
به گزارش صدای دانشجو به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان، محمد زارع معاون اجرایی و اعزام ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان گفت: آخرین آمار ثبتنام عمره دانشگاهیان حاکی از ثبتنام بیش از190 هزار نفر از دانشگاهیان سراسر کشور برای تشرف به سرزمین وحی است.
وی در خصوص توزیع سهمیه عمره دانشگاهیان بین دانشگاههای سراسر کشور گفت: طبق مصوبات ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان توزیع سهمیه عمره بر اساس تعداد دانشجویان یک دانشگاه و میزان ثبتنام کنندگان آن توزیع خواهد شد؛ یعنی دانشگاههایی که ثبتنام کننده بالاتری داشته باشند، سهمیه بیشتری دریافت خواهند کرد.
زارع ادامه داد: طبق مصوبات شورای سیاستگذاری عمره دانشگاهیان، 39 درصد از سهمیه به دانشگاههای وزارت علوم (دانشگاههای اصلی، پیام نور، علمی کاربردی) دانشگاه آزاد 33 درصد، وزارت بهداشت 8 درصد و 20درصد هم به سایر دانشگاهها از قبیل دانشگاههای غیرانتفاعی،غیردولتی، نظامی تعلق میگیرد.
گفتنی است، ثبتنام از دانشگاهیان سراسر کشور برای تشرف به سرزمین وحی از 27 مهرماه در سایت لبیک آغاز شده و تا دهم آبان ماه در این سایت ادامه خواهد داشت.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از فارس، با تایید سرپرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دستور العمل اعطای وام ویژه دانشجویان دکتری تخصصی در بخشنامه 141935/11 چهارم آبانماه سال 93 مشاور وزیر و مدیرکل دفتر وزارتی به دانشگاهها ابلاغ شد.
بر اساس این دستورالعمل این وام صرفا به دانشجویان دکتری تخصصی روزانه دانشگاههای دولتی و پس از گذراندن امتحان جامع و از طریق صندوق رفاه دانشجویان پرداخت می شود و باز پرداخت آن نیز ظرف مدت سه سال از تاریخ فراغت از تحصیل و از طریق اقساط ماهانه انجام میشود.
متن کامل این دستور العمل به شرح ذیل است:
« با عنایت به ضرورت حمایت از دورههای دکتری، کاهش دغدغه دانشجویان، ارتقاء بهرهوری، بالابردن سطح کیفی تحصیل، بهرهبرداری بهتر از ظرفیت علمی نسل جوان به معاضدت با این دورهها و افزایش انگیزه در جامعه دانشجوئی؛ این دستورالعمل تنظیم و بر اساس آن و متناسب با اعتبارات تخصیص یافته، وام ویژه به دانشجویان دکتریِ شاغل به تحصیل در دانشگاههای کشور اختصاص مییابد.
ماده 1- کلیات
1. این وام منحصراً، به دانشجویان دکتری تخصصی روزانه دانشگاههای دولتی، تعلق میگیرد.
2. فهرست تأیید شده متقاضیان سالانه در دو نوبت (مهر و اردیبهشت) از طریق دانشگاهها به صندوق رفاه ارسال میشود.
3. دانشجویان بعد از گذراندن امتحان جامع، میتوانند برای استفاده از وام، اقدام کنند.
4. متقاضیان در هر دانشگاه بـر اساس امتیازات کسب شده از فرمهای پیوست الف و ب رتبه بندی میشوند. امتیازات کسب شده مبنای انتخاب دانشجویان واجد شرایط خواهد بود.
5. دانشجویان مشمول این دستورالعمل فقط در یک رشته و برای یک دوره تحصیل میتوانند از این وام استفاده کنند.
6. نظارت و تأئید مراحل پرداخت؛ بر اساس مستندات مورد تأئید دانشگاه محل تحصیل متقاضی صورت میپذیرد.
7. دریافتکننده وام پس از فراغت از تحصیل هیچ تعهدی بجز بازپرداخت وام، در برابر وزارت یا دانشگاه نخواهد داشت.
8. وزارت پس از فراغت از تحصیل دانشجو، در ازاء پرداخت وام هیچ تعهد استخدامی یا اداری برای دریافت کننده وام نداشته و در مورد جایابی دانش آموختگان طبق ضوابط مستقل خود عمل خواهد شد.
9. نظارت بر حسن اجرای این دستورالعمل در داخل دانشگاهها بر عهده معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه است.
10. نظارت بر حسن اجرای این دستورالعمل در سطح کشور بر عهده معاونت پژوهش و فناوری وزارت علوم تحقیقات و فناوری است.
ماده 2- دانشجویانی که واجد شرایط هستند
1. مراحل آزمون جامع و دفاع از پیشنهاده طرح رساله دکتری را با موفقیت گذرانده باشند.
2. حضور تمام وقت دانشجو در دانشگاه با تایید استاد راهنما و گروه آموزشی مربوطه احراز شده باشد.
3. موضوع رساله در راستای اولویتها و سیاستهای اسناد بالادستی باشد.
تبصره1: متقاضیان، در طی فرصت تحقیقاتی خارج از کشور و با تأئید استاد راهنما و معاون پژوهشی مشروط بر اینکه کل دوره استفاده از وام، از سرجمع 24 ماه تجاوز نکند، مشمول دریافت وام خواهند شد.
تبصره2: استاد راهنما می تواند در صورت عدم رضایت از پیشرفت کار دانشجو، درخواست لغو اعطای وام را بکند.
ماده3- دانشجویانی که فاقد شرایط هستند
1. دریافتکنندگان پژوهانه یا افرادی که بدهیِ معوقه به صندوق رفاه دارند.
2. دانشجویان نوبت دوم، بورسیه، انتقالی و نیز دانشجویان پردیسهای بین المللی
3. مربیان، مستمری بگیران دستگاهها و سازمانها (اعم از دولتی یا خصوصی)
4- افرادِ تحت پوشش نهادهائی نظیر بنیادملی نخبگان، صندوق حمایت از پژوهشگران
ماده 4- نحوه ارزیابی
درخواست متقاضیان براساس سابقه فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و موضوع رساله، امتیاز بندی و تعیین اولویت میشوند:
1 - آموزشی
سابقه آموزشی دانشجو برای دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد (بر اساس معدل کل مقطع) و برای دوره دکتری (بر اساس معدل کل دروس گذرانده شده، امتحان جامع و دفاع از پروپوزال) است.
2 - پژوهشی
1. مقالات با نمایه معتبر بین المللی
2. مقالات چاپ شده در مجلات معتبر داخلی (علمی پژوهشی و علمی ترویجی)
3. مقالات ارائه شده در کنفرانسها یا همایشهای معتبر علمی
4. تالیف، ترجمه کتاب و یا اثر ماندگار در زمینه رشته تخصصی دانشجو
5. طرحهای پژوهشی خاتمهیافته و یا دارای نقش موثر در طرحهای ملی
6. ثبت اختراع مورد تأئید مراجع علمی کشور
تبصره1: تمام فعالیتهای پژوهشی موضوع این بند باید مرتبط با رشته متقاضی باشد، در غیر اینصورت مشمول امتیاز نخواهد شد.
ماده 5- امور مالی
الف) نحوه و میزان پرداخت
1. اعتبار موضوع این دستور العمل از محل ردیفهای متمرکز صندوق رفاه دانشجویان و کمکهای معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و ... تأمین خواهد شد.
2. مبلغ وام، پس از طی مراحل بررسی و تأئید، به صورت مستقیم در وجه دانشجو پرداخت میشود.
3. متقاضی پس از تأئید تخصیص وام، باید نسبت به انجام مراحل قانونی و سپردن تعهد قانونی مطابق دستورالعمل صندوق رفاه دانشجویان اقدام کند.
تبصره 1: به منظور تضمین بازپرداخت اصل وام پرداختی ویژه دانشجویان دکتری، متقاضیان موظف به سپردن سند تعهد محضری با دو ضامن طبق ضوابط موجود در صندوق رفاه دانشجویان هستند.
4. متقاضی موظف است هر 6 ماه یکبار وضعیت پیشرفت تحصیلی خود را که مورد تأئید دانشگاه مربوطه باشد، گزارش کند.
5. آغاز تخصیص وام، پس از دفاع موفق از پیشنهاده طرح رساله هست.
6. چنانچه دفاع نهائی، زود هنگام انجام پذیرد، بقیه مبلغ (تا سقف24ماه) به دانشجو پرداخت میشود.
7. چنانچه دفاع نهایی، بعد از پایان نیمسال هشتم صورت گیرد، مؤسسه موظف است از ادامه پرداخت وام به دانشجو جلوگیری کند.
8. چنانچه دانشجو در میانه راه انصراف از تحصـیل دهد و یا استاد راهنمای وی یا مراجع ذیربط دانشگاه، ضعف علمی و یا عدم پیشرفت کافی و مناسب دانشجو را گزارش نمایند، وضعیت تحصیل دانشجو در شرائط خاتمه ناتمام قرار گرفته و ادامه اعطاء وام (موضوع این دستورالعمل) متوقف میشود.
9. پرداخت وام فقط برای دوره پژوهشی(حداکثر 24 ماه) و به یکی از دو شیوه زیر است.
الف: مبلغ 000/000/5ریال به ازای هر ماه برای تمام دانشجویان واجد شرایط این دستورالعمل
ب: مبلغ 000/000/6 ریال به ازای هر ماه برای دانشجویانی که علاوه بر احراز شرایط این دستورالعمل موضوع رساله آنها دارای شرایط زیر باشد:
• کاربردی و تقاضا محور باشد (به تأیید دفتر پژوهشهای کاربردی معاونت پژوهش و فناوری مؤسسه محل تحصیل رسیده باشد)
• مورد تأیید موسسه متقاضی/کارفرما باشد (قرارداد اجرای رساله و یا اجرای آن در قالب طرح پژوهشی بین موسسه متقاضی و دانشجو بسته شود).
تبصره 2: میزان وام (موضوع بند 9 فوق) قبل از آغاز هر سال تحصیلی به پیشنهاد معاونت پژوهش و فناوری وزارت و تصمیم هیأت امنای صندوق رفاه دانشجویان تعیین و ابلاغ خواهد شد.
تبصره 3:وام مذکور در این دستورالعمل بصورت هر سه ماه یکبار پرداخت میشود.
ب)نحوه و میزان بازپرداخت
1- بهرهمندان از این وام ملزم هستند حسب وضعیت تحصیلی (فراغت، انصراف، ترک و یا اخراج از تحصیل) طبق مقررات صندوق نسبت به بازپرداخت و تسویه حساب وام¬های دریافتی اقدام کنند.
2- بازپرداخت وام یادشده ظرف مدت 3 سال از تاریخ فراغت از تحصیل و از طریق اقساط ماهانه انجام خواهد شد.
3- شروع اقساط برای دانش آموختگانی که خدمت نظام وظیفه خود را به پایان رسانده یا معاف شدهاند، 9 ماه و مشمولین خدمت نظام وظیفه 9 ماه پس از پایان خدمت نظام وظیفه عمومی است. درصورت عدم بازپرداخت درموعد مقرر، جریمه دیرکرد تعلق خواهد گرفت.
4- دانشگاهها و مراکز آموزش عالی موظفند به محض ترک یا فراغت از تحصیل دانشجو، قبل از صدور هرگونه معرفی نامه، فهرست اسامی آنان را به منظور تعیین وضعیت بازپرداخت دیون به صندوق رفاه دانشجویان ارسال کنند.
5- آن دسته از دانشجویان بهره مند از مزایای این وام که ازاعزام به خدمت نظام وظیفه استنکاف ورزیده و یا دارای تاخیر غیر قانونی در اعزام هستند، موظفند حداکثر ظرف9 ماه پس از فراغت از تحصیل نسبت به تعیین تکلیف بدهی خود اقدام کنند، در غیراینصورت مشمول جریمه دیرکرد صندوق خواهند شد.
