
به گزارش صدای دانشجو متن این پیام بدین شرح است: اعضاء محترم هیأت علمی، کارمندان محترم و دانشجویان عزیز و گرامی، نوروز، ارمغان بهار است و بهار یادآور تولدی دوباره، سرآغاز شکفتن، روییدن و سبز شدن. هستی زمزمهای دارد و نیایشی و سپاسی نیست جز برای او که دوباره زنده میکند و میآفریند. دوباره زنده شدن پیام نوروز است و این وظیفه ماست که با طبیعت همراه شده و ضمن ستایش آفریدگار، به شکرانه این عطیه بیبدیل، تغییر را در دل و جانمان آغاز کرده و تحولی درونی در خود ایجاد کنیم.
سال 1393سپری شد و شما دانشگاهیان تلاشگر دانشگاه بوعلی سینا، با علم به اهمیت کاری که انجام میدهید و در سایه توجهات الهی، کارنامه پربار دیگری از کار و تلاش را در سال اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی به یادگار گذاشتید. سالی سرشار از تعامل، تلاش و شور و شعف را همراه شما دانشگاهیان عزیز پشت سر گذاشتیم و هم اکنون با ظهور و بروز بهار فرح بخش، با استعانت از معمار پویندگی و پایندگی، امید است دلهامان را به نور ایمان و دستهامان را با تحول و شکوفایی همراه سازیم و گامهای استواری را در تحقق ایده¬ها و طرح¬های ماندگار برداریم.
بهار 94 را در حالی آغاز می کنیم که اشک ها و لبخندها در هم آمیخته اند. شاخه ای از گل یاس میهمان سفره هفت سین امسال است تا که یادی از یادگار رسول خدا(ص) را زنده کند. پروردگارا تو را سوگند می دهیم، دل ما را به ظهور فرزندش زنده گردان.
ضمن صمیمانه¬ترین شادباش¬ها به یمن فرارسیدن بهار سال 1394 و با آرزوی صحت و سلامتی برای مقام معظم رهبری و سربلندی و پیروزی تمامی خدمتگذاران نظام مقدس جمهوری اسلامی، بدینوسیله از تلاش ها و مشارکت فعال همه دانشگاهیان عزیز در تحقق اهداف دانشگاه و آموزش عالی و در رأس آن نظام مقدس جمهوری اسلامی در سال گذشته قدردانی نموده و از آستان حضرت احدیت مزید توفیق روز افزون را برای خدمتی سرشار از شور و نشاط و مملو از توکل الهی در راستای سیاست های دولت تدبیر و امید، برای اعتلای آرمانهای علمی کشور در سال پیش¬رو خواهانم.

به گزارش صدای دانشجو و به نقل از روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی همدان، علی طاهری عضو هیأت علمی و معاون فرهنگی اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان در دوّمین همایش نسخه شناسی با عنوان نسخه های خطی الجزایر از نگاه عرب وشرق شناسان" المخطوطات الجزائریه فی عیون العرب و المستشرقین " شمال آفریقا در دانشگاه احمددرایه کشور الجزایر به ایراد سخنرانی پرداخت.
وی با ارائه مقاله با موضوع حضور نسخه های خطی الجزایر در کتابخانه های ایران" اسهامات مخطوطات افریقیا و الجزائر فی المکتبات الایرانیه " شرکت نموده و این سخنرانی مورد توجه شرکت کنندگان در همایش و استادان و دانشجویان دانشگاه احمد درایه قرار گرفت.
طاهری به دلیل ارائه این موضوع چندین مصاحبه تلویزیونی ، رادیویی و مطبوعاتی در کشور الجزایر انجام داده و زمینه های همکاری و تعامل بین دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان و دانشگاه احمددرایه فراهم گردیده است .
گفتنی است علی طاهری در کارنامه علمی خود تألیف 7 کتاب، پذیرش و ارائه 18مقاله در همایشهای بین المللی و ملی، چاپ 8 مقاله در مجلات علمی معتبر، اجرا و داوری چندین طرح تحقیقاتی و همچنین افتخاراتی همچون مدرس نمونه کشوری در سال 1386، استاد بسیجی نمونه استان همدان در سال 1386، پژوهشگر نمونه دانشگاه آزاد اسلامی ، استاد بسیجی نمونه کشور در سال 1389، استاد نمونه آموزشی دانشکده علوم انسانی در سال 1390 را دارد.

به گزارش صدای دانشجو، علیرضا پیرحیاتی گفت: تعیین تکلیف وضعیت استخدامی نیروهای ساعتی، اصلاح شیوه وصول مطالبات مالی دانشگاه، تهیه و اجرای طرح نظارت بر خریدهای دانشگاه و هدفمند کردن آنها، ایجاد تسهیلات رفاهی برای پرسنل و برگزاری همایش ها و شوراهای منطقه ای و کشوری به عنوان مهمترین اقدامات صورت گرفته ی این معاونت در سال 1393 است.
وی با اشاره به میزبانی همایش دبیران رفاهی سراسر کشور دانشگاه آزاد اسلامی و پنجمین شورای فوق العاده ی اداری و مالی دانشگاه در سطح سه استان همدان، مرکزی و لرستان، افزود پتانسیل های بالای واحد همدان در برگزاری چنین میزبانی هایی مورد تایید شرکت کنندگان در این مراسم ها بوده است و همین مبنایی است برای برنامه های سال 94 دانشگاه که استفاده ی بهینه و بیشتری از امکانات واحد همدان بعمل آید.
پیرحیاتی بیان کرد: در سال 1393 بیش از 32 میلیارد ريال تسهیلات در قالب وام های ضروری، صندوق پس انداز، خرید و رهن مسکن و ... به اعضای هیات علمی و کارکنان دانشگاه پرداخت شده است .
وی با اشاره به اینکه با تدابیر اندیشده شده توسط مدیران سازمان مرکزی و با توجه به اجرایی شدن تفاهم نامه بین بانک ملی و دانشگاه اعطای تسهیلات بانکی به دانشجویان در سال آینده رونق بیشتری خواهد گرفت گفت: در یک سال اخیر هفت میلیارد ريال تسهیلات بلندمدت با جذب بودجه ی وزارت علوم و بیش از 120 میلیارد ريال تسهیلات در قالب وام های کوتاه مدت، کمک هزینه ی ازدواج، مسکن، ضروری و ... به دانشجویان پرداخت شده است.
وی با اشاره به تکمیل و ارسال پرونده ی حدود 30 درصد از کارکنان و اساتید واحد همدان به سازمان مرکزی دانشگاه و بانک ملی جهت دریافت وام های 40 و 60 میلیون تومانی از ادامه ی این روند در سال آینده خبر داد و تصریح کرد: پرونده های دیگر کارکنان و اساتید متقاضی در اوایل سال 94 ارسال خواهد شد.
معاون اداری و مالی واحد همدان در ادامه ی اعطای تسهیلات رفاهی به کارکنان و اساتید این دانشگاه از امضای قرارداد استفاده از کارت های آسان خرید با بانک تجارت خبر داد و افزود: در قرارداد منعقد شده ی دانشگاه با بانک تجارت، امکان خریدهای اعتباری تا سقف 100 میلیون ريال با کارمزد 4 درصد برای پرسنل مجموعه ی واحد همدان به وجود آمده است.
