
پایگاه اطلاع رسانی صدای دانشجوبه نقل از تسنیم، محمدحسن آصفری عضو کمیسیون امنیتملی و سیاستخارجی مجلس شورای اسلامی با حضور در تجمع دانشجویان مقابل مجلس شورای اسلامی، ضمن تشکر از دانشجویان و دغدغهمندی آنها نسبت به مسائل کشور، اظهار داشت: ملت ایران همواره ملتی آزادیخواه انقلابی و استکبارستیز است و نخواهد گذاشت ذرهای از آرمانهای امام و شهدا عدول شود.
وی با اشاره به اینکه تجمع دانشجویان مقابل مجلس برای دولت مردان و مجلسیها پیام دارد، ادامه داد: پیام تجمع شما برای دولت مردان و مجلسیها این است که محکم و مقتدرانه در راستای توافق و عزتمندی انقلاب اسلامی بایستید و در این مسیر منافع و عزت ملی را مورد توجه قرار دهید.
نماینده مردم اراک در مجلس با بیان اینکه چه دولت لایحهای برای بررسی برجام به مجلس ارسال کند و چه ارسال نکند، مجلس بند بند برجام را بررسی خواهد کرد، یادآور شد: باید خطوط قرمز رهبری در متن تهیه شده برجام لحاظ شود و خروجی آن باید استقلال و عزتمندی ملت ایران باشد.
آصفری تأکید کرد: به طور قطع ملت ایران و دلسوزان انقلاب اجازه نفوذ مجدد آمریکا را در نظام اسلامی نخواهند داد. مجلس ایران همچنان روحیه انقلابیگری و استکبارستیزی دارد و با این روحیه مسائل را دنبال میکند.
وی با اشاره به اینکه هیچ فردی به اندازه رهبری در بحث مذاکرات هستهای و سیاست خارجی دغدغهمند و دلسوز نظام اسلامی نیست، تصریح کرد: کسانی که در سیاست خارجی کشور نقش دارند باید حساسیتها و دغدغههای دلسوزان انقلاب را مورد توجه قرار دهند و این روحیه را در مسیر فعالیت خود مورد توجه قرار دهند.
عضو کمیسیون امنیتملی و سیاستخارجی مجلس با اشاره به بازگشایی سفارت انگلستان در ایران، اظهار داشت: ملت ایران خاطرات بدی از رابطه کشورشان با انگلستان دارند، خاطراتی که گویای تلاشهای این کشور برای براندازی نظام اسلامی بوده که از کودتای 28 مرداد حمایت از رژیم طاغوت، حمایت از صدام تا فتنه 88 را شامل میشود.
آصفری تأکید کرد: امروز که شاهد بازگشایی سفارت انگلستان در ایران هستیم، دولت باید متوجه باشد که ملت و مردم ایران اجازه نخواهند داد سفارتخانه این کشور تبدیل به جاسوسخانه شود.
وی در همین زمینه خاطرنشان کرد: مسائل و امکاناتی که برای تجهیز سفارتخانه انگلستان به ایران آمده و در فرودگاه نگهداری میشود باید به دقت بازرسی شود تا اگر خدای ناکرده اهدافی در تهیه این امکانات و تجهیزات وجود دارد به خوبی مشخص شود.
نماینده مردم اراک در پایان سخنان خود گفت: اگر دولت انگلستان بخواهد مجدداً رویکرد سیاسی خود را با ایران به گونهای ادامه دهد که عزت و امنیت این کشور در معرض خطر قرار گیرد، قطعاً مجلس با ارائه طرحی یک فوریتی اجازه ارتباط سیاسی و فرهنگی را به دولت مردان در ارتباط با کشور انگلستان را نخواهد داد.
انتهای پیام/
پایگاه اطلاع رسانی صدای دانشجوبه نقل از تسنیم، حدود 2 سال از روی کار آمدن دولت یازدهم به ریاست حسن روحانی رئیس جمهور می گذرد، دولتی که حل معضلات اقتصادی در صدر وعده های رئیسش بوده و اکثریت مردم با انتظار حل مشکلات اقتصادی به ایشان رای داده اند.

پایگاه اطلاع رسانی صدای دانشجوبه نقل از
ایسنا، نخبگان، سرمایههای انسانی بسیار ارزشمندی هستند که محور توسعه و ثروت ملی محسوب میشوند که اگر دیده شوند، پشتوانه عظیم فکری و اجرایی هر کشور خواهند بود. میزان ارزش نخبگان تا بدانجاست که کشورهای پیشرفته صنعتی با برنامهریزی حساب شده، پروژه «جذب تحصیلکردگان» و بویژه «شکار مغزها» را به دلیل سودهای عالی که عاید نظام اقتصادی و اجتماعی آنها کرده، هرگز تعطیل نکرده و تمام تلاش خود را به کار گرفتهاند تا شرایط را برای این امر فراهمتر کنند که از آن جملهاند آمریکا، کانادا، استرالیا، فرانسه و آلمان که جزو کشورهای نخست در جذب نخبگان مهاجر به شمار میروند.
به گفته محققانی که در باب مهاجرت مغزها دست به تحقیقات جامعی زدهاند، گسترش سیل مهاجرت نخبگان و متخصصان از کشورهای در حال توسعه سبب خواهد شد که این کشورها توان بهرهگیری از علم و فناوری روز را از دست بدهند و این روند بر تولید، صادرات و توان رقابت بنگاههای اقتصادی در کشورهای مذکور اثر خواهد گذاشت.
ارزش یک میلیون دلاری جذب هر فرد تحصیلکرده برای کشور میزبان
محاسبات اقتصادی نشان داده است جذب هر فرد تحصیل کرده با مدرک کارشناسی ارشد و دکتری از کشورهای جهان سوم، یک میلیون دلار برای کشور میزبان منفعت دارد.
به گفته محققان، دامنه پیامدهای منفی مهاجرت نخبگان به حدی است که حتی در مقطعی، نظریه جبران زیان کشورهای مهاجرفرست از طریق مالیات توسط میزبان شکل گرفت.
از سویی دیگر، صاحبنظران هشدار میدهند کشورها با مهاجرت نخبگان و نیروی کار متخصص به تدریج شاهد کاهش تولید سرانه رفاه اقتصادی و رشد اقتصادی و همچنین محرومیت از نیروی فعال بالقوه خواهند شد.
مهاجرت ژنها از جوامع نخبهگریز و تکثیر ژنهای هوشمند در جوامع نخبهپذیر
اما یکی از مهمترین پیامدهای مهاجرت نخبگان در صورت عدم بازگشت به کشور را باید «مهاجرت ژنها» دانست. نظریهای که نخستین بار توسط دکتر زلفی گل شیمیدان و نخبه ایرانی و دانشمند برجسته حاضر در جمع دانشمندان یک درصد برتر جهان، مطرح شد.
بر اساس این نظریه مفاهیم مهاجرت نخبگان را باید با مهاجرت ژنهای هوشمند یا ژنهای بالقوه دانایی و توانایی جایگزین کرد زیرا ژنها هستند که اطلاعات وراثتی را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکنند و هوش و استعداد نیز با ژنها ارتباط لاینفک داشته و این یک اصل علمی ثابت شده است.
به عبارتی، هر نخبهای که از کشور خارج میشود، یک ژنوم هوشمند از کشور خارج شده و با زندگی در کشوری دیگر و ازدواج و تولید نسل در آن جا، به تکثیر ژنهای هوشمند آن کشور کمک میکند؛ لذا به تدریج درصد ژنهای هوشمند جوامع نخبهپذیر افزایش مییابد و در طولانی مدت و پس از گذشت سالها ، اختلاف فاحش ژنتیکی بین کشورهای نخبهپذیر و نخبهگریز ایجاد خواهد شد.
بدین ترتیب، جوامع نخبهگریز، با کاهش ژنهای هوشمند به تبعیت بیچون و چرا از جوامع نخبهپذیر تن در داده و اداره امور جامعه با اتکا به افرادی انجام خواهد شد که از ضریب هوشی کمتری برخوردار هستند و این به عقبماندگی این کشورها میانجامد.

صاحبنظران علمی، «کوچ نخبگان» به عنوان بهترین سرمایههای انسانی را از مسائل مدیریتی کشورهای توسعهنیافته میدانند و معتقدند این کشورها در شرایطی که نیاز دارند از سرمایه انسانی برگزیده خود برای جهش اقتصادی استفاده کنند با جریان انتقال سرمایه انسانی به کشورهای توسعهیافته مواجه میشوند.
به هر روی، مهاجرت نخبگان ابعاد پیچیدهی گوناگونی دارد. صاحبنظران بسیاری معتقدند تحلیل درست این پدیده، در گام نخست نیازمند بانک اطلاعات جامعی است که بتواند مبنای آسیبشناسیها و سیاستگذاریها قرار گیرد؛ این که بدانیم در گذشته چه قدر از این سرمایه انسانی برخوردار بودیم و هم اکنون چه میزان از این سرمایه برای ما حفظ شده است. در غیر این صورت آنچه ارائه خواهد شد، آماری مشوش است که نه تنها راهگشا نیست که از فرط تکرار بینتیجه، فقط دلزدگی ایجاد خواهد کرد؛ چنانچه آمار خروج نخبگان از کشور نیز، تقریبا به همین وضع مبتلاست و از فرط پراکندگی و تضادها، قابل نتیجهگیری نیست.
دکتر صالحی امیری، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی در تحقیقاتی که درباره مهاجرت نخبگان در سال 88 منتشر شده، به یک آمار رسمی اشاره میکند که بر اساس آن 1826 عضو هیات علمی ثابت و تمام وقت در دانشگاههای آمریکا و کانادا مشغول به تدریس هستند و این درحالیست که تعداد اعضای هیات علمی رسمی و غیررسمی در دانشگاههای امریکا و کانادا به بیش از 5000 نفر میرسد.
همچنین نتایج تحقیقات دیگری در کشور که بر روی اعضای هیات علمی ایرانی ده دانشگاه برتر آمریکا - بر اساس نظام ردهبندی بینالمللی -انجام شده، نشان داده است 141 عضو هیات علمی ایرانی در حوزههای علوم پزشکی، علوم فنی، هنر، علوم انسانی و علوم پایه در دانشگاههای آمریکا مشغول به فعالیت هستند که از این تعداد عضو هیات علمی، 40 درصد در حوزه علوم پزشکی، 28 درصد در حوزه علوم فنی، 21 درصد در حوزه هنر و علوم انسانی، و 11 درصد در حوزه علوم پایه در این دانشگاه فعالیت دارند.
شناسایی تنها 107 نخبه تا کنون
ضرورت داشتن بانک جامعی از سرمایه انسانی نخبه موجود در کشور که باید پیوسته و بهروز باشد (نخبه به معنی اخص آن شامل اساتید، محققان و شخصیتهای تحصیلکرده، باهوش، با استعداد و ممتازی که به مرحله تاثیرگذاری بالا در جامعه رسیدهاند) درحالیست که با وجود تاسیس بنیاد ملی نخبگان، چنین بانکی که شامل دست کم اطلاعات این دسته از نخبگان حال حاضر کشور باشد، هنوز به طور کامل تشکیل نشده و تنها آمار به کرات اعلام شده، تحت پوشش بودن 14 هزار نفر در بنیاد ملی نخبگان است که از مجموع این 14 هزار نفر، تنها 107 نخبه (90 نخبهای که جایزه علامه طباطبایی را در علوم پزشکی، فنی، علوم پایه، علوم انسانی و حدود 17 نخبهای که جایزه شهید آوینی را در بخش هنری تا کنون و طی چهار سال گذشته دریافت کردهاند) شناسایی شدهاند.
