
به گزارش صداي دانشجو مهدی دواتگری نماینده مردم مراغه در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیته تعیین مصادیق بورسیهها در گفتوگو با فارس، در رابطه با اعلام نتایج مصادیق بورسیههای سالهای گذشته، گفت: بررسی بورسیهها با چند مشکل در قانون رو به رو است که به همین دلیل با تاخیر مواجه شده و نمیتوانیم به زودی نتایج را اعلام کنیم.
وی با بیان اینکه تا رفع ابهامات قانونی، ادامه روند بررسی ممکن نیست، اظهار داشت: 10 درصد از پروندهها بررسی شده ولی قبل از تداوم بررسیها باید تکلیف ابهامات قانونی مشخص شود.
دواتگری گفت: در قانون مطرح شده است که به منظور کمک به رفع نیاز کشور در برخورداری از نیروی انسانی متعهد و توانمند و شناخت نوآوریهای علمی دنیا و آشنایی با آخرین پیشرفتهای علمی کشورهای دیگر، وزارت علوم میتواند دانشجویان برتر را بورسیه کند.
وی افزود: اعزام دانشجویان به خارج نیز باید بر اساس آزمون و سوابق مطالعاتی صورت گیرد که در مدت مورد بررسی آزمون برگزار نشده است و احکام بورسیه بر اساس معرفینامهها صادر شده است بنابراین امکان عدم صلاحیت علمی بورسیهها هم وجود دارد.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی گفت: برخی مدعی هستند که در آن زمان آزمون شفاهی برگزار شده است ولی در بعضی پروندهها سوابقی مبتنی بر آزمون شفاهی هم وجود ندارد.
وی افزود: این ابهامات قانونی باید برطرف شود تا ما بتوانیم ادامه پروندهها را بررسی کنیم زیرا تا زمانی که ابهامات برطرف نشود تداوم بررسیها با اشکال مواجه میشود.
دواتگری در رابطه با اینکه سرپرست وزارت علوم از بررسی اولیه بورسیهها و قانونی بودن 2100 بورسیه بررسی شده خبر داده است، گفت: کمیته تعیین مصادیق بورسیه باید نتایج بررسیها را اعلام کند و وزارت علوم نمیتواند آماری در این زمینه ارائه دهد، بر اساس اعلام ما 350 پرونده مورد بررسی قرار گرفته است و بررسی بقیه پروندهها نیز مستلزم رفع ابهامات قانونی است.

به گزارش صداي دانشجو به نقل از مرکز حوزه ریاست و روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی، جلسه شورای دانشگاه آزاد به ریاست حمید میرزاده رئیس دانشگاه آزاد با حضور اکثریت اعضای این شورا برگزار شد. در این جلسه بازنگری برنامه راهبردی پنج ساله اول حوزه معاونت فرهنگی و اجتماعی بررسی شد.
* باید سند ابلاغی رهبر معظم انقلاب در زمینه توسعه علم و فناوری را سرلوحه کار خود قرار دهیم
در ابتدای این جلسه میرزاده با اشاره به دو سند ابلاغی رهبر معظم انقلاب در یک ماه گذشته در زمینه توسعه علم و فناوری در کشور، گفت: دانشگاه آزاد اسلامی با توجه به اینکه بیش از 40 درصد بار آموزش عالی کشور را به دوش میکشد، مخاطب پیام مقام معظم رهبری در سند علم و فناوری است و ما باید در تمامی سطوح این دو سند را سرلوحه فعالیتهای خود قرار دهیم.
رئیس دانشگاه آزاد افزود: رسیدن به اهدافی مانند قطب علمی جهان اسلام شدن تا 1404 و تحقق 50 درصد از درآمدهای کشور از طریق فعالیتهای دانش محور از جمله تاکیدات رهبر معظم انقلاب در سند توسعه علم و فنآوری کشور است که مسئولیت سنگینی را بر روی دانشگاههای کشور به طور عام و دانشگاه آزاد اسلامی به طور خاص میگذارد.
* تاکیدات مقام معظم رهبری بر تداوم رشد علمی، گواه درستی حرکت دانشگاه آزاد در زمینه توسعه تحصیلات تکمیلی است
رئیس دانشگاه آزاد با بیان اینکه تاکیدات رهبر معظم انقلاب بر تداوم رشد علمی کشور در جریان معرفی اعضای جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی گواه درستی حرکت دانشگاه آزاد اسلامی در زمینه توسعه تحصیلات تکمیلی است، گفت: رشد علمی در کشور با کاردانی و کارشناسی ایجاد نمیشود و توسعه تحصیلات تکمیلی نیاز دانشگاه آزاد اسلامی و به تبع آن کشور است.
* توسعه تحصیلات تکمیلی در کشور یک ضرورت اجتنابناپذیر است
رئیس دانشگاه آزاد تاکید کرد: باید به کسانی که با دانشگاه آزاد اسلامی زاویه دارند و به آن هجمه وارد میکنند، نشان دهیم که توسعه تحصیلات تکمیلی در کشور یک ضرورت اجتنابناپذیر است و تولید علم از ملزومات آن است.
وی با تاکید بر حرکت دانشگاه آزاد اسلامی برای توسعه تحصیلات تکمیلی، اظهار داشت: تاکید رهبر معظم انقلاب در جریان معرفی اعضای جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تداوم رشد علمی کشور به خوبی درستی حرکت دانشگاه آزاد اسلامی را در توسعه تحصیلات تکمیلی اثبات کرد.
میرزاده یادآور شد: تعداد دانشجویان موجود با احتساب دانشجویان ورودیهای جدید در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاه آزاد تا پایان سال 93 از همه دانشگاههای ایران بیشتر خواهد بود و این موجب افتخار ما است که پرچمدار رشد شتابان علمی در کشور باشیم.
* باید به ازای هر هیات علمی بیش از یک تولید علمی داشته باشیم
وی تاکید کرد: باید به ازای هر هیات علمی بیش از یک تولید علمی داشته باشیم و من امیدوارم که به موازات مشارکت دانشگاه در تولید علم، تولید ثروت از آن نیز افزایش یابد.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی با بیان اینکه اکثر واحدهای دانشگاهی این دانشگاه در حال برنامهریزی برای راهاندازی مراکز رشد، شرکتهای دانش بنیان و پارکهای علم و فناوری هستند، گفت: بنای ما این است که با همکاری معاونت عمرانی دانشگاه 33 پارک علم و فناوری را در 31 استان ایجاد کنیم و مراکز رشد دانشگاه نیز از 48 مرکز به 150 مرکز برسد.
میرزاده اظهار امیدواری کرد که تعداد واحدهای فناور دانشگاه آزاد اسلامی نیز تا سال 96 به 800 واحد برسد.
وی با بیان اینکه حرکت دانشگاه آزاد اسلامی باید صورت همزمان و موازی در دو بخش توسعه تحصیلات و افزایش شرکتهای دانش بنیان ادامه یابد، تاکید کرد: توسعه تحصیلات تکمیلی با حفظ شاخصهای کیفی و افزایش شرکتهای دانش بنیان و حرکت در مسیر تولید علم به ثروت دو هدف عمده دانشگاه آزاد اسلامی است که باید به صورت همزمان و موازی تداوم داشته باشد.
در ادامه این جلسه طه هاشمی بازنگری برنامه راهبردی 5 ساله اول حوزه معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه را مورد بحث و بررسی قرار داد و در خصوص چشم انداز دانشگاه، اهداف راهبردی 8 محور برنامه ریزی شده، اصلاح ساختار سازمانی و... مطالبی را مطرح کرد.

به گزارش صداي دانشجو به نقل از فارس، جعفر مهراد سرپرست ISC گفت: در رتبهبندی تایمز هیچ یک از دانشگاههای مالزی در بین 400 دانشگاه ممتاز جهان قرار ندارد. آنچه بیشتر موجب نگرانی شده است تصمیم دانشگاه مالایا (UM) و دانشگاه کبانگاسان مالزی (UKM) است که تصمیم گرفتهاند از شرکت در این رتبهبندی خودداری کنند. این دو دانشگاه بر این باورند که رتبهبندی تایمز ارتباط کمتری با اهداف و ماموریتهای این دو دانشگاه دارد.
رئیس مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری افزود: دانشگاه مالایا و دانشگاه کبانگاسان مالزی در رتبهبندی QS جزو دانشگاههای ممتاز محسوب میشوند و این دو دانشگاه معتقدند که رتبهبندی QS تصویر درستتری از عملکرد این دو دانشگاه ارائه میدهد.
مهراد تصریح کرد: تصمیم دانشگاههای مالایا و کبانگاسان در پذیرش QS و رد رتبهبندی تایمز مسئله را پیچیدهتر کرده و به نظر میرسد تصمیمی که این دو دانشگاه اتخاذ کردهاند، به دور از واقعیتهای علمی است. در سالهای گذشته دانشگاه مالایا در رتبهبندی تایمز جزو دانشگاههای تراز اول جهان بود، اما در حال حاضر که رتبه این دانشگاه سقوط کرده است، دانشگاه مالایا تصمیم گرفته است که از شرکت در این رتبهبندی خودداری کند.