6- دانشگاه موظف است پس از صدور دفترچه اقساط دانش آموختگان نسبت به ارائه گواهی موقت اقدام کنند.
7- دانشگاه موظف است تا تسویه حساب کامل دانش آموختگان بهرهمند از وام صندوق رفاه دانشجویان، از تحویل دانشنامه تحصیلی خودداری کند.
8- تحویل ریز نمرات و مدارک به دانشجوی استفاده کننده از این تسهیلات منوط به ارائه تسویه حساب از صندوق رفاه دانشجویان خواهد بود.
9- میزان بدهی دانشجو بابت وام فوق با سایر بدهیها جمع و یکجا دفترچه اقساط صادر میشود.
تبصره 1 : در صورت بدهکار بودن دانشجو در مقاطع قبل، دفترچه اقساط بر اساس مبلغ بدهی محاسبه و به سرجمع بدهی با شرایط خاص مندرج در این دستورالعمل افزوده خواهد شد.
10- در صورت تعویق در بازپرداخت اقساط مبلغی به اصل بدهی اضافه و دریافت خوادهدشد.
11- میزان جریمه ﺗﺄخیر به ازاء مدت تعویق، طبق محاسبه زیر بر مبنای نرخ 12 درصد به میزان قسط معوق اضافه میشود.
(مدت تعویق) ×12×(میزان قسط معوق) = میزان کارمزد ﺗﺄخیر
36000
تبصره2: مدت تعویق عبارت است از روزهای سپری شده از زمان مقرر برای پرداخت هر قسط از بدهی، تازمان محاسبه.
12 – بهره مندان از وام مذکور، در صورت اعلام فوت یا از کار افتادگی حسب مورد از سوی مراجع ذیصلاح، از تمام دیون خود به صندوق معاف میشوند.
به گزارش صدای دانشجو به مناسبت فرارسیدن ایام محرم از ساعت 14 الی 16 در محل پارکینگ مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه بوعلی سینا مراسم تعزیه خوانی برگزار میشود.

واقعه اسیدپاشی این روزهای اصفهان، آنقدر تلخ و تکاندهنده است که شاید خواب را از چشمان بسیاری برده باشد. در اصل لفظ اسید و اسیدپاشی برای ما ایرانیها یادآور چهرههای سوختهای است که باید ازین پس در انزوا و خاموشی به ادامه زندگی بپردازند. درد اسید سوزاننده است اما درد زندگی پس از اسیدپاشی سوزانندهتر است. عمده این اتفاقات اسیدپاشی مربوط به تسویهحسابهای شخصی و بیشتر مربوط به مسائل زناشویی و داستانهای عشقی میشد. انسانهای بیرحمی که برای عقدهگشایی در انتقامی نابرابر و غیرانسانی زخمی ابدی بر جسم و روح طرف حساب خود میگذاشتند. حالا دوباره این روزها زندگی چند خانواده آمیخته با اسید شده است. اصفهانیها از ترس شیشههای ماشین را بالا میکشند! دوباره طبق معمول قربانی این نوع جنایت زنان هستند. اما جنایت این چند روز اخیر رنگ و بوی دیگری هم دارد. اینکه چند فقره اسیدپاشی به یک شیوه انجامگرفته و اظهارنظرها و قضاوتهای زود و بعضاً نابجا را به دنبال داشته و یادآور برخی جنایتهای مشابه در اوایل انقلاب است.
پس از فرار بنیصدر،نخستین رئیسجمهورمان و اعلام جنگ خیابانی سازمان مجاهدین خلق(گروهک منافقین) در 30 خرداد 60،تا سالها اعضای این فرقه در خیابانهای تهران به دنبال کسانی میگشتند که ظاهری حزباللهی داشته باشند و با تیغ موکت بری و یا گلوله آنها را مورد حمله قرار میدادند و در اکثر موارد نیز تیرشان به هدف میخورد و فرد موردنظر به شهادت میرسید. بدون اینکه اطلاعی از سوابق مقتول یا اندکی شناختی از وی داشته باشند وی را به کام مرگ میکشاندند. این نوع ترور و آدمکشی تا اواخر جنگ کموبیش ادامه داشت و حاصل این نوع جنایتها 17000 شهید بود که تقدیم انقلاب شد.
شهید طالب طاهری، شاهرخ طهماسبی، محسن میرجلیلی سه عضو کمیته انقلاب اسلامی بودند که توسط اعضای گروهک منافقین ربوده شدند و پس از شکنجه در یکخانه، بدنشان سوزانده شد.
متأسفانه همین روش در آن سالها توسط قشری دیگر نیز به کار گرفته میشد. عدهای خودسر در سالهای دهه شصت، آن زمانی که رزمندگان و بسیجیان واقعی در جبههها از دین و ناموس این ملت دفاع میکردند، جهاد حقیقی را در خیابانهای تهران پی میگرفتند و با اسید و پونز و شیشه به جان دختران و زنان بیحجاب میافتادند. کسانیکه افراط دیروزشان امروز به تفریط کشانده شده و بردن نامشان تعجبآور است. اکبر گنجی، محسن مخملباف و کسانی که امروز بهعنوان اپوزیسیون و مخالفان حکومت دینی و حامی آزادی برای زنان شناخته میشوند، زمانی منفورترین قشر ایران در چشم زنان این سرزمین بودند.
اما مهمتر از شیوه بکار گرفتهشده توسط اسیدپاشان، زمان و مکان و قضاوتها درباره این جنایت مهمتر است.
روزهای امربهمعروف و نهی از منکر
این اتفاق دقیقاً مصادف شده است با روزهایی که بحث امربهمعروف معروف و نهی از منکر درباره بدحجابی بالاگرفته است. در 17 اردیبهشت امسال همزمان با گرم شدن هوا و کم شدن پوشش بانوان، عدهای از مردم در چند تجمع در تهران نسبت به وضعیت حجاب اعتراض کردند. این تجمعات که در مهرماه نیز ادامه داشت با واکنشها و پوششهای خبری گسترده روبرو شد. همچنین اظهارنظر وزارت کشور مبنی بر نداشتن مجوز توسط این عده نیز سروصدای زیادی به راه انداخت.
تجمعات امسال علیه بیحجابی
دومین تجمع در تاریخ 26 اردیبهشتماه بعد از نماز جمعه برگزار شد. در آنسو نیز اما حامیان بیحجابی و آزادی زنان نیز بیکار ننشسته و مسیح علی نژاد، خبرنگار ضدانقلاب و فراری، با گشودن صفحهای در فیسبوک با عنوان «آزادیهای یواشکی زنان در ایران» تصاویری از برداشتن روسری توسط زنان در ایران پخش کرد که بهسرعت رواج پیدا کرد و این صفحه شهرتی جهانی یافت. در ادامه این روند و ادامه سلسله تجمعات و همچنین راهاندازی کلاسهای امربهمعروف و نهی از منکر، جمعیت انصار حزبالله اقدام به تشکیل گروههای موتورسوار برای احیای فریضه امربهمعروف و نهی از منکر نمود. این اقدام این گروه، با پوشش گسترده روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلب روبرو شد و روزی نبود که این روزنامهها خبری دراینباره چاپ نکنند. با واکنش وزارت کشور مبنی بر قانونی بودن هر نوع اقدام و گزارش صداوسیما و سخنان دبیرکل انصار، عبدالکریم محتشم، مبنی بر تمکین در برابر قانون برای هر اقدام و همچنین ابعاد سوء این مسئله، این اقدام منتفی شد اما بههرحال واکنشهایی منفی در جامعه برانگیخت. در پی این اتفاقات و واکنشها ، مجلس تصمیم گرفت تا در مقام قانونگذار، فکری به حال احیای فریضه امربهمعروف و نهی از منکر کند که منجر به مصوبهای شد که بهموجب آن، مراتب امربهمعروف و نهی از منکر، قلبی، زبانی، نوشتاری و اقدام عملی است که مراتب زبانی و نوشتاری آن وظیفه آحاد مردم و دولت است و اقدام عملی آن تنها وظیفه دولت است مگر در مواردی که قانون به نحو دیگری تعیین کرده باشد. این مصوبه در حال بررسی بود که ناگهان اسیدپاشیهای سریالی اصفهان رخ داد!!
چرا اصفهان؟!
اگر مسببین این جنایت اقدامشان برای ضربه زدن به امربهمعروف و نهی از منکر و ماهی گیری از آب گلآلود باشد، شهر خوبی جهت پیاده کردن سناریوی خودشان انتخاب کردهاند. همه میدانند اصفهان در این فصل سال تقریباً خلوت است و اثری از توریستهای داخلی و خارجی و بازدیدکنندگان آثار تاریخی اصفهان نیست اما تهران در همهسال شلوغ است و از طرفی امنیت اجتماعی بالاتری دارد و امکان دستگیری و به دام افتادن این مرتکبین بیشتر است. همچنین اصفهان شهری شناختهشده در دنیا و مقصد اصلی گردشگران خارجی است و با انتشار اخبار اسیدسوزی نگرانی خارجیها از ورود به آن شهر و در کل ایران فراهم کند. همچنین اصفهان دارای بافت مذهبی است و این جریان میتواند اقدامات انجامشده را منتسب به عدهای مذهبی کند که از بیحجابی به تنگ آمده و میخواهد برای نجات شهرشان دست به اسیدپاشی برروی بیحجابان کنند!! اما بااینحال انصار حزبالله اصفهان انتساب این اقدام را به این گروه تکذیب کرد و رئیس حجتالاسلام کمیل گفت:« اسیدپاشی کار بسیار اشتباه و نادرستی است، اما کار کسی که آن را به عناصر حزباللهی ربط میدهد، از اسیدپاشها نیز بدتر است؛ به نظر من هرکس یکذره وجدان و انسانیت داشته باشد، فکر چنین چیزی را به ذهن خود نمیدهد.»
پروژههایی برای ضربه به دین و نظام
هرچند تاکنون زنجیرهای بودن این حوادث تکذیب شده اما با توجه به موج رسانهای و بازتابهای آن بعید نیست که همه این اتفاقات یک سناریو برای رسیدن عدهای به اهدافشان باشد. چراکه نظایر این نوع اقدامات زنجیرهای بسیار بوده است. برای مثال، پروژه سینما رکس آبادان در پیش از انقلاب که فصلی از تاریخ ماست را همه بهخوبی یاد دارند. رژیم شاه برای بدنام کردن نیروهای انقلابی، اقدام به آتش زدن سینما رکس آبادان کرد. در فاجعه آتشسوزی عمدی سینما رکس آبادان که از سوی ساواک و عوامل رژیم پهلوی جهت بدنام کردن انقلاب اسلامی مردم ایران به وقوع پیوست، ۳۷۷ نفر به طرزی فجیع کشته شدند. در جریان این آتشسوزی، تماشاگران سینما که در آن روز، حدود ۷۰۰ نفر بودند برای فرار از مهلکه بهطرف درهای خروجی روی آوردند، ولی درها را بسته یافتند!! انتشار این خبر و نمایش فیلمها و عکسهای این فاجعه، افکار عمومی را بهشدت جریحهدار ساخت. اما رژیم شاه با متهم کردن نیروهای انقلابی در این حادثه ضد انسانی، قصد داشت تا انقلابیون مسلمان را افرادی متحجّر و مخالف با هُنر و ضد مردم نشان دهد که در این هدف خود ناکام ماند و مردم بیشتر حرف مخالفان که رژیم را در این فاجعه متهم میکرد، میپذیرفتند. امام خمینی نیز در محکوم کردن این حادثه فرمودند:« آنطوری که شواهد شهادت میدهد و در آنوقت شواهد زیاد بر این مطلب بود، سینما رکس را عمداً عمال آن شاه معدوم مخلوع آتش زدند و شاید نظرشان به این بود که اذهان ملت را منصرف کنند از نهضت و متوجه کنند به این مصیبت و ما زمینۀ جنایتکاری این رژیم را میفهمیم که یک عدۀ بیگناه را محصور کنند درجایی و آتش بزنند که ذهن مردم از خود آنها منصرف بشود و متوجه به آن مصیبت بشود. ۱۳۵۹/۰۵/۲۸»
صفحه آزادیهای یواشکی این ایام بازار داغی پیداکرده بود تا بحث حجاب را با اسید پیوند بزند.