همچنین اطلاعات پراکنده غیرمتمرکزی نیز از آمار دانشمندان ایرانی حاضر در فهرست دانشمندان یک درصد برتر جهان در حوزههای مختلف وجود دارد که این دسته از دانشمندان، با شاخصهای علمسنجی جهانی به عنوان چهرههای برجسته بینالمللی شناخته شدهاند که همین مقدار اطلاعات هم میتوانست به شرط اراده قویتر، مبنای تشکیل بانک اطلاعات نخبگان حاضر در کشور باشد.
مهاجرتهای کور در فضای «نفی» و «هیاهو»
اما در کنار خلأ جدی آمار «میزان خروج و حضور نخبگان» آنچه که چارهاندیشی برای درمان پدیده «خروج بیبازگشت نخبگان» را تحت تاثیر سیاستزدگیهای سیطره یافته بر علم، به تاخیر افکنده، از سویی «نفی موضوع فرار مغزها» به روش «سر فروبردن زیر برف» است که انگار هیچ نخبهای از دست نرفته و از سویی دیگر، «در بوق و کرنا کردن فرار مغزها» با صدایی چنان واهمهآمیز است که گویی صدها دانشمند بیادعای ایثارگر، در خاک این کشور موی سپید و قامت خم نکردهاند، دانشمندانی جوان از دامن آنها برنخاسته، با دار و ندار علمی نساخته، آثار ذیقیمت هم پدید نیاورده و برای کشور آبرو و اعتبار کسب نکردهاند!
محصول نگاه اول یعنی «نفی فرار مغزها»، اتفاقا باز هم «فرار مغزها» از فرط بیمنطقیهاست و مولود نگاه دوم هم «فرار مغزها» از فرط قدرناشناسیها و واهمهافکنی بر نخبگان جوان از «انگ عقبماندگی» به دلیل ماندن در خاک وطن است.
این فضای «نفی» و «هیاهو» ، هر دو منبعث از خلأ آمارهای بهروز است که همچنین سبب شده به دلیل نداشتن سیاستهای درست و واقعبینانه، شاهد شیوع فکر مهاجرت در ذهن جوانان نخبه باشیم. بخشی از پیامد شیوع فکر مهاجرت و بلکه مهمترین آن، شکلی از مهاجرتهای کور و بیهدف است.
در همین زمینه، خبرنگار علمی ایسنا، گفتوگویی با دکتر آخوندزاده، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، قائم مقام معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت، معاون پژوهشی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، نخبه حاضر در جمع دریافتکنندگان «جایزه علامه طباطبایی» در سال1393 و چهرهای که در جامعه پزشکی کشور کاملا شناخته شده، انجام داده است. وی از جمله کسانی است که انگیزهها، دغدغهها، انتظارات نخبگان جوان را خوب میشناسد و به دلیل مسؤولیت اجرایی در معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت و امور پژوهشی پزشکی محل رجوع این دسته از نخبگان کشور بوده است. دکتر آخوندزاده از سویی دیگر، با بسیاری از مشکلات نخبگان پیشکسوت آشناست و میداند که هزینه حفظ نخبگان از آداب گفتاری گرفته تا برخورداری و حمایتی بسیار بالاست و این هزینه خود ارزش افزوده فوقالعادهای برای کشور دارد.
چرا در کشور ما دامنه تعریف نخبه آن قدر بالا میگیرد و گاهی پرت میشود که «نخبگی» به «برچسب نخبه» تنزل مییابد؟
قائممقام معاونت تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت در این باره معتقد است نخبه در کشور ما، تعریف وسیعی دارد. این بدان دلیل است که علم در کشور ما هنوز ارزش و اعتبار لازم را ندارد، تا بدانجا که نخبگان هم، با همه نخبگی، به نوعی نیاز به اثبات خود دارند؛ در حالی که در دنیا علم آن قدر اهمیت دارد و معتبر است که فرد نخبه پژوهشگر، استاد ممتاز و برجسته دانشگاه یا فردی که اختراع مهمی دارد، احتیاجی ندارد خود را معرفی و اثبات کند؛ ما از یک طرف ارزش لازم را برای نخبگانمان قائل نمیشویم و از یک طرف دائما با برچسبگذاریهای مختلف به دنبال نخبهیابی و نخبهتراشی هستیم. نخبه با علمش و با آثار علمیاش و با شاخص بینالمللی علمسنجی به خوبی قابل شناسایی است.
از اهمیت ندادن به ارزش نخبگان واقعی تا لقبتراشی «مرد علمی سال» برای نخبهسازی
وی گفت: در دنیا نیازی به القاب پرتی همچون « مرد علمی سال» نیست؛ القابی که برخی با آن برای خود سابقهسازی کردند، برای آن تبلیغات به راه انداختند تا آن جا که شرکتهای قلابی پول میگرفتند تا این القاب را به برخی اعطا کنند.
قائم مقام معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، گفت: پیش از این در وزارت بهداشت دانشجویانی که اختراعی داشتند از طرح معاف میشدند؛ اما ما این تسهیلات را برداشتیم چون تعداد زیادی از دانشجویان اختراع داشتند؛ آن هم اختراعاتی که فقط به درد معافیت از طرح می خورد.!
وی درباره شیوه شناسایی نخبگان گفت: یکی از بهترین ابزار شناسایی نخبگان آیتم «فارغ التحصیلان برتر و موفق» در سایت دانشگاههاست که در رنکینگ بینالمللی آنها بسیار موثر است و نشان میدهد که دانشگاهها چه تعداد فارغالتحصیل درجه اول داشتهاند و این فارغ التحصیلان دارای چه موقعیت های شغلی برجستهای هستند؛ اما چنین آیتمی در دانشگاههای ما وجود ندارد و نخبگان خود را معرفی نمیکنند.
ایران از بها دادن به ارزش نیروی انسانی غافل مانده است
آمار خروج نخبگان هر چه باشد، مهمتر از آن، عوامل رانش نخبگان است که باید برای حفظ نخبگان حاضر، تحت کنترل قرار گیرند. به گفته محققان در جهان امروز نظام اقتصادی دانش محورجایگزین سیستم اقتصادی تولید محور شده و ایران نیز به دلیل عدم پذیرش این نظام نوین اقتصادی از بها دادن به منابع انسانی به عنوان مهترین فاکتور موفقیت غافل مانده است و همچنان با مهاجرت بیبازگشت مغزها مواجه است.
مهمترین عوامل اقتصادی، اجتماعی، علمی و سیاسی خروج نخبگان
تحقیقات انجام شده در خصوص عوامل خروج نخبگان نشان میدهد این عوامل در چهار بخش اقتصادی، علمی و فرهنگی، اجتماعی و سیاسی قابل بررسی است. در بخش اقتصادی مهمترین عوامل به ترتیب نبود امنیت شغلی، نبود فرصتهای شغلی مناسب، عدم تعادل دستمزدها و هزینههای زندگی، عدم تناسب رشته تحصیلی و شغلی، احساس نارضایتی از رانتخواریها، و در بخش علمی و فرهنگی، فقدان حمایت مالی مناسب از تحقیقات و اکتشافات، کمبود امکانات پژوهشی و بودجههای تحقیقاتی، مدیریت غیر علمی کشور، سطوح پایین علمی دانشگاهها، توزیع ناکافی امتیازات و فرصتهای آموزشی، در بخش اجتماعی، عدم مشارکت متخصصان و نخبگان در تصمیمات، عدم رفاه فراگیر و کارآمد، ملاک بودن رابطه به جای ضابطه، ممانعت بروکراسی از فعالیتهای علمی و عدم شایسته سالاری است.

همچنین پاسخگو نبودن مسوولان و بیتوجهی به شایستهسالاری در انتصابات دولتی و دخالت عوامل غیر تخصصی در استخدامها بخشی از عوامل سیاسی خروج نخبگان است.
مدیران فاقد مقبولیت، شرایط خروج نخبگان را مهیا میکنند
بنابر تحقیقات، وقتی در جامعه شرایطی ایجاد شود که سازمانهای بزرگ و ساختارهای اداری به سرآمدان علمی احترام لازم را نگذارند و امنیت شغلی آنها به خطر بیفتد، شرایطی برای بالندگی نخبگان فراهم نشود مدیران فاقد مقبولیت لازم باشند، شرایط خروج نخبگان مهیا میشود.
جایگاه و اهمیت ویژه تحقیقات در کشورهای پیشرفته
تحقیقات انجام شده حاکیست که از جمله عوامل مهم خروج نخبگان همچنین ناهمخوانی نظام آموزش و ساختار شغلی است؛ بازار کار ما بازار سنتی است که با ماهیت کار نخبگان همخوانی ندارد. کمبود زیرساختهای کافی علمی و تحقیقاتی و اهمیت نداشتن جایگاه تحقیق و پژوهش در کنار کمبود بودجه تحقیقاتی محققان کشور را آزرده ساخته است. اما در کشورهای پیشرفته تحقیقات جایگاه ویژهای در نظام اجتماعی و اقتصادی دارد.
با همه عواملی که برشمرده شد، اکنون این پرسش مطرح است که با وجود سهم هر یک از این عوامل، کدام یک از آنها فشار بیشتری بر محققان نخبه کشور وارد آورده و در نتیجه لازم است در سیاستگذاریها به شکلی فوری مورد توجه و اولویت قرار گیرد؟
مهمترین رنج نخبگان کشور از نگاهی عمیقتر
دکتر آخوندزاده در پاسخ به این پرسش به نتایج تحقیق خود در سال 80 اشاره میکند. وی با استناد به نتایج خود و نیز با تحلیل تجربیاتی که از تعامل با نخبگان حاصل کرده، معتقد است هیچ رنجی برای نخبگان کشور دشوارتر از عدم شایستهسالاری نیست. این عدم شایسته سالاری وقتی در محیطهای علمی حاکم میشود، کار را برای محققان و نخبگان بسیار سختتر میکند.
دوپینگ علمی «سیاست» در دانشگاهها
وی میافزاید: اوایل انقلاب اگر پزشک عمومی را رییس دانشگاه میکردیم، کسی تعجب نمیکرد اما اکنون با گذشت بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی، در دانشگاهی که مثلا 60 استاد برجسته دارد، یک استادیار را رییس دانشگاه بکنیم به هیچ وجه برای استادان نخبه با کولهباری از دانش و تجربه قابل توجیه نیست. دانشگاه همانند حوزههای علمیه و یا سیستم های نظامی است که رییس آن باید پله پله رشد کرده باشد و مستحق ریاست هم به لحاظ علمی و هم به لحاظ مدیریتی باشد. اگر غیر از این عمل شود جوانی که جزو 100 نفر اول آزمون سراسری و نخبه است میبیند که در این دانشگاهها افراد پله پله رشد نمیکنند و سیاست و رابطه بجای علم نشسته است.