پیرحیاتی با تأکید بر ایجاد امنیت شغلی و تقویت روحیه برای پرسنل از تعیین تکلیف نیروهای ساعتی و تبدیل وضعیت همکاری 21 نفر از این نیروها به قرارداد کار معین و همچنین تبدیل وضعیت 44 نیروی قراردادی به رسمی در سال گذشته خبر داد.
وی با اشاره به اهمیت مدیریت بهینه ی هزینه ها و جلوگیری از هدر رفت منابع مالی از خروج هفت دستگاه خودروی سواری مستهلک از ناوگان حمل و نقل دانشگاه آزاد اسلامی همدان در سال 93 و خرید جایگزین این خودروها خبر داد و بیان کرد باید با توجه به مقتضیات روز دانشگاه به سمت اقتصاد دانش بنیان پیش برویم

به گزارش صدای دانشجو،علی نعمت چهاردولی در گفتوگو با خبرنگارملایریها صدور حکم مهدی هاشمی را نشان دهنده عزم جدی برخورد با مفسدان دانست و اظهار کرد: مهمترین پیام این حکم این است که فساد، فساد است و فرقی نمیکند از طرف چه کسی انجام شده باشد و باید ح به حق دار برسد.
وی افزود: اجرای حق آقازاده و غیر آقازاده نمیشناسد و هر کس هر جرمی اجام داده و مشکلی به وجود آورده باشد وظیفه قوه قضاییه برخورد با مجرمان است.
نماینده مردم ملایر در مجلس شورای اسلامی گفت: قوه قضاییه برای اجرای قانون نباید بین هیچ کسی تبعیض قائل باشد و هر که هر جرمی انجام داده باشد باید به جرم آن رسیدگی شود و فرقی نمیکند فرد خاطی فقیر، پولدار، دولتی، غیر دولتی ،آقازاده و یا غیر آقازاده باشد.
وی گفت: قوه قضاییه در رسیدگی نباید از جرم کسی بگذرد و نباید تعلل کند و با رسیدگی به موقع اجازه سوء استفاده کسی در خارج و داخل را ندهد.
چهردولی افزود: کسانی که در خارج جو درست کرده اند به فکر منافع ما و نگران حقوق بشر نیستند بلکه قضد ضربه زدن به نظام و نگران جایگاه نظام اسلامی ایران هستند.

«آنچه امروز دوران حکومت مصدق را برجسته می کند، تفاوتهای رفتاری دولت و سیاستگزاری در آن زمان در سنجش با دورانهای پس از آن است. یکی از این تفاوتها این است که دولت مصدق حاضر نبود بههر بهایی خود را بر سر کار نگه دارد و یا یک قطره خون از بینی کسی بریزد... در سنجش آزادیهای مدنی مردم، در دوران مصدق حزبها، مطبوعات، اتحادیههای کارگری و صنفی و گردهمایی و اعتصاب و تظاهرات آزاد بود. پس از کودتا، همه این آزادیها از مردم گرفته شد. اگر این براندازی روی نمیداد، دموکراسی، آزادیهای مدنی و رعایت حقوق بشر چنان در کشور ما در طی ربع سده بعد نهادینه شده بود که دیگر کسی نمیتوانست خواستهای شخصی یا فرقهای خود را بر ملت تحمیل کند؛ و مجبور بود دیدگاه خود را از درون صندوق رای ارائه دهد.»
به گزارش خبرنگار صدای دانشجو به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران، آنچه در فوق خواندید توصیفات سراسر تمجید ارگان کاغذی نهضت آزادی در رسای مرحوم مصدق است؛ نشریه ای که می کوشد از مصدق چهره ای فرا ملی بسازد و در ادامه تحریفات خود جلوه ای وارونه از تاریخ بنماید.
در شماره اخیر نشریه ایران فردا که به الطاف خفیه دولت یازدهم احیا شده است ضمن تمجیدهای فوق می نویسد: دکتر مصدق به اصول دموکراسی و نظام مشروطه پارلمانی اعتماد راسخ داشت و در این چارچوب نیز قوانین موجود را برای تبیین نمایندگی و پاسداری از اصول پارلمانی نارسا می دانست؛ همانگونه که اشاره شد اهمیت رسیدگی بدین مسئله را نیز در آغاز کم از ملی شدن صنعت نفت نمی دانست، اما با خروج تدریجی بحث ملی شدن صنعت نفت از آن چارچوب کاربردی و مشخص اولیه، این موضوع نیز همانند بسیاری از دیگر مباحث و مسائل جاری مملکتی تحت الشعاع قرار گرفته و به دست فراموشی سپرده شد.

نشریه الف، ارگان اطلاع رسانی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان در یادداشتی با عنوان طوطی و بازرگان به این مقطع از تاریخ معاصر کشورمان پرداخته است که مرور آن با توجه به توضیحات فوق خالی از لطف نمی نماید.
این یادداشت را درادامه خواهید خواند:
1.«برتولت برشت» نمایشنامه نویس و شاعر بلند آوازه آلمانی از قول بازیگر نقش اول یکی از نمایشنامه های خود میگوید: «شرمآور است!... چرا هنوز متوجه نشدهای که میتوان به یک نفر برای همیشه دروغ گفت و می توان برای یک بار به همه دروغ گفت، اما هرگز نمی توان برای همیشه به همه دروغ گفت«. حال حکایت »برتولت برشت«هم همان حکایت طوطیان بازرگانان داخلی خودمان هست که هر از چند گاهی سر از سوراخ خود بیرون می آورند و دروغ های همیشگی خود را تکرار می کنند.

2. روزی روزگاری در همین ملک و مملکت خودمان در پای صندوق های رایی که قرار بود صحنه آزادی بیان ملتی باشد، ابتدا صندوق های رای موافقین و مخالفین را به بهانه شمارش راحت تر آرا جدا کردند و رای گیری را اول در تهران برگزار کردند تا بر رای سایر نقاط کشور هم تاثیر گذار باشد. داستان آن جا جالب تر می شود که در کنار صندوق رایی که قرار بود مخالفین، رای خود را در آن بیاندازند، عده ای از اشرار را گذاشتند تا کسی نرود و رای ندهد و برای تحقیر مخالفین در کنار صندوق آنان، الاغی را که بر گردنش، عکس آیت الله کاشانی را انداخته بودند قرار دادند«. تعجب نکنید، این اتفاق در زمان دموکرات ترین و ملی ترین دولت تاریخ ایران رخ داده است!
