگی، آن هم در قالب جشن دهه فجر ، نادیده گرفته شود، مایۀ تعجب و تأسف است.
مسئولین فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی با برپایی این مراسم تعریف جدیدی را از فرهنگ دانشگاهی ارائه داده اند که بحث برانگیز است. باید از آنها بپرسیم؛ اینگونه مراسم ها که هیچ ارتباطی با محیط علمی و فرهنگی دانشگاه ندارد با چه هدفی برگزار می شود؟
آیا شأن یک مکان علمی که باید جایگاه تبادل علم و دانش فرهیختگان باشد و به فرمایش حضرت امام (ره) سرنوشت یک ملت باید در آن تعیین شود تا این حد تنزل کرده است؟ یا ارزش ها و ضد ارزش ها در این سالها دگرگون شده اند؟!
اگر ارزش های فرهنگی و علمی ثابت است و همه جوامع دانشگاه را مکان تحقیق و پژوهش و سخنرانی و نوآوری و تولید فرهنگ و آگاهی های سیاسی می دانند؛ پس این قبیل برنامه ها در دانشگاه چه جایگاهی دارند؟!
گویا مسئولین عزیز، کارِ فرهنگی دانشگاهی را با سیرک یا برنامه های شاد دلقک ها در جُنگ های موزیکال اشتباه گرفته اند یا در مورد مناسبت و هدف برگزاری جشن توجیه نبوده اند. اولین سوالی که در مورد هر مراسمی مطرح می شود؛ هدف از برگزاری آن است.
باید از دست اندرکاران بپرسیم برای چه این جشن را برگزار کرده اند؟ آنچه مسلم است این مراسم به جای اینکه جشنی برای بزرگداشت دهه فجر باشد، محفلی به بهانه دهه فجر بوده است! برگزار کنندگان در این مراسم نه تنها هیچ چیزی را بزرگ نداشتند بلکه با این محفل جایگاه فرهنگ دانشگاهی را خوار کردند. به نظر می رسد با برگزاری برنامه هایی از این قبیل، دانشگاه در برخی زمینه ها روش پیشرفت معکوس را دنبال می کند.
اینکه مردم با برگزاری جُنگ های شادی به مناسبت جشن پیروزی شادمان شوند پذیرفتنی است، اما توجه به این نکته که جُنگ در کجا و با چه مخاطبان و چه برنامه هایی برگزار شود خیلی مهم است.
مطمئنا برنامه ای که در دانشگاه با توجه به محیط خاص و مخاطبان ویژه اش برگزار می شود باید تفاوت های اساسی با برنامه های سطح شهر که مخاطب آنها مردم عادی هستند داشته باشد. همین برنامه اگر برای مردم کوچه و بازار اجرا می شد و در میادین شهر شاهد آن بودیم داستان به گونه ای دیگر بود.
حال روی سخن ما با این دانشجویان است. اگر شما با وجود اینکه جایگاه دانشگاه و دانشجو را می شناسید، به استقبال این قبیل برنامه های غیر فرهنگی می روید، باید به حال شما تأسف خورد و اگر شأن و جایگاه خودتان را نمی شناسید باید به حال علم و فرهنگی تأسف خورد که متولیانش چنین دانشجویانی را پروش داده اند.
سئوال دیگری که ذهن را به خود مشغول می کند برخورد دوگانه دانشگاه با برنامه ها و مسائل مختلف است.
در بسیاری موارد برای برگزاری یک سخنرانی علمی یا انجام یک کار فرهنگی و یا حتی اداری باید از فیلترهای گزینشی خاصی بگذریم تا به مسئولان ثابت شود هدف و رهاورد کار، علمی و فرهنگی است.
با این اوصاف چطور ممکن است افرادی که برای برپایی این جشن دعوت شده اند بدون گذشتن از این مراحل و چک کردن محتوای برنامه شان بر روی صحنه بروند؟ آیا کسی که دانشگاه را با سالن برنامه های موزیکال و لب خوانی و پخش موزیک ویدئو اشتباه گرفته از هیچ فیلتری رد نشده یا با هدف خاصی برای اجرا ، مجوز گرفته است؟ آیا این سیاستِ یک بام و دو هوا از بی توجهی و سهل انگاری است یا هدفی خاص را دنبال می کند؟ در هر صورت نوک پیکان متوجه مسئولان این دانشگاه است؛ زیرا یا خودشان این مراسم را پشتیبانی کرده اند یا شاهد آن بوده اند و سکوت کرده اند.