مدیریت غیر علمی دانشگاهها تحت تاثیر انتصابات سیاسی مهمترین عامل فشار بر نخبگان
این استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران مهمترین عامل فشار بر نخبگان را «مدیریت غیر علمی دانشگاهها» تحت تاثیر انتصابات سیاسی میداند و میگوید رییس دانشگاه باید فردی صرفا علمی و درکنار آن مدیر باشد تا راه حل مشکلات علمی را بداند و درک کند. استاد برجستهای که بالای سر خود یک آدم علمی ضعیف را میبیند یا باید بسوزد و بسازد و در این وضعیت حل شود یا مهاجرت کند.
تغییر رؤسای همه دانشگاهها با جابجایی دولتها، اتفاقی عجیب در دنیاست
وی با اشاره به تغییر رؤسای دانشگاهها پس از تغییر دولتها در کشور ما، این امر را اتفاقی عجیب در دنیا توصیف کرده و افزود: در دانشگاههای کشورهای پیشرفته که اعتبار زیادی برای علم قائلند هرگز بدین شیوه عمل نمیشود و این اتفاق در کشور، مصداق جهان سومی بودن ماست.
به گفته دکتر آخوندزاده در هیچ کجای دنیا رییس دانشگاه فردی سیاسی در دانشگاه نیست؛ اگرچه برای خود تفکر سیاسی دارد؛ در آمریکا به عنوان کشوری که بیشترین سهم را در تولید علم جهان داشته و میزبان بیشترین مهاجران علمی کشورهاست، بسیاری از روسای دانشگاهها طرفدار حزب جمهوری خواه هستند اما دولت دموکرات رییس دانشگاهها را انتخاب نمیکند. بلکه رییس دانشگاه از طریق شورای دانشگاه (هیات امنا در دانشگاههای ما) به روشی کاملا علمی که شامل آثار و سوابق علمی و مدیریت فرد است طی یک رقابت علمی انتخاب میشود به طوری که اگر رییس جمهور در دورهای، از حزب دموکرات بوده باشد و پس از آن نامزد حزب جمهوری خواه بیاید، روسای دانشگاههای آنها تغییر نمیکند. حال آن که در ایران حتی با تغییر وزرا هم روسای دانشگاهها عوض میشوند.
عوامل خروج نخبگان را باید در حوزههای تخصصی تفکیک کرد
قائممقام معاونت تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت با اعتقاد به این که باید عوامل خروج نخبگان را در سطوح و حوزههای تخصصی مختلف تفکیک کرد، افزود: مسائل معیشتی و از آن جمله عدم توزیع مناسب دستمزدها و حقوق جهار میلیونی یک استادیار که مجبور است بخش اعظم همین حقوق را هم اجاره بها بدهد، استادان برخی گروههای تخصصی را در تنگنا قرار داده است ولی در گروه پزشکی نمیتوان گفت «تنگناهای معیشتی» عامل بسیار تاثیرگذاری است چرا که یک متخصص خوب میداند در ایران درآمد بیشتری نسبت به کشورهای دیگر خواهد داشت ؛ بنا بر این ممکن است در گروه علوم پزشکی عوامل خروج نخبگان متفاوتتر باشد و ضرورت دارد در این بررسیها عوامل به تفکیک دیده شوند.
وی در خصوص کمبود امکانات تحقیقاتی و پژوهشی و تاثیر آن بر خروج نخبگان گفت: برخی نخبگانی که به کشورهای پیشرفته رفتهاند، بورس داشتهاند یا خودشان خواهان بازگشت به کشور هستند، بازمیگردند تا از علم آموخته شده برای پیشرفت کشور استفاده کنند، اما پس از بازگشت ، با خشکسالی امکانات پژوهشی در دانشگاه مواجه میشوند و میبینند آنچه آموختهاند، در ایران اصلا قابل اجرا نیست و لذا یا باید در این سیستم حل شوند یا در اولین فرصت مهاجرت کنند. هر چند که استادان بسیاری هم با همین شرایط رفته اند اما بازگشتهاند و با وضعیت موجود ساختهاند؛ اما نمیتوان منکر واقعیت کمبود امکانات و تجهیزات تحقیقاتی و آزمایشگاهی شد. لذا به همین دلیل فقدان تجهیزات کافی، کارایی برخی استادان نخبه کاهش مییابد.
دکتر آخوندزاده یکی از عواملی که علیرغم کمبود شدید امکانات تحقیقاتی، در موفقیت نخبگانی که حاضر به ترک وطن نشدهاند، موثر بوده است را حضور استادانی میداند که وی از آنها به عنوان «شانس زندگی» نام میبرد؛ استادانی که از نخبگان جوان به طرز ویژهای حمایت میکنند، دست آنها را میگیرند و پله پله رشدشان میدهند و علم خود را در اختیار دانشمندان جوان قرار میدهند و به عکس استادانی نیز هستند که خود را پادشاه مطلق برخی دروس تخصصی میدانند که استادان جوانتر حق ورود بدانها را ندارند و سایرین را از علم خود بهرهمند نمیسازند.
وی گفت: خود من از چنین شانسی برخوردار بودم و استادانی همچون دکتر محمدرضا محمدی ،دکتر احمد علی نوربالا، دکتر ظفرقندی، دکتر لاریجانی، دکتر منتظری و دکتر ملکزاده پس از بازگشت به ایران از من نهایت حمایت را کردهاند.
استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران تاکید کرد: اگر نخبه جوانی چنین شانسی در زندگی داشته باشد و از حمایت نخبه پیشکسوت برخوردار شود، امید به حضورش در کشور بسیار افزایش مییابد.
البته به گفته وی، تحمل و پشتکار نخبگان جوان را در کنار شانس داشتن استادان حامی نمیتوان نادیده گرفت.
اصرار به رفتن به خاطر ترس نخبگان جوان از «انگ عقبماندگی!»
آیا همه داستان مهاجرت نخبگان در عوامل یاد شده در بالا خلاصه میشود؟ به عنوان مثال یک نخبه پزشکی که ممکن است از حمایت مادی و عاطفی خانواده هم برخوردار باشد، امکان رشد و پیشرفت در کشور خود را به همان دلیل «شانس زندگی» داشته باشد، در صورت گرفتن تخصص پزشکی بتواند درآمد بیشتری در داخل نسبت به خارج از کشور کسب کند، چرا باز هم اصرار برای رفتن دارد؟
این سوالی است که دکتر آخوندزاده پاسخ آن را تا حدود زیادی در ترس نخبه جوان از « برچسب عقبماندگی» در صورت ادامه تحصیل در داخل جستوجو میکند و اتفاقا تاثیر آن را به قدری زیاد میداند که گاهی به دلیل موج شدید رقابت برای رفتن، نخبه جوان را در تصمیمگیری بیاختیار میکند و قدرت تصمیم آگاهانه را از او میگیرد. در این شرایط او فقط به رفتن فکر میکند و حتی پرسوجو هم نمیکند که چگونه رفتن درست است؟ بنابراین آن نخبه حتی اگر روزی به این نتیجه برسد که برگردد، چون فرصتهای داخلی را هم از دست داده، امکان بازگشت او بسیار اندک میشود.
مهمترین عامل کنترل هیجان نخبگان جوان در ترک کشور
معاون پژوهشی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران بهترین عامل فروکش کردن هیجان نخبگان جوان برای مهاجرت و احساس عقب ماندن از همتایان را فرصتهای تحصیلی برای دانشجویان نخبه و کمک به آنها برای حضور در کنگرهها و همایشهای علمی بینالمللی و آشنا شدن آنها با شرایط دانشگاههای دنیا دانست و گفت: این الگو در تمام کشورهای پیشرفته در حال اجراست و نخبگان جوان آنها پس از دیدن شرایط سایر کشورها آگاهانه دست به انتخاب میزنند اما ما در دانشگاهها خود به صورت سیستماتیک تبادل دانشجو نداریم و تنها در یکی دو دانشگاه این امر صورت میگیرد.
رفتن یا ماندن دانشجویان پیش از هر چیز باید آگاهانه باشد نه صرفا مهاجرت کور
قائممقام معاونت تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت افزود: دانشجوی نخبهای که میخواهد مهاجرت کند باید اطلاعات داشته باشد. این طور نیست که آن سوی دنیا برای نخبگان فرش قرمز پهن کرده باشد. کار کردن در کشورهای پیشرفته اصلا راحت نیست و رقابت سختی در کار است. نخبه باید لباس بکند و تن به آب بزند. گرفتن گرنت پژوهشی طی یک رقابت سخت حاصل میشود. من دانشجوی دکترای تخصصی دانشگاه گلاسگو انگلستان بودم. آنجا 16 ساعت کار و تحقیق میکردم. یک سال به عنوان عضو هیات علمی به دانشگاهی در ژاپن رفتم؛ آن هم با نامهای که مرا دانشجوی پرکار معرفی میکرد؛ آنجا فهمیدم 16 ساعت کار کردن برای دانشجوی پرکاری مثل من اصلا چیز مهمی به حساب نمیآید. در ژاپن باید روزی 20 ساعت کار کنم.
وی افزود: این طور نیست که هر نخبهای که در کشور میماند لزوما به دنبال پژوهش باشد که به خاطر امکانات تحقیقاتی هم برود. البته همانطور که گفتم امکانات آزمایشگاهی برای نخبگان ما حکم ابزار حیاتی دارد اما یک نخبه میتواند استاد خوب دانشگاه هم بشود و شاگردانی را تربیت کند. اصولا نخبگی فقط در حوزه پژوهش نیست و از این حوزه مهمتر حوزههای آموزش و فرهنگ است.
همه جای دنیا خاکستری است؛ اروپا و آمریکا بهشت برین نیست
به گفته دکتر آخوندزاده، یک نخبه قبل از قصد مهاجرت باید بداند هیچ جا در دنیا سفید یا سیاه نیست؛ همه جای دنیا خاکستری است، اما یک فرهنگ غلط در بین ما حاکم است که تصور میکنیم اروپا و آمریکا بهشت برین است. من به شما میگویم اگر در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتیمان مدیران علمی تراز اول تاپ بگذاریم خیلیها میمانند.
وی معتقد است اگر سایه مدیریتهای سیاسی را از سر دانشگاهها برداریم خیلی از نخبگانمان نمیروند. محیط علمی، آدم علمی میخواهد نه نماینده فلان گروه سیاسی. ما باید محیطهای علمی خود را بینالمللی کنیم. دانشجویانمان بروند دنیا را بینند حتی در بعد فرهنگی گمان میکنیم دانشگاههای دنیا از نظر فرهنگی دچار مشکل هستند در حالی که شما در دانشکدهای پزشکی خارج، دانشجویی را پیدا نمیکنید که به ناخنش لاکزده باشد برخلاف این جا که تعداد زیادی دانشجوی پزشکی لاک زده میبینید. دانشجوی پزشکی در آنجا لاک نمیزند، چون میداند در محیط پزشکی این کار اشکال دارد. او تابع قوانین است. پس این طور نیست که دانشگاههای آنجا غرق در مشکلات فرهنگی باشند. باید بگذاریم دانشجویانمان در رفت و آمد باشند نه آن که یکسره به فکر رفتن باشند. آن هم رفتن کور!