همچنین در سالهای اخیر پروژههای ازین دست بسیار اتفاق افتاد. اقداماتی بود که یا برای زیرسوال بردن یک مسئله شرعی، حکومتی و مشغول کردن اذهان مردم انجام میشد. پروژه قتلهای زنجیرهای در سال 77 که بعدها مشخص شد توسط گروهی خودسر و وابسته به اصلاحات انجام میشد تا مدتها نوک پیکان را به سمت رهبری و نهادهای انقلاب ماند بسیج و سپاه نشانه گرفت. در آذرماه سال 77 بمبی خبری در فضای کشور ترکید. داریوش فروهر و همسرش، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده قربانیان این قتلها بودند که توسط شخصی به نام مصطفی موسوی از کارکنان چپ وزارت اطلاعات انجام میگرفت. بعدها موسوی و همکارانش دستگیر و محاکمه شدند اما آنچه بود فضاسازی شدید روزنامههای زنجیرهای آن زمان اصلاحطلبان علیه رهبری بود و برای عدهای باور شده بود که این قتلها توسط رهبری برای از میان برداشتن مخالفان انجام میشود. مقام معظم رهبری نیز در واکنش به این اظهارنظرها در تاریخ 18/10/77 در خطههای نماز جمعه در انتقاد از بوقهای تبلیغاتی غربیها و همچنین دنبالهروی مطبوعات داخل کشور از رسانههای خارجی فرمودند:«در هیچ حادثهای از حوادث اوّلِ انقلاب تابهحال – حوادث شیرین و حوادث تلخ – اتّفاق نیفتاده است که این بوقهای تبلیغاتی یک کلمه بگویند که به نفع ملت ایران باشد؛ امیدی ببخشد، دلخوشیای بدهد، تحسینی در آن باشد! در همه حوادث، اینها سعی کردند ضربهای بزنند، سوءاستفادهای بکنند، اصلی از اصول موردعلاقه مردم زیر سؤال ببرند و به حکومت ضربه تبلیغاتی و ضربه سیاسی بزنند؛ در این حادثه هم اینگونه است. لذا بنده که بیست سال است از نزدیک با جزئیات برخوردهای تبلیغاتی با خودمان مواجهم، از این جنجالی که رادیوهای بیگانه در این حادثه درست کردند، تعجّب نمیکنم. البته از بعضی کارهای خودیها تعجّب میکنم! از کار بعضی از این مطبوعاتیهای خودی و رسانههای داخلی تعجّب میکنم! اینها درست مثل بچه بیعقلی عمل کردند که پدرش مثلاً در یک برخورد زبانی با یک آدم خبیثِ بدجنسِ بدزبانی درگیر باشد و این بچه بیعقل هم از روی بی توجّهی به موقعیت، بنا کند پدر خودش را مثلاً مسخره کردن! اینها چنین موضعی گرفتند.» سپس به بهانههایی که قصد دارند این جنایت را منتسب به جایگاه ولایتفقیه کنند اشاره کردند و فرمودند:« با توجّه به تجربه خودم در زمینههای گوناگونِ اداره کشور در طول این بیست سال و آشنایی با جریانهای سیاسی داخلی و خارجی، من نمیتوانم باور و قبول کنم که این قتلهایی که اتّفاق افتاد، بدون یک سناریوی خارجی باشد؛ چنین چیزی ممکن نیست. این قتلها به ضرر ملت ایران بود، به ضرر دولت بود، به ضرر حکومت بود. یک گروه داخلی که جزو وزارت اطّلاعات هم باشند، هرچه هم حالا فرض کنید که متعصّب باشند و بنای این کار را داشته باشند، در سطوحی از وزارت اطّلاعات که اهل تحلیلاند، امکان ندارد دست به چنین قتلهایی بزنند. این افرادی که کشته شدند، بعضیها را ما از نزدیک میشناختیم. اینها کسانی نبودند که یک نظام، اگر بخواهد اهل این حرفها باشد، سراغ اینها برود. اگر نظام جمهوری اسلامی اهل دشمنکُشی است، دشمنان خودش را میکشند؛ چرا سراغ فروهر و عیالش برود؟! مرحوم فروهر، قبل از انقلاب دوست ما بود؛ اوّلِ انقلاب همکار ما بود؛ بعد از پدید آمدن این فتنههای سال شصت دشمن ما شد؛ اما دشمن بیخطر و بیضرر. بینی و بیناللَّه، فروهر و همسرش – این دو مرحوم – دشمنان ما بودند؛ اما دشمنان بیضرر و بیخطر. اینها هیچ ضرری نداشتند. نه بهجایی وابسته بودند – که ما آن را میدانستیم – (الآن کسانی در داخل فعالیت میکنند که یقیناً به دستگاههای خارجی وابستگی دارند؛ اما دستگاه با اینها کاری ندارد و به سراغ کسی میرود که واقعاً دشمنش بوده است) و نه اقتداری داشتند. حزبی با عناصر خیلی معدودی داشتند که سالهای متمادی این حزب بود. اینچنین دشمنی که در داخل کشور هست، مرتّب علیه نظام اطلاعیه هم میدهد، دیگران هم میگویند که بله؛ در داخل ایران مثلاً آقای فروهر اطلاعیه داد – داده باشد – اما کسی از مردم که او را نمیشناخت؛ کسی که با او آشنایی نداشت؛ کسی که تحت نفوذ و تأثیر حرفهای او نبود. ایشان معروفیتی در میان مردم نداشت؛ نفوذی نداشت؛ دشمن بیخطری بود؛ انصافاً آدم نانجیبی هم نبود. البته ما دشمنانی هم داریم که انصافاً نجیب نیستند؛ اما مرحوم فروهر و مخصوصاً عیالش نه؛ آدمها نانجیبی نبودند. حالا شما فکر کنید، کسی که مثل فروهر را میکشند، آیا میتواند دوست نظام باشد؟! میتواند برای نظام کار کند؟! چنین چیزی معقول است؟! من این را باور نمیکنم. آشنایی من با مسائل سیاسىِ این بیستساله و قبل از این در دوران انقلاب – آشنایی با اشخاص، آشنایی با جریانات سیاسی، آشنایی با توطئههای گوناگونی که از اطراف دنیا همیشه در جریانش بودهایم – اجازه نمیدهد که من باور کنم این کارِ عناصری است که با نظام مسئلهای ندارند و نمیخواهند علیه نظام کار کنند. بعضی از این دو، سه نفر نویسندهای هم که متأسفانه در این حادثه کشته شدند، اسمشان را بنده هم نشنیده بودم. الآن بنده غالباً مجلات و کتابها و تازههای فرهنگ را میبینم. من آدمی نیستم که یک نویسنده و روشنفکر معروفی در کشور باشد و او را نشناسم. البته شاید مثلاً در بعضی از محافل فرهنگی یا غیرفرهنگی خارجی، اینها را میشناختند؛ اما در داخل آنقدر معروف نبودند که بنده اسم اینها به گوشم خورده باشد. بعضیهایشان را هم که اسمهایشان را شنیده بودم، جزو روشنفکران درجهیک این کشور نبودند. افرادی که مردم اینها را نمیشناسند، مردم از کتابها و نوشتهها و آثار فکریشان هیچ خبری ندارند و کسی از اینها حرفی نمیشنود، بُرد تبلیغی ندارند. آن دستی که به فکر میافتد بیاید اینها را تصفیه کند و به قتل برساند – یا در داخل خانههایشان، یا در میان راه، یا در خیابان، یا در بیابان – مگر میتواند بیگانه نباشد و تابع یک نمایشنامه از پیش طراحیشدهای نباشد؟!
در این حادثه نیز که مدتها اذهان مردم را به خود مشغول کرد و باعث تشویش اذهان مردم شد، علاوه بر محکوم شدن نهادهای انقلابی و جناح ارزشی کشور و روحانیون انقلابی، غریزه رماننویسی و داستانپردازی عدهای نیز بالا گرفت و سعی کردن تا چموخم ماجرا را زیاد کنند. خلق واژههایی مانند «عالیجنابان سرخپوش و عالیجنابان خاکستری» دقیقاً باهدفی مغرضانه بود تا مسئولان ارشد نظام ازجمله هاشمی رفسنجانی و وزیر اطلاعات وی را عامل این قتلها معرفی کند. بعدها همین خیالپردازان رقم 4 نفر کشتهشده در این قتلها را به 120 نفر افزایش دادند. همانطور که عدهای قصد دارند رقم 4 مورد اسیدپاشی را بیشتر نشان دهند! اکبر گنجی، عمادالدین باقی، عباس عبدی ازجمله افرادی بودند که اتاق فکر مطبوعاتی این بحران را هدایت میکردند!
ترور حجاریان
روز بیست و دوم اسفندماه 1378، سعید حجاریان، عضو شورای شهر تهران و مشاور سیاسی خاتمی که این سالها بیشتر بهعنوان تئوریسین جریان اصلاحات شناخته میشود، هنگام ورود به ساختمان شورای شهر مورد سوءقصد و ترور قرار گرفت. خبرگزاری ایسنا دقایقی بعد گزارش داد ساعت 8:30 دقیقه صبح سعید حجاریان، عضو شورای شهر تهران، در حین وارد شدن به ساختمان خیابان بهشت مورد سوءقصد دو موتورسوار قرار گرفت. حجاریان بلافاصله پس از زخمی شدن توسط احمد حکیمی پور به بیمارستان سینا انتقال مییابد.
از همان ساعات اولیه نشر خبر ترور، بازار اظهارنظرهای سیاسی داغ میشود. عوامل جنگ روانی قتلهای زنجیرهای این بار نیز دست به کر شده و فاز دیگری از یک عملیات روانی را کلید میزنند. کسری نوری، اکبر گنجی، محمد عطریانفر، علیرضا علوی تبار با حضور در دفتر روزنامه صبح امروز، به مدیرمسئولی حجاریان، ضاربان وی را مخالفان جنبش اصلاحطلبی معرفی میکنند. ابوالفضل فاتح، مدیرعامل ایسنا نیز در تحلیلی جدی قتل حجاریان را همراستا با ماجرای قتلهای زنجیرهای و اهداف ناتمام آن عنوان کرد. محسن آرمین نیز در یک اظهارنظر صریح این ترور را کارگروههای سازمانیافته داخلی و خارجی ندانست و آن را یک کار محفلی عنوان کرد! لفظ محفلی در تحلیلهای روزهای بعد نیز کاربرد داشت!(همین لفظ بعدها نیز درباره قتلهای محفلی کرمان به کار گرفته شد.) اما انتخاب حجاریان برای غوغا سالاری در فضای پرالتهاب سیاسی آن روزها میتوانست تبدیل به یک فتنه سیاسی شود. جریان اصلاحات این فرصت برای التهاب آفرینی و متهم کردن شخصیتهای شاخص سیاسی – دینی، مراجع تقلید، نهادهای نظامی و انقلابی بهره فراوان بردند. چند روز از سال 79 نگذشته بود که واحد اطلاعات سپاه اعلام کرد برخی از مظنونین این ترور را دستگیر و به وزارت اطلاعات تحویل داده است. متهم اصلی و ضارب سعید عسکر، دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه آزاد و دوستش محسن مجیدی- که موتور را میراند- اقدام به ترور حجاریان کردهاند. انتشار تصویر سعید عسگر در روزنامهها نشان میداد که دوباره توطئهای برای خدشهدار کردن نهادهای انقلابی علیالخصوص بسیج در کار است.