رضا هاتفی
پایان پیام/م
به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران، در حالیکه این روزها دانشگاهیان به همراه دیگر قاطبه ملت ایران، سی و هفتمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را به جشن نشسته اند؛ جریانی تجدیدنظر طلب در دانشگاه صنعتی اصفهان- که با سیاست درهای باز وزارت علوم- موفق به کسب مجوز فعالیت تحت عنوان «انجمن اسلامی» شده است، با انتشار نشریه ای به بهانه 22 بهمن ماه ضمن رادیکال خواندن حضرت امام خمینی(ره) و تلاش در جهت تطهیر نهضت آزادی و شخص بازرگان، با استناد به سخنان منکر رسالت پیامبر گرامی اسلام اقدام به ترویج اسلام التقاطی نموده است.
به گزارش صدای دانشجو، به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، ولادت عقیله بنیهاشم حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها فرصت خوبی است برای یاد کردن از شهیدانی که این روزها دوباره فضای زندگی ایرانیان را به عطر شورانگیز شهادت معطّر کردهاند. شهیدانی که «حقیقتاً حق بزرگی بر گردن همه ملت ایران دارند.

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی، کمیته دانشجویی معیار کتاب «پرسشهایی در رابطه با شورای نگهبان» را منتشر کرد.
وحید زارع سخنگوی کمیته دانشجویی معیار گفت: نهاد شورای نگهبان قانون اساسی در کشور ما از جمله مهمترین نهادها و سازوکارهای پیش بینی شده در قانون اساسی است که نقش محوری در مراقبت از آراء عمومی و همچنین عدم انحراف قوانین، از اسلام و قانون اساسی دارد. در عین حال با توجه به شبهات و سوالاتی که پیرامون این نهاد وجود دارد و علاوه بر آن، سعی دشمنان در القای شبهات در این موضوع، لزوم تبیین منطق این سازوکار، بیش از پیش ضروری به نظر میرسد.
وی افزود: به همین منظور کمیته دانشجویی معیار کتابی تحت عنوان پرسشهای در رابطه با شورای نگهبان که محصول کارگروه تولید محتوای این کمیته است را مهیا کرد.
این کتاب، در راستای روشنتر و منطقیتر شدن پاسخها به سوالات و شبهات رایج در زمینه وظایف، کارکردها و سایر مسائل مربوط به شورای نگهبان تلاش کرده است.
برای دریافت فایل این کتاب اینجا را کلیک کنید.
انتهای پیام/م
به گزارش صدای دانشجو، به نقل از فارس، میکائیل دیانی قائم مقام تشکیلات اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل در واکنش به سخنان رئیسجمهور مبنی بر لزوم اجرای برجام دو در کشور، گفت: رئیس جمهور زمانی میتواند صحبت از برجام 2 کند که کارآمدی خود را در کارکردهای برجام اول و همچنین دستاوردهای آن نشان داده باشد.
وی افزود: امروز این سوال در بین مردم وجود دارد که اصلا مگر برجام یک، دارای منزلت ویژهای است که بخواهیم برجام 2 را شروع کنیم؟ و آیا دولت به وعدههایی که برای پسابرجام داده بود عمل کرده که بحث برجام 2 را مطرح میکند؟

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از مشرق، سنای آمریکا روز جمعه بالاخره بعد از مدتها کش و قوس میان دموکراتها و جمهوریخواهان، با انتصاب چند مقام جدید وزارت خارجه آمریکا از جمله سفیر این کشور در سوئد موافقت کرد.
با تائید سنا، از این پس «آزیتا راجی» سرمایهدار ایرانیالاصل مقیم کالیفرنیا، به عنوان سفیر آمریکا در سوئد فعالیت خواهد کرد.
وی اولین ایرانی-آمریکاییای خواهد بود که به عنوان سفیر واشنگتن منصوب میشود. در آمریکا سفرا معمولا از میان حامیان مالی اصلی رئیسجمهور انتخاب میشوند. راجی هم از این قاعده مستثنا نیست؛ این سرمایهدار و فعال برجسته بازارهای مالی آمریکا، در سال 2012 در جریان رقابتهای انتخاباتی، با جمعآوری نزدیک به 4 میلیون دلار کمک مالی برای کارزار باراک اوباما، دومین حامی مالی بزرگ رئیسجمهور کنونی آمریکا بود.