پلهایی که پشت سر برخی نخبگان جوان پس از رفتن خراب میشود
قائممقام معاونت تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت یادآور شد: این که برخی نخبگان میروند و نمیتوانند به کشور برگردند، گاهی به این دلیل است که پلهای پشت سرشان را خراب کردهاند. من دانشجوی پزشکی داشتهام که 250 میلیون تومان هزینه کرده و به آمریکا رفته است. به او گفتم در همین جا امتحان تخصصی بده و نرو. گفت همه دوستانم رفتند من نروم «عقب مانده»ام. رفت و کمی بعد آمد و گفت به حرف شما رسیدم؛ اگر این جا مانده بودم لااقل یک متخصص خیلی خوب در ایران بودم. با این که شرایط ماندن در آمریکا را هم دارد.
دوپینگ علمی «سیاست» در محیطهای دانشگاهی
قائممقام معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت گفت: مهاجرت نخبگان سینوسی است. وقتی شدت میگیرد که محیطهای علمی تحت تاثیر مدیریتهای سیاسی شادابی و نشاط لازم را ندارند. وقتی در محیط علمی انتصاب سیاسی داشته باشید، آن فرد که سابقه خیلی خیلی کمتری از نخبگان دارد برای اعمال قدرت در دانشگاهها، دوپینگ علمی میکند تا بتواند در ریاست حفظ شود؛ یعنی میتواند یک شبه از استادیاری به استادی برسد. همین موجب افزایش مهاجرت نخبگان میشود..
مهاجرت نخبگان در کشور ما اکنون به شرایطی رسیده است که بسیار میشنویم «آنها که رفتهاند، رفتهاند؛ فکری به حال آن که ماندهاند کنید» ؛ اما سوال اینجاست به فرض قصد بازگشت نخبگان مهاجرت کرده، کشور تا چقدر ظرفیت پذیرش آنها را دارد؟
برای بازگشت نخبگان ظرفیت نداریم، نخبگان حاضر را باید حفظ کنیم
دکتر آخوندزاده در این باره گفت: دانشگاههای ما برای استخدام یک استاد باید ردیف استخدامی داشته باشند. یک فرد باید بازنشسته شود تا فرد دیگری جایگزین شود. در صورت اختصاص ردیف استخدامی فراخوان جذب میدهیم تا بر اساس معیارهای تعیین شده بهترینها انتخاب شوند. اما گرفتن ردیف استخدامی برای دانشگاهها اصلا راحت نیست. با این وصف نمیتوانیم بگوییم برای بازگشت نخبگان خیلی ظرفیت داریم؛ باید همین نخبگانی که ماندهاند را مورد توجه قرار دهیم و زمینهای فراهم کنیم آنها طبق یک رقابت علمی وارد عرصه شوند.
این استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران اضافه میکند: نخبگان، چه آنانی که در داخل و چه آنانی که در خارج هستند، برای ماندن و یا برگشتن نگاه میکنند که اصولا نخبگان کشور در راس مدیریتهای کلان کشور هستند یا خیر؟
قائممقام معاونت تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت، در پاسخ به این که مهاجرت نخبگان در چه کشورهایی بحرانی میشود؟ گفت: مهاجرت نخبگان یک جریان بینالمللی است. مساله مهاجرت در کشورهای توسعه یافته، هیچ گاه بحرانی نمیشود؛ چرا که اگر این کشورها نخبگانشان مهاجرت کنند، توانایی جذب نیروهای متخصص کشورهای دیگر را دارند؛ از سویی دیگر بسیاری از نخبگان کشورهای توسعه یافته، وقتی به کشورهای دیگر مهاجرت میکنند، پس از کسب دانش، به کشور خود بازمیگردند؛ چرا که امکان به کارگیری آن دانش در کشور خود را دارند. به عبارتی، نخبگان کشورهای توسعه یافته در رفتوآمدند و بنابراین مهاجرت نخبگان در این کشورها، ضایعه بزرگ محسوب نمیشود.
مهاجرت نخبگان اگرچه خود پدیده پیچیدهای است، اما کلید رمزگشایی از همه پیچیدگیهای آن در دستان خیلی از کشورهاست که ما نیز قادریم به شرط اصلاح باور و فرهنگ خود، این کلید را بسازیم. درک ارزش مادی و معنوی و والای نخبگان و بهرهمندی از آن، مختص جوامعی است که تحقیق و پژوهش و تولید ثروت از علم، به باور کودکانشان هم راه یافته است. زمانی میتوان سخن از پژوهش غیرنفتی (پژوهشی که از بودجه نفت تغذیه نمیشود و متعلق به بخش خصوصی است) مکررا سخن گفت و بر آن اصرار هم داشت که یارانه 45 هزار تومانی زیر دندان ثروتمندان این اقتصاد نفتی مزه نکرده باشد و از خیر آن گذشته باشند. در همین اقتصاد نفتی، خیلیها با پولهای بادآورده حاصل از توزیع نامناسب درآمدها، به دستمزدهای نجومی چنان عادت کردهاند که به کمتر از آن هم راضی نیستند و به یمن نبود رقابتهای سخت شایستهسالارانه، برای کسب امتیاز در جامعه ما، خودشان هم باورشان شده که آدمهای گرانی! هستند. بهتر است در این شرایط حساس که بودجه نحیف پژوهش، علیرغم تاکید مقام معظم رهبری مبنی بر رسیدن به سهم دست کم دو درصد از تولید ناخالص ملی در حال حاضر، با نیمدرصد خود ، در حال سوختن و ساختن نجیبانه است و اکنون فقط نیازمند دلجویی است و در شرایطی که نخبگان ما در مقام استادیار دانشگاه، با حقوقهای سه میلیون تومانی! ایثارگرانه، خویشتن را وقف کشور کرده و انتظار نخست خود را به جای اصلاح وضعیت معیشتی، باز هم توسعه امکانات پژوهشی و تحقیقاتی برای توسعه کشور میدانند، به جای نگرانی از مطالبه نخبگان از جامعه که اساسا مطالبه مادی در کار نیست، نگران فرهنگی باشیم که در آن مردمش حتی به قدر یک بازیکن فوتبال میلیاردی، برای کارگردانان توسعه کشورشان که همانا نخبگان این کشور هستند، هورا نکشیدهاند و بر خلاف کشورهایی که باید در آنها روزی 20 ساعت کار کرد و برای قطب اقتصادی شدن زحمت کشید، اشتیاق توسعهیافتگی تبدیل به فرهنگ عمومی نشده است.
اگرچه راهکارهای بسیاری برای حفظ نخبگان در اسناد موجود هست و سندهای راهبردی آینده نیز احتمالا چشم به راهکارهایی بسیار دارند که از آن جمله فراهمسازی بستر اشتغال استعدادهای برتر و نخبگان، توسعه امکانات تحقیقاتی و پژوهشی،افزایش زمینه حضور محققان در همایشها و کنفرانسهای علمی بینالمللی، اعطای تسهیلات مالی به پژوهشهای کاربردی و دهها نوع تسهیلات دیگر از این دست است اما تا وقتی راه و رسم قدرشناسی و احترام به نخبگان را در گفتار و کردار خود ندانیم، تا وقتی سیاستزدگی را از محیطهای علمی خود دور نکنیم، تا ندانیم راز حضور 100 دانشگاه یک کشور پیشرفته در بین دانشگاههای برتر جهان چیست، تا ندانیم چگونه برخی کشورها میزبان نخست نخبگان میشوند و جهانسومیها میلیونها دلار میدهند تا توسعهیافتهها، میلیونها دلار را برای رفاه مردم خود به کار گیرند، تا وقتی در صنعت ما ، تکنسینها بر مهندسان متخصص اولویت دارند و علوم پایه تازه باید ارزش خود را برای فهم ما اثبات کند، تا از سپردن تنظیم امور کشور به نخبگان میهراسیم، تا کاغذبازی گلوی پژوهشگران ما را میفشارد، جریان تردد نخبگان ما از نوع «برنده -برنده» نخواهد بود، حتی اگر باران تسهیلات ببارد! سندهای راهبردی نوشتن هم وقتی کارساز خواهد بود که ایمان بیاوریم شفافسازی و شایستهسالاری، نخستین گام در حفظ و ماندگاری نخبگان است.
تهیه و تنظیم: فرشته هاشمی
انتهای پیام

پایگاه اطلاع رسانی صدای دانشجوبه نقل ازایسنا، حسین توکلی گفت: دانشگاهها و موسسات آموزش عال غیر انتفاعی بر اساس ابلاغیه شماره 26.96474 تاریخ 24 مرداد 94 وزارت علوم، میتوانند به طور مستقیم بر اساس فراخوان خاص دانشگاه یا موسسه آموزش عالی مربوط در سال تحصیلی 94-95 بر اساس آیین نامههای مصوب برای هر یک از دورههای کارشناسی ارشد و دکترا نسبت به پذیرش بدون آزمون استعدادهای درخشان در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا اقدام نمایند.
وی با تاکید بر اینکه پذیرش متقاضیان بر اساس آیین نامه مذکور و با تایید نهایی سازمان سنجش آموزش کشور صورت خواهد پذیرفت افزود: اطلاعیه سازمان سنجش درباره پذیرش بدون ازمون استعدادهای درخشان دوره تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی غیر انتفاعی در سال تحصیلی 94-95 از روز یکشنبه اول شهریور ماه روی سایت سازمان سنجش آموزش کشور به نشانی www.sanjesh.org قرار گرفته است و در نشریه پیک سنجش روز دوشنبه دوم شهریور ماه منتشر شده و مجددا در هفته آینده از طریق پیک سنجش منتشر میشود.
مشاور عالی سازمان سنجش آموزش کشور ادامه داد: متقاضیان باید از طریق فراخوان دانشگاهها و موسسات آموزش عالی در تاریخ مقرر که توسط دانشگاهها و موسسات آموزش عالی پذیرنده اعلام میشود برای اخذ پذیرش حداکثر تا تاریخ 31 شهریور ماه اقدام نمایند.
توکلی در پایان تاکید کرد: کلیه متقاضیان جهت کسب هرگونه اطلاعات در خصوص پذیرش باید به سایت دانشگاه و موسسه آموزش عالی پذیرنده مراجعه نمایند.
بدیهی است در صورت عدم اطلاع رسانی دانشگاه یا موسسه متقاضیان میتوانند مستقیما به دانشگاهها و موسسات آموزش عالی غیر انتفاعی پذیرنده مراجعه کنند.
انتهای پیام
پایگاه اطلاع رسانی صدای دانشجوبه نقل از ایسنا،دکتر حمید میرزاده در دومین جشنواره علوم پزشکی دانشگاه آزاد(لقمان حکیم)با بیان اینکه دانشگاه آزاد به مشورت با دوستان فرهیخته نیازمند است، افزود: این امر مخصوصا در حوزه پزشکی که با سلامت مردم مرتبط است، اهمیت ویژهای دارد. در همین راستا شوراهایی تشکیل شده و همکاری بین دانشگاه آزاد اسلامی و وزارت بهداشت توسعه یافته است.
وی از افزایش نقش دانشگاه آزاد در حوزه پزشکی خبر داد و گفت:در حوزه آموزش پزشکی تاکنون 200 هیات علمی جذب شده اند و 1000 نفر دیگر نیز ثبتنام کردهاند و طی صحبتهایی که با وزیر بهداشت در این خصوص انجام شده، قرار شد تعداد بیشتری هیات علمی جذب دانشگاه آزاد شوند.