گاهی نگاه بعضی از افراد به تاریخ و شخصیت هایی که در تاریخ تاثیر گذار بوده اند، نگاهی کاریکاتورانه و خندهدار است. داستان ذکر شده در بالا بهترین شاهد برای این مدعاست. دولت آزادیخواه و شجاع مصدق! به دلیل شرایط بحرانی ای که کشور در آن قرار داشت و هر روز در گوشه ای از بنگاه های اقتصادی کشور حزب توده دست به اعتصاب می زد و تورم ناشی از تحریم ها و عدم فروش نفت بیداد می کرد، به مدت شش ماه اختیار قانونگذاری را از مجلس کسب کرد تا بهتر بتواند به امور مملکت برسد که البته در این امر هم چندان موفق نبود. الغرض به علت اینکه مجلس با درخواست دولت برای تمدید این امتیاز مخالفت کرد، دولت قانونمدار مصدق در اقدامی که خلاف قانون اساسی بود انحلال مجلس هفدهم که شاید یکی از ملی ترین مجالس شورای ملی بود را با وضعیت گفته شده به رفراندوم می گذارد. امام خمینی(ره) درباره این اقدام قانونی! حضرت مصدق السلطنه می فرمایند :»سنخ رفراندوم های دکتر مصدق این طور بود که یک صندوق برای مخالف و یک صندوق برای موافق می گذاشتند و پای صندوق مخالف، یک دسته از اشرار بودند و جز مخالفین یک الاغ را آورده بودند که رای بیندازد«.(صحیفه نور جلد 14صفحه 498)
3.از فعالیت های دموکراتیک و ملی با اعمال شاقه ی مصدق در شماره های 100و101 همین نشریه در مطالبی تحت عنوان طوطی و بازرگان صحبت شد. الغرض درنگاه کاریکاتورانه همین افراد، حمایت مردم از مصدق، ملی گرایی و دین داری حضرت ایشان معرفی میشود که این هم از هجو های تاریخی است. حمایت مردم از مصدق نه به دلیل دینداری او بود و نه به خاطر ملی گرایی اش بلکه حمایت مردم از وی فقط و فقط به دلیل حمایت آیت الله کاشانی از دولت مصدق بود.

پس از آنکه در تیرماه 1330 شاه با درخواست مصدق برای تصدی وزارت جنگ مخالفت کردو مصدق از سمت نخست وزیری استعفا داد و قوام به عنوان نخست وزیر از طرف شاه منصوب شد، آیت الله کاشانی اعلام کرد:» به خدای لایزال اگر قوام نرود، اعلام جهاد میکنم و خود کفن پوشیده و با ملت در پیکار شرکت میکنم.« همین اعلامیه کافی بود تا مردم تهران در 30 تیر ماه همان سال کفن پوش به خیابن ها بریزند و قیام 30 تیر را رقم بزنند تا شاه مجبور شود مصدق را به نخست وزیری منصوب کند. هنوز هفت روز از قیام 30 تیر نگذشته بود که مصدق، سرلشگر وثوق- رئیس ژاندارمری- را که در قیام علیه ملت وارد عمل شده بود به معاونت وارت نفت گمارد و وقتی که آیت الله به وی اعتراض کرد در جوابش نوشت:»در کارها دخالت نکن.« دست آخر هم وقتی آیت الله کاشانی در 27 مرداد 1332 در نامه ای به مصدق نوشت:» آمریکا حالا به صورت ملی و دنیاپسندی می خواهد به دست جناب عالی این ثروت -نفت- ما را به چنگ آورد.«، مصدق به ایشان پیام داد: »اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت هستم و السلام.« و این حکایت مردی بود که به توصیه های رهبر دینی ملت گوش نداد و نتیجه اش 28 مرداد شد. در 28 مرداد دیگر نه کسی به خیابان ها ریخت و جان خود را فدای او کرد و نه کسی شعار »یا مرگ یا مصدق« داد و صد البته حضرت امام (ره) چه زیبا این شخص و طرفدارانش را معرفی میکند: »یگ گروهی که با اسلام و روحانیت اسلام سرسخت مخالف بودند و از اولش هم مخالف بودند، در همان زمان گفتم که این آقا سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی خورد و اگر مانده بود سیلی را بر اسلام می زد.«(تاریخ سیاسی معاصر ایران جلد یک ص 589)
4. آمریکایی ها در ایران مانند دیگر کشور های جهان سوم-به قول خودشان- در جستجوی رهبران غیر کمونیستی بودند که هم دارای وجهه و موقعیت ملی بوده و هم توانایی اصلاحات و تغییرات اساسی اجتماعی و اقتصادی را که در جهت منافع استعمار گرایانه و منفعت طلبانه آمریکا باشد داشته باشند. سیاست آمریکا ایجاب می کرد که با سیاست های امپریالیستی بریتانیا در ایران مقابله کند،اما در عین حال ترجیح می داد که به جای رویارویی مستقیم با انگلیس به حمایت از نیروهای ملی و طرفدارهای آمریکا بپردازند و چه کسی بهتر از دکتر مصدق می توانست این نقش را ایفا کند. مصدق در ماجرای ملی شدن صنعت نفت به دنبال کوتاه کردن دست استعمار پیر انگلیس از نفت بود که برای رسیدن به این هدف نگاه خوشبینانه ای به امریکا داشت که همین سیاست غلط، وی را زمین گیر کرد. دکتر صدیقی وزیر پست و تلگراف کابینه مصدق، تصویر غیر واقعی از اختلاف آمریکا و انگلیس که در بین دولتمردان به ویژه مصدق ایجاد شده بود و عقاید و افکار دکتر مصدق و بینش ملی و اجتماعی او در برخورد با موانع و محظورات داخلی و خارجی را از عوامل اصلی شکست ملی شدن صنعت نفت میداند.(تاریخ تحولات سیاسی ایران صفحه 555) از دیگر اسنادی که نشان دهنده این سیاست غلط مصدق است، کتاب خاطرات دکتر غلامحسین مصدق پسر دکتر مصدق است. او در کتاب خاطراتش درباره ی کارمندان شرکت نفت اینگونه از قول پدرش مینویسد که: »مدیر کل امور فنی عملیات نفت ایران که دارای قدرت و اختیارات اجرایی است باید از ملیت غیر انگلیسی باشد -آمریکایی یا هلندی- به هر حال نباید انگلیسی باشد«. یا در جای دیگری از همین کتاب وی به ضیافت ناهار مصدق با آچسون وزیر امور خارجه وقت آمریکا در بلاروس اشاره می کند و می گوید که آچسون در این دیدار مصدق را مطمئن ساخت که از نظریات او در قبال اختلاف میان ایران و انگلیس پشتیبانی خواهد کرد. نکته جالب آن جاست که پسر و وزیر کابینه مصدق، خود زبان به اعتراف باز می کنند که مصدق برای رسیدن به هدف های خود دست به دامن آمریکا می شود و اما عده ای که ذره ای از تاریخ و آنچه که در تاریخ گذشته مطلع نیستند مصدق را فردی فراملی و فرادورانی معرفی می کنند که به دنبال استقلال کشور از دو بلوک شرق و غرب است که به حق از طنز های روزگار است.
