1) در این بین اما درست است که تشکلها فرصت ازمون و خطا در کار را فراهم میکنند و معمولا کسی توقع اقدام صد در صدی بدون اشتباه را ازآنها ندارد ولی این مهم نباید سبب شود آرمان اصلی فراموش شود. به قول دوستان زمان دانشجویی که خبط را نمک کار می دانستند ولی زیادی آنرا موجب شوری و تباهی فعالیت تلقی می نمودند.
2) از اصلی ترین اشتباهات و نمک هایی که معمولا در کار دانشجویی و تشکلها رخ میدهد، اشتباه گرفتن اصل و فرع و عوض کردن جای انها با یکدیگر است، تا جایی آن اقدام فرعی به مرور ذات و هویت اصلی انها شده و ذره ذره از پرداختن به اصل کاسته و نهایت آش شور تشکیلاتی ، کار را به سرانجام نمیرساند و عمر و هزینه و وقت و... تلف میشود.
3) براستی هدف اصلی کار تشکیلاتی که نباید از آن غافل شد و هر اقدامی برآن فرع محسوب میشود چیست؟ بنظر حقیر اصل قضیه عبارتست از کادر سازی بر اساس معیارهای ناب اسلامی جهت کمک و یاری رساندن به ولی حکومت اسلامی.
4) این هدف الاهداف که خود جای بحث زیادی را میطلبد براستی با چه چیز بدست میآید: کار مطالعاتی عالمانه برنامه مند و مستمر در کنار تمرین اقدامات اجرایی. حلقه های فکری، تقویت مبانی معرفتی، کارتشکیلاتی بمعنای صحیح و البته رشد علمی
5) خوب چه اتفاقی میتواند این اصل را دستخوش تزلزل کند؟ کدام عامل توانسته ما را از اینها غافل کند؟ در گذر کدام گزاره به از هم پاشیدگی حرکت بسمت هدف میرسیم؟
6) تجربه سالهای متمادی بیداری دانشجویی نشان میدهد معمولا