رییس دانشگاه آزاد اسلامی در ادامه با بیان اینکه ایران به 20 هزار پرستار نیاز دارد، افزود: دانشگاه آزاد میتواند با توجه به امکاناتی که دارد این نیاز را برطرف کند. در کشور 200 هزار دانشجوی پزشکی وجود دارد که 70 هزار نفر آنها در دانشگاه آزاد اسلامی مشغول به تحصیل هستند.
رتبه 357 دانشگاه آزاد در زمینه تعداد مقالات در جهان
به گزارش ایسنا، در ادامه مراسم رییس مرکز توسعه پژوهش و همکاری علوم پزشکی و رییس شورای نظارت اجرایی جشنواره لقمان با اشاره به آمارهای موجود در مورد تعداد مقالات دانشگاه آزاد اسلامی اظهار کرد: طبق مرکز علمسنجی وزارت بهداشت، دانشگاه آزاد از لحاظ تعداد مقاله در رتبه 357 جهان قرار دارد و دارای 104 مقاله پر استناد در بین یک درصدها در حوزه پزشکی است.
دکتر سیدناصر استاد، با بیان اینکه 6.9 درصد مقالات دانشگاه آزاد جزو 10 درصد مقالات پراستناد کشور هستند، افزود: نزدیک به 28.6 درصد مقالات دانشگاه آزاد اسلامی متعلق به گروه پزشکی است.
وی با تاکید بر اینکه توسعه حوزه پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی در هیات امنا و هیات رییسه تصویب شده است، افزود: رییس دانشگاه آزاد اسلامی پیگیر توسعه حوزه پزشکی در این دانشگاه است. از طرفی به دانشگاه آزاد اسلامی میتواند در حوزه پژوهش هم توسعه پیدا کند. اگر دانشکده پزشکی به عنوان رکن اساسی دانشگاه آزاد اسلامی بتواند دوره تخصصی و فوق تخصصی تاسیس کند میزان مقالات نیز افزایش پیدا میکند.
رییس مرکز توسعه پژوهش و همکاری علوم پزشکی و رییس شورای نظارت اجرایی جشنواره لقمان با اشاره به جشنواره علوم پزشکی لقمان حکیم اظهار کرد: این جشنواره برای تشویق متخصصان طراحی شده است. دانشگاه آزاد اسلامی قبل از مدیریت جدید مرکز تحقیقاتی نداشت اما اکنون دارای 49 مرکز تحقیقاتی است که برای بقای آنها نیازمند تدوین چارت سازمانی هستیم که این چارت در مراکز تحقیقاتی در داخل واحدها در حال پیگیری است.
استاد در مورد افقهایی که در مرکز توسعه پژوهش مدنظر است، گفت: تشویق امر پژوهش و تسهیل امر پژوهش از جمله افقهایی است که در مرکز توسعه پژوهش مدنظر است و جشنواره علوم پزشکی لقمان حکیم نیز در این همین راستا برگزار میشود.
وی در مورد جشنوارههای امسال با سال قبل اظهارکرد: سال گذشته سازمان مرکزی عهدهدار برگزاری این جشنواره بود اما از امسال برگزاری آن برعهده واحدهای علوم پزشکی نهاده شده است. تعریف شاخصهای مجزا توسط دانشجویان و اساتید داخل و خارج دانشگاه، ارائه فرمهای مشخص براساس شاخصهای طرحی که برای شرکت در جشنواره تشکیل کمیتههای داوری مجزا از اساتید از جمله تفاوتهای امسال با سال گذشته است.
انتخاب 18 نفر به عنوان برگزیدگان جشنواره علوم پزشکی لقمان حکیم
در ادامه مراسم دبیر اجرایی جشنواره در مورد اهداف برگزاری این جشنواره گفت: هدایت و تشویق واحدهای دانشگاه به داشتن روحیه رقابت ملی و بینالمللی، توسعه کمی و کیفی تولیدات علمی و حمایت از توسعه فناوری، تجاریسازی و... از جمله اهداف برگزاری این جشنواره است.
سعید اربابی در مورد اقدامات برگزاری این جشنواره نیز توضیح داد: انتخاب واحد علوم دارویی به عنوان واحد مجری، تشکیل شورای نظارتی جشنواره، ارسال فراخوان آثار به کلیه واحدهای حوزه علوم پزشکی، از جمله اقدامات برگزاری این جشنواره است.
وی در مورد تعداد اثرات ارسال شده گفت: به طور کلی 400 اثر ارسال شد که 231 اثر قابلیت کدگذاری داشتند.
دبیر اجرایی جشنواره علوم پزشکی لقمان حکیم در پایان گفت: در این جشنواره 18 نفر برگزیده و 14 نفر شایسته تقدیر انتخاب میشوند.
انتهای پیام

پایگاه اطلاع رسانی صدای دانشجوبه نقل از ایسنا، دکتر باقر لاریجانی در دومین جشنواره علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی (لقمان حکیم) با اشاره به لزوم ترویج آموزش مجازی اظهار کرد: در دنیا 25 درصد آموزش به صورت رودرو صورت میگیرد و مابقی آن به صورت مجازی ارائه میشود. ترویج آموزش مجازی در کشور با چالشهایی روبهرو است که باید برطرف شود.
معاون آموزشی وزیر بهداشت از ابلاغ دستروالعملی در زمینه آموزش مجازی خبر داد و گفت: به زودی دستورالعملی برای دانشگاهها ابلاغ میشود که یک چهارم مقطع PH.D خود را به صورت مجازی برگزار کنند.
لاریجانی ادامه داد: اگر آموزش به صورت مجازی باشد، تحولی در کشور ایجاد میشود زیرا فردی که در دورترین نقطه کشور نیز زندگی میکند میتواند از طریق مجازی به آموزش خوب دسترسی پیدا کند. این امر که افراد که از طریق آموزش مجازی آموزش پزشکی را کسب کنند یکی از مصوبات شورای گسترش وزارت بهداشت است.
وی با بیان اینکه اسنادی در حوزه پزشکی وجود دارند که با تغییر دولت عوض نمیشوند، افزود: از جمله این اسناد سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه سلامت است که بر توسعه کمی و کیفی این حوزه تاکید کردهاند.
وی با تاکید بر اینکه یکی از چالشهای اساسی در آموزش پزشکی نوآوری است، اظهار کرد: نوآوری بحث مهمی است که در توصیههای مقام معظم رهبری نیز به آن اشاره شده است و باید برای آن به فکر چاره باشیم، زیرا میزان نوآوری در کشور کم است.
معاون آموزشی وزیر بهداشت با اشاره به شاخص نوآوری ایران گفت: رتبه شاخص نوآوری ایران بین 134 کشور، 120 است و این نشان میدهد که وضعیت کشور براساس نظام نوآوری جایگاه مناسبی ندارد و سوالی که پیش میآید این است که چرا با وجود این همه توسعه و پیشرفت و اینکه در بسیاری از رشتهها نیاز کشور را تامین کردهایم، میزان نوآوری اینقدر پایین است.
لاریجانی با بیان اینکه نقشه راهبردی برای توسعه آموزش پزشکی طراحی شده است، افزود: نکته دیگری که در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شد، آمایش سرزمین است. در حال حاضر علت مرگ و میر در کشور تغییر کرده است به طوری که 70 تا 80 درصد مرگ و میر به دلیل بیماریهای غیرواگیردار از جمله تغذیه نادرست، حوادث و... است بنابراین متناسب با این بیماریها بسته تحول برای آموزش پزشکی طراحی شده است.
وی افزود: برای طراحی این بسته از همه اسناد بالادستی استفاده شده است و در آن به نکاتی از قبیل اینکه مقصد کجاست، مرجعیت چیست و... پرداخته شده است.
معاون آموزشی وزیر بهداشت در ادامه با بیان اینکه رتبه ایران در تولید علم جهانی 27 است، افزود: کشوری که دارای این رتبه است، میتواند معقول فکر کرده و در برخی از حوزهها دارای مرجعیت علمی باشد.
لاریجانی با تاکید براینکه حرکت به سمت دانشگاههای سمت نسل سوم باید نوآور باشد، اظهار کرد: چرا دانشآموختگان مقاطع تحصیلات تکمیلی باید دنبال شغل بگردند. در حالیکه این افراد باید خودشان شغل ایجاد کنند.
وی با تاکید بر لزوم بازبینی در آموزش پزشکی ، اظهار کرد: این آموزش باید متناسب با نیاز کشور پاسخگو باشد بنابراین باید هدفمند و ماموریتگرا پیش رفت.
معاون آموزشی وزیر بهداشت همچنین با تاکید بر اهمیت بینالمللیسازی افزود: باید در زمینه تجربه جهانیسازی آموزش پزشکی تلاش کنیم که در این راستا پورتالی راهاندازی شده است.
وی در ادامه با تاکید بر اینکه دانشگاه آزاد مسئولیت تربیت تعداد زیادی دانشجو در رشتههای مختلف را دارد، افزود: این دانشگاه همچنین نقش برجستهای در تربیت نیروی انسانی حوزه سلامت ایفا کرده است. ورود در حوزه پزشکی کار بسیار مشکلی است، اما مدیران دانشگاه آزاد و سیاست علممدارانه دکتر میرزاده این امر را ممکن کرده است.
معاون آموزشی وزیر بهداشت از آمادگی دولت برای واگذاری برخی از بخشها به دانشگاه آزاد خبر داد و گفت: سیاستهای حاکم بر آموزش پزشکی در راستای واگذاری ماموریتها است و سیستم دولتی آماده است که برخی از این نقشها را به دانشگاه آزاد واگذار کند.
لاریجانی در پایان تاکید کرد: وابستگی دانشگاههای هزاره سوم مانند دانشگاه آزاد باید به منابع دولتی کاهش پیدا کند.
انتهای پیام

پایگاه اطلاع رسانی صدای دانشجوبه نقل از ایسنا، دکتر سعید عسگری ،مشارکت فعال هیات هفت نفره منتخب وزیر، دبیران و اعضاء بوردهای تخصصی در کارگاههای توانمندسازی و ایجاد آمادگی برای برگزاری موفق و سالم آزمون دانشنامه تخصصی سالجاری قابل تحسین دانست و گفت : آزمون دانشنامه تخصصی یکی از امور مهم در رشد و تعالی کیفی آموزش دندانپزشکی است که اجرای مناسب آن میتواند باعث پیشرفت مراکز علمی و آموزشی کشور شود.
دکتر عسگری گفت: در راستای تحقق این هدف کارگاه پیشرفته طراحی سؤالات آزمون کتبی با تأکید بر جدول بودجهبندی آزمون (Blue Print) در روز های هفتم و دهم اسفند 93 برگزار شد.
وی افزود:همچنین سومین کارگاه پیشرفته طراحی سئوالات آزمون دانشنامه تخصصی دندانپزشکی به منظور بررسی و نهایی کردن بلو پرینتهای طراحی شده و همچنین بیان نهایی در خصوص روش آزمونهای عملی از نظر اصول و مبانی و ابزارهای رایج و مناسب در حیطه دندانپزشکی با حضور اعضاء هیات هفت نفره منتخب وزیر، دبیران و اعضاء هیات ممتحنه رشته های مختلف تخصصی دندانپزشکی، 22 مرداد سال جاری در دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شد.
دبیرشورای آموزش دندانپزشکی و تخصصی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، با اشاره به برگزاری سه مرحله کارگاه طراحی سئوالات آزمون دانشنامه گفت: رعایت عدالت، حفظ امنیت، سلامت و کیفیت در برگزاری سی یکمین آزمون دانشنامه تخصصی در شهریور 94 برقرار خواهد شد.