وی ادامه داد: انتقادهای چندی بر دانشگاههای مالزی از نظر حضور ضعیف در رتبهبندیهای بینالمللی وارد است. دانشگاههای مالزی پیوسته خود را با سنگاپور مقایسه میکنند که در اینجا دانشگاه ملی سنگاپور در فهرست رتبهبندی تایمز در سال 2015-2014 حائز رتبه 25 و دانشگاه فنی ناینانگ در جایگاه 61 قرار دارد.
وی گفت: چند دانشگاه دیگر نیز در آسیای شرقی رتبه بالاتری را به خود اختصاص دادهاند که دانشگاه توکیو با رتبه 23 از آن جمله است.
سرپرست ISC خاطرنشان کرد: در آسیای جنوب غربی نیز دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه صنعتی اصفهان نمونههای دیگری هستند که جزو 400 دانشگاه ممتاز در رتبهبندی تایمز در سال 2015 – 2014 به حساب میآیند.
وی افزود: آنچه در این مباحث حائز اهمیت است، آن است که دانشگاهها باید از روششناسی رتبهبندیها اطلاعات کامل داشته و با معیارها و شاخصهای رتبهبندی آشنا باشند.
وی ادامه داد: موسسات آموزش عالی که مورد تائید جوامع علمی هستند، دانشگاههایی هستند که در راس جدول رتبهبندیهای دانشگاهی قرار دارند.
مهراد اظهار داشت: دیدگاهها درباره نظامهای رتبهبندی دانشگاهی متفاوت است. میدانیم که حتی در تعدادی از کشورها صدها دانشگاه کوچک فعالیت میکنند که اسامی این دانشگاهها در نظامهای رتبهبندی بینالمللی وجود ندارد. اما، همین دانشگاهها مایل نیستند که اسامی آنها در نظامهای رتبهبندی اعلام شود. این دانشگاهها تنها بر اساس ماموریت و اهدافی که دارند، فعالیت میکنند.
وی گفت: برای این موسسات رتبهبندیهای جهانی ربط کمتری دارد. هر نوع تلاش برای قرار گرفتن اسامی این دانشگاههای کوچک در فهرست نظامهای رتبهبندی دانشگاهی انحراف از ماموریتهایی خواهد بود که این دانشگاهها برای فعالیت های خود متعهد هستند.
سرپرست ISC تصریح کرد: انستیتو فناوریهای هند در هندوستان گواه بیشتری را نسبت به محدودیتهای نظامهای رتبهبندی جهانی ارائه میدهند. این انستیتوها با ارائه آموزشهای با کیفیت به ویژه در حیطههای علوم، مهندسی و فناوری در زمره موسسات آموزش عالی برتر قرار دارند.
مهراد گفت: این در شرایطی است که موسسات فناوری مزبور در نظامهای رتبهبندی بینالمللی موفقیت چشمگیری ندارند و تنها انستیتو فناوری بمبئی و انستیتو فناوری رورکی در سال 2014 در بین 400 دانشگاه ممتاز جهان حضور دارند.
وی خاطرنشان کرد: ارائه نمونههای بالا دلالت بر این دارد جامعه علمی و دانشگاهها به نظامهای رتبهبندی به گونهای متفاوت مینگرند. به اعتقاد من ارزیابی امری ضروری است و به ویژه در مورد دانشگاههای دولتی باید انجام گیرد.
وی تاکید کرد: چنانچه دانشگاهها کیفیت و برتری را در برنامههای خود معمول کنند، رتبهبندیها به طور طبیعی این دانشگاهها را در جدول رتبهبندیها قرار خواهند داد. دانشگاههای با کیفیت از آن جهت در فهرست جداول رتبهبندی قرار دارند که خود دانشگاهها ممتاز محسوب میشوند.

اين را فقط ما نميگوييم، سه سالن كه رسماً تنها يك سالنش را ميتوان آن هم با ارفاق البته قابل قبول دانست ميگويد، اين را كساني كه در اين راه چند پيراهن پاره كردهاند ميگويند، به بهانه حال ناخوش سينما سراغ كساني رفته ایم که در این وادی چند پیراهن بیشتر پاره کرده اند.
تا وقتي نياز اجتماعي به فيلم ديدن نباشد يك سالن سينما هم براي همدان كفايت ميكند
به گزارش نافع، بابك رضاپور در این باره اظهار داشت: در حال حاضر تعداد سينماهاي فعال در همدان زياد نيست كه از آن هم به دليل نبود مخاطب استقبال نميشود.
اين منتقد و فيلمساز همداني با بيان اينكه اگر نياز اجتماعي به فيلم ديدن وجود داشته باشد سالن هم ساخته ميشود، ادامه داد: زماني بود كه ايرانيها به طور متوسط هر 3 ماه يك بار به سينما ميرفتند كه اين روند به مرور تنزل پيدا كرد به طوري كه كه اكنون به 7-8 سال يكبار رسيده است كه اين رقم، براي صنعت سينما رقم مناسبي نيست.
وي گفت: صنعت سينما وقتي ميتواند پايدار باشد كه مراجعهكننده به گيشه وجود داشته باشد، يعني مخاطب بليت بخرد، سالن سينما را اشغال كند و سانس بعد مجدداً همان صندلي به شخص ديگري واگذار شود، وقتي كه اين چرخه وجود ندارد وجود يك سالن سينما براي شهر يك ميليون نفري مثل همدان كفايت ميكند.
مخاطبان با سینما قهرند / مردم دغدغههاي خود را روي پرده نميبينند
اين هنرمند با اشاره به بحران متن در فيلمهاي كوتاه و بلند استان افزود: در حال حاضر متنهايي كه نوشته ميشود يا ارتباطي با نيازهاي اجتماعي مخاطبان ندارد يا درباره موضوعاتي صحبت ميكند كه جزء اولويتهاي مخاطبان نيست.
پيشكسوت صدا و سيماي همدان افزود: وقتي مخاطب دغدغههاي خود را بر پرده سينما نبيند طبيعي ست كه رغبتي براي فيلم ديدن نداشته باشد.
مدير سابق انجمن سينماي جوان همدان گفت: با تغييرات فرهنگي انجام شده، تلويزيون به عنوان يك رسانه دائمي در منازل و وجود شبكههاي خارجي رقيب عرصه را لحظه به لحظه بر سينما تنگ تر ميكند با اين حال باز هم مشكل اصلي بيرونقي سينما همان قهر مخاطب با سينما است.
اگر كسي منتظر است برايش فرش قرمز پهن كنند تا فيلمساز شود اين اتفاق نخواهد افتاد
رضاپور با كمرنگ دانستن نقش شرايط محيطي در موفقيت هنرجويان افزود: اگر كسي اراده فيلمساز شدن داشته باشد اين اتفاق از راههاي مختلف براي او خواهد افتاد.
وي با بيان اينكه در عالم سينما، پيشرفت منوط به اراده فرد است، افزود: اگر كسي منتظر است كه فرش قرمز برايش بيندازند و بعد او فيلمساز شود مطمئن باشد اين اتفاق نخواهد افتاد.
بابك رضاپور گفت: در فيلم كوتاه وضعيت بد نيست، حجم توليدات خوب است ولي كيفيت همچنان مسأله است، هنرجويان بايد فيلمها را در حدي توليد كنند كه در جشنوارههاي خارجي و داخلي حرفي براي زدن داشته باشند.
وي در خصوص توليدات بلند استان هم افزود: متأسفانه در ساخت فيلمهاي بلند، فيلمنامههايي انتخاب ميشود كه ضعف موضوع يا محتوا دارد و مهمتر از آن اينكه به لحاظ تكنيكي از سطح بالايي برخوردار نيست.
رضاپورافزود: اگر مشكل فيلمنامه حل شود ميتوانيم شاهد آثاري باشيم كه بتوان حتي آن را جزء كارهاي فاخر تلقي كرد.
وي در پايان با اشاره به نبود گونههاي مختلف فيلم درسينماي كشور افزود: در حال حاضر در كشور ما تقريباً تنها 3 گونه فيلم كمدي، ملودرام و روشنفكري توليد ميشود كه هركدام مخاطب خاص خود را دارد.
این هنرمند همدانی ادامه داد: گونه كمدي كه هميشه موفق بوده است، چرا كه مردم به خنديدن نياز دارند و بخشي از نياز خندهشان در سالنهاي سينما جواب داده ميشود، گونه ملودرام هم بستگي به بخت و اقبال دارد و گونه روشنفكري هم كه معمولاً فروش نميكند و سودآور نيست.
در چارچوب خط قرمزها هم ميتوان كار خوب ارائه داد
معاون انجمن سينماي جوان همدان هم در ادامه گفتگو در خصوص وجود خط قرمزها افزود: اگر كسي دنبال اين باشد واقعاً كار كند ميتواند در چارچوب خط قرمزها هم كار خوب ارائه دهد، توليدات فاخر و ارزشمندي كه طي سه دهه گذشته در دفاتر سينماي جوان سراسر كشور و حتي توسط تهيهكنندههاي شخصي ساخته شده و در جشنوارههاي مختلف و معتبر داخلي و خارجي درخشيدهاند و حتي كسب عنوان كردهاند بهترين دليل براي اين ادعاست.