نمونهای از توهینها به آیتالله مصباح در روزنامههای اصلاحطلب
در این ترور شخصیتهای مختلفی علیالخصوص آیتالله مصباح یزدی و جایگاه نماز جمعه و صداوسیما منشأ خشونتآفرینی و مجوز قتل افراد معرفی شدند. در آن زمان آیتالله مصباح در سخنرانیهای نماز جمعه قم به تشریح نظام سیاسی اسلام میپرداخت که به مزاج اصلاحطلبان خوش نمیآمد.
اما پنجاه روز پس از دستگیری مظنونین اصلی این جنایت رازی از پرده برون افتاد که نشان داد همه جوسازیهای اصلاحطلبان از اساس یک عملیات روانی بوده است. در جریان این پرونده شخصی به نام محمدعلی مقدمی دستگیر شد. مقدمی از اعضای فعال جبهه مشارکت بود و کسی نمیتوانست این حقیقت را انکار کند. مقدمی وظیفه داشته تا صبح روز ترور، با دادن نامهای به حجاریان وی را برای دقایقی متوقف کند تا عسگر بتواند کارش را بهخوبی انجام دهد. همچنین پدر سعید عسگر از اعضای فعال حزب مشارکت و رئیس آموزش و پرورش شهرری بود. پس از برگزاری دادگاه ضارب ین حجاریان، وی راضی به شکایت شخصی نشد و متهمین صرفاً به خاطر برهم زدن نظم عمومی و اقدام علیه امنیت ملی محاکمه شدند. سعید عسگر بهرغم اینکه به پانزده سال حبس محکومشده بود یک سال بعد از زندان آزاد شد ولی دوباره در خرداد سال 82 به خاطر حمله وحشیانه به خوابگاه دانشجویی طرشت با شکایت محمدباقر قالیباف، فرمانده وقت نیروی انتظامی دستگیر و محاکمه مجدد شد. وی هماکنون آزاد است و در سال 88، در ستاد میرحسین موسوی حضوری فعال داشت.
قتلهای محفلی کرمان
قتلهای محفلی کرمان به قتلهایی گفته میشود که در سال ۱۳۸۱ در کرمان اتفاق افتاد و آن ۶ تن خودسر تعدادی از شهروندان کرمانی را به قتل رسانیدند. این افراد در چندین مرحله به اعدام محکوم شدند. اما در یک مرحله به دلیل رضایت برخی خانوادههای مقتولین حکم اعدام برخی از آنها لغو شد. در سال ۱۳۹۲ چهار نفر از متهمان این پرونده حکم نهایی اعدام را از دیوان عالی کشور دریافت کردند و حکم جهت اجرا ابلاغ گردید. ادعای این افراد که خود را بسیجی میخواندند این بود که مقتولین افرادی مشروبفروش و یا فاحشه بودهاند و برای انجام قتلها متوسل به استخاره شدند. آنها دریکی از ادعاهای خود گفتند که یکی از اعضای محفل به قم رفته بوده و در درس یکی از آیات عظام شرکت کرده و پس از بازگشت یک نوع تجویز شرعی از بیانات ایشان احساس کرده است!! اما دادگاه به دنبال مطرحشدن این مسائل از دفتر ایشان کتاب استعلام کرد و دفتر آیتالله قویاً مسئله را تکذیب و اعلام کرد که اینگونه صلاحیتها مربوط به قوه است و هیچکس حق ندارد چنین مجازات شرعی را اعمال کند. ادعای دیگر متهمان و خصوصاً رهبر گروه این بود که از طرف فرمانده یگان بسیجشان بهنوعی مجوز صادرشده بود که با این مصادیق برخورد قهرآمیز داشته باشند. به همین جهت فرمانده بسیج منطقه به دادگاه احضار شد و او هم بهشدت ادعاهای متهمان را تکذیب کرد و گفت اینها گروهی خودسر بودهاند که بهدوراز تصمیمات سلسلهمراتب فرماندهی به این اقدامات خلاف قانون دست میزدند.
ظاهر مذهبی قاتلین در نگاه اول باعث میشود تا وابستگی آنها به نهادهای انقلاب مانند بسیج و سپاه به ذهن متبادر شود.
ندا آقا سلطان
ایام پس از انتخابات سال 88 هر اتفاقی ممکن بود روی دهد. خیابانهای تهران آشفته از خرابکاری و اغتشاش عناصر فرصتطلبی بود که مردم را با ادعای تقلب در انتخابات به خیابانها کشانده بودند. در بین سلسله اتفاقات فتنه 88، ماجرای قتل دختری به نام ندا آقا سلطان باعث جلبتوجه اقشار مختلف مردم و بهویژه رسانههای بیگانه به ایران شد. به دنبال انتشار خبر و فیلم کوتاهی از صحنه کشته شدن ندا، فضای مجازی پر از ابراز احساسات درباره وی شد. شخصی به نام آرش حجازی دو روز پس از قتل ندا در استودیو بیبیسی حاضر میشود و از ابعاد قتل ندا میگوید. وی هنگام کشته شدن ندا درصحنه حضورداشته و قاتل ندا را یکی از موتورسواران شبهنظامی بسیج معرفی کرد. آقا سلطان در خارج کشور بهعنوان نماد اعتراض شناخته شد و مجله تایم آمریکا وی را بهعنوان ده نماد اعتراض در دنیا معرفی کرد و اوباما با مشاهده فیلم قتل او این فیلم را مایه دلشکستگی خواند!! ترانههای مختلفی برای وی خوانده شد. اما کمکم مشخص شد قتل او بهانه خوبی برای فضاسازی علیه نظام است. خانواده وی بارها به گفتگو با شبکههای خارجی پرداختند و صدای آمریکا مستندی از وی در گفتگو با خانوادهاش ساخت. شخصی بانام کاسپین ماکان که تنها 2 ماه قبل با ندا نامزد شده بود پس از کشته شدن وی بارها در شبکههای ضدانقلاب تحت عنوان «نامزد ندا آقا سلطان» حاضر شد و ضمن همراهی با آشوبطلبان به اتهام زنی علیه نظام اسلامی پرداخت.
انتشار تصویر دیدار شیمون پرز با نامزد ندا پرده از سناریوی از پیش طراحیشده ضدانقلاب برداشت که با گرفتن جان یک دختر بیگناه، خون وی را سوخت ماشین آشوبطلبان کردند.
نتیجهگیری
بههرحال دیر یا زود مسببین این جنایت دستگیر خواهند شد. اگر عاملان این جنایتها افرادی با دغدغههای شخصی و مشکلات روانی باشند که در دادگاه محاکمه میشوند و خود اسیدی خواهد بود بر ادعای واهی افرادی که قصد داشتند این سلسله اسیدپاشیها را مرتبط با بحث امربهمعروف و نهی از منکر بدانند. اما ممکن است که با دستگیری عاملان این جنایت با چهرههایی روبرو شویم که ظاهری مذهبی دارند و در صحبتهایشان دم از داشتن فتوا برای اسیدپای و فریضه نهی از منکر بزنند. لذا اینجا نیاز به هشیاری مردم و دستگاه امنیتی و قضایی است که با روشنگری مانع از پدید آمدن یک معضل امنیتی برای کشور شوند. شکی نیست در صورت کشف شدن حالت دوم از متهمان، تا سالها دو فریضه الهی امکان ظهور و روز پیدا نکنند و هرگاه کسی قصد تذکر لسانی به یک بدحجاب را داشته باشد با عنوان «اسیدپاش» و «قاتل» خطابش کنند! چراکه اذهان عمومی نیز آمادهشده تا بمبی خبری در فضای کشور منفجر شود و احساسات جریحهدار مردم را علیه اقشار مذهبی با دغدغه نهی از منکر بشورانند. برخی شخصیتهای سیاسی نیز این چند روز در همین مسیر حرکت کرده و اسیدپاشیهای اخیر را مرتبط با فریضه نهی از منکر دانستهاند. متأسفانه رئیسجمهور نیز در قضاوتی عجولانه و البته در لفافه دو مسئله «نهی از منکر» و «اسیدپاشی» را به هم مرتبط دانست. ایشان چند روز پیش در زنجان گفت:« اینکه امربهمعروف و نهی از منکر یک وظیفه همگانی است بدان معناست که ۷۵ میلیون جمعیت کشور آمر به معروف و ناهی از منکر هستند و باید به یاد داشته باشیم که این فریضه الهی یک عمل متقابل نیز محسوب میشود… مبادا روزی کلمه امربهمعروف و نهی از منکر که باید وسیله ارتباط نزدیکتر جامعه به یکدیگر و دعوت همگان به خیر و نیکی باشد، به وسیلهای برای تفرقه و جدایی تبدیل شود… اساس امربهمعروف و نهی از منکر ایجاد امنیت، برادری، کرامت انسانی و احترام به یکدیگر است و مبادا که منکر تنها به یک مسئله خلاصه شود و دروغ، تهمت، رشوهخواری و بورسیههای تقلبی منکر پنداشته نشوند و از صبح تا شب فقط یک مسئله و آنهم بدحجابی بهعنوان منکر مطلق تلقی گردد.» هرچند روحانی صریح این دو مسئله را به هم پیوند نزد اما کنارهم قرار دادن بدحجابی و امربهمعروف ذهنها را بم سمت ماجرای اسیدپاشی معطوف کرد.
فائزه هاشمی نیز در اظهارنظری سریع گفت:« اسیدپاشیهای رخداده یک مسئله عمومی است و نه شخصی و انتقامجویانه. به همین دلیل باید گفت وظیفه مسئولان در کشف و مجازات واقعی مرتکبین بسیار سنگین است…. این موضوع خاطرات تلخ زیادی را به یاد میآورد که خاطیان و مرتکبین هنوز که هنوز است مجازات نشدهاند یا محکومیتهای بسیار کوچک یا نامرتبط با جرم دریافت کردهاند و آخر معلوم نشد که آن را هم گذراندند یا نه؛ مثل ضارب آقای حجاریان یا موضوع قتلهای ناموسی در کرمان. بههرحال عمل مسئولان در این قضیه اسیدپاشی میتواند روشن کند که این مورد ازایندست بوده یا نه. مننظر میمانیم و میبینیم». و گویا فراموش کرده در دوران ریاست جمهوری پدرش زنان از کمترین حق برای پوشش برخوردار بودند و با زنانی که اندکی بدحجاب بودند چه برخوردی میشد که دستآخر باعث شد خاتمی با شعار آزادی روی کار بیاید!
در تظاهرات روزهای اخیر در مقابل دادگستری اصفهان نیز، پلاکاردها و دستنوشتههایی در محکوم کردن نهی از منکر دیده میشد و حتی علائم فمینیستی در دست تجمعکنندگان بود.
لذا دستگاههای امنیتی کشور باید مراقب باشند تا با توجه به فضای کنونی کشور و جوسازیهای روزنامههای زنجیرهای و رسانههای ضدانقلاب، با توجه به پیشینه تاریخی ین دست اقدامات، مانع از موجسواری عدهای از جنایت رخداده برای هموطنانمان شوند و اجازه سوءاستفاده به کسی ندهند.