راجی در ماه اکتبر سال 2014 از سوی اوباما برای انتصاب به عنوان سفیر آمریکا در سوئد نامزد شد، اما اختلاف میان گروهی از نمایندگان جمهوریخواه و دموکرات، تائید نهایی وی را تا روز گذشته به تعویق انداخت.
تد کروز سناتور ارشد جمهوریخواه یکی از افرادی بود که مانع انتصاب راجی شده بود. وی به مدت 7 ماه از رأیگیری در مورد وی جلوگیری کرد، اما نهایتا روز جمعه با بیان اینکه این اقدام به اندازه کافی توجهات را به «بد بودن» توافق هستهای با ایران جلب کرده، اجازه داد رأیگیری سنا در این مورد انجام گیرد.
هرچند راجی به نام والدین خود اشارهای نکرده، اما گفته میشود که وی با «پرویز راجی» آخرین سفیر رژیم پهلوی در انگلستان که روابط بسیار نزدیکی هم با اشرف پهلوی خواهر شاه مخلوع داشت، رابطه فامیلی دارد. در برخی منابع وی دختر پرویز راجی و در منابع دیگر برادرزاده وی معرفی شده است.
راجی متولد 1961 است و تا سن 17 سالگی که والدینش ایران را ترک کردند، در تهران بزرگ شده است. وی درسخوانده اقتصاد است و تاکنون تجربهای در زمینه دیپلماسی و سیاست خارجی نداشته است.
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران، بسیار ساده انگارانه است اگر “سیانور” را صرفاً عاشقانه، پلیسی و یا سیاسی بدانیم.
فیلم نگاهی دقیق و مستند به بخشی کمتر دیده شده ای از مقطعی تأثیرگذار و تاریخ ساز از سال های قبل از انقلاب دارد.
“وحید افراخته” که مسلمانی معتقد و دو آتیشه و از اعضا شاخه نظامی سازمان مجاهدین است، تحت القائات “تقی شهرام” بتدریج از اسلام رو گردانده و به یک مارکسیست مطیع مبدل می شود. وی پس از ترور یک مستشار نظانی امریکایی دستگیر می شود؛ بدون هیچگونه فشار و شکنجه ای از همرزمانش بریده و با ساواک همکاری می کند. کل تیم و تشکیلات لو رفته و باعث دستگیری و اعدام نزدیکترین دوستانش می شود. و این سرآغازیست برای سقوط سازمان مجاهدین خلق و ظهور سازمان منافقین.
نکته جالب “سیانور” نگاه بی طرفانه و صرفاً روایی است. نگاهی بدور از تعصب و مبتنی بر تحقیق و تاریخ. در این فیلم از بدو تشکیل و اهداف اولیه سازمان می شنویم و شاهد چگونگی تغییر زاویه و انحراف آن خواهیم بود. از ازدواج های تشکیلاتی و اختلافات درون سازمانی تا تصفیه های خونین و نهایتا روندی که سازمان مجاهدین را به گروهک منافقین مبدل می کند.
در این فیلم ساواک هم چهره ای متفاوت با عادات ما دارد. ساواکی های این فیلم متفکرند و زیرک و کاربلد. گاهی شوخند و گاه احساساتی و گاه معترض به برخورد حکومت. در کل فیلمیست باور پذیر.
«سیانور» فیلمی کامل و حرفهای است از کارگردانی که پختگی اثرش گویی چندان نسبتی با جوانی او ندارد. طراحی صحنۀ این فیلم یک سر و گردن از آثار مشابه دیگر بالاتر ایستاده است و بازیها به شکل چشمگیری موفق ظاهر شده است. فیلم با وجود قصۀ خوب و محکمی که دارد، با انتخاب یک روایت غیر خطی متناسب با موقعیت نقشها در داستان، بر گرهها و تعلیقهای قصه به شکل مؤثری افزوده است و ریتم خود را تا لحظۀ آخر حفظ کرده است. سیانور روایتی راستین از گوشهای از تاریخ شگفت این ملت است که انتقال آن به نسلهای بعدی و آگاهسازی آنها از هویت تاریخی خویش با آثاری چون «سیانور» ضرورتی ملی است. خشونت نهان و آشکار ساواک بدون اغراق در به تصویر کشیدن خون و شکنجه، به خوبی ترس و وحشت حاکم بر محیط را القا میکند.