5. نقل وقایع تاریخی با غرض ورزی و کینه توزی از جمله مواردی است که هر انسانی را آزرده خاطر می کند. عده ای قلیل در گوشه و کنار این مملکت پیدا می شوند که به بیان مطلبی می پردازند و تنها قسمتی از واقعیت را بازگو می کنند و بعد با ارائه تحلیل خود، سعی در رسیدن به اهداف شخصی خود دارند. و این کار زمانی زشت و شنیع تر می شود که این جماعت با این ترفند به دنبال تخریب جریان روحانیت مبارز و اصیل باشند. به عنوان مثال می گویند که جمعیت فدائیان اسلام هیچ نقشی در صنعت ملی شدن نفت نداشت و این صحبت در حالی مطرح می شود که اگرکسی اندکی مطالعه در تاریخ داشته باشد می داند وقتی که در مجلس شانزدهم، جبهه به اصطلاح ملی به دنبال تصویب لایحه ملی شدن صنعت نفت بود و ارتشبد رزم آرا –نخست وزیر وقت- را مانع بزرگی در مقابل خود می دید دست به دامان فدائیان اسلام شدند و در جلسه ای که با حضور افرادی همچون دکتر فاطمی، بقایی، مکی و دیگر سران جبهه ملی از طرف دکتر مصدق با فدائیان اسلام برگزار می کنند، خواستار ترور رزم آرا توسط فدائیان اسلام می شوند که شهید نواب صفوی به شرط اجرای احکام اسلام آن را می پذیرد. حال چه می شود که وقتی خر عده ای از پل می گذرد دچار آلزایمر می شوند الله اعلم! یا در جای دیگری فدائیان اسلام را جریانی ضد ملی خطاب می کنند و شاهد می آورند که آنها انقلابی ترین وزیر دکتر مصدق یعنی دکتر فاطمی –وزیر امور خارجه- را ترور کردند و به دولت ملی مصدق ضربه زدند که این هم از آن پس و پیش کردن های تاریخی است. چرا که ترور ناکام دکتر فاطمی اصلا قبل از انتصاب ایشان به منصب وزیر امور خارجه است و دلیل آن هم توطئه ای بود که دکتر فاطمی با هماهنگی شاه و مصدق علیه جمعیت فدائیان اسلام به راه انداخت. البته عناد و کینه ورزی این افراد با جریان روحانیت مبارز به ویژه جمعیت فدائیان اسلام به همین جا ختم نمی شود و شهید نواب صفوی و همرزمانش را افرادی مرتجع معرفی می کنند و علت دستگیری این شهید در دوران نخست وزیری مصدق را شکستن شیشه های مغازه های فروش آلات موسیقی ذکر می کنند که این مورد پس و پیش کردن تاریخ نیست که به واقع مطلب کذبی است. چرا که علت بازداشت شهید نواب صفوی شکستن شیشه مشروب فروشی ها بوده است نه مغازه های فروش آلات موسیقی. اما سوالی که این جماعت باید پاسخ دهند این است که تلاش برای جلوگیری از فاسد شدن جوانان این مرز و بوم عملی مرتجعانه است یا نحوه برخورد با مخالفین انحلال مجلس و تمسخر رهبر مذهبی نهضت نفت و انداختن عکس وی بر گردن الاغ؟
6. و حال امروز بیش از 60 سال از ماجرای ملی شدن صنعت نفت می گذرد و نه از مصدق خبری است و نه از جبهه به اصطلاح ملی اش. اما عده ای به اصطلاح روشنفکر با انگیزه های حزبی و منافع سیاسی شان در اقداماتی شنیع و غیر اخلاقی دست به مصادره این تاریخ پر عبرت و عظمت زده اند. این جریان که در دوره اصلاحات کمر به ریشه کن کردن بنیان های فکری و دینی و مذهبی این ملت بسته بودند، حال دیگر حنایشان در بین مردم رنگ و بویی ندارد و هر روز در باتلاق فکری خود بیشتر دست و پا می زنند اما قلیل نخاله های این جریان هنوز در دانشگاه ها امید به انحراف فکری جوانان این ملت دارند و آنها را عده ای نادان و جاهل فرض کرده و روزی نیست که در نشریاتشان مطالب کپی و پیستی را از اربابانشان نزنند که سرنوشت این گروه چیزی جز سرنوشت پدر معنوی شان نخواهد بود.
* گزارش از محسن تاجیک و حسین شهنی

دوران حضور محمود احمدی نژاد در رأس قدرت با تمام نقاط ضعف و قوت هایش در 12 مرداد 92 به پایان رسید و محمود احمدی نژاد از خیابان پاستور راهی منزل نوسازی شده خود در نارمک شد تا دوران جدیدی از زندگی خود را در آرامش و به دور از سیاست آغاز کند. هر چند که برخی اقدامات وی مثل تلاش برای تأسیس دانشگاه ایرانیان کماکان از عزم وی برای نقش آفرینی در سطوح عالی خبر می داد و حضور وی در مجامع عمومی همچنان خبرساز می شد، اما تا مدتی نشانهای از موضع گیری در رابطه با مسائل کشور و تلاش برای بازگشت به پازل قدرت از وی مشاهده نمی شد.
اما این منش توسط احمدی نژاد ادامه پیدا نکرد و اقدامات و موضعگیری های جدید وی نشان از عزم احمدی نژاد برای پیروی از سنت دیگر رؤسای جمهور ایران برای بازگشت به قدرت است. مسئلهای که توسط حامیان و حلقه اطرافیان وی نیز تکرار می شود.
فعال شدن مجدد رئیس جمهور سابق
فعالیتهای احمدی نژاد که می تواند نشانههایی از عزم وی برای بازگشت به قدرت باشد در چند محور متمرکز شده است که نقطه اوج آن را می توان در افتتاح سایت رسمی و رسانهای کردن اقدامات و مواضعش دانست که در 12 بهمن ماه امسال اتفاق افتاد و به نوعی اعلان رسمی برای احیای هویت سیاسی وی تعریف میشود. اما محورهای عمده فعالیت احمدی نژاد را می توان اینگونه بیان کرد:
1. تداوم ارتبط با تودههای مردم: یکی از ویژگیهای محمود احمدی نژاد در دوران تصدی پست ریاست جمهوری، ارتباط مستمر وی با توده های مردم بود که از قضا یکی از نقاط قوت دولت نهم و دهم به حساب می آید که البته با نزدیک شدن به سال های پایانی دولت دهم به دلیل برخی اقدامات رئیس جمهور و اطرافیانش، این ارتباط به میزان قابل ملاحظه و محسوسی کاهش پیدا کرد. احمدی نژاد تلاش کرده است که پس از پایان دولت نیز ارتباط خود با توده های مردم را حداقل در ظاهر حفظ کند که اخیراً نیز به این دست از فعالیت خود افزوده است.
2. برگزاری دیدار و جلسات با سیاسیون: برگزاری جلسه و دیدارهایی معمولی به خودی خود نمیتواند نشانهای برای تلاشهای احمدی نژاد در بازگشت به قدرت باشد اما وقتی این جلسات و دیدارها در کنار دیگر اقدامات و طیف گستردهای از سیاسیونی که با درخواست احمدی نژاد برای ملاقات مواجه می شوند قرار می گیرد، نمی تواند عادی تلقی شود. احمدی نژاد علاوه بر ارتباط گیری با توده ها تلاش هایی برای نفوذ و ارتباط گیری با چهره های شاخص طیف های سیاسی انجام داده است. ارتباط با سید حسن خمینی و برخی چهرههای اصولگرا و برگزاری جلسات منظم با وزاری و مسئولین دولت سابق می تواند مصادیقی از این مسئله باشد.