استاد فرزانه آقای محمد رحیم مسکین در سال 1309 در همدان دیده به جهان گشود، پدرش مرحوم کریم مسکین از قاریان و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت(س) بود. با وجود چنین پدری شوق قرائت قرآن و مداحی از کودکی در وجودشان مشتعل گردید. پس از آن بدنبال فراگیر نمودن فرهنگ قرآنی و تشکیل جلسه قرآن برای نونهالان و نوجوانان بودند تا اینکه اولین جلسه قرآنی را در مسجد پای گنبد همدان پایهگذاری نمودند. بدنبال مأموریت به تهران از جلسات متعدد از جمله جلسه مرحوم استاد سعیدی فیض برده و در ادامه با توصیه ایشان اداره جلسه مکتب علی(ع) را در تهران به عهده میگیرند. پس از مراجعت از تهران بدنبال بازگو کردن موضوع خوابی (رویای صادقه) توسط آقای ابوالقاسم لک، در 23 ماه رمضان سال 1343 ه.ش. جلسه دعای سمات به توصیه استاد مسکین در منزل ایشان تشکیل و نام جلسه نیز که بطور ناخودآگاه از ذهن استاد گذشته بود مکتب امام زمان(عج) تعیین میگردد.
برپایی جلسه بمدت دو سال در منزل آقای لک استمرار مییابد و با استقبال و حضور نوجوانان از این جلسه، استاد مسکین در اندیشه گسترش فضای قرآنی و تشکیل شعباتی دیگر از مکتب امام زمان(عج)، دو جلسه نونهالان معصومیه و اتفاقیون را دایر مینمایند. ایشان در پی سفر به مشهد مقدس و آشنائی با جلسات چهاردهگانه حاج آقا عابدزاده، تشکیل چنین جلساتی در همدان را سرلوحه فعالیتهای خود قرار میدهند و در همان سفر به حرم امام رضا(ع) مشرف شده و دل مشغولی خود را با حضرت در میان میگذارند و حضرت را به صبوری حضرت زینب(س) قسم میدهند که از خداوند بخواهند تا توان صبر و غلبه بر مشکلات ناشی از راهاندازی جلسات را در آن دوره خاص زمانی به او عطا فرماید. در بازگشت از مشهدالرضا ایشان در اولین مرحله نام جلسه معصومیه را به نونهالان محمدیه و جلسه اتفاقیون را به علویه تغییر میدهند و سپس جلسات دیگری با نامهای مبارک فاطمیه، حسنیه، حسینیه، سجادیه، باقریه، جعفریه، کاظمیه، رضویه، تقویه، نقویه و عسکریه تشکیل میدهند و در نهایت در روز عید غدیر، نونهالان مهدیه مکتب امام زمان(عج) در منزل شهیدان حقگویان افتتاح می گردد.
جلسات چهاردهگانه بطور سیار در منازل و مناطق مختلف شهر برگزار گردیده و اسناد رسمی باقیمانده و منتشر شده ساواک نشان می دهد، رژیم ستم شاهی نگران شکل گیری آنها بوده است و حتی نام بعضی از نوجوانان 12-13 ساله مکتب نیز در اسناد ساواک مندرج است. استاد مسکین طی این سالها با برنامهریزی، سازماندهی و نظارت و سرکشی به جلسات چهاردهگانه، آنان را در اداره بهتر و تداوم راه تشویق نموده و با بهرهگیری از روشها و شیوههای خاص خود که همواره مبتنی بر اخلاص و احترام به پویندگان قرآنی بوده است، نسبت به تربیت نسل قرآنی اقدام مینماید و با هدف پیوند مستمر با این هیئتها در جلسات عصر جمعه اقدام به آزمونهای ادواری نماز و قرآن از افرادی مینمودند که از جلسات چهاردهگانه صبح جمعه معرفی میشدند و در کنار آن همچنان به تربیت مربیان جدید نیز همت میگماشت تا هیچگاه خلاء ناشی از مهاجرت و ادامه تحصیل دانشگاهی مربیان یا اعزام به سربازی آنان احساس نشود.
با توجه به جوهره ذاتی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران که برمدار متدینین شکل گرفته بود انبوه شاگردان مکتب امام زمان (عج)، با احساس وظیفه در این خصوص حضوری فراگیر و موثر در همه عرصه های متصوره را داشتهاند تا آنجا که با تورق تعداد محدودی از دفاتر حضور و غیاب جلسات عصر جمعه، نام نورانی بیش از یکصد شهید والامقام شناسائی و مشاهده گردیده است و ناگفته پیداست خیل عظیمی از شهدا نیز در جلسات صبحهای جمعه نشو و نما داشته اند. شهیدان گرانقدری که امنیت و آبروی امروز ایران اسلامی رهین خون پاک و همت بلند آنان است. جوانان با شرفی نظیر شهید حسن ترک، حسن صوفی، رضا نوروزی و اکبر فرجیانزاده که در تبعیت از ولی فقیه و نایب امام زمان خود و با تربیتی قرآنی در واپسین دقایق و لحظات حیات ظاهری، آیات فراگرفته در خصوص جهاد و شهادت را زمزمه میکردند تا شرنگ ناکامی را به کام دشمنان نشاندار بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا بچشانند و قلب ملت خویش را نیز با انوار نصرتهای الهی طمأنینه و آرامش بخشند- روحشان شاد.
تعداد کثیری از همین شاگردان نیز در یاری رساندن به انقلاب اسلامی به زعامت امام خمینی(ره) در صحنههای مختلف حضوری شایسته داشته و بعد از پیروزی انقلاب در نهادهای برخاسته از آن، مراکز علمی، آموزشی و فرهنگی، دوایر دولتی و بازار منشاء خدمات بسیار بودند.
فعالیت مکتب امام زمان(عج) پس از پیروزی انقلاب اسلامی:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی جلسه عصر جمعه و دعای سمات استاد مسکین طبق روال قبل با مسئولیت شخص ایشان ادامه یافت اما برای هر یک از جلسات چهاردهگانه موقعیتهای متفاوتی پیش آمد که این تفاوتها عمدتا از وضعیت متغیر مربیان جلسات ناشی میشد. بعضی از مربیان با این نگاه که انقلاب و جمهوری اسلامی نیاز مستمری به افراد قرآنی دارد در توسعه جلسات خود کوشیدند اما در نگاهی دیگر استقرار جمهوری اسلامی معادل با بینیازی جامعه از جلسات قرآنی تلقی گردید و پرورش پویندگان قرآنی صرفاً از وظایف دولت شناخته شد. بعضی از مربیان و دستاندرکاران جلسات نیز به شرف شهادت نائل آمدند و بعضی دیگر حسب نیاز انقلاب و دفاع مقدس چنان درگیر امور اجرایی شدند که منتظر بودند دیگران این مسئولیت را بر عهده بگیرند. در نگاه توسعه محور نخست که بعدها مشخص شد درستترین نگاه بوده است توسط مربی جلسه حسنیه مکتب امام زمان(عج) آقای حجت الله کریم پور طی سالهای 1363 به بعد، 14 جلسه مستقل با نامهای مبارک چهارده معصوم تشکیل شد.
شایان ذکر است که بعدها از جلسه نونهالان محمد رسول الله این جلسات، دو مجموعهی قرآنی مستقل با نامهای مکتب الصادق(ع) (از سال 1368 به بعد توسط آقای حسین ارغوان) و انوار الزهرا(س) (از سال 1374 به بعد توسط آقای سید حامد تروهید) تشکیل شد همچنین از جلسه نوجوانان امام باقر(ع)، مجموعهی مستقل دیگری با عنوان مکتب باقرالعلوم(ع) (از سال 1370 به بعد توسط آقای علی اسدی) منشعب شد که سه مجموعهی مذکور هم اکنون بحمدالله بطور مستقل فعالیت خود را ادامه میدهند و بیرق جلسات قرآنی را در جای جای شهر برافراشتهاند.
دور جدید فعالیت مکتب امام زمان (عج) :
و اما پس از گذشت 35 سال از پیروزی انقلاب اسلامی و با نگاهی به ثمرات بسیار زیاد نهال پربرکتی که استاد مسکین، سالها قبل کاشته است، گروهی از شاگردان استاد مسکین با استعانت از خداوند متعال و عنایات خاص امام زمان(ع) و همچنین راهنماییهای استاد گرانقدر خود و بر اساس نیاز نونهالان جامعه به آموزش و تربیت قرآنی، نسبت به سازماندهی جدید، تجدید فعالیت و گسترش فعالیتهای مکتب امام زمان(عج) اقدام نمودند که نقطه عطفی در تاریخچهی این مکتب با برکت به حساب میآید.
لذا پس از برگزاری نشستهای متعدد کارشناسی، ضمن بررسی برنامههای قبلی و استفاده از تجارب ارزنده نسلهای مختلف مکتب امام زمان(عج)، در 29 دی ماه 1392 و همزمان با سالروز میلاد نبی مکرم اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع)، 30 جلسه قرآنی در مراسمی باشکوه در حسینیه شهید مدنی همدان راهاندازی شد که 14 جلسه به نامهای مقدس معصومین (محمدیه، علویه، فاطمیه، حسنیه ،....، مهدیه) برای برادران، 14 جلسه نیز برای خواهران( با همان عناوین)، یک جلسه جهت آموزش مداحی به نام شهید سید رضا حسینی از شهدای مداح مکتب و یک جلسه جهت ارتقاء سطح دانش معارفی مورد نیاز مربیان و کمک مربیان جلسات مکتب و ارتباط ایشان با یکدیگر به نام سردار شهید حسن ترک است. از این جلسات 30گانه، 28 جلسه قرآنی در جای جای شهر همدان و بر اساس امکانات و نیاز مناطق مختلف آن تشکیل و 2 جلسه تخصصی در حسینیه مکتب، واقع در خیابان پاسداران برگزار می شود. و بر اساس هدف گذاری میان مدت و دراز مدت، عزم شاگردان ادوار مختلف مکتب جزم گردید که تعداد جلسات مکتب امام زمان(عج) هم به لحاظ کیفی و هم به لحاظ کمی بر همین مقدار متوقف نشده و به مرور زمان و با فراهم شدن امکانات و نیروی انسانی کارآزموده به تعداد شهدای مکتب یعنی به بیش از یکصد جلسه گسترش یابد.
بر همین اساس در مراسم باشکوه دیگری، در خرداد ماه 1393 و مصادف با نیمه شعبان 5 جلسه جدید به نامهای جلسه حضرت علی اصغر(ع)، حضرت مسلم بن عقیل(ع)، شهدای گمنام، شهید ابراهیم هادی و شهید مصطفی کرباسیان در محل حسینیه زینبیه همدان افتتاح گردید. بطوریکه تعداد جلسات، در دوره جدید فعالیتهای مکتب امام زمان(عج) که مستقیما زیر نظر استاد مسکین و در هسته مرکزی مکتب، مشغول به فعالیت هستند با احتساب جلسه عصر جمعه مکتب، جلسه بانوان زینبیه و جلسه جعفریه به 38 جلسه افزایش یافت.
این جلسات در حال حاضر ذیل عنوان و پرچم مقدس مکتب امام زمان(عج) به فعالیت مشغولند و اگر بخواهیم به ابعاد گویاتری از فعالیتهای قرآنی شاگردان استاد مسکین اشاره کنیم میتوانیم بگوییم طی 50 سال گذشته تعداد کثیری از قرآنآموزان این مکتب در گوشه و کنار کشور و حتی خارج از کشور با درک عینی، احساس عملی و مشاهده شخصیِ تأثیر اینگونه جلسات، هرجا که توانستهاند بی نام و نشان و یا ذیل عناوین مقدس دیگری محفل، انجمن، کلاس، کانون و... قرآنی به پاکردهاند که بررسی و احصاء آن عملا غیر ممکن به نظر می رسد.