وی افزود: استفاده از نرم افزار الکترونیک با امنیت بالا برای نخستین بار در آزمون دانشنامه تخصصی دندانپزشکی، نشست های مکرر هیات هفت نفره منتخب، مشاوره با دبیران بوردهای سالهای گذشته، بررسی نتایج حاصل از تحلیل آزمون و ارزیابی معیارهای ضریب تمیز، درجه سختی و... در رشته های تخصصی گوناگون نشانهی تفاوت در برگزاری آزمون است.
دکتر عسگری گفت: استفاده از نتایج کارگاه طراحی سئوالات در حوزه عملی و نظری باعث می شود در آزمون دانشنامه تخصصی سال 94 سطح آزمون به لحاظ فنی و نظری ارتقا یابد. همچنین در پایان برگزاری آزمون، دبیرخانه آنالیز علمی کاملی در مقایسه طراحی سئوالات سال93 و 94 آزمون دانشنامه تخصصی دندانپزشکی انجام خواهد داد..
به گزارش "وب دا "، آزمون کتبی دانشنامه تخصصی سالجاری روز دوشنبه 16شهریور و در روزهای سهشنبه، چهارشنبه و پنجشنبه 17 تا 19 شهریور ، آزمون شفاهی علمی برگزار خواهد شد.
انتهای پیام

پایگاه اطلاع رسانی صدای دانشجوبه نقل از ایسنا، دکتر ابطحی در حاشیه دومین جشنواره علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی (لقمان حکیم) با بیان اینکه هیچ رشتهای در این دانشگاه نیست که مجوز نداشته باشد افزود: همه رشتههای ما قانونی بوده و هیچ رشتهای نیست که مجوز نداشته باشد زیرا همه رشتهها ابتدا در دانشگاه بررسی شده و بعد از بررسی درونی مورد ارزشیابی بیرونی قرار میگیرد.
وی با اشاره به واحدهای فاقد استاندارد دانشگاه آزاد اسلامی اظهار کرد: تعداد کمی از واحدها استانداردهای لازم را نداشتند. برای مثال تعدادی از دانشکدههای پرستاری، استانداردهای لازم را نداشتند که به این دانشکدهها اجازه پذیرش دانشجو داده نشد و به آنها 6 ماه فرصت برای ارتقا داده شد.
معاون علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی با تاکید بر اهمیت حوزه سلامت اظهار کرد: اگر دانشجوی کم سواد یا بی سواد تربیت کنیم نمیتوانیم پاسخگوی سلامت جامعه باشیم. اکنون دانشگاه آزاد اسلامی در حوزه سلامت وضعیت خوبی دارد و همسو با وزارت بهداشت است به طوری که اگر وزارت بهداشت برخی از الزامات را در دانشگاه آزاد فراموش کرده باشد ما خودمان آنها را پیگیری میکنیم.
ابطحی از اضافه شدن 20 رشته جدید ظرف یک ماه گذشته خبر داد و گفت: در نظر داریم دو دانشکده پزشکی تاسیس کنیم که همه دانشجویانی که در آن پذیرش می شوند خارجی بوده و کلا دروس به زبان انگلیسی در این دو دانشگاه تدریس شود. اقدامات لازم از طریق وزارت بهداشت انجام شده و منتظر هستیم هیئت امنای دانشگاه آزاد مشهد موافقت خود را در این زمینه اعلام کند.
وی در ادامه گفت: چنانچه مجوز تاسیس رشتههای تخصصی به دانشگاه آزاد ارائه شود این دانشگاه از پزشکی عمومی خارج میشود. البته وزارت بهداشت در این زمینه نظر موافق دارد.
معاون علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی از تفاهم دانشگاه آزاد اسلامی با وزارت بهداشت در زمینه خرید بیمارستانهای دولتی توسط این دانشگاه خبر داد و گفت: تفاهم دیگری که با وزارت بهداشت انعقاد شده در زمینه خرید بیمارستان های نیمه تمام دولتی توسط دانشگاه آزاد و تکمیل آنها توسط این دانشگاه است. البته توسعه این بیمارستانها باید بین 50 تا 80 درصد صورت گرفته باشد.
ابطحی در پایان خاطرنشان کرد: اولین تفاهم نامه در این زمینه در سیرجان انجام شده و قرار شد بیمارستانی با 130 تختخواب و 80 درصد پیشرفت فیزیکی از طریق BOT توسط دانشگاه آزاد خریداری شود. همچنین قرار است بیمارستانی در خرم آباد توسط دانشگاه آزاد ساخته شود که این امر هفته آینده نهایی میشود. برای ساخت این بیمارستان 20 میلیارد تومان کمک گرفته شده و 20 میلیارد دیگر توسط دکتر میرزاده تامین میشود.
انتهای پیام

پایگاه اطلاع رسانی صدای دانشجوبه نقل ازایسنا، دکتر محمدعلی اخباری با بیان اینکه مرکز تربیت مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی از اوایل سال 94 راه اندازی شد اظهار کرد: هدف از راه اندازی این مرکز نوآموزی و تربیت خبرگان است و برای تسریع در دستیابی به این هدف تلاش شد از مجموعه دانشگاههای وابسته به مراکز علمی بهره ببریم.
وی با تاکید بر اینکه جهاددانشگاهی یکی از موسساتی است که از بعد علمی پیشرفته بوده و از نظر اجرایی اهداف عالی نظام را پوشش میدهد، افزود: طی جلساتی که با دکتر طیبی رییس جهاددانشگاهی برگزار شد، تفاهم نامهای بین دانشگاه جامع علمی کاربردی و جهاد دانشگاهی منعقد شد که بر اساس آن قرار شد آموزش، نوآموزی و بازآموزی مدرسان دانشگاه جامع علمی کاربردی در سراسر کشور توسط جهاد دانشگاهی انجام شود.
رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی در مورد فرایند پذیرش مدرسان توضیح داد: پس از برگزاری دوره برای مدرسان آزمونی برگزار میشود و چنانچه مدرسی نتواند نمره لازم را در این آزمون کسب کند شماره هویتی این فرد غیرفعال میشود مگر اینکه این فرد مجددا در آزمون شرکت کند و بتواند نمره لازم را کسب کند.
دکتر اخباری با بیان اینکه این آموزشها از واحدهای علمی کاربردی کمتر برخوردار آغاز میشود گفت: هدف این است که این آموزش یا توسط خود استانها برگزار شود یا توسط جهاددانشگاهی.
وی تاکید کرد: این فرایند باید تا نیمه دوم مهرماه تمام شود یعنی تا زمان مذکور آزمون برگزار شده و اساتیدی که نمره لازم را کسب نکردهاند شناخته شوند.
به گزارش ایسنا، "اعلام دورههای مورد نیاز"، "تایید قطعیشرکتکنندگان و نظارت بر نحوهی برگزاری دورهها که بر اساس استانداردهای معین مرکز آموزش مدرسین دانشگاه جامع علمی کاربردی انجام میگیرد و تامین محتوا"، "تهیه منابع آموزشی"، "اجرای کامل دورههای آموزشی" و همچنین "برگزاری آزمون و اعلام نتایج آزمون مدرسان دانشگاه علمی کاربردی" از جمله تعهدات جهاد دانشگاهی در این توافقنامه است.
انتهای پیام

پایگاه اطلاع رسانی صدای دانشجوبه نقل از ایسنا، پس از بحران دارویی گویا این بارتن نحیف داروخانهها باید ضربات سنگین بیپولی را تحمل کند؛ موضوعی که جان داروسازان و داروخانهداران را به لب رسانده است.
با روی کار آمدن دولت یازدهم حل فوری مشکل دارو در اولویت وزارت بهداشت قرار گرفت و این وزارتخانه مشکل را با تشکیل ستاد بحران دارو و طرح مشکلات مربوطه در دولت پیگیر شد. نهایتا نیز تدابیری همچون تسهیلات گمرکی، ترخیص دارو از بنادر و ... را در دولت تصویب و به این ترتیب روال واردات و ترخیص دارو از گمرک عادی شد.
اکنون که به اذعان مسوولان سازمان غذا و دارو کمبودها به زیر 30 قلم رسیده و گره کور دارو باز شده، اما گویا برخی نابسامانیها جامعه داروساز و داروخانهدار کشور را متاثر کرده است.
با وجود همه اقدامات انجام شده برای ساماندهی حوزه دارو، اما گویا مصائب داروخانهها خیال تمامی ندارد؛ به طوری که کاهش فروش داروخانهها، تعیین مالیاتهای سنگین از سوی ممیزین مالیاتی برای این واحدها آن هم بدون توجه به میزان فروش، فاصله آنها از یکدیگر و همچنین تاخیرهای چند ماهه بیمهها به داروخانهها، از جمله مشکلاتیست که نفس داروخانهها را به شماره انداخته است. به طوریکه بنا به اذعان رییس انجمن داروسازان ایران، دهها نفر از صاحبان داروخانهها به دنبال واگذاری محل کسب خود هستند، چرا که نمیتوانند ازعهده مخارج آن برآیند و هزینههای سرسامآور خرید دارو بر درآمدشان میچربد.
نگران از آینده داروخانهها
به دنبال این موضوع چندی پیش دکتر رهبر مژدهیآذر، رییس انجمن داروسازان ایران به ایسنا گفت که بابت آینده داروخانهها و داروخانهداری در کشور نگران است و از مسئولین وزارت بهداشت درخواست توجه به این موضوع و ایجاد پروتکل جامعی جهت اصلاح امور داروخانهها را داشت تا بلکه بتوان به شیوهای نظاممند و به تدریج ریشه مشکلات داروخانهها را که سالیان سال است گریبانگیر این واحدهای خدمترسان است، خشکاند.
حال که پول داروخانهها حدود هفت ماه است در جیب بیمهها خاک میخورد، توانی نیز برای خرید دارو برایشان باقی نمانده است. این موضوع علاوه بر ایجاد نابسامانی برای داروخانهها میتواند منجر به آشفته بازاری در زمینه دسترسی مردم به داروها به ویژه داروهای خارجی شود و جان رنجور بیماران را در معرض خطر جدی قرار دهد.
زمانیکه داروخانه پولی برای خرید دارو در بساط ندارد پس دارو به جای آنکه در داروخانه عرضه شود از بازارهای غیرمجاز سر در آورده و با قیمتهای چند برابری و گزاف به مردم عرضه میشود. حتی خطر بزرگتر آن است که داروهای قاچاق به بازار آمده و سلامت بیماران را به خطر اندازد.
کلام اول و آخر یک داروساز!
دکتر دلاور پورفرهادی، داروساز و یکی از داروخانهدارانی است که بیم رخ دادن یک فاجعه برای سلامت مردم را در دل دارد و در تماس با خبرگزاری ایسنا، از نگرانیها و روزهای دشوار صنف خود سخن میگوید و از شدت مشکلات مالی و اقتصادی داروخانهها زبان به گلایه میگشاید. او تقاضا دارد که صدایش را به گوش مسئولین برسانیم تا برای درمان بیماری که به جان این قشر درمانگر افتاده، کاری کنند. اما با وجود همه سختیها، نگرانی از جان و سلامت مردم و ضرورت دسترسی آسان بیماران به دارو، کلام اول و آخرش است.