3. شروع مجدد سفرهای استانی: شروع مجدد سفرهای استانی و سخنرانی وی می تواند محل مناسبی برای جمع شدن و ارتباط گیری مجدد حامیان وی در شهرهای مختلف باشد. این سفرها که در آخرین نمونه آن به مناسبت برگزاری مراسم یادبود والده ایشان در شهرهای تبریز و قم برگزار شد با یک سفر خارجی نیز همراه شد و احمدی نزاد و تیم همراه وی برای شرکت در مراسم یادبود نجم الدین اربکان به ترکیه سفر کردند.
فرآیند بازگشت احمدی نژاد به قدرت
اما بازگشت احمدی نژاد به قدرت که از جانب حامیان و حلقه اطرافیان وی نقطه امیدی برای حل مسائل و مشکلات کشور بیان می شود نیازمند طی فرآیندی است که در برخی از نوشتهها و مواضع اطرافیان وی دیده می شود. به عنوان مثال عبدالرضا داوری یکی از نزدیکان احمدی نژاد با معرفی جریان حزب الله و توده های اجتماعی به عنوان دو منبع قدرت لازم برای فردی که خواهان کسب اکثریت آرای مردم در انتخابات ریاست جمهوری 96 است می نویسد: "در این شرایط اگر چهرهای در برابر حسن روحانی قرار گیرد که اولا با فعال سازی شکاف «استقلال خواهی- وابستهگرایی» بتواند رای بدنه اجتماعی حزبالله را با خود همراه کند و ثانیا از تعامل بالا با تودههای مردم برخوردار باشد به نحوی که بتواند با فعال سازی شکاف «عدالتخواهی - خاصگرایی» بدنه اجتماعی تودههای مردم را برای رای ندادن به حسن روحانی قانع کند، با احتمال فراوان، سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ با عدم ریاست حسن روحانی در دولت دوازدهم و شکست «۱۵ به ۲۵» وی در برابر رقیبش رقم خواهد خورد.فرایند همسویی و پیوند جریان حزبالله با تودههای اجتماعی مردم به عنوان دو منبع قدرت موثر در نظام جمهوری اسلامی میتواند به آسانی حسن روحانی - به عنوان نماد برآمده از پیوند دو منبع قدرت روحانیت و بروکراتهای غربگرا - را از دسترسی به دولت دوازدهم دور سازد."[1]
در همین راستا مشاهده می شود که احمدی نژاد حداقل در بعد رسانهای علاوه بر تلاش برای بازیابی حمایت توده های مردم از خود، به دنبال همراه سازی جریان فعال حزب الله از طریق دفع عواملی است که باعث جدا شدن این طیف از فعالان اجتماعی شده است. به همین دلیل کمتر در کنار همراهان حاشیه ساز خود مانند مشایی در مقابل دوربین های رسانهها قرار می گیرد؛ در حالی که به خاطر او حاضر شده بود بسیاری از نزدیکان خود را کنار گذارد و حتی با دور زدن قانون به منظور همراهی وی برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری راهی وزارت کشور شود. یا از بسیاری از یاران خود که تا قبل از این جزو خطوط قرمز دولت به حساب می آمدند اظهار برائت کند و مفاسد این افراد را مرتبط به قبل از حضورآنها در دولت عنوان کند.
بازگشت احمدی نژاد؛ بازگشت به عقب
با وجود اینکه احمدی نژاد در هشت سال ریاست جمهوری خود، تلاشهای زیاد و اقدامات مثبت فراوانی را انجام داده است، اما برخی نواقص و نقاط ضعف در وی، برنامهها و منش سیاسیاش میتواند مسیر حرکت روبه جلوی کشور را با وقفه مواجه کند و بازگشتش به قدرت بار دیگر حاشیهها و تنشهای دو سال پایانی ریاست جمهوریاش را زنده کند. بنابراین با وجود این نقاط ضعف، بازگشت دوباره ی وی به قدرت نوعی بازگشت به عقب محسوب می شود و همانطوری که در فرووردین ماه سال 92 مقام معظم رهبری نیز تأکید داشتند، مردم می بایست برای انتخاب رئیس جمهور علاوه بر توجه به نکات مثبت رئیس جمهور فعلی، به کسانی رأی دهند که فاقد نقاط ضعف رئیس جمهور باشد. «رئیس جمهور آینده باید ضمن اینکه دارای امتیازات رئیس جمهور قبلی باشد، از نقاط ضعف او نیز به دور باشد. باید انتخاب مردم در انتخابات ریاست جمهوری نشانگر پیشرفت و تکامل و انتخاب بهترین ها در هر دوره نسبت به دوره های قبل باشد.»[2]
با بازگشت احمدی نژاد به قدرت تمامی نقاط ضعف و نواقصی که در دولت های نهم و دهم در زمینههای فرهنگی ( مانند مظلومیت فرهنگ در دولت، اولویتبندی نکردن فعالیتهای فرهنگی، کارهای تشریفاتی و ویترینی و...)، اقتصادی ( مانند بر زمین ماندن بخش عمدهای از اصل ۴۴،اجرایی نکردن مصوبه یارانه تولید ، عدم توجه به تعطیلی برخی کارخانجات و صنایع ، مدیریت نادرست منابع ارزی، بیتدبیری در برابر تحریمها و...)، مدیریتی (مانند ارتباط کم با نخبگان حوزه و دانشگاه، موضعگیریها و اطلاعرسانی متناقض درون دولت، وعدههای عملی نشده و دامن زدن به توقعات مردم، موازیکاری در مدیریتهای دولتی و...) و سیاسی (مانند کشاندن اختلافات میان مردم، متهم کردن دیگران به استناد اتهام ثابت نشده، بهانه دادن به جنجال آفرینان، پرداختن به حواشی و ...) وجود داشت با توجه به مشی و مدل رفتاری احمدی نژاد تکرار خواهد شد که با علم به وجود این اشکالات و نواقص، بازگشت احمدی نژاد بازگشت به عقب محسوب خواهد شد.[3]
نتیجه گیری
به نظر می رسد سنت و رویه رؤسای جمهور سابق ایران بعد از اتمام دوران ریاست جمهوری شان برای بازگشت به قدرت، توسط احمدی نژاد نیز در حال پیگیری است و مجموع اقدامات وی در هفتههای اخیر نشان میدهد که برنامه ی وی وارد فاز جدیدی شده است. به نظر دیدبان با وجود نقاط مثبت و قوت فراوانی که در دولتهای پیشین وجود داشت اما وجود برخی کاستیها و نقاط ضعف باعث میشود که بازگشت احمدی نژاد به نوعی بازگشت به عقب به حساب بیاید و تمامی این کاستیهاو ضعفها باردیگر در کشور تکرار شود. بنابراین با توجه به برنامه ای که اطرافیان رئیس جمهوربرای استفاده از ظرفیت تودههای مردم به همراه جریان فعال حزب الله به عنوان دو منبع لازم برای رسیدن مجدد به قدرت دارند، لازم است که توجه بیشتری در این زمینه صورت گیرد تا از بازگشت به شرایط پیشین جلوگیری به عمل آید.