روابط عاطفی و ازدواج های تشکیلاتی و مهره چینی های سازمانی بخوبی پرداخته شده بود.
ریتم تند و ضرباهنگ مناسب فیلم اجازه چشم برداشتن مخاطب از پرده را نمیدهد. سکوت های گاه و بیگاه، بخوبی زهر پرگویی لاگریز سناریو را میگیرد و فرصتی مناسب برای تفکر و جا افتادن دیالوگ ها را میدهد.
موسیقی کاملاً در خدمت فیلم است و هرگز خودنمایی افراطی نمیکند. موسیقی هست ولی گاه حتی شنیده هم نمیشود، فقط، بخوبی احساس میشود.
و اما دیالوگ ها، نقطه قوت و شاید پاشنه آشیل فیلم. کلماتی ثقیل و ادبیاتی نامأنوس برای مخاطب عام که با ریتمی مسلسل گونه یا ایدئولوژی سازمان را به رخ می کشد یا سعی در محکوم کردن رقیب و توجیح رفیق دارد. در کل، فیلم بسیار پرگفتگوست، آن هم با کلماتی که شاید بیشتر بوی شعارهای تاریخ گذشته را می دهد. (ولی به شهادت بازماندگان آن دوران، این همان ادبیات رایج درون سازمانی بوده). همین کلام و ادبیات شاید بزرگترین عامل عدم برقراری ارتباط نسل جوانی باشد که در تکلم سلیس و روان زبان مادریشان هم با چالشی عظیم روبرو هستند.
مرتضی و مجید به مثابه مبارزانی می مانند که اگر جان سالم از ساواک به در می بردند بی شک جذب آرمان های امام شده و انقلابی ناب و متفکر می شدند، یعنی همان کسانی که به زعم شهید مطهری عصاره های انقلاب اسلامی هستند. مرتضی و مجید هر دو دانشجو هایی هستند که برای مبارزه با طاغوت و ظلم، امام حسین را سرلوحه خود قرار می دهند اما با انحراف در عملکردشان به سمت علم گرایی و تفکر پیشرویی چون مارکس کشیده می شوند.
در سکانس های پایانی مرتضی امام خمینی را فردی در نظر خود می داند که آرمان او و مجید را به درستی و با اعتقاد و عملکردی راسخ به جلو برده است و در رابطه با عملکر آنها به درستی توانسه پیش بینی کند.
داستانک های عاشقانه فیلم با تعریف رابطه میان دو خانواده می تواند جذابیت های لازم برای تماشاگر را ایجاد کند که در پی دنبال کردن داستانی عاشقانه و البته تراژیک به کنکاشی تاریخی و اجتماعی در تاریخ معاصر بپردازد که مخاطب شخصیت های آن ها را به دلیل همذات پنداری با آن ها به خوبی می شناسد.
بایدیکی دیگراز نقاط قوت سیانور را در اینجا دانست که در عین سیاسی بودن به دور از شعارزدگی سیاسی است.
آنجا که همه فکر میکنند سیاسی هستند و به طور کل همه فکر میکنند که از جریان سیاسی باخبرند و هوش سیاسی دارند. در حالی که خیلی بیدلیل داریم به همهچیز آنقدر سیاسی فکر میکنیم. بخشی از افراد فرهنگی ما فکر میکنند چگونه شب و روز به مسائل سیاسی نگاه کنند. و فیلمها و جوایز را نیز سیاسی تقسیم می کنند.
سیانور از جمله فیلم های جشنواره امسال بود که به معنای واقعی از طرف داوران نادیده گرفته شد. هر سینما دوستی که به دیدن این فیلم بنشیند، از جمله با دیدن جزئیات، خصوصاً طراحی صحنه و لباس فیلم، لذت می برد. فیلمی صادقانه با نگاهی نو به مفهوم انسانیت و امنیت ملی.
“سیانور” فیلمی است که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت و به راحتی فراموشش کرد.
با جملاتی که ذهن را تا مدت ها درگیر خود می کند.