حبيبالله حيدري گفت: من اصلاً معتقد نيستم كه اجازه كار به هنرجويان داده نميشود، بچهها توانايي دارند و تلاش هم ميكنند اما خود را منحصر به يك طرز خاص فكر كرده و براي مطرح كردن مسائل اجتماعي به حوزههاي مختلف وارد نميشوند.
وي كمبود مطالعه و عدم درك عميق مسائل اجتماعي را از مشكلات عمده فيلمنامههاي ارائه شده از سوي هنرجويان عنوان كرد.
حيدري افزود: متأسفانه در اغلب مواقع ذهنيت هنرجويان متناسب با شرايط روز جامعه نيست، ايدهها حول محور چارچوب مسائل شخصي ميچرخد و بچهها دغدغههاي شخصي خود را در فيلم هايشان مطرح ميكنند.
وي گفت: علاوه بر اين مشكل ديگري كه متوجه شرايط كنوني ساخت فيلم است، برخورد سرسري با موضوعات است و اين از درك سطحي از مسائل جامعه ناشي ميشود.
معاون سينماي جوان همدان افزود: هنرجوها تلاش ميكنند به روز باشند و خود را در عرصههاي مختلف نشان دهند اما به دليل بودجه كم براي توليد فيلم كوتاه در ساليان گذشته و شرايط سخت ساخت فيلم، خروجي كار، متناسب با زحمتشان نيست.
وي در عين حال افزود: اما اين نكته توجيه خوبي براي كم كاري نيست، بچهها بايد توانايي ساخت فيلم خوب با امكانات كم و شرايط سخت را داشته باشند تا بتوانند در آينده و در شرايط حرفهاي كارهاي قابل قبول ارائه دهند.
حيدري با بيان اينكه قرار نيست در انجمن سينماي جوان فيلمهاي فوقالعاده حرفهاي ساخته شود، افزود: در اينجا افراد تجربه كسب ميكنند تا مسير آينده هنري خود را پيدا كنند.
وي همچنين افزود: با رويكرد جديد انجمن سينماي جوانان ايران در دفاتر، ساخت فيلم به سمت توليد كيفي ميرود و اگر قرار باشد در انجمن فقط يك فيلم ساخته شود با كيفيت بالا ساخته شود و قطعاً بيشتر تلاش دفاتر به سمت ساخت همان يك فيلم معطوف خواهد شد، البته توليدات هنرجويي و پروژههاي آموزشي كما في السابق جزء فعاليتهاي ثابت دفاتر خواهد بود.
هنرجويان فيلمسازي بايد دغدغه جامعه را داشته باشند
مسؤول واحد هنرهاي تصويري حوزه هنري همدان هم در گفتگويي اظهار داشت: تنها آموزش براي هنرجويان فيلمسازي كافي نيست، بلكه هنرمندان فيلمساز بايد علاوه بر كسب دانش سينمايي و تجربه لازم، دغدغه شناخت جامعه را نيز داشته باشند و حاشيههايي كه آسيبي جدي در مسير راهشان است را رها كنند. داوود عبدالملكي افزود: امروز متأسفانه دغدغه دروني و شهودي در حوزه فيلمسازي نيست.
وي ادامه داد: در توليد فيلم كوتاه چند مشكل اساسي وجود دارد، يكي مسأله آموزش بر اساس آخرين روشهاي حرفهاي است، ديگري مسائل مربوط به شرايط و چالشهاي توليد است؛ عدم شناخت فيلمساز از شرايط حرفه-اي توليد، كم تجربگي و كم طاقتي آنان در كسب مهارتهاي لازم و همچنين ضرورت به روز بودن تجهيزات و امكانات فيلمسازي از جمله اين موارد است.
عبدالملكي به ضرورت درك اين نكته تأكيد داشت كه همه عوامل دخيل در ساخت فيلم كوتاه لزوماً نبايد انتظار اين را داشته باشند كه كارگردان بشوند، اظهار داشت: ما افراد زيادي داريم كه در سطح استان فيلمهاي نسبتاً خوبي هم توليد ميكنند اما متأسفانه چندان هدفمند نيست، همه عوامل سازنده يك فيلم كوتاه در موفقيت آن نقش دارند.
وي سواد سينمايي، موقعيت اجتماعي و شرايط فكري و روحي هنرمند را نيز در اين زمينه مهم برشمرد.
فيلمساز حرفهاي بهتر از هر كسي جايگاه خود را ميشناسد
اين مسؤول در ادامه با اشاره به اينكه فيلمساز بهتر از هر كسي جايگاه و نقش خود را ميشناسد، تصريح كرد: فيلمسازي كه به درجه مطلوبي از دانش و تجربه رسيده باشد، به باورها، آيين و فرهنگ كشورش احترام ميگذارد، مورد اعتماد است و بايد فضا براي كار كردن وي هموار باشد.
عبدالملكي ادامه داد: مديران و مسؤولان استان بايد به هنرمندان اعتماد كنند و زمينه را در عرصههاي مختلف براي توليد و ساخت فيلم فراهم نمايند و آثار فيلمسازان نيز بايد در حقيقت بازتابنده مؤلفههاي حقيقي جامعه باشند.
وي افزود: به واسطه بيان موضوع و مسائل و مشكلات جامعه در قالب هنري است كه ما نقاط قوت و ضعف را درك ميكنيم و پيش ميرويم؛ نميتوان بدون درك درست از اين عوامل برنامهاي براي آينده داشت.
فيلمهاي كمي هستند كه توان تأمين ذائقه مردم را دارند
مسؤول واحد هنرهاي تصويري حوزه هنري همدان در ادامه به وضعيت امروز سينما اشاره و خاطر نشان كرد: مردم سينما را دوست دارند اما فيلمي كه بتواند ذائقه مردم را تأمين كند به ندرت ساخته ميشود.
داوود عبدالملكي ابراز داشت: سينماي ايران همچنان درگير چالشهاي حاشيهاي است، همان عناويني كه مدام از آنها ياد ميشود: ضعف در ايدهپردازي و فيلمنامه، سالن سينما، برنامهريزي اكران، بازيگر، تأمين منابع مالي و در كل نبودن برنامهريزي مدون و اجراي دقيق و زمانمند آن از جمله اين مشكلات است.
وي با تأكيد بر اينكه با ساخت چند فيلم نميتوان فيلمساز شد، اظهار داشت: فيلمسازان تازه كار امروز تنها ژست فيلمسازي دارند و دچار غرور كاذب شدهاند و همين بزرگترين مانع در مسيرشان است.
عبدالملكي تجربهاندوزي را در اين زمينه مهم عنوان نمود و خاطرنشان كرد: هنرجويان فيلمسازي بايد با مطالعه و تجربهاندوزي به جهانبيني قابل توضيح و دفاع دست يابند و بايد اعتماد به نفس و دانش خود را بالا ببرند و حرفي عميق براي گفتن داشته باشند.
وي در ادامه ناكافي بودن امكانات و تجهيزات به روز و ناچيز بودن هزينه را از جمله مشكلات اين عرصه برشمرد و يادآور شد: البته امكانات به تنهايي موجب ساختن فيلم نميشود، بلكه داشتن فكر و انديشه و بالا بودن سطح آموزش از لحاظ كيفيت نيز در اين زمينه ضروري است. بهترين امكانات هم در دست يك فيلمساز بي-تجربه به هيچ دردي نميخورد.
فعاليت 15 فيلمساز حوزه هنري در استان همدان
مسؤول واحد هنرهاي تصويري حوزه هنري همدان از فعاليت 15 فيلمساز فعال حوزه هنري در استان خبر داد و افزود: اين افراد در زمينه ساخت فيلم مستند، داستاني و پويانمايي مشغول فعاليت هستند.
داوود عبدالملكي هدف اصلي برگزاري خانه فيلم واحد هنرهاي تصويري حوزه هنري را به طور كلي آموزش سينمايي، نقدنويسي حرفهاي و نيز كمك به ارتقاي سطح كيفي فيلمهاي توليدي دانست و ابراز داشت: با توجه به اينكه جوانان مستعد و پر انرژي در سطح استان مشغول فعاليت هستند، ميتوان با بهرهگيري از استعداد و ظرفيت آنها فيلمهاي خوبي توليد كرد، اما اگر امكانات كافي در اختيارشان قرار نگيرد، انرژي و استعداد آنها هدر خواهد رفت.
وي تأكيد كرد: ما دنبال ارائه كارهاي تأثير گذار و ماندگاري هستيم كه دستور زبان سينمايي در آن رعايت شده باشد، اين ظرفيت در حوزه هنري همدان وجود دارد.