[1] http://www.dolatebahar.com/print-8320.html

یکی از مهمترین یا بهتر بگوییم مهمترین شعار انتخاباتی آقای روحانی حل مساله هسته ای و بستن پرونده آن بود به نحوی که همراه با چرخش سانتریفیوژها چرخ صنعت و تولید کشور هم بچرخد. از این رو عمده انرژی دولت از ابتدای حاکم شدن بر فرمان دستگاه اجرایی کشور صرف موضوع هستهای شد.
از طریق ارتباط با دنیا مشکلات کشور را حل می کنیم
تعدادی از دولتمردان بالاخص دکتر روحانی در مقاطع مختلف وعده حل مشکلات اقتصادی را با حل کردن موضوع هسته ای و رفع تحریم و به عبارت فراگیرتر رابطه با دیگر کشورها و نگاه به بیرون به جای نگاه به درون کشور میداد. بگذریم از صحیح یا غلط بودن این نگرش و این که دائما رهبر معظم انقلاب راه حل تمام مشکلات اقتصادی را تکیه به نیروی درون و قوی شدن از داخل می داند بر خلاف دولتیها که نگاه به بیرون از مرزهای کشور دارند. وعده های مکرر دولت و تبلیغات گسترده رسانههای همسو با آن مبنی بر فواید به نتیجه رسیدن مذاکرات، امید مردم به رونق فضای اقتصادی کشور را دو چندان کرد و مردم چشمشان به عملکرد مرد همیشه خندان دستگاه دیپلماسی کشور دوخته اند تا خبری خوش از او بشنوند. اما نکتهای که هر از گاهی مردم را نگران و سردرگم می کند، تعارض هایی است که هر از گاهی در سخنان دولتمردان شنیده می شود. نگارنده در حد نوشتار حاضر در پی گردآوری برخی از این تناقضات است.
به رسمیت شناخته شدن غنی سازی، آری یا خیر؟
یکی از آشکارترین و جنجالی ترین نمونه تضاد در سخنان مقامات دولت یازدهم به رسمیت شناختن یا نشناختن حقوق هستهای ایران از جمله حق غنی سازی انرژی هستهای است. پس از حصول توافقنامه طرح اقدام مشترک، آقای روحانی خطاب به رهبر انقلاب نامه ای نوشت و ضمن تبریک گفتن به ایشان، یکی از دستاوردهای این توافقنامه را به رسمیت شناختن حق غنی سازی از سوی قدرت های بزرگ اعلام کرد. البته قبل از آن هم آقای ظریف دقایقی پس از پایان مذاکرات ژنو به این موضوع اشاره کرده بود. ادعاهای دیگری نیز شد از جمله آغاز فروپاشی سازمان تحریم که بگذریم از صحت و سقم تحقق آن در عرصه عمل. نکته جالب و تناقض آمیز داستان اینجاست که سید عباس عراقچی عضو ارشد تیم ذاکره کننده مان در طی سفری که در بهمن ماه سال 1392 به قم داشت و با طلاب مدرسه معصومیه قم دیدار کرد، اعلام کرد: "اینکه آقای رئیسجمهور توی نامهشان اگر نوشتند حق ما را به رسمیت شناختهاند، ایشان اشتباه کردهاند"(1).
این جلسه به درخواست آقای عراقچی بدون حضور خبرنگاران برگزار می شود ولی فایل صوتی آن منتشر میشود که در آن آقای عراقچی به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی ایران را نفی می کند. گرچه عراقچی پس از انتشار این فایل صوتی به آن واکنش نشان داد و آن را تکذیب کرد ولی این هم از آن تکذیب هایی است که در فضای سیاسی کشورمان به کرات مشاهده می شود و با توجه به موجود بودن فایل صوتی آن نباید آن را جدی گرفت. این هم بماند که جان کری وزیر خارجه آمریکا هم به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران در توافق ژنو را نفی کرد.
بالاخره دنبال توافق یک مرحله ای هستید یا دو مرحله ای؟
چندی پیش در رسانه ها خبری منتشر شد که قرار است ایران و 1+5 در روند مذاکرات هسته ای در اوایل سال آینده یک توافق سیاسی امضا کنند. رهبر معظم انقلاب در بیاناتشان در 19 بهمن سال جاری توافق دو مرحله ای را نفی کردند و فرمودند توافق باید در یک مرحله و با تمام جزییات باشد. پس از این بیانات، خانم مرضیه افخم سخنگوی محترم وزارت خارجه در نشست خبری اش با اصحاب رسانه توافق دو مرحلهای را رد کرد و با بیان فرق بین توافق و تفاهم گفت ما ابتدا به یک تفاهم سیاسی دست پیدا می کنیم سپس یک توافق نهایی با جزئیات کامل و آشکار امضا خواهیم کرد. این سخنان بازتابهای زیادی داشت و یکی از نقدهایی که به آن وارد شد این بود که به نظر می رسد استفاده از واژه تفاهم سیاسی به جای توافق یک جور بازی با الفاظ است و در واقع صورت مساله عوض می شود بدون اینکه محتوای آن که همان توافق دو مرحله ای است دست بخورد. پس از این خانم افخم به نوعی حرف خود را پس گرفت و گفت:"جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هستهای با 1+5 همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودهاند فقط با توافقی که در یک مرحله صورت گرفته و حاوی تمامی جزییات و کلیات باشد موافقت خواهد کرد"(2). با این که خانم افخم اشاره کرد که تیم مذاکره کننده در چارچوب فرمایشات رهبر انقلاب حرکت خواهد کرد اما هنوز این ابهام حداقل برای نگارنده وجود دارد که بالاخره تیم مذاکره به دنبال تفاهم سیاسی هست یا خیر؟
مذاکرات در چه مرحله ای است؟!
یکی دیگر از نقاط ابهام آمیز در اظهارات مقامات دولت تدبیر و امید در بحث هسته ای این است که از یک طرف اعلام می کنند که مذاکرات پیشرفت بسیار خوبی داشته است و 95 درصد اختلافات حل شده است و از طرف دیگر می گویند طرف مقابل زیاده خواهی می کند و هنوز اختلاف بسیار زیادی بین طرفین وجود دارد! نمونه این نوع گفته ها اظهارات سخنگوی دولت بود. آقای نوبخت در اظهارات اخیر خود اعلام کرد: "مقیدیم مذاکرات تا یازده فروردین به سرانجام برسد"(3). اگر مذاکرات تا این حد پیشرفت داشته که قرار است تا یازده فروردین به نتیجه برسد پس زیاده خواهی طرف مقابل را چگونه می توان توجیه کرد؟! دستگاه دیپلماسی کشور که متصدی به ثمر رساندن مذاکرات است بالاخره تکلیف خود را با مردم روشن نمی کند که واقعا مذاکرات در چه مرحله ای است و آیا مردم می توانند امیدوار باشند که به یک توافق خوب که همه منافع آنان را تامین کند و مهم تر از آن عزت آنان را حفظ کند دست خواهند یافت یا نه؟ آیا سطح اختلافات کاهش پیدا کرده؟ یا اختلافات زیادی هنوز باقی مانده است؟!