مدام آخرین دیالوگ “مرتضی صمدیه لباف” در سلول انفرادیش، در شب پیش از اعدام، در ذهن مرور می شود:
«وقتی اسلحه بدست می گیری، اول باید یاد بگیری که به طرف چه کسی نباید شلیک کنی»

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از فارس، حسین توکلی مشاور عالی رئیس سازمان سنجش آموزش کشور گفت: سازمان سنجش درنظر دارد از نفرات برتر آزمون سراسری و همچنین برگزیدگان بیستمین دوره المپیاد علمی ـ دانشجویی تقدیر کنند.
وی افزود: مراسم تقدیر از این برگزیدگان فردا یکشنبه 25 بهمن ماه باحضور سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیسجمهور، محمد فرهادی وزیر علوم و ابراهیم خدایی رئیس سازمان سنجش در دانشکده تربیت بدنی دانشگاه تهران برگزار میشود.
مشاور عالی رئیس سازمان سنجش آموزش کشور ادامه داد: نفرات برگزیده آزمون سراسری در پنج گروه آزمایشی و برگزیدگان المپیاد علمی دانشجویی در 17 رشته مورد تقدیر قرار میگیرند.
انتهای پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی کشور، فرشته روح افزا، معاون شورای فرهنگی و سیاسی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی و همسر شهید حاتمی که در حادثه جرثقیل به شهادت رسید در گفتگو با بسیج با انتقاد از اظهارات اخیر وزارت خارجه در مراسم افتتاحیه کنفرانس امنیتی مونیخ، تصریح کرد: خطاب کردن لفظ برادر توسط وزیر امور خارجه نسبت به سعودیها که قاتل 500 شهید حادثه منا بوده دور از انصاف است.
مسئول بسیج دانشجویی خواهران گفت: مقام معظم رهبری زمانی به سعودیها یک تلنگر زندند که برایتان بد میشود؛ آنها نیز با یک تشر رهبر معظم انقلاب اقدام به برگرداندند پیکر جانباختگان کردند و اگر مقام معظم رهبری دراین قضیه دخالت نمیکرد و تلاش و زحمت مسئولین بعثه و سازمان حج برای برگرداندن پیکر شهیدان این حادثه نبود، شاید جنازههای جانباختگان به دست خانواده ها نمیرسید.
مسئول انجمن مهاجران مکه و منا با بیان اینکه اظهارات وزیر امور خارجه مورد اعتراض ماست تاکید کرد: وزارت خارجه باید این جنایت سعودیها را در دادگاههای بین المللی این را مطرح میکرد و نه تنها اقدامی در این صورت انجام نگرفت بلکه آنها را هم برادر خواند که این نهایت نقطه ضعف دیپلماسی است! و همچنین نه تنها جلسهای با خانواده های شهدای مکه و منا نگذاشت، حتی یک دلجویی نیز از آنها نکرد و اکنون با این اظهارات خود آتش داغ آنها را شعله ورتر میکند.
همسر شهید حاتمی به نیابت از خانواده شهدای مکه و منا بیان کرد: آقای ظریف با این رفتارهای منفعلانه خود دل خانواده های شهدا را به در میآورد و ما در این رابطه سوال داریم که چرا این عربستانی که عزیزان ما را به کشتن داده، دیپلماسی ما آنها را برادر خطاب میکند؟
روح افزا در ادامه افزود: این نهایت بدبختی است که عربستان 500 نفر از بهترین بندگان خدا، پاکترین انسان ها از جمله قاریان قرآن و دانشمندان ما و افرادی مثل شهید رکن آبادی را به کشتن میدهد و ما افتخار میکنیم که هیچ کاری در اعتراض به آنها انجام نداده ایم و به دنبال رابطه با آنها هستیم! مگر عربستان چه کشوری است؟ چه اهمیتی دارد؟
مسئول بسیج دانشجویی خواهران با اشاره به جنایتهای مختلف عربستان سعودی در کشتار مردم یمن، حمایت از تروریسم در منطقه و بازی کردن نقش اسرائیل در منطقه و عدم مدیریت درست حج تصریح کرد: آقای ظریف به چه دلیل آنها را برادر خواندن میخواند؟ آقای ظریف وزیر امور خارجه ایران و نماینده دولت ایران است؛ ازین رو باید مدافع حقوق ملت ایران باشد نه مدافع عربستان!