گزارش از فرشته درهم فروش

به گزارش صدای دانشجو، کامران دانشجو، وزیر اسبق علوم، تحقیقات و فناوری در مجمع ماهیانه جامعه اسلامی دانشجویان به تبیین شاخص های مدیر در نظام جمهموری اسلامی ایران پراخت و گفت: نمی شود مدیر ایرانی افتخارش داشتن شاخص های دیگر کشور ها باشد نباید در رفتار افتخارمان ادبیات کامرون یا جان کری باشد و به آن افتخار کنیم. نظام ایران یک نظام کم نظیر است و مدیران ایرانی باید شاخصه های همین نظام را داشته باشند.
ایشان در ادامه به تبیین شاخصه های لازم برای مدیر طراز انقلاب پرداخت و تصریح کرد: یک مدیر انقلابی باید دین را اصل بداند و دغدغه دین داشته باشد. دغدغه به این معنی که اگر هر کجا خلاف دین دید بی تفاوت نباشد و حداقلش ناراحت شود. برخی در این زمینه می گویند که دل باید با خدا باشد ولی این حرف نادرست است و باید ظهور و بروز عقاید در رفتار و گفتار انسانها باشد.
دانشجو در ادامه افزود: دیگر شاخصه مدیریت ولایتمداری است. ولایتمداری در زبان و گفتار مشخص نمی شود بلکه آنجایی مشخص می شود که نظر خود مخالف نظر رهبری است و باید به گفته رهبری عمل کند.
وی در تبیین شاخصه سوم گفت: مدیر انقلابی باید به خدمت بر مردم اصالت دهد و نباید درگیر قدرت طلبی و جناح بازی شود. برخی به بهانه جناح بازی و قدرت طلبی، ولایت را هم ابزار قرار می دهند. اگر خودشان سر قدرت باشند انتخابات را دموکراتیک و اگر خودشان نباشند انتخابات را قبول ندارند و آخرش هم دلشان با منتخب مردم صاف نمی شود. این چه شیفتگی قدرت است که انسان خود را محور بداند.
مسئول ستاد انتخابات سال 88 در رابطه با شاخصه چهارم توضیح داد: وفای به عهد شاخصه مهم دیگر است. مدیر باید در تبلیغات بر مبنای واقعیت ها صحبت کند. سیاه نمایی نکند. به جای سیاه نمایی باید کارنامه ارائه دهد.
دانشجو در ادامه اضافه کرد: مدیر انقلابی باید مسائل داخلی و خارجی را خوب تحلیل کند. دشمن و دوست را با هم اشتباه نگیرد. اگر آمریکا دشمن است، دوست معرفی اش نکند.
وی در ادامه افزود: یک مدیر باید قدرت فرمان دهی و رهبری داشته باشد. باید توانایی مدیریت بحران را داشته باشد. دنبال سلسله جویی نباشد و در قلب لشگر کار کند. باید با قلوب مردم کار کند تا بتواند مدیرتشان نماید.
وزیر اسبق علوم و تحقیقات در پاسخ به نفوذ اساتید سکولار گفت: در نظام جمهوری اسلامی نباید به یک آدم سکولار پستی داده شود و خود آن سکولار هم نباید پستی را بپذیرد اما در رابطه با دانشگاه اگر استادی سکولار باشد قطعا ایشان مروج سکولاریسم نیز هست.
وی در رابطه با بورسیه ها توضیح داد: در تمام دولت ها شورای بورسیه تشکیل می شود. اتفاقا در دولت دوم آقای هاشمی بنده نیز به عنوان قائم مقام آقای سلیمانی در شورای بورس حضور داشتم. افراد حاضر در این شورا حکم خود را از وزیر می گیرند و صلاحیت متقاضیان را بررسی می کند. اگر قرار بود طبق یک آیین نامه صلاحیت افراد بررسی شود دیگر نیازی به شورا نبود و یک کارشناس برای این کار می گذاشتیم.
دانشجو در ادامه با تشریح وظایف شورا گفت: فلسفه شورا برای مشورت کردن و بررسی پرونده هاست. فرض کنید دانشجویی برای سانحه ای نتواند یک ترم نمرات قابل قبولی بیاورد آیا این فرد باید به دلیل معدل پایین برای همین یک ترم از بورس محروم شود. ساز و کاری که شورای بورس زمان من به آن رسید این بود که معدل کارشناسی در عدد سه ضرب شود و معدل کارشناسی ارشد در عدد دو ضرب شود، اگر مجموع این اعداد از هفتاد و چهار بیشتر بود فرد یکی از شرایط بورس را داشت. البته در شرایط خاص این عدد به هفتاد هم می رسید.
کامران دانشجو با اشاره به همگرایی اصولگرایان تصریح کرد: بنده از ابتدا به دنبال وحدت اصولگرایان بوده ام و حضورم در آن جلسه شخص خاصی را تایید نمی کند. بنده به دنبال وحدت اصولگرایان می باشم و این فعالیت را در راستای تعالی کشور می بینم.
دانشجو در پاسخ به سوالی در رابطه با حضور آقای مشایی در دولت دهم گفت: بنده در هنگام مسئولیت ام هیچ گونه خلاف شرعی از آقای مشایی ندیدم اما چیزی که مرا نسبت به او بد بین می کرد تحلیل های نادرست سیاسی بود.
دانشجویان از وزیر علوم اسبق در رابطه با فضای امنیتی دانشگاه ها در زمان ایشان پرسیدند و وی اینگونه پاسخ داد: اگر منظور از فضای غیر امنیتی، فضایی است که در آن هو و فحاشی کنند، این اصلا فضای غیر امنیتی نیست و حتی در شان یک دانشجو نیز نمی باشد. در دوران ما سه هزار نشست انجام شد ولی در دوران دوم خرداد آیا نشستی انجام شد که در آن جنجال نباشد.
دانشجو با اشاره به دولت نهم و دهم گفت: احمدی نژاد می توانست امیرکبیر ثانی شود اما عده ای اراده کرده بودند که نگذارند این اتفاق بیفتد. هشت سال دولت دوم خرداد ما نه هزار مقاله در اسکوپوز داشتیم ولی در چهار سال از دولت احمدی نژاد این رقم به صدو چهل هزار می رسد. ما در دولت احمدی نژاد بسیار پیشرفت کردیم اما برخی با بزرگ کردن جریان انحرافی جلوی این کار را گرفتند.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس جمهور در نشست خبری هشتمین همایش سالانه و نخستین جشنواره فرهنگی ـ ورزشی نخبگان جوان پیرامون برنامههای این معاونت با بیان اینکه برای اولین بار اقدام به برگزاری هفته نخبگان کردهایم، اظهار داشت: این برنامه از بعدازظهر امروز (شنبه) شروع میشود که برای نفرات برتر کنکور و المپیادهای علمی است،
وی افزود: همچنین روز سهشنبه نیز همایشی با حضور رئیس جمهور در همین خصوص خواهیم داشت.
ستاری با بیان اینکه رویکرد جدیدی در برخورد با استعدادهای برتر داریم، خاطرنشان کرد: هدف اصلی بنیاد نخبگان توانمندسازی این استعدادهاست تا بتوانند به عنوان نخبه در جامعه تأثیرگذار باشند چه در حوزه شرکتهای دانشبنیان و چه در حوزههای علم و دانش.
معاون علمی و فناوری رئیس جمهور در ادامه سخنان خود با بیان اینکه آییننامه جدید بنیاد ملی نخبگان از ابتدای مهر ماه امسال اجرایی شده است، تصریح کرد: همچنین برخی آییننامهها نیز در حال تغییر است که پس از تصویب اجرایی خواهد شد که در خصوص معافیتهای سربازی و دانشآموختگان برتر است.
ستاری با اشاره به اینکه دایره نخبگان ما وسیعتر میشود، ادامه داد: در حقیقت هم تعداد نخبگان ما وسیعتر میشود و هم جهتگیریها به سمت تحصیلات تکمیلی میرود و امسال به عنوان ورود به این حوزه 2.5 تا 3 برابر افراد زیر پوشش ما افزایش خواهند یافت و در خصوص توانمندسازی نیز تغییرات زیادی اتفاق افتاده است و در حوزه پزشکی و پژوهشی نیز برای 60 نفر از 100 نفر برتر کنکور این حوزه بورسیه خاص در حد چهار سال در نظر گرفته شده است.
وی در ادامه اضافه کرد: همچنین ارتباط بنیاد ملی نخبگان و معاونت علمی و فناوری درحوزه تجاریسازی صورت گرفته که استفاده از تسهیلات معاونت علمی در این راستا قرار میگیرد، مخترعان جزو جامعهای هستند که به این کانال وصل شدند همچنین در این راستا شناسایی اختراعات در بنیاد ملی نخبگان انجام میشود و به توانمندسازی آن بر عهده معاونت علمی است.