انشاءالله این روند همچنان ادامه خواهد یافت تا آنکه روزی پرچم مکتب امام زمان(عج) توسط سربازان تربیت یافته این مکتب به دست صاحب اصلی آن یعنی حضرت بقیه الله الاعظم (رُوحی و اَرواحُ العالمینَ لترابِ مقدمه الفِداه) سپرده شود.
با یاری خداوند متعال فعالیتهای توسعه محور آتی در آینده به ادامه این گزارش اضافه خواهد شد. محتاج دعای خیرتان هستیم...
با یاری خداوند متعال در جلسات مکتب امام زمان(عج) مسیر آموزشی و تربیتی خاصی طی 50 سال فعالیت این مکتب اعمال و تجربه شده است که در مناطق مختلف جغرافیایی شهر متناسب با موقعیتهایی خاص با اندکی تغییرات احتمالی به صورت یکسان اجرا می شود :

امروز پنجم مهر ۱۳۹۳ هجری شمسی، مصادف با دوم محرم ۱۴۳۶ هجری قمری، استاد حاج محمد رحیم مسکین به ملکوت اعلی پیوست.
مراسم وداع با پیکر مطهر استاد، دوشنبه ساعت ۱۹:۳۰ در عباسیهی جولان و ساعت ۲۰:۳۰ در حسینیهی زینبیهی همدان برگزار میگردد.
مراسم تشییع و تدفین، سه شنبه ساعت ۹:۳۰ صبح از حسینیهی زینبیهی همدان - واقع در امامزاده عبدالله برگزار میگردد.
صدای دانشجو درگذشت این پیر غلام حسینی را در ماه محرم به تمامی عاشقان امام حسین تسلیت می گوید.

به گزارش صدای دانشجو آن نکته مغفول مانده در انتشار اطلاعیه وزارت علوم، یکی شدن قاضی و مدعی العموم است به این ترتیب که وزارت علوم مدعی تخلف در بورسیه های دولت قبلی شد و خود به بررسی و نهایتا حکم رانی پرداخت در حالی که درست تر آن بود که مرجع ذی صلاح دیگری وظیفه بررسی پرونده بورس تحصیلی را عهده دار می شد.
این مسئله ناممکن نبود چرا که از بدو طرح مسئله 3000 بورسیه، مراجع بی طرفی خواهان بررسی این مسئله شدند که بدون هیچ جانبداری این مسئله قضاوت شود.
قاسم جعفری، سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در این باره اظهار داشت: انتظار از وزارت علوم این است که هرچه سریعتر گزارش و نتیجه بررسیهای خود را به مجلس در خصوص این پرونده تحویل دهد و تکلیف کسانی که بورسیهی آنها طبق قانون اشکالی نداشته است، روشن گردد.
وی گفت: آن چه مسلم است وزارت علوم مجری است و نمیتواند در این پرونده و نحوه اجرای مجازاتها داوری کند، چون قضاوت و داوری بر عهدهی مجلس است و با توجه به اینکه هنوز چیزی از جزئیات این پرونده در اختیار مجلس قرار نگرفته ما باز هم پیگیر این موضوع از وزارت علوم هستیم.
وی افزود: بهتر است در این زمینه وزارت علوم از قانون تمکین کند و جزئیات بررسیهای خود را در اختیار کمیته نظارتی که از سوی کمیسیون آموزش و تحقیقات معین شده است، قرار دهد.
با این وجود اما وزارت علوم توجهی به این مسئله نمی کند؛ نگاهی به اطلاعیه پرابهام وزارت علوم نیز حاکی از آن است که به نظر می رسد تنظیم کنندگان اطلاعیه بیشتر در پی جمع بندی یک سری موارد آماری بوده تا به این طریق و در آستانه معرفی وزیر علوم و نیز وعده های قبلی رئیس جمهور و محمدعلی نجفی، مجدد افکار عمومی درگیر این مسئله گردد.
هرچند در بدبینانه ترین حالت از مجموع 3000 بورسیه، 840 نفر به مشکل برخورده اند و در دیدی دیگر کمتر از یک درصد -36نفر- اما همین آمار به صورت شفاف در اختیار مجلس گذارده نمی شود و این در حالی است که روز شنبه قاسم جعفری در گفتوگویی با خبرنگار بیست و سی تاکید کرد وزارت علوم جزئیات پرونده بورسیه ها را در اختیار مجلس بگذارد.
اما سرپرست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با بیان اینکه اسامی متخلفان در ماجرای بورسیه اعلام نمی شود، خبرداد که 36 نفر از متخلفان اخراج شده اند و حدود 800 نفر از آنان نیز نمیتوانند عضو هیات علمی شوند مگر اینکه در فراخوان جذب شرکت کنند.
محمدعلی نجفی روز گذشته در نشست خبری به بیان جزئیات روند اعلام بورسیه ها گفت: اسامی متخلفان اعلام نمی شود و تا کنون هیچ دستگاهی نخواسته که اسامی را اعلام کنیم ما نیز اگر رئیس جمهور اسامی را بخواهد به صورت محرمانه این اسامی را به وی می دهیم.
البته به نظر نمی رسد کسی خواهان رسانه ای شدن اسامی افراد باشد اما جزئیات تخلفات بدون نام بردن از افراد، می تواند رسانه ای شود چه اینکه مجلس نیز نیز می تواند بدون فرافکنی رسانه ای به این مسئله ورود کند بنابراین تنها محرم پنداری رئیس جمهور در این زمینه شانیتی ندارد.
در پی این اظهارات عصر روز گذشته رئیس فراکسیون اصولگرایان با بیان اینکه ترکیب و روش کمیته وزارت علوم برای بررسی بورسیه ها به تایید مجلس شورای اسلامی نرسیده بود، گفت: مجلس به طور مستقل در حال بررسی بورسیهها است و هنوز در این خصوص به نتیجه نرسیده است.
غلامعلی حداد عادل در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سئوال که گفته شده است گزارش وزارت علوم در خصوص بورسیه ها نیاز به تایید مجلس دارد بررسی مجلس در این خصوص در چه مرحلهای است، گفت: در کمیسیونی که در وزارت علوم جهت بررسی بورسیهها تشکیل شده بود از دو نفر از نمایندگان مجلس نیز برای شرکت در آن کمیسیون دعوت شده بود اما ترکیب و روش آن کمیسیون به تایید مجلس نرسیده بود.
وی افزود: خود مجلس کاری را در خصوص بورسیهها شروع کرده که هنوز به نتیجه نرسیده است.
حداد عادل با بیان اینکه قوه مجریه مستقل از مجلس است، تصریح کرد: وزارت علوم در حوزه اختیارات خود گزارشی از بورسیهها ارائه کرد و مجلس هم جداگانه میتواند وارد عمل شده و در مورد این موضوع تحقیق کند.

پس از عدم رأی اعتماد مجلس به جعفر میلیمنفرد، این فضا تشدید هم شد. انتصاب جعفر توفیقی- از متهمان فتنه- به عنوان سرپرست وزارت علوم و فضای روانی «معرفی شدن» یا «معرفی نشدن» توفیقی به عنوان وزیر پیشنهادی نیز از دیگر عوامل این تشدید بود. اما توفیقی، عبدالحسین فریدون یک عضو دانشگاهی خانواده فریدون (روحانی) که اتفاقاً در دولت سازندگی و اصلاحات صاحب پست ریاست دانشگاه سمنان بوده است را به سمت مشاور و مدیرکل دفتر وزارتی منصوب کرد تا هم از نیروی سابق خود بهرهای گرفته باشد و هم عضو دیگری از خانواده فریدون در منصبی مهم جای گیرد.

البته توفیقی معرفی نشد و رضا فرجی دانا هم پس از مدتی استیضاح و محمدعلی نجفی به عنوان سرپرست معرفی شد و حالا محمود نیلی احمدآبادی برای وزارت علوم به مجلس معرفی شده است ولی در این میان کسی که به نظر نمی رسد با این رفت و آمدها، جابجا شود، دکتر فریدون است.
دکتر فریدون و رئیس مرکز جذب اعضای هیات علمی
اگر چه حکم آبان ماه دکتر فرجی دانا برای دکتر عبدالحسین فریدون بعنوان رئیس مرکز جذب نشان از کنار گذاشتن آرام فریدون از جایگاه مدیرکل حوزه وزارتی داشت اما دکتر فریدون بلافاصله با خبرنگاران سخن گفت و اعلام کرد: "حکم قطعی ریاست این مرکز را نمیپذیرم" تا گمانه زنی ها برای این ایده که «دکتر فریدون وزیر در سایه وزارت علوم است» تقویت شود.

در واقع جعفر توفیقی سه مشاور به نام های آقایان دکتر صادقی، دکتر امی و دکتر فریدون انتخاب کرده بود. که عذر دو نفر آنها خواسته شد اما دکتر فریدون پابرجا ماند.
قدرت مانور وی در وزارت علوم به حدی است که گفته می شود حتی مسئول مستقیم دفتر وزیر را شخص فریدون انتخاب کرده است و نه وزیر. رسمی که از گذشته در وزارت علوم بوده که وزیر این وزارت همیشه یک یا دو نفر را بعنوان مسئول دفتر همراه خود به وزارت می آورد.

فریدون مسئول هماهنگی اعزام هیات های به اصطلاح ارزیاب به دانشگاه ها بود
اگر چه اعزام هیات ها ایده دکتر توفیقی بوده است اما بسیاری دکترفریدون را مجری این هیات ها و گزارش دهنده نهایی نتیجه اعزام این هیات ها می دانند.
آنچه در عمل از حضور هیئت ۳ نفره در دانشگاههایی نظیر چمران اهواز، بینالمللی قزوین، خواجه نصیر تهران و … مشاهده شده فقط تغییر روسای دانشگاهها آنهم با ایجاد محیطی پر تنش در دانشگاه ها بوده است!
این امر باعث شده کارنامه هیئتهای ۳ نفره اعزامی به دانشگاهها کارنامه درخشانی نباشد و دانشجویان و اساتید نسبت به عملکرد این هیئت دچار بیاعتمادی شده اند. دکتر فریدون که در انتخاب اعضای این هیات ها نقش اول را داشته است و حتی گفته می شود با امضا وی هیات ها تعیین می شده اند.
نتیجه اعزام چنین هیآت هایی عملا، نا آرام کردن جو دانشگاه ها، خیزش دانشجویان (غالباً دارای خط فکری خاص)، ربط دادن مشکلات کلان کشوری و مملکتی به مدیریت دانشگاه و حتی ایجاد نارضایتی کاذب علیه مدیریت و ریاست دانشگاه ها و نهایتاً سندی است عینی برای تصمیم تعویض رئیس دانشگاه بود.
یک نگاه بدبینانه هدف دیگر از اعزام بازرسان در دانشگاهها را، عوام فریبی و حرکتی صوری و نمایشی جهت نشان دادن همراهی دانشجویان و مچگیری و پرونده سازی علیه روسای قبلی دانشگاه ها می داند تا از این طریق بتواند عزل و نصب های مورد نظر انجام گیرد.
و این چنین بود که اساتید دانشگاه معترض و معتقد بودند که کاری که این گروه انجام می دهند، نمی تواند عملکرد یک مدیر را در دانشگاهی را مورد سنجش قرار دهد؛ زیرا کار علمی انجام نمی شود و حتما کاری نمایشی خواهد بود و که نتیجه کار اعزام این هیئت ها از پیش تعیین شده است.
این مسئله حتی در بیانیه های دانشجویان به این شکل نمود یافت: «هیئت های اعزامی وارد دانشگاه می شده اند و با تشکیل جلسات یک سویه با اعضای هیئت علمی، دانشجویان و کارکنان و از آن بالاتر با یک جناح خاص سیاسی، یک طرفه به قاضی می رفته اند و هر آنچه بر زبانشان جاری می شد نثار مدیران دانشگاه می کرده اند و بدون آن که صحت و سقم آن گفته ها بررسی شود ویا فرصتی برای دفاع وبیان حقایق به آنان داده شود مطالب را جمع بندی می کرده اند و ملاک داوری قرار می داده اند.»