پورفرهادی درباره عدم پرداخت به موقع پول و اسناد داروخانهها از سوی سازمانهای بیمهگر، با اشاره به مصوبه مجلس در این زمینه میگوید: براساس مصوبه مجلس اگر ارگانهای بیمهگر پول داروخانهها را پرداخت نکنند، باید خسارت بدهند. حال ما خسارت نمیخواهیم، اما حداقل هر دو ماه یکبار اسناد داروخانهها را پرداخت کنند.
وی با بیان اینکه درست نیست که چهار یا پنج ماه بگذرد و پولی به ما پرداخت نشده باشد، ادامه میدهد: الان هفت ماه است که اسناد ما پرداخت نشده و حتی کسورات زیادی هم برای ما میزنند. حال من چطور باید بیمه شده را راضی کنم که دارو کسورات میخورد!
وی این معضل را از دیدگاه مردم نیز توصیف و تاکید میکند که باید از دیدگاه مردم نیز به قضیه نگاه کرد؛ مثلا در حال حاضر یک آمپول رگام (آمپولی که قبل از هفت ماهگی برای مادران باردار که دچار مشکل خاصی شده باشند، تزریق میشود) 170 هزار تومان است، برای خرید آن فرد بیمه شده باید 17 هزار تومان و بیمه 153 هزار تومان آن را بپردازد، اما این اتفاق از سوی بیمه نمیافتد. این درحالیست که چک پرداخت آمپول رگام یک ماهه است و ما باید طی مدت یک ماه آن را پاس کنیم. در حالت طبیعی بیمه باید سه ماه بعد پول آن را به داروخانه پرداخت کند، اما الان بیش از 6 ماه یعنی از حدود اسفند ماه است که پولی به من پرداخت نشده است.
پورفرهادی میافزاید: 153 هزار تومانهای من در دست بیمه است و من 17 هزار تومان از بیمه شده دریافت میکنم و باید چک دارو را هم یک ماهه پرداخت کنم. این 153 هزار تومانها روی هم جمع میشوند تا جایی که من دیگر توان خرید دارو را ندارم و به تبع آن دارو در داروخانه وجود ندارد و در شرکتهای وارد کننده دارو میماند، چون داروخانه توان مالی خرید دارو را ندارد. به این ترتیب دفترچه بیمه نیز دیگر ارزشی ندارد.
استانها/ داروخانه
وی با اشاره به خدمات خود در بیمه خدمات درمانی نیروهای مسلح و آوردن داروهای زیاد و استراتژیک تحت پوشش این بیمه، میگوید: ادامه این روند به نفع مردم نیست؛ چراکه وقتی بیمه پول ما را پرداخت نمیکند، توان خریداری دارو را نداریم و در نتیجه مردم به دارو دسترسی ندارند. باید پرسید حق بیمه من کجا میرود؟ باید این حق به من پرداخت شود.
سوال بالا شاید درد دل دهها داروخانهداری باشد که دستشان به جایی بند نیست و علاوه بر تاخیرهای بیمهای، حالا درد جدیدی هم با عنوان تعیین مالیاتهای سرسامآور به جان کسب و کار آنها افتاده؛ موضوعی که دکتر مژدهیآذر، رییس انجمن داروسازان ایران آن را "مالیاتهای بی حساب و کتاب" میخواند و چارهای جز تعطیلی کسب و کار برای داروخانهداران نگذاشته است.
به طوریکه مژدهیآذر از مراجعه تعداد زیادی از صاحبان داروخانهها به این انجمن جهت دادن کلید داروخانه برای فروش خبر داده و به ایسنا گفته بود که نگران آینده داروخانه و داروخانهداری در ایران است.
چه کسی پاسخگوست؟
این موضوع در حالیست که تامین اجتماعی هم توجیه خاص خود را دارد؛ به طوری که چندی پیش سیدتقی نوربخش درباره علت دیرکرد پرداخت مطالبات داروخانههای طرف قرارداد با تامین اجتماعی، گفت: مطالبات داروخانهها را تا اسفند پرداخت کردیم اما وزارت بهداشت هم بدهیهایی به ما دارد که باید آنها را بپردازد.
او از بدهی 600 میلیارد تومانی وزارت بهداشت به تامین اجتماعی خبر داده و گفته بود: تاکنون 29 میلیارد تومان از این رقم را به ما پرداخته است.
این رشته سر دراز دارد...
به دنبال پیگیری این موضوعات، دکتر جلیل سعیدلو رییس انجمن داروسازان تهران، در گفتوگو با ایسنا، معضل بین داروخانهها و سازمانهای بیمهگر را همیشگی و یک مشکل مزمن تاریخی میداند و میگوید: این مشکل به اقتصاد داروخانهها ضربه زده و آنها را به ورشکستگی نزدیک کرده است. در حال حاضر داروخانهها داروها را از شرکتها خریداری کرده و در اختیار بیماران قرار میدهند، اما در دریافت سهم عمدهای از پولشان که باید توسط سازمانهای بیمهگر انجام شود، با بازه زمانی حدود شش ماه مواجه هستند.
به گفته سعیدلو برخی مواقع حتی پرداخت بیمهها تا 11 ماه نیز به تعویق افتاده است، در بهترین شرایط هم پرداختها بعد از چهار ماه بوده است. بنابراین به طور میانگین همیشه شش ماه پول داروخانهها در اختیار سازمانهای بیمهگر است و این باعث میشود که دارو با قیمت مشخص و با قیمت دستوری دولت در اختیار بیماران قرار گیرد و هیچ حاشیه سودی برای داروخانهها نداشته باشد.
وی در توضیح علت پایین بودن حاشیه سود داروخانه، ادامه میدهد: وقتی پرداختها به داروخانهها با تاخیر شش ماهه مواجه است، اگر همکاری بخواهد از بانک برای تامین مالی دارو وام دریافت کند، باید برای یکسال 30 درصد پول را به بانک بپردازد و سود دارو برای او 15 تا 16 درصد است و در واقع هیچ حاشیه سودی برای داروخانه باقی نمیماند. این جفایی است که در حق داروخانهها میشود. مکاتبات فراوان و همچنین تغییرات مدیریتی هیچگاه به حل این معضل کمکی نکرده است.
سعیدلو با بیان اینکه گویا بیمهها حق خود میدانند که پولها را در جای دیگر سرمایهگذاری کرده و داروخانهها را از حق وحقوق خود محروم کنند، میگوید: این مساله بارها و بارها در ملاقاتها و مکاتبات انجام شده به مسوولین سازمانهای بیمهگر اطلاع و بارها این مسائل تکرار شده است، اما سازمانهای بیمهگر خود را در برابر NGOها و بخش خصوصی پاسخگو نمیدانند و در واقع یک قرارداد یکسویه را که از سمت خودشان تنظیم شده به داروخانهها تحمیل میکنند و از سوی دیگر با تاخیر در پرداختها به تعهدات خود عمل نکرده و آن را منوط به تامین اعتبار میدانند.
رییس انجمن داروسازان تهران با بیان اینکه انجمنها صرفا اطلاعرسانی میکنند و قانون در اختیار آنها نیست، میافزاید: همانطور که مردم انتظار دارند سرویس خوبی از داروخانه دریافت کنند باید به مشکلات ساختاری داروخانهها هم توجه شود. زیرا زمانیکه داروخانه دچار مشکل شود، پخش دارو و به تبع آن تولید دارو مشکل پیدا میکند. به عبارتی زنجیره تولید و تامین دارو با مشکل روبرو میشود. حالا ممکن است بیمهها نیز از دولت طلب داشته باشند، اما مطالبات داروخانهها در مقایسه با بودجه کلی سازمانهای بیمهگری مانند تامین اجتماعی عدد کوچکی محسوب میشود و بعید به نظر میرسد که سازمانی مانند تامین اجتماعی نتواند این مبالغ را تامین کند.
دردی مضاعف بر پیکر داروخانهها!
سعیدلو در ادامه صحبتهایش به مبحث مالیات نیز اشاره میکند و میگوید: تا سال 88 که داروخانهها جزء بند «ج» مالیاتی بودند، هر ساله و متناسب با نرخ تورم عددی به مالیات آنها اضافه و بر اساس توافقی که با سازمان نظامی پزشکی منعقد میشد، داروخانهها مالیاتها را میپرداختند، هرچند که درآمدهایشان به آن نسبت افزایش پیدا نکرده بود. اما در چند سال اخیر سازمان امور مالیاتی با توجه به رویکرد جدید خود مالیات داروخانهها را تا دهها برابر افزایش داده است. به طوریکه به نظر میرسد داروخانهها جزء گروهی از کادر پزشکی باشند که در مقایسه با هر گروه کاری بالاترین مالیات از آنها دریافت میشود در حالیکه هیچ توجهی به هزینههای آنها نمیکنند.
داروخانههای بخش خصوصی درفشارند
وی با اشاره به مشکلات عدیده داروخانهها از جمله پرداخت دیر هنگام بیمهها و تمرکز بر توزیع دارو از سوی داروخانههای دولتی، میگوید: داروخانههای بخش خصوصی از همه جهت و از نظر اقتصادی تحت فشار هستند و بیشترین فشار نیز طی چند سال اخیر از سوی سازمان امور مالیاتی به داروخانهها وارد میشود. ما مواردی را داشتیم که نرخ مالیات یک داروخانه نسبت به سال قبل، بدون اینکه افزایش درآمد داشته باشد، 15 برابر افزایش یافته است. از این موارد زیاد داریم و آمار و اطلاعات آن هم موجود است که نشان میدهد سازمان امور مالیاتی به هیچ عنوان به واقعیتهای اقتصادی داروخانهها توجه نمیکند و این زنگ خطری برای اقتصاد نحیف داروخانه است. با این وجود همکاران ما مظلومانه به خدمات خود ادامه میدهند.
سعیدلو با ابراز امیدواری نسبت به توافق هستهای انجام شده و به دنبال آن گشایش اقتصادی در کشور، میگوید: حال بررسی شود و امور مالیاتی آماری ارائه دهد که از گروههای مختلف شغلی در سنوات اخیر چه مالیاتهایی دریافت کرده است. همه ما میخواهیم که مالیات بپردازیم اما مالیات متناسب با درآمد و بحق؛ نه آنچه ممیز به استناد تشخیص خود تعیین و دریافت میکند. در حال حاضر هیچ نگاهی به هزینههای داروخانه نمیشود، هزینههای داروخانه افزایش یافته اما درآمد با توجه به شرایط رکودی که وجود داشته ثابت مانده است.
وی با اشاره به طرح تحول نظام سلامت به عنوان یکی از افتخارات وزارت بهداشت، ادامه میدهد: با وجود این طرح، فشار اقتصادی مضاعفی به داروخانههای بخش خصوصی در شهرهای کوچک وارد شده است؛ در صورتی که باید بر اساس اصل 44 قانون اساسی از بخش خصوصی حمایت شود، نه تنها این اتفاق نمیافتد بلکه سازمان امور مالیاتی فشار به اقصاد داروخانهها را بیش از پیش افزایش داده است. این موضوع در نهایت نه به نفع مردم است و نه به نفع همکاران ما که جزیی از مردم بوده و به آنها ارائه خدمت میکنند.
داروخانه
ملجائی که خود بی پناه شده!