معاون علمی و فناوری رئیسجمهور پیرامون نفرات برتر کنکور سراسری و برگزیدگان المپیادهای علمی گفت: ما باید بدانیم که آنها استعدادهای برتر هستند و کشور برایشان هزینه دارد، حال آنها زمانی نخبه میشوند که در جامعه تاثیرگذار باشند و اگر کمکی در این راستا صورت میگیرد در همین خصوص است، البته تاثیرگذاری در کشور میتواند با همکاریهای بینالمللی نیز باشد، چراکه هدف تأثیرگذاری و توانمندسازی است.
ستاری با اشاره به تغییرات آییننامهها عنوان کرد: تحقیقات به سمت استفاده بیشتر از گروههای کارشناسی ارشد و د کترا است برای مثال یکی از مشکلات دانشجویان کارشناسی ارشد این بود که در دوران تحصیل همزمان در دو پروژه فعالیت داشتند که این موضوع در آییننامه جدید اصلاح خواهد شد البته آییننامهها اینگونه نیست که به کسی امتیاز ویژه بدهد بلکه ما میخواهیم شخص را در مسیر نخبگی توانمند کنیم، آییننامه جدید مربوط به سربازی نیز در همین راستا قرار دارد.
معاون علمی و فناوری رئیس جمهور پیرامون تعامل با ایرانیان خارج از کشور گفت: در این خصوص پایگاههایی و NGOهایی را فعال کردهایم که مهمترین اقدام در این خصوص ایجاد شبکه ارتباطی است که ما تسهیلگر این ارتباط هستیم، در حقیقت کسی که میخواهد فعالیتی را آغاز کند باید زمینه برای آن آماده باشد.
وی در همین خصوص بیان داشت: از جمله این اقدامات موضوع استاد مدعو است که به زودی عملی میشود تا استادانه خارج از کشور سالی سه، چهار ماه برای تحصیل به داخل کشور بیایند.
ستاری پیرامون زیرساختهای لازم به منظور جذب متخصصان خارج از کشور گفت: این موضوع در دستور کار است و به عنوان معاونت علمی تلاش میکنیم تا بتوانیم ریسک برگشت آنها را پوشش دهیم و تا یک سال هزینه این افراد را تأمین کنیم تا بتوانیم از میان آنها افراد مورد نظر خود را انتخاب کنیم، افرادی که میتوانند در کشور فعالیت کنند البته در این خصوص هماهنگی با ارگانهایی که میتوانند این افراد را جذب کنند انجام میدهیم و در این راستا بانک اطلاعاتی درست کردهایم که از طریق آن اقدام به شناسایی و جذب میکنیم.
معاون علمی رئیس جمهور تصریح کرد: پایه این بانک اطلاعاتی افرادی هستند که در حال تحصیل هستند و یا استادان ایرانی خارج از کشور هستند و یا افرادی هستند که در شرکتهای مطرح جهان مشغول به کارند، در حقیقت این افراد کسانی هستند که میتوانند تأثیرگذار باشند، در سفر اخیر ما با رئیس جمهور به نیویورک نیز دیداری با گلچینی از این افراد داشتیم که اولین بار بود چنین دیداری صورت میگرفت، چراکه هرکدام از آن افراد تاثیر والایی در بازار جهانی دارند.
وی خاطرنشان کرد: ظرفیت ایرانیان خارج از کشور بسیار بالاست که ما میتوانیم از این ظرفیت استفاده کنیم، برای مثال ما 9 هزار و 600 دانشجوی نخبه در آمریکا داریم که 78 درصد آنها در رشتههای ریاضی و مهندسی تحصیل میکنند.
رئیس بنیاد ملی نخبگان در ادامه پیرامون آییننامه جدید این بنیاد گفت: در آییننامه جدید ما انتخاب میکنیم که چه افرادی میتوانند عضو بنیاد شوند، یکسری نقضها در آییننامههای ما وجود دارد که باید رفع شود که بحث فروش پایاننامه نیز برهمین اساس است، این ضعف آییننامه داخلی ماست که باعث شده است در خصوص پایاننامه تجارت غلطی شکل بگیرد.
ستاری با تأکید بر اینکه باید نحوه ارزیابی بنیاد را اصلاح کنیم، ادامه داد: در آییننامه جدید جهتگیری ما این است که بنیاد ملی نخبگان فرد یا استعداد برتر را انتخاب کند نه اینکه کسی با داشتن دو مقاله در ISI بخواهد عضو بنیاد شود.
وی با بیان اینکه معافیت سربازی از جمله بزرگترین تسهیلات بنیاد ملی نخبگان است، گفت: تصور میشود تسهیلات سربازی کمترین حد کمک بنیاد است، این در حالی است که تسهیلات سربازی از جمله بزرگترین تسهیلات بنیاد ملی نخبگان است.
ستاری در پایان سخنان خود اضافه کرد: قرار نیست ما به کسی امتیاز دهیم، قرار است ما افراد را توانمند کنیم و تسهیلات بنیاد ملی نخبگان نیز برای توانمندسازی استعدادهای برتر است، در آییننامه جدید وسعت جشنواره نیز توسعه پیدا کرده است و امیدواریم تا آخر سال تمام آییننامههای بنیاد ملی نخبگان را بازنگری کنیم تا بتوانیم در سال آینده شکوفایی این آییننامهها را مشاهده کنیم.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی ؛ ریحانی مسئول تحلیل و بررسی بسیج دانشجویی کشور در گفت گویی اظهار داشت :با توجه به حکم اعدام آیت الله شیخ نمر که نشان بارزی از تحجر و توحش رژیم آل سعود دارد دانشجویان سراسر کشور فردا در اعتراض به این حکم تجمعی اعتراضی خواهند داشت.
وی در تشریح جزئیات این اعتراض افزود:دانشگاهیان فردا بعد از نماز ظهر و عصر در تمامی واحد های دانشجویی سرتاسر کشور با قرائت بیانیه و شعار در محکومیت این عمل خصمانه رژیم آل سعود اعتراض خود را به این حکم فریاد خواهند زد .
ریحانی در ادامه با اشاره به لزوم ورود وزارت خارجه به این موضوع گفت :جمهوری اسلامی ایران باید از تمامی ابزار های ممکن برای جلوگیری از اجرای این حکم استفاده کند، ما از وزارت امور خارجه کشور مطالبه می کنیم که دستگاه دیپلماسی باید برای لغو این حکم فعال شود.با جدیت از این وزارت خانه می خواهیم که با تمام توان و ظرفیت ها برای حل این مشکل به این موضوع ورود کند.
وی افزود: دانشگاهیان کشور فردا 27 مهر ماه بعد از نماز ظهر و عصر در اعتراض به حکم اعدام شیخ نمر، در مساجد دانشگاهها تجمع خواهند کرد.

همین يكي دو هفته پيش که زمان ثبتنام دانشگاهها به پایان رسیده بود، یکی از دوستان اهل زنجان كه در دانشگاه بوعلی همدان پذیرفتهشده است، تماس گرفت و بهشدت نگران بود. وقتی موضوع را در میان گذاشت متوجه شدم که بهشدت نگران خوابگاه و اتاقی است که قرار است تا زمان به پایان رساندن مقطع کارشناسی ارشد در آنجا زندگی کند، بود.
بعدازاینکه چندساعتی او را همراهی و از دوستان در رابطه با شرایط و وضعیت خوابگاههای دانشجویی در سطح دانشگاهها و شهر سؤال کردم، برای چندمین بار خدا را شکر گفتم که میتوانم در شهر خودم به تحصیل بپردازم.
وقتی روزهای بالا و پایین رفتن از پلههای دانشگاه و دقیق شدن روی برگههای انتخاب واحد و ثبتنام تمام میشود و اکثر دانشجویان دریافتهاند که قانون کتابخانه دانشگاه چیست و بهترین موقع رفتن به غذاخوری چه زمانی است و احتمالاً اخلاق استادها و مقررات حضور در کلاس همدستشان آمده است، احتمالا تازه چشم این دانشجویان جدیدالورود به روی یک حقیقت تازه بازشده و آنهم زندگی در یک فضای جدید و با آدمهای جدید است.
به این فضای تازه میگویند خوابگاه؛ جایی که احتمالا با چند تا دانشجوی دیگر زیر یک سقف زندگی میکنید و از حالا به بعد لحظههایتان با آنها پیوند خورده است.
ایستادن روی پای خود
زندگی در خوابگاه آسان نیست. دانشجوی جدید، وارد اتاق یا واحد کوچکی میشود که قرار است دستکم سه چهار سال آینده زندگیاش را در آن بگذراند. بیتردید او با هجوم احساسات مختلفی مواجه خواهد بود. برای جوانی که تازه روزهای دبیرستان را تمام کرده، سختترین تجربه جدایی از خانواده است. در شرایط امروز که دوران آمادگی برای کنکور در بیشتر خانوادهها خیلی جدی گرفته میشود، پدر و مادرها همه تلاششان را به کار میگیرند تا همهچیز، از امکانات تحصیلی گرفته تا نیازهای تغذیهای و عاطفی فرزندشان تمام و کمال تأمین شود، جدا شدن از خانواده به معنای از دست دادن همه این پشتوانهها و تغییر اساسی شرایط است. دانشجوی جدید، یکباره از همهچیز جدا میشود؛ از شهری که سالها در آن زندگی کرده، از دوستانی که سالهای مهم زندگیاش را کنار آنها گذرانده و از همه مهمتر از خانوادهای که بیشترین حمایتهای عاطفی را از او کردهاند. از این منظر ورود به خوابگاه تجربه سختی است. از توجه همیشگی پدر و مادر خبری نیست، غذاهای خانگی و آرامش و راحتی خانه وجود ندارد. با ورود به خوابگاه بیشتر دانشجوها چه دختر و چه پسر دچار بحران عاطفی میشوند مگر در موارد استثنایی که جوان تازه دانشجو شده، به دلایلی مستقل از پدر و مادر بوده باشد یا زندگی دور از آنها را تجربه کرده باشد.