مسئول انجمن مهاجران مکه و منا در خاتمه خاطرنشان کرد: از مقام معظم رهبری و رئیس جمهور میخواهیم در این زمینه اقدامی کنند و از وزارت خارجه نیز توقع داریم نسبت به درخواست خانواده های شهدا در قبال جنایت آل سعود موضعگیری بکند و اگر بخواهد دل کشورهای دیگر را به دست آورد و درمقابل دل خانواده های شهدا را بشکند مطمئن باشند هیچ فایدهای نخواهد داشت.
انتها پیام/م

به گزارش صدای دانشجو، به نقل از دانشجو، یادداشت دانشجویی*انقلاب اسلامی ایران مانند هر انقلاب دیگری در مرحله ی نخست خود با این چالش مواجه است که انقلابیون پس از مدتی آرمانهای انقلاب را به فراموشی بسپارند.
اتفاقات فتنه ی 88 در روزهای پر التهاب پس از انتخابات نمونه ای بسیار زیبا و شیوا از این مورد است که انقلابیون و رهبران و کارگزاران انقلاب که حتی ممکن است از ابتدا نیز اصالتا با اصل آرمانهای انقلاب همراه نبوده اند.
بلکه منافق وار خود را همراه نشان داده اند. به یکباره به انقلاب و اصول مسلم آن خیانت می کنند. بزرگترین دلیل این خیانت همانطور که در سالهای اخیر بارها مورد تاکید رهبر روشن بین و روشن ضمیر انقلاب قرار گرفته است بی بصیرتی خواص است.
این علت خود عوامل متععددی دارد که فقط به صورت موردی به آن اشاره می شود:
.دل بستن به دنیا و ظواهر فریبنده ی آن-قرار گرفن افراد چاپلوس و نفوذی در کنار این خواص-و سنجیدن حق با خویشتن به جای سنجش خویش با حقیقت-فراتر دانستن خود از مردم و دوری از خواسته های حقیقی آنان تنها بخشی از عوامل این چالش است که به یکباره خود را مانند فتنه ی عظیم 88 می نمایاند.
2-همواره در مورد انقلابها این ترس وجود دارد که با پیروزی آنها و تثبیت شدن انقلاب و تبدیل انقلاب به حکومت و نظام حکومتی روح انقلابی بودن و آرمانهای آن که قرار است جهان را به جهانی متعالی و و آرمانی تبدیل کند به بروکراسی و سیستم اداری و نهادگرایی فلج کننده و خواب آور برای متصدیان امروز یا همان انقلابی های دیروز تبدیل شود.
رجوع مکرر به آرمانهای الهی انقلاب و سنجش رفتار جمهوری اسلامی عزیز با اسلام و تشیع انقلابی که اساس همه ی رفتارهای ماست می تواند راهگشا باشد.
مردم هرگز نباید در یک حکومت بر آمده از چنین انقلاب مقدسی در راهروهای پیچ در پیچ ادارات و شوراهای دست و پاگیر و ضد انقلابی بدون یار و یاور بمانند.
اینجاست که روحیه و مدیریت بسیجی به مدد و همراهی می آید و مشکلات را اگر به او اطمینان شود از دست و پا باز می کند.
همانگونه که پیر و رهبرمان امام خامنه ای فرمودندکه:(اگر روحیه بسیجی را از دست دادیم چه؟اگر به جای توجه به تکلیف و وظیفه و آرمان الهی ،به فکر تجملات شخصی افتادیم چه؟ اگر جوان بسیجی را ،جوان مومن را ،جوان با اخلاص را ،که هیچ چیز نمی خواهد جز اینکه میدانی باشد که در راه خدا مجاهدت کند در انزوا انداختیم و آن آدم پرروی افزون خواه پر توقع را مسلط کردیم چه؟آن وقت همه چیز دگرگون خواهد شد.) همانطور که ایشان فرمودند از دست دادن روحیه بسیجی یعنی همان روحیه ی انقلابی بودن برای نظام و انقلاب یک آفت و چالش اساسی است.
3-نگاهی به شعارها و آرمانهای انقلاب اسلامی بهمن 57 بیندازینم. معروف است که شعار اصلی انقلاب ما (استقلال –آزادی –جمهوری اسلامی) بوده و است .این شعارها بدون تردید نشان دهنده ی روح اصیل دینی انقلاب ماست.