در این راستا دکتر علیرضا زالی، رییس سازمان نظام پزشکی کشور نیز به ایسنا میگوید: تنها داروخانههای دولتی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران 140 میلیارد تومان از بیمهها طلبکارند که اگر چهار ماه اول امسال را نیز به آن اضافه کنیم رقم بزرگی میشود و این در حالی است که بیمارستانهای دولتی ملجاء بیماران بی پناه و بی بضاعت هستند.
بیتردید با ادامه این روند نه تنها بیم به خطر افتادن آینده داروخانهها و داروخانهداری میرود، بلکه نگرانیها از بابت جان دردمند بیماران، چگونگی دسترسی آنها به دارو و کیفیت داروی مصرفی از سوی بیماران نیز افزایش مییابد، چرا که ممکن است برخی سودجویان از این آب گلآلود ماهی صید کرده و داروهای تقلبی، قاچاق و با هزینههای کمر شکن عرضه کنند.
با تمام این اوصاف به نظر میرسد نظام دارویی کشور نیز به جراحی اساسی نیاز دارد؛ چراکه با کمی غفلت ممکن است فاجعهای هم برای داروخانهها و هم برای بیماران نیازمند دارو رخ دهد.
انتهای پیام
وی با اشاره به خدمات خود در بیمه خدمات درمانی نیروهای مسلح و آوردن داروهای زیاد و استراتژیک تحت پوشش این بیمه، میگوید: ادامه این روند به نفع مردم نیست؛ چراکه وقتی بیمه پول ما را پرداخت نمیکند، توان خریداری دارو را نداریم و در نتیجه مردم به دارو دسترسی ندارند. باید پرسید حق بیمه من کجا میرود؟ باید این حق به من پرداخت شود.
سوال بالا شاید درد دل دهها داروخانهداری باشد که دستشان به جایی بند نیست و علاوه بر تاخیرهای بیمهای، حالا درد جدیدی هم با عنوان تعیین مالیاتهای سرسامآور به جان کسب و کار آنها افتاده؛ موضوعی که دکتر مژدهیآذر، رییس انجمن داروسازان ایران آن را "مالیاتهای بی حساب و کتاب" میخواند و چارهای جز تعطیلی کسب و کار برای داروخانهداران نگذاشته است.
به طوریکه مژدهیآذر از مراجعه تعداد زیادی از صاحبان داروخانهها به این انجمن جهت دادن کلید داروخانه برای فروش خبر داده و به ایسنا گفته بود که نگران آینده داروخانه و داروخانهداری در ایران است.
چه کسی پاسخگوست؟
این موضوع در حالیست که تامین اجتماعی هم توجیه خاص خود را دارد؛ به طوری که چندی پیش سیدتقی نوربخش درباره علت دیرکرد پرداخت مطالبات داروخانههای طرف قرارداد با تامین اجتماعی، گفت: مطالبات داروخانهها را تا اسفند پرداخت کردیم اما وزارت بهداشت هم بدهیهایی به ما دارد که باید آنها را بپردازد.
او از بدهی 600 میلیارد تومانی وزارت بهداشت به تامین اجتماعی خبر داده و گفته بود: تاکنون 29 میلیارد تومان از این رقم را به ما پرداخته است.
این رشته سر دراز دارد...
به دنبال پیگیری این موضوعات، دکتر جلیل سعیدلو رییس انجمن داروسازان تهران، در گفتوگو با ایسنا، معضل بین داروخانهها و سازمانهای بیمهگر را همیشگی و یک مشکل مزمن تاریخی میداند و میگوید: این مشکل به اقتصاد داروخانهها ضربه زده و آنها را به ورشکستگی نزدیک کرده است. در حال حاضر داروخانهها داروها را از شرکتها خریداری کرده و در اختیار بیماران قرار میدهند، اما در دریافت سهم عمدهای از پولشان که باید توسط سازمانهای بیمهگر انجام شود، با بازه زمانی حدود شش ماه مواجه هستند.
به گفته سعیدلو برخی مواقع حتی پرداخت بیمهها تا 11 ماه نیز به تعویق افتاده است، در بهترین شرایط هم پرداختها بعد از چهار ماه بوده است. بنابراین به طور میانگین همیشه شش ماه پول داروخانهها در اختیار سازمانهای بیمهگر است و این باعث میشود که دارو با قیمت مشخص و با قیمت دستوری دولت در اختیار بیماران قرار گیرد و هیچ حاشیه سودی برای داروخانهها نداشته باشد.
وی در توضیح علت پایین بودن حاشیه سود داروخانه، ادامه میدهد: وقتی پرداختها به داروخانهها با تاخیر شش ماهه مواجه است، اگر همکاری بخواهد از بانک برای تامین مالی دارو وام دریافت کند، باید برای یکسال 30 درصد پول را به بانک بپردازد و سود دارو برای او 15 تا 16 درصد است و در واقع هیچ حاشیه سودی برای داروخانه باقی نمیماند. این جفایی است که در حق داروخانهها میشود. مکاتبات فراوان و همچنین تغییرات مدیریتی هیچگاه به حل این معضل کمکی نکرده است.
سعیدلو با بیان اینکه گویا بیمهها حق خود میدانند که پولها را در جای دیگر سرمایهگذاری کرده و داروخانهها را از حق وحقوق خود محروم کنند، میگوید: این مساله بارها و بارها در ملاقاتها و مکاتبات انجام شده به مسوولین سازمانهای بیمهگر اطلاع و بارها این مسائل تکرار شده است، اما سازمانهای بیمهگر خود را در برابر NGOها و بخش خصوصی پاسخگو نمیدانند و در واقع یک قرارداد یکسویه را که از سمت خودشان تنظیم شده به داروخانهها تحمیل میکنند و از سوی دیگر با تاخیر در پرداختها به تعهدات خود عمل نکرده و آن را منوط به تامین اعتبار میدانند.
رییس انجمن داروسازان تهران با بیان اینکه انجمنها صرفا اطلاعرسانی میکنند و قانون در اختیار آنها نیست، میافزاید: همانطور که مردم انتظار دارند سرویس خوبی از داروخانه دریافت کنند باید به مشکلات ساختاری داروخانهها هم توجه شود. زیرا زمانیکه داروخانه دچار مشکل شود، پخش دارو و به تبع آن تولید دارو مشکل پیدا میکند. به عبارتی زنجیره تولید و تامین دارو با مشکل روبرو میشود. حالا ممکن است بیمهها نیز از دولت طلب داشته باشند، اما مطالبات داروخانهها در مقایسه با بودجه کلی سازمانهای بیمهگری مانند تامین اجتماعی عدد کوچکی محسوب میشود و بعید به نظر میرسد که سازمانی مانند تامین اجتماعی نتواند این مبالغ را تامین کند.
دردی مضاعف بر پیکر داروخانهها!
سعیدلو در ادامه صحبتهایش به مبحث مالیات نیز اشاره میکند و میگوید: تا سال 88 که داروخانهها جزء بند «ج» مالیاتی بودند، هر ساله و متناسب با نرخ تورم عددی به مالیات آنها اضافه و بر اساس توافقی که با سازمان نظامی پزشکی منعقد میشد، داروخانهها مالیاتها را میپرداختند، هرچند که درآمدهایشان به آن نسبت افزایش پیدا نکرده بود. اما در چند سال اخیر سازمان امور مالیاتی با توجه به رویکرد جدید خود مالیات داروخانهها را تا دهها برابر افزایش داده است. به طوریکه به نظر میرسد داروخانهها جزء گروهی از کادر پزشکی باشند که در مقایسه با هر گروه کاری بالاترین مالیات از آنها دریافت میشود در حالیکه هیچ توجهی به هزینههای آنها نمیکنند.
داروخانههای بخش خصوصی درفشارند
وی با اشاره به مشکلات عدیده داروخانهها از جمله پرداخت دیر هنگام بیمهها و تمرکز بر توزیع دارو از سوی داروخانههای دولتی، میگوید: داروخانههای بخش خصوصی از همه جهت و از نظر اقتصادی تحت فشار هستند و بیشترین فشار نیز طی چند سال اخیر از سوی سازمان امور مالیاتی به داروخانهها وارد میشود. ما مواردی را داشتیم که نرخ مالیات یک داروخانه نسبت به سال قبل، بدون اینکه افزایش درآمد داشته باشد، 15 برابر افزایش یافته است. از این موارد زیاد داریم و آمار و اطلاعات آن هم موجود است که نشان میدهد سازمان امور مالیاتی به هیچ عنوان به واقعیتهای اقتصادی داروخانهها توجه نمیکند و این زنگ خطری برای اقتصاد نحیف داروخانه است. با این وجود همکاران ما مظلومانه به خدمات خود ادامه میدهند.
سعیدلو با ابراز امیدواری نسبت به توافق هستهای انجام شده و به دنبال آن گشایش اقتصادی در کشور، میگوید: حال بررسی شود و امور مالیاتی آماری ارائه دهد که از گروههای مختلف شغلی در سنوات اخیر چه مالیاتهایی دریافت کرده است. همه ما میخواهیم که مالیات بپردازیم اما مالیات متناسب با درآمد و بحق؛ نه آنچه ممیز به استناد تشخیص خود تعیین و دریافت میکند. در حال حاضر هیچ نگاهی به هزینههای داروخانه نمیشود، هزینههای داروخانه افزایش یافته اما درآمد با توجه به شرایط رکودی که وجود داشته ثابت مانده است.
وی با اشاره به طرح تحول نظام سلامت به عنوان یکی از افتخارات وزارت بهداشت، ادامه میدهد: با وجود این طرح، فشار اقتصادی مضاعفی به داروخانههای بخش خصوصی در شهرهای کوچک وارد شده است؛ در صورتی که باید بر اساس اصل 44 قانون اساسی از بخش خصوصی حمایت شود، نه تنها این اتفاق نمیافتد بلکه سازمان امور مالیاتی فشار به اقصاد داروخانهها را بیش از پیش افزایش داده است. این موضوع در نهایت نه به نفع مردم است و نه به نفع همکاران ما که جزیی از مردم بوده و به آنها ارائه خدمت میکنند.
داروخانه
ملجائی که خود بی پناه شده!
در این راستا دکتر علیرضا زالی، رییس سازمان نظام پزشکی کشور نیز به ایسنا میگوید: تنها داروخانههای دولتی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران 140 میلیارد تومان از بیمهها طلبکارند که اگر چهار ماه اول امسال را نیز به آن اضافه کنیم رقم بزرگی میشود و این در حالی است که بیمارستانهای دولتی ملجاء بیماران بی پناه و بی بضاعت هستند.
بیتردید با ادامه این روند نه تنها بیم به خطر افتادن آینده داروخانهها و داروخانهداری میرود، بلکه نگرانیها از بابت جان دردمند بیماران، چگونگی دسترسی آنها به دارو و کیفیت داروی مصرفی از سوی بیماران نیز افزایش مییابد، چرا که ممکن است برخی سودجویان از این آب گلآلود ماهی صید کرده و داروهای تقلبی، قاچاق و با هزینههای کمر شکن عرضه کنند.
با تمام این اوصاف به نظر میرسد نظام دارویی کشور نیز به جراحی اساسی نیاز دارد؛ چراکه با کمی غفلت ممکن است فاجعهای هم برای داروخانهها و هم برای بیماران نیازمند دارو رخ دهد.
انتهای پیام