گفته می شود پس از برگشت هیات به اصطلاح ارزیاب، گزارش کار تحویل مشاور آقای دکتر فریدون در امور دانشگاهها -دکتر محمد حسین صادقی عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس- می شده است.
صادقی تنها مسئولیت اجرایی اش در تمام دوران هیات علمی بودن، مدیرگروه ساخت و تولید آنهم در سال ۱۳۶۹ بوده است و اینک مسئول تنظیم گزارش نهایی بازرسان جهت تحویل به وزیر بوده است گزارشی که با نظر آقای دکتر فریدون توسط ایشان تنظیم و به وزیر تحویل داده می شد.

دکترفریدون رئیس کمیته انتصابات روسای دانشگاه ها
|
ردیف |
دانشگاه |
ریاست قبلی |
ریاست یا سرپرست فعلی |
تاریخ تغییر |
گرایش و سابقه ریاست فعلی |
|
۱ |
خواجهنصرالدین طوسی |
مجید قاسمی |
علی خاکی صدیق |
۲۰ آبان ۹۲ |
اصلاحطلب |
|
۲ |
پیام نور |
حسن زیاری |
ابوالفضل فرهانی |
۲۰ آذر ۹۲ |
|
|
۳ |
اصفهان |
محمدحسین رامشت |
هوشنگ طالبی حبیبآبادی |
۲۰ آذر ۹۲ |
اصلاحطلب، ریاست ۸ ساله در دوران اصلاحات، تغییر تمامی معاونتهای دانشگاه و انتصاب معاونان اصلاحطلب، وی در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح و با آن مخالفت شد |
|
۴ |
گیلان |
عبدالله حاتمزاده |
احمد رضی |
۲۰ آذر ۹۲ |
عضو انجمن اسلامی اساتید دانشگاه گیلان، از عناصر فعال و شاخص در تجمعات فتنه ۸۸ در گیلان |
|
۵ |
فردوسی مشهد |
علیرضا عاشوری |
محمد کافی |
۷ دی ۹۲ |
اصلاحطلب |
|
۶ |
تفرش |
احمدرضا ربانی |
محمدقاسم سحاب |
۹ دی ۹۲ |
اصلاحطلب |
|
۷ |
ارومیه |
حسن صدقیگنجی |
رحیم حبنقی |
۱۸ دی ۹۲ |
از خانوادههای سرشناس ارومیه، انتصاب معاونان اصلاحطلب |
|
۸ |
صنعتی جندیشاپور |
علیمحمد آخوندعلی |
محمدرضا عصاری |
۱۸ دی ۹۲ |
اصلاحطلب که از دانشجویان غیرهمسو و حامی فتنه حمایت میکند |
|
۹ |
شهید باهنر کرمان |
نصرالله گرامی |
محمدجواد فدایی فتحآبادی |
۲۱ دی ۹۲ |
معاون اجرایی استانداری در دولت اصلاحات، عدم نگاه سیاسی به امور جاری دانشگاه |
|
۱۰ |
گلستان |
عباس قرباین |
فرهاد یغمایی |
۲۲ دی ۹۲ |
اصلاحطلب میانهرو |
|
۱۱ |
علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان |
رامین رحمانی |
علی نجفنژاد |
۲۲ دی ۹۲ |
اصلاحطلب میانهرو |
|
۱۲ |
بینالمللی امام خمینی قزوین |
عبدالعلی آلبویه |
سید ابوالحسن نائینی |
۲۳ دی ۹۲ |
اصلاحطلب میانهرو، شنیده شده اغلب انتصابات وی تحت تأثیر آقای ب س (معاون فرهنگی یکی از دانشگاه های البرز، اصلاحطلب تندرو، فعال در فتنه ۸۸) است |
|
۱۳ |
اراک |
رضا صادقی سرابی |
سعید حمیدی |
۲۳ دی ۹۲ |
اصلاحطلب |
|
۱۴ |
تبریز |
پرویز آژیده |
محمدرضا پورمحمدی |
۲۵ دی ۹۲ |
رئیس دانشگاه در زمان دولت خاتمی، فعالیت مشخصی در مسائل سیاسی ندارد |
|
۱۵ |
شیراز |
محمد مؤذنی |
مجدی ارشاد لنگرودی |
۲۵ دی ۹۲ |
اصلاحطلب، ریاست دانشگاه شیراز در دوران اصلاحات، کاملاً تحت تأثیر ص (از مسئولان دانشگاه) که سابقه حضور در فتنه را دارد |
|
۱۶ |
یزد |
سیدعلی محمد میرمحمدی |
محمد صالح اولیاء |
۲۵ دی ۹۲ |
اصلاحطلب تندرو، مدرک دکترا از کشور انگلیس، حمایت از دانشجویان اصلاحطلب افراطی، برادر وی نماینده استان یزد در مجلس بوده که دارای گرایش اصلاحطلبی است. |
|
|
|
|
|
|
|
|
۱۷ |
دانشگاه خوارزمی |
زهرا حجازیزاده |
محمدعلی سبحانالهی |
۲۸ دی ۹۲ |
اصلاحطلب، استادار آذربایجان شرقی در زمان دولت اصلاحات، پیگیری شدید در خصوص تأسیس انجمن اسلامی با گرایش تند اصلاحطلبی- وی در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح و رأی نیاورد. |
|
۱۸ |
دانشگاه تحصیلات تکمیلی زنجان |
رسول خدابخش |
حمیدرضا محمدی خالصیفرد |
۱۳ بهمن ۹۲ |
اصلاحطلب از شاگردان ثبوتی رئیس اسبق دانشگاه |
|
۱۹ |
دانشگاه صنعتی بابل |
عسگر جانعلیزاده |
جواد واثقی امیری |
۱۳بهمن۹۲ |
اصلاحطلب |
|
۲۰ |
دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری |
کریم سلیمانی |
محمدعلی بهمنیار |
۱۹ بهمن ۹۲ |
اعتدالگرا |
|
۲۱ |
دانشگاه مراغه |
محمدزاد شکویان |
صالح شهابیوند |
۲۸ بهمن ۹۲ |
اصلاحطلب و از اعضای حزب منحله مشارکت |
|
۲۲ |
دانشگاه تهران |
فرهاد رهبر |
محمودنیلیاحمدآبادی |
خرداد۹۳ |
اصلاحطلب فعال در فتنه ۸۸ |
|
۲۳ |
دانشگاه فنی و حرفهای |
سهراب رضایی |
مسعود شفیعی |
۲۹ بهمن ۹۲ |
دوست و حامی دکتر میلی منفرد و مشاور ارشد وی در زمان معرفی دکتر میلی به مجلس شورای اسلامی جهت تصدی وزارت علوم |
|
۲۴ |
دانشگاه کاشان |
عباس کتابی |
عباس زراعت |
۱۷ اسفند ۹۲ |
اصلاحطلب |
|
۲۵ |
دانشگاه صنعتی شیراز |
شاهرخ جم |
جلیل مقدسی |
۲۰ اسفند ۹۲ |
اصلاحطلب معتدل رئیس دانشگاه از سال ۸۳ تا ۸۹ دکترای شیمی از دانشگاه شیراز |
|
۲۶ |
دانشگاه شاهرود |
علی مرادزاده |
محمدمهدی فاتح |
۲۱ اسفند ۹۲ |
فارغالتحصیل از انگلیس، از امضا کنندگان نامه حمایت از موسوی و برادر ابوالفضل فاتح از اعضای اصلی ستاد موسوی |
|
۲۷ |
دانشگاه بجنورد |
محسن طالبزاده |
احمد محقر |
۲۴ اسفند ۹۲ |
اصلاحطلب نماینده سابق بجنورد در مجلس ششم دارای دکترای علوم سیاسی و عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد |
|
۲۸ |
دانشگاه علوم کشاورزی ومنابع طبیعی خوزستان |
عبدالله میرمعزی |
عطاءالله سیادت |
۲۴ اسفند ۹۲ |
از اعضای فعال در فتنه ۸۸ حضور در راهپیماییهای غیرقانونی سال ۸۸ انتشار تصویر وی در رسانه ها به عنوان حامی شاخص فتنه |
|
۲۹ |
دانشگاه بیرجند |
محمدرضامیری |
خلیل خلیلی |
۲۷اسفند ۹۲ |
اعتدالگرا |
|
۳۰ |
دانشگاه صنعتی بیرجند |
احمد امیرآبادی زاده |
خلیل خلیلی |
۲۸ اسفند ۹۲ |
اعتدالگرا |
|
۳۱ |
دانشگاه شهید چمران اهواز |
حسن مروتی |
محمد رعایابی اردکانی |
۲۸اسفند۹۲ |
از فعالان فتنه ۸۸ حضور و دستگیری در راهپیماییهای سال ۸۸، دارا بودن پرونده محکومیتی در رابطه با فتنه ۸۸ |
|
۳۲ |
دانشگاه مازندران |
احمداحمدپور |
فخرالدین اصغری |
۱۶ فروردین ۹۳ |
روحانی و فعال در فتنه ۸۸، بعد از فتنه ۸۸ به همراه پسر خود به کانادا سفر کرده و پسر وی تا کنون به ایران بازنگشسته است |
|
۳۳ |
دانشگاه رازی کرمانشاه |
محمدمهدی خدایی |
محمدابراهیم اعلمی آل آقا |
۱۷ فروردین ۹۳ |
دکترای مکانیک از انگلیس، اصلاحطلب میانهرو |
|
۳۴ |
دانشگاه فسا |
حسین شاهسوند حسنی |
محمدمهدی مقیمی |
۱۷ فروردین ۹۳ |
دارای گرایش اصلاحطلبی، تغییر تمامی مسئولان معاونتهای دانشگاه و انتصاب افراد با گرایش اصلاحاتی |
|
۳۵ |
دانشگاه ایلام |
طاهر علیمحمدی |
رضا صحرایی |
۲۳ فروردین ۹۳ |
اصلاحطلب رئیس ستاد انتخاباتی خاتمی، معین، موسوی و عارف در استان |
|
۳۶ |
دانشگاه بزرگمهر قائنات |
محمود عبادیان |
محمدحسین شفیعی |
۲۴ فروردین ۹۳ |
اعتدالگرا دارای مدرک دکترای مکانیک از انگلیس |
|
۳۷ |
دولتی یاسوج |
|
شاهپور رمضانی |
|
با سابقه ای پرابهام در فتنه 88 و انتصاب برخی جملات تامل برانگیز به وی |
|
۳۸ |
دانشگاه محقق اردبیلی |
مسعود گنجی |
گودرز صادقی هشجین |
۲۴ فروردین ۹۳ |
اصلاحطلب رئیس دانشگاه ارومیه در زمان اصلاحات |
|
۳۹ |
دانشگاه گنبد کاووس |
علی ستاریان |
حسین گلچینی |
۳۱ فروردین ۹۳ |
از رزمندگان دفاع مقدس دارای دکترای فلسفه |
|
۴۰ |
دانشگاه بناب |
قربانعلی حقیقتدوست |
مجتبی عباسیان |
۳۱ فروردین ۹۳ |
اعتدالگرا |
عامل افشای اسامی بورسیه ها چه کسی است؟
این سوالی است که تا کنون پاسخی به آن داده نشده است! علی غ فردی بود که اسامی بورسیه ها را رسانه ای ساخت. علی غ کیست؟ و چه کسی اسناد داخلی وزارت علوم را به وی داد؟ وی نه کارمند وزارت است و نه هیات علمی! آیا مشاور وزیر و مدیرکل روابط عمومی واسطه ارتباط این فرد با آقای دکتر فریدون بوده است؟
عملکرد فریدون در خصوص بورسیه ها آنجایی تامل برانگیز است که وی نامه بورسیه دو تن از فرزندان مقامات وزارت علوم (معاون دانشجویی وزیر و رئیس مرکز جذب اعضای هیات علمی) را امضاء کرده است!