همه ی این شعارها همانطور که همه میدانیم وسیله ای بود و هست برای آن که انقلاب زمینه ساز رسیدن انسان به کمال خود یعنی همان قرب الهی شود.
امری که بارها و بارها مورد تاکیدات امام خمینی (ره)نیز قرار گرفته است.حال اگر هر یک از این شعارها به جای وسیله تبدیل به هدف شود آیا از مسیر دور نشده ایم؟
4-انقلاب اسلامی به اذعان غالب جامعه شناسان ، فلاسفه و اندیشمندان معاصر نخستین و بزرگترین انقلاب نرم جهان معاصر است.
انقلابی که با تاسی از انقلاب نرم پیامبر نور و رحمت حضرت محمد مصطفی (ص)بدون کمترین خونریزی و با بیدار کردن فرهنگی همراه بود نه مانند انقلابهای روسیه و فرانسه با خونریزی ها و کودتاها و اعدامهای فراوان.
شبکه امپراطوری صهیون به سر کردگی آمریکا این بار با معکوس سازی از همان نقطه قوت انقلاب اسلامی یعنی قدرت نرم وارد کارزار شده است.
جنگ امروز دشمن جنگ نرم است نبردی که استراتژیستها آن را جنگ مغزها و قلبها نامیدند. یکی از شاخه های اساسی این جنگ نرم ایجاد بحران هویت است. چالشی که به نظر حقیر و بسیاری از صاحب نظران عرصه ی فکر و اندیشه و فرهنگ، امروز و فردا و کیان انقلاب و اسلام و ایران عزیزمان را تحدید می کند.
بحران هویت جوانان این مرز و بوم جدی است. که همراه با تهی کردن ایرانیان مسلمان از هویت است و به دو دلیل اساسی متاسفانه شیب تندتری گرفته است.اولی نبود استراتژی مدون در باز سازی هویتی از اندیشه ی زلال انقلاب اسلامی در عرصه ی فرهنگ و هنر بین مسولان و عدم آگاهی آنان به پیچیدگی های فرهنگی است.
امروز عرصه های مختلف فرهنگی کشور صحنه ی تاخته تاز روشنفکران سکولار و حتی ضد دین است. ما چه جوابی به شهدا خواهیم داشت در مقابل این غفلت عظیم که در حوزه ی فرهنگ و هنر از خود بروز داده ایم.
هرگز نتوانسته ایم در ساختار فرهنگی کشور به مانند ساختار سیاسی تغییرات انقلابی ایجاد کنیم و همه ی آنانی که در این سی سال بر عرصه ی فرهنگ کشور بود ه اند از انقلابی تا لیبرال باید پاسخ دهند.سینما ،کتاب ،نقاشی ،مطبوعات و...در کشور به تمام معنا در راستای انقلاب قدم بر نمی دارند که هیچ اغلب در عرصه ی ضد آن هستند.
البته پس از هشدارهای مکرر رهبر معظم انقلاب حضرت آیت ا...خامنه ای تحولاتی ایجاد شده است اما متاسفانه در نهاد انقلابی مانند سپاه نیز بعضا فهم درستی از نرمینه گی جنگ وجود ندارد.و دومی طراحی مکرر توطئه از سوی جبهه ی استکبار است.
5-اساس همه ی چالشهای موجود در کشور که به بخشی از آنها در قسمتهای بالا اشاره شد به نظر همین مورد یعنی نبود الگوی بومی اسلامی –ایرانی پیشرفت می باشد.
با گذشت سی سال از انقلاب هنوز نظلام اقتصادی ما به هیچ وجه سالم و اسلامی نیست.نظام آموزشی و تربیتی برگرفته از تعالیم اومانیستهای خداگریز است.مصداقی برایتان می آورم اگر امروز شما وارد دانشگاه یا دبیرستانی در هر نقطه از کشور شوید و از دانشجویان و دانش آموزان آنجا بخواهید که مثلا معاد را که از اصول دین است برایتان اثبات کنند به نظرتان چند درصد موفق خواهند شد ؟با جرات می گویم تعداد زیادی تنخواهن بود. آیا این ضعف مفرط در نظام آموزشی ما را نمی رساند.