البته اگر دانشجوی مدنظر ما در مقطع کارشناسی ارشد بخواهد به تحصیل ادامه دهد، مقداری فضا برای او متفاوت خواهد بود ولی چندان تفاوت عمیقی نخواهد داشت؛ چهبسا این دانشجو بهواسطه چهار سال دوره لیسانس تعلقات عاطفی و حتی کاری بسیاری بیشتری با محل قبلی سکونت خود نسبت به قبل به دست آورده باشد.
این تجربه را میثم که 18 سال دارد و امسال در کنکور سراسری در رشته برق در یکی از دانشگاههای همدان قبولشده و حالا چند روزی میشود که در خوابگاه زندگی میکند، چنین شرح میدهد: «هفته اول با مادر و پدرم برای ثبتنام و باقی کارها به همدان آمدیم. یکی از عموهایم اینجاست و البته فامیلهای دیگری هم داریم، اما اینکه من همیشه با آنها زندگی کنم ممکن نیست. خوابگاه گرفتم. شب اولی که وسایلم را به اتاقم بردم، تا صبح گریه کردم. 3 نفر دیگر هم با من هماتاق هستند اما من آن شب اصلاً با آنها حرف نزدم. سلام و علیک کردیم و بعد من به تختم رفتم. تمام هفته اول بغض داشتم. الآن هم باید هرروز با مادرم تلفنی حرف بزنم. صبح که میروم دانشگاه بهترم اما وقتی برمیگردم اینجا حالم بد میشود. آخر هفتهها میروم خانه عمویم» .
میثم یک خواهر و یک برادر کوچکتر از خود هم دارد که در شهر زنجان زندگی میکنند. او بیتابی مادرش را هم در بیتابی خودش مؤثر میداند و میگوید: «مادرم وقتی فهمید همدان قبولشدهام خیلی ناراحت شد. بیشتر نگران بود. میگفت دوری از تو برایم خیلی مشکل است و همیشه نگران است. الآن هم هر بار زنگ میزنم کلی سفارش میکند. البته پدرم فکر میکند این تجربه برای من خوب است و اصلاً نگرانیاش را بروز نمیدهد.»
بسیاری از بچههایی که برای زندگی دانشجویی از شهر محل زندگیشان خارج میشوند، تا قبل از آن تجربه تنها بودن را ندارند. کارهای زیادی باید انجام دهند که تا قبل از آن به عهدهشان نبوده؛ مدیریت کردن برنامههای زندگی، تنظیم ساعت خوابوبیداری، انجام کارهای اداری دانشگاه و ثبتنام و خلاصه خیلی کارها غیر از درس خواندن. فشار این مسئولیتها ممکن است عوارض ناخواستهای در دانشجوهای خوابگاهی ایجاد کند که مهمترین شکل آن افسردگی و اضطراب است. بسیاری از دانشجوهای جدید به همین دلایل ممکن است دچار افت تحصیلی شوند و بیعلاقگی نسبت به رشته تحصیلی و محل تحصیل در آنها دیده شود. افت نمرات در ترمهای اول، احساس ضعف و بیماریهای عصبی در این دسته از دانشجوها دیده میشود که برای رفع آن باید از خود خانوادهها هم کمک گرفت و به نظر میرسد گسترش مراکز مشاوره در خوابگاهها و در داخل دانشگاهها برای کم کردن این عوارض ضروری و تا اینجای کار بسیار هم مؤثر بوده است.
همزیستی مسالمتآمیز
شاید باشند بچههای زبروزرنگی که دلتنگی برای خانواده چندان اذیتشان نمیکند و اتفاقاً استقلالی که در خوابگاه به دست میآورند را دوست دارند، اما همین دانشجوها هم ممکن است در مقابل شرایط تازهای که در محیط خوابگاه تجربه میکنند کم بیاورند. مهمترین ویژگی خوابگاههای دانشجویی پس از دوری از خانواده، زندگی کردن در یک خانواده خیلی بزرگ است که ازقضا چند نفرشان در یک اتاق زندگی میکنند. این همزیستی که معمولاً انتخابی هم در آن وجود ندارد، شرایط ویژهای در زندگی تکتک آنها ایجاد میکند.
دانشجوهای خوابگاهی از شهرهای مختلف و خانوادههای مختلف کنار هم قرار میگیرند و فرهنگ خودشان را به همراه میآورند. سازگاری با این شرایط کار سادهای نیست. عضوی از یک خانواده کمجمعیت در کنار عضوی از یک خانواده پرجمعیت با عادتها و رفتارهای مختلف فردی باید برای مدت طولانی کنار هم زندگی کنند و این اختلافها گاه مشکلاتی جدی در روابطشان به وجود میآورد و تحمل زندگی در خوابگاه را ناممکن میکند. معمولاً دانشجوهای ساکن در یک خوابگاه از شهرهای مختلف آمدهاند و در رشتههای مختلفی همدرس میخوانند. بعلاوه سال اولیها و چندمیها از هم تفکیک نشدهاند. همین ناهمگونی زمینهساز مشکلات فراوانی در میان ساکنان خوابگاه است و بیشتر کسانی که تجربه زندگی خوابگاهی رادارند، از این موضوع گلهمندند.
محمد دانشجوی رشته معماری یکی از دانشگاههای همدان از تهران به همدان آمده و 2 سال اول تحصیلش را در خوابگاه گذرانده و تازه امسال موفق شده با یکی از دانشجوهای سال بالایی خانهای اجاره کند. او درباره تجربه زندگی 2 سالهاش در خوابگاه میگوید: «در خوابگاه اصلاً نمیتوانستم درس بخوانم. همیشه سروصدا بود. بعضیها از زندگی در خوابگاه بهعنوان فرصت خوشگذرانی استفاده میکردند. رفتارهای نامتعارف هم بین بچهها بود و سیگار کشیدن رفتاری معمول بین آنها بهحساب میآمد. یکی از بدترین تجربههای من در خوابگاه این بود که مدام وسایلم گموگور میشد. از خوراکی بگیرید تا کتاب. چند منبع درسی و چند کتاب محبوبم را در خوابگاه دزدیدند.»
یکی از گلههای اساسی محمد، نبودن حریم خصوصی در خوابگاه است که باعث اختلاف بین دانشجوها میشود. او معتقد است گذشت در زندگی خوابگاهی حرف اول را میزند اما گاهی بعضیها از این ویژگی سوءاستفاده میکنند و پا را از گلیمشان فراتر میگذارند. در خوابگاه اگر کسی حوصله نداشته باشد و بخواهد تنها باشد، این امکان را ندارد.
زندگی با کمترین امکانات
تصویر خوابگاههای دانشگاههای همدان با تصویری که از این خوابگاهها در استانها یا شهرهای دیگر میبینیم شباهت زیادی دارند. در کشور ما ساختمانهای قدیمی، فرسوده و کم امکانات برای خوابگاه کم نیستند. ساختمانهای جدید هم اغلب نواقصی دارند و خیلی زود به ساختمانهای فرسوده شبیه میشوند. امکانات زندگی در بسیاری از آنها فراهم نیست. بچهها خیلی از لوازم را خودشان به خوابگاه میآورند و گاهی برای داشتن یک کمد اختصاصی و شخصی دچار مشکلاند. وقتی از کنار خوابگاه بسیاری از دانشگاههای معتبر عبور میکنید، تصویر اتاقهای بدون پرده، با تختهای فلزی نامرتب و چینش ناموزون لوازم از بیرون پیداست. دانشجوها در این خوابگاهها معمولاً از وسایل به شکل عمومی استفاده میکنند یا اصلاً امکانات ویژهای در اختیار ندارند.
افرادی که در یک اتاق زندگی میکنند در بسیاری از موارد از وسایل و لوازم شخصی یکدیگر استفاده میکنند. بهطور مثال ظروف، کتابها، دمپاییها و حتی برخی اوقات لباسها بهطور اشتراکی مورداستفاده قرار میگیرند. به این موارد باید تختخواب، کمد و پتو را نیز اضافه کرد. از طرف دیگر، به علت شکلگیری هویتی بهعنوان اتاقی و به علت وجود تعارف در میان افراد، بسیاری از این مسائل موردپذیرش اجباری قرار میگیرد و میتوان گفت هیچگونه فضای شخصی یا فردی در خوابگاه نمیتوان یافت. بیشتر افراد ساکن تحت تأثیر اقتضائات و اجبارهای محیطی حاکم بر آنها از فردیت خود به نفع گروه چشمپوشی میکنند یا کمبودها را بهعنوان اقتضای زندگی خوابگاهی میپذیرند.