دکتر فریدون و معاونین وزارت علوم
در کدام وزارتخانه معاون برای دیدن وزیر باید از مدیرکل اجازه بگیرد؟ در کدام وزارتخانه مدیرکل به معاون دستور می دهد؟ برخی مدعی اند وزارت علوم تنها جاییست که این امور ساری و جاری است.
دکتر فریدون هم مدیرکل حراست، هم مدیرکل بازرسی و هم رئیس تخلفات وزارت و هم معاون پارلمانی؟
عملکرد جناب آقای دکتر فریدون در وزارت علوم به نحوی بوده که عملا این سه بخش نظارتی وزارت علوم در اختیار ایشان است و از طرفی دکتر فریدون وظیفه معاون پارلمانی را هم انجام می دهد و نمایندگان مجلس بیشتر با وی جلسه می گذارند.
دکتر فریدون معتقد است حراست ها باعث امنیتی شدن دانشگاه شده است بنابراین بایستی نقش آنها کمرنگ شود و تلاش نموده تا در مراحل اولیه انتصابات، انتصابات بدون نظر حراست صورت بگیرد که در خصوص انتصاب معاونین وزیر و برخی روسای دانشگاهها این مخالفت بطور مکتوب اعلام شد.

دکتر فریدون مسئول و علاقمند به جلسه تودیع و معارفه روسای قدیم و جدید دانشگاهها .
آمار حضور وی در جلسات تودیع و معارفه نشان می دهد که وی تاکنون از مجموع حدود ۷۰ رئیس دانشگاه برکنار شده جلسه تودیع و معارفه نزدیک به ۸۰ درصد آنها را انجام داده است.

مراسم تودیع و معارفه رئیس دانشگاه دامغان, تربیت مدرس، دانشگاه پیام نور، دانشگاه لرستان، دانشگاه ارومیه، بجنورد، گیلان، مازندران، دانشگاه فنی و حرفه ای، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) دانشگاه حکیم سبزواری، دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی و ... تنها تعدادی از این دانشگاهها بوده است .
وی در تمامی جلسات عزل و نصب ها مدعی است که فرد انتخاب شده از مقبولیت اکثریت اعضای هیات علمی برخوردار بوده است و نگاه سیاسی دخیل در این انتخاب نبوده. دکتر فریدون و مدیریت ۱۴ ساله ایشان در دانشگاه سمنان و نحوه برکناری دکتر علی خیرالدین رئیس دانشگاه توسط وی:
دکتر فریدون پرسابقه ترین رئیس دانشگاه کشور یعنی ۱۴ سال رئیس دانشگاه بوده است و در حال حاضر معتقد است عمر مدیریت دانشگاهها نباید بیش از ۴ سال باشد. نهایت اینکه فضای دانشگاه بجایی رسید که رئیس دانشگاه استعفای خود را به وزیر مکتوب اعلام کرد و معاون سابق دکتر فریدون در دانشگاه سمنان بعنوان رئیس دانشگاه منصوب شد.
یک آمار جالب از مدرک تحصیلی روسای دانشگاه ها حکایت از این دارد که حدود ۱۰ رئیس دانشگاه مدرک تحصیلی شان مکانیک یعنی هم رشته ای با دکتر فریدون است.
دکتر فریدون رئیس کمیسیون دائمی هیات امناء دانشگاه های خراسان جنوبی و زابل
دکتر فریدون در پاسخ به این سؤال خبرنگاران که این روزها با حجم بالای کاری در پستهای مدیرکل وزارتی وزارت علوم، سرپرستی مرکز جذب اعضای هیئت علمی و عضویت در هیئت امنای مستقل دانشگاههای استان خراسان جنوبی چه می کند، گفت: بنده معاون دفتر وزارتی و سرپرست مرکز جذب هیئت علمی هستم و خبری از حکم سوم مبنی بر عضویت در هیئت امنای مستقل دانشگاههای استان خراسان جنوبی ندارم!


به گزارش صدای دانشجو مراسم تودیع و معارفه مسئول سابق و جدید بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی همدان دیروز با حضور معاون تحلیل و بررسی سازمان بسیج دانشجویی کشور، مسئول دانشجویی استان همدان، ریاست دانشگاه و مسول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه و نیز برخی اساتید و کارکنان و جمعی عظیمی از بسیجیان دانشجو برگزار شد.
در این مراسم طیب فریادرس، مسئول بسیج دانشجویی همدان با بیان اینکه دو جریان سکولار بنیامیه و متحجر در زمان امام حسین(ع) در برابر راه ایشان قد علم کرده بودند، اظهار کرد: حضرت اباعبدالله الحسین(ع) با قیام خود راه روشنی در قلوب شیعیان و فکر آنان ایجاد کرده است.
وی با اشاره به اینکه در آیندهای نزدیک موج بلندتری از بیداری اسلامی را با عمقی به مراتب بیشتر از گذشته شاهد خواهیم بود، خاطرنشان کرد: بسیجیان خود را داعیهداران راه سربازان امام در جریان مقابله با جنگ نرم میدانند و و هدف آنان پاسداری از ارزشهای اسلام و انقلاب در دانشگاه است.
فریادرس با بیان اینکه بسیج در هر عرصهای که نیاز باشد، ورود پیدا خواهد کرد، گفت: بسیج در عرصه علم و فناوری، فرهنگ و سایر حوزههای حیاتی ورود پیدا کرده و باید بهترین نقش خود را ایفا کند.
مسئول سازمان بسیج دانشجویی همدان با تأکید بر اینکه در حوزه فرهنگی وظیفه بزرگی بر دوش بسیج است، اظهار کرد: بسیج با هیچ جناح سیاسی عقد اخوت نبسته و تنها حافظ ارزشهای اسلامی در کشور و همچنین دانشگاهها است.
وی با اشاره به اینکه بسیج از هر فکر سیاسی که از ارزشهای اسلامی دفاع کند، به همان میزان دفاع خواهد کرد، افزود: اگر هر فکری در مقابل ارزشهای اسلامی بایستد، بسیج محکم در مقابل آن صفآرایی خواهد کرد.
در حال حاضر شاهد تشکیل برخی تشکلهای غیر قانونی هستیم
فریادرس با تأکید بر اینکه بسیج هر تشکلی را که در چارچوب قانون فعالیت کند را خواهد پذیرفت، ادامه داد: فعالیت تشکلها باید قانونی و شفاف باشد که متأسفانه در حال حاضر شاهد تشکیل برخی تشکلهای غیر قانونی هستیم.
این مسئول در پایان حساسیت بسیجیان دانشگاه صنعتی را به خاطر مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه ستود و بسیج دانشگاه صنعتی را یکی از حوزههای فعال بسیج دانشجویی اعلام کرد.
در ادامه محمود نیلی، رئیس دانشگاه صنعتی همدان اینکه بسیج را نمیتوان تنها در قالب عضویت چند نفر خلاصه کرد، اظهار کرد: یکی از رازهای پیروزی و ماندگاری انقلاب اسلامی عنصر بسیج بود که از راهبردهای اصلی انقلاب است.
وی با بیان اینکه دوران دانشجویی از حساسترین دوران زندگی افراد به حساب میآید، ادامه داد: دانشگاه خمیرمایه افراد را شکل داده و بسیار از مسائل را در ذهن دانشجویان نهادینه میکند.
نیلی با تأکید بر اینکه دقت و مطالعه بر روی آثار شهید مطهری میتواند تأثیرات مثبتی بر دانشجو داشته باشد، خاطرنشان کرد: اگر مشکلی توسط افرادی بروز کند با ریشهیابی متوجه میشویم که در دوران دانشجویی به خوبی خمیرمایه وی شکل نگرفته است.
رئیس دانشگاه صنعتی همدان با اشاره به اینکه دانشگاه صنعتی در کسب و کار، فناوری و فضای آینده کشور و منطقه تأثیرگذار است، گفت: تلاش دائمی برای ساختن خود، حسن خلق و جاذبههای حداکثری برای جذب سایر دانشجویان میتواند سرمنشأ اتفاقات مثبتی باشد که دانشگاه را به سرمنزل مقصود برساند.
نیلی با بیان اینکه امام خمینی(ره) رسالتی بزرگ و جهانی برای بسیج ترسیم کردند، اظهار کرد: رسالت بسیج به گفته امام راحل و عظیمالشأن، به اهتزاز درآوردن پرچم لا الله الا الله در قلل جهان است.
وی با تأکید بر اینکه انجام این رسالت بزرگ در دو بعد قابل پیگیری است، افزود: کادرسازی و ساختارسازی دو بعدی است که حضرت رسول اکرم(ص) نیز در زمان انقلاب بزرگ خود در صدر اسلام به کار بستند و امام(ره) نیز برای پیروزی انقلاب این شیوه را به کار گرفتند.
در ادامه این برنامه ریحانی، معاون تحلیل و بررسی سازمان بسیج دانشجویی کشور با اشاره به اینکه دانشگاه بستر اصلی کادرسازی در کنار حوزههای علمیه است، تصریح کرد: تشکیل بسیج دانشجویی به گفته معمار کبیر انقلاب از لازمههای تاریخی در جامعه اسلامی است، هر چند در آن زمان که امام آن فرمان را صادر کردند، تشکلهای دیگری نیز بودند.
نباید اجازه داد که ایادی شرق و غرب در داخل دانشگاهها فعالیت کنند
وی با بیان اینکه امام خمینی(ره) برای پاسداری از شعار غیر قابل تغییر "نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی" در دانشگاهها دستور به تشکیل بسیج دانشجویی دادند، ادامه داد: نباید اجازه داد که ایادی شرق و غرب در داخل دانشگاهها فعالیت کنند.
ریحانی خاطرنشان کرد: بسیج در دانشگاه پاسدار حریمی است که قرار است در آن کادر متعهد برای انقلاب اسلامی تربیت شود.
معاون تحلیل و بررسی سازمان بسیج دانشجویی با اشاره به فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه بسیج یک مزرعه بیحصار است که همه میتوانند در آن باشند، گفت: کسانی در بستر بسیج رشد میکنند و تأثیرگذار هستند و در گفتمان انقلاب اسلامی اهل هزینه دادن هستند.
ریحانی با تأکید بر اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی بسیج را به عنوان عضو اصلی شورای فرهنگی دانشگاه در نظر گرفته است، اظهار کرد: این نگاه نشان از وظیفه و رسالت سنگین بسیج است.
وی با بیان اینکه بسیج و مسئولان دانشگاه باید در کنار یکدیگر بوده و به یکدیگر کمک کنند، تصریح کرد: مبانی اصل که امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب تأکید دارند را با کمک و یاری یکدیگر دنبال کنیم.
حجتالاسلام حمیدرضا قربانیمبین، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه صنعتی همدان نیز در این مراسم گفت: سیدالشهدا(ع) الگوی پایداری برای جامعه بشریت است که راه درست را به انسان نشان میدهد.
وی با تأکید بر اینکه راه درست، ایثار، جهاد و شهادت است، اظهار کرد: با نام امام حسین(ع) دلها متحول میشود چراکه جان خود و خانوادهاش را فدا کرد تا دین اسلام و نام رسولالله(ص) زنده بماند.
لازم به ذکر است، در این مراسم سید شهابالدین موسوی به عنوان مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی همدان معرفی و از خدمات آرش قربانی، مسئول سابق تقدیر شد.