6-هرگز مردم نباید احساس کنند که نظام و انقلاب به خواسته های برحق آنان بی توجه شده است.و این امر اگر روی دهد یک چالش اساسی است.مگر رهبر بزرگوار انقلاب نفرمودند بزر گترین شان ما خدمتگذاری به مردم است.مغفول واقع شدن عدالت اجنماعی از سوی مسولان انقلاب گناهی نابخشودنی در حق انفلاب است.
آزادی های مشروع در چارچوب قانون و شرع نیز چنین است .مگر شهید مطهری نفرمودند:اگر می خواهیم انقلاب حفظ شود باید عدالت و آزادی را حفظ کنیم و در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی فرمودند:آزادی بهترین موقعیت برای نشان دادن صلابت اسلام است(نقل به مضمون).
همه می دانیم که اسلام آیین دنیا و آخرت است و آیین تامین معیشت دنیای مردم نیز هست.اسلام دین رهبانیت نیست و ائمه بارها ترک دنیا را نفی کرده اند.پس انقلاب اسلامی وظیفه ی تامین معیشت مردم را نیز دارد غفلت از معیشت مردم خیانت به انقلاب اسلامی و آرمانهای آن است.
7-نفوذ برخی افراد کم سواد یا معاند در مراکز حساس و حتی ارگانهای معمولی کشور در آینده قطعا باعث زحمات فراوان برای نظام خواهد شد.حضور برخی افراد غیر متعهد در نهادهای انقلابی نمونه ی چنین رویدادی است که می توان با تنظیم برنامه های درست از آن جلو گیری کرد بنده فردی را در یکی از نهادهای حساس کشور می شناسم که با وجود ایمان فراوان به اسلام اما از پاسخ گفتن به ساده ترسین سوالات پیرامون ماهیت ولایت فقیه عاجزند.
واما فرصتها:
انقلاب اسلامی با همه ی چالشهای پیش رو دارای دو مولفه ی اساسی است که با رجوع به آنها هرگز هیچ کدام از این چالشها نمی تواند به آن خدشه ای وارد کند
-مولفه ی اول دینی بودن است که با اصل مترقی ولایت فقیه به ظهور هر چه بیشتر رسیده است.همانطور که فرانسیس فوکویاما در کنفرانس شیعه شناسی در دانشگاه اورشلیم بیان می کند تفکر شیعی پرنده ای است با دو بال سرخ عاشورا و سبز مهدویت و مغز گرداننده ای به نام ولایت فقیه . تا عاشورا و مهدویت در کنار ولایت فقیه با ماست بز همه ی چالشها اگر بخواهیم و همت کنیم پیروز خواهیم شد.
2-مولفه ی دوم در انفلاب ما، مردم و ملت غیور ایران با فرهنگ و تمدن خدا گرا یانه ی هفت هزار ساله است.
مردمی که در این سی سال نشان داده اند که هرگاه نیاز باشد در صحنه اند و از ولایت و امامت و هویت خود حفاظت می کنند.
مردمی که همواره خواص بی بصیرت و دنیا پرست را درس بصیرت داده اند.
فتنه ی 88 و بویژه برخورد مردم با صحنه گردانان اصلی و ساکتین آن نشان داد که مردم بر تردیدها پیروز می شوند چون مقدادوار چشم در چشم ولی خود دارند نه در رسانه های تزویرگری که بودجه از خزانه ی خداگریزان وشیطان صفتان و تزویر گران دارند.
هیچ انقلابی در تاریخ نمی توان یافت که از چنین حمایت مردمی برخوردار باشد.و این نکته ی اساسی است.
باید در بر این نکته تاکید کرد تا امت(مردم) و امامت(ولایت ) در کنار هم باشند می توان براحتی بر چالشها هر چه که باشند فائق آمد .
به شرط بیداری در مسیر حقیقت.
این تفکر شیعی و انقلابی است.تفکری که مبتنی بر روح عدالت علوی و کرامت نبوی است که این دو مولفه در همه ی تاریخ و خط نورانی امامت ادامه داشته است و تا ظهور انسان کامل و مصلح قلبها و باورها و منتقم خونهایی به ناحق ریخته شده نیز ادامه خواهد داشت .
حبیب میرزایی-فعال دانشجویی
انتها پیام/م