درحالیکه توقع میرود در یک خوابگاه استاندارد رایانه و امکان استفاده از اینترنت وجود داشته باشد، بسیاری از خوابگاهها حتی یک کتابخانه کوچک یا اتاق مطالعه هم ندارند و از دانشجوها انتظار میرود به امکانات موجود در دانشگاهشان اکتفا کنند.
در کنار این مسائل، باید به قوانین موجود در خوابگاهها هم اشاره کرد که گاهی دستوپا گیر و مزاحماند، گاهی سهلانگار و سست. یکی از این قوانین مربوط به ساعت ورود و خروج است. در برخی دانشگاهها این قانون بسیار سختگیرانه است. بر اساس این قوانین اگر دانشجویی قصد داشته باشد یکشب را خارج از دانشگاه بگذراند، باید از آغاز هفته موضوع را بهصورت کتبی اطلاع دهد و اگر به دلیلی شبی را در خارج خوابگاه بگذراند، رفتار نامناسبی با او خواهد شد. درعینحال در بعضی از خوابگاهها هم این موضوع با سهلانگاری برخورد میشود و بعضی از دانشجوها از این موقعیت سوءاستفاده میکنند. برای ورود مهمانهم مشکلات خاصی وجود دارد و در بعضی خوابگاهها برای هر دانشجو سهمیه ماهانه و خاصی در ورود مهمان در نظر گرفتهشده است. علیرضا، دانشجوی علوم ارتباطات میگوید: «بچهها این قانونها را دور میزنند. یعنی گاهی در اتاقهای هرکسی یکی از دوستانشان را میآورند تا شبنشینی برپا کنند. شبهای امتحان هم بعضیها از بیرون خوابگاه میآیند تا اینجا درس بخوانند. ورود و خروج هم راههای خوش را دارد. بدترین چیز این است که حس اعتماد بین مسئولان خوابگاه و بچهها وجود ندارد و این بیاعتمادی امنیت موردنظر مسئولان خوابگاه را از بین میبرد.»
مروری بر زندگی خوابگاهی دانشجوهای همدانی و همراه شدن با این مشکلات، بر این ضرورت تأکید میکند که زیرساختهای خوابگاههای ما نیازمند تحول و توسعه اساسی است و باوجود تلاشهایی که برای گسترش این فضاها انجامشده، هنوز کمبودهای فراوانی وجود دارد که خوابگاههای ما را از استانداردهای مطلوب دور کرده است. به نظر میرسد همراه با توسعه روزافزون ظرفیت دانشگاهها و اضافه شدن تعداد زیادی دانشجو آنهم بهطور سالانه، باید هم برای بالا بردن امکانات زندگی در این خوابگاهها تلاش کرد هم با فراهم کردن حمایتهای مشاورهای و فرهنگی، کیفیت زندگی دانشجوها را در پربارترین دوران زندگیشان بالاتر برد.

روزگاري صاحبان سرمایه در اروپا که به نیروی کار ارزان احتیاج داشتند به استخدام زنان و دختران در کارگاه ها و کارخانه پرداختند؛ اما برای این کار یک مشکل اساسی وجود داشت و آن بچه های خردسالی بودند که در زمانی که مادرشان در محل کار حضور میافت به نگهداری و آموزش احتیاج داشتند. از همین رو مهد کودک ها برای نگهداری و آموزش کودکان تاسیس شدند.به همین جهت فردریک فریبل، اولین مهدکودک را در سال ۱۸۴۰ میلادی در آلمان تاسیس کرد اما خیلی ها مدعی تاسیس اولین مهدکودک ها در جهان بوده و هستند...
موفقیت فریبل در تاسیس موسسه پیش دبستانی در آلمان این نوع موسسات را با همین لقب «کیندرگارتن» جهانی کرد و بعد از آلمان در کل اروپا و جهان تکثیر پیدا کرد.
اولین مهدکودک در ایران
در ایران هم حدود ۴۰ سال پیش خانمی ایرانی و فارغ التحصیل روان شناسی از فرانسه که نویسنده کتاب کودکان بود، اولین مرکز نگهداری و پرورش کودکان را بنا نهاد. این خانم، توران میرهادی بود و آن مرکز، کودکستان نامیده شد.
در چند سال اخیر بدلیل اجتماع مهدکودک ها و مراکز پیش دبستانی دعوای بلند مدتی بین بهزیستی و آموزش و پرورش بر سر نظارت بر مهد ها صورت گرفت. کودکان 3 ، 4 و 5 ساله زیر نظر بهزیستی و کودکان شش ساله تحت پوشش آموزش و پرورش بودند و بدلیل اجتماع آنها وحدت مدیریت از بین میرفت که در نهایت مجلس نظارت عاليه بر كودكان سنين 4، 5 و 6 ساله به عهده آموزش و پرورش گذاشت و همچنین اعلام کرد اگر بهزيستي هم بخواهد متولي آموزش اين كودكان باشد، آموزش و پرورش بايد بر آن نظارت داشته باشد.
اما آنچه که در این دعوا ها مغفول ماند آموزش هایی بود که به کودکان داده می شود. در ایران کودکانی که به دلایل مختلف مهد کودک می روند آموزش هایی را می بینند که برخی از آنها نه تنها سنخیتی با فرهنگ و نیاز های جامعه ما ندارد بلکه ضد ارزش های جامعه ایرانی- اسلامی است .
به گفته کارشناسان امر تربیت و پرورش امری شخصی و امر آموزش سازمانی است. درواقع آموزش، عقلانیت و سازمان می خواهد ولی پرورش را خود شخص باید پیدا کند. همه همت این است که آموزش تبدیل به پرورش و دانش تبدیل به بینش شود.
در دوران کودکی تقریبا تا ۷ سالگی بیشتر امر پرورش لازم داریم، چرا که در این دوران زبان مشترک ناپیداست و کودکان با محبت و به صورت فردی و از طریق ارتباط مستقیم با مادر می توانند پرورش پیدا کنند.
سوال اساسی این جاست،آیا ایده مهد کودک می تواند ایده مناسبی برای پرورش کودکان در این سنین باشد؟
این در واقع تقدم جامعه بر خانواده است، یعنی آموزش بر پرورش مقدم می شود. آموزش یعنی جامعه سعی می کند کودک را به جای پرورش، فقط آموزش بدهد و دیسیپلین اجتماعی اش را اجرا کند. مهدکودک از بحث های سوسیالیستی و جامعه گرایی مثل افلاطون گرفته شده است. او در «جمهوریت» خود این بحث را آورده و بعد مارکس آن را گرفته و در دوره مدرن بازتولیدش کرده است. مهدکودک یعنی تقدم دولت و جامعه بر خانواده و تربیت استاندارد به وجود آوردن، آموزشی استاندارد که همه را یکپارچه و یک شکل بار می آورد.
ايده آل ترين سن براي فرستادن كودكان به مهد چه سني است؟
بهترين سن سه تا پنج سالگي است، البته اين موضوع باز هم بستگي دارد به قواي شناختي كودكان. كودكاني كه قدرت تكلم بهتري دارند يا يادگيري شان بهتر است و زودتر به اين توانايي مي رسند، يعني حالت وابستگی به مادر در آن ها كم تر مي شود، مطمئن مي شوند اگر از مادر فعلا جدا شوند، دوباره مي توانند او را ببينند و او از بين نرفته است و مي توان آن ها را به كس ديگري سپرد. در سه سالگي مي توان اين بچه ها را به مهد كودك فرستاد. همچنين هر چه دراين سن، تعداد مراقبان كودك كم تر باشد، بهتر است،چون حس اعتماد در آنها بهتر شكل مي گيرد.
می توان از مهم ترین آسیب های این سیستم را، در روحیه کودکان جستجو کرد، اولین آسیب پرخاش گری است. بچه ها در این سیستم بی عاطفه و بی خلاقیت بار می آیند و در آینده افرادی خشن می شوند که آثار آن را در جامعه امروز هم میتوان مشاهده کرد. در چنین حالتی فرزندان می تواند والدین خود را به خاطر پول بکشند یا به خاطر شهوت جنسی شان یا ثروت، دزدی های کلان می کنند و حتی آدم می کشند و به راحتی دروغ می گویند. این همه پرخاشگرهای روانی-اجتماعی، افسردگی، اعتیاد در سن جوانی و طلاق همه بخاطر مهدکودک گرایی و تقدم جامعه بر خانواده است.
شاید اکثر والدین بر این باور هستند که چنانچه فرزندانشان به مهد کودک نروند، نمی توانند مهارت های لازم اجتماعی را کسب کنند! والدین باید در نظر بگیرند که کسب مهارتهای اجتماعی لازم در کنار چنین آسیب هایی است که ذکر شد. تنها حالتی که می توان برای مهدکودک تاثیری غیر از این موارد قائل بود، برای بچه های پنج و شش ساله و آن هم یکی دو ساعت در روز است نه بیشتر. قبل از این سنین بچه ها چون خیلی عاطفی هستند دچار مشکل می شوند. مثلا بچه های آغوشی به شدت مشکل پیدا می کنند.