نتیجه گیری
به نظر صدای دانشجو تناقضات و ابهاماتی که چند نمونه از آن در این نوشته آورده شد را به چند طریق می توان تحلیل کرد: اول این که تیم مذاکره در ابتدا یک راهبرد را برای به پیش بردن مذاکرات اتخاذ می کند ولی با تذکرات رهبر انقلاب و فشار افکار عمومی و نخبگان کشور آن را در گفتار تغییر می دهد و امید است که در عمل هم آن را اثر ببخشد. دوم این که در بین خود دولتیها اتفاق نظر در مورد مسائل هستهای وجود ندارد و هر کدام یک برداشتی از آنچه اتفاق افتاده و آنچه اتفاق خواهد افتاد دارند. سوم این که دولت محترم با مردم رو راست نیست و آنچه که در رسانهها اعلام می کند با آن چیزی که در عمل انجام می دهد متفاوت است. به نظر میرسد دولت محترم باید به گونهای رفتار کند که همانگونه که رهبر انقلاب اشاره کردند یک صدای واحد از دولت بیرون بیاید تا اعتماد مردم از دولت سلب نشود و سرمایه اجتماعی آن از دست نرود.
منابع:
1. http://www.vatanemrooz.ir/Newspaper/BlockPrint/3010
2. http://www.tasnimnews.com/Home/Single/659533
3. http://www.irna.ir/fa/News/81520007/

به گزارش صدای دانشجو، تجمعکنندگان با در دست داشتن پلاکاردهایی نظیر “داشتن هوای پاک حق مردم است” و “آقای دادستان خفه شدیم” و نیز با مضامین بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان و فعالان محیط زیست، خواستار برخورد قاطع دادستانی و وزارت دادگستری با مقوله تخریب محیط زیست و فروش باغات و تراکمفروشی در شهرهای بزرگ شدند.
در این تجمع نامه ای سرگشاده از طرف بسیج دانشجویی دانشگاههای تهران به رییس دستگاه قضا منتشر و قرائت شد که در آن با نام بردن از دانه درشتهای مخرب باغات و تعیین مصادیق آن، از رییس قوه قضاییه خواسته شده است بنابر فرمایش رهبر انقلاب بشدت با عاملان تخریب برخورد کند.
متن نامه مزبور به شرح ذیل است:
نامه بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران به رئیس محترم قوه قضاییه، حضرت آیت الله آملی لاریجانی
از این پس مردم باید قضاوت کنند که کدام دستگاهها به وظیفه خود برای حفظ محیط زیست عمل می کنند و کدام دستگاهها برای حفظ محیط زیست، تلاش و اقدام لازم را انجام نمی دهند. مقام معظم رهبری –دیدار با فعالان محیط زیست –۱۷ اسفند ۱۳۹۳
حضرت آیت الله صادق لاریجانی
ریاست محترم قوه قضاییه
با سلام، پیرو بیانات صریح و روشن مقام معظم رهبری در دیدار مورخ ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ با فعالان محیط زیست و بخشنامه مورخ ۱۸ اسفند جنابعالی به دادگستری های سراسر کشور، درخواست داریم پرونده های زیر که بارها در رسانه ها از سوی بسیج دانشجویی درخواست پیگیری آنها شده است مورد اقدام قاطع قرار گیرند:
۱- تغییر کاربری غیرقانونی حدود ۱۰۰ هکتار اراضی کشاورزی واقع در منطقه کلاک لواسان در کنار دریاچه سد لتیان که از منابع آب شرب شهر تهران می باشد برای ساخت و ساز مسکونی در آن.
۲- تغییر کاربری غیرقانونی ۱۶ هزار متر مربع از اراضی سبز واقع در ارتفاعات ۱۸۰۰ سوهانک تهرانبرای ساخت دو برج ۳۵ طبقه توسط تعاونی مسکن مجلس شورای اسلامی.
۳- تخریب و تفکیک غیرقانونی باغ حکمت به مساحت ۱۸ هزار متر مربع در حریم رودخانه تامین آب شرب واقع در منطقه لواسان توسط ستاد اجرای فرمان امام(ره).
۴- تغییر کاربری غیرقانونی بوستان مادر به مساحت ۷۰ هزار متر مربع واقع در منطقه ۵ شهر تهران به مسکونی – تجاری توسط یکی از پیمانکاران شهرداری تهران.
۵- تخریب کامل باغ گیاهی به مساحت بیش از ۱۰ هزار متر مربع واقع در میدان تجریش تهران و تبدیل آن به مجتمع تجاری توسط صندوق بازنشستگی وزارت اطلاعات.
۶- تخریب کامل باغ ضرابخانه به مساحت ۱۱ هزار متر مربع واقع در خیابان شریعتی تهران و تبدیل آن به برج ۳۰ طبقه تجاری اداری توسط بنیاد تعاون ناجا.
۷- شروع به تخریب باغ معنوی به مساحت ۲۲ هزار متر مربع واقع در منطقه جمشیدیه تهران به منظور ساخت برج های مسکونی توسط شرکت ساختمانی بانک ملت با پشتیبانی کمیسیون ماده ۵٫
۸- تخریب باغ ۷۰ ساله پسیان به مساحت ۲۸۰۰ متر مربع واقع در خیابان ولیعصر تهران با پشتیبانی کمیسیون ماده ۵٫
۹- تخریب و تغییر کاربری ۲۸ قطعه از باغات موقوفه آستان قدس رضوی در شهر مشهد از جمله باغ ۷۸ هزار متر مربعی در چهار راه سجاد شهر مشهد به منظور ساخت مجتمع تجاری «مشهد مال» با مشارکت بانک تات و آستان قدس.
۱۰- ساخت پروژه عظیم تجاری اطلس پلازا توسط بانک انصار در اراضی ممنوعه عباس آباد. این اراضی با تاکید مقام معظم رهبری و طبق طرح باید به فضاهای سبز و فرهنگی اختصاص داشته باشد.
بدیهی است تا زمانی که قوه قضاییه با تخریب کنندگان باغات در تهران و مشهد و اطراف آن که به طور سازمان یافته و با پشتیبانی کمیسیون های ماده ۵ و به صورت آشکارصورت می گیرد برخورد قانونی نکند نمی توان انتظار داشت که در استان های دیگر و در نقاط دورافتاده مراتع و جنگل ها مورد حفاظت قرار گیرند.
و نهایتا فصل الخطاب امام خامنه ای در دیدار با فعالان محیط زیست :
افراد سوء استفاده کننده بی هیچ اغماضی مورد تعقیب قضایی قرارگیرند و اگر در دستگاهها نیز کوتاهی انجام گیرد، باید با عوامل این کوتاهی هم بشدت برخورد شود.

به گزارش صدای دانشجو به نقل از فارس، آیتالله غیاثالدین طهمحمدی ظهر امروز در خطبههای عبادی سیاسی نماز جمعه همدان با تأکید بر لزوم دشمنشناسی، آن را یکی از نشانههای مومن دانست و اظهار کرد: عدم توجه به این اصل مهم، عامل شکست آدمی میشود.
وی گفت: تا دشمن خود را به خوبی نشناسیم، نه تنها به عمق کینه دیرینه او و حس انتقامجویی آن پی نخواهیم برد بلکه نمیتوانیم به اهداف پیش رو دست یابیم.
امام جمعه همدان با تأکید بر اینکه به دشمن اعتمادی نیست، بیان داشت: نباید به وعدهها و لبخندهای دروغین دشمن و همین طور چربزبانیهای آن اعتماد کرد.
وی با اشاره به ضرر و زیانهایی هنگفتی که از سوی آمریکا و اسرائیل به کشورهای اسلامی وارد شده، گفت: با دشمنشناسی میتوان در مقابل دسیسههای آنان نیز ایستاد.
*آمریکا هیچ گاه قابل اعتماد نبوده و نیست
محمدی در بخش دیگری از سخنانش مومن واقعی را کسی دانست که علاوه بر دشمنشناسی، تمام و کمال از دین خدا دفاع کند، ابراز داشت: برخی خود مومن و متدین هستند اما متأسفانه در این مسیر برای دفاع از خانواده و دوستان خود که علیه دین فعال هستند، سکوت اختیار میکنند که این درست نیست.
وی با بیان اینکه نمیشود هر جا به مصلحت خودمان باشد، دیندار باشیم، و هر جا مصلحت نبود، دین را کنار بگذاریم، گفت: این نوع دینمداری، ناقص است و به طور حتم انسان را به سرمنزل مقصود نمیرساند.
امام جمعه همدان در ادامه با اشاره به روند مذاکره هستهای با گروه 1+5، گفت: غرب به ویژه آمریکا ثابت کرده که قابل اعتماد نیست.
وی با بیان اینکه رهبری نیز بارها غیر قابل اعتماد بودن آمریکا را گوشزد کرده بودند، بیان کرد: اخیراً 50 نفر از نمایندگان کنگره آمریکا طی نامهای اعلام کردهاند در صورت رسیدن به توافق هستهای و برداشتن تحریمها، این روند تا زمان ریاست جمهوری اوباما معتبر است و دوباره شرایط به حالت قبل بازخواهد گشت.
*همدان نیاز به این همه خانهباغ ندارد/هزینه آن صرف ایجاد واحدهای تولیدی شود
محمدی در ادامه سخنانش با اشاره به دیگر توطئههای دشمن، ایرانهراسی، شیعههراسی و اسلامهراسی را بخشی از آنها دانست و ادامه داد: دشمن به خاطر ذات خبیث و پلید خود هیچ گاه دست از دشمنی با ایران و اسلام برنمیدارد.
وی از ائتلاف دروغین غرب برای مقابله با داعش سخن راند و گفت: این در حالی است که نه تنها پیشرفتهترین اسلحهها از سوی آمریکا و اسرائیل تحویل داعش میشود بلکه پایگاههای نظامی عراق نیز توسط جنگندههای غرب بمباران میشوند.
امام جمعه همدان در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه برخی نیز در داخل با اقدامات و یا قلم خود همراه دشمن شدهاند، ابراز داشت: دشمن در عرصه اقتصاد نقشههای خطرناکی را برای نظام طراحی کرده که اختلاسها و فسادهای اقتصادی نیز در این نقشه قرار دارد.
وی در ادامه با بزرگداشت روز شهدا، امنیت امروز ایران را مرهون ایثارگری آنان دانست و خواستار تداوم راه این بزرگواران شد.
محمدی از تخریب محیط زیست به شدت انتقاد کرد و با بیان اینکه همدان نیاز به این همه خانهباغ ندارد، گفت: مبالغ هزینه شده برای این خانهباغها را میتوان برای ساخت کارخانه و واحدهای تولیدی و ایجاد اشتغال صرف کرد.

آیا وزارت خارجه و دولت از سخنان یونسی تبری می جوید؟ حداقل اصلاح میکند؟
علی یونسی در مصاحبه با روزنامه عرب زبان «الشرق الوسط» گفته است، «در حال حاضر عراق نه فقط حوزه تمدنی نفوذ ماست بلکه هویت، فرهنگ، مرکز و پایتخت ماست و این مسئله هم برای امروز است و هم گذشته. چرا که جغرافیای ایران و عراق غیر قابل تجزیه است و فرهنگ ما غیر قابل تفکیک است. پس ما یا باید با هم بجنگیم و یا یکی شویم»
سخنان یونسی از هر طرف که خوانده شود و با نهایت حسن ظن به آن نگریسته شود باز نمی توان از پس تبعات منفی آن در منطقه بر آمد.تنها دریافتی که از جملات یونسی میتوان کرد القای«تشکیل امپراطوری ایران» در منطقه است که از مدتها قبل توسط غرب و صهیونیستها برای جدایی همسایگان ایران از کشورمان طراحی گردید.البته نه بصراحت تشکیل امپراطوری با عناوینی همچون،هلال شیعی و ... سعی در ایران هراسی داشته و دارند.
سخنان نسنجیده یونسی چنان بازتاب داشت که وزیر امور خارجه عراق را واکنش وا داشت.ابراهیم جعفری در پاسخ به سخنان یونسی گفته است:« عراق دارای حاکمیت کامل است و به هیچ طرفی چه ایران و چه غیر از آن اجازه نداده و نخواهد داد که این حاکمیت را نقض یا در امور داخلی این کشور دخالت کند.»
علی لاریجانی هم در سفر به قطر، در نشست خبری مورد سئوال خبرنگاران قرار گرفت.لاریجانی در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه مفهوم اظهارات آقای یونسی مشاور رئیس جمهور مبنی بر اینکه بغداد پایتخت ایران است، چیست؟ گفت: بعید میدانم ترجمه درستی از صحبتهای وی شده باشد(!) نظام جمهوری اسلامی ایران برای همه کشورهای منطقه استقلال قائل است و ما به این نکته که هر کشوری باید بدون دخالت سایرین اداره شود، بهعنوان مبنا قبول داریم.
سخنان نسجیده دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیت ها تنها به موضوع عراق خلاصه نمی شود.وی چندی قبل نیز در اظهاراتی جنجالی گفته بود:««آذریها پیشتر کُرد بودند، بعد آذری شدند»!
در حالی که جبهه مقاومت در آستانه تحمیل یک شکست بزرگ برای تکفی ری ها و داعش قرار دارد، اینگونه اظهارات می توان بهای سنگینی در پی داشته باشد.
آیا وزارت خارجه و دولت از سخنان یونسی تبری می جوید؟ حداقل اصلاح میکند؟
سکوت رسانه های حامی دولت نیز در این موضوع جالب توجه است.این رسانه ها که بر سر تیتر روزنامه وطن امروز در ماجرای درگذشت پادشاه عربستان فریاد وامصیبتا بر آورده بودند اکنون در قبال سخنان نسنجیده یونسی سکوت را ترجیح داده اند.آیا برای اصلاح طلبان منافع ملی یعنی کشک؟!