شاید تنها فایده مهدکودک این باشد که شخصیت فردی تقویت پیدا می کند و بچه های مهد کودک، پرخاشگری، دروغ گفتن، دوگانگی عمل کردن و مخفی کردن احساسات را خیلی خوب فرا می گیرند!
تاثیر مستقیم مربیان بر شکل گیری شخصیت کودکان کاملا مشهود است، از تاثیرات عمیق عاطفی تا رفتارهای اجتماعی. ممکن است مربیان خود تحت تاثیر عوامل و فشارهای اجتماعی رفتارهای نامناسبی بروز دهند که در کودکان نهادینه شده و حالت انتقام را بپروراند. بچه ها را برای رفتارهای یکپارچه و همگانی کردن، می ترسانند خشونت بکار می برند، از خشونت های چشمی گرفته تا حرکتی، با صدای بلند حرف می زنند، حتی ممکن است فریاد بزنند جهت فراهم کردن محیطی یکنواخت برای کنترل کردن بچه ها، این مشکلانتی است که متاسفانه در مهدکودک ها در حال اوج گرفتن است.
البته با تغییر سطح آگاهی و حساسیت شغل مربیان، هم اکنون آموزش های خوب و موثری نیز دراین رابطه صورت گرفته است که دیگر با چنین رویکردی مربیان رفتار نمی کنند، منتها اثر سوء دیگر در جایگزنی این رفتارها در حال شکل گیری است، مثلا کلاس رقص های متنوع، تعمیم رفتار روابط آزاد دختر و پسر در آینده را می تواند دربر داشته باشد.
پیشرفت محوری که متاسفانه در جوامع روز به روز در حال گسترش چشمگیری است، باعث می شود والدین کودکان هر دو به کسب درآمد مشغول شوند و همواره تلاش افزون تری جهت کسب ارتقای سطح پایگاه اجتماعی خود انجام دهند که در این صورت از زمان کافی برای تربیت و پر کردن فضاهای لازم مخصوصا عاطفی کودکان خود فاصله می گیرند.
متاسفانه شاخص پیشرفت در جامعه اسلامی ما با شاخصه های جوامع غربی در بعضی مواضع در حال نزدیک شدن می باشد.
ما باید بدانیم و باور داشته باشیم خانواده بزرگترین سرمایه عاطفی و حتی اقتصادی است، ما اگر خانواده را به عنوان یک سرمایه اجتماعی و حتی اقتصادی نبینیم و یک بعدی جلو برویم، خانواده نابود می شود. آمارها از سیر صعودی طلاق و رواج آزادی جنسی حکایت دارد.
مسئولان، و در راس پیکان این هرم، خانواده ها هستند که باید از این خواب غفلت بیدار شوند، وقتی خانواده ها از هم پاشیده و آدم های تنها در جامعه زیاد شد، به آلمان امروز تبدیل می شویم. خودکشی ها، افسردگی ها هنجارهای اجتماعی شیوع و رواج پیدا کرده و زندگی و علم و کار بی معنا می شود.

به گزارش صدای دانشجو، توجه به استعدادهای برتر و مسئله شناسایی و پرورش آنان و استمرار این فرآیند تا تبدیل شدن استعدادهای برتر به نخبگان، از جمله موضوعاتی است که همواره جزء دغدغههای مهم مقام معظم رهبری بوده است، تا آنجا که بنیاد ملی نخبگان به عنوان نهاد سیاستگذار در این عرصه، با تاکیدات و پیگیرهای ایشان نهایتاً در سال ۱۳۸۳ تأسیس گردید.
در ابلاغ اخیر سیاستهای کلی علم و فناوری توسط مقام معظم رهبری نیز ایشان بار دیگر بر مقوله مذکور تاکید نموده اند و به عنوان یکی از سیاستهای اصلی حوزه علم و فناوری توجه به آن را لازم دانستند. در ذیل بند۲ این سیاستها که به اصلاح نظام آموزشی با هدف تحقق سند چشم انداز و شکوفایی علمی اشاره دارد ، به موضوع استعدادهای برتر نیز تاکید شده است: «شناسایی نخبگان، پرورش استعدادهای درخشان و حفظ و جذب سرمایههای انسانی» (بند ۲-۷).
با توجه به ساختار نظام آموزشی ایران، برای شناسایی و پرورش استعدادهای برتر دو بازه سنی اصلی را میتوان در نظر گرفت:
بر اساس اهداف تعیین شده، وزارت آموزش و پرورش متولی اصلی شناسایی و پرورش استعدادهای برتر در بازه سنی اول و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری متولی اصلی این موضوع در بازه سنی دوم است. نکته حائز اهمیتی که در این تقسیم بندی باید به آن توجه شود، متفاوت بودن ماهیت پرورش در این دو بازه زمانی است. در دوره ابتدایی و متوسطه «پرورش عمومی و تا حدی پرورش نیمه تخصصی» افراد مدنظر است؛ در حالی که در دوره تحصیلات دانشگاهی «پرورش تخصصی» در کانون توجه خواهد بود؛ بدین معنا که هر یک از افراد بر اساس استعداد و علاقه خود در یک زمینه تخصصی دانش و مهارت لازم را کسب می نمایند و برای اثرگذاری جدی در عرصه اجتماعی آماده خواهند شد.
از آنجا که سیاستهای علم و فناورری به صورت صریح نظام آموزش عالی کشور را مخاطب قرار داده است، طبیعی است که شناسایی و پرورش استعدادهای درخشان نیز از منظر پرورش تخصصی مورد توجه قرار گیرد. اما نکته ی بسیار مهمی که به هیچ وجه نباید از آن غافل شد «پرورش عمومی استعدادهای برتر» به عنوان مقدمهی ضروری برای پرداختن به پرورش تخصصی است.
افرادی که دارای توانمندیهای لازم برای نقش آفرینی جدی در تحقق سند چشم انداز هستند، علاوه بر داشتن توانایی تخصصی در یک حوزه راهبردی کشور، ضرورتا باید از روحیاتی از قبیل «شجاعت علمی، سخت کوشی، اخلاق، تعبد و …» برخوردار باشند. با توجه به تاکیدات دینی و یافتههای روانشناسی، مهمترین برهه برای ایجاد و تثبیت این روحیات مقارن با دوره ابتدایی و متوسطه است که در واقع در قلمرو وظایف وزارت آموزش و پرورش می گنجد. از این رو اگر بخواهیم در کشور چنین افراد برجسته ای به صورت دائمی و پایدار پرورش یابند و با اتکا به روحیات و توامندیهای حداکثری خود به عرصههای ناشناخته علمی ورود نمایند، ناگزیریم علاوه بر توجه به نظام آموزش عالی کشور، نگاه ویژه ای نیز به نظام آموزش و پرورش عمومی کشور داشته باشیم.
بر این اساس، برنامه ریزی بلندمدت و آینده نگرانه برای تحقق سیاستهای علم و فناوری بدون توجه به برنامه ریزی برای پرورش نیروی انسانی کارآمد امکانپذیر نخواهد بود. برنامه ریزی برای پرورش نیروی انسانی کارآمد نیز بدون توجه به نقش بی بدیل دوره پرورش عمومی، غیرممکن می نماید. با توجه به اینکه «مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان و دانش پژوهان جوان» در ذیل وزارت آموزش و پرورش، متولی اصلی پرورش عمومی استعدادهای برتر میباشد[۱]، ضرورت دارد مسئولین کشور و متولیان این مرکز به نقش تعیین کننده آن در تحقق سیاستها، توجه لازم را مبذول نمایند.
از این رو، در شناسایی و پرروش استعداد برتر توجه ویژه به «مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان و دانش پژوهان جوان» از دو منظر باید مورد تاکید قرار گیرد: اول، سیاستگذاران و مسئولین کشور و به ویژه متولیان نظام آموزش و پرورش عمومی به این نهاد تخصصی در حوزه استعدادهای برتر توجه لازم را مبذول فرمایند و دوم، مسئولان و تصمیم گیران این مرکز نیز با تمام وجود خود را یکی از مخاطبان اصلی سیاستهای علم و فناوری قلمداد کرده و وظیفه تعیین کننده ای در تحقق سند چشم انداز برای خود متصور باشند.
پانوشت:
[۱]- این نهاد در سال ۱۳۵۵ با عنوان «سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان» تاسیس گردید. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دچار فراز و فرودهای متعدد شد و نهایتا بعد از ادغام با «باشگاه دانشپژوهان جوان» در سال ۱۳۸۹، هم اکنون با عنوان «مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان و دانشپژوهان جوان» به عنوان متولی تخصصی شناسایی و پرورش استعدادهای برتر در دوره دانشآموزی فعالیت